آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
احادیث عدالت پيوند ثابت

قال الامام علی – علیه السلام – : مِلاکُ السِّیاسَهِ العَدلُ.
امام علی – علیه السلام فرمودند: ملاک و اساس سیاست، عدالت است.
«میزان الحکمه، ح ۹۰۱۶»

قال الامام الرضا – علیه السلام – : … و البراءه من الذین ظلموا آل محمد علیهم السلام … و البراءه من الناکثین و القاسطین و المارقین … و البراءه من أهل الاستئثار … .
امام رضا – علیه السلام – فرمودند: … بیزاری از کسانی که به آل محمد علیهم السلام، ظلم روا داشتند … و برائت از پیمان شکنان و منحرفان و مرتدان … و برائت از ویژه سازان اموال عمومی مسلمانان بر خود، … از شرایط اسلام راستین است.
«عیون أخبار الرضا – علیه السلام -، ج ۲، ص ۱۲۶»

قال الامام الکاظم – علیه السلام – : ان الله لم یترک شیئا من صنوف الاموال الا و قد قسمه و أعطی کل ذی حق حقه الخاصه و العامه و الفقرآء و المساکین و کل صنف من صنوف الناس … .
امام کاظم – علیه السلام – فرمودند: همانا خدا، تمامی مال ها را تقسیم کرده و حق هر مستحق را از خاصه و عامه و فقیر و مسکین و اصناف دیگر مردم را، به آنها داده است. سپس فرمودند: اگر در میان مردم عدالت حکمفرما باشد، همه، بی نیاز شوند و باز فرمودند: عدالت، از عسل شیرین تر است و عدالت را پیشه نکند، جز کسی که عدالت را خوب بداند.
«الکافی، ج ۲، ص ۴۹۵»

قال الامام الحسین – علیه السلام – : ان الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر، دعاء الی الاسلام مع رد المظالم و مخالفه الظالم و قسمه الفیء و الغنائم و أخذ الصدقات من مواضعها و وضعها فی حقها.
امام حسین – علیه السلام – فرمودند: امر به معروف و نهی از منکر، آن است که: کافران را به اسلام دعوت کنی، حقوق ستمدیدگان را باز ستانی، با ستمگر به مخالفت برخیزی، غنیمت ها و بیت المال را عادلانه بین اهل اش قسمت کنی، صدقات (زکات) را از آنجا که باید، بگیری و در آنجا که باید، مصرف کنی.
«تحف العقول، ص ۲۷۰»

قال الامام الصادق – علیه السلام – : أهل الاسلام، هم أبناء الاسلام اسوی بینهم فی العطاء و فضائلهم بینهم و بین الله. أجعلهم کبنی رجل واحد، لا یفضل أحد منهم لفضله و صلاحه فی المیراث علی آخر ضعیف منقوص … .
(حفص بن غیاث می گوید: شنیدم که از امام صادق – علیه السلام – درباره تقسیم بیت المال پرسیدند)، امام صادق – علیه السلام – فرمودند: اهل اسلام، فرزندان آن محسوب می شوند، در امکانات بیت المال، من برابرشان می دانم. امتیازات معنوی آنان بین آنها و خدا محاسبه می شود. (لذا) همانند فرزندان یک نفر که فضیلت و صلاحیت، سبب فزونی ارث بردن یکی بر دیگری که ضعیف و ناقص است نمی شود، (مسلمانان نیز، این چنین هستند). حضرت در ادامه فرمودند: پیامبر – صلی الله علیه و آله – در آغاز اسلام، چنین رفتار می کرد ولی دیگران (غیر ما اهل بیت) گفتند: ما، برخی را بر اساس سابقه بیشتر در اسلام، از نظر عطای بیت المال امتیاز می بخشیم.
«وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۸۱»

کتب أمیر المؤمنین – علیه السلام – : … و لئن کان ما بلغنی عنک حقا، لجمل أهلک و شسع نعلک خیر منک … .
امیر المؤمنین – علیه السلام – (بعد از خیانت «منذر بن جارود» در ولایت فارس، به وی) نوشتند: … اگر آنچه که از خیانت تو، به من رسیده است، درست باشد، شتر اهل ات و بند کفش ات، با ارزش تر از تو است.
«نهج البلاغه، نامه ۷۱»

قال الامام علی – علیه السلام – : یا شریح! لا تکون ابتعت هذه الدار من غیر مالک، أو نقدت الثمن من غیر حلالک، فأذن أنت قد خسرت دار الدنیا و دار الآخره.
(شریح بن حارث، به فرمان امام علی – علیه السلام – به منصب قضا نشسته بود. روزی به حضرت علی – علیه السلام – خبر رسید که وی، سرایی به هشتاد دینار خریداری کرده است.) امام علی – علیه السلام – (وی را فرا خواند و) فرمودند: ای شریح! مبادا که این خانه را با مال غیر خریده باشی و بهای آن را جز از مال حلال خود پرداخته باشی و گرنه هم در این سرا و هم در آن سرا، زیان کرده ای.
«نهج البلاغه، نامه ۳»

قال الامام علی – علیه السلام – : أتأمرونی أن أطلب النصر بالجور فی من ولیت علیه؟! و الله! لا أطور به ما سمر سمیر، و ما أم نجم فی السماء نجما. لو کان المال لی، لسویت بینهم فکیف و انما المال مال الله؟
(وقتی به حضرت علی – علیه السلام – خرده گرفتند که چرا به کسانی که در اسلام، سابقه بیشتر دارند و در جنگ ها شرکت جسته اند و به آنان که دارای حسب و نسب عالی هستند، بیش از دیگران، از بیت المال، بخشش نمی فرمایند)، امام علی – علیه السلام – فرمودند: آیا به من می گویید تا از راه ستم کردن به کسی که مرا به او ولایت داده اند، پیروزی به دست آورم؟ نه، به خدا سوگند! تا دهر باقی است و اختران در پی یکدیگر بچرخند، به چنین کاری نزدیک نگردم. اگر مال از من بود، همانا میان مردمان به مساوات پخش می کردم، چه رسد به این که مال، مال خدا است.
«نهج البلاغه، خطبه ۱۲۶»

قال الامام علی – علیه السلام – : ان هذا المال لیس لی و لا لک و انما هو فیء للمسلمین و جلب أسیافهم. فان شرکتهم فی حربهم، کان لک مثل حظهم و الا فجناه أیدیهم، لا تکون لغیر أفواههم.
(عبد الله بن زمعه که شیعه مولا علی – علیه السلام – بود هنگام خلافت ایشان، به خدمتشان رفت و مالی از ایشان درخواست کرد.) امام علی – علیه السلام – (در پاسخ) فرمودند: همانا این مال، نه از آن من است و نه از آن تو، بلکه آن، غنیمت مسلمانان است. این مالی است که به ضرب شمشیر آنان، فراهم گردیده است. پس اگر در نبرد آنان شرکت داشته ای، سهمی به اندازه سهم آنان داری، اگر نه، میوه چیده شده به دست آنان، لقمه ای برای دهان های دیگران نیست.
«نهج البلاغه، خطبه ۲۳۲»

قال الامام علی – علیه السلام – : … و لکننی آسی أن یلی أمر هذه الأمه سفهاؤها و فجارها فیتخذوا مال الله دولا و عباده خولا و الصالحین حربا و الفاسقین حزبا.
امام علی – علیه السلام – (در طی نامه ای به اهل مصر) فرمودند: ولی از این اندوهناکم که سرپرستی حکومت این امت به دست بی خردان و نابکاران افتد، بیت المال را به انحصار در آورند، آزادی بندگان خدا را سلب کنند و آنها را بنده خویش سازند، با صالحان نبرد کنند و فاسقان را هم دستان خود قرار دهند.
«نهج البلاغه، نامه ۶۲»

کتب امیر المؤمنین – علیه السلام – : بسم الله الرحمن الرحیم من عبد الله علی امیر المؤمنین الی عبد الله بن عباس اما بعد، فانظر ما اجتمع عندک من غلات المسلمین و فیئهم فاقسمه علی من قبلک حتی تغنیهم … .
امام علی – علیه السلام – (در نامه ای به عبد الله بن عباس) نوشتند: به نام خداوند بخشنده مهربان، از بنده خدا علی امیر مؤمنان به عبد الله بن عباس، اما بعد، بنگر آنچه را نزد تو جمع شده از غلات مسلمانان و درآمدها و غنایم متعلق به ایشان. پس آنها را بین افرادی که نزد تو هستند (و احتیاج دارند) تقسیم کن تا ایشان را بی نیاز سازی و باقی مانده آن را نزد ما بفرست تا بین کسانی که نزد ما هستند، تقسیم کنیم. و السلام.
«بحار الأنوار، ج ۳۲، ص ۴۰۱»

قال الامام علی – علیه السلام – : الله الله فی الطبقه السفلی … و اجعل لهم قسما من بیت مالک.
امام علی – علیه السلام – فرمودند: خدا را، خدا را، در نظر بگیر درباره گروه فرودستان … و آنان را از بیت المالی که در اختیار تو است، نصیبی بخش.
«نهج البلاغه، نامه ۵۳»

کتب الامام علی – علیه السلام – : و انی أقسم بالله قسما صادقا، لئن بلغنی أنک خنت من فیء المسلمین شیئا صغیرا أو کبیرا، لأشدن علیک شده تدعک قلیل الوفر، ثقیل الظهر، ضئیل الامر. و السلام.
(عبد الله بن عباس، از طرف امیر مؤمنان – علیه السلام – در بصره و نواحی اهواز و کرمان و … سمت کارگزاری داشت. او، زیاد بن ابیه را که چندان هم خوشنام نبود، عامل بصره کرد). امام اعمال او را زیر نظر داشتند و این نامه را برای او نوشتند: به خدای سوگند، سوگندی راست! که اگر آگاه گردم که در مال مسلمانان، کم یا زیاد، خیانت ورزیده ای، چنان بر تو سخت گیرم که اندک مال و گران پشت از فاقه و خوار مایه گردی. و السلام.
«نهج البلاغه، نامه ۲۰»

قال امیر المؤمنین – علیه السلام – : … و من استهان بالأمانه، و رتع فی الخیانه و لم ینزه نفسه و دینه عنها، فقد أحل بنفسه الذل و الخزی فی الدنیا و هو فی الآخره أذل و أخزی و ان أعظم الخیانه، خیانه الامه … .
امام علی – علیه السلام – (در نامه ای به یکی از کارگزاران خود که برای جمع آوری زکات فرستاده بود)، فرمودند: … آن کس که امانت داری را خوار انگارد و در اموال مردم، به خیانت چرا کند و نفس و آیین خویش را از خیانت کاری، پاکیزه نگرداند، همانا در این سرا، خواری و ذلت بر خود روا داشته است و در آخرت، خوارتر و ذلیل تر از این سرا باشد و همانا بزرگ ترین خیانت، خیانت به ملت است و زشت ترین دغل کاری، دغل کاری با پیشوایان.
«نهج البلاغه، نامه ۲۶»

قال الامام علی – علیه السلام – : … ثم أسبغ علیهم الأرزاق، فان ذلک قوه لهم علی استصلاح أنفسهم و غنی لهم عن تناول ما تحت أیدیهم و حجه علیهم ان خالفوا أمرک أو ثلموا أمانتک … .
امام علی – علیه السلام – (پس از دستوراتی که در مورد گزینش کارگزاران حکومتی به مالک اشتر صادر کرد) فرمودند: (وقتی آنان را این چنین برگزیدی) باید که روزی شان را فراخ گردانی، که این کار، آنان را به اصلاح خویشتن بسی نیرومند گرداند و از خوردن اموالی که در اختیار دارند بی نیاز سازد که هرگاه از فرمان تو سرپیچی کنند یا در امانت خیانت ورزند با آنان اتمام حجت شده باشد.
«نهج البلاغه، نامه ۵۳»

قال أمیر المؤمنین – علیه السلام – : ما با لکم! لا سددتم لرشد! و لا هدیتم لقصد! أ فی مثل هذا ینبغی لی أن أخرج؟ و إنما یخرج فی مثل هذا رجل ممن أرضاه من شجعانکم و ذوی بأسکم، و لا ینبغی لی أن أدع الجند … .
(امام علی – علیه السلام – سپاهی را به شام فرستاده بودند و در صدد بود که سپاهی دیگر در پی آنها بفرستند. امام مردم را به جهاد بر می انگیختند و مردم، مدتی طولانی خاموش بودند.) امام علی – علیه السلام – فرمودند: شما را چه می شود؟ به راه رشد توفیق نمی یابید؟ به راه میانه رهبری نشوید! آیا در زمانی چنین، سزاوار است که من از شهر بیرون بروم؟ همانا در چنین هنگام باید مردی از دلیران و نیرومندان شما که من بپسندم، بیرون رود و سزاوار نیست که من لشکریان و شهر را و بیت المال و جمع آوری خراج زمین و داوری بین مسلمانان را واگذارم و رسیدگی به درخواست های مطالبین را رها کنم و با دسته ای در پی دسته ای دیگر بیرون روم.
«نهج البلاغه، خطبه ۱۱۹»

. کتب الامام علی – علیه السلام – (إلی بعض عماله): أما بعد. فقد بلغنی عنک أمر، ان کنت فعلته فقد اسخطت ربک و عصیت امامک، و اخزیت امانتک. بلغنی أنک جردت الارض فأخذت ما تحت قدمیک، و اکلت ما تحت یدیک … .
امام علی – علیه السلام – (به یکی از کارگزاران اش) نوشتند: اما بعد، درباره تو به من خبری رسیده است، اگر چنین کرده باشی، همانا که خدای خویش را به خشم آورده و از فرمان پیشوای خود سرباز زده و در امانت، کار به رسوایی کشانده ای، مرا گفته اند که (به ستم)، زمین را از بار و بر، تهی ساخته ای و چیزهای زیر پای مردمان (باغ و بستانشان) را گرفته ای و اموالشان را خورده ای. اینک، حساب خود را نزد من بفرست و بدان که حساب خواهی خدا از حساب رسی آدمیان، عظیم تر است. و السلام.
«نهج البلاغه، نامه ۴۰»

کتب أمیر المؤمنین – علیه السلام – الی عماله: أدقوا أقلامکم و قاربوا بین سطورکم و أحذفوا عنی فضولکم و اقصدوا قصد المعانی، و ایاکم و الاکثار فان أموال المسلمین لا تحتمل الاضرار.
امام علی – علیه السلام – برای کارگزاران اش نوشتند: قلم های خود را نازک کنید و سطرها را نزدیک به هم گیرید و زیادتی کلمات را حذف کنید و مقاصد و منظورها را در نظر بگیرید! بر حذر می دارم شما را از پر نویسی، زیرا اموال مسلمانان نمی تواند این گونه خسارت ها را تحمل کند.
«بحار الأنوار، ج ۷۶، ص ۴۹»

قال الامام علی – علیه السلام – : لیس المسلم بالخائن إذا ائتمن، و لا بالمخلف و إذا وعد، و لا بالکذوب اذا نطق. نحن أهل بیت الرحمه، و قولنا الحق، و فعلنا القسط و منا خاتم النبیین … .
امام علی – علیه السلام – فرمودند: مسلمان در امانت خیانت نورزد و در وعده، تخلف نکند و در سخن، دروغ نگوید. ما خاندان رحمت ایم، گفتار ما، حق و کردار ما، عدل است. خاتم پیامبران از ماست و پیشوایان اسلام و امینان کتاب خدا، در میان مایلند. شما را به سوی خدا و پیامبرش و جهاد با دشمن اش و سختگیری و پایداری در امرش و طلب خرسندی اش، و بر پایداری در نماز و پرداخت زکات و (به جا آوردن ) حج خانه خدا و روزه ماه رمضان و پرداخت کامل فیء (غنائمی که بدون جنگ و درگیری از کفار به دست مسلمانان می‏افتد) به اهل اش دعوت می کنیم … .
«امالی مفید، ص ۲۵۹»

قال أمیر المؤمنین – علیه السلام – : أتأمرونی أن أطلب النصر بالجور؟ لا، و الله لا أفعل ما طلعت شمس و (ما) لاح فی السماء نجم. (و الله ) لو کانت أموالهم لی لواسیت بینهم، فکیف و انما هی أموالهم!
امیر المؤمنین – علیه السلام – فرمودند: آیا مرا می گویید که پیروزی را از راه ستم بجویم؟! نه، به خدا سوگند تا خورشید می تابد و ستاره ای در آسمان می درخشد، دست به چنین کاری نمی زنم. به خدا سوگند اگر این اموال از خودم بود، هر آینه مساوات را در میان آنان مراعات می کردم، چه رسد به این که مال خودشان است (بیت المال).
«امالی مفید، ص ۱۹۳»

قال الامام علی – علیه السلام – : فانما غرک من نفسک و جرأک علی آخرک املاء الله لک، اذ ما زلت قدیما تأکل رزقه و تلحد فی آیاته و تستمتع بخلافک و تذهب بحسناتک.
امام علی – علیه السلام – (در نامه ای به اشعث والی آذربایجان) فرمودند: تنها چیزی که تو را از جانب نفست مغرور ساخته و بر دیگران جرأت یافتی، مهلت خدا به تو است، زیرا، تو از قدیم روزی خدا را می خوری، اما نسبت به آیات و نشانه های او انکار و الحاد می ورزی و از نصیب و بهره خود استفاده می کنی و تا به امروزت نیکی های خود را از بین برده ای. هرگاه فرستاده من، این نامه مرا به تو داد، به سوی ما بیا و آنچه از اموال مسلمانان نزد تو می باشد، همراه خود بیاور! ان شاء الله.
«نهج السعاده، ج ۴، ص ۸۷»

قال الامام علی – علیه السلام – : ایاک و الاستئثار بما الناس فیه أسوه … .
امام علی – علیه السلام – (خطاب به مالک اشتر) فرمودند: بپرهیز از انحصار طلبی در چیزهایی که همه مردم در آنها برابرند.
«نهج البلاغه، نامه ۵۳»

قال الامام علی – علیه السلام – : فلا یکن حظک فی ولایتک ما لا تستفیده و لا غیظا تشتفیه و لکن إماته باطل و احیاء حق.
امام علی – علیه السلام – (طی نامه ای به ابن عباس) فرمودند: بهره تو از حکومت نباید مالی باشد که از آن استفاده کنی و نه غیظ و خشمی که با امر و نهی شفا یابد. بلکه باید هدف تو نابودی باطل و زنده داشتن حق باشد.

نظرات[۰] | دسته: احادیث عدالت | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

تیر ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« خرداد    
 1234
۵۶۷۸۹۱۰۱۱
۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸
۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵
۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  
No Image No Image