آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
درس اخلاق آیت مظاهری پيوند ثابت

بِسْمِ‏ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏

«رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری‏ وَ یَسِّرْ لی أَمْری وَ احْلُلْ عُقْدَهً مِنْ لِسانی یَفْقَهُوا قَوْلی‏»

بحث این جلسه به شرح حدیث «تَعَطَّرُوا بِالاسْتِغْفَارِ لَا تَفْضَحْکُمْ رَوَائِحُ الذُّنُوبِ»[۱]اختصاص دارد. این روایت که در امالی شیخ طوسی از لسان مبارک امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» نقل شده، از نظر عرفانی و اسلامی خیلی بالا است و یک نیروی کنترل‌کننده‌ای برای همه است. مرحوم صاحب وسائل الشیعه نیز روایت را در جلد ۱۶ وسائل نقل کرده است.[۲]

شرح چهل حدیث، حدیث دوّم؛ استغفارامام«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند: «تَعَطَّرُوا بِالاسْتِغْفَارِ»؛ خود را با عطر استغفار معطّر کنید. در ادامه می‌فرمایند: «لَا تَفْضَحْکُمْ رَوَائِحُ الذُّنُوبِ»؛ نگذارید که بوی گناه شما را افتضاح و رسوا کند.

از این روایت و از روایات دیگری فهمیده می‌شود که گناه بوی بد و تامطلوب دارد. مثلاً در روایتی از قول رسول خدا«صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم» می‌خوانیم که اگر کسی دروغ گفت، بوی بد او به آسمان‌ها می‌رود و ملائکه او را لعنت می‌کنند.[۳] همچنین از روایات اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» در می‌یابیم که حسنات و اعمال نیکو بوی خوش دارد.[۴]

حتی افکار و نیّت‌های انسان و آنچه در دل هرکس می‌گذرد و هنوز در عمل نیامده است، اگر خوب باشد، در عالم ملکوت بوی خوش دارد و چنانچه بد باشد، ملائکه را زجر می‌دهد و بوی بد آن از نفس و قلب آدمی خارج می‌گردد.[۵]

در روایات داریم که رذائل اخلاقی نظیر کبر و حسد نیز بوی متعفّن دارند و بوی بد آن، کسانی که اهل دل هستند و همچنین ملائکه را متأذی می‌کند.

راجع به اهل علم، استاد بزرگوار ما حضرت امام«قدّس‌سرّه» مقیّد بودند در فرصت‌ها این روایت را برای ما بخوانند که پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم» می‌فرمایند: اگر اهل علم، عمل نداشته باشد، عالم فاسق و فاجر، عالم بی‌عمل را به جهنّم می‌برند و جسم و روح او بوی بد می‌دهد و اهل جهنّم از بوی مشمئز کنندۀ او اذیّت می‌شوند.[۶] روایت به این اندازه می‌فرماید. امّا حضرت امام به ما می‌گفتند: شعاع بوی بد چنین کسی در جهنّم، به اندازه‌ای است که دنیا را ویران کرده و باعث انحراف و گمراهی دیگران شده است. خیلی حرف خوبی است، مثل خود حضرت امام یک لطافت خاصی دارد. می‌فرمودند: اگر در خانه، با کردار ناپسندش همسر و فرزندان خود را به اشتباه انداخته و آنها با تصوّر اینکه به طور کلّی رفتار عالمان و روحانیّون چنین است، به دین و اخلاق اسلامی و به علما، بدبین شده‌اند، در جهنّم فقط اطراف خود را از بوی بدش آزار می‌دهد. گاهی اخلاق و دیانت را در یک ده از بین برده است و گاهی نیز مردم یک شهر از او تأثیر منفی و مخرّب گرفته‌اند. هرکسی به اندازۀ سعۀ وجودی خود، مشمول این روایت است. در نهایت، اگر اهل دنیا تحت تأثیر گناهان و رفتار زشت کسی قرار گرفته و بدبین و منحرف شده‌اند، همۀ اهل جهنّم از بوی متعفّن او در عذاب خواهند بود.

بنابراین گناه در عالم ملکوت و در آخرت، بوی نا مطلوب دارد. مواظب باشید در قیامت بوی بد گناهان و رذائل شما منتشر نشود، تلاش کنید که در قیامت بوی خوش داشته باشید، بوی بد نداشته باشید. راه آن استغفار است، جداً استغفار از گناه کنید. توبه، آثار گناه را از بین می‌برد. به فرمودۀ پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم» کسی که از گناه خود توبه می‌کند، مانند کسی است که گناه نکرده است: «التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لَا ذَنْبَ لَه‏»[۷]. قرآن می‌فرماید: «یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ»[۸]؛ یعنی خداوند رحمان و رحیم، علاوه بر بخشش گناه و محو و نابودی آثار آن، به جای بدی بندگان به آنها نیکی می‌کند و دیگر آن بوهای بد می‌رود و بوی خوب که همان ثواب استغفار و توبه است، سر تا پای او را می‌گیرد.

نظرات[۰] | دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 
درس اخلاق :آیت الله مظاهری موضوع :گرفتاری دل پيوند ثابت

بِسْمِ‏ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏

«رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری‏ وَ یَسِّرْ لی أَمْری وَ احْلُلْ عُقْدَهً مِنْ لِسانی یَفْقَهُوا قَوْلی‏»

گرفتاری دل
درس اخلاق؛ شرح چهل حدیث، حدیث اوّلبه خواست پروردگار عالم و لطف حضرت بقیه‌الله‌ الاعظم«عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف» از این جلسه به بعد، به شرح چهل حدیث خواهیم پرداخت. در روایات اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» برای حفظ چهل حدیث، ثواب ها و پاداش‌هایی بیان شده که بعضی اوقات انسان حیران می‌شود. از جملۀ آن پاداش‌ها آن است که حافظ چهل حدیث، در روز قیامت با انبیاء«سلام‌الله‌علیهم» و صدیقین و شهداء و صالحین محشور می‌گردد. پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» به امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» فرمودند:

«مَنْ حَفِظَ مِنْ أُمَّتِی أَرْبَعِینَ‏ حَدِیثاً یَطْلُبُ بِذَلِکَ وَجْهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الدَّارَ الْآخِرَهَ حَشَرَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مَعَ‏ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً»[۱]

در روایات دیگری آمده است که حفظ کنندۀ چهل حدیث، در قیامت، عالم و فقیه محشور می‌شود[۲]، یعنی مصداق «الَّذینَ یُبَلِّغُونَ‏ رِسالاتِ اللَّه‏»[۳] می‌شود.

منظور از حفظ چهل حدیث هم فقط حفظ ظاهری نیست، بلکه مراد آن است که انسان بتواند محتوا و مفاهیم چهل حدیث را بداند و بهتر آن که بتواند برای دیگران بگوید و معارف اهل‌بیت«سلام‌الله‌علیهم» را نشر دهد. امیدوارم اگر زنده بمانیم، خدا توفیق عنایت فرماید تا بتوانیم از این جلسه به بعد، چهل حدیث را بخوانیم و شرح آن را بیان کنیم.

حدیث این جلسه، حدیثی از پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» است که می‌فرمایند:

«مَنْ أَصْبَحَ وَ الدُّنْیَا أَکْبَرُ هَمِّهِ‏ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْ‏ءٍ وَ أَلْزَمَ قَلْبَهُ أَرْبَعَ خِصَالٍ هَمّاً لَا یَنْقَطِعُ عَنْهُ أَبَداً وَ شُغُلًا لَا یَنْفَرِجُ مِنْهُ أَبَداً وَ فَقْراً لَا یَبْلُغُ غِنَاهُ أَبَداً وَ أَمَلًا لَا یَبْلُغُ مُنْتَهَاهُ أَبَدا»[۴]

روایت را مرحوم نراقی«رحمت‌الله‌علیه» نیز در جامع السّعادات نقل می‌کند[۵] و این روایت، انصافاً روایت عجیبی است، مصداق کاملش هم زمان ما است. مرحوم نراقی«رحمت‌الله‌علیه» با بیان این روایت، در مذمت دنیا، بحث مفصلی دارد و بیان می‌کند که به فکر دنیا بودن، توغّل در دنیا و فرو رفتن در مشتهیات نفس، چه مفاسد بزرگی دارد.

در تعالیم دینی، بر ضرورت تلاش در جهت آبادی دنیا و آخرت پافشاری فراوانی شده و کوتاهی در آبادی دنیا یا آخرت، هر دو مذمّت شده است. به عبارت دیگر، اسلام یک دین دو بعدی است و از مسلمان ها می‌خواهد از یک سو برای تأمین معاش و ادارۀ زندگی دنیا و رفع احتیاج از دیگران، تلاش و کوشش کنند و از تنبلی و بیکاری بپرهیزند و از سوی دیگر، به فکر آخرت و ارزش‌های معنوی باشند و در دنیا و مادیّات فرو نروند.

پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» در این روایت شریف، خسارت‌ها و تبعات فرو رفتن در دنیا و فراموشی آخرت را بیان می‌فرمایند. در ابتدای روایت می‌خوانیم: «مَنْ أَصْبَحَ وَ الدُّنْیَا أَکْبَرُ هَمِّهِ‏ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْ‏ءٍ»؛ یعنی اگر همّ و غمّ کسی این دنیا باشد، نه آخرت، و همیشه به فکر دنیا باشد، اوّلین مصیبتش این است که دیگر خدا به او اعتنا ندارد.

مرحوم آقای ملکی«رحمت‌الله‌علیه» در المراقبات این روایت را نقل می‌کند و این جمله را به دنبال آن می‌فرماید که اگر توغّل در دنیا به جز بی‌اعتنایی خدا، هیچ بلا و مصیبت دیگری نداشت، بس بود که آن را بزرگ‌ترینِ عقوبت‌ها و اعظم مصائب بدانیم و خسارتی بزرگ‌تر از آن در این دنیا قابل تصور نیست.[۶]

خدا نکند که خدا دست عنایتش را از روی سر کسی بر دارد، مثل این است که نیروگاه برق، دست عنایتش را از روی شهر و خانۀ ما بردارد، دیگر همه جا تاریک و وحشتناک می‌شود.

قرآن کریم در این باره از یک تشبیه معقول به محسوس بهره می‌برد و می‌فرماید: اگر کسی در شب در دریا باشد و دریا متلاطم گردد. بعد موج روی موج، روی این دریا ببارد. ابر هم محیط بر دریا شود، چه جور ظلمت روی ظلمت و وحشت روی وحشت است؟ قرآن می‌فرماید: زندگی منهای خدا این است:

«أَوْ کَظُلُماتٍ‏ فی‏ بَحْرٍ لُجِّیٍ‏ یَغْشاهُ‏ مَوْجٌ‏ مِنْ‏ فَوْقِهِ‏ مَوْجٌ‏ مِنْ‏ فَوْقِهِ‏ سَحابٌ‏ ظُلُماتٌ‏ بَعْضُها فَوْقَ‏ بَعْضٍ‏ إِذا أَخْرَجَ‏ یَدَهُ‏ لَمْ‏ یَکَدْ یَراها وَ مَنْ‏ لَمْ‏ یَجْعَلِ‏ اللَّهُ‏ لَهُ‏ نُوراً فَما لَهُ‏ مِنْ‏ نُورٍ»[۷]

اگر دست عنایت خدا روی سر کسی باشد زندگی او روشن است، دل او روشن است و زندگی او شاد است، امّا اگر نور خدا در زندگی نباشد، به عبارت دیگر اگر دست عنایت خدا روی آن خانه نباشد و خدا اعتنایی به اهل آن نکند: «وَ مَنْ‏ لَمْ‏ یَجْعَلِ‏ اللَّهُ‏ لَهُ‏ نُوراً فَما لَهُ‏ مِنْ‏ نُورٍ»، دیگر زندگی ظلمات است، زندگی وحشتناک است، به قول قرآن به اندازه‌ای غم و غصه و نگرانی و وحشت بر آن حکم‌فرما می‌شود که از خود بی‌خود می‌گردد: «إِذا أَخْرَجَ‏ یَدَهُ‏ لَمْ‏ یَکَدْ یَراها»، اگر دستش را هم از آب بیرون کند خودش هم این دست را نمی‌بیند؛ یعنی یک از خود گم‌شدگی که الان می‌بینیم جامعۀ ما دارد، یک زندگی وحشتناک، یک زندگی ظلمت روی ظلمت.

قرآن راجع به جهنّمی‌ها می‌فرماید که از هر غمی نجات پیدا کنند، هنوز نجات نیافته غم دیگری برای آنها پیدا می‌شود: «کُلَّما أَرادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْها مِنْ غَمٍّ أُعیدُوا فیها وَ ذُوقُوا عَذابَ‏ الْحَریق‏».[۸]

انسان می‌بیند که راستی در این دنیا، انسان از هر غمی فارغ شود، غم و غصّۀ دیگری به سراغ او می‌آید. لذا اگر عنایت خدا و لطف خدا نباشد، انسان در این غم و غصه‌ها نابود می‌شود. پس به قول آقای ملکی، بالاترینِ مصیبت‌ها این است که خدا به کسی اعتنا نداشته باشد؛ «فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیْ‏ءٍ».

وقتی خدا به جامعه‌ای اعتنا نداشته باشد، مفاسد اخلاقی، اقتصادی و اداری آن جامعه را نابود می‌کند. چه عذابی بالاتر از فساد اخلاقی سراغ دارید؟ چه عذابی بدتر از فساد اداری می‌توانید پیدا کنید؟ چه عذابی خطرناک‌تر از فساد اقتصادی وجود دارد؟

وقتی که خدا اعتنا به جامعه‌ای نداشته باشد، هیچ کس نمی‌تواند این مفاسد را کنترل کند و در پی آن، درد روی درد می‌آید، مصیبت روی مصیبت می‌آید، دردهای ناعلاجی که هرچه می‌خواهند معالجه کنند، همان معالجه بدترش می‌کند.

جملۀ بعدی روایت می‌فرماید: «وَ أَلْزَمَ قَلْبَهُ أَرْبَعَ خِصَالٍ هَمّاً لَا یَنْقَطِعُ عَنْهُ أَبَداً وَ شُغُلًا لَا یَنْفَرِجُ مِنْهُ أَبَداً وَ فَقْراً لَا یَبْلُغُ غِنَاهُ أَبَداً وَ أَمَلًا لَا یَبْلُغُ مُنْتَهَاهُ أَبَدا»

کسی که تمام فکر و ذکر او دنیا و مادیّات است، قلبش از چهار چیز پر می‌شود. گاهی یقین در قلب انسان پیدا می‌شود و الهام خدا در آن قلب وارد می‌گردد، گاهی هم رذالت در قلب نفوذ می‌کند. بالأخره روایت می‌فرماید: چنین قلبی از چهار چیز پر می‌شود:

اوّل: «هَمّاً لَا یَنْقَطِعُ عَنْهُ أَبَداً»

یک دل پر از غم و غصه، پر از نگرانی و پر از اضطراب خاطر و پریشانی. بیشتر مردم الان چنین هستند. پیدا کردن یک دل شاد در جامعه خیلی مشکل است. می‌بینیم چه غم‌هایی، چه غصه‌هایی، البته غم‌ها، غصه‌ها را خدا نداده، خود ما ایجاد کرده‌ایم، مثل آتش جهنّم است که پروردگار عالم آتش جهنّم ندارد، تبعات جهنّم را خود ما ایجاد می‌کنیم. به جهنّمی‌ها خطاب می‌شود: «ذلِکَ‏ بِما قَدَّمَتْ‏ أَیْدیکُمْ‏»[۹]؛ این عذاب‌ها را خودتان از پیش فرستاده‌اید.

غم و غصه‌های دنیا را هم خود ما ایجاد کرده‌ایم. امّا علی کل حال دل‌ها پر از غم، پر از غصه، نگرانی و اضطراب خاطر است و زندگی‌ها گره دارد. هر گره‌ای را باز می‌کند، هنوز باز نشده یک گرۀ کور دیگری ایجاد می‌شود. زندگی مشکل‌دار است، هر مشکلی را رفع می‌کند، هنوز رفع نشده یک مشکل بزرگ‌تر به جای آن، و الان اجتماع ما چنین است. این معنای «هَمّاً لَا یَنْقَطِعُ عَنْهُ أَبَداً» است.

دوّم: «شُغُلًا لَا یَنْفَرِجُ مِنْهُ أَبَداً»

دلش مشغول می‌شود، مشغول به اشتغالاتی که اصلاً پیش خدا ارزش ندارد. بالأخره دلش را به غیر خدا سپرده و کس دیگری آن دل را برده است. گاهی اوقات دل انسان مثل باغ وحش می‌شود. باغ وحش را دیده‌اید؟ هر گوشه‌ای از آن را یک قفس، یک درنده یا یک خزنده گرفته است.

دل انسان مال خداست. خداوند تعالی در حدیث قدسى مى‏فرماید: «لَمْ یَسَعْنِی سَمَائِی وَ لَا أَرْضِی وَ وَسِعَنِی قَلْبُ‏ عَبْدِی‏ الْمُؤْمِنِ‏»[۱۰]؛ باید اصلاً خزنده‌ای، درنده‌ای در این دل نباشد، امّا وقتی برویم در دلمان می‌بینیم به غیر از خدا همه چیز هست. خدا رحمت کند یکی از علمای قدیم، در تخت فولاد اصفهان داد می‌زد و می‌گفت: ای مردم! آقایان می‌گویند مشرک نشوید، امّا من می‌گویم مشرک شوید، این دل مال خداست، همه‌اش را ندهید به دیگران، یک مقدارش را هم بگذارید مال خدا باشد.

امیدوارم دل شما‌ها این جور نباشد، امّا الان دل‌ها پر از اشتغال شده است. اشتغال به چه؟ به غیر خدا، دل پر شده است از غیر خدا، هر گوشۀ دل را یک چیزی برده است که آن چیز غیر خداست، به قول آن آقا، ای کاش یک گوشه‌ای از این دل هم مال خدا بود. این روایت می‌فرماید: اگر کسی همّ و غمّش فقط دنیا باشد، دل او به جای خدا، مشغول به غیر خدا می‌شود و از این اشتغالات پر دردسر و دست و پاگیر هم رها نخواهد شد.

نظرات[۰] | دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

دی ۱۳۹۷
د س چ پ ج ش ی
« آذر   بهمن »
 12
۳۴۵۶۷۸۹
۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶
۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳
۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰
No Image No Image