آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
محمد خیابانی پيوند ثابت

خیابانی ، محمد
موطن: شبستر
نام پدر : حاج عبدالحمید
تاریخ وفات: ۱۳۳۸قمری
خروش حماسه هامصطفی قلی زاده
بی گمان یکی از شکوهمندترین حرکتهای تاریخ و جنبشهای دینی و مردمی ایران در قرن حاضر، قیام حماسه آفرین شیخ محمد خیابانی در تبریز است . هدف این قیام نجات کشور از دام توطئه های شیطانی بود که استعمارگران غرب و شرق به دست عمال خودفروخته خویش در سرتاسر این مرز و بوم گسترده بودند. در آن روزگار ایران گویی صاحب نداشت و انقلاب مشروطیت به نفع قدرتهای خارجی و متجاوز، مصادره می شد و غرچگان غربزده و روشنفکرنما، زمام امور مملکت را در دست داشتند و هوسبازانه با سرنوشت ملت مسلمان و مظلوم این سر زمین بازی می کردند. از طرفی ، شمال کشور عرصه تاخت و تاز چکمه پوشان روس و عثمانی و اشرار محلی بود و منطقه جنوب در زیر گامهای مزدوران انگلیس پایمال می شد. از طرف دیگر حکومت مرکز به دلیل وابستگی به اربابان خارجی بوزینه ای را می ماند که قدرت تصمیم گیری نداشت و روز به روز بر بدبختی مردم و ویرانی و بی سر و سامانی کشور دامن می زد و سایه های یاس و تباهی و فقر و فلاکت هر روز بیش از پیش دامن می گسترد و….
((خیزش خیابانی )) و طنین فریاد استقلال طلبی و آزادیخواهی او از آذربایجان در اقصی نقاط ایران پیچید و خواب خفتگان را بر آشفت و دست رد بر سینه نامحرمان و بیگانگان و بیگانه پرستان زد و به مردمان آزاده زمانش و آیندگان آموخت که ((یک لقمه خاردار باشید تا هیچ گلویی نتواند شما را فرو دهد!))
از میلاد تا محراب
شیخ محمد خیابانی ، فرزند حاج عبدالحمید تاجر خامنه ای و بانو رقیه سلطان ، در سال ۱۲۹۷ ق در شهرک ((خامنه )) واقع در ده کیلومتری شهرستان شبستر دیده به جهان گشود(۱۳۹۷)و تحصیلات مقدمات و ادبی را در زادگاهش گذراند. پدرش در شهر ((پتروفسکی )) (مخاچ قلعه ، مخاچ کالا) پایتخت آن روز جمهوری داغستان ، تجارتخانه داشت . در نوجوانی همراه پدر به پتروفسکی رفت و مدتی را در تجارتخانه او به کارهای تجاری و آموختن رمز و راز داد و ستد و آشنایی با شیوه های اقتصادی زمانه سپری کرد. اما گرایش روحی او به فراگیری علم بیش از هر چیزی بود. از این رو در بازگشت به خامنه ، کس و کار تجاری را رها کرد و در تبریز به تحصیل علوم دینی پرداخت و به سلک روحانیت و علمای دین در آمد. شیخ در مدرسه ((طالبیه )) تبریز، ادبیات عرب ، منطق ، اصول ، فقه ، نجوم ، ریاضی ، تفسیر، حکمت ، کلام ، حدیث ، تاریخ ، رجال و علوم طبیعی را از اساتید فن آموخت .
دوره عالی فقه و اصول را نزد مرحوم آیه الله العظمی سید ابوالحسن انگجی و هیئت ونجوم را در محضر منجم معروف مرحوم میرزا عبدالعلی خواند.(۱۳۹۸)شیخ با تکیه بر استعداد سر شار و پشتکار و جدیت خاص ‍ طلبگی ، مراحل تحصیل را بسرعت پشت سر گذاشت و به مقام بلند علمی رسید. از دوران طلبگی مسائل مشکل علم هیئت را خود استخراج می کرد و تقویمهای رقومی می نوشت . علاوه بر آن ، بنا به رسم دیرین حوزه های علمیه ، از دوران تحصیل به تدریس فقه و اصول و نجوم و ریاضی و حکمت برای طلبه های جوانتر از خود نیز می پرداخت . بویژه به تدریس نجوم و ریاضی که از مشکل ترین رشته های علوم است ، علاقه زیادی داشت و آن را در مدرسه طالبیه تبریز، با بیان شیوا و فصیح و به زبان مادری خود (ترکی ) برای فضلا و طلاب سطوح عالی ، تدریس می کرد و این مایه شگفتی اقران و حتی علمای بزرگ می شد. چرا که کمتر کسی از عالمان می تواند از عهده تبیین و تدریس این علم بر آید و جوان بودن خیابانی هم از یک طرف آنان را شگفت زده می کرد؛ به طوری که کسانی چون احمد کسروی – که از مخالفان خیابانی بود – با تعجب فراوان به این عظمت شگفتی زای خیابانی اعتراف کرده اند.

نظرات[۰] | دسته: زندگینامه علما واستوانه های اطلاع رسانی دینی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
محمد کاظم آخوند خراسانی، پيوند ثابت

آخوند خراسانی، محمد کاظم
نام های دیگر: محمد کاظم خراسانی ،ملامحمد کاظم خراسانی ،
موطن: مشهد
نام پدر : ملا حسین
تاریخ وفات: ۱۳۲۹ قمری
محمد رضا سماک امانى
اشاره
آخوند خراسانى از سلسله حماسه سازان تاریخ ایران است . وى مرجع تقلید، مدرس کم نظیر حوزه علمیه نجف و رهبر انقلاب مشروطه بود. تمام تاریخ نویسان مشروطه ، حتى آنان که دشمن روحانیت و خواستار نابودى اسلام و استیلاى فرهنگ غرب در ایران بودند رهبرى او را در نهضت مشروطه پذیرفته اند. اما شگفت که درباره اش کمتر از سایر دست اندرکاران نهضت مشروطه سخن به میان آمده است !
تولد
آخوند خراسانى در سال ۱۲۵۵ ق . در مشهد دیده به جهان گشود. پدرش ، ملا حسین هراتى علاوه بر تبلیغ به تجارت ابریشم نیز مشغول بود. ملا حسین ، روحانى وارسته اى بود که براى گذران زندگى ، هماره در بین راه هرات و مشهد، در رفت و آمد بود. وى در سفرهاى تبلیغى اش مردم را با احکام اسلامى آشنا مى ساخت . در یکى از همین سفرها، در کاشان ازدواج کرد. ثمره این ازدواج چهار پسر به نامهاى نصرالله ، محمدرضا، غلامرضا و محمد کاظم (آخوند خراسانى ) بود. سرانجام مهر پیشواى هشتم او را به مشهد کشاند تا براى همیشه در شهر شهادت ساکن شود.
هجرت و تحصیل
آخوند خراسانى در دوازده سالگى وارد حوزه علمیه مشهد شد. ادبیات عرب ، منطق ، فقه و اصول را در حوزه مشهد فرا گرفت . در هیجده سالگى ازدواج کرد و در ۲۲ سالگى همراه کاروان زیارتى عتبات عالیات ، براى ادامه تحصیل عازم عراق شد. شوق تحصیل او را بر آن داشت تا سرپرستى همسر و فرزندش را به پدر بسپارد و آنها را به خاطر مشکلات سفر و مشکل مسکن در نجف ، همراه خود نبرد.
کاروان زایران به سبزوار رسید. قافله براى استراحت ، رحل اقامت افکند تا پس از توقفى کوتاه ، به سوى عراق حرکت نمایند. آخوند خراسانى چون آوازه دانش ((ملا هادى سبزوارى )) را شنیده بود، تصمیم گرفت از کاروان جدا شود و براى بهره جستن از دریاى علم آن حکیم فرزانه در سبزوار بماند. آخوند، ماههاى رجب ، شعبان و رمضان ۱۲۷۷ ه‍ق را در حوزه علمیه سبزوار گذراند و از درس فیلسوف بزرگ عصر، ملا هادى سبزوارى بهره برد. آنگاه از سبزوار به تهران رفت و حدود سیزده ماه در مدرسه صدر، در درس ملا حسین خویى و میرزا ابوالحسن جلوه شرکت کرد و سرانجام به حوزه علمیه نجف راه یافت و در درس شیخ انصارى و میرزا حسن شیرازى شرکت کرد.

نظرات[۱] | دسته: زندگینامه علما واستوانه های اطلاع رسانی دینی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سید محمد تقی خوانساری پيوند ثابت

خوانساری، سید محمد تقی
موطن: خوانسار
نام پدر : سید حسین
تاریخ وفات: ۱۳۷۱قمری
بر چشمه ساران حضور
حسن ایدرم
از ولادت تا هجرت
در یکی از روزهای اردیبهشت سال ۱۲۶۷ ق . که بهار با ماه رمضان تواءمان گشته بود و غنچه های یاد در آن می شکفتند، در خوانسار شهری که جای جایش چشمه ای سر به بیرون آورده و چون نگینی سبز و بلند با دستهایی گشوده سخاوت را به تمام معنا به رخ می کشد، در خانه سید اسدالله ، عالم بزرگ شهر، نورسیده ای پای در حیات نهاد که نام او را محمد تقی گزاردند.
سید محمد تقی جوانه ای بود روییده بر شاخه سار تباری که در عرصه علم و زندگی درخت تناوری را شکل داده بودند و این طلیعه نیکویی برای او به شمار می آمد. سلسله نسب او چنین بود سید محمد تقی خوانساری فرزند علامه سید اسدالله و او فرزند دانشمند محقق سید حسین و او فرزند عالم بزرگوار سید ابوالقاسم ، فرزند دانشمند گرانمایه علامه سید حسین و او فرزند عالم فرزانه حاج میرزاابوالقاسم ، فرزند دانشمند گرانمایه علامه سید حسین و او فرزند عالم فرزانه حاج میرزاابوالقاسم … .
و در پایان سلسله نیز سرچشمه دانش و عصمت امام موسی بن جعفر علیه السلام قرار داشت .
ایام مکتب آمد، سید محمد تقی در تیزهوشی گوی سبقت از همگنان ربود. او در این سنین کم هم جذبه های معنوی را در خود احساس می کرد. او که در مکتب خط را بخوبی آموخت و قرآنی را به خط خود نشوت و آن را وقف مسجد کرد.
حوزه خوانسار که در آن زمان به برکت پدران سید محمد تقی و دیگر فرزانه های علمی اش رونقی داشت ، دومین جایی بود که سید محمد تقی در دامنش استواری یافت و قامت راست کرد. سرعت فراگیری سید محمد تقی چنان بود که به هفده سالگی نرسیده ، ادبیات عرب و دیگر پایه های مقدماتی علوم اسلامی را فراگرفت . او در همین مدت قسمتهایی هم از فقه و اصول دوره سطح را خواند.(۲۶۲)
پای درس بزرگان
خوانساری جوان پس از مشورتهایی که با پدر کرد برای تکمیل اندوخته ها رهسپار حوزه دیرپای نجف شد. هجرت به نجف بر شتاب حرکت او افزود .او در نجف پس از تکمیل درسهای ناتمام ، در درس محققان بزرگ این رشته ها حاضر شد تا جوانه های اجتهاد که از توانایی در تحقیق ریشه می گیرد در او برویند. خوانساری جوان چهار سال در درس فقه و محقق بزرگ اصولی آیه الله آخوند خراسانی شرکت کرد. در کنار این آدرس به درس ‍ فقیه برجسته آیه الله سید محمد کاظم طباطبایی یزدی هم حاضر گشت . بعد از ارتحال این دو او از درسهای اصول آیه الله نائینی ، آیه اللله آقا ضیاء عراقی و از درس فقه آیه الله در گرفتن اجتهادنامه خود از اساتیدش کوشش ‍ نکرد. اما آقا ضیاء عراقی – که بارها مقام این شاگردش را ارج نهاده و گفته بود ((و حفظ مقام و نگهداری شؤ ونات آقای خوانساری را مانند علمای متاءخر بر خود فرض می دانم )) هنگامی که او بعدها به ایران بازگشته بود، اجتهادنامه وی را از نجف برایش فرستاد. افزون بر این آقای خوانساری از این استاد خود اجازه روایی نیز یافته بود.(۲۶۳)
بر بلندای حماسه
با شروع جنگ جهانی اول که حکومت عثمانی به نفع آلمان درگیر این جنگ شد و در صف متحدین قرار گرفت ، قمرو عثمانیها در حیطه جنگ واقع گردید. در ۲۸ آبان ۱۲۹۳ ق . بصره و حوالی آن به تصرف قوای انگلیس ‍ درآمد. موقعیتی حساس بود، دولت عثمانی از روحانیون کمک طلبید علمای شیعه با آنکه استبداد گسترده از طرف آن دولت بر جامعه اکثریت شیعی عراق روبرو بودند، نتوانستند در چنین هنگامه ای ناظر پایمال شدن سرزمین مقدس عراق شوند. این بود که جمع بسیاری از مراجع فتوای جهاد دادند و چون خود در سنین پیری بودند فرزندانشان را به نیابت خویش ‍ رهسپار نبرد کردند و گروه دیگری از مجتهدان نیز خود راهی صحنه جهاد گشتند. در ایام محرم فتواهای شورانگیز جهاد شراره حماسه را بویژه در جان طلایه داران دانش برانگیخت و در این میان آقای خوانساری نیز کرسی درس و تحقیق را رها کرد و در صف رهسپاران جهاد قرار گرفت . او به گروه مجاهدانی که به همراه آیه الله سید مصطفی کاشانی عازم نبرد بودند، پیوست . این گروه سوار بر کشتی در رود دجله و فرات پیش تاختند و خود را به صفوف مقدم جبهه در حوالی بصره رسانیدند.
آقای خوانساری در سنگرهای جلو جبهه همراه با همدرسان خود آقای سید ابوالقاسم کاشانی و آقای بختیاری زاده مستقر گشت . او در نبرد با هزار تیری که داشت و با مهارتی که در تیراندازی یافته بود سینه سپاهیان دشمن را آماج خشم ساخت و آنگاه که دشمن برای درهم شکستن مقاومت جنوب هجومی سخت را آغاز کرد او پر نشاط برود و خنده های بلندش ‍ تعجب دوستان را برمی انگیخت و وقتی هم که سایه رخوت بر گروهی از جنگاوران افتاد باز فریاد او که حرام بودن عقب نشینی در برابر دشمن را اعلام می کرد، پرطنین بود، و شگفت تر زمانی بود که با تنگ تر شدن حلقه محاصره دشمن مجاهدان مهیای مرگ می شدند و او شور نماز داشت و همگان را به آن می خواند. گویی نماز عاشورایی حسین علیه السلام در ذهنش زندگی یافته بود.

نظرات[۰] | دسته: زندگینامه علما واستوانه های اطلاع رسانی دینی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
محمد مهدی خالصی پيوند ثابت

خالصی ، محمد مهدی
نام های دیگر: محمد مهدی خالصی،کاظمی خالصی،کاظمی خراسانی،
موطن: کرخ از توابع کاظمین
نام پدر : حسین
تاریخ وفات: ۱۳۴۳قمری
گزاره ای از زندگی
یکی از شخصیتهای به تمام معنا کامل و جامع آیه الله العظمی محمد مهدی خالصی(۱۴۹۷)است . وی دارای افکاری مصلحانه بود و فرد مبارز و سیاستمداری(۱۴۹۸)به شمار می آمد.
این شخصیت سترگ در نهم ذیحجه سال ۱۲۷۶ ق در کرخ – از توابع کاظمین – چشم به جهان گشود.(۱۴۹۹)
پدرش شیخ حسین و پدر بزرگش شیخ عزیز هر دو از علما بودند.(۱۵۰۰)آیه الله خالصی در شهرهایی نظیر نجف اشرف و کاظمین به تلمذ و فراگیری دروس حوزوی پرداخت و از عالمان بزرگ و فضلای سر آمد روزگار شد.(۱۵۰۱)
از جمله مهم ترین اساتید آیه الله خالصی میرزا حبیب الله رشتی و آخوند خراسانی و میرزای شیرازی را باید بر شمرد.(۱۵۰۲)
جدایی ناپذیری سیاست از دیانت
آیه الله خالصی مرد میدان سیاست بود و مداخله در آن را جزئی از دین به حساب می آورد. و از این رو لحظه ای از امور جاری کشورش یعنی عراق غافل نبود. وی سالهای زیادی از عمر شریفش را در امر مبارزه با استعمارگران خصوصا بزرگترین قدرت استعماری آن عصر یعنی انگلستان سپری کرد. اما این باعث نشد که وی دست از پژوهشهای علمی خویش ‍ بردارد و جهان اسلام را از دانشهای خود محروم بگذارد.
آثار علمی
تالیفات آیه الله خالصی عبارتنداند از:
– بیان تصحیف المنحه الالهیه عن النفثه الشیطانیه (۱۵۰۳)
– حاشیه الالفیه(۱۵۰۴)
– حاشیه بر ((الرساله فی تداخل الاغسال )) (اثر محقق اول )(۱۵۰۵)
– الشریعه السمحا فی احکام سید الانبیاء. این کتاب رساله عملیه آیه الله خالصی بود.(۱۵۰۶)
– تلخیص الرسائل(۱۵۰۷)
– حاشیه کفایه الاصول(۱۵۰۸)
– الدراری اللامعات فی شرح التطرات و الشذرات(۱۵۰۹)
– الحسام البتار فی جهاد الکفار
این اثر عنوان سلسله مقالاتی است که آیه الله خالصی در زمینه وجوب پیکار با اشغالگران انگلیسی در خلال جنگ جهانی اول به رشته تحریر در آورد و در روزنامه ((صدای اسلام )) به چاپ رسید.(۱۵۱۰)
– الوجیزه فی المواریث(۱۵۱۱)
– عناوین الاصول
– مختصر الرسائل العلمیه و الاصول الدینیه(۱۵۱۲)
– القواعد الفقهیه
– پاسخنامه ای به شیخ محمد حسن در زمینه مسائل تقلید(۱۵۱۳)
– اشعاری بالغ بر هزار بیت در علوم عربی(۱۵۱۴)
حیات سیاسی آیه الله خالصی
شیخ محمد مهدی خالصی در حوادث حاد و مهم سیاسی چون نهضت مشروطه و بر پایی نظام پارلمانی و قانون اساسی در ایران و استانبول فعالیت چشمگیر داشت . (۱۵۱۵)
مهم ترین فعالیت آیه الله خالصی در ماجرای جنگ جهانی اول ،(۱۵۱۶)در عراق و روی کار آمدن فیصل پس از اشغال آن سرزمین به دست انگلیسیها بود.
در پی تهاجم انگلیس به عراق – که در آن هنگام تحت سلطه امپراتوری عثمانی بود – به سال ۱۹۱۴ م / ۱۲۹۳ ش . آیه الله خالصی همگام با دیگر رهبران مذهبی شهرهای بزرگ و مهم عراق ، مردم را به مبارزه علیه آنان تشویق کرد و به وجوب بذل مال در راه جهاد حکم نمود و در انجام این مهم سلسله مقالاتی در روزنامه ((صدای اسلام )) منتشر نمود.(۱۵۱۷)نیز درصدد بر آمد با برپایی جلسه ای متشکل از علمای کاظمین به نظریه مشترکی درباره فتوای جهاد علیه دشمنان دست یابد. لیکن چون در این زمینه ناکام ماند به همراه موافقانش به استراتژی پیشین خود که مبارزه مسلحانه علیه انگلیس بود ادامه داد و حتی رهبری یکی از جبهه های جنگ را بر عهده گرفت .(۱۵۱۸)
مبارزات علما و روحانیات به همراه دیگر مردم عراق نه تنها از کاظمین ، که از همه شهرهای نجف و بصره و بغداد و جز آن علیه متجاوزان به طور جدی آغاز شد. آنان با رشادتهای بی نظیری که از خود نشان دادند ضربات سهمگینی بر پیکر خصم اهریمنی وارد کردند. در مجموع نیروهای مردمی به رهبری علما به مدت هیجده ماه در ناحیه کوت العماره (یکی از نواحی عراق ) سر سختانه در برابر ارتش اشغالگر انگلیس مقاومت کردند و اگر پیروزی نهایی متفقین و شکست آلمانها نبود انگلیسیها موفق به درهم شکستن مقاومتهای مردمی و نهضت روحانیان و اشغال عراق نمی شدند.(۱۵۱۹)

نظرات[۰] | دسته: زندگینامه علما واستوانه های اطلاع رسانی دینی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
آیه الله حائری،حاج شیخ ،عبدالکریم حائری یزدی، پيوند ثابت

شیخ عبدالکریم ، حائری
نام های دیگر: آیه الله حائری،حاج شیخ ،عبدالکریم حائری یزدی،
موطن: یزد
تاریخ وفات: ۱۳۵۵قمری
نگهبان بیدار
سعید عباس زاده
تولد
سال ۱۳۲۶ ه -.ق در روستای ((مهرجرد)) یزد در خانه مردی پاکدل و پرهیزکار به نام ((محمد جعفر)) کودکی پا به عرصه حیات گذاشت و عبدالکریم نام گرفت .(۱۱۵)وی دروان کودکی را در دامان پر مهر مادری سپری کرد تا به شش سالگی رسید. در آن روزگار که عبدالکریم بایستی پایش به مکتب باز می شد در مهرجرد از مدرسه و مکتب خبری نبود و کودکانی که بزرگ می شدند به دنبال کار و حرفه پدران خود رفته ، بهار عمرشان را در مزارع سپری می کردند، اما عبدالکریم که گویی سرنوشتی جز این داشت مورد لطف الهی قرار گرفت و خیلی زود وسیله درس و دانش ‍ اندوزی برایش فراهم شد.
آغاز تحصیل
((روزی یکی از بستگانش به نام محمد جعفر معروف به (میر ابو جعفر) – که خود عالم و در کسوت روحانیت بود – به مهرجرد آمد و (در دیدار نخست ) آثار استعداد و پرتو نبوغی خارق العاده را در سیمای این کودک مشاهده نمود و این بود که تحصیل عبدالکریم را عهده دار شد و در همین سفر با رضایت پدر و مادرش ، او را به اردکان برد و به مکتب سپرد.))(۱۱۶)
عبدالکریم ، در شهر ناآشنا چندین سال در رفت و آمد بود. روزها در درس ‍ استادان حاضر می شد و شبها در خانه میر ابو جعفر به سر می برد و گاهی در شبهای جمعه به منظور دیدار با پدر و مادر راه مهرجرد را پیش می گرفت . عبدالکریم هر چند بار رحلت پدر مدتی از تحصیل باز ماند اما این فراق از مکتب چندان طول نکشید و دیگر بار شوق مدرسه و مکتب ، قرار از کف اختیار او ربود و عشق به معارف قرآن در دلش جوانه زد و این بار راه حوزه علمیه یزد را در پیش گرفت .
حوزه یزد
در آن دروان (اواخر قرن سیزدهم ) یزد حوزه علمی پر رونقی داشت . پنج مدرسه علوم دینی در این شهر، بخش عمده ای از دانشجویان علوم اسلامی را در خود جای داده بود و دانشمندان بزرگی که تربیت یافته حوزه پر آوازه نجف و شاگردان شیخ بزرگ انصاری و میرزای شیرازی بودند، در آنجا به تدریس علوم مختلف اسلامی اشتغال داشتند.
((در میان مدرسه های مختلف علوم دینی ، مدرسه بزرگ (و زیبای ) ((محمد تقی خان )) از معروف ترین آنها به شمار می فت .))(۱۱۷)که بسیاری از درسهای دوره سطح و خارج در آنجا تدریس می شد. عبدالکریم جوان ، در چنین جو معنوی وارد دارالعباده یزد گردید و در مدرسه محمد تقی خان سکنی گزید و سالها با شور و اشتیاق فراوان در پای درس استادان بزرگ به تحصیل علوم اسلامی پرداخت .
شوق دیدار
هنوز بیش از ۱۸ بهار از عمر عبدالکریم سپری نگردیده بود که شوق دیدار عتبات در دل وی جوشیدن گرفت و راهی سرزمین عراق شد. چهار شهر مذهبی عراق (نجف ، کربلا، کاظمین و سامرا) که فرزندان پیامبر خدا را میزبان هستند و خاکشان وجود پاک امامان بزرگوار ما را در آغوش خود کشیده است ، عتبات می گویند.
او به همراه مادر خویش با کاروان زیارتی راهی آنجا شد و بی درنگ به حلقه دانشوارن و عالمان بزرگی که گرداگرد امامان را گرفته بودند، پیوست . عبدالکریم ابتدا چند سالی در حوزه علیمه کربلا در محضر آیه الله فاضل اردکانی بود و پس از آن با راهنمایی استادش به حوزه علیمه سامرا و به محضر میرزای بزرگ شیرازی شتافت .

نظرات[۰] | دسته: زندگینامه علما واستوانه های اطلاع رسانی دینی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
محمد بن حسن حر عاملی پيوند ثابت

حر عاملی ، محمد بن حسن
نام های دیگر: عاملی المشغری،محمد العاملی،حر عاملی،
موطن: جبع از توابع لبنان
نام پدر : حسن
تاریخ وفات: ۱۱۰۴قمری

آزادی
حسن ابراهیم زاده
شیخ محمد بن حسن حر عاملی در سال ۱۰۳۳ ق . در روستای ((مشغره )) از توابع جبع چشم به جهان گشود. صاحب اعیان الشیعه درباره این منطقه می نویسد:
((جبع یکی از مراکز مهم عامل است که شخصیتهای ارزنده ای همچون شیخ بهایی و شهید ثانی ، تحویل جامعه اسلامی داده است ))(۶۴۳)
دیاری که شیخ حر عاملی در آن چشم به جهان گشود یکی از سرزمینهای تشیع و عالم پرور است که تشیع آن ریشه در تبعید ابوذر دارد. شیخ حر عاملی در امل الامل در این باره می نویسد: ((هنگامی که در زمان عثمان ابوذر به شام تبعید شد و مدتی در آنجا ماند گروه زیادی در آن سامان شیعه شدند. سپس معاویه او را به روستاها تبعید کرد و او به جبل عامل آمد و از آن روز مردم به تشیع رو آوردند.(۶۴۴)گذشته از این ، قاضی نورالله شوشتری می افزود: ((… هیچ قریه ای از آن نیست که جمعی از فقها و فضلای امامیه در آنجا نباشند.))(۶۴۵)
از تبار حر
سر سلسله خاندان شیخ حر عاملی ((حر بن یزید ریاحی )) نخستین قربانی عشق حسین علیه السلام در روز عاشوراست . شیخ حر در خانه ((آل حر)) قامت راست کرد. خانه ای که سخاوت بارزترین خصلت اهل آن به شمار می رفت و روی گشاده و اخلاق نیکوی آنان زبانزد عام و خاص بود و نسل در نسل به عنوان حاملان در گرانبهای علم و ادب و پرچم شهادت و شهامت شناخته می شدند. می نویسند: ((خاندان شیخ حر عاملی خاندانی است که از قدیم خانه علم و معرفت بوده و افراد برجسته زیادی از آن جوشیده است و تا امروز از آن می جوشد و به موجب سخاوت و اخلاق نیک ممتاز است .))(۶۴۶)علامه امینی می نویسد: ((از این خاندان گوهر خیز (حر) مردانی برخاسته اند که دیر زمانی بر مسند دانش و تقوا نشسته اند و مشعل هدایت دین آموز و دنیا ساز، پیشوا و رهبر و دانشمند و پرهیزکار بودند.))(۶۴۷)
گویا دست تقدیر روزگار بر آن بود که او در یکی از بهترین نقاط معنوی و از میان معنوی و از میان بهترین خاندان پا به عرصه گیتی نهد.
در محضر معرفت
هیچ کس منکر این مساله نیست که وارثت در شکل گیری شخصیت کودک بی تاثیر نیست و خانواده اولین کلاس درس زندگی است . شیخ حر پاکی و لطافت را تنها از یک سو به ارث نبرده بود. مادرش طلایه دار زهد و تقوا به شمار می رفت بلکه در زمره ادیبان وفاضلان زمان خود و دارای مرتبه بلندی بود. آیه الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی (ره ) در سجع البلابل درباره خانواده مادر شیخ می نویسد: ((مادر بزرگوار حر عاملی دختر علامه شیخ عبدالسلام فرزند حر است که دختری فاضل و ادیب بود.))
شیخ حر درباره پدربزرگ مادری خود می نویسد: ((او دانشمندی عظیم الشان و بلند پایه و زاهدی عابد و پارسا و فقیهی حدیث دان و مورد اعتماد بود که زهد و عبادت هیچ کس به او نمی رسد. او در فقه و ادبیات عرب استادی زبر دست بود.))(۶۴۸)
گذشته از زهد و پارسایی پدر بزرگ مادری اش که همراه شیر مادر زاهدش به او ارث رسیده بود شیخ حر از پدر بزرگ پدری خود نیز شهادت را چون سر سلسله این خاندان حر بن یزید بن ریاحی به ارث برده بود. شهید شیخ علی فرزند محمد حر عاملی مشغری پدر بزرگ شیخ حر عاملی است . شیخ حر عاملی درباره پدر بزرگ ادیب و دانشمندش می نویسد: ((او عالمی فاضل و بود و عابدی ستوده کردار و عظیم الشان و شاعر کارآزموده و ادیب تحصیلاتش نزد شیخ حسن (مولف کتاب معالم ) و سید محمد (مولف مدارک ) و دیگر استادانش صورت گرفت … نویسندگان ریاض العلماء و روضات الجنات ، نجوم السماء و دیگر فرهنگ های رجال از او تجلیل کرده و نوشته اند که بر اثر مسمومیت شهید شد.))(۶۴۹)از این شهید بزرگ چهار فرزند بر جای ماند.

نظرات[۰] | دسته: زندگینامه علما واستوانه های اطلاع رسانی دینی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سید نعمت الله جزایری پيوند ثابت

جزایری، سید نعمت الله
موطن: بصره
نام پدر : سید عبدالله
تاریخ وفات: ۱۱۱۲قمری
عباس عبیری
تولد
((صباغیه )) یکی از جزایر پیرامون بصره ، در حدود ۱۰۵۰ ق .(۷۵۷)شاهد تولد نوزادی بود که خانه سید عبدالله را در شادمانی فرو برد. سید عبدالله که از نوادگان امام کاظم علیه السلام به شمار می آمد(۷۵۸)فرزند دلبند خویش را نعمت الله نامید و در نخستین فرصت به مکتب سپرد.
در مسیر تحصیل
نعمت الله روزهای کودکی را شتابان پشت سر نهاد و با بهره گیری از دانشوران صباغیه ، شط بنی اسد، حویزه و بصره به یازده سالگی رسید. در این هنگام همراه برادرش سید نجم الدین رهسپار شیراز شد و به یاری شیخ جعفر بحرانی در مدرسه منصور به اقامت گزید. (۷۵۹)تهیدستی بسیار نعمت الله ، سرانجام وی را از انزوای ویژه روزگار آغازین درس بیرون آورده ، به نسخه برداری از کتابها، تصحیح نسخه ها و حاشیه نویسی کشاند.(۷۶۰)فرزند سید عبدالله گاه تا بامداد کار می کرد، درس می خواند و پس از نماز صبح و مطالعه ویژه بامدادی سر بر کتاب نهاده ، لحظه ای می آرامید. آنگاه تا نیمروز تدریس می کرد و پس از نماز ظهر به درس یکی از استادان می شتافت .(۷۶۱)او خود خاطره آن روزهای دشوار را چنین نگاشته است :
… وقتی اذان ظهر بر می خاست به درس می شتافتم … البته بیشتر وقتها نمی توانستم نان تهیه کنم ، بنابراین تا شامگاه گرسنه می ماندم . اغلب هنگامی که شب فرا می رسید به اندازه ای در اندیشه درس فرو می رفته بودم نمی دانستم در روز چیزی خورده ام یا نه ! پس از مدتی فکر می کردم و در می یافتم که چیزی نخورده ام …(۷۶۲)
تلاش سید تابستان و زمستان نمی شناخت . برای او همه فصلها فصل درس ‍ بود. آنچه فرزند سخت کوش صباغیه درباره یکی از زمستانهای شیراز نگاشته ، درستی این گفتار را نشان می دهد:
من درسی داشتم که حاشیه های آن را بعد از نماز صبح زمستان می نوشتم . سرمای هوا و بسیاری تلاش باعث می شد که خون از دستم جاری شود!… سه سال روزگارم بدین سان گذشت .(۷۶۳)
ناگفته پیداست که کار نسخه برداری همواره برقرار نبود. بنابراین نوجوان بین النهرین گاه چنان در تهیدستی فرو می رفت که حتی توان خرید لقمه نانی را نداشت . در چنین موقعیت دشواری چراغ حجره اش به سبب بی روغنی خاموش می ماند و سید نعمت الله را در اندوهی جانکاه فرو می برد. او برای تحمل گرسنگی توان بسیار داشت ولی هرگز نمی توانست به دلیل ناداری درس شامگاهی را ترک کند. بنابراین به مهتاب ، خانه دوستان یا مسجد جامع پناه می برد.(۷۶۴)

نظرات[۰] | دسته: زندگینامه علما واستوانه های اطلاع رسانی دینی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
محمد شیخ بهایی، پيوند ثابت

شیخ بهایی، محمد
نام های دیگر: بهاءالدین العاملی،محمد بن حسین عاملی،
موطن: لبنان
نام پدر : عزالدین حسین
تاریخ وفات: ۱۰۳۰قمری

محمود مهدی پور
خاندان سبز
پدر بزرگوار شیخ بهایی ، عزالدین حسین بن عبدالصمد بن محمد بن علی بن حسین (۹۱۸ – ۹۸۴ ق ) از فقیهان و دانشوران بزرگ قرن دهم هجری است که در دانش فقه ، اصول ، حدیث ، رجال ، حکمت ، کلام ، ریاضی ، تفسیر، شعر، تاریخ ، لغت و بسیاری از علوم رایج آن عصر مهارت داشت . وی از شاگردان ممتاز شهید ثانی است که گاه در سفرها نیز همراه استاد بود. او پس از شهادت استاد به ایران آمد و در اصفهان به تدریس علوم اسلامی مشغول شد. شاه طهماسب صفوی از او درخواست کرد که به قزوین ، پایتخت صفویان بیاید. او نیز پذیرفت و به عنوان ((شیخ الاسلام )) حکومت صفویه انتخاب شد. وی سالها در هرات و مشهد به ارشاد و هدایت مردم اشتغال ورزید.
عز الدین معتقد به وجوب عینی نماز جمعه بود و در دوران سکونتش در قزوین ، مشهد و اصفهان نماز جمعه را اقامه می کرد. وی پس از سفر حج آهنگ بحرین نمود و تا آخر عمر در آنجا به تبلیغ فرهنگ اسلامی پرداخت و سرانجام در هشتم ربیع الاول ۹۸۴ ق . رحلت کرد و در روستای ((مصلی )) حومه ((هجر)) از نواحی بحرین به خاک سپرده شد.
پدر بزرگ شیخ بهایی ، شیخ عبدالصمد (متوفای ۹۳۵ ق ) نیز از علمای بزرگ قرن دهم هجری است . وی استاد شهید ثانی بود، شمس الدین محمد (متوفای ۸۷۶ یا ۸۸۶ ق .) جد شیخ بهایی نیز از علمای بزرگ قرن نهم هجری است که مجموعه گرانبهایی در فوائد رجالیه و شرح حال علما نوشت که علامه مجلسی بسیاری از مطالب آن را در آخر مجلدات بحار الانوار آورده است .(۵۴۲)
نسبت خاندان شیخ بهایی به حارث همدانی ، یار وفادار حضرت علی علیه السلام می رسد. جبل عامل ، زادگاه شیخ بهایی ، زادگاه مجتهدان ، دانشمندان و نویسندگان بزرگ شیعی مانند محقق ثانی (متوفای ۹۴۰ ق )، شهید اول (۷۳۴-۷۸۶ ق ) و شهید ثانی (۹۱۱-۹۶۶ ق ) است . ابوذر غفاری ، نخستین مبلغ شیعه در منطقه شام و لبنان است . وی در دورانی که از جانب عثمان در شام تبعید بود به تبلیغ فرهنگ تشیع در آن سامان پرداخت و بذر تشیع را در آن دیار افشاند از آن هنگام تاکنون ، جبل عامل مهد دانشوران پارسای شیعه بوده و هست .
میلاد
در صبحگاه ۱۷ ذیحجه ۹۵۳ ق (۵۴۳)در روستای ((جیع )) (زادگاه شهید ثانی ) نوزادی چشم به جهان گشود که وی را محمد نامیدند. محمد در دامان پاک خانواده ای روحانی تربیت یافت . لبنان کنونی در آن عصر مهد فرهنگ تشیع بود محمد دوران کودکی و نوجوانی را در آن سرزمین پاکان سپری کرد. خواندن و نوشتن ، قرآن ، احکام شرعی و نماز را نزد مادر، پدر، معلمان پرهیزکار جبع و بعلبک فرا گرفت و با مهر علی علیه السلام و اولادش رشد یافت .
کوچ سبز
محمد هنوز سیزده بهار بیش شکوفایی باغهای سیب جبل عامل را ندیده بود که آهنگ سفری دراز نمود. او در دوران جوانی می بایست همسری نیکو برای خود انتخاب نماید و از این رو با دقت لازم و به پیشنهاد پدرش ، با خانواده ای اصیل که نور علم و ایمان در آن تابیده بود، وصلت کرد. تاریخ نویسان می گویند: همسر شیخ بهاءالدین زنی پارسا، دانشمند، حدیث شناس ، فقیه ، محقق و مدرس بوده است . در آن روزگار که بسیاری از زنان بلکه اغلب مردان از سواد خواندن و نوشتن محروم بودند و یا تحصیل علم را برای زنان لازم نمی شمردند، همسر شیخ بهاءالدین استادی بلند پایه بود.

نظرات[۰] | دسته: زندگینامه علما واستوانه های اطلاع رسانی دینی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سید رضا بهاء الدینی پيوند ثابت

بهاء الدینی ، سید رضا
نام پدر : سید صفی الدین
تاریخ وفات: ۱۳۷۶شمسی
احمد لقمانی
طلوع حیات
نهمین روز فروردین ماه ۱۲۸۷ ش . سپیده حیات طفلی پاک طینت در خانواده ای مذهبی سرزد. شور اشتیاق آن روز با جشن ولایت و عید غدیر سال ۱۳۲۷ قمری همراه بود و این میلاد، شادی افزونتری برای اطرافیان کودک به ارمغان آورد.
نام فرزند را ((سید رضا)) نهادند تا به برکت این نام و نورانیت آن ایام برای همیشه ((بهاءالدین )) باشد. نسب نیاکان ارجمند وی به امام سجاد علیه السلام می رسد و اجداد و پدران والامقام او هر یک بسان گوهر تابناکی در دوران ظلمت درخشش خاصی داشته اند. برخی از آنان عهده دار تولیت حرم فاطمه معصومه علیه السلام بودند و تنی چند از خادمان مخلص بارگاه آن پاک بانوی بلند اختر محسوب می شدند.
پدر سید رضا سید صفی الدین بود که افتخار خدمتگزاری آستان مقدس ‍ حضرت معصومه را داشت . انس فراوان او با قرآن ، عشق وافر به قرائت آیات الهی و حافظه چشمگیر وی موجب اعتماد علما به اندوخته های ذهنی سید صفی الدین شده بود، به طوری که او را ((کشف الایات علما)) می نامیدند. آنچه صفات برجسته ای به وی بخشید مناعت طبع ، بلند نظری اشتیاق خدمت به جامعه بود.
مادر سید رضا، فاطمه سلطان – معروف به زن آقا – بانویی مؤ من و مخلص ‍ بود که همسری مهربان و زیرک برای سید صفی الدین محسوب می شد. وی از نوادگان اندیشمند والامقام ملا صدرا شیرازی بوده است . بانویی که صفا و صمیمیت در زندگانی قناعت و ساده زیستی در دوران حیات و عشق و علاقه به همسر و فرزندان وی را از دیگران ممتاز ساخته بود و انسی فراگیر با قرآن والفتی چشمگیر با دعاهای معصومان علیه السلام داشت و هماره دامن وجود خود را لبریز از معنویت و نورانیت می نمود.
دوران کودکی
اوان کودکی سید رضا همراه با نشانه هایی چون حافظه فوق العاده ، استعداد بسیار و درک جهان اطراف بود به طوری که خود درباره آن دوران اینچنین می فرماید:
یک ساله که بودم افراد پاک طینت و نیکو سرشت را دوست داشتم و علاقه ای قلبی به آنان پیدا می کردم . خیر و شر را می فهمیدم و بین انسانهای خیر و نیکوکار و افراد شرور و طغیانگر فرق می گذاشتم .))
سید رضا چون به دو سالگی رسید به مکتب خانه پای گذاشت . حمد و سوره ، اذان و اقامه و سپس قرائت قرآن را یاد گرفت و آنگاه خواندن و نوشتن را آغاز کرد.
در شش سالگی دوره مکتب تمام شد و برای آموختن درسهای دیگر به مکتب دیگری رفت تا در این محل نصاب الصبیان – که معانی لغات را به صورت شعر بیان می کند – و دیگر کتابها را بیاموزد.
روزهای تابناک این ایام همراه با طلوع آفتاب بهروزی و شادکامی سید رضا بود. زیرا خبر موفقیت های او به گوش آیه الله سید ابوالقاسم قمی رسید و ایشان که فردی فروتن و دانشمندی پارسا و مردی پراخلاص بود، شیرین ترین لحظات شوق و شادمانی را با تشویقهای پی در پی و فراگیر برای سید رضا فراهم ساخت .
رؤ یایی ملکوتی
گوش جان به سخنان این فقیه فرزانه می دهیم تا از رؤ یای ربانی و استخاره آسمانی وی آگاه شویم :
((در کنار رفتن به مکتب ، با بچه ها الک دو لک (چوب بازی ) می کردیم . در همان ایام و در هنگامی که هفت سال بیشتر نداشتم ، شبی در خواب دیدم مشغول بازی هستم . سید بزرگواری جلو آمد و به تمامی بچه ها پول و شکلات داد، همه خوشحال شدند اما چیزی به من نداد و گفت : نه ، به این نمی دهم ! چون بچه است و اهل بازی از شدت ناراحتی از خواب پریدم . مدتی فکر کردم . ناگاه احساس نمودم که قرار است خیری به بنده برسد اما بازی در کوچه مانع آن است . از همان زمان تصمیم گرفتم در کوچه بازی نکنم و چنین هم کردم . با تمام جدیت مشغول درس شدم . چندی بعد حالتی در من ایجاد شد که حس می کردم با پول سیاه و چیزهایی از این قبیل که بچه ها را شاد می کند شاد نمی شدم و تحت تاءثیر آنها قرار نمی گیرم !))
((… شبی پدرم مرا صدا زد و از آنجا که اختیار و انتخاب زندگی را به می سپرد، پرسش نمود که به چه کاری علاقه داری ؟ چون در آن ایام بهترین حرفه کار ظریف روی چوب بود و من علاقه ای درونی به کارهای هنری داشتم این شغل را بیان کردم .
پدر، نگاهی به من کرد و گفت : درس خواندن هم خوب است . حاضری برای درس خواندن استخاره کنم ؟ قبول کردم . وضو گرفت ، رو به قبله کرد و با چند صلوات و توجه به پروردگار، قرآن را باز کرد و با خوشحالی بسیاری فرمود: خوب آمد… برای درس خواندن خوب آمد.
خوب آمدن استخاره ، آرامش بر تمام وجودم افکند؛ از آن لحظه به این راه مطمئن شدم و به دنبال آن شوق و علاقه ای بسیار وجودم را فراگرفت به طوری که سر از پا نمی شناختم . در این میان تشویقهای گذشته عالم بزرگوار مرحوم حاج شیخ ابوالقاسم قمی (ره ) نیز بسیار کار ساز بود.))

نظرات[۰] | دسته: زندگینامه علما واستوانه های اطلاع رسانی دینی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سید جواد عاملی، پيوند ثابت

عاملی، سید جواد
موطن: جبل عامل
تاریخ وفات: ۱۲۲۶ ق
سید جواد عاملی متوفای ۱۲۲۶ ق.
گنجینهدار فقه
علی علیزاده
طلیعه
عالمان بزرگ شیعه حقی بیش ازآنچه که در این سطور و صفحات بگنجد، دارند. چرا که از لحظه لحظه عمر مبارکشان برایادای رسالت دینی بهره برده و همیشه و همواره در تلاش و تکاپوی حفظ میراث دینی وفرهنگی بوده اند. آثار جاویدی که برای نسلهای آتی یادگار گذارده نشان از بلندی همتآنان دارد.
علامه سید محمد جواد عاملی دانشمندی بزرگ از همین قبیله است که باکتاب((مفتاح الکرامه))اشدرهای کرامت را به روی فقیهان و عالمان شیعی گشوده است . این سطور نگاهی گذرا بهزندگی این شخصیت ارجمند می باشد.
میلادنور
در سال ۱۱۵۲ ق . درشقراء از روستاهای جبل عامل (نواحی لبنان ) و در خانواده ای اهل دین و دانش ،نوزادی پا به عرصه هستی گذاشت که او را جواد نهادند.
از همان آغاز زمزمه زلالقرآن در وجودش جاری گشت و روح پاکش را سیراب ساخت . نسبت او از طرف پدر به امامحسین علیه السلام و از طرف مادر به امام حسن علیه السلام و امام موسی کاظم علیهالسلام می رسد. ([۱])
خانه سید جواد همواره پایگاه و پناهگاهدوستداران و شیعیان اهل بیت علیه السلام بود و عالمان بزرگی از این خاندان بپاخاسته اند و از آن جمله می توان به سید محسن امین مولف کتاب ارزشمند اعیان الشیعهاشاره نمود.
به سوی مکتب
سید جواد پس از آنکه دوران کودکیرا پشت سر نهاد به مکتب رفت تا مقدمات علوم را از عموزاده اش ابوالحسن موسی فراگیرد. او در درسها با علاقه زیاد و شوق وافر شرکت می جست و در اندک زمانی توانستدروس ‍ مقدماتی را بیاموزد و همین کوشش بی وقفه ای که از هود نشان می داد موجب گشتتا آشنایان او آینده بسیار روشنی را برایش پیش بینی کنند.
وی در آنجا با نسیمجانفزای دانشها و فرهنگ والا و جاوید اسلام آشنا گشت . پس از آنکه استادش دار فانیرا وداع گفت و دیگری را یارای سیراب کردن عطش علمی وی نبود او برای رسیدن به اهدافعالی وی نبود او برای رسیدن به اهداف عالی تصمیم به هجرت گرفت.

نظرات[۳] | دسته: زندگینامه علما واستوانه های اطلاع رسانی دینی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

تیر ۱۳۸۹
د س چ پ ج ش ی
« خرداد   مرداد »
 123456
۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳
۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰
۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷
۲۸۲۹۳۰۳۱  
No Image No Image