بسم الله الرحمن الرحیم

در فضایل و شخصیت حضرت معصومه سلام الله علیها

آغاز ماه ذیقعده برای حضرت کاظم و حضرت رضا علیهماالسلام و دودمان نبوت، پیام آور شادی و پایان یک انتظار طولانی است. زیرا حضرت نجمه علیهاسلام فرزندی جز حضرت رضا(ع) نداشت. مدتها پس از ایشان صاحب فرزندی نشد (حضرت رضا(ع) در سال ۱۴۸ ه.ق و حضرت معصومه(س) در سال ۱۷۳، یعنی با ۲۵ سال فاصله متولد گردید) امام صادق(ع) نیز به ولادت چنین بانویی بشارت داده بود.روزی که حضرت معصومه(س) دیده به جهان گشود، برای حضرت نجمه(س) و حضرت رضا(ع) و پدر بزرگوارشان، روز شادی و سرور وصف‏ناپذیری بود چرا که دختری از آسمان ولایت و امامت، طلوع کرده بود که قلبها را جلا می‏داد و چشمها را روشن می‏کرد و کانون مقدس اهل بیت(ع) را گرم می‏نمود.
آن روز انتظار به سر آمد و حضرت معصومه(س) در مدینه منوره در ماه ذیقعده سال ۱۷۳ ه.ق متولد گردید. و او فروغی بود از کوثر و گُلی تابناک از گلشن آل محمد(ص) که جهان مُلک و ملکوت را صفایی دیگر بخشید.
نامگذاری در شریعت اسلام از اهمیت خاصی برخوردار است. در روایات فراوانی انتخاب نام نیکو از وظایف والدین شمرده شده است. رسول گرامی اسلام(ص) امر می‏فرمود، افرادی که نام نکوهیده دارند نامشان را تغییر دهند.[ وسایل الشیعه، ج ۲۱، ص ۳۹۰] ائمه(ع) به جهت مقام و منزلت بسیار رفیعی که برای حضرت صدیقه طاهره(س) قائل بودند به نامِ مقدس «فاطمه» احترام فوق العاده‏ای ابراز می‏کردند.
هنگامی که امام صادق(ع) مطلع شدند که یکی از اصحابشان به نام «سکونی» اسم دخترش را «فاطمه» نهاده، فرمود:«آه، آه، آه» حالا که او را فاطمه نام نهادی، به او ناسزا نگو و او را کتک نزن.فروع کافی، ج ۶، ص ۴۸
نگاهی گذرا به اسامی فرزندان ائمه(ع) نشان می‏دهد که همه امامان یک یا چند دخترشان را به نام «فاطمه» نامیده‏اند. حضرت علی(ع) که نام مادر و همسرش فاطمه بود یکی از دخترانش را نیز «فاطمه» نامیده‏اند. ارشاد مفید، ج ۱، ص ۳۵۵
برخی از امامان بیش از یک دختر را «فاطمه» نام نهاده‏اند، که از آن جمله حضرت موسی بن جعفر(ع) که حداقل نام دو تن از دخترانشان را «فاطمه» نهاده‏اند. ارشاد، ج ۲، ص ۲۴۴
از سویی ابن جوزی، دانشمند معروف اهل تسنن در قرن هفتم، به هنگام شمارش فرزندان حضرت کاظم(ع) از چهار دختر آن حضرت به نام «فاطمه» یاد کرده است:
۱ ـ فاطمه کبری ۲ ـ فاطمه وُسطی ۳ ـ فاطمه صغری ۴ ـ فاطمه اُخری تذکرة الخواص، ص ۳۱۵)
علامه مجلسی نیز از «فواطم اربعه» یاد کرده است.[ بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۳۱۷]
حضرت معصومه(س) همان فاطمه کبری است که چون نگینی شهر قم را آراسته است.
فاطمه صغری مشهور به «بی بی هیبت» در آذربایجان شوروی در جنوب «بادکوبه» مدفون است. بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۳۱۷
گفته می‏شود که «فاطمه وسطی» در اصفهان مدفون است و برخی تصور کرده‏اند که «زینبیه» موجود در اصفهان مربوط به ایشان است.[ ارشاد، ج ۲، ص ۲۴۴] هر چند که حضرت موسی بن جعفر(ع) دختری به نام زینب داشته باشد جای تردید است. فاطمه اخری ملقب به «فاطمه طاهره» در رشت مدفون است که در این شهر به خواهر امام مشهور است. بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۳۱۷
حضرت فاطمه معصومه(س) در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت، زهد و پارسایی، تقوا و راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و یاد خدا از صفات تبار پیامبر(ص) بود، پدران این خاندان همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت بودند و هر یک در انتخاب همسر و تربیت فرزند، توجه کافی مبذول می‏داشتند، همانگونه که رسول اکرم(ص) خدیجه کبری را به همسری برگزید تا به تربیت فرزندانش همت گمارد. او از نخستین ایمان آورندگان به اسلام شد و شخصیت ملکوتی همچون حضرت فاطمه زهرا(س) را پرورش داد. ائمه طاهرین(ع) نیز به پیروی از رسول اکرم(ص) در انتخاب همسر نهایت دقت را به عمل آوردند، تا فرزند معصومی که پس از آنها به امامت می‏رسد از مادری پاکدامن و پارسا متولد شود، امام کاظم(ع) نیز از این اصل پیروی نمود.
حُمَیده مادر بزرگوار امام کاظم(ع) از مهاجران مغرب بود و به پیشنهاد امام باقر(ع) به همسری فرزندش امام صادق(ع) در آمده بود امام صادق(ع) درباره مقام والای همسرش که مادر امام کاظم(ع) شد می‏فرماید:
حُمیده ماننده شمش طلای خالص، از ناپاکی‏ها و ناخالصی‏ها، پاک است. فرشتگان او را همواره نگهداری کردند تا به من رسید، به خاطر کرامتی که خدا نسبت به من و حجت پس از من (فرزندش امام کاظم(ع)) عنایت فرمود. .اصول کافی، ج ۱، ص ۴۷۷
حُمیده بانویی آگاه و محدّثه بود و احادیثی را که از امام صادق(ع) و دیگران شنیده بود همچون یک راوی مورد اعتماد به مردم نقل می‏کرد و در واقع یکی از اساتید مجامع علمی بانوان در عصر امام صادق(ع) محسوب می‏شد.
وی در حوزه آموزشی خویش با دختری از اهالی مغرب به نام «نجمه» آشنا شد. نجمه علوم اسلامی را از همسر امام صادق(ع) فرا می‏گرفت و نشانه‏های عقل و هوشیاری و ایمان به خدا از رفتار و سیره عملی وی مشهود بود.
حُمیده می‏گوید: روزی که نجمه به خانه ما راه یافت، پیامبر(ص) را در عالم خواب دیدم که به من فرمود: (ای حمیده، نجمه را به پسرت موسی(ع) ببخش و همسر او کن، همانا به زودی بهترین فرد روی زمین از او متولد می‏شود. من به این دستور عمل کردم و نجمه را همسر فرزندم امام کاظم(ع) نمودم و از او حضرت امام رضا(ع) به دنیا آمد. اعلام الوری، ص ۳۰۲٫
پس از آنکه خانه حضرت موسی بن جعفر(ع) در مدینه با تولد این دختر، عطری تازه یافت امام هفتم، فرزند را در آغوش گرفت و پس از آنکه در گوش وی اذان و اقامه گفت، او را فاطمه نامید. نجمه، بانوی پرهیزگاری که تقدیر الهی او را از قبایل شمال آفریقا به خانه امام هفتم(ع) آورده بود، از شادی در پوست خود نمی‏گنجید. چرا که او، پس از افتخارِ مادری علی بن موسی الرضا(ع) اینک با ولادت فاطمه معصومه(س)، افتخار و شرافتی افزون یافت.
او هم مثل بسیاری از مردم مدینه، این بشارت امام صادق(ع) را شنیده بود که در خانه پسرش موسی بن جعفر(ع) دختری به نام فاطمه متولد خواهد شد که شیعیان با شفاعتش، به بهشت می‏روند.
فاطمه(س) در خانواده‏ای که همگی از دانایان، فرزانگان و پرهیزگاران عصر خویش بودند، تحت تربیت و ولایت پدر و مادر و برادر معصومش، دانش آموخت و به حدیث و سنت رسول اکرم(ص) تسلط یافت.
شش ساله بود که پدر بزرگوارش به دستور هارون الرشید، دستگیر و به عراق تبعید و زندانی شد و او به خانه برادر دلسوزش امام رضا(ع) منتقل گردید تا غم دوری پدر را کمتر احساس کند. به سال ۱۸۳ ه.ق ده ساله بود که خبر شهادت پدر را شنید.
ادامه مطلب »

زندگی نامه حضرت معصومه(ع)
در این فصل نظر شما را به طور فشرده به زندگی حضرت فاطمه معصومه(ع) جلب می کنیم:
پدر بزرگوار حضرت معصومه(ع) امام هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفر(ع) است که او را ابوالحسن اول نیز می گویند، و از القاب مشهور آن حضرت کاظم، باب الحوائج و صالح می باشد.
آن بزرگوار روز یک شنبه هفتم ماه صفر سال ۱۲۸ هجری در روستای ابواء که بین مکه و مدینه واقع شده، دیده به جهان گشود.
آن حضرت بیش از سایر امامان(ع) فرزند داشت که بعضی سی، و برخی شصت فرزند برای او نام برده اند.
عالم بزرگ شیخ مفید”ره”(وفات یافته سال ۴۱۳ هـ .ق) می نویسد: آن بزرگوار سی و هفت فرزند از همسران متعدد داشت که نام های آنها به این ترتیب بود:
۱ـ پسران:
۱ـ حضرت علی بن موسی الرضا ۲ـ ابراهیم ۳ـ عباس ۴ـ قاسم ۵ـ اسماعیل ۶ـ جعفر ۷ـ هارون ۸ـ حسن ۹ـ احمد ۱۰ـ ‌محمد ۱۱ـ حمزه ۱۲ـ عبدالله ۱۳ـ اسحق ۱۴ـ عبیدالله ۱۵ـ زید ۱۶ـ حسن ۱۷ـ فضل ۱۸ـ حسین ۱۹ـ سلیمان.
۲ـ دختران:
۱ـ فاطمه کبری ۲ـ فاطمه صغری(۱۵۸)۳ـ رقیه ۴ـ حکیمه ۵ـ ام ابیها ۶ـ رقیه صغری ۷ـ ام جعفر ۸ـ لبابه ۹ـ زینب ۱۰ـ خدیجه ۱۱ـ علیه ۱۲ـ آمنه ۱۳ـ حسنه ۱۴ـ برْیهه ۱۵ـ عایشه ۱۶ـ ام سلطمه ۱۷ـ میمونه ۱۸ـ‌ام کلثوم
آن بزرگوار در سال ۱۴۸ هجری قمری زمان خلافت منصور به امامت رسید و در زمان خلافت مهدی عباسی و هادی عباسی نیز امام بود، وقتی که هارون الرشدی به خلافت رسید پس از پانزده سال، در زندان بغداد شهید شد.مشهور بین تاریخ نویسان آن است که آن بزرگوار در روز ۲۵ رجب سال ۱۸۳ هجری از دنیا رفت.(۱۵۹)
هارون الرشید آن بزرگوار را در سال ۱۷۹ هجری قمری در مدینه دستگیر کرده و به طرف عراق آورد و از آن وقت تا آخر عمر در زندان به سر می برد.
مادر حضرت معصومه(ع)
آن طور که از شواهد و قرائن و بعضی از روایات(۱۶۰)استفاده می شود، مادر حضرت معصومه(ع) همان مادر امام رضا(ع) است برای مادر حضرت رضا(ع) نام های متعددی ذکر کرده اند، مانند: خیزران، ام البنین، نجمه و… روایت شده پس از آنکه حضرت رضا(ع) از او متولد شد، به او”طاهره” گفتند.(۱۶۱)
روز ولادت حضرت فاطمه معصومه(ع)
مطابق پاره ای از مدارک، حضرت معصومه(ع) در روز اول ماه ذیقعده سال ۱۷۳ هجری قمری، در مدینه چشم به جهان گشود.محدث گرانقدر مرحوم آیت الله شیخ علی نمازی(وفات یافته در دوم ذیحجه سال ۱۴۰۵ هـ . ق که مرقدش در یکی از حجره های صحن رضوی در کنار بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) قرار دارد) در کتاب پربار مستدرک سفینه البحار(که ده جلد است) در جلد هشتم چنین می نویسد:
“فاطِمَهُ الْمَعْصومَهُ الْمَوْلُودَهُ فِی غُرَهِ ذِی الْقَعْدَهِ سَنَهَ ۱۷۳؛
فاطمه معصومه(ع) در آغاز ماه ذیقعده سال ۱۷۳، دیده به جهان گشود.”(۱۶۲)
مرحوم فیض در کتاب انجم فروزان و گنجینه آثار قم از کتاب لواقح الانوار فی طبقات الاخیار(تألیف عبدالوهاب شعرانی شافعی وفات یافته در سال ۹۳۷ هـ .ق) و کتاب نزهه الابرار فی نسب اولاد الائمه الاطهار(تألیف سید موسی برزنجی شافعی مدنی) چنین نقل می کند:
“وِلادَهُ فاطِمَهُ بِنْتُ مُوسَی بنِ جَعْفَرٍ، فِی مَدِینَهِ الْمُنَوَرَهِ غُرَه ذِی الْقَعْدَهِ الْحرامِ، سَنَه ثَلاثَ وَ ثَمانینَ وَمأَهَ بَعْدَ الهِجْرَهِ النَبَویَهِ، وَتُوُفِیَتْ فِی الْعاشِرِ مِنْ رَبیعِ الثانِی فِی سَنَهِ اِحْدی وَمَأَتَینِ فی بَلْدَهِ قُمْ؛
حضرت فاطمه(معصومه) دختر امام کاظم(ع) در مدینه منوره، در آغاز ماه ذیقعده سال ۱۸۳ هـ . ق دیده به جهان گشود، و در دهم ماه ربیع الثانی سال ۲۰۱ در قم وفات یافت.”(۱۶۳)
مدارک دیگری نیز در مورد روز ولادت آن حضرت(در آغاز ذیقعده) در دسترس است مانند:
۱ـ عوالم العلوم، تألیف علامه بحرانی، ج ۲۱، ص ۳۲۸٫
۲ـ حیاه الست، تألیف شیخ مهدی منصوری، ص ۱۰٫
۳ـ فاطمه بنت الامام موسی الکاظم، تألیف دکتر محمدهای امینی(فرزند علامه امینی صاحب الغدیر) ص ۲۱ و ۵٫
۴ـ زندگانی حضرت موسی بن جعفر، تألیف عمادزاده، ج ۲،‌ص ۳۷۵٫
بررسی و شرح کوتاه:
در بعضی از مدارک فوق، سال ۱۸۳ ذکر شده، که صحیح چنان که در مستدرک سفینه آمده ۱۷۳ است، زیرا با توجه به این که امام کاظم(ع) در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ هـ .ق در زندان هارون در بغداد به شهادت رسید، و کمترین مدت زندانش، چهار سال بود، در این مدت از خانواده اش که در مدینه ساکن بودند، دور بود، بنابراین ممکن نیست ولادت حضرت معصومه(ع) در سال ۱۸۳ رخ داده باشد، و ظاهراً در این شماره اشتباه شده و به جای ۱۷۳،۱۸۳ نوشته شده است.
از این رو محقق کاوشگر، مرحوم عمادزاده اصفهانی، بدون ابهام می نویسد:” حضرت معصومه(ع) در مدینه در ماه ذیقعده سال ۱۷۳ متول شد، و در ربیع الثانی سال ۲۰۱(در قم) دیده از جهان فرو بست.”(۱۶۴)
بنابراین باید پرونده این مطلب را در همین جا بست، و از باب تسامح در ادله سنن، تاریخ ولادت حضرت معصومه(ع) را همان آغاز ذیقعده سال ۱۷۳ هـ .ق اعلام کرد، چنان که اخیراً آستانه مقدسه قم همین اعلام را نموده است، به امید آنکه با توجه به ولادت با سعادت حضرت رضا(ع) که در روز ۱۱ ذیقعده سال ۱۴۸ در مدینه رخ داد، این ده روز بین روز ولادت حضرت معصومه(ع) و روز ولادت امام رضا(ع) را به عنوان دهه نور یاد نموده و از آن دو بزرگوار یاد کرد، و خاطره سازنده و پربار زندگی درخشان آنها را تجدید نمود.
شادی و سرور ولادت
آغاز ماه ذیقعده برای حضرت رضا(ع) و دودمان نبوت، پیام آور شادی مخصوص و پایانه یک انتظار عمیق و استثنایی است، زیرا حضرت نجمه(ع) فرزندی بر حضرت رضا(ع) نداشت، و مدت ها پس از حضرت رضا(ع) صاحب فرزندی نشد]زیرا حضرت رضا(ع) در سال ۱۴۸ هـ .ق متولد شد، ولی حضرت معصومه(ع) در سال ۱۷۳، یعنی با ۲۵ سال فاصله[
با توجه به اینکه امام صادق(ع) به ولادت چنین بانویی، بشارت داده بود، بنابراین پس از آنکه حضرت معصومه(ع) دیده به جهان گشود، آن روز برای حضرت نجمه(ع) و حضرت رضا(ع) روز شادی و سرور وصف ناپذیر و روز مهم از ایام اله بود، چرا که دختری از آسمان ولایت و امامت، طلوع کرده بود،‌که قلب ها را جلا و صفا می داد و چشم ها را روشن می کرد و کانون مقدس اهل بیت(ع) را گرم می نمود.
به راستی توصیف عظمت هلهله و غریو شادی از دودمان رسالت را به خاطر اینکه امام رضا(ع) دارای خواهر شده که سال ها قبل در خبرهای غیبی به وجود او مژده داده شده بود نمی توان ترسیم کرد، چرا که فروغی از کوثر، و گلی تابناک از گلشن آل محمد، چشم به جهان گشوده بود، و جهان ملوک و معنی را صفای دیگری بخشیده بود.
تاریخ وفات حضرت معصومه(ع)
مدارک متعددی وجود دارد که حضرت معصومه(ع) در سال ۲۰۱ هـ .ق در قم، وفات نموده است(۱۶۵)، چنان که از کاشی کاری های اطراف حرم که از قرن ها پیش به جای مانده مرقوم شده است، ولی در مورد روز و ماه وفات آن حضرت، اختلاف است، که تا سه قول گفته شده است:
۱ـ طبق پاره ای از مدارک، دهم ربیع الثانی بوده است.(۱۶۶)
۲ـ مطابق بعضی از مدارک، دوازدهم ربیع الثانی بوده است.(۱۶۷)
۳ـ و بر اساس مدرک دیگر، هشتم شعبان بوده است.(۱۶۸)
هیچ یک از این سه قول، آن گونه که باید، مورد اطمینان نیست.
ولی همان گونه که بعضی از بزرگان گفته اند: انصاف این است که برای جمع بین دو قول اول و دوم، برای بزرگداشت مقام آن بزرگ بانوی دو عالم جهان، سه روز(۱۰ و ۱۱ و ۱۲ ماه ربیع الثانی) را به عنوان سوگواری معصومیه، مراسم سوگواری برقرار کرد، چنان که در سال های اخیر مسؤولین و دست اندر کاران آستانه‌ مقدسه حضرت معصومه(ع) همین کار را شروع نموده، و این سنت خوب به جریان افتاده است، و این سه روز به عنوان ایام معصومیه، جا افتاده است، به امید آنکه در این ایام در آستانه مقدسه قم، و در سایر مساجد و محافل، از آن بانوی باعظمت، تجلیل شایان گردد، و خاطره زندگی درخشان آن شفیعه روز جزا، تجدید شود.
از آنچه در بالا خاطر نشان شد نتیجه می گیریم که سن حضرت معصومه(ع) هنگام وفات، در حدود ۲۸ سال بوده است(از سال ۱۷۳ تا ۲۰۱ هـ .ق) پس اینکه در زبان عوام، آن حضرت به عنوان ۱۸ تا ۲۳ ساله، ‌معروف شده، مدرک و سند محکمی ندارد.
چرا حضرت معصومه(ع) ازدواج نکرده است؟
تقریباً قطعی است که حضرت معصومه(ع) ازدواج نکرد، در این صورت این سؤال پیش می آید که سنت ازدواج مستحب مؤکد اسلامی است، تا آنجا که رسول اکرم(ص) فرمود:
"ما بُنِیَ فِی الْاِسْلامِ بَناءٌ اَحَبَ اِلَی اللهِ عَزَوَجَلَ، وَاَعَزَ مِنَ التَزویجِ؛
در اسلام در پیشگاه خدا بنایی برپا نشده که محبوب تر و عزیزتر از بنای ازدواج باشد."(۱۶۹)
نیز فرمود:"اَلنِکاحُ سُنَتِی، فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَتِی فَلَیْسَ مِنِی؛ازدواج سنت و برنامه‌ من است، پس کسی که از سنت من دوری کند از من نیست."(۱۷۰)
در عصر امام باقر(ع) بانویی به خاطر ریاضت و کسب فضیلت، ازدواج نمی کرد، امام باقر(ع) به او فرمود:"اگر در ترک ازدواج، فضیلتی به دست می آمد، حضرت فاطمه(ع) سزاوارتر از تو بود، که به خاطر کسب فضایل اخلاقی، ازدواج نکند، زیرا هیچ بانویی در کسب کمالات، از فاطمه(ع) پیشی نگرفته است."(۱۷۱)
پاسخ:در پاسخ به این سؤال دو مطلب گفته شده که هر کدام، یا یکی از آنها، دلیل شایسته ای است که موجب ترک ازدواج حضرت معصومه(ع) شده است:
۱ـ دختران امام کاظم(ع) به ویژه حضرت معصومه(ع) در سطحی از کمالات بودند که برای خود کفو و همسر مناسبی نیافتند، تا با او ازدواج کنند، امام کاظم(ع) به آنها سفارش کرده بود که با رأی و مشورت برادرشان حضرت رضا(ع) ازدواج کنند(۱۷۲)این سفارش و قرائن دیگر بیانگر این است، که باید برای آنها همسر مناسبی باشد. با توجه به اینکه در مورد حضرت زهرا(ع)، نمی آفرید، در سراسر زمین از حضرت آدم گرفته تا هر انسانی بعد از او، همسر و همتای مناسبی برای فاطمه(ع) پیدا نمی شد."(۱۷۳)
۲ـ ترس و وحشت حکومت پر از خفقان و اختناق هارون، به گونه ای بود که کسی جرأت نمی کرد با دختران امام کاظم(ع) ازدواج نماید و داماد آن حضرت شود، زیرا دامادی آن حضرت، از نظر دستگاه طاغوتی هارون، موجب خطر شدید برای آن داماد می شد، به این ترتیب، حضرت معصومه(ع) و بعضی از خواهرانش، از ازدواج صرف نظر کردند.در ضمن نباید این مطلب را از نظر دور داشت که امام کاظم(ع) در زندان به سر می برد، و اطلاع امام رضا(ع) از آینده(در مورد شهادت پدر، و هجرت اجباری او به خراسان) شاید دلیل دیگری برای ترک ازدواج حضرت معصومه(ع) باشد.و این نیز از مصائب و رنج های روزگار نسبت به خاندان نبوت است، که ستمگران کینه توز، با ایجاد شرایط نامساعد، آن ها را از مواهب زندگی، محروم ساختند.
هجرت عظیم حضرت معصومه(ع) از حجاز به ایران
مأمون عباسی در سال ۲۰۰ هجری قمری، با نامه ها و پیام های بسیار، حضرت رضا(ع) را به خراسان دعوت کرد، آن بزرگوار، ناگریز از روی اکراه، این دعوت را پذیرفت و با کاروانی که مأمون فرستاده بود، به سوی خراسان آمد.یک سال بعد(سال ۲۰۱) حضرت معصومه(ع) به شوق دیدار برادرش حضرت رضا(ع) عازم خراسان گردید و با همراهان حرکت کردند، ولی حقیقت این است که این حرکت، هجرت معنی دار و عظیم حضرت معصومه(ع) برای حمایت از ولایت امام علی موسی الرضا(ع) و تقویت مسأله رهبری بود، که در ظاهر به صورت سفر برای دیدار برادر عنوان می شد آن حضرت در این هجرت به ساوه رسیدند. در مورد آن حضرت معصومه(ع) از ساوه به قم، مطالب مختلفی گفته شده است.
ولی در این باره بهترین و اصیل ترین مدارک، تاریخ قدیم قم است که در قرن چهارم نگاشته شده و مرحوم علامه مجلسی و محدث قمی و بزرگان از علما به آن اعتماد می کنند، آنچه که"حسن بن محمد نویسنده تاریخ قدیم قم" به گفته علامه مجلسی در بحارالانوار، و محدث قمی در سفینه البحار(۱۷۴)در این باره نظر می دهد، چنین است:حضرت رضا(ع) به دعوت مأمون در سال ۲۰۰ هجری از مدینه به خراسان آمد، حضرت معصومه(ع) در سال ۲۰۱ برای دیدار برادر، از مدینه رهسپار خراسان شد(ناگفته پیداست که در این سفر دور، گروهی از برادران و خدمتکاران به همراه حضرت معصومه(ع) بوده اند) وقتی که به ساوه رسیدند، حضرت معصومه(ع) بیمار شد، پرسید از این مکان تا قم چقدر راه است؟ عرض کردند: ده فرسخ، به خدمتکار دستور داده که به جانب قم رهسپار گردند،‌به این ترتیب به قم آمد و به منزل موسی بن خزرج بن سعد اشعری که از اصحاب امام رضا(ع) بود، وارد شد.
امام روایت صحیح تر این است که: چون خبر ورود آن بانوی با عظمت حضرت فاطمه معصومه(ع) به آل سعد رسید، همگی به اتفاق به استقبال او رفتند تا او را به قم دعوت کنند، در میان آنها موسی بن خزرج به کاروان حضرت معصومه(ع) رسید، زمام شتر آن حضرت را گرفته و به طرف قم آمد و در منزل خود با کمال افتخار از آن بانو پذیریی کرد، ولی پس از ۱۶ یا ۱۷ روز آن بانوی ارجمند، رخت از جهان بربست و پسران سعد را در سوگ خود نشانید.
آری خاطر حضرت معصومه(ع) خیلی آزرده بود، آرزوی دیدار پدر و برادر در دلش ماند، و با دنیایی از ‎غم و اندوه با این جهان وداع گفت.
در این چند روزی که حضرت معصومه(ع) در قم بود از فراق برادر می گریست ومحزون و غمگین بود، در سرای موسی بن خزرج عبادتگاهی داشت که هنوز باقی است و هم اکنون آن مکان شریف با بنایی مجلل و جالب مشخص است، دارای حجره هایی است که در آن طلاب علوم دینی هستند، و در جنب آن، مسجد با شکوهی ساخته اند.
اینک آنجا به نام مدرسه ستیه(۱۷۵)در محله میدان میر قم، معروف می باشد.(۱۷۶)
ماجرای ورود حضرت معصومه(ع) به قم در روایات دیگر
امام کاظم(ع) وقتی که زندانی شد، به فرزندش امام رضا(ع) وصیت کرد تا سرپرستی دخترانش(که خواهران حضرت رضا(ع) باشند) را عهده دار گردد، و به آنها سفارش کرد، که در همه امور از برادرشان حضرت رضا(ع) اطاعت کنند. حضرت معصومه(ع) هنگام شهادت پدر(که در سال ۱۸۳ هـ . ق رخ داد) ده سال داشت و بخش مهمی از دوران کودکیش را با روزگار تلخ فراق پدر(که در زندان به سر می برد) گذراند.
حضرت معصومه(ع) در پناه برادرش زندگی می کرد، زیرا پدرش در زندان بود، هنگامی که یگانه برادر و پناهگاهش از روی اکراه به خراسان رفت، یک سال در مدینه بودن برادر بزگی کرد، ولی کاسه صبرش لبریز شد، تصمیم گرفت به خاطر دیدار برادر، سفر دور و دراز بین مدینه و خراسان را بپیماید، سرانجام همراه کاروانی از بستگانش، مدینه را به قصد خراسان ترک رکد، و با یک جهان اشتیاق و امید، بلکه پس از یک سال دوری برادر و سرپرستش، به فیض زیارت او نایل گردد، ولی در ساوه بیمار گردید....
بعضی علت بیماری آن حضرت را چنین نوشته اند: مردم ساوه در آن عصر از دشمنان سرسخت خاندان نبوت بودند، از این رو وقتی که موکب حضرت معصومه و همراهانش به ساوه رسید، به آن حمله کردند و جنگ سختی درگرفت، برادران و برادرزادگان حضرت معصومه دراین جنگ به شهادت رسیدند، حضرت معصومه همچون عمه اش زینب(ع) وقتی که بدن های پاره پاره آنها را که ۲۳ تن بودند دید، به شدت غمگین گشته و بر اثر آن بیمار شد(۱۷۷)و سپس روانه قم گردید، و در قم بیماری او ادامه یافت و پس از ۱۶ یا ۱۷ روز رحلت کرد.
و در روایت دیگر آمده: هارون بن موسی بن جعفر(ع) همراه ۲۳ نفر از بستگانش که یکی از آنها خواهرش حضرت معصومه(ع) بود، در یک کاروانی وارد ساوه شدند، دشمنان اهلبیت(ع) به هارون که در حال غذا خوردن بود، حمله کردند و او را به شهادت رساندند و افراد دیگر کاروان را مجروح و پراکنده ساختند. نقل شده: در غذای حضرت معصومه(ع) زهر ریختند(۱۷۸)و آن بانوی گرامی، مسموم گشته و بستری شد، و طولی نکشید که در قم به شهادت رسید.
مطابق نقل بعضی، مسموم نمودن آن حضرت توسط زنی در ساوه انجام شد.(۱۷۹)
داغ پر سوز فراق
نظر به اینکه این ماجرا در سال ۲۰۱ هجری قمری، حدود دو سال قبل از شهادت حضرت رضا(ع) رخ داده است(زیرا امام رضا(ع) در سال ۲۰۳ شهید شد) این نیز از مصائب دیگر حضرت رضا(ع) است، مصیبتی جان سوز، که خواهر مهربانش در نیمه راه وصال، مظلومانه و غریبانه به شهادت رسید، و دیدار و ملاقات، به فراق و جدایی، تبدیل گردید و داغ جان سوز شهادت حضرت معصومه(ع) قلب مبارک حضرت رضا(ع) را جریحه دار کرده و حضرت معصومه(ع) نیز بادلی پر از سوز فراق و امید دیدار برادر، و با چشمی گریان از دوری برادر شهید شده است، شاعر معاصر آقای"حسان" در این راستا گوید:
از مدینه به قصد خطه طوس رهروی خسته پاست معصومه
تا زیارت کند برادر خویش فکر و ذکر دعاست معصومه
روز و شب عاشقی بیابان گرد خواهری با وفاست معصومه(۱۸۰)
قطعاً حضرت رضا(ع) نیز هنگام شهادت، همان گونه که از یگانه فرزندش حضرت جواد(ع) یاد کرده، از خواهر مهربانش، حضرت معصومه(ع) نیز یاد کرده که شاعر از زبان آن حضرت می گوید:
مردم به غریبی و عیالم به سرم نیست صد حیف که من صورت مصعومه ندیدم
افسوس از آن حسرت دیدار که دلم را صد چاک زد و چهره محبوب ندیدم
مرحوم محقق دانشمند آقای قَرُنی در این راستا چنین سروده است:
زبس انتظار کشیدم سفید شد مویم جریحه دار شد از اشک دیده گان رویم
به انتظار پدر، روز و شب به سر می بردم ولی دریغ نشد تا گل رخش بویم
سپس به هجر برادر، فلک دچارم کرد گشود باب فراق دگر زکین سویم
خزان بگشت گلستان و گل زدستم رفت به حیرتم که گل گم شده کجا جویم
مدینه تا به خراسان هزار فرسنگ است ره وصال برادر، به صد شعف پویم
که شاید آنکه ببینم دوباره رخسارش به نزد یوسف گم گشته راز دل گویم(۱۸۱)
ماجرای دفن جنازه حضرت معصومه(ع)
زمینی که آستانه حضرت معصومه(ع) در آن واقع است، با بلان نام داشته، و این زمین پیش از آنکه مرقد مطهر آن حضرت شود، بنایی نداشته است، فقط ملکی از ملک های موسی بن خزرج بوده است، این زمین را موسی بن خزرج که هم مهمان دار حضرت معصومه(ع) بود و هم در عصر خویش رئیس و محترم بود، برای دفن آن حضرت معین کرد.

آل سعد در این سرزمین سردابی حفر کردند تا آن را مقبره حضرت معصومه(ع) قرار دهند، پس از آنکه جنازه مطهر آن بی بی بزرگوار را غسل داده و کفن نمودند،‌آن را به آن سرزمین آوردند، در این وقت میان آل سعد گفتگو شد که چه کسی داخل قبر شده، و جنازه را در سرداب به خاک بسپارد، سرانجام اتفاق کردند که شخصی به نام قادر که پیرمرد پرهیزکار و صالح و سید بود داخل قبر شود آن گوهر پاک را دفن کند.

چون به سراغ آن مرد رفتند، ناگاه از جانب صحرا دو سوار نقاب دار پیدا شدند، همین که به نزدیک رسیدند، از مرکب خود پیاده شدند و بر جنازه حضرت معصومه(ع) نماز گزاردند، سپس داخل سرداب شده و جنازه را دفن کردند، آن گاه بیرون آمده و رفتند، و کسی نفهمید که آنها چه کسی بودند.

آنگاه موسی بن خزرج سقف و سایبانی از بوریا بر سر قبر برافراخت تاهنگامی که حضرت زینب دختر امام نهم(ع) وارد قم گردید و قبه ای بر آن مرقد مطهر بنا کرد.(۱۸۲)

بعد از مدتی ام محمد دختر موسی پسر امام جواد(ع) وفات کرد، جنازه او را در کنار مرقد حضرت معصومه(ع) به خاک سپردند.

مدتی بعد، میمونه خواهر ام محمد وفات کرد، او را نیز در کنار مرقد حضرت معصومه(ع) به خاک سپردند و قبه ای جداگانه بر روی قبر آن دو بانو، بنا نمودند سپس بْریهیه دختر موسی بن امام جواد(ع) وفات نمود، او را نیز در آنجا به خاک سپردند.(۱۸۳)

مرحوم محدث قمی، غیر از بانوان فوق، از بانوان دیگر نیز نام برده که در کنار مرقد مطهر حضرت معصومه(ع) مدفون هستند، مانند: زینب دختر امام جواد(ع)، ام اسحاق کنیز محمد بن موسی مبرقع(ع)، و ام حبیب کنیز محمد بن احمد بن موسی مبرقع(ع).(۱۸۴)

بنابراین در مجموع شش تن از امامزادگان، و منسوبین به امامان(ع) در کنار مرقد مطهر حضرت معصومه دفن شده اند.(۱۸۵)از این رو شایسته است آنان که مرقد شریف حضرت معصومه(ع) را زیارت می کنند، از آنها نیز یاد کنند، گرچه با این جمله کوتاه باشد:

"اَلسَلامُ عَلَیْکُنَ یا بَناتِ رَسُولِ اللهِ، اَلسَلامُ عَلَیْکُنَ وَ رَحْمَهُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ؛

سلام بر شما ای دختران رسول خدا، سلام و رحمت و برکات خدا به شما باد."

پیکرهای تر و تازه، پس از هزار و چند سال

از گفتنی های عجیب و معجزه آسا که در عصر ناصرالدین شاه(متوفای ۱۳۱۳ هـ .ق) رخ داده اینکه: مرحوم آیت الله حاج آقا حسینی مجتهد[کوچه حرمی جد پدری حرم پناهی ها و جد مادری اشراقی ها که قبرش به صورت مرتفع در صحن نو، مقابل قبر مرحوم آیت الله شیخ فیض الله نوری است] نقل کرد: هنگام فرش کردن حضرت مطهر حضرت معصومه(ع) با سنگ های مرمر، در قسمت پایین پای حضرت، روزنه ای به سرداب باز شد، ضروری به نظر رسید که افرادی انتخاب شوند و داخل سرداب بروند و وضع آنجا را بررسی کنند که اگر نیاز به تعمیر داشت، تعمیر نمایند.

دو نفر بانوی صالحه انتخاب شدند، چراغی برداشته داخل سرداب شدند، دیدند قبر مطهر حضرت معصومه(ع) در آن سرداب نیست، بلکه آن سرداب در پایین قبر مطهر آن حضرت است، در آن جا سه پیکر مطهر تر و تازه را دیدند که گویی همان روز، روح از بدنشان جدا شده بود یک تن بانو، و دو تن کنیز و سیاه چهره بودند.(۱۸۶)

از بررسی کتب فهمیده می شود که آن بانوی ارجمند میمونه دختر موسی مبرقع بن امام جواد(ع) بوده، و آن دو کنیز، ام اسحاق و ام حبیب، بوده اند. آری پس از گذشت یازده قرن از وفاتشان، بدن مبارکشان، هیچ تغییر نکرده بود، و مصداق این سخن پیامبر(ص) شدند که فرمود:

“اِنَ اللهَ حَرَمَ لُحُومَنا عَلَی الْاَرْضِ فَلایَطْعُمُ مِنْها شَیْئاً؛

خداوند گوشت های ما را بر زمین حرام کرده، هرگز زمین چیزی از گوشت ما را نمی خورد.”(۱۸۷)

نگاهی به فضایل حضرت معصومه(ع)

ازآنجا که شناخت، پایه دین است، و اظهار عقیده و انجام کارهای نیک از روی شناخت، به عقیده و اعمال، ارزش چندان برابر می دهد، و از آنجا که امیرمؤمنان علی(ع) به کمیل فرمود:

“ما مِنْ حَرَکَهٍ اِلا وَ اَنْتَ مُحْتاجٌ فِیها اِلی مَعْرِفَهٍ؛

هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو به شناخت خیر و شر آن نیازمند هستی.”(۱۸۸)

و حضرت رضا(ع) در مورد پاداش زیارت مرقد مطهر حضرت معصومه(ع) فرمود:

“مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِها فَلَهُ الْجَنَهُ؛

کسی که او را در حالی که حقش را شناخته، زیارت کند، برای او بهشت است.”(۱۸۹)

و در فرازی از زیارتنامه حضرت معصومه(ع) که از حضرت رضا(ع) نقل شده می خوانیم:

“وَ اَنْ لایَسْلُبَنا مَعْرِفَتَکُمْ اِنَهُ وَلِیُ قَدِیرٌ؛

از خدا می خواهیم که معرفت به شأن شما را از ما سلب نکند، او سرپرست توانا است.”

نتیجه می گیریم که قبل از هر چیز باید امامان(ع) و شخصیت های بزرگی چون حضرت معصومه(ع) را شناخت، و درک پاداش و درجات ارزش، بستگی به شناخت آنها دارد، از این رو در اینجا نظر شما را به ده نمونه از فضایل حضرت فاطمه معصومه(ع) که موجب شناخت بیشتر است، جلب می کنیم:

۱ـ دختر روح و جسم پیامبر(ص)

در زیارتنامه ای که در شأن حضرت معصومه(ع) از حضرت رضا(ع) نقل شده، حضرت معصومه(ع) به عنوان:

دختر رسول خدا(ص)، دختر فاطمه و خدیجه(ع)، دختر امیرمؤمنان علی(ع)، دختر حسن و حسین(ع)، دختر ولی خدا(امام کاظم(ع))، خواهر ولی خدا(امام رضا(ع))، و عمه ولی خدا(امام جواد(ع)) خوانده شده است.

این تعبیرات، تنها بیانگر شرافت خانوادگی نیست، بلکه علاوه بر آن، بیانگر آن است که حضرت معصومه(ع) از نظر معنوی و مقامات عالی ملکوتی، به راستی فرزند روح و جسم پیامبر(ص) وحضرت زهرا و خدیجه کبری(ع) و امام معصوم(ع) است.

۲ـ مقام عصمت و طهارت حضرت معصومه(ع)

روایت شده: حضرت رضا(ع) فرمود:

“مَنْ زارَ الْمَعْصُومَهَ بِقُمْ کَمَنْ زارَنی؛

کسی که معصومه(ع) را در قم زیارت کند، مانند آن است که مرا زیارت کرده است.”(۱۹۰)

گرچه شواهد و قراین در مورد مقام عصمت حضرت معصومه(ع) بسیار است، ولی سخن فوق از امام معصوم حضرت رضا(ع) صراحت دارد که حضرت معصومه(ع) دارای مقام عصمت بوده است، ضمناً این سخن بیانگر آن است که: این لقب را حضرت رضا(ع) به حضرت معصومه(ع) داده است، وگرنه نام حضرت معصومه(ع) فاطمه کبری است از سوی دیگر، به فرموده حضرت رضا(ع) پاداش زیارت حضرت معصومه(ع) همانند پاداش زیارت حضرت رضا(ع) است.

یکی از قراینی که بیانگر مقام عصمت حضرت معصومه(ع) است، این که(چنان که خاطر نشان شد) دو نفر نقاب دار از عالم غیب آمدند و جنازه آن حضرت را به خاک سپردند.

با توجه به این که: ما معتقدیم، معصوم را باید معصوم دفن کند، به احتمال قوی، آن دو نفر، امام رضا(ع) و امام جواد(ع) بوده اند.

پاسخ به یک سؤال

در اینجا این سؤال مطرح می شود که مگر غیر از پیامبران و چهارده معصوم، معصوم دیگری نیز داریم؟

پاسخ: مقام عصمت که عالی ترین مقام معنوی و پاکی است، درجاتی دارد، در وهله اول به دو گونه است: ۱ـ معصوم از خطا ۲ـ معصوم از گناه، حضرت معصومه(ع) همانند حضرت زینب(ع) در یکی از درجات عصمتند، گرچه در درجات چهارده معصوم(ع) نباشند، زیرا چهارده معصوم(ع) علاوه بر عصمت از گناه عصمت از خطا نیز دارند.

به هر حال وجود ذیجود حضرت معصومه(ع) که بانویی بسیار ارجمند، و گلی باشکوه از گلستان نبوت و امامت است، همچون روحی در پیکر سرزمین قم است، او با نورانیت معنوی خود، سرزمین قم را رونقی دیگر بخشیده است، و قدم مبارکش در قم، هزاران چندان بر عظمت قم افزوده است. او سلاله پاک از خزائن امامت و ولایت، وگوهری گرانقدر و تابناک از صدف ملک امکان است که روز به روز و ساعت به ساعت بر شکوه و شرافت قم، می افزاید، به گفته شیخ زکی باغبان در قصیده معروف خود:

قم گشته از شرافت معصومه با صفا چون روضه بهشت برین گشته پر ضیا

شاهان به درگهش همه آورده التجا بی شک که می رود به بهشت از ره عطا

بر نعش مجرمی که نشیند غبار قم

چند شعر از نگارنده تقدیم به حضرت معصومه(ع)

نگارنده نیز در حد بضاعت اندک خود، در این راستا چنین سروده ام:

ای سرزمین قم توکن از روی افتخار زآن گوهر خجسته و آن اخت شهریار

بر سایر اراضی عالم زعز و جاه فخر و سرور، هر دم و هر لحظه بی فکار

برگو به آسمان که مناز از ستارگان در من ستاره شرف است و خور نهار

کاو خواهر امام بوُد دختر امام هم عمه امام و زعصمت چو هشت و چار

همواره شیعه از ره صدق می کند خطاب بر دخت مصطفی و نگهدار ذوالفقار

ای گوهر یگانه عصمت، در شرف وی منبع فضایل و معنا و اعتبار

خاک درت بْدی و بود توتیای چشم مهر رخت حکایت و مرآت نور یار

دارند فرشتگان ز سرالتجاء و صدق اندر سرای تو سر تعظیم و روی خوار

قربان شوند و چاکر درگاهت ای مهین ای گوهر نُه صدف عفت و وقار

از فر تواست حوزه علمیه با شکوه از لطف تواست رونق آن جمله برقرار

اندر حوادث و خطر و پستی و فراز باشی پناه و یاور این”یار ارجدار”

از نور تواست دیده خفاش بی قرار از کوی تواست دیده اعداء، تار و مار

زیبدکنی شفاعت ما را زروز حشر ای شافع شکسته دلان نزد کردگار

زآن روی که شفیعه بود مر تو را لقب بهر دلیل در زیارت او”اِشْفَی” بیار

دارد”محمدی” زسر صدق و بندگی صبح و مساء در کنف لطف تو بهار

آری حضرت رضا(ع) به ما یاد داده که در زیارت او چنین بخوانیم:

“یا فاطِمَهُ اِشْفَعی لِی فِی الْجَنَهِ، فَاِنَ لَکِ عِنْدَاللهِ شأناً مِنَ الشَأنِ؛

ای فاطمه معصومه! در مورد رفتن به بهشت، مرا شفاعت کن، چرا که در پیشگاه خداوند، دارای مقام و منزلتی بس ارجمند هستی.”(۱۹۱)

۳ـ پیشگویی امام صادق(ع) از حضرت معصومه(ع) قبل از ولادتش

از اموری که به روشنی بیانگر عظمت مخصوص مقام حضرت معصومه(ع) است، این که امام صادق(ع) قبل از ولادت او، حتی قبل از ولادت پدر او، از او یاد کرده است، این موضوع بیانگر آن است که این بانوی خاندان نبوت، از امتیازات و ویژگی های عمیق و ارجمندی برخوردار بوده است، و در سطح بالایی از شخصیت و ارزش های انسانی و ملکوتی قرار داشته است، به عنوان مثال:

۱ـ یکی از شیعیان به محضر امام صادق(ع) آمد، دید آن حضرت در کنار گهواره کودکی، با آ‌ن کودک گفتگو می کند، تعجب کرد و گفت: آیا با کودک نوزاد سخن می گویی؟

امام صادق(ع) فرمود: اگر تو هم مایل هستی نزد این کودک بیا و با او گفتگو کن.

او می گوید: کنار گهواره آن کودک نوزاد رفتم، سلام کودکم، جواب سلام مرا داد، به من فرمود: نامی که برای دختر تازه متولد شده ات برگزیده ای عوض کن، زیرا خداوند آن نام را دشمن دارد.(با توجه به این که او چند روز قبل از او دارای دختر شده بود نامش حْمیرا گذاشته بود.)

آن شخص می گوید: سخن گفتن نوزاد، و اطلاع او از اخبار پنهان، و نهی ا زمنکر او، مرا بیشتر به تعجب واداشت، بهت زده شدم، امام صادق(ع) به من فرمود: تعجب نکن، این کودک فرزندم موسی است خداوند از او دختری به من عنایت کند که نامش فاطمه است، او در سرزمین قم به خاک سپرده می شود، و هر کس(مرقد) او را در قم زیارت کند، بهشت بر او واجب است.(۱۹۲)

۲ـ نیز امام صادق(ع) قبل از ولادت حضرت معصومه(ع) در ضمن گفتاری در شأن او فرمود:

“وَسَتُدفَنُ فِیها اِمْرَأَهٌ مِنْ اَوْلادِی تُسَمی فاطِمَهُ، فَمَنْ زارَها وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَهُ؛

و به زودی در قم بانویی از فرزندان من به نام فاطمه دفن شود، پس هر کس او را زیارت کند، بهشت برای او واجب می گردد.”

در ذیل این روایت آمده؛ امام صادق(ع) این سخن را قبل از ولادت امام کاظم(ع) فرمود.(۱۹۳)

با توجه به اینکه امام کاظم(ع) در سال ۱۲۸ هـ . ق چشم به جهان گشوده است، و تولد حضرت معصومه(ع) در سال ۱۷۳ رخ داده، نتیجه می گیریم که امام صادق(ع) این سخن را ۴۵ سال قبل از تولد حضرت معصومه(ع) فرموده است.

این پیش گویی امام صادق(ع)، در سخن دیگری نیز آمده که فرمود:

“در قم بانویی از فرزندانم رحلت می کند که به شفاعت او همه شیعیانم وارد بهشت می گردند.”(۱۹۴)

این پیش گویی ها دلالت ضمنی و در عین حال عمیق و آشکار بر عظمت جلال و مقام رفیع حضرت معصومه(ع) دارند، و در ضمن دعوت شیعیان به توجه بیشتر به مقام این بانو، و آرمان های مقدس او است.

این مطلب نیز به نوبه خود حاکی از فضایل مخصوص حضرت معصومه(ع) و مقام ارجمند و ممتاز او است.

۴ـ پدرش به فدایش

یکی از فضایل حضرت زهرا(ع) این است که پیامبر(ص) در موارد متعدد، در شأن او فرمود:

“فَداها اَبْوها؛ پدرش به فدایش باد.”(۱۹۵)

این تعبیر بیانگر اوج مقام ارجمند حضرت زهرا(ع) است که پیامبر اکرم(ص) در شأن او گفته است.

در مورد حضرت معصومه(ع) نیز نظیر این مطلب از پدرش امام کاظم(ع) روایت شده، در این راستا به ماجرای جالب زیر توجه کنید:
ادامه مطلب »

آب زمزم و تربت
دوست دانشمندم حضرت حجه الاسلام و المسلمین آقای حاج سید احسان الله سبزواری که از فضلای برجسته حوزه علمیه قم می باشد می فرمود : در سال ۱۴۱۴ هـ . که تولد یکی از فرزندان نزدیک بود به حرم مطهر بی بی مشرف شدم و عرض کردم :
برای تولد فرزندم سه چیز از شما می خواهم :
۱-مقداری تربت حائر مقدس امام حسین علیه السلام
۲-مقداری آب فرات
۳-مقداری آب زمزم که هر سه را برای برداشتن کام فرزندم می خواستم که در روایات بر آنها تاکید فراوان شده است .اینها را می خواستم و مطمئن شدم که انشاء الله درست می شود .
از حرم بیرون آمدم به کسی برخوردم بدون اینکه من چیزی بگویم گفت :
قدری آب زمزم آورده ام شیشه ای بیاور مقداری هم به تو بدهم .
به شخص دیگری برخورد کردم پرسیدم : شما تربت اصل ندارید ؟ استخاره کرد و بعد از استخاره گفت : بیا من مقداری از تربت ایوان طلا دارم .
وقتی رفتم و تربت را گرفتم همین که به دستم رسید حالم منقلب شد . تربت عجیبی بود وقتی آن را به منزل آوردم بدنم می لرزید .
اما حاجت سوم ( آب فرات ) را لیاقت نداشتم و آن وقت به دستم نرسید . سالها بعد به دستم رسید .
تربت را با آب زمزم ممزوج کردم وقتی بچه متولد شد ، امّ الزوجه آن را توسّط یکی از پرستارها به بچه داد و کامش را با آن برداشت .
امیر المومنان علیه السلام می فرماید : کام فرزندان خود را با آب فرات بردارید تا از دوستان ما بشوید .

(۲)

آزاد شدن اسیر جنگی
حضرت حجه الاسلام و المسلمین آقای ابن الرّضا از حاج آقای کشفی از خدمتگزاران بلند پایه حرم حضرت معصومه علیها السلام نقل کردند که در ایام جنگ، شبی از شبها گروهی از اسرای عراقی را به حرم مطهّر کریمه اهلبیت آورده بودند ، در طرف بالای سر حضرت میله هایی نهاده شده بود که اسرا در داخل میله ها و دیگر زائران در بیرون میله ها مشغول زیارت بودند . یکمرتبه دیدیم که زنی از میان تماشاگران جیغ کشید و بلافاصله یکی از اسرا نیز جیغی کشید .

معلوم شد که این اسیر از شیعیان عراقی بوده ، به خدمت سربازی رفته ، توسّط ارتش عراقی او را اجباراً به جبهه برده اند و آنجا به اسارت نیروهای ایرانی درآمده است .

مادرش نیز به جرم شیعه بودن از عراق اخراج شده ، به ایران آمده ، در قم اسکان داده شده ، و به کلّی از سرنوشت پسرش بی خبر مانده است .

این مادر بیچاره ، هر شب به حرم مطهّر حضرت معصومه علیها السلام مشرّف می شده ، به خدمت بی بی عرض می کرده : بی بی جان من پسرم را از تو می خواهم .

آن شب نیز چون شبهای دیگر به حرم مشرّف شده ، برای پسرش دعا کرده ، به حضرت معصومه علیها السلام متوسّل شده است که یکمرتبه پسرش را در میان اسیران دیده ، بی اختیار جیغ کشیده ، پسرش نیز متوجّه مادر شده ، متقابلاً جیغ کشیده و اینگونه از عنایات حضرت معصومه علیها السلام پس از سالها جدایی ، چشم مادر با دیدن میوه دلش روشن گردیده است .

پس از این رخداد جالب ، توسّط سازمان بین المللی ترتیبی داده شد که این پسر از اسارت آزاد شده به کانون گرم خانواده برگردد .

(۳)

ادای دیون
حاج آقا تقی کمالی پهلوان نامی و خادم گرامی حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ می گوید :
در تاریخ ۲۴ قوس ( آذر ماه ) ۱۳۰۲ شمسی ، که در آستانه مقدّسه متحصّن و پناهنده به این بی بی بودم ، در یکی از حجرات فوقانی صحن نو منزل داشتم و روزگار به تلخی و سختی می گذارنیدم و کاملاً تحت فشار و ضیق معیشت قرار داشتم و هزینه زندگی خود را با قرض از کسبه اطراف صحن تامین می کردم .
یک روز پس از ادای فریضه صبح ، به محضر بی بی مشرّف شدم و وضع ناهنجار خود را به عرض رسانیدم ، در این حال کیسه پولی روی دامانم قرار گرفت .
مدّتی در همانجا توقّف نمودم و در کار خود دچار حیرت شدم ، زیرا احتمال می دادم که از زوّار محترم افتاده باشد و لازم باشد به صاحبش رد کنم .
با آن پولها قرضهای خود را پرداخت کردم و از اندیشه دیون خود را حت شدم و مدّت چهارده ماه تمام خرج کردم و تمام نشد .
تا آنکه روزی حجّه الاسلام و المسلمین حاج شبخ حسین حرم پناهی ، فرزند گرانمایه آقا حسن مجتهد قدس سره تشریف آوردند و از وضع معیشت من جویا شدند ، من موضوع عنایت بی بی را به اطّلاع رسانیدم ، آن عطیه با برکت در آن ایام تمام شد . (۲۹)
نگارنده گوید : این کرامت باهره را در ذیل داستان ۱۸ همین کتاب آورده بودیم ، ولی چون در این نقل چند خصوصیت بود ، مناسب دیدیم که آن را جداگانه بیاوریم ، این خصوصیتها عبارتند از :
۱-تاریخ ( ۲۴ آذر ۱۳۰۲ ش . )
۲-مبلغ ( چهار تومان )
۳-مدّت ( ۱۴ ماه )
۴-شخص ( مرحوم حاج شیخ حسین حرم پناهی )

حاج آقای سبزواری فرمودند : روزی در مشهد مقدّس خدمت مرحوم آیت الله مجتهدی بودم و سید بزرگواری هم حضور داشت ، به مناسبتی از مقامات بی بی حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ صحبت شد ، ایشان فرمودند : از ویژگیهای حرم حضرت معصومه علیها السلام این است که حوائج قلبی را بی بی روا می کند و نیازی به ذکر آن نیست . ایشان روی این مطلب تاکید می کردند .
نگارنده نیز این مطلب را بارها از ایشان شنیده بود .ایشان فرمودند : من از سفر مشهد به قم بازگشتم ، دَینی به گردن داشتم که فکرم را مشغول کرده بود . به حرم مطهر مشرّف شدم ، با یکی از خدّام به نام آقای کوه خضری که از دوستان بود ، مصادف شدم ، این مطلب را با ایشان بازگو کردم ، گفت : حقیقت است .
گفتم : من الآن حاجتی دارم ، گفت : بی بی آن را روا می کند ، گفتم : از کجا می دانی ؟ گفت : بر گردن من . گفتم : تعهّد می کنی ؟ گفت : آری .توی صحن کوچک رفتم ، مقابل ایوان طلا از دلم گذشت که بی بی کی از خدّام شما کاری را به عهده گرفته است . این را در دل حدیث نفس کردم و رفتم .یکی دوساعت نگذشته بود که یکی از رفقا را دیدم ، گفت : کجا بودی که الآن یک ساعت است دنبال تو می گردم . فلانجا رفتم به دنبال تو ، فلانجا رفتم ، پس کجا هستی ؟به همان مقدار دَینی که بر گردنم بود به من داد و این ویژگی حرم بی بی نیز ثابت شد .

(۵)آقای سبزواری خود داستان جالبی دارند که در کتاب کریمه اهلبیت فشرده آن را آورده بودیم ، (۳۰) مشروح آن را در اینجا از روی دستنویس ایشان می آوریم :
ما منزلی در کوچه جمکرانیهای قم خریدیم ، بیش از نصف آن را قرض کردیم و با تکلّف پرداخت کردیم . چون وامهای متعدّدی از صندوقهای قرض الحسنه گرفته بودیم ، اقساط هم عقب افتاده بود و مقداری هم دستی گرفته بودیم . سعی می کردیم وضع خودمان را به کسی نگوییم و راز خود را در درون نگهداریم .

وام هشتم ، نهم بود که مقدّماتش فراهم شد ، خواستم بگیرم ، کسی آمد برای ضمانت ، ولی در وسط گفت : ” من شرعاً ضمانت نمی کنم ، فقط امضا می کنم ” و لذا ضمانت او قبول نشد .

با هم بیرون آمدیم ، در کنار چهارراه بیمارستان آنقدر به من سرزنش کرد و دلم را آتش زد که پس از گذشت ۱۴ سال هنوز دلم می سوزد و جای زخم زبانهای او خوب نشده است .

به او گفتم : من توی چاه افتاده ام ، اگر می توانی دستم را بگیر ، چرا این قدر سرکوفت می زنی ؟ باز هم ادامه داد و سنگ تمام گذاشت .

قرضهای متفرقه ای را قرار بود با این وام بدهم که وقت آنها رسیده بود و همه نقشه ها فرو ریخت و با نومیدی کامل به منزل رفتم .

بعدازظهر حالم خیلی بد شد ، خانواده پرسید : چه شده ؟ چیزی نگفتم ، گرفتم خوابیدم .

شب به حرم حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ رفتم ، گفتم : عمّه جان ! من دیگر نه به وامها کاری دارم ، نه به قرضهای دستی ، هرچه بادا باد .

عبا را بر سر کشیدم و درگوشه ای نشستم و گفتم : عمّه جان من اگر جای دیگری داشتم می رفتم .

لذا با دل شکسته با عمّه جان به نجوا نشستم و برای بی بی روضه ای خواندم .

آن شب گذتش و من نیز از همه جا بریدم و به کسی مراجعه نکردم . شب دوّم و سوّم نیز به همان کیفیّت به محضر کریمه اهلبیت رفتم و همان برنامه را اجرا کردم که در آن سه شب حال و توجّه عجیبی بود.

آن شخص که دل ما را سوزانده بود ، نفهمید که چه شده ؟ ولی این کار به نفع ما و به ضرر او تمام شد ، اشاره ای کردم ، نگرفت ، حالا هم متوجّه نشده است . بعد هم از قم رفت و در تهران ساکن شد و قضایایی پشت سر هم انجام گرفت و ادامه دارد .

شب سوّم که از حرم بیرون آمدم ، شخصی با من مصادف شد و پرسید : شما برای این منزل چقدر بدهکار هستید ؟

گفتم : من به پدرم ، مادرم و خانواده ام نگفته ام ، هیچکس نمی داند و من به کسی نمی گویم .

گفت : من باید بدانم ، از او ا صرار و از من انکار ، سرانجام در اثر پافشاری زیاد ، به او گفتم .

روز بعد به منزل ما آمد و یک کیسه پلاستیکی آورد و قرضهای ما ادا شد .

من هرچه از او پرسیدم : این چیست ؟ در جواب گفت : عنایت حضرت معصومه سلام الله علیهاست ، چندین بار سوال خود را تکرار کردم ، همان پاسخ را داد . و بدین وسیله همه قرضهای ما ادا شد .

(۶)

یکی از دوستان اهل دل می گفت : من از ۱۸ سالگی تا الآن که ۴۱ سال گذشته هر وقت برای حاجتی به این خاتون دو سرا متوسّل شدم ، هرگز نومید نشدم . از جمله چند روز پیش احتیاج به قرض داشتم ، مشرّف شدم . و به عرض بی بی رساندم ، فردای َآن روز یکی از آشنایان آمد و مبلغ یکصد و پنجاه هزار تومان قرض الحسنه آورد .

(۷)

ارجاع امام رضا علیه السلام به حضرت معصومه علیهاالسلام

حجّه الاسلام والمسلمین آقای قاضی زاهدی شاهد یکی از کرامتهای حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ در بیست سال قبل بودند که متن آن به شرح زیر است :

می فرمودند : در حدود بیست سال قبل شبی در حرم مطهّر دعای توسّل برقرار بود و من در دعای توسّل شرکت نموده بودم ، در وسط دعای توسّل برق قطع شد و مدّتی حرم تاریک بود ، تا چراغها روشن شد احساس کردم مردم به نقطه خاصّی در حرم مطهّر _ همانجا که قبر شاه عباس هست _ متوجّه می باشند ، من نیز به آن نقطه کشیده شدم ، دیدم یک دختر ۱۷ _ ۱۸ ساله ای را در میان گرفته اند و همه متوّجه او هستند ، معلوم شد که این دختر از ده سال پیش به دنبال یک بیماری حادّ و مزمن زبانش گنگ شده بود و برای طلب شفا او را به مشهد مقدّس برده اند و آنجا متوسّل شده اند ، حضرت امام رضا علیه السلام در عالم رویا فرموده : او را به قم ببرید و اینک او را به قم آورده اند و از عنایات حضرت معصومنه علیهاالسلام زبانش گویا شده و شفای کامل یافته است .

(۸)

ارشاد زائر

مرحوم حیدر آقا تهرانی ، متخلّص به ” معجزه ” متوفّای ۱۴۱۸ هـ . از شاعران شایسته و زاهدان وارسته و صاحب دیوان ارزشمندی در مدایح و مراثی کریمه اهلبیت ، که به عنوان ” لمعات عشق ” منتشر شده ، در ایّام اقامتش در حوزه علمیّه قم به چلّه نشینی پرداخته ، مراتب ترک حیوانی را سپری کرده ، (۳۱) اوقات فراغت خود را با اذکار و اوراد واصله از خاندان عصمت و طهارت پر کرده ، تا شبی در حجره خود واقع بین مدرسه فیضیّه و دارالشّفا دچار تب و لرز شدیدی شده ، تعادل خود را از دست داده ، خود را در چند قدمی مرگ احساس نموده ، به حضرت معصومه علیها السلام توسّل جسته ، در عالم رویا جام آبی دریافت کرده ، سلامتی خود را بازیافته و همچنان به اذکار و اوراد روی آورده ، تا شبی در عالم رویا به محضر مقدّس حضرت معصومه علیها السلام شرفیاب شده ، کریمه اهلبیت او را از ادامه دادن به اذکار و اوارد نهی کرده و فرموده : ” اگر رضای خدا را خواستاری ، فقط واجبات را رعایت کن و دیگر دست از مستحبّات بردار ” .

خود مرحوم معجزه در این رابطه می گوید : بدین لحاظ است که سالها بر من می گذرد که از اوراد و اذکار دست برداشته ، به واجبات خود ادامه می دهم ، زنهار ، زنهار ، هرچه شارع مقدّس فرموده ، آنرا از دست ندهید ، زیرا اینگونه اوراد و اذکار برای تذکیه قلب و صفای دل در راه حبّ پروردگار ، تا به جایی مفید است ، که به جسم زیانی نرسد و روح را فرسوده نسازد . (۳۲)

در مورد سیر و سلوک و سوء استفاده شیطان احیاناً از اوراد و اذکار ، مطلب ارزشمندی از مرحوم آیت الله حاج سید موسی زر آبادی به دست ما رسیده ، در شرح حال ایشان آورده ایم ، به آنجا مراجعه شود . (۳۳)

(۹)

به صورت متواتر با اسناد مورد اعتماد از یکی از خدّام حرم مطهّر به نام مرحوم سیّد محمّد رضوی نقل شده که گفته : شبی در عالم رویا حضرت معصومه _سلام الله علیها _ را خواب دیدم ، فرمود : ” بلند شود چراغ گلدسته ها را روشن کن ” .

به ساعت نگاه کردم دیدم چهار ساعت به اذان صبح باقی است ، دوباره خوابیدم ، باز همان رویا تکرار شد . بار سوّم بی بی بر من نهیب زد و فرمود : ” مگر به تو نگفتم که بلند شود و چراغهای گلدسته ها را روشن کن ” .

از جای برخاستم و چراغهای گلدسته ها را روشن کردم . برف سنگینی آمده بود ، همه جا سفید پوش بود و هوا بسیار سرد بود .

فردا هوا آفتابی بود ، در صحن مطهّر ایستاده بودم ، دیدم گروهی از زائران با یکدیگر صحبت می کنند و می گویند : ما چقدر باید از این بی بی تشکّر کنیم ، اگر چند دقیقه چراغهای گلدسته ها دیرتر روشن می شد ما از سرما تلف شده بودیم .

معلوم شد که اینها در اثر بارش سنگین برف راه را گم کرده بودند و بدون وسیله در وسط بیابان مانده بودند ، وقتی چراغها به فرمان بی بی روشن می شود ، سمت شهر معلوم می شود و خود را به شهر می رسانند و از شرّ سرمای سوزان رهایی می یابند .

(۱۰)

انا المعصومه اخت الرّضا

درکتاب ” کریمه اهلبیت ” در پیرامون عصمت حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ بطور فشرده سخن گفتیم و به عرض خوانندگان گرامی رساندیم که حضرت امام رضا علیه السلام در حدیثی فرموده اند:

” مَن زارَ الْمَعْصومَهَ بِقُمْ کَمَنْ زارَنی ”

” هر کس معصومه را در قم زیارت کند همانند کسی است که مرا زیارت کند”.(۳۴)

و گفتیم که این حدیث به صراحت بر عصمت حضرت معصومه علیهاالسلام دلالت می کند ، و یادآور شدیم که شخص حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ نیز در رویایِ صادقه ای از خود تعبیر به ” معصومه ” کرده است ، واینک متن این داستان را از زبان محدّث والامقام ، علاّمه بزرگوار مرحوم میرزا حسین نوری ، متوفّای ۱۳۲۰ هـ . می آوریم .

این واقعه یکی از معجزات باهرات باب الحوائج الی الله حضرت موسی بن جعفر علیه السلام است و حضرت معصومه علیها السلام در این داستان نقش دارند ، و میرزای نوری این داستان را از شخص صاحب قضیّه _ بدون واسطه _ شنیده و درکتاب گرانسنگ : ” دارالسلام ” آورده است ، و ما اینک ترجمه آن را به محضر شیفتگان این خاندان تقدیم می داریم :
یکی از نشانه های قدرت پروردگار که دلها را از زنگار شیطان پاکیزه می سازد اینست که در ایّام مجاورت با حرمین شریفین کاظمین علیها السلام در بغداد یک مرد نصرانی به نام ” یعقوب ” زندگی می کرد که به بیماری ” استسقاء ” دچار شده بود .
هر قدر به پزشکان مراجعه می کرد ” نتیجه نگرفت ، تا مرض کاملاً شدّت یافت و او را رنجور ساخت و از پا انداخت .آن مرد نصرانی می گفت : در آن ایّام من همه اش از خدا می خواستم که مرا یا شفا دهد و یا به وسیله مرگ از آن مرض رهایی بخشد .در حدود سال ۱۲۸۰ هـ . بود که شبی روی تخت خوابیده بودم ، در عالم رویا یک آقای بزرگوار بلند قد و بسیار نورانی را دیدم که در کنار بستر من حضور یافت و تخت مرا حرکت داد و فرمود ” اگر بخواهی از این بیماری شفا پیدا کنی ، تنها راهش اینست که به شهر کاظمین مشرّف شوی و کاظمین علیها السلام را زیارت نمایی ، تا از این مرض رهایی یابی ” .
او می گوید : من از خواب بیدار شدم ، رویای خود را برای مادرم نقل کردم ، مادرم گفت : این خواب خوابِ شیطانی است ! آنگاه صلیب و زُنار(۳۵) آورد و بر گردنم آویخت .
یکبار دیگر به خواب رفتم و در عالم رویا بانوی مجلّله ای را دیدم که سرتاسر بدنش پوشیده بود ، تخت مرا حرکت داد و فرمود :برخیز که صبح صادق طلوع کرده است ، مگر پدرم با تو شرط نکرد که به زیارت او مشرّف شوی ، تا ترا شفا عنایت کند ؟ “پرسیدم : پدر شما کیست ؟
فرمود : ” امام موسی بن جعفر علیه السلام است ” .پرسیدم شما کیستید ؟فرمود : ” اَنَا الْمَعْصُومَهُ اُخْتُ الرِّضا علیه السلام “” من معصومه خواهر حضرت رضا علیه السلام هستم ” .
چون از خواب بیدار شدم در حیرت بودم که چه کنم و کجا بروم ؟ به دلم افتاد که به خانه سیّد جلیل القدر سیّد راضی بغداد بروم .به منزل سیّد راضی بغدادی ، واقع در محلّه ” رواق ” بغداد رفتم ، حلقه در را کوبیدم . از پشت در صدا زد کیستی ؟ گفتم : باز کن .هنگامی که صدای مرا شنید ، دخترش را صدا کرد و گفت :
” دخترم در را باز کن ، او یک نفر مسیحی است که می خواهد به شرف اسلام مشرّف شود ” .

هنگامی که در باز شد و به خدمتش شرفیاب شدم ، عرض کردم ، از کجا متوجّه شدید که من مسیحی هستم و قصد تشرّف به اسلام را دارم ؟
فرمود : ” جدّم _ امام کاظم _ (ع) در عالم رویا به من خبر داده است ” .آنگاه مرا به کاظمین برد ، و در کاظمین به محضر شیخ جلیل القدر شیخ عبدالحسین تهرانی ( رحمه الله علیه ) رفتیم ، من سرگذشت خود را برای او نقل کردم ، او دستور داد که مرا به حرم مطهّر ببرند .پس مرا به حرم مطهّر بردند و در اطراف ضریح مقدّس مرا طواف دادند.در داخل حرم اثری ظاهر نشد ولی چون از حرم بیرون آمدم پس از گذشت اندک زمانی عطش بر من غلبه کرد ، آب خوردم و حالم دگرگون شد و بر زمین افتادم .با همین افتادن همه چیز تمام شد ، و گویی کوهی بر پشت من بود و برداشته شد ، ورم بدنم رفع گردید و زردی چهره ام به سرخی مبدّل گشت و هیچ اثری از بیماری در وجود من باقی نماند .به بغداد رفتم که از موجودی خود چیزی برای هزینه زندگی بردارم ، خویشان و بستگانم از سرگذشت من آگاه شدند ، مرا به خانه یکی از اقوام بردند که مادرم آنجا بود و گروهی در آنجا گرد آمده بودند .
مادرم به من گفت : ” رویت سیاه باد ، رفتی و از دین خود خارج شدی ! ” .گفتم : ” مادر ببین ، از مرض و بیماری هیچ اثری نمانده است ” .مادرم گفت : ” این سحر است !! ” .سفیر دولت انگلستان که در مجلس حضور یافته بود به عمویم گفت :” اجازه بدهید که من او را تادیب کنم ، زیرا امروز او خودش کافر شده ، فردا همه ایل و تبار ما را کافر می کند !! ” .آنگاه به دستور او مرا لخت کردند و بر روی زمین خوابانیدند و با چیزی که “قرپاچ” (۳۶)نامیده می شود بر بدنم نواختند .قرپاچ عبارت از یک رشته سیم بود که چیزهای تیزی چون سوزن بر سر سیمها نهاده بودند .سرتاسر بدنم خون آلود شد ولی اصلاً احساس درد نمی کردم .
خواهرم چون وضع اسفناک مرا مشاهده کرد ، خودش را به روی من انداخت ، تا شلاّق زن ها از من دست کشیدند و به من گفتند : هر کجا که می خواهی برو .به سوی کاظمین علیها السلام برگشتم و به خدمت مرحوم شیخ عبدالحسین مشرّف شدم ، شهادتین را به من تلقین کرد ، و من رسماً به شرف اسلام مشرّف شدم.هنگام عصر بود که از طرف ” نامق پاشا ” استاندار متعصّب و لجوج بغداد ، فرستاده ای به خدمت شیخ عبدالحسین آمد و نامه ای آورد که در آن نوشته بود ” یکی از رعیّتهای ما که تبعه فرنگ است به خدمت شما آمده که وارد اسلام شود او باید در نزد قاضی حاضر شود و در آنجا آیین اسلام را برگزیند ” .شیخ عبدالحسین فرمود : ” بلی آن شخص نزد من آمد و سپس به دنبال کارش رفت ” .
مرحوم شیخ مرا مخفی کرد آنگاه مرا به کربلا فرستاد و در آنجا ختنه شدم ، سپس به زیارت نجف اشرف مشرّف شدم . آنگاه توسّط مرد نیکوکاری مرا به اصطهبانات _ از توابع شیراز _ فرستاد .
یک سال تمام در بلاد فارس اقامت نمودم ، آنگاه به عتبات برگشتم .داستان او در اینجا تمام نمی شود ، بلکه دنباله دارد ، که به جهت اختصار به همین مقدار بسنده می کنیم ، علاقمندان به متن دارالسّلام مراجعه فرمایند . (۳۷)

ادامه مطلب »

حضرت معصومه(س)؛ بانوی فضیلت و کرامت
خبرگزاری مهر – گروه دین و اندیشه: ۱۰ ربیع الثانی سالروز وفات حضرت معصومه (س) است، آن بانوی بزرگوار از نظر علمی و اخلاقی مقام والایی دارد، این واقعیت و همچنین اسامی و القابی که به ایشان داده شده، فضیلت و کرامت آن بانو را مورد تأکید قرار می‌دهند .
نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، “معصومه” است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مکرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است ، آن بانو مادر امام هشتم نیز است، لذا حضرت معصومه و حضرت رضا (ع) از یک مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال ۱۷۳ هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید که در همان سنین کودکى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا قرار گرفت.

سرچشمه دانش

حضرت معصومه در خاندانی که سرچشمه علم، تقوا و فضایل اخلاقی بود، پرورش یافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوی گرامی به شهادت رسید، حضرت رضا عهده دار امر تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد .

در اثر توجهات زیاد آن حضرت، هر یک از فرزندان امام کاظم به مقامی والا دست یافتند و زبانزد همگان گشتند.
بدون تردید بعد از حضرت رضا در میان فرزندان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه از نظر علمی و اخلاقی، والامقام ترین آنان است. این حقیقت از اسامی، لقبها، تعریفها و توصیفاتی که ائمه اطهار از ایشان نموده اند، آشکار است و این حقیقت روشن می سازد که ایشان نیز چون حضرت زینب “عالمه غیر معلمه” بوده است.

مقام علمی حضرت معصومه (س)

حضرت معصومه از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشیع است و مقام علمی بلندی دارد. نقل شده که روزی جمعی از شیعیان، به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر (ع) و پرسیدن پرسش هایی از ایشان، به مدینه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم در مسافرت بود، پرسش های خود را به حضرت معصومه که در آن هنگام کودکی خردسال بیش نبود، تحویل دادند. فردای آن روز برای بار دیگر به منزل امام رفتند، ولی هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش های خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدی به خدمت امام برسند، غافل از این که حضرت معصومه جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتی پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسیار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاری فراوان، شهر مدینه را ترک گفتند. از قضای روزگار در بین راه با امام موسی بن جعفر مواجه شده، ماجرای خویش را باز گفتند. وقتی امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدایش.

القاب حضرت معصومه

به طور کلی، سه زیارت نامه برای حضرت معصومه ذکر شده که یکی از آن ها مشهور و دو تای دیگر غیر مشهور است.

طاهره (پاکیزه)، حمیده (ستوده)؛ بِرّه (نیکوکار)؛ رشیده (حد یافته)؛ تقّیه (پرهیزگار)؛ رضیه (خشنود از خدا)؛ مرضیه (مورد رضایت خدا)؛ سیده صدیقه (بانوی بسیار راستگو)؛ سیده رضیه مرضیه (بانوی خشنود خدا و مورد رضای او)؛ سیدة نساء العالمین (سرور زنان عالم). همچنین محدثّه و عابده از صفات و القابی است که برای حضرت معصومه عنوان شده است.

محبت و مباهات حضرت معصومه به امام هشتم

مدت ۲۵ سال تمام، حضرت رضا تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از یک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره ای تابان از دامان نجمه درخشید که هم سنگ امام هشتم بود و امام توانست والاترین عواطف انباشته شده و در سودای دلش را بر او نثار کند. بین حضرت معصومه و برادرش امام رضا عواطف سرشار و محبت شگفت انگیزی بود که قلم از ترسیم آن عاجز است. در یکی از معجزات امام کاظم که حضرت معصومه نیز نقشی دارد، هنگامی که نصرانی می پرسد: شما که هستید؟ می فرماید: «من معصومه، خواهر امام رضا هستم». این تعبیر، از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش و نیز از مباهات ایشان به این خواهرو برادری سرچشمه می گیرد.

فضیلت بی نظیر

شیخ محمد تقی تستری، در قاموس الرجال، حضرت معصومه را به عنوان بانوی اسوه معرفی کرد و فضیلت وی را در میان دختران و پسران حضرت موسی بن جعفر، غیر از امام رضا بی نظیر دانسته است. وی در این زمینه چنین می نویسند: «در میان فرزندان امام کاظم بعد از امام رضا کسی هم شأن حضرت معصومه نیست». بی گمان این گونه اظهار نظرها و نگرش به شخصیت فاطمه دختر موسی بن جعفر بر برداشتهایی استوار است که از متن و روایات وارده از ائمه اطهار به دست آمده است. این روایت ها، مقام هایی را برای فاطمه معصومه برشمرده اند؛ مقامی که نظیر آن، برای دیگر برادران و خواهران وی ذکر نکرده اند و به این ترتیب، نام فاطمه معصومه درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است.

هجرت

در سال ۲۰۰ هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اینکه کسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

یکسال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه جمعی از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد.

این جا بود که آن حضرت نیز چون عمه بزرگوار خود حضرت زینب، پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساند و مخالفت خود و اهل بیت را با حکومت حیله گر بنى عباس اظهار مى کرد.

بدین جهت تا کاروان حضرت به شهر ساوه رسید عده اى از مخالفان اهل بیت که از پشتیبانى مأموران حکومت برخوردار بودند، سر راه آنها را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت معصومه را نیز مسموم کردند.

به هر حال ، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه بیمار شد و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسید: از این شهر(ساوه) تا قم چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که مى فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از این خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند و در حالى که موسى بن خزرج بزرگ خاندان اشعرى زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى کشید و عده فراوانى از مردم پیاده و سواره گرداگرد کجاوه حضرت در حرکت بودند، ۲۳ ربیع الاول سال ۲۰۱ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند.

سپس در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى شود شتر آن حضرت مقابل منزل موسى بن خزرج زانو زد و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.

وفات

آن بزرگوار به مدت ۱۷ روز در این شهر زندگى کرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود.

محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام بیت النور هم اکنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است.

سرانجام در روز دهم ربیع الثانى سال ۲۰۱ هجرى، پیش از آنکه دیدگان مبارکش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فروبست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند .

مردم قم با تجلیل بسیار پیکر پاک آن حضرت را به سوى محل فعلى که در آن روز بیرون شهر و به نام “باغ بابلان” معروف بود تشییع کردند.

پس از دفن حضرت معصومه (س) موسى بن خزرج سایبانى از بوریا بر فراز قبر شریفش قرار داد تا اینکه حضرت زینب فرزند امام جواد به سال ۲۵۶ هجرى قمرى اولین گنبد را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارش بنا کرد و بدین سان تربت پاک آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبیت و دارالشفای دلسوختگان عاشق ولایت و امامت شد.
ادامه مطلب »

فرق معجزه و کرامت

امور خارق العاده ای که در حرم مطهر اولیای خدا و یا به هنگام توسل به آنها ، واقع می شود < کرامت > یا < معجزه > نامیده می شود .

معجزه از ماده < اعجاز > است ، و اعجاز در لغت به معنای عاجز کردن و ناتوان ساختن ، و در اصطلاح به معنای انجام دادن کاری است که هرگز احدی به اتکای نیروی بشری نتواند نظیر آن را انجام دهد .

اژدها شدن عصا به دست حضرت موسی ، زنده شدن مردگان به دست حضرت عیسی ، سخن گفتن سنگریزه در دست رسول اکرم (ص) و دیگر کارهای خارق العاده ای که از پیامبران عظیم الشأن صادر شده ، و قرآن کریم بر صدور آنها تصریح و تأکید نموده ، معجزه نامیده می شود.

معجزه مطمئن ترین ، استوارترین و روشن ترین دلیل صدق گفتار پیامبران در ادعای ارتباط با جهان ماوراالطبیعه است .

معجزه همواره مقرون به < تحدّی > یعنی آورنده آن ، همه انسانهای روی زمین را دعوت به مبارزه و معاوضه می کند ، که آیات تحدیِ قرآن کریم یکی از روشن ترین مصداقهای آن است .(۱۵)

بحث در پیرامون معجزه نیازمند تألیف کتابی مستقل است و در این مختصر نمی گنجد ، فقط برای رفع پاره ای از ابهام ها به نکات زیر اشاره می کنیم :

۱- معجزه امری محال نیست ، زیرا هرگز قدرت بر امر محال تعلّق ندارد .

۲- معجزه از نظر علم و عقل کاملاً معقول و ممکن است ، جز این که خرق عادت است .

۳- معجزه کار خارق العاده ایست که هرگز احدی _ از مرتاضان و نابغه های جهان _ نمی توانند نظیر آن را انجام دهند .

۴- معجزه شکست ناپذیر است ، چون به قدرت بی کران پرودگار متّکی است.

۵- معجزه همواره مقرون به تحدّی _ مبارزه طلبی _ است .

۶- معجزه بر قدرت نامحدود پروردگار متّکی است ، و لذا هیچ محدودیت زمانی و مکانی ندارد .

۷- معجزه معلول بی علّت نیست ، بلکه معلولِ علّتِ ناشناخته است .

۸- معجزه هدفدار است و همواره یک هدف تربیتی و ارشادی را در بردارد .

۹- معجزه چون سحر ساحران و یا ریاضت مرتاضان نیست که قابل تعلیم و تعلّم باشد .

۱۰- معجزه بر طبق ادّعا انجام می شود و هرگز تخلّف نمی کند .

هنگامی که معجزه ای با این ویژگیها از شخصی صادر شد ، دلالت می کند بر این که او در ادعای خود صادق است ، زیرا خداوند هرگز چنین قدرتی را در اختیار یک فرد شیاد و حقه باز قرار نمی دهد ، و گرنه موجب گمراهی مردم می شود .

همانطور که پیامبران برای اثبات رسالت خود باید معجزه ارائه دهند ، امامان نیز باید برای اثبات امامت خود معجزه داشته باشند .

زیرا همواره در طول تاریخ شیادانی بر مسند خلافت تکیه کرده ، خود را جانشین پیامبر معرفی کرده اند ، و اگر امامان بر حق ْ معجزه نداشته باشند ، از خلفای قلاّبی شناخته نمی شوند . لذا هر یک از معصومین علیهم السلام صدها

معجزه در طول امامت خود ارائه داده است . (۱۶)

در صدور معجزات فراوان از امامان و پیامبران هیچ تردیدی نیست ، قرآن و عقلْ وجود معجزه را پذیرفته است ، به این معنی که یک سلسله امور خارق عادت در دنیا اتفاق افتاده و می افتد که نیرویی خارج از جهان طبیعت ، در پدید آمدن آنها تأثیر دارد .

تلاش برخی از مبتلایان به عقده < خود دانشمند بینی > در تأویل معجزات به علوم طبیعی ، زحمت بی فائده و تلاش بی پایه است .

امور طبیعی یک سلسله اسباب شناخته شده دارند ، ولی معجزات علل ناشناخته ای دارند که ما با الفبای آنها آشنا نیستیم ، و از چگونگی روابط وضوابط آنها بی خبریم .

علت نامساعد بودن نظرها در مورد معجزه اینست که اذهان ما با امور محسوس و ملموس انس گرفته است ، و گرنه علم هرگز نمی تواند وجود معجزه را منکر شود ، و حتی نمی تواند وجود آن را نادیده بگیرد ، زیرا علم هر روز شاهد تحقق یافتن چندین کار فوق العاده است . (۱۷)

قرآن کریم در عین اینکه قانون علیت را می پذیرد ، تحقق یافتن صدها پدیده خارق العاده و غیر طبیعی را توسط پیامبرانی چون : نوح ، هود ، سلیمان ، داوود ، صالح ، ابراهیم ، موسی , عیسی ، و رسول اکرم _ صوات الله علیهم اجمعین _ به صراحت اعلام کرده است .

بطوری که قبلاً تأکید کردیم ، این کارهای خارق العاده _ فی نفسه _ امور محال نمی باشد ، بلکه فقط بر خلاف روال متداولی است که با آن انس گرفته ایم .

در کارهایی که طبق روال طبیعی انجام می پذیرند ، روابط اسباب و مسببات ، و شرایط زمانی و مکانی برای ما محسوس و ملموس است ، ولی در امور خارق عادت این روابط و شرائط از دیدگاه ما بیرون است .
در حوادث طبیعی ، علل و اسباب تأثیر خود را به تدریج می بخشند ، ولی در معجزات ، اثر آنها فوری و آنی است .در جهان طبیعت تبدیل شدن عصا به اژدها محال عقلی نیست ، ولی نیازمند علل و شرایط زمانی و مکانی مخصوصی است ، تا با گذشت زمان و در شرایط مساعد ، عصا تبدیل به خاک و گیاه ، سپس جزء بدن یک جاندار شود ، سرانجام دروان نطفه و علقه را پشت سر نهاده ، روزی اژدهایی سهمگین شود و همه سحرهای ساحران را ببلعد .
در روال عادی بدون این شرایط زمانی و مکانی دیده نشده عصایی تبدیل به اژدها شود ، ولی در مسیر معجزه نیازی به این شرایط پیچیده و مدت طولانی نیست ، بلکه < عله العلل > که همان اراده خداست ، همه آن تأثیر هایی را که می بایست در طول قرنها انجام پذیرد ، در یک آن به کار می اندازد و عصا را تبدیل به اژدها می سازد ، و به وسیله آن قلم بطلان بر سحر ساحران می کشد . (۱۸)
از بررسی آیات مربوط به معجزه پیامبران استفاده می شود که برای نفوس پیامبران تأثیری در معجزات هست ، ولی این تأثیر منوط به اذن پروردگار است ، چنانکه این معنی صریحاً در قرآن کریم آمده است :
< وَ ما کانَ لِرَسُولٍ اَنْ یَأْتِیَ بِآیَهٍ بِاِذْنِ اللهِ > .
< هیچ پیامبری را نمی رسد که معجزه ای بیاورد ، جز به اذن خدا > .(۱۹)
موضوع < اِذْن > در قرآن و مسائل عقیدتی جایگاه خاصی دارد ، به عقیده خداپرستان ، این خداوند است که به < آتش > سوزانیدن را عطا کرده است و اگر روزی خلیلش را در آتش بیندازند ، آتش بدون اذنِ او ابراهیم خلیل را نمی سوزاند .
این خداوند است که به < دارو > خاصیت دردزدایی عطا فرموده ، و بدون اذنِ او هیچ داروئی هیچ دردی را بهبود نمی بخشد .
خداوندی که به دارو خاصیت دردزدائی داده ، اگر بخواهد به تربت امام حسین علیه السلام نیز همان خاصیت را عطا می فرماید .
روی این بیان خداوند ، سبب ساز و سبب سوز است ، یعنی در موردی که همه ی اسباب عادی موجود است ، اگر اذنِ او نباشد همه ی آن اسباب از کار می افتد ، و در موردی که هیچ سبب طبیعی موجود نیست ، اگر فرمان دهد، سبب ایجاد می شود و یا هرچیزی را که ا و فرمان دهد ، جایگزین سبب طبیعی می شود .
برخی از روشنفکران به خیال این که معجزه مخالف علم است و یا توجیه علمی ندارد ، از شنیدن نام معجزه وحشت دارند و انکار معجزات را نشان روشنفکری می پندارند .
این روشنفکرنماهای شرق ، که نشخوار کننده یاوه سرائی های مشتی از نویسندگان ملحد غرب هستند ، چرا به تحقیقات مستند و مستدلّ دانشمندان ارزشمندی چون : دکتر الکسیس کارل ، نورمن وینسنت گریسی ، اپیکتتوس ، رالف والد ، امرسون و امثال آنها توجه نمی کنند ، که بر تحقق معجزات فراوان در عصر ما ، و شفا یافتن هزاران بیمار مبتلا به سرطان ، خوره ، سل و دیگر امراض صعب العلاج ، به دنبال یک نیایش ، و با حضور در اماکن متبرکه تصریح و تأکید دارند . (۲۰)
برای ساکنان ایران زمین این مسائل بسیار روشن و حل شده است ، زیرا هر شیعه ی ایرانی عده ای را با چشم خود دیده ، و یا از افراد مورد اعتماد شنیده ، که در حرم مطهر حضرت علی بن موسی الرضا _ علیه آلاف التّحیه والثّنا _ سلامتی خود را باز یافته ، از امراض صعب العلاج به طور اعجاز آمیز شفا یافته اند .
نگارنده که سالی چند بار توفیق آستان بوسی حضرت ثامن الحجج را دارد ، مکرر شاهد شفا یافتن بیماران صعب العلاج در آستان ملک پاسبان آن امام روف بوده است ، به ویژه در شبهای ۱۱ ذیقعده ، شب ولادت آن مهر تابان . و هرگز فراموش نمی کند که در یک شب ۱۱ ذیقعده ای ۲۳ نفر همزمان در برابر شبکه فولاد _ در صحن مطهر _ شفا یافتند ، که کور مادرزاد ، و فلج مادرزاد نیز در میان آنها بود .
ابن بطوطه جهانگرد نامی جهان اسلام متوفای ۷۷۹ هـ . در ضمن مسافرت سی ساله خود که قریب ۷۰۰ سال پیش انجام داده ، به هنگام وصف نجف اشرف و حرم مطهر امیر مومنان می نویسد :
< همه مردم این شهر رافضی مذهب اند و از این روضه کرامتها ظاهر می شود که منشأ عقیده مردم بر این که قبر علی علیه السلام در آن است ، همان کرامتها می باشد.
از جمله آن که در شب بیست و هفتم رجب که < لیله المحیا > (۲۱) می نامند ، عراقیان ، خراسانیان ، فارسیان ، و رومیان گروه گروه ، سی تن و چهل تن ، بعد از نماز خفتن در آنجا گرد می آیند و بیماران ا فلیج و زمین گیر را کنار ضریح مقدس می گذارند و خود به نماز و ذکر و قرآن و زیارت مشغول می شوند .
چون پاسی از شب گذشت همه مریضها که شفا یافته و صحیح و سالم گشته اند ، برخاسته ، ذکر : < لا اله الاّ ، محمّد رسول الله ، علی ولی الله > می گویند > .(۲۲)
علی ابن اسباط که در عهد امام رضا و امام جواد علیها السلام می زیست و نجاشی مقدم رجالیون ، او را توثیق نموده ، و در حقش فرموده : < از موثّق ترین مردم و از راستگوترین آنان است > . (۲۳) در کتاب < نوادر > از گروهی از اصحاب امامیه نقل می کند :
< چون خبر شهادت جانگداز حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در اقطار و اکناف جهان سرازیر شدند و تعداد آنها به یکصد هزار نفر رسید ، که همه ی آنها از برکات قبر شریف آن حضرت بچه به دنیا آوردند > .(۲۴)
حاج میرزا مهدی حائری تأکید می کند که این رقم مربوط به سال شهادت آن حضرت می باشد . (۲۵)

معجزات ظاهره و کرامتهای باهره ای که در طول قرون و اعصار در حرم مطهر ائمه اطهار علیهم السلام مشاهده شده ، بیرون از شمار است و هزاران نمونه آن در کتابها مسطور شده است ، ولی بی گمان آنچه ثبت شده و به دست ما رسیده کمتر از یک هزارم چیزی است که تحقق یافته است .

تداوم این کرامتها و عنایتها در طول قرون و اعصار بهترین وسیله ایست که اهل هر زمانی بر اساس معجزاتی که در عصر خویش مشاهده می کنند بر عظمت ، قداست و حقانیت آنان پی می برند .

عنایات و معجزاتی که در حرم مطهر انبیا و اولیا به وقوع می پیوندد < کرامت> نامیده می شود .

تفاوتی که میان معجزه و کرامت است اینست که در معجزه < تحدّی > ( یعنی : دعوت به مبارزه و معارضه ) و هدایت خلق مطرح است ، ولی در ادعاهای اولیای الهی و کرامتهای صادره از آنان صحبت تحدی در کار نیست . (۲۶)

از عنایات بی کران خداوند منان بر این کمترین غلام روسیاه خاندان عصمت و طهارت این بود که توفیق یافت در کتاب کریمه اهلبیت ، یکصد کرامت از کرامتهای حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ را ثبت نماید . و اینک خدای را سپاس می گوید که این مطالب را مورد توجه خاصّ شیفتگان این درگاه قرار گرفته و تعداد بی شماری از دوستداران این آستان ، به نگارنده مراجعه نموده ، اظهار داشته اند که تحت تأثیر مطالب مندرج در این اثر ، به آستان ملک پاسبان حرم مطهر شفیعه روز محشر ، دختر موسی ِجعفر ، حضرت معصومه _ سلام الله علیها _ مشرف شده ، مشکلات مادی و معنوی خود را معروض داشته ، با دست گره گشای دختر باب الحوائج ، حاجت روا گشته ، از بحرانهای پیچیده و لا ینحل خود رهایی یافته اند .

در اینجا تعداد دیگری از کرامتهای این بی بی دو عالم را که پس از چاپ کتاب کریمه اهلبیت صادر شده ، و یا پس از آن به دست ما رسیده و یا بعد از آن به صورت مکتوب انتشار یافته است ، به شیفتگان کویش تقدیم می داریم ، به این امید که ذخیره ای برای روز پسین و راهگشای دلهای غمین و مورد رضایت حضرت بقیه الله فی الأرضین _ عجل الله تعالی فرجه الشریف _ باشد .

اگر کرامتهای صادره از کریمه اهلبیت ، حضرت معصومه علیها السلام گرد آوری شود ، خود کتابی بسیار مفصّل و پر ار ج خواهد شد ، ولی متأسفانه تاکنون چنین اقدامی به عمل نیامده است .

البتّه جمع آوری کرامتها مشکلات فراوانی دارد ، از جمله این که : غالب افرادی که مورد عنایت قرار می گیرند هرگز مایل نیستند که دیگران از سرگذشت آنان آگاه شوند ، گروهی برای این که معنویت آنان محفوظ بماند و گروهی برای این که افراد مختلف به آنها مراجعه نکنند ، و عده ای برای این که مورد تحقیر و تکذیب افرادِ ضعیف الایمان قرار نگیرند .

آنچه از کرامتهای این خاتون دو سرا در این کتاب آمده ، غالباً مطالبی است که افراد مورد وثوق و اعتماد ، بدون واسطه شنیده ام و بر مورد وثوق بودن آنها تصریح کرده ام ، و به ندرت مطالبی است که در آثار مکتوب مسطور بوده ، و ما آنها را با ذکر مأخذ از آنها نقل کرده ایم .

و اینک متن کرامتها آنچنانکه به دست ما رسیده ، به ترتیب الفبای عناوین
ادامه مطلب »

حدثتنی فَاطِمَةُ وَ زَیْنَبُ وَ أمَّ کُلْثُوم بَنَاتُ مُوسَى بْن ِ جَعْفَر قُلْنَ:… عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّه ِصَلَّى اللّه عَلَیْه ِوَ آله و سَلَّمَ وَ رَضِىَ عَنْهَا قَالَتْ : «أنَسِیتُمْ قَوْلَ رَسُول ِاللّه ِصِلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ سَلَّم یَوْمَ غَد ِ یر ِخُمٍّ، مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ آله و سَلَّمَ ،أنْتَ مِنِّى بِمَنْز ِلَة ِهَارُونَ مِنْ مُوسى؟!»

فاطمه معصومه (س) این روایت را از دختر امام صادق(ع) نقل مى کند که سلسله سندش در نهایت به فاطمه زهرا(س) مى رسد.

فاطمه زهرا(س)، دختر بزرگوار رسول اکرم (ص) فرمود: « آیا فرمایش رسول خدا(ص) را در روز غدیر خم فراموش کرده اید که فرمود: هر کس من مولاى اویم، على مولاى اوست، و (آیافراموش کرده اید) دیگر فرمایش آن حضرت را که فرمود: تو براى من همانند هارون براى موسى هستى؟!»(١)

… عَنْ فَاطِمَةُ بِنْتَ موسَى بْن جَعْفَر (ع)… عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّهِ صَلَّى اللّه عَلَیْه ِوَ آلِهِ وِ سَلَّمَ ، قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللّه ِصَلَّى اللّه ِعَلَیْه ِوَ آلِه ِوَ سَلَّمَ : «ألا مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آل ِمُحَمَّد ماتَ شَهِیداً.

فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع) روایتى نقل مى کند که سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا(س)مى رسد که آن حضرت مى فرماید: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: «آگاه باشید! هرکس با محبّت آل محمّد بمیرد شهید از دنیا رفته است.»

مرحوم علامه مجلسى از شیخ صدوق روایتى بس ارزشمند درباره ارزش زیارت فاطمه معصومه (س) نقل مى کند:

قَالَ سَألْتُ اَبَا الْحَسَن ِالر ِّضَا(ع) عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِمُوسَى بْن ِجَعْفَر (ع)، فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةَ.

راوى گوید از امام رضا(ع) درباره حضرت فاطمه معصومه پرسیدم. آن حضرت فرمود:« هرکس قبرش را زیارت کند، بهشت بر او واجب مى شود .

١-عوالم العلوم، ج ٢١، ص ٣۵٣ به نقل از اسنى المطالب ص ۴٩ تا ص ۵١. این روایت مدارک دیگرى هم دارد که در شرح مفصّل به آن پرداخته ایم .
ادامه مطلب »

احادیث روایت شده از ائمه طاهرین(ع) درباره حضرت فاطمه معصومه(ع)

امام صادق(ع) مى فرماید: «خدا داراى حرمى است که آن مکّه است، و پیامبرش هم حرمى دارد که مدینه است، و امیرمؤمنین هم حرمى دارد که کوفه است. و ما هم داراى حرمى هستیم که قم است و به زودى بانویى از فرزند من آن جا دفن مى شود که نامش فاطمه است. هرکسى او را زیارت کند بهشت بر او واجب مى شود.» امام صادق(ع) هنگامى این جمله را فرمودند که هنوز مادر امام موسى بن جعفر(ع) به او باردار نشده بود.)[۱]

امام رضا (ع) مى فرمایند: «هرکس او (حضرت فاطمه معصومه) را زیارت کند بهشت بر او واجب مى گردد».[۲]

امام جواد (ع) مى فرمایند: «کسى که آرامگاه عمّه ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است».[۳]

[۱] . قال اَبی عَبدِاللهِ(ع):«اِنَّ لِلّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکَّةُ، وَ لِرَسُولِهِ وَ هُوَ المَدینَةُ، وَ لِاَمیرِالمُؤمِنین حَرَماً وَ هُوَ الکُوفَةُ، وَ لَنا حَرَماً وَ هُوَ قُمُّ وَ سَتُدفَنُ فیها اِمرَأةُ مِن وُلدى تُسَمّى فاطِمَةُ، مَن زارَها وَجَبَت الجَنَّةُ». (قالَ ذلِکَ وَ لَم تُحمَلُ بِمُوسی(ع) اُمَّهُ) ـ علّامۀ مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج ۵۷، باب ۳۶، ص ۲۱۶، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ هـ ق. بیروت.

وَ عَن عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ قَالَ حَدَّثَنَا محمّد بنُ العَطَّارُ بِقُمَّ قَالَ حَدَّثَنَا محمّد بنُ الحَسَنِ الرَّازِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا محمّد بنُ عَلِیٍّ الکُوفِیُّ عَن عَلِیٍّ الحُسَینِ (عَن عَلِیٍّ بنِ الحَسَنِ بنِ فَضَّالٍ) عَن ابنِ مُسکَانَ عَن مَالِکِ بنِ أَعینَ الجُهَنِیٍّ قَالَ سَمِعتُ أَبَا جَعفَرٍ(ع) یقُولُ وَ ذَکَرَ مِثلَهُ. ـ نورى الطبرسى، میرزا حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج ۱۱، ص ۳۴، ح ۱۲، مؤسسۀ آل البیت(ع) لاحیاء التراث، قم.

تاریخ قم، للحسین بن محمّد القمی بإسناده عَنِ الصادق(ع) قال: «اءِنَّ للهِ حَرَمَاً وَ هُوَ مَکِّةَ وَ لِرَسُولِهِ حَرَمَاً وَ هُوَ المَدینَةَ وَ لِاَمیرِالمؤمِنینَ حَرَماً وَ هُوَ الکُوفَةَ وَ لَنا حَرَمَاً وَ هُوَ قُم وَ سَتَدفُن فیهِ اِمرأَةً مِن وَلَدى تُسَمّی فاطِمَةَ مَن زارَها وَجَبَت لَهُ الجَنّةَ، قَالَ ذلِکَ وَ لَم تَحمِلُ بِمُوسی (ع) أُمَّهِ». علّامۀ مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج ۹۹، باب ۱، ص ۲۶۷، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ هـ ق. بیروت.

[۲] . محمّد بنُ عَلِیٍّ بنِ الحُسَینِ فِى ثَوَابِ الأَعمَالِ وَ عُیونِ الأَخبَارِ عَن أَبِیهِ وَ محمّد بنِ مُوسَى بنِ المُتَوَکِّلِ عَن عَلِیٍّ بنِ إِبرَاهِیمَ عَن أَبِیهِ عَن سَعدِ بنِ سَعدٍ قَالَ سَأَلتُ أَبَا الحَسَنِ الرِّضَا (ع) عَن زِیارَةِ فَاطِمَةَ بِنتِ مُوسَى بنِ جَعفَرٍ(ع) بِقُمَّ فَقَالَ (ع): «مَن زَارَهَا الجَنَّةَ».

ـ عاملى، شیخ حر، رسائل الشیعة، ج ۱۴، باب ۹۴، ص ۵۷۶٫ مؤسسه آل البیت(ع) لأحیاء التراث، ۱۴۰۹ هـ ق. قم.

[۳] . وَ عَن أَبِیهِ وَ أَخِیهِ عَلِیٍّ وَ مَشَایخِهِ عَن أَحمَدَ بنِ إِدرِیسَ وَ غَیرِهِ عَن العَمرَکِیٍّ عَن رَجُلٍ عَن الرِّضا (ع) قَالَ: «مَن زَارَ قَبرَ عَمَّتِى بِقُمَّ فَلَهُ الجَنَّةُ». ـ همان.

مل، [کامل لزیارات] أَبى وَ أَخی وَ الجَماعَةِ عَن أَحمَدَ بنِ إدریسٍ وَ غیرِهِ عَن العُمرِکیٍّ عَمَّن ذکَرَهُ عَن ابنِ الرِّضا (ع) قَالَ: «مَن زارَ قَبرَ عَمَّتى بِقمَّ فَلَهُ الجَنَّةُ». علّامۀ مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج ۹۹، باب۱، ص ۲۶۵، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ هـ ق. بیروت.
ادامه مطلب »

از میان فرزندان بزرگوار حضرت امام موسى بن جعفر(ع) ، دو فرزند ایشان یعنى حضرت امام على بن موسى الرضا(ع) و حضرت فاطمه کبری (ع) ملقّب به معصومه، از ویژگیهای خاص برخوردار بوده اند تا ادامه دهنده خطّ امامت بعد از پدر باشند.

پس از ۲۵ سال که از تولد حضرت امام رضا (ع) گذشته بود ، حضرت فاطمه معصومه(ع) در اوّلین روز ماه ذى قعده سال ۱۷۳ هـ ق، در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود، آن حضرت به همراه امام رضا (ع) هر دو در دامان پاک یک مادر بزرگوار به نام حضرت نجمه خاتون(س) که از مهاجران مغرب بود، رشد و پرورش یافته اند. این در حالى است که پدر بزرگوارشان پیوسته در زندان هارون الرشید بسر مى بردند و سرانجام در همان زندان ، هنگامى که حضرت معصومه(س) در سن ده سالگى بود، به شهادت رسیدند و از آن زمان به بعد حضرت معصومه (س) تحت مراقبت برادرش امام رضا(ع) قرار گرفت. با آغاز خلافت مأمون این خلیفه مکار عبّاسى، او نیز همانند اسلاف غدّارش براى مقابله بانفوذ روبه گسترش تعالیم امامان معصوم و اهل بیت(ع) عصمت و طهارت بر دل هاى مشتاقان و جلوگیرى از انسجام سیاسی شیعیان حضرت علی(ع) به ترفندى دیگر متوسّل شده و امام رضا(ع) را به پایتخت خود «مرو» دعوت نمود. امام با اکراه این دعوت را پذیرفتند و بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت(ع) خود را همراه ببرند به سوى «مرو» حرکت نمودند. حضرت فاطمه معصومه(ع) در سال ۲۰۱ هـ ق، یک سال پس از ورود امام رضا(ع) به مرو، با چهار تن از برادران و گروهى از برادرزادگان به سوى خراسان حرکت نمودند و چون این کاروان کوچک به حوالی ساوه رسید عدّه اى از دشمنان اهل بیت(ع) به دستور مأمون عبّاسى راه را بر آنان بستند و در یک درگیرى نابرابر همه برادران و تقریباً اکثر مردان همراه کاروان را که حدود ۲۳ نفر بودند به شهادت رساندند. حضرت معصومه(س) از شدّت رنج و تأثّر روحی بیمار گردید و بنا بر قولی حضرت را مسموم کردند . چون شب هنگام خبر به مردم قم و آل سعد رسید، موسی بن خزرج به نمایندگى آنان، در همان هنگام از قم به قصد ساوه حرکت کرد تا ایشان را به قم دعوت کند. پس از دیدار حضرت و پذیرفتن دعوت وى، خود زمام مرکب ایشان را در دست گرفت و به سوى قم و به منزل و سراى خویش آورد.

در روایت دیگرى آمده است، هنگامى که حضرت فاطمه معصومه(ع) به شهر ساوه قدم نهاد، از همراهان خود پرسید؛ مسافت این جا تا قم چقدر است. پاسخ را گفتند. در این هنگام به یاد خبرى از پدرش افتاد. لذا فرمود: مرا به قم ببرید که از پدر بزرگوارم بارها می شنیدم که قم مرکز شیعیان ماست. بدین ترتیب باقیمانده افراد کاروان به جاى رفتن به «مرو» به جانب قم تغییر مسیر داده و در ۲۳ ربیع الاوّل سال ۲۰۱ هـ ق وارد قم شدند. خبر ورود آن حضرت به قم براى همه مسرّت آفرین و هیجان انگیز بود. بزرگان و سایر مردم، به استقبال آن حضرت آمدند و پروانه وار و مشتاقانه ایشان را در میان گرفتند. در پیشاپیش آنان شخصیت برجسته شهر، موسى بن خزرج اشعرى حرکت نمود و افسار شتر آن حضرت را به دست گرفته و افتخار می کرد تا آنکه به درخواست او، حضرت در منزلش اقامت نمود.

بیمارى حضرت که از غم هجران برادر و شهادت و مظلومیت دیگر برادران و همراهان و یا سمّى که به ایشان داده شده است، هفده روز ادامه یافت و ایشان بهتر از هرکس به حال خود و کوتاهى عمرش آگاه بود، روزهاى آخر عمر را به عبادت و راز و نیاز با معبود یگانه مشغول بود .

سرانجام در روز دهم ربیع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربیع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پیش از آن که دیدگان مبارکش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان در سن ۲۸ سالگی دیده از جهان فروبست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند .

عبادتگاه روزهاى پایانى عمر ایشان، که هم اکنون به نام «بیت النّور» معروف است ، زیارتگاه شیفتگان اهل بیت(ع) عصمت و طهارت است.

از آنجا که نخستین بار میرابوالفضل عراقى، مسجدی در کنار بیت النور بنا نمود، آن محله و محوّطه وسیع اطراف آن به «میدان میر» مشهور گردیده است.

پس از وفات، پیکر مطهّر و شریف حضرت فاطمه معصومه (س) را غسل داده و کفن کردند و باشکوه فراوان تشییع و در محلّى موسوم به «باغ بابلان» که اکنون روضه منوره حضرت است به خاک سپردند. در این که چه کسى بدن مطهّر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد و ایشان را به خاک سپارد، همه متحیر بودند. آل سعد بیش از همه در این باره با هم گفتگو کردند که چه کسى را داخل سرداب نمایند تا جنازه خانم را دفن کند. پس از تبادل نظر، رأى ایشان بر این قرار گرفت که مرد پرهیزکار و خادم بسیار پیر ایشان به نام «قادر»، متصدّى دفن شود. چون دنبال آن پیر مرد صالح فرستادند، ناگاه دو سواره نقابدار از سوى «رمله» (ریگزار) سمت قبله نمایان شدند و به سرعت نزدیک گردیدند و پس از اقامه نماز بر پیکر آن بانوى مکرّمه، یکى از آن دو وارد قبر شد و دیگرى جسد پاک و مطهّر آن صدّیقه را برداشت و به دست او داد تا در دل خاک نهان سازد. آن دو نفر پس از پایان مراسم بدون آن که با کسى سخن گویند بر اسب هاى خود سوار و از محلّ ناپدید شدند و کسى آن دو نفر را نشناخت. به نظر مى آید که آن دو بزرگوار، دو امام و حجّت خداوند بوده اند.

حضرت معصومه (س) از پرهیزگارترین زنان شیعه و از زنان عالمه و محدّثه بوده و روایات متعددى از طریق ایشان در کتب احادیث شیعه و اهل سنّت آمده است. ایشان در عبادت و زهد شهره بود و در فضل و کمال، به مدارج عالى نایل آمده است. القاب و صفات بسیارى که حضرت فاطمه معصومه(س) بدان معروف گردید، نشانه سجایاى والاى اخلاقی ایشان است. در یکی از زیارت نامه های آن حضرت، القابى همچون «طاهره» پاکیزه، «حمیده» ستوده خصال، «برّه» نیکو رفتار و تربیت شده، «نقیه» پاک خصلت، «مرضیه» مورد رضای پروردگار، «رضیه» راضى از حق، «محدّثه» راوى حدیث، «شفیعه» شفاعت کننده در روز جزا و «معصومه» به ایشان اطلاق شده است. اما مشهورترین لقب حضرت ، طبق فرموده امام رضا (ع) لقب معصومه است..
ادامه مطلب »

«مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ کَمَنْ زَارَنى»؛ «هر کس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسى است که مرا زیارت کرده است.» (ناسخ التواریخ، ج ۳،ص ۶۸، به نقل از کریمه اهل‌بیت، ص ۳۲٫)

این لقب، که از سوى امام معصوم به این بانوى بزرگوار داده شده، گویاى جایگاه والاى ایشان است.

امام رضا علیه السلام در روایتى دیگر مى‌فرماید:

لقب «معصومه» را امام رضا علیه السلام به خواهر خود عطا فرمود: آن حضرت در روایتى فرمود:
هر کس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در رى یا خواهرم را در «قم» زیارت کند که ثواب زیارت مرا در مى‌یابد.( زبدة التصانیف، ج ۶، ص ۱۵۹، به نقل از کریمه اهل بیت، ص ۳٫)

لقب دیگر حضرت معصومه سلام الله علیها «کریمه اهل بیت» است. این لقب نیز بر اساس رؤیاى صادقانه یکى از بزرگان، از سوى اهل‌بیت به این بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى این رؤیاى صادقانه بدین شرح است :

مرحوم آیة اللّه سیّدمحمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آیة اللّه سید شهاب الدین مرعشى (ره) بسیار علاقه‌مند بود که محل قبر شریف حضرت صدّیقه طاهره سلام الله علیها را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب کرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پایان رساندن ختم و توسّل بسیار، استراحت کرد. در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت باقر علیه السلام و یا امام صادق علیه السلام مشرّف شد.

امام به ایشان فرمودند:

«عَلَیْکَ بِکَرِیمَةِ اَهْل ِ الْبَْیت ِ»؛ یعنى به دامان کریمه اهل بیت چنگ بزن.

ایشان به گمان این که منظور امام علیه السلام حضرت زهرا سلام الله علیها است، عرض کرد: «قربانت گردم، من این ختم قرآن را براى دانستن محل دقیق قبر شریف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زیارتش مشرّف شوم.»

امام فرمود: «منظور من، قبر شریف حضرت معصومه در قم است.»
سپس افزود:«به دلیل مصالحى، خداوند مى‌خواهد محل قبر شریف حضرت زهرا سلام الله علیها پنهان بماند؛ از این رو قبر حضرت معصومه سلام الله علیها را تجلّى‌گاه قبر شریف حضرت زهرا سلام الله علیها قرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه سلام الله علیها داده است.»
مرحوم مرعشى نجفى هنگامى که از خواب برخاست، تصمیم گرفت رخت سفر بربندد و به قصد زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها رهسپار ایران شود. وى بى‌درنگ آماده سفر شد و همراه خانواده‌اش نجف اشرف را به قصد زیارت کریمه اهل‌بیت ترک کرد.( کریمه اهل‌بیت، ص ۴۳٫)
ادامه مطلب »

عظمت مقام کریمهٴ اهل‌بیت حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها)
ـ شفاعت کریمهٴ اهل‌بیت نشانهٴ عظمت مقام آن حضرت
ـ عدم تأثیر ذکورت و انوثت در تحصیل کمال و منزلت
ـ تناسب حقوق و تکالیف با ساختار بدنی زن و مرد
ـ جایگاه اخص زن در صیانت اصول خانواده
ـ ظرافت گرایش قلبی زن
«گریه» سلاح مبارزه با دشمن درونی
ـ امکان بهره‌مند شدن «زن» از کمالات والای معنوی
نقش «چله» گیری در کسب کمالات معنوی
تشخیص بوی عفن گناه نتیجه مراقبت دل
ضرورت قدم برداشتن در مسیر قرآن و عترت
ـ دلهای سخت‌تر از سنگ
ـ سهولت رهایی از جهنم
ـ آبروی مؤمن، حق خدای سبحان
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی جمیع الانبیاء و المرسلین سیما خاتمهم و افضلهم محمد(صلیٰ الله علیه و آله و سلّم) و اهل بیته الاطیبین الانجبین سیما بقیة الله فی العالمین بهم نتولی و من اعدائهم نتبرّءُ الی الله
ـ شفاعت کریمهٴ اهل‌بیت نشانهٴ عظمت مقام آن حضرت
حضرت فاطمهٴ معصومه، گرچه دختر امام و خواهر امام و عمهٴ امام(علیهم آلاف التحیة و الثناء) است، ولی بالأخره هم خانم است و هم امام یا پیغمبر نیست؛ لکن به مقام عظیمی رسیده است که ما در زیارت آن حضرت از ذات اقدس الهی مسئلت می‌کنیم که، شفاعت این بی‌بی را دربارهٴ ما مؤثر و مقبول قرار بدهد [و] به خود بی‌بی هم عرض می‌کنیم «إشفعى لى فى الجنة فإن لک عند الله شأناً منَ الشأن»[۱] از اینجا معلوم می‌شود که کسی که امام نیست و پیغمبر نیست می‌تواند به مقامی برسد که نزد خدا منزلتی داشته باشد،
ـ عدم تأثیرذکورت و انوثت در تحصیل کمال و منزلت
منزلت برای انسان از آن جهت که یک روح ملکوتی دارد و آن روح ملکوتی، نه زن است نه مرد قابل تحصیل است؛ چون بدن انسان یا به صورت زن یا به صورت مرد ساخته شده است؛ وگرنه جان انسان و روح انسان که امر ملکوتی است مثل فرشته‌ها، نه مردند و نه زن. روح نه مذکر است نه مؤنّث؛ چون بدن نیست، جسم نیست، ماده نیست. از آن جهت که روح نه مذکر است نه مؤنّث، لذا کمالها و معارف را هم زنها می‌توانند فراهم بکنند هم مردها.
ـ تناسب حقوق و تکالیف با ساختار بدنی زن و مرد
مطلب بعدی آن است که، هر کدام از زن و مرد برابر آن ساختار بدنی‌شان یک سلسله تکالیف، حقوق [و] وظایفی دارند که دیگری آن تکالیف و حقوق را ندارد، ولی چه زن [و] چه مرد هر کسی در کار خود عالمانه و مخلصانه انجام داد در قیامت موفق‌تر است، این هم یک مطلب.
ادامه مطلب »

درباره‌ی این وبلاگ

این پایگاه توسط تبیان گیلان برای واحد مبلغین طراحی و راه اندازی شده است. تمام حقوق آن متعلق به مرکز تحقیقات اینترنتی تبیان گیلان و اداره کل تبلیغات اسلامی استان گیلان است..

تصاویر

دسته‌ها

بایگانی

  • admin: علیک سلام نه وطن محسوب نمی شود وهرباکه می آیی قصدده روز [...]
  • admin: علیک سلام نه وطن محسوب نمی شود باید قصدده روز نمایید تو [...]
  • admin: علیک السلام اگربیش ازحدمسافت شرغی باشد مسافرمحسوب مشو [...]
  • admin: علیک السلام اصلا شماجنب نشده وان اب هم منی نیست ونجس هم [...]
  • admin: علیک السلام اصلا شماجنب نشده وان اب هم منی نیست ونجس هم [...]