آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
قرآن کتاب آسمانی و معجزه جاوید پیامبر اسلام (ص) پيوند ثابت

قرآن
قرآن کتاب آسمانی و معجزه جاوید پیامبر اسلام (ص) است. این کتاب در طول ۲۳ سال از طریق وحی تدریجاً بر رسول خدا (ص) نازل شد. پیغمبر اکرم (ص) آیات قرآن را بر مردم می‏خواند و جاذبه این آیات، افراد را به سوی اسلام می‏کشید.
رسول اکرم (ص)رسما بر قرآن «تحدی‏» کرد، یعنی مدعی شد که قرآن کار من نیست، کار خداست و از من و هیچ بشر دیگر ساخته نیست که مانند آن را بیاورد و اگر باور ندارید آزمایش کنید و از هر کسی می‏خواهید کمک بگیرید، ولی بدانید که اگر جن و انس پشت به پشت هم دهند که مانند آن را بیاورند، قادر نخواهند بود: (قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً).[۱] این آیه با صراحت تمام، همه جهانیان را اعم از کوچک و بزرگ، عرب و غیر عرب، انسان ها و حتى موجودات عاقل غیر انسانى، دانشمندان، فلاسفه، ادبا، مورخان، نوابغ و غیر نوابغ، خلاصه همه را بدون استثنا دعوت به مقابله با قرآن کرده است و مى‏گوید اگر فکر مى‏کنید قرآن سخن خدا نیست و ساخته مغز بشر است، شما هم انسان هستید، همانند آن را بیاورید. این دعوت به مقابله که در اصطلاح علمای عقائد،” تحدى” نامیده مى‏شود، یکى از ارکان هر معجزه است، و هر جا چنین تعبیرى به میان آمد به روشنى مى‏فهمیم که آن موضوع، از معجزات است.[۲] قرآن مطالب و معانی گسترده‏ای آورد و به طوری طرح کرد که بعدها منبع الهام شد، هم برای فلاسفه و هم برای علمای حقوق و فقه و اخلاق و تاریخ و… .قرآن در پیوند انسان با خدا زیباترین بیان ها را آورده است. قرآن، تورات و انجیل را تصدیق کرده، ولی گفت در این کتاب ها تحریف صورت گرفته و دست‏خیانتکار بشر در آن وارد شده است. قرآن اغلاط این دو کتاب را در الهیات، در قصص پیامبران و در پاره‏ای مقررات تصحیح کرد. قرآن، خدا را از چیزهایی نظیر کشتی گرفتن، و پیامبران را از نسبت های ناروایی که در کتب پیشین آمده بود تنزیه کرد و این خود دلیل دیگری است بر حقانیت این کتاب.[۳] مسلمانان از صدر اسلام تا عصر حاضر اهتمام بی‏نظیری در امر قرآن نشان داده‏اند که نشانه شیفتگی آنها نسبت به قرآن است. قرآن در زمان رسول اکرم به وسیله گروهی که خود آن حضرت معین کرده بودند – که به نام «کاتبان وحی‏» معروف شدند – نوشته می‏شد. به علاوه غالب مسلمانان اعم از مرد و زن، کوچک و بزرگ، عشق عجیبی به حفظ همه و یا اکثر آیات قرآن داشتند، قرآن را در نمازها می‏خواندند و در غیر نمازها تلاوت آن را ثواب می‏دانستند، و از تلاوت آن لذت می‏بردند و مایه آرامش روح آنها بود. عشق و علاقه مسلمین به قرآن منشاء و مبداء یک سلسله علوم ادبی و عقلی شد که اگر قرآن نمی‏بود این علوم به وجود نمی‏آمد. قرآن در سبک هم بی نظیر است، سبک قرآن نه شعر است و نه نثر. اما شعر نیست برای این که وزن و قافیه ندارد. سبک و اسلوب قرآن نه سابقه دارد و نه لاحقه، یعنی نه قبلا کسی با این سبک سخن گفته است و نه بعداً کسی با همه دعوت ها و مبارزه طلبی های قرآن توانسته است با آن رقابت کند و یا از آن تقلید نماید. خلاصه این که مسلمانان در هر عصری متناسب با امکانات فکری و عملی خود تحت تاثیر شوق و عشقی که به کتاب آسمانی خود داشتند درباره قرآن کار کرده‏اند، از قبیل یاد گرفتن و به خاطر سپردن، قرائت نزد استادان قرائت و تجوید، تفسیر معانی، توضیح و شرح لغات قرآن در کتب لغت مخصوص این کار، بر شمردن آیات و کلمات و حتی حروفی که در مجموع قرآن به کار رفته است، تدقیق در معانی آن و استفاده از آن در مسائل حقوقی، اخلاقی، اجتماعی، فلسفی، عرفانی، علمی و زینت دادن گفته‏ها و نوشته‏های خود به آیات قرآن، کتیبه‏های بسیار عالی یا گچ‏بری ها و کاشی کاری ها، نوشتن آن با خطوط بسیار زیبا، تذهیب آن، آموختن آن به فرزندان خود قبل از هر آموزش دیگر، تدوین نحو و صرف زبان عربی به خاطر قرآن، ابداع و ابتکار علم معانی و بیان و بدیع، جمع آوری لغات زبان عربی و امثال اینها.[۴]
[۱] اسراء/آیه ۸۸٫
[۲] تفسیر نمونه، ج ۲، ص۲۷۴٫
[۳] مجموعه آثار، ج ۲، مطهری، مرتضی.
[۴] مجموعه آثار، ج ۲، مطهری، مرتضی.

نظرات[۲] | دسته: قران کریم | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
برنامه هایی برای انس بیشتر با قرآن پيوند ثابت

برنامه هایی برای انس بیشتر با قرآن
پرسش: چه برنامه ای را برای انس بیشتر با قرآن توصیه می کنید؟

پاسخ: باید برنامه های دسته جمعی و گروهی برای فهم آیات و معانی و تفسیر قرآن را اجرا کرد برنامه های فردی اگر چه دردسر کمتری دارند ولی معمولاً پایدار نیستند اما کارهای گروهی پخته تر می باشند و باز تر هستند و هم با برنامه ریزی صحیح پایدار تر خواهند بود. نباید برنامه ها چنان شروع شوند که ادامه آنها سخت باشد. دیگر مطالب بستگی به شرایط شما دارد، تلاوت روزانه قرآن با تدبر در آیات و مراجعه به تفاسیر و تراجم برنامه مفیدی خواهد بود. باید کاری کرد که مزه قرآن را چشید اگر کسی با قرآن مأنوس شود چیزی کم نخواهد داشت.

نظرات[۰] | دسته: پرسش وپاسخ چرا مقام «امامت» از مقام «رسالت» بالاتر است؟ | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
اعمالمان هر روز به پیامبر عرضه می‎شود پيوند ثابت

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، و الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین.
رُویَ عن الصادق(علیه‎السلام) قال: «لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیَاءَ لَهُ».
مروری بر مباحث گذشته
بحث ما را جع به «حیا» بود. عرض کردم یکی از بزرگترین مشکلات جامعه ما مسأله ترویج بی‎حیایی در سه رابطه دیداری، گفتاری و رفتاری است. جلسه گذشته بحث ما به تقسیماتی در ارتباط با حیاء رسید. یک تقسیم‎بندی در ارتباط این بود که انسان -نعوذ بالله- عمل زشتی را در مرئَی، منظر و دیدگاه کسی انجام دهد و حیاء در آنجا به معنای مُنفعِل شدن روح، انکسار روح و شرمندگی درونی است.
اگر عمل زشتی در دیدگاه و منظر غیر انجام شود، یک وقت غیر عبارت است از انسان‎هایی مثل خود شخص که از آن به «حیاء من الخلق» تعبیر می‎کنند، در روایت هم داشتیم. قسم دوم؛ آن است که «غیر» به این معنا که در منظر یک انسان دیگر باشد، نیست؛ در مرئی و منظر خود انسان، دیدگاه خود شخص انجام‏دهنده کار باشد که از آن به «حیاء من النفس» تعبیر می‎کنند. جلسه گذشته روایت اینها را هم به صورت فهرست‎وار اشاره کردم. حتی جزو محاورات عرفیّه ما هم هست که می‎گوییم: «خودم از خودم خجالت کشیدم!» این مسأله پیچیده‎ای نیست.
سوم؛ در دیدگاه غیر است امّا غیر، غیرِ مشهود ظاهری نباشد. یعنی اعمال ما در مرئی و منظر کسی هست که ما او را نمی‎بینیم. ما در روایات‎مان داریم، آیه شریفه را هم مطرح کردم و گفتم کسانی که معتقد به مبدأ و معاد و وحی الهی هستند، ادعای تدیّن و اسلام و ایمان می‎کنند، باید به این ناظران توجه کرده و از آنها حیاء کنند. صریح قرآن است که برای هر انسانی دو فرشته مأمور است، یکی سمت چپ و یکی سمت راست، ما را می‎بینند و رؤیت می‎کنند و به تعبیر ما اینها هستند که اعمال را ثبت و ضبط می‎کنند، پس عمل زشت در مرئی و منظر آنها قرار می‎گیرد. یک قسم حیاء، حیاء از آنها است. جلسه گذشته همه را گفتم، آیه را هم خواندم و روایتش را هم خواندم، دیگر تکرار نمی‎کنم.
حیاء از اولیای خدا
چهارم؛ مسأله «حیاء من اولیاء الله» است. آخر جلسه گذشته به این قسم اشاره‎ای کردم و ظاهراً یک روایت هم بیشتر نخواندم، ولی از من خواستند که این را بیشتر توضیح دهم. چون از من خواستند وارد می‎شوم. پنجم؛ «حیاء من الله» است. من همین‎جور به ترتیب فهرست‎وار آمدم. «حیاء من الخلق»، «حیاء من النفس»، «حیاء من الملائکه»، «حیاء من الاولیاء».
«حیاء من اولیاء الله» که ما در معارفمان داریم، هم در آیه شریفه داریم و هم در روایات بسیار داریم که من جلسه گذشته فقط به آن اشاره کردم، بعد هم چند جمله گفتم که همه آنها مضمون روایت بود. ما در قرآن آیه‎ای داریم که در ربط با اعمال است که در جلسه گذشته آن را خواندم. آیه شریفه می‏فرماید: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَهِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُون‏» ترجمه آیه روشن است. خطاب به پیغمبر اکرم است که بگو، البته بگو یعنی به همه بگو، دیگر در اینجا صحبت از مؤمن و منافق و این حرف‎ها نیست، به همه بگو، هرچه می‎خواهید بکنید، امّا بدانید که به زودی خداوند و پیغمبر و مؤمنین اعمال شما را می‎بینند. بعد دارد «وَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَهِ» و به زودی شما به سوی خداوندی برمی‎گردید که دانای پنهان و آشکار است. «فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُون» پس به آنچه که انجام دادید، آگاهتان می‎کند.
من نمی‎خواهم تفسیر بگویم ولی این را دقّت کنید، من آنچه را که مربوط به بحثم هست می‎گویم. این آیه شریفه دو بخش دارد؛ یک بخش اوّل و یک بخش دوم دارد. بخش اوّل مربوط به دنیا است، بروید هر کاری می‎خواهید بکنید بکنید، امّا این را بدانید هم خدا، هم پیغمبر خدا و هم مؤمنین می‎بینند، این برای دنیا است. بخش دوم مربوط به قیامت است.
اعمالمان هر روز به پیامبر عرضه می‎شود
در بخش اوّل در ذیل آیه شریفه راجع به همین معنا روایات بسیار داریم، حالا من بعضی از اینها را می‎خوانم. ابوبصیر از امام صادق(علیه‎السلام) نقل می‎کند که حضرت فرمود: «تُعْرَضُ الْأَعْمَالُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ» یعنی اعمال به پیغمبر عرضه می‎شود. بعد دارد «أَعْمَالُ الْعِبَادِ کُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارُهَا وَ فُجَّارُهَا» هر روز صبح، ابرارش و فجّارش، ابرار یعنی کار خوب و فجّار یعنی کار زشت. «فَاحْذَرُوهَا» بپرهیزید. بعد حضرت فرمود: «وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَى اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ» بعد دارد «و سَکَتَ» حالا در این نکته است که حضرت «المؤمنون» را نگفتند.
ائمه هم اعمالمان را می بینند
یک روایت دیگر داریم، آن هم تقریباً نظیر این است که باز هم ابوبصیر نقل می‎کند: «قال: قلتُ لأبی عبدالله(علیه‎السلام) إنَّ أَبَا الْخَطَّابِ کَانَ یَقُولُ» می‎گوید من به حضرت گفتم که عمر خطاب این‎جور می‎گوید: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ تُعْرَضُ عَلَیْهِ أَعْمَالُ أُمَّتِهِ کُلَّ خَمِیسٍ» اعمال بندگان خدا را پنج‎شنبه‎ها به پیغمبر عرضه می‎کنند، «فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ لَیْسَ هَکَذَا» حضرت فرمود: این‎طوری نیست. «وَ لَکِنَّ رَسُولَ اللَّهِ تُعْرَضُ عَلَیْهِ أَعْمَالُ أُمَّتِهِ کُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارُهَا وَ فُجَّارُهَا فَاحْذَرُوا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ جَلَّ وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» بعد اینجا ابوبصیر می‎گوید: «إِنَّمَا عَنَى الْأَئِمَّه» من جلسه گذشته گفتم، در تفسیر صافی است که از علی‏بن‏ابراهیم نقل می‎کند که مراد از مؤمنون ائمه هستند. اولیای خدا را هم که بحث کردم و گفتم که اعمال ما بر اولیای خدا هم عرضه می‎شود، از نظر آیه، اولیای خدا عبارت است از پیامبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم‎السلام). من اینها را می‎گویم برای این که خیال نکنید این بحث، بحث کوچکی است. من همه اینها را می‎گویم که ان‎‎شاءالله اینها را در ذهن‎هایتان برای جاهای دیگر ثبت و ضبط کنید.

نظرات[۰] | دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سید حسنی ، علایم ظهور ، احادیث مهدویت پيوند ثابت

حجهالاسلام نجم‌الدین طبسی
پرداختن به مهدویت و علایم ظهور، از جمله مباحثی است که در رفع بسیاری از سوالات و شبهات موجود، موثر خواهد بود،در بین احادیث مهدویت، تعدادی از روایات به بحث علائم ظهور اختصاص دارد که بخشی از این روایات، به بحث «سیدحسنی» پرداخته است.
بیشتر روایاتی که درباره «حسنی» وارده شده، ضعیف است و برخی نیز از نظر متن دچار اشکالند؛ لذا آنچه می‌توان از مجموع این روایات به دست آورد، این است که وجود و خروج شخصی به نام «حسنی» از جمله علائم ظهور است؛ اما دیگر ویژگی‌ها و خصوصیات وی با توجه به ضعف روایات، قابل اعتماد نیست. این پژوهش بخشی از سلسله مباحث خارج مهدویّت است که در مرکز تخصصی مهدویّت توسط حجت الاسلام والمسلمین نجم‌الدین طبسی تدریس شده و بخشی از آن پس از بازنگری برای استفاده عموم، توسط مرکز خبر حوزه منتشر می شود.
در کتب روایی، روایات فراوانی درباره موضوع مهدویت ذکر شده است. برخی تعداد آنها را بالغ بر ۷۰۰۰ روایت دانسته‌اند که این تعداد از نظر ما صحیح نیست. بنابر آنچه در کتاب «معجم احادیث الامام المهدی» آوردیم تعداد آنها ۱۴۳۶ یا ۱۴۳۹ روایت است. آیاتی که بر حسب تأویل یا تفسیر، مرتبط با مهدویت می‌شوند نیز حدود ۴۰۰ آیه است ؛پس در مجموع، بالغ بر ۱۸۴۰ آیه و روایت در این زمینه وجود دارد.
نگرشی در روایات سید حسنی
از مجموع روایات فوق، حدود سیصد روایت، در کتب اربعه آمده است که بیشتر آن‌ها در «کافی و من لا یحضره الفقیه» ذکر شده، البته قسمتی از آن در تهذیب، و در استبصار هم به صورت نادر آمده است.در این میان، هفت یا هشت روایت به موضوع «سید حسنی» پرداخته‌اند[۱][۱] که در این نوشتار بحث خواهیم کرد.
روش بحث
برای ارائه این بحث، ابتدا به سراغ کتب اربعه رفته و به کنکاش روایات موضوع مورد بحث می‌پردازیم. پس از دستیابی به روایات، به برخی از شروح کتب اربعه مراجعه کرده و به بعضی از اقوال و آرا اشاره می‌کنیم. برای تکمیل بحث، از کتب معتبر و دست اول شیعه نیز استفاده خواهیم کرد. اگر روایات مذکور در کتب اهل سنت نیز آمده باشد ـ فقط برای آشنایی با آنها ـ به آن مراجعه می‌کنیم. در ادامه به بررسی سند روایات می‌پردازیم و سپس دلالت روایات را مورد دقت و تأمل قرار خواهیم داد. در پایان نیز به جمع بندی مباحث و اخذ نتیجه می‌پردازیم.
ضرورت بحث
امروزه سخن از منجی آخرالزمان و دادگستر جهان، زبان‌زد هر دوست و دشمن است. دوستان، مشتاقانه در انتظار فرا رسیدن دولت یار هستند و دشمنان، درصدد ایجاد مانع بر سر راه ظهور مظهر عدالت، حامی مستضعفان و درهم کوبنده مستکبرانند، آنان که می‌دانند با طلوع خورشید عدالت، دیگر جایی برای چپاول، غارت، ظلم و ستم، باقی نخواهد ماند.یکی از راه‌های مقابله با مهدویت، ایجاد انحراف در این آموزه اصیل اسلامی است. چند سال قبل در اسرائیل، مراکزی تشکیل شد تا به تحقیق در باره مهدویت (باور مسلمانان درباره منجی آخرالزمان) بپردازند. آنان روایات را بررسی می‌کنند که یکی از نتیجه‌های این بررسی‌ها، پیدایش افرادی است که خود را نایب امام زمان علیه السلام، فرزند آن حضرت، یمانی، سید خراسانی و… می‌نامند. چندی پیش شخصی ادعا کرده بود که «سید حسنی» است و برخی روزنامه‌های آمریکا با او مصاحبه کردند. ادعا این بود که این آقا، سید حسنی و امام دوازدهم است؛ او فرزند امام زمان است و اول او ظهور می‌کند و پس از وی پدرش (امام سیزدهم) ظهور خواهد کرد. مستند این آقا برخی روایات بود.اگر درباره روایات و این گونه مباحث شناخت کافی و لازم را داشته باشیم، با قدرت و سرعت بیشتری می‌توانیم از این گونه انحرافات جلوگیری کرده و به روشنگری و ایجاد بصیرت در جامعه بپردازیم.

نظرات[۰] | دسته: [جهاندر آستانه ظهور | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
سعادت ابدى‏ وشقاوت ابدى‏ پيوند ثابت

سعادت ابدى‏
دنیا محیط بسیار عجیبى است، وقایع فوق‏العاده مهمى که در آن اتفاق افتاده براى اهل دل بهترین عبرت و پند است گاهى افرادى بسیار نیک و آراسته به صلاح و سداد و عفت و تقوا دچار شقاوت ابدى و ننگ همیشگى شدند و گاهى افراد شقى و آلوده به فساد و افساد، اتصال به سعادت ابدى و آبروى دنیا و آخرت پیدا کردند!
در داستان بهت‏انگیز و حیرت‏آور کربلا با وضوحى چون روز روشن این دو نوع چهره را مى‏بینیم.
افرادى که مرغ سعادت ابدى بر بالاى سرشان پرواز مى‏کرد و درهاى بهشت به روى آنان باز بود و بلکه در یک قدمى بهشت بودند، ولى با سر به درکات جهنم درافتادند!و افرادى که باز شکارى و پر قدرت شقاوت براى ربودن آنان آماده بود، ولى با نهیب عشق و ایمان و بیدارى و بصیرت از خطر آن جستند و براى ابد نامى پاک و جاویدان از خود باقى گذاشتند.
به این داستان عبرت‏انگیز توجه کنید:
حسین علیه السلام پس از تنها شدن و از دست دادن بهترین یاران و عزیزانش یک تنه بر سپاه دشمن زد و جناح راست کوفیان را مورد حمله قرار داد و فریاد زد:مرگ از زندگى ننگین بهتر است و ننگ از دوزخى شدن برتر … چون شیر ژیان مى‏غرید و شمشیر مى‏زد.سربازان دشمن چون مور و ملخ از پیش تیغش مى‏گریختند. ابن عمار مى‏گوید:حسین علیه السلام را دیدم وقتى که یکه و تنها شده بود و کوفیان گردش را گرفته بودند، چنان سخت بر جناح راست سپاه کوفه بتاخت که همگى گریختند، به خدا سوگند رنج کشیده و مصیبت چشیده‏اى چون حسین علیه السلام ندیدم که فرزندانش جلو رویش کشته شده باشند و یارانش همگى کشته شده باشند و این قدر نیرومند و قوى قلب باشد!!حسین علیه السلام دگرباره حمله کرد و این بار بر جناح چپ دشمن بتاخت، در جنگ هم عدالت را پیشه ساخت، دوباره به جناح راست حمله نکرد، حضرتش رجز مى‏خواند و فریاد مى‏کرد:
من حسین هستم پسر على، سوگند مى‏خورم که راه خود را ادامه خواهم داد، سپاه دشمن بر وى حمله کرد، همه را با شمشیر پراکنده گردانید و گروهشان را تار و مار کرد و به جاى خود بازگشت و گفت: «لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ إِلّا بِاللّهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ».حسین علیه السلام که تنها ماند، ندا در داد: آیا کسى هست مرا یارى کند؟ آیا کسى هست از حرم رسول خدا دفاع کند؟این ندا ابوالحتوف و برادرش سعد را به خود آورد، آن دو از فرقه خوارج و دشمن امام على علیه السلام بودند که با سپاه یزید براى کشتن حسین علیه السلام به کربلا آمده بودند.

نظرات[۰] | دسته: داستانهایی از پیامبر (ص) وائمه طهارین (علیهم السلام) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
لذّت مناجات‏ پيوند ثابت

لذّت مناجات‏
انسان اگر از مناجات با او، در کام خود شیرینى حس نکند و از خطابات حضرت دوست لذت نبرد، باید گفت که به وادى معرفت نرسیده و در نتیجه عاشق آن جناب نگشته که درک شیرینى و حلاوت مناجات و لذت مخاطبات مخصوص عاشقان است و بدون شک بدون اتصال به عشق، چشیدن حلاوت مناجات و لذت بردن از مخاطبات امکان ندارد.
به قول مولوى:
لذتِ تخصیص تو وقتِ خطاب‏ آن کند که ناید از صد تن شراب‏
البته براى تحقق عشق معشوق حقیقى طى مراحل و قطع منازل و مقدماتى لازم است که اهم آن تزکیه نفس از رذایل و آراستن آن به حسنات است و براى این مسأله هیچ راهى جز رجوع به شرع مطهر نیست و شرع مطهر مجموعه آیات قرآن و روایات وارده از معصومین علیهم السلام است.
در رساله شریفه «لقاء اللّه» در مسأله تحلیه و صفات روحانى مى‏خوانیم‏ «۱»:
چون سالک در اثر مجاهدت و توفیق ربانى از قسمت اوّل که تنزیه و تطهیر باطن از صفات خبیثه و مکروهه بود، فراغت پیدا کرد و توانست در این جهت تسلط و حکومت خود را بر جنود شیطانى و قواى او بدست آورد، اتصاف به صفات روحانى شروع مى‏شود.
به طورى که معلوم گردید، صفات رذیله خبیثه، به مناسبت و به اقتضاى زندگى مادى محدود تاریک صورت مى‏گرفت و هرچه سالک از تعلق و وابستگى و محبت‏ حیات دنیا منقطع گردید، زمینه براى حیات آخرت روحانى ونورانى فراهم مى‏شود.در اینجا سالک از مضیقه و محدودیت عالم مادى تخلص پیدا کرده و وارد مى‏شود به جهان وسیع روشن روحانى.
اینجا منزل منور و آزاد و دور از ابتلائات و قیود جهان مادى بوده و مسافر آن با کمال انبساط روحى و آزادى در عمل و روشنایى محیط و امن خاطر و دور از اضطراب و وحشت وناملایمات وابتلائات عالم ماده زندگى کرده و مهیاى آموزش و شناسایى معارف الهى و حقایق غیبى و جذبات روحانى خواهد شد.پس به مقتضاى خصوصیات و صفاتى که براى عالم روحانى هست، صفاتى در قلب انسان پدید و آشکار مى‏شود.در اینجا مقام فتح و ظفر به جنود کفر و ابلیس ظاهر شده و آغاز مرتبه عین الیقین در ایمان خواهد بود.
[تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ‏]
آن سراى [پرارزش‏] آخرت را براى کسانى قرار مى‏دهیم که در زمین هیچ برترى و تسلّط و هیچ فسادى را نمى‏خواهند و سرانجام [نیک‏] براى پرهیزکاران است.
[یا قَوْمِ إِنَّما هذِهِ الْحَیاهُ الدُّنْیا مَتاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَهَ هِیَ دارُ الْقَرارِ]
اى قوم من! این زندگى دنیا فقط کالایى بى‏ارزش و زودگذر است، و بى‏تردید
آخرت سراى همیشگى و پایدار است.
[وَ جَعَلْنا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَهً وَ رَحْمَهً] «۱».
و در قلب کسانى که از او پیروى مى‏کردند رأفت و رحمت قرار دادیم.
[وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلَى الْجَنَّهِ وَ الْمَغْفِرَهِ بِإِذْنِهِ‏] «۲».
و خدا به توفیق خود به سوى بهشت و آمرزش دعوت مى‏کند.
[وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ‏] «۳».
و خدا [مردم را] به سراى سلامت و امنیت [که بهشتِ عنبر سرشت است‏] دعوت مى‏کند.
آرى، در عالم آخرت اثرى از خودبینى و بزرگ‏منشى و تکبر نیست، در آنجا سوء نیت و قصد فساد و خرابکارى نباشد، آنجا جاى برقرار شدن و پاینده بودن و مقام گرفتن است، در آنجا قلوب و دل ها با همدیگر با کمال مهربانى و عطوفت و محبت خالص رفتار کرده و اثرى از کدورت و اختلاف و نفاق نباشد، در آنجا خطاها و لغزش‏هاى گذشته آمرزیده شده و از عصیان و تمرد و خلاف اثرى نیست، آنجا محیط سلامتى و صفا بوده و هرگز کدورت و گرفتگى و ناراحتى دیده نخواهد شد.پس به اقتضاى این چنین محیط روحانى، قهراً صفات و حالات هر انسانى نیز لازم است با وضع آن محیط سازش داشته باشد.مالکیت مطلق و حکومت و بزرگوارى تمام ذاتى پروردگار متعال در عالم آخرت ظاهر و هویدا مى‏شود و قهراً کسى به مقام خودبینى و خودنمایى و خودستایى‏و مباهات کردن و افتخار نمودن و خود را بالا گرفتن برنیامده و بالطبع صفات فروتنى و خضوع و خشوع و تعظیم و تجلیل پروردگار متعال و حقیقت و خوف و خشیت در وجود او ظاهر مى‏شود.
این همه نمونه‏اى بسیار اندک از اوضاع عالى روز قیامت است که در ارتباط با اهل بهشت است و در این دنیا به صورت صفات الهى در باطن انسان که آخرت وجود انسان است ظهور مى‏کند و در آن عالم به صورت جامع و کامل آشکار گشته و آدمى به خاطر آن در نعمت ابدى حق قرار مى‏گیرد.چون آلودگى ها از نفس شسته شود و صفات الهى به جایش نقش بندد، آدمى حلاوت مناجات را چشیده و لذت مخاطبات را درک مى‏کند و شربت رحمت و کرامت از دست دوست مى‏نوشد و حضرت یار به انسان اقبال کرده و آغوش قبول باز مى‏کند و انسان را در بساط خدمت پذیرفته و اذن و امان مى‏دهد.این فقیر دل شکسته و مسکین دست و پا بسته در این زمینه از قول عاشقان حضرت دوست گفته‏ام:
شراب عشق او در کام کردم‏ خود و جان و دلم بى‏نام کردم‏
گرفتم جا در آغوش خوش یار سراپا خویش را گمنام کردم‏
من از خم خانه عشق و ولایش‏ چه شیرین جرعه‏ها در کام کردم‏
دل وحشى‏تر از وحش بیابان‏ به عشق حضرتش در دام کردم‏
پیام وصل جانان چون شنیدم‏ دل گریان خود آرام کردم‏
زدم بر سینه نامحرمان دست‏ جدایى من زخاص و عام کردم‏
زغیر او بریدم دل به عالم‏ همین یک کار را اتمام کردم‏
چو مسکین در ره عشقش فتادم‏ پس آنگه ترک کام و نام کردم‏
برگرفته از کتاب عرفان اسلامی جلد چهارم تالیف: استاد حسین انصاریان

نظرات[۰] | دسته: نماز | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
وارد نشدن به مسجد بدون فضایل‏ پيوند ثابت

وارد نشدن به مسجد بدون فضایل‏
امام صادق علیه السلام مى‏فرماید:
اگر شیرینى مناجات را نچشیدى و لذت مخاطبات را نیافتى و شربت رحمت و کرامت از دست حضرت محبوب ننوشیدى و حس کردى آن جناب به تو اقبال ندارد، کنار در مسجد بایست که تو لایق دخول به آن محیط مقدس و مبارک نیستى؛ در جنب در مانند انسانى متحیر و مضطر باش و همانند کسى که چاره کار نداند و امیدش از همه جا قطع شده باشد و مدت عمرش رو به اتمام است، در این حالت اگر صاحب خانه بر دلت نظر کند و ببیند که تو از دل و جان و با کمال اخلاص و تضرع و زارى و توبه و انابه به او ملتجى شده‏اى از باب آقایى و بزرگواریش با چشم مهربانى و رحمت و لطف به تو نظر خواهد کرد و تو را به آنچه دوست دارى و راضى هستى، موفق خواهد کرد؛ چرا که حضرت حق کریم و بزرگوار است و کرامت نسبت به بیچارگان و آویختگان به بابش را دوست دارد در قرآن مجید فرموده: اجابت کننده خواسته مضطر و برطرف کننده سوء از بنده غم دیده، کسى غیر او نیست.
خداوندا! ما را از غوغاى مادیت نجات بخش و ما را از ظلمات وساوس و خیالات رهایى ده، آلودگى‏ها را از جان ما بشوى و روان ما را به حسنات اخلاقى بیاراى که اگر لطف و کرامت تو نباشد در بساط ما چیزى نخواهد بود و چیزى نخواهد ماند، خداوندا، توفیق ادامه شرح کتاب «مصباح الشریعه» را از این گداى درگاه دریغ مدار. آمین یا ربّ العالمین.

نظرات[۰] | دسته: نماز | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
چهره با عظمت نماز پيوند ثابت

چهره با عظمت نماز
نماز، محکم‏ترین رشته الفت بین بندگان و خداست و واى بر آن بدبختى که از این پیوند با صفاى الهى جدا باشد و حیات و زندگیش از نور این عبادت، بى‏بهره بماند.
نماز، واقعیتى است که خداى مهربان عشق و محبت از انسان خواسته و نورانى‏ترین عمل در شبستان حیات بشر است.
نماز، ریسمان اتصالى است که همه هستى و موجودیت آدمى را، به ملکوت پیوند داده و مانند این منبع فیض، برنامه‏اى بهتر براى ایجاد ارتباط بین بشر و حق مطلق نمى‏توان یافت.
نماز، پناه بى‏پناهان، سنگر دردمندان، گلستان روح‏افزاى عاشقان، چراغ پرفروغ نیمه شب مشتاقان، صفاى دل مستان و سیر و سلوک آگاهان است.
نماز، برتر از همه عبادات، منعکس کننده تمام واقعیت‏ها، منبع برکات و کلید گشاینده مشکلات و شستشو دهنده خطرات از قلب و نور و روح عارفان و خالصان است.
نماز، زنده کننده جان، صفابخش حیات جاودان، روشنى راه رهروان، تکیه‏گاه سالکان، راز و نیاز عارفان، سرمایه مستمندان، دواى درد بى‏درمان، شعله دل بیداران، نواى قلب بى‏دلان، دلیل گمراهان، امید امیدواران، مایه شادى سحرخیزان، سوز جان سوختگان، حرارت روح افسردگان، مایه بقاى جان دستگیر انسان به موقع خطر و منجى بشر از تمام بدبختى‏هاست.
نماز، عمود دین، عصمت یقین، در رأس احکام دین، آیت مبین، نور جبین، زداینده اندوه غمین، برطرف کننده شرم شرمگین، دلگرمى دل مسکین و شادى جان اندوهگین است.
نماز، مایه قرب الهى است که بدون آن، جلب فیض خاص از پیشگاه با عزت ربوبى براى هیچ‏کس امکان ندارد.
نماز، حقیقتى است که کیمیاى حیات بدون آن بى‏سود است، بى‏خبران از نماز بى‏خردانند و محرومان از این مقام اسیر دست شیطانند، ثروتمندان بى‏نماز، تهیدستند و فقیران با نماز، ثروتمندان بزم وجودند.
نماز، روزنه‏اى به سوى بهشت و انسان فاقد آن هیزم جهنم است، میدان زندگى بدون نماز هم‏چون منطقه‏اى بدون خورشید و خانه‏اى که خالى از این حقیقت باشد، از رحمت خاص حضرت دوست جدا است، دل بى‏نماز جایگاه کبر و غرور و جان بى‏نماز تراکمى از ظلمت‏ها و پستى هاست.
نماز، حقیقت بندگى، اصل پایندگى، نبود آن مایه شرمندگى و سستى در آن علت سرافکندگى و نور آن حرارت بخش زندگى و فرار از آن ریشه شر و افسردگى‏
و اجراى آن عین آزادگى و اتصال به آن رها شدن از بردگى و وجود آن در میدان حیات عین سازندگى و نمازگزار واقعى دور از هر آلودگى است.
نماز، راهبر به سوى خوبى‏ها، ظاهر کننده درستى‏ها، نجات دهنده از پستى‏ها، علاج کننده نادرستى‏ها، شفاى مستى‏ها و درمان همه دردها است.
نماز، راهبر است که انجام آن وسیله قرب به داور و نسبت به عبادات دیگر هم‏چون جوهر و در دنیا و آخرت ناصر و یاور و بر تمام خوبى ها مصدر و واجب بر جمله افراد بشر است.
نماز، براى زندگى بهترین حاصل و فاقد آن موجودى ناقابل و کشتى‏نشینان حیات را ساحل و براى رهروان راه بهترین منزل و دل عشّاق حقیقى به آن مایل و روح پرواز را محمل و شمع روشنى بخش هر محفل و ثروت و غناى سایل و بین انسان و عذاب فردا حایل است.
نماز، در فرهنگ الهى ریشه و بنیان و براى صورت حیات به منزله جان و بهترین دستور و حکم قرآن و امر واجب حضرت سبحان و اجرایش بر همه کس سهل و آسان و نور صفابخش دل با ایمان و میوه باغ عرفان و از جانب حق به بندگان عالى‏ترین احسان و صحیفه حق را بهترین عنوان و دردها را علاج و درمان و راه انسان به سوى رضوان اللّه اکبر است.
نماز، عین هدایت، مغز ولایت، بهترین عنایت، برترین کفایت، محکم‏ترین وصایت، عالى‏ترین روایت، ریشه درایت، قابل رعایت، از عذاب الهى هر کس را کفایت، قرآن مجید را شدیدترین آیت، رساننده انسان به حقیقت بى‏نهایت و برپا دارنده آن داراى قابلیت است.
مو شکافى و تحلیل از حقیقت نماز، نیاز به نگاشتن کتاب‏ها دارد، انسان گویى با برخورد به نیت، تکبیرهالاحرام، حمد، سوره، رکوع، سجود، تشهد و سلام، به‏
دریایى بیکران و بحرى بى‏ساحل برخورد کرده است.
تنها براى سوره مبارکه حمدش کتاب‏ها نوشته شده که هنوز به کنه با عظمت آن نرسیده‏اند!!
شرح و توضیح حقایق نماز و این سیر پرارزش معنوى فقط درخور پیامبر عزیز صلى الله علیه و آله و امامان با کرامت علیهم السلام است و دست ما تهیدستان از میوه این حقیقت کوتاه است.
این فقیر ناچیز، علاقه داشت که نماز را با همه گستردگى‏اش به رشته تحریر درآورد، اما کم‏مایگى و عجز قلم مانع از نوشتن است.
نماز را یک انسان منور به نور الهى و یک متصل به ملکوت عالى و یک آراسته به تحلیه، تخلیه و تجلیه و یک شربت عشق او چشیده و یک نمازگزار واقعى باید تجزیه و تحلیل کند، تهى‏دست بى‏نوا را کجا رسد که چهره اصلى و ملکوتى این عبادت را نشان دهد؛ باید گفت که این نوشتار، فقط راهنمایى به ظاهر نماز و دورنمایى از چشمه پرفیض خداست.
امید است همان گونه که سالار شهیدان، حضرت حسین بن على علیهما السلام در ظهر عاشورا، لحظه‏اى که ابو ثمامه صیداوى از حضرت خواست نماز ظهر را در آن باران اسحله به جماعت اقامه کند و آن جناب به او فرمود: خداوند تو را جزء نمازگزاران محسوب بدارد، همه ما وفرزندان ما را موفق به نماز واقعى و در قیامت کبرى در صف نمازگزاران قرار دهد.

نظرات[۰] | دسته: نماز | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نماز در آیینه تاریخ‏ پيوند ثابت

نماز در آیینه تاریخ‏
حضرت آدم علیه السلام و نماز
«تفسیر على بن ابراهیم قمى»، در توضیح آیه: [فَتَلَقَّى‏ آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ‏].
پس آدم کلماتى را [مانند کلمه استغفار و توسّل به اهل بیت علیهم السلام که مایه توبه و بازگشت بود] از سوى پروردگارش دریافت کرد.روایتى را از قول پدرش ابراهیم قمى، از ابن ابى عمیر، از ابان بن عثمان از امام صادق علیه السلام نقل مى‏کند که مورد اعتماد کتب رجالى شیعه از قبیل: «معجم الرجال»، «قاموس الرجال»، «رجال الکشى»، «جامع الرواه» قرار گرفته که این اعتماد نمایش‏گر این معنى است که مسئله نماز از جانب حضرت ذوالجلال به عنوان عبادتى بزرگ و طاعتى عظیم در عصر حضرت آدم ابوالبشر مطرح شده و پروردگار عزیز آیین و مکتب مربوط به آدم را همراه با نماز قرار داده است!!ترجمه فارسى روایت، تا آن‏جا که لازم مى‏باشد از نظر خوانندگان عزیز مى‏گذرد.آدم پس از این‏که بر اثر نزدیک شدن به درخت منهیه، از بهشت رانده مى‏شود و به زمین هبوط مى‏کند، به مدت چهل شبانه‏روز در کوه صفا واقع در مکه نزدیک به محل بیت اقامت مى‏نماید.
در آن مدت به خاطر دورى از بهشت، در حالى که سر به سجده داشت سرشک از دیده مى‏سفت و به خاطر دورى از جنت و به خصوص دچار شدن به مقام فراق از محبوب به شدت مى‏گریست!!

نظرات[۰] | دسته: نماز | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
غیبت از دیدگاه امام حسن عسگری (ع) پيوند ثابت

مساله غیبت از دیدگاه امام حسن عسگری
هشتم ربیع الاول سالروز شهادت امام حسن عسکری(علیه السلام) و آغاز امامت خورشید عالم تاب مهدوی است. مهمترین مساله پس از شهادت امام عسکری(علیه السلام) مساله غیبت بوده است که پیش بینی تحقق آن در کلام معصومین و در منابع شیعه و سنی بسیار نقل شده است و امام عسکری(علیه السلام) نیز تلاش می نمودند تا مردم را بر این امر آگاه سازند و مقام الهی فرزندشان را به ایشان یاد آور شوند.
این امر درباره افکار افراد عادى دشوار مى نمود اما امام(علیه السلام) به هر ترتیب، فکر غیبت را در اذهان و افکار، رسوخ مى داد و به مردم مى فهماند که این حقیقت را باید بپذیرند و دیگران را به این اندیشه و اعتقاد و متفرّعات آن آگاه سازند.دوستان و طرفداران امام(علیه السلام) به وسیله مکاتبه و مراسله با ایشان تماس مى گرفتند و درباره مهدى موعود از حضرتش می پرسیدند و جواب لازم و کافى را دریافت مى کردند.
شیعیان وقتى اموالى را از حقوق شرعى براى امام عسکرى(علیه السلام)مى بردند ابتدا به محضر «عثمان بن سعید عمرى» وارد مى شدند او نیز که براى سرپوش گذاشتن بر فعّالیّتهاى امام(علیه السلام) و براى مصلحت ایشان، تجارت روغن مى کرد، پول هایى را که تحویل مى گرفت در خیکهاى روغن مى گذاشت و دور از چشم حاکمان، براى امام مى فرستاد.از دغدغه های اصلی حاکمان عباسی در زمان امام عسکری(علیه السلام) برخورد با مساله غیبت و وجود مهدی بود که خواب از چشمشان ربوده و آنان را مجبور به انجام حرکاتی در جهت حفظ تاج و تخت خود کرده بود .معتمد عبّاسى امام را تحت مراقبت شدیدى قرار داد، به طورى که کسى جز در شرایط ویژه اى که امام با نزدیکان خود قرار گذاشته بود، امکان تماس با آن حضرت را نمى یافت و هر آنچه که از خارج به ایشان مى رسید یا به خارج مى دادند، از طریق مراسله بود.وقتى که خبر کسالت امام به گوش معتمد عبّاسى رسید، دستور داد تا خانه آن حضرت را زیر نظر بگیرند.پس از شهادت امام نیز تفتیش و بازجویى کامل به عمل آمد و همه اثاث خانه را مُهر و موم کردند و آن گاه در صدد تحقیق و بازجویى از فرزندان امام عسکرى(علیه السلام) برآمدند و به قابله ها دستور دادند که زنان را تحت معاینه دقیق قرار دهند و اگر آثار حمل در یکى از آنان دیدند به خلیفه گزارش کنند.هراس و وحشت عبّاسیان از مهدى موعود که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)نوید ظهورش را بارها داده بود و او را بزرگترین مصلح در تاریخ جامعه بشرى ـ که طومار ظلم و ستم را در هم خواهد پیچید و عدالت اجتماعى را برقرار خواهد ساخت ـ معرّفى کرده بود، روز به روز بالا مى گرفت.
آنان مى خواستند با کشتن نسل پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)، مانع ظهور امام منتَظر گردند. امام عسکرى(علیه السلام) در نامه اى به همین مطلب اشاره کرده اند:«پنداشته اند با کشتن من، نسلم را قطع خواهند کرد و حال آن که خداوند خواسته آنان را تکذیب کرده است و سپاس خداى را که مرا از جهان نَبُرْد تا آن که جانشین و امام بعد از من را نشانم داد. او در خلقت و اخلاق، شبیه ترین کس به پیامبر اکرم است. خداوند او را در دوران غیبت حفظ مىکند، سپس او را ظاهر مىسازد تا زمین را پس از آن که پر از ظلم و ستم شده باشد، سرشار از عدالت و برابرى کند.»
کلام نور
ویژگى هاى شیعیان در کلام امام عسکری(ع)
«شیعَتُنا الْفِئَـهُ النّاجِیَهُ وَالْفِرْقَهُ الزّاکِیَهُ صارُوا لَنا رادِئًا وَصَوْنًا وَ عَلَى الظَّلَمَهِ اَلَبًّا وَ عَوْنًا سَیَفْجُرُ لَهُمْ یَنابیعُ الْحَیَوانِ بَعْدَ لَظْىِ مُجْتَمَعِ النِّیرانِ اَمامَ الرَّوْضَهِ.»:پیروان ما، گروه هاى نجات یابنده و فرقه هاى پاکى هستند که حافظان [آیین] مایند، و ایشان در مقابل ستمکاران، سپر و کمککار ما [هستند]. به زودى چشمه هاى حیات [منجىِ بشریّت] بعد از گدازه توده هاى آتش! پیش از ظهور براى آنان خواهد جوشید.

نظرات[۰] | دسته: امام حسن عسگری (ع) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

اردیبهشت ۱۳۹۰
د س چ پ ج ش ی
« فروردین   خرداد »
 1234
۵۶۷۸۹۱۰۱۱
۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸
۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵
۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  
No Image No Image