آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
مصاحبه خواندنی با فرزند آیت الله بهجت(ره) پيوند ثابت

مصاحبه خواندنی با فرزند آیت الله بهجت(ره)
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ – ۱۶:۰۰
با وجود اینکه شبانه روز در کنار ایشان بودم، در زمان حیات شان متوجه خیلی از مسائل نمی شدم . اما همانطور که علامه جعفری (ره) فرمودند که «وقتی پدرت را از دست بدهی متوجه مسائلی می شوی» همین اتفاق افتاد.
مصاحبه خواندنی با فرزند آیت الله بهجت(ره)
به گزارش دیدبان به نقل از عقیق ؛«هر که را اسرار حق آموختند؛ مهر کردند و دهانش دوختند» این قاعده نانوشته درباره بسیاری از اولیاء الهی صادق است و بدون تردید یکی از بزگرین این عالمان ربانی، مرحوم آیت الله بهجت است که کوه عرفان بود و کوه کتمان. با اهل زمین همنشین بود اما سر و سری با اهالی ملکوت و جبروت داشت که کسی از آن خبر ندارد. نه به بیان و نه به اشاره، ذره ای از عرفان و مقام معنوی خود را که در اثر تقوا به دست آورده بود برای کسی فاش نمی کرد. حتی خانواده نیز این مرد الهی را کامل نشناختند. ساعت ها در جمع طلبه ها تدریس می کرد اما خود را استاد و آنها را شاگرد نمی دانست؛ از آنها با عنوان «هم مباحثه » یاد می کرد. در بین اعضای خانواده هم آنقدر فروتن بود که فرزندانش کلمه «من» را فقط یکی-دوبار از ایشان شنیده بودند.

شناختن تمام ابعاد شخصیتی آیت الله العظمی محمدتقی بهجت (رضوان الله تعالی علیه) نه در این مقال می گنجد و نه ما توان و ظرفیت آن را داریم. اما برای آشنا شدن با گوشه ای از سبک زندگی خانوادگی و اجتماعی این عارف کامل و عبد صالح خدا، چند ساعتی را به منزل ایشان در قم رفتیم. خانواده آیت الله بهجت با خوشرویی پذیرای ما شدند و فرزند دوم ایشان؛ حجت الاسلام والمسلمین حاج علی بهجت به سوالات ما پاسخ داد.

یکی از بارزترین خصلت ‌های آیت الله بهجت (ره) سربه زیری و تلاش برای مطرح نشدن بود. در خانه هم چنین روحیه‌ای داشتند؟

افرادی که الهی هستند و بندگی خدا را می کنند، تلاش می کنند که ظاهرشان نمودی نداشته باشد. تا جایی که بتوانند مثل افراد زیر متوسط جامعه زندگی می کنند تا ظاهرشان نشان دهنده مزیت و برتری شان نباشد. خداوند متعال هم در قرآن کریم بندگانش را در آیه ۶۳ سوره مبارکه فرقان، این گونه معرفی می فرماید که: «وَ عِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا/ بندگان خدای رحمان کسانی هستند که در روی زمین به فروتنی راه می روند و چون جاهلان آنان را مخاطب سازند، به ملایمت سخن گویند.» تواضع و فروتنی در وجود آقا به اندازه ای بود که هیچ عنوان و تشخصی برای خود قائل نبوده و به همین دلیل چندان مورد توجه قرار نمی گرفتند.

در صفات و حالات حضرت امیرالمومنین امام علی (ع) نیز مطرح شده که نه تنها لباس فاخر به تن نمی کرده بلکه لباس های ایشان وصله دار بود. آیت الله بهجت نیز سعی می کردند لباس شان جلب توجه نکند و این کار هم برای خود ایشان بود تا منیّت در برابر خداوند یکتا نداشته باشند و از طرف دیگر به این صورت می خواسته تا اسرار درونی در قالب آن ظاهر ساده و بی آلایش پنهان بماند. رفتارشان هم به نوعی بود که هیچ کسی حتی اعضای خانواده و فرزندان خودش هم متوجه کمالات روحی و عظمت شخصیت ایشان نمی شدند. حتی یک بار هم در خانه از کوچکترین کمالات خودشان حرفی نمی زدند ، چون کمالات را به خدا منسوب می دانستند نه خود.

نکته جالبی برای بگویم، آنقدر از خودنمایی به دور بود که حتی در بستن عمامه هم دقت می کردند. بارها می دیدم هر بار که عمامه را می بندند، مقداری از آن را با قیچی کوتاه می کنند. تا اینکه یک بار عمامه شان را اندازه گرفتم و دیدم طول آن از هفت متر به چهارمتر و یک چهارک رسیده است! که هر چه شناخته تر می شد از ظاهرش کاسته می شد همه اینها هم از سر تواضع و برای دیده نشدن بود.

شما چند فرزند هستید؟

آقا سه پسر داشتند و بنده فرزند دوم هستم.

و حتما به عنوان فرزند این مرد الهی، با افتخار خدمتگذاری‌شان را می‌کردید.

بله، چه افتخاری از این بالاتر؟ من از کودکی عادت کرده بودم که به ایشان خدمت کنم. به یاد دارم که زمان کودکی من، هنوز شهر قم لوله کشی آب نداشت و من از سر سفره غذا به آب انبار محل می رفتم و از چهل و چهار پله پایین می رفتم تا آب خنک و شیرینی برای سفره غذا بیاورم. البته حاج آقا راضی به این کار نبود که من به زحمت بیفتم. اما من این کار را بر خودم لازم می دانستم.

چه راز و رمزی در این بود که حتی شما هم نتوانستید آنگونه که باید، این عالم ربانی را بشناسید؟

سال ۶۳ بود که مرحوم علامه جعفری (ره) به منزل ما آمده بود، هشداری به من داد و با آن لهجه زیبای همیشگی گفت: «تو هنوز پدرت را نشناخته ای. من عالم را گشته ام و همین یک نفر باقی مانده. تا وقتی زنده است نه می شناسی اش و نه می گذارد که بشناسی اش. وقتی او را از تو گرفتند تازه متوجه می شوی چه کسی بود. اصلاً هم معلوم نیست که تا چند صد سال دیگر همتایش بیاید. پس همه زندگی ات را صرف خدمت به این پیر کن.»

حتی یک جمله ای گفت که خیلی برایم مهم بود. گفت: «بیا و برای نسل آینده امانتدار باش. هر چیزی می گوید یادداشت و ضبط کن. حتی اگر حرفی زد که متوجه نشدی، آن را هم یادداشت کن.» تا آن زمان روزی سه چهار ساعت به رسیدگی به امور حاج آقا اضافه کردم و از سال ۷۳ به بعد تقریباً روزی پانزده ساعت را به این کار اختصاص می دادم. از سال ۸۱ به بعد هم تمام مدت شبانه روز در خدمت ایشان بودم، غیر از ساعتی که از خانه بیرون می رفتند.

حاج آقا چقدر تأکید داشتند که فرزندان شان هم در مسیر علم و عرفان قرار بگیرند؟

تأکید نداشت، اما تمایل شدید داشت و می گفتند که «اگر در این راه باشید من هم با شما همراه هستم، اما آزاد هستید هر مسیری را مایل هستید طی کنید.» از این حرف هایشان مشخص بود که مایل بودند ما هم وارد این مسیر شویم. اما شرط های سنگینی داشت و برای ما مشکل بود.

بیشتر وقت ایشان به تدریس و مطالعه و عبادت می گذشت. برخوردهای شان با خانواده چگونه بود؟

آقا برای معاشرت و تعامل با همسر و فرزندان، برنامه نانوشته ای داشتند. با وجود اینکه زمان خالی برایشان باقی نمی ماند، یا مشغول ذکر و عبادت بودند و یا به درس ها می پرداختند. تدبیرشان برای پرداختن به امور خانواده این بود که در سه وعده غذا که در کنار خانواده بودند، با وجود اینکه کم غذا می خوردند اما به آرامی و با طمأنینه این کار را انجام می دادند تا بیشتر در کنار خانواده باشند. شاید در تمام عمر شریف شان ندیدم که با سرعت غذا بخورند و بروند.

از طرف دیگر طبیعی است که در هر خانواده ای بچه ها به پدر و یا همسر به شوهر خود انتقاد کند. در خانواده ما هم گاهی که نقد و انتقادی از ایشان می شد، جوابی نمی دادند و گوش می کردند. با همسرشان هم خیلی صمیمی بودند. در خانواده ما میزان صمیمیتی که پدر با مادر داشت خیلی بیشتر از صمیمیتی بود که مادر با ایشان داشت.

نظرات[۰] | دسته: ایت الله بهجت فومنی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
هدایتهای اخلاقی از عارف وارسته حضرت آیت الله بهجت (ره) پيوند ثابت

بسم الله الرحمن الرحیم
هدایتهای اخلاقی از عارف وارسته
سؤال : برادری دارم که به هیچ وجه نماز نمیخواند ، رفیق ناباب دارد و هرچه اورا موعظه میکنیم گوش نمیدهد . لطفا یک راه صریح نشاندهیدجواب: بسمه تعالی .بعد از نماز جعفرعلیه السلام برای هدایتش دعا کنید و در سجده آخر برای این مقصود دعا کنید وتباکی کنید.
سؤال : چند سال است که در کارهایم دچار مشکل میشوم به شکلی که راهها به رویم بسته میشود از جمله در زمینه اشتغال و ازدواج ؛ هرچه از خدا طلب یاری میکنم راه مساعدی گشوده نمیشود ؟
جواب : زیاد از روی اعتقاد کامل بگویید (( استغفر الله )) .هیچ چیز شما را منصرف نسازد غیر از واجبات و ضروریات تاکلیه ابتلائات رفع شود ، بلکه بعد از رفع آنهاهم بگویید برای اینکه امثال آنها پیش نیاید ؛ و اگر دیدید رفع نشد بدانید یا ادامه نداده اید یا آنکه با اعتقاد کامل نگفته اید . والله العالم.
سؤال : برای علاج وسواس چه کار کنیم؟جواب : زیاد گفتن لا اله الا الله ( کثار تهلیل )

نظرات[۰] | دسته: آیت الله بهجت فومنی (قدس سره), ایت الله بهجت فومنی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

مهر ۱۳۹۸
د س چ پ ج ش ی
« شهریور    
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰  
No Image No Image