آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
علی(ع) از زبان پیامبر اکرم(ص) در منابع اهل سنت پيوند ثابت

علی(ع) از زبان پیامبر اکرم(ص) در منابع اهل سنت

در مدح تو ای مظهر اضداد چه گوییم / بالاست مقام تو و گفتار قصیر است
با این که تویی پادشه عالم هستی / کرباس تو را جامه و فرش تو حصیر است

راستی درباره عظمت و فضائل و مقامات امیرمؤمنان علی(ع) سخن گفتن هرچند در ابتدا سهل می نماید ولی با مقداری فرورفتن در بحر فضائل بی شمار او انسان متوجه می شود که بیان فضائل سخت مشکل و دشوار است «که عشق اول نمود آسان ولی افتاد مشکلها»

زیبا گفته خلیل بن احمد وقتی از او درباره فضائل علی(ع) پرسش شد: «کیف اصف رجلاً کتم اعادیه محاسنه و حسداً و احبّائه خوفاً و ما بین الکلمتین ملأالخائفین؛(۱) چگونه می توانم مردی را توصیف کنم که دشمنانش از روی حسادت و دوستانش از ترس(دشمنان)محاسن او را پنهان نمودند، در بین این دو رفتار شرق و غرب عالم محامدش را فراگرفته است.

آنچه پیش رو دارید نگاهی است گذرا به فضائل و اوصاف امیرمؤمنان علی(ع) از زبان پیامبر اکرم(ص) در منابع اهل سنّت چرا که: خوشتر آن باشد که وصف دلبران / گفته آید در کتاب دیگران

علی را جز خدا و نبی(ص) نشناختند
راستی این اعجوبه کون کیست که همه در شناخت او در مانده اند، عدّه ای او را تا سر حدّ خدایی بالا برده اند، و عدّه ای حتی در بندگی او شک دارند که: در مسجد کوفه شهیدش کردند. گفتند مگر اهل نماز است علی؟! و آن که او را حقیقتاً شناخت خدای او و رسول خدایش بود.

پیامبر اعظم(ص) خطاب به علی(ع) فرمود: «یا علی ما عرف اللّه حق معرفته غیری و غیرک و ما عرفک حق معرفتک غیر اللّه و غیری؛(۲) ای علی! خداوند متعال را نشناخت به حقیقت شناختش جز من و تو، و تو را نشناخت آن گونه که حق شناخت توست، جز خدا و من.»

و در جای دیگر فرمود: «یا علی لایعرف اللّه تعالی الّا انا و انت و لایعرفنی الّا اللّه و انت و لا یعرفک الّا اللّه و انا؛(۳) ای علی! خدا را نشناخت جز من و تو، و مرا نشناخت جز خدا و تو و تو را نشناخت مگر خدا و من.»

فضائل بی شمار
کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست / که تر کنم سرانگشت و صفحه بشمارم
پیامبری هم که علی را شناخته اعتراف دارد که فضائل او قابل شماره و احصی نیست.

ابن عباس می گوید پیامبر اکرم(ص) فرمود: «لو انّ الفیاض(۴) اقلام و البحر مدادٌ و الجنّ حسّابٌ و الانس کتابٌ مااحصوا فضائل علیّ بن ابی طالبٍ؛(۵) اگر انبوه درختان (و باغها) قلم، و دریا مرکب، و تمام جنّیان حسابگر، و تمام انسان ها نویسنده باشند قادر به شمارش فضائل علی بن ابی طالب نخواهند بود»

و در جای دیگر پیامبر اعظم فرمود: «انّ اللّه تعالی جعل لاخی علیٍّ فضائل لاتحصی کثره فمن ذکر فضیلهً من فضائله مقرّابها غفر اللّه له ما تقدّم من ذنبه و ماتأخّر؛ براستی خداوند برای برادرم علی(ع) فضائل بی شماری قرار داده است که اگر کسی یکی از آن فضایل را از روی اعتقاد و اعتراف بیان نماید، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می بخشد.

نظرات[۰] | دسته: علی (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شمه ای از فضائل بسیار جالب امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام : پيوند ثابت

شمه ای از فضائل بسیار جالب امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام
قضاوتهای بسیار با حال امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام
این حکم خداست
رسول خدا صلى الله علیه و آله از مردى اعرابى ، ماده شترى به چهار صد درهم خریدارى نموده بود، و هنگامى که اعرابى پول را تحویل گرفت ، فریاد بر آورد: درهمها و شتر، مال من است . اتفاقا ابوبکر از آنجا عبور مى کرد، پیامبر به ابوبکر فرمود: بین من و اعرابى قضاوت کن !ابوبکر گفت : اعرابى از شما گواه مى خواهد. عمر نیز از آنجا عبور مى کرد و سخنان ابوبکر را در آن باره تکرار نمود. در این موقع على علیه السلام از دور نمایان گردید، پیامبر صلى الله علیه و آله به اعرابى فرمود: قبول دارى این جوان که مى آید بین ما قضاوت کند؟
گفت : بلى .
حضرت على آمد، اعرابى ادعاى خود را مطرح کرد.
امیرالمومنین علیه السلام به اعرابى فرمود: شتر را به پیامبر تسلیم کن !
اعرابى اعتنا نکرد تا این که آن حضرت سه بار گفتار خود را تکرار نمود ولى نتیجه اى نبخشید، در این هنگام على علیه السلام اعرابى را با یک ضربه شمشیر، دور کرد. پس ‍ اهل حجاز گفتند: که با آن ضربه ، سر او را پراند و اهل عراق گفتند: عضوى از او را قطع کرد.
و آنگاه على علیه السلام به پیامبر عرضه داشت : یا رسول الله ! ما شما را در وحى تصدیق مى کنیم چگونه در چهار صد درهم تصدیق ننمائیم ؟! (۱).
و در خبرى آمده : که پیغمبر صلى الله علیه و آله به ابوبکر و عمر رو کرده و به آنان فرمود: این حکم خداست نه آنچه که شما به آن حکم کردید.
منبع- مناقب ، سروى ، ج ۱، ص ۴۹۰

تقسیم عادلانه

دو نفر با هم به سفر مى رفتند، وقت غذا خوردن فرا رسید، یکى از آنان پنج نان و دیگرى سه نان از سفره خود بیرون آوردند، در این اثناء مردى از کنارشان عبور کرد، آنان رهگذر را به خوردن غذا دعوت نمودند و هر سه با هم نانها را تمام کردند، رهگذر خواست برود، پس عوض غذایى که خورده بود هشت درهم به ایشان داد. در موقع تقسیم پول نزاعشان درگرفت .

صاحب سه نان به صاحب پنج نان مى گفت : درهمها را بالمناصفه تقسیم مى کنیم ، صاحب پنج نان مى گفت : این تقسیم عادلانه نیست ، بلکه من پنج درهم و تو سه درهم مى برى ، به نسبت نانهایى که گذاشته ایم . ولى طرف نپذیرفت تا این که خصومت به نزد حضرت امیرالمومنین علیه السلام بردند. على علیه السلام به آنان فرمود: بروید و با هم سازش ‍ کنید و در این موضوع بى ارزش نزاع و اختلاف مکنید، گفتند: در هر صورت شما حق را براى ما بیان بفرمایید، پس آن حضرت علیه السلام درهمها را به دست گرفت و هفت درهم به صاحب پنج نان داد و یک درهم به آن که سه نان داشت و به آنان فرمود: مگر نه این است که هر یک از شما دو نان و دو سوم نان (که هشت ثلث مى شود) خورده اید گفتند: بله . فرمود: بنابراین نانى که رهگذر مصرف کرده هفت ثلثش ‍ از صاحب پنج نان و یک ثلثش از صاحب سه نان بوده و روى همین نسبت پولها تقسیم مى شوند

منبع: فروع کافى ، کتاب القضا، باب النوادر، حدیث ۱۰. تهذیب ، کتاب القضا، باب الزیادات فى القضایا، حدیث ۱۲.

تقسیم شترها

سه نفر در تقسیم هفده شتر با هم نزاع مى کردند، اولى مدعى یک دوم و دومى یک سوم و سومى یک نهم آنها بودند و به هر ترتیب که خواستند شترها را قسمت کنند که کسرى به عمل نیاید نتوانستند. خصومت به نزد حضرت امیر علیه السلام بردند. على علیه السلام به آنان فرمود: مایل نیستید من یک شتر از مال خودم بر آنها افزوده و آنها را بین شما تقسیم نمایم ؟ گفتند: بله ، پس یک شتر بر آنها و افزود و مجموعا هیجده شتر شدند و آنگاه یک دوم آنها را که نه شتر باشد به اولى و یک سوم را که شش شتر باشد به دومى و یک نهم را که دو شتر باشد به سومى داد و یک شتر باقیمانده خود را نیز برداشت

عدد عجیب

مردى یهودى نزد حضرت امیرالمومنین علیه السلام آمده گفت : عددى به من بگو که بدون کسرى ۲/۱ و ۳/۱ و ۴/۱ و ۵/۱ و ۶/۱ و ۷/۱ و ۸/۱ و ۹/۱ و ۱۰/۱ داشته باشد على علیه السلام به وى فرمود: اگر بگویم مسلمان مى شوى ؟

گفت : آرى . پس به وى فرمود: اضرب ایام اسبوعک فى سنتک ؛ روزهاى هفته ات را در سالت ضرب کن که حاصل آن مطلوب توست .

و چون یهودى آن را صحیح یافت مسلمان شد.

شیخ بهائى در خلاصه الحساب آورده : اگر عدد ماهها در روزهاى ماه و حاصل آن در روزهاى هفته ضرب شود عددى به دست مى آید که بدون کسرى بر همه اعداد یاد شده قابل قسمت است .

و نیز اگر مخرج اعدادى را که حرف عین در آنها هست که عبارتند از ربع ، سبع ، تسع و عشر؛ یعنى چهار و هفت و نه و ده در هم ضرب شوند حاصل عددى است که بر تمام اعداد مذکور تقسیم مى شود

کشکول ، شیخ بهائى ، ج ۲، ص ۴۲.

راه تشخیص

در زمان خلافت امیرالمومنین علیه السلام کودکى که داراى دو سر و دو سینه بر یک کمر بود به دنیا آمد، میراثش را از آن حضرت جویا شدند.

امام علیه السلام فرمود: هنگامى که خواب است بر او فریاد زنند اگر هر دو سر با هم بیدار شدند یک نفر است و یک میراث مى برد. و اگر یکى بیدار و دیگرى همچنان خواب ماند دو میراث مى برد

منبع- فروع کافى ، ج ۷، ص ۱۵۹، حدیث ۱

نظرات[۰] | دسته: علی (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
زهد و پرهیزگارى على علیه السلام پيوند ثابت

زهد و پرهیزگارى على علیه السلام
زهد چیست؟
معناى زهد بى رغبتى به دنیاى ناپایدار است.اگر مفهوم صحیح از دنیا به دست آید معناى زهد بهتر آشکار مى‏شود.از امکانات دنیایى قرآن با عنوان متاع دنیا یاد مى‏کند به این امکانات با دودید مى‏توان نگاه کرد. یکى این که به متاع دنیا مانند،مسکن،مرکب،مقام،ملک،شخصیت و اعتبار خویش،با دیده ارزش نگاه کند و این‏ها را از ارزش‏هاى انسانى و شایسته علاقه‏مندى پندارد.دیگر این که متاع دنیا را با دیده ابزارى باز یابد،که در زندگى دنیایى به آن نیازمند است.در این صورت علاقه انسان به متاع دنیا هم ابزارى خواهد بود.دیدگاه اول وابستگى و دنیا طلبى است دیدگاه دوم زهد و بى‏رغبتى است.با این بیان این نکته روشن شد که وابستگى و یا زهد ارتباطى با متمکن بودن از دنیا یا بى‏بهره بودن از آن نمى‏باشد.بلکه به دیدگاه انسان ارتباط دارد.چه بسا فردى با داشتن امکانات فراوان با دید دوم نگاه کند و زاهد باشد.دیگرى که از امکانات دنیایى محروم مى‏باشد،علاقه‏مند و دنیا طلب باشد.
خداى سبحان نعمت‏هاى دنیا را براى انسان آفریده است.انسان اگر با دید دوم از این نعمت‏ها بهرورى کند در عین تامین دنیاى خویش از وابستگى‏ها دورى مى‏گزیند تا باعث زیان وى نشود.از این جهت تلاش و سازندگى براى فراهم آوردن امکانات دنیایى نه تنها نکوهش ندارد بلکه مورد ترغیب و تشویق دین و سیره رهبران دینى مى‏باشد.دین توصیه مى‏کند که انسان مومن باید پرتلاش بوده و در فراهم آوردن زندگى دنیایى کوتاهى نکند و خود را بى‏نیاز از دیگران نماید.در عین حال که همواره از خطر وابستگى هشدار داده است.دین تهذیب نفس انسان را در این مى‏داند که علاقه‏مند به نعمت‏ها و امکانات ناپایدارى دنیا نباشد.قرآن کتاب تهذیب نفس از آلودگى‏هاست در رهایى از وابستگى و روى کرد به زهد معیار ارائه مى‏دهد: لکى لا تاسوا على ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتیکم . (۱) «بر آن چه از دست رفته تاسف نورزید.و برآن چه خداى سبحان عنایت نموده(متاع دنیا) شادمان نگردید.»اگر وابستگى نباشد نه داشتن امکانات موجب خوشحالى و نه نداشتن آنها سبب اندوه مى‏گردد.با این توضیح این نکته شفاف مى‏گردد که برخى انسان‏ها با فراهم بودن امکانات دنیایى توان آن را داشته‏اند که نسبت‏به آنها بى‏رغبت‏باشند و زهد را با عنوان یک ارزش انسانى جلوه‏گر سازند.انسان‏هایى که فضاهاى گوناگون و در بسترهاى متفاوت زیده‏اند،در ابعاد گوناگون زهد را جلوه گر و خویش را الگوى دیگران قرار داده‏اند.
على بن ابى طالب علیه السلام در شرایط گوناگون زندگى ارزش‏ها را تبلور ساخته است.زیرا ارزش‏هاى انسانى را در فضاهاى متفاوت جلوه‏گر نموده است.ارزش الگوپذیرى زهد نیز به همین لحاظ است که هم در شرایط عادى همانند یک فرد معمولى با شرایط زمامدارى،یک نگرش به دنیا داشته است و حضرت در عین حال که فردى پر تلاش و سازنده است و از امکانات دنیایى فراوان بهره‏مند است،لیکن در بهره‏گیرى از امکانات ابزارى دنیا،به مقدار اندک اکتفا نموده است.

نظرات[۱] | دسته: علی (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
عدالت و حقیقت‏خواهى على علیه السلام پيوند ثابت

عدالت و حقیقت‏خواهى على علیه السلام
فان فى العدل سعه و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق (نهج البلاغه-از کلام ۱۵)
على علیه السلام مرد حق و عدالت‏بود و در این امر بقدرى شدت عمل بخرج میداد که فرزند دلبند خود را با سیاه حبشى یکسان میدید،آنحضرت از عمال خود باز جوئى میکرد و ستمگران را مجازات مینمود تا حق مظلومین را مسترد دارد بدینجهت فرمود:بینوایان ضعیف در نظر من عزیز و گردنکشان ستمگر پیش من ضعیفند.حکومت على علیه السلام بر پایه عدالت و تقوى و مساوات و مواسات استوار بود و در مسند قضا جز بحق حکم نمیداد و هیچ امرى و لو هر قدر خطیر و عظیم بود نمیتوانست راى و اندیشه او را از مسیر حقیقت منحرف سازد.على علیه السلام خود را در برابر خدا نسبت‏برعایت‏حقوق بندگان مسئول میدانست و هدف او برقرارى عدالت اجتماعى بمعنى واقعى و حقیقتى آن بود و محال بود کوچکترین تبعیضى را حتى در باره نزدیکترین کسان خود اعمال نماید چنانکه برادرش عقیل هر قدر اصرار نمود نتوانست چیزى اضافه بر سهم مقررى خود از بیت المال مسلمین از آنحضرت دریابد و ماجراى قضیه آن در کلام خود آنجناب آمده است که فرماید:و الله لان ابیت على حسک السعدان مسهدا و اجر فى الاغلال مصفدا احب الى من القى الله و رسوله یوم القیامه ظالما لبعض العباد و غاصبا لشى‏ء من الحطام…

نظرات[۰] | دسته: علی (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
کلام نور پيوند ثابت

کلام نور
معیارهای انتخاب دوست، حفظ آن و نوع روابط با او در روایاتی از امیرالمومنین علی علیه السلام
از کتاب غررالحکم و نهج البلاغه:
۱ – از دوستت ایمن مباش تا این که او را بیازمایى و بسیار با احتیاط با دشمنت‏ برخورد کن .
۲ – دوراندیش کسى است که دوست نیک را برگزیند، زیرا که فرد به دوستش سنجیده مى‏شود .
۳ – براى خدا دوست ‏بدارکسى را که براى اصلاح دین با تو نبرد مى‏کند و تو را یقین نیک و درست مى‏آموزد .
۴ – دوستت را گرامى دار و از دشمنت درگذر تا فضل و مردانگى براى تو مسلم گردد .
۵- لغزش دوستت را ببخش تا دشمنت تو را پاک پندارد .
۶ – هرکس با مردم گذشت وجوانمردى داشته باشد ازدوستى آنان برخوردار گردد .
۷ – دوستت را با نیکى و خوش رفتارى سرزنش کن و بدى‏ها و زشتى‏هاى او را با بخشش و هدیه دفع کن و ازخود دور ساز .
۸ – هرکس در راه رضاى خدا (با دیگرى) همنشینى کند ، همنشینى با او نیک و گرامى و دوستیش پایدار است .
۹ – برادرى و دوستى با نیکان مغتنم است و همچنین دورى گزیدن از همنشینى با بدان و بدکاران .
۱۰ – با خردمندان هم صحبت ‏باش، با دانشمندان همنشینى کن و برهواى نفس پیروزشو تا رفیق گروه برتر و بالاتر شوى .
۱۱ – همنشینى با دوست عاقل، روح را زنده مى‏کند .

نظرات[۲] | دسته: علی (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
پرتوی از فضایل امیرالمومنین از منظر اهل سنت پيوند ثابت

پرتوی از فضایل امیرالمومنین از منظر اهل سنت
“ای سروران من، در مقام ثنا و ستایش شما توان آن را ندارم که فضائلتان را به شماره آورم و در مدحتان به عمق عظمت شما نمی‌رسم.” (فرازی از زیارت جامعه کبیره)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) مظهرالعجائب و معجزه بزرگ الهی است که عقل‌ها در شناخت وجوه وجود مقدسش حیرانند و دوست و دشمن مدیحه‌سرای حضرتش می‌باشند.
ابن ابی الحدید، دانشمند سنی مذهب و شارح نهج البلاغه در توصیف امیرالمؤمنین می‌نویسد: چه گویم درباره مردی که حتی دشمنان و ستیزگران با او هم، سر به آستان فضائلش فرود آورده‌اند و انکار مناقب و کتمان فضائل او را تاب نیاوردند، (سپس با اشاره به مطالب قبلی خود ادامه می‌دهد) و تو دانستی که بنی‌امیه (و به ویژه معاویه) چون به حکومت اسلامی در شرق و غرب زمین چیره شدند، به هر نیرنگی در خاموش کردن نور علی بن ابی طالب کوشیدند و حقایق را بر علیه او تحریف کردند، عیب‌هایی برای او جعل و بر روی منابر لعنش کردند، مدح‌گویان او را تهدید کردند، به حبس کشیدند، کشتند و از نقل روایاتی که حاوی فضائل و مایه بلند آوازگی او می‌شد جلوگیری نمودند، تا آنجا که اجازه نمی‌دادند نام او بر کسی نهاده شود، اما این حیله‌ها جز بر والایی و سرافرازی او نیفزود، همچون مُشک که هر چه بر آن سرپوش نهند، بویش بپیچد و چنان خورشید که چهره‌اش با کف دستی پوشیده نگردد و چون روز روشن که اگر چشم بر آن ببندی، دیدگان بسیاری آن را می‌بیند.(۱)
معاویه یکی از یاران نزدیک امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به حضور خواست و از او خواست تا علی(علیه السلام) را توصیف کند. آن شخص که “ضراره بن ضمره” نام داشت، در حضور دشمن کینه‌توز امیرالمؤمنین (علیه السلام) در وصف آن حضرت چنین گفت: ” به خدا سوگند که او بسیار دوراندیش و نیرومند بود، به عدالت سخن می‌گفت و با قاطعیت کارها را به سرانجام می‌رساند. علم از جوانب وجودش می‌جوشید و حکمت از زبانش فرو می‌ریخت. از زرق و برق دنیا وحشت داشت و با شب و تنهایی آن مانوس بود. بسیار اشک می‌ریخت و فراوان می‌اندیشید. لباس زبر و سخت و غذای فقیرانه را می‌پسندید، در میان ما همچون یکی از ما بود. اگر چیزی درخواست می‌کردیم می‌پذیرفت و اگر از او دعوتی می‌نمودیم قدم رنجه می‌نمود. با این همه که به ما نزدیک بود و ما را به خود نزدیک می‌ساخت، چندان با هیبت بود که در حضورش جرات سخن گفتن نداشتیم.
بنی‌امیه (و به ویژه معاویه) چون به حکومت اسلامی در شرق و غرب زمین چیره شدند، به هر نیرنگی در خاموش کردن نور علی بن ابی طالب کوشیدند و حقایق را بر علیه او تحریف کردند، عیب‌هایی برای او جعل و بر روی منابر لعنش کردند، مدح‌گویان او را تهدید کردند، به حبس کشیدند، کشتند و از نقل روایاتی که حاوی فضائل و مایه بلند آوازگی او می‌شد جلوگیری نمودند، تا آنجا که اجازه نمی‌دادند نام او بر کسی نهاده شود، اما این حیله‌ها جز بر والایی و سرافرازی او نیفزود، همچون مُشک که هر چه بر آن سرپوش نهند، بویش بپیچد و چنان خورشید که چهره‌اش با کف دستی پوشیده نگردد و چون روز روشن که اگر چشم بر آن ببندی، دیدگان بسیاری آن را می‌بیند.آن بزرگوار، اهل دیانت را بزرگ می‌شمرد و بینوایان را به خود نزدیک می‌ساخت. نه نیرومند به باطل در او طمع داشت و نه ناتوان از عدالتش نومید بود. به خدا سوگند یک شب به چشم خود دیدم که به عبادت ایستاده بود و در تاریکی فراگیر شب، دست به محاسن گرفته و چون مارگزیده به خود می‌پیچید و چون مصیبت‌زده می‌گریست و می‌گفت: ای دنیا، دیگری را بفریب. آیا به من رو کرده‌ای؟ هیهات که من سه طلاقه‌ات کرده‌ام و بازگشتی در آن نیست. عمرت کوتاه، خطرت بزرگ و عیشت ناچیز است، آه از توشه اندک و سفر دراز و راه ترسناک.”(سفینه البحار، ۲/۶۵۷، ماده وصف)

نظرات[۰] | دسته: علی (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
وصف دنیا در نهج البلاغه پيوند ثابت

وصف دنیا در نهج البلاغه
اگر خواهان شناخت فردی باشیم باید به اثر و عمل او نگاه کنیم . یکی از طرق شناختن خدای متعال، قرائت قرآن کریم و تدبیر در آن می باشد. برای معرفت یافتن به اهل بیت علیهم السلام به سخنان و سیره عملی ایشان توجه می نمائیم. در مورد حضرت علی علیه السلام، این یگانه دهر، هرچه بخوانیم و بگوییم کم است و حق ایشان را ادا ننموده‌ایم. مولا را چگونه معرفی نمائیم، حال آنکه او را نشناخته‌ایم. یکی از راه های شناخت مولی الموحدین، مطالعه سخنان ایشان می باشد که اکثر فرموده های این امام همام در نهج البلاغه جمع آوری شده است. بر آن شدیم که برای شناساندن ایشان نمی از یَِم نهج البلاغه برگرفته و به کام عطشان عاشقان امام بنشانیم. در نهج البلاغه موضوعات بسیاری یافت می ‌شود که ما موضوع ” وصف دنیا” را انتخاب نموده و امید داریم که تذکری برای همه شیعیان امام باشد تا از غفلت نجات یابیم:
فانی بودن دنیا
من شما را از دنیا می ترسانم که – در کام – شیرین است و – در دیده – سبز و رنگین. پوشیده در خواهش های نفسانی، و – با مردم – دوستی ورزد با نعمت های زودگذر این جهانی. متاع اندک را زیبا نماید، و در لباس آرزوها در آید، و خود را به زیور غرور بیاراید. شادی آن نپاید، و از اندوهش ایمن بودن نشاید. فریبنده ای است بسیار آزار دهنده، رنگ پذیری است ناپایدار ، فنا شونده‌ای مرگبار ، کشنده‌ای تبهکار. چون با آرزوی خواهندگان دمساز شد، و با رضای آنان هم آواز، بینند – سرابی بوده است – و بیش از آن نیست.
کسی از نعمت آن در سروری نبود، جز که پس آن اشکی از دیده هایش پالود؛ و روی خوش به کسی نیاورد، جز آنکه با سختی وبد حالی پشت بدو کرد؛ و در خور دنیاست که اگر بامداد یاور کسی بود، شامگاهش ناشناس انگارد؛ و اگر از سویی گوارا و شیرین است، از سوی دیگر تلخی و مرگ با خود آرد. کسی از نعمت آن طرفی نبندد، جز آنکه از مصیبت هایش بدو رنجی رسد؛ و شامگاهان زیر پرآسایشش نخسبد، جز آنکه بامدادان ، شاهبال بیم بر سر او فرو کوبد. سخت فریبنده ای است و فریبا است آنچه در آن است، سپری شونده است و سپری است هر که بر آنست. توشه نیک از آن نتوان برداشت جز پرهیزگاری و ترس از پروردگار. کسی که از دنیا کمتر بهره دارد، از آنچه موجب ایمنی اوست بیشتر دارد، و آن که از دنیا نصیب بیشتر گیرد، از آنچه موجب هلاک اوست بیشتر گرفته و به زودی زوال پذیرد. بسا کسی که بدان اعتماد کرد، و ناگهان مزه تلخ مصیبت را بدو چشاند، و بسا صاحب اطمینانی که ناگهانش در خاک و خون نشاند. بسا صاحب عظمتی که او را خرد و ناچیز ساخت، و بسا نازنده ای که او را به خواری انداخت. دولت آن زود گذر است و عیش آن تیره و تار. گوارای آن شور است و شیرین آن با تلخی آمیخته، غذای آن زهر، و اسباب ودستگاه آن پوسیده در هم ریخته. زنده آن در معرض مردن، تندرستش دستخوش در بیماری به سر بردن. ملک آن برده، عزیز آن شکست خورده . آن که از آن فراوان دارد، گرفتار نکبت و وبال ، و آن که بدو پناه برده ، ربوده مال. آیا شما در جای آنان به سر نمی برید که مردند؟ عمری درازتر از شما داشتند، و آثاری پایدارتر به جا گذاشتند، و تخم آرزو بیشتر در دل کاشتند، و شمارشان فزونتر بود، و سپاهیانشان فراگیرتر. دنیا را چسان پرستیدند، و آن را چگونه بر خود گزیدند؟ سپس از آن رخت بربستند، بی توشه ای که کفایت آنان تواند و یا مرکبی که به منزلشان رساند. شنیده اید دنیا یکی از آنان را با فدیه ای واگذارده باشد، یا به گونه ای یاری شان داده ، یا با آنان به نیکی به سر برده؟ نه چنین است که سختی آن بدانها چنان رسید که پوست و گوشتشان را درید. با سختیها ، سستشان کرد؛ و با مصیبت ها، خوارشان نمود ، و بینی شان را به خاک مالید، و زیر پایشان سود؛ و دشواریهای زمانه را بر آنچه با آنان کرد، افزود. دیدید چگونه آن را که برابرش فروتنی کرد، و برخویشتنش گزید و روی بدو آورد، نشناخت، و با او نساخت تا آنکه بار بستند و برای همیشه از آن گسستند. آیا جز گرسنگی ، توشه ای همراهتان کرد؟ یا جز در سختی شان فرود آورد؟ یا روشنی آن برایشان جز تاریکی بود؟ یا جز پشیمانی چیزی بدرقه راهشان نمود؟ پس چنین دنیایی را می گزینید؟ یا بدان اطمینان می کنید؟ یا آزمند آن می شوید؟ بد خانه ای است برای کسی که بدان گمان بد نیارد، یا در آن خود را از بیم وی ایمن شمارد.(۱)

نظرات[۰] | دسته: علی (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
ولادت در کعبه پيوند ثابت

ولادت در کعبه
همانگونه که در تاریخ آمده است حضرت علی علیه السلام در کعبه متولد گشت . بر اساس مدارک و اسنادی که از علما و بزرگان اهل تسنن در دست می باشد گواه است که ایشان نیز این واقعه بزرگ تاریخ را قبول دارند . در این جا مواردی از آنها را ذکر می نمائیم:
۱ـ محدث بزرگ حاکم نیشابورى گوید:اخبار متواترى وارد شده که فاطمه بنت اسد امیرمؤمنان على بن ابى طالب ـ کرم الله وجهه ـ را داخل کعبه بزاد. (۱)
۲ـ محدث دهلوى پدرعبدالعزیز دهلوى
مؤلف کتاب«التحفه الاثنا عشریه فى الرد على الشیعه» عین همین سخن را گفته است. (۲)
۳ـ علامه ابن صباغ مالکى گوید:على علیه السلام در مکه مشرفه در داخل بیت الحرام (کعبه) در روز جمعه سیزدهم ماه خدا یعنى ماه رجب سال سى‏ام عام الفیل و بیست و سه سال پیش از هجرت به دنیا آمد… و برخى گفته‏اند: ده سال پیش از هجرت… و پیش از او هیچ کس در کعبه متولد نشد، و این فضیلتى است که خداوند به جهت بزرگداشت و بالا بردن مقام و اظهار کرامت او مخصوص حضرتش گردانیده است. (۳)
۴ـ علامه گنجى شافعى
نیز نظیرهمین را گفته است. (۴)
۵ ـ شیخ مؤمن بن حسن شبلنجى گوید:على بن ابى طالب پسرعموى رسول خدا، تیغ آهیخته خداست که در مکه و بنا بر قولى در داخل کعبه به دنیا آمد در روز جمعه سیزدهم رجب الحرام سال سى‏ام عام الفیل و بیست و سه سال پیش از هجرت، و بنا بر قولى بیست و پنج سال، و دوازده سال پیش از مبعث، و بنا بر قولى ده سال، و پیش از او هیچ کس در کعبه متولد نشد. (۵)
۶ ـ عقاد گوید:على در درون کعبه متولد شد و خداوند روى او را گرامى داشته بود ازاین که به بتها سجده کند، گویى میلاد او در آنجا اعلام عهد جدیدى براى کعبه و عبادت در آن بود، على نزدیک بود که مسلمان به دنیا آید بلکه تحقیقا مسلمان دیده به جهان گشود. و هرگز با پرستش بتها آشنایى نداشت، و او در خانه‏اىبزرگ شد که دعوت اسلامى از آن آغاز شد. (۶)
۷ـ علامه صفورى گوید:على را مادرش در درون کعبه ـ که خدایش شرافت دهد ـ بزاد، و این فضیلتى است که خداوند او را بدان مخصوص گردانیده است.(۷)
۸ـ علامه برهان الدین حلبى شافعى
در ضمن کلامى طولانى گفته است: آن حضرت در کعبه متولد شد در زمانى که رسول خدا صلى الله علیه و آله سى سال داشت.(۸)
میلاد حضرت در اشعار
آیه الله سید اسماعیل شیرازى
آنست نفسی من الکعبه نور مثل ما آنس موسى نار طور
یوم غشى الملأ الأعلى سرور قرع السمع نداء کنداء
«جانم نورى را از کعبه مشاهده کرد همانند همان آتشى که موسى از کوه طور دید. روزى که عالم بالا را سرور و شادى پر کرده بود، صدایى مانند صدایى که از وادى مقدس طوى شنیده شد به گوش رسید».
«خورشید درخشان، ماه تابان را بزاد پس تاریکیهاى شبهاى تار از ما برطرف شد، در آن حال ندا بلند شد: مژده باد شما را که کودکى ماه پاره به دنیا آمد که از نور چهره‏اش در تاریکیها راه جویند».
«این فاطمه دختر اسد است که لاهوت ابد را درآغوش گرفته و پیش مى‏آید.
پس همگى در برابر او در زمره ساجدان سرخاکسارى به زمین بسایید که فرشتگان در برابر او سجده کرده‏اند آن گاه که نور او در آدم تجلى کرد».
«پرده از چهره حق مبین برداشته شد و چهره رب العالمین نمایان گشت و چراغ مشکات یقین آشکار شد و خورشید هدایت درخشید و در نتیجه شب تیره گمراهى به روشنى بدل گردید».
«حکم نفى ابدى از دیدن حق نسخ شد و پروردگارعالمیان چهره خود را به ما نمود، کاش موسى در میان ما بود و مى‏دید آنچه را که با خواهش فراوان آرزو نمود ولى با دست خالى بازگشت» .

نظرات[۰] | دسته: علی (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
امام علی علیه السلام از نگاه اندیشمندان پيوند ثابت

امام علی علیه السلاماز نگاه اندیشمندان
علی ابن ابی طالب (ع) ، همیشه در ذهن هر آزاد اندیشی، تداعی کننده مفاهیم والایی همانند: عدل، داد، انصاف، زهد، تقوی، شجاعت، مبارزه با ظلم ، حمایت از مظلوم و… بوده است و ذکر” یا علی” نیز در طول تاریخ ، همواره تسلی بخش قلب مبارزان اسلامی، به خصوص مبارزان فاطمی نسب و علوی تبار بوده و خواهد بود.
حضرت علی (ع) یگانه مردی است که کعبه را به ولادتش مفتخر نموده و این تمثیل زیبا، بیانگر آن است که : برای شناخت کعبه ، باید باطن و قلب قبله را شناخت، از کودکی در دامان پر مهر خاتم النبیین (ص) پرورش یافته و اول کسی است که به اسلام ایمان آورد . او به اندازه ای شیفته رسول الله بود که فقط در جنگ احد بیش از شصت زخم برداشت و جبرئیل(ع) از جانب خدایش چنین فرمود:(هیچ جوانمردی همچون علی و هیچ شمشیری همچون ذوالفقار نیست) و به واسطه رشادت های او بود که هنگام رودررو شدن علی و عمرو بن عبدود عامری، پیامبر فرمود( ضربت علی در روز خندق از عبادت جن و انس برتر است) و اگر علی در جنگ خیبر و فتح مکه و غزوه حنین ، دوشادوش پیامبر نمی بود، شاید سرنوشت اسلام را به شکل دیگری رقم می زد.اگر به خاطر لیاقت های سرشارش برای هدایت امت نبود، قطعا آیه اکمال و اتمام دین نیز در قرآن یافت نمی گشت، چرا که غیر از علی (ع) کسی را یارای تحمل بار امامت امت نیست.(۱)
آیا تاریخ بشریت حاکمی را سراغ دارد که خوردن نان خشک و سیر شدن از آن را بر خود حرام بداند، زیرا می داند در اطراف مکه کسانی یافت می شوند که قرص نانی در اختیارشان نیست و با سیری بیگانه اند. جامه های او گاه با قطعه پوستی وصله خورده بود و گاه با لیف خرما ، و کفشهایش از لیف خرما بود. بسیار اتفاق می افتاد که چون هنگام نماز جمعه فرا می رسید پیراهن خود را که شسته بود هنوز خشک نشده می پوشید ، چون پیراهن دیگری نداشت و در حالی که خطبه می خواند آن را می فشرد و خشک می کرد.(۲)
آری! امام علی (ع) چنین می زیست در حالی که هر چه داشت صدقه می داد و انفاق می کرد. روزها روزه می گرفت و شبها به گرسنگی می گذراند و قوت و غذای خود را به دیگران می داد ، تا جایی که سوره هل اتی (دهر) در باب ایثار آن حضرت نازل شده است. از آن جا که زهد در دنیا چیزی جز چیره شدن بر سر سخت ترین دشمنان انسان یعنی شیطان و هواهای نفسانی یا غرایزی که در جهت تحقق لذت های دنیایی و کام گرفتن از بهره های زندگی به ویژه آنها که در دسترس اند، نیست. لذا باید گفت که نگرش امام علی(ع) نیز، نسبت به دنیا در هیچ زمانی از حدود زهد تجاوز نکرد. چنانچه می فرمود:” به راستی که من دنیا را سه طلاقه نمودم، طلاق بائنی که برای من در آن بازگشتی نیست و من ریسمان آن را بر دوشش انداختم.”(۳) و باز می فرمود:” به راستی که این دنیای شما هر آینه در چشم من از استخوان بی گوشت خوک که در دست مبتلا به مرض جذام باشد خوارتر، و از برگی که در دهان ملخی است، کوچکتر است، علی چه علاقه ای دارد به نعمتی که فنا پذیر بوده ، لذتی که دوام ندارد؟”(۴)
بدین ترتیب ، باید گفت که تاریخ، کسی را چون علی بن ابیطالب(ع) سراغ ندارد که این گونه از منابع ثروت و قدر و موقعیت های مادی برخوردار باشد و در توان داشته باشد ولی همواره آنها را از خود دریغ دارد.
شخصیت ها در مورد علی (ع) سخن می گویند:

نظرات[۰] | دسته: علی (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چهل حدیث ازأَمیرُالمُؤْمِنینَ عَلِىُّ بْنُ أَبیطالب(علیه السلام) پيوند ثابت

چهل حدیث
قالَ أَمیرُالمُؤْمِنینَ عَلِىُّ بْنُ أَبیطالب(علیه السلام) : ۱- خیر پنهانى و کتمان گرفتارى
مِنْ کُنُوزِ الْجَنَّهِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزایا وَ کِتْمانُ الْمَصائِبِ.
از گنجهاى بهشت; نیکى کردن و پنهان نمودن کار[نیک] و صبر بر مصیبتها و نهان کردن گرفتاریها (یعنى عدم شکایت از آنها) است.
۲- ویژگى هاى زاهد
أَلزّاهِدُ فِى الدُّنْیا مَنْ لَمْ یَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ، وَ لَمْ یَشْغَلِ الْحَلالُ شُکْرَهُ.
زاهد در دنیا کسى است که حرام بر صبرش غلبه نکند، و حلال از شکرش باز ندارد.
۳- تعادل در جذب و طرد افراد
«أَحْبِبْ حَبیبَکَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ یَعْصِیَکَ یَوْمًا ما. وَ أَبْغِضْ بَغیضَکَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ یَکُونَ حَبیبَکَ یَوْمًا ما.»
با دوستت آرام بیا، بسا که روزى دشمنت شود، و با دشمنت آرام بیا، بسا که روزى دوستت شود.
۴- بهاى هر کس
قیمَهُ کُلِّ امْرِء ما یُحْسِنُ.
ارزش هر کسى آن چیزى است که نیکو انجام دهد.
۵- فقیه کامل
«اَلا أُخْبِرُکُمْ بِالْفَقیهِ حَقَّ الْفَقیهِ؟ مَنْ لَمْ یُرَخِّصِ النّاسَ فى مَعاصِى اللّهِ وَ لَمْ یُقَنِّطْهُمْ مِنْ رَحْمَهِ اللّهِ وَ لَمْ یُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَکْرِ اللّهِ وَ لَمْ یَدَعِ القُرآنَ رَغْبَهً عَنْهُ إِلى ما سِواهُ، وَ لا خَیْرَ فى عِبادَه لَیْسَ فیها تَفَقُّهٌ. وَ لاخَیْرَ فى عِلْم لَیْسَ فیهِ تَفَکُّرٌ. وَ لا خَیْرَ فى قِراءَه لَیْسَ فیها تَدَبُّرٌ.»
آیا شما را از فقیه کامل، خبر ندهم؟ آن که به مردم اجازه نـافرمانى خـدا را ندهـد، و آنهـا را از رحمت خدا نومید نسازد، و از مکر خدایشان آسوده نکند، و از قرآن رو به چیز دیگر نکنـد، و خیـرى در عبـادت بدون تفقّه نیست، و خیـرى در علم بدون تفکّر نیست، و خیرى در قرآن خواندن بدون تدبّر نیست.
۶- خطرات آرزوى طولانى و هواى نفس
«إِنَّما أَخْشى عَلَیْکُمْ إِثْنَیْنِ: طُولَ الاَْمَلِ وَ اتِّباعَ الْهَوى، أَمّا طُولُ الاَْمَلِ فَیُنْسِى الاْخِرَهَ وَ أَمّا إِتِّباعُ الْهَوى فَإِنَّهُ یَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ.»
همانا بر شما از دو چیز مى ترسم: درازى آرزو و پیروى هواى نفس. امّا درازى آرزو سبب فراموشى آخرت شود، و امّا پیروى از هواى نفس، آدمى را از حقّ باز دارد.

نظرات[۰] | دسته: علی (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

مهر ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
 12
۳۴۵۶۷۸۹
۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶
۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳
۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰
No Image No Image