آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
درس اخلاق حضرت آیت اللَّه مظاهری«مدظله العالی» توجّه و تذکر پيوند ثابت

توجّه و تذکر
درس اخلاق حضرت آیت اللَّه مظاهری«مدظله العالی»
موضوع: توجّه و تذکر
تاریخ: ۲۵/ ۴/ ۱۳۷۶
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح‏لی صدری و یسرلی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.
بحث چهارشنبه ما درباره دستورالعملی بود که خدای متعال به رسول گرامیش داده بود همان اوّل کار که به قول قرآن بار سنگینی بدوش پیغمبر اکرم آمده بود روای نبوت بار رسالت و قرآن هم می‏فرماید «انا سنلقی علیک قولاً ثقیلاً» بار سنگینی بدوش تو آمده به این دستورالعمل عمل کن و انصافاً دستورالعمل خوبی است خوب به این معنا که ما می‏فهمیم خوب است و معلوم است خوب است چون خداوند به پیغمبرش داده است امّا ما هم می‏فهمیم که خوب است امّا اولش شب بیداری نماز شب اهمیت به نماز اوّل وقت که به قول بزرگان هیچ چیزی برای کمک کردن به انسان بهتر از نماز مخصوصاً نماز اوّل وقت نیست این سه چیز شب بیداری به اندازه‏ای که قدرت دارد نماز شب که چه مقدار شیرین و خوب است و اهمیت دادن به نماز واجب اوّل وقت تمسک به قرآن چه خواندن قرآن، عمل‏کردن، تدبر کردن و یا سروکار داشتن با قرآن یکی هم اجتناب از گناه پاگذاشتن روی نفس اماره روی هوی و هوس روی صفات رذیله که اراده را قوی می‏کند چه قوی‏کردنی بهترین چیزها برای تقویت اراده اجتناب از گناه است یکی هم کار و فعالیت به اندازه وسعش کار کند فعال باشد برای دنیا برای آخرت در مورد این شش چیز مختصراً توضیح دادم و از همه تقاضا دارم به این شش چیز خیلی اهمیت بدهید شب بیدار باشید انسان اگر از اوّل شب تا به صبح بخوابد خدا گفته است این جیفه است و حضرت موسی به خدا گفت که مبغوضترین افراد نزد شما چه کسانی هستند فرمودند: «جیفه فی لیل و العلولٌ فی‏النهار» آدم تنبل در روز و آدم تنبل در شب اگر برای ما طلبه ‏ها هیچ چیزی نباشد برای آن طلبه‏ها که نماز می‏خوانند بس است که بمیرد و دق کند که خداوند به او گفته است فرموده، حیوان مرده و یک دفعه حیوان را سرش را می‏برند این جیفه نیست یک بار می‏میرد این جیفه است لذا از همه تقاضا دارم این نماز شب را جوری هست که من برایم به خوبی اثبات شده که این بزرگان این علما این مراجع این نماز اوّل وقت را بهش خیلی اهمیت می‏دادند و گفتم که مرحوم نخودکی فرموده بودند که من خیلی ریاضت‏ها کشیدم حتی ریاضت‏های شبانه روز یک ختم قرآن چهل شبانه روز امّا بهتر از نماز اوّل وقت و خدمت به خلق خدا ختمی مجرب‏تر و بهتر ندیدم لذا تقاضا دارم این نماز اوّل وقت را هم ظهر و عصر و هم مغرب و عشا و هم صبح این را اهمیت بدهید و مواظب باشید نماز قبل از آفتاب نخوانید و این از معتمدین گفته شده است و خیال نکنید همین طور حرف باشد اینکه آقا امام زمان به یک کسی که توانسته بود خدمت آقا امام زمان برسد گفته بودند لعنت خداوند بر آن کسیکه همه ستاره‏ها پیدا است و هنوز نماز مغرب و عشاء را نخوانده است و لعنت خداوند بر آنکه همه ستارها پنهان است و این هنوز نماز صبحش را نخوانده است و راستی هم انسان ملعون و مطرود واقع می‏شود یک طلبه نمازهایش قبل از آفتاب باشد. و حتماً باید این نماز اوّل وقت مخصوصاً صبح‏ها که به قول پیغمبر اکرم شمشیر برهنه در وسط میدان این قدر ثواب دارد. یکی از رفقاء یک جمله‏ای می‏گفت که خیلی شیرین بود می‏گفت که موقع نماز می‏شود می‏گوید کار دارم نه یک مسلمان موقع نماز بگوید نماز دارم کار دارم دیگر چیست باید بگوئیم همه چیز فدای نماز موقعیکه مؤذن می‏گوید الله… اکبر باید بگوید نماز دارم نه کار آنهم یک طلبه از آن طرف هم فعالیت ما باید خیلی فعال باشیم برای دنیامان برای آخرتمان نمی‏شود که با تنبلی کسی بخواهد بجائی برسد روزها نشستن کنار ایوان مدرسه و شبها یک روزنامه دیدن و خوابیدن و صبح پا شدن اینکه معلوم است گرفتن شهریه اشکال دارد گرفتن امکانات اشکال دارد و از خود این عمامه استفاده کردن هم اشکال دارد طلبه باید فعال باشد و اسم خود طلبه معلوم است یعنی طالب یعنی فعال به اندازه وسعش کار می‏کند.. و امّا هفتمین «واذکر اسم ربک» هشتمین «و تبتل الیک تبتیلاً» و امّا هفتمین به یاد خدا. من هیچ موقع فراموش نمی‏کنم خاطره شیرینی است برایم که دم مرگ علامه طباطبائی که دو روز بعدش از دنیا رفتند با هفت الی هشت نفر با مدرسین بزرگ بودم رفتیم دیدن ایشان و ایشان خیلی مؤدب بودند و با اینکه ایشان حالشان خیلی بد بود مقابل ما دو زانو نشسته بودند و حرف هم نمی‏زدند من دیدم که طول کشید و آقایان مدرسین مشغول هم هستند و دارند صحبت می‏کنند و ایشان هم سختشان است برای اینکه جلسه را به هم بزنم به علامه طباطبائی عرض کردم یک نصیحت به ما بکنید تا پا شویم ایشان اوّل فرمودند چیزی یادم نیست بعد فرمودند که این آیه یادم آمد «فاذکرونی اذکرکم و اشکروالی و لا تکفرون» یاد خدا وعده خدا دست عنایش روی سر ما خوب آیه است. دو سه روز بعد صبحی بود من مهمان عزیزی داشتم در زدند رفتم دیدم حضرت آیت‏الله آقای محمدی گیلانی است با ماشین آمده بودند درب منزل گفتند آقای طباطبائی حالشان خوب نیست بیائید برویم بیمارستان گفتم که مهمان دارم گفتند که این کار مهمتر است از میهمان، ما هم با عجله بدون جوراب رفتیم خدمت ایشان که ببینم دم مرگ ایشان می‏شود از ایشان استفاده کرد دیدیم که نفسشان تنگ است و تنفس مصنوعی و یک نگاه حسرت‏آمیز به ایشان کردیم و از اتاق آمدیم بیرون خانمشان گفتند که شما از اتاق رفتید بیرون ایشان ناگهان چشم‏ها را باز کردند و به یک گوشه‏ای دوختند و به من سه مرتبه فرمودند، توجّه، توجّه، توجّه و از دنیا رفتند یعنی باز دم مرگ هم گفتند فاذکرونی اذکرکم یاد خدا توجّه به اینکه همه جا محضر خداست که این توجّه توجّه توجّه ذکر امام شده بود که هر کسی می‏پرسید نصیحتی به من بکنید این را می‏فرمودند یا در مجالسی که جای نصیحت بود این جمله را می‏فرمودند و حتی در آخر عمرشان در رسانه‏های گروهی بارها این جمله را می‏گفتند. همه جا محضر خداست ما در محضر خداییم. توجّه، توجّه، توجّه. این ادب حضور باید رعایت بشود از من هم بعضی سؤال می‏کنند می‏خواهیم برویم مشهد خدمت حضرت رضا در حرم چه کار بکنم گفتم، قبل از زیارت توجّه، ادب حضور در محضر حضرت رضا(ع) امّا معلوم الاقرب فلاقرب داریم آنجا که ضریح مطهر است آنجا که رواق مطهر است خیلی نزدیک است ادب حضور اینجا باید رعایت بشود شما نه امّا انسان بعضی اوقات می‏بیند و اینقدر انسان ناراحت می‏شود توی حرم مطهر در مقابل ضریح مطهر دو تا طلبه نشسته‏اند با هم دارند حرف می‏زنند چقدر بی‏ادبی است حضرت رضا حاضر است توجّه دارد شما در مقابل یک بزرگی مثلاً امام زمان(ع) در مقابل ایشان دو نفر بنشینیم مباحثه کنیم بجای اینکه توجهمان به صورت مبارک ایشان باشد توجّه به حرف‏های مبارکایشان باشد بنشینیم حرف بزنیم چه برسد العیاذبالله یک کارهای دیگری بکنیم و این ادب حضور برای چهارده معصوم. این آیه شریفه که آمده برای همین است «لا اعملوا فسیری الله عملکم و رسولهُ و المؤمنون» همه جا محضر خداست، رسول‏الله ائمه طاهرین و ادب حضور باید رعایت بشود لذا این جمله را حضرت امام بارها و بارها فرمودند توجّه توجّه توجّه. ما در محضر خدائیم باید مواظب باشیم آنچه می‏گوئیم آنچه می‏کنیم مرضی خدا باشد و انصافاً بی‏حیا چه کسی است آن کسیکه در مقابل خداوند که نفس کشیدن ما از ایشان است اگر ناز کند ما نابود می‏شویم نظیر وجود ذهنی ما اگر بخواهیم یک مثال بزنیم عالم وجود نظیر وجود ذنی ما است این پروردگار عالم قیوم است (الله لا اله الا هو الحی القیوم) معنایش این است ما راجع به وجود ذهنی قیومیت داریم یعنی تا توجّه داریم به وجود ذهنی هست صرف نظر کنیم نابود است معدوم است عالم وجود راجع به خداوند این است تا پروردگار عالم عالم وجود را دارد موجود است یک صرف نظر عالم وجود می‏شود معدوم ما در مقابل کسی که قیومیت ما قوام ما به قیومیت اوست چه برسد عقلمان شعورمان سلامتیمان چیزهای دیگر حالا در مقابل این گناه بکنیم و این فاذکرونی اذکرکم و…) یعنی اگر انسان ادب حضور را رعایت نکند کفران نعمت است این شکر نیست شکر خداوند به چیزی است ادب حضور انسان در مقابل حق است. هر چه داده است به جا مصرف کنیم این را می‏گویند شکر. لذا این ذکر توجّه انصافاً خیلی چیز خوبی است برای کمک کردن به ما، در سیر و سلوکمان برای کمک کردن به ما، در کارهامان برای کمک کردن به ما، در کارهای روزمره‏مان خیلی تأثیر دارد برای اینکه بتوانیم این بار سنگین را این بار طلبگی را به منزل برسانیم ذکر می‏خواهیم این ذکر منقسم می‏شود به سه ذکر اوّل اینکه الان گفتم که قرآن هم روی آن خیلی تأکید دارد «لا تلهیهم هم تجاره و لا بیعٌ عن ذکرالله» که این را قرآن می‏گوید مرد به این است مرد خدا آنکه دائم توجّه است دارد درس می‏خواند امّا خود را در محضر خدا می‏داند می‏بیند توی بازار است امّا خود را در محضر خداوند می یابد نه می‏داند همه می‏دانند. و این دانستن‏ها فایده ندارد قیل و قال خوب است امّا برای حرف ما چه کار می‏تواند بکند. می‏یابد؟ و می‏رسد به آنجا که خواب است امّا خود را در محضر خداوند می‏یابد و زیاد هم دیدم که خواب است امّا چون دائم ذکر بوده همان ذکر را می‏گوید همان ذکر ورد اوست در زمان طاغوت یک سرهنگی بود آنوقت‏ها هم سرهنگ خیلی بالا بود و اهمیت داشت و آدم مقدسی بود نماز اوّل وقتش ترک نمی‏شد می‏آمد مسجد سید اصفهان و این در چند فرسخی اصفهان تصادف کرد آنکسیکه بالای سرش بود و آورده بود او را به بیمارستان اصفهان گفت که زیارت جامعه را شروع کرد همان که وردش بود تا آخر خواند امّا نه گوش کار می‏کرد نه چشم امّا زبان کار می‏کرد من یک خانمی را دیدم که خواب است امّا الهم العن اوّل ظالم… و این خیلی خوب است و دم مرگ انسان به طور ناخودآگاه بگوید اللهم العن اوّل ظالم ظلم… لذا گفت زیارت جامعه را خواند و بعد شروع کرد به یس رسید به اینجا که «سلامٌ قولاً من ربهم رحیم» و مرد یعنی خدا به او سلام کرد و جان داد گفت بنده‏ام سلامٌ علیکم خوش آمدی «یا ایتها النفسٌ المطمئنه ارجعی الی ربک» این جمله «سلامٌ قولاً من رب رحیم» یعنی خداوند از زبان این گفت سلامٌ…» بنده‏ام بیا و مرد این توجّه خیلی کار می‏کند بدست آوردنش خیلی مشکل است امّا خیلی کار می‏کند و قرآن این را می‏خواهد رجال می‏گوید مرد خدا – رجالٌ «لا تلهیهم تجاره و لا بیعٌ عن ذکرالله» «یا ایها الذین آمنوا ذکر الله اذکرا کثیراً و سبحوهُ بکره و اصیلاً» از امام صادق(ع) می‏پرسند خودشان می‏فرمایند مراد از ذکر کثیر این نیست که خیلی بگوید سبحان الله و الحمدلله… و لا اله الا ا… والله اکبر و ان کان منه» و اینکه ذکر است یک مرتبه‏ای از ذکر است ذکر کثیر این است که در وقت معصیت مواظب باشید در وقت جلو آمدن واجب متوجه باشد امر خداست نباید زیر پا بگذار نباید به تأخیر بیندازد باید مثل امیرالمؤمنین(ع) مثل رسول اکرم (ص) رنگ مبارک تغییر کند دیگه هیچ چیزی سرش نشود جز نماز که ام‏سلمه می‏گوید که رسول اکرم وقت نماز دیگر هیچ کاری را نمی‏کردند عایشه می‏گفت نه او ما را می‏شناخت نه ما او را. نماز. امام صادق می‏گویند ذکر کثیر این است توجّه، توجّه، توجّه، همان جمله استاد بزرگوار ما علامه طباطبائی چه جمله خوبی چه پیامی خوبی دارد و از دنیا رفت ادب حضور را خوب مراعات می‏کرد علامه طباطبائی راستی هضم کرده بود. دین را طلبه‏گی را ولایت را من خیال نمی‏کنم کسی بتواند در نوشته‏ها، نوشته‏ای پیدا کند در ولایت از المیزان علامه طباطبائی این ولایت ایشان در المیزان خیلی بالا بود من به تجربه اثبات کردم که متن زیارت جامعه که یکی از اسرار شیعه است این زیارت جامعه بالاتر از زیارت جامعه زیارت نداریم متنی هم بالاتر برای ولایت از زیارت جامعه چیزی نداریم من به تجربه دیدم که علامه طباطبائی مواظب بودند که این متن زیارت جامعه را در المیزان پیاده کنند به یک تناسب یک فرازی از فرازهای زیارت جامعه را پیاده می‏کردند اینها خیلی توفیق می‏خواهد تا ادب حضور نباشد تا ادب دائمی نباشد تا دست عنایت خدا را فاذکرونی اذکرکم» نباشد انسان نمی‏تواند تنهائی در یک مدت کوتاهی المیزان و در قم شروع شد و در سنه سی ایشان المیزان را شروع کرد معمولاً بیست سال امّا با چه مسائبی مصیبت فقری که علامه طباطبائی داشتند هیچ کدام از شماها ندارید و مسائل خانوادگی بسیار برایش اتفاق افتاد مصائب اجتماعی فراوان اتفاق افتاد این انقلابی‏های بدرد نخورد ایشان را خیلی اذیت کردند و با این همه مصائب و مشکل‏ها ایشان توانستند المیزان را بنویسند. راستی کرامت کرده آقای طباطبائی امّا کرامتش با چی است برای اینکه مصداق «رجالٌ لا تلهیهم تجاره و لا بیعٌ عن ذکرا…»