آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
آداب نماز از منظر رجبعلی خیاط پيوند ثابت

آداب نماز از منظر رجبعلی خیاط
شیخ رجبعلی خیاط برای جسد بی‌روح نماز، ارزش چندانی قائل نبود و می‌کوشید علاقمندان او حقیقتاً نمازگزار باشند.

یکی از ویژگی‌های برجسته تربیت شدگان مکتب جناب شیخ رجبعلی خیاط، حضور قلب در نماز است و این نبود مگر بدین جهت که شیخ برای جسد بی‌روح نماز، ارزش چندانی قائل نبود و می‌کوشید علاقمندان او حقیقتاً نمازگزار باشند.

در رهنمودهای جناب شیخ درباره نماز چهار نکته اساسی وجود دارد که هر چهار مورد برگرفته از متن قرآن و احادیث اسلامی است:

۱- عشق
شیخ رجبعلی خیاط معتقد بود همانگونه که عاشق از سخن گفتن با معشوق خود لذت می‌برد، نمازگزار باید از راز و نیاز با خدای خود احساس لذت کند؛ او شخصاً چنین بود و اولیای الهی همگی چنین‌اند.
رسول خدا (ص) لذت خود از نماز را این گونه توصیف می‌فرمایند:
«جعل الله جل ثناؤه قره عینی فی الصلاه، و حبّب إلی الصلاه کما حبّب إلی الجائع الطعام، و إلی الظمآن الماء، و إنّ الجائع إذا أکل شبع، و إنّ الظمآن إذا شرب روی، و أنا لا أشبع من الصلاه؛ خداوند (جل ثناؤه) نور دیده مرا در نماز قرار داد و نماز را محبوب من گردانید، همچنان که غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب تشنه. (با این تفاوت که) گرسنه هر گاه غذا بخورد سیر می‌شود و تشنه هر گاه آب بنوشد سیراب می‌شود، اما من از نماز سیر نمی‌شوم.»
«از کلمه “ما” بگذرید، آن جا که در کارها کلمه «من» و «ما» حکومت می‌کند شرک است، فقط یک ضمیر حاکم است آن هم ضمیر «هو» و اگر از آن ضمیر بگذرید ضمایر دیگر شرک است.»
یکی از شاگردان شیخ، که حدود سی سال با او بوده می‌گوید: خدا شاهد است که من می‌دیدم در نماز، مثل یک عاشق در مقابل معشوقش ایستاده، محو جمال اوست.

۲- ادب
مؤدب بودن نمازگزار در محضر آفریدگار متعال، یکی از مسایلی است که اسلام به آن اهمیت بسیاری داده است.
امام سجاد علیه‌السلام در این باره می‌فرماید: «و حق الصلاه أن تعلم أنها وفاده إلی الله عز و جل، و أنک فیها قائم بین یدی الله عز و جل فإذا علمت ذلک قمت مقام الذلیل الحقیر، الراغب الراهب، الراجی الخائف، المستکین المتضرع، و المعظم لمن کان بین یدیه بالسکون و الوقار، و تقبل علیها بقلبک و تقیمها بحدودها و حقوقها.
حق نماز این است که بدانی نماز، وارد شدن بر خدای عز و جل است و تو با نماز در پیشگاه خداوند عز و جل ایستاده‌ای، پس چون این را دانستی، باید همچون بنده‌ای ذلیل و حقیر، راغب و راهب و امیدوار و بیمناک و بینوا و زاری کننده باشی و به احترام کسی که در مقابلش ایستاده‌ای با آرامش و وقار بایستی و با دل به نماز رو کنی و آن را با رعایت شرایط و حقوقش، به جای آوری.»
جناب شیخ درباره ادب حضور می‌گوید: «شیطان همیشه می‌آید سراغ انسان، یادت باشد که توجه خود را از خدا قطع نکن، در نماز مؤدب باش. در نماز باید همانند هنگامی که در برابر شخصیت بزرگی خبردار ایستاده‌ای باشی، به گونه‌ای که اگر سوزن هم به تو بزنند تکان نخوری!»
این سخن را شیخ به فرزندش در پاسخ به این سؤال که: شما موقعی که نماز می‌خوانید لبخند می‌زنید، گفته است. فرزند رجبعلی خیاط می‌گوید: من حدس می‌زنم که لبخند ایشان به شیطان است، که با لبخند به او می‌گوید: زورت نمی‌رسد!
شیخ معتقد بود که هر حرکتی خلاف ادب در محضر آفریدگار، معلول وسوسه شیطان است و می‌گفت: «شیطان را دیدم بر جایی که انسان در نماز، می‌خاراند، بوسه می‌زند!!»
امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «فضل الوقت الأول علی الآخر کفضل الاخره علی الدنیا؛ فضیلت اول وقت (نماز) بر آخر وقت، همچون فضیلت آخرت است بر دنیا.»

۳- حضور قلب
باطن نماز، یاد خدا و حضور صادقانه دل نمازگزار در محضر قدس حق تعالی است، و از این رو پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «لا یقبل الله صلاه عبد لا یحضر قلبه مع بدنه؛ خداوند نماز بنده‌ای را که دلش با بدنش حضور ندارد، نمی‌پذیرد.»
جناب شیخ با توجه به این نکته، سعی می‌کرد قبل از اقامه نماز جماعت، حاضران را آماده نماز با حضور قلب کند. نماز او نمونه یک نماز با حضور قلب بود.
همچنین حمید فرزام یکی از شاگردان “رجبعلی خیاط “در این باره می‌گوید: نمازشان خیلی با طمأنینه و با آداب بود و گاهی که دیر می‌رسیدم و قیافه ایشان را در نماز می‌دیدم انگار لرزه‌ای بر اندامشان مستولی، قیافه نورانی، رنگ پریده و غرق در ذکری بودند که می‌گفتند؛ حواسشان کاملاً جمع نماز بود و سرشان پایین، استنباطم این است که جناب شیخ هیچ شکی، حتی به اندازه سر سوزن در دلش نبود.
یکی دیگر از شاگردان شیخ می‌گوید: گاهی به من می‌گفت: «فلانی! می‌دانی در رکوع و سجود چه می‌گویی؟ در تشهد که می‌گویی: «اشهد أن لا اله ألا الله وحده لا شریک له»، آیا راست می‌گویی؟ آیا هوای نفس نداری؟! آیا به غیر خدا توجهی نداری؟!»

۴- مواظبت بر نماز اول وقت
در احادیث اسلامی بر نماز گزاردن در اول وقت تأکید فراوانی شده است، امام صادق (ع) می‌فرمایند: «فضل الوقت الأول علی الآخر کفضل الاخره علی الدنیا؛ فضیلت اول وقت (نماز) بر آخر وقت، همچون فضیلت آخرت است بر دنیا.»
رجبعلی خیاط مقید بود که نمازهای پنجگانه را در اول وقت می‌خواند و دیگران را نیز بدان توصیه می‌فرمود.

*نوکر امام حسین(ع) نمازش تا الان نمی‌ماند
خطیب توانا، حجت الاسلام والمسلمین سیدقاسم شجاعی، خاطره جالبی از رجبعلی خیاط در این ‌باره دارند.
وی در این باره مطرح کرده است: من از دوران مدرسه و ابتدایی منبر می‌رفتم و چون لحن سخن گرمی داشتم روضه‌های زیادی را می‌رفتم از جمله روزهای هفتم ماه به منزل جناب مرحوم آقا شیخ رجبعلی نکوگویان (خیاط) می‌رفتم. از پله‌ها که بالا می‌رفتیم، اتاق دست چپ، خانم‌ها جمع می‌شدند و برایشان روضه ماهانه می‌خواندم، اتاق جناب شیخ هم طبقه پایین آن قرار داشت. آن زمان ۱۳ ساله بودم و هنوز به حد بلوغ نرسیده بودم.
شیخ معتقد بود که هر حرکتی خلاف ادب در محضر آفریدگار، معلول وسوسه شیطان است.
روزی بعد از اتمام منبر به طبقه پایین آمدم و برای اولین بار با جناب شیخ برخورد کردم، گویا عازم بازار بود، سلام کردم، یک نگاه به صورت من کرد و فرمود: «پسر پیغمبر (ص) و نوکر امام حسین (ع) نمازش تا الان نمی‌ماند!!»
گفتم: چشم، در حالتی که دو ساعت به غروب مانده بود و آن روز مهمان بودم و تا آن ساعت نماز نخوانده بودم، به محض اینکه به صورتم نگاه کرد، این حالت را در من دید و گوشزد کرد.
این مطلب موجب شد که من مواقعی در همان دوران قبل از بلوغ و بعد از آن گاهی در مجالس ایشان – که مثلاً در منزل آقای حکیمی آهن فروش بود – می‌رفتم و از همان نوجوانی احساس می‌کردم این مرد، صحبت که می‌کند مطالبش الهامی است، چون اطلاعات علمی نداشت، ولی وقتی صحبت می‌کرد تمام مخاطبین را مجذوب می‌کرد، به طوری که هنوز هم من از وی خاطرات و سخن دارم. من جمله، از کلماتی که همیشه در ذهن من است اینکه می‌‌گفت: «از کلمه “ما” بگذرید، آن جا که در کارها کلمه «من» و «ما» حکومت می‌کند شرک است، فقط یک ضمیر حاکم است آن هم ضمیر «هو» و اگر از آن ضمیر بگذرید ضمایر دیگر شرک است.»
وقتی این طور کلمات را مرحوم رجبعلی خیاط مطرح می‌کرد، در قلب و فکر انسان نقش می‌بست .

*خشم، آفت نماز
از شیخ رجبعلی خیاط نقل شده ‌است که: «شبی حوالی غروب از نزدیک مسجدی در اوایل خیابان سیروس تهران عبور می‌کردم – برای درک فضیلت نماز اول وقت – وارد شبستان مسجد شدم دیدم شخصی مشغول اقامه نماز است و هاله‌ای از نور اطراف سر او را گرفته، پیش خود فکر کردم که بعد از نماز با او مأنوس شوم ببینم چه خصوصیاتی دارد که چنین حالتی در نماز برای او پدیدار است.
پس از پایان نماز همراه او از مسجد خارج شدم نزدیک در مسجد، وی با خادم مسجد بگو مگویی پیدا کرد و به او پرخاش کرد و به راه خود ادامه داد، پس از عصبانیت دیدم آن هاله نور از روی سرش محو شد!»
پ.ن

نظرات[۰] | دسته: نماز | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
ولی الله الاعظم پیامبر اکرم(ص) پيوند ثابت

بسم الله الرحمن الرحیم
«الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا ان هدانا الله و صلی الله علی جمیع الانبیاء و المرسلین سیما خاتمهم و افضلهم محمد و اهل بیته الطیبین الطاهرین سیما بقیه الله ارواح من سواه فداه بهم نتولی و من اعدائهم نتبری الی الله».

رسالت و امامت چهره ارتباط انسان کامل و جهان است و ولایت چهره ارتباط انسان کامل به خداست؛ بنابراین، جامع بین رسالت نبی اکرم و امامت امام مجتبی ـ سلام الله علیهما ـ همان جنبه ولایت آنهاست، گاهی به زبان ولایت با ما سخن می‌گویند و زمانی با زبان رسالت حرف می‌زنند.

هنگامی که با زبان ولایت سخن می‌گویند، می‌بینیم سخن از اتحاد نیست که وحدت است. می‌گویند: «حسین منی و انا من حسین»؛ این بیان ویژه سالار شهیدان ـ سلام‌الله علیه ـ نیست درباره امیرالمومنین ـ سلام‌الله علیه ـ هم آمده که نبی اکرم فرمود: «علی منی و انا من علی»؛ فرازهای نورانی زیارت جامعه که از برجسته‌ترین زیارتهای مستند ماست.

اینچنین آمده است که ارواح اهل بیت و انوار اهل بیت یکی است و این ذوات مطهره کلمه واحده‌اند. گاهی با زبان رسالت با ما سخن می‌گویند و می‌فرماید: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی». آنجا که سخن از کثرت است، با زبان رسالت و امامت سخن می‌گویند. آنجا که سخن از وحدت است، با زبان ولایت حرف می‌زنند و جامع بین رسالت و امامت همان ولایت انسان کامل است که گاهی به صورت رسالت رسول اکرم جلوه می‌کند و زمانی به صورت امامت امام مجتبی تجلی دارد. اصل رسالت این ذات مقدس و خلافت خلفایش در زبان و نیایش انبیای گذشته، عموماً و ابراهیم خلیل ـ سلام الله علیهم اجمعین ـ به ویژه آمده است که در دعاهایش به خدا عرض کرد: پروردگارا فرمان ساختن کعبه را صادر کردی و این مطاف مسلمین و قبله بندگان تو به دست معماری چون من و دستیاری چون اسماعیل بنا نهاده شد ولی کعبه بدون رهبر سودمند نیست ﴿وَ ابْعَثْ فیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِکَ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ یُزَکِّیهِمْ﴾

پروردگارا برای اینکه قبله بندگان و مطاف عابدان و عاکفان از لوث هر ستمگری پاک باشد، پیامبری از میان اینها برانگیز که آیات تو را بر مردم تلاوت، مردم را عالم و آگاه و به نزاهت روح آشنا و دل‌های اینها را تزکیه و تهذیب کند.

به پاس احترام به دعای ابراهیم خلیل ـ سلام‌الله علیه ـ خدای سبحان رسول اکرم را مبعوث کرد که نبی اکرم بنا بر این نقل فرمود: «انا دعوت ابی ابراهیم»؛ یعنی بعثت من عصاره دعای پدرم ابراهیم خلیل است، دعای جدم با رسالت من مستجاب شد و نشانه استجابت دعا هم در سورهٴ مبارکهٴ جمعه آمده است: ﴿هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی اْلأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ﴾؛ خدای سبحان در بین مکتب نرفته‌ها، انسان مکتب نرفته‌ای را برگزید که آیات الهی را بر مردم تلاوت کند. اولاً آنها را به نزاهت روح آشنا و کتاب و حکمت را فرا سوی آنها نصب کند و همان دعای ابراهیم به عنوان برنامه رسالت رسول اکرم تنظیم شد؛ با این تفاوت که در دعای ابراهیم تعلیم پیش از تزکیه آمده است و در اجابت ذات اقدس الهی، تزکیه پیش از تعلیم ذکر شد.

سرّ این تفاوت آن است که تزکیه مقدم بر تعلیم است و تعلیم، مقدمه تزکیه گاهی با دید مقدمه تعلیم قبل از تزکیه یاد می‌شود؛ مانند نیایش ابراهیم. گاهی تزکیه پیش از تعلیم ذکر می‌شود، چون مقدم است و هدف است مانند اجابت دعای ذات اقدس اله؛ اما بیان قرآن کریم این است، مردمی که اهل تلاوت نیستند در ضلال مبینند. آنها که با قرآن مأنوسند، اهل تلاوت قرآنند، ولی از معانی بلند قرآن بی خبرند، در ضلال مبینند. آنها که عالم تفسیر گویند و در علم نمی‌کوشند، به تزکیه بار نیافته‌اند، در ضلال مبینند.

مجموع این سه امر هدف رسالت نبی اکرم است فرمود: «وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ» در صدر آیه فرمود جامعه بشری منهای وحی و رسالت از نظر عقل نظری امی است و در ذیل آیه فرمود، از نظر عمل در ضلال مبینند انبیا عموماً و خاتم انبیا ـ علیهم السلام ـ به ویژه آمده‌اند که هم آن امیت را به علم تبدیل کنند، هم این ضلال مبین را به تطهیر و تزکیه و تذهیب نفس مبدل سازند هم ﴿یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ﴾ است تا امیت برطرف شود، مردم آگاه شوند هم ﴿یُزَکِّیهِمْ﴾ هست تا ضلالت به هدایت مبدل شود. قرآن کریم از لبه عربی مبین تا ﴿لَتُلَقَّی الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَکیمٍ عَلیمٍ﴾ حبل الله است آنچه که در چهره کتابهاست قرآن است و آنچه در ام الکتاب است، قرآن است و این فواصل دور را قرآن پر کرده است.

وقتی در لبه آیه قرار می‌گیریم، این چنین برداشت می‌کنیم که خدا در بین امیین حجاز پیامبر فرستاد، در بین مکتب نرفته‌های حجاز رسولی را مبعوث کرد. وقتی جلوتر می‌رویم با کریمه ﴿إِنّا جَعَلْناهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ﴾ انس پیدا می‌کنیم. معلوم می‌شود سخن از عربهای حجاز نیست، سخن از تمام عرب زبان‌هاست ﴿وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاّ بِلِسانِ قَوْمِهِ﴾ در این مرحله دوم، امیین بازتر می‌شوند، همه عرب زبانان عالم امی‌اند و این نگار به مکتب نرفته معلم است.

در بخش سوم و مرحله سوم وقتی به کریمه ﴿وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاّ رَحْمَهً لِلْعالَمینَ﴾ یا به کریمه ﴿ما أَرْسَلْناکَ إِلاّ کَافَّهً لِلنّاسِ﴾ یا به آیه مبارکه ﴿تَبارَکَ الَّذی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلی عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعالَمینَ نَذیرًا﴾ می‌رسیم، می‌بینیم قلمرو رسالت نبی اکرم همه منطقه بشر نشین را پر کرد آن‌گاه سراسر جوامع بشر امی‌اند و این نگار به مکتب نرفته معلم است؛ گرچه در بین جوامع انسانی علما و فرزانگان فراوانی هستند نوابغ بشری چون مرحوم بوعلی و خواجه‌ها هستند اما مرحوم شیخ الرئیس نسبت به علمای امامیه حکیم است، در پیشگاه نبی اکرم امی است.

خواجه طوسی در برابر مکتبهای عادی عقل‌ هادی عشر است، ولی در پیشگاه وحی سماعی امی است. همه فرزانگان بشری هرچند نسبت به یکدیگر تفاوت و تمایزی داشته و دارند اما وقتی به وحی الهی سنجیده می‌شوند، همه و همه امی‌اند، آن‌گاه ﴿هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی اْلأُمِّیِّینَ رَسُولاً﴾ در این مرحله سوم معنای بازتری را تفهیم می‌کند، وقتی از این مرحله سوم گذشتیم، وارد بخش چهارم شدیم. می‌بینیم خدای سبحان رسول اکرم را تنها برای رهبری جوامع بشری نفرستاد تا آنجا که سخن از اندیشه و فکر است، رسالت داد؛ خواه برای انسان خواه برای جن.

این خطاب ﴿فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ﴾ خطاب به جن و انس است، این تحدی عمومی سوره اسرا تحدی نسبت به جن و انس است ﴿قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ اْلإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهیرًا﴾ فرمود: جن و انس به این تحدی و به این مبارزه دعوت شده‌اند و مقدور احدی نیست؛ نه از جن و نه از انس کتابی همتای قرآن بیاورند و برای اینکه از شیطنت جنی‌ها بکاهند و از شیطنت شیاطین کاهش دهد، در این بخش از قرآن می‌خوانیم، وقتی رسول اکرم به رسالت بار یافت در آسمان‌ها هم اثر تازه‌ای پیدا شد که ﴿وَ أَنّا لَمَسْنَا السَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَسًا شَدیدًا وَ شُهُبًا﴾ مسئولین آسمان می‌گفتند با رسالت نبی اکرم، جلوی نفوذ شیاطین بسته شد.

نظرات[۰] | دسته: پیامبر(ص) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شیعیان در زمان غیبت پيوند ثابت

رسیدگی به شیعیان در زمان غیبت

امام زمان(عج) فرمودند: ما نظر خود را از شما بر نمی گیریم، که به حال خود وا بمانید، فراموشتان نمی کنیم، اگر چنین نبود، گرفتاری ها شما را از پا در می انداخت و دشمنان شما را از بین می بردند.(احتجاج ج ۲ ص ۳۲۳ )

امام زمان(عج) فرمودند: ما در رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی نکرده ایم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم، پس تقوای الهی پیشه کنید و ما را یاری کنید تا از فتنه ای که به شما روی آورده شما را نجات بخشیم( منظور از فتنه غیبت است ).( احتجاج ج ۲ ص ۴۹۷ )

امام زمان(عج) فرمودند: علم ما احاطه تام به خبرهای شما دارد و هیچ چیز از اخبار شما بر ما پنهان نیست و ما مراعات شما را مهمل نگذاشته ایم و یاد شما را فراموش نکرده ایم و اگر عنایات ما نبود، مصائب بزرگی بر شما وارد می گشت و دشمنان شما را نابود می کردند.( المهدی فی المهد الی الظهور ص ۲۴۰)

شیعه در زمان غیبت

امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: …در چنین وضعی (دوران غیبت) شیعۀ علی مورد ناسزا گویی ها قرار می گیرد، دشمنانش به او سخنان ناشایست می گویند و اشرار و نابکاران در محاوره بر شیعیان چیره می شوند تا جایی که امّت سرگردان می ماند و به وحشت افتد و این سخن که حجّت از میان رفته و امامت باطل گردیده، فراوان شود( بر سر زبان ها شایع شود )…( غیبت نعمانی ص ۲۰۳ )

امام سجّاد(ع) فرمودند: هرکس که در ایّام غیبت قیام کننده(عج) در ولایت و دوستی ما ثابت قدم باشد، هر آینه عطا می کند خداوند به او اجر هزار نفر شهید که مانند شهدای بدر و احد بوده باشند.(دارالسلام ص ۵۸۴)

امام صادق(ع) فرمودند: طوبی از کسی باشد که در ایّام غیبت قیام کننده(عج) به امر ما چنگ زند و دلش بعد از هدایت یافتن از حق بر نگردد. راوی عرض کرد: فدای تو شوم، طوبی چیست؟ فرمود: درختی است در بهشت، که بیخ آن در قصر علی بن ابی طالب(ع) است و هیچ مؤمنی نیست مگر آنکه شاخه ای از شاخه های آن در قصر او می باشد و این است معنی قول خداوند متعال که فرمود:

«طوبی لَهُم وَ حُسنَ مَأب» رعد ۲۹٫(کمال الدین ج ۱ ص ۳۸۵)

امام صادق(ع) فرمودند: بر مردم زمانی بیاید که امام ایشان از ایشان پنهان خواهد شد، گوارا باد کسانی را که در آن زمان بر دین خود ثابت مانند، زیرا که کمتر ثوابی که به ایشان داده می شود، این است که خدای تعالی ایشان را ندا کند، که ای بندگان من شما اهل سرّ من شدید و پنهان شدۀ مرا، یعنی امام غائب را تصدیق نمودید، پس شما را مژده می دهم به این که شما غلامان و کنیزان حقیقی من هستید، طاعت خود را از شما قبول می کنم و از تقصیرات شما می گذرم و گناهان شما را می آمرزم و به سبب شما بندگان خود را از باران سیراب می کنم و بلاها را از ایشان منع می نمایم با آن که اگر شما نبودید عذاب خویش را بر آنان نازل می کردم. در آن زمان نگه داشتن زبان و گوشه گیری افضل اعمال است.(بحارالانوار ج ۵۲ ص ۱۴۵)

امام صادق(ع) فرمودند: نزدیک ترین حال این جماعت به خدا و رضایتمند ترین لحظات خداوند از ایشان هنگامی است که حجّت خدا را نیابند، و از دید ایشان در پرده بماند و برای آنان آشکار نشود و جایگاه او را ندانند و ایشان در این حال آگاهی و باور داشته باشند که حجّت خدا و میثاقش باطل نمی شود، پس در چنان حال شبانه روز انتظار فرج داشته که همانا شدیدترین حال خشم خداوند بر دشمنان هنگامی است که حجِّت او را نیابند و بر آنها آشکار نگردد و… این غیبت واقع نمی شود مگر بر سرِ کردۀ بَدان و بدکاران مردم.(غیبت نعمانی ص ۲۳۵)
فتنه ها و بلاهای دوران غیبت

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: هنگامی که مسلمانان با علمای خود از سر ستیز در آیند، بازارهای خود را آباد جلوه دهند و برای گرد آوری ثروت ازدواج کنند، خداوند آنها را به چهار بلا دچار می سازد: قحطی زمان، ستم سلطان، جنایت فرمانروایان، ترس و وحشت از دشمنان.(بحارالانوار ج ۵۳ ص ۲۱۲)

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: زمانی فرا می رسد که مردم همّ و غمشان شکمشان است و شرف آنها اموالشان و قبله آنها زنانشان و دین آنها درهم و دینار است، آنها بدترین مردم هستند و در نزد خداوند ارج و قربی ندارند.(منتخب الاثر ص ۴۳۸، روزگار رهایی ص ۴۸۴)

امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: قبل از ظهور، شیطان در اجزای بدنشان نفوذ می کند…و با خونشان مخلوط می شود و مردم را وسوسه می کند که تهمت زنند تا فتنه ها، افق شهرها را فراگیرد. مؤمن بیچاره ای که دوست دار ماست، می گوید: من از مستضعفانم و بهترین مردم در آن روزگار کسی است که مراقب خود باشد و در خانه اش بماند و از همنشینی با مردم دوری کند.(روزگار رهایی ص ۵۰۲)

امام باقر(ع) فرمودند: خداوند نفس مسلمانان این زمان را مسخ می کند. مسخ همان انحراف از قوانین اسلام به حسب نتیجه گیری هایی که در برداشت مذهب می شود. مسخ همان از یاد بردن فطرت انسانی است، فطرتی که خداوند انسان ها را بر آن خلق نموده است.

نظرات[۰] | دسته: امام مهدی (عج) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
ویژگی های عصر غیبت پيوند ثابت

ویژگی های عصر غیبت
یکی از علت های غیبت امام(ع) از امّت این است که تمامی زاده های مؤمنین از صلب اجدادشان خارج شود تا جایی که اگر حتّی یک مؤمن باقی باشد که در نسل کافران وجود داشته باشد، غیبت آن قدر به طول خواهد انجامید که آن مؤمن نیز به دنیا بیاید و نسل کافران از مؤمنان کاملا جدا و مشخص شود. چنانکه امیر المؤمنین در جنگهای اسلام، اگر متوجه می شدند از نسل این کافران و دشمنان اسلام و اهل بیت(ع) در آینده مؤمنی متولّد خواهد شد از کشتن آن اجتناب می کردند.
«هُمُ الَّذینَ کَفَروا وَ صُدّوکُم عَن المسجِدِ الحَرام وَالهَدیَ مَعکوفآ اَن یَبلُغَ مَحِلَّهُ وَ لَولا رِجالُ مؤمِنون وَ نِساءُ مؤمناتُ لَم تَعلَموهُم اَنتَطَوُهُم فَتُصیبِکُم مِنهُم مَعَرَّهَ بِغَیرِ عِلمِ لِیُدخِلَ الله فی رَحمَتِهِ مَن یَشاء…»
اگر آنان از هم جدا می شدند (عناصر کفر و ایمان) همانا افراد کافر از ایشان را به عذابی دردناک معذّب می ساختیم. فتح ۲۵
امام صادق(ع) فرمودند: همانا خداوند عزّوجلسپرده های مؤمنی در اصلاب کافر و منافق داشت، پس علی(ع) پدران را نمی کشت تا اینکه آن ودیعه ها بیرون آیند و چون آن ودایع بیرون آمدند، آن حضرت به کشتن آنان اقدام کرد و همین طور قیام کننده ما اهل بیت ظاهر نخواهد شد تا اینکه سپرده های خداوند بیرون بیایند و چون ظاهر گردند آن جناب نیز ظهور خواهد نمود و مخالفان راخواهد کشت.(تمام النعمه ج۲ ص۴۶۱ )
مهلت به ستمگران
امام صادق(ع) فرمودند: سبب غیبت و تأخیر این امر آن است که زمان دولت های باطل بگذرد تا اینکه یکی از ایشان نگویند که اگر من مالک و حکمران بودم هر آینه عدالت و احسان به زیر دستان خود می کردم، پس خداوند ایشان را قبل از آن حضرت مالک گردانید زیرا دولت مهدی آل محمّد(ص) آخرین دولت هاست و متّصل به قیامت می شود چنانچه در اخبار متواتره وارد شده تا آنکه از برای احدی از ایشان بر خدا حجّت نباشد.( دارالسلام )
ابتلاء و امتحان
به فرموده بسیاری از احادیث و روایات اهل بیت(ع)، امتحان، یکی از حکمت ها و علّت هایی است که برای غیبت ذکر شده است. این امتحان خاصّ معتقدان به امامت است، اراده خداوند عزّوجل بر این است که ثابت قدم ها را از افراد سست ایمان و سطحی نگر جدا نماید. چرا که برای اثبات خصلت هر چیز ابتدا باید آن را آزمود.
«وَ لَنَبلُوَنَّکُم بشَیء مِنَ الخوفِ وَ الجوعِ وَ نَقصِ مِنَ الاَموالِ وَالاَنفُسِ وَالثّمَراتِ وَ بَشِّرِالصّابِرین»
شما را امتحان می کنیم به چیزی از ترس و گرسنگی و کاستن اموال و خطر جانی و ثمرات زندگی و نوید بده به آنها که ثابت قدم هستند.بقره۱۵۵
امام صادق(ع) فرمودند: قبل از آمدن مهدی، علاماتی برای امتحان مؤمنین خواهد بود. این امتحان که خداوند می فرماید: به چیزیاز ترس، که این ترس بیماری های گوناگون خواهد بود و گرسنگی، بالا رفتن قیمت ها، کاستن مال، قحطی، خطر جانی، مرگ شایع و زیاد، نقص ثمرات زندگی و نیامدن باران است. پس در آن موقع به آنها که در عقیده به ما ثابت می مانند، نوید بده، سپس فرمود: این تأویل آیه است و هیچکس جز آنها که راسخ در علم هستند تأویل قرآن را نمی دانند و ماییم راسخان در علم.(بحارالانوار ج ۱۳ ص ۲۷۰)
«فَلا اُقسمُ بالخُنَّس، اَلجَوار الکَُنَّس»چنین نیست، قسم یاد می کنم به ستارگان باز گرداننده! که به گردش آیند و در مکان خود رخ پنهان کنند.تکویر ۱۵و۱۶
امام باقر(ع)فرمودند: این مولودی در آخرالزمان است، او مهدی این عترت است و برای او حیرت و غیبتی خواهد بود که اقوامی در آن گمراه شوند و اقوامی نیز هدایت یابند و خوشا بر تو اگر او را دریابی و خوشا بر کسی که او را دریابد.(کمال الدین ج۱ص۶۰۲)
امیرالمؤمنین(ع)فرمودند: هر آیینه مبتلاء شوید مبتلاء شدنی، و غربال شوید، غربال شدنی و تازیانه زده شوید چنانکه دیک را تازیانه می زنند تا آنکه بالای شما پایین شود و زیر شما بالا گردد.(نهج البلاغه خطبه ۱۶)
امیرالمؤمنین(ع)فرمودند: آن حضرت از چشم مردم نهان خواهد شد تا مردمان گمراه از غیر گمراه مشخص شوند.(بحارالانوارج۲۸ص۷۰)

نظرات[۰] | دسته: امام مهدی (عج) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
علل غیبت امام عصر(ع) پيوند ثابت

خالی شدن اصلاب کافران از مؤمنین

یکی از علت های غیبت امام(ع) از امّت این است که تمامی زاده های مؤمنین از صلب اجدادشان خارج شود تا جایی که اگر حتّی یک مؤمن باقی باشد که در نسل کافران وجود داشته باشد، غیبت آن قدر به طول خواهد انجامید که آن مؤمن نیز به دنیا بیاید و نسل کافران از مؤمنان کاملا جدا و مشخص شود. چنانکه امیر المؤمنین در جنگهای اسلام، اگر متوجه می شدند از نسل این کافران و دشمنان اسلام و اهل بیت(ع) در آینده مؤمنی متولّد خواهد شد از کشتن آن اجتناب می کردند.

«هُمُ الَّذینَ کَفَروا وَ صُدّوکُم عَن المسجِدِ الحَرام وَالهَدیَ مَعکوفآ اَن یَبلُغَ مَحِلَّهُ وَ لَولا رِجالُ مؤمِنون وَ نِساءُ مؤمناتُ لَم تَعلَموهُم اَنتَطَوُهُم فَتُصیبِکُم مِنهُم مَعَرَّهَ بِغَیرِ عِلمِ لِیُدخِلَ الله فی رَحمَتِهِ مَن یَشاء…»

اگر آنان از هم جدا می شدند (عناصر کفر و ایمان) همانا افراد کافر از ایشان را به عذابی دردناک معذّب می ساختیم. فتح ۲۵

امام صادق(ع) فرمودند: همانا خداوند عزّوجلسپرده های مؤمنی در اصلاب کافر و منافق داشت، پس علی(ع) پدران را نمی کشت تا اینکه آن ودیعه ها بیرون آیند و چون آن ودایع بیرون آمدند، آن حضرت به کشتن آنان اقدام کرد و همین طور قیام کننده ما اهل بیت ظاهر نخواهد شد تا اینکه سپرده های خداوند بیرون بیایند و چون ظاهر گردند آن جناب نیز ظهور خواهد نمود و مخالفان راخواهد کشت.(تمام النعمه ج۲ ص۴۶۱ )

مهلت به ستمگران

امام صادق(ع) فرمودند: سبب غیبت و تأخیر این امر آن است که زمان دولت های باطل بگذرد تا اینکه یکی از ایشان نگویند که اگر من مالک و حکمران بودم هر آینه عدالت و احسان به زیر دستان خود می کردم، پس خداوند ایشان را قبل از آن حضرت مالک گردانید زیرا دولت مهدی آل محمّد(ص) آخرین دولت هاست و متّصل به قیامت می شود چنانچه در اخبار متواتره وارد شده تا آنکه از برای احدی از ایشان بر خدا حجّت نباشد.( دارالسلام )
ابتلاء و امتحان

به فرموده بسیاری از احادیث و روایات اهل بیت(ع)، امتحان، یکی از حکمت ها و علّت هایی است که برای غیبت ذکر شده است. این امتحان خاصّ معتقدان به امامت است، اراده خداوند عزّوجل بر این است که ثابت قدم ها را از افراد سست ایمان و سطحی نگر جدا نماید. چرا که برای اثبات خصلت هر چیز ابتدا باید آن را آزمود.

«وَ لَنَبلُوَنَّکُم بشَیء مِنَ الخوفِ وَ الجوعِ وَ نَقصِ مِنَ الاَموالِ وَالاَنفُسِ وَالثّمَراتِ وَ بَشِّرِالصّابِرین»

شما را امتحان می کنیم به چیزی از ترس و گرسنگی و کاستن اموال و خطر جانی و ثمرات زندگی و نوید بده به آنها که ثابت قدم هستند.بقره۱۵۵

امام صادق(ع) فرمودند: قبل از آمدن مهدی، علاماتی برای امتحان مؤمنین خواهد بود. این امتحان که خداوند می فرماید: به چیزیاز ترس، که این ترس بیماری های گوناگون خواهد بود و گرسنگی، بالا رفتن قیمت ها، کاستن مال، قحطی، خطر جانی، مرگ شایع و زیاد، نقص ثمرات زندگی و نیامدن باران است. پس در آن موقع به آنها که در عقیده به ما ثابت می مانند، نوید بده، سپس فرمود: این تأویل آیه است و هیچکس جز آنها که راسخ در علم هستند تأویل قرآن را نمی دانند و ماییم راسخان در علم.(بحارالانوار ج ۱۳ ص ۲۷۰)

«فَلا اُقسمُ بالخُنَّس، اَلجَوار الکَُنَّس»

چنین نیست، قسم یاد می کنم به ستارگان باز گرداننده! که به گردش آیند و در مکان خود رخ پنهان کنند.تکویر ۱۵و۱۶

امام باقر(ع)فرمودند: این مولودی در آخرالزمان است، او مهدی این عترت است و برای او حیرت و غیبتی خواهد بود که اقوامی در آن گمراه شوند و اقوامی نیز هدایت یابند و خوشا بر تو اگر او را دریابی و خوشا بر کسی که او را دریابد.(کمال الدین ج۱ص۶۰۲)

امیرالمؤمنین(ع)فرمودند: هر آیینه مبتلاء شوید مبتلاء شدنی، و غربال شوید، غربال شدنی و تازیانه زده شوید چنانکه دیک را تازیانه می زنند تا آنکه بالای شما پایین شود و زیر شما بالا گردد.(نهج البلاغه خطبه ۱۶)

امیرالمؤمنین(ع)فرمودند: آن حضرت از چشم مردم نهان خواهد شد تا مردمان گمراه از غیر گمراه مشخص شوند.(بحارالانوارج۲۸ص۷۰)

امام سجاد(ع)فرمودند: مدت غیبت دوم آنقدر طول می کشد که اکثر مردم از اعتقادی که به آن حضرت دارند برگردند و در آن ثابت نمانند مگر کسی که به یقین قوّتی داشته باشد و معرفتش درست باشد و در نفس خود در احکام ما ننگی نبیند و به ما اهل بیت تسلیم نماید.(کمال الدین ج۱ص۲۲۳)

امام باقر(ع)فرمودند: هیهات! هیهات! فرج نخواهد رسید تا شما غربال شوید (و سه بار تکرار کردند) و افراد پاک و مخلص باقی بمانند.(بحارالانوار ج۵۱ ص ۱۱۳)

امام باقر(ع)فرمودند: بپرهیزید از فاش کردن خصوصیات قیام کننده که روزگاری امام شما از دیده ها پنهان خواهد شد و شما در فشار آزمایش قرار گیرید تا آنجا که بگویند او وفات کرد، کشته شد، به کدام درّه افتاد، ولی دیده اهل ایمان بر او اشک بارد و شما مانند کشتی های گرفتار امواج دریا متزلزل و سرنگون شوید و نجات و خلاصی نیست جز برای کسی که خدا از او پیمان گرفته و ایمان را در دلش ثبت کرده و به وسیله روحی از جانب خود تقویّتش نمود.(اصول کافی ج۱ص۳۳۶)

امام صادق(ع)فرمودند: هیهات! هیهات! نه به خدا قسم، آنچه چشم انتظار آن هستید نخواهد شد مگر اینکه غربال شوید. نه به خدا قسم، آنچه چشم انتظار آن هستید نخواهد شد مگر اینکه مؤمن و متزلزل شما از هم جدا شوند. نه به خدا قسم، آنچه چشم انتظار آن هستید نخواهد شد مگر اینکه آزمایش شوید. نه به خدا قسم، آنچه چشم انتظار آن هستید نخواهد شد مگر اینکه ناامید شوید. نه به خدا قسم آنچه چشم انتظار آن هستید نخواهد شد مگر بعد از آنکه شقی و بدبخت به شقاوتش برسد و سعید و نیک انجام به سعادتش دست یابد. (اثبات الهدات ج۳ص۵۱۰)

امام صادق(ع)فرمودند: حال قیام کننده ما چنین خواهد بود و ایّام غیبتش طولانی خواهد بود تا آنکه حق خالص شود و ایمان از کدورت کفر و نفاق جدا گردد. زیرا که به سبب غیبت آنان که از شیعه دانسته شدندو در واقع اهل نفاق و صاحبان طینت خبیثه باشند، از دین خارج شوند و مرتد گردند.(دارالسّلام ص۲۲۹)

امام صادق(ع)فرمودند: سبب این امتحان شدید در این عصر آن است که روی زمین از کثافات باطن در زمان ظهور آن بزرگوار بالمدّت(به طور کلّی) پاک گردد چنانکه در زمان نوح(ع) گردید. (دارالسّلام ص۱۴۵)

امام صادق(ع)فرمودند: به خدا سوگند که ایّامی فرا خواهد رسید که امامتان از دیده ها پنهان خواهد شد و شما امتحان خواهید شد. عدّه ای گویند مُرد یا کشته شد و عدّه ای گویند کجا رفته است؟ چشم های مؤمنان برای او اشک خواهد ریخت و دچار امواج حوادث و بلاها خواهید شد، همان طور که کشتی ها دچار امواج دریاها می شوند. پس کسی نجات می یابد که خداوند از او پیمان گرفته باشد و ایمان در قلبش حک شده باشد و به وسیله روحی از جانب خود آن را یاری نماید.(بحارالانوارج۵۲ص۱۴۷)

امام کاظم(ع)فرمودند: صاحب این امر غیبتی دارد که در آن معتقدان به امامت هم از اعتقاد خود بر می گردنند. این چیزی نیست جز امتحانی از جانب خدای عزّوجل که خلق خود را به وسیله آن می آزماید.(اصول کافی ج۲ص۱۳۲)
ابتلاء و امتحان
به فرموده بسیاری از احادیث و روایات اهل بیت(ع)، امتحان، یکی از حکمت ها و علّت هایی است که برای غیبت ذکر شده است. این امتحان خاصّ معتقدان به امامت است، اراده خداوند عزّوجل بر این است که ثابت قدم ها را از افراد سست ایمان و سطحی نگر جدا نماید. چرا که برای اثبات خصلت هر چیز ابتدا باید آن را آزمود.

«وَ لَنَبلُوَنَّکُم بشَیء مِنَ الخوفِ وَ الجوعِ وَ نَقصِ مِنَ الاَموالِ وَالاَنفُسِ وَالثّمَراتِ وَ بَشِّرِالصّابِرین»
شما را امتحان می کنیم به چیزی از ترس و گرسنگی و کاستن اموال و خطر جانی و ثمرات زندگی و نوید بده به آنها که ثابت قدم هستند.بقره۱۵۵
امام صادق(ع) فرمودند: قبل از آمدن مهدی، علاماتی برای امتحان مؤمنین خواهد بود. این امتحان که خداوند می فرماید: به چیزیاز ترس، که این ترس بیماری های گوناگون خواهد بود و گرسنگی، بالا رفتن قیمت ها، کاستن مال، قحطی، خطر جانی، مرگ شایع و زیاد، نقص ثمرات زندگی و نیامدن باران است. پس در آن موقع به آنها که در عقیده به ما ثابت می مانند، نوید بده، سپس فرمود: این تأویل آیه است و هیچکس جز آنها که راسخ در علم هستند تأویل قرآن را نمی دانند و ماییم راسخان در علم.(بحارالانوار ج ۱۳ ص ۲۷۰)
«فَلا اُقسمُ بالخُنَّس، اَلجَوار الکَُنَّس»
چنین نیست، قسم یاد می کنم به ستارگان باز گرداننده! که به گردش آیند و در مکان خود رخ پنهان کنند.تکویر ۱۵و۱۶

امام باقر(ع)فرمودند: این مولودی در آخرالزمان است، او مهدی این عترت است و برای او حیرت و غیبتی خواهد بود که اقوامی در آن گمراه شوند و اقوامی نیز هدایت یابند و خوشا بر تو اگر او را دریابی و خوشا بر کسی که او را دریابد.(کمال الدین ج۱ص۶۰۲)

امیرالمؤمنین(ع)فرمودند: هر آیینه مبتلاء شوید مبتلاء شدنی، و غربال شوید، غربال شدنی و تازیانه زده شوید چنانکه دیک را تازیانه می زنند تا آنکه بالای شما پایین شود و زیر شما بالا گردد.(نهج البلاغه خطبه ۱۶)

امیرالمؤمنین(ع)فرمودند: آن حضرت از چشم مردم نهان خواهد شد تا مردمان گمراه از غیر گمراه مشخص شوند.(بحارالانوارج۲۸ص۷۰)

امام سجاد(ع)فرمودند: مدت غیبت دوم آنقدر طول می کشد که اکثر مردم از اعتقادی که به آن حضرت دارند برگردند و در آن ثابت نمانند مگر کسی که به یقین قوّتی داشته باشد و معرفتش درست باشد و در نفس خود در احکام ما ننگی نبیند و به ما اهل بیت تسلیم نماید.(کمال الدین ج۱ص۲۲۳)

امام باقر(ع)فرمودند: هیهات! هیهات! فرج نخواهد رسید تا شما غربال شوید (و سه بار تکرار کردند) و افراد پاک و مخلص باقی بمانند.(بحارالانوار ج۵۱ ص ۱۱۳)

امام باقر(ع)فرمودند: بپرهیزید از فاش کردن خصوصیات قیام کننده که روزگاری امام شما از دیده ها پنهان خواهد شد و شما در فشار آزمایش قرار گیرید تا آنجا که بگویند او وفات کرد، کشته شد، به کدام درّه افتاد، ولی دیده اهل ایمان بر او اشک بارد و شما مانند کشتی های گرفتار امواج دریا متزلزل و سرنگون شوید و نجات و خلاصی نیست جز برای کسی که خدا از او پیمان گرفته و ایمان را در دلش ثبت کرده و به وسیله روحی از جانب خود تقویّتش نمود.(اصول کافی ج۱ص۳۳۶)

امام صادق(ع)فرمودند: هیهات! هیهات! نه به خدا قسم، آنچه چشم انتظار آن هستید نخواهد شد مگر اینکه غربال شوید. نه به خدا قسم، آنچه چشم انتظار آن هستید نخواهد شد مگر اینکه مؤمن و متزلزل شما از هم جدا شوند. نه به خدا قسم، آنچه چشم انتظار آن هستید نخواهد شد مگر اینکه آزمایش شوید. نه به خدا قسم، آنچه چشم انتظار آن هستید نخواهد شد مگر اینکه ناامید شوید. نه به خدا قسم آنچه چشم انتظار آن هستید نخواهد شد مگر بعد از آنکه شقی و بدبخت به شقاوتش برسد و سعید و نیک انجام به سعادتش دست یابد. (اثبات الهدات ج۳ص۵۱۰)

امام صادق(ع)فرمودند: حال قیام کننده ما چنین خواهد بود و ایّام غیبتش طولانی خواهد بود تا آنکه حق خالص شود و ایمان از کدورت کفر و نفاق جدا گردد. زیرا که به سبب غیبت آنان که از شیعه دانسته شدندو در واقع اهل نفاق و صاحبان طینت خبیثه باشند، از دین خارج شوند و مرتد گردند.(دارالسّلام ص۲۲۹)

امام صادق(ع)فرمودند: سبب این امتحان شدید در این عصر آن است که روی زمین از کثافات باطن در زمان ظهور آن بزرگوار بالمدّت(به طور کلّی) پاک گردد چنانکه در زمان نوح(ع) گردید. (دارالسّلام ص۱۴۵)

امام صادق(ع)فرمودند: به خدا سوگند که ایّامی فرا خواهد رسید که امامتان از دیده ها پنهان خواهد شد و شما امتحان خواهید شد. عدّه ای گویند مُرد یا کشته شد و عدّه ای گویند کجا رفته است؟ چشم های مؤمنان برای او اشک خواهد ریخت و دچار امواج حوادث و بلاها خواهید شد، همان طور که کشتی ها دچار امواج دریاها می شوند. پس کسی نجات می یابد که خداوند از او پیمان گرفته باشد و ایمان در قلبش حک شده باشد و به وسیله روحی از جانب خود آن را یاری نماید.(بحارالانوارج۵۲ص۱۴۷)

امام کاظم(ع)فرمودند: صاحب این امر غیبتی دارد که در آن معتقدان به امامت هم از اعتقاد خود بر می گردنند. این چیزی نیست جز امتحانی از جانب خدای عزّوجل که خلق خود را به وسیله آن می آزماید.(اصول کافی ج۲ص۱۳۲)

نظرات[۰] | دسته: امام مهدی (عج) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
نبودن بیعت کسی بر گردن امام زمان(ع)وحفظ جان آنحضرت پيوند ثابت

نبودن بیعت کسی بر گردن امام زمان(ع)

«یا أیُّهَا الَّذینَ آمَنُو لا تَسئَلُوا عَن أشیاءَ اِن تُبدَلَکُم تَسُؤکُم وَ اِن تَسئَلُوا عَنها حینَ یُنَزَّلُ القُرانُ تُبدَلَکُم عَفَا اللهُ عَنها وَ اللهُ غَفُورٌ حَلیمٌ»

ای اهل ایمان هرگز از چیزهایی نپرسید که اگر فاش گردد شما را بد می آید و غمناک می شوید و اگر پرسش آن را به هنگام نزول آیات قرآن واگذارید، قرآن برای شما بیان می سازد. خدا از عقاب سئوالات بیجای شما درگذشت که خدا بخشنده و بردبار است. مائده۱۰۱

امام زمان(عج) فرمودند: هر یک از پدرانم بیعتی از طاغوت زمان خود را بر گردن داشتند، ولی هنگامی که من ظهور کنم هیچ بیعتی از طاغوت های زمان را به گردن ندارم.(احتجاج، توقیع امام زمان (ع))

امام حسن(ع) فرمودند: خداوند متعال ولادت او را مخفی و خودش را در غیبت نگاه داشته است، تا وقتی که ظهور می نماید، بیعت کسی در گردن او نباشد.(الإمام المهدی(ع) ص۸۹)

امام حسن(ع) فرمودند: مگر نمی دانید که خضر کشتی را سوراخ کرد و آن جوان را کشت و دیوار ساخت و تمام این کارها باعث خشم موسی(ع) شد، چرا که حکمت این کارها بر او پوشیده بود، در صورتی که این کارها در نزد خداوند، درست و دارای حکمتی بود. هر کدام از ما هم به خاطر حکمت خداوند، بیعت ظالمی را بر گردن خود داریم، مگر قیام کننده(ع) که بیعت هیچکس را بر گردن ندارد.(بحارالانوار ج۵۱ص۱۳۲)

امام صادق(ع) فرمودند: آری، این جنبش فراگیر چنان با قدرت و صلابت برای اقدام نهایی شکل می گیرد که نه تعهّدی به ستمگران خواهد بود، و نه نیاز به آنان خواهد داشت و نه حتّی همانند امامان گذشته که با کراهت به صلح یا تعهّدی (به خاطر مصونیّت شیعیان) تن دادند، و یا رسول اکرم(ص) در زمان ضعف به مصالحه تسلیم خواهد شد. کار او چنان است که به یک شب تمامی جوانب امر برایش اصلاح می شود.(کمال الدین ج۲ص۴۸۰)

امام صادق(ع)فرمودند: قیام کننده(عج) قیام می کند در حالی که بیعت هیچ کس بر عهده او نخواهد بود.(کمال الدّین ج۲ص۴۸۰)

نظرات[۰] | دسته: امام مهدی (عج) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
غیبت، سرّ الهی پيوند ثابت

غیبت، سرّ الهی
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: این امری است از کارهای خدا و سرّی است از اسرار خداوند که از بندگان خدا پوشیده است پس بر حذر باش از شک در آن، پس به درستی که شکّ در کار خداوند عزّوجل، کفر است.( کمال الدین ج ۱ ص ۴۵ )
امام باقر(ع) فرمودند: به خدا سوگند، آن سنّت است و مو به مو اجرا خواهد شد و چاره ای نیست هر چه در میان امّت های گذشته اجرا شد، در میان شما هم اجرا خواهد شد و اگر جز این می شد شما با امّت های گذشته متفاوت می شدید و اگر علما(ائمه(ع)) کسانی را پیدا می کردند که پنهان کار باشند به آنها احادیث و حکمت را می آموختند، ولی چه می شود که خداوند شما را به فاش کردن اسرار، مبتلا ساخته است. شما مردمی هستید که با دلهایتان ما را دوست دارید ولی اعمالتان عکس آن است. به خدا سوگند اختلاف اصحاب(شیعیان) ما رفع نمی شود و به خاطر همین خداوند صاحبتان را از بین شما بیرون برده است تا گفته شود: پراکنده هستید، چگونه است که شما مالک خودتان نیستید؟ صبر کنید تا امر خداوند تبارک و تعالی بیاید و خواسته اش را اجرا گردد. صبر کنید، کسی عجله می کند که می ترسد زمان از دستش برود.(بحارالانوار ج ۵۲ ص ۱۱۰)
امام صادق(ع) فرمودند: صاحب الامر غیبتی خواهد داشت که در آن باطل اندیشان شک خواهند کرد، برای آنکه ما به آشکار کردن آن اجازه ندادیم، علّت غیبت این امام فقط پس از ظهور وی آشکار خواهد شد همان طور که وقتی پس از شکستن کِشتی و کشتن طفل و ساختن دیوار در برابر موسی فقط هنگامی بر آن حضرت آشکار شد که خضر و موسی از هم جدا شدند، این مطلب رازی از رازهای پروردگار و غیبتی از غیبت های اوست، هرگاه ما ایمان آورده ایم که خداوند حکیم است بر ما مسلّم خواهد بود که همه کارهای او از روی حکمت و جهتی است، اگرچه این حکمت بر ما روشن نیست.(بحارالانوار ج۵۱ص۱۳۲)
امام صادق(ع) فرمودند:این مردمان خوک سیرت ملعون چرا انکار می کنند که قیام کننده(ع) ما در میان مردم باشد و مردم او را نشناسند ؟! مگرنه این است که برادران حضرت یوسف(ع) عاقل، هوشیار و فرزندان پیامبر خدا بودند.به حضرت یوسف وارد شدند، با او سخن گفتند، دادو ستد کردند، از هر دری سخن به میان آمد ولی او را نشناختند، تا هنگامی که او خودش را معرفی کرد و گفت: من یوسفم، آنگاه او را شناختند؟! این امّت سرگردان چگونه دست به انکار میزنند؟چرا نمی پذیرند که صاحب آنها همان مظلومی باشد که حقّش مورد تکذیب قرارگرفته، درمیان آنها راه می رود، در بازارشان رفت و آمد می کند، روی فرشهایشان گام برمی دارد ولی او را نمی شناسند.(اصول کافی ج ۱ص۳۳۶)
امام صادق(ع) فرمودند: صاحب الزمان(عج) درمواردی به یوسف(ع) شباهت دارد.پس چرا این امّت، این که خداوند عزّوجل برای مدّتی حجّتش را در غیبت نگاه دارد انکار می کنند؟ یوسف(ع) پادشاه مصر بود و فاصله او تا پدرش هجده روز بود. پس اگر خداوند می خواست محل اقامتش را به پدرش نشان دهد، می توانست چنین کند، به خداسوگند زمانی که یعقوب(ع) و فرزندانش باخبر شدند که یوسف (ع) در مصر است، آن مسافت را نُه روزه طی کردند، چرا این امّت منکر می شوند که خداوند می تواند همان کاری که با یوسف(ع) کرد با حجّت خویش (مهدی(ع)) انجام دهد، یوسف(ع) در بازارها یشان رفت و آمد می کرد و بر سفرهایشان غذا می خورد، ولی آنها او را نمی شناختند تا زمانی که خداوند به او اجازه داد که خود را بشناساند.(منتخب الاثرص۲۵۵)

نظرات[۰] | دسته: امام مهدی (عج) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
فلسفه غیبت پيوند ثابت

فلسفه غیبت
«َلتَرکَبَنّ طَبَقاََ عَن طبق»
هر سنّتی که قبل از شما بوده در این امّت نیز جاری است.انشقاق۱۹
امام صادق(ع) فرمودند: قیام کننده ما را غیبتی است که مدّت آن طولانی خواهد شد، پرسیدند: یابن رسول الله برای چه غیبت می کند؟
فرمود: خداوند عزوجل اراده نموده که علائم تمام انبیاء را در مدّت غیبشان، درباره او نیز عملی گرداند. قیام کننده ناچار از آن است که برابر مدّت غیبت تمام پیامبران، غیبت کند.(بحارالانوار ج ۱۳ ص ۳۶۸ )
«فَلا اُقسِمُ بِالخُنَس اَلجَوارِ الکُنَس»
سوگند به اختران گردان که از دیده ها پنهان می شوند و دوباره طلوع می کنند.تکویر۱۵،۱۶
امام باقر(ع) فرمودند: او امامی است که در زمان خودش از چشم ها پنهان می شود و از سال ۲۶۰ ه ق دیگر مردم هیچ اطلاعی از او نخواهند داشت سپس همچون ستاره ای نورانی ظاهر می شود و شب تاریک را با نورش روشن می گرداند. پس هر کس که زمان او را درک کند، چشمش روشن می شود.( غیبت طوسی ص ۱۰۱، غیبت نعمانی ص ۷۵ )
امام صادق(ع) فرمودند: حضرتقیام کننده (عج) دارای دو غیبت است یکی از آن دو طولانی و دیگری کوتاه است. در غیبت نخستین خواص از شیعه از جایگاه او با خبرند و در غیبت دیگر هیچ کس از محل او با خبر نیست جز خدمتکاران یا دوستان خاص او که بر دین او هستند.( غیبت نعمانی ص ۲۴۹ )
«هُوَ الّذی اَرسَلَ رَسولُهُ بِالهُدی َو دینِِِِِ الحَق، لِیُظهِرَهُ عَلی الدّینِ کُلّه َو لَوَکَرهَ المُشِرِکون»
خداوند جز به تمام و کامل شدن نور خود اجازه نمی دهد اگر چه کافران بدشان آید. توبه ۳۳
امام صادق(ع) فرمودند: هنگامی که فرعون فهمید حکومتش به وسیله کودکی از بنی اسرائیل نابود خواهد شد به مأمورانش دستور داد که شکم زنان باردار را پاره کند و فرزندانشان را بکشند، او برای این که نوزاد موسی(ع) را بکشد، بیست هزار نوزاد را کشت. بنی امیّه و بنی عبّاس هم هنگامی که فهمیدند حکومتشان و حکومت تمام ستمگران به دست قیام کننده ما از بین می رود، دشمنیشان را شروع کردند و شمشیرشان را در کشتن اهل بیت پیامبر(ص) و از بین بردن نسل او به کار گرفتند تا قیام کننده ما را نیز بکشند ولی خداوند نمی گذارد که یکی از آن ظالمان به هدفش برسد.( منتخب الاثر ص ۲۰۵)

نظرات[۰] | دسته: امام مهدی (عج) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
تاریخچه غیبت پيوند ثابت

تاریخچه غیبت
در سال ۲۶۰ ه ق که امام حسن عسگری(ع) رحلت فرمود جعفر کذاب خواست بر برادرش نماز بخواند، کودک پنج ساله ای که متصّرف عالم کون بود آمد، او را عقب کشید و بر پدر نماز خواند و ایشان را دفن نمود.
غیبت صغری
در این روزها بود که برای دستگیری مهدی آل محمد(ص) از طرف بنی عباس فعالیت شدیدی می شد و گروهی را برای این کار منصوب کرده بودند، آنها خانه عسگریین را که منزل بزرگ و سردابه دار بود زیر نظر گرفته بودند و به خانه او می ریختند، شاید این امام را دستگیر کرده و شهید کنند و چون محیط کوچک و دشمن فعال و قوی بوده و راه فراری هم نبوده امام زمان از بیم دشمنان دین مأمور به غیبت شدند و لذا چون به خانه ریختند، دیدند آب خانه را فرو گرفته و امام خردسال در میان آب روی تختی نماز می خواند، باز هم او را تعقیب کردند و در همان سردابی که امروز زیارتگاه عموم شیعه می باشد غیبت فرمود. روز غیبت را برخی جمعه ۱۰ شوال سال ۲۶۲ و برخی سال ۲۶۵ در ایام خلافت معتمد عباسی و مدت غیبت صغری را ۷۴ سال نوشتند.که در این مدت نواب اربعه واسطه فیض بودند.
نواب اربعه
– عثمان بن سعید عمری ملقب به ابوعمر که وکیل امام حسن عسگری(ع) بود که به مدت ۵ سال نایب امام هادی و امام حسن عسگری(ع) بود. به دلیل ظلمی که به بنی هاشم روامی داشتند او برای پنهان داشتن مقام خود روغن فروشی می کرد و در سال ۳۰۰ فوت کرد.(الغیبه طوسی ص۲۱۴)
– محمد بن عثمان، پسر بزرگ ابوعمر، چهل سال نایب امام عصر(عج) در ایام خلافت معتمد، معتضد و مکتفی و ده سال از خلافت مقتدر عباسی بود و در سال ۳۰۵ ه ق در گذشت.(در سایه سار مهدی موعود ج۱ص۱۸۸)
– ابولقاسم حسین بن روح نوبختی که ۲۱ سال در زمان دو خلیفه عباسی مقتدر و راضی عهده دار این مسئولیت بود که در شعبان ۳۲۶ وفات یافت.
– ابولحسن علی بن محمد سمری که در زمان راضی و مقتدر عباسی سه سال عهده دار مقام نیابت بودند،که از بزرگان مؤثقین و معتمدین و از علما و فقهای اسلام است، به وکالت و نیابت برگزیده شد و در نیمه شعبان سال ۳۲۹ ه ق در گذشت. که قبل از فوت او توقیعی صادر شد مبنی بر اینکه غیبت کبری واقع می شود و دیگر مردم بدبین و زشت خو نمی توانند از جمال زیبای امام دوازدهم بهره مند شوند. در این مدت سال از ۲۶۰ تا ۳۳۰ غیبت صغری بسیاری از مردم به خدمت امام شرفیاب می شدند ولی کسانی که مورد ظن و گمان بودند اجازه تشرف نداشتند.
امام زمان(عج) شش روز قبل از وفات چهارمین نایب (سمری) توقیعی به خط مبارکش صادر فرموده و خبر از رحلت او و غیبت کبری خویش و تکذیب مدعیان مهدویت داد. در این توقیع مبارک همان نص سابقه داری که از زمان پیامبر اکرم(ص) تا زمان خودش از همه ائمه خبر داده بودند ذکر شده و مدعیان کذاب را مفتری دانسته و رؤیت را برای آنها محال می شمرد و مدعیان نیابت را هم تکذیب کرده و برای مشکلات احتمالی وحوادث جاریه فرموده به راویان احادیث ما رجوع کنید که همانا آنان حجتند بر شما و من حجت خدایم بر آنها. زیرا دین اسلام با تمام جهات فرعی آن تا این ساعت ( شروع غیبت کبری ) کامل گردیده و آنچه لازمه توصیف و تشریح و تفسیر و تأویل و ارائه طرق و ایصال به مطلوب و نمودن مظاهر و مصادیق اعمال و احکام بود تمام آنها را در طول سه قرن ۱۲ نور پاک ولایت به مردم فهماندند و مانند آن است که منظومه شمس نبوت در بروج ولایت یک دوره کامل گردش کرده و تمام جهات و خصوصیات منصوره دین را که برای آسایش اندیشه و آرامش خاطر بشر فرستادند عملاً ترجمه کرده و به مردم نشان داده اند و در این اوقات که توقیع غیبت کبری صادر شد دوران گردش منظومه شمسی تمام و مدتی چهره زیبای دوازدهمین مهر سپهر ولایت زیر ابرهای غیبت مخفی است تا ظاهر گردد و اسلام را احیاء و زنده نماید.
غیبت کبری
حکمت و مصلحت خداوند حکیم چنین اقتضا کرد که آخرین حجت خود را برای برهه ای از زمان نگاه دارد و چون آفتاب عالمتاب اشعه فروزان او را به مردم نشان دهد، بدون آن که چشمها قدرت دیدن خود خورشید درخشان را داشته باشد و این سنت الهی برای مدتی است که هیچ کس نمی داند. در این مدت مردان بزرگی که مربی به تربیت ربوبی در مکتب دین شده اند خدمت امام عصر(ع) شرفیاب می شوند و از سرچشمه علوم ولایت و گره گشایی او بهره می گیرند، چنان چه کتب بسیاری مانند دارالسلام و نجم الثاقب و نورالانوار و مستدرک و غیره از نام شرفیاب شدگان و کیفیت تشرف آنها فصول مشبعی نوشته اند.
بنابراین در عصر غیبت امام(ع)، مردمی که در طریقه راهنمایی آل محمّد(ص) می رود و به اخبار و احادیث آنها عمل می کنند موفق و کامیاب شدند و آنها که منحرف و در اندیشه خور و خواب و خشم و شهوت هستند در قعر دریای جهل و نادانی و فساد محیط گرفتار می شوند. آن قدر دنیا رو به جهالت و ضلالت می رود که کلیه علائم و آثارش همچنان که فرموده اند به وقوع می پیوندد و مردم از جان و زندگی خود سیر می شوند. در این زمان بردن چراغ از میان تندباد بین مشرق و مغرب آسان تر از نگاه داشتن دین است.(کتاب چهاره معصوم)

نظرات[۰] | دسته: امام مهدی (عج) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
شب قدر و لزوم وجود امام عصر(عج) پيوند ثابت

شب قدر و لزوم وجود امام عصر(عج)
شبی در هر سال
چنانچه از آیه های سوره قدر به روشنی فهمیده می شود، در هر سال شبی هست که از هزار ماه –به ارزش و قدر و فضیلت – برتر است. و این شب در هر سال هست و در هر سال یک شب، شب قدر است. در این شب فرشتگان به همراه بزرگ خویش (روح) به زمین می آیند و هر امر و فرمان و تقدیری که از سوی خدا معین شده است. برای یک سال، تا شب قدر سال آینده فرود می آورند.
از احادیثی که در تفسیر سوره قدر،و تفسیر آیات آغازین سوره دخان
«إنا أنزلناه فی لیله القدر…. تنزل الملائکه و الروح فیها بإذن ربهم من کل امر»
«إنا انزلناه فی لیله مبارکه إنا کنا منذرین … فیها یفرق کل أمر حکیم»
و جز آن رسیده است، فهمیده می شود که فرشتگان در شب قدر مقدرات یکساله را به نزد (ولی مطلق زمان) می آورند و بر او عرضه می دارند و به او تسلیم می کنند. در روزگار پیامبر(ص) محل نزول ملائکه شب قدر، آستان مصطفی(ص) بوده است و بعد از پیامبر(ص) هم شب قدر هست و در هر سال تکرار می شود.(خورشید مغرب)
روزی ابوذر غفاری از پیامبر خدا پرسید: ای پیامبر! آیا این شب قدر و نزول فرشتگان، در آن شب، تنها در زمان پیامبران وجود دارد و چون پیامبران از جهان رفتند دیگر شب قدری نیست؟
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: نه، بلکه شب قدر، تا قیام قیامت هست.(مجمع البیان ج۱۰ص۵۱۸)
امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: شب قدر در هر سال هست. در این شب امور همه ی سال (تقدیر و سرنوشت ها) فرو فرستاده می شود. پس از درگذشت پیامبر(ص) نیز این شب صاحبانی دارد… (اصول کافی،ک حجت،ح۲)
امام صادق(ع) فرمودند: علی(ع) بسیار می فرمود که هرگاه دو تن از اصحاب نزد پیامبر(ص) بودند، آن حضرت سوره ی (إنا أنزلناه) را با خشوع و گریه تلاوت می فرمود، می گفتند چقدر در برابر این سوره حساسید؟ می فرمود: این حساسیت برای این است که چشمانم دیده است و جانم نوشیده است و پس از من، جان این مرد (علی(ع)) خواهد نوشید.می پرسیدند: تو چه دیده ای و او چه خواهد دید؟
پیامبر در جواب آنها روی خاک می نوشت: ( تنزل الملائکه و الروح … در شب قدر، فرشتگان و روح به اذن خداوند هر امری را فرود می آورند.)
آنگاه می فرمود: پس از اینکه خدای تعالی فرموده است، من کل امر (هرامری)، آیا چیز دیگری باقی خواهد ماند؟ می گفتند: نه… (اصول کافی،ک حجت،ح۵)

صاحب شب قدر
پس از اینکه طبق شناخت قرآنی به این نتیجه رسیدیم که شب قدر در هر سال هست، باید توجه کرد که پس صاحب شب قدر نیز باید همیشه وجود داشته باشد. و گرنه فرشتگان بر چه کسی فرود می آیند؟ و کتاب تقدیر را نزد چه کسی می گشایند؟ و مجاری امور را به اذن خدا به چه کسی می سپارند؟
پس چنانکه شب قدر تا قیام قیامت هست، صاحب شب قدر هم همواره هست و او حجت است. و پس از پیامبر(ص) این مقام، از آن جانشینان پیامبر است.(خورشید مغرب)
در حدیثی از رسول اکرم(ص) آمده: مردمان در شب قدر در حال نمازند و دعا و مسئلت کردن از درگاه خدا و صاحب این امر، سرگرم است به کار فرشتگانی که نزد او فرود می آیند و مقدرات و امور و پرونده حوادث سال را پیش او می آورند…(نورالثقلین ج۵ص۶۴۱)
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: شب قدر را باور دارید! در این شب تقدیر امور سال فرستاده می شود، این شب را پس از من نیز صاحبانی است. صاحبان این شب پس از من علی و یازده فرزند اویند.(الارشاد ص۳۴۸)
امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: مرا در شب قدر، همه ساله، نیرویی افزون رسد و این در فرزندانم که نگهبانان دین اند، چنان آمدن شب و روز تا قیامت باقی است.(بشاره المصطفی لشیعه المرتضی ص۴)
امیرالمؤمنین علی(ع) به فرزندش حسین(ع) فرمودند: چون این سوره فرود آمد، جدّت پیامبر(ص) مرا خواست وقتی نزد او رفتم فرمود: ای برادر و وصی من و ای ولی امّت من پس از من، این سوره بعد از من از آن توست و پس از تو از آن دو فرزند توست. جبرئیل که در میان ملائکه او برادر من است، حوادث یک سال امّت مرا در شب قدر به من خبر می دهد. پس از من این اخبار را به تو خواهد داد. و این سوره در قلب تو و در قلب اوصیای تو همواره نوری تابناک خواهد افشاند تا به هنگام طلوع سپیده دمان ظهور قیام کننده(عج). (البرهان ج۴ص۴۸۷)
امام علی(ع) فرمودند: همانا شب قدر در هر سال وجود دارد که تقدیرات یکسال بر والیان بعد از پیامبر(ص) نازل می شود. گفته شد ولات امر چه کسانی هستند؟ فرمودند: من و یازده تن از نسل من که همگی امام و محدث اند.(اثبات الهداه ج۲ص۲۹۸)
امام سجاد(ع) فرمودند: همانا سال به سال در شب قدر تفسیر و بیان کارها بر ولی امر (امام زمان) فرود می آید.(منتخب الاثر ف۲ص۱۸۳)
امام باقر(ع) فرمودند: شب قدر بر ما مخفی نمی ماند چرا که در شب قدر فرشتگان بر گرد ما طواف می کنند.(بحارالانوار ج۵۱ص۷۳)
امام صادق(ع) فرمودند: خداوند فرموده است؛ در این شب هر کاری استوار و با حکمت، معین می شود. و چگونه چیزی استوار و با حکمت تواند بود، مگر آنچه به طور مشخص برنامه ریزی و تعیین شده باشد؟(تفسیر البرهان ج۴ص۴۸۷)
بنابراین، جریان یافتن استوار و منظم امور گوناگون در عالم چنین است که نخست در برنامه ای دقیق و تقدیری حکیمانه مقرّر می گردد و سپس در ارتباط با خلیفه خدا در زمین (یعنی مجری و ناظر اجرا)، به مرحله تحقق می رسد و بدین گونه این آیات همه دلالت دارد بر استمرار وجود (حجت خدا) در زمین. اکنون حجت خدا در زمین، واسطه فیض، ولیّ مطلق، به تعبیر شیخ بهاء الدین عاملی:
«صاحب اسرار خدایی در این جهان»امام موعود، قطب دوران، روح جهان، حقیقت زمان، حضرت حجه بن الحسن المهدی(عج) است. و او خود صاحب شب قدر است و آستان اعلای او، محل فرود آمدن روح و فرشتگان است در شب قدر.
امام جواد(ع) فرمودند: ای پیروان تشیع! با مخالفان امامت به سوره (إنا أنزلناه) استدلال کنید تا پیروز گردید. (لزوم امام را با این سوره اثبات کنید) به خدا سوگند این سوره پس از درگذشت پیامبر(ص)، حجت خدای متعال است بر خلق (پس از پیامبر(ص) نیز این سوره مصداق داشته و دارد). این سوره نقطه اوج دین شماست. این سوره نشان دهنده ابعاد علم ما (امامان) است… این سوره و این مقام پس از رسول الله، خاص ولی امر(حجت خدا) است در هر عصر… (اصول کافی،ک حجت،ح۶)
امام جواد(ع) فرمودند: همانا سال به سال در شب قدر، تفسیر وبیان کارها بر ولی امر (امام زمان) نازل می شود و در آن شب امام درباره کار خودش چنین و چنان دستور می گیرد و راجع به کار مردم به چنین و چنان مأمور می شود. و نیز برای ولی امر غیر از شب قدر هم در هر روزی که خدای عزوجّل صلاح می داند، مانند آن شب امر مخصوص و پوشیده و شگفت در گنج پدید می آید.(اصول کافی ج۱ص۳۶۱)
امام جواد(ع) فرمودند: خداوند متعال شب قدر را در ابتدای آفرینش دنیا آفرید. همچنین در آن شب نخستین پیامبر و نخستین وصی را آفرید. در قضای الهی چنان که گذشت که در هر سال شبی باشد، که در آن شب، تفصیل امور ومقدرات یک ساله فرود آید…
بی شک پیامبران با شب قدر در ارتباط بوده اند. پس از پیامبران نیز باید حجت خدا وجود داشته باشد. زیرا زمین از نخستین روز خلقت خود تا آخر فنای دنیا بی حجت نخواهد بود. خداوند در شب قدر مقدرات را به نزد آن کسی که اراده فرموده است (وصی وحجت) فرو می فرستد. به خدا سوگند، روح و ملائکه در شب قدر، بر آدم نازل شدند و مقدرات امور را نزد او آوردند. او در نگذشت مگر اینکه برای خود وصی و جانشینی تعیین کرد. همه پیامبران که پس از آدم آمدند نیز بر هر کدام در شب قدر، امر خداوند نازل می گشت و هر پیامبری، این مرتبت را به وصی خویش می سپرد… (اصول کافی،ک حجت،ح۲)
امام جواد(ع) فرمودند: همانا چون رسول خدا(ص) را به معراج بردند، فرمود: نیامد تا اینکه خدای جلّ ذکره علم گذشته و آینده را به او آموخت و مقدار زیادی از آن علم مجمل و سربسته بود که تفسیر و توضیحش در شب قدر می آمد، علی(ع) هم مانند پیامبر(ص) بود و علم مجمل می دانست و تفسیرش در شب های قدر می آمد مانند آنچه برای پیامبر(ص) بود. درشب قدر از طرف پیامبر(ص) و اوصیاء نسبت به آن چه می دانند دستور می آید که چنین و چنان کن. و در آن شب دستور می گیرند که نسبت به آن چه می دانند چگونه رفتار کنند.(اصول کافی ح۶۴۴)

نظرات[۰] | دسته: امام مهدی (عج) | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

بهمن ۱۳۹۰
د س چ پ ج ش ی
« دی   اسفند »
 12
۳۴۵۶۷۸۹
۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶
۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳
۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰
No Image No Image