نسخه چاپیارسال به دوستان
فضایل ماه شعبان در بیان آیت‌الله جوادی آملی

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از بنیاد علوم وحیانی اسراء؛ آیت‌الله جوادی آملی درپایان درس فقه خود درباره ماه مبارک رجب، شعبان و رمضان مطالب ارزشمندی ارائه فرمودند که تقدیم می‌شود: مستحضرید که برای ماه رجب دستورهای فراوانی دارند این ماه رجب و شعبان برای آن است که انسان در مسئله ضیافت پروردگار جزء مهمان‌های خوانده شده ذات اقدس الهی باشد که آن ضیف خود را در نهایت اکرام پذیرایی می‌کند. این دعاها برای آن است که مضایفه باشد نه تنها ضیف یک‌جانبه؛ ضیف یک‌جانبه این است که انسان به وسیله حج یا عمره و مانند آن به سرزمین وحی می‌رود آنجا که رفت، جزء ضیوف الرحمان است یا بدون مقدمات ماه رجب و شعبان وارد ماه مبارک رمضان می‌شود جزء ضیوف الرحمان است در ماه مبارک رمضان از لحاظ زمان مهمان خدا است در سرزمین وحی از نظر مکان مهمان خدا است اما به ما گفتند که شما هم مهمانی بدهید مضایفه بهتر از ضیف یک‌جانبه است؛ شما هم خدا را مهمان کنید! خوب، مستحضرید که وقتی می‌گویند شما خدا را مهمان کنید ما در فصل سوم سخن خواهیم گفت نه در فصل اول نه در فصل دوم فصل اول منطقه ممنوعه است فصل دوم منطقه ممنوعه است که کسی به آنجا راه ندارد فصل اول هویت مطلقه ذات اقدس الهی است که کسی به مقام ذات راه ندارد نه مهمان او می‌شود نه او مهمان کسی است. فصل دوم که اکتناه صفات ذاتی است که عین ذات است آنجا هم نه مهمان کسی می‌شود نه کسی مهمان او می‌شود فصل سوم مقام وجه الله است و فیض الله است که تمام بحثهای عرفانی در همین فصل سوم است؛ فیض خدا، رحمت مطلقه خدا، وجه الله و امثال ذلک. خوب، ما با وجه الله کار داریم حالا چون وجه الله فیض خدا در حوزه امکان هست هم ما می‌توانیم مهمان او باشیم که البته وجه الله به الله متکی است هم وجه الله مهمان ما باشد این مضایفه برکات فراوانی دارد. بیان نورانی امام سجاد (سلام الله علیه) هم در صحیفه این است که او «دان فی علوّه و عال فی دنوّه» او در عین حال که در ربّ العرش است؛ “اسْتَوی عَلَی الْعَرْشِ الرَّحْمنُ” بر او صادق است؛ “هو مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ” هم هست در عین حال که عالی است دانی است در عین حال که دانی است عالی است بلاتجافی خوب، ما مهمان خدا باشیم طبق این روایاتی که در حال حج عمره یا در حال ماه مبارک رمضان حاجیان و معتمران یا صائمان را جزء ضیوف الرحمان می‌دانند درست است. اما خدا مهمان ما باشد یعنی چه؟ ما چه داریم که او را مهمان کنیم یک، و چه‌وقت او مهمان ما می‌شود دو، این را در حدیث قدسی که آمده است: «انا عند المنکسرة قلوبهم»؛ یعنی خدای سبحان مهمان دل‌های شکسته است و آن انکسار را آن فقر را آن خضوع را آن خشوع را آن بندگی خالص را خدا می‌پذیرد این «انا عند المنکسرة قلوبهم» جزء مصادیق مهمان شدن خدا نسبت به دلها است و آن “وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ” که در سوره مبارکه «حدید» است مال همه است خدا با همه است به وجود مبارک موسی و هارون (سلام الله علیهما) فرمود: شما بروید با فرعون سخن کنید «إِنَّنی مَعَکُما أَسْمَعُ وَ أَری» من با موسی هستم هم با هارون هستم هم با فرعون، ببینید «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ» این است دیگر آنجا هستند تا او را بگیرند پس خدا با همه هست «وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ». اما اینکه فرمود «انا عند المنکسرة قلوبهم» به وصف رحیمیت است به وصف عفو بدن است به وصف ستار و غفار بودن است به وصف رئوف و عطوف بودن است با این وصف مهمان آدم می‌شود. این دعاهای ماه رجب و شعبان برای آن است که انسان را هم شایسته کند که مهمان خدا بشود هم شایسته کند که مهماندار خدا بشود در این معامله سود کلاً مال انسان است چون گاهی خدای سبحان مبایعه می‌کند خرید و فروش می‌کند با انسان گفت‌وگو دارد چه اینکه در مناجات شعبانیه همین است. * بخش وسیعی از دعاهای ماه مبارک رمضان مال وجود مبارک امام باقر(ع) هست بخش وسیعی از دعاهای ماه مبارک رمضان مال وجود مبارک امام باقر علیه السّلام هست، در دعاهای سحر این: «اللّهم انّی اسئلک من بهائک» از وجود مبارک امام باقر علیه السّلام است ؛آن دعای نورانی ابوحمزه ثمالی از وجود مبارک امام سجاد (سلام الله علیه) است. اما در ماه پربرکت رجب که این ماه رجب زمینه است که انسان وارد شهر النبوة بشود که شهر رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) که محفوف به رحمت است
ادامه مطلب »

سیمای حضرت مهدی (ع) در کلام نبوی

اشاره:
نامگذاری سال نو شمسی به نام مبارک نبی اعظم(ص) با هدف الگو قرار دادن سیرة رسول گرامی(ص)؛ و همچنین ضرورت یافتن معرفت نسبت به جانشین آن حضرت در عصر حاضرـ یعنی صاحب‌الامر، امام مهدی(ع) ـ که به انجام رسانندة هدف رسول اکرم و خاتم اوصیای پیامبر خاتم(ص) است زمینه‌ای فراهم نمود تا از این شماره به شکل ویژه درج مقالاتی با عنوان: سیمای حضرت مهدی(ع) در بیان نبوی(ص) بپردازیم.

اولین قسمت از این مجموعه را با موضوع «جایگاه حضرت مهدی(ع) نزد خداوند» تقدیم خوانندگان عزیز می‌کنیم.

پیامبر اعظم اسلام(ص) مجموعة تکامل‌یافتة فضائل همة انبیاء و اولیای الهی در طول تاریخ و درخشان‌ترین کهکشان عالم وجود است که هزاران منظومه و خورشید درخشان فضیلت و کرامت را در خود جای داده است. علم توأم با اخلاق، حکومت همراه با حکمت، عبادت همراه با خدمت به خلق، جهاد توأم با رحمت، عزت همراه با فروتنی، روزآمدی توأم با دوراندیشی و صداقت با مردم در عین پیچیدگی‌های سیاسی از ویژگی‌های بارز پیامبر اکرم(ص) است.۱

جلوة آشکار و مظهر اسمای خداوندی، نمونة انسان کامل و سرآمد تمام پیامبران و ختم رسل است.
احادیث بسیاری از چنین شخصیتی وجود دارد که به بیان اسامی و ویژگی‌های اهل بیت گرامی‌اش می‌پردازد. هنگامی که می‌خواهد از کسی صحبت کند که او را هم‌نام خود معرفی می‌کند۲ می‌فرماید: آگاه باشید که هر کس (از پیامبران و امامان) پیش از او،‌ نوید آمدنش را داده‌اند، آگاه باشید که او برگزیدة و انتخاب‌شدة خداوند است، آگاه باشید که او آنچه بگوید از پروردگارش می‌گوید و هشداردهنده به امر ایمان است.۳ و مردم را به یاری، اطاعت و پیروی از او فرا می‌خواند. همانی که خداوند متعال تمام معجزات انبیاء و اوصیاء(ع) را به دست مبارکش جاری می‌سازد.۴
پیامبر رحمت و رأفت بیاناتی دربارة شأن، مقام و منزلت حضرت مهدی(ع) در پیشگاه خداوندگار بزرگ دارند که به اجمال به چند نمونه از آنها اشاره می‌کنیم:
حضرت مهدی(ع) یکی از هفت آقای اهل بهشت
پیامبر اکرم(ص) شأن و منزلت فرزندش مهدی(ع) را در بهشت این‌گونه می‌داند:
ما، سروران اهل بهشت از فرزندان عبدالمطلب هستیم، من، حمزه(ع)، علی(ع)، جعفر(ع)، حسن و حسین(ع) و مهدی(ع).۵
ابن ابی‌الحدید طی حدیث مرسلی آنها را سروران روز قیامت و آقایان اهل دنیا می‌داند.۶
ادامه مطلب »

مهدی در قرآن و حدیث
قسمت دوم – مهدی در حدیث
ترجمه، واحد پژوهش موعود
اشاره: در قسمت اول مقاله حاضر باجمال برخی از آیات قرآن کریم که به نحوی با امام مهدی، علیه السلام، و حرکت نجات بخش ایشان مرتبط است مورد بررسی قرار گرفت، اینک در ادامه مقاله جایگاه امام مهدی، علیه السلام، را در احادیث شیعه و اهل سنت مورد بررسی قرار می دهیم.
«احمد بن حنبل » در «مسند» به واسطه «عبدالله بن مسعود»، صحابی بزرگ رسول خدا، صلی الله علیه وآله، از آن حضرت چنین روایت کرده است:
لا تقوم الساعة حتی یلی رجل من اهل بیتی، یواطی ء اسمه اسمی. (۱)
قیامت برپا نمی شود، تا مردی از خاندان من که همنام من است ظهور کند.
«ابو داود» (۲) و «ترمذی » (۳) نیز در«سنن » خود این روایت را نقل کرده اند.
همچنین ابو داود در روایت دیگری از «ام سلمه »، همسر گرامی پیامبر اکرم، صلی الله علیه وآله، روایت می کند که آن حضرت فرمود: المهدی من عترتی من ولد فاطمة. (۴)
مهدی از خاندان من و از فرزندان فاطمه است. در سنن «ابن ماجه » نیز به نقل از پیامبر اسلام چنین آمده است: المهدی من ولد فاطمه. (۵) مهدی از نسل فاطمه است.
«حاکم نیشابوری »، یکی دیگر از محدثان اهل سنت، همین روایت را نقل کرده و در ذیل آن می گوید: هذا حدیث صحیح علی شرط مسلم. (۶)
این حدیث بنابر ضابطه ای که مسلم [ابن الحجاج] بیان داشته، حدیث صحیح به شمار می آید. او همچنین می گوید: حدیثی که در آن آمده است «المهدی من اهل بیتی » بنابر ضابطه شیخین (بخاری و مسلم) حدیث صحیح است.
محدث مزبور در ادامه اضافه می کند: حدیث مزبور به صورت «رجل من عترتی » نیز روایت شده است. (۷)
«ابو نعیم اصفهانی » در بیان «صفت مهدی » به اسناد خود از «حذیفة بن یمان » نقل می کند که پیامبر خدا، صلی الله علیه وآله، روزی به هنگام ایراد خطبه فرمود:
لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله، عزوجل، ذلک الیوم حتی یبعث فیه رجلا من ولدی اسمه اسمی. فقام سلمان الفارسی، فقال: یا رسول الله، من ای ولدک؟ قال: هو من ولدی هذا، و ضرب بیده علی الحسین. (۸)
اگر تنها یک روز به پایان جهان باقی مانده باشد، خداوند، صاحب عزت و جلال، آن روز را طولانی می سازد تا مردی از فرزندان مرا که همنام من است، برانگیزد.
ادامه مطلب »

موعود ادیان
مصلح موعود در اقوام مختلف جهان
مسئلة عقیده به ظهور مصلحی جهانی در پایان دنیا امری عمومی و همگانی است و اختصاص به هیچ قومی و ملتی ندارد. سرمنشأ این اعتقاد کهن و ریشه‌دار علاوه بر اشتیاق درونی و میل باطنی هر انسان ـ که به طور طبیعی خواهان حکومت حق و عدل و برقراری نظام صلح و امنیت در سرتاسر جهان است ـ نویدهای بی‌شائبة پیامبران الهی در تاریخ بشریت به مردم مؤمن و آزادی‌خواه جهان است.
تمامی پیامبران بزرگ الهی در دوران مأموریت خود به عنوان جزئی از رسالت خویش به مردم وعده داده‌اند که در آخرالزمان و در پایان روزگار، یک مصلح بزرگ جهانی ظهور خواهد نمود و مردمان جهان را از ظلم و ستم ستمگران نجات خواهد داد و فساد، بی‌دینی و بی‌عدالتی را در تمام جهان ریشه‌کن خواهد ساخت و سراسر جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد. سیری کوتاه در افکار و عقاید ملل مختلف مانند: مصر باستان، هند، چین، ایران و یونان و نگرش به افسانه‌های دیگر اقوام مختلف بشری این حقیقت را به خوبی روشن و مسلم می‌سازد که همة اقوام مختلف جهان با آن همه اختلاف آراء عقاید و اندیشه‌های متضادی که با یکدیگر دارند، در انتظار مصلح موعود جهانی به سر می‌برند.
اینک برای این که دربارة این موضوع سخنی به گزاف نگفته‌ باشیم فهرست مختصری از بازتاب این عقیده را در میان اقوام و ملل مختلف جهان در اینجا می‌آوریم.
۱٫ ایرانیان باستان معتقد بودند «گرزاسپه» قهرمان تاریخی آنان زنده است و در کابل خوابیده و صد هزار فرشته او را پاسبانی می‌کنند تا روزی که بیدار شود و قیام کند و جهان را اصلاح نماید.۲٫ گروهی دیگر از ایرانیان می‌پنداشتند که«کیخسرو» پس از تنظیم کشور و استوار ساختن شالودة فرمانروایی، دیهیم پادشاهی را به فرزند خود داد و به کوهستان رفت و در آنجا آرمیده تا روزی ظاهر شود و اهریمنان را از گیتی براند.
۳٫ نژاد اسلاو بر این عقیده بودند که از مشرق یک نفر برخیزد و تمام قبایل اسلاو را متحد سازد و آنها را بر دنیا مسلط گرداند.
۴٫ نژاد ژرمن معتقد بودند که یک نفر فاتح از طوایف آنان قیام نماید و ژرمن را بر دنیا حاکم گرداند.
۵٫ اهالی صربستان انتظار ظهور «مارکوکرالیویچ» را داشتند.
۶٫ برهماییان از دیرزمانی بر این عقیده بودند که در آخرالزمان «ویشنو» ظهور نماید و بر اسب سفیدی سوار شود و شمشیر آتشین بر دست گرفته و مخالفان را خواهد کشت، و تمام دنیا «برهمن» گردد و به این سعادت برسد.
ادامه مطلب »

گلبرگ ایام/ میلاد حضرت امام زمان(عج)
امام مهدی(ع) در منابع اهل سنت
سید محمدحسین حسینی هرندی
اعتقاد به مصلح جهانی و حاکمیت عدل و مهربانی در آخرالزمان، از مباحث مورد اتفاق تمام ادیان و مذاهب است. گرچه هر کدام نشانی داده و نامی دگر بر آن نهاده‌اند.
تمام کتب و مدارک مذاهب اسلامی سرشار از روایات نبوی است. از کتابِِ تفسیر و حدیث تا کلام و عقاید و حتی لغت و ادبیات پیرامون «حضرت‌مهدی(عج)» سخن به میان آمده است.
از مجموعه کتب حدیث اهل سنت می‌توان به چند نمونه اشاره کرد. تصریح آنان به این معنا که مهدی موعود از عترت پیامبر اعظم(ص) اگر جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد را در ضمن چند حدیث ارائه می‌کنیم:
۱٫ در صحیح ترمذی از صحاح معتبر اهل سنت آمده است: پیامبر فرمود: «دنیا سپری نخواهد شد تا اینکه مردی از اهل بیت من که نامش، نام من است، بر عرب حکومت کند».[۱]
۲٫ در سُنن ابن داوود، دیگر کتاب حدیثی معتبر اهل سنت از قول پیامبر آمده است: «اگر از عالم جز روزی باقی نمانده باشد، خداوند مردی از اهل بیت مرا خواهد برانگیخت تا دنیا را پر از عدل و داد کند؛ چنان‌که از ستم پر شده است».[۲]
۳٫ در کتاب البیان فی اخبار صاحب الزمان از کتب علمای شافعی‌مذهب، باز هم از قول پیامبر نقل شده است:«مهدی موعود از عترت من و اولاد فاطمه(س) است».[۳]
۴٫ شیخ محمد عبده، عالم اهل سنت و از روشنفکران معاصر می‌گوید: خاص و عام می‌دانند که در اخبار و احادیث، ضمن شمرده شدن نشانه‌های قیامت، آمده است مردی از اهل بیت پیامبر خروج می‌کند که نام او مهدی است. او زمین را پس از آنکه از جور و بیداد آکنده باشد، از عدل و داد آکنده می‌سازد.[۴]
ادامه مطلب »

عاشورا و انتظار

(پیوندها، تحلیل ها و رهیافت ها)
مهدی (عج)، ادامه حسین علیه السلام است و «انتظار» ادامه عاشورا و برآمده از آن .

مهدی (عج)، فرزند حسین علیه السلام است و فرهنگ «انتظار» برآمده از فرهنگ «عاشورا» و انتظار حسین دیگری را کشیدن . این دو پیوندی دیرین و مستحکم با یکدیگر دارند .
یکی پشتوانه فرهنگی و زمینه ساز، برای دیگری است;
یکی رمز «حیات شیعه » است و دیگری رمز «بقای آن » ;
یکی رمز «قیام و به پا خاستن شیعه » است و دیگری عامل «حفظ و استمرار آن » ;
«مهدی » علیه السلام وارث عاشورا است; همچنان که «حسین » علیه السلام وارث پیامبران است;
عاشورا، دریچه ای به «انتظار» است و انتظار، تجلی آرزوها و آمال کربلا;
فرهنگ عاشورا، دستمایه اساسی و مایه شکوفایی و بالندگی منتظران مهدی (عج) در عصر انتظار است .
پیوند «عاشورا و انتظار» و «حسین و مهدی » ، پیوند «والد» و «ماولد» و «نور علی نور» است .
انتظار، کربلایی دیگر است به وسعت همه جهان و مصاف حق و باطل است در زمانی دیگر; با این تفاوت که این بار، حق پیروز است و چهره باطل، برای همیشه دفن می شود . انتظار همان کربلا است در وسعت همه زمین و در مقطع دیگری از تاریخ . در این مقطع، فکرهای رشید از هر فرقه و ملتی، گلبانگ «دعوت مهدوی » را – که با ساخت و فطرت انسان ها همگون است – لبیک می گویند .
انتظار، ثمره کربلا است . بدون کربلا انتظار بی معنا است . یاران مهدی، همه کربلایی اند و در فراز و فرود تاریخ، غربال شده و آبدیده اند . مگر می توان بی عاشورا، انتظاری دیگر داشت؟ انتظار بی عاشورا، انتظار بی پشتوانه است .
«عاشورا» انتظار برآورده نشده شیعه است و «انتظار» عاشورای برآورده شده شیعه .
حرکتی جهانی و به وسعت آمال همه انسان های تاریخ، پشتوانه و عقبه ای می خواهد به استحکام کربلا که هرگز به سردی و خاموشی نگراید . (۱)
«انتظار» ادامه عاشورا، غدیر و بعثت است و «ظهور» ، روز فرج و مخرج حسین (۲) و ثمره خون او که در شریان تاریخ به جوش آمده است .
«انتظار» بشارتی است به حق، بر همه دردها و آلام شیعه در کربلا و تاریخ .
مهدی (عج)، همان کسی است که باری را که حسین علیه السلام در مسیر کوفه، در کربلا به زمین گذاشت; به کوفه می رساند .
مهدی علیه السلام پرچم افتاده حسین علیه السلام را بر خواهد افراشت و آرمان های بلند او را تحقق خواهد بخشید .
مهدی علیه السلام، بذری را که حسین علیه السلام در کربلا کاشت و دیگر امامان آن را بارور کردند و خودش در دوران غیبت به حراست آن همت گماشت، با دستان پرتوانش غرس خواهد کرد .
«انتظار و عاشورا» دو بال پرواز شیعه است ; اگر این دو نبود، چشمه «غدیر» می خشکید .
این پیوندهای روشن و گویا، از نگاه نامحرمان نیز مخفی نمانده تا آن جا که می گویند: شیعه با دو نگاه همراه است: «نگاه سرخ » و «نگاه سبز» ; عاشورا و ظهور، با الهام از یکی «انقلاب » می کند وبا دیگری آن را «استمرار» می بخشد . (۳)
برای ما دور ماندگان از صحنه عاشورا، یک راه بیشتر نمانده و آن ثبت نام در کلاس «انتظار» و درآمدن در خیل «منتظران » است که حقیقت انتظار، همان در خیمه حسین علیه السلام بودن است . آنان که در کربلا چکاچک شمشیرها را نچشیدند، باید مرارت «انتظار» را به جان بخرند . «عاشورائیان » ، پیمان خود را به آخر بردند و «مهدویان » با کوله بار فرهنگ شهادت ، چشم انتظارند تا آن عهدی که با خدا و رسول بر پاسداری از حرم و حریم ثار الله بسته اند، به انجام برسانند: «فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر» (۴) .
یکم . پیوندها
پیوند دو فرهنگ «عاشورا» و «انتظار» از دلایل و شواهد متعددی برخوردار است . در این جا ضمن بیان آنها، به تحلیل و رهیافت های برخاسته از آنها نیز خواهیم پرداخت . (۵)
۱ . مهدی علیه السلام، فرزند حسین علیه السلام
صدها روایت، در این باب وارد شده است که در آنها تاکید شده، امام مهدی علیه السلام نهمین فرزند حضرت حسین علیه السلام است: «قائم هذه الامة هو التاسع من ولدی » . (۶)
۲ . مهدی علیه السلام، خونخواه حسین علیه السلام
در روایات متعددی، وارد شده است: «القائم منا اذا قام طلب بثار الحسین » ; (۷) «بهذا القائم انتقم منهم » ; (۸) امام باقر (ع) در مورد آیه «و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلایسرف فی القتل » (۹) می فرماید: مقصود از «من قتل مظلوما» ، حسین بن علی است که مظلوم کشته شد و ما اولیای او هستیم و قائم ما چون قیام کند، در طلب انتقام خون حسین (ع) بر می آید . . . مقتول حسین (ع) و ولی او قائم (عج) است . (۱۰)
۳ . یاد حسین علیه السلام، کلام نخستین مهدی علیه السلام
آن گاه که مهدی موعود ظهور کند، بین رکن و مقام می ایستد و چنین ندا می دهد:
«الا یا اهل العالم! انا الامام القائم;
الا یا اهل العالم! انا الصمصام المنتقم;
الا یا اهل العالم! ان جدی الحسین قتلوه عطشانا;
الا یا اهل العالم! ان جدی الحسین طرحوه عریانا;
الا یا اهل العالم! ان جدی الحسین سحقوه عدوانا» . (۱۱)
۴ . «یا لثارات الحسین » ، شعار یاران مهدی علیه السلام
فضل بن شاذان نقل می کند که شعار یاران مهدی «یا لثارات الحسین » (ای خونخواهان حسین) است:
«ان شعار اصحاب المهدی (عج) یا لثارات الحسین علیه السلام » . (۱۲)
۵ . یاری حسین علیه السلام، یاری مهدی علیه السلام
حضرت سکینه (س) نقل می کند: امام حسین علیه السلام شبی در کربلا، خطاب به یاران خود فرمود: «. . . و قد قال جدی رسول الله صلی الله علیه و آله: ولدی حسین یقتل بطف کربلا غریبا وحیدا عطشانا فریدا . فمن نصره فقد نصرنی و نصر ولده الحجة و لو نصرنا بلسانه فهو فی حزبنا یوم القیامة; همانا جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: فرزند من حسین در زمین کربلا، غریب و تنها، عطشان و بی کس، کشته می شود . کسی که او را یاری کند، مرا و فرزندش مهدی را یاری کرده است و هر کس به زبان خود، ما را یاری کند، فردای قیامت در حزب ما خواهد بود» . (۱۳)
ادامه مطلب »

حسین علیه السلام و مهدی (عج)
مقدمه
از نوای غریبانه استغاثه امام حسین علیه السلام، سال ها و قرن ها می گذرد، اما انعکاس آن را می توان در لحظه لحظه تاریخ به گوش جان شنید، این فریاد نه تنها رو به خاموشی و افول نگذاشته، بلکه هر روز رساتر و پرصلابت تر، خروش وجوشش آزادگان عالم را افزوده است.
گویا امام حسین علیه السلام سال ها و قرن ها چشم به راه دوخته و به انتظار نشسته است; تا امام عصر (عج)، ندایش را پاسخ گوید; پرچم بر زمین مانده اش را به دوش گیرد; داغ های کهنه اش را التیام بخشد و آرمان های بلندش را لباس تحقق بپوشاند. روز ظهور، هنگام پاسخ به استغاثه مظلومانه امام حسین علیه السلام است و حضرت مهدی علیه السلام پاسخ دهنده آن. در این گستره بی انتها و افق های دور آن، کسی به خروش و التهاب فرزندش که برای رسیدن آن روز، گذر آرام آرام و جانکاه لحظه ها را به تماشا می نشیند و روزها و سال ها را با چشمان منتظرش بدرقه می کند وجود ندارد.
به راستی چه رمزی مهر سکوت بر لبان بسته و چه سری در این میان رخ پنهان کرده است؟ چرا یاد امام حسین علیه السلام همیشه و همه جا، همراه و هم پای یاد حضرت مهدی علیه السلام است؟ چرا هر جا سخن از حسین علیه السلام است، نام حضرت مهدی علیه السلام نیز رخ می گشاید؟ چرا عاشورا روز «ظهور» است و یاد حسین علیه السلام آغازین کلام مهدی علیه السلام…؟
این گفتار می کوشد گوشه هایی از این ارتباط و پیوست را، از منظرهای مختلف و در ابعاد گوناگون بررسی کند و فهرست وار آنها را در چهار بخش (همراه با قرآن، همراه با روایات، ادعیه و زیارات، تشرفات) و یک خاتمه برشمارد تا به عنوان دستمایه برخی از محققان و مبلغان و نیز ابزاری برای تحقیق و پژوهش بیشتر و مقدمه ای برای کشف زوایایی دیگر از حقایق نورانی حیات این دو امام همام علیه السلام باشد. گرچه بررسی و تحلیل این پیوستگی ها و نیز نتایج و آثار آن، مجالی دیگر و فرصتی فراخ تر می طلبد و گشودن گره اسرار این پیوستگی ها، دل هایی راز دان و جان هایی آگاه از آن اسرار را می طلبد.
همراه با قرآن
۱٫ امام حسین علیه السلام از نگاه امام مهدی (عج)
سعد بن عبدالله قمی گوید: به امام عصر – اوراحنا له الفداه – عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا! تاویل آیه «کهیعص » چیست؟ فرمود: «هذه الحروف من انباء الغیب، اطلع الله علیها عبده زکریا، ثم قصها علی محمد صلی الله علیه و آله و ذلک ان زکریا سال ربه ان یعلمه اسماء الخمسة فاهبط علیه جبرئیل فعلمه ایاها…; (۱)
این حروف از اخبار غیبی است که خداوند زکریا را از آن مطلع کرده و بعد از آن داستان آن را به حضرت محمد صلی الله علیه و آله باز گفته است…» .
داستان از این قرار است که: زکریا از پروردگارش درخواست کرد که «اسماء خمسه طیبه » را به وی بیاموزد. خداوند، جبرئیل را بر او فرو فرستاد و آن اسماء را به او تعلیم داد.
زکریا چون نام های محمد، علی، فاطمه، و حسن ( علیهم السلام) را یاد می کرد، اندوهش بر طرف می شد و گرفتاریش از بین می رفت. و چون حسین علیه السلام را یاد می کرد، بغض و غصه، گلویش را می گرفت و می گریست و مبهوت می شد.
روزی گفت: بارالها! چرا وقتی آن چهار نفر را یاد می کنم، آرامش می یابم و اندوهم بر طرف می شود; اما وقتی حسین را یاد می کنم، اشکم جاری می شود و ناله ام بلند می شود؟
خدای تعالی او را از این داستان آگاه کرد و فرمود: «کهیعص » ! «کاف » اسم کربلا و «هاء» رمز هلاک عترت طاهره است، و «یاء» نام یزید ظالم بر حسین علیه السلام و «عین » اشاره به عطش و «صاد» نشان صبر او است.
ادامه مطلب »

ارتباط امام مهدی(ع) با امام حسین(ع)
از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاکنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش رفته و کره خاک هیچ گاه از مصاف این دو جریان خالی نبوده است. پیروان هر یک از حق مداران گذشته، همواره بسترسازان حق گرایان آینده بوده اند و حق گرایان آینده تداوم بخشان راه حق پرستان گذشته. وضعیت باطل پیشه گان و دورافتادگان از صراط مستقیم نیز بر همین منوال بوده است.
در این میان ارتباط حجتهای الهی در تداوم بخشیدن به مسیر صحیح هدایت و سعادت بشر بسیار عمیق تر و محکم تر بوده است؛ چرا که هر نبیّ و ولیّ الهی با در نظر گرفتن شرایط عصری که در آن به سر می برد راه انبیا و اولیای الهی پیش از خود را تداوم می بخشد. به عبارت دیگر همه انبیا و اولیای الهی چراغهای نورانی هدایتند؛ منتهی هر کدام متناسب با شرایط زمانی و مکانی خود به نور افشانی می پردازند.
در فرهنگ اسلامی ائمه اطهار (ع) به عنوان جانشینان پیامبر اسلام (ص) همگی نور واحدند و هدف مشترکی را دنبال می کنند. وجود هر یک از آنان همانند یک مشعل روشن یا عَلَم سرافراز، مسیر صحیح و کامل هدایت را به بندگان خدا نشان می دهند و آنان را از گرفتار شدن به ضلالت و گمراهی باز می دارند. با این همه ارتباط و پیوستگی بعضی از آنها با همدیگر از ویژگی و خصوصیتی برخوردار است که از بررسی این گونه از پیوندها می توان با مراحل گوناگون چگونگی تداوم مبارزه حقّ و باطل و سرنوشت نهایی این مبارزات و همینطور با بخشی از ریزه کاریهای دقیق سنتهای الهی و روند تحقق نهایی اهداف حیاتبخش انبیا و اولیای الهی آشنا شد.
بدون تردید پیوستگی و ارتباط امام حسین (ع) با آخرین حجت الهی حضرت بقیة اللّه (ع) بسیار بارز و در خور تعمّق است؛ چرا که با بررسی ابعاد مختلف پیوند این دو حجّت الهی به خوبی چگونگی فراهم شدن بستر حاکمیّت احکام و ارزشهای الهی در سرتاسر عالم مشخص می شود. این نوشته در پی آن است که برخی از پیوستگیهای حضرت سیدالشهداء(ع) با موعود بزرگ جهانی حضرت مهدی (ع) را روشن سازد.
الف) امام مهدی (ع) از تبار امام حسین(ع)
در مجموعه روایات منقول از پیامبراکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) بارها تصریح شده است که منجی عالم بشریت حضرت مهدی(ع) از نسل امام حسین(ع) است. از جمله روایت شده است که پیامبراکرم(ص) در یکی از روزهای آخر عمر مبارکشان در حالی که دست شان را به شانه امام حسین(ع) گذاشته بودند خطاب به دختر بزرگوارشان حضرت زهرا(ع) فرمودند:
مهدی این امت از نسل این فرزندم است. دنیا به پایان نخواهد رسید مگر این که مردی از اولاد حسین(ع) قیام کرده جهان را باعدل و داد پر سازد…۱
ایشان در جای دیگر در ضمن معرفی ائمه اطهار(ع) می فرمایند:
امامان بعد از من دوازده نفرند که نُه نفر از آنها از تبار فرزندم حسین(ع) است که نهمین نفرشان قائم است این دوازده تن اهل بیت و عترت من هستند. گوشت آنها گوشت من و خون آنها از خون من است.۲
ادامه مطلب »

زندگی نمونه وار امام حسین علیه السلام
۱٫ نماز، اوج بندگى
۲٫ رضا، اوج ایمان
۳٫ صبر و مقاومت
۴٫ کرامت و بزرگوارى
۵٫ کار فرهنگى و آموزشى
۶٫ روحیه عرفانى
۷٫ عشق به خدا
۸٫ ذکر خدا
پى نوشت ها
وقتى خداوند، براى هدایت بشر، “راهنما” فرستاد و براى تعیین راه و پیمودن مسیر، “حجت” قرار داد، همه ابعاد را در نظر داشت.
الگوهاى مکتبى، الگوى همه جانبه امت براى راهیابى به کمال و خودسازى و بندگى اند. حسین بن على علیهما السلام نیز یکى از این اسوه هاى کامل و الگوهاى همه جانبه است و آنچه از حضرتش باید آموخت، نه تنها درس حماسه و جهاد و ظلم ستیزى، که درس عبودیت و سخاوت و جوانمردى و ارزش گرایى و تهجد و انس با قرآن و تکریم انسان است.
در این مقاله نگاهى به بخشى از ابعاد الگویى سالار شهیدان داریم، تا روشن گردد که شخصیت وى به واقعه شورآفرین و حماسى عاشورا و انگیزه آفرینى جهاد در کربلا خلاصه نمى شود. امروز، اگر آن باده جانبخش در ساغر دلمان نیست، مى توان و باید از چشمه فیض دیگرى شور و حال گرفت و”سیره حسینى” را چراغ راه قرار داد.
در عصر بازسازى ایمان و فرهنگ، توجه به ابعاد الگویى امام حسین علیه السلام ضرورى است. آن حضرت، تنها در کربلا اسوه ما نیست؛ الگو بودنش تنها در زمینه حماسه و خون و شهادت هم نیست؛ حتى در کربلا هم، فقط کربلاى حماسه و جهاد نبود و اوج صحنه هاى آن روز جاویدان هم، تنها شهادت امام و یارانش نبود.

۱٫ نماز، اوج بندگى
سالار ما، حسین بن على علیهماالسلام، شب عاشورا براى انس با خدا و تهجد و تلاوت قرآن و نماز، از دشمن مهلت گرفت. در گرماگرم نبرد عاشورا نیز، هنگام ظهر به نماز ایستاد تا به ما بیاموزد که جان بر سردین و خداجویى نهاده است. سعید بن عبدالله حنفى، در آن لحظه، در برابر امام همچون سپر حفاظتى مى ایستد، تا حسین بن على علیهماالسلام، آخرین نمازش را بخواند و با ۱۳ تیر که بر پیکرش مى نشیند، به شهادت مى رسد.(۱)

ابوثمامه صائدى نیز ـ که خودش شهید نماز است ـ در روز عاشورا، فرا رسیدن هنگام نماز را یادآور مى شود. امام حسین علیه السلام دعایش مى کند که خدا از نمازگزاران ذاکر قرارش دهد.(۲)
این که در زیارت هاىامامحسین علیه السلام، او را اقامه کننده نماز خطاب مى کنیم”اشهد انک قد اقمت الصلوه…”(۳) جلوه دیگرى از اهمیت نماز را در زندگى و شهادت آن پیشواى معنویت و عبودیت نشان مى دهد.
ادامه مطلب »

تولد امام حسین (ع)
به روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت (۱) دومین فرزند برومند حضرت على و فاطمه، که درود خدا بر ایشان باد، در خانه‏ ى وحى و ولایت، چشم به جهان گشود.
چون خبر ولادتش به پیامبر گرامى اسلام (ص) رسید، به خانه‏ ى حضرت على و فاطمه (ع) آمد و اسماء (۲) را فرمود تا کودکش را بیاورد.اسماء او را در پارچه‏ اى سپید پیچید و خدمت رسول اکرم (ص) برد،آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت (۳) .

به روزهاى اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش، امین وحى الهى، جبرئیل، فرود آمد و گفت:
سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا، این نوزاد را به نام ‏پسر کوچک هارون‏ «شبیر» (۴) که به عربى‏«حسین‏» خوانده مى‏شود، نام بگذار. (۵) چون على (ع) براى تو بسان هارون براى موسى بن عمران است جز آنکه تو خاتم پیغمبران هستى.
و به این ترتیب نام پر عظمت ‏«حسین‏» از جانب پروردگار، براى دومین فرزند فاطمه انتخاب شد.
به روز هفتم ولادتش، فاطمه‏ زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقیقه (۶) کشت، و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد. (۷)
حسین و پیامبر (ص)
از ولادت حسین بن على (ع) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفى که پیامبر راستین اسلام (ص) درباره حسین (ع) ابراز مى‏ داشت، به بزرگوارى و مقام شامخ پیشواى سوم آگاه شدند.
سلمان فارسى مى ‏گوید: دیدم که رسول خدا (ص) حسین (ع) را بر زانوى خویش نهاده او را مى ‏بوسید و مى‏ فرمود:
تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى، تو حجت‏ خدا و پسر حجت‏خدا و پدر حجت‏هاى خدایى که نه نفرند و خاتم ایشان، قائم ایشان (امام زمان عج) مى ‏باشد. (۸)
ادامه مطلب »

درباره‌ی این وبلاگ

این پایگاه توسط تبیان گیلان برای واحد مبلغین طراحی و راه اندازی شده است. تمام حقوق آن متعلق به مرکز تحقیقات اینترنتی تبیان گیلان و اداره کل تبلیغات اسلامی استان گیلان است..

تصاویر

دسته‌ها

بایگانی