آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
مصیبتی از مصائب کربلا پيوند ثابت

مرد پستی از سپاه ابن سعد در حالیکه می گریست، گوشواره فاطمه دختر سیدالشهداء (علیه السلام) را ازگوش او می کشید، تا غارت کند.
دختر امام حسین علیه‌السلام پرسید: چرا گریه می کنی؟
آن مرد گفت: چرا گریه نکنم در حالى که اموال دختر رسول خدا را غارت مى‏‌کنم.
فاطمه بنت الحسین علیه‌السلام گفت: خوب، اگر کار بدى است چرا چنین مى‏‌کنى؟!
آن خبیث گفت: اگر من این کار را نکنم، فرد دیگری گوشواره را می برد.(سیراعلام النبلاء: ۳۰۳/۳، ترجمه الامام الحسین (علیه السلام) من طبقات ابن سعد: ۷۸٫)
***

نظرات[۰] | دسته: امام حسین (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
اهداف قیام امام حسین(ع) پيوند ثابت

● اصلاح امور امت اسلام
یکی از مهمترین مستنداتی که می توان در بررسی اهداف قیام امام حسین(ع) به آن مراجعه نمود وصیتنامه حضرت است. در روایت آمده که امام(ع) هنگامیکه می خواستند از مدینه منوره به سوی مکه حرکت کنند، وصیت نامه ای نوشته و آن را به مهر خود ممهور نمودند و سپس آن را به برادر خود محمدبن حنفیه تسلیم کردند، وصیت نامه مذکور چنین است:
«بسم الله الرحمن الرحیم، هذا ما أوصی به الحسین بن علی بن ابی طالب الی اخیه محمد المعروف بابن الحنفیه:… انی لم أخرج أشراً و لابطراً و لامفسداً و لا ظالماً و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی محمد صلی الله علیه وآله، أرید أن آمربالمعروف و أنهی عن المنکر و أسیر بسیره جدی و سیره أبی علی بن ابی طالب علیه السلام.
… این وصیت حسین بن علی بن ابی طالب است به برادرش محمدبن حنفیه:… من خروج (قیام) نکردم از برای هوسرانی و نه از برای استکبار و خودخواهی و سرکشی، و نه از برای فساد و خرابی و نه از برای ظلم و ستم و بیدادگری! بلکه خروج (قیام) من برای اصلاح امت جدم محمد(ص) می باشد. من می خواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم و به سیره و سنت جدم و آئین و روش پدرم علی بن ابی طالب رفتار کنم. پس هر که مرا بپذیرد و قبول کند پس خداوند سزاوارتر است به حق و هر که مرا در این امر رد کند، پس من صبر و شکیبایی پیشه می گیرم تا آنکه خداوند میان من و میان این جماعت حکم به حق فرماید:…»۱۴
آنچنانکه می بینیم حضرت در این وصیت نامه هدف خود را از قیام علیه بنی امیه امر به معروف و نهی از منکر و پیروی از سیره پیامبر و علی(ع) عنوان می دارد، ضمن اینکه اصلاح امور امت اسلامی نیز نخستین مبحثی است که توسط حضرت در این وصیت نامه مطرح شده است. به نظر می رسد می توان گفت اصلاح امور مسلمانان محور اصلی وصیت نامه امام(ع) است، زیرا می توان امر به معروف، نهی از منکر و عمل به سیره پیامبر و امیرالمؤمنین را نیز در گرو اصلاح جامعه دانست.
● احیای سنت نبوی و از بین بردن بدعت ها
پس از پیامبر اسلام(ص) بدعت های بسیاری وارد جامعه اسلامی شد و در مقابل بخش قابل توجهی از سنن نبوی به دست فراموشی سپرده شد.
امام حسین(ع) علاوه بر اینکه در وصیت نامه خود بر مسأله عمل به سنت پیامبر و علی(ع) تأکید دارد، محو و نابودی بدعت های ایجاد شده را نیز امری ضروری می داند، آنجا که پس از ورود به مکه نامه ای به سران قبائل بصره فرستاد و طی آن چنین نوشت:
«… اینک پیک خود را با این نامه به سوی شما می فرستم، شما را به کتاب خدا و سنت پیامبر دعوت می کنم، زیرا در شرایطی قرار گرفته ایم که سنت پیامبر به کلی از بین رفته و بدعت ها زنده شده است، اگر سخن مرا بشنوید، شما را به راه راست هدایت خواهم کرد.»۱۵
● احیای احکام الهی و یاری ستمدیدگان
از دیگر خطبه های چند بعدی امام حسین(ع) در این خصوص، خطبه ای است که در لمعات الحسین علامه طهرانی(ره) از تحف العقول نقل می کند. حضرت در این خطبه علاوه بر اصلاح جامعه (که به آن پرداخته شد) و احیای سنت پیامبر(ص) چند دلیل دیگر را نیز برای قیام خود ذکر می کند.

نظرات[۰] | دسته: امام حسین (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
امام حسین و زیارت أربعین پيوند ثابت

امام حسین و زیارت أربعین
آیت الله جوادی آملی
فَأعذَرَتِ الدُّعاء، یعنی در دعوت کردن راه عذر دیگران را بسته است وَ مَنَحَ النُّصح، نصیحت کرد،‌ موعظه کرد. آنجا که برهان لازم بود دلیل اقامه کرد، آنجا که پند لازم بود موعظت داد لیکن وقتی دید پند و موعظه اثر نمی کند، خون خود را اهدا فرمود
سرّ تکریم سالار شهیدان را در زیارت أربعین آن حضرت از زبان امام صادق (سلام الله علیه) می توان فهمید که چرا همه ما در پیشگاه سالار شهیدان اینقدر عرض ادب می کنیم ، البته باید بیش از این عرض ارادت کنیم.
وجود مبارک امام ششم رئیس مذهب ما فرمود: روز أربعین که شد حسین بن علی بن أبیطالب را زیارت بکنید. هنگامی که‌آفتاب بر‌ آمد دو رکعت نماز زیارت می خوانید ، این زیارتنامه را می خوانید ، بعد دو رکعت نماز زیارت می خوانید و حاجت های خود را از ذات أقدس إله مسئلت می کنید .
در آن زیارت عرض می کنید : خدایا ! حسین بن علی بن أبیطالب وارث همه انبیاء است . اُورَثتَهُ مَوارِیثَ الأنبیاء . یعنی هر چه را که آدم داشت ، نوح داشت ، ابراهیم داشت ، موسی داشت ، عیسی داشت ، انبیاء دیگر (علیهم الصَّلاه و علیهم السَّلام) داشتند ، تو به حسین بن علی به عنوان ارث اعطا کردی . و او هم چون وارث بود ، راه انبیاء را طی کرد .

نظرات[۰] | دسته: امام حسین (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چهار ویژگی انقلاب امام حسین(ع) از دیدگاه نویسنده مسیحی پيوند ثابت

چهار ویژگی انقلاب امام حسین(ع) از دیدگاه نویسنده مسیحی
تاریخ : یکشنبه ۱۳۹۵/۸/۲
آنتوان بارا نویسنده مشهور مسیحی در نوشتاری با بیان چهار ویژگی انقلاب امام حسین (ع) تاکید کرد که حماسه حسینی، انقلاب به تمام معنی کلمه بود چیزی که به هیچ وجه قابل قیاس با دیگر انقلاب ها نیست.
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

آنتوان بارا می نویسد؛ هیچ حماسه انسانی در گذشته و حال به اندازه حماسه شهادت حسین (ع) در کربلا مورد تحسین و توجّه عاطفی قرار نگرفته و جنبه آموزشی نداشته است. این حماسه به عنوان یک رویداد عاطفی و احساسی نقطه عطف مؤثّری در روند عقاید اسلامی شده است.
حماسه ای که اگر نبود اسلام نه تنها نمی توانست به عنوان یک عقیده ریشه دار و ایمان محکم در باطن مسلمانان جای گیر شود، بلکه در حدّ یک مذهب کم فروغ و ضعیف در میان انسان ها معرفی نمی شد.
قیام حسین بن علی (ع) زلزله ای شگرف بود که توانست پایه های امّت اسلامی را تا دورترین نقطه ها به لرزه درآورد، چشم ها را بگشاید و وجدان ها را علیه هیمنه و اقتدار دروغین و شرّ ستم پیشگان بیدار کند، همانان که درصددند ظلم و ستم را در اعماق جان انسان ها مستولی کنند و ارزش های دینی را با عناوین پوشالی از بین ببرند و با تباه کردن حقوق دین داران، انوار ذاتی و جوهری جذّابیت دین را خاموش کنند.
انقلاب امام حسین علیه السلام جاودانه است؛ زیرا یک انقلاب اخلاقی است و قانون جدید اخلاق را پی ریزی کرده است.
حماسه حسینی، انقلاب به تمام معنی کلمه بود چیزی که به هیچ وجه قابل قیاس با دیگر انقلاب ها نیست؛ چرا که عظمت آن فراتر از معنای محدود واژگان و بزرگ تر از معیارهای قابل قیاس بشری است. انقلابی است که به درجاتی بالاتر از حماسه ارتقا یافت و این حقیقتی است که برای شکل گیری حماسه ها معمولاً انسان ها فدا می شوند، امّا در آفرینش این حماسه نه انسان های معمولی که خاندان و اهل بیت پیامبر (ص) شرکت داشتند.
عاشورا، قیامی است که هدفش حفظ کیان امّت محمّد (ص) و مصون داشتن عقاید مسلمانان و حمایت از سنّت مقدّس رسول اکرم (ص) و دور ساختن دست گستاخان از آن است. باید گفت آن کس که انقلاب حسینی را به عنوان حماسه بپذیرد، بزرگ تر از آن نمی یابد؛ زیرا حماسه ها و انقلاب هایی که جهت حرکت تاریخ و امّت ها را تغییر داده اند به نسبت بزرگی اهداف و امکان تبدیل شدن آن ها به یک عقیده یا اصل اعتقادی برای گروه یا گروه هایی قابل سنجشند.
با این معیار، انقلاب حسین (ع) از زمان پیدایش تا ابد در نوع خود هم اوّلین انقلاب تاریخ و هم بی نظیرترین انقلاب ها در تاریخ انسانیّت است، به عبارت دیگر این انقلاب تا جهان باقی است و نوع انسان زنده است جاودانه خواهد ماند؛ زیرا شکل گیری آن به خاطر انسان بوده است.

نظرات[۰] | دسته: امام حسین (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
درس‌هایی که باید از عاشورا آموخت پيوند ثابت

درس‌هایی که باید از عاشورا آموخت
درس‏هایى که از عاشورا مى‏توان گرفت، در گفتار و کردار امام حسین علیه السلام و یارانش دیده می‏شود و کسى که ‏به دقت در مجموعه این واقعه بنگرد و آن را فرا راه خود قرار دهد، با این درس‏های انسان‏ساز آشنا مى‏گردد
توکل
امام محمد باقر (ع ) «کسی که به خدا توکّل کند، شکست نمی‏خورد»و قیام خونین عاشورا، سرشار از این آموزه نیک الهی است که فرجامی جز پیروزی حق بر باطل را نوید نبخشید. امام حسین (ع ) گرچه به استناد دعوت‏نامه‏های کوفیان به سمت آنان حرکت کرد، ولی توکّل آن حضرت به خداوند متعال بود. به همین دلیل، وقتی میان راه، خبر بی‏وفایی مردم و شهادت مسلم بن عقیل (ع ) را شنید، تصمیم خویش را تغییر نداد و برای انجام تکلیف، با توکل به خدا راه خود را ادامه داد. نیز بر این اساس بود که صبح عاشورا و با شروع حمله همه‏جانبه و بی‏رحمانه دشمن، در نیایشی به درگاه خدا، اعتماد به پروردگارش را چنین بیان فرمود خداوندا! تو تکیه‏گاه من در هر اندوه، و امید من در هر سختی هستی. تو در هر پیشامدی تکیه‏گاه و مایه پشت‏گرمی منی:
رضا و تسلیم ؛
یکی از آموزه‏های کربلا، راضی بودن به رضای الهی است. هدف امام حسین(ع ) فقط خشنودی خدا و پیامبر او بود. اگر در آن قیام خونین، جان عزیزش را نثار کرد، اگر سخت‏ترین مصیبت‏ها را به جان خرید، و اگر خاندان گرامی‏اش را به دست اسارت سپرد، هدفی جز کسب رضای الهی نداشت. امام حسین (ع ) هنگامی که می‏خواست از مکه به سمت عراق خارج شود، خود در خطبه‏ای به این ویژگی اشاره فرموده است ما اهل بیت به آنچه خدا راضی است، راضی و خشنودیم. در مقابل بلا و امتحان او، صبر و استقامت می‏ورزیم . او اجر صبرکنندگان را به ما عنایت خواهد فرمود.
عمل به تکلیف
از آموزه‏های ارزشمند کربلا، عمل به تکلیف است. هنگامی که دعوت‏نامه‏های پیاپی مردم کوفه به امام حسین (ع ) رسید، ایشان هرچند از سست‏عهدی کوفیان آگاه بود، ولی آن اعلام حمایت‏ها را تکلیف‏آور دانست و به سوی آنان حرکت کرد. امام خمینی رحمه الله که خود سال‏ها بعد با همین انگیزه، قیامی عزّت‏آفرین را پایه ریخت، در سخنانی درباره این آموزه عاشورایی می‏فرماید اینکه حضرت ابی عبداللّه (ع ) قیام کرد با عدد کم، برای اینکه گفتند تکلیف من این است که نهی از منکر کنم حضرت سیدالشهدا علیه السلام تکلیف برای خودشان دانستند که بروند و کشته هم بشوند و محو کنند آثار معاویه و پسرش را لکن تکلیف بود که قیام بکند و خونش را بدهد تا اینکه ملت را اصلاح کند و عَلَم یزید را بخواباند

نظرات[۰] | دسته: امام حسین (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
مهمترین عبرتهای عاشورا برای امروز ما پيوند ثابت

مهمترین عبرتهای عاشورا برای امروز ما
قرار نیست عاشورای سال ۶۱ در سال ۶۱ هجری باقی بماند ، عاشورا باید هر سال بجوشد و هر روز در رگ های ما جاری شودعاشورا ست که بر مسلمین فریاد می آرد که هیهات من الذله، عاشوراست که ما را از مبتلا شدن به یزید زمانه حفظ می کند عاشوراست که معیار می دهد یزید زمانه کیست؟اگر بی توجهی کنیم برای او سینه می زنیم و فاسد زمانه کدخدایی می کند و ما…
مهمترین عبرت های عاشورا برای امروز ما چیست؟
چه آفتهایی در ما جامعه را به سمت کوفه شدن می برد؟
این سخنرانی را که خواندم احساس وظیفه کردم آن را به گوش همه برسانند و چه مظلوم است آنکه بیست و دو سال پیش هشدارهایی داد که امروز بیش از پیش اهمیتش روشن می شود انگار برای امروز گفته :
غیراز درس، عاشورا یک صحنه عبرت است.
انسان باید به این صحنه نگاه کند، تا عبرت بگیرد. یعنی چه، عبرت بگیرد؟ یعنی خود رابا آن وضعیت مقایسه کند و بفهمد در چه حال و در چه وضعیتی است؛ چه چیزی او را تهدید میکند؛ چه چیزی برای او لازم است؟ این را میگویند «عبرت». این هم‌نوع دیگری از درس است؛ اما درس از راه عبرت گیری است. این را قدری بررسی کنیم.
اولین عبرت
اوّلین عبرتی که در قضیه عاشورا ما را به خود متوجّه میکند، این است که ببینیم چه شد که پنجاه سال بعد از درگذشت پیغمبر صلوات‌اللَّه و سلامه علیه، جامعه اسلامی به آن حدّی رسید که کسی مثل امام حسین علیه‌السّلام، ناچار شد برای نجات جامعه اسلامی، چنین فداکاری ای بکند؟ این فداکاری حسین بن علی علیه‌السّلام، یک وقت بعد از هزار سال از صدراسلام است؛ یک وقت درقلب کشورها و ملتهای مخالف و معاند بااسلام است؛ این یک حرفی است. اما حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، در مرکزاسلام، در مدینه و مکه – مرکز وحی نبوی – وضعیتی دید که هر چه نگاه کرد چاره‌ای جز فداکاری نداشت؛ آن هم چنین فداکاری خونینِ با عظمتی!
مگر چه وضعی بود که حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، احساس کرد که اسلام فقط با فداکاری او زنده خواهد ماند، والّا از دست رفته است!؟ عبرت این‌جاست.روزگاری رهبر و پیغمبر جامعه اسلامی، از همان مکه و مدینه پرچمها را میبست، به دست مسلمانها میداد و آنها تا اقصی نقاط جزیزهالعرب و تا مرزهای شام میرفتند؛ امپراتوری روم را تهدید میکردند؛ آنها از مقابلشان میگریختند و و لشکریان اسلام پیروزمندانه برمیگشتند؛ که در این خصوص میتوان به ماجرای «تبوک» اشاره کرد. روزگاری در مسجد و معبر جامعه اسلامی، صوت و تلاوت قرآن بلند بود و پیغمبر با آن لحن و آن نَفَس، آیات خدا را بر مردم میخواند و مردم را موعظه میکرد وآنها را در جاده هدایت با سرعت پیش میبرد. ولی چه شد که همین جامعه، همین کشور و همین شهرها، کارشان به جایی رسد و آن‌قدر از اسلام دور شدند که کسی مثل یزید برآنها حکومت میکرد!؟ وضعی پیش آمد که کسی مثل حسین بن‌علی علیه‌السّلام، دید که چاره‌ای جزاین فداکاری عظیم ندارد! این فداکاری، در تاریخ بی نظیراست. چه شد که به چنین مرحله‌ای رسیدند؟
این، آن عبرت است. ما باید این را امروز مورد توجّه دقیق قرار دهیم.
آفتی که در جامعه ی اسلامی یزید را بر سر کار می آورد
ما امروز یک جامعه‌اسلامی هستیم. باید ببینیم آن جامعه‌اسلامی، چه آفتی پیدا کرد که کارش به یزید رسید؟ چه شد که بیست سال بعد از شهادت امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاهوالسّلام، در همان شهری که او حکومت میکرد، سرهای پسرانش را بر نیزه کردند و در آن شهر گرداندند!؟کوفه یک نقطه بیگانه از دین نبود! کوفه همان جایی بود که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در بازارهای آن راه میرفت؛ تازیانه بر دوش میانداخت؛ مردم را امر به معروف و نهی از منکر میکرد؛ فریاد تلاوت قرآن در «آناءاللیل و اطراف النهار» ازآن مسجد و آن تشکیلات بلند بود. این، همان شهر بود که پس از گذشت سالهایی نه چندان طولانی در بازارش دختران و حرم امیرالمؤمنین علیه‌السّلام را، با اسارت میگرداندند.در ظرف بیست سال چه شد که به آن‌جا رسیدند؟ اگر بیماری ای وجود دارد که میتواند جامعه‌ای را که در رأسش کسانی مثل پیغمبراسلام و امیرالمؤمنین علیهما السّلام بوده‌اند، در ظرف چند ده سال به آن وضعیت برساند، این بیماری، بیماری خطرناکی است و ما هم باید از آن بترسیم. امام بزرگوارما، اگر خودرا شاگردی از شاگردان پیغمبر اکرم صلوات‌اللَّه و سلامه علیه محسوب میکرد، سرِ فخر به آسمان میسود. امام، افتخارش به این بود که بتواند احکام پیغمبر را درک، عمل و تبلیغ کند. امام ما کجا، پیغمبر کجا!؟ آن جامعه را پیغمبر ساخته بود و بعد از چند سال به آن وضع دچار شد. این جامعه ما خیلی باید مواظب باشد که به آن بیماری دچار نشود. عبرت، این‌جاست! ما باید آن بیماری را بشناسیم؛ آن را یک خطر بزرگ بدانیم و از آن اجتناب کنیم.
به‌نظر من این پیام عاشورا، از درسها و پیامهای دیگر عاشورا برای ما امروز فوریتر است. ما باید بفهمیم چه بلایی بر سر آن جامعه آمد که حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، آقازاده اوّلِ دنیای اسلام و پسر خلیفه مسلمین، پسر علیبن‌ابیطالب علیه‌الصّلاهوالسّلام، در همان شهری که پدر بزرگوارش بر مسند خلافت مینشست، سر بریده‌اش گردانده شد و آب از آب تکان نخورد! از همان شهر آدمهایی به کربلا آمدند، او و اصحاب او را با لب تشنه به شهادت رسانند و حرم امیرالمؤمنین علیه‌السّلام را به اسارت گرفتند!
پاسخ قرآن
حرف دراین زمینه، زیاد است. من یک آیه از قرآن را در پاسخ به این سؤال مطرح میکنم. قرآن جواب ما را داده است. قرآن، آن درد را به مسلمین معرفی میکند. آن آیه این است که میفرماید: «فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصّلاه واتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیّا(مریم: ۵۹).» دو عامل، عامل اصلی این گمراهی و انحراف عمومی است:

نظرات[۰] | دسته: امام حسین (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چرا امام حسین(ع) را ثارالله (خون خدا) گفته‌اند؟ پيوند ثابت

چرا امام حسین(ع) را ثارالله (خون خدا) گفته‌اند؟
برای «ثارالله» معانی و وجوه مختلفی ذکر شده که هر یک تفسیر خاص خود را می‏طلبد. در مجموع به این معنا است که: خداوند، ولیّ دم آن حضرت است و خود او خون آن بزرگوار را از دشمنانش طلب می ‏کند.
________________________________________
خبرگزاری فارس: «ثار» از ریشه «ثَأر» و «ثُؤره» به معنای انتقام و خونخواهی و نیز به معنای خون آمده است.(۱)

۱٫ برای «ثارالله» معانی و وجوه مختلفی ذکر شده که هر یک تفسیر خاص خود را می‏طلبد. در مجموع به این معنا است که: خداوند، ولیّ دم آن حضرت است و خود او خون آن بزرگوار را از دشمنانش طلب می‏کند؛ چرا که ریختن خون سیدالشهدا در کربلا، تجاوز به حریم و حرمت الهی و طرف شدن با خداوند است. به طور کلی از آن جهت که اهل بیت(ع) «آل الله» هستند، شهادت این امامان، ریخته شدن خونِ متعلق به خداوند است.(۲)

اگر چه این واژه در قرآن نیامده است؛ لیکن می‏توان آن را با آیات قرآنی این گونه توجیه نمود. خداوند می‏فرماید: «من قتل مظلومًا فقد جعلنا لولیه‏سلطَنًا»(۳) «آن کس که مظلوم کشته شده، برای اولی‏اش سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم».

هر کسی (صرف نظر از مسلک و مذهبش)، اگر مظلومانه کشته شود، اولیای دم او، حق خون‏خواهی دارند و از آنجا که اهل بیت(ع) – به ویژه امام حسین(ع) – مظلومانه و در راه ایمان و حق و خداوند کشته شده‏اند و جان به جان آفرین تسلیم کرده‏اند، در واقع «ولیّ دم» و خونخواه آنان، خود خداوند است.

بنابراین «ثارالله» به این معنا است که خون بهای امام حسین(ع)، متعلق به خدا است و او کسی است که خون بهای امام حسین(ع) را خواهد گرفت. این واژه حاکی از شدت همبستگی و پیوند سیدالشهدا(ع) با خداوند است که شهادتش همچون ریخته شدن خونی از قبیله خدا می‏ماند که جز با انتقام‏گیری و خون‏خواهی خدا، تقاص نخواهد شد.ر.ک. فرهنگ عاشورا، واژه «ثار».

۲٫ اگر «ثار» به معنای خون باشد، قطعاً مراد از «ثارالله» معنای حقیقی نیست؛ بلکه یک نوع تشبیه، کنایه و مجاز است. چون مسلّم است که خدا موجودی مادی نیست تا دارای جسم و خون باشد؛ پس این تعبیر از باب تشبیه معقول به محسوس است؛ یعنی، همان گونه که نقش خون در بدن آدمی نقش حیاتی است، وجود مقدس امام حسین(ع) نسبت به دین خدا چنین نقشی دارد و احیای اسلام با نهضت عاشورا بوده است.

۳٫ شاید بتوان در این باره با نگاه عرفانی مستند به روایات نیز به نتیجه‏ای نورانی دست یافت. از امام علی(ع) نیز به «اسدالله الغالب» و «یدالله» تعبیر شده است و در حدیث «قرب نوافل» از پیامبر(ص) روایت شده است که خداوند فرمود«ما تحبب الی عبدی بشی‏ء احب الیّ مما افترضته علیه و انه لیتحبب الیّ بالنافله حتی احبه فاذا احببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به و لسانه الذی ینطق به و یده التی یبطش بها و رجله التی یمشی بها اذا دعانی احببته و اذا سألتنی اعطیته» ؛(۴) «بنده من به چیزی دوست داشتنی تر از واجبات، نزد من اظهار دوستی نمی‏کند و همانا او با نوافل نیز به سوی من اظهار دوستی می‏کند. آن گاه که او را دوست بدارم گوش او می‏شوم که با آن می‏شنود و دیده او می‏شوم که با آن می‏بیند و زبان او می‏شوم که با آن سخن می‏گوید و دست او می‏شوم که با آن ضربه می‏زند و پای او می‏شوم که با آن راه می‏رود. اگر به درگاه من دعا کند، او را دوست خواهم داشت و اگر از من درخواست کند به او عطا می کنم».

نظرات[۰] | دسته: امام حسین (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
امام حسین علیه السلام از نگاه قرآن و اهل بیت (علیهم السلام ) پيوند ثابت

امام حسین علیه السلام از نگاه قرآن و اهل بیت
امام حسین (ع) انسان کامل و تجلی آیات قرآن است . آیات متعددی همچون آیه ی مباهله؛ آیه ی تطهیر؛ آیه ی مودت؛ سوره ی هل اتی؛ آیه ی اولی الا‌مرو….بدون شک درشأن او و دیگر اهل بیت(ع) است. سوره ی مبارکه فجر نیز به دلیل وجود آیه ی ” یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی” به سوره امام حسین (ع) شهرت یافته است. از طرف دیگر حرکت و نهضت او کاملا منطبق بر آیات قرآن است.

همچنین عظمت شخصیت و نهضت امام حسین (ع) در احادیث و روایات پیامبر اکرم(ص) و ائمه طاهرین از زوایای متعددی منعکس شده است.حضرت فاطمه زهرا(ع) فرمود:به هنگام تولد حسین(ع)، پدرم رسول خدا(ص) بر من وارد شد. من فرزندم را در پارچه‏ای زرد رنگ پیچیده، به دست حضرت دادم. پیامبر(ص) پارچه را به دور انداخته، پارچه‏ای سفید طلبیده او را در آن پیچیده، سپس فرمود:ای فاطمه، او را بگیر! او امام و پسر امام و پدر نه امام است، از صلب او امامان پاک به دنیا می‏آیند که نهمین آنان قائم آنهاست. [۱]
امامان شیعه (ع) برای زنده و جاوید نگه داشتن نهضت‏خونین امام حسین (ع)، سعی و تلاش فراوانی نمودند که این کوشش در سخنان و روایات آنان به خوبی مشهود است .
امام حسین علیه السلام در کلام خدا
امام حسین علیه السلام نگهبان وحی
بی تردید مهم ترین دست آورد قیام امام حسین علیه السلام حفظ و تحکیم احکام اسلام است؛ چرا که اگر حماسه عاشورا نبود به سبب تحریفاتی که سردمداران حکومت های جائر در مبانی اسلامی ایجاد کرده بودند امروز از حقیقت اسلام اثری نمی ماند. به حق باید گفت «الاسلام محمدیّ الحدوث و حسینیّ البقاء» است؛ یعنی دینی که حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم از طرف خداوند آورد، به یاری فداکاری های امام حسین علیه السلام زمینه بقا و استمرارش فراهم شد. خداوند متعال در حدیث قدسی خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرمایند: «ای محمّد من حسین را نگهبان وحی قرار دادم و او را با شهادت عزیز و گرامی داشتم»، و این مؤید صادقی بر این مدعا است.
امام حسین علیه السلام و آیه تطهیر
به اتفاق علمای شیعه و سنی مفهوم اهل بیت در آیه: «انّما یریدُ اللّهَ لِیُذهِبَ عنکم الرِّجْسَ اهلَ الْبَیْتِ و یُطهّرکُم تطهیرا» شامل امام حسین علیه السلام نیز می شود. علامه «بهجت افندی» از علمای اهل سنت در این باره می نویسد: «امّت اسلامی بر این مطلب متفقند که این آیه در شأن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و علی علیه السلام و فاطمه علیه السلام و حسن علیه السلام و حسین علیه السلام نازل شده است» از ام سلمه نقل می کنند که گفته است: «این آیه در منزل من بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نازل شد و رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم مصداق آن را علی و فاطمه و حسن و حسین علیهماالسلام ذکر کردند. من عرض کردم آیا من نیز مصداق این آیه هستم؟ حضرت فرمودند: تو در طریق خیر و منزلت خاصّ خودت قرار داری؛ اما مصداق اهل بیت نیستی».
صالحین در قرآن و حسین علیه السلام
در تفسیر آیه ۶۹ سوره نساء که می فرماید: «… پیامبران و صِدّیقان و شهدا و صالحان کسانی هستند که خداوند متعال نعمت خود را بر آنان تمام کرده است، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: «منظور از پیامبران در این آیه منم و منظور از صِدّیقان برادرم علی علیه السلام و منظور از شهدا عمویم حمزه و منظور از صالحان دخترم فاطمه علیه السلام و فرزندانش حسن و حسین علیه السلام است».
امام حسین و آیه «ذوی القربی»
خداوند متعال در قرآن کریم به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم چنین دستور می دهد: «به مردم بگو در امر رسالت مزد و اجری از شما نمی خواهم، جز این که به ذوی القربی مودّت و محبّت داشته باشید». مفسران در تفسیر «ذوی القربی» می نویسند: منظور از «ذوی القربی» علی و فاطمه علیه السلام و فرزندان آن دو هستند. حتی از بسیاری از علمای اهل سنت نقل شده که منظور پیامبر از «قُربی»، علی علیه السلام و فاطمه علیه السلام و دو پسر آن دو است و پیامبر این عبارت را برای آن که کاملاً در اذهان بماند سه مرتبه تکرار نمودند.
امام حسین علیه السلام و آیه احکام
علی علیه السلام و خانواده اش در زمان حیات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به عنوان ادای نذر سه روز روزه به جای آوردند. هنگام افطار در هر سه روز نیازمندی به آنها مراجعه کرد و از آنها درخواست غذا کرد که هر سه بار مورد اجابت علی علیه السلام و خانواده اش قرار گرفت. هنگامی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم از ضعف و زردیِ رنگ ایشان پرسید، این آیه نازل شد: «یُطعمونَ الطَّعامَ علی حبُّه مسکینا و یتیما و اسیرا؛ این بزرگواران در راه رضای حق تبارک و تعالی مسکین و یتیم و اسیر را اطعام می کنند». و بدین سان خداوند علی، فاطمه حسن و حسین علیهماالسلام را می ستاید که چگونه با وجود نیاز به غذا، آن را در راه رضای خالق خود به بندگان دیگر او هدیه می کنند.
امام حسین(ع) مصباح هدایت و کشتی نجات
قرآن کریم، انبیای الهی را هدایت‌گر مردم به امر الهی در پرتو صبر و یقین و عبادت معرفی می‌کند: «وجعلناهم ائمه یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات … و کانوا لنا عابدین»۶ ، «و جعلنا منهم ائمه یهدون بامرنا لما صبروا و کانوا بأیاتنا یوقنون»۷ امام حسین(ع) مظهر این وصف برجسته انبیای الهی است از این‌رو پیامبر اکرم(ص) او را مصباح و چراغ فروزان هدایت معرفی کرده است: «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه»۸
امام حسین(ع) و امر به معروف
قرآن می‌فرماید: شما بهترین امت هستید، در صورتی که امر به معروف و نهی از منکر کنید؛ «کنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر»۹ امام حسین(ع) نیز در هدف از قیام خود می‌فرماید: من برای احیای امر به معروف و نهی از منکر خروج کردم: «انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی محمد(ص) ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر.» ۱۰
امام حسین(ع) معلم عزت و عمل صالح
قرآن مجید می‌فرماید: هرکس خواهان عزت است، عزت در پرتو ایمان و عمل صالح است؛ «من کان یرید العزه فلله العزه جمیعاً الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه»۱۱ امام حسین(ع) در قیام خود در کربلا، طالب عزت بود و گریزان از ذلت؛‌ «هیهات منی الذله»۱۲
امام حسین(ع) معلم ایثار و انفاق
«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون؛۱۳ به مقام ابرار نایل نمی‌شوید، مگر با انفاق برخی چیزهایی که دوست دارید.» امام حسین(ع) در روز عاشورا تمام آن‌چه را که در اختیار داشت و همه آن‌ها محبوب او بود، در راه خدا انفاق کرد.
امام حسین(ع) و خوف و خشیت الهی
قرآن مجید در وصف انبیا می‌گوید: پیامبران پیشین کسانی بودند که در تبلیغ رسالت الهی، از خدا می‌ترسیدند و از هیچ‌کس دیگر هراسی نداشتند؛ «الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لایخشون احدا الا الله»۱۴ امام حسین(ع) نیز دارای این دو خصیصه برجسته است:
۱٫ تنها از خداوند می‌ترسید. در دعای عرفه می‌گوید: «اللهم اجعلنی اخشاک کانی اراک»۱۵ خدایا مرا آن گونه قرار ده که از تو بترسم، آن‌سان که گویی تو را می‌بینم.
۲٫ از غیر خدا نمی‌ترسید. حضرت می‌فرماید: اگر در دنیا، هیچ پناهگاهی نداشته باشم و کسی مرا حمایت نکند، من با یزید بن معاویه بیعت نخواهم کرد: «لولم یکن لی ملجا و لامأوی لما بایعت یزید بن معاویه»۱۶
امام حسین(ع) صاحب نفس مطمئنه
«یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی»۱۷
امام صادق(ع) فرمودند: «سوره مبارکه فجر را در نمازهای واجب و مستحب بخوانید. زیرا این سوره مبارکه در شأن امام حسین(ع) است. شخصی علت آن‌را جویا شد، حضرت در پاسخ فرمودند: به دلیل آن‌که امام حسین(ع) صاحب نفس مطمئنه بود که خداوند از او راضی و او از خداوند راضی بود. (ویکی از مصادیق بارز این آیه شریفه، امام حسین(ع) است.)» ۱۸
آزمونی بالاتر از آزمون ابراهیم(ع):
«واذابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما…» ۱۹
«و (یادآور) هنگامی که ابراهیم را خداوندش،‌با کلماتی بیازمود و او (ابراهیم) در همه آن‌ها موفق شد (آن‌ها را به اتمام رساند). خداوند گفت: تو را امام مردم قرار می‌دهم…».
کدامین آزمون‌ها؟ امتحان ذبح اسماعیل، ساکن کردن‌ هاجر و نوازش اسماعیل در جوار کعبه در منطقه‌ای بی‌زرع و بی‌آبادانی و نیز اعتماد بالا و والای او به خداوند در لحظه‌های افتادن در آتش نمرودیان و …
کسی که به حماسه‌های عظیم عاشورا چشم بیندازد، دشوارتر بودن آزمون‌های حضرت حسین بن علی(ع) را لمس می‌کند؛
ـ به قربان‌گاه بردن جوان و نورس و خردسال شیرخوار
ـ اسکان زنان و کودکان در قلب سی‌هزار انسان شیفته زندگیِ زوال‌پذیر دنیا.
ـ اتکا و اتکال به خداوند، حتی در قتلگاه در قالب نیایش عاشقانه و رضایت‌مندانه
و ده‌ها آزمون دشوار دیگر که در واژه واژه این تاریخ درخشان، رخ می‌نماید.
بخشی از اسرار توجه دادن مردمان به این روز و این حادثه، همین پایداری بر پاکی و بروز غیرت و هویت انسانی و اسلامی و پیام‌های بی‌شماری است که در این واقعه بروز دارد.
پیشتازی و پیش‌دستی در نیکی‌ها
«… فاستبقوا الخیرات؛ در خوبی‌ها بر یکدیگر پیشی بگیرید» ۲۰
در روایت معروفی آمده است: «بالاتر از هر نیکی،‌ نیکی دیگری هست، تا آن‌جا که انسانی در راه خدا به شهادت برسد که بالاتر از آن چیز دیگری نیست.» این خیر بزرگ شهادت، آن‌چنان جلوه‌گری می‌کرد و مشتاقان را به سبقت از یکدیگر در عرصه آسمانی نینوا می‌کشانید که تا یاران امام حسین(ع) زنده بودند، اجازه نمی‌دادند که یک نفر از خاندان بنی‌هاشم، پای به میان بگذارد و فرزند برومند حسین، علی‌اکبر، در میان بنی‌هاشمی‌ها،‌ سبقت می‌گرفت و هرکدام بر دیگری پیشی می‌جستند.
به‌راستی، شایسته است که عاشقان و یاران حسینی نیز از سیره اصحاب آن امام همام الگو بگیرند؛‌ «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل».
امام حسین(ع) و شناختی از قرآن
امام حسین(ع): «القرآن ظاهره انیق و باطنه عمیق؛ قرآن، ظاهرش زیبا و شگفت انگیز است و باطنش ژرف و عمیق.» ۲۱
و همان‌طور که قرآن صامت از ظاهری شگفت و باطنی ژرف برخوردار است، وجود امام حسین(ع) به عنوان قرآن ناطق از همین شگرفی و ژرفی در ظاهر و باطن و صورت و سیرت برخوردار است و ما در زیارت‌ ناحیه مقدسه در اوصاف آن امام می‌خوانیم: «وعظیم السوابق…» ۲۲ تو ای حسین دارای برتری‌های با عظمتی هستی.
امام حسین(ع) دوست‌دار واقعی قرآن
امام حسین(ع) می‌فرماید: «خدا می‌داند که من نماز و تلاوت قرآن را دوست می‌دارم.»۲۳
در شب عاشورا که امام حسین(ع) به تلاوت قرآن مشغول بود، گروهی از لشگریان پسر سعد برای اطلاع از احوال امام حسین(ع) و یاران او نزدیک خیمه‌ها آمدند و ملاحظه کردند که امام با یک صورت ملکوتی و جذاب؛ آیاتی از سوره آل عمران را تلاوت می‌کند.۲۴ امام حسین(ع) در ظهر عاشورا نیز در بحبوحه جنگ، نماز را به همراه یارانشان در کربلا اقامه می‌کنند.
امام حسین(ع) احیاءگر قرآن
از آن‌جا که قرآن کریم این کتاب نجات بخش الهی بعد از پیامبر به دست امویان و عوامل آن‌ها مطابق میل و منافعشان تفسیر می‌شد؛ امام حسین(ع) رسالت احیای قرآن را با پیام بلند عاشورا آغاز کرد أین‌بار قرآن از حنجره امام حسین(ع) تلاوت شد و رسوم جاهلیت را در هم شکست و خفقان جامعه آن روز مسلمانان را از بین برد و ایشان را از خواب غفلت بیدار کرد. خود ایشان درباره احیاگری قرآن می‌فرماید:«شما را به زنده ساختن آیات قرآن و از میان بردن بدعت‌ها فرا می‌خوانم، اگر دعوت مرا بپذیرید، به راه راست و هدایت خواهید رسید.» ۲۵
جایگاه امام حسین علیه السلام در قلب پیامبر(ص)
عمران بن حصین می گوید: روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به من فرمودند: «ای عمران هرچیزی در دل جایگاهی دارد، اما هیچ چیز همانند این دو جوان (امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام ) در قلب من از منزلت برتر و بیشتری برخوردار نیست». عمران می گوید: عرض کردم یا رسول اللّه چه چیزی موجب شده است که این همه آن دو بزرگوار را دوست می دارید؟ حضرت فرمودند: «ای عمران آنچه بر تو پوشیده است بسیار بیشتر از آنی است که به آن اطلاع پیدا کرده ای، خداوند متعال به من دستور داده است که این دو را دوست داشته باشم».
حسین علیه السلام ، عروه الوثقای الهی
امام باقر علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل می کنند که آن حضرت فرمودند: «هرکس بخواهد به عروه الوثقی ـ که خداوند متعال در قرآن فرموده است که هرگز گسسته نمی شود ـ چنگ بزند باید علی علیه السلام و فاطمه علیه السلام و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام را دوست بدارد؛ زیرا خداوند متعال در عرش عظمت و جلال خود آنها را دوست می دارد».
حسین علیه السلام ، مشعل هدایت و کشتی نجات
نقل شده است که روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به امام حسین علیه السلام که از در وارد شدند فرمودند: «خوش آمدی ای زینت آسمان ها و زمین!» یکی از حاضران به نام اُبیّ بن کعب [با تعجب] عرض کرد. یا رسول اللّه، آیا جز شما کسی دیگر هم زینت آسمان ها و زمین محسوب می شود؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: «ای ابیّ بن کعب، سوگند به آن که مرا به حقّ به پیامبری مبعوث کرد، همانا حسین بن علی علیه السلام در آسمان ها از روی زمین بیشتر شناخته شده است. نام او در عرش الهی این گونه نوشته شده است: اِنّ الحُسینَ مِصباحُ الهُدی و سفینهُ النّجاه؛ همانا حسین مشعل هدایت و کشتی نجات است».
حسین علیه السلام ، امانت پیامبر اکرم(ص)
وقتی مردم به منظور بیعت با علی بن ابیطالب علیه السلام به آن حضرت مراجعه کردند، آن حضرت از جمله کارهایی که انجام دادند این بود که امام حسن و امام حسین علیه السلام را در بر گرفته رو به طرف مردم کردند و فرمودند: «ای مردم شاهد باشید و گواهی بدهید که این دو، فرزندان پیامبرند و ودیعه هایی هستند که آن حضرت آنها را در بین شما به جای نهادند و از شما خواسته اند که آنها را حفظ کنید. اینک من نیز این دو را به عنوان امانت به شما می سپارم. از آنها به طور کامل مراقبت کنید و بدانید که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در روز قیامت از شما درباره حفظ این دو ودیعه اش پرسش و بازخواست خواهد کرد».
امام حسین علیه السلام ، سرور و سیّد جوانان بهشت
علمای شیعه و سنی در چندین مورد از جابر بن عبد الله انصاری روایت کرده اند که می گوید: من بارها از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم درباره حسین بن علی علیه السلام شنیدم که می فرمودند: «کسی که دوست دارد به سرور جوانان اهل بهشت نگاه کند و او را بشناسد به حسین بن علی علیه السلام نگاه کند» و در روایت دیگر از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده است که: «حسن و حسین علیه السلام سروران جوانان اهل بهشتند».
گل های باغ نبوّت
ابو ایّوب انصاری می گوید: روزی به خدمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم رسیدم. دیدم امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام در کنار آن حضرت مشغول بازی اند و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم با تمام وجود به آن دو بزرگوار محبت می کنند و آنها را در آغوش می گیرند. عرض کردم: یا رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم ، آیا آن دو بزرگوار را دوست داری؟ حضرت فرمودند: «چگونه آنها را دوست نداشته باشم، در حالی که این دو گُل های منند و من آنها را می بویم و از رایحه های آن دو بهره مند می شوم» و در روایت دیگر آمده که حضرت فرمودند: «این دو، دو گل من در دنیا هستند. هرکس مرا دوست می دارد این دو را نیز باید دوست بدارد».
پی‌نوشت‌ها
۱٫ آیت‌الله محسن امین، فی رحاب ائمه اهل البیت، ج ۳، ص ۱۰۱
۲٫ معجم علامات آشوری،‌ شماره ۳۶۶
۳٫ مجلسی، بحارالانوار،‌ ج ۱۰۱، ص ۳۳
۴٫ سیدسامی البرری، القرآن و علم الآثار، ک ۱، ص ۲۵ ـ ۲۳
۵٫ صافات: ۷۶ ‌و۱۱۵، انعام: ۶۴، انبیاء: ۷۶
۶٫ انبیاء: ۷۳
۷٫ سجده: ۲۴
۸٫ بحارالانوار،‌ مجلسی،ج ۳۶،‌ ص ۲۰۵
۹٫ آل عمران: ۱۱۰
۱۰٫ نفس المهموم، ص ۴۵
۱۱٫ فاطر: ۱۰
۱۲٫ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۸۳
۱۳٫ آل عمران: ۹۲
۱۴٫ احزاب: ۳۹
۱۵٫ دعای عرفه امام حسین(ع)
۱۶٫ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۲۹
۱۷٫ فجر: ۲۷ تا ۳۰
۱۸٫ بحارالانوار،‌ ج ۲۴ ص ۹۳
۱۹٫ بقره: ۱۲۴
۲۰٫ مائده: ۴۸
۲۱٫ مجلسی، بحارالانوار‌، ج ۸۹، ص ۲۰
۲۲٫ نفس المهموم، ص ۷
۲۳٫ العتره والقرآن، ص ۹۷
۲۴٫ الارشاد المفید، ج ۱، ص ۲۳۲ و ۶۰۱
۲۵٫ ابوالقاسم حالت، کلمات قصار امام حسین(ع)، ص ۷۵

نظرات[۰] | دسته: امام حسین (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چرا باید برای شهادت امام حسین(ع) و یارانش عزاداری و گریه کنیم؟ پيوند ثابت

چرا باید برای شهادت امام حسین(ع) و یارانش عزاداری و گریه کنیم؟ آنان با شهادت به قرب الهی رسیدند و این افتخاری بزرگ است و …
پرسش: چرا باید برای شهادت امام حسین(ع) و یارانش عزاداری و گریه کنیم؟ آنان با شهادت به قرب الهی رسیدند و این افتخاری بزرگ است و نباید ناراحت بود.مسیحیان نیز برای کشته شدن مسیح گریه و عزاداری نمی‌کنند، بلکه حتی جشن می‌گیرند.
پاسخ :
عاشورا و حادثه کربلا از چند جنبه قابل ارزیابی و تحلیل است که هر کدام می تواند حکم خاص داشته باشد.
در ابتدا با دو چهره از عاشورا رو به رو هستیم:
اوّل: زیبایى‏ها
زیبایى‏ها یعنى عظمتى که حضرت ابا عبداللَّه (ع) و یاران ایشان در ابعاد مختلف آفریده، عالى‏ترین جلوه‏هاى کمال انسانى را با عمل خویش ترسیم نموده و بزرگ ترین درس را به بشر آموخته اند. این بُعد از حادثه عاشورا بسیار غرورانگیز و افتخارآفرین است. به راستى باید به خود بالید که در چنین مکتب درخشانى پا به عرصه وجود نهاده و در آن رشد یافته‌ایم و با آن مى‏میریم و حاضریم همه هستى خود را در راه مکتب نثار کنیم.
شهادت برای شهید یک موفقیت، بلکه بزرگ ترین موفقیت است . امام حسین (ع) فرمود : «جدم پیامبر به من فرمود : نزد خدا مرتبه‌ای داری که جز با شهادت به آن نائل نمی‌گردی.»
شهادت حضرت، عالی ترین حد کمال به حساب می آید. بر این اساس شهادت برای شهید یک پیروزی به شمار می‌آید و جشن و شادمانی می طلبد. سید بن طاووس می گوید : اگر دستور عزاداری به ما نرسیده بود ، ایام شهادت امامان را جشن می گرفتم . علی (ع) آن گاه که می بیند مرگ به صورت شهادت نصیبش شد، از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجد.(۱)
حضرت بعد از ضربت خوردن می فرماید:

نظرات[۵] | دسته: امام حسین (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چرا امام حسین(ع) به عراق رفت؟ پيوند ثابت

نویسنده : سید علی اکبر حسینی
امام حسین(ع)، پس از خارج شدن از مدینه، در سوم شعبان سال شصت هجرى، وارد شهر مکه شدند و تا هشتم ذى­حجّه؛ یعنی حدود چهار ماه و پنج روز را در مکّه توقّف کردند.[۱] پس از دریافت نامه مسلم بن عقیل از کوفه ـ که حاکى از آمادگى کوفیان براى حمایت از ایشان در برابر حکومت یزید بود، ـ و نیز احساس خطر جدّى از ناحیه کارگزاران نظام حاکم، مراسم حج را ناتمام گذاشته و در هشتم ذى­حجّه، مکّه را به قصد کوفه، ترک کرد.[۲]
جهت ارزیابى سفر امام حسین(ع) به عراق و نیز چرایی انتخاب کوفه به عنوان پایگاه قیام، نکات قابل تأملی وجود دارد که در این مقاله مختصراً بدان پرداخته شده است:

دلایل انتخاب کوفه به عنوان پایگاه قیام
کوفه در زمان صدر اسلام، از ویژگى­هایى برخوردار بود که با عنایت به آن ویژگى­ها، می­توانست مناسب­ترین نقطه براى تحقّق اهداف امام حسین(ع) باشد. به طوری­که بسیاری از این ویژگی­ها را که امام(ع) را وادار به انتخاب کوفه و رفتن به سوی عراق نمود می­توان در میان تصریحات امام(ع) در خلال احتجاجات و گفتگوهای ایشان با افراد مختلف دریافت. مهمترین ویژگى­هایی را که می­توان برای کوفه آن روز برشمرد؛ عبارتند از:
۱-موقعیت جغرافیایى کوفه
کوفه، در گذشته، به لحاظ جغرافیایی در مرکز جهان اسلام قرار داشت و بهترین­ مکان براى اداره قلمرو وسیع مسلمانان، که از شمال آفریقا تا شرقی­ترین نقاط ایران قدیم، گسترده شده بود به شمار می­آمد. کوفه براى امام حسین(ع) نیز از نظر جغرافیایى مناسب­ترین مکان جهت اقدام بر ضدّ حکومت یزید بود.

نظرات[۰] | دسته: امام حسین (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

تیر ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« خرداد    
 1234
۵۶۷۸۹۱۰۱۱
۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸
۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵
۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  
No Image No Image