روز سی ام
احکام زکات فطره
۱- کسی که مخارج سال خود و عیالاتش را ندارد و کسى هم ندارد که بتواند مخارج سال خود و عیالاتش را بگذراند فقیر است و دادن زکات فطره بر او واجب نیست.
۲- انسان باید فطره کسانى را که در غروب شب عید فطر نان‏خور او حساب مى‏شوند بدهد: کوچک باشند یا بزرگ، مسلمان باشند یا کافر، دادن خرج آنان بر او واجب باشد یا نه، در شهر خود باشند یا شهر دیگر.
۳- اگر کسى را که نان‏خور او است و در شهر دیگر است وکیل کند که از مال او فطره خود را بدهد، چنانچه اطمینان داشته باشد که فطره را مى‏دهد، لازم نیست ‏خودش فطره او را بدهد. حضرت امام خمینی ره)
نماز شب سی ام
دوازده رکعت (شش تا دو رکعتی)، در هر رکعت بعد از حمد بیست مرتبه سوره توحید و بعد از سلام صد مرتبه صلوات.
ثواب: حضرت علی(ع) فرمود: ختم می‏کند خدای تعالی از برای وی به رحمت.
شرح دعا
اللهم اجعل صیامی فیه بالشکر و القبول علی ما ترضاه و یرضاه الرسول محکمه فروعه بالاصول بحق سیدنا محمد و اله الطاهرین و الحمد لله رب العالمین.
خداوندا در این روز روزه مرا با جزای خیر ومقبول حضرتت آن گونه قرار ده که مورد پسند خود ورسولت واقع گردد وفروع آن را به واسطه اصول آن که ایمان وتوجه به توست محکم اساس گردان به حق سید ما محمد وآل اطهارش وستایش خدای را که پروردگار عالمیان است.
دراولین روزاین ماه مبارک ازخدا درخواست کردیم اللهمَ اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ خداوندا روزهام را در این ماه روزه ازروزه داران واقعی قرار ده ودرآخرین روزاز خدا می‏خواهیم اللهم اجعل صیامی فیه بالشکر و القبول علی ما ترضاه و یرضاه الرسول محکمه فروعه بالاصول بحق سیدنا محمد و اله الطاهرین و الحمد لله رب العالمین.
سپاس گزاری از خدا با ترک گناه!
از روایات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) استفاده می‏شود که شکرگزاری واقعی آن است که انسان از نعمت‏های الهی در مسیر عبادت و بندگی پروردگار عالم استفاده نموده و از گناهان و ارتکاب کارهای ناشایست به شدّت پرهیز کند.
امام صادق(ع) در این باره میفرماید: «شکرالنعمة اجتناب المحارم» شکر نعمت پرهیز از محرمات است. نورالثقلین، ج۲، ص۵۲۹
حال اگر انسان در زندگی دور کارهای ناشایست را خط قرمز کشیده و از انواع گناهان چه کوچک و چه بزرگ پرهیز نماید در مقابل خداوند بی همتا به پاس چنین اقدام شایستهای آغوش رحمت خویش را به روی او گشوده و او را از چشمه جوشان فیوضات خود بهره مند خواهد ساخت. آن یگانه خالق هستی در بخشی از کلام نورانی خویش در برابر شکری که بنده انجام میدهد وعده فزونی نعمت را داده و در این باره فرموده است: «و لئن شکرتم لَاَزیدنکم ولئن کفرتم اِنّ عذابی لشدید» سوره ابراهیم، آیه ۷ اگر واقعا سپاس گزاری کنید البته نعمت شما را افزون خواهم کرد و اگر ناسپاسی کنید عذاب من بسیار سخت است. بنابراین میان شکر و زیاد شدن نعمت رابطه تنگاتنگی وجود دارد به گونه‏ای که انسان در اثر شکر میتواند نظر رحمت الهی را به سوی خود جلب نموده و از موهبت‏های ارزنده خداوند بی همتا بهرهمند شود. در حقیقت انسانی که از نعمت‏های خدا در راه معاصی و گناهان استفاده میکند به زبان حال فریاد میکشد: «که خدایا من لایق این نعمت نیستم و کسی که آن را در مسیر بندگی استفاده میکند به زبان حال میگوید: «پروردگارا شایستهام، سپس افزون کن»
بسته شدن درهای رحمت!
پیشوایان معصوم همواره در طول حیات ارزشمند خویش ما را نسبت به گناه و ارتکاب معاصی هشدار داده‏اند.
بی تردید چنین هشداری از ناحیه آنها، به جهت آثار ویرانگری است که گناه بر پیکره دین و عقیده ما وارد میسازد.
در حقیقت گناه خانه قلب آدمی را تخریب و فضای روح و روان آدمی را آلوده میسازد.
در حدیثی امام صادق(ع) از قول پدر بزرگوار خویش نقل میکند که ایشان فرمود: «ما مِن شیءٍ أفَسَدَ للقلب مِن خطیئةٍ اِنَّ القلب لیواقع الخطیئة، فما تزال به حتّی تغلب علیه فیصیر اعلاهُ أسفَلَهُ» هیچ چیزی مانند گناه قلب را تباه نمیکند زیرا قلب پیوسته به گناه تن در می‏دهد تا جایی که گناه بر قلب چیره و غالب میشود و آنگاه قلب را دگرگون میسازد. وسائل الشیعه، کتاب جهاد النفس، ح۳۶۲
در اثر گناه رشته محبّت بین خدا و بنده پاره شده که نتیجه چنین اوضاعی بسته شدن درهای رحمت الهی و محروم شدن بنده از فیوضات خالق هستی است. بنابراین باز و بسته شدن درهای رحمت الهی بستگی به عملکرد خود انسان دارد، اگر سر تسلیم در مقابل پروردگار عالم فرود آورده و به دستورات او عمل نماید، خداوند نیز در مقابل، درهای رحمت را به روی او می‏گشاید و اگر به عکس، به جای بندگی خدا به بندگی شیطان روی آورد و تحت فرمان اوامر گمراه کنندهاش قرا بگیرد، خداوند بی همتا درهای رحمت خویش را به روی او بسته و به جای آن درهای خشم و غضب را به رویش باز خواهد نمود. در روایتی امام رضا(ع) پیرامون این امر فرموده است: «اوحی الله عزوجل إلی نبی من الأنبیاء إذا أُطِعتُ رَضیتُ و اذا رُضِیتُ بارکتُ ولیس لبرکتی نهایةٌ واذا عُصِیتُ غَضِبتُ و اذا غَضِبتُ لَعَنتُ تَبلُغُ السابِعَ من الوری» خدای عزوجل به پیامبری از پیامبران وحی فرمود: هرگاه اطاعت شوم خشنود میشوم و چون خشنود گردم برکت بخشم و برکت من بی پایان است و هنگامی که از من نافرمانی شود خشم گیرم و چون خشم گیرم، لعنت کنم و لعنت من تا هفت پشت را شامل میشود. کافی، ج۲، ص۲۷۵
مواظب دام‏ها و شکارگاههاى شیطان باشید
امام صادق(ع) به دوستان خود هشدار مى‏دهد و آن‏ها را از خطر دام‏هاى شیطان آگاه مى‏سازد: (یاعبدالله! لقد نصب ابلیس حبأله فى دارالغرور فما یقصد فیها الااولیأنا)؛ اى عبدالله! ابلیس دام هایش را در دنیاى فریبنده فقط به قصد شکار دوستان ما پهن کرده است. یابن جندب! ان للشیطان مصأد یصطادبها فتحاموا شباکه ومصأده.) اى پسر جندب! شیطان مکان هایى براى شکار دارد. مواظب دام‏ها و شکارگاههاى او باشید!عبدالله بن جندب مى‏پرسد: یابن رسول الله و ماهى؟اى پسرفرستاده خدا! آنها چیستند؟ (اما مصائده فصد عن برالاخوان، و اما شباکه فنوم عن قضإ الصلوات التى فرض الله.) اما از ابزارهای شکار اوجلوگیری از محبت ونیکى دوستان به یکدیگر و از دام‏هاى شیطان خواب درهنگام نماز تا جائی که قضا گردد. کلمه شیطان در قرآن هفتاد بار به صورت مفرد و هیجده بار به صورت جمع به کار رفته است که روى هم ۸۸ مرتبه مى‏شود. بعدازتمام شدن ماه شیاطین ازغل وزنجیرباز می‏شوند.
حربه شیطان به خودش برگشت
روزى حضرت امیرالمؤمنین(ع) براى انجام کارى، یکى از غلامان خود را صدا زد. شیطان او را وسوسه کرد که جواب آن حضرت را ندهد. چندین بار او را صدا کرد، جواب نیامد! حضرت به جست و جو پرداخت. دید آن غلام پشت دیوارى دراز کشیده و مشغول خرما خوردن است آن حضرت فرمود: ‏اى غلام! مگر صداى مرا نمى‏شنیدى که جواب نمى‏دادى؟ غلام عرض کرد: چرا. فرمود: چرا جواب نمى‏دادى؟ عرض کرد: یا على! مى‏خواستم تو را به غضب آورم؟ حضرت على فرمود: من هم کسى را که به تو دستور داد مرا به غضب آورى، به خشم مى‏آورم. من شیطانى را که به نام (ابیض) است و تو را وسوسه کرد تا جوابم را ندهى و من هم از سر خشم تو را مجازات کنم به غضب مى‏آورم سپس فرمود: (انت حر لوحه الله) من تو را آزاد کردم، تو را براى رضایت خداوند متعال در راه او آزاد نمودم. (شیطان نه این که نتوانست آن حضرت را به غضب آورد بلکه ایشان شیطان را به غضب آورد و بر آن ملعون مسلط شد.
کمین گاه شیطان
دشمن وقتى نتوانست از راه‏هاى ساده و عادى بر حریف خود غالب شود و او را به زمین زند، دنبال کمین گاهى مى‏گردد، تا در پناه آن و در وقت مناسب، بر حریف خود حمله کند و ناگهان او را در جاى خود از پاى در آورد و این شگرد خوبى است.
حیوانات براى این که طعمه خود را به آسانى به دست آورند، کمین مى‏کنند، انسان براى نابودى دشمن خود کمین مى‏نماید، کمین گاه جاى امنى براى دشمن است، نزدیک ترین راهى است که انسان و هر حیوانى را به مقصود مى‏رساند. شیطان هم از این حربه استفاده مى‏کند و اگر نتوانست از راه عادى و ساده بر انسان غالب شود، باید کمین کند و از این راه به مقصود برسد. گاهی کمین گاه شیطان، مال و ثروت است.
غیاث بن ابراهیم از امام صادق(ع) نقل مى‏کند که آن حضرت فرمود: شیطان، فرزند آدم(ع) را در هر چیز مى‏چرخاند و به هر راهى مى‏بردو هر گناهى را به او پیشنهاد مى‏کند همین که او را خسته و ناتوان دید، نیرو و توانش را از او گرفته، در کنار مال و ثروت کمین مى‏کند و چون انسان به آن جا رسد که آخرین مرحله شانس شیطان است ناگهان گریبانش را مى‏گیرد که دیگر راه فرارى براى او نیست مقصود این است که مال و ثروت بزرگ ترین کمین گاه شیطان است؛ زیرا بسیار کم اتفاق مى‏افتد که انسان به مال و ثروت برسد و او را نفریبد و منحرف نکند. قرآن در این باره مى‏فرماید: کلا ان الانسان لیطغى ان راه استغنى چنین نیست که نعمت‏هاى الهى و مال و ثروت شکرگزارى را براى همیشه در انسان زنده کند، بلکه او مسلما طغیان مى‏کند، چون خود را مستغنى و بى نیاز مى‏بیند.
طغیان کردن طبیعت غالب انسان‏ها است، طبیعت کسانى که در مکتب عقل و وحى پرورش نیافته اند، آنان وقتى خود را مستغنى مى‏پندارند، شروع به سرکشى و طغیان مى‏کنند از همین جهت است که پیشواى ششم امام صادق(ع) فرمود: سر هر خطاکارى دوستى (و علاقه) به دنیا است چون دنیا انسان را از کسب کمالات و تحصیل آخرت باز مى‏دارد، او را به پرت گاه مى‏برد. دوستى مال و ثروت باعث فراموشى خدا و آخرت، دشمنى با خدا و پیامبران الهى و اولیاى او و مؤمنان مى‏شود حضرت یوسف(ع) وقتى گرفتار آن همه بلا و فتنه مى‏شود و در چنگال زیباترین زنان آن زمان گرفتار مى‏گردد نمى‏گوید: خدایا! مرا مسلمان بمیران، اما وقتى به ریاست و حکومت مى‏رسد از خدا مى‏خواهد که حکومت و ریاست و مال و منال، او را منحرف نکند و بر خداشناسى ثابت قدم بدارد و هنگام مردن مسلمان بمیرد.
خانه شیطان
احمد حرب که یکى از زهاد و اهل حال و کشف بوده بامدادى از بازارى در نیشابور مى‏گذشت. دید شیطان، پرچمى بر افراشته و دور او شیاطین صف بسته اند گفت: ‏اى بیچاره! به چه طمع این جا آمده‏اى؟ پاسخ داد: بازار دنیا، خانه من است؛ به خانه خود آمده ام، تو از مردم بپرس که چرا به خانه من آمده اند؟ احمد گفت: آنان آمده اند تا کسبى کنند و نانى براى رفاه زن و فرزند و زندگى خود به دست آورند شیطان گفت: من نیز مى‏کوشم تا یکى را به جهنم ببرم؟ آنان به مال من دست مى‏زنند، من نیز در سینه آنان دست مى‏زنم و وسوسه مى‏کنم. به آنها بگو از خانه من بیرون روند و آن را به من واگذارند تا من هم از سینه آنها بیرون روم حضرت رسول فرمود: شیطان بار اول کسى که داخل بازار مى‏شود، داخل و با آخرین کسى که بر مى‏گردد، او هم بر مى‏گردد.
و نیز حضرت رسول(ص) فرمود: بدترین بقعه ‏هاى زمین بازار است و آن میدان میدان و محل جولان دادن شیطان مى‏باشد. اول صبح با پرچم خود مى‏آید و آن را نصب مى‏کند، تخت خود را در بازار مى‏گذارد و فرزندان خود را در آن پراکنده مى‏کند، به هر کدام از آنها دستور مى‏دهد که مردم بازار را وسوسه کنند. در متر کردن پارچه خیانت و از آن کم نمایند. به عده‏اى دیگر مى‏گوید: وسوسه کنید که اهل بازار در تعریف جنس خود قسم دروغ بخورند و با قسم، جنس پست خود را خوب جلوه دهند و بفروشند بعد از آن به فرزندان خود خطاب مى‏کند و مى‏گوید: بر شما باد مردمى که پدر آنها مرده (مراد حضرت آدم(ع) است ولى پدر شما هنوز زنده مى‏باشد. کوشش کنید که با اول کس داخل بازار شوید و با آخرین کس خارج شوید از حضرت رسول صلى الله علیه و آله نقل شده که فرمود: بازار خانه سهو و غفلت و بى خبر شدن از خداست. کسى که در بازار تسبیح بگوید، خداوند براى هر تسبیح او هزار هزار حسنه مى‏نویسد. و در قیامت او را مى‏بخشد. بخشیدنى که به قلب احدى خطور نکرده باشد. و حضرت على(ع) فرمود: اگر مى‏خواهى شیطان را دور کنى یاد خدا کن. چون خدا را یاد کردن باعث راندن و فرار شیطان مى‏شود.
نماز شیطان
شیطان، براى گمراه کردن انسان از یک شیوه ثابت استفاده نمى‏کند، بلکه براى هر کسى شیوه مخصوص به خود آن را به کار مى‏برد تا موفق شود. براى هر کسى راه و روشى جداگانه دارد. یکى از راههاى مؤ ثر و موفق آن ملعون، عبادت نمودن و نماز خواندن او است. براى منحرف کردن نمازگزاران از حربه نماز استفاده مى‏کند؛ زیرا اگر کسى که راضى نیست خود را به هر گناهى بیالاید و نمازهایش پشتوانه معنوى او است، هیچ گاه به فرمان او در نمى‏آید که شراب بخورد یا آدم بکشد تا دزدى کند. مسلما به فرمان او گردن نمى‏نهد ناگزیر، باید راهى بیابد که بتواند آرام آرام او را منحرف کند و به مقصود خویش راهنمایى نماید و آن، هم دردى و هم راهى با او در لباس نماز خوان و عابد است.
ادامه مطلب »

روز بیست و نهم
احکام
۱- نظر شریف جنابعالى درباره تزریق آمپول و سایر تزریقات نسبت به روزه داران در ماه مبارک رمضان، چیست؟
ج: احتیاط واجب آن است که روزه‏دار از آمپول‏هاى مقوّى یا مغذّى و هر آمپولى که در رگ تزریق مى‏شود و نیز انواع سرم‏ها خوددارى کند، لکن آمپول‏هاى دارویى که در عضله تزریق مى‏شود و نیز آمپول‏هایى که براى بى‏حسّ کردن به کار مى‏رود، مانعى ندارد.
۲- آیا خوردن قرص فشار خون در حال روزه جایز است یا خیر؟ج: اگر خوردن آن در ماه رمضان براى درمان فشار خون ضرورى باشد، اشکال ندارد، ولى با خوردن آن روزه باطل مى‏شود.
۳- اگر من و بعضى از مردم بر این عقیده باشیم که بر استفاده از قرصها جهت مداوا عنوان ‏خوردن ‏و آشامیدن‏ صدق ‏نمى‏کند، آیا عمل ‏به آن جایز است و به روزه‏ام ضرر نمى‏زند؟ج: خوردن قرص روزه را باطل مى‏کند.( مقام معظم رهبری)
نماز شب بیست و نهم
دو رکعت در هر رکعت حمد و بیست مرتبه توحید ثواب: حضرت علی(ع)فرمود: هر کس بخواند، از مرحومین حساب شده و نامه‏ی عمل او را به اعلی علّییّن می‏برند.
شرح دعای روز بیست و نهم
اللَّهُمَّ غَشِّنِی فِیهِ بِالرَّحْمَةِ وَ ارْزُقْنِی فِیهِ التَّوْفِیقَ وَ الْعِصْمَةَ وَ طَهِّرْ قَلْبِی مِنْ غَیَاهِبِ التُّهَمَةِ یَا رَحِیماً بِعِبَادِهِ الْمُؤْمِنِین»
خدایا در این روز مرا به رحمت خود بپوشان و توفیق و عصمت را روزى من کن. و قلبم را از تیرگیهای تهمت پاک کن‏اى خدایی که بر اهل ایمان مهربان هستی.
دستیابی به رحمت الهی
چه چیزهایی باعث نزول و فراگیری رحمت الهی میشود؟
منشاء همه رحمتها ائمه طهارین(ع) هستند چه رحمتهای مادی وچه معنوی بهترین سندآن زیارت جامعه کبیره است به دقت به گوشه هایی ازاین زیارت دقت کنید. این زیارت را شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه و عیون اخبار الرضا از موسى بن عبد اللّه نخعى روایت کرده است.
أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ [السَّبِیلُ الْأَعْظَمُ‏] وَ شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ وَ شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاءِ وَ الرَّحْمَةُ، شمایید راه راست‏تر و گواهان (حجتهای) خانه فنا، و شفیعان خانه بقا، و رحمت پیوسته،
وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وِلایَتِکُمْ طِیبا لِخَلْقِنَا [لِخُلُقِنَا] وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْکِیَةً [بَرَکَةً] لَنَا وَ کَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا و آنچه ما را از ولایت شما به آن‏ مخصوص داشت، مایه پاکى براى خلقت ما، و طهارت براى جان ما، و تزکیه براى وجود ما، و کفاره گناهان ماست،
أَنْتُمْ نُورُ الْأَخْیَارِ وَ هُدَاةُ الْأَبْرَارِ وَ حُجَجُ الْجَبَّارِ بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِکُمْ یَخْتِمُ [اللَّهُ‏] وَ بِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ، شما نور خوبان و هادیان نیکان و حجّتهاى خداى جبّارید، خدا با شما آغاز کرد، و با شما ختم مى‏کند، و به خاطر شما باران فرو مى‏ریزد،
وَ ائْتَلَفَتِ الْفُرْقَةُ وَ بِمُوَالاتِکُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ وَ لَکُمُ الْمَوَدَّةُ الْوَاجِبَةُ وَ الدَّرَجَاتُ الرَّفِیعَةُ وَ الْمَقَامُ الْمَحْمُودُ وَ الْمَکَانُ [وَ الْمَقَامُ‏] الْمَعْلُومُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْجَاهُ الْعَظِیمُ وَ الشَّأْنُ الْکَبِیرُ وَ الشَّفَاعَةُ الْمَقْبُولَةُ و جدایى به گردهمایى رسید، و به مولات شما طاعت واجب شده‏ پذیرفته مى‏گردد، و براى شماست موّدت واجب، و درجات بلند، و مقام پسندیده، و جایگاه معلوم‏ نزد خداى عزّ و جلّ، و شرف عظیم، و رتبه کبیر، و شفاعت پذیرفته،
وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلا بِإِذْنِهِ وَ بِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ یَکْشِفُ الضُّرَّ وَ عِنْدَکُمْ مَا نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ وَ هَبَطَتْ بِهِ مَلائِکَتُهُ وَ إِلَى جَدِّکُمْ و تنها براى شما آسمان را از اینکه بر زمین فرو افتد نگاه مى‏دارد، مگر با اجازه خودش، و به وسیله شما اندوه را مى‏زداید، و سختى را برطرف مى‏نماید، و نزد شماست آنچه را بر رسولانش نازل فرموده، و فرشتگانش به زمین فرود آورده‏اند، و به جانب جد شما.
وَ أَکْرَمَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَعْظَمَ شَأْنَکُمْ وَ أَجَلَّ خَطَرَکُمْ وَ أَوْفَى عَهْدَکُمْ [وَ أَصْدَقَ وَعْدَکُمْ‏] کَلامُکُمْ نُورٌ وَ أَمْرُکُمْ رُشْدٌ وَ وَصِیَّتُکُمُ التَّقْوَى وَ فِعْلُکُمُ الْخَیْرُ وَ عَادَتُکُمُ الْإِحْسَانُ، جانهایتان، و بزرگ است مقامتان، و عظیم است مرتبه بلندتان، و با وفاست پیمانتان، و راست است‏ وعده‏تان، سخن شما نور، و دستورتان راهنما، و سفارشتان تقوا، و کارتان، خیر، و روشتان‏ احسان.
اگرچرخ فلک می‏گردد بخاطرآنهاست که فرمود ماخلقت الجن والانس الالیعبدون واین روایت که پیامبر فرمود یا علی لایعرف اللّه تعالی الّا انا و انت و لایعرفنی الّا اللّه و انت و لا یعرفک الّا اللّه و انا؛ محمد تقی مجلسی، روضةالمتقین، ج ۱۳، ص ۲۷۳‏ای علی! خدا را نشناخت جز من و تو، و مرا نشناخت جز خدا و تو و تو را نشناخت مگر خدا و من. تایید کننده مضامین این زیارت است ودیگری این روایت است لولا الحجّة لساخت الارضُ باَهلِها اگر حجت خدا نبود، هر آینه زمین اهلش را میبلعید.» ط کمبانی ج ۷/۳ و۶- ۹
الامام السجاد(ع): لاتَخْلُو الاَرْضُ الی اَنْ تَقُومَ السّاعَةُ مِنْ حُجَّة وَ لَوْلا ذلِکَ لَمْ یُعْبَدِ اللهُ: زمین تا روز قیامت خالی از حجت نیست، و اگر حجت الهی نبود، خدا پرستیده نمیشد: بحارالانوار، بیروت دار احیاء التراث، ج ۵۲، ص ۹۲
زمینی که زیر پای ما گسترده شده است، تحمل معاصی و گناهان ما را ندارد. طبق کلام معصوم(ع) تنها به یُمن وجود امام(ع) است که زمین اهلش را نمیبلعد.
امروزآخرین حجت خدا امام عصر(عج) درغیبت کبری بسرمی برد.
عن ایوب ابن نوح قال: قلتُ لابی الحسن الرضا(ع): انّا نرجُوا اَن تکونَ صاحبَ هذا الامرِ…
ایوب بن نوح گوید: به امام رضا(ع) عرضه داشتم که ما امید داریم شما صاحب الامر باشید و خداوند امر ظهور را به راحتی و بدون جنگ به شما واگذار کند، همانا ما با شما بیعت کرده و درهم‏ها را بنام شما ضرب می‏کنیم، حضرت(ع) فرمودند: از ما اهلبیت احدی نیست که نامه های (فراوانی) برای او بیاید و با انگشتان به او اشاره شود و از مسائل متفاوتی از او سئوال شود و اموالی برایش بیاورند مگر اینکه کشته می‏شود یا می‏میرد تا اینکه خداوند برای این امر پسر بچه‏ای از ما اهل بیت را مبعوث می‏کند… بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۳۷
امام زمان(عج) درآینه روایات
پیامبر(ص) : بِاَبی وَاُمّی سَمیّی وَشَبیهی وَ شَبیهُ مُوسَی بن عِمْرانَ عَلیه… النّورِ…: پدر و مادرم فدایش باد که او همنام من و شبیه من و شبیه موسی بن عمران است که بر او نورهایی احاطه دارد. کفایة الاثر، ص۱۵۶
امام رضا(ع) فرمودند: حجت خدا بر خلقش تمام نشود، مگر به وجود امام تا شناخته شود. (اصول کافی ج۱ص۲۵۰)
پیامبر(ص) :مَهْدیُّ اُمَّتی اَشْبَهُ النّاسِ بی فی شَمائِلِهِ وَاَقْوالِهِ وَاَفْعالِهِ: مهدیِ امت من، شبیه‏ترین مردم نسبت به من در شمایل و سخن و رفتار است. اکمال الدین، ص۲۵۷
پیامبر(ص): لَوْ لَمْ یَبْقِ مِنَ الدُّنْیا اِلاّ یَوْمٌ لَطوّلَ اللّه‏ تَعالی ذلِکَ الْیَوْمَ حَتّی یَبْعَثَ رَجُلاً مِنّی.: اگر از دنیا بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی خواهد کرد تا مردی از خاندان من را برانگیزد. کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص۴۶، ح۳۰
امام علی پیامبر(ص): آگاه باشید (مهدی) جانشین خداوند در زمین و حکم خدا در مخلوقات و امین خداوند در آشکار و نهان است. نجم الثاقب، ص ۱۱۸
پیامبر(ص) : طوبی لمن ادرک قائم اهل بیتی و هو مقتد به قبل قیامه، یتولی ولیه و یتبرا من عدوه و یتولی الائمة الهادیة من قبله، اولئک رفقایی و ذوو ودی و مودتی و اکرم امتی علی‏.: خوشا به حال کسی که به حضور قائم از اهل بیت من برسد و حال آنکه پیش از قیام او نیز، پیرو او باشد، آن که با دوست او دوست و با دشمن او دشمن و با رهبران قبل از او دوست، اینان دوستان و رفقای منند… بحارالانوار، ج‏۵۲، ص‏۱۳۰
پیامبر(ص): اَلْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِ فاطِمةَ: مهدی، از فرزند فاطمه است: سنن ابن ماجه، ج۳، ص۲۴

امام صادق (ع)… اذا ادرکتَ هذا الزمان فادع بهذا الدعاء: اللهمَّ عَرِّفنی نفسَکَ فانَّک اِن لم تُعرِّفْنی نفسَک لم اعرِف نَبیَّکَ، اللهمَّ عرَّفْنی… هر گاه زمان غیبت را درک کردی پس این دعا را بخوان: خداوندا شناخت خودت را به من عطا کن، چرا که اگر تو خود را به من نشناسانی، نبیّت را نخواهم شناخت، خداوندا رسولت را به من بشناسان، چرا که اگر شناخت رسولت را به من عطا نکنی، حجت تو (امام زمان) را نخواهم شناخت، خداوندا حجتت را به من بشناسان، چرا که اگر او را به من نشناسانی از دینم گمراه می‏شوم. «الکافی، ج ۱، ص ۳۳۷»
امام سجاد(ع)…: ان اهل زمان غیبة، القائلون بامامتِه، المنتَظرون لظُهورِهِ افضَلُ اهل کلِ زمانٍ.: همانا مردم زمان غیبت که امامت او را پذیرفته اند و منتظر ظهور اویند، برتر از افراد همه زمانها هستند. «بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۲»
و صدها روایت دیگر
ازجمله چیزهایی که باتکیه واعتقاد به امامت وولایت ازرحمتهای الهی درروایات وآیایات محسوب شده امور ذیل است.
صبر، از جمله چیزهایی است که نزول رحمت الهی را به دنبال دارد. خداوند در آیه ۱۵۵ و ۱۵۶و ۱۵۷ بقره میفرماید: وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ، الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ، أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ. به صبرکنندگان بشارت بده. آنها که هر گاه مصیبتى به ایشان مى‏رسدمى‏گویند: ما از آنِ خدائیم؛ و به سوى او بازمى‏گردیم است. اینها همانها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده.
دومین مورد از نزول رحمت الهی معانقه کردن دو مومن میباشد.
امام صادق (ع)… میفرماید: إِنَّ الْمُؤْمِنَیْنِ إِذَا اعْتَنَقَا غَمَرَتْهُمَا الرَّحْمَة. وقتی دومومن معانقه می‏کنندرحمت، وجودآنها را میگیرد. بحار الأنوار، ج‏۷۳، ص: ۳۵
تحریف بزرگ!
یک تحریف بزرگ تاریخی در رفتار مسلمانان صورت گرفته است و آن این است که در اسلام به معانقه سفارش شده است (گردن به هم نهادن)، ولی مسلمانان آن را به مواجهه (صورت روی صورت قرار دادن) تغییر دادهاند: در روایات ما به هیچ وجه مواجهه نیامده است. آن چیزی که سنت است معانقه میباشد که باعث فرود رحمت الهی میشود.
عفو و بخشش: «بخشش» ، سومین موضوعی است که باعث نزول رحمت الهی میشود.
مولای متقیان حضرت علی(ع)… فرمود: بِالْعَفْوِ تُسْتَنْزَلُ [تَنْزِلُ‏] الرَّحْمَة. با «بخشیدن» ، رحمت الهی نازل می‏شود. (تصنیف غررالحکم ودررالکلم، ص۲۴۶) چهارمین مورد از نزول رحمت الهی توبه میباشد. امیرالمؤمنین(ع)… میفرماید: التَّوْبَةُ تَسْتَنْزِلُ الرَّحْمَةَ. توبه باعث نزول رحمت خداوند میشود. (تصنیف غررالحکم ودررالکلم، ص۱۹۵).
پنجم، ترحم به دیگران باعث نزول رحمت الهی میشود امیرالمؤمنین(ع)… فرمود: بِبَذْلِ الرَّحْمَةِ تُسْتَنْزَلُ الرَّحْمَة. با عطوفت و ترحم به دیگران رحمت الهی نازل میشود. (تصنیف غررالحکم ودررالکلم، ص۲۴۶)
ادامه مطلب »

روز بیست و هشتم
احکام زکات فطره
۱- کسی که موقع غروب یعنى قبل از غروب شب عید فطر گرچه به چند لحظه باشد بالغ و عاقل و هوشیار است و فقیر و بنده کس دیگر نیست، باید براى خودش و کسانی که نان‏خور او هستند، هر نفرى یک صاع که تقریبا ۳ کیلوگرم است گندم یا جو یا خرما یا کشمش یا برنج ‏یا ذرت و مانند اینها به مستحق بدهد و اگر پول یکى از اینها را هم بدهد کافى است.
۲- احتیاط مستحب آنست که فقط به فقراى شیعه بدهد. وهمچنین مستحب است در دادن زکات فطره، خویشان فقیر خود را بر دیگران مقدم دارد و بعد همسایگان فقیر را، بعد اهل علم فقیر را، ولى اگر دیگران از جهتى برترى داشته باشند، مستحب است آنها را مقدم بدارد.
۳- اگر در محل خودش مستحق پیدا شود، احتیاط واجب آنست که فطره را به جاى دیگر نبرد، و اگر به جاى دیگر ببرد و تلف شود، باید عوض آن را بدهد.
نماز شب بیست و هشتم: شش رکعت در هر رکعت حمد و صد مرتبه آیةالکرسى و صد مرتبه توحید و صد مرتبه کَوْثَرْ و بعد از نماز صـد مـرتبه صلوات بر محمّد و آل محمّد ثواب: حضرت علی فرمود: خدا گناه او را می‏آمرزد.
شرح دعای روز بیست و هشتم
«اللَّهُمَّ وَفِّرْ حَظِّی فِیهِ مِنَ النَّوَافِلِ وَ أَکْرِمْنِی فِیهِ بِإِحْضَارِ الْمَسَائِلِ‏ وَ قَرِّبْ فِیهِ وَسِیلَتِی إِلَیْکَ مِنْ بَیْنِ الْوَسَائِلِ یَا مَنْ لاَ یَشْغَلُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّین».‏ای خدا در این روز بهرهام را از مستحبات زیاد کن و با آمادگی مسائل در حقم کرم فرما و وسیلهام را از بین وسایل به سوی حضرتت فراهم کن،‏ای خدایی که اصرار اصرارکنندگان او را سرگرم نمیکند.
نوافل چیست؟
نوافل جمع نافله است و در معارف اسلامی نوافل به دو معنا به کار برده میشود. در معنای اول به نمازهای مستحبی و در معنای دوم به مطلق مستحبات نوافل میگویند.
وقتی در فقه، از نوافل بحث میشود غالباً نمازهای مستحبی اراده شده است. بزرگان معتقدند که مقام قرب دوگونه است یکی مقام قرب فرائض و دیگری مقام قرب نوافل میباشد. مقام قرب فرائض این است که انسان با انجام دادن واجبات به خداوند متعال نزدیک شود و مقام قرب نوافل یعنی این که انسان با انجام نوافل به خداوند نزدیک شود. در بین علماء نیز این بحث مطرح میباشد که آیا مقام قرب فرائض بالاتر است یا مقام قرب نوافل؟
مقام قرب فرائض
امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: هیچ عبادتی مانند اداء فرائض نیست. «لَا عِبَادَةَ کَأَدَاءِ الْفَرَائِضِ». (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۷۶) روایت قدسی مشهوری نیز وارد شده است که: «أَطِعْنِی فِیمَا أَمَرْتُکَ أَجْعَلْکَ تَقُولُ لِشَیْ‏ءٍ کُنْ فَیَکُونُ»؛ تو اوامر مرا اطاعت کن تا تو را به مقامى برسانم که به هر چه گفتى موجود باش، موجود شود». (عده الداعی ونجاح الساعی ۳۱۰). این نوع اطاعت، ظهور در اطاعت واجبات دارد.
جریان مرحوم آیت الله کوهستانی
یکی از علاقهمندان مرحوم آیت الله کوهستانی، آقای سید خالق موسوی کِنِتی، چنین نقل کرده است: در سفری که مرحوم آقاجان کوهستانی به منطقه هزار جریب داشتند، در مسیر راه به روستای کِنِت رسیدند. شب را در منزل برادرم که او نیز از ارادتمندان آقاجان بود، به سر بردند. در همان شب معظم له نیاز به حمام پیدا کردند و از بنده پرسیدند: شما در محل حمام دارید؟ عرض کردم، حمام داریم ولی قابل استفاده نیست و آب حمام هم سرد است، چون زمستان و هوا بسیار سرد بود. گفتم، برای شما آب، گرم می‏کنیم. فرمود: نه! مرا تا حمام همراهی کن. من ایشان را ملازمت کردم. آقا به من گفتند: شما در همین جا، منتظر باش تا برگردم! مدتی صبر کردم، دیدم آقاجان دیر کردند. با خود گفتم شاید از سردی آب حمام است که آقا دیر کردند والا نباید این قدر طول می‏دادند، لذا نگران شده و آهسته داخل حمام رفتم، ولی با کمال تعجب، دیدم آقا، داخل خزینه است و از آب خزینه هم بخار بالا می‏زند! دستم را داخل آب کردم، دیدم گرم است. متحیرانه بیرون آمدم؛ وقتی آقا، از حمام بیرون آمدند خطاب به من فرمودند: مگر نگفته بودم منتظر باش، چرا وارد حمام شدی؟ عرض کردم: شما خیلی طول دادید و من نگران شدم و الان هم در شگفتم که چگونه آب حمام گرم شده بود. مرحوم کوهستانی فرمود: «هر چه دیدی. راضی نیستم تا زنده ام برای کسی نقل کنی» ایشان به جایگاهی از عمل صالح و اطاعت الهی رسیده بودند که بر قوانین فیزیکی حاکم بر طبیعت اثر میگذاشتند. (برقله پارسایی، ص ۲۵۷)
حکایت راستان
نقش نماز اول وقت (خاطره‏ای ناگفته از دیدار محرمانه)
یکی از فرزندان حضرت آیت الله محمد تقی بهجت با اشاره به رابطه صمیمی و عاطفی قوی بین رهبر معظم انقلاب و مراجع عظام تقلید، افزود: ایشان اصرار فراوانی داشتند که هر بار که به شهر قم مشرف می‏شدند دیداری نیز با حضرت آیت الله شیخ محمدتقی بهجت داشته باشند و از انفاس رحمانی ایشان مستفیض شوندوی در ادامه با نقل خاطرهای از یکی از آخرین دیدارهای این دو بزرگوار، گفت: «مقام معظم رهبری نیمه شبی خطاب به محافظان خود فرمودند باید عازم قم شویم که ظاهراً هدفشان عیادت از این مرجع تقلید بود زیرا خبر رسیده بود که ایشان بیمار شدهاند. ایشان پس از ورود به قم، طبق سنت همیشگی به سوی منزل آیتالله بهجت قدس الله نفسه الزکیه رفتند و آن مرجع فقید نیز به گونه‏ای به استقبال ایشان آمدند که به نظر میرسید به طریقی از حضور سرزده مقام معظم رهبری مطلع شده باشند «وی ادامه داد: «حضرت آیتالله خامنهای مانند همیشه ساعتی به گفت و شنود خصوصی با ایشان پرداختند و آیتالله بهجت نیز پس از اتمام ملاقات ایشان را تا داخل کوچه بدرقه کردند. وی سپس گفت: «هنگام بدرقه، آیت الله بهجت رو به رهبر انقلاب کردند و از روی تواضع و کتمان گفتند “نمی دانم در خواب بود یا بیداری” و افزودند: همین چند روز پیش، همین جایی که شما اکنون ایستادهاید، استادم حضرت آیتالله سید علی قاضی طباطبایی ایستاده بودند و رو به من کردند و گفتند: بهجت! نماز اول وقت! نماز اول وقت! نماز اول وقت!» دراین هنگام مقام معظم رهبری هم از این مکاشفه ایشان به فکر فرو رفتند و خداحافظی کردند. این منبع نزدیک به بیت معظمله گفت: نقل این خاطره از سوی چنین عارف بزرگواری برای چنین شخصیتی که هیچ کدام نماز اول وقتشان فوت نمیشود بیانگر اهمیت جایگاه نماز اول وقت است. وی افزود: میدانید که آیتالله قاضی، استاد آیتالله بهجت، تنها شخصی هستند که به دعای خودشان، کالبد جسمانیشان به همراه روحشان در اختیار خود ایشان است و به تأیید بسیاری از اشخاص از جمله آیتالله بهجت و آیتالله فاطمینیا، ایشان هنوز با همان کالبد جسمی، به منزل برخی شاگردان خود میروند و مانند این ماجرا، رهنمودهایی به آنان میدهند. وی گفت: علامه طباطبایی نیز نقل کرده بودند که آیتالله قاضی پس از رحلتشان، در اواسط یکی از نمازهای ایشان در مقابلشان با همان پیکر جسمانی ظاهر شده و گوشه عمامه ایشان را بیرون کشیده و روی شانه ایشان انداخته و خطاب به ایشان گفتهاند رعایت مستحباتی مثل تحتالحنک انداختن برای شما لازم است.
در حدیث دیگری امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «أَنْفَعُ الْمَالِ مَا قُضِیَ بِهِ الْفَرْضُ» ، سودمندترین ثروت، آن چیزی است که واجب به وسیله آن اداء شود. (تصنیف غرر الحکم و دررالکلم ص۳۶۷)
این موارد، از موارد قرب فرائض است که مهمتر از مقام قرب نوافل میباشد.
مقام قرب نوافل
اما مقام قرب نوافل این است که انسان با انجام مستحبات (بعد از این که واجبات را انجام داد)، به خدا نزدیک میشود که در حدیث قدسی، حضرت حق میفرماید: «لَا یَزَالُ عَبْدِی یَتَقَرَّبُ إِلَیَّ بِالنَّوَافِلِ مُخْلِصاً لِی حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ کُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِی یَسْمَعُ بِه…» بنده من، پیوسته به وسیله نوافل به من نزدیک می‏شود تا جایی که من گوش او می‏شوم، که با آن گوش می‏شنود… (ارشادالقلوب الی‌الصواب ج۱، ص۹۱)
البته مقام قرب نوافل یک شرط سازنده دارد که در صورت انجامندادن آن، فاجعهآفرین خواهد بود و آن شرط این است که انجام نوافل به فرائض و واجبات ضرر و آسیب وارد نکند.
حضرت علی فرمودند: «إِذَا أَضَرَّتِ النَّوَافِلُ بِالْفَرَائِضِ فَارْفُضُوهَ»؛ وقتی که مستحبات به واجبات ضرر برساند، مستحبات را رها کنید. (بحار ج۶۸، ص۲۱۸). مثلاً در ایام محرم افراد تا سحر سینهزنی و عزاداری میکنند، اما نماز صبح واجب خود را قضا میکنند و یا این که افراد به زیارتهای مستحبی (مشهد، عتبات عالیات، عمره مفرده) میروند، اما خمس واجب مال خود را پرداخت نمیکنند.
ولایت فقیه، همین است
در کربلا خدمت حضرت امام خمینی «قدس سره» بودم که فردی به ایشان گفت: مکّه بوده ام و ایّام حجّ و طواف، جمعیّت زیاد بود به طوری که نزدیک بود شانه هایم بشکند، اگر همه مسلمان شوند و جمعیّت طواف کننده زیاد شود، چه باید کرد؟ معظم له فرمود: ما آن زمان طواف مستحب را، حرام خواهیم کرد. گفت: مگر می‏شود مستحب خدا را حرام کرد؟ امام فرمود: بله، معنای «ولایت فقیه» همین است، زمانی که طواف مستحبی ضرر بزند و مزاحمت برای واجب ایجاد کند، همین کار را باید کرد و وظیفه هم همین خواهد بود. (خاطرات حجة الاسلام قرائتی- ص۱۳۸- ۱۳۹)
«وَ أَکْرِمْنِی فِیهِ بِإِحْضَارِ الْمَسَائِلِ» ، خدایا مرا در این روز به آمادهسازی درخواستها، تکریم کن، یعنی دعاها و خواستههایم را مستجاب کن. یکی از جلوههای اکرام، این است که درخواستهای میهمان، فراهم شود.
نقش مستحبات و نوافل در نهادینه کردن ایمان و انتقال باور‏های دینی در نسل جوان.
یکی از کلیدی‏ترین راه‏های مبارزه با تهاجم و شبیخون فرهنگی نهادینه کردن ایمان قلبی و انتقال درست و منطقی باور‏های دینی در نسل جوان می‏باشد. وقتی انسان دین را به درستی و حقیقت درک کرد (به هر اندازه‏ای که دین را با شرایط و مقدماتی که در کتاب و سنت بیان شده) به همان نسبت در انسان قدرت پاسخگویی در مقابل شبهات به وجود می‏آید که القاء شبهه و خالی کردن دین از ماهیت از اهداف تهاجم فرهنگی محسوب می‏گردد. مهم این است که اگر دین و باورهای دینی را بر اساس یک شالوده محکم و استوار بنا کنیم دشمن با همه اعتبارات مالی و امکانات و امپراطوری رسانه‏ای که در دنیا از ماهواره و سایت‏های اینترنتی در دورترین نقاط کشور در شهرها و روستاها برای از بین بردن قدرت اصلی نظام یعنی دین و باورهای دینی برنامه ریزی می‏کنند موفق نخواهند بود. البته عدم اطلاع از کار فرهنگی دینی در برنامه ریزی و سیاست گزاری کلان کشور، جامعه به ویژه نسل جوان را دچار سردرگمی خواهد کرد، لذا کار فرهنگی دینی در طرح واجرا کار بسیار ظریف و حساس است که عدم تخصص کافی در این زمینه جامعه را دچار افراط و تفریط و در نهایت راه را برای نفوذ تهاجم فرهنگی هموار خواهد کرد. کار فرهنگی دینی و انتقال دین و باورهای دینی از زمان بعثت نبی مکرم اسلام همواره دارای شرایط و مقدماتی بوده است و با این که ما در عصر مدرنیته و انفجار علوم و اطلاعات به سر می‏بریم و هر روز نیز بر وسعت، سرعت و پیشرفت آن افزوده می‏گردد نیاز به آن مقدمات بیشتر احساس می‏شود به طوری که اگر ما آن مقدمات را در طراحی و سیاست گزاری برنامه‏های فرهنگی دینی به کار نگیریم در نهادینه کردن ایمان و باورهای دینی در جامعه موفق نخواهیم بود اگرچه ممکن است بعضی از کارهای فرهنگی دینی که به صورت مقطعی صورت می‏پذیرد سرعت پیشرفت تهاجم فرهنگی را کاهش دهد ولی خطر نفوذ آن را از بین نمی‏برد.
مقدمات:
۱- ستون‏های دین باید بر اساس درک حقیقی از خود و جهان هستی قرار گیرد یعنی خودشناسی و جهان شناسی کلید و رمز دین شناسی است چنانچه پیامبر عظیم الشان اسلام فرمودند: «من عرف نفسه فقد عرف ربه» هرکس خود را شناخت خدای خود را شناخته است که این سخن پیامبر متضمن بحث‏های تخصصی و فنی است که باید در جایگاه خودش و در یک مجال بیشتری مورد تبیین قرار گیرد، منتها تاکید ما در این مقدمه کلمه «عرف» است یعنی واژه شناخت شناسی. به نظر می‏رسد بیشترین کسانی که در طول تاریخ برای ورود به دین از این واژه استفاده کافی نکرده اند در تشخیص حقیقت از وهم و حق از باطل دچار مشکل شده اند و سر از ناکجا آباد در آورده اند و در عصر مدرنیته گرفتار نهلیسم یا پوچ گرایی و یا … شده‏اند. اگر درک انسان از خود و جهان هستی به نحو حقیقت نباشد و خود و جهان هستی را آن چنان که هست نبیند گرایش او به دین و باورهای دینی سطحی و مورد تهدید شیاطین داخلی از قبیل منفعل شدن در برابر وسوسه‏های شیطان درونی و هواهای نفسانی خواهد بود. لذا لازم است قبل از ورود به خودشناسی و جهان شناسی انسان از علم شناخت شناسی بهره کافی و وافی برده باشد که با استفاده از این علم بتواند واقعیت را از وهم جدا کرده و راه را برای رسیدن به یک فضای بزرگتری که در مقدمه دوم بیان خواهد شد هموار نماید. چون دشمن ازیک واقعیت عینی درافکارواندیشه وعقاید برخوردارنیست باتمام امکانات سخت افزاری ونرم افزاری به تقویت اوهام می‏پردازد.
۲- آن چیزی که دین و باورهای دینی را بعد از علم شناخت شناسی و جهان شناسی فرد و جامعه را در مقابل تهاجم و شبیخون فرهنگی بیمه می‏کند تزکیه نفس است که در قرآن و روایات کوتاه‏ترین و سریع‏ترین راه برای رسیدن به حقیقت درک خود شناسی و جهان شناسی و در نهایت عبودیت مورد نظر پروردگار متعال به آن اشاره و تاکید قرار گرفته است و در روایت فوق شناخت خدا متوقف بر خودشناسی که جزئی از جهان شناسی می‏باشد شده است یعنی این دو شناخت مثل حلقه‏های زنجیر به هم متصل اند و یقینا خود شناسی حقیقی و واقعی منجر به خداشناسی خواهد گردید، منتها انسان به قول امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) نمی‏تواند با دلهای بیمار و چشم‏های معیوب به درک درست و حقیقت دین برسد. آن حضرت در خطبه ۱۸۴ نهج البلاغه می‏فرمایند یکی از دلایل ندیدن حقیقت بیمار بودن دل‏ها و معیوب بودن چشم هاست که این نیز هم می‏تواند به عدم استفاده درست از ابزارهای شناخت شناسی که حواس پنج گانه و عقل منطقی باشد و هم از نداشتن طهارت روح که از تزکیه نفس به دست می‏آید باشد.
خداوند متعال در بعضی از سور قرآن کریم رمز فلاح و رستگاری را در تزکیه نفس می‏داند. (سوره شمس، قد افلح من زکیها، سوره اعلی قد افلح من تزکی) چون انسان با تزکیه نفس آن چنان بر وسعت فهم و درک او از حقیقت افزوده می‏شود که دیگر با هیچ شبهه‏ای نمی‏توان این عقیده را لرزاند، لذا از دیدگاه کتاب و سنت رمز رسیدن به علم حقیقی را طهارت روح که ثمره تزکیه نفس می‏باشد را می‏داند. به قول قرآن می‏فرماید: «لا یمسه الا المطهرون» و یا در سوره جمعه می‏فرماید «یزکیهم و یعلمهم الکتاب» یعنی تا روح و آینه دل را از صفات رذیله پاک نکنی نمی‏توانی به درک حقیقی از دین برسی. آینه هر چه تمیزتر و نظیف‏تر باشد تصویر را دقیق‏تر و حقیقی‏تر نشان می‏دهد. تازه وقتی انسان این مقدمات را طی کرد این خالق هستی است که خود را به بشر نشان می‏دهد. «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء» علم نوری است که خدا در قلب هر کسی که بخواهد وارد می‏کند یا در دعاهای وارده می‏گوییم: «اللهم عرفنی نفسک» خدایا خودت را به من بشناسان.
ادامه مطلب »

روز بیست و هفتم
احکام
۱- در یکى از روزهاى ماه رمضان روزه گرفتم ولى دندانهایم را مسواک نزدم، و بدون اینکه باقیمانده غذاهاى لابلاى دندانها را عمداً ببلعم، خودبخود بلعیده شده است. آیا قضاى روزه آن روز بر من واجب است؟ج: اگر علم به وجود باقیمانده غذا در بین دندانهایتان و یا علم به رسیدن آن به حلق نداشته‏اید و فرو رفتن آن هم عمدى و با التفات نبوده، قضاى روزه بر شما واجب نیست.
۲- از لثه شخص روزه‏دارى خون زیادى خارج مى‏شود، آیا روزه‏اش باطل مى‏شود؟ آیا براى او ریختن آب با ظرف بر سرش جایز است؟ج: با خروج خون از لثه تا آن را فرو نبرده است، روزه باطل نمى‏شود. همچنین ریختن آب بر روى سر توسط ظرف و مانند آن به صحت روزه ضرر نمى‏رساند.
۳- داروهاى مخصوصى براى معالجه بعضى از بیمارى‏هاى زنان وجود دارد (شیافهاى روغنى) که در داخل بدن گذاشته مى‏شود، آیا استفاده از آن موجب بطلان روزه مى‏شود؟ج: استفاده از آن داروها به روزه ضرر نمى‏رساند.
حضرت آیت الله خامنه‏ اى (مدظله العالى)
نماز شب بیست و هفتم: چهار رکعت (دو تا دو رکعتی)، در هر رکعت بعد از حمد سوره تبارک، و اگر حفظ ندارد بیست و پنج مرتبه سوره توحید را بخواند. ثواب: حضرت علی فرمود: هر کس بخواند، خدا گناهان او و پدر و مادرش را می‏آمرزد.
شرح دعای روز بیست و هفتم
اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ فَضْلَ لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ صَیِّرْ أُمُورِی فِیهِ مِنَ الْعُسْرِ إِلَى الْیُسْرِ وَ اقْبَلْ مَعَاذِیرِی وَ حُطَّ عَنِّیَ الذَّنْبَ وَ الْوِزْرَ یَا رَءُوفاً بِعِبَادِهِ الصَّالِحِین. ‏اى خدا در این روز فضیلت لیلة القدر را نصیب من گردان و تمام‏امور و کارهاى مشکل مرا آسان گردان و عذرهایم را بپذیر و وزر و گناهم را محو و نابود ساز،‏اى رئوف و مهربان در حق صالحان.
شب قدر در حقیقت، زمانی برای راز و نیاز با خداست و از زمانهای پرفضیلتی است که اگر کسی آن لحظات را درک کند، اجر و پاداش بسیاری از خدا دریافت خواهد نمود، شب قدر شب مبارکی است که فرشتگان و روح بر زمین نازل میشوند. یکی از ویژگیهای شب قدر «پنهان» بودن آن است تا بهانهای باشد به این که مردم شبهای بسیاری را با خدای خود خلوت کنند. بسیاری از علما، در طول یک سال، به شبزندهداری میپرداختند تا فضیلت شب قدر را درک کنند. در منابع دینی ما علاوه بر شبهای نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم، شبهای فرد دهه سوم ماه مبارک رمضان به عنوان شبهای قدر معرفی شده است که شب بیست و هفتم و بیست و نهم از جمله آن میباشد.
پاسخ به یک پرسش
در ابتدای بحث، این سؤال پیش میآید که چرا درخواست درک فضیلت شب قدر روز بعد انجام میگیرد؛ یعنی وقتی این دعا را هنگام روز میخوانیم که شب قدر (شب بیست و هفتم) را پشت سر گذاشتهایم، پس چرا از خداوند درخواست میکنیم که فضیلت شب قدر را روزی ما گرداند! این مساله، مثل این است که، در روز جمعه از خداوند بخواهیم فضیلت شب جمعهای که گذشت را به ما عنایت کن! در پاسخ باید گفت که در روایات آمده است که روز بعد از شب قدر یا روز هر شب مقدسی، مانند آن شب مقدس، مقدس است؛ یعنی روز بیست و سوم ماه رمضان، مانند شب بیست و سوم ماه رمضان است یا روز بیست و هفتم ماه رمضان، مثل شب بیست و هفتم میباشد.
اهمیت سوره قدر
سوره قدر به تنهایی دارای جایگاه بسیار بلندی است و در متون روایی به قرائت آن در تمام زمانهای به ویژه ماه مبارک رمضان تأکید بسیاری شده است، ولی ویژگی خاص آن این میباشد که شیعیان میتوانند با استدلال به سوره قدر، تمام مذاهب اسلامی را پیرو مذهب شیعه کنند.
وَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ(ع) قَالَ یَا مَعْشَرَ الشِّیعَةِ خَاصِمُوا بِسُورَةِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ تَفْلُجُوا فَوَ اللَّهِ إِنَّهَا لَحُجَّةُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى عَلَى الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ إِنَّهَا لَسَیِّدَةُ دِینِکُمْ وَ إِنَّهَا لَغَایَةُ عِلْمِنَا یَا مَعْشَرَ الشِّیعَةِ خَاصِمُوا بِ «حم وَ الْکِتابِ الْمُبِینِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ إِنَّا کُنَّا مُنْذِرِینَ» فَإِنَّهَا لِوُلَاةِ الْأَمْرِ خَاصَّةً بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ
امام محمد تقى(ع) فرمود: ‏اى شیعه: با سوره «انا انزلناه» (با اهل سنت) مخاصمه و مباحثه کنید تا پیروز شوید، بخدا که آن سوره پس از پیغمبر، حجت خداى تبارک و تعالى است بر مردم و آن سوره سرور دین شماست (بزرگترین دلیل مذهب شماست) و نهایت دانش ماست (زیرا کاشف از شب قدر است و در آن شب مکنونات علمى براى ما هویدا مى‏گردد) ‏اى گروه شیعه با آیات حم وَ الْکِتابِ الْمُبِینِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ إِنَّا کُنَّا مُنْذِرِینَ مخاصمه کنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت، بعد از پیغمبر(ص) است. (کافی ج۱ ص۲۴۹)
بر اساس اسنادی که حتی در کتب اهل تسنن وجود دارد، آمده است که در شب قدر، فرشتگان نازل میشوند و قرآن نیز در سوره قدر میفرماید: تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ؛ فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان براى (تقدیر) هر کارى نازل مى‏شوند (قدر ۴) «تنزّل» فعل مضارع است و در فعل مضارع استمرار وجود دارد: «تنزل» یعنی هر سال در شب قدر فرشتگان نازل میشوند. سیدبن طاووس فرموده بود: من شب قدر را میشناسم و فرشتگان را میبینم.
در زمان حیات پیامبر فرشتگان و روح اعظم بر پیامبر نازل میشدند به عقیده شیعه، نزول فرشتگان در زمان امیرالمؤمنین(ع) بر آن حضرت و در حیات ائمه دیگر بر آن بزرگواران نازل میشدند و اکنون نیز، فرشتگان و روح اعظم بر حضرت حجتابن الحسن(عج) که حجت حق هستند، نازل میشوند. حال از اهل تسنن و تمام مذاهب غیر شیعی میپرسیم آیه میفرماید: اکنون که فرشتگان و روح اعظم نازل می‏شوند، بر چه کسی نازل میشوند؟! آیا فرشتگان بدون هدف بر زمین نازل میشوند؟عقیده شیعیان در این مساله بسیار روشن و شفاف است که میگویند بر امام زمان(عج) نازل میشوند. شما (دیگر مذاهب) که عقیده به امام زمان(عج) ندارید یا امام زمان(عج) را زنده نمیدانید! نزول فرشتگان را برای چه کسی میدانید؟!نزول این فرشتگان مثل فرشتگانِ باران نیست که به زمین میآیند و بر میگردند، قرآن میفرماید برای «کل امر» نزول میکنند و باید نزد حجت خدا بیایند. اگر این سوره به صورت صحیح، در دنیا تبیین شود تمام مذاهب غیر شیعی بدون تعصب را میتوان شیعه کرد و یا به حقانیت شیعه آگاه ساخت.
فضائل شب قدر
از فضائل شب قدر نزول قرآن است.
خداوند در قرآن میفرماید: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةِ الْقَدْرِ. ما آن (قرآن) رادر شب قدر نازل کردیم. (قدر ۱)
«مبارک بودن» از دیگر فضایل شب قدر میباشد.
خداوند در سوره دخان میفرماید: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ. ماآن (قرآن) را درشب پربرکتی نازل کردیم. (آیه ۳)
از این دو آیه فهمیده میشود که لیلةالقدر، همان لیله مبارکه میباشد.
فضیلت دیگر شب قدر، «تقدیر و تدبیر» است که بهتر از هزار ماه است به عبارتی بیشتر از ۸۳ سال و ۴ماه میباشد که فراتر از یک عمر طبیعی بشر است.
فضایل شب قدر
برتری این شب از هزار ماه!
شب قدر
شب قدر از شب‏هاى با عظمت و با اهمیت سال است و دلیل فضیلت این شب بر سایر شب‏ها به اعتبار امورى است که در این شب محقق مى‏گردد وگرنه اجزاى زمان یا مکان، درجه و رتبه وجودى شان یکى است و بین آنها تفاوتى وجود ندارد.
شب آمرزش گناهان است
در منهج الصادقین در تفسیر سوره قدر از پیامبر خدا(ص) روایت شده که فرمودند: هر کس شب قدر را احیا دارد و مومن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامى گناهانش آمرزیده مى‏شود.
قلب ماه رمضان است
در روایتى مى‏خوانیم که امام صادق(ع) فرمود: از کتاب خدا استفاده مى‏شود که شماره ماه‏هاى سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سر آمد ماه ها، رمضان است و قلب ماه رمضان، لیلة القدر است. تفسیر نور الثقلین، ج ۵، ص ۹۱۸؛ و نیز رک: مجمع البیان.
پیامبر خاتم(ص) فرمود: لیلة القدر سیدة اللیالى شب قدر، سرور شبهاست. بحار الانوار، ج ۴۰، ص ۵۴
از هزار ماه بهتر است
از امام زین العابدین(ع) روایت شده که فرمود: خدا به رسول خود محمد(ص) گفت: آیا مى‏دانى براى چه شب قدر از هزار ماه برتر است؟ اظهار داشت: نه. خداوند فرمود: براى این که در این شب، فرشتگان و روح به اذن بارى تعالى هر امرى را فرود مى‏آورند.
به چه سبب شب قدر بهتر از هزار ماه است؟
در خبرى از رسول خدا(ص) نقل شده است: هنگامى که ماه رمضان نزدیک شد در ایامى که سه روز از ماه شعبان باقى بود به بلال گفت: مسلمانان را به مسجد بخوان و چون گرد آمدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: ‏اى مردم! پروردگار این ماه را به شما اختصاص داده است، آن سید ماههاست و در آن شبى است که از هزار ماه نیکوتر است. نور الثقلین، ج ۵، ص ۶۱۸
ادامه مطلب »

روز بیست و ششم
احکام
۱- اگر شخص روزه دار جنب باشد و تا قبل از اذان ظهر متوجه آن نشود و پس از آن غسل ارتماسى نماید، آیا روزه‏اش باطل مى‏شود؟ و اگر بعد از غسل متوجه شود که در حال روزه غسل ارتماسى نموده است، آیا قضاى آن واجب است؟ج: اگر غسل ارتماسى بر اثر فراموشى و غفلت از روزهدار بودن باشد، غسل و روزه او صحیح است و قضاى روزه‏اش بر او واجب نیست.
۲- اگر شخصى بخواهد قبل از زوال به محل اقامتش برسد، ولى در راه به خاطر پیشامد حادثه‏اى نتواند در زمان معین به مقصد برسد، آیا روزه او اشکال دارد و آیا کفاره بر او واجب است یا فقط قضاى روزه آن روز را باید به جا آورد؟ج: روزه‏اش در سفر صحیح نیست و بر او فقط قضاى روزه آن روزى که پیش از ظهر به محل اقامتش نرسیده، واجب است و کفاره‏اى هم ندارد.
۳- اگر هواپیما در ارتفاع بالا و مسیر طولانى در حال پرواز باشد و پرواز حدود دو ساعت و نیم تا سه ساعت طول بکشد، مهماندار و خلبان هواپیما براى حفظ تعادل خود هر بیست دقیقه احتیاج به نوشیدن آب دارند، در این صورت آیا در ماه مبارک رمضان، کفاره و قضاى روزه بر آنها واجب مى‏شود؟ج: اگر روزه براى آنها ضرر داشته باشد، جایز است که با نوشیدن آب افطار نمایند و قضاى آن را بجا آورند و در این حالت کفاره بر آنها واجب نیست.
حضرت آیت الله خامنه‏اى (مدظله العالى)
نماز شب بیست و ششم: هشت رکعت (چهار تا دو رکعتی)، در هر رکعت بعد از حمد یک سوره، هر سوره‏ای که باشد.
ثواب: مثل شب بیست و یکم است.
شرح دعای روز بیست و ششم
اللَّهُمَّ اجْعَلْ سَعْیِی فِیهِ مَشْکُوراً وَ ذَنْبِی فِیهِ مَغْفُوراً وَ عَمَلِی فِیهِ مَقْبُولاً وَ عَیْبِی فِیهِ مَسْتُوراً یَا أَسْمَعَ السَّامِعِین»
اى خدا در این روز سعی مرا (در راه طاعتت) بپذیر و گناهانم را در این روز ببخش و عمل مرا مقبول و عیبم را مستور گردان‏اى بهترین شنواى دعاى خلق.
شرح دعا
یکی از لغاتی که خداوند برای فعل انسان بکاربرده است «سعی» میباشد وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى. براى انسان بهره‏اى جز سعى و کوشش او نیست» نجم ۳۹
مهمترین تفاوت بین «سعی» و «عمل» این است که سعی، هدفمند میباشد و با رنج و زحمت همراه است.
مفهوم شکر
شکر کلمهای است که در منابع دینی و روایات اسلامی بسیار به کار برده شده است و به معنای سپاگذاری در برابر نعمت و خیری است که از دیگری به انسان برسد. شکر تنها به معنای سپاسگذاری لفظی نیست، بلکه باید شکر را در مقام عمل به جا آوریم به این معنا که از نعمتهای الهی در مسیری استفاده کنیم که رضایت خدا در آن باشد خداوند هم شاکر و هم شکور میباشد، شاکر اسم فاعل و شکور صفت مشبهه است خداوند در قرآن میفرماید: «فَإِنَّ اللَّهَ شاکِرٌ عَلیمٌ» خداوند (در برابر عمل او) شکرگزار، و (از افعال وى) آگاه است
شکرگزاری در برابر نعمت
عَنِ الرِّضَا قَالَ مَنْ لَمْ یَشْکُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْکُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَل. امام رضا می فرماید: کسى که از احسان مردم تشکر نکند، شکر خدا را بجا نیاورده است. بحار الأنوار ج‏۶۸، ص: ۴۴ از این حدیث شریف معلوم میشود که، شکر در برابر نعمت، تحقق مییابد؛ در حالی که هیچ کس به خداوند نعمت نمیدهد. چون که خداوند «منعم علیالاطلاق» است پس شاکر بودن خداوند به چه معناست؟
مفهوم شاکربودن خدا
شاکر بودن خداوند به این معناست که خداوند، حق اعمال مردم را بجا میآورد؛ یعنی هرکس عمل خیری انجام داد، عمل خیر از دست او نمیرود و خداوند از انجام دهنده عمل خیر قدردانی میکند خدا شاکر است؛ یعنی قدردان اعمال انسانهاست بنابراین شکر بندگان، شکر در برابر نعمت است و شکر ذات اقدس حق، شکر در برابر اعمال بندگان میباشد در آیه ۲۳ سوره شورا، کلمه «شکور» دلالت بر ثبات و تاکید میکند: که میفرماید «وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فیها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ» و هر کس کار نیکى انجام دهد، بر نیکى‏اش مى‏افزاییم؛ چرا که خداوند آمرزنده و سپاسگزار است؛ یعنی قطعا خداوند، پیوسته بخشنده و پیوسته شکرگزار است.
اینطور نیست که انسان عمل خیری انجام دهد و خداوند قدردانی نکند در آیه دیگر میفرماید: «إِنَّ هذا کانَ لَکُمْ جَزاءً وَ کانَ سَعْیُکُمْ مَشْکُوراً» این پاداش شماست، و سعى و تلاش شما مورد قدردانى است. شکر بندگان هم لفظی و هم عملی است، شکر عملی آن است که نعمتهای خداوند در مسیری که خالق خواسته است به کار برده شود.
پس معنای «اللَّهُمَّ اجْعَلْ سَعْیِی فِیهِ مَشْکُورا» این است که خدایا تلاش مرا در این روز، قدردانی کن. به عبارتی دیگر عمل انسان، باید دارای ارزش صحیح و با اصالت باشد، تا مورد قدردانی خداوند قرار گیرد و مصداق آن آیه از قرآن نباشد که می‏فرماید: «وَ قَدِمْنا إِلى‏ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً» و ما به سراغ اعمالى که انجام داده‏اند مى‏رویم، و همه را همچون ذرّات غبار پراکنده در هوا قرار مى‏دهیم در برخی روایتها حضرات معصومین فرمودهاند: که بعضی از روزهداران جز عطش و گرسنگی بهرهای از روزه نمیبرند.
فراز دیگر دعا
«و ذنبی فیه مغفورا» خدایا گناهان مرا در این روز ببخش.
امکان بخشایش همه گناهان از طرف خداوند
قرآن کریم می‏فرماید: (قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم، بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‏اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‏آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. (آیه ۵۳ سوره‏ی زمر)
حضرت علىع) روزى رو به سوى مردم کرد و فرمود: به نظر شما امید بخش‏ترین آیه قرآن کدام آیه است؟ بعضى گفتند آیه: «ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء” (خداوند هرگز شرک را نمى‏بخشد و پائین‏تر از آن را براى هر کس که بخواهد مى‏بخشد.) سوره نساء آیه ۴۸
امام فرمود: خوب است، ولى آنچه من میخواهم نیست، بعضى گفتند آیه”و من یعمل سوء او یظلم نفسه ثم یستغفرالله یجد الله غفورا رحیما” (هر کس عمل زشتى انجام دهد یا بر خویشتن ستم کند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحیم خواهد یافت) سوره نساء آیه ۱۱۰
امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى‏خواهم نیست. بعضى دیگر گفتند آیه “قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفورالرحیم” (اى بندگان من که دراثر گناه، بر خویشتن زیاده روی کرده اید، ازرحمت خدا مایوس نشوید در حقیقت‏خدا همه گناهان را مى‏آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است.) سوره زمرآیه۵۳
امام ع) فرمود خوبست اما آنچه مى‏خواهم نیست! بعضى دیگر گفتند آیه “و الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله” (پرهیزکاران کسانى هستند که هنگامى که کار زشتى انجام مى‏دهند یا به خود ستم مى‏کنند به یاد خدا مى‏افتند، از گناهان خویش آمرزش مى‏طلبند و چه کسى است جز خدا که گناهان را بیامرزد.) سوره آل عمران آیه۱۳۵
باز امامع) فرمود خوبست ولى آنچه مى‏خواهم نیست. در این هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه کردند فرمود: چه خبر است‏اى مسلمانان؟ عرض کردند: به خدا سوگند ما آیه دیگرى در این زمینه سراغ نداریم. امام فرمود: از حبیب خودم رسول خدا شنیدم که فرمود: امید بخش‏ترین آیه قرآن این آیه است: «واقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکرى للذاکرین (نماز را در قبل و بعد از ظهر و بخشی از شب به پادار که خوبی‏ها بدی‏ها را نابود میکند. این تذکری است برای آنان که اهل تذکرند.) سوره هود آیه ۱۱۸
و فرمود: ‏اى على! آن خدایى که مرا به حق مبعوث کرده و بشیر و نذیرم قرار داده یکى از شما که برمى‏خیزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش مى‏ریزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مى‏شود از نمازش کنار نمى‏رود مگر آنکه از گناهانش چیزى نمى‏ماند، و مانند روزى که متولد شده پاک مى‏شود، و اگر بین هر دو نماز گناهى بکند نماز بعدى پاکش می‏کند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد.
بعد فرمود: یا على جز این نیست که نمازهاى پنجگانه براى امت من حکم نهر جارى را دارد که در خانه آنها واقع باشد، حال چگونه است وضع کسى که بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشوید؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همین حکم را دارد.
«و عملی فیه مقبولا» عمل مرا در این روز مورد قبول قرار بده در معارف اسلامی، صحّت عمل و قبول عمل با هم فرق دارد.
تفاوت صحت و قبولی عمل
صحّت آن است که شرایط فقهی را داشته باشد، ولی قبولی عمل فراتر از صحّت فقهی میباشد.
خداوند میفرماید: « إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقینَ» خدا، تنها از پرهیزگاران مى‏پذیرد. (مائده ۲۷) شرط قبول اعمال، این است که انسان تقوا داشته باشد اگر کسی روزه بگیرد و مفطرات روزه را ترک کند ولی محرمات را رها نکند، روزهاش صحیح است، ولی مورد قبول نیست در روایت نقل شده است که اگر خداوند دو رکعت نماز کسی را قبول کند او را به جهنم نمیبرد از بعضی از آیات و روایات معلوم میشود که شرایط قبول، فراتر از شرایط صحّت میباشد.
درخواست پوشش عیوب از خدا
«و عیبی فیه مستورا» خدایا عیب مرا پوشیده نگه دارد. خدایا پیش خلق مرا رسوا مکن
یکی از اسامی روز قیامت «یوم تبلیالسرائر» است که در آن روز، حقایق و باطن انسان آشکار میشود و گناهان او بر همگان معلوم میگردد. در این فراز از دعا از خدا میخواهیم که عیوب ما را بپوشاند و آبروی ما را حفظ کند.
اگر ما میخواهیم که خدا آبروی ما را حفظ نماید باید تلاش کنیم تا آبروی دیگران را نیز حفظ کنی.
یامن اظهر الجمیل و ستر القبیح، یا من لم یؤاخذ بالجریرة و لم یهتک الستر، یا عظیم العفو، یا حسن التجاوز، یا واسع المغفرة، یا باسط الیدین بالرحمه یا صاحب کل نجوی و یا منتهی کل شکوی، یا کریم الصفح، یا عظیم المن، یا مبتدئا بالنعم قبل استحقاقها، یا ربنا و یا سیدنا و یا مولانا و یا غایة رغبتنا، اسئلک یا الله ان لا تشوه خلقی بالنار
این دعا را حضرت جبرئیل در ایامی وجود فاطمهس) میخواست دنیا بیاید با بشارت و صورت برافروخته‏ی بشیر و لب خندان آوردو آن را به دست پیامبر داد.. پیامبر فرمود این چیست: گفت: خداوند هدیه‏ای برای شما فرستاده است… (این دعا رو حتما بخوانید ونگذارید به دست نااهلش بیافته مخصوصا اشخاص منافق.
هنگامی که بنده‏ای خدا را بخواند و بگوید: یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح، (ای خدایی که زیبایی را آشکار و زشتی را پنهان می‏سازی) خدا او را پوشانده و در دنیا بر او رحمت میفرستد و در آخرت او را جمیل و زیبا می‏گرداند و با هزار پرده در دنیا و آخرت او را می‏پوشاند.
هنگامی که بگوید: یا من لم یؤاخذ بالجریرة و لم یهتک الستر، (ای خدایی که به گناه مؤاخذه نمی‏کنی و پرده گنهکاران را نمی‏دری) خدا او را در قیامت محاسبه نمی‏فرماید و در روزی که همه پرده‏ها پاره می‏شود و به کناری می‏رود از او پرده دری نمی‏فرماید.
هنگامی که بگوید: یا عظیم العفو، (ای صاحب عفو بزرگ) خدا گناهان او را می‏آمرزد حتی اگر همچون کف دریا زیاد باشد.
هنگامی که بگوید: یا حسن التجاوز، (ای خدایی که از بدان به نیکویی در می‏گذری) خدا نیز از او می‏گذرد حتی اگر گناهانی چون سرقت و شرب خمر و گناهان هولناک و دیگر کبائر را مرتکب شده باشد.
هنگامی که بگوید: یا واسع المغفرة، (ای کسی که مغفرت و آمرزشت بسیار و گسترده است) خداوند هفتاد باب از رحمت بر او می‏گشاید و او را در رحمت خویش فرو می‏برد تا هنگامی که از دنیا خارج شود.
هنگامی که بگوید: یا باسط الیدین بالرحمة، (ای خدایی که دستهایت به لطف و رحمت گشوده است) خداوند دست رحمتش را بر او می‏گشاید.
هنگامی که بگوید: یا صاحب کل نجوی و یا منتهی کل شکوی، (ای آنکه از هر راز نهان آگهی،‏ای پناه و مرجع همه شکوه ها) خداوند ثواب همه مصیبت دیده‏ها و همه مردم، اعم از سالم و مریض و زیان دیده و مسکین و فقیر را تا روز قیامت به او عطا می‏فرماید.
هنگامی که بگوید: یا کریم الصفح (ای کریمی که از روی مهر از گناه در می‏گذری) خداوند کرامت انبیاء را به او عطا فرماید.
هنگامی که بگوید: یا عظیم المن (ای کسی که منتی بزرگ بر بندگانت داری)، روز قیامت آرزویش را برآورده سازد و آرزوهای خوب همه مردم را نیز برای او بر آورد.
هنگامی که بگوید: یا مبتدئا بالنعم قبل استحقاقها، (ای خدایی که بدون سابقه استحقاق نعمتهایت را ارزانی داشتی) خدا اجر تمام کسانی که نعمتهایش را شکر گزارده اند به او عنایت فرماید.
هنگامی که بگوید: یا ربنا و یا سیدنا (ای پروردگار و‏ای سید ما) خداوند به ملائکه اش می‏فرماید‏ای فرشتگان من شاهد باشید که من او را آمرزیده و به عدد تمام مخلوقات بهشت وجهنم و هفت آسمان و زمین و خورشید و ماه و ستارگان و قطره‏های باران و انواع مخلوقات و کوهها و سنگریزه‏ها و عرش و کرسی به او اجر و ثواب عطا نمودم.
هنگامی که بگوید: و یا مولانا، (ای آقای ما) خداوند قلب او را پر از نور ایمان گرداند.
هنگامی که بگوید: و یا غایة رغبتنا، (ای منتهای مطلوب ما)، خدا روز قیامت آنچه را که او و دیگر خلائق به آن رغبت دارند به او عطا فرماید.
هنگامی که بگوید: اسئلک یا الله ان لا تشوه خلقی بالنار (ای خدا، از تو درخواست می‏کنم که خلقت مرا با آتش، زشت و قبیح نگردانی)، خداوند جبار می‏فرماید: او را از آتش آزاد گرداندیم.‏ای ملائکه من شاهد باشید که او و پدر و مادرش و برادرانش و خانواده و فرزندانش و همسایگانش را از آتش آزاد گردانیدم و شفاعت او را در مورد هزار نفرکه آتش برآنها واجب شده است را می‏پذیرم…
ادامه مطلب »

روز بیست و پنجم
احکام
۱- آیا زن در وطن و اقامت تابع شوهر است؟ج: مجرد زوجیّت موجب تبعیّت قهرى نمى‏شود، و زن مى‏تواند در انتخاب وطن و قصد اقامت تابع شوهر خود نباشد. بله، اگر زن در انتخاب وطن و اعراض از آن تابع اراده همسرش باشد، قصد شوهرش براى او کافى است و شهرى که همسرش با او براى زندگى دائم و به قصد توطن به آنجا رفته است، وطن وى هم محسوب مى‏شود و همچنین اعراض شوهر او از وطن مشترکشان با خروج از آن و رفتن به جائى دیگر، اعراض او از وطن هم محسوب مى‏گردد، و براى اقامت ده روز در سفر، اطلاع او از قصد شوهرش مبنى بر اقامت ده روز با این فرض که وى تابع اراده شوهر است براى وى کافى است، بلکه اگر مجبور به همراهى با شوهرش در مدت اقامت در آنجا باشد، نیز حکم همین است.
۲- جوانى با زنى از شهرى دیگر ازدواج نموده است، هنگامى که این زن به خانه پدرش مى‏رود، نمازش قصر است یا تمام؟ج: تا زمانى که از وطن اصلى خود اعراض نکرده، نمازش در آنجا تمام است.
۳- آیا زن و فرزندان مشمول مسأله «۱۲۸۴» رساله حضرت امام «قدس سره» هستند؟ یعنى در تحقق سفر آنها قصد سفر توسط آنان شرط نیست؟ و آیا وطن پدر موجب تمام بودن نماز کسانى که تابع وى هستند، مى‏گردد؟
ج: اگر در سفر تابع پدر ولو قهرا باشند، قصد پدر براى پیمودن مسافت در صورت اطلاع آنان از آن کافى است. ولى در انتخاب وطن و اعراض از آن، اگر در تصمیم‏گیرى و زندگى مستقل نباشند، یعنى بر حسب طبیعت و ارتکازشان تابع اراده پدر باشند، در اعراض از وطن سابق و اتخاذ وطن جدید که پدر با آنها براى زندگى دائمى به آنجا رفته است، تابع وى خواهند بود.
حضرت آیت الله خامنه‏اى (مدظله العالى)
نماز شب بیست و پنجم: هشت رکعت (چهار تا دو رکعتی)، در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه سوره توحید.
ثواب: حضرت علی فرمود: هر کس بخواند، نوشته می‏شود از برای او ثواب عابدین.
شرح دعای روز بیست و پنجم
اللّهمّ اجْعَلْنی فیهِ محبّاً لأوْلیائِکَ ومُعادیاً لأعْدائِکَ
خدایا مرا در این روز دوستدار اولیای خود و دشمن دشمنانت قرار بده.
مُسْتَنّاً بِسُنّةِ خاتَمِ انْبیائِکَ
و پیرو راه و روش خاتم پیغمبرانت
یَا عَاصِمَ قُلُوبِ النَّبِیِّین
‏ای نگهدار دلهای پیامبران
«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مُحِبّاً لِأَوْلِیَائِکَ وَ مُعَادِیاً لِأَعْدَائِکَ.»
دو جمله ابتدایی این دعا، تبییین و تفسیر دو اصل تولّی و تبرّی است.
تولی و تبری در قرآن و روایات اسلامی
در اسلام دو اصل به نام «تَوَلّی» و «تَبَرّی» و به تعبیر دیگر «حُبّ فِی اللهِ» و «بُغْض فِی اللهِ» وجود دارد که هر دو در واقع اشاره به یک حقیقت است. طبق این دو اصل ما موظّفیم دوستان خدا را دوست بداریم و دشمنان خدا را دشمن، و پیشوایان بزرگ دین یعنی پیامبر اکرمص ) و امامان معصوم(علیهم السلام )را در همه چیز اسوه و الگوی خود قرار دهیم. این دستور به قدری مهمّ است، که در آیات قرآن به عنوان نشانه‏ی ایمان، و در روایات اسلامی به عنوان «اَوْثَقُ عُرَی الْأَیمانِ» (محکمترین دستگیره‏ی ایمان) معرّفی شده، و تا «تولّی» و «تبرّی» نباشد، بقیّه‏ی اعمال، عبادات و اطاعات، بی حاصل شمرده شده است، تولّی و تبرّی یا «حبّ فی الله و بغض فی الله» یکی از گامهای بسیار مهم و مؤثّر در تهذیب نفس و سیر و سلوک الی الله است. روی همین اصل، بسیاری از علمای اخلاق وجود استاد و مربّی را برای رهروان این راه، لازم شمرده‏اند.
۱٫ قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فِی إِبْراهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْکُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ (سوره‏ی ممتحنه، آیه‏ی ۴).
سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند برای شما وجود داشت، در آن هنگام که به قوم (مشرک) خود گفتند ما از شما و آنچه غیر از خدا می‏پرستید بیزاریم!
۲٫ لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً (سوره‏ی احزاب، آیه ی۲۱)
مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنها که اُمید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می‏کنند.
۳- یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ (سوره‏ی توبه، آیه‏ی ۱۱۹)‏ ای کسانی که ایمان آورده اید تقوای الهی پیشه کنید و (همیشه) با صادقان باشید!
این نکته روشن است که اگر هنگام تضادّ «پیوندهای محبّت و دوستی» با «پیوندهای اعتقادی و ارزشی» پیوند محبّت و دوستی مقدّم شمرده شود، پایه‏های اعتقاد و ارزشها متزلزل می‏گردد و انسان تدریجاً به سوی باطل و فساد گرایش پیدا می‏کند؛ و نکته‏ی اساسی «حب فی الله و بغض فی الله» یا به تعبیر دگیر، تولایِ اولیاء الله و تبرّایِ از اعداء الله نیز همین است.
اُسْوَه (بر وزن لقمه) معنی مصدری دارد؛ به معنی تأسّی نمودن و در اصل به معنی حالتی است که از پیروی کردن دیگری حاصل می‏شود؛ به تعبیری دیگر، به معنی اقتدا کردن و پیروی نمودن است. و ما در فارسی معمولی امروز از آن به عنوان سرمشق گرفتن تعبیر می‏کنیم. بدیهی است این امر ممکن است در کارهای خوب باشد یا کارهای بد؛ به همین دلیل، در آیه‏ی مورد بحث تعبیر به اسوه‏ی حسنه شده؛ یعنی، کار ابراهیم و یارانش سرمشق خوبی برای شما بود، چرا که آنها پیوندهای ظاهری و مادّی را با قومشان به خاطر گسستن پیوندهای توحیدی و اعتقادی قطع کردند. این همان چیزی است که علمای اخلاق روی آن تکیه کرده و در سیر و سلوک الی الله انتخاب «قُدْوه» و «اسوه» را وسیله‏ی پیشرفت و تعالی می‏دانند.
واین آیات بر این موضوع تکیه می‏کند که «حبّ فی الله و بغض فی الله» از آثار ایمان به خدا و معاد است؛
احادیث بسیار فراوانی در کتب اسلامی اعم از شیعه و اهل سنت در زمینه حب فی الله و بغض فی الله و تولی و تبری آمده است، و به قدری در این باره اهمیت داده شده که در کمتر چیزی نظیر آن دیده می‏شود.
این احادیث نشان می‏دهد که باید در طریق تهذیب نفس و سیر و سلوک الی الله، هر کس پیشوا و مقتدایی را برگزیند.
در اینجا به بخشی از این احادیث که از کتب مختلف گلچین شده است اشاره می‏شود:
۱- در خطبه قاصعه تعبیرجالبی درباره پیغمبراکرم(ص) و علی(ع) دیده می‏شود؛ می‏فرماید: «و لقد قرن الله به من لدن ان کان فطیما اعظم ملک من ملائکته یسلک به طریق المکارم، و محاسن اخلاق العالم، لیله و نهاره و لقد کنت اتبعه اتباع الفصیل اثر امه یرفع لی فی کل یوم من اخلاقه علما و یامرنی بالاقتداء به؛ از همان زمان که رسول خدا(ص) از شیر باز گرفته شد، خداوند بزرگترین فرشته از فرشتگان خویش را مامور ساخت تا شب و روز او را به راههای مکارم اخلاق و صفات خوب انسانی سوق دهد؛ و من (هنگامی که به حد رشد رسیدم نیز) همچون سایه به دنبال آن حضرت حرکت می‏کردم، و او هر روز نکته تازه‏ای از اخلاق نیک خود را برای من آشکار می‏ساخت؛ و به من فرمان می‏داد تا به او اقتدا کنم.» (نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲٫)
این حدیث شریف که بخشی از خطبه قاصعه را تشکیل می‏دهد، این حقیقت را روشن می‏سازد که حتی پیغمبرگرامی اسلام در آغاز کارش مقتدا و پیشوایی داشته که بزرگترین فرشتگان الهی بوده است. علی نیز پیامبر را مقتدا و پیشوای خود قرار داده بود و سایه به سایه او حرکت می‏کرد؛ و این مقتدای بزرگوار هر روز درس تازه‏ای به علی(ع) می‏آموخت و چهره نوینی از اخلاق انسانی را به او نشان می‏داد.
آنجا که پیامبر و علی(ع) در آغاز کارشان در برنامه سیر الی الله نیاز به پیشوا و مقتدا داشته باشند، تکلیف دیگران پیداست.
۲- در روایت معروف «بنی الاسلام…» که با طرق متعدد با تفاوت مختصری از معصومین(ع) نقل شده است این موضوع بخوبی منعکس شده است؛ از جمله در حدیثی که یار وفادار امام باقر(ع) «زراره» از آن حضرت نقل کرده، می‏خوانیم:
بنی الاسلام علی خمسة اشیاء، علی الصلوة و الزکاة و الحج و الصوم والولایة، قال زرارة: فقلت: وای شی ء من ذلک افضل؟ فقال: الولایة افضل لانها مفتاحهن و الوالی هو الدلیل علیهن؛ اسلام بر پنج پایه بنا شده: بر نماز و زکات و حج و روزه و ولایت (رهبری معصومین)، زراره می‏گوید: عرض کردم: کدامیک از اینها افضل است؟ فرمود: ولایت افضل است، زیرا کلید همه آنها است، و والی و رهبر الهی راهنما به سوی چهار اصل دیگر است.» (اصول کافی، جلد ۲، صفحه ۱۸)
از این تعبیر بخوبی استفاده می‏شود که ولایت و اقتدا به اولیاء الله سبب احیاء سایر برنامه‏های دینی و مسایل عبادی و فردی و اجتماعی است؛ و این اشاره روشنی به تاثیر مساله ولایت در امر تهذیب نفوس و تحصیل مکارم اخلاق می‏باشد.
۳- در حدیث دیگری از امام صادق(ع) می‏خوانیم: روزی پیامبر(ص) به یارانش فرمود: «ای عری الایمان اوثق؟ فقالوا: الله و رسوله اعلم و قال بعضهم الصلوة، و قال بعضهم الزکاة، و قال بعضهم الصیام، و قال بعضهم الحج و العمرة، و قال بعضهم الجهاد، فقال رسول الله لکل ما قلتم فضل و لیس به، ولکن اوثق عری الایمان الحب فی الله و البعض فی الله و تولی اولیاء الله و التبری من اعداء الله؛ کدامیک از دستگیره‏های ایمان محکمتر و مطمئن‏تر است؟ یاران عرض کردند خدا و رسولش آگاهتر است، و بعضی گفتند نماز، و بعضی گفتند زکات و بعضی روزه، و بعضی حج و عمره، و بعضی جهاد! رسول خدا فرمود: همه آنچه را گفتید دارای فضیلت است ولی پاسخ سؤال من نیست؛ محکمترین و مطمئن‏ترین دستگیره‏های ایمان، دوستی برای خدا و دشمنی برای خداست، و دوست داشتن اولیاء الله و تبری از دشمنان خدا.» (اصول کافی، جلد ۲، صفحه ۱۲۵، حدیث ۶)
پیغمبراکرم(ص) نخست بااین سؤال مهم، افکار مخاطبان را در این مساله سرنوشت ساز به جنب و جوش در آورد و این کاری بود که پیامبر(ص) گاه قبل از القاء مسایل مهم انجام می‏داد گروهی اظهار بی اطلاعی کردند، و گروهی با شمردن یکی از ارکان مهم اسلام پاسخ گفتند؛ ولی پیامبر(ص) درعین تاکید براهمیت آن برنامه‏های مهم اسلامی، سخنان آنها را نفی کرد، سپس افزود: مطمئن‏ترین دستگیره ایمان، حب فی الله و بعض فی الله است!
تعبیر به «دستگیره» در اینجا گویا اشاره به این است که مردم برای وصول به مقام قرب الی الله، باید به وسیله‏ای چنگ بزنند و بالا بروند، که از همه مهمتر و مطمئن تر، دستگیره حب فی الله و بغض فی الله است.
این به خاطر آن است که پیوند محبت با دوستان خدا و اقتدا و تاسی به اولیاءعاملی است برای حرکت در تمام زمینه‏های اعمال خیر و صفات نیک. بنابراین، با احیاء این اصل، اصول دیگر نیز زنده می‏شود؛ و با ترک این اصل، بقیه تضعیف یا نابود می‏گردد.
۴- در حدیث دیگری از امام صادق(ع) می‏خوانیم که خطاب به یکی از یارانش به نام جابر کرد و فرمود: «اذا اردت ان تعلم ان فیک خیرا فانظرالی قلبک فان کان یحب اهل طاعة الله و یبغض اهل معصیته، ففیک خیر، و الله یحبک؛ و ان کان یبغض اهل طاعة الله و یحب اهل معصیته، فلیس فیک خیر، و الله یبغضک و المرء مع من احب؛ هرگاه بخواهی بدانی در تو خیر و نیکی وجود دارد یا نه؟ نگاهی به قلبت کن! اگر اهل اطاعت الهی را دوست می‏دارد و اهل معصیت را دشمن می‏شمرد، تو انسان خوبی هستی، و خدا تو را دوست دارد؛ و اگر اهل اطاعت الهی را دشمن می‏دارد و اهل معصیتش را دوست می‏دارد، نیکی در تو نیست، و خدا تو را دشمن می‏دارد؛ و انسان با کسی است که او را دوست می‏دارد!» (اصول کافی، جلد ۲، صفحه ۱۲۶)
جمله «والمرء مع من احب» اشاره لطیفی به این واقعیت است که هر انسانی از نظر خط و ربط اجتماعی و خلق و خو و صفات انسانی و همچنین سرنوشت نهایی در روز رستاخیز، با کسانی خواهد بود که به آنها عشق می‏ورزد و پیوند محبت دارد؛ و این نشان می‏دهد که مساله «ولایت» در مباحث اخلاقی سرنوشت ساز است.
۵- در حدیث دیگری از امام علی بن الحسین(ع) می‏خوانیم: اذا جمع الله عزوجل الاولین و الآخرین قام مناد فنادی یسمع الناس فیقول: این المتحابون فی الله قال: فیقوم عنق من الناس فیقال لهم اذهبوا الی الجنة بغیر حساب قال: فتلقاهم الملائکة فیقولون الی این؟ فیقولون الی الجنة بغیر حساب! قال فیقولون فای ضرب انتم من الناس؟ فیقولون نحن المتحابون فی الله، قال فیقولون وای شی ء کانت اعمالکم؟ قالوا کنا نحب فی الله و نبغض فی الله، قال فیقولون نعم اجر العاملین!؛ هنگامی که خداوند متعال اقوام اولین و آخرین را (در قیامت) جمع کند، ندا دهنده‏ای ندا می‏دهد، به گونه‏ای که به گوش همه مردم برسد، می‏گوید کجا هستند آنهایی که به خاطر خدا همدیگر را دوست داشتند، فرمود: در این هنگام گروهی از مردم بر می‏خیزند و به آنها گفته می‏شود، بدون حساب به سوی بهشت بروید! فرمود: در این موقع فرشتگان الهی از آنها استقبال می‏کنند، می‏گویند به کجا می‏روید؟ می‏گویند: به بهشت بدون حساب! می‏گویند شما از کدام گروه مردم هستید؟ می‏گویند ما کسانی هستیم که به خاطر خدا یکدیگر را دوست می‏داشتیم، می‏گویند، اعمال شما چه بود؟ می‏گویند ما به خاطر خدا گروهی را دوست می‏داشتیم و به خاطر خدا گروهی را دشمن می‏داشتیم، فرشتگان می‏گویند: چه خوب است پاداش عمل کنندگان!» (همان مدرک، صفحه ۲۴۵، حدیث ۱۹ – اصول کافی، جلد ۲، صفحه ۱۲۶٫)
تعبیر «نعم اجرالعاملین» نشان می‏دهد که محبت با اولیاء الله و دشمنی با اعداءالله سرچشمه اعمال نیک و پرهیز از اعمال بد است.
۶- در حدیث دیگری از پیغمبر اکرم چنین آمده است: «ان حول العرش منابر من نور علیها قوم لباسهم و وجوههم نور لیسوا بانبیاء یغبطهم الانبیاء و الشهداء قالوا یا رسول الله حل لنا قال: هم المتحابون فی الله و المتجالسون فی الله و المتزاورون فی الله؛ در اطراف عرش الهی منبرهایی از نور است که بر آنها گروهی هستند که لباسها و صورتهایشان از نور است؛ آنها پیامبر نیستند ولی پیامبران و شهداء به حال آنها غبطه می‏خورند! عرض کردند:‏ای رسول خدا! این مساله را ما برای حل کن (آنها چه کسانی هستند؟) فرمود: آنها کسانی هستند که به خاطر خدا یکدیگر را دوست دارند و برای خدا با یکدیگر مجالست می‏کنند، و برای خدا به دیدار هم می‏روند!» بحارالانوار، جلد۶۶، صفحه ۳۵۲، حدیث ۳۲
۷- در حدیث قدسی می‏خوانیم: خداوند به موسی فرمود: «هل عملت لی عملا؟! قال صلیت لک و صمت و تصدقت و ذکرت لک، قال الله تبارک و تعالی، و اما الصلوة فلک برهان، و الصوم جنة و الصدقة ظل، و الذکر نور، فای عمل عملت لی؟! قال موسی: دلنی علی العمل الذی هو لک، قال یا موسی هل والیت لی ولیا و هل عادیت لی عدوا قط فعلم موسی ان افضل الاعمال الحب فی الله و البغض فی الله؛ آیا هرگز عملی برای من انجام داده ای؟ موسی عرض کرد: آری! برای تو نماز خوانده ام، روزه گرفته ام، انفاق کرده ام و به یاد تو بوده ام؛ فرمود: اما نماز برای تو نشانه (ایمان) است، و روزه سپر آتش، و انفاق سایه‏ای در محشر، و ذکر خدا نور است؛ کدام عمل را برای من به جا آورده‏ای ای موسی! عرض کرد خداوندا! خودت مرا در این مورد راهنمایی فرما! فرمود: آیا هرگز به خاطر من کسی را دوست داشته ای، و به خاطر من کسی را دشمن داشته ای؟در اینجا بود که موسی(ع) دانست برترین اعمال حب فی الله و بغض فی الله (دوستی برای خدا و دشمنی برای خدا) است.» (بحارالانوار، جلد۶۶، صفحه ۲۵۲، حدیث ۳۳٫)
ادامه مطلب »

برگرفته از جلد اول رساله آموزشی – مطابق با فتاوای حضرت آیت الله العظمی خامنه ای
باسمه تعالی
احکام روزه
برگرفته از جلد اول رساله آموزشی
احکام و مسائل شرعی مطابق با فتاوای حضرت آیتالله العظمی خامنهای مدظلهالعالی
دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنه ای
۲
برگرفته از جلد اول رساله آموزشی – مطابق با فتاوای حضرت آیت الله العظمی خامنه ای
فهرست

برگرفته از جلد اول رساله آموزشی – مطابق با فتاوای حضرت آیت الله العظمی خامنه ای
۱٫ معنای روزه
در شرع مقدس اسلام آن است که انسان در تمام روز )از طلوع فجر تا غروب آفتاب( با قصد اطاعت از فرمان خداوند » روزه «
از خوردن و آشامیدن و چیزهای دیگری که به تفصیل گفته خواهد شد خودداری کند.
توجه
 معیار شرعی در مورد وقت روزه، فجر صادق است نه کاذب، و احراز آن موکول به تشخیص مکلف است.
 در طلوع فجر )وقت وجوب امساک برای روزه گرفتن( فرقی بین شبهای مهتابی و غیر مهتابی نیست.
 جهت رعایت احتیاط در امساک روزه، همزمان با شروع اذان » اَیَّدَهُمُ اللهُ تَعَالی « مقتضی است که مؤمنین محترم
صبح از رسانهها برای روزه امساک نمایند.
 هرگاه برای روزهدار اطمینان حاصل شود که اذان از هنگام داخل شدن وقت شروع شده جایز است به صرف شروع
اذان، افطار نماید و صبر کردن تا پایان اذان لازم نیست.
۵
برگرفته از جلد اول رساله آموزشی – مطابق با فتاوای حضرت آیت الله العظمی خامنه ای
۲٫ انواع روزه
روزه از یک نظر بر چهار نوع است:
۰٫ روزهی واجب، مثل روزهی ماه مبارک رمضان.
۱٫ روزهی مستحب، مثل روزهی ماه رجب و شعبان.
۱٫ روزهی مکروه، مثل روزهی روز عاشورا.
۱٫ روزهی حرام مثل روزهی عید فطر)اول ماه شوال( و قربان)دهم ماه ذیالحجه(.
توجه:
 کسی که میداند روزه برای او ضرر دارد یا خوف ضرر داشته باشد باید روزه را ترک کند و اگر روزه بگیرد صحیح
نیست بلکه حرام است، خواه این یقین و خوف از تجربهی شخصی حاصل شده باشد یا از گفتهی پزشک امین یا از
منشأ عقلایی دیگر.
 ملاک تأثیر روزه در ایجاد بیماری یا تشدید آن و عدم قدرت بر روزه گرفتن، تشخیص خود روزهدار نسبت به خودش
است، بنابراین اگر پزشک بگوید روزه ضرر دارد، اما او با تجربه دریافته است که ضرر ندارد باید روزه بگیرد، همچنین
اگر پزشک بگوید روزه ضرر ندارد ولی او بداند روزه برایش ضرر دارد یا خوف ضرر داشته باشد نباید روزه بگیرد.
 هرگاه عقیدهاش این بود که روزه برای او ضرر ندارد و روزه گرفت و بعد فهمید روزه برای او ضرر داشته باید قضای
آن را به جا آورد.
 پزشکانی که بیماران را از روزه گرفتن به دلیل ضرر داشتن منع میکنند گفتهی ایشان در صورتی معتبر است که
اطمینان آور باشد یا باعث خوف ضرر شود و در غیر این صورت اعتباری ندارد.
۶
برگرفته از جلد اول رساله آموزشی – مطابق با فتاوای حضرت آیت الله العظمی خامنه ای
۳٫ روزههای واجب
۰٫ روزهی ماه مبارک رمضان.
۱٫ روزهی قضا.
۱٫ روزهی کفاره.
۱٫ روزهی قضای پدر و مادر.
۱٫ روزهی مستحبی که به واسطهی نذر و عهد و قسم واجب شده است.
۱٫ روزهی روز سوم از ایام اعتکاف.
۱٫ روزهی بدل از قربانی در حج تمتع
۷
برگرفته از جلد اول رساله آموزشی – مطابق با فتاوای حضرت آیت الله العظمی خامنه ای
۴٫ شرایط وجوب روزه
.۰ بلوغ.
.۱ عقل.
.۱ قدرت.
.۱ بی هوش نبودن.
.۱ مسافر نبودن.
.۱ حایض و نفسا نبودن.
.۱ ضرری نبودن روزه.
.۱ حرجی نبودن روزه.
توجه:
 روزه بر افرادی واجب است که واجد شرایط فوق باشند، بنابراین روزه بر کودک نابالغ، دیوانه، بیهوش، فردی که
توانایی گرفتن روزه ندارد، مسافر، زن حایض و نفسا، کسی که روزه برای او ضرر یا حرج )مشقت زیاد( دارد واجب
نیست. )توضیح بیشتر در درسهای بعدی خواهد آمد(.
 انسان نمیتواند به خاطر ضعف روزه را بخورد، ولی اگر به قدری ضعف پیدا کند که تحمل آن بسیار مشکل شود
میتواند روزه را بخورد، و همچنین اگر برای او ضرر یا خوف ضرر داشته باشد، بنابراین دخترانی که به سن بلوغ –
که بنا به نظر مشهور همان تکمیل نه سال قمری است – میرسند واجب است روزه بگیرند و ترک آن به صرف
دشواری، ضعف جسمانی و مانند آن جایز نیست. بلی اگر برای آنها ضرر داشته و تحمل آن برای ایشان همراه مشقت
زیاد باشد میتوانند افطار کنند.
ادامه مطلب »

روز بیست و چهارم
احکام
۱- آیا مى‏توانم کفّاره قضاى روزه ماه رمضان را به برادرم که قصد ازدواج دارد و براى این امر به آن نیازمند است بپردازم؟ ج: احتیاط آن است که فقط مصرف نان شود.
۲ ـ بنده الآن حدود ۲۲ سال دارم و تقریبا از ۴ سال پیش تمامى روزه هایم را گرفته ام ولى قبل از آن چند روزى از روزه هایم را به دلایلى نگرفته ام و نمى‏دانم که تعداد آن روزها چقدر بوده است وظیفه من چیست؟
ج: همان مقدار که یقین دارید روزه نگرفته اید قضا کنید و اگر روزه نگرفتن عمدى بوده کفّاره نیز واجب است مگر این که جاهل به مسائل روزه بوده اید.
۳- دادن کفّاره به واجب النّفقه جایز است؟ج: احتیاط آن است که کفّاره را مطلقاً به واجب النّفقه ندهد.
نماز شب بیست و چهارم مثل شب بیستم است. ثواب: حضرت علی فرمود: هر کس بخواند، مثل کسی است که حج و عمره نموده است.
شرح دعای روز بیست و چهارم
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ فِیهِ مَا یُرْضِیکَ
خدایا در این روز از تو درخواست میکنم آنچه را که رضای تو در اوست
وَ أَعُوذُ بِکَ مِمَّا یُؤْذِیکَ
و از چیزهایی که تو را آزار میدهد، به توپناه می‏برم
وَ أَسْأَلُکَ التَّوْفِیقَ فِیهِ لِأَنْ أُطِیعَکَ وَ لاَ أَعْصِیَکَ
و از تو توفیق میخواهم که دراین روز به فرمان تو باشم و هیچ نافرمانی نکنم
‏ یَا جَوَادَ السَّائِلِین
‏ای عطا بخش سوالکنندگان
شرح فرازاول دعا
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ فِیهِ مَا یُرْضِیکَ وَ أَعُوذُ بِکَ مِمَّا یُؤْذِیکَ خدایا در این روز از تو درخواست میکنم آنچه را که رضای تو در اوست و از چیزهایی که تو را آزار میدهد، به توپناه می‏برم.
یکی ازچیزهایی که رضایت پرورگار رادرپی دارد انتخاب همسرشایسته است همسرشایسته رمزسلامت خانواده ودرنتیجه سلامت فردوجامعه از آسیبهای مختلف ومتنوع وبدنبال این روند رضایتهای پی درپی پرورگاررادرتحویل فرزندان صالح و صالحه درجامعه دارد که امروزازآسیبهای جدی جامعه ماست طبق برخی گزارشهابعلت فقدان استانداردهای الهی در امر ازدواج میزان طلاق در کشور ایران تقریباً معادل کشور اسپانیا با ۱۴۰ هزار طلاق در سال است که در زمرة ۴ کشوری است که بالاترین آمار طلاق در میان کشورهای اروپایی را دارد. تازه این آمارهاغیرازآمارطلاقهای عاطفی درخانوادهاست. لذادراین ماه پربرکت مکرردرروزهای دوم، نهم، بیست و دوم وامروزازخالق هستی طلب رضایتش را بنا به تعلیم امام سجاد کردیم ازاینجا مشخص می‏گردد شالوده‏ها ومقدمات رضایت پرورگاردرمصادیق مختلف ازجمله امرمهم تشکیل خانواده درهمین ماه با توجه به فضاوانقلاب بوجود آمده دردرون انسان خصوصا درلیالی قدربسته می‏شود لذااولاوالدین ثانیا دختران وپسران که می‏خواهند ازدواج کنند ازاین فرصت ملکوتی حداکثر استفاده رانمایند. خدایا در این روز، آن چیزی که تو را راضی میکند میخواهم و از چیزهایی که تو را آزار میدهد، به توپناه می‏برم.
نهاد خانواده
خانواده در اسلام نهادی مقدس، باارزش، بی همتا ومحبوب‏ترین بنا نزد خدا می‏باشد، و زن و شوهر دو رکن بزرگ و اصلی این نهاد هستند. گرچه زن و مرد در بنیانگذاری خانواده یکسان هستند اما ویژگی‏های جسمی و روانی هر یک از همسران، نقش خاصی را در استحکام و استمرار این بنا می‏طلبد، و یکسان نیست. در این بین خداوند حکیم جهت استحکام و استمرار این بنا، قدرت فوق العاده‏ای به زن عطا فرموده است. زن در آرام بخشی و تلطیف فضای خانه نقش بسیار ویژه و منحصر به فردی دارد. آرام بخش بودن زن برای مرد در آیه ۱۸۹ سوره اعراف، نشانگر نقش ویژه زن در این امر است. هو الذی خَلَقکم مِن نفسٍ واحدةٍ وَ جَعَل منها زوجها لیسکن الیها اوست که همه شما را از نفس واحدی بیافرید، و جفت وی (زنش) را نیز از آن پدید آورد تا بدان آرامش یابد… اعراف / ۱۸۹
زن با نقش عاطفی و احساسی ویژه‏ای که دارد به خانواده نشاط و حیات می‏بخشد. و شوهر از حیث روانی و عاطفی در کنار او آرامش می‏یابد. استمرار و برپایی خانواده تا زمانی است که مرد در منزل امنی که زن برای او فراهم کرده است، احساس آرامش و سکونت کند، نه تا زمانی که خانه ظاهری برپا باشد. انسان‏های فراوانی خانه ندارند اما خانواده دارند. باغ و ویلا ندارند، از نظر امکانات مادی و مسکن دچار مشکلند، اما از حیث عاطفی و آرامش روانی مشکلی ندارند و باصفا و صمیمیت زندگی می‏کنند. بنابراین، خانه‏ای که زن با دستِ دل می‏سازد کارآمدتر از خانه‏ای است که مرد با خشت و گِل بنا می‏کند. زن به سبب ویژگی طبیعی و نقش همسری و مادری در استحکام و استمرار بنای خانواده نقش برجسته، محوری و ویژه‏ای دارد. مسلماً ارزش اقتصادی و مزد مادی، نمی‏تواند ملاک و میزان، برای تعیین ارزش همه کارها باشد. برخی از کارها مسلّماً ارزشمند است و کسی در اهمیت آن شک ندارد که با معیار مادی قابل اندازه گیری نیست. کسی که برای حفظ وطن خویش جانفشانی می‏کند و از جان خویش می‏گذرد با کدام پاداش مادی می‏توان کار او را پاداش داد؟هیچ گاه کم بودن ارزش مادی یک کار دلیل بر کمتر بودن ارزش آن نیست چنان که عکس آن نیز درست است؛ یعنی بیشتر بودن مزد مادی نمی‏تواند دلیل بر باارزش بودن باشد. از دیدگاه اسلام فعالیت‏های خانگی زن ارزش اقتصادی دارد. بنابراین کاری که زن در خانه انجام می‏دهد الزاماً مجانی نیست و زن می‏تواند در مقابل عملی که انجام می‏دهد از همسرش مزد دریافت کند. اما اجرت مادی، در برابر پاداش معنوی‏ای که در آموزه‏های دینی در نظر گرفته شده، بسیار ناچیز است. اهلبیت با بیان ثواب‏های بی شمار خدمت زن در خانه و نسبت به خانواده ارزش والای او را به مردم گوشزد کرده و آنان را متوجه این مهم کردند که خدمت در خانه، بچه داری و تربیت فرزند به دست توانای زن، کمتر از کار مردان در بیرون از خانه نیست. از دیدگاه اسلام خانه برای زن خط مقدم جبهه است و کاری که زن در آنجا آنجا انجام می‏دهد با ارزش جهاد مردان برابر است. آموزه‏های دینی با تبیین جایگاه واقعی همسر و مادر، زنان را به همسرداری و بچه داری ترغیب و تشویق کرده است. همان کارهایی را که پیشوایان دینی ما بر آن تأکید داشته و با بیان ثواب‏های فراوان، ارزش و جایگاه آن را برای زنان مسلمان بیان کرده اند امروزه تحقیر شده و کم ارزش جلوه داده می‏شود. امروز دنیای غرب که به ارزش‏های معنوی اعتقادی ندارد با تبلیغات مسموم بر ضد نقش همسری و مادری و به کار بردن عناوین تحقیرکننده و پررنگ کردن ارزش‏های مادی و اقتصادی، کاری کرده است که برخی بانوان مسلمان و سطحی نگر ما نیز باور کرده اند که این کارها ارزش ندارد و ناخودآگاه ارزش‏های مادی برای آنان در رتبه اول قرار گرفته است. و متاسفانه در برخی گزارش‏ها و نظرسنجی‏ها آمده که اشتغال به عنوان اولین مسئله و دغدغه زنان و دختران جوان مطرح است و اموری همچون ازدواج در رده پنجم یا ششم قرار دارند. (مجله حورا، سال ۸۳، شماره ۸، ص۲)
ادامه مطلب »

روز بیست و سوم
احکام
۱ ـ آیا فرو بردن وسایل غیرخوراکى (مانند وسایل معاینات پزشکى) در دهان به هنگام روزه باعث بطلان روزه مى‏گردد؟
ج: موجب بطلان روزه نمى‏شود مگر این که آلوده به آب دهان شود و آن رابیرون آورد و سپس وارد دهان کند و رطوبت آن ابزار به قدرى باشد که در آب دهان مستهلک نشود و آن را فرو برد.
۲ ـ فردى مبتلا به نفس تنگى شدید است و از یک نوع وسیله طبّى استفاده مى‏نماید که با فشار دادن سوزن آن داروى مایع به صورت پودر گاز از راه دهان به ریه‏ها پاشیده مى‏شود باعث تسکین مى‏گردد (این عمل چندین بار در روز تکرار مى‏گردد) آیا مى‏تواند با وجود استفاده از این وسیله روزه دار هم باشد با توجّه به این که بدون استفاده از این دستگاه روزه گرفتن مشقّتى غیرقابل تحمل دارد؟ج: اگر به صورت گاز رقیق وارد بدن مى‏شود مانعى ندارد و روزه اش صحیح است و ما نمونه‏هاى معمول آن را دیده ایم اشکالى ندارد.
۳ـ آیا فرو بردن چرک گلو باعث باطل شدن روزه مى‏گردد؟ج: اگر به فضاى دهان وارد نشود یا بدون اختیار فرو رود مانعى ندارد. حضرت آیت‌ الله صافى گلپایگانى (مدظله العالى)
نماز شب بیست و سوم ماه رمضان
هشت رکعت نماز به هر سوره‏ای که میسر بود.
اَللّـهُمَّ اغْسِلْنى فیهِ مِنَ الذُّنُوبِ
خدایا در این روز مرا از گناهان پاکیزه گردان
وَطَهِّرْنى فیهِ مِنَى الْعُیُوبِ
و از هر عیب پاک ساز
وَامْتَحِنْ قَلْبى فیهِ بِتَقْوَى الْقُلُوبِ
و دلم را در آزمایش رتبه دلهای اهل تقوی بخش،
یا مُقیلَ عَثَراتِ الْمُذْنِبینَ.
ای پذیرنده عذر لغزشهای گناهکاران.
شرح دعا
طهارت از گناه
قال رسول الله یا اباذرّ؛ ایّاک ان تدرکک الصّرعة عندالعثرة، فلا تقال العثرة ولاتمکّن من الرّجعة و لایحمدک من خلّفت بما ترکت و لایعذرک من تقدم علیه بما اشتغلت به» اى ابوذر؛ بترس از اینکه در حال گناه مرگت فرا رسد که در آن صورت نه راهى براى جبران و توبه باقى مى‏ماند و نه بر بازگشت دوباره به دنیا قادر خواهى بود، نه وارثان تو بر ارثى که باقى گذارده‏اى تو را ستایش مى‏کنند و نه اینکه خداى متعال بر آنچه در پیش فرستاده‏اى عذر تو را خواهد پذیرفت.
یا اَباذَرٍّ؛ ما رَأَیْتُ کَالنّارِ نامَ هارِبُها وَلا مِثْلَ الْجَنَّةِ نامَ طالِبُها. یا اَباذَرٍّ؛ کُنْ عَلى عُمْرِکَ اَشَحَّ عَلى دِرْهَمِکَ وَدِینارِکَ. یا اَباذَرٍّ؛ هَلْ یَنْتَظِرُ اَحَدُکُمْ الّا غِنىً مُطْغِیاً اَوْ فَقْراً مُنْسِیاً اَوْ مَرَضاً مُفْسِداً اَوْ هِرَماً مُقْعِداً اَوْ مَوْتاً مُجْهِزاً اَوْ الدَّجّالَ، فَاِنَّهُ شَرُّ غایِب اَوِ السّاعَةَ تُنْتَظَرُ وَالسّاعَةَ اَدْهى وَاَمَرُّ» اى ابوذر؛ ندیدم به مانند آتش جهنم که فرار کننده از آن در خواب باشد و نه مانند بهشت که خواهان آن به خواب باشد.‏اى ابوذر؛ بر عمر خویش بخیل‏تر از درهم و دینارت باش.‏اى ابوذر؛ آیا هیچ یک از شما انتظار چیز دیگرى مى‏کشد بجز ثروتى که به طغیان انجامد و یا فقر و پریشانى که موجب فراموشى خدا گردد و یا بیمارى که جان او را تباه سازد، یا پیرى که او را از کار و فعالیت باز دارد و یا مرگى که شتابان در رسد و یا دجال فتنه انگیز و یا رسیدن هنگامه رستاخیز که ترسناک‏تر و تلخ‏تر است. این بیانات تاکید دیگرى است بر غنیمت شمردن فرصت ها، در جهت انجام وظایف. اگر انسان از نیرو و فرصت هایى که در اختیار دارد، براى انجام وظیفه خود استفاده نکند، پس براى انجام وظیفه خویش، منتظر چه فرصتى است؟ این جملات هشدار به کسانى است که وقتى از آنها درخواست مى‏شود به وظیفه شان عمل کنند، مى‏گویند: وقت زیاد است و بعداً انجام خواهیم داد. اینکه تنبلى مى‏کنى و کار را به تأخیر مى‏اندازى، یا به کار بیهوده‏اى مشغول مى‏شوى، یا خداى ناکرده به گناه مى‏پردازى؛ مگر در انتظار چه روزى هستى که بتوانى کرده‏هاى خود را جبران ساخته، به وظیفه ات عمل کنى؟ مثلا در دوران فقر و نادارى، انتظار مى‏کشید که گرفتارى‏هاى دوران فقر برطرف شود و ثروتمند گردید و آنگاه به وظیفه خود عمل کنید. در حالى که شاید ثروتمندى و بى نیازى عوارضى بدتر از فقر و تهیدستى در برداشته و شما را به طغیان وادار کند؛ زیرا انسان وقتى خود را بى نیاز دید، طغیان مى‏کند: «کَلاّ اِنّ الاْنسانَ لَیَطْغى، اَنْ رَّآهُ اسْتَغْنى.» (علق / ۷ ۶)
آیا در دوران بى نیازى و ثروتمندى، انتظار مى‏کشى گرفتارى هایى که پول و ثروت بر تو پیش آورده، برطرف گردد و دوران فقر و نادارى فرا رسد و آنگاه به وظیفه خود عمل کنى؟ به این خیال که با از دست رفتن ثروتت گرفتارى‏هاى کار و زندگى کم مى‏شود و مى‏توانى با فراغت وظیفه ات را انجام دهى؟ چه بسا فقر نیز موجب فراموش گشتن اهداف و کمالات گردد و چنان تو را به خود مشغول سازد که کمال و معنویت را از یاد ببرى. وقتى سالمى مى‏پندارى که آدمى در دوران مرض، بیشتر به یاد خدا مى‏افتد، با اینکه این کلیت ندارد؛ چنان نیست که هر آدمى در هنگام مرض بیشتر به ذکر، دعا و توسل روى آورد، گاهى بیمارى چنان بر انسان مسلط مى‏شود که حال عبادت و توجه را از او مى‏گیرد. در دوران جوانى با خود مى‏گویى: بگذار شهوت غرور و شرارت‏هاى جوانى بسر رسد، پس آنگاه در دوران پیرى به عبادت خواهم پرداخت، غافل از اینکه در پیرى زمین گیر گشته، توان و قدرت بدنى تو کاهش مى‏یابد و قادر بر انجام وظیفه ات نخواهى بود. پس چه وقت مى‏خواهى وظیفه ات را انجام دهى؟ آیا وقتى که مرگت فرا رسید؟ یا هنگامى که دجال فتنه انگیز آمد؟ (واژه دجال در لغت به معناى آب طلا کار است و به انسانى که بسیار دروغ مى‏گوید نیز دجال گفته مى‏شود. همان گونه که آب طلا، طلاى واقعى نیست بلکه نمایى از آن است، انسان دروغگو نیز ظاهرى فریبنده و جذاب دارد و دیگران را فریفته زر و تزویر خویش مى‏کند. که امروزجوامع انسانی واسلامی باابزارهایی که دجال ازفناوری وتکنولوژی برایشان فراهم نموده درزندگی فردی واجتماعی ملتها نفوذ کرده وآنها را از صراط مستقیم بسوی جهنم روانه می‏کند.
در روایات دجال به معناى شرور و فتنه انگیز آمده است. به هر حال مقصود حضرت از دجال یکى از دو معناى زیر مى‏تواند باشد.
۱) عنوان شخصى که در آخر الزمان ظاهر مى‏شود و موجب فتنه انگیزى و شرارت مى‏گردد.
۲) اینکه مقصود شخص خاصى نیست، بلکه به معناى هر فریب کار و دغل بازى است: کسانى که با ظاهرى آراسته، در پى فریب دیگران برآمده، با زر و تزویر دیگران را به جانب خود جلب مى‏کنند، از مصادیق دجالند و نیز افرادى که با پوشاندن لباس حق بر باطل و پوشاندن لباس باطل بر حق، موجب انحراف مردم مى‏شوند.
دجال موجب مى‏گردد حق و باطل چنان درهم بیامیزند که از یکدیگر قابل تفکیک نباشند، لذا حضرت تاکید مى‏کنند تا زمانى که حق و باطل براى تو روشن است و حق را مى‏شناسى، فرصت را غنیمت شمار و به حق عمل کن و به لوازم و عوارض آن پایبند باش، مبادا روزى فرا رسد که گمراه شوى و راه هدایت به رویت بسته شود؛ این بدترین پیش آمدى است که انسان انتظارش را مى‏کشد از همه ناگوارتر و تلخ‏تر انتظار قیامت است. در این گفتار، پیامبر خطرهاى آینده را به انسان گوشزد مى‏کنند و آنها را بر او مجسّم مى‏سازند و این احتمال را مطرح مى‏کنند که ممکن است مشکلات آینده، بیش از مشکلات فعلى باشد؛ پس رواست که انسان فرصت امروزش را غنیمت شمرده، امروز و فردا نکند.
شفاعت حضرت عیسی(ع) از شیطان
شیخ العرفاء، حضرت آیت الله العظمی بهجت فومنی قدس الله نفسه الزّکیه به مناسبتی فرمودند: در انجیل برنابا که اقرب اناجیل به صحت است نوشته شده که حضرت عیسی(ع) برای ابلیس شفاعت کرد: خدایا این مدتها عبادت تو را میکرد، تعلیمات میکرد، بیا از گناهانش بگذر» ! با اینکه از زمان آدم تا زمان عیسی(ع) چه کارها، چه فسادها کرده بود. این چه نوری است که حتی به این هم ترحم کرد (که گفت): خدایا از تقصیراتش بگذر! (خداوند) فرمود: بله، من حاضرم ببخشم، بیاید بگوید: من گناه کردم، اشتباه کردم، ببخش، همین؛ بیاید بگوید: «اخطأت فارحمنی» ، بیاید این دو کلمه را بگوید. حضرت عیسی خیلی خوشحال شد که کاری در عالم انجام داد، یک کاری که دیگر مثل ندارد. از زمان آدم تا به حال پر از فساد و افساد، حالا واسطه میشود و وساطتش اثر کرد، قبول شد. از همان راهی که داشت، شیطان را صدا زد، گفت: بیا، من برای تو بشارت آوردم! گفت: از این حرفها زیاد است. حضرت عیسی گفت: تو خبر نداری، اگر بدانی، سعی میکنی، حریص میشوی کار را بفهمی. گفت: من به تو میگویم اعتنا به این حرفها نداشته باش، از این حرفها زیاد است. گفت: تو خبر نداری (خداوند) میخواهد تمام این مفاسد با دو کلمه خلاص شود. گفت: بگو ببینم چه بوده است. گفت: اینکه تو بیایی و در محضر الهی بگویی: خدایا! أخطأت فارحمنی؛ من اشتباه کردم، تو ببخش. ببینید چقدر ما به خودمان ظلم میکنیم که به سوی خدا نمیرویم، به سوی چه کسی میرویم؟ آخرش افتادن میان چاه است، آخرش پشیمانی است؛ خوب چیزی که میدانی آخرش پشیمانی است، حالا دیگر نرو. شیطان گفت: نه، او باید بیاید و بگوید من اشتباه کردم! تو ببخش!، چرا؟! به جهت اینکه لشکر من از او زیادتر است! آن ملائکهای که با من سجود نکردند و تابع من شدند، آنها لشکر من هستند!شیاطین هم لشکر من هستند، آن اجنهای هم که ایمان به خدا نیاوردند، لشکر من هستند، تمام بتپرستهای بشر، لشکر من هستند!این، به زیادتی لشکر در روز قیامت میخواهد مغرور شود! آنجا جای زیادتی و کمی نیست. هر چقدر زیاد باشد جهنم میگوید: «هل من مزید» سوره مبارکه ق، آیه شریفه ۳۰٫ آن وقت تو میخواهی با زیادتی لشکر کار بکنی! بله، لشکر تو زیاد است؛ (اما) جهنم جایشان میشود؛ جهنم نمیگوید: اتاق نداریم جهنم میگوید: هرچقدر هست بیاورید، «هل من مزید»؛ یعنی اینکه بیاورید، هرچه زیادتر بیاورید. جا داریم! حضرت عیسی(ع) گفت: برو ملعون! نتوانستم برای تو هم کاری بکنم. تو میگویی: خدا باید بیاید من او را ببخشم!؟
لشکر شیطان
رتبه دختران ایرانی در استفاده از لوازم آرایشی!
معاون غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی استان زنجان گفت: سن آرایش در پنج سال اخیر از ۱۹ سال به ۱۳ سال کاهش یافته است. مهرداد حمیدی در کمیسیون هماهنگی تعزیرات حکومتی استان زنجان اظهار کرد: کشور ایران در زمینه مصرف محصولات آرایشی و بهداشتی در منطقه دومین کشور محسوب میشود. وی با بیان اینکه ایران از نظر استفاده از لوازم آرایشی و بهداشتی رتبه هفتم را کسب کرده است، حاصل بیان حضرت این است که اگر انسان نداند چه عملى او را به سعادت مى‏رساند و کدامین عمل او را به شقاوت مى‏رساند؛ در نتیجه به گناه و لغزش مبتلا شود و در حین انجام گناه مرگ او فرا رسد، بدترین خسارت‏ها را به جان خریده است، زیرا گوهر عمر و حیات، جوانى و نعمت‏هاى الهى را در راه گناه باخته است و در برابر آنها حاصلى جز تباهى به دست نیاورده، از این جهت حضرت مى‏فرماید: بترس از اینکه در حال گناه اجل تو فرا رسد و در همان حال جان تو را بگیرند. در آن صورت دیگر فرصتى براى جبران گناه ندارى و آن گناه، براى همیشه، در پرونده تو باقى خواهد ماند، چرا که اجازه بازگشت به دنیا به کسى داده نمى‏شود در این باره قرآن مجید مى‏فرماید: حَتّى اِذاجاءَ اَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ. لَعَلّى اَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَکْتُ کَلاّ اِنَّها کَلِمةٌ هُوَ قائِلُها المؤمنون: ۹۹- ۱۰۰ وقتى که مرگ گنهکار فرا رسد، مى‏گوید: خدایا مرا به دنیا بازگردان. شاید با اعمال شایسته کارهاى بد خویش را جبران کنم جواب داده مى‏شود هرگز چنین نخواهد شد و این سخنى است که او همواره مى‏گوید.
گناهان چگونه شسته می‏شوند؟
نخستین مصداق شستن گناه
اولین مصداق شستن گناه، توبه میباشد. که امام باقر(ع) میفرماید: التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ. توبه‏کننده‏ از گناه، مانند کسى است که گناه ندارد. (ارشاد القلوب الی الصواب ج۱ص ۱۸۰)
توبه واقعی
مرحوم حاج شیخ جواد انصاری همدانی قدس سره میگفت: «آیت الله آخوند ملّا حسینقلی همدانی قدس سره به یکی از شیوخ و بزرگان متکبر عرب دستور توبه داده بود و در مقدمه توبه موظّف بود که هر چه حقّ النّاس بر ذمّه دارد ادا کند. آن مرد نیز به فرموده استادش عمل کرد و پس از ادای همه حقوق مردم به خاطرش رسید که روزی در حال خشم، با شمشیرش دست یکی از ملازمان و غلامانش خود را از بدنش جدا نموده است از دوستانش تقاضا کرد که آن شخص را به نزد او بیاورند، وقتی حاضر شد، جریان کار و تصمیم خود را به او گفت و اظهار ندامت نمود و دستور داد مبلغ زیادی پول حاضر کردند و گفت بابت دیه دست، هر مبلغ که می‏خواهی از این پول بردار. آن مرد راضی به گرفتن دیه نشد و از قبول آن امتناع ورزید. شخص تائب دستور داد شمشیرش را حاضر کردند و به غلامش گفت: من آماده قصاصم، این تو و این شمشیر و این هم دست من؛ هر چه خواهی بکن. غلام اندکی فکر کرد و سپس گفت: تو ستمی بر من کرده‏ای و بدون جهت مرا از نعمت دست محروم ساختی، اکنون گیرم که من دست تو را به قصاص بریدم، چه نتیجهای به حال من خواهد داشت؛ من که دیگر صاحب دست نخواهم شد. پس چه بهتر که محاکمه من و تو همچنان برای روز قیامت بماند و دادخواهی در پیشگاه عدل الهی انجام گیرد. شخص تائب که این سخن را شنید، امیدش از هر طرف قطع شد و آتش به جانش افتاد و آن چنان بیچاره شد که با تمامی غروری که داشت و مخصوص شیوخ عرب است، شروع به گریه کرد. وقتی صدای گریه اش بلند شد، رحمت الهی شامل حال او شد و خدای مقلّب القلوب، دل صاحب حق را نرم کرد و به حال او رقّت نمود و گفت بدون دیه و قصاص تو را عفو نمودم. (حکایت عرفانی– محمودحقیقی ص۲۸- ۲۹)
فردا دیراست الان باید توبه کرد هرگناهی که هست هرچه که هست:
باز‏ای باز‏ای هرآنچه هستی باز‏ای گرکافروگبروبت پرستی باز آی
این درگه ما درگه ناامیدی نیست باز‏ای هرآنچه هستی باز‏ای
امروزنه؟ الان توبه بدحجابی چادراست توبه بی عفتی عفت است توبه همراه بودن بالاابالی دردین همراه شدن باخوبان توبه ترک مسجد وحسینه وترک فضایل اسلامی وانسانی. رفتن به مسجد وحسینه وکسب فضایل اسلامی وانسانی است توبه ارتباط غیرمشروع ودوستی دختر وپسرقطع ارتباط است وامروز…
پول امام حسین(ع) زنی را هدایت کرد
شبی آقا سیّد مهدی قوام به منبر می‏رود. بر حسب مرسوم، هدیه‏ای در پاکت می‏گذارند و به ایشان می‏دهند و سیّد آن را در جیب خودش می‏گذارد. بیرون می‏آید می‏بیند که در آن ساعت شب، خانمی آرایش کرده است و خیلی آراسته، چپ و راست می‏رود. به یک نفر که همراه او بود می‏گوید برو به آن خانم بگو که این موقع شب اینجا چه کار می‏کنی. گفت: آقا! این در شأن شما نیست، این معلوم است که چه کار دارد. سیّد گفت: تو اصلاً چه کار داری، وقتی که من می‏گویم، برو بگو. او می‏رود و می‏گوید آقا با تو کار دارد. خانم هم تعجّب می‏کند می‏گوید آن سیّد روحانی با من چه کار دارد! وقتی زن نزدسید آمد، سیّد به او گفت: این موقع شب در اینجا چه کار می‏کنی؟ گفت: احتیاج دارم. سیّد دستش را داخل جیب خودبرد و گفت: این پاکت را به من دادند، نمی‏دانم چقدر است. ده شب منبر رفته بودم، پول امام حسین است. تو این مبلغ را بگیر تا این را داری از این کارها نکن، هر وقت تمام شد از این کارها بکن. سیّد مطمئن بود که این پول کار خودش را می‏کند. پول را به خانم داد. مدّتهای مدیدی ازاین ماجرا گذشت و آقا سیدمهدی به کربلا رفت، دید خانمی محجّبه با یک آقایی در آن طرف خیابان است، آقا نزد آقا سید مهدی آمد و گفت: حاج آقا! من شوهر این خانم هستم. خانم می‏خواست بیاید عبای شما را ببوسد و از شما تشکّر کند، خجالت می‏کشد، اجازه می‏دهید که خانم من بیاید. گفت: بگو بیاید. خانم باحجاب آمد و گفت: آقا! من همان زن هستم که آن پاکت را به من دادی. آقا! من زیر و رو شدم و الان هم ساکن کربلا هستم و این هم شوهرم است. (به نقل ازحجت الاسلام والمسلمین فاطمی نیا)
سخاوتمندی
امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: السَّخَاءُ یُمَحِّصُ الذُّنُوبَ وَ یَجْلِبُ مَحَبَّةَ الْقُلُوب. سخاوت، گناهان را کم میکند و دلهاى مردم را به صاحب خود دوست میگرداند. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۳۷۸
دوم دستگیری از برادران ایمانی
امام کاظم(ع) به علی بن یقطین فرمودند: یَا عَلِیُّ کَفَّارَةُ أَعْمَالِکُمُ الْإِحْسَانُ إِلَى إِخْوَانِکُمْ اضْمَنْ لِی وَاحِدَةً وَ أَضْمَنَ لَکَ ثَلَاثاً اضْمَنْ لِی أَنْ لَا تَلْقَى أَحَداً مِنْ أَوْلِیَائِنَا إِلَّا قَضَیْتَ حَاجَتَهُ وَ أَکْرَمْتَهُ وَ أَضْمَنَ لَکَ أَنْ لَا یُظِلَّکَ سَقْفُ سِجْنٍ أَبَداً وَ لَا یَنَالَکَ حَدُّ سَیْفٍ أَبَداً وَ لَا یَدْخُلَ الْفَقْرُ بَیْتَکَ أَبَداً. یا على! کفاره خدمت تو در دربار سلطان، همان نیکى به برادران دینى است. تو یک چیز را براى من ضمانت کن، من سه چیز را براى تو ضامن میشوم. ضمانت کن که هر یک از دوستان ما را دیدى احترام کنى و حاجتش را برآورى، من ضامن میشوم که هرگز سقف زندان بر سرت سایه نیافکند و تیزى شمشیر، پیکرت را فرا نگیرد و فقر و تنگدستى، بخانه تو راه نیابد. بحار الأنوار، ج‏۴۸، ص۱۳۶
سوم بیماری مؤمن
عَنِ الرِّضَا(ع) قَالَ الْمَرَضُ لِلْمُؤْمِنِ تَطْهِیرٌ وَ رَحْمَةٌ وَ لِلْکَافِرِ تَعْذِیبٌ وَ لَعْنَةٌ وَ إِنَّ الْمَرَضَ لَا یَزَالُ بِالْمُؤْمِنِ حَتَّى مَا یَکُونَ عَلَیْهِ ذَنْب. امام رضا(ع) فرمود: بیمارى براىمومن پاکیزگى و رحمت و براى کافر عذاب و لعنت می‏آورد. و بیمارى براى مؤمن چندان ادامه پیدا میکند تا گناهانش همه بریزد. مکارم الأخلاق، ص: ۳۵۸
شخصی از حضرت امیرالمؤمنین(ع) سؤال کرد: آیا بیماری اجر دارد؟ حضرت فرمود: أجر، مالِ عمل است. بیماری عمل نیست و اجر ندارد، ولی همان گونه که باد خزان، برگریزان میکند، بیماری نیز گناهان انسان را میزداید.
«خدمتکردن به نانخورها» ، چهارمین مصداق از مصادیق شستن گناه است. پیامبراکرم(ص) فرمودند: یَا عَلِیُّ، خِدْمَةُ الْعِیَالِ کَفَّارَةٌ لِلْکَبَائِر. خدمت کردن به نانخورها و عیال، کفاره گناهان کبیره است. (جامع الاخبار ص۱۰۳)
در این دعا منظور از «اللهم اغسلنی» «خدایا مرا شستشو ده» چه می‏باشد؟ برای جواب باید به این نکته اشاره کنیم که آب پاک کننده تمام کثافات و پلیدیهاست به طوری که آب هر کثافت و پلیدی را در هر مکانی که باشد از بین می‏برد و پاکیزگی و نظافت را بر جای می‏گذارد به طوری که اثری از آن کثافت نخواهد ماند که آنگاه است که می‏گوییم مکان مورد نظر ما شستشو شده و پاک گردیده است و دلیل اینکه از خداوند خواستاریم که «اللهم اغسلنی فیه من الذنوب» ما را از گناهان شستشو داده و پاک گرداند به خاطر این است که دیگر اثری از گناه در جسم و روح ما وجود نداشته باشد تا اینکه کثافات و پلیدیهای گناه مانعی برای رسیدن به قرب الی الله نشوند، پس منظور از غسل همان پاک و طاهر شدن از پلیدیهای گناهان است، که در این روز ما نیز از پروردگار عالمیان خواستاریم که ما را از گناهان پاک و پاکیزه گرداند تا بتوانیم به درجات عالی معنوی دست یابیم…
ادامه مطلب »

روز بیست و دوم
احکام
اگر انسان سر را با چیزى بپوشاند مانند غواصان و زیر آب برود موجب بطلان روزه مى‏شود یا خیر؟ج: بلى، موجب بطلان است.
اگر شخص نذر کند که در روز معین روزه بگیرد و در آن روز مبتلا به مرضى شود که روزه براى آن ضرر داشته باشد آیا نذر او ساقط است و اگر نذر او ساقط نیست تکلیفش چیست؟ج: نذر او ساقط است.
س ۲۴۸ – آیا انسان مى‏تواند در ماه مبارک رمضان براى فرار از روزه عمداً مسافرت کند؟ج: بلى مى‏تواند، ولى کراهت دارد. حضرت آیت‌ الله صافى گلپایگانى (مدظله العالى)
نماز شب بیست هشت رکعت به هر سوره که میسّر شود
اللَّهُمَّ افْتَحْ لِی فِیهِ أَبْوَابَ فَضْلِکَ
در دعاهایمان از خدا بخواهیم با فضل با ما برخورد کند نه با عدل الهی!
وَ أَنْزِلْ عَلَیَّ فِیهِ بَرَکَاتِکَ
‏ای خدا در این روز به روی من درهای فضل و کرمت را بگشا
وَ وَفِّقْنِی فِیهِ لِمُوجِبَاتِ مَرْضَاتِکَ
و بر من برکاتت را نازل فرما
وَ أَسْکِنِّی فِیهِ بُحْبُوحَاتِ جَنَّاتِکَ
و بر موجبات رضا و خوشنودیت موفقم بدار
یَا مُجِیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّین
و در وسط بهشت هایت مرا مسکن ده
اللَّهُمَّ افْتَحْ لِی فِیهِ أَبْوَابَ فَضْلِکَ
‏ای پذیرنده دعای مضطر پریشان.
شرح دعا
معنای فضل
فضل در قرآن و معارف اسلامی به چند معنا به کار رفته است.
یکی به معنای «برتری» و دیگری به معنای «بخشش» آمده است. فضل به معنای بخشش، به بخششی گفته میشود که انجام آن بر بخششکننده لازم و واجب نیست؛ از این رو اگر کسی نفقه فرزندان یا مزد زیردستان را پرداخت کند فضل نکرده و فقط به وظیفه خود عمل نموده و حق آنان را پرداخت نموده است. اما «فضل» به معنای برتری در چند جای قرآن به کار رفته است. قرآن میفرماید: وَ اللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَکُمْ عَلى‏ بَعْضٍ فِی الرِّزقْ. خداوند بعضى از شما را بر بعضى دیگر از نظر روزى برترى داد. (نحل ۷۱) در این آیه ملاک برتری، برتری مادی است.
در آیات دیگر خداوند به برتری معنوی اشاره دارد و میفرماید: وَ لَقَدْ آتَیْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلاً یا جِبالُ أَوِّبی‏ مَعَهُ وَ الطَّیْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدیدَ و ما به داود از سوى خود فضیلتى بزرگ بخشیدیم؛ (ما به کوه‏ها و پرندگان گفتیم: ) ‏اى کوه‏ها و‏اى پرندگان! با او هم‏آواز شوید و همراه او تسبیح خدا گویید! و آهن را براى او نرم کردیم. (سوره سباء ۱۰) همچنین خداوند میفرماید: «وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلى‏ بَعْضٍ وَ آتَیْنا داوُدَ زَبُورا». ما بعضى از پیامبران را بر بعضى دیگر برترى دادیم؛ و به داوود، زبور بخشیدیم. (اسراء ۵۵)
یا میفرماید: وَ لَقَدْ آتَیْنا داوُدَ وَ سُلَیْمانَ عِلْماً وَ قالاَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی فَضَّلَنا عَلى‏ کَثیرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنین؛ و ما به داوود و سلیمان، دانشى عظیم دادیم؛ و آنان گفتند: ستایش از آن خداوندى است که ما را بر بسیارى از بندگان مؤمنش برترى بخشید. (سوره نحل، آیه ۱۵)
اما آنچه در این روز از خداوند طلب میکنیم «اللهم افتح لی فیه ابواب فضلک» مراد روزهدار از فضل، به معنای عطیه و بخشش است؛ یعنی به ما عطیه و بخششی مرحمت فرما که آن بخشش، فراتر از استحقاق اعمال ما باشد. چون انسان استحقاق فضل خدا را ندارد. حتی عارفین، عابدین، ساجدین. به دودلیل اول اینکه اینها کجا وخداشناسی واقعی کجا پیامبر(ص)فرمود یاعلی خدا نشناخت الا من وتودوم هرعبادتی که مومن می‏کند باتوفیق الهی انجام می‏دهد اگرنمازشب، اگرانفاق، اگرجهاد، و…. بجامی آوردهمه اش ازعنایتهای اوست. خداوند درباره فضل خود به بندگان میفرماید: فَلَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَکُنْتُمْ مِنَ الْخاسِرینَ؛ اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، از زیانکاران بودید. (بقره ۶۴) فضل در این آیه و آیات مشابه آن، به معنای بخشش، فراتر از استحقاق فرد میباشد. در دعای قنوت نیز میخوانیم، «اِلهی عَامِلنا بِفَضلِکَ وَ لاَ تُعامِلنا بِعَدلِک» ، یعنی خدا با فضلی که فراتر از استحقاق ما باشد با ما رفتارکن. خلقت انسان بلااستحقاق بود خدا ما را آفرید و همچنین هیچ یک از عبادتهای ما استحقاق بهشتیشدن را ندارد، لذا اگر خدا انسان را به بهشت ببرد با فضل و بخشش خود میبرد. دراحوالات روزقیامت آورده اند که کسی بعد ازمحاسبه اهل بهشت میشوداو را راهی بهشت می‏کنند درراه بهشت می‏گوید ادخلت فی الجنه بعملی خطاب می‏شود اورا نگاه دارید حالاکه اومحاسبه کردما هم محاسبه می‏کنیم نعمت چشم را با اعمال اوحساب می‏کنند کم می‏آورد وهمچنین نعمت های دیگررا. کم می‏آوردجهنمی می‏گردد وقتی اورا بطرف جهنم می‏برند درراه هی برمیگردد ونگاه می‏کند خطاب می‏رسد چراهی نگاه می‏کنی جواب می‏دهد خدایا من به فضل تو امیدوار بودم خطاب می‏رسد او را به بهشت ببرید بنده آنوقت می‏گوید ادخلت فی الجنه بفضلک در برابر عبادت، دو چیز قرار دارد: یکی نعمت و دیگری معصیت، یعنی از طرفی ما غرق نعمتهای خدا می‏باشیم و از سوی دیگر غرق در معصیتهای خویش هستیم. عبادت انسان در برابر نعمت خداوند و نیز در برابر معصیتهایی که انجام دادهایم، ناچیز است و نمیتواند کفاره آن باشد. پس هر چه وجود دارد فضل خداست، نه عدل خدا.
فراز دیگر دعا
و”انزل علی فیه برکاتک «و در این روز بر من برکاتت را نازل فرما
دعا آثار مثبت و گرانقدر برای انسان به ارمغان می‏آورد از جمله نزول برکات. در اول دعا از خداوند درخواست نمودیم که دربهای فضل و رحمتش را بر روی ما بگشاید، زیرا هنگامی که دربهای فضل و رحمت او بر روی بندگان گشوده شود آنگاه است که برکات و رحمات الهی بر سر بندگان فرود می‏آید که اگر بخواهیم به آن برکات اشاره نماییم آنها را به دو دسته تقسیم می‏کنیم: ۱- برکات مادی ۲- برکات معنوی، که برکات مادی شامل جمیع نعمتهایی است که انسان از آنها به عنوان مایحتاج زندگی خود استفاده می‏نماید مثل (رونق در کسب وکاریابدست آوردن شغل و…) و برکات معنوی شامل نعمتهایی است که انسان از آنها به عنوان راه و وسیله‏ای برای تقرب به ذات اقدس الهی استفاده می‏کند مثل (توبه، استغفار، ذکر، دعا و…) که ما نیز از خداوند در این روز می‏خواهیم که برکاتش را بر سر ما بباراند…
اهمیت دعا
از جمله عوامل مؤثر در تهذیب نفس، صفای باطن و رسیدن به کمال و قرب حق، دعا و نیایش به درگاه خدای سبحان است. دعا و نیایش، پیوند انسان را با خدای یکتا، برقرار نموده و موجب پرواز روح به سوی ملکوت و فضای معطر معنوی و عرفانی می‏شود. لذا در فرهنگ اسلامی، از جایگاه و منزلت خاصی برخوردار و مورد تأکید و سفارش قرارگرفته است خدای سبحان می‏فرماید: «قل ما یعبؤا بکم ربی لو لا دعاؤکم»؛ (فرقان ۷۷) بگو اگر دعای شما نباشد، پروردگارم هیچ اعتنایی به شما نمی‏کند.» مفهوم آیه، این است که اگر خداوند به شما عنایت و توجه داشته است به خاطر دعاهای شما بوده است نه چیز دیگر، و در آیه دیگری می‏فرماید: «و قال ربکم ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتی سید خلون جهنم داخرین» (غافر۶۰) «پروردگارتان گفت: بخوانید مرا تا شما را پاسخ دهم، آن هایی که از پرستش من، سرکشی می‏کنند، زود است که با خواری به جهنم در آیند.»
پیامبر خاتم(ص) می‏فرماید: «دعا سلاح مؤمن، ستون دین و نور آسمان‏ها و زمین است.» (الکافی. ۲.. ۴۶۲) درجای دیگر می‏فرماید: «برترین عبادت ها، دعاست، هرگاه خداوند به بنده ای، اذن و توفیق دعا دهد، دررحمت را به روی او بگشاید. بی گمان هیچ کس با دعا کردن، هلاک نمی‏شود.» (تنبیه الخواطر. ۲. ۲۳۷ به نقل از میزان الحکمه۱۶۴۶. ۴. ح. ۵۵۳۷) امام علی در وصیتی به امام حسن(ع) می‏فرماید: «بدان که کسی که ملکوت و خزائن دنیا و آخرت در دست اوست، به تو اجازه داده است تا او را بخوانی و اجابت دعای تو را ضمانت کرده است و به تو فرمان داده است که از او بخواهی تا به تو عطا کند و او مهربان و بخشنده است، میان تو و خودش، حجابی ننهاده و تو را به آوردن واسطه و میانجی، وادار نکرده است… سپس کلید خزائن و گنجینه هایش را که همان دعا و خواستن از اوست، دراختیار تو نهاده است پس هرگاه تو بخواهی، با دعا کردن، در همان گنجینه‏های او را می‏گشایی.» (بحارالانوار.. ۷۴ ۲۰۵ باب ۸ وصیه امیرالمؤمنین الی الحسن)
امام باقر(ع) در این باره این که: بهترین عمل چیست؟ می‏فرماید: «چیزی نزد خدا افضل از این نیست که از او تقاضا کنند و از آنچه نزد اوست. بخواهند، و هیچ کس مبغوض‏تر و منفورتر، نزد خداوند از کسانی که از عبادت او، تکبر ورزند و از مواهب او، تقاضا نمی‏کنند، نیست.» (الکافی. ۲. ۴۶۶ باب فضل الدعاء…)
امام راحل پیرامون اهمیت دعا می‏فرماید: «همه خیرات و برکات از همان دعا خوان هاست حتی آن‏ها که به طور ضعیف دعا می‏خوانند و ذکر الله می‏گویند به همان اندازه که طوطی وار در آن‏ها تاثیر کرده بهتر از آنهایی هستند که ترک دعا کرده‏اند. نماز خوان و لو این که مرتبه نازله‏ای داشته باشد از نماز نخوان، بهتر است، آری همین دعا خوان‏ها و همین کسانی که به ظواهر اسلام، عمل می‏کنند. یا پرونده جنایت ندارند یا پرونده جنایتشان، نسبت به دیگران کمتر است، همین دعا خوان‏ها در نظم این عالم دخالت دارند، دعا را نباید از بین این جمعیت، بیرون برد جوان‏های ما را نباید از دعا منصرف کرد. (آئین نیایش، ص ۲۳ و ۲۴)
آثار دعا و نیایش
دعا و نیایش درزندگی و سرنوشت انسان، آثار ارزشمندی داشته و در معارف دینی، به خصوص عرفان اسلامی از اهمیت ویژه برخوردار است؛ تا بدان جا که عرفا آن را یکی از ابواب کشف و شهود حقایق، برای اولیای الهی دانسته‏اند. میرزا جواد ملکی تبریزی می‏گوید: «بیشتر مردم، قدر نعمت مناجات را نمی‏دانند مناجات، شامل معارف بالایی است که جز اهلش که همان اولیای خدا هستند و از طریق کشف و شهود به آن رسیده اند کسی از آن آگاهی ندارد و رسیدن به این معارف از راه مکاشفه، از بهترین نعمت‏های آخرت است که قابل مقایسه با هیچکدام از نعمت‏های دنیا نیست.» المراقبات، میرزا جواد ملکی تبریزی، ص. ۱۶۸ ۸ بحارالانوار. ۳۰۸. ۹۰ لذا با توجه به آیات و روایات، به چند مورد از آثار دعا و مناجات اشاره می‏شود:
۱) آشنایی با معارف الهی
اولین اثر ارزشمند دعا و نیایش، آشنایی با معارف اسلامی است، ائمه معصوم در آداب دعا و نیایش به ما آموزش داده اند که هنگام دعا، ابتداء اسماء و صفات الهی، قدرت و عظمت او را یادآور شده و بر محمد(ص) و آل محمد(ع) درود بفرستید و بر ضعف، ناتوانی، گناه و کوتاهی خود در رعایت احکام الهی، اعتراف نمایید، آنگاه حاجات خود را از پروردگار جهان بخواهید «السؤال بعد المدح فامدحوا الله ثم سلوا الحوائج.» ۸ یادآوری اسماء صفات و قدرت الهی، و اعتراف به عجز و ناتوانی خود، بهترین درس و منبع برای شناخت خدای سبحان و آشنایی با معارف اسلامی است. امام صادق در بیان آیه: فلیستجیبوا لی و لیؤمنوا بی»؛ می‏فرماید: «مردم بدانند که خداوند قادر است هر آنچه را بخواهند به آنان خواهد داد.» مستدرک الوسائل. ۱۹۰. ۵.
در سوره انفال می‏خوانیم: «انما المؤمنون الذین اذا ذکرالله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا…» (انفال۲) «مؤمنان، کسانی هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دل هایشان، ترسان می‏گردد و هنگامی که آیات او بر آن‏ها خوانده می‏شود، ایمانشان، افزون‏تر می‏گردد.» بنابراین اولین اثر دعا و مناجات با خدای سبحان، شناخت قدرت و عظمت پروردگار، آشنایی با معارف اسلامی و استحکام پایه‏های ایمانی و اعتقادی انسان، خواهد بود.
۲) آرامش درونی
هر انسانی در زندگی، دچار گرفتاری و مشکلاتی شده اضطراب و نگرانی برایش دست می‏دهد و در برخی موارد، نجات و رهایی از آن، خارج از توان انسان است به عبارتی، وارد آمدن فشارهای فراتر از توانمندی آدمی، باعث اضطراب می‏شود که تحمل آن در دراز مدت از توان انسان خارج است لذا بهترین راه برای نجات از اضطراب و نگرانی، دعا و نیایش با خدای سبحان است؛ چرا که دعا، برقراری ارتباط انسان با خداست، خدایی که بر هر کاری توانا بوده و از رگ گردن به بنده اش نزدیک است: نحن أقرب الیه من حبل الورید. (ق۱۶) «و اگر انسان چیزی از او بخواهد به او خواهد داد: اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع» (بقره ۱۸۶) ارتباط با خدایی که بر هر امری قدرت دارد، انسان را امیدوار می‏نماید. لذا در حدیثی می‏خوانیم: «دعا کلید رحمت و نور و چراغی در تاریکی است.» مستدرک الوسائل. ۵. ۱۶۷
انسان به واسطه دعا و توجه به خدا، شایستگی بیشتری برای درک فیض خداوند پیدا می‏کند و در نتیجه تکیه گاهی برای برطرف کردن ناراحتی‏های خود پیدا می‏کند بنابراین دعا چراغ امید را در دل انسان روشن می‏نماید، جامعه و مردمی که دعا و نیایش را فراموش کنند، با عکس العمل‏های نامطلوب روانی و اجتماعی، مواجه خواهند شد و به تعبیر یکی از روانشناسان: «فقدان نیایش در میان ملتی، برابر با سقوط آن ملت است، اجتماعی که احتیاج به نیایش را در خود کشته است معمولا از فساد و زوال، مصون نخواهد بود، البته نباید این مطلب را فراموش کرد که تنها صبح نیایش کردن و بقیه روز را همچون یک وحشی به سربردن بیهوده است باید نیایش را پیوسته انجام داد و در همه حال با توجه بود تا اثر عمیق خود را در انسان از دست ندهد.» «نیایش در همین حال که آرامش را پدید می‏آورد، در فعالیت‏های مغزی انسان یک نوع شکفتگی و انبساط باطنی و گاهی روح قهرمانی و دلاوری را تحریک می‏کند، نیایش خصائص خویش را با علامات بسیار مشخص و منحصر به فردی نشان می‏دهد صفای نگاه، متانت رفتار، انبساط و شادی درونی، چهره پر از یقین، استعداد هدایت، و نیز استقبال از حوادث، اینهاست که از وجود یک گنجینه پنهان در عمق جسم و روح ما حکایت می‏کند.» نیایش الکسیس کارل
بنابراین؛ دعا به انسان اعتماد به نفس داده و از یأس و ناامیدی بازداشته و به تلاش و کوشش بیشتر دعوت می‏نماید، و او را از نگرانی، خارج و آرامش را به او هدیه می‏کند. لذا دعا هنگام حوادث سخت و طاقت فرسا به انسان قدرت، نیرو و امیدواری و آرامش می‏بخشد و از نظر روانی، اثر غیرقابل انکاری دارد.
۳) نجات و رهایی از مشکلات
در سوره انبیاء خدای سبحان، به داستان حضرت یونس(ع) اشاره نموده می‏فرماید: «وذا النون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر علیه فنادی فی الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین فاستجبنا له و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المؤمنین»؛ (انبیاء ۸۷ ۸۸) «و ذاالنون یونس را به یادآور در آن هنگامی که خشمگین از میان قوم خود رفت و چنین می‏پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت اما موقعی که در کام نهنگ فرو رفت در آن ظلمت ها، فریاد زد خداوندا! جز تو معبودی نیست، منزهی تو، من از ستمکاران بودم، ما دعای او را به اجابت رساندیم و از آن اندوه، نجاتش بخشیدیم و همین گونه مؤمنان را نجات می‏دهیم.» آنچه از آیه استفاده می‏شود این است که اگر انسان مؤمن، شرایط و آداب دعا و نیایش را رعایت کند، دعایش به اجابت خواهد رسید. پیامبر خاتم(ص) می‏فرماید: «خداوند هرگاه پیامبری را می‏فرستاد به او می‏فرمود: هرگاه امر ناخوشایندی تو را اندوهگین ساخت، مرا بخوان تا پاسخ دهم. خداوند این نعمت را به امت من نیز ارزانی داشته است آن جا که می‏فرماید مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را.» قرب الاسناد. ۸۴، ح. ۲۷۷
۴) تحصیل نعمت‏های الهی
انسان‏های مؤمن با دعا و نیایش می‏توانند در نعمت‏های وبرکات الهی را به روی خود گشوده و با استفاده از آن، موفقیت‏های فراوانی را به دست آورند، لذا در سوره نساء می‏خوانیم: «ولا تتمنوا ما فضل الله به بعضکم علی بعض للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن و سئلوا الله من فضله ان الله کان بکل شیء علیما»؛ (نساء ۳۲) «برتری هایی را که خداوند نسبت به بعضی از شما بر بعضی دیگر، قرار داده، آرزو نکنید، مردان نصیبی از آنچه به دست می‏آورند، دارند و زنان نصیبی و نباید حقوق هیچ یک پایمال شود و از فضل و رحمت خدا بخواهید و خداوند بر هر چیزی دانا است.» پیامبر اکرم(ص) می‏فرماید: «برای هر حاجتی که دارید حتی اگر بند کفش باشد، دست خواهش به سوی خدای عزوجل دراز کنید زیرا تا او، آن را آسان نگرداند، آسان نشود» بحارالانوار. ۲۹۵. ۹۰. باز می‏فرماید: خداوند به موسی، وحی فرمود: «ای موسی! هر چه نیاز داری از من بخواه حتی علوفه گوسفند و نمک خمیرت را.» بحارالانوار.. ۳۰۳. ۹۰ باید توجه داشت که دعا و نیایش و تقاضای فضل و عنایت پروردگار، به این نیست که انسان به دنبال اسباب و عوامل هرچیزی نرود، بلکه باید فضل و رحمت خدای سبحان را در لابلای اسبابی که او مقرر داشته است جستجو کرد.
۵) منزلت نزد پروردگار
از جمله آثار دعا و نیایش، به دست آوردن ارزش و کسب منزلت، نزد پروردگار عالم خواهد بود در سوره فرقان می‏خوانیم: «قل ما یعبوا بکم ربی لولا دعاوکم»؛ «بگو پروردگارم ارجی برای شما قائل نیست اگر دعای شما نبود» مفهوم آیه این است که اگر جایگاه و منزلتی نزد خداوند دارید به خاطر دعا و نیایش است. امام صادق(ع) نیز می‏فرماید: «نزد خدای متعال، مقام و منزلتی است که کسی به آن مقام نمی‏رسد مگر به درخواست و دعا.» امام صادق(ع) در جمله دیگری می‏فرماید: «نزد خداوند مقامی است که جز با دعا و تقاضا، نمی‏توان به آن رسید و اگر بنده ای، دهان خود را از دعا فرو بندد و چیزی تقاضا نکند، چیزی به او داده نخواهد شد، پس از خدا بخواه تا به تو عطا شود؛ چرا که هر دری را بکوبید و اصرار کنید، سرانجام گشوده خواهد شد.» اعمال عبادی هر کدام به نوبه خود، رابطه انسان با پروردگار جهان را برقرار نموده عبد را به خدای سبحان، نزدیک‏تر می‏نماید و باعث محبوبیت انسان، نزد خداوند می‏شود، دعا و نیایش که بهترین عمل عبادی است باعث می‏شود انسان دعا کننده را، خداوند دوست داشته باشد. امام باقر(ع) می‏فرماید: «به راستی خدای عزوجل از میان بندگان مومن خود، آن بنده را دوست دارد که بسیار اهل دعا و نیایش باشد بر شما باد که هنگام سحر تا طلوع خورشید را برای دعا انتخاب کنید زیرا در این ساعات، درهای آسمان، گشوده می‏شود و روزی بندگان تقسیم می‏گردد و خواسته‏های بزرگ به اجابت می‏رسد.» الکافی. ۲ خدای سبحان نیز به خاطر دعا و نیایش حضرت ابراهیم(ع) از او تجلیل و تمجید می‏نماید آن جا که می‏فرماید: «ان ابراهیم لحلیم اواه منیب» (هود ۷۵) امام باقر(ع) در بیان آیه می‏فرماید: «اواه کسی است که بسیار دعا می‏کند.» (مستدرک الوسائل. ۱۶۷. ۲.) امام علی(ع) نیز می‏فرماید: «محبوب‏ترین عمل نزد خداوند دعا و نیایش است.» (الکافی ۴۶۷ ۲) دوست داشتن عملی، باعث محبوبیت عامل آن، خواهد شد.
۶) شفای درد و بیماری
کم نیستند انسان‏ها و خانواده هایی که خود یا عزیزشان به امراض و بیماری‏های لاعلاج، مواجه شده اند، در چنین مواقعی که دکتر، مریض را، جواب کرده و مریض تمام راه‏ها را بسته می‏بیند، معمولاً به سمت خدا، دعا و نیایش، روی می‏آوردند. خیلی‏ها نیز از این طریق به نتیجه رسیده و جواب گرفته اند، بنابراین یکی دیگر از آثار دعا و نیایش، رفع گرفتاری و شفای بیماران لاعلاج است. امام صادق(ع) می‏فرماید: «دعا کنید که دعا شفا دهنده دردهاست.» (الکافی. ۲. ۴۷۰.) امام کاظم(ع) نیز به این حقیقت اشاره نموده می‏فرماید: «هر دردی دعایی دارد پس اگر دعا به بیمار الهام شد، اجازه شفایش داده شده است.» (مستدرک الوسائل. ۸۴. ۲.)
۷) دفع بلاها
انسان موجودی ضعیف، ناتوان و آسیب پذیر و در عین حال، سطحی نگر است تا زمانی که سختی و مشکلات گریبانش را نگرفته باشد، متوجه ضعف و ناتوانی خود نبوده، مغرور و متکبر، دنیا را به کام خود می‏بیند. هنگامی که سرش به سنگ خورده و با مانع مواجه می‏شود، به خود می‏آید. در آموزه‏های دینی، به انسان آموزش داده اند که غرور و خودخواهی را کنار گذاشته قبل از آن که سختی، مشکلات و بلاها، دامنگیرش شود؛ با دعا و نیایش بلاها را از خود دور سازد. امام علی(ع) می‏فرماید: «امواج بلا را با دعا دفع کنید» (مستدرک الوسائل. ۱۷۹. ۷.) در حدیث دیگری از امام صادق(ع) می‏خوانیم: «قبل از آن که بلا به شما نازل شود، دعا کنید که خداوند به واسطه دعا، بلا را دفع می‏کند» (مستدرک الوسائل ۱۸۱. ۵.، باب استحباب التقدم بالدعاء.) امام سجاد(ع) می‏فرماید: «دعا و بلا، تا روز قیامت با هم هستند و دعا، بلا را دفع می‏کند حتی اگر نزول آن قطعی شده باشد.» الکافی. ۲. ۴۶۹.
دعای فرعون به اجابت رسید
فرعون صورت به خاک گذاشت
در زمان فرعون رود نیل فر و نشست، مردم مصر نزد فرعون آمدند و تقاضا نمودند که آب رود را به جریان اندازد، فرعون گفت: من از شما رازى نیستم. مرتبه دوم آمدند و درخواست آب کردند، باز هم آن جواب را داد، در مرتبه سوم نیز به همان جواب آنها را بر گردانید، براى چهارمین بار مردم گفتند فرعون، حیوانات ما دارند مى‏میرند و زراعتهایمان خشک مى‏شود، اگر رود را به جریان نیندازى خداى دیگرى انتخاب مى‏کنیم. فرعون گفت: همه در بیابان جمع جمع شوید، خودش هم نیز با آنها بیرون شد، ولى در محلى که نه آنها او را مى‏دیند و نه صدایش را مى‏شنیدند، صورت بر روى خاک گذارده، با انگشت شهادت اشاره نمود، شروع به درخواست و دعا کرد و مى‏گفت: پروردگارا مانند بنده‏اى خوار و ذلیل که بسوى آقاى خود بیاید در پیشگاه تو آمده ام، مى‏دانم کسى جز تو قدرت ندارد رود نیل را به جریان آورد. بلطف و کرم خویش آب را به جریان انداز. رود نیل بطورى جارى شد که پیش از آن سا بقه نداشت فرعون به مصر یان گفت من رود نیل را جارى کردم و با این وضع در آوردم همه به سجده افتادند، مراسم پرستش را تجدید نمودند، جبرئیل بصورت مردمى، نزد فرعون آمد، پادشاها بنده‏اى دارم که او را بر سایر بندگان خود امتیاز دادهام، اختیار آنها را به او سپردام، کلید خزائن و اموالم در دست اوست ولى آن بنده با من دشمنى مى‏کند، کسى را که من دوست دارم با او دشمن است هر که را من نمى‏خواهم با دوستى مى‏نماید، کیفر چنین بنده‏اى چیست؟ فرعون گفت: بسیار بنده نا پسند و بدى است اگر در اختیار من باشد او را در دریا غرق مى‏کنم، گفت اگر باید چنین کیفر شود، تقاضا دارم، قضاوت خود را برایم بنویسید، فرعون نوشت، سزاى بنده هایى که با آقاى خود مخالفت کند، دوستانش را دشمن بدارد و با دوشمنانش دوست باشد فقط غرق نمودن است در دریااست، بدست او داد جبرئیل گفت: خوبست این نامه را با مهر خود مهر کنید، فرعون نوشته را گرفت و مهر زد. آن رئز که خداوند اراده کرد فرعون و فرعونیان را غرق نماید، جبرئیل همان نامه را به دستش داد و گفت: اینک قضاوتى که در باره خود کردى انجام مى‏شود باید غرق شوى.
یارب جه کنم اگر پناهم ندهى
از درگه تو نمى‏روم دست تهى
تا مرحمتى به اشک و اهم ندهى
دعا غیر از استجابت فوائد دیگرى هم دارد:
۱- آنکه دعا لذیذترین لذتهاست و براى نوع انسان لذتش بى نظیر است.
در احادیث قدسى آمده که مردى به موسى بن عمران(ع) گفت: به خدا بگو من شخصى گرفتارى هستم، پس چرا مرا عذاب نمى‏کنى؟ خداوند فرمود: به او بگو بدترین بلاها بر سر تو آورده ام و آن این است که شیرینى و حلاوت یاد مرا نمى‏چشى.
۲- بریدن از هر چیز است و تنها به خداوند متعال پیوستن.
۳- گرفتارى، اندوه، نگرانى، ترس و عقده را بر طرف مى‏کند.
۴- جبران کننده نارسائیها و کمبودهاى وجود انسان است.
۵- موجب شرح صدر، یعنى دریا دلى مى‏شود بوسیله آن مى‏توان در بلا یا پایمردى پیشه کرد مشکلات را تحمل نمود.
۶- باعث مى‏شود که انسان، گمشده اش را پیدا کند یعنى خدا تعالى را.
خوشا آن کس که بندد با تو پیوند خوشا آن دل که دارد با تو راهى
مران از آستانت بینوارا که دیگر در بساطم نیست آهى
نهاده سر به خاک آستانت گدائى، درمندى عذر خواهى
گرفتم دامن بخشنده‏اى را که بخشد از کرم کوهى به کاهى
ظریفه
بهترین دعا براى حجاج
حجاج بن یوسف استاندار خونخوار عبدالملک پنجمین خلیفه اموى در عراق از جنایت کاران بزرگ تاریخ مانند چنگیز و هیتلر و صدام بود. او شنید که در بغداد، درویشى زندگى مى‏کند که مستجاب الدعوه است، یعنى دعایش به استجابت مى‏رسد. او را به حضور طلبید و گفت: براى من دعاى خیر کن. درویش چنان دعا کرد: خدایا جان حجاج را بگیر. حجاج با ناراحتى گفت: این چه دعاى خیرى است؟! درویش گفت: این دعا، هم براى تو و هم براى همه مسلمین خیر است.
دست‏هاى پر از گناه به سوى تو گشودم
میثم تمار گفت: شبى از شبها مولاى من امیر المؤمنین(ع) مرا با خود از کوفه بیرون برد و به سوى صحرا مى‏رفتیم، تا آنکه چون به مسجد جعفى رسید، رو به قبله نمود و چهار رکعت نماز گذارد، و چون سلام داد و تسبیح گفت، دست‏هاى خود را براى دعا گشود و چنین گفت: الهى کیف ادعوک و قد عصیتک و کیف لا ادعوک و قد عرفتک و حبک فى قلبى مکین مددت الیک یدا با لذنوب مملوه و عینا بالرجاء ممدود (خداى من! چگونه تورا بخوانم در حالى که معصیت تورا کردم؟ و چگونه تورا بخوانم در حالیکه تو را شناختم و محبت تو در دل من جاى گرفته است؟ من دست‏هاى پر گناهان خود را به سوى تو کشوده ام و چشمان پر از امید به سوى تو دوخته ام) الهى انت مالک العطایا و انا اسیر الخطایا و من کرم العظماء الرفق بالاسراء و انا اءسیر بجرمى مرتهن بعلمى، الهى ما اضیق الطرق على من لم کن دلیله و اوحش المسک على من لم تکن اءنیسه (پروردگارمن! تو مالک بخشش‏ها هستى، ومن اسیر لغزشها و از اخلاق کریمانه بزرگانست که با اسیران مدارا مى‏کند و من اسیر جرم و جنایت خود هستم، و گروگان عمل، خداى من! چقدر تنگ است آن راههائى که تو راهبرش نباشى و چقدر ترسناک است آن طریقه که تو درآن مونس نباشى! میثم تمار مى‏گوید: پس صداى خودرا کوتاه کردند و به حال اخفات (آهسته دعائى کردند، و پس سجده نمودند، و چهره خود را به خاک مالیدند و بعد برخواستند، و صد مرتبه درآن حال العفو العفو گفتند، و بعد برخواستند، و از مسجد جعفى بیرون آمدند و راه صحرا را در پیش گرفتند و من به دنبالش مى‏رفتم. در این حال به جائى رسیدم که حضرت خطى بر روى زمین کشیدند و فرمودند: مبادا از این خط تجاوز کنى! من توقف کردم، و آن حضرت به تنهائى رهسپار شدند، و آن شب تاریک و ظلمانى بود. میثم مى‏گوید: من با خود گفتم: آقاى خودت و مو لاى خودت را با وجود این دشمنان بسیارى که دارد، تنها به دست بلا سپردى چه عذرى در نزد خدا خواهى داشت ودر نزد رسول خدا چه خواهى گفت؟ سو گند به خدا هم اینک به دنبال هو روان مى‏گردم، واز حال او جویا مى‏شوم، گرچه مستلزم مخالفت امر او شده باشد. من به دنبال او رفتم، تا رسیدم به جائى که دیدم آن حضرت تا نصف بدن خودرا در چاهى سرازیر کرد، و مشغول گفتگو با چاه است، او با چاه سخن مى‏گفت و چاه با آن حضرت. حضرت احساس کرد که من آمده ام، و ملتفت به من شد و فرمود: کیستى؟ عرض کردم؟ من میثم! مگر من به تو امر نکردم که از آن خط تجاوز ننمائى؟!فرمود: آیا از آنچه من در اینجا گفته ام چیزى شنیده اى؟عرض کردم: نه،‏اى مولاى من، چیزى نشنیده ام. حضرت فرمود: ‏اى میثم! (در سینه من حاجتها و خواهشهائیست که چون سینه من به جهت آنها تنگى کند و خسته شود، با دست خود زمین را مى‏کاوم و مى‏کنم و آن راز و سر درون خود را براى زمین ظاهر مى‏کنم و بازگو مى‏کنم پس هروقتى که زمین سبز شود، و از آن دانه بروید، آن دانه از آن کشت اسرارى است که من در زمین نموده ام.) باید دانست که مراد از کندن زمین با کف دست، و پنهان کردن سر در آن و انبات زمین از آن به سر، یا کنایه و استعار از نداشتن همسر است که انسان در دل خود را به او بگوید، مى‏باشد و یا واقعا اراده حضرت این بوده است که با نفس قدیسه خود آن اسرار را در درون خاک و روح ملکوت زمین بسپارند، تا آنکه بعد از آن زمین اسرار نباتى چون اولیاى خدا که صاحب سر حضرت باشند پدیدار گردد.
ماه مبارک ماه دعا است
و ارفعوا ایدکم بالدعا فى اوقات صلواتکم فانها افضل الساعات اقسم الله بعز ته ان لا یعذب المصلین و الساجدین.
مى فرماید: مسلمانان در این ماه رمضان، شریفترین، با فضیلت ترین وقتها بعد از نماز واجب است که افضل ساعت است.
درآن ساعتها دستتان را به در خانه دراز کنید از خدا بخواهید، زیرا قسم یاد کرده، بعزت و جلالش که نماز گزاران، سجده گذاران را عذاب نفرماید، و نیز در این ماه مبارک یلبیهم اذ نادو، و یجیبهم اذا دعوه هر وقت روز دار بعد از نماز بگوید یا الله، لبیک همراه اوست، وقتى مى‏گوید یارب لبیکها بلند است، زیر هر یارب تو لبیک مااست، حالا چنین است وقتى بخوانید لبیک مى‏گوید حاجت بطلبید و اجابت مى‏فرماید.
دعاى روزه دار مستجاب است
یا الله، خدایا حاجت ما به درگاه تو آن است هر گناهى که سبب مى‏شود ما گرسنه و تشنه از دنیا برویم، گرسنه و تشنه وارد محشر بشویم، گرسنه وتشنه وارد قیامت بشویم، یا الله این گناهان را تو پاک فرما. در جهنم به قدرى گرسنگى فشار مى‏آورد که راضى مى‏شود حمیم جهنم بخورد. به حرمت ماه رمضان، خدایا این دلها را تو از حوض کوثر خنک فرما، یا الله هر گناهى که حجاب است بین ما و حوض کوثر قلم عفو بر آن گناهان بکش و شستشو بده، ما را پاک و پاکیزه کن، ماه پاکیزه کردن است این ماه ماهى است که در ماه خدا پاک و تزکیه مى‏کند آنچه که از تو مى‏آید صیقل زدن، العفو گفتن است.
امشب شب قدرواحیاءاست مناجات سحر یا دتان نرود. در تنهائى درد دلت را بخدا بگو. گرفتاریهایت را به پروردگارت عرضه بدار. از دست شیطان ناله کن. از وسوهاى ابلیس فریاد بزن یا صریح المستصرخین خدا هم آنقدر بتو خواهد داد که چشمت روشن شود.
در دل توئى، درد جان توئى،‏اى مونس دیرینه ام
در سینه بریان توئى،‏اى مونس دیرینه ام
اى تو روان اندر بدن،‏اى هم تو جان و هم تو تن
اى تو حسن و هم حسن،‏اى مونس دیرینه ام
هم دل تو و هم سینه تو، گوهر تو و گنجینه تو
دینه تو و دیرینه تو،‏اى مونس دیرینه ام
راهم دهى ایم برت ورنه بمانم بر درت
اى لم یزل من چاکرت‏اى مونس دیرینه ام
خواهى بخوان خواهى بران، در جان من دارى مکان
دت را انیسى جاودان،‏اى مونس دیرینه ام
اما چگونه است که بسیاری خدا را میخوانند و در طلب و دعا هستند، ولی اجابت را نمییابند و گاهی دچار افسردگی و نا امیدی میشوند.
۱ ـ بسیاری از دعاها اصولاً دعا نیستند؛ یعنی بنده چیزی از خدا میخواهد که به ضررش است و خود نمیداند و خداوند در این موقع صلاح بنده را در نظر میگیرد. پس نمیتوان منتظر پاسخ و اجابت بود.
۲ ـ شرایط اجابت را ندارند.
۳ ـ وقت اجابت آن فرا نرسیده و بندة خدا به گمان آن که زمان از دست میرود، به اصرار روی آورده، و یا اگر دعایی به اجابت نمیرسد، به خاطر مصلحتی است که خداوند عالَم اگاه است، اما دعای بندهاش را رها و بیهوده نمیگذارد و آن را به نحو شایسته‏ای در دنیا و یا آخرت جبران میکند، به شرط آن که بندهاش در مقام تسلیم و رضا باشد و به هرچه او مصلحت دید قانع شود. گاهی خداوند چیزی بهتر از آن که خود انسان میخواهد، به او میدهد گاهی خداوند خواسته بنده را به تأخیر میاندازد و تا بنده با خداوند بیشتر ارتباط داشته باشد و این از هر پاداشی بالاتر است و لطف خاص خدا به بنده است، چون انسان پس از بر آورده شدن حاجت دو باره خدا را فراموش میکند.
دعاهائی که شرایط ذکر شده را دارند امّا به استجابت نمیرسند، علت اصلی عدم استجابت را باید در وجود گناهان دانست.
گناهکار نمیتواند در انتظار استجابت دعا به سر برد. “در کتاب کافی آمده است: از امام صادق(ع) سؤال شد: خدای تعالی فرمود: «مرا بخوانید تا شما را استجابت کنم” ما به پیشگاه خدا دعا میکنیم، ولی آثار اجابت را نمی‏بنیم “امام(ع) فرمود: «آیا هیچ دیده شده یا فکر آن میکنی که خدا خلاف وعده کند؟” گفت: نه، فرمود: «پس مستجاب نشدن برای چیست؟” عرض شد: نمیدانم. امام(ع) فرمود: «لیکن من به تو خبر میدهم و آگاهت میسازم. هرکس که اطاعت امر خدا کند و سپس از جهت و راه دعا او را بخواند، اجابتش فرماید” و عرض شد: جهت و راه دعا چیست؟ فرمود: «پیش از دعا حمد و ستایش خدا کنی. نعمت هایی را که به توبخشیده است، به یاد آوری، سپس شکر و سپاس گویی، آن گاه درود بر پیغمبر و آل او بفرستی، پس از آن یاد گناهت کرده، اقرار بدان نمای و از آسیب آن به خدا پناه بری. این است جهت وراه دعا». [آثار الصادقین‌ ج‌۶ ص‌۵۴ و۵۷، حدیث‌ دوم‌ به‌ نقل‌ از تفسیر صافی‌.]
یکی از مشکلات اساسی در اجابت نشدن دعا، حبس دعا است، به این معنا که اصلاً دعا از خود انسان تجاوز نمیکند به سوی خدا بالا نمیرود و یکی از علتهای اساسی آن، گناهان است. گناهان موجب حبس دعا می‏شود و باعث میگردد که دعای انسان اجابت نشود. در دعای کمیل حضرت علی از خداوند استغفار از گناهانی را طلب میکند که موجب حبس و در بند شدن دعا میشوند. بنده‏ای که در طریق هدایت باشد و سعی کند در مسیر حق گام بردارد، احتیاج واقعی خود را میشناسد، آن گاه مطلوب را درخواست میکند. گام برداشتن در چنین راهی، مستلزم داشتن تقوا و پرهیز از شهوات است. پیامبر گرامی اسلام دعا کرد خدایا! به اندازة یک چشم بر هم زدن مرا به خودم و امگذار و آن بخششهای شایستهای را که به من بخشیدهای، از من مگیر». کنز العمّال‌، ج‌۲، ص‌۱۸۶٫
ادامه مطلب »

درباره‌ی این وبلاگ

این پایگاه توسط تبیان گیلان برای واحد مبلغین طراحی و راه اندازی شده است. تمام حقوق آن متعلق به مرکز تحقیقات اینترنتی تبیان گیلان و اداره کل تبلیغات اسلامی استان گیلان است..

تصاویر

دسته‌ها

بایگانی

  • admin: اگر مستقل درهزینه خود هستند به گردن خودشان هست [...]
  • admin: علیک سلام روزاول که مسافریدوروزه نداریدروزدوم قبل از ظ [...]
  • محمدرضا: سلام. بنده ۴ سال است که دانشجوی قم هستم و هفته ای دسه یا [...]
  • هانیه حسینی: سلام خسته نباشید مجموع روایات از این بانوی بزرگوار خیل [...]
  • محمد رضا: با سلام، من فردا صبح به سفر می روم و قرار است پس فردا قبل [...]