آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
زندگی اجتماعی امام باقر (ع) پيوند ثابت

زندگی اجتماعی امام باقر (ع)
کار و تلاش در اوج زهد و تقوا

انسانهای کم ظرفیت و کوته اندیش، گمان می کنند که لازمه زهد و تقوا، این است که خرقه ای پشمینه بر دوش افکنده و زاویه خلوتی را انتخاب کنند و روی از خلق بگردانند تا به خدا نزدیک شوند!

اینان گمان می کنند که تلاش برای تأمین معاش و کسب روزی، مخالف زهد و توکل است، و وظیفه انسان فقط ذکر گفتن و پرداختن به نماز و روزه می باشد و روزی از هر جا که باشد می رسد ! ولی برنامه امامان (ع)، و از جمله امام باقر (ع) غیر از این بوده است.آنان، در اوج زهد و تقوا و در نهایت عبادت و بندگی خدا، اهل کار و تلاش بوده اند، و از این که دیگران روزی آنها را تأمین کنند و خرج زندگی ایشان را بپردازند، بشدت بیزار بوده اند.

محمد بن منکدر یکی از زهاد معروف عصر امام باقر (ع) است که همانند طاووس یمانی و ابراهیم بن ادهم و عده ای دیگر، دارای گرایشهای صوفیانه بوده است.او خود نقل می کند:

در یکی از روزهای گرم تابستان، از مدینه به سمت یکی از نواحی آن، خارج شدم، ناگاه در آن هوای گرم، محمد بن علی (ع) را ملاقات کردم که با بدنی فربه و با کمک دو نفر از خدمتکارانش مشغول کار و رسیدگی به امور زندگی است.با خود گفتم: بزرگی از بزرگان قریش، در چنین ساعت گرم و طاقت فرسا و با چنین وضعیت جسمی، به فکر دنیا است! به خدا سوگند، باید پیش رفته و او را موعظه کنم.

به آن حضرت نزدیک شدم و سلام کردم.

او نفس زنان و عرق ریزان، سلامم را پاسخ گفت.

فرصت را غنیمت شمرده، به او گفتم:

خداوند، کارهایت را سامان دهد! چرا بزرگی چون شما در چنین شرایطی به فکر دنیا و طلب مال باشد! براستی اگر مرگ در چنین حالتی به سراغ شما بیاید، چه خواهید کرد!

امام باقر (ع)، دست از دست خدمتکاران برگرفت و ایستاد و فرمود:

به خدا سوگند، اگر در چنین حالتی مرگ به سراغم آید، بحق در حالت اطاعت از خداوند، به سراغم آمده است.این تلاش من خود اطاعت از خداست، زیرا با همین کارهاست که خود را از تو و دیگر مردم بی نیاز می سازم (تا دست حاجت و تمنا به کسی دراز نکنم) .

نظرات[۰] | دسته: امام باقر (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
زندگینامه حضرت زینب سلام الله علیها پيوند ثابت

[ ما رایت الا جمیلا ] زندگینامه حضرت زینب سلام الله علیها
ولادت
ثمره ازدواج مبارک علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیها السلام پنج فرزند به نام های حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن است.
بنابر آن‌چه که از امام صادق علیه السلام رسیده است «محسن» که آخرین فرزند زهرا بود، بر اثر تجاوز و هجوم دشمنان اسلام به خانه آن حضرت، در شکم مادر جان داد و به دنبال این حادثه دردناک و صدماتی که بر جسم فاطمه علیها السلام وارد آمد، آن حضرت بیماری شدید پیدا کرد و به شهادت رسید.
زینب، سومین فرزند مهد ولایت است که به احتمال قوی در سال ششم هجرت در مدینه چشم به جهان گشود.

پدر زینت
زینب، یعنی زینت پدر و این نامی است که خداوند برای دختری انتخاب کرد ، که با انجام رسالت خویش زینت بخش تاریخ شد و موجب افتخار و سرافرازی خاندان وحی و ولایت گشت. و این است که نام زینب در تاریخ کربلا که تاریخ جاودانگی اسلام و تشیع است، به خاطر فداکاری‌هایش، زیبا،‌درخشان و جاودانی است.
مراسم نام‌گذاری این درّ ولایت را در تاریخ این گونه می‌خوانیم

نظرات[۰] | دسته: حضرت زینب (س) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
زینب (س)آفتاب عفت پيوند ثابت

.مقدمه
انسان موجودی متفکر در چرخه هستی است که نظام فکری متناسب با اهداف آفرینش و جهان بینی خود دارد و رفتارها و دیدگاه های او بر گرفته از نوع نگرش اوست. جامعه انسانی نیز شکل گرفته از انسان های هدفمند است که در سایه باور ها و دانسته های خویش گام هایی جهت رسیدن به هدف و مطلوب خود بر می دارند نگرش چه مثبت باشد و چه منفی هدایتگر منش و روش انسان است در نتیجه افرادی که نگرش مثبت و جهان بینی استوار به مطرف الهی دارند به سوی رشد و تکامل گام بر می دارند اما آنان که گرفتار نگرش های الحادی و غیرالهی هستند بر اساس نگرش خود در پرتگاه گمراهی سقوط خواهند کرد.
قانونگذار الهی جهت ایجاد جامعه سالم انسانی و هماهنگی با نظام هستی شاخصه هایی را برای رفتارها و روحیات بشر بیان کرده، آنها را به سوی مولفه ها دعوت می کند. حیا، پاکدامنی، حفظ حدود و حریم ها و دیگر رفتارهای تعریف شده انسانی از جمله شاخصه هایی هستند که می توان در زنان نمونه ای مانند حضرت فاطمه زهرا (س) و دختر بزرگوار آن بانو حضرت زینب کبری مشاهده نمود که در نوشتار حاضر به بیان آنها می پردازیم.
حال در مقدمه بحث می خواهم اشاره به این داشته باشم که معمولاً به هنگام سخن گفتن از حجاب آنچه بی درنگ در اذهان متصور می شود پوشش و نوع آن است و کمتر به حقیقت حجاب ریشه ها و مراحل شکوفایی آن پرداخته شده است و اگر لایه های زیرین این قضیه برای جوانان عزیز تشریح و بیان می شد و الگوها و نمونه های تاریخی با توجه به شاخصه هایی که شناسایی شدند معرفی می کردیم در پذیرش حجاب و عمل به آن مشکلی روبرو نخواهیم شد.
در این قسمت از نوشتار اشاره کوتاه اگر بخواهیم هرم هندسی را بر اساس روایات تصور کنیم سطوح مختلف آن به طور خلاصه به شرح ذیل می باشد.
سطح اول: حیا است در روایاتی به عبارت «سبب العفه الحیاء» برمی خوریم که ریشه عفت در حیا است و نیز روایت دیگر خاستگاه مروت را حیا ذکر نموده و ثمر آن را عفت (اصل المروه الحیاء و ثمره العفه) در روایت دیگر میزان عفت را به تناسب میزان حیا بیان کرده و می فرماید: «علی قدر الحیاء تکون العفه ».

نظرات[۰] | دسته: حضرت زینب (س) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
حضرت زینب (س) دریک نگاه پيوند ثابت

زینب کبری در سال هفدهم هجری با پسر عموی خود، عبدالله بن جعفر بن ابی طالب ازدواج کرد و این ازدواج بر اساس اشاره ای که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله داشت، صورت گرفت زیرا که حضرت فرمود: «بناتنا لبنینا وبنونا لبناتنا» (۳) .
و ثمره این ازدواج چهار یا پنج فرزند به نام های محمد، جعفر، عون، علی و ام کلثوم بود که دو تن از فرزندان آن حضرت به نام های «عون » و «محمد» در رکاب دایی گرامی شان امام حسین علیه السلام شهید شدند.
حضرت زینب در طول سال های زندگی خود با حوادث و مصیبت های بسیار تلخی رو به رو شد تا آنجا که به «ام المصائب » شهرت یافت.

برخی از آن حوادث عبارتند از:

۱- رحلت جد بزرگوارش، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله، در سال دهم هجری – در سن پنج سالگی – .

۲- پیدایش اختلاف درباره جانشینی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، در سال دهم هجری که این خود از بزرگترین مصایب جهان اسلام است.

۳- شهادت مادرش زهرای اطهر علیها السلام در سال دهم هجری.

۴- مشکلات و مصایب دوران خلافت علی علیه السلام (جنگ جمل، صفین و نهروان در سال های سی و پنج تا چهلم هجری) .

۵- شهادت پدر بزرگوارش، علی علیه السلام در سال چهلم هجری.

۶- شهادت برادر بزرگوارش امام حسن علیه السلام و جریان دفن آن حضرت در بقیع در سال پنجاهم هجری.

۷- جریان عاشورا در سال شصت و یکم از هجرت و شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش و شهادت فرزندانش در کربلا.

نظرات[۰] | دسته: حضرت زینب (س) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
فضائل و کرامات امام حسین (ع) پيوند ثابت

کرامات امام حسین (ع)
فضائل و کرامات
در بیان فضائل و مناقب و مکارم اخلاق آن حضرت
حسن و حسین پسران پیغمبرند
شفاعت مردی گناهکار
سبب هفت تکبیر در افتتاح نماز
بوی سیب از مرقد مطهر امام حسین(ع)
جامه های حسنین(ع) از طرف خازن جنت
سخاوت امام حسین(ع)
ناسزاگوئی عصام و روش نیکو و اخلاق برجسته امام حسین(ع)
باب موهبت به اندازه معرفت به مردم گشاده می شود
پینه هایی بر پشت مبارک امام حسین(ع)

از اربعین مؤذن و تاریخ خطیب و غیره نقل شده که جابر روایت کرده که رسول خدا صلی الله علیه و‌ آله فرمود: خدای تبارک و تعالی فرزندان هر پیغمبری را از صلب او آورد و فرزندان مرا از صلب من و از صلب علی بن ابیطالب (ع) آفرید، به درستی که فرزندان هر مادری نسبت به سوی پدر دهنده مگر اولاد فاطمه که من پدر ایشانم.

مؤلف گوید: از این قبیل احادیث بسیار است که دلالت دارد بر آنکه حسنین علیهماالسلام دو فرزند پیغمبر (ص) می‌باشند و امیرالمؤمنین سلام الله علیه در جنگ صفین هنگامی که حضرت حسین علیه السلام سرعت کرد از برای جنگ با معاویه فرمود باز دارید حسن را و مگذارید که به سوی جنگ رود چه من دریغ دارم و بیمناکم که حسن و حسین کشته شوند و نسل رسول خدا منقطع گردد.

ابن ابی الحدید گفته: اگر گویند حسن و حسین پسران پیغمبرند، گویم هستند چه خداوند که در آیه مباهله فرماید: اَبنآ ناجُز حسن و حسین را نخواسته، و خداوند عیسی را از ذریت ابراهیم شمرده و اهل لغت خلافی ندارند که فرزندان دختر از نسل پدر دخترند، و اگر کسی گوید که خداوند فرموده است:

نظرات[۰] | دسته: امام حسین (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سخنرانى عمّارو سرانجام نبرد صفین پيوند ثابت

سخنرانى عمّار
عمّار در هنگامى که تصمیم گرفت گام به میدان نهد در میان یاران امام (علیه السلام) برخاست وسخن خود را چنین آغاز کرد:بندگان خدا، به نبرد قومى برخیزید که انتقام خون کسى را مى خواهند که به خویش ستم کرد وبر خلاف کتاب خدا حکم نمود واو را گروه صالح، منکِر تجاوز، آمر به معروف کشتند. ولى گروهى که دنیاى آنان در قتل او به خطر افتاد زبان به اعتراض گشودند وگفتند که چرا او را کشتند.در پاسخ گفتیم که به سبب کارهاى بدش کشته شد.گفتند:او کار خلافى انجام نداد! آرى، از نظر آنان،عثمان کارى بر خلاف انجام نداد. دینارها در اختیار آنان نهاد وخوردند وچریدند. آنان خواهان خون او نیستند، بلکه لذّت دنیا را چشیده اند وآن را دوست دارند ومى دانند که اگر در چنگال ما گرفتار شوند ازآن خوردنیها وچریدنیها باز خواهند ماند.

خاندان امیّه در اسلام پیشگام نبوده اند تا از این جهت شایسته فرمانروایى باشند. آنان مردم را فریفتند وناله «امام ما مظلومانه کشته شد» سر دادند تا بر مردم ظالمانه حکومت وسلطنت کنند. این حیله اى است که از طریق آن به آنچه که مى بینید رسیده اند. اگر چنین خدعه اى به کار نمى بردند دو نفر هم با آنان بیعت نمى کرد وبه یاریشان بر نمى خواست.(۱)

نظرات[۰] | دسته: علی (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
کوفه، مرکز خلافت اسلامى پيوند ثابت

کوفه، مرکز خلافت اسلامى
خورشید اسلام در سرزمین مکّه طلوع کرد وپس از گذشت سیزده سال در آسمان یثرب ظاهر شد وبعد از ده سال نور افشانى در مدینه افول کرد، در حالى که افق نوى به روى مردم شبه جزیره گشود وسرزمین حجار وخصوصاً شهر مدینه به عنوان مرکز دینى وثقل سیاست معرفى شد.
پس از درگذشت پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم)، گزینش خلیفه به وسیله مهاجرین وانصار ایجاب کرد که مدینه مقرّ خلافت اسلامى گردد وخلفا با اعزام عاملان وفرمانداران به اطراف واکناف به تدبیر امور بپردازند واز طریق فتح بلاد وشکستن سدها وموانع، در گسترش اسلام بکوشند.
امیر مؤمنان (علیه السلام) که علاوه بر تنصیص وتعیینِ صاحب رسالت، از ناحیه مهاجرین وانصار برگزیده شده بود، نیز طبیعتاً مى بایست، همچون خلفاى گذشته مدینه را مرکز خلافت قرار دهد واز همانجا به رتق وفتق امور بپردازد. او در آغاز کار خلافت از همین شیوه پیروى کرد وبا نامه نگارى واعزام افراد لایق وبرکنار کردن افراد دنیا پرست وایراد خطابه هاى آتشین وسازنده خود، امور جامعه اسلامى را اداره نمود ونظام اسلامى که در طىّ مدّت بیست وپنج سال از آغاز خلافت ابوبکر در آن انحراف وکجیهایى پیدا شده بود در حال اصلاح بود که ناگهان مسئله «ناکثان»، یعنى پیمان شکنى کسانى که پیش از همه با او بیعت کرده بودند، رخ داد وگزارشهاى هولناک وتکان دهنده اى به وى رسید ومعلوم شد که پیمان شکنان، به کمک مالى بنى امیّه ونفوذ واحترام همسر پیامبر، جنوب عراق را تسخیر کرده اند وپس از تصرف بصره دهها نفر از یاران وکارگزاران امام (علیه السلام) را به ناحق کشته اند.
این امر سبب شد که امام (علیه السلام) براى تنبیه ناکثان ومجازات همدستان آنان، مدینه را به عزم بصره ترک گوید وبا سپاهیان خود در کنار بصره فرود آید. آتش نبرد میان سپاه بر حق امام ولشکریان باطل ناکثان مشتعل شد وسرانجام سپاه حق پیروز گردید وسران شورش کننده کشته شدند وگروهى از آنان پا به فرار نهادند وبصره مجدداً به آغوش حکومت اسلامى بازگشت واداره امور آن به دست یاران على (علیه السلام)افتاد واوضاع شهر ومردم حال عادى به خود گرفت وابن عبّاس، مفسّر قرآن وشاگرد ممتاز امام، به استاندارى آنجا منصوب شد.

نظرات[۰] | دسته: علی (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نبرد با ناکثان (جنگ جَمَل) پيوند ثابت

فصل ششم
نبرد با ناکثان (جنگ جَمَل)
هجوم بى سابقه یاران پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)از مهاجرین وانصار براى بیعت با على (علیه السلام) ودرخواست اعاده حکومت حق وعدالت، سبب شد که امام زمام امور را به دست بگیرد تا مطابق سنن وقوانین اسلامى با مردم رفتار کند.

روش امام (علیه السلام) در تقسیم بیت المال خشم گروهى را برانگیخت; گروهى که پیوسته از عدالت واحیاى سنّتهاى حسنه ناراحت مى شوند وخواهان تبعیض واشباع غرایز وخواسته هاى نفسانى ونامحدود خود هستند.

امام (علیه السلام) در دوران حکومت پنجساله خود با سه گروه سرکش رو به رو شد که یاغیگرى وعصیان آنان حدّ ومرزى نداشت وخواسته اى جز تجدید اوضاع حکومت عثمان وبذل وبخششهاى بى جهت واسرافکارى وامضاء وتثبیت حکومت افراد نالایق وخود خواه مانند معاویه وتحکیم فرمانروایى استانداران حکومت پیشین ومانند اینها نداشتند.

نظرات[۰] | دسته: علی (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
عوامل مخالفت با حضرت على(علیه السلام) پيوند ثابت

فصل چهارم
عوامل مخالفت با حضرت على(علیه السلام)
اختلاف ودودستگیى که پس از گزینش امام على (علیه السلام) براى رهبرى در میان مسلمانان پدید آمد کاملاً بى سابقه بود وهرگز چنین اختلافى در دوران زمامدارى سه خلیفه پیش بروز نکرد. درست است که خلیفه نخست با اختلاف ونزاع برگزیده شد وبا موج اعتراض از ناحیه کسانى که مقام رهبرى را یک مقام انتصابى از جانب خدا مى دانستند رو به رو گردید، ولى دیرى نپایید که اوضاع رو به آرامى نهاد وگروههاى مخالف، بنابر مصالح عالى اسلامى، لب فرو بستند وحقوق خود را نادیده گرفتند.

انتخاب دو خلیفه دیگر نیز هرچند بدون اختلاف نبود ولى چیزى نگذشت که غوغا فرو نشست وهر دو خلیفه بر اوضاع مسلّط شدند. ولى پس از انتخاب على (علیه السلام) گروهى به مخالفت علنى با وى برخاستند وشکاف عمیقى در امّت اسلامى پدید آوردند.

مخالفت آنان با حکومت على (علیه السلام) علل دیرینه داشت. گروهى از بستگان مخالفان به دست على (علیه السلام) در جنگها کشته شده بودند. از جمله، در روزهاى بیعت، ولید بن عتبه به على (علیه السلام) گفت:پدرم در روز بَدْر به دست تو کشته شد ودیروز برادرم عثمان را حمایت نکردى، همچنان که پدر سعید بن العاص در روز بدر به دست تو کشته شد ومروان را نزد عثمان خفیف وسبک عقل شمردى.

نظرات[۰] | دسته: علی (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
حضرت على (علیه السلام) و فدک (ارزش اقتصادى فدک) پيوند ثابت

حضرت على (علیه السلام) و فدک
ارزش اقتصادى فدک
کشمکشهاى سقیفه در راه انتخاب خلیفه به پایان رسید وابوبکر زمام خلافت را به دست گرفت.حضرت على (علیه السلام) با گروهى از یاران با وفاى او از صحنه حکومت بیرون رفت، ولى پس از تنویر افکار وآگاه ساختن اذهان عمومى، براى حفظ وحدت کلمه، از در مخالفت وارد نشد واز طریق تعلیم وتفسیر مفاهیم عالى قرآن وقضاوت صحیح واحتجاج واستدلال با دانشمندان اهل کتاب و… به خدمات فردى واجتماعى خود ادامه داد.

امام (علیه السلام) در میان مسلمانان واجد کمالات بسیارى بود که هرگز ممکن نبود رقباى وى این کمالات را از او بگیرند.او پسر عمّ وداماد پیامبر گرامى (صلى الله علیه وآله وسلم)، وصىّ بلافصل او، مجاهد نامدار وجانباز بزرگ اسلام وباب علم نبى(صلى الله علیه وآله وسلم) بود. هیچ کس نمى توانست سبقت او را در اسلام وعلم وسیع واحاطه بى نظیر وى را بر قرآن وحدیث وبر اصول وفروع دین وبر کتابهاى آسمانى انکار کند یا این فضایل را از او سلب نماید.

در این میان، امام (علیه السلام) امتیاز خاصى داشت که ممکن بود در آینده براى دستگاه خلافت ایجاد اشکال کند وآن قدرت اقتصادى ودر آمدى بود که از طریق فدک به او مى رسید.
از این جهت، دستگاه خلافت مصلحت دید که این قدرت را از دست امام (علیه السلام) خارج کند، زیرا این امتیاز همچون امتیازات دیگر نبود که نتوان آن را از امام (علیه السلام)گرفت.(۱)

مشخصات فدک
سرزمین آباد وحاصلخیزى را که در نزدیکى خیبر قرار داشت وفاصله آن با مدینه حدود ۱۴۰ کیلومتر بود وپس از دژهاى خیبر محل اتّکاى یهودیان حجاز به شمار مى رفت قریه «فدک» مى نامیدند.(۲)

پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) پس از آنکه نیروهاى یهود را در «خیبر» و«وادى القرى» و«تیما» در هم شکست وخلأ بزرگى را که در شمال مدینه احساس مى شد با نیروى نظامى اسلام پُر کرد، براى پایان دادن به قدرت یهود در این سرزمین، که براى اسلام ومسلمانان کانون خطر وتحریک بر ضدّ اسلام به شمار مى رفت، سفیرى به نام محیط را نزد سران فدک فرستاد.یوشع بن نون که ریاست دهکده را به عهده داشت صلح وتسلیم را بر نبرد ترجیح داد وساکنان آنجا متعهد شدند که نیمى از محصول هر سال را در اختیار پیامبر اسلام بگذارند واز آن پس زیر لواى اسلام زندگى کنند وبر ضدّ مسلمانان دست به توطئه نزنند. حکومت اسلام نیز، متقابلاً، تأمین امنیت منطقه آنان را متعهّد شد. در اسلام سرزمینهایى که از طریق جنگ ونبرد نظامى گرفته شود متعلّق به عموم مسلمانان است واداره آن به دست حکّام شرع خواهد بود. ولى سرزمینى که بدون هجوم نظامى ونبرد در اختیار مسلمانان قرار مى گیرد مربوط به شخص پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) وامام پس از اوست وباید به طورى که در قوانین اسلام معیّن شده است، در موارد خاصى بکار رود، ویکى از آن موارد این است که پیامبر وامام نیازمندیهاى مشروع نزدیکان خود را به وجه آبرومندى برطرف سازند.(۱)

۱ . مشروح این بحث را در بخش «انگیزه هاى غصب فدک» مى خوانید.
۲ . به کتاب معجم البلدان ومراصد الإطلاع، ماده«فدک» مراجعه شود.
——————————————————————————–

دک هدیه پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) به حضرت فاطمه (علیها السلام)
محدّثان ومفسّران شیعه وگروهى از دانشمندان سنّى مى نویسند:

وقتى آیه (وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیل) (۲) نازل شد پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) دختر خود حضرت فاطمه را خواست وفدک را به وى واگذار کرد.(۳) ناقل این مطلب ابوسعید خِدرى یکى از صحابه بزرگ رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) است.

کلیه مفسّران شیعه وسنّى قبول دارند که آیه در حقّ نزدیکان وخویشاوندان پیامبر نازل شده است ودختر آن حضرت بهترین مصداق براى (ذَا الْقُرْبى) است.حتّى هنگامى که مردى شامى به على بن الحسین زین العابدین (علیه السلام) گفت:خود را معرفى کن، آن حضرت براى شناساندن خود به شامیان آیه فوق را تلاوت کرد واین مطلب چنان در میان مسلمانان روشن بود که آن مرد شامى، در حالى که سر خود را به عنوان تصدیق حرکت مى داد، به آن حضرت چنین عرض کرد:

به سبب نزدیکى وخویشاوندى خاصّى که با حضرت رسول دارید خدا به پیامبر خود دستور داده که حقّ شما را بدهد.(۴)

خلاصه گفتار آنکه آیه در حقّ حضرت زهرا (علیها السلام) و فرزندان وى نازل شده ومورد اتّفاق مسلمانان است، ولى این مطلب که هنگام نزول این آیه پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)فدک را به دختر گرامى خود بخشید مورد اتّفاق دانشمندان شیعه وبرخى از دانشمندان سنّى است

——————————————————————————–
۱ . سوره حشر، آیه هاى ۶و۷٫ در کتابهاى فقهى این مطلب در کتاب جهاد تحت عنوان «فیء» بحث شده است.
۲ . سوره اسراء، آیه ۲۶٫ یعنى حقّ خویشاوندان ومساکین ودر راه ماندگان را بپرداز.
۳ . مجمع البیان، ج۳، ص ۴۱۱; شرح ابن ابى الحدید، ج۱۶، ص ۲۶۸; الدّر المنثور، ج۴، ص ۱۷۷٫
۴ . الدرّ المنثور، ج۴، ص ۱۷۶٫

.

چرا پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) فدک را به دختر خود بخشید؟
مى دانیم وتاریخ زندگى پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) وخاندان او به خوبى گواهى مى دهد که آنان هرگز دلبستگى به دنیا نداشته اند وچیزى که در نظر آنان ارزشى نداشت همان ثروت دنیا بود. مع الوصف مى بینیم که پیامبر گرامى (صلى الله علیه وآله وسلم) فدک را به دختر خود بخشید وآن را به خاندان حضرت على (علیه السلام)اختصاص داد.در اینجا این سؤال پیش مى آید که چرا پیامبر فدک را به دختر خود بخشید. در پاسخ به این سؤال وجوه زیر را مى توان ذکر کرد:

۱ـ زمامدارى مسلمانان پس از فوت پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم)،طبق تصریحات مکرّر آن حضرت، با امیر مؤمنان (علیه السلام) بود واین مقام ومنصب به هزینه سنگین نیاز داشت. حضرت على (علیه السلام) براى اداره امور وابسته به منصب خلافت مى توانست از در آمد فدک به نحو احسن استفاده کند. گویا دستگاه خلافت از این پیش بینى پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) مطلّع شده بود که در همان روزهاى نخست فدک را از دست خاندان پیامبرخارج کرد.

۲ـ دودمان پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)، که مظهر کامل آن یگانه دختر وى ونور دیدگانش حضرت حسن (علیه السلام) وحضرت حسین (علیه السلام) بود، باید پس از فوت پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) به صورت آبرومندى زندگى کنند وحیثیت وشرف رسول اکرم وخاندانش محفوظ بماند. براى تأمین این منظور پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) فدک را به دختر خود بخشید.

۳ـ پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) مى دانست که گروهى کینه حضرت على (علیه السلام) را در دل دارند، زیرا بسیارى از بستگان ایشان به شمشیر وى در میدانهاى جهاد کشته شده اند. یکى از راههاى زدودن این کینه این بود که امام (علیه السلام) از طریق کمکهاى مالى از آنان دلجویى کند وعواطف آنان را به خود جلب نماید. همچنین به کلیه بینوایان ودرماندگان کمک کند وازاین طریق موانع عاطفى که بر سر راه خلافت او بود از میان برداشته شود.

پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)، هرچند ظاهراً فدک را به زهرا (علیها السلام) بخشید، ولى در آمد آن در اختیار صاحب ولایت بود تا از آن، علاوه بر تأمین ضروریات زندگى خود، به نفع اسلام ومسلمانان استفاده کند.

در آمد فدک
با مراجعه به تاریخ، همه این جهات سه گانه در ذهن انسان قوّت مى گیرد.زیرا فدک یک منطقه حاصلخیز بود که مى توانست حضرت على (علیه السلام) را در راه اهداف خویش کمک کند.

حلبى، مورخ معروف، در سیره خود مى نویسد:

ابوبکر مایل بود که فدک در دست دختر پیامبر پاقى بماند وحقّ مالکیت فاطمه را در ورقه اى تصدیق کرد; امّا عمر از دادن ورقه به فاطمه مانع شد ورو به ابوبکر کرد وگفت: فردا به درآمد فدک نیاز شدیدى پیدا خواهى کرد، زیرا اگر مشرکان عرب بر ضدّ مسلمانان قیام کنند از کجا هزینه جنگى را تأمین مى کنى.(۱)

از این جمله استفاده مى شود که در آمد فدک به مقدارى بوده است که مى توانسته بخشى از هزینه جهاد با دشمن را تأمین کند. از این جهت لازم بود که پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) این قدرت اقتصادى را در اختیار حضرت على (علیه السلام) بگذارد.

ابن ابى الحدید مى گوید:

من به یکى از دانشمندان مذهب امامیه در باره فدک چنین گفتم:دهکده فدک آنچنان وسعت نداشت وسرزمین به این کوچکى، که جز چند نخل در آنجا نبود، اینقدر مهم نبود که مخالفان فاطمه در آن طمع ورزند.او در پاسخ من گفت: تو در این عقیده اشتباه مى کنى.شماره نخلهاى آنجا از نخلهاى کنونى کوفه کمتر نبود.به طورمسلّم ممنوع ساختن خاندان پیامبر از این سرزمین حاصلخیز براى این بود که مبادا امیر مؤمنان از درا مد آنجا براى مبارزه با دستگاه خلافت استفاده کند. لذا نه تنها فاطمه را از فدک محروم ساختند، بلکه کلیّه بنى هاشم وفرزندان عبد المطّلب را از حقوق مشروع خود(خمس غنائم) هم بى نصیب نمودند.

——————————————————————————–
۱ . سیره حلبى، ج۳، ص ۴۰۰٫
——————————————————————————–

افرادى که باید مدام به دنبال تأمین زندگى بروند وبا نیازمندى به سر ببرند هرگز فکر مبارزه با وضع موجود را در مغز خود نمى پرورانند.(۱)

امام موسى بن جعفر (علیه السلام) حدود مرزى فدک را در حدیثى چنین تحدید مى کند:

فدک از یک طرف به «عدن»، از طرف دوم به «سمرقند»، از جهت سوّم به «آفریقا»، از جانب چهارم به دریاها وجزیره ها وارمنستان … محدود مى شد.(۲)

به طور مسلّم فدک، که بخشى از خیبر بود، چنان حدودى نداشت; مقصود امام کاظم (علیه السلام) این بوده است که تنها سرزمین فدک از آنان غصب نشده است بلکه حکومت بر ممالک پهناور اسلامى که حدود چهارگانه آن در سخن امام تعیین شده از اهل بیت گرفته شده است.

قطب الدین راوندى مى نویسد:

پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) سرزمین فدک را به مبلغ بیست وچهار هزار دینار اجاره داد. در برخى از احادیث هفتاد هزار دینار نیز نقل شده است واین اختلاف به حسب تفاوت در آمد سالانه آن بوده است.

هنگامى که معاویه به خلافت رسید فدک را میان سه نفر تقسیم کرد:یک سوم آن را به مروان بن حکم ویک سوّم دیگر را به عمرو بن عثمان وثلث آخر را به فرزند

——————————————————————————–
۱ . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج۱۶، ۲۳۶٫
۲ . بحار الأنوار، ج۴۸، ص ۱۴۴٫
——————————————————————————–

صفحه ۲۰۱
خود یزید داد. وچون مروان به خلافت رسید همه سهام را جزو تیول خود قرار داد.(۱)

از این نحوه تقسیم استفاده مى شود که فدک سرزمین قابل ملاحظه اى بوده است که معاویه آن را میان سه نفر، که هریک نماینده فامیل بزرگى بود، تقسیم کرد.

هنگامى که حضرت فاطمه (علیها السلام) با ابوبکر در باره فدک سخن گفت وگواهان خود را براى اثبات مدعاى خود نزد او برد، وى در پاسخ دختر پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)گفت:فدک ملک شخصى پیامبر نبوده، بلکه از اموال مسلمانان بود که از در آمد آن سپاهى را مجهّز مى کرد وبراى نبرد با دشمنان مى فرستاد ودر راه خدا نیز انفاق مى کرد.(۲)

اینکه پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) با در آمد فدک سپاه بسیج مى کرد یا آن را میان بنى هاشم وبینوایان تقسیم مى نمود حاکى است که این بخش از خیبر در آمد سرشارى داشته که براى بسیج سپاه کافى بوده است.

نظرات[۰] | دسته: علی (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

فروردین ۱۳۸۹
د س چ پ ج ش ی
« اسفند   اردیبهشت »
 1
۲۳۴۵۶۷۸
۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵
۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲
۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹
۳۰۳۱  
No Image No Image