آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
ماجرای علامه قاضی و فحش‌های همسرش پيوند ثابت

ماجرای علامه قاضی و فحش‌های همسرش
واکنش آیت‌الله قاضی در برابر فحاشی‌های همسرش در نوع خود بسیار جالب و آموزنده است.

به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، مشهور است که کسی دنبال شیخ ابوالحسن خرقانی می گشت و از زنی سؤال کرد و او با تعابیر زشت به محل شیخ راهنماییش کرد.

وقتی رسید دید شیخ با ددان انس دارد و آنها را رام کرده است و فهمید آن زن، همسر شیخ بوده و رام اخلاق الهی او نشده و شیخ ازین صبوری به مقامات رسیده ….گاه صبوری و تحمل نتایج عالی دارد.یا درهمین زمان خودمان ، شنیدم همسر مرحوم دولابی (پس از مرگ همسراول) در محل جلسات و درسهای اخلاقی به ایشان اهانت می کرد و مرحوم می خندید و واکنش نشان نمی داد ، امروزه توبه کرده و ادامه دهنده همان جلسات در خیابان دولت است و …

شیطان در بین خانواده دشمنی و کینه ایجاد می کند، هرکجا دعوا شد شیطان آنجاست،

نظرات[۰] | دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
پاداش منحصر به فرد صبر در برابر مصائب در قیامت پيوند ثابت

۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ – ۰۰:۰۰http://fa.abna.cc/
کد خبر : ۴۱۹۱۲۶منبع : ابنا
مناجات شعبانیه امیرالمؤمنین(ع)، یکی از مناجات‌های بسیار ارزشمند است که همه ائمه طاهرین(ع) آن را می‌خوانده‌اند. در این مناجات، امیرالمؤمنین(ع) از خداوند مقامی را می‌طلبند که انقطاع الی الله در آن به کمال برسد و هیچ کس و هیچ چیزی در دل نباشد. آن حضرت در مناجات خود زمزمه می‌کنند: خداوندا، به من حالتی عطا فرما که علاوه بر آنکه من با تو مناجات می‌کنم، تو هم با من حرف بزنی و مناجات کنی.
خبرگزاری اهل‏‌بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:
آیت‌الله العظمی مظاهری از مراجع عظام تقلید در تازه‌ترین درس اخلاق خود به بیان «آثار و برکات صبر در مصیبت» پرداخته اند که مشروح آن در ادامه می‌آید:

پاداش منحصر به فرد صبر در برابر مصائب در قیامت

صبر در برابر مصائب، در قیامت، ثواب و پاداش فراوانی دارد. قرآن کریم، اجر چنین صبری را بی‌اندازه و بی‌حساب می‌داند:

«إِنَما یُوَفَى الصَابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ»؛ در فرهنگ قرآن و عترت، هر عمل نیک و هر کار خیری، پاداش مشخص و معین دارد، اما بر اساس این آیه شریفه، در قیامت، پاداش صبر و استقامت صابرین، بدون اندازه‌گیری و بی حد و حصر است و به غیر از خداوند، کسی از میزان آن اطلاع ندارد.

در روایتی آمده است که رسول خدا (ص) فرمودند: در روز قیامت، هنگامی که دفترها گشوده می‌شود و ترازوهای حساب و کتاب را می‌آورند، براى اهل بلا و گرفتارى، ترازویى نصب نمى‏‌گردد و دفترى برای آنان گشوده نمى‏‌شود، سپس آیه «إِنَما یُوَفَى الصَابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ» را قرائت فرمودند.

بر اساس روایت دیگری، اگر انسان حاجتمند، برای رفع گرفتاری خود دعا کند و استجابت دعای او به مصلحت نباشد، خداوند در قیامت از او عذرخواهى مى‌‏کند و مى‌‏فرماید: اگر دعاى تو مستجاب نشد، مصلحت نبود و علت آن را براى او روشن مى‏کند و به گونه‌‏اى براى او جبران مى‏نماید که آن بنده مى‌‏گوید اى کاش هیچ یک از دعاهایم در دنیا مستجاب نشده بود. یعنی آرزو می‌کند و می‌گوید: ای کاش بیش از این بلا و مصیبت می‌دیدم تا اکنون از پاداش بیشتری برخوردار شوم.

در واقع، در روزی که پرده‌ها کنار می‌رود، بندگان با آشکار شدن امور مخفی و پنهانی، توجه پیدا می‌کنند که مصیبت آنان در دنیا، چه مصلحت عجیبی داشته و آنان هوشیار نبوده‌اند: «لَقَدْ کُنْتَ فی‏ غَفْلَهٍ مِنْ هذا فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدیدٌ». اگر صابر در مصیبت خدادادی، ثواب بهشت نداشت و اگر درود خداوند شامل حال او نمی‌شد، ولی فقط عذرخواهی خداوند نصیب او می‌شد، کافی بود که انسان در برابر این‌گونه مصائب و بلایا، صبوری پیشه کند و شکیبا باشد؛ زیرا چنین پاداشی بی‌نظیر است و انصافاً در قیامت و در روزی که پرده‌ها کنار می‌رود، شیرین‌ترین پاداش است.‌

دو حکایت از پاداش دنیوی صبر در مصائب

پاداش صبر در مصائب و گرفتاری‌ها، منحصر به قیامت نیست، بلکه در همین دنیا هم پاداش دارد و خداوند متعال از راه دیگری و از راهی که بنده گمان نمی‌برد، جبران گرفتاری و مصیبت او را می‌کند. مثلاً کسی که فرزند خود را از دست می‌دهد، به موفقیت یا پیشرفت معنوی یا مادی دیگری دست می‌یابد و موانع نیل به اهداف بزرگ، از سر راه او برداشته می‌شود.

حکایت اول: یکی از یاران رسول گرامی(ص) طفلی بیمار داشت و در زمانی که او در بیرون از خانه مشغول کار بود، آن طفل از دنیا رفت. مادر فرزند ابتدا گریه کرد، ولى وقتى متوجه بازگشت همسر خود شد، فرزند را به کناری گذاشت و خود را آماده پذیرایى از شوهر کرد و مثل همیشه با چهره‌اى متبسم با همسرش روبرو شد و حرفی از مرگ طفل به او نزد. سحرگاه و بعد از نماز شب که مرد براى نماز صبح به مسجد مى‌رفت، آن زن صبور به او گفت: اگر کسى به تو امانتى بدهد و سپس آن را طلب کند، آیا آن را پس مى دهى یا نه؟ جواب داد: آرى پس مى‌دهم. آنگاه زن ادامه داد: خداوند امانتى به ما داده بود و دیروز هم او را از ما گرفت. پس از نماز با نمازگزاران به منزل برگرد تا فرزندمان را به خاک بسپاریم. آن مرد به مسجد رفت و پیامبر اکرم (ص) که گویا منتظر آمدن او بودند، هنگام ورود او فرمودند: «مبارک باد دیشب تو». پس از مدتی آن زن صبور که همان شب باردار شده بود، فرزند دیگری به دنیا آورد که در تاریخ می‌خوانیم خود او و فرزندانش بسیار صالح و نیکوکار و از قاریان قرآن بوده‌اند.

حکایت دوم: هنگامی که به حضرت امام راحل خبر رسید که فرزند ایشان، آقا مصطفی خمینی(ره) از دنیا رفته است، فرمودند: «مرگ مصطفی، از الطاف خفیه خداست». طولی نکشید که در اثر صبر و شکیبایی حضرت امام، آن لطف خفی، مبدل به لطف جلی شد و چند ماه بعد، پروردگار عالم، نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را به حضرت امام و به مردم مسلمان ایران عطا فرمود.

برخورداری از نفس مطمئنه در پرتو صبر در مصائب

وقتی انسان در برابر مصائب و مشکلات، صابر باشد و مقدرات الهی را بر وفق حکمت و مصلحت بداند، اطمینان قلبی پیدا می‌کند. به عبارت دیگر، کسى که وظیفه خود را به خوبی انجام ‏دهد و در تلاش و کوشش و به کارگیری عقل و تدبیر، کوتاهی نورزد، هنگام مواجهه با مصیبت، عقل و دل او گواهى مى‏دهد که آنچه خداوند حکیم تقدیر کرده است، صد در صد حکیمانه و به مصلحت است. چنین کسی از آن جهت که اولاً در انجام وظیفه کوتاهی نکرده و ثانیاً در ابتلا به مصیبت صبوری پیشه کرده و جزع و فزع نکرده است، به «آرامش درونى» یا «نفس مطمئنه» دست مى‏یابد. به این معنا که زندگی او هرچند سرشار از مصیبت و گرفتاری است، اما غم و غصه نسبت به گذشته و دغدغه و نگرانی برای آینده، نخواهد داشت. در این صورت، بهشت نیز برای او کوچک است و لایق مقام عنداللهی است: «یَا أَیَتُهَا النَفْسُ الْمُطْمَئِنَهُ ارْجِعِی إِلَى رَبِکِ رَاضِیَهً مَرْضِیَهً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَ ادْخُلِی جَنَتِی».

خداوند می‌فرماید: ای کسی که نفس مطمئنه پیدا کرده‌ای! یعنی ای کسی که در ابتلائات شکیبا بوده‌ای! بیا بیا،‌ نزد من بیا که بهشت برای تو کوچک است؛ جایگاه تو در مرتبه‌ای والاتر از بهشت، نزد من و نزد بندگان من، یعنی معصومین علیهم‌السلام است.

مقام تسلیم و رضا، حاصل شکیبایی در ابتلائات

اگر انسان در انجام واجبات و اجتناب از گناه و در ارتباط با خدا، کوشا باشد و در ابتلائات زندگی خود را نبازد، به مقامات والای معنوی و عرفانی دست می‌یابد. ولی متأسفانه نوع بشر، در مصائب و شدائد و یا در خوشی‌ها و هنگام وفور نعمت ظاهری، خود را می‌بازد:

«إِنَ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً، إِذا مَسَهُ الشَرُ جَزُوعاً، وَ إِذا مَسَهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً»؛ این انسان معمولاً خودش را می‌بازد و سبک‌سری می‌کند. اگر نعمتی برای او جلو بیاید، به جای شکر‌گزاری، مغرور می‌شود و اگر مصیبتی پیش‌آید، خودش را گم می‌کند.

اما اگر کسی بتواند در حوادث ناگوار و مصائب زندگی صبور باشد و خود را گم نکند و به عبارت دیگر، اگر کسی بتواند در برابر تقدیر الهی، تسلیم باشد و چون و چرا و جزع و فزع نکند، و بالاتر از تسلیم، اگر کسی بتواند راضی به حکمت و مصلحت خداوند باشد، در اثر تمرین و ممارست در صبوری و تسلیم و رضا، به مقام عرفانی و بی‌نظیر «تسلیم و رضا» دست خواهد یافت. وقتی چنین شد، هرچه از جانب دوست به او برسد، براى او نیکو جلوه می‌کند:

یکى درد و یکى درمان پسندد/ یکی وصل و یکى هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران/ پسندم آنچه را جانان پسندد

امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) در بالاترین مراتب تسلیم و رضا قرار داشتند و در واقع در برابر مقدرات الهى، تسلیم و راضی به رضای الهی بودند. همان‌طور که قبلاً نیز بیان شد، امام حسین(ع) قبل از شهادت و در اوج مصیبت می‌فرمایند: «رِضَى اللَهِ رِضَانَا أَهْلَ الْبَیْتِ»؛ حضرت زینب نیز در مجلس ابن زیاد، علی‌رغم تنهائى در برابر آن همه دشمن، به خداوند توکل کرده و با جرأت و شهامتِ همراه با اطمینان قلبی و رضایت از مقدرات الهی فرمودند: «مَا رَأَیْتُ إِلَا جَمِیلًا».

رفتار درس‌آموز آن بزرگواران، در واقع همان معنای مجسم آیه شریفه قرآن کریم است که می‌فرماید:

«وَ مَنْ یُسْلِمْ وَجْهَه الَی اللهِ و هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِاسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الوُثْقی وَالَی الله عاقِبَهُ الامُورِ»؛ آنکه در برابر قانون خدا روح تعبد دارد و در برابر قرآن و روایات اهل‏‌بیت(ع) صددرصد تسلیم است، به ریسمانى که از طرف خداست، چنگ زده است و عاقبت نیکو و خیر کار او در دست خداوند متعال است.

این مقامات معنوی بسیار عجیب و آثار و برکات آن در دنیا و آخرت، شگفت‌آور است، اما باید توجه داشت که اگر کسی حتی نتواند تصور کند چنین مقاماتی وجود دارد، نباید منکر آن شود. استاد بزرگوار ما حضرت امام(ره) می‌گفتند: اگر نمی‌فهمی که بزرگان چه می‌گویند، لاأقل منکر نشو و در مورد حرف آنان، ساکت باش.

یکی از معانی مقام تسلیم و رضا نیز همین است که اگر انسان نتواند به مراتب بالایی دست یابد، بداند که چنین مقام‌های بلندی در دنیا و آخرت برای انسان وجود دارد. به راستی نیز کسی که خود به چنین مقاماتی نرسد، نمی‌تواند حقیقت آن را درک کند.

تسلیم محض حضرت ابراهیم(ع) در برابر تقدیر الهی

صبر و شکیبایی در مصائب و تسلیم در برابر مقدرات الهی، انسان را به مقامی می‌رساند که حاضر است همه چیز را فدای خداوند متعال کند. حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» مصداق بارز دست‌یابی به این مقام است. قرآن کریم پس از بیان ابتلائات گوناگون برای حضرت ابراهیم و موفقیت ایشان در صبر و شکیبایی و تسلیم، می‌فرماید: «إِذْ قالَ لَهُ رَبُهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِ الْعالَمینَ».

حضرت ابراهیم(ع) صد در صد تسلیم اوامر الهی بود. قرآن کریم با بیان داستان ذبح حضرت اسماعیل و سربلندی حضرت ابراهیم در امتحان الهی، آن پیامبر را نمونه یک انسان مسلم معرفی می‌کند.

حضرت ابراهیم اولادی نداشت و هنگام پیری خداوند متعال، حضرت اسماعیل را به ایشان عطا کرد. پس از چند سال که اسماعیل هنوز کودک خردسالی بود، خداوند متعال به حضرت ابراهیم وحی کرد که این بچه و مادرش را به سرزمین خشک و بی‌آب و علف مکه ببر و در آنجا بگذار و برگرد. ابراهیم(ع) نیز که تجسم تسلیم عملی بود، به فرمان الهی عمل کرد. وقتی خواست زن و فرزند را تنها بگذارد، هاجر گفت: ما را به چه کسی می‌سپاری؟ حضرت ابراهیم پاسخ داد: به خداوند می‌سپارم. همین مقام تسلیم و رضا، باعث شد اوضاع به خوبی تغییر کند. به برکت تلاش این مادر و فرزند، چشمه زمزم پدیدار شد و مردم به سوی این سرزمین آمدند. پس از گذشت چند سال،‌ به حضرت ابراهیم دستور داده شد که به مکه برود و در آنجا با کمک اسماعیل که اینک جوان رشیدی شده بود، خانه کعبه را بسازد. البته خانه کعبه از زمان حضرت آدم«علیه‌السلام» به صورت اتاقکی موجود بود. حضرت ابراهیم آن اتاقک را خراب کرده و خانه کعبه را به شکل فعلی بنا کردند.

پس از ساخت کعبه، خطاب شد که حج به‌جا آورید. حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل و هاجر حج به‌جا آوردند. موقع قربانی، به حضرت ابراهیم خطاب شد که باید فرزندت را به عنوان قربانی در راه خدا، ذبح کنی!

وقتی به حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» وحی شد که باید فرزندت را قربانی کنی، حضرت ابراهیم به اسماعیل گفت:

«یا بُنَیَ إِنِی أَرى‏ فِی الْمَنامِ أَنِی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى‏»

حضرت اسماعیل(ع) نیز پاسخ داد:

«یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَهُ مِنَ الصَابِرینَ»

در روایات آمده است به حضرت هاجر نیز خبر دادند و او گفت: «در مقابل امر خدا و در مقابل عمل پیامبر خدا تسلیم هستم.»

وقتی حضرت ابراهیم(ع) به همراه اسماعیل به قربان‌گاه می‌رفتند، شیطان شروع به وسوسه کرد و رمی جمرات، حاصل و نماد مبارزه ابراهیم با وسوسه‌های شیطان است. شیطان وقتی دید از جانب ابراهیم راه به جایی نمی‌برد، به سوی هاجر رفت. هاجر نیز مانند شوهرش تسلیم محض اوامر الهی بود و به شیطان و وسوسه‌های او توجهی نکرد. وقتی ابراهیم به محل قربانی رسید، دست و پای اسماعیل را بست و کارد را تیز کرد. وقتی کارد را کشید، اثری نگذاشت و جبرئیل نازل شد و به او آفرین گفت: «قَدْ صَدَقْتَ الرُؤْیا»؛ سپس گوسفندی را برای ذبح آورد.

پس از موفقیت در این امتحان و امتحانات سخت دیگر، که نشان از مقام رضا و تسلیم دارد، حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» به مقام امامت می‌رسند: «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَهُنَ قالَ إِنِی جاعِلُکَ لِلنَاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِیَتی‏ قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَالِمینَ».

باور به وجود حکمت الهی، رمز تسلیم و رضا

یکی از درس‌های مهم زندگانی حضرت ابراهیم«علیه‌السلام»، آن است که باور قلبی نسبت به این حقیقت که: «هرچه در جهان رخ مى‌‏دهد، دارای مصلحت تامه ملزمه و از روى حکمت است»، انسان را به مقام تسلیم و رضا می‌‌رساند.

بر این اساس، اگر کسی در رخدادی حکمت مقدرات الهی را ندانست یا نفهمید، نباید به این بهانه از تسلیم در برابر آن سر باز زند.

اگر انسان بتواند در ابتلائات و مصائب، باور قلبی داشته باشد که آن بلا یا گرفتاری، بر وفق حکمت و به مصلحت اوست، دنیا و آخرت خود را آباد کرده است. چنان‌که اگر به چنین باوری نرسد و نتواند در برابر ابتلائات الهی تسلیم و راضی باشد، هم در دنیا و هم در آخرت بسیار ضرر می‌کند؛ زیرا در دنیا گرفتار بلا و مصیبت شده و زندگی خود را با سختی می‌گذراند و در آخرت نیز اجر و پاداشی نمی‌برد.

حکایت حاج عبدالزهرا

شخصی به نام حاج عبدالزهرا در نجف زندگی می‌کرد. ایشان گرچه به تجارت مشغول بود و تحصیلات چندانی نداشت، اما از تقوا، صداقت و صفای باطنی مخصوصاً در محبت به اهل‌بیت(ع) برخوردار بود و از این جهت معلم اخلاق و الگوی جوانان شده بود. یکی از بزرگان از قول حاج عبدالزهرا نقل می‌کرد: بعدازظهر روزی، هوای نجف بسیار گرم بود؛ لذا فرشی در وسط خانه زیر درخت خرما انداختم و نشستم و مرتب این ذکر را از دل می‌گفتم: «الحمدلله رب العالمین، الهی رضاً برضاک، صبراً علی بلاک، لا معبود سواک». ناگهان یک کندوی زنبور از بالای درخت روی سرم افتاد و زنبورها مرا گزیدند. به قدری گزیدگی زیاد بود که مجبور شدم به درمانگاه بروم. در راه رفتن به درمانگاه، یکباره تصادف کردم و دست و پایم شکست. با وجود همه این اتفاقات، هنگام درد کشیدن باز از اعماق وجود می‌گفتم: «الهی رضاً برضاک، صبراً علی بلاک، لا معبود سواک». هنگامی که به درمانگاه رسیدم، گفتند: چون دست و پایت شکسته، باید همین الان عمل جراحی صورت گیرد و چون وضعیت شما خطرناک است و در حال حاضر، در بیمارستان داروی بیهوشی نداریم، باید بدون بی‌هوشی به اتاق عمل بروید.

حاج عبدالزهرا گفته بود: وقتی زیر چاقوی جراحی رفتم و می‌خواستم بگویم: «الهی رضاً برضاک، صبراً علی بلاک، لا معبود سواک»، آن گاه دیدم که این ذکر، صرفاً از زبان جاری می‌شود و از دل بر‌نمی‌خیزد.

در بسیاری از اوقات، انسان با زبانش شکر نعمت می‌کند یا رضایت خود را از مقدرات الهی اعلام می‌دارد، اما این بیان، برخاسته از دل نیست. گاهی نیز در هنگام نزول نعمت با دل و زبان می‌گوید: «الحمدلله رب العالمین»، اما اگر ابتلائات و مصائب و الطاف خفیه باشد، زبان ممکن است بگوید، اما دل به واقع چنین اعترافی نمی‌کند. این عمل، مرتبه‌ای از مراتب نفاق است؛ یعنی چیزی که دل نمی‌گوید، زبان می‌گوید، در حالی که صفا و صداقت اقتضا می‌کند دل و زبان هماهنگ باشند.

نظرات[۰] | دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
درس اخلاق آیت مظاهری پيوند ثابت

بِسْمِ‏ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏

«رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری‏ وَ یَسِّرْ لی أَمْری وَ احْلُلْ عُقْدَهً مِنْ لِسانی یَفْقَهُوا قَوْلی‏»

بحث این جلسه به شرح حدیث «تَعَطَّرُوا بِالاسْتِغْفَارِ لَا تَفْضَحْکُمْ رَوَائِحُ الذُّنُوبِ»[۱]اختصاص دارد. این روایت که در امالی شیخ طوسی از لسان مبارک امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» نقل شده، از نظر عرفانی و اسلامی خیلی بالا است و یک نیروی کنترل‌کننده‌ای برای همه است. مرحوم صاحب وسائل الشیعه نیز روایت را در جلد ۱۶ وسائل نقل کرده است.[۲]

شرح چهل حدیث، حدیث دوّم؛ استغفارامام«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند: «تَعَطَّرُوا بِالاسْتِغْفَارِ»؛ خود را با عطر استغفار معطّر کنید. در ادامه می‌فرمایند: «لَا تَفْضَحْکُمْ رَوَائِحُ الذُّنُوبِ»؛ نگذارید که بوی گناه شما را افتضاح و رسوا کند.

از این روایت و از روایات دیگری فهمیده می‌شود که گناه بوی بد و تامطلوب دارد. مثلاً در روایتی از قول رسول خدا«صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم» می‌خوانیم که اگر کسی دروغ گفت، بوی بد او به آسمان‌ها می‌رود و ملائکه او را لعنت می‌کنند.[۳] همچنین از روایات اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» در می‌یابیم که حسنات و اعمال نیکو بوی خوش دارد.[۴]

حتی افکار و نیّت‌های انسان و آنچه در دل هرکس می‌گذرد و هنوز در عمل نیامده است، اگر خوب باشد، در عالم ملکوت بوی خوش دارد و چنانچه بد باشد، ملائکه را زجر می‌دهد و بوی بد آن از نفس و قلب آدمی خارج می‌گردد.[۵]

در روایات داریم که رذائل اخلاقی نظیر کبر و حسد نیز بوی متعفّن دارند و بوی بد آن، کسانی که اهل دل هستند و همچنین ملائکه را متأذی می‌کند.

راجع به اهل علم، استاد بزرگوار ما حضرت امام«قدّس‌سرّه» مقیّد بودند در فرصت‌ها این روایت را برای ما بخوانند که پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم» می‌فرمایند: اگر اهل علم، عمل نداشته باشد، عالم فاسق و فاجر، عالم بی‌عمل را به جهنّم می‌برند و جسم و روح او بوی بد می‌دهد و اهل جهنّم از بوی مشمئز کنندۀ او اذیّت می‌شوند.[۶] روایت به این اندازه می‌فرماید. امّا حضرت امام به ما می‌گفتند: شعاع بوی بد چنین کسی در جهنّم، به اندازه‌ای است که دنیا را ویران کرده و باعث انحراف و گمراهی دیگران شده است. خیلی حرف خوبی است، مثل خود حضرت امام یک لطافت خاصی دارد. می‌فرمودند: اگر در خانه، با کردار ناپسندش همسر و فرزندان خود را به اشتباه انداخته و آنها با تصوّر اینکه به طور کلّی رفتار عالمان و روحانیّون چنین است، به دین و اخلاق اسلامی و به علما، بدبین شده‌اند، در جهنّم فقط اطراف خود را از بوی بدش آزار می‌دهد. گاهی اخلاق و دیانت را در یک ده از بین برده است و گاهی نیز مردم یک شهر از او تأثیر منفی و مخرّب گرفته‌اند. هرکسی به اندازۀ سعۀ وجودی خود، مشمول این روایت است. در نهایت، اگر اهل دنیا تحت تأثیر گناهان و رفتار زشت کسی قرار گرفته و بدبین و منحرف شده‌اند، همۀ اهل جهنّم از بوی متعفّن او در عذاب خواهند بود.

بنابراین گناه در عالم ملکوت و در آخرت، بوی نا مطلوب دارد. مواظب باشید در قیامت بوی بد گناهان و رذائل شما منتشر نشود، تلاش کنید که در قیامت بوی خوش داشته باشید، بوی بد نداشته باشید. راه آن استغفار است، جداً استغفار از گناه کنید. توبه، آثار گناه را از بین می‌برد. به فرمودۀ پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم» کسی که از گناه خود توبه می‌کند، مانند کسی است که گناه نکرده است: «التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لَا ذَنْبَ لَه‏»[۷]. قرآن می‌فرماید: «یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ»[۸]؛ یعنی خداوند رحمان و رحیم، علاوه بر بخشش گناه و محو و نابودی آثار آن، به جای بدی بندگان به آنها نیکی می‌کند و دیگر آن بوهای بد می‌رود و بوی خوب که همان ثواب استغفار و توبه است، سر تا پای او را می‌گیرد.

نظرات[۰] | دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
درس اخلاق :آیت الله مظاهری موضوع :گرفتاری دل پيوند ثابت

بِسْمِ‏ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏

«رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری‏ وَ یَسِّرْ لی أَمْری وَ احْلُلْ عُقْدَهً مِنْ لِسانی یَفْقَهُوا قَوْلی‏»

گرفتاری دل
درس اخلاق؛ شرح چهل حدیث، حدیث اوّلبه خواست پروردگار عالم و لطف حضرت بقیه‌الله‌ الاعظم«عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف» از این جلسه به بعد، به شرح چهل حدیث خواهیم پرداخت. در روایات اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» برای حفظ چهل حدیث، ثواب ها و پاداش‌هایی بیان شده که بعضی اوقات انسان حیران می‌شود. از جملۀ آن پاداش‌ها آن است که حافظ چهل حدیث، در روز قیامت با انبیاء«سلام‌الله‌علیهم» و صدیقین و شهداء و صالحین محشور می‌گردد. پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» به امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» فرمودند:

«مَنْ حَفِظَ مِنْ أُمَّتِی أَرْبَعِینَ‏ حَدِیثاً یَطْلُبُ بِذَلِکَ وَجْهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الدَّارَ الْآخِرَهَ حَشَرَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مَعَ‏ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً»[۱]

در روایات دیگری آمده است که حفظ کنندۀ چهل حدیث، در قیامت، عالم و فقیه محشور می‌شود[۲]، یعنی مصداق «الَّذینَ یُبَلِّغُونَ‏ رِسالاتِ اللَّه‏»[۳] می‌شود.

منظور از حفظ چهل حدیث هم فقط حفظ ظاهری نیست، بلکه مراد آن است که انسان بتواند محتوا و مفاهیم چهل حدیث را بداند و بهتر آن که بتواند برای دیگران بگوید و معارف اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» را نشر دهد. امیدوارم اگر زنده بمانیم، خدا توفیق عنایت فرماید تا بتوانیم از این جلسه به بعد، چهل حدیث را بخوانیم و شرح آن را بیان کنیم.

حدیث این جلسه، حدیثی از پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» است که می‌فرمایند:

«مَنْ أَصْبَحَ وَ الدُّنْیَا أَکْبَرُ هَمِّهِ‏ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْ‏ءٍ وَ أَلْزَمَ قَلْبَهُ أَرْبَعَ خِصَالٍ هَمّاً لَا یَنْقَطِعُ عَنْهُ أَبَداً وَ شُغُلًا لَا یَنْفَرِجُ مِنْهُ أَبَداً وَ فَقْراً لَا یَبْلُغُ غِنَاهُ أَبَداً وَ أَمَلًا لَا یَبْلُغُ مُنْتَهَاهُ أَبَدا»[۴]

روایت را مرحوم نراقی«رحمت‌الله‌علیه» نیز در جامع السّعادات نقل می‌کند[۵] و این روایت، انصافاً روایت عجیبی است، مصداق کاملش هم زمان ما است. مرحوم نراقی«رحمت‌الله‌علیه» با بیان این روایت، در مذمت دنیا، بحث مفصلی دارد و بیان می‌کند که به فکر دنیا بودن، توغّل در دنیا و فرو رفتن در مشتهیات نفس، چه مفاسد بزرگی دارد.

در تعالیم دینی، بر ضرورت تلاش در جهت آبادی دنیا و آخرت پافشاری فراوانی شده و کوتاهی در آبادی دنیا یا آخرت، هر دو مذمّت شده است. به عبارت دیگر، اسلام یک دین دو بعدی است و از مسلمان ها می‌خواهد از یک سو برای تأمین معاش و ادارۀ زندگی دنیا و رفع احتیاج از دیگران، تلاش و کوشش کنند و از تنبلی و بیکاری بپرهیزند و از سوی دیگر، به فکر آخرت و ارزش‌های معنوی باشند و در دنیا و مادیّات فرو نروند.

پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» در این روایت شریف، خسارت‌ها و تبعات فرو رفتن در دنیا و فراموشی آخرت را بیان می‌فرمایند. در ابتدای روایت می‌خوانیم: «مَنْ أَصْبَحَ وَ الدُّنْیَا أَکْبَرُ هَمِّهِ‏ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْ‏ءٍ»؛ یعنی اگر همّ و غمّ کسی این دنیا باشد، نه آخرت، و همیشه به فکر دنیا باشد، اوّلین مصیبتش این است که دیگر خدا به او اعتنا ندارد.

مرحوم آقای ملکی«رحمت‌الله‌علیه» در المراقبات این روایت را نقل می‌کند و این جمله را به دنبال آن می‌فرماید که اگر توغّل در دنیا به جز بی‌اعتنایی خدا، هیچ بلا و مصیبت دیگری نداشت، بس بود که آن را بزرگ‌ترینِ عقوبت‌ها و اعظم مصائب بدانیم و خسارتی بزرگ‌تر از آن در این دنیا قابل تصور نیست.[۶]

خدا نکند که خدا دست عنایتش را از روی سر کسی بر دارد، مثل این است که نیروگاه برق، دست عنایتش را از روی شهر و خانۀ ما بردارد، دیگر همه جا تاریک و وحشتناک می‌شود.

قرآن کریم در این باره از یک تشبیه معقول به محسوس بهره می‌برد و می‌فرماید: اگر کسی در شب در دریا باشد و دریا متلاطم گردد. بعد موج روی موج، روی این دریا ببارد. ابر هم محیط بر دریا شود، چه جور ظلمت روی ظلمت و وحشت روی وحشت است؟ قرآن می‌فرماید: زندگی منهای خدا این است:

«أَوْ کَظُلُماتٍ‏ فی‏ بَحْرٍ لُجِّیٍ‏ یَغْشاهُ‏ مَوْجٌ‏ مِنْ‏ فَوْقِهِ‏ مَوْجٌ‏ مِنْ‏ فَوْقِهِ‏ سَحابٌ‏ ظُلُماتٌ‏ بَعْضُها فَوْقَ‏ بَعْضٍ‏ إِذا أَخْرَجَ‏ یَدَهُ‏ لَمْ‏ یَکَدْ یَراها وَ مَنْ‏ لَمْ‏ یَجْعَلِ‏ اللَّهُ‏ لَهُ‏ نُوراً فَما لَهُ‏ مِنْ‏ نُورٍ»[۷]

اگر دست عنایت خدا روی سر کسی باشد زندگی او روشن است، دل او روشن است و زندگی او شاد است، امّا اگر نور خدا در زندگی نباشد، به عبارت دیگر اگر دست عنایت خدا روی آن خانه نباشد و خدا اعتنایی به اهل آن نکند: «وَ مَنْ‏ لَمْ‏ یَجْعَلِ‏ اللَّهُ‏ لَهُ‏ نُوراً فَما لَهُ‏ مِنْ‏ نُورٍ»، دیگر زندگی ظلمات است، زندگی وحشتناک است، به قول قرآن به اندازه‌ای غم و غصه و نگرانی و وحشت بر آن حکم‌فرما می‌شود که از خود بی‌خود می‌گردد: «إِذا أَخْرَجَ‏ یَدَهُ‏ لَمْ‏ یَکَدْ یَراها»، اگر دستش را هم از آب بیرون کند خودش هم این دست را نمی‌بیند؛ یعنی یک از خود گم‌شدگی که الان می‌بینیم جامعۀ ما دارد، یک زندگی وحشتناک، یک زندگی ظلمت روی ظلمت.

قرآن راجع به جهنّمی‌ها می‌فرماید که از هر غمی نجات پیدا کنند، هنوز نجات نیافته غم دیگری برای آنها پیدا می‌شود: «کُلَّما أَرادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْها مِنْ غَمٍّ أُعیدُوا فیها وَ ذُوقُوا عَذابَ‏ الْحَریق‏».[۸]

انسان می‌بیند که راستی در این دنیا، انسان از هر غمی فارغ شود، غم و غصّۀ دیگری به سراغ او می‌آید. لذا اگر عنایت خدا و لطف خدا نباشد، انسان در این غم و غصه‌ها نابود می‌شود. پس به قول آقای ملکی، بالاترینِ مصیبت‌ها این است که خدا به کسی اعتنا نداشته باشد؛ «فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْ‏ءٍ».

وقتی خدا به جامعه‌ای اعتنا نداشته باشد، مفاسد اخلاقی، اقتصادی و اداری آن جامعه را نابود می‌کند. چه عذابی بالاتر از فساد اخلاقی سراغ دارید؟ چه عذابی بدتر از فساد اداری می‌توانید پیدا کنید؟ چه عذابی خطرناک‌تر از فساد اقتصادی وجود دارد؟

وقتی که خدا اعتنا به جامعه‌ای نداشته باشد، هیچ کس نمی‌تواند این مفاسد را کنترل کند و در پی آن، درد روی درد می‌آید، مصیبت روی مصیبت می‌آید، دردهای ناعلاجی که هرچه می‌خواهند معالجه کنند، همان معالجه بدترش می‌کند.

جملۀ بعدی روایت می‌فرماید: «وَ أَلْزَمَ قَلْبَهُ أَرْبَعَ خِصَالٍ هَمّاً لَا یَنْقَطِعُ عَنْهُ أَبَداً وَ شُغُلًا لَا یَنْفَرِجُ مِنْهُ أَبَداً وَ فَقْراً لَا یَبْلُغُ غِنَاهُ أَبَداً وَ أَمَلًا لَا یَبْلُغُ مُنْتَهَاهُ أَبَدا»

کسی که تمام فکر و ذکر او دنیا و مادیّات است، قلبش از چهار چیز پر می‌شود. گاهی یقین در قلب انسان پیدا می‌شود و الهام خدا در آن قلب وارد می‌گردد، گاهی هم رذالت در قلب نفوذ می‌کند. بالأخره روایت می‌فرماید: چنین قلبی از چهار چیز پر می‌شود:

اوّل: «هَمّاً لَا یَنْقَطِعُ عَنْهُ أَبَداً»

یک دل پر از غم و غصه، پر از نگرانی و پر از اضطراب خاطر و پریشانی. بیشتر مردم الان چنین هستند. پیدا کردن یک دل شاد در جامعه خیلی مشکل است. می‌بینیم چه غم‌هایی، چه غصه‌هایی، البته غم‌ها، غصه‌ها را خدا نداده، خود ما ایجاد کرده‌ایم، مثل آتش جهنّم است که پروردگار عالم آتش جهنّم ندارد، تبعات جهنّم را خود ما ایجاد می‌کنیم. به جهنّمی‌ها خطاب می‌شود: «ذلِکَ‏ بِما قَدَّمَتْ‏ أَیْدیکُمْ‏»[۹]؛ این عذاب‌ها را خودتان از پیش فرستاده‌اید.

غم و غصه‌های دنیا را هم خود ما ایجاد کرده‌ایم. امّا علی کل حال دل‌ها پر از غم، پر از غصه، نگرانی و اضطراب خاطر است و زندگی‌ها گره دارد. هر گره‌ای را باز می‌کند، هنوز باز نشده یک گرۀ کور دیگری ایجاد می‌شود. زندگی مشکل‌دار است، هر مشکلی را رفع می‌کند، هنوز رفع نشده یک مشکل بزرگ‌تر به جای آن، و الان اجتماع ما چنین است. این معنای «هَمّاً لَا یَنْقَطِعُ عَنْهُ أَبَداً» است.

دوّم: «شُغُلًا لَا یَنْفَرِجُ مِنْهُ أَبَداً»

دلش مشغول می‌شود، مشغول به اشتغالاتی که اصلاً پیش خدا ارزش ندارد. بالأخره دلش را به غیر خدا سپرده و کس دیگری آن دل را برده است. گاهی اوقات دل انسان مثل باغ وحش می‌شود. باغ وحش را دیده‌اید؟ هر گوشه‌ای از آن را یک قفس، یک درنده یا یک خزنده گرفته است.

دل انسان مال خداست. خداوند تعالی در حدیث قدسى مى‏فرماید: «لَمْ یَسَعْنِی سَمَائِی وَ لَا أَرْضِی وَ وَسِعَنِی قَلْبُ‏ عَبْدِی‏ الْمُؤْمِنِ‏»[۱۰]؛ باید اصلاً خزنده‌ای، درنده‌ای در این دل نباشد، امّا وقتی برویم در دلمان می‌بینیم به غیر از خدا همه چیز هست. خدا رحمت کند یکی از علمای قدیم، در تخت فولاد اصفهان داد می‌زد و می‌گفت: ای مردم! آقایان می‌گویند مشرک نشوید، امّا من می‌گویم مشرک شوید، این دل مال خداست، همه‌اش را ندهید به دیگران، یک مقدارش را هم بگذارید مال خدا باشد.

امیدوارم دل شما‌ها این جور نباشد، امّا الان دل‌ها پر از اشتغال شده است. اشتغال به چه؟ به غیر خدا، دل پر شده است از غیر خدا، هر گوشۀ دل را یک چیزی برده است که آن چیز غیر خداست، به قول آن آقا، ای کاش یک گوشه‌ای از این دل هم مال خدا بود. این روایت می‌فرماید: اگر کسی همّ و غمّش فقط دنیا باشد، دل او به جای خدا، مشغول به غیر خدا می‌شود و از این اشتغالات پر دردسر و دست و پاگیر هم رها نخواهد شد.

نظرات[۰] | دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
به فرموده امام رضا(ع) ۷ چیز بدون ۷چیز دیگر مسخره است پيوند ثابت

به گزارش افکارنیوز ، حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند :
هفت چیز بدون هفت چیز دیگر مسخره است:

۱) کسى که به زبان استغفار کند و در دل پشیمان نباشد ،خود را مسخره کرده.

۲) کسى که توفیق از خدا بخواهد و کوشش نکند،خود را مسخره کرده.

نظرات[۰] | دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چرا ثواب قرض دادن بیشتر از صدقه دادن است؟ پيوند ثابت

باشگاه خبرنگاران جوان منبع:
چرا ثواب قرض دادن بیشتر از صدقه دادن است؟

در این مطلب به موضوعی جالب و خواندنی از دانستنی های دنیای آیات و روایات پرداخته شده است.
چرا ثواب قرض دادن بیشتر از صدقه دادن است؟

به گزارش افکارنیوز، در روایات آمده که بر سر در بهشت نوشته شده است:

صدقه ده برابر پاداش دارد و قرض هجده برابر(الکافی-ج ۲-ص۲۸۷) اما چرا قرض ثواب بیشتری دارد؟

بنا بر روایات به خاطر اینکه در صدقه گاهی انسان به فقیر واقعی کمک نمی کند و مساعدت شما نصیب کسی می شود که تنها اظهار نیاز کرده است در حالی که انسان تا مجبور نباشد اقدام به قرض گرفتن نمی کند.به مومنان قرض بدهیم،این بهترین سرمایه گذاری نزد خداست.

نظرات[۰] | دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
بهترین حالتی که شما را از شیطان دور میکند پيوند ثابت

به گزارش افکارنیوز، حجت الاسلام علی اصغر تقوی، رییس مرکز فقهی جوادالائمه(ع) درباره جایگاه مسجد گفت: مسجد به معنای محل سجده و علت اینکه از بین این همه اجزای نماز، اسم مکان انتخاب شده این است که سجده محبوب ترین عمل و بهترین حالت بنده در پیشگاه خداوند است.

وی افزود: سجده یکی از حالاتی است که در آن حالت تقرب انسان به خدا، طبق روایات و فرمایشات معصومین، اولویت مخصوص به خود را دارد و برخلاف رکوع اختصاص به نماز ندارد مانند سجده شکر که در هر مکان و حالتی توصیه شده است.

حجت الاسلام تقوی با اشاره به آیات ۱۲۵ سوره بقره و ۱۱۲ سوره توبه تصریح کرد: سجده در میان عبادات از اهمیت خاصی برخوردار است؛ امام صادق علیه السلام می فرمایند: «سجده طولانی عمر را زیاد می کند، وحشت قبر را کاهش می دهد و کم می کند».

رییس مرکز فقهی جوادالائمه(ع) با اشاره به آیه ۵۸ سوره مریم ادامه داد: نزدیک ترین و بهترین حالات بنده باخدا موقعی است که در حال سجده است؛ گاهی بندگان خوب خدا به عنوان کسانی معرفی می شوند که اهل سجده و ساجد هستند؛ امیرمؤمنان علی(ع) علیه السلام می فرمایند «اگر بدانند سجده کنندگان که در حال سجده چگونه رحمت خدا شامل حال آنها می شود و چگونه رحمت الهی را دریافت می کنند سر از سجده بر نمی دارند».

وی افزود: در حدیث دیگری حضرت رضا علیه السلام می فرمایند: «إِذَا نَامَ الْعَبْدُ وَهُوَ سَاجِدٌ ، یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ : انْظُرُوا إِلَى عَبْدِی ، رُوحُهُ عِنْدِی ، وَبَدَنُهُ سَاجِدٌ لِی»؛ اگر در حال سجده این قدر سجده اش را طولانی کند که خواب بر او عارض شود و بخوابد خداوند خطاب می کند به ملائکه که این فرد در حال سجده خوابش برد و این را نوعی افتخار برای بنده تلقی می کند.

حجت الاسلام تقوی یادآور شد: امیرمؤمنان علی(ع) در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان به وسیله ضربت ابن ملجم در حال سجده به شهادت رسیدند و آن قدر این لحظه شیرین بود که در همان حال فرمودند: «فُزتُ وَ رَبِّ الکَعبَه؛ رستگار شدم به خدای کعبه سوگند».

تلاش شیطان برای ممانعت از سجده انسان

رییس مرکز فقهی جوادالائمه(ع) همچنین درباره فواید قرائت قرآن قبل از نماز گفت: گاهی در حال نماز است یا قبل از نماز، افکار مختلفی به ذهن متبادر می شود حتی مسائلی که هیچ گاه به یاد انسان نمی آید در نماز به یادش می آید که علت آن، هجمه سنگین شیطان و شیاطین در حال نماز است چرا که در نماز انسان سجده می کند و سجده یکی از حالت هایی است که شیطان را از اطراف انسان فراری می دهد.

نظرات[۰] | دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
توصیه جالب پیامبر(ص) برای جبران لطف دیگران پيوند ثابت

باشگاه خبرنگاران جوان منبع:
توصیه جالب پیامبر(ص) برای جبران لطف دیگران

حدیث رسول اکرم(ص) درباره نیکی را در اینجا بخوانید.
توصیه جالب پیامبر(ص) برای جبران لطف دیگران

به گزارش افکارنیوز، اهمیت حدیث در میان مسلمانان از آن روست که از منابع اصلی استنباط احکام در فقه و عقاید در علم کلام محسوب می‌شود. همچنین احادیث از منابع اولیه پژوهش‌های تاریخی است.

رسولُ اللّه صلى‌ الله ‌علیه و ‌آله و سلّم :

مَن آتاکُم مَعروفا فکافِؤوهُ ، وإن لَم تَجِدوا ما تُکافِؤونَهُ فادْعوا اللّه‌َ لَهُ حتّى تَظُنّوا أنَّکُم قَد کافَیتُمُوهُ .

هرگاه کسى به شما نیکى کرد ، جبرانش کنید و اگر چیزى نداشتید که آن را جبران نمایید ، برایش به درگاه خدا دعا کنید ، چندان‌ که فکر کنید پاداش احسان او را داده ‌اید .

بحار الأنوار : ۷۵ / ۴۳ / ۸ منتخب میزان الحکمه : ۴۹۲

نظرات[۰] | دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
عملی که با انجام آن ثواب ۹۰۰ سال عبادت را دریافت می کنید پيوند ثابت

عملی که با انجام آن ثواب ۹۰۰ سال عبادت را دریافت می کنید

ماه ذی‌القعده ماه ولادت امام رضا(ع) است که اولین ماه حرام محسوب می‌شود و ماه‌های حرام دیگر به غیر از ماه رجب پس از این ماه قرار می‌گیرند.
عملی که با انجام آن ثواب ۹۰۰ سال عبادت را دریافت می کنید

به گزارش افکارنیوز، حجت‌الاسلام والمسلمین محمد باقریان کارشناس علوم قرآنی درباره ماه ذی القعده و دهه کرامت گفت: دهه کرامت از اول ماه ذی‌القعده تا یازدهم این ماه ادامه دارد. ماه ذی‌القعده ماه ولادت امام رضا(ع) است که اولین ماه حرام محسوب می‌شود و ماه‌های حرام دیگر به غیر از ماه رجب پس از این ماه قرار می‌گیرند.

این کارشناس علوم قرآنی درباره حرمت ماه ذی القعده اظهار کرد: ماه حرام حرمت دارد و داشتن حرمت آن به این است کارهای خیر و همچنین گناهان نیز که در این ماه انجام می‌شود مضاعف است. ماه حرام به تعبیر آیت الله جوادی آملی شروع چله نشینی حضرت موسی(ع) است که این حضرت در اول ذی‌القعده به کوه طور می‌رود و تا انتهای دهه اول ذی‌الحجه در آنجا می‌ماند و خداوند حکمت را از قلب این حضرت بر زبانش جاری می‌کند.

ماه ذی‌القعده به عنوان ماه حرام هم برای دین اسلام و هم برای ادیان دیگر اهمیت دارد و در قرآن نیز گفته شده که در این ماه می‌شود با اقتدا به بزرگان و پیامبران به عبادت خدا پرداخت و با ایشان به راز و نیاز بپردازیم.

نظرات[۰] | دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
افرادی که این ۲ خصلت را دارند، بی حساب و کتاب وارد بهشت می شوند پيوند ثابت

افرادی که این ۲ خصلت را دارند، بی حساب و کتاب وارد بهشت می شوند

وقتى روز قیامت فرا رسد، خداوند به گروهى از امتم پیامبر(ص) بال می‌دهد تا با آنها از آرامگاهشان به سمت بهشت پرواز کنند، در آنجا خوش و مرفّه و هر طورى که بخواهند به سر مى‌ برند.
افرادی که این ۲ خصلت را دارند، بی حساب و کتاب وارد بهشت می شوند

به گزارش افکارنیوز ، پیامبر خدا (ص) فرمودند :

وقتى روز قیامت فرا رسد، خداوند به گروهى از امتم بال می‌دهد تا با آنها از آرامگاهشان به سمت بهشت پرواز کنند، در آنجا خوش و مرفّه و هر طورى که بخواهند به سر مى‌ برند، فرشتگان به آنها می‌گویند:

نظرات[۰] | دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

آذر ۱۳۹۸
د س چ پ ج ش ی
« مهر    
 123
۴۵۶۷۸۹۱۰
۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷
۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴
۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰  
No Image No Image