آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
من مسیح را دیده ام پيوند ثابت

من مسیح را دیده ام ….
از مدرسه به خانه بر می گشت که شلوغی بی سابقه ای در کوچه توجهش را جلب کرد. جلوی باغی که کمی آن طر¬تر از خانه شان بود، جمعیت زیادی ایستاده بودند. در میان جمعیت، خبرنگاران را می¬د¬ید که دوربین هایشان را به گردن آویخته بودند و از پشت در چوبی و سبزرنگ باغ سرک می کشیدند. کنجکاو شده بود که بداند چه شده. خودش را به زحمت داخل جمعیت کرد، اما هرچه سرک می¬کشید، چیزی نمی¬فهمید. آستین خبرنگار کنار دستش را کشید: « اتفاقی افتاده؟» خبرنگار گفت: «هنوز نه، ولی از حالا به بعد اتفاق های مهمی خواهد افتاد.» خبرنگار با شوق پرسید: «شما اهل این دهکده هستید؟»
پسرک اگر چه از حرفهای او چیزی سر در نیاورده بود، ولی جواب داد: «بله، خانه ما کمی آن طرف تر است».

نظرات[۰] | دسته: امام خمینی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
راز موفقیت امام پيوند ثابت

راز موفقیت امام
« امام بزرگوار ما – مهمترین نکته در وجودش این بود که خود را حذف کرد و ندیده گرفت؛ تکلیف را محور کار و حرکت قرار داد؛ لذا موفق شد.
شخصیت و رفتار هر شخصی برخواسته از نوع نگرش او به هستی و انسان است و بر اساس هم این نگرش، معنا، اهداف و اصول زندگی خود را تبیین می کند. یکی از اصول اساسی در جهت بخشی الهی به رفتار و حیات انسانی، آموزه «تکلیف گرایی» و عمل بر اساس تکلیف و وظیفه شرعی است این آموزه، راهبردی بسیار ظریف و راهگشا برای یک انسان دین‌دار است که برای عمل و رفتار خود حجت معتبر و شیوه مطمئنی را می‌یابد. و در عمل و نظر، انسان را از افتادن در شبهات و مصلحت سنجی‌های نابجا حفظ و سمت و سوی الهی به رفتار او می‌دهد. یک انسان دین مدار، سعی می‌کند در اعمال خود تکلیف‌مدار باشد؛ یعنی او ابتدا در پی شناخت وظیفه و تکلیف شرعی خود است؛ زیرا همان‌گونه که بیان شد، انسان در جامعه دینی بر این باور است که او بنده خدا می‌باشد و برای رسیدن به تکامل، باید ابتدا مسیر بندگی را پیدا کرده، سپس در این مسیر به واسطه انجام تکالیف و وظایفی که خداوند برای او مشخص کرده، خودش را به معبودش نزدیک‌ می‌کند تا به سر حد منزل که همان خلافت الهی است برسد. انسان تکلیف ‌گرا وقتی به این امر به عنوان یک تکلیف نگاه کرد، دیگر از هیچ چیزی نگران نمی‌باشد و نتیجه این تکلیف هر چه باشد، برای او مساوی است.

نظرات[۰] | دسته: امام خمینی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
عدالت در اندیشه امام پيوند ثابت

عدالت در اندیشه امام
زیربنای روابط اجتماعی و پایه های معاشرت انسانها یکی دیگر از مبانی فلسفی یک نظام تربیتی است. اگر جامعه ای بر مبنای قدرت و یا سودگرایی شکل گرفت مسیر آن با جامعه ای که بر پایه عدالت شکل گرفته است متفاوت است. عدالت و برقراری مساوات و تقسیم عادلانه امکانات جامعه و قرار گرفتن هر چیز و هر کس در جایگاه خود، آثار فراوانی در شکل گیری تشکلات سیاسی و اجتماعی جامعه دارد.
عدالت عبارت است: از اینکه آن استحقاق و آن حقى که هر بشرى به موجب خلقت خودش، و به موجب کار و فعالیت خودش به دست آورده است، به او داده شود، نقطه مقابل ظلم است که آنچه را که فرد استحقاق دارد به او ندهند و از او بگیرند، و نقطه مقابل تبعیض است که دو فرد که در شرایط مساوى قرار دارند، یک موهبتى را از یکى دریغ بدارند و از دیگرى دریغ ندارند.۱
‌ عدالت‌ و حمایت‌ از حقوق‌ اکثریت‌ مستضعف‌ از ویژگی‌های ‌حکومت‌ ایده‌آل‌ و از اهداف تشکیلات است‌. عدل‌ و عدالت‌ به‌ معنای‌ پرداخت‌ حقوق‌ و امتیازات‌ شهروندان بر اساس‌ استعداد، و لیاقت‌ آنها است‌. ایجاد عدالت‌ اجتماعی‌ و دفاع‌ از حقوق‌ خود و ضعیفان‌ که‌ از مصادیق‌ بارز عدالت‌ است‌ بخشی‌ از حقوق‌ مردم‌ است‌. این‌ حق‌ پیوسته‌ از سوی‌ توانگران‌ و حکومت‌ تهدید و محدود می‌شود. قرآن مومنان را سفارش نموده است که هرگاه ظلمی بر کسی وارد شد باید به مومنین پناه ببرد.
«وَالَّذِینَ إِذَا أَصَابَهُمْ الْبَغْیُ هُمْ یَنْتَصِرُونَ؛۲ و کسانی که زمانی بر آنها ظلم می شود به مومنین پناه می برند و از آنها یاری می طلبند.»

نظرات[۰] | دسته: امام خمینی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شاخصه های مکتب سیاسی امام خمینی در کلام مقام معظم رهبری پيوند ثابت

شاخصه های مکتب سیاسی امام خمینی در کلام مقام معظم رهبری
عامل مهم تسلیم‌ناپذیرى و ایستادگى ملت ایران در راه پُر افتخار خود، فلسفه‌ى سیاسى و مکتب سیاسى امام است، که ملت ما از بن دندان به آن اعتقاد دارند. دشمنان انقلاب چاره‌یى ندارند جز این‌که با فلسفه‌ى امام، با مکتب امام و با شخصیت امام – که همچنان زنده و پایدار است – دشمنى کنند تا بتوانند این ملت را به خیال خود به عقب‌نشینى و تسلیم در مقابل خودشان وادار کنند.
شاخصه اول
مکتب سیاسى امام داراى شاخصهایى است. من امروز چند خط از خطوط برجسته‌ى این مکتب را در این‌جا بیان مى‌کنم. یکى از این خطوط این است که در مکتب سیاسى امام، معنویت با سیاست در هم تنیده است. در مکتب سیاسى امام، معنویت از سیاست جدا نیست؛ سیاست و عرفان، سیاست و اخلاق. امام که تجسم مکتب سیاسىِ خود بود، سیاست و معنویت را با هم داشت و همین را دنبال مى‌کرد؛ حتّى در مبارزات سیاسى، کانون اصلى در رفتار امام، معنویت او بود. همه‌ى رفتارها و همه‌ى مواضع امام حول محور خدا و معنویت دور مى‌زد. امام به اراده‌ى تشریعى پروردگار اعتقاد و به اراده‌ى تکوینىِ او اعتماد داشت و مى‌دانست کسى که در راه تحقق شریعت الهى حرکت مى‌کند، قوانین و سنت‌هاى آفرینش کمک گار اوست. او معتقد بود که: «وللَّه جنود السّماوات و الأرض و کان اللَّه عزیزاً حکیما». امام قوانین شریعت را بستر حرکت خود مى‌دانست و علائم راهنماى حرکت خود به‌شمار مى‌آورد. حرکت امام براى سعادت کشور و ملت، بر مبناى هدایت شریعت اسلامى بود؛ لذا «تکلیف الهى» براى امام کلید سعادت به‌حساب مى‌آمد و او را به هدفهاى بزرگِ آرمانى خود مى‌رساند.

نظرات[۰] | دسته: امام خمینی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
از خود تا خدا پيوند ثابت

از خود تا خدا
یکی از فایده های دانستن آثار گناه، این است که اگر اثر آن را دیدی، می دانی چه گناهی مرتکب شده ای. در روایتی نقل شده است:
«وقتی فرد دروغ بگوید، توفیق نماز شب از او سلب می شود».
بنابراین زمانی که توفیق نماز شب نداشتم، متوجه می شوم که دیروز گناهی کرده ام. از کارهایی که توفیق عبادت را از انسان می گیرد، آزار دادن دیگران است، به ویژه پدر و مادر که باید مواظبت جدی داشت. اگر در دل هم ناراحت باشند، انسان محروم می شود؛ مانند انعکاس صدا در کوه است که اگر سخن خوب بگوئیم، سخن خوب می شنویم و اگر فحّاشی کنیم، همان را می شنویم. بستگی به رفتار خودمان دارد.

نظرات[۱] | دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نوآوری های علمی امام خمینی پيوند ثابت

نوآوری های علمی امام خمینی

امام خمینی معتقد بود: «هر دانشی ماهیتاً جنبه عملی دارد و هیچ دانشی نظری صرف نیست»۱٫ این دیدگاه موجب شد تا ایشان وارد هر علمی که میشدند به جنبه عملی آن توجه خاص کنند؛ و همچنین باید بدانیم که این نوع نگاه به علوم، همه علوم را به نوعی به علم استقلالی مبدل میکند و به رتبه علوم آلی ارتقا می دهد.
خصلت امام خمینی(ره) در هر علمی، نقد و بررسی دقیق و علمی آن علوم و نظرات علمای بزرگ در همان علم بوده است. ایشان در تدریس و تدوین هر یک از علوم اسلامی، نظرات علمای بزرگ در همان علم را نقد و بررسی دقیق میکرد و همچنین شاگردان کلاس درسش را به اشکال کردن وا می داشت، بطوری که شاگردانش میگویند: ایشان کلاس ساکت را نمی پسندید و نسبت به سکوت شاگردانش اعتراض میکرد. حتی زمانی که شاگردانش نوشته های درسی خود را به ایشان عرضه می کردندتا ملاحظه نمایند، اگر در انتهای مطالب اشکالی از شاگرد بر استادش وجود نداشت آن را نمی پسندید و میفرمود: اینها فایده ای ندارند.۲

نظرات[۰] | دسته: امام خمینی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شناخت آیه ای(مباحث شناخت شناسی ) پيوند ثابت

شناخت آیه ای
منابع مقاله /مجموعه آثار جلد ۱۳، مطهری، مرتضی؛

این نوع شناخت تعقلی همان است که قرآن از آن تعبیر به «آیه» کرده است، مانند این آیه که در قرآن آمده است: «و من ایاته خلق السموات و الأرض و اختلاف السنتکم و الوانکم» (۱) و یا این آیه شریفه: «و من ایاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه» (۲).قرآن تمام عالم طبیعت را یکسره آیه و نشانه برای شناخت ماوراء طبیعت می خواند.این تعبیر قرآن است.ما باید ببینیم آیا این آیه بودن منحصر به شناخت ماوراء الطبیعه است؟ منحصر به شناخت خداست؟ یا نه، در خود طبیعت هم این «شناخت آیه ای» (شناخت بعد پنجمی ذهن) نمونه دارد.اگر در خود طبیعت نمونه نداشته باشد ممکن است قبولش برای ذهن انسان کمی مشکل باشد، ولی وقتی ببینیم در خود طبیعت نمونه دارد یعنی بسیاری از شناختهای ما از خود طبیعت، شناخت آیه ای است، شناختی است که به بعد پنجم ذهن مربوط می شود، شناختی است که به بعدی مربوط می شود که با آن بعد شناختی ذهن است که ما خدا را می شناسیم، با آن بعد شناختی ذهن است که ما به وجود روح اعتقاد و ایمان کامل پیدا می کنیم، به عالم ماوراء الطبیعه اعتقاد پیدا می کنیم، به غیب اعتقاد پیدا می کنیم و به معنا و معنویت اعتقاد پیدا می کنیم دیگر این مسأله که طبیعت آیه و نشانه ماوراء الطبیعه است، برای ما بسیار آسان خواهد شد.

نظرات[۰] | دسته: شناخت شناسی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
امکان شناخت(مباحث شناسی) پيوند ثابت

امکان شناخت
منابع مقاله:
مجموعه آثار جلد ۱۳، مطهری، مرتضی؛

اولین سخن در باب شناخت که از قدیم مطرح بوده و امروز هم مطرح است این است که اصلا آیا شناخت ممکن است؟ آیا می شود جهان را شناخت؟ آیا می شود انسان را شناخت؟ آیا می شود هستی را شناخت؟ عده ای از بیخ منکرند، می گویند شناخت برای بشر غیر ممکن است، یعنی یک شناخت قابل اعتماد و اطمینان برای بشر یک امر ناممکن است، «لا ادری گری» یعنی «نمی دانم گری» سرنوشت محترم بشر است.ابتدا به نظر می رسد که این مکتب خیلی مکتب سستی است و اساسا قابل توجه نیست، ولی از قضا طرفداران این مکتب دلائل بسیار قوی اقامه کرده اند که جوابگویی به آنها کار ساده ای نیست، نمی خواهم بگویم غیر ممکن است، می خواهم بگویم کار ساده ای نیست.
پیرهون و امکان شناخت
در دوران بعد از سقراط، گروهی هستند که آنها را «شکاکان» می نامند و معروف ترین شخصیت آنان مردی است به نام پیرهون (۱).او ده دلیل بر عدم امکان شناخت اقامه کرده است، می گوید: شناختن امر ناممکنی است، «شک» و «نمی دانم» سرنوشت محتوم بشر است.یک دلیل بسیار ساده اش این است: انسان اگر بخواهد بشناسد، ابزار شناختش چیست؟ ما دو ابزار که بیشتر نداریم، یکی حس است و دیگری عقل.از شما می پرسم: آیا حس خطا می کند یا نه؟ همه می گویند: الی ما شاء الله: خطای سامعه، باصره، لامسه، شامه و ذائقه که همه اینها مثالهای فراوان دارد و بعضی ادعا کرده اند که تنها باصره چند صد نوع خطا دارد.می گوید: چیزی که خطا می کند و قابل خطاست، قابل اعتماد نیست.وقتی یک جا می بینم و می بینم که اشتباه است، جای دیگر که می بینم نمی توانم به آن اعتماد کنم.

نظرات[۰] | دسته: شناخت شناسی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
حس، ابزار لازم برای شناخت پيوند ثابت

حس، ابزار لازم برای شناخت
منابع مقاله /مجموعه آثار جلد ۱۳ صفحه ۳۵۶، استاد شهید مرتضی مطهری؛
ابزار شناخت چیست؟
یکی از وسائل و ابزارهای شناخت برای انسان «حواس» است.انسان دارای حاسه های متعدد است : حس باصره، حس سامعه، حس ذائقه، …اگر فرض کنیم انسان فاقد همه حواس باشد فاقد همه شناختها خواهد بود.جمله ای است که از قدیم الایام معروف است و شاید از ارسطو باشد: «من فقد حسا فقد علما» (هر کس که فاقد یک نوع حس باشد، فاقد یک نوع شناخت است) .اگر انسان کور مادر زاد به دنیا بیاید، امکان ندارد که از یکی از رنگها، شکلها یا فاصله ها تصوری داشته باشد.با هر لفظی یا لغتی بخواهید برای یک کور مادرزاد یک رنگ را تعریف کنید و آن را به او بشناسانید، یا بخواهید رنگ چیزی را برای او بیان کنید، برای شما امکان ندارد .

نظرات[۰] | دسته: شناخت شناسی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
راههای شناخت (مباحث شناخت شناسی) پيوند ثابت

راههای شناخت
منابع مقاله:
کتاب: مجموعه آثار جلد ۱۳ صفحه ۳۷۱، استاد شهید مرتضی مطهری؛
یکی از بحثهای مربوط به شناخت، بحث «منابع شناخت» است که با بحث «ابزار شناخت» قرابت و نزدیکی دارد و متمم آن است.بحث دیگری داریم به نام «درجات و مراحل شناخت» که این بحث هم با این دو بحث خیلی نزدیکی دارد.به طور کلی همه بحثها با یکدیگر مرتبط است گو اینکه بعضی با بعض دیگر قرابت بیشتری دارد.شاید بهتر بود که ما پیش از بحث ابزار شناخت، بحث منابع شناخت را مطرح می کردیم، یعنی از نظر فنی بهتر بود و الا نتیجتا فرق نمی کند.اگر به اصطلاح بخواهیم فنی بحث کنیم، اینچنین باید بگوییم که پس از اینکه ثابت شد که انسان در ابتدای تولد هیچ شناختی ندارد (۱) اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئا) ولی امکان به دست آوردن شناخت را دارد که در گذشته درباره آن بحث شد قهرا این سؤال مطرح می شود که انسان از کجا و چه منبعی و چه منشأی، و با چه ابزار یا ابزارهایی، شناخت ممکن را کسب می کند؟ این است که می گوییم بهتر بود اول از منابع می گفتیم.

طبیعت، منبعی برای شناخت یکی از منابع شناخت، طبیعت است.طبیعت یعنی عالم جسمانی، عالم زمان و مکان، عالم حرکت، همین عالمی که در آن زیست می کنیم و با حواس خودمان با آن در ارتباط هستیم.کمتر مکتبی است که طبیعت را به عنوان یک منبع شناخت قبول نداشته باشد، ولی هم در قدیم و هم در حال حاضر علمایی بوده و هستند که طبیعت را منبع شناخت نمی دانند .افلاطون طبیعت را منبع شناخت نمی داند، چون رابطه انسان با طبیعت از طریق حواس است و جزئی است و او جزئی را حقیقت نمی داند.او منبع شناخت را در واقع همان عقل می داند با نوعی استدلال، که خود افلاطون این متد و روش را «دیالکتیک» می نامد.

نظرات[۰] | دسته: شناخت شناسی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

خرداد ۱۳۸۹
د س چ پ ج ش ی
« اردیبهشت   تیر »
 12
۳۴۵۶۷۸۹
۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶
۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳
۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰
۳۱  
No Image No Image