درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: صفات رذیله
تاریخ: ۱۳/ ۱۲/ ۱۳۷۶
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی درباره اخلاق یعنی صفات رذیله و صفات حسنه از مهمترین مسائل در اسلام است پیش عقل است و در این باره یک مقداری در جلسات قبل صحبت کردم چیزی که باید توجه به آن داشته باشیم این است که اتفاقاً هر چه عقل ما می‏گوید واجب تر. هر چه قرآن و روایات می‏گوید واجب مؤکد معمولاً مردم به آن اهمیت نمی‏دهند و شاید یک در هزار باشد شاید کمتر اینکه در صدد باشد مهذب بشود. راستی اقلاً بیست و چهار ساعت یک ساعت هم درس اخلاق بخوانند مطالعه اخلاقی بکند در صدد باشد رضالت را از فضیلت بشناساند و آنجا که رضالت است در صدد رفع آن باشد کجا پیدا می‏شود الان شما نخبه‏ها آیا در بیست و چهار ساعت وقت حسابی برای این گذاشتید عموم مردم چنین هستند این یک مصیبت است یعنی از یک طرف قرآن ۱۱ تا قسم بخورد بعد از ۱۱ تا قسم بفرماید «قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها» پس از ۱۱ تا قسم با دو سه تا تأکید رستگاری فقط و فقط مال کسی است که مهذب باشد بی بهره است شقی است جهنمی است آن کسی که صفت رضیله‏ای بر دل او حکمفرما باشد این از یک طرف امّا از طرف دیگر اهمیت مسلمانها به این مسئله اهمیت روحانیت به این مسئله بسیار کم است و حالا چه باید کرد چه باید گفت و این جلسات قبل ما هم به خوبی به ما می‏فهماند اینکه اگر صفت رضیله‏ای باشد بالاخره کار خودش را می‏کند حالا ممکن است در مواقع عادی آتش زیر خاکستر باشد امّا یک وضع استثنایی بیاید جلو، کار خودش را می‏کند یعنی مثلاً یک آدم پول پرست ممکن است متقی باشد و وقتی متقی شد آن تقوایش جلو گیر باشد حق مردم را حق مردم بداند حق خودش را حق خودش بداند امّا یک وضع استثنایی بیاید جلو که یک دفعه به شما می‏گفتم ظاهراً می‏گفتم مرحوم حاج آقا حسین قمی آن مرجع تقلید که عالی بوده است انصافاً هم از نظر علم هم از نظر عمل بزرگان نقل می‏کنند ایشان با کمال شهامت می‏گفتند من تا یک میلیون عادل هستم یعنی می‏دانم اطمینان دارم یک میلیون به من بدهند بگوید دینت را به من بده نمی‏دهم اگر بگویند گناه بکن نمی‏کنم امّا حالا بیشترش را، بگویند قم را به شما می‏دهیم بگویند یک غیبت کن یک کسی را زمین بزن می‏فرمودند که نمی‏دانم چه کسی می‏تواند بگوید می‏دانم یک کسی بگوید که «و اللَّه لو اعطیت الا قالیم السبعه و ما تحت افلاکها علی ان اعصی اللَّه فی غلة اصلبها جلب شعیره ما فعلته» عالم هستی را به من بدهند بگویند که به یک مورچه ظلم بکن پوست جو را از دهانش بگیر من که علی هستم نمی‏کنم چه کسی می‏تواند حالا امیرالمؤمنین که به جای خود چه کسی می‏تواند این جور بگوید آن کسی که مهذب باشد راستی دنیای حرام پیش او اهون از همه چیز باشد امیرالمؤمنین در نهج البلاغه می‏گوید «دنیاکم» از بادی که از دماغ بز بیرون بیاید عطفة عنس دنیاکم از آن استخوان خوکی که در دست آدم خوره‏ای باشد دنیاکم که از این کفشی که وصله دارد و اصلاً هیچ ارزشی ندارد لذا همان هم بر می‏گردد به این که درخت رضیله این پول پرستی از دل باید کنده شود و در راه شرع در راه عقل بیفتد همان که امیرالمؤمنین می‏فرماید الا اینکه حقی را اثبات کنم باطلی را از بین ببرم و الا اگر صفت رذیله‏ای باشد حالا متقی نماز شب خوان و حسابی مقید به ظواهر شرع امّا کار خودش را می‏کند صفت رذیله کار خودش را می‏کند الا اینکه پروردگار عالم به واسطه تقوایش ترحمی بکند
ادامه مطلب »

درس اخلاق حضرت آیة اللَّه مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: شرح صدر
تاریخ: ۲۳/ ۷/ ۱۳۷۶
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
بحث درباره دستور العملی بود که خداوند متعال به پیغمبر اکرم داده بود برای اینکه بار سنگین نبوت را به منزل برساند و بحث در این جمله آخر این دستور العمل بود که می‏فرماید «واصبر علی ما یقولون واهجرهم هجرا جمیلا»[۱] راجع به جمله و اصبر علی ما یقولون یک مقداری صحبت کردم و بالاخره نتیجه گرفتم ای ام الفضائل یعنی صبر را همه باید داشته باشند و هر فضیلتی مرهون این صبر است اگر کسی بخواهد متقی بشود مسلم است صبر در معصیت می‏خواهد صبر در اطاعت می‏خواهد تا کمکم برای او ملکه صبر پیدا بشود اگر هم می‏خواهد استکمال سیر و سلوک پیدا بکند معلوم است در مشکلات باید صبر داشته باشد بتواند از کنار مشکلها بگذرددر جذر و مدها متوقف نشود تا این راه خار دار را بتوتند حل بکند این راهی که بقول بزرگان با دست چاه کندن،نه با مژه چاه کندن تا انسان بتواند از منزلی به منزلی تا بالاخره برسد به منزل لقاو با دست چاه کندن میدانید مشکل است با مژه چاه کندن میدانید تا سر حد محال است وآدم شدن راستی مشکل است اما ممکن . واین توقف بر صبر است و معمولا ما طلبه‏ها این صفت صبر را باید پررنگ داشته باشیم تااولاً ملکه تقوا برای ما پیدا بشود و بعد هم در رسیدن سیر و سلوکمان در تحمل این بار بزرگمان به منزل ان شاء اللَّه برسیم.
بحث امروز در آن جمله آخر است «و اهجرهم هجراًجمیلاً» یعنی یا رسول اللَّه اگر بخواهی این بار نبوت را به منزل برسانی سعه صدر میخواهد شرح صدر می‏خواهد انسان باید دریا دل باشد با بتواند در جامعه زندگی بکند تا بتواند بارهای سنگین را به منزل برساند وبالاخره تابتوانداگر مشکل است و قابل حل، حل کند اگر قابل حل نیست تحمل کند و معنای سعه صدر همین است اگر با مشکل با گره‏های کوری دست و پنجه نرم کند آنجا که می‏شود آن مشکل را آن گره کوری را با صبر با حوصله باز کند و اگر نشد آن گره کوری آن مشکل را حل کرد آن مشکل را تحمل بکند اگر می شود از کنار مشکل بگذرد اگر نمی‏شود از کنار مشکل بگذرد آن مشکل را تحمل کند با تحمل مشکل راه بپیماید قرآن شریف روی این سعه صدر خیلی پا فشاری دارد و آیات فراوانی راجع به این شرح صدر دریا دل بودن نازل شده است سوره الم نشرح به ما یک جمله بالای را می‏گوید و میفرماید که این سعه صدر بهترین نعمتهای خدا است و علاوه بر اینکه بهترین نعمتها ی خدا است انسان را به مطلوب انسان را به مقصود می‏رساند «بسم اللَّه الرحمن الرحیم الم نشرح لک صدرک» می‏دانید که خدا به پیغمبر گرامیش خیلی نعمت داده است نعمت علم، علم پیغمبر اکرم به اندازه یک ممکن علم دارد دیگر فرق بین علم او و علم خدا همن است که پیغمبر علم به ذات ربوبی نداردو الا «لافرق بینهم و بین اللَّه الا عنهم العباده» از نظر علمی یعنی علم ما کان و ما یکون و ما هو کائن به نحو علم حضوری پیغمبر اکرم دارند اما نمی‏گوید آیا علم به تو ندادم قدرتش هم همین است «ید اللَّه فوق ایدیهم» یعنی پیغمبر اکرم یعنی علی ابن ابیطالب این ید اللَّه است به اندازه‏ای که بشود به یک ممکن قدرت بدهند پیغمبر اکرم قدرت داد یعنی تمام قدرت‏ها درمقابل پیغمبر اکرم یک قطره از دریا بله با خدا تفاوت داشت قدرت او ذاتی است قدرت او عرضی این قدرت به ذات پروردگار دیگر درآن محیط قدرت ندارداما از آن ذات بیاید پایین دیگر آن قدرت الی ما رسول اللَّه اما نمی‏گوید یا رسول اللَّه آیا قدرت به تو ندادم و همچنین تا آخر به عبارت دیگر به قول حضرت امام «رضوان اللَّه تعالی علیه» به احدی نگفته جز ایشان بارک اللَّه خدا رحمتشان کند درجاتشان عالی است عالی‏تر ایشان می‏فرمایند که خداوند عالم دو تجلی داشت یکی تجلی با تمام اسماء و صفات حتی اسماء و صفات مستعسره چهارده معصوم پیدا شد یک تجلی با تمام اسماء و صفات حتی اسماء و صفات مستعسره قرآن پیدا شد ثقلین کم و بیش دیگران گفته‏اند اما نه اینجور آن هم گفته که «علّم ادم الاسماء کلها» یعنی اینکه پیغمبر اکرم متجلی خدا اما نه با تمام اسماء و صفات و ایشان می‏فرمایند ما از عقل استفاده می‏کنیم از کشف استفاده می‏کنیم ایشان ادعای شهود هم می‏کند از شهود استفاده می‏کنیم
ادامه مطلب »

درس اخلاق حضرت آیت اللَّه مظاهری«مدظله العالی»
موضوع: توصیه به مبلغین در ماه محرم
تاریخ:۲۶/ ۲/ ۱۳۷۵
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح‏لی صدری و یسّرلی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
بحث ما گرچه در کلمه مقدس خلوص و اخلاص بود ولی باشد ان‏شاءاللَّه برای چهارشنبه بعد از عاشورا.
بحث امروزمان راجع به دهه محرّم است که دهه مبارکی است و ما طلبه‏ها در دهه محرم می‏توانیم کار بکنیم و باید به این دهه محرم اهمیت زیاد بدهیم چنانچه اهمیت دادیم الحمدللَّه و همانطور که موج در کربلا، ظلم را ریشه‏کن کرد و اسلام را تا اینجا آورد، آن ادامه موج را روحانیت ایجاد می‏کند مخصوصاً در دهه محرم لذا در دهه محرم ما خیلی می‏توانیم کار بکنیم. امّا یک تذکراتی باید داده شود و در ذهن ما باشد.
تذکر اوّل اینکه ما اگر بخواهیم حرفهایمان تأثیر داشته باشد و بخواهیم آن موج را ادامه بدهیم و راستی آن یک ساعتی که وقت مردم را می‏گیریم به همان اندازه به مردم استفاده بدهیم. مثلاً اگر هزار نفر پای منبر ما باشند و ما یکساعت صحبت کنیم هزار ساعت وقت جامعه را گرفته‏ایم و ما باید جوابگوی این باشیم. هزار ساعت وقت جامعه را گرفتن، در مقابلش باید به اندازه هزار ساعت برای مردم نتیجه داشته باشد. لذا این منبرهای ما مطالعه می‏خواهد. مثلاً کسی سال گذشته ده تا منبر داشته نوشته و حالا دو مرتبه همین ده تا منبر را برود و سال دیگر هم همین طور و سینه‏اش تکرار مکرراتی باشد، منبرهایش تکرار مکرراتی باشد خوب معلوم است علاوه بر اینکه توهین برای خودش است، حرف را دیگر نمی‏خرند، حرف خوبش را هم دیگر نمی‏خرند و علاوه بر اینها توهین به روحانیت هم هست. باید ما مطالعه کنیم. برداشتِ از کلمات دیگران خوب است امّا شرط دارد. بعضی اوقات یک حرفهایی یک بزرگی می‏زند در یک جای خاصی، در یک مکان خاصی، حالا آنحرف از یک طلبه مبتدی بخواهد گفته شود، در یک دهی گفته شود؛ خوب این خیلی وقت‏ها خلاف فصاحت و بلاغت می‏شود.
در میان ما طلبه‏ های قم مشهور بود اینکه یکی از منبری‏های مهمّ قم بعضی اوقات اشاره می‏کرده به قبر حضرت معصومه(س) و می‏گفته معصومه مکرّمه شاهد باش. می‏گویند یک طلبه رفت در یک دهی و وسط منبر گفت معصومه مکرمه شاهد باش و برایش دردسر ایجاد شد.!!
ادامه مطلب »

درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: توحید افعالی
تاریخ: ۱۲/ ۶/ ۱۳۷۶
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
بحث گذشته ما درباره دستورالعملی بود که پروردگار عالم به پیغمبر اکرم داده بود و فرموده بود که بار سنگینی به دوش شما آمده است و اگر بخواهی این بار سنگین را به منزل برسانی به این دستورالعمل باید عمل کنید و این دستورالعمل بلافاصله همان وقتی که رسول اکرم مبعوث به رسالت شد و تشریف آوردند خانه و دراز کشیده بودند باز جبرئیل آمد و این آیات اوّل سوره مزمل را آورد «یا ایها المزمل قم اللیل الا قلیلاً انا سنقلی علیک قولاً ثقیلاً» ای کسیکه عبای نبوت به دوش تو بار سنگینی به دوش تو آمده است که این دستورالعمل برای همه خوب است برای اینکه انسان توفیق پیدا کند در کارهایش، برای اینکه بتواند دینش را ببرد، برای حفظ دین، برای حفظ آبرو این دستورالعمل به تجربه اثبات شده است امّا معلوم است برای ما طلبه‏ها خوب‏تر است برای اینکه بار سنگین روحانیت را بخواهیم به منزل برسانیم به این دستورالعمل باید عمل کنیم این دستورالعمل را یک مقداری در موردش صحبت کرده‏ام و رسید به آیه شریفه «رب المشرق و المغرب لااله الا هو حق فاتخذة وکیلاً» پروردگار عالم، پروردگار جهان است پروردگار همه جا که این از باب مثال است یعنی پروردگار همه و همه مؤثری هم در جهان نیست جزا و وقتی چنین باشد باید وکیل تو و او باشد یعنی مقام توکل برای اینکه این آیه یک مقدار واضح بشود این «لا اله الا هو» یعنی «لا اله الا اللَّه» یعنی چه؟ مشهور است در میان متکلمین، در میان بزرگان که این «لا اله الا اللَّه» می‏خواهد توحید عبادی را بگوید یعنی لا معبود الا اللَّه که د مقابل بت آنهایی که می‏پرستند آیه آمد آیه اسلام «لا اله الا اللَّه» لا معبود الا اللَّه یک مقداری هم از قرآن استفاده کنیم، از روایات استفاده کنیم بگوییم که این لا معبود الا اللَّه یعنی نه فقط عبادت مطابعت لذا اگر کسی مطابعت هوی و هوس بکند این توحید عبادی ندارد اگر کسی مطابعت از نفس اماره، مطابعت از شیطان بکند این توحید عبادی ندارد برای اینکه قرآن می‏گوید توحید عبادی ندارد «افرأیت من اتخذ الهه هوه واضله اللَّه علی علم» یعنی پیغمبر نمی‏بینی بعضی‏ها هوی می‏پرستند نه خدا هوی پرست که نداریم همین قدر که مطابعت از هوی بشود این آیه می‏گوید توحید عبادی ندارد وقتی می‏تواند بگوید معبود من فقط خدا، وقتی که هوی و هوس را مطابعت نکند یا در سوره یاسین می‏فرماید «الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لاتعبد الشیطان انه لکم عدو مبین» ما در ازل، در عالم با هم معامله کردیم تو شیطان پرست نباشی چرا شیطان پرست شدی؟ مراد این است که هر دو مطابعت از شیطان بکند توحید عبادی ندارد خواه نا خواه از این دو آیه استفاده می‏کنیم که هر دو مطابعت از غیر خدا بکند این توحید عبادی ندارد آنکه از هوی و هوس، از نفس اماره، صفات رذیله از دشمن‏های خدا مطابعت بکند این توحید عبادی ندارد لذا «لا اله الا اللَّه» را مشهور است در میان بزرگان که این توحید عبادی است
ادامه مطلب »

درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»

موضوع: عقل (۲)
تاریخ: ۲۵/ ۸/ ۱۳۷۹

اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.

بحث این چند جلسه درباره این بود که ما عقلمان را تا می‏شود کامل کنیم و این عقل چیز خوبی است و به هر که دادند همه چیز دادند هر کس هم نداشته باشد باید بگوییم هیچ ندارد اگر پول داشته باشد همان پول بر ضرر او است اگر علم داشته باشد همان علم بر ضرر او است بر ضرر جامعه او است و بالاخره اگر ریاست امکانات منهای عقل باشد به غیر ضرر چیزی ندارد لذا اگر بگوییم از علم مهمتر از تقوا مهمتر حتی از مسأله خودسازی مهمتر است اشتباه نکردیم و گفتم مراد از این عقل یعنی عقل تجربی بعضی‏ها ذاتاً فتانت کیاست دارند این نعمت بزرگی است از طرف خدا امّا ما باید این فتانت را کیاست را باور کنند و پرورش بدهند و آن کسانی که هم کیاست آنها هم فتانت آنها کم است از تجربه باید تجربه بیاموزند و باز عقل خودشان را هم بارور کنند و از میوه او هم خود و هم دیگران استفاده کنند بحث کم‏کم رسید به اینجا که ما یک کوچک‏های بزرگ داریم که ولو به حسب ظاهر امر کوچک است امّا برای کویبدن شخصیت برای کوبیدن نوع خیلی بزرگ است یک حرف کوچکی ممکن است ضرر به نوع ممکن است آتشی برافروزد و عالم را بسوزاند یک کار کوچکی که ممکن است به حسب ما خیلی ارزش ندارد ممکن است ضرر او خیلی بالا باشد به او می‏گویند کوچکهای بزرگ و یک مقداری درباره این کوچکهای بزرگ صحبت کردم و ما انصافاً می‏بینیم افرادی که مراعات این کوچکهای بزرگ را کرده‏اند چقدر برای خودشان برای جامعه شان مفید است مخصوصاً اهل علم، اهل علم مراعات کوچکهای بزرگ را بکند مواظب گفتارش باشد مواظب کردارش باشد مواظب آداب و رسوم اجتماعی باشد چقدر زینت برای دیگران است این جمله امام صادق (ع) را فراموش نکنید که به شاگردها می‏فرمودند که «کونوا دعاة الی اللَّه بغیر السنتکم» امر به معروف و نهی از منکر با زبان خوب است امّا بهتر از این با علم می‏فرمودند «کونوا لنا زینا و لاتکونوا علینا شینا» زینت ما باشید ننگ برای ما نباشید این روایت مشهور هم روایت خوبی است که راوی می‏گوید من رفته بودم درب خانه منصور دوانیقی جایزه بگیرم امام صادق (ع) رسیدند رفتند و در برگشت جایزه من را گرفته بودند و دادند به من و یک جمله گفتند فرمودند «الحسن لکل احد حسن و منک أحسن لمعانک منا و القبیح لکل احد قبیح و منک اقبح لمکانک منا» کار خوب از هر کس سر بزند خوب است از اهل علم خوب‏تر است از افرادی که منصوب به اسلام هستند از افرادی که منصوب به امام صادق (ع) است خوب‏تر است چرا چون که لمانک منا مربوط به اسلام هستند مربوط به روحانیت هستند نقص او نقص اسلام است زینت او زینت اسلام است زینت او زینت روحانیت است و شاید هم برای همین بوده که این نسبت دوری با امام صادق (ع) داشته و در خانه منصور دوانیقی ایستادن یک ذلتی بوده است و این ذلت، ذلت نوعی می‏شده و امام صادق (ع) راضی نشدند این ولو نسبت خیلی دوری با امام صادق (ع) دارند درب خانه منصور دوانیقی بایستد و برای او ذلتی باشد که ذلت او ذلت روحانیت است ذلت او ذلت اسلام است چنانچه او مناعت طبع یک طلبه داشته باشد این زینت برای امام صادق (ع) است زینت اسلام و روحانیت است بعضی اوقات یک چیزهایی ولو کوچک هستند امّا همین مقدار که برای روحانیت برای اسلام ضرر داشته باشد به این می‏گوییم کوچک‏های بزرگ در لباسش همین است در رفتار و کردار همین است و در گفتار بیش از اینها مصائب بزرگی جلو می‏آید آمدند به من شکایت کردند که شب پانزدهم یکی از اهل علم روی منبر خودش کف زده واداشته است دیگران هم کف زدند بعد هم شنیدم دیگر این اهل علم بی حیایی کرده آمده پایین توی مردم و کفو رقص و سوت و این بازیها به عنوان شب پانزدهم تولد امام زمان این معلوم است دیوانگی است این چقدر ضرر دارد این شب پانزدهم شب ننگی بود در اصفهان برای همین چه ننگ‏ها ارشاد اسلامی، چه ننگها رادیو و تلویزیون، تلویزیون کفَش را زد ارشاد اسلامی رقصش را کرد و اراذل و اوباش هم دزدی‏ها و خیانتها به نوامیس مردم کردند به عنوان شب پانزدهم ماه شعبان تولد امام زمان آنکه کف می‏زند گناه خیلی بزرگ است ما عقل نداریم فکرش را نمی‏کنیم دو سال قبل نزدیک بود بین دو ملت اختلاف بیفتد برای اینکه چهار تا از اراذل و اوباش به عنوان حاجی در موقع تحویل سال کف زدند توی مسجد الحرام غوغایی شد و حالا همان کار زشت در مسجد الحرام که نزدیک بود یک جنگ دو مملکتی پیدا بشود و نزدیک بود یک جنگی برای جمهوری اسلامی بشود همان کار را ما آوردیم توی مجالس مقدسمان آمده اینجا که تلویزیون نشان می‏دهد کف می‏زنند قرآن می‏گوید این حرام است
ادامه مطلب »

درس اخلاق حضرت آیة اللَّه مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: عقل (۱)
تاریخ: ۱۸/ ۸/ ۱۳۷۹
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
هفته گذشته راجع به عقل صحبت کردم و گفتم ما اهل علم باید کارهایمان عاقلانه باشد اول فکر می‏کنیم و بعد کار را انجام می‏دهیم و بی فکری که در روایات ما سفاهت است بعضی اوقات مصیبتهای بزرگ، بزرگ درست می‏کند مصیبت فردی مصیبت اجتماعی بعد هم رسید به آن جمله روانشناسها و آن جمله کوچک‏های بزرگ که معنایش این است یک امر در نظر ما کوچک است امّا برای کوبیدن شخصیت فردی، شخصیت اجتماعی خیلی بزرگ است و همین طور که در روایات آمده در قرآن آمده و عقل چیز خوبی است و چنانچه بی عقلی هم چیز بدی است به قول آن آقا چه خوش گفته است به هر دادی چه ندادی به هر که ندادی چه دادی اگر عالم را به یک کس بدهند سفاهت را بهش می‏دهند ذره‏ای ارزش ندارد آن سفاهت موجب می‏شود همان عالم برایش وزر و بال است امّا اگر عالمی را از او بگیرند و به جای او عقل به آن بدهند این یک سعادت است و می‏تواند دنیایش را تأمین کند می‏تواند به واسطه این عقل آخرتش را تأمین کند «لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر»[۱] اصلاً مثل اینکه در اسلام عقل را به کسی می‏گویند که بتواند آخرتش را تأمین کند و اگر نتواند آخرتش را تأمین بکند از نظر قرآن از نظر روایات این بی عقل است یعنی بی فکر است فکر نکرده آخرتش را فروخته به دنیا که حسرتش را هم در جهنم می‏خورد می‏گوید «لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر» اگر صفت رذیله‏ای بر انسان حکمفرما باشد اگر گناه روی دل انسان را سیاه کرده باشد دیگر معمولاً نمی‏تواند فکر بکند البته فکر دینی همان است که «لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر» و از طرف هم بی فکری بی عقلی به اندازه‏ای در قرآن کوبیده شده که می‏فرماید «ان شر الدواب عنداللَّه الصم البک الذین لایعقلون»[۲] پست از هر میکروبی آن انسان که عقل دارد ولی عقل را به کار نمی‏اندزد و تفکر ندارد آن آدمی که بی فکر است نظیر آدم کور نظیر آدم کر کار می‏کند این در قرآن شریف این قدر یک کسی را بکوبند ظاهراً یا این آیه از برترها است یا خود برتر از همه گوبندگی‏ها است «ان شر الدواب عنداللَّه الصم البکم الذن لایعقلون» بنابراین همه اوّل باید فکر کنند بعد کار بکنند یعنی عقلشان را به کار بیندازند و همین عقل را به کار انداختن هم موجب می‏ شود که عقل تقویت بشود اصلاً تقویت عقل به کار گرفتن عقل است یا هرچه از عقل بیشتر کار بگیریم او تقویت می‏شود یک قاعده کلی و این کار گرفتن از عقل یعنی اوّل فکر کردن بعد کار را انجام دادن این برای همه لازم است واجب است امّا برای ما لازم‏تر است و برای خاطر اینکه معمولاً عسوه هستیم و چون عسوه هستیم بعضی اوقات یک کار بی عقلی یعنی بی فکری این برای ما برای جامعه ما برای روحانیت برای شخصیت خیلی ضرر دارد ما در منبر هایمان یک باید پر محتوا باشد این عقل است نیم ساعت، سه ربع صحبت کردن امّا محتوی نداشتن خوب معلوم است این خیلی بد است و ما نمی‏توانیم اگر این جوری باشیم حکومت بر دل پیدا بکنیم جا باز بکنیم چنانچه اصلاً گفتار ما در خانه با رفیق در اجتماع در مجالس باید پرمحتوا باشد یعنی راستی حرف ما نه معنا دار باشد فقط مفید باشد برای دنیا برای آخرت راجع به غیر هم ما طلبه‏ها روایت داریم که پیغمبر اکرم یک کسی را یک جوانی را مُرد شرکت کردند در کفن و دفن و غسل او بعد مادرش به عنوان تشکر از پیغمبر اکرم به جوابش گفت دیگر برایت گریه نمی‏کنم برای خاطر اینکه می‏دانم سعادت‏مند شدی به دست پیغمبر اکرم به خاک رفتی وقتی مادرش رفت پیغمبر اکرم فرمودند چنان فشار قبری به این داد که استخوانهای سینه‏اش در هم شکسته شد گفتند یا رسول اللَّه آدم خوبی بود معلوم هم هست خیلی خوب بوده بله امّا «ما لا یعنی» زیاد داشت و این اثر وضعیش فشار قبر است و این ما لا یعنی معنایش همین اتس یعنی حرفی نه نتیجه دنیا را دارد نه نتیجه آخرت را و ما از این حرفها زیاد داریم مردم که معمولاً حرفهایشان چنین است اگر العیاذ باللَّه غیبت نباشد، تهمت نباشد، شایعه نباشد، امّا ما لا یعنی است حالا یک اهل علم هم توی مجلس هم یک ساعت صحبت کند و حرفهای این نه نتیجه دنیا را داشته باشد نه نتیجه آخرت را دیگر حالا چه برسد العیاذ باللَّه روی منبر ما در منبر اقلاً مثلاً صد نفر که پای منبر ما نشسته باشند حساب دارد ما باید این حسابها را بکنیم این فکرها را بکنیم نیم ساعت که صحبت بکنیم ۵ ساعت وقت جامعه را گرفته‏ایم و این جواب می‏خواهد همان طور که عمر خودمان تضیع بشود جواب می‏خواهد عمر جامعه هم همین طور است و حق الناس هم هست
ادامه مطلب »

درس اخلاق حضرت آیت اللَّه مظاهری«مدظله العالی»
موضوع: قلب
جلسه: شصت و دوم
‏تاریخ: ۳۰/ ۳/ ۱۳۸۰
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح‏لی صدری و یسرلی امری و احلل عقدة من لسانی یقفهوا قولی.
هفته گذشته راجع به قلب یک مقداری صحبت کردم و اینکه قلب اگر مهیا باشد جای نور خداست «قلب المؤمن عرش رحمان لا یَسعنی ارضی و لاسماعی ولکن یسعنی قلب عبدی المؤمن و نظیرش در روایات ما زیاد است و اینکه این کلمه قلب یک کلمه فوق‏العاده مقدسی است در فلسفه در عرفان در قرآن در روایات ما اشکالی نیست این روح ما «فی وحدته کل قوا» است یعنی روح ما فرمان می‏دهد به مغز ما فکر می‏کند فرمان می‏دهد به چشم ما می‏بیند فرمان می‏دهد به زبان ما می‏گوید و فرمان می‏دهد به دل ما احساسات، عواطف، فضائل در آن پیدا می‏شود و به روایت دیگر این دل ما جای فضائل است فضائل مربوط به مغز ما نیست این فضائلی که هر کدامش به دنیا و آنچه در دنیاست ارزش دارد مربوط به دل ماست اگر ما بتوانیم تخلیه کنیم بتوانیم موانع را رفع بکنیم خوب این دل ما است که محل فضائل می‏شود و محل فضائل می‏شود یعنی فضیلت‏ها همه همه مربوط به دل ماست در تفهیم و تفهم اگر علمی باشد مربوط به مغز ماست یعنی عقل ما مغز ما است که می‏داند یاد می‏گیرد اما دل ما است که می‏یابد جای یابیدنیها جای باورها جای یقینها دل ماست نه مغز ما نه عقل ما که وجدان اخلاقی هم اسمش را می‏گذارند نفس لوامه هم اسمش می‏گذارند در قرآن نفس لوامه گفته شده همه اینها مربوط به دل است آن نفس وقتی که توجه به دل پیدا کرد آن دل است که می‏فهمد می‏یابد آن دل است که عواطف که در او است به خرج می‏دهد احساسات می‏کند احساسات دینی، احساسات ملی، احساسات مردمی، و بالاخره این دل ما است که دارای همه فضائل انسانی می‏شود این اگر نفس ما یعنی روح ما حاکم باشد بر دل ما چنانچه العیاذبالله اگر شیطان نفس اماره این فرمان بدهد به دل ما جای رذایل می‏شود دل ما جای قساوتها می‏شود دل ما و جای احساسات غیر دینی می‏شود دل ما که در روایات آمده این دل دو دری است اگر آن دری که مربوط به عقل است آن در باز بشود این قلب می‏شود قلب انسانی می‏شود جای خدا می‏شود نور خدا و اما اگر شیطان بدمد در آن و آن در شیطانی باز بشود می‏شود یک شیطان، قساوتها و رذایلها از آنجا سرچشمه می‏گیرد به قول روایت می‏شود چراگاه شیاطین «فلولا ان الشیاطین یحومون علی قلوب بنی آدم لنظرو الی ملکوت السموات و الارض» روایت را بزرگان یعنی علمای علم اخلاق خیلی به آن اهمیت داده‏اند این دل ما اگر چراگاه شیاطین نباشد یعنی در دل ندمد نفس اماره ندمد شیطان در دل ما رذایل نباشد توانسته باشیم درخت رذالت را از دل بِکنیم این دیگر کارش می‏رسد به آنجا که می‏یابد قیومیت که دیگر همه چیز در مقابل آن پوچ است جز خدا دیگر در جهان چیزی نمی‏بیند جز خدا و این ملکوت السموات و الارض» یعنی توحید افعالی اگر انسان بتواند تهذیب نفس بکند
ادامه مطلب »

درس اخلاق حضرت آیة اللَّه مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: صبر و استقامت
تاریخ: ۶/ ۵/ ۱۳۷۸
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
این گونه صدمات برای شیعه مخصوصاً برای حوزه‏ها بوده است و ما باید از این گونه صحنه‏ها متذکر بشویم برای ما تذکر پیدا بشود و اگر تذکر پیدا شد از الطاف خفیه خدا می‏شود و اگر تذکر پیدا نشود آن وقت هم صدمه را خوردیم و هم نتیجه نگرفتیم ما باید توجه داشته باشیم که از وقتی شیعه پا برجا شد یعنی بلافاصله بعد از مرگ پیغمبر اکرم یا شهادت پیغمبر اکرم همه می‏دانید در زمان پیغمبر اکرم شیعه‏گری بود شیعه و رئیس شیعه و امّا این بالفعل شدنش یعنی بعد از سقیفه بنی ساعده یعنی سقیفه بنی ساعده جنازه پیغمبر روی زمین بود تشکیل شد شیعه گری هم مخالفت از سقیفه بلافاصله تشکیل شد که مرحوم کاشف الغطا، حاج شیخ محمد حسین آن مرد فقیه و مبارز و شجاع و بدرد بخور ایشان در آن کتاب عصر شیعه می‏فرمایند ۱۱۴ نفر مخالفت کردند سقیفه را و شیعه با ۱۱۴ نفر تشکیل شد ایشان می‏فرمایند ۱۱۴ نفر از علمای قوم از عقلای قوم می‏فرمایند مردها مثل سلمان و ابوذر و زنها مثل زهرا و اسماء بنت عمیس، فضه و ۱۱۴ نفر را ایشان می‏شمرند از عقلا از شجاع‏ها از علما این ۱۱۴ نفر همان وقت به قول ایشان در مضیقه شدید واقع شدند این کتک زدن زهرا علیهاالسلام را ما نباید ساده از آن بگذریم این بالاترین مصائب است بالاترین بی حیایی‏ها است که در اسلام واقع شده است امّا دشمن از همان اول شدت عمل و دوست یعنی شیعه هم از همان وقت استقامت صبر نباید ازاین جمله گذشت که نقل می‏کنند که دو سه نفر صحبت می‏کنند که چه وقت برای مردها مشکل‏تر از همه وقت هر کس چیزی می‏گفت یک کسی می‏گفت که مشکل‏ترین وقتها برای مرد این است که قرض داشته باشد نتواند ادا بکند یکی گفت غذا نداشته باشد برای زن و بچه‏اش ببرد یکی می‏گفت بچه‏اش چیز بخواد نتواند اجابت کند.
ادامه مطلب »

موضوع: نبوت و ولایت
تاریخ: ۹/ ۴/ ۱۳۷۸
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
امشب شب عید نبوت و ولایت است و این نظر امشب و فردا کم نظیر در اسلام است هم عید نبوت است هم عید ولایت مولود پر برکت پیامبر گرامی معلوم است که سعادت خیلی بالا است و از نظر روزی بهتر از امشب و فردا نداریم و ولادت پر برکت امام صادق علیه‏السلام بر عالم تشیع بر عالم اسلام مخصوصاً بر ما طلبه‏ها این هم افزوده به افتخار امشب و فردا می‏کند لذا من این عید بزرگ را یا این دو عید بزرگ را به همه شما تبریک می‏گویم و از طرف شما هم این دو عید بزرگ را به ساحت مقدس حضرت ولی عصر و مقام معظم رهبری تبریک می‏گویم و از طرف شما از حضرت زهراعلیهاالسلام می‏خواهم که یک نظر لطفی به جامعه اسلامی به جامعه تشیع امشب و فردا بفرماید یک نظر لطفی به جلسه ما بفرمایند و ان شاء اللَّه امشب و فردا مورد لطف حضرت زهراعلیهاالسلام باشیم این جلسه الان مورد لطف حضرت زهرا علیهاالسلام باشد و من به همین تناسب یک اشاره‏ای راجع به کار حضرت رسول و کار امام صادق می‏کنم و از آن نتیجه می‏گیریم ان شاء اللَّه نتیجه اخلاقی برای خود شما می‏دانید که حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم برای اسلام عزیزش خیلی زحمت کشید بعضی از بزرگان این سوره انشراح را این جور معنی کرده‏اند که «الم نشرح لک صدرک و وضعنا انک وزرک الذی انقض ظهرک» گفتند که معنایش این است که منت گذاشتند بر سر پیغمبر با رسول اللَّه مگر مصیبتهای کمر شکن مکه را از روی کمرت بر نداشتیم؟ برداشتیم در حالی که هشتاد و چهار جنگ در ده سال برای پیغمبر در مدینه جلو آوردند و دائماً پیغمبر اکرم در جبهه بودند در جنگ بودند هشتاد و چهار جنگ در ده سال نبود امکانات جرجی زیدان می‏گوید که در بعضی جنگها که به جنگ موته مثال می‏زند یک دانه خرما را یک نظامی آبش را خورد و سفلش را می‏داد به نظامی‏های دیگر حالا این قضیه درست باشد یا نباشد همه می‏دانیم که هشتاد و چهار جنگ و نبود امکانات بوده به قول همین جرجی زیدان می‏گوید اسب و شتر نداشت سوار بشود کفش نداشت پا بکند و پا برهنه جنگ می‏رفتند پاها زخم می‏شد کهنه به پا می‏بستند جنگ ذات الرقاء همین است جنگ ذات الرقاء را ذات الرقاء گفتند برای بود که همه مسلمانها پاهایشان زخم شد و کهنه بستند به پاهایشان یا غالب افراد در حالیکه هشتاد و چهار جنگ جلو آمد در مدینه با نبود امکانات امّا ببینید آن مصیبتهای کمر شکن مگه چی بوده که پروردگار عالم می‏فرماید ما مصیبتهای کمر شکن مکه را از کمر تو برداشتیم انصافاً این بیست و سه سال پیغمبر خیلی صدمه خوردند صدمه جنسی مخصوصاً صدمات روحی، مو مو جلو رفتند موانع به اندازه‏ای که هر چه یک مو جلو می‏رفتند یک وجب برمی گشتند امّا این پشتکار حضرت این فعالیتها با نبود امکانات به عبارت دیگر این فعالیتها در آن زمین سنگلاخ پیغمبر اکرم توانست درخت اسلام را علاوه بر اینکه ریشه دار بکند بارور هم بکند «مثلاً کلمتةً طیّبة کشجرة طیّبه أَصلُها ثابتً و فرعها فی السّماء»[۱] مصداق کاملش وقتی پیغمبر از دنیا رفتند راجع به اسلام چه در همین سوره انشراح همین را می‏فرماید «و رفعنا لک ذکرک» پیغمبر بله صدمه خیلی بود مصیبتهای کمر شکن مکه بود مصیبتهای کمر شکن مدینه بود امّا بالاخره «و رفعنا لک ذکرک» بعدش هم وعده داد آن هم مکرر سند داد آن هم سند قرآنی که این درخت جهانی خواهد شد «هو الذی الرسل رسوله بالهدی و دین الحقّ لیظهره علی الدّین کلّ ولو کره المشرکون»[۲] مانع هم هر چه بالا بالاخره درخت اسلام جهانی می‏شود پرچم اسلام روی کره زمین افراشته می‏شود که در آیات دیگر می‏گوید به دست ما به دست مستضعفین به دست افراد صالح و شایسته به دست کسی که به یک دستش قرآن به دست دیگرش ولایت یعنی ما شیعه‏ها امیدواریم همین نسل باشد به رهبری حضرت ولی عصر پرچم اسلام روی کره زمین افراشته می‏شود این وعده الهی است که سند قرآن دارد این راجع به حضرت رسول که صدمه کمر شکن صدمه فوق العاده از نظر روحی از نظر جسمی امّا فعالیت استقامت بالاخره آنکه حضرت رسول می‏خواستند البته اگر مانع نبود آن کاری که حضرت ولی عصر می‏خواهند بکنند حضرت رسول می‏کردند این همه ائمه طاهرین همین است در روایات هم داریم که اگر مانع نبود این کارها را امیرالمؤمنین می‏کردند یا اینکه غیبتی در کار نبود این غیبت در کار آمد برای خاطر موانع است موانع این انسانها جلو آوردند تا کار رسیده به اینجا که هنوز جهانی نشده این راجع به حضرت رسول، راجع به امام صادق هم همین است امام صادق علیه‏السلام از نظر عمر بیش از همه عمر کردند از نظر حکومت و امامت هم بیش از همه حکومت و امامت ایشان بوده تقریباً سی و پنج سال بوده تقریباً سی سالگی به امامت رسیده‏اند و عمر مبارک ایشان تقریباً شصت و پنج سال بوده لذا تقریباً سی و پنج سال امامت ایشان بوده و امامت ایشان در یک بحرانهای عجیبی بوده است اولاً انتقال حکومت از بنی امیه به بنی العباس و بعد هم شدت عمل از بنی العباس نسبت به همه مردم مخصوصاً راجع به شیعه بحران بوده همیشه بحران بوده یک وقت بحران نباشد نبوده فرصتها بوده یک فرصتهایی برای امام صادق جلو می‏آمده امّا بحران همیشه بوده تنش همیشه در این سی و پنج سال بالا بوده خیلی بالا بوده و در این تنش‏ها در این بحرانها هر وقت فرصتی جلو می‏آمده امام صادق کارشان را می‏کردند. امّا این را هم طلبه‏ها باید توجه کنیم که فقط امام صادق نبوده طلبه‏های زمان امام صادق آن هم فرصت شناس فرصت یاب وظیفه شناس وظیفه یاب بودند آن وقت که فرصت نبود به حسب ظاهر ساکت بودند حوزه‏ای توی کار نبود بعضی اوقات تنش بحران به اندازه‏ای بود که راوی می‏گوید من رفتم خدمت امام صادق در حیره تبعیدگاه حضرت بوده بین بصره و کوفه یک جای ییلاقی است که اینها می‏رفتند حضرت را آنجا تبعید کرده بودند می‏گوید من رفتم خدمت ایشان دیدم که «و الباب علیه نعلق و الستر علیه المرخا» به اندازه‏ای برای حضرت سخت بود که علاوه بر اینکه درب بسته بود پرده هم انداخته شده بود که می‏گوید من بغض کردم حضرت تسلی دادند بعضی اوقات این جور بود که خیلی محدود می‏شدند هم شاگردها هم خود حضرت اینها منتظر فرصت بودند همان جا یعنی حیره وقتی که منع این جوری برداشته می‏شد ناگهان می‏دیدم که امام درس را شروع می‏کردند با صد نفر، دویست نفر، اگر کوفه بودند چنین بود اگر حیره بودند چنین بود اگر مکه بودند چنین بود راوی در مکه می‏گوید که یک فرصت دیدم که هزار و دویست نفر در مسجد الحرام می‏گویند قال الصادق و قال الباقر اگر هم در مسجد رسول اللَّه بود که دیگر آنجا جلسه درس و سه چهار هزار نفر من نمی‏دانم چه جوری اداره می‏شده راستی سه چهار هزار نفر از سنی و شیعه قال الصادق و قال الباقر شاید اگر شما این فرصتها را از این سی و پنج سال بیرون بکشید حتماً ده سال نمی‏شود مابقی شکنجه بوده تبعید بوده مابقی تحریم درسی بوده که بعضی اوقات هم این جوری که می‏گفتند درس باشد امّا هر کسی می‏خواهد درس برود یک دینار بدهد که قضیه آن کسی که می‏گفت می‏خواستم بروم درس ابو حنیفه بعد که مغازه باز شد برم درس ابو حنیفه یک دینار بگیرم بیام بروم درس امام صادق آن دینار را بدهم که این کار را نکردم بالاخره بعضی اوقات این جوری است دکان باز بود در مقابل حقیقت امام صادق در مقابل فقه امام صادق ابو خنیفه تراشیدند قُتاده تراشیدند می‏دیدند نمی‏تواند جلوی درس را بگیرند دکان باز می‏کرد در مقابل معارف امام صادق صوفی گری تراشیدند سوفیانهای صوفی تعیین هم می‏کردند پول می‏دادند حسابی ابو حنیفه درس می‏گفت هر کسی که می‏رفت آنجا روزی یک دینار می‏دادند و در مقابل حقیقت امام صادق‏علیه‏السلام در مقابل واقعیتها دکانهای این جوری باز شده بود حق رسید کار به آنجا که مرتدین که نباید رد مسجد الحرام وارد بشوند نباید حرف بزنند به نام آزادی جلویشان را باز کرده بودند آزاد حرف می‏زدند آزاد علیه اسلام چیز می‏گفتند اینها برای امام صادق خیلی مشکل بود امّا حالا چرا آزادی را آورده بودند به خاطر همین که امام صادق علیه‏السلام را کنترل بکنند یا حتی مثلاً اینها جلسه می‏گرفتند برای اینکه شاید می‏دانستند هم که نمی‏شود امّا وقتی انسان در حال غرق باشد. جلسه می‏گرفتند به ابو حنیفه به ابو قتاده می‏گفتند که مسئله تهیه کنید و آن جمله روانشناسی زشت را به افراد می‏گفتند عمل کنید که قتاده حرف می‏زند گوش کنید اگر قتاده حرف می‏زند تأیید کنید امام صادق علیه‏السلام می‏خواهند حرف بزنند تبسم کنید با هم حرف بزنید گوش به حرفشان ندهید تا هو بشود یعنی حاضر بودند به اینکه امام صادق علیه‏السلام را در یک جلسه هو بکنند که بعضی اوقات امام صادق علیه‏السلام تصرف ولایی می‏کردند می‏دیدند که اگر العیاذ باللَّه هو بشوند آنجا گیر که نمی‏افتند ولی هر کسی باشد از میدان در می‏رود در وقتی که بخواهد حرف بزند بیایند من، من کنند تبسم کنند غوغا سالاری، غوغا سالاری که الان هست یا بوده از نظر روانی خیلی بالا است غوغا سالاری کنند لذا این قضیه قتاده قرار بود که کسی پیش پای امام صادق پا نشود قتاده را آوردند پهلوی امام صادق نشاندند چند مسئله تهیه کرده بود از امام صادق بپرسد امام صادق را هو بکنند و وقتی امام صادق وارد شد خود منصور اول کسی بود که پا شد و آمد دم درب و همه پا شدند ابهت امام صادق جلسه را گرفت خیال می‏کنم تصرف ولایی بود ابهت امام صادق جلسه را گرفت بعد خود امام صادق نطق در آوردند گفتند که به منصور که برای چه چیزی من را آوردی اینجا گفت که می‏خواهیم مسئله بپرسیم به قتاده گفتند که چه می‏گویی: بگو گفت یابن رسول اللَّه پنیر خوردن چه جور است آقا تبسم کردند گفتند چهل تا مسئله این است پنیر خوردن طوری نیست «کل شی‏ء لک حلال حتی تعلم» آن وقت گفت که نه یابن رسول اللَّه چهل تا مسئله قامض تهیه کرده بودم همه یادم رفت امام صادق علیه‏السلام فرمودند می‏دانی کجا نشتی می‏دانی چرا یادت رفت «فی البوت اذن اللَّه ان ترفع»[۳] گفت یا ابن رسول اللَّه به خدا قسم این بیوت خانه نیست خشت و گل نیست شمائید اهل بیت هستند. این کارها را می‏کردند امّا بالاخره در همان بی تنش‏ها در همان بحرانها امام صادق‏علیه‏السلام از یک فرصت استفاده می‏کرد و افتخار امام صادق علیه‏السلام نظیر افتخار پیغمبر است او قرآن این عترت «انی تارکم فیکم الثقلین کتاب اللَّه و عترتی» قرآن مال پیغمبر است با زحمات بیست و سه ساله و عترت مال امام صادق علیه‏السلام است با زحمات سی و پنج ساله الحمدللَّه شیعه فقهی دارد که یک افتخار برای عالم اسلام می‏دانید سنی فقه ندارد استاد بزرگور ما حضرت آیت اللَّه بروجردی بعضی اوقات تأسف می‏خوردند تأسف هم بالا است انصافاً که انسان چقدر نامرد می‏شود بعضی اوقات یک افراد سیاستمدار هستند امّا مرد هستند دزدند امّا مرد هستند این تعریف دارد به من می‏گفت که من رفتم دزدی و وقتی وارد خانه شدم دیدم که زن نیم عریان روی تخت خوابیده و هیچ کس هم نیست من اول رفتم یک چادر پیدا کردم اول انداختم روی آن زن رفتم دزدی کردم و رفتم این دزد است امّا مرد است خیلی خوب است راستی تعریف دارد یا می‏گفت که یکی دیگر گفته بود رفتم دزدی برخورد کردم به یک کیسه اشرفی دیدم کاغذی رویش قرآن نوشته گذاشته روی اشرفی‏ها من کیسه را بر نداشتم و اگر کیسه را بر می‏داشتم این عقیده‏اش راجع به قرآن کم می‏شد و من نخواستم عقیده این راجع به قرآن متزلزل بشود از کیسه اشرفی گذشتم این دزد است امّا مرد است مثل این دزدهای امروز نامرد نیستند این نامردی خیلی بد است این خیلی زشت است که انسان دزد دین باشد امّا نامرد هم باشد در زمان امام صادق‏علیه‏السلام این جوری این جمله آقای بروجردی، آقای بروجردی ناراحت بودند خیلی می‏گفتند این سنی‏ها در فقه ششصد روایت بیشتر ندارند می‏گفتند که یک ثلث از آن مال عیاشه است ایشان می‏گفتند عایشه خانم یک تبسم هم رویش می‏کردند دو ثلث هم مال کعب الاحبارها مال ابی قریرهها می‏گفتند که روایت صحیح سند از نظر خودشان خیلی کم داریم آن وقت یک آه می‏کشیدند می‏گفتند بعضی از روایات نسبت داده شده به امیرالمؤمنین علیه‏السلام بعد می‏فرمودند به تجربه برای من اثبات شده هر روایتی رکاکت داشته باشد از نظر لفظ یا از نظر معنی این را نسبت به امیرالمؤمنین دادند روایت فقهی و رکاکت لفظی یا رکاکت معنوی این مال امیرالمؤمنین یک سنی یک مذهب ششصد روایت امام صادق علیه‏السلام چه کرد کمش این وسایل الشیعه یک فقه از نظر مدرک به تمام معنی استغنا بعد هم سنی قبول دارد که این عترت پیغمبر اکرم است سنی قبول دارد این مال امام صادق‏علیه‏السلام نیست برای اینکه وقتی به امام صادق علیه‏السلام به امام باقر علیه‏السلام می‏گفتند این را از کجا آوردی می‏گفت من از پدرم، پدرم از پدرش، پدرش از پدرش، پدر از رسول اللَّه و رسول اللَّه از خدا و این مسلم است پیش همه است که عترت قرآن عترتی که بیش از هزار روایت از سنی و شیعه رویش است «انی تارکم فیکم الثقلین کتاب اللَّه و عترتی» این را امام صادق آوردند قرآن تلو عترت عترت تلو قرآن این مال امام صادق است فقهی که تا روز قیامت علم هر چه پیشرفتش بیشتر این فقه سعیش بیشتر درخشندگی بیشتر و بالاخره فقه شیعه اثبات می‏کند خاتمین را فقه شیعه اثبات می‏کند اینکه می‏تواند این انسان به فقه اداره بشود هر چه علم بالا برود بهتر می‏تواند این فقه شیعه انسان را اداره بکند خیلی زحمت کشید امام صادق خیلی کشته داد حوزه امام صادق دسته جمعی این طلبه‏ها را در زندان می‏کردند از گرسنگی می‏مردند و وقتی می‏مردند دفن نمی‏شدند اینها می‏گندیدند در مقابل یکدیگر و بالاخره هم سقف سرد آب را خراب می‏کردند روی اینها و گور دسته جمعی زحمت خیلی زحمت خیلی کشیده شد. طلبه‏های امام صادق همین زراره من نمی‏دانم ما در روز قیامت چه جور جواب زراره را می‏دهیم یعنی همین شما طلبه‏ها نمی‏دانم چه جور می‏دهید همین زراره در حالتهایش می‏خوانیم که یک تاجر بود شش ماه تجارت در کوفه می‏کرد بزاز بود بعد به عنوان حج می‏آمد مکه امّا نمی‏خواست حج بجا بیاورد به عنوان زیارت رسول گرامی می‏آمد مدینه نمی‏شد خدمت امام صادق نرود وحشت و ترس بود ایشان محدود بودند نصف شب می‏آمد خدمت امام صادق دیگه از نصف شب تا می‏شد صبح این دفتر چه را یک یک می‏پرسید مسائل کوفه یادداشت کرده بود جوابش بعضی اوقات می‏رسید به اینجا همان جا هم تقیّه بود امام صادق علیه‏السلام جواب نمی‏داد تا جواب نمی‏داد بارک اللَّه به این عقیده‏ها تسلیم را ببین می‏گفت یابن رسول اللَّه وظیفه من این است که من مسئله یادداشت بکنم در این اوضاع خفقان بیایند پیش شما از شما بپرسند شما هم یک وظیفه دارید اگر وظیفه شما این است که جواب بدهید بده جواب نمی‏دهید هیچی من جواب مسئله را نمی‏نویسم بالاخره بعضی اوقات جواب هم داده نمی‏شد امّا بالاخره بعضی اوقات جواب هم داده نمی‏شد امّا بالاخره یک دفترچه می‏شد در این شبها همین که مسائل است، این جوری صاف می‏خوانیم می‏رویم جلو می‏رویم و هیچ نمی‏گویم رحمة اللَّه علی زراره این جوری جمع شده زحمت کشیدند طلبه‏ها، خود امام صادق حوزه امام صادق حوزه پرباری بود خوب نداشتیم دیگر امیرالمؤمنین نتوانستند امام حسن و امام حسین نتوانستند نگذاشتند، نگذاشتند به اندازه‏ای که در تاریخ می‏خوانیم یک کسی آمد یک مسئله پرسید از ابن عباس در مقابل امام حسن و امام حسین علیه‏السلام ابن عباس خجالت کشید جواب بدهد آقا امام حسن جواب داد با این یک بی اعتنایی از مسئله گذشت قبول نکرد جواب نکرد امام حسن مجتبی را منتظر که ابن عباس جواب بدهد که ابن عباس هم عصبانی شد گفت فرزند پیغمبر دارد جواب تو را می‏دهد و تو بی اعتنایی می‏کنی وای به این بعضی این مردم که چه مصیبتها بار می‏آورند بالاخره نگذاشتند امام سجادعلیه‏السلام ۲۵ سال حکومت ایشان بود امّا سالها ایشان رفتند و بادیه نشین شدند یعنی رفتند توی بیابانها و آنجا عبادت می‏کردند نمی‏پذیرفتند نمی‏گذاشتند نمی‏شد یک مقدار کمی امام باقر زمینه درست کردند بعد حوزه که امام باقر هم حوزه نداشتند حوزه شد مال امام صادق تشکیل حوزه لذا حوزه علمیه کی تشکیل شد حوزه علمیه طلبگی زمان امام صادق تا الحمدللَّه تا اینجا آمده امّا زحمت خیلی بود مشقت خیلی بود می‏خواستند یک نتیجه بگیرند مزاحم نشوند و خلاصه اینکه یک ما باید قدردانی از نبوت و ولایت را با عمل مان با گفتارمان فهماندن به مردم که این قرآن و عترت همین جوری به دست ما نیامده است و «و وضعنا عنک وزرک الذی انقض ظهرک» روی آن بوده تا به دست ما رسیده این یکی و یک دیگر هم این که بی رنج گنج میسر نمی‏شود این سنت اللَّه است «فلن تجد لسنّت اللَّه تبدیلاً فلن لسنّت اللَّه تحویلاً»[۴] ما بخواهیم همین جوری ملا شویم خوب نمی‏شود اگر می‏شد امام صادق بدون دردسر پیغمبر اکرم هم قرآن درست می‏کرد هم عترت بدون دردسر امّا نمی‏شود سنت اللَّه این است که علم رنج می‏خواهد گنج علم رنجها می‏خواهد رسیدن به معشوق صدمه‏ها می‏خواهد و اگر ما بخواهیم ملا بشویم ملا شدن خیلی مشکل است خیلی مشکل است و باید هم ملا بشویم اگر در این وقت الان در زمان ما همین حوزه علمیه اصفهان اگر کسی استعداد ملا شدن داشته باشد و نشود مسئول است من خیال می‏کنم برای بسیاری از درس خواندن واجب عینی باشد نه واجب کفایی واجب عینی این حوزه اصفهان را باید یک حوزه نمونه کنید شما نمی‏کنید شما دیگر روز قیامت هم حتماً باید جواب دهید جواب هم ندارید الا ان شاء اللَّه با شفاعت بهشت رفتن و الا مگر می‏شود جواب بدهیم مگر می‏توانید جواب دهید به خدا نمی‏توانید جواب دهید مسئول هستید این حوزه اگر نمونه نشود همه شما مسئولید من اباب الی محراب مسئولید امام صادق می‏گوید من با آن همه زحمتها با آن همه مشقتها من حوزه درست کردم شما با این حوزه چه کردید. خدایا یه حق پیغمبر اکرم و امام صادق علیه‏السلام با آن همه مشقتها با آن همه زحمتها ما را قدردان این اسلام عزیز قدردان این تشیع عزیز بفرما.
و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.
________________________________________
۱٫ سوره ابراهیم، آیه ۲۴٫
۲٫ سوره توبه، آیه ۳۲٫
۳٫ سوره نور، آیه ۲۶٫
۴٫ سوره فاطر، آیه ۴۳٫

درس اخلاق حضرت آیة اللَّه مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: شناخت روحانیت (۴)
تاریخ: ۳۱/ ۶/ ۱۳۷۸
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.
بحثی که نمی‏دانم به چه تناسب جلو آمد بحث ارزنده‏ای است بحث خوبی است برای ما هم مشوق ما است و هم تعیین وظیفه برای ما است و هم شناخت وظیفه و انشاءاللَّه در آخر کار هم شرائطی که برای ما است با هم مذاکره بکنیم شاید بحث خوبی در بیاید این دو سه جلسه راجع به اهمیت کار روحانیت مذاکره شد که این کار روحانیت کار ما طلبه ‏ها کار مهمی است انصافاًو این ادامه همین جهاد است جهاد فی سبیل اللَّه و این جمله‏ای که در روایات ما آمده «دماء العلماء افضل من الدماء شهدا» این از نظر عقلی هم درست است برای اینکه کار ما روحانیت کار ما طلبه‏ها ترویج دین است و اگر کار ما نباشد آن جهاد اصطلاحی هم نیست یا بی رنگ است یا کم رنگ است از این جهت هم ثوابهای عجیبی بار شده بر کار ما شیعه و سنی نقل می‏کنند اینکه در جنگ خیبر مسلمانها روز اول شکست خوردند و سنی، شیعه نقل می‏کند علم را داده بودند به ابوبکر علم دار ابوبکر بود روز دوم هم شکست خوردند و علم دار عمر بود و روز سوم هم شکست خوردند علم دار عثمان بود حالا این قضیه اتفاقیه چه جور اتفاق افتاده شیعه نقل می‏کند تاریخ نویس‏ها معمولاً ابن ابی الحدید معتزلی، کامل ابن اثیر مروج الذهب تاریخ بغداد معمولاً این تاریخ نویس‏ها نقل می‏کنند روایتی هم که می‏خواهم بخوانم این روایت در کتب روائی اهل تسنن و تشیع آمده است و بنا بر آنچه نوشته‏اند یک حال شکستگی در میان مسلمانها پیدا شده بود چنانچه یک حالت جسوریت در لشکر کفر پیدا شده بود به عبارت دیگر اسلام در مخاطره عجیبی واقع شده بود پیغمبر اکرم مثل اینکه توی نماز مغرب و عشا فرمودند فردا علم را می‏دهم دست کسی که من و خدا را دوست بدارد و خدا و من هم او را دوست بداریم که باز سنی‏ها نقل می‏کنند از قول عمر که عمر می‏گوید من صبحی هی خودم را نزدیک می‏کردم به پیغمبر اکرم شاید چشمش به من بیفتد و علم را بدهد دست من و بعد از نماز صبح امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام را پیغمبر خواستند شاید همین بادمجان دور قاب چینها گفتنند چشمانشان درد می‏کند و اصلاً جبهه نرفته جبهه نمی‏تواند برود ایشان فرمودند که بیاید، آمد و با معجزه چشمهای امیرالمؤمنین را پیغمبر خوب کردند یعنی آب دهن مالیدند به چشمهای امیرالمؤمنین چشمهای ایشان خوب شد علم را دادند دست ایشان فرمودند سوار شو و آمدند دیگر در جبهه و در پشت جبهه و امیرالمؤمنین را سوار کردند، امیرالمؤمنین در حرکت هستند او سواره پیغمبر اکرم پیاده، حالا پیغمبر اکرم می‏خواهند یک جمله بگویند از نظر ما طبله‏ها یعنی از نظر مطوّل ما طلبه‏ها از نظر فصاحت و بلاغت باید حساس‏ترین جملات گفته شود آنکه سنی و شیعه در کتاب روائی و در این کتابهای تاریخی نقل می‏کند این است که پیغمبر اکرم فرمودند «یا علی لئن یهدی اللَّه بک رجلاً خیرٌ لک من الدنیا و ما فیها» داری جبهه می‏روی، جبهه این جوری که اسلام در مخاطره است که یک شمشیرش که دیگر آن «ضربة علی یوم الخندق افضل من عبادة ثقلین» این مسلم از باب مثال است همین شمشیر حالا هم «افضل من عبادة ثقلین» است یعنی الان که امیرالمؤمنین بروند پیروز بشوند و برگردند اسلام پیروز شده و وقتی اسلام پیروز بشود همان است که یک شمشیر «افضل من عبادة ثقلین» این قدر ثواب است امّا فرمودند یا علی اگر کار طلبگی بکنید اگر بتوانی یک نفر را بسازی این از دنیا و آنچه در دنیا است برای تو بهتر است یعنی از جنگ خندق، از جنگ احزاب، از همین جنگ، از جنگهای دیگر از این ۸۴ جنگی که پشت سر گذاشتی از آن پنج سالی که مظلومی در عالم مثل تو نیامد از همه اینها افضل اینکه کار طلبگی بکنی بتوانی یک نفر را بسازی «لئن یهدی اللَّه بک رجلاً خیرٌ لک من الدنیا و ما فیها» این پیام برای این است امیرالمؤمنین که هر چه به او گفته شود، او که همه این چیزها را می‏داند و همه این راهها را هم قبلاً رفته است و همه این چیزهایش او مبین است
ادامه مطلب »

درباره‌ی این وبلاگ

این پایگاه توسط تبیان گیلان برای واحد مبلغین طراحی و راه اندازی شده است. تمام حقوق آن متعلق به مرکز تحقیقات اینترنتی تبیان گیلان و اداره کل تبلیغات اسلامی استان گیلان است..

تصاویر

دسته‌ها

بایگانی

  • admin: علیک سلام اگر سرزیرآب نرود روزه باطل نیست من الله التوف [...]
  • admin: علیک سلام اگر ازانجا شمااعراض نکرده باشید یعنی قصد ترک [...]
  • admin: علیک سلام روزه باطل نیست غسل نمخواهد شستن کافی است من ا [...]
  • admin: علیک سلام دراینصورت روزه باطل است البته اگرقبل ظهربه م [...]
  • admin: علیک سلام صرف داشتن منزل ملاک صحت روزه نیست مگر اینکه آ [...]