آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
راه های تقویت و افزایش ایمان قلبی و باورهای دینی پيوند ثابت

راه های تقویت و افزایش ایمان قلبی و باورهای دینی را معرفی کن…
سوال
راه های تقویت و افزایش ایمان قلبی و باورهای دینی را معرفی کنید؟
پاسخ
برای تقویت ایمان و باورهای دینی، راه‌ها و روش‌های متعدد و گوناگون وجود دارد که در اینجا به چند نمونه از مهم ترین این راه ها اشاره می‌شود:
۱٫ یکی از بهترین راه‌های تقویت ایمان و باورهای دینی، یاد و ذکر مداوم خداوند است؛ زیرا یاد خداوند موجب اطمینان قلب می‌شود و هر گاه انسان به مقام اطمینان قلبی برسد و به اصطلاح صاحب «قلب مطمئنه» شود، باورهای دینی او چون فولاد آب دیده محکم و پرتوان می‌شود؛ لذا خدای سبحان فرمود: «الا بذکر الله تطمئن القلوب»[۱] آگاه باشید که با یاد خدا دلها اطمینان و آرامش پیدا می‌کند.
۲٫ راه دیگری که برای تقویت باورهای دینی و در واقع تقویت ایمان و اعتقادات وجود دارد، شناخت درست دین است؛ زیرا هر اندازه انسان دین را بهتر و درست‌تر بشناسد و باورهای دینی و مذهبی بر اساس شناخت درست از دین شکل بگیرد و پدید آید؛ بهتر و بیشتر می‌تواند در برابر هجوم تبلیغات دین‌زدایی جهان معاصر، مقاومت کند و اگر پایه‌های معرفت دینی انسان قوی نبوده و باورهای دینی انسان، مستند و محکم نباشد و هر باور و اعتقاد دینی تکیه‌گاهی در قرآن و روایات صحیح و مبانی کلامی و فلسفی به همراه نداشته باشد،‌ در برابر هجمه تندباد حوادث و تبلیغات دین‌زدایی عصر جدید، تاب مقاومت نخواهد داشت.
۳٫ راه سوم برای قوی شدن باورهای دینی و مذهبی، راه محبت و عشق است. به دلیل نقش مهم عشق و محبت در تقویت باورهای دینی و مذهبی است که بزرگان، همواره بر عنصر محبت (دوستی خدا، پیامبر و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ) اصرار دارند؛ از جمله شهید مطهری در این باره می‌گوید: از بزرگترین امتیازات شیعه بر سایر مذاهب این است که پایه و زیربنای اصلی آن، محبت است و اساساً تشیع، مذهب عشق و شیفتگی است. عنصر محبت در تشیع، دخالت تام دارد. تاریخ تشیع با نام یک سلسله از شیفتگان و جانبازان سراز پا نشناخته، توأم است.[۲]

نظرات[۰] | دسته: ایمان | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
آموزش منبر ،روضه، وخطابه پيوند ثابت

متن کامل بیانات حجت الاسلام والمسلمین رفیعی
مخاطب‌شناسی است که موضوع متناسب با آن مخاطب آماده می‌شود چه‌قدر نسبت به مخاطب شناخت داریم و برای هر مخاطبی چه جور باید صحبت بکنیم.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

لَاحَوْلَ ‏وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیم‏الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ و الصلاه و السلام عَلَى‏سَیِّدِنَا و َنَبِیِّنَا أبی القاسم مصطفی محمّد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیّبین الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و لعن علی اعدائهم اعداء الله اجمعین قال الله تبارک تعالی: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقین»‏[۱]
یک جلسه خدمت شما بودیم این جلسه را هم، نصف جلسه صحبت می‌کنم و بقیه‌اش را به پرسش‌های کتبی یا شفاهی شما پاسخ می‌دهم. و قاعدتاً جلسه را یک ربع به ۸ شب پایان ببریم که به نماز هم لطمه‌ای وارد نشود.
عرض می‌کنم در جلسه اول که خدمت شما بودیم بنده تبلیغ را چند عصر مهم عرض کردم که دخیل است که این عناصر باید رویش صحبت بشود.
عنصر اول: عنصر موضوع است که در تبلیغ موضوع چگونه آماده و ارائه بشود.
عنصر دوم: مخاطب‌شناسی است که موضوع متناسب با آن مخاطب آماده می‌شود چه‌قدر نسبت به مخاطب شناخت داریم و برای هر مخاطبی چه جور باید صحبت بکنیم.
عنصر سوم: مطلب بسیار مهمی است که قول هم دادیم روی این مطلب صحبت بکنیم بحث محتواسازی است چه جوری محتوا را بسازیم.
عنصر چهارم: ارائه محتوا چگونه محتوا را ارائه بکنیم.
البته تبلیغ عناصر زیادی دارد: فضای تبلیغ ـ خود مبلّغ و ویژگی‌های مبلّغ اینها مورد بحث ما نیست ما بحثمان تجارب تبلیغی است اینکه مبلّغ مخلص باشد چی، چی … باشد اینها را در جای خودش نوشته‌اند و شما هم شنیده‌اید اما بحث من امروز عمدتاً روی دو تا مطلب است یکی محتواسازی برای سخنرانی دوم نحوه ارائه، چگونه ارائه بکنیم که مخاطب جذب بشود و منابر جاذبه لازم را داشته باشد.
قبل از ورود به بحث به چند خصوصیت سخن اشاره می‌کنم قرآن کریم برای سخن و گفتار ویژگی‌هایی ذکر کرده که بنده ۱۰ الی ۱۵ تا را نوشته‌ام که همه‌اش را نمی‌گویم.
عنوان الآن بحثم ویژگی‌های سخن از منظر قرآن کریم است به طور خلاصه این را می‌گویم بعد وارد آن دو عنصر که گفتم می‌شود.
یک سخنران، خطیب، منبری برای اینکه بتواند در تبلیغش موفق باشد ابتدا از قرآن بگویم که سخنش چه ویژگی باید داشته باشد:
۱. سخن، آگاهانه باشد
قرآن می‌فرماید: «لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ»[۲] چیزی که علم، دانایی و آگاهی نداری از آن پیروی نکن چه برسد که مردم را بخواهی به پیروی دعوت کنی و بخواهی برای مردم بیان کنی حدیث هم داریم «لَا تَقُلْ‏ مَا لَا تَعْلَمُ‏»[۳] چیزی را که نمی‌دانی برای خودت حل نشده است دَرَش ورود پیدا نکن. چرا؟ «فَتُتَّهَمَ فِی إِخْبَارِکَ بِمَا تَعْلَمُ»[۴] آنها را هم که بلدی زیر سؤال می‌رود متهم می‌شوی.
من مشهد مقدس بودم پای سخنرانی یکی از عزیزان بودم آدم مشهوری است و جمعیت میلیونی هم بودند ایشان روضه‌ای را خواندند از زنان که آمدند بدن امام رضا را به خاک سپردند و بعد هم الآن هم رسم است این زنان می‌آیند گل بر دست می‌گیردند روز شهادت امام رضا(ع). آمدند پایین. گفتم: حاج آقا سند این کجا است من در هیچ کتابی این را پیدا نکردم تا حالا هم نخواندم که زنان نوقان گفتند که مَهرمان را می‌بخشیم و می‌آییم، حالا اگر دوستان جایی دیده‌اند بفرمایند. (من روی صغرای مسئله کاری ندارم بحثم روی کبرای مسئله است) ایشان گفت ما یک رفیقی داشتیم ۴۰ سال بود منبر می‌رفت. بارها و بارها این را خوانده بود من از ایشان شنیده‌ام. این نمی‌شود سند و مدرک. همین بزرگوار در یک روز دیگری که یک جمعیت بسیار زیادی در مشهد بود به نظرم روز شهادت امام رضا(ع) بود و تمام صحن‌ها پُر بود. فرمودند: یک میلیون پانصد هزار نفر در تشیع جنازه موسی بن جعفر (ع) شرکت کردند. وقتی آمدند من خدمتشان عرض کردم یک میلیون پانصد هزار نفر، خیلی آدم است. بغداد اینقدر جمعیت نداشته، شهر تازه تأسیس است این شهر را منصور داونیقی ساخته یک میلیون پانصد هزار نفر، آخر در تشیع جنازه امام راحل ما از همه جا آمده بودند خود تهران یکی دو میلیون جمعیت می‌شده یعنی جمعیت کل قم. گفت من دیدم در یک جایی هزاران نفر اصلاً هزاران نفر، دهها هزار نفر حتی صدها هزار نفر آخر یک چیزی!!! همان وقت قصه‌ای هم گفتم که ایشان ناراحت هم شد گفتم عبیدالله بن زبیر خطیب بود در بصره، امام جمعه و فرماندار بود یک روز داشت داستان حضرت صالح پیغمبر را می‌گفت. گفت: بلی. مردم از حضرت صالح خواستند شتری از کوه بیرون بیاورد ایشان هم اجابت کرد و به اذن خداوند شتر از کوه بیرون آمد. هر چه هم سفارش کرد کارش نداشته باشید معجزه و ناقه‌الله است خیلی هم قشنگ می‌گفت داستان را. مردم، عوام توجه نکردند و ریختند این شتر ۵۰۰ درهمی را کشتند بعد عذاب آمد و همه را عذاب گرفت «فعقروها فدم دم علیهم» آمد پایین گفتند چه کسی گفته این شتر ۵۰۰ درهم بوده چه کسی؟ اصلاً آن زمان قیمت گذاشت همین یک کلمه از دهنش در رفت (۵۰۰ درهم) یکی از همان پایین منبرش داد زد (مُقَوَّمٌ ناقه؛ شتر قیمت گذار) آمد برود خانه یکی از پشت سرش گفت مقوم ناقه رفت به محل کارش دید یک کاغذ روی میزش گذاشته‌اند و نوشته‌اند مقوم ناقه توی شهر پیچید بطوری که بهش می‌گفتند مقوم ناقه به پدرش نامه نوشت من را از اینجا بردار من دیگر نمی‌توانم اینجا خطبه جمعه بخوانم همه‌شهر من را مسخره می‌کنند می‌گویند مقوم ناقه یعنی یک کلمه باعث شد از یک شهر خوب شما همین الآن بعضی از دوستان ما به خاطر یک بلوتوث محروم شده‌اند از سخنرانیشان در سیما، صدا، در همه جا چرا هواست را جمع نمی کنی چرا انسان دقت نکند وقتی آدم یک چیزی را نمی‌داند مخصوصاً این مهم است بعضی از عزیزان می‌شناسم خود من گاهی وقت‌ها جایی که می‌خواهم بروم صحبت بکنم به آن مسئول مربوطه مثلاً خانه جوان یا یک وقتی با آقای ناظمی اردکانی رئیس ثبت احوال گفتم آمار طلاق چقدر است به من بگویید در قم، در تهران، آمار اهل سنت، شیعه، زاد و ولد، انسان هوایی یک چیزی را بپراند.
لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ ببینید آقایان عزیز سروران معزم منبر عرصه علم و آگاهی و آگاهی دادن است عرصه اقرار به جهل نیست عرصه این نیست که افراد اصلاً گاهی مقایسه می‌کنند می‌گویند آقا مدرس و منبری است می‌خواهند تحقیق بکنند می‌گویند حرف منبری است این نیست منبر؛ مرحوم فلسفی منبر می‌رفتند آیت‌الله العظمی وحید منبر می‌رفتند بزرگان ما لذا یک منبری باید آگاهی کامل داشته باشد اگر واقعاً قضا و قدر برای خودتان حل نشده واردش نشوید اگر کنه بحث علم امام را نمی‌دانید وارد نشوید.
اگر می‌توانیداثبات بکند شبهه‌ای را که در توسل است وارد نشوید رو به منابر اخلاقی بیاورید چرا که منابر اخلاقی بارش کمتر است. منابر کلامی و اعتقادی سخت‌تر است.
خدا رحمت کند آیت الله فاضل را به من می‌گفت آقای رفیعی برای منبر مطالعه نکن همه‌جوانب را مطالعه بکن، نگو، من می‌خواهم برای ۵۰ نفر حرف بزنم یک آیه کافی است همه تفسیرها را ولو ۲۰ درصدش را برای مردم بگویی ببین این آگاهانه سخن گفتن خیلی مهم است.

نظرات[۰] | دسته: آموزش منبر ،روضه، وخطابه | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

شهریور ۱۳۹۷
د س چ پ ج ش ی
« مرداد   مهر »
 1234
۵۶۷۸۹۱۰۱۱
۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸
۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵
۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  
No Image No Image