آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
مقامات حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در آیات و روایات پيوند ثابت

مقامات حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در آیات و روایات

کد خبر : ۷۱۶۶۳۷منبع : روزنامه کیهان
خلاصه
حضرت فاطمه زهرا(س) کسی است که طبق فرمایش رسول خدا(ص) رضایت خدا در رضایت فاطمه(س) و غضب خدا در غضب فاطمه(س) است. مفسران بر اساس روایات نبوی(ص)، آیات بسیاری را درباره مقام آن حضرت دانسته‌اند.

خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

فاطمه(س) بر اساس آموزه‌های قرآنی، جزو اهل بیت پیامبر(ص) است که دارای عصمت بوده و از سوی خداوند تبارک و تعالی از هرگونه پلیدی پاک شده است. جایگاه و منزلت فاطمه در آیات قرآن و روایات نبوی(ص) بسیار بلند و بی‌نظیر است. طوری که ایشان را از بقیه زمان متمایز می‌گرداند. در مطلب حاضر گوشه‌ای از مقامات و فضایل حضرت زهرا(س) بیان شده استـ

نظرات[۰] | دسته: حضرت فاطمه (س) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
مصائب حضرت زهرا (س) پيوند ثابت

مصائب حضرت زهرا (س)
موقعی که فاطمه زهراء قبض روح شد، حضرت علی بن ابی طالب آن بانو را مخفیانه بخاک سپرد و موضع قبر مقدسش را محو نمود. آنگاه برخاست و متوجه قبر مبارک پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله شد و گفت: یا رسول اللَّه! سلام من و سلام دخترت فاطمه بر تو باد، همان دخترت که به زیارت تو آمده و در بقعه تو خوابیده و خدا خواست به سرعت به تو ملحق شود. یا رسول اللَّه! از فراق دختر برگزیده تو صبر و شکیبائی من قلیل و اندک شده، قدرت من از دوری بزرگترین زنان یعنی فاطمه اطهر ضعیف گردید،

منبع : درس های حضرت زهرا (س)، ص: ۲۰۰ , پاک نیا تبریزی، عبدالکریم
فلسفه ذکر مصائب

استاد مطهری (ره) در مورد فلسفه ذکر مصیبت می فرماید: البته من هیچ وقت اصرار ندارم که در هر سخنرانی لزوماً ذکر مصیبت کنم. اگر سخن رسید به جایی که ببینم ذکر مصیبت کردن، به خودم تحمیل کردن است و باید از جایی به جای دیگر بروم، نمی گویم. ولی اکثر، خصوصاً در ایام مصیبت، ولو به طور اشاره هم شده است ذکر مصیبت می کنم.

جوانی از من پرسید که آیا این کار ضرورتی یا حسنی دارد یا نه؟ اگر بناست مکتب امام حسین علیه السلام احیا بشود، آیا ذکر مصیبت امام حسین هم ضرورتی دارد؟ گفتم بله، دستوری است که ائمه اطهار به ما داده اند و این دستور فلسفه ای دارد و آن اینکه هر مکتبی اگر چاشنیی از عاطفه نداشته باشد و صرفاً مکتب و فلسفه و فکر باشد، آنقدرها در روحها نفوذ ندارد و شانس بقا ندارد، ولی اگر یک مکتب چاشنیی از عاطفه داشته باشد، این عاطفه به آن حرارت می دهد. معنا و فلسفه یک مکتب، آن مکتب را روشن می کند، به آن مکتب منطق می دهد، آن مکتب را منطقی می کند. بدون شک مکتب امام حسین منطق و فلسفه دارد، درس است و باید آموخت اما اگر ما دائماً این مکتب را صرفاً به صورت یک مکتب فکری بازگو کنیم حرارت و جوشش گرفته می شود و اساساً کهنه می گردد. این، بسیار نظر بزرگ و عمیقانه ای بوده است، یک دوراندیشی فوق العاده عجیب و معصومانه ای بوده است که گفته اند برای همیشه این چاشنی را از دست ندهید؛ چاشنی عاطفه، ذکر مصیبت حسین بن علی علیه السلام یا امیرالمؤمنین یا امام حسن یا ائمه دیگر و یا حضرت زهرا (سلام اللَّه علیها). این چاشنی عاطفه را ما حفظ و نگهداری کنیم[۱]
مصائب از منظر زهرا (ع)

زهرا علیهاالسلام ماجرای مظلومیت خود را این گونه بیان فرموده است:

قنفذ را با عمر بن خطاب و خالد بن ولید به خانه ی ما فرستادند تا پسر عمویم علی را برای بیعت زیانبار خود به سقیفه بنی ساعده بیرون برند. علی که مشغول انجام وصیت رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله، و تألیف قرآن بود، با آنان بیرون نرفت. آنان نیز برای عقده گشائی، هیزم زیادی در مقابل در خانه ما جمع کردند و آتش آوردند تا خانه، و ما را به آتش کشند. من در پشت در ایستادم و آنان را به خدا و پدرم قسم دادم که دست از ما بردارند و ما را یاری کنند.

عمر، تازیانه را از دست قنفذ- غلام ابوبکر- گرفت و با آن به بازویم زد، چنانکه تازیانه همچون بازوبند به دور بازویم حلقه زد. سپس وی لگدی به در کوبید و آن را به طرف من فشار داد و من که آبستن بودم، به صورت روی زمین افتادم. آتش شعله می کشید و صورتم را می گداخت. عمر چنان به صورتم سیلی زد که گوشواره ام بر زمین افتاد و درد زایمان به سراغم آمد. پس محسنم کشته شد. این است امّتی که می خواهد بر من نماز بخواند؟! در حالی که خدا و رسول از آنان بیزاری جسته اند. من نیز از آنان برائت می جویم».

نظرات[۰] | دسته: حضرت فاطمه (س) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سیره سیاسی حضرت زهرا در مقام انسان کامل پيوند ثابت

سیره سیاسی حضرت زهرا در مقام انسان کامل
نویسندگان: دل آرا نعمتی پیرعلی
منبع: مطالعات راهبردی زنان ۱۳۸۷ شماره ۳۹

کلید واژه ها: قرآنانسان کاملزهرا سلام‌الله علیهاامامتمعصومهدایت
حوزه های تخصصی:

حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان زن در اسلام شخصیتها

دریافت فایل ارجاع: RIS (پژوهیار، EndNote ، ProCite ، Reference Manager) | BibTex
چکیده
هرچه انسان در اتصاف به کمالات واجب‌الوجود قویتر باشد، به مبدأ واجب‌الوجود نزدیکتر و آثار وجودی او بیشتر است؛ چنانکه انسان کامل مجمع اسماء و صفات خداوند است. از منظر قرآن کریم منصب هدایتگری از آن انسان‌های کاملی است که از عیوب اخلاقی و نفسانی مبرا بوده و از «ظلم» به معنای عام آن معصوم باشند. قول و فعل و تقریر چنین انسانی حجیت دینی داشته و او به اقتضای وظیفه دینی به امر اقامه دین و اجرای حدود و دفاع از حریم دین خدا می‌پردازد. حضرت زهرا (س) مصداق بارز «تطهیر الهی» است که به دور از هرگونه تمایل فردی و با دو شیوه اقامه ادلّه و وصیت سیاسی، به حراست از دین و حمایت از وصی بلافصل رسول خدا پرداخته است و در همه اقوال و اعمال و تقریراتش، جانب دین را لحاظ نموده و خیرخواه امت بوده است؛ فلذا پیروی از سیره متعالی ایشان می‌تواند راهگشا و کارساز باشد.
متن

۱) طرح مسأله

انسان از منظر قرآن کریم از ویژگی‌های مثبت فراوانی برخوردار است؛ او خلیفه خداست (ر.ک. بقره،۳۰؛ انعام، ۱۶۵)، دارای ظرفیت‌ علمی فوق‌العاده است (ر.ک. بقره،۳۳-۳۱)، صاحب فطرت خداجوست (ر.ک. اعراف، ۱۷۳ـ ۱۷۲؛ روم،۳۰)، بهره‌مند از عنصر ملکوتی و الهی است (ر.ک. سجده، ۹-۷)، مسئول و امانتدار خداست (ر.ک. احزاب، ۷۲؛ دهر، ۳-۲)، صاحب کرامت و شرافت ذاتی است (ر.ک. اسراء، ۷۰) از وجدان اخلاقی برخوردار اسـت (ر.ک. شمس، ۹-۷) با یـاد خدا آرام می‌گیرد (ر.ک. رعد، ۲۸) و قابلیت نیل به مقام اطمینان و رضوان الهی را دارد (ر.ک. فجر، ۲۸ ـ ۲۷).

همین انسان ویژگی‌های منفی نیز دارد که موجبات مذمت او را فراهم می‌کند؛ همانند غفلت از بعد ملکوتی و پرداختن به بعد مادی خود (ر.ک. ابراهیم، ۳۴)، ناسپاسی (ر.ک. حج، ۶۶) و ترجیح منافع و لذات زودگذر (ر.ک. اسراء، ۱۱) و صفات نکوهیده دیگر که در قرآن کریم مطرح شده است.

انسان در طول زندگی خود، با اختیار و انتخاب و اراده‌های دمادم، به قوا و استعدادهای خویش فعلیت می‌بخشد و در واقع در صحنه حیات و زندگانی، ساخته می‌شود؛ زیرا علوم، ادراک و ملکات انسان در جانش رسوخ می‌کند و با او متحد می‌شود و انسان در یک تحول مستمر و پیوسته، در جریان «شدن» قرار می‌گیرد (شیروانی، ۱۳۷۶: صص۳۸-۳۵). پس انسان قابلیت و لیاقتی دارد که اگر نهال وجودش را به دست مربیان کامل و مکمل بسپارد، آن چنان عروج وجودی و اشتداد روحی پیدا می‌کند که حقیقت آن در مقام تمثیل، شجره طوبای الهی می‌شود: «اصلها ثابت و فرعها فی السماء تؤتی اکلها کل حین باذن ربها» (ابراهیم، ۲۵-۲۴) (حسن‌زاده، ۱۳۸۴: ص۵). از آنجا که علم و عمل انسان‌سازند، انسان چاره‌ای جز تحصیل علم نافع و عمل صالح ندارد و به منظور تحصیل این دو، نیازمند دستورالعمل است و دستورالعمل انسان‌ساز، فقط قرآن است: «ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم» (اسراء، ۹) (همان، ص۹) و از آنجا که پاک بودن، شرط اصلی درک قرآن است «لایمسّه الاّ المطهّرون» (واقعه، ۷۹)، لذا انسان‌های کامل که صاحب مقام طهارت از غیرخدا هستند، مرجع تعلیم قرآن و اسوه علم نافع و عمل صالحند؛ از این رو شناخت انسان‌های کامل و ویژگی‌ها و مختصات آنان و نیز تحلیل وقایع حیات آنان و نوع موضعگیری آنان، معیار مناسبی برای شناخت و تمییز حق است و اساساً این نوع از بررسی‌ها در کشف و درک دیدگاه‌ها، انگیزه‌ها و روش‌های مواجهه انسان کامل با مسائل و قضایای مختلف بسیار مفید و مؤثر خواهد بود.

۲) تعریف انسان کامل

قرآن کریم در معرفی ترکیب ذات انسان می‌فرماید: «انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعاً و بصیراً» (انسان،۲). کلمه امشاج جمع کلمه «مشیج» به معنای مخلوط و ممزوج است (علامه طباطبایی، ۱۳۷۴: ج۲، ص۱۹۴).

«امشاج» وصف نطفه است؛ به این جهت که استعدادهای اعضا و قوای انسان در آن مخلوط است و نطفه، ممزوجی است از الوان مختلفه و اشیاء مؤتلفه و اضداد متعادیه و اخلاط متباینه که هر یک را آثاری است. حب، بغض، طمع، قناعت، تواضع و تکبر، درگیری عقل و شـهوت و… از آثار متعادیه در نطفه است (مغنیه، ۱۴۲۴ق: ج۷، ص۴۷۸). از همین روی انسان شایسته تکلیف است و خداوند او را در معرض آزمایش و امتحان قرار می‌دهد: «انا هدیناه السبیل اِمّا شاکراً و اِمّا کفوراً» (انسان، ۳)؛ زیرا خداوند در هر دو حال سپاس و ناسپاسی به او قدرت داده و راه را آشکار و دلایل را برایش اقامه فرموده است (طبرسی، ۱۳۷۲: ج۴، ص۴۰۸). انسان کامل، کمالش در تعادل و توازن است؛ یعنی به سوی یک استعداد از میان استعدادهای فراوانش گرایش پیدا نمی‌کند و استعدادهای دیگرش را مهمل و معطل نمی‌گذارد و همه را با هم رشد می‌دهد و در یک وضع متعادل و متوازن به سر می‌برد و اساساً حقیقت عدل بر توازن و هماهنگی است و هماهنگی در اینجا معنایش این است که در عین اینکه همه استعدادهای انسان رشد می‌کند، رشدش، رشد هماهنگ است (مطهری، بی‌تا: ص۱۹) و مجد و عظمت هر چیز به حسب کمال اوست و کمالی فوق کمال واجب‌الوجود بالذات متصور نیست و انسان که از جمادات و حیوانات اشرف است، هرچه در اتصاف به کمالات واجب‌الوجود قویتر باشد، در کمال از دیگر افراد انسان پیشتر و به مبدأ واجب‌الوجود نزدیکتر است و آثار وجودی او بیشتر است و چون انسان کامل مجمع اسماء و صفات واجب تعالی است، امجد و اعظم از دیگر افراد انسان است؛ زیرا که اکمل آنهاست. اسماء و صفات واجب الوجود، معانی و حقایق عینیه‌اند و آنکه متصف به این اوصاف حقیقیه عینیه است ولایت تکوینی دارد؛ زیرا که مفاتیح غیب باذن الله تعالی در دست اوست و قلب او خزانه اسرار و علوم الهی است و مؤید به روح‌القدس است و از ملک تا ملکوت مراتب انسان کامل است؛ لذا امام قافله نوع انسانی و غایت مسیر تکاملی آن و صراط مستقیم و صراط الی الله بلکه «صراط الله» است که دیگر افراد باید راه تقرب به او را سیر نمایند تا به کمال انسانی خود نائل شوند (حسن‌زاده، ۱۳۸۵: ص۸).

۳)مختصات انسان کامل

انسان کامل در منظر قرآن کریم، همچون سراج منیر وظیفه هدایت بشر به سوی «الله» را برعهده دارد: «و داعیاًَ الی الله باذنه و سراجاً منیراً» (احزاب، ۴۶)؛ لذا قرآن کریم هر جا نامی از امامت می‌برد به دنبالش متعرض هدایت می‌شود؛ گویی که هدایت، تفسیر «امامت» است: «وجعلنا منهم ائمه یهدون بامرنا لَمّا صبروا و کانوا بایاتنا یوقنون» (سجده، ۲۴). منظور از هدایت، هدایتی است که به «امر» خدا صورت می‌گیرد و «امر» خدا عبارت از ملکوت عالم است (یس، ۸۳-۸۲) که امام با آن امر با خدای سبحان مواجه می‌‌شود و «امر» آن خلقتی است که طاهر و مطهر از قیود زمان و مکان و خالی از تغییر و تبدیل باشد؛ یعنی امام هدایت‌کننده‌ای است که با امر ملکوتی در اختیار خود، هدایت می‌کند. براساس آیه ۲۴ سجده، صبر و یقین دو عامل نیل به مقام امامتند و از آنجا که صبر به طور مطلق مطرح شده، حاکی از آن است که شایستگان مقام امامت در برابر تمامی صحنه‌هایی که برای آزمایش آنها پیش می‌آید صبر می‌کنند؛ لذا قرآن کریم اختصاص مقام امامت به حضرت ابراهیم (ع) را در ظهور تسلیم بی‌چون و چرای آن حضرت در برابر خداوند و صبر عظیم وی بر فرمان ذبح فرزند، اعلام می‌کند: «و اذا ابتلی ابراهیمَ ربُّه بکلمات فاَتمهنّ قال انّی جاعلک للناس اماماً…» (بقره،۱۲۴). براساس عبارت «وکانوا بآیاتنا یوقنون» (سجده،۲۴) یقین، عامل دیگر در استحقاق دریافت مقام امامت است که طبق آیه «وکذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الارض و لیکون من الموقنین» (انعام، ۷۵) عبارت است از مکشوف شدن ملکوت و باطن عالم. کوتاه سخن اینکه امام باید انسانی دارای یقین باشد، انسانی که عالم ملکوت برایش مکشوف باشد و کلماتی از خدای سبحان برایش محقق گشته باشد؛ لذا جمله «یهدون بامرنا» (سجده،۲۴) دلالتی روشن دارد بر اینکه آنچـه که امر هدایت متعلق به آن می‌شود، عبارتست از دل‌ها و اعمالی که به فرمان دل‌هـا از اعضاء سر می‌زند. پس امام کسی است که باطن دل‌ها و اعمال و حقیقت آن پیـش رویش حاضر است (علامه طباطبائی، ۱۳۷۴: صص۴۱۰-۴۰۳). قرآن کریم این مقام را منحصر در افرادی می‌داند که ذاتاً پاک باشند و خود، راه را بدانند و محتاج به هدایت دیگران نباشند: «افمن یهدی الی الحق احقّ ان یُتّبع امّن لایهدی الّا ان یُهدی» (یونس، ۳۵). از این آیه استفاده می‌شود که امام باید از هر ضلالت و گناهی معصوم باشد و گرنه مهتدی به نفس نخواهد بود؛ بلکه محتاج به هدایت غیر می‌شود و چون امام محتاج به هدایت احدی نیست، معصوم است. این معنا را آیه «قال انی جاعلک للناس اماماً قال و من ذریتی قال لاینال عهدی الظالمین» (بقره،۱۲۴) تأیید می‌کند؛ زیرا منظور از لفظ «ظالمین» مطلق هر کسی است که ظلمی از او صادر شود، هر چند بسیار کوچک باشد؛ چه آن ظلم شرک باشد و چه معصیت، چه در همه عمر باشد و چه در ابتدا قبل از توبه؛ هیچ‌ یک از این افراد نمی‌توانند امام باشند. پس امام تنها کسی است که در تمامی عمر حتی کوچکترین ظلمی را مرتکب نشده باشد (همان: ج۱، صص۴۱۴-۴۱۰) آنچنان که ثامن الحجج (علیه السلام) در تبیین مقام امامت و ویژگی‌های امام به آیه ۱۲۴ بقره استناد نموده و در ذیل عبارت «لاینال عهدی الظالمین» می‌فرمایند: «فابطلت هذه الایه امامه کل ظالم الی یوم القیامه و صارت فی الصفوه… حتی ورثّها الله تعالی النبی فقال جل و تعالی: «ان اولی النـاس بابراهـیم للذین اتبـعوه و هـذا النبی…» (آل عمران، ۶۸) (کـلینی، ۱۳۸۳: ج۱، ص۱۹۹)؛ (این آیه امامت هر ظالمی را تا روز قیامت باطل نموده و آن را مختص برگزیدگان می‌کند تا آنجا که خداوند آن را به پیامبر اسلام اعطا نموده و فرمود: «سزاوارترین مردم به ابراهیم کسانی هستند که از او تبعیت نمایند و این پیامبر است»).

نظرات[۰] | دسته: حضرت فاطمه (س) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
اسماء و صفات فاطمه زهراسلام الله علیها پيوند ثابت

اسماء و صفات فاطمه زهراسلام الله علیها
حضرت زهرا سلام الله علیها
امام فخر رازى مفسّر بزرگ و متعصّب اهل سنّت نیز می نویسد: «مراد از کوثر، فرزندان پیامبر صلی الله علیه وآله است؛ چون این سوره در رد کسى که بر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله طعن زد و گفت: او فرزند ندارد، نازل شد. پس معناى کوثر آن است که خداوند نسلى به او …
اسماء و صفات فاطمه زهراسلام الله علیها
نویسنده: الف . آشوری
براى فاطمه سلام الله علیها نزد خداى متعال نُه اسم است: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا. آنگاه فرمود: معنى و تفسیر فاطمه را می دانى؟ گفتم: آقاى من! شما بفرمایید. فرمود: فاطمه سلام الله علیها را از آن جهت فاطمه گویند که از شر به دور است.»

دربارهٔ حضرت فاطمهٔ زهراسلام الله علیها اسمها، القاب و صفات فراوانی در آیات قرآن و احادیث وارد شده است.

امام صادق علیه السلام فرمود: «لِفَاطِمَهَ تِسْعَهُ أَسْمَاءٍ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاطِمَهُ وَ الصِّدِّیقَهُ وَ الْمُبَارَکَهُ وَ الطَّاهِرَهُ وَ الزَّکِیَّهُ وَ الرَّضِیَّهُ وَ الْمَرْضِیَّهُ وَ الْمُحَدَّثَهُ وَ الزَّهْرَاءُ ثُمَّ قَالَ تَدْرِی لِأَیِّ شَیْ ءٍ سُمِّیَتْ فَاطِمَهَ قُلْتُ أَخْبِرْنِی یَا سَیِّدِی قَالَ فُطِمَتْ مِنَ الشَّرِّ؛ (۱)
براى فاطمه سلام الله علیها نزد خداى متعال نُه اسم است: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا. آنگاه فرمود: معنى و تفسیر فاطمه را می دانى؟ گفتم: آقاى من! شما بفرمایید. فرمود: فاطمه سلام الله علیها را از آن جهت فاطمه گویند که از شر به دور است.»
همچنین براى وجه تسمیهٔ فاطمه سلام الله علیها وجوه دیگرى نقل شده است که عبارتند از:
۱٫ فاطمه از اسم خداوند؛ یعنى فاطر گرفته شده است. (۲)
۲٫ چون دوستان و شیعیان او از آتش جهنم در امان اند. (۳)
۳٫ چون از عادت ماهانه بریده و منقطع بوده است. (۴)

ما در این مقاله به جهت اختصار به تعدادى از آن متذکر می‌شویم .

۱ . کوثر
«إِنَّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ * إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ» (۵)
زمانى که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله دو تن از فرزندان پسر خود (عبدالله ـ قاسم) را از دست داد، دشمنان او لب به کنایه و شماتت گشودند. از جمله «عاص بن وائل»، (۶)(۷)
امام فخر رازى مفسّر بزرگ و متعصّب اهل سنّت نیز می نویسد: «مراد از کوثر، فرزندان پیامبر صلی الله علیه وآله است؛ چون این سوره در رد کسى که بر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله طعن زد و گفت: او فرزند ندارد، نازل شد. پس معناى کوثر آن است که خداوند نسلى به او عطا کرد که در گذر زمان باقى می ماند…» (۸)

نظرات[۰] | دسته: حضرت فاطمه (س) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
جهت‌گیری خدایی حضرت زهرا(س) پيوند ثابت

ه گزارش افکارنیوز، حجت‌الاسلام والمسلمین حسین انصاریان استاد اخلاق شهر تهران در تازه‌ترین سخنرانی خود به موضوع «جهت‌گیری خدایی حضرت زهرا(س)» اشاره کرد که مشروح آن در ادامه می‌آید:

جهت‌گیری خدایی حضرت زهرا(س)

کلمه «سمت» به معنای جهت است. وجود مقدس صدیقه کبری(س) جهت‌گیری‌های فکری‌شان، جهت‌گیری‌های اخلاقی‌شان، جهت‌گیری‌های عملیشان و جهت‌گیری عاقبت‌اندیشی‌شان فقط به سوی پروردگار مهربان عالم بود. تمام دوره عمرشان دنبال این بودند که هر اندیشه‌ای دارند، اخلاقی دارند، عملی دارند، رفتار و کرداری دارند و حتی به فرموده قرآن مجید عباداتی که دارند، حیاتی که دارند، مرگی که در آینده به انتظارشان است برای خدا باشد.

زندگی با رویکرد خدامحوری

این مسأله بسیار مهمی است که من نیتم این باشد که روز مردنم برای خدا بمیرم، این زحمتی که بدنم دارد می‌کشد و می‌خواهد روح را از خودش جدا بکند، برای خدا جدا بکند. ما در قرآن مجید می‌خوانیم که اولیای الهی، انبیاء و آنهایی که روح عبودیت بر آنها حاکم بوده، شعار زندگیشان این بود «إِنَّ صَلاتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیایَ وَ مَماتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین» (انعام، ۱۶۲) «نمازم و هر نوع عبادتم و همه زندگیم و وقتی که دارم می‌میرم».

خدا منبع کل خیر است، خدا در عطا کردن خیر بخل ندارد، دریغ ندارد. وقتی من همه وجودم، حرکات درونم، روحم، روانم، حرکات اعضا و جوارحم، به سمت پروردگار قرار داده بشود یک چشم به هم زدن عمرم را تباه نکردم، بلکه به قول قرآن مجید هم در سوره فاطر قبل از سوره یس و هم در سوره صف وصل به تجارتی شدم که این تجارت هرگز تا ابد کسادی در آن راه ندارد و این تجارت از همه سمت‌هایی که دارد منفعت است. چه در دنیا و چه در آخرت و چه در برزخ.

و در حقیقت من با این جهت‌گیری و سمت‌گیری، بهترین بهره را از همین دنیا گرفتم، یعنی با این جهت‌گیری دنیای من برای من معدن خیر می‌شود، برای من معدن ثواب می‌شود، برای من معدن عقل و کرامت می‌شود.

دنیا خیر است یا شر؟

ممکن است شما مخصوصاً شما جوانان عزیز بفرمایید کم و بیش شنیده‌ایم که دنیا را رد می‌کنند، می‌گویند دنیا جای خوبی نیست، دنیا بی‌وفاست، دنیا به احدی در این عالم رفاقت نداشته که به دردخور باشد. امیرالمؤمنین(ع) جواب می‌دهد این حرف درست نیست. اتفاقاً دنیا، دنیای وفاداری است ولی به مردم پاک، دنیا منبع خیر است برای مردم پاک.

این دنیایی که شما می‌گویید چیست اگر منظور از دنیا ترکیبی از ماه و خورشید و ستاره و کره زمین و دریا و چشمه و باغ و کشاورزی و رود و رودخانه و حبوبات و سبزیجات و میوه‌جات است؛ این مجموعه که در قرآن کریم به عنوان نعمت خدا شمرده شده و خدا از همه این اجزای دنیا به خوبی یاد کرده «وَ سَخَّرَ لَکُمُ اَللَّیْلَ وَ اَلنَّهٰارَ وَ اَلشَّمْسَ وَ اَلْقَمَرَ وَ اَلنُّجُومُ مُسَخَّرٰاتٌ بِأَمْرِهِ»(النحل‌، ۱۲) من نعمت شب را، نعمت روز را نعمت خورشید و ماه را برای زندگی شما بندگانم به کار گرفتم، این بد است؟

خورشیدی که روزانه چند میلیون تن از خودش به طور رایگان برای موجودات زنده، برای معادن، برای جمادات و نباتات هزینه می‌کند، بد است؟ ماه در طول یک برج جزر و مد ایجاد می‌کند و کنار ساحل میلیونها درخت خرما را بدون زحمت باغبان آب می‌دهد. هزاران تن خرما با این مد کره ماه به وجود می‌آید. همه غذاشناسان دنیا هم می‌گویند ویتامین‌های خرما کم نظیر است، خدا در قرآن مجید اسم خرما را آورده، اسم نخل را آورده. خداوند به حضرت مریم وقتی که مسیح به دنیا آمد دستور داد «وَ هُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ اَلنَّخْلَهِ تُسٰاقِطْ عَلَیْکِ رُطَباً جَنِیًّا»(مریم، ۲۵) الآن که ضعف داری به خاطر به دنیا آوردن بچه دستت را به شاخه این نخل بگیر و شاخه را به طرف خودت حرکت بده خرمای تازه برایت می‌ریزد خرما که دوای درد است دوای ضعف است، بد است؟

نمونه‌هایی از زیبایی‌های دنیا

خداوند درباره زنبور عسل یک سوره با ۱۰۰ و چند آیه نازل کرده است. در آیات مربوط به زنبور جهت‌گیری‌ها و سمت‌گیری‌های بسیار دقیق زنبور را بیان کرده که یک بخشش این است «وَ أَوْحىٰ رَبُّکَ إِلَى اَلنَّحْلِ أَنِ اِتَّخِذِی مِنَ اَلْجِبٰالِ بُیُوتاً» من به زنبور الهام کردم، بنابراین معلوم می‌شود زنبور شعور دارد، معلوم می‌شود زنبور الهام خدا را می‌گیرد، معلوم می‌شود زنبور الهام خدا را می‌فهمد. چه چیزی الهام کردم؟ گفتم سه جا برای خودت خانه بگیر، یکی در کوه‌ها، «وَ مِنَ اَلشَّجَرِ» یکی روی درختان «وَ مِمّٰا یَعْرِشُونَ»(نحل‌، ۶۸) یکی روی داربست‌هایی که در باغ‌ها است.

سپس به زنبور یاد دادم برای تغذیه‌ات سمتت و جهتت به این سو باشد، «ثُمَّ کُلِی مِنْ کُلِّ اَلثَّمَرٰاتِ»(نحل، ۶۹) از هر محصولی که در زمین‌های کشاورزی است، روی شاخه‌های درختان است و از هر گل و بته‌ای، از هر گیاهی، از هر شکوفه‌ای بخور. «کلی من کل ثمرات» یعنی آشغال‌خوری ممنوع است، بدخوری ممنوع است، تغذیه ناباب زنبور ممنوع است. جهت‌گیری‌ات برای خوراک باید به طرف پاکترین مواد باشد که گل‌ها و شکوفه‌هاست، گیاهان بیابانی است، گیاهان دشت است.

خب این کار را زنبور میلیون‌ها سال است دارد انجام می‌دهد، اشتباه نمی‌کند و جهت‌گیری اشتباه هم ندارد. بعد از «ثم کلی من کل الثمرات» به او دستور دادم «فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ» (نحل، ۶۹) از جاده پروردگارت منحرف نشو، یعنی من راهی که برای زندگی زنبور قرار دادم صراط مستقیم است، به زنبور هم سفارش کردم از این جاده ربک، جاده پروردگارت قدم بیرون نگذار، همین جاده را حرکت کن در همین جاده پروردگارت برای زندگیت جهت‌گیری کن «فاسلکی سبل ربک ذُلُلاً» و متواضع هم باش.

حیوان متکبری نشو، جریمه‌ات می‌کنم. متواضع، فروتن و خاکی باش. بعد پروردگار می‌فرماید بعد از دو سه ماه که این همه زحمت می‌کشد و سمت‌گیری درستی می‌کند «یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهٰا شَرٰابٌ» (نحل، ۶۹) از شکمش شراب خارج می‌شود. شراب یعنی آشامیدنی، لغت عرب است کلاً شراب یعنی آشامیدنی، یعنی یک جنس نرم قابل شرب. گوشت را باید بجوند، نان را باید بجوند، اما عسل از مواد روان است جویدن هم نمی‌خواهد بندگان می‌توانند در دهان مبارکشان بگذارند و ببلعند. این آشامیدنی که شما می‌بینید از شکم زنبور بیرون می‌آید «فیه شفاء للناس»، برای تمام مردم دنیا داروی درد است.

یک جمله از حکما برایتان بگویم، چقدر زیباگویی شده است، چقدر! خود این جمله حکیمانه حرفهای عجیبی در باطنش دارد. «خداوند کارخانه گرانترین نخ دنیا را تا الان، در وجود یک کرم قرار داده، کرم ابریشم». این صنعت خداست، این هنر پروردگار است، گران‌ترین نخ در عالم نخ ابریشم است و این ساخت کارگاه شکم یک کرم است.

این یک مسأله‌اش است، اینها بد است، یعنی دنیا بد است؟ شما دنیا را تجزیه بکنید به نعمت‌ها ببینید کدامش بد است، کدامش ضرر دارد این که می‌گویند دنیا بد است، دنیا بد است، کجای دنیا بد است؟ دنیای آدم بی‌دین بد است، دنیای آدم بی‌دین به معنی خورشید و ماه و ستاره و نعمت‌ها نیست، اخلاق و عمل آدم بی‌دین که ظلم دارد، تجاوز دارد، غرور دارد، پایمال کردن حقوق مردم را دارد، بی‌رحمی دارد، دل سیاه است، نظرتنگ است، منبع آزار است، این مجموعه را که کنار هم بگذارید، دنیای آدم بی‌دین می‌شود. دنیا در آدم بی‌دین به معنی نعمت‌ها نیست، به معنی فعالیت‌های غلط روانی و فکری و عملی مردم بی‌دین است.

نه این جهان زیبا، نه این نعمت‌های زیبا، نه این چهره‌های زیبای خلقت، اینها بد نیست. اگر بخواهم دنیا را کنار بگذارم یعنی چه کار کنم؟ یعنی لباسهایم را درآورم کنار بگذارم، خوراک را کنار بگذارم، حرکت را کنار بگذارم، کسب را کنار بگذارم، ازدواج را کنار بگذارم، مردم را کنار بگذارم، معنی دنیا را کنار بگذار این است یعنی خودم را به غربت بکشم به غربت بمیرم و از نعمت‌های الهی هم استفاده نکنم این کجای دین خداست؟ دستور کدام پیغمبر است؟

برخورد قرآنی با ثروتمندان

شما همه می‌دانید قارون یک ثروتمند مغرور متکبر بود. مؤمنین زمان موسی(ع) به قارون می‌گفتند از ثروتت بیا استفاده کن نگفتند کسب و کارت را تعطیل کن، در مغازه‌ات را ببند، در تجارت خانه‌ات را ببند، آمدند گفتند «وَ اِبْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اَللّٰهُ اَلدّٰارَ اَلْآخِرَهَ» با این ثروتت دنبال به دست آوردن آخرت آباد باش. این بدین معناست که ثروت داشته باش، ثروت هم درآور اما به ثروتت جهت درست بده، سمت و سوی درست بده. اگر ثروت را با کمربند بخل ببندی تو دنیایت، این دنیای بدی است. اگر ثروتت به بی‌رحمی ارتباط پیدا کند که به مستحق و فقیر و یتیم و مشکل‌دار کمک نکنی، دنیای تو دنیای ابلیسی است.

کار دیگری که مؤمنین از قارون خواستند «وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اَللّٰهُ إِلَیْکَ» با چشمت می‌بینی پروردگار عالم به تو چقدر نیکی کرده تو هم به مردم نیکی کن این ثروت را نگه ندار. یک کار دیگر «وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ اَلدُّنْیٰا»(القصص، ۷۷) از این ثروت خانه تأمین کن، لباس تأمین کن، غذا تأمین کن، مرکب تأمین کن.

اینها همه دستور است، اینها همه جهت‌گیری‌های زیبا به طرف دنیای زیباست. اصل دنیا زیباست، اصل خلقت انسان زیباست، اصل عقل انسان زیباست، اصل تمام نعمت‌ها زیباست. حرف انبیا و خدا در صد و چهارده کتاب آسمانی این است فقط به طرف زیبایی‌های الهی سمت بگیرید و جهت بگیرید. به طرف زشتی نروید. زبانتان را به حرف خوب زدن جهت بدهید، به جذب مردم، به جذب زن و بچه، به جذب عروس و داماد‌تان، با محبت حرف زدن زبان راجهت بدهید به حرفهایی که جنبه مثبت دارد گوشتان را جهت بدهید.

امیرالمؤمنین(ع) دارند «وقفوا اسمائهم علی العلم نافع لهم»، عاشقان خدا، گوششان را وقف دانش مفید کردند. شکمتان را جهت بدهید به طرف لقمه حلال، شهوتتان را جهت بدهید به طرف ازدواج مشروع. اگر شکم را جهت بدهی به طرف ربا، دزدی، رشوه، خیانت در جنس مردم، اختلاس، ربودن بیت المال، تو در حقیقت از طریق شکم، خودت را به طرف جهنم جهت دادی، سمت تو به سوی جهنم است. شهوتت را به نکاح و ازدواج درست جهت بده، اگر جهت ندهی و بخواهی به طرف زنا جهت بدهی یا به طرف گناه کبیره دیگر جهت بدهی بدان که با شهوت داری تولید آتش دوزخ را می‌کنی.

قرآن، شفاء دردها

«فیه شفاء للناس» عسل درمان دردهاست. خدا یک شفا و یک درمان دیگر هم می‌گوید که بالاتر از عسل است. اگر عسل درد معده را درمان بکند، اگر ضعف اعصاب را درمان بکند، اما یک درمان‌کننده دیگری را معرفی کرده که همه دردهای دنیا و آخرت را درمان می‌کند «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ» (اسراء، ۸۲). این درمان‌کننده دردها، ضعف‌ها و کمبودها همین قرآن است. قرآن چوپان گمنام بیابانی را درمان کرد و شد ابوذر. دهاتی ایرانی را درمان کرد و شد سلمان. غلام سیاه رومی حبشی را درمان کرد و شد صهیب. غلام قد کوتاه بد صدای مو مجعد را درمان کرد و شد بلال.

چقدر در این درمان بلال را مثل بقیه دوستانش پاک بالا آورد که صدیقه کبری(س) در این تقریباً سه ماهه هر روز صبح و ظهر و شب از کنار مسجد پدرش پیغمبر اذان می‌شنید ارزشی برای آن گلو و اذان و دهان و زبان قائل نبود، هیچ اثری روی زهرا نداشت، چون می‌دید این گلو نجس است، این اذان تولید گلوی نجس است، این اذان تأیید حکومت غاصب و ستمکار است. اصلاً این صدا، این حرفها، این لغات عربی برای زهرا ارزشی نداشت، اما همین چند روزی که مانده بود به شهادتش به امیرالمؤمنین گفت من دلم می‌خواهد یک بار دیگر اذان بلال را بشنوم، دلم تنگ شده، چون می‌داند این گلویی که بلال دارد پاکترین گلو برای اذان است. این زبان، زبان پاکی است. آن الله اکبر بلال، الله اکبر واقعی است. الله اکبر اذان‌گوهای دیگر مدینه دروغ است یعنی ناپاک است.

درخواست ابلیس از خداوند

ابلیس یک مرتبه جلوی موسی(ع) ظاهر شد به شکل همان خلقت، به موسی گفت که من آمدم یک درخواست از شما داشته باشم، موسی فرمود بگو درخواستت را – انبیاء مثل خود پروردگار حتی دشمن را رد نمی‌کردند – ولی می‌دیدند دشمن چه می‌خواهد به صلاحشان بود عنایت می‌کردند. مثلاً وقتی خدا به ابلیس در داستان آدم فرمود «قٰالَ فَاخْرُجْ مِنْهٰا فَإِنَّکَ رَجِیمٌ»(الحجر، ۳۴) «وَ إِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلىٰ یَوْمِ اَلدِّینِ»(ص، ۷۸) برو بیرون از این مقام، لعنت من تا روز قیامت بر تو باد، تو مطرود هستی.

ابلیس به پروردگار گفت من یک درخواست دارم، ما عادت داریم رد سینه این و آن می‌زنیم، ما عادت داریم گاهی درخواست‌های به جای زن و بچه‌مان را لگدمال می‌کنیم، ما عادت داریم گاهی درخواست‌ها و ناله‌ها و فریادهای مردم را در کوچه و خیابان گوش نمی‌دهیم، اما پروردگار، انبیا، ائمه عادت به رد درخواست مثبت نداشتند.

به ابلیس خطاب رسید درخواستت را بگو، گفت خدایا از الآن که زمان خلقت آدم بود و من هم نمی‌دانم شاید هیچکس نداند که از زمان حضرت آدم تا حالا چند سال گذشته است، ولی من در مجلات علمی دیدم جمجمه‌هایی را در قبرستان‌های کهنه هند یا در کاوش‌گری‌ها پیدا کردند اینها را بردند اروپا و با ابزار علمی تجزیه و تحلیل کردند و این کله‌ها با کله‌های ما در این زمان هیچ فرقی نمی‌کرده. حجمش، حجم دهان و بینی، حجم استخوان‌های گونه، بنابراین معلوم می‌شود انسان‌هایی کاملاً مثل ما بودند و بعد از اینکه با ابزارهای علمی کاملاً تحقیق کردند پاسخ دادند صاحبان این کله‌ها پانزده میلیون سال پیش از دنیا رفتند.

ما نمی‌دانیم از زمان آدم تا حالا چند سال است ولی ابلیس به پروردگار گفت ـ این در قرآن است ـ از الآن تا روز قیامت به من مهلت بده ملک الموت را مأمور نکن جان من را بگیرد. من خوشم می‌آید تا روز قیامت زنده بمانم «أَنْظِرْنِی إِلى‌ یَوْمِ یُبْعَثُون»(أعراف، ۱۴).

امام زین‌العابدین(ع) می‌گوید ای خدایی که در دعا دشمنت را برنگرداندی، ما را برمی‌گردانی؟ شیطان دشمن پروردگار است ولی این دشمن از خدا درخواست کرد، و خدا جواب داد. درخواستش را گفت: مرا مهلت بده تا روز قیامت، خطاب رسید: «إِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِین»(أعراف، ۱۴)، درخواستت قبول مهلتت دادم شما ممکن است بگویی اگر همان وقت می‌زد بر سرش و می‌کشت، ما از خودش و اولادهایش تا حالا راحت بودیم، هی نمی‌گفتیم زنا کردیم شیطان گولم زد، ربا خوردم شیطان گولم زد.

پروردگار در قرآن این حرف را مطلقاً قبول ندارد، خود شیطان هم قبول ندارد. آیه ۲۲ سوره ابراهیم را امشب ببینید، بین مردم و بین ابلیس در قیامت خدا رودرویی ایجاد می‌کند، ابلیس به تمام مجرمان تاریخ می‌گوید گناهانتان را گردن من نیندازید، من زورم به شما نمی‌رسید که آزادی‌تان را سلب کنم و بیندازم در خمره گناه. اصلاً خدا چنین قدرتی به من نداده.

تنها قدرتی که من (ابلیس) و فرزندانم و عواملم داشتیم این بود «إِلَّا أَنْ دَعَوْتُکُمْ» فقط شما را به گناه دعوت کردیم «فَاسْتَجَبْتُمْ لِی»(ابراهیم، ۲۲) شما هم دعوت من را قبول کردید. می‌خواستید قبول نکنید. من گفتم بیا تریاک بکش، می‌خواستی بگویی نمی‌کشم و مرا رد کنی. من گفتم بیا زنا کن، می‌خواستی بگویی نمی‌کنم. گفتم بیا مشروب بخور، می‌خواستی بگویی نمی‌خورم. بیا دوست پسر و دوست دختر پیدا کن خیلی لذت دارد، می‌خواستی بگویی من به حرف تو گوش نمی‌دهم. من اصلاً نسبت به شما زور نداشتم.

شفایی بالاتر از هر شفاء

خب یک داروی درمان همه جانبه قرآن است. یک داروی دیگر هست از خود قرآن هم بالاتر است، آن دیگر چیست که ما تا حالا نشنیدیم؟

آن دارو هم آدرسش در خود قرآن است ابراهیم پدر انبیاء بعد از خودش، در منطقه بابل عراق که متولد آنجا بود در فشار دشمن بود. بنای مهاجرت گذاشت از بابل عراق برود به شام. این یک هجرتش بود، یک هجرت هم به طرف سرزمین مکه کرد که آن وقت یک دانه خانه آنجا نبود، مسجدالحرام نبود، کعبه نبود، این هجرت به امر خدا صورت گرفت.

وقتی هجرت را شروع کرد گفت «انی ذاهب» این جهت‌گیری مثبت است این بالاترین جهت‌گیری است، این «إِنِّی ذاهِبٌ إِلى‌ رَبِّی»من حرکتم به طرف پروردگار است «سَیَهْدِین»(صافات، ۹۹)، دست من را می‌گیرد به مقصد می‌رساند. «وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِین» (شعراء، ۸۰) اگر بخواهد افکارم، روانم، عملم، اخلاقم به هم بخورد، داروی من خودش ـ پروردگار ـ است.

بهره‌وری درست از دنیا

خب ما دنیا را که تجزیه به جزء جزء بکنیم یا عسل است، یا میوه‌های شمال است، یا میوه‌های جنوب است، یا میوه‌های گرمسیری است، یا کشت گندم است، یا جو است، یا ذرت است، یا سویا است، یا باغ است، یا گل است، یا گلستان است، یا چشمه است، یا رود است، یا رودخانه است، یا دریا است، یا اقیانوس است، یا ابر است، یا باران است، یا برف است یا ماه است یا خورشید است، کل اینها نعمت است مجموعه‌اش را اسمش را خدا گذاشته دنیا. کجایش بد است؟

من بد هستم یا خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنم و نعمت‌هایش را به غلط مصرف می‌کنم، کدام‌مان؟ این مقدمه را که عزیزانم شنیدید حالا عظمت زهرا(س) را ببینید، ایشان از زمانی که از شیر مادر گرفته شده تا یکی دو شب دیگر که شهید شده یک بار یک نعمت خدا را منفی مصرف نکرد. تمام نعمت‌های الهی را روی جهت‌گیری به طرف پروردگار مهربان عالم مصرف کرد، تمام نعمت‌ها را.

شما نعمت شوهرداری را، نعمت پدرداری را، نعمت مادرداری را، نعمت اولادداری را، نعمت عبادتش را، نعمت افکارش را، نعمت اندیشه‌هایش را در دویست تا کتاب بیایید مطالعه کنید. پس از غیبت صغری تا حالا یعنی تا امروز سال ۱۳۹۶ چه در دنیای شیعه، چه در دنیای اهل سنت، چه در دنیای مسیحیت زیباترین کتاب درباره زندگی صدیقه کبری(س) نوشته شده است.

عظمت اخلاقی حضرت زهرا(س)

یک مسیحی کتابی درباره ایشان نوشته، آدم را بهت‌زده می‌کند که چقدر این مسیحی شناخت دقیقی از صدیقه کبری(س) داشته. جهات زندگی را ایشان را بررسی می‌کند، سمت و سوی تفکر و اخلاق و عمل را بررسی می‌کند، آدم را مات‌زده می‌کند. خیلی عجیب است من اگر لطائف زندگی ایشان را بگویم هم خودم بیشتر شگفت‌زده می‌شوم هم شما.

شما ببینید خانه‌اش مورد هجوم قرار گرفته، آزار دیده، اذیت کشیده، رنج دیده، مذیقه دیده، بر اثر این همه مذیقه‌ها در بستر افتاده حالا قدرت حرکت ندارد خیلی هم لاغر شده امام صادق(ع) می‌گوید ایشان از نظر هیکل هم طراز پیغمبر بود ولی روزهای آخر عمرش فقط پوست و استخوان بود.

بیشتر خانم‌ها خواهران عزیزم توجه کنند در بستر افتاده، آنهایی که تمام این حوادث تلخ را به ناحق سرش آوردند، یعنی جهت‌گیریشان بعد از مرگ پیغمبر اشتباه بوده گناه بوده، معصیت بوده، سمت درستی نداشته، حالا مدیران این جریان تلخ آمدند پیش امیرالمؤمنین(ع)، می‌گویند آقا ما قصد داریم از حضرت زهرا(س) عیادت کنیم.

شما ایشان را با زن‌های دیگر دنیا مقایسه کن، فرض کن یک خانمی از عمویش یک حرف تلخی شنیده قهر کرده، حالا عمویش می‌آید به همسر این زن می‌گوید من می‌خواهم دختر داداشم را ببینم، می‌گوید چشم به دختر برادرت که زن من است می‌گویم، می‌آید می‌گوید عمویت می‌خواهد بیاید اینجا، خانم می‌گوید قدمش را بگذارد اینجا می‌شکنم راهش نده. یا مثلاً یک خانمی رفته دختر خواهرش را برای پسرش بگیرد، قبلاً دختر خواهرش نامزد یک جوان خوبی شده می‌گوید خواهر نمی‌توانم به هم بزنم قهر می‌کند می‌رود دیگر خانه خواهر نمی‌آید.

به در خانه هجوم شده، حق امیرالمؤمنین(ع) غارت شده، فدک رفته، آزار دریاوار به ایشان هجوم کرده، حالا مدیران این برنامه‌ها می‌گویند ما می‌خواهیم بیاییم عیادت. عکس‌العمل این زن جهت‌گیریش، سمت‌گیریش وقتی امیرالمؤمنین(ع) گفت خانم اینها می‌خواهند بیایند عیادت، خیلی باید از کوره در برود خیلی باید با تلخی با علی حرف بزند. گفت علی جان «البیت بیتک» خانه خانه توست این مهم نیست خیلی خب سند خانه به نام امیرالمومنین، این دومیش کوه را از جا می‌کَند، «البیت بیتک و انا…» برایم خیلی سنگین است و «انا امتک» من کنیز تو هستم.

من در مقابل امام زمانم از خودم رأیی ندارم من از خودم نظری ندارم، من اصلاً نظر ندارم. شما دلتان می‌خواهد این دو تا بیایند، فرمود بیایند، گفت بهشان بگویید بیایند، تشریف آوردند امیرالمؤمنین پیش آنها گفتند زهرا اجازه داده، آمدند، فکر می‌کنید صدیقه کبری تلخی کرد؟ داد بیجا کشید؟ نه، تمام جهت‌گیری‌ها مثبت و به طرف خدا بود. دستور داده بود یک پرده کشیده بودند رختخوابش پشت پرده بود، آنها آمدند این طرف پرده معنیش این است که خانم‌ها محرم نامحرمی را رعایت کنید همین.

حضرت نمی‌توانست از جا بلند شود بنشیند، خیلی با صدای آرام برگشت به نفر اول گفت شما یادت است یک شب مردم مدینه خواب بودند بابای من پیغمبر یک کسی را فرستاد در خانه‌ات بهت گفت پیغمبر کارت دارد یادت است؟ گفت بله خانم یادم است، به نفر دومی برگشت فرمود شما هم یادت است همان شب پدرم فرستاد دنبالت شما هم آمدی گفت یادم است، گفت یادتان است هر دویتان که نشستید روبروی پیغمبر، پیغمبر فرمود نباید آدم خواب را بیدار کرد ولی ضروری بود که من شما دو تا را بیدار کنم، من شما دو تا را خواستم این پرده را می‌بینید بین این اتاق و آن اتاق، شما دو تا گفتید بله فرمود پشت این پرده دخترم زهرا نشسته، من شما دو نفر را خواستم فقط بهتان بگویم فاطمه پاره تن من است، شما دو نفر را خواستم بهتان بگویم فاطمه روح بین دو پهلوی من است، شما را خواستم بگویم فاطمه جگرگوشه من است.

دعای آخر

پیغمبر ما همین یک دانه دختر را داشت، دختر دیگر نداشت، پسر دیگر نداشت ولی این یک دختر که عزیز خدا بود، عزیز انبیاء بود، کاری کردند که بین در و دیوار صدایش بلند شد «ابتاه رفعت قوتی، و شمت بی عدوی و الکمد قاتلی» من همین جمله سوم را برایتان معنی کنم صدا زد بابا غصه دارد من را می‌کشد، بابا غصه علی، غصه حسن، غصه حسین، غصه فراق تو غصه این دو تا دختر، دارد من را از پا درمی‌آورد.

چه دیدید مگر شما اینطور ناله زدید و شکوه کردید؟ یک در بود و یک آتش پشت در و یک فشار در، این طور ناله‌تان بلند شد، دخترت کربلا چه دید نوه‌هایت چه دیدند پسرت امام زمان می‌گوید وقتی این زن و بچه آمدند در میدان با دو چشمشان دیدند «و الشمر جالس علی صدره».

نظرات[۰] | دسته: حضرت فاطمه (س) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
معجزه حضرت زهرا علیهاالسلام در منابع اهل سنت پيوند ثابت

معجزه حضرت زهرا علیهاالسلام در منابع اهل سنت
حضرت زهرا سلام الله علیها در تاریخ صدر اسلام از جایگاه ویژه و بسیار مهمی برخوردار بوده اند. اعترافات بسیار بزرگان دین اعم از اهل سنت و شیعه، گواه این موضوع است.
فرآوری: محمد باعزم- بخش سیره و تاریخ معصومین تبیان

حضرت زهرا سلام الله علیها در تاریخ صدر اسلام از جایگاه ویژه و بسیار مهمی برخوردار بوده اند. اعترافات بسیار بزرگان دین اعم از اهل سنت و شیعه، گواه این موضوع است. در طول تاریخ برخی کوشیده اند تا با مخدوش ساختن این چهره مهم تاریخ اسلام، از جایگاه ویژه ایشان بکاهند. اما روایات و بیان معجزات ایشان در منابع فریقین همواره گویای حقیقت بوده است.
چرخیدن آسیاب حضرت زهرا علیه السلام
ابن حجر عسقلانی چنین نقل می کند:
قال أحمد بن الفضل بن خزیمه حدثنا محمد بن الأزهر الکاتب حدثنی سوید الحدیثی حدثنا محمد بن عمر بن مهجع عن الشعبی عن میمونه بعثنی النبی صلى الله علیه وسلم بقَمح إلى فاطمه لتطحنه ثم ردنی إلیها فوجدتها قائمه والرحى تدور فأخبرت النبی صلى الله علیه وسلم فقال إن الله علم ضعف أمته فأوحى إلى الرحى أن تدور فدارت
میمونه همسر پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم گوید: رسول خدا مقدارى گندم به من داد و مرا نزد حضرت فاطمه علیها السّلام فرستاد تا آن را آرد کند و بعد [براى گرفتن آرد] مرا سوى حضرتش فرستاد. دیدم حضرت ایستاده وآسیاب به خودى خود مى چرخد، قضیّه را به پیامبر اکرم گفتم، فرمود: چون خداوند ضعف کنیزش [فاطمه] را مى دانست به آسیاب دستور داد که بچرخد و او به دستور خداوند مى چرخید.(۱)
لازم به ذکر است که این روایت در منابع شیعه با معارف بسیار بالا با چند طریق نقل شده است که با این روایت قابل مقایسه نیست. در اینجا به عنوان نمونه یکی از نقلهای این روایت را از منابع شیعه امامیه نقل می کنیم :
عن محمد بن علی بن الحسین بن علی ( علیهم السلام ) ، قال : بعث رسول الله (صلى الله علیه وآله) سلمان ( رضی الله عنه ) إلى منزل فاطمه لحاجه . قال سلمان : فوقفت بالباب وقفه حتى سلمت ، فسمعت فاطمه تقرأ القرآن من جوا ، والرحى تدور من برا ، ما عندها أنیس . قال : فعدت إلى رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) فقلت : یا رسول الله ، رأیت أمرا عظیما ! فقال : هیه یا سلمان ، تکلم بما رأیت وسمعت . قال : وقفت بباب ابنتک یا رسول الله ، وسلمت ، فسمعت فاطمه تقرأ القرآن من جوا ، والرحى تدور من برا ما عندها أنیس ! قال : فتبسم رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) وقال : یا سلمان ، إن ابنتی فاطمه ملأ الله قلبها وجوارحها إیمانا إلى مشاشها، فتفرغت لطاعه الله ( عز وجل ) فبعث الله ملکا اسمه ( روفائیل ) – وفی روایه أخرى : ( رحمه ) – فأدار لها الرحى فکفاها الله ( عز وجل ) مؤنه الدنیا مع مؤنه الآخره.
حضرت زهرا سلام الله علیها در تاریخ صدر اسلام از جایگاه ویژه و بسیار مهمی برخوردار بوده اند. اعترافات بسیار بزرگان دین اعم از اهل سنت و شیعه، گواه این موضوع است. در طول تاریخ برخی کوشیده اند تا با مخدوش ساختن این چهره مهم تاریخ اسلام، از جایگاه ویژه ایشان بکاهند. اما روایات و بیان معجزات ایشان در منابع فریقین همواره گویای حقیقت بوده است.
امام باقر علیه السلام فرمودند : رسول خدا (صلى الله علیه وآله) سلمان را ( که خداوند از او راضی باشد) برای حاجتی به منزل [حضرت] فاطمه (سلام الله علیها) فرستاد. سلمان می گوید : جلوی درب مقداری ایستادم تا اینکه سلام کردم ، در این هنگام شنیدیم که [حضرت] فاطمه (سلام الله علیها) در میان خانه قرآن می خواند و سنگ آسیاب بیرون از خانه خودش می چرخد ، هیچ انیس و همراهی هم نزد حضرت زهرا سلام الله علیها نبود [که سنگ آسیاب را بچرخاند].
سلمان می گوید : به محضر رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) بازگشتم و عرضه داشتم : ای پیامبر خدا واقعه بزرگی را دیدم ! حضرت فرمودند : منتظرم بگو آنچه را دیدی و شنیدی. سلمان گفت : جلوی درب خانه دختر شما ایستادم و سلام کردم ، در این هنگام شنیدیم که [حضرت] فاطمه (سلام الله علیها) در میان خانه قرآن می خواند و سنگ آسیاب بیرون از خانه خودش می چرخد ، هیچ انیس و همراهی هم نزد حضرت زهرا سلام الله علیها نبود [که سنگ آسیاب را بچرخاند]. سلمان می گوید : در این هنگان رسول خدا صلی الله علیه و آله لبخند زدند و فرمودند : ای سلمان خداوند قلب و جوارح و تمام وجود دخترم فاطمه را مملو از ایمان نموده ، دخترم خواست خلوت کند تا به اطاعت خداوند بپردازد ، خداوند ملکی را به نام روفائیل (و در روایت دیگری ملکی به نام رحمت) را مامور نمود که برای دخترم سنگ آسیاب بچرخاند. بنابراین خداوند مؤنه دنیا و آخرت فاطمه را کفایت نمود.(۲)
علاقه مندان می توانند برای مطالعه سندهای متعدد این روایت در منابع شیعه، به آدرس‌های زیر مراجعه کنند :
مناقب آل أبی طالب – ابن شهر آشوب – ج ۳، ص ۱۱۷ ؛ شرح الأخبار – القاضی النعمان المغربی – ج ۳ ص ۶۱٫
________________________________________
پی نوشت ها:
(۱).أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی الوفاه: ۸۵۲ ، لسان المیزان، ج ۵ ، ص ۶۴ ، دار النشر : مؤسسه الأعلمی للمطبوعات – بیروت – ۱۴۰۶ – ۱۹۸۶ ، الطبعه : الثالثه ، تحقیق : دائره المعرف النظامیه ، الهند.
(۲).محمد بن جریر الطبری ( الشیعی ) ، دلائل الامامه ، ص ۱۳۹ ، چاپ اول، ناشر : مرکز الطباعه والنشر فی مؤسسه البعثه ، سال چاپ : ۱۴۱۳ه .ق.

نظرات[۰] | دسته: حضرت فاطمه (س) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
پرتوى از سیره و سیماى فاطمه زهرا(علیها السلام)حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)، پيوند ثابت

پرتوى از سیره و سیماى فاطمه زهرا(علیها السلام)حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)، دختر گرامى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) و خدیجه کبرى، چهارمین دختر پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) است.
القاب حضرتش: زهرا، صدّیقه، طاهره، مبارکه، زکیّه، راضیه، مرضیّه، محدثَّه و بتول مىباشد.
بیشتر مورّخان شیعه و سنّى، ولادت با سعادت آن حضرت را در بیستم جمادىالثّانى سال پنجم بعثت در مکّه مکرّمه مىدانند.
برخى سال سوم و برخى سال دوم بعثت را ذکر کرده اند.
یک مورّخ و محدّث سنّى، ولادت آن بانو را در سال اوّل بعثت دانسته است.
بدیهى است روشن ساختن زاد روز یا سالروز درگذشت شخصیّت هاى بزرگ تاریخ هرچند که از نظر تاریخى و تحقیقى باارزش و قابل بحث است، امّا از نظر تحلیل شخصیّت چندان مهم به نظر نمىرسد.
آنچه مهّم و سرنوشت ساز است نقش آنان در سرنوشت انسان و تاریخ مىباشد.
پرورش زهرا(علیها السلام) در کنار پدرش رسول خدا و در خانه نبوّت بود; خانه اى که محلّ نزول وحى و آیه هاى قرآن است.
آنجا که نخستین گروه از مسلمانان به یکتایى خدا ایمان آوردند و بر ایمان خویش استوار ماندند.
آن سالها در سراسر عربستان و همه جهان، این تنها خانه اى بود که چنین بانگى از آن برمىخاست: اللّه اکبر.
و زهرا تنها دختر خردسال مکّه بود که چنین جنب و جوشى را در کنار خود مىدید.
او در خانه تنها بود و دوران خردسالى را به تنهایى مىگذراند.
دو خواهرش رقیّه و کلثوم چند سال از او بزرگتر بودند.
شاید راز این تنهایى هم یکى این بوده است که باید از دوران کودکى همه توجّه وى به ریاضت هاى جسمانى و آموزشهاى روحانى معطوف گردد.
حضرت زهرا(علیها السلام) بعد از ازدواج با امیرالمؤمنین على(علیه السلام)، به عنوان بانویى نمونه بر تارک قرون و اعصار درخشید.
دختر پیامبر همچنان که در زندگى زناشویى نمونه بود، در اطاعت پروردگار نیز نمونه بود.
هنگامى که از کارهاى خانه فراغت مىیافت به عبادت مىپرداخت، به نماز، دعا، تضرّع به درگاه خدا و دعا براى دیگران.
امام صادق(علیه السلام) از اجداد خویش از حسن بن على(علیه السلام) روایت کرده است که : مادرم شبه هاى جمعه را تا بامداد در محراب عبادت مىایستاد و چون دست به دعا برمىداشت مردان و زنان باایمان را دعا مىکرد، امّا درباره خود چیزى نمىگفت.
روزى بدو گفتم: مادر! چرا براى خود نیز مانند دیگران دعاى خیر نمىکنى؟ گفت: فرزندم! همسایه مقدّم است.
تسبیح هایى که به نام تسبیحات فاطمه(علیها السلام) شهرت یافته و در کتابهاى معتبر شیعه و سنّى و دیگر اسناد، روایت شده نزد همه معروف است.
فاطمه(علیها السلام) تا وقتى که رسول خدا از دنیا نرفته بود، سختى ها و تلخى ها زندگى را با دیدن سیماى تابناک پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) بر خود هموار مىنمود، ملاقات پدر تمام رنجها را از خاطرش مىزدود و به او آرامش و قدرت مىبخشید.
امّا مرگ پدر، مظلوم شدن شوهر، از دست رفتن حقّ، و بالاتر از همه دگرگونیهایى که پس از رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) ـ به فاصله اى اندک ـ در سنّت مسلمانى پدید آمد، روح و سپس جسم دختر پیغمبر را سخت آزرده ساخت.

نظرات[۰] | دسته: حضرت فاطمه (س) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
اسرار نام‌های حضرت فاطمه‌(س) پيوند ثابت

اسرار نام‌های حضرت فاطمه‌(س)

حضرت فاطمه‌(س) تنها یک تفکر یا تصور یک حقیقت حیات‌بخش نیست، بلکه تجسمی‌ عینی و زنده از برکت خداوند بر انسان است. حضرت امام صادق‌(ع) فرمود: فاطمه نزد خدای تعالی ۹ اسم دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.
فاطمه: رسول خدا فرمود: زیرا او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند. (فاطمه به معنای قطع‌شده و بریده است.) و نیز امام صادق‌(ع) فرمود: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده‌اند.
صدیقه:زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد. رسول خدا به امیرالمومنین فرمود: یا علی، من به فاطمه سفارش‌هایی کرده‌ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.
مبارکه: برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده، لذا در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیه آ«انا اعطیناک الکوثرآ» (ای رسول گرامی‌ما به تو خیر کثیر عطا کردیم) منظور، فاطمه‌(س) است.
طاهره: امام باقر(ع) فرمود: زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هر گونه ناپاکی دامن، مبراست.و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر (انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) درباره حضرت فاطمه نازل شده است. پس فاطمه طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.
زکیه: زکاه هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه، هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر.
راضیه: زندگی کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر می‌کرد و راضی بود. روایت شده روزی رسول خدا حضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دست‌های مبارکش آسیاب می‌کرد در حالی که طفل کوچک خود را هم شیر می‌داد. رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت.حضرت فاطمه نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد: ای رسول خدا، من خدا را برای نعمت‌هایش سپاسگزارم. و نیز روزی امیرالمومنین از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمه‌ای بگیرد، اما رسول خدا تسبیح فاطمه را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا پس از شنیدن این دستور پیغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضیم.
مرضیه: تمام کارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول بود. رسول خدا هیچگاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی می‌فرمود: فداها ابوها. (پدرش به قربانش). اینچنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می‌کند و از رضایت او راضی می‌شود.
محدثه:امام صادق‌(ع) در این مورد فرمود: زیرا ملائکه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند.در فرهنگ اسلامی محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه‌های معارف و ارزش‌های دینی و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالی فرهنگ غنی اسلامی نقش اول را داشته‌اند و حامل ودایع و امانت‌های گرانقدر الهی و رازدار اسرار آل رسول بوده‌اند.

نظرات[۰] | دسته: حضرت فاطمه (س) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
اﺳﺎﻣﻰ ﺣﻀﺮت زﻫﺮا ﺳﻼماﻟﻠﱠﻪﻋﻠﻴﻪ پيوند ثابت

اﺳﺎﻣﻰ ﺣﻀﺮت زﻫﺮا ﺳﻼماﻟﻠﱠﻪﻋﻠﻴﻪ
اﻳﻦ ﻧﺎم را ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﻛﺮم ﺻﻠﻰ اﻟﻠﱠﻪ ﻋﻠﻴﻪ و آﻟﻪ و ﺳﻠﻢ ﻫﻨﮕﺎم ﺗﻮﻟﺪ ﺑﻪ اﻣﺮ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺮاى دﺧﺘﺮش ﺑﺮﮔﺰﻳﺪ؛ ﻟﻜﻦ ﺑﻪ ﺗﺼﺮﻳﺢ اﻣﺎمﺻﺎدق ﻋﻠﻴﻪاﻟﺴﻼم، ﻓﺎﻃﻤﻪ زﻫﺮا ﻋﻠﻴﻬﺎاﻟﺴﻼم ﻧﻪ اﺳﻢ ﻣﺨﺼﻮص، در ﭘﻴﺸﮕﺎه ﺧﺪاوﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎل دارد، ﻟﺬا ﻳﻜﻰ از ﻛﻨﻴﻪﻫﺎى آن
ﺣﻀﺮت «اُم اﻷﺳﻤﺎء» اﺳﺖ؛ ﻳﻌﻨﻰ ﺑﺎﻧﻮﻳﻰ ﻛﻪ اﺳﺎﻣﻰ ﻓﺮاوان دارد. ﺣﻀﺮت ﻓﺎﻃﻤﻪ زﻫﺮاءﻋﻠﻴﻬﺎاﻟﺴﻼم در ﭘﻴﺸﮕﺎه ﺧﺪاوﻧﺪ ﻧﻪ اﺳﻢ ﻣﺨﺼﻮص دارد: ﻓﺎﻃﻤﻪ، ﺻﺪﻳﻘﻪ، ﻣﺒﺎرﻛﻪ، ﻃﺎﻫﺮه، زﻛﻴﻪ، راﺿﻴﻪ، ﻣﺮﺿﻴﻪ، ﻣﺤﺪﺛﻪ و زﻫﺮاء.»
ﻓﺎﻃﻤﻪ
ﻓﺎﻃﻤﻪ وﺻﻔﻰ اﺳﺖ از ﻣﺼﺪر ﻓﻄﻢ. و ﻓﻄﻢ در ﻟﻐﺖ ﻋﺮب ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻰ ﺑﺮﻳﺪن، ﻗﻄﻊ ﻛﺮدن و ﺟﺪا ﺷﺪن آﻣﺪن اﺳﺖ. اﻳﻦ ﺻﻴﻐﻪﻛﻪ ﺑﺮ وزن ﻓﺎﻋﻞ ﻣﻌﻨﻰ ﻣﻔﻌﻮﻟﻰ ﻣﻰدﻫﺪ، ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻰ ﺑﺮﻳﺪه و ﺟﺪا ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻓﺎﻃﻤﻪ از ﭼﻪ ﭼﻴﺰ ﺟﺪا ﺷﺪه اﺳﺖ؟» (۱)
در رواﻳﺎت ﺑﺴﻴﺎرى ﺑﻪ وﺟﻪ ﺗﺴﻤﻴﻪى آن ﺣﻀﺮت ﺑﻪ «ﻓﺎﻃﻤﻪ» اﺷﺎره ﺷﺪه اﺳﺖ.ﻓﺎﻃﻤﻪ از ﺟﻬﻞ و ﭘﻠﻴﺪى ﺟﺪا ﺷﺪه اﺳﺖ:اﻣﺎم ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﻴﻪاﻟﺴﻼم ﻓﺮﻣﻮدﻧﺪ: ﺧﺪاوﻧﺪ ﻓﺎﻃﻤﻪ زﻫﺮاء را از ﺟﻬﻞ و ﭘﻠﻴﺪى ﺟﺪا ﻧﻤﻮده اﺳﺖ، ﻟﺬا «ﻓﺎﻃﻤﻪ» ﻧﺎم ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. اﻳﺸﺎن ﺳﭙﺲ اداﻣﻪ دادﻧﺪ: ﺑﻪ ﺧﺪا ﻗﺴﻢ، ﺧﺪاوﻧﺪ در ﻋﺎﻟﻢ ﭘﻴﻤﺎن و ﻋﻬﺪ (ﻳﻌﻨﻰ ﻋﺎﻟﻢ ذر) ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻋﻠﻴﻬﺎاﻟﺴﻼم را از ﺟﻬﻞ وﭘﻠﻴﺪى ﺟﺪا ﻛﺮده اﺳﺖ.» (۲)
ﻓﺎﻃﻤﻪ از ﺷﺮّ ﺑﻪ دور اﺳﺖ.
اﻣﺎم ﺻﺎدق ﻋﻠﻴﻪاﻟﺴﻼم ﻓﺮﻣﻮدﻧﺪ: ﻣﻰداﻧﻴﺪ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﭼﻴﺴﺖ؟ و ﻓﺎﻃﻤﻪ ﭼﻪ ﻣﻌﻨﺎﻳﻰ دارد؟ ﻋﺮﺿﻪ داﺷﺘﻢ: ﻣﺮا آﮔﺎه ﺑﻨﻤﺎﭼﻪ ﻣﻌﻨﺎﻳﻰ دارد. ﻓﺮﻣﻮدﻧﺪ: «ﻓﺎﻃﻤﻪ» از ﺷﺮ و ﺑﺪى ﺟﺪا ﮔﺮدﻳﺪه اﺳﺖ. ﺳﭙﺲ ﻓﺮﻣﻮدﻧﺪ: اﮔﺮاﻣﻴﺮاﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪاﻟﺴﻼم ﺑﺎﺣﻀﺮت زﻫﺮا ﻋﻠﻴﻬﺎاﻟﺴﻼم ازدواج ﻧﻤﻰﻛﺮد، ﻫﻴﭻﻛﺲ ﻫﻤﺘﺎى زﻫﺮا ﻋﻠﻴﻬﺎاﻟﺴﻼم ﻧﺒﻮد، از زﻣﺎن ﺣﻀﺮت آدم ﺗﺎ روز ﻗﻴﺎﻣﺖﻛﻔﻮ و ﻫﻤﺘﺎﻳﻰ ﺑﺮاى زﻫﺮا ﻋﻠﻴﻬﺎاﻟﺴﻼم ﻳﺎﻓﺖ ﻧﻤﻰﺷﺪ.» (۳)
ﻓﺎﻃﻤﻪ و دوﺳﺘﺎﻧﺶ از آﺗﺶ ﺑﺎزﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪهاﻧﺪ.

نظرات[۰] | دسته: حضرت فاطمه (س) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
یاس کبود (شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام) پيوند ثابت

یاس کبود (شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام)
ویژگی منحصر به فرد
فاطمه علیهاالسلام را همه می شناسند؛ حتی غیر مسلمانان نیز از او به قداست یاد می کنند. مهربانی، شجاعت، عصمت، دانش، تقوا و در یک کلام، فضلیت ها با نام فاطمه گره خورده است. فاطمه علیهاالسلام دختر پیامبر خداست که در قرآن، مقام والایش بیان شده است، قلب و جان پیامبر صلی الله علیه و آله که تاریخ، سفارش های ایشان را به محبت او و فرزندانش ثبت کرده است. نام فاطمه علیهاالسلام ، با مظلومیت هم گره خورده است و سوم جمادی الثانی، سالروز شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام ، بهترین فرصت برای گره زدن دل های شیدا بر گوهرهای حُسن اوست.
آغاز مظلومیت
داغ فراق پیامبر صلی الله علیه و آله برای جهان اسلام و به ویژه خانواده ایشان مصیبت بزرگی بود، به ویژه آنکه این مصیبت بزرگ، آزارهای سختی را در پی داشت که در طول تاریخ، گریبانگیر اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله شد. این مصیبت ها آن قدر کمرشکن بود که زهرا علیهاالسلام زبان به شکوه گشود: «پدرجان! تنها و حیران مانده ام. صدایم خاموش شده و پشتم شکسته است. زندگی ام مکدّر گردیده و دنیا بر من تاریک شده است». اشعاری هم که منسوب به ایشان است، عظمت مصیبت را می رساند که: «مصیبت هایی بر من فرو ریخت که اگر بر روزهای روشن می ریخت، همه در سیاهی فرو رفته و شب می شدند».
گریه های زهرا علیهاالسلام
پنج نفر در دنیا به «بکّاء» یعنی بسیار گریه کننده معروف شده اند؛ آدم علیه السلام که در جدایی از بهشت می گریست. یعقوب علیه السلام که بر جدایی یوسف گریه می کرد. یوسف علیه السلام که در فراق یعقوب علیه السلام شبانه روز اشکش جاری بود. اما فاطمه علیهاالسلام آن قدر بر وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله گریست که اهل مدینه از گریه او ناراحت شدند و اعتراض کردند. از این رو، ایشان به مقبره شهدای اُحُد می رفت و آنجا گریه می کرد. بعد از او هم امام سجاد علیه السلام بر مصیبت پدرش امام حسین علیه السلام می گریست. به یقین زهرا فقط در فراق پدر خویش نمی گریست، بلکه پی آمدهای دردناک رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله ، شکیب آن بانوی شکیبا را گرفته و پشت آن کوه صبر را خم کرده بود.

نظرات[۰] | دسته: حضرت فاطمه (س) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

دی ۱۳۹۸
د س چ پ ج ش ی
« مهر   بهمن »
 1
۲۳۴۵۶۷۸
۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵
۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲
۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹
۳۰  
No Image No Image