آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
ویژگیهای سابقون از منظر قرآن و روایات پيوند ثابت

ویژگیهای سابقون از منظر قرآن و روایات

قرآن کریم مردم را از نظر عاقبت به سه دسته تقسیم کرده است که مردم سه صنف خواهند بود (یا هستند و خواهند بود): دسته ای که قرآن آنها را ” اصحاب المیمنه ” یا ” اصحاب الیمین ” می نامد و دسته ای که آنها را ” اصحاب المشئمه ” یا ” اصحاب الشمال ” می نامد و دسته ای که آنها را ” سابقین ” می نامد. از این سه دسته، دو دسته اهل سعادتند؛ یعنی سابقین و اصحاب یمین با تفاوتی که میان این دو دسته وجود دارد. قرآن سابقین را ” مقربان ” می نامد ولی اصحاب یمین را مقربان نمی نامد. شاید بر آنها همان تعبیری صدق کند که در سوره مطففین آمده است که آنها را ” ابرار ” یعنی نیکان می نامد (مطففین/۲۲)، اما آن ها را مقربین نمی نامد که تقریبا یعنی باریافتگان، نزدیک شدگان، آنهایی که به مقام الوهیت نزدیکند، خود را نزدیک کرده اند، به مقام قرب رسیده اند. این تعبیری که در قرآن آمده است به نام ” اصحاب الیمین ” یا ” اصحاب المیمنه ” از یک طرف و ” اصحاب الشمال ” یا ” اصحاب المشئمه ” از طرف دیگر، مسلم یک حقیقتی را بیان می کند. یعنی صرف نامگذاری نیست. اصحاب یمین یعنی یاران دست راست، یا یاران راست. (خود لغت مفهومش این است). اصحاب شمال یعنی یاران چپ. ولی سابقین مافوق اینها هستند، نه یاران راستند و نه یاران چپ. قرآن تعبیر نکرده که آنها یاران خط مستقیم هستند ولی به هر حال آنها را با کلمه ” سابقین ” ذکر کرده است که بالاتر از ” اصحاب راست ” است.

مردم دو دسته هستند از این نظر که بعضی اساسا خدا پرست هستند و بعضی خداپرست نیستند. آنهایی که خداپرست نیستند قهرا هواپرست و ماده پرست هستند، آنها قهرا جزو اصحاب الشمال اند. خدا پرستها باز دو دسته هستند (گو اینکه یک دسته شان دو دسته می شود، می شود سه دسته) بعضی خدا را پرستش می کنند برای نجات از عذاب یا برای رسیدن به ثواب. البته اینها هم اهل خیر و سعادتند. اگر کسی امر خدا را اطاعت کند برای اینکه خداوند اجرها و پاداشهایی که به او وعده داده است – در همان عالم ملکوت اعلی ذخیره است – به او بدهد، خدا او را به آن اجرها و ثوابها و پاداشها، بهشتها، نعیمها، حورالعین ها، میوه ها که همه اینها حقیقت ادارد و هست می رساند. حال حقیقت اینها به چه نحو است، ما که نرفته ایم ببینیم، به ما اینها را از روی تمثیلات دنیوی گفته اند حقیقتش را تا انسان نرود درک نمی کند یا آنهایی که رفته اند می دانند، اهل حقیقت که با مکاشفه و با وحی به دست آورده اند می دانند. با ما به زبان دنیا گفته شده است، ما هم از روی نمونه های دنیا یک چیزی می فهمیم و الا واقعیت آنها را درست درک نمی کنیم. ولی اینقدر می دانیم که نعیمهایی، انواعی نعمیهای روحی و مادی در آنجا وجود دارد. همه کسانی که خدا را از ترس کیفر یا به خاطر ثواب عبادت می کنند همان اصحاب الیمین اند.

ولی به ما گفته اند مردمی هستند فارغ از هر دو، یعنی مردمی هستند که خدا را پرستش می کنند نه به خاطر اجر و پاداش و نه از ترس کیفر بلکه به خاطر شایستگی حق برای عبادت، طلب رضای حق، برای شکرگزاری حق، برای محبت حق، که اگر حق بهشت و جهنمی هم نمی داشت به حال آنها فرق نمی کرد. اینها قهرا از اصحاب الیمین خیلی بالاترند و همان ” سابقون ” هستند. شک ندارد آنها که سابقون هستند از عذاب اهل جهنم ایمن اند. نمی شود گفت شما که برای فرار از جهنم عبادت نکردید پس العیاذ بالله (مستحق) عذاب جهنم هستید، نه، آنها نعیمهای بهشتی را بیش از دیگران هم دارند. به آنها نمی گویند شما که برای نعیم عبادت نکردید پس نعیمی ندارید. آن که کامل را بخواهد ناقص خود به خود دنبالش هست. آن که ناقص را بخواهد و کامل را نخواهد به ناقص می رسد، از کامل محروم است ولی آن که کامل را بخواهد (نه اینکه کامل را بخواهد به خاطر ناقص، اگر کامل را بخواهد به خاطر ناقص، همان ناقص را خواسته) ناقص را هم نخواهد، ناقص خود به خود به او می رسد. مثل خود دنیا و آخرت است مگر خود دنیا و آخرت این جور نیست؟ کسی که فقط و فقط برای لذات دنیا کار می کند، او از آخرت محروم می ماند. ولی یک کسی کار را برای خدا انجام می دهد، دنیایش رسید رسید، نرسید نرسید.

مقیاس کار این است که اگر انسان همتش این باشد که فقط پشم و پشگل بخواهد به همان می رسد. او قهرا هدفش این است که ببنید چه کسی قطار شتر دارد و شترهایش را کجا می خواباند که آنجا پشگل زیاد جمع شده، برویم پشگل جمع کنیم. حداکثر این است که پشم شتر کجا پیدا می شود بریم پشم شتر تهیه کنیم. ولی یک کسی همتش این است که قطار شتر داشته باشد. انسان اگر قطار شتر داشته باشد آن شترها پشم و پشگل هم دارند. این مثل دنیا و آخرت است. اگر انسان آخرت را بخواهد دنیا هست ولی اگر دنیا را بخواهد از آخرت محروم است. این به دنبالش می آید. هر کامل و ناقصی این جور است. بنابراین سابقین عبادتشان برای نعیمهای اخروی و برای نجات از عذاب اخروی نیست، قهرا آنها به جایی می رسند که دیگران نمی رسند ولی آنچه که دیگران می رسند آنها هم به آنان داده می شود.

خداوند در سوره واقعه: آیات ۱ تا ۱۴ می فرماید: «إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَهُ * لَیْسَ لِوَقْعَتِها کاذِبَهٌ * خافِضَهٌ رافِعَهٌ * إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا * وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا * فَکانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا * وَ کُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَهً * فَأَصْحابُ الْمَیْمَنَهِ ما أَصْحابُ الْمَیْمَنَهِ * وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَهِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَهِ * وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ * فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ * ثُلَّهٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ * وَ قَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ؛ هنگامى که واقعه عظیم (قیامت) بر پا شود، هیچکس نمى تواند آن را انکار کند. گروهى را پائین مى آورد و گروهى را بالا مى برد. این در هنگامى است که زمین به شدت به لرزه در مى آید. و کوه ها در هم کوبیده مى شود. و به صورت غبار پراکنده در مى آید. و شما به سه گروه تقسیم خواهید شد. نخست” اصحاب میمنه” هستند، چه اصحاب میمنه اى؟ گروه دیگر اصحاب شومند، چه اصحاب شومى؟ و سومین گروه پیشگامان پیشگام! آنها مقربانند. در باغهاى پر نعمت بهشت جاى دارند. گروه کثیرى از امتهاى نخستین هستند و اندکى از امت آخرین!».

نظرات[۰] | دسته: اصول دین | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
ویژگیهای اصحاب یمین از منظر قرآن و روایات پيوند ثابت

ویژگیهای اصحاب یمین از منظر قرآن و روایات

قرآن کریم مردم را از نظر عاقبت به سه دسته تقسیم کرده است که مردم سه صنف خواهند بود (یا هستند و خواهند بود): دسته ای که قرآن آنها را اصحاب المیمنه یا اصحاب الیمین می نامد و دسته ای که آنها را اصحاب المشئمه یا اصحاب الشمال می نامد و دسته ای که آنها را سابقین می نامد. از این سه دسته، دو دسته اهل سعادتند؛ یعنی سابقین و اصحاب یمین با تفاوتی که میان این دو دسته وجود دارد. قرآن سابقین را مقربان می نامد ولی اصحاب یمین را مقربان نمی نامد. شاید بر آنها همان تعبیری صدق کند که در سوره مطففین آمده است که آنها را ابرار یعنی نیکان می نامد (مطففین/۲۲)، اما آن ها را مقربین نمی نامد که تقریبا یعنی باریافتگان، نزدیک شدگان، آنهایی که به مقام الوهیت نزدیکند، خود را نزدیک کرده اند، به مقام قرب رسیده اند. این تعبیری که در قرآن آمده است به نام اصحاب الیمین یا اصحاب المیمنه از یک طرف و اصحاب الشمال یا اصحاب المشئمه از طرف دیگر، مسلم یک حقیقتی را بیان می کند. یعنی صرف نامگذاری نیست. اصحاب یمین یعنی یاران دست راست، یا یاران راست (خود لغت مفهومش این است).

اصحاب شمال یعنی یاران چپ ولی سابقین مافوق اینها هستند، نه یاران راستند و نه یاران چپ. قرآن تعبیر نکرده که آنها یاران خط مستقیم هستند ولی به هر حال آنها را با کلمه سابقین ذکر کرده است که بالاتر از اصحاب راست است. اصحاب یمین کسانی هستند که مانند مقربین نتوانسته اند به آن ذروه اعلا از مدارج و معارج قرب فائز گردند ولی مردم صالح العمل و خوش کرداری بوده اند که عالم غرور نتوانسته است آنها را در کام ضلالت و گمراهی فرو برد. و از ناحیه راست که کنایه از سعادت و نجات است دعوت شده اند. عمر خود را در دنیا به صدق و امانت گذرانیده و دلهای خود را به زنگار شرک، آلوده نکرده اند. و طبق ادراکات عقلی و فطری و شرعی خود رفتار کرده، با صفا و محبت خدا، عالم غرور را ترک گفته اند. پس آنها وارد در اسم سلام پروردگار خود شده، و ای پیغمبر از آن ناحیه از آنان بر تو سلام باد.

خداوند در سوره واقعه آیات ۱ تا ۱۰ می فرماید: «إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَهُ * لَیْسَ لِوَقْعَتِها کاذِبَهٌ * خافِضَهٌ رافِعَهٌ * إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا * وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا * فَکانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا * وَ کُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَهً * فَأَصْحابُ الْمَیْمَنَهِ ما أَصْحابُ الْمَیْمَنَهِ * وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَهِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَهِ * وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ؛ هنگامى که واقعه عظیم (قیامت) بر پا شود، هیچکس نمى تواند آن را انکار کند. گروهى را پائین مى آورد و گروهى را بالا مى برد. این در هنگامى است که زمین به شدت به لرزه در مى آید. و کوه ها در هم کوبیده مى شود. و به صورت غبار پراکنده در مى آید. و شما به سه گروه تقسیم خواهید شد. نخست اصحاب میمنه هستند، چه اصحاب میمنه اى؟ گروه دیگر اصحاب شومند، چه اصحاب شومى؟ و سومین گروه پیشگامان پیشگام!».

و در آیات ۲۷ تا ۴۰ به توصیف آنها می پردازد و می فرماید: « وَ أَصْحابُ الْیَمِینِ ما أَصْحابُ الْیَمِینِ * فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ * وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ * وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ * وَ ماءٍ مَسْکُوبٍ * وَ فاکِهَهٍ کَثِیرَهٍ * لا مَقْطُوعَهٍ وَ لا مَمْنُوعَهٍ * وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَهٍ * إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً * فَجَعَلْناهُنَّ أَبْکاراً * عُرُباً أَتْراباً * لِأَصْحابِ الْیَمِینِ * ثُلَّهٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ * وَ ثُلَّهٌ مِنَ الْآخِرِینَ؛ و اصحاب یمین، چه اصحاب یمینى؟ آنها در سایه درختان سدر بى خار قرار دارند. و در سایه درخت طلح پر برگ به سر مى برند (درختى است خوشرنگ و خوشبو). و سایه کشیده و گسترده. و در کنار آبشارها. و میوه هاى فراوانى. که هرگز قطع و ممنوع نمى شود. و همسرانى گرانقدر. ما آنها را آفرینش نوینى بخشیدیم. و همه را بکر قرار داده ایم. همسرانى که به همسرشان عشق مى ورزند و خوش زبان و فصیح و هم سن و سالند. اینها همه براى اصحاب یمین است. که گروهى از امتهاى نخستینند. و گروهى از امتهاى آخرین»

نظرات[۰] | دسته: اصول دین | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
ویژگیهای اصحاب شمال از منظر آیات و روایات پيوند ثابت

ویژگیهای اصحاب شمال از منظر آیات و روایات

قرآن کریم مردم را از نظر عاقبت به سه دسته تقسیم کرده است که مردم سه صنف خواهند بود (یا هستند و خواهند بود): دسته ای که قرآن آنها را اصحاب المیمنه یا اصحاب الیمین می نامد و دسته ای که آنها را اصحاب المشئمه یا اصحاب الشمال می نامد و دسته ای که آنها را سابقین می نامد. از این سه دسته، دو دسته اهل سعادتند؛ یعنی سابقین و اصحاب یمین با تفاوتی که میان این دو دسته وجود دارد. قرآن سابقین را مقربان می نامد ولی اصحاب یمین را مقربان نمی نامد. شاید بر آنها همان تعبیری صدق کند که در سوره مطففین آمده است که آنها را ابرار یعنی نیکان می نامد (مطففین/۲۲)، اما آن ها را مقربین نمی نامد که تقریبا یعنی باریافتگان، نزدیک شدگان، آنهایی که به مقام الوهیت نزدیکند، خود را نزدیک کرده اند، به مقام قرب رسیده اند. این تعبیری که در قرآن آمده است به نام اصحاب الیمین یا اصحاب المیمنه از یک طرف و اصحاب الشمال یا اصحاب المشئمه از طرف دیگر، مسلم یک حقیقتی را بیان می کند. یعنی صرف نامگذاری نیست. اصحاب یمین یعنی یاران دست راست، یا یاران راست. اصحاب شمال یعنی یاران چپ. ولی سابقین مافوق اینها هستند، نه یاران راستند و نه یاران چپ. قرآن تعبیر نکرده که آنها یاران خط مستقیم هستند ولی به هر حال آنها را با کلمه سابقین ذکر کرده است که بالاتر از اصحاب راست است.

اصحاب شمال کسانی هستند که از آنها تعبیر به مکذبین و ضالین شده است. آنها افرادی هستند که مست عالم غرور شده و عمر خود را به استکبار و خودستائی گذرانیده و از معنویات و حقائق به کنار افتاده، اوقات خود را به تکذیب انبیاء و اولیای خدا و تکذیب مبدأ و معاد و سرسری پنداشتن جهان هستی گذرانیده اند. غذای آنان در قیامت فلز گداخته خواهد بود، «فَنُزُلٌ منْ حَمِیمٍ نُزُل» (واقعه/۹۳) به معنای غذائی است که برای مهمان آماده می کنند، و حَمیم به معنای فلز ذوب شده است؛ و دیگر: ورود و پیوستن در آتش افروخته شده است. خداوند در سوره واقعه: آیات ۱ تا ۱۰ می فرماید: «إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَهُ * لَیْسَ لِوَقْعَتِها کاذِبَهٌ * خافِضَهٌ رافِعَهٌ * إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا * وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا * فَکانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا * وَ کُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَهً * فَأَصْحابُ الْمَیْمَنَهِ ما أَصْحابُ الْمَیْمَنَهِ * وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَهِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَهِ * وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ؛ هنگامى که واقعه عظیم (قیامت) بر پا شود، هیچکس نمى تواند آن را انکار کند. گروهى را پائین مى آورد و گروهى را بالا مى برد. این در هنگامى است که زمین به شدت به لرزه در مى آید. و کوه ها در هم کوبیده مى شود. و به صورت غبار پراکنده در مى آید. و شما به سه گروه تقسیم خواهید شد. نخست اصحاب میمنه هستند، چه اصحاب میمنه اى؟ گروه دیگر اصحاب شومند، چه اصحاب شومى؟ و سومین گروه پیشگامان پیشگام!».

و در ادامه در آیات ۴۱ تا ۵۰ به توصیف آنها پرداخته و می فرماید: « وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ * فِی سَمُومٍ وَ حَمِیمٍ * وَ ظِلٍّ مِنْ یَحْمُومٍ * لا بارِدٍ وَ لا کَرِیمٍ * إِنَّهُمْ کانُوا قَبْلَ ذلِکَ مُتْرَفِینَ * وَ کانُوا یُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِیمِ * وَ کانُوا یَقُولُونَ أَ إِذا مِتْنا وَ کُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ * أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ * قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ * لَمَجْمُوعُونَ إِلى مِیقاتِ یَوْمٍ مَعْلُومٍ؛ و اصحاب شمال چه اصحاب شمالى؟ (که نامه اعمالشان به نشانه جرمشان به دست چپ آنها داده مى شود). آنها در میان بادهاى کشیده و آب سوزان قرار دارند. و در سایه دودهاى متراکم و آتش زا! سایه اى که نه خنک است و نه مفید. آنها پیش از این در عالم دنیا مست و مغرور نعمت بودند. و بر گناهان بزرگ اصرار داشتند. و مى گفتند: هنگامى که ما مردیم و خاک و استخوان شدیم آیا برانگیخته خواهیم شد؟ یا نیاکان نخستین ما؟ بگو اولین و آخرین، همگى در موعد روز معینى جمع مى شوند.

کیفرهاى دردناک اصحاب شمال
در تعقیب مواهب عظیم گروه مقربان و گروه اصحاب الیمین به سراغ گروه سوم و عذابهاى دردناک و وحشتناک آن مى رود تا در یک مقایسه وضع حال سه گروه روشن گردد. مى فرماید: و اصحاب شمال، چه اصحاب شمالى. همانها که نامه اعمالشان به دست چپشان داده مى شود که رمزى است براى آن که گنهکار و آلوده و ستمگرند و اهل دوزخ، و همانگونه که در توصیف مقربان و اصحاب الیمین گفتیم این تعبیر براى بیان نهایت خوبى یا بدى حال کسى است، فى المثل مى گوئیم سعادتى به ما رو کرد، چه سعادتى؟ یا مصیبتى رو کرد، چه مصیبتى؟! سپس به سه قسمت از کیفرهاى آنها اشاره کرده مى گوید: آنها در میان بادهاى کشنده و آب سوزان قرار دارند (فِی سَمُومٍ وَ حَمِیمٍ). و در سایه دودى شدید و آتش زا (وَ ظِلٍّ مِنْ یَحْمُومٍ). باد سوزان کشنده از یک سو، و آب جوشان مرگبار از سوى دیگر، و سایه دود داغ و خفه کننده از سوى سوم، آنها را چنان گرفتار مى سازد که تاب و توان را از آنان مى گیرد، و اگر هیچ مصیبت دیگرى جز این سه مصیبت را نداشته باشند براى کیفر آنها کافى است. سموم از ماده سم به معنى باد سوزانى است که در مسام (سوراخهاى ریز بدن انسان) داخل مى شود و او را هلاک مى کند (اصولا سم را به این جهت سم مى گویند که در تمام ذرات بدن نفوذ مى کند). حمیم به معنى شى ء داغ، و در اینجا به معنى آب سوزان است که در آیات دیگر قرآن نیز به آن اشاره شده است، مانند آیه ۱۹ سوره حج: «یُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِیمُ: بر سر آنها آب سوزان ریخته مى شود».

نظرات[۰] | دسته: اصول دین | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
توحید و خداشناسی(۱) حکمت های دهگانه لقمان در قرآن پيوند ثابت

توحید و خداشناسی(۱) حکمت های دهگانه لقمان در قرآن
لقمان در نخستین پند خود به فرزندش چنین می فرماید: «یا بنی لا تشرک بالله ان الشرک لظلم عظیم; ای پسرم! چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگی است » (۱) لقمان نخستین سخن خود را از نخستین سخن همه پیامبران (ع) قرار داده که در سرلوحه تبلیغات و برنامه های پیامبران (ع) و مکاتب آسمانی می درخشید و می درخشد و آن یکتایی پرستی و پرهیز از هرگونه شرک است، لقمان پس از این نصیحت بزرگ که ریشه و اساس همه نصایح است، به ذکر علت آن پرداخته و آن این که شرک و انحراف از صراط توحید و یکتاپرستی، ظلم بزرگ است . در این نصیحت دو مطلب مورد توجه قرار گرفته: نخست این که از شرک باید پرهیز کرد . یعنی خدا را یافت، و او را به عنوان یکتا و بی همتا شناخت، مطلب دوم این که شرک ظلم بزرگ است .

نظرات[۰] | دسته: اصول دین | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نیاز به دین پيوند ثابت

مقدمـه
نیاز به دین
بحث اصول عقاید را با طرح سئوالی شروع می کنیم:
آیا انسان به دین نیاز دارد؟
قبل از پاسخ این سئوال، لازم است ابتدا نیازهای انسان را ذکر کنیم.
هر انسانی سه نوع نیاز دارد:
۱- نیاز شخصی.۲ -نیاز اجتماعی ۳٫ نیاز عالی
نیاز شخصی، مثل نیاز به غذا، پوشاک، مسکن، همسر.
نیاز اجتماعی، اموری است که انسان چون در جامعه زندگی می کند به آنها نیاز دارد. مانند قانون، مقرّرات و رهبر.
نیاز عالی، نیاز انسان به شناخت و معرفت است، که بشر سئوالات متعدد درباره ی خود و هستی دارد و می خواهد خیلی چیزها را بشناسد و بداند و درباره ی آنها اطلاعاتی داشته باشد. مثلاً شناخت هستی و مبدأ آن، شناخت هدف هستی و مقصد و پایان آن، شناخت راه زندگی و شناخت حق و باطل، از جمله نیازها و خواسته های هر انسانی است.
اکنون بار دیگر سئوال قبل را تکرار می کنیم: انسان چه نیازی به دین دارد؟
پاسخ: در میان انواع نیازهای انسان، دین، پاسخگوی نیازهای عالی اوست. انسان ها برای پاسخگویی به نیازهای عالی خود به دین نیازمندند و دین به سئوالات فوق پاسخ می دهد.

دین توضیح می دهد که سرچشمه ی هستی کجاست، آفریدگار هستی کیست، هدف هستی چیست، معیار شناخت حقیقت کدام است و مسئولیت ما در این مجموعه چیست.

نظرات[۰] | دسته: اصول دین | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

شهریور ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
 12345
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  
No Image No Image