لطایفی از تفسیر سوره حمد

دسته: قران کریم

۱۱ آذر ۱۳۸۹

لطایفی از تفسیر سوره حمد (۱)

چکیده :
یقینا بیان تفسیر آن هم تفسیر سوره فاتحة الکتاب که أم القران نیز بر این سوره اطلاق شده در صفحاتی چند نمی گنجد و نیاز به آن دارد که عالم الغیب و الشهادة آن را تفسیر نماید ؛ لکن از آن جهت که این سوره مبارکه امتیازاتی نسبت به سایر سوره ها دارد سعی می شود در این مقاله به لطایفی از آنها اشاره گردد. این سوره در میان سوره هاى قرآن درخشش فوق العاده اى دارد که از مزایاى زیر سرچشمه مى گیرد:
۱- آهنگ این سوره : به خاطر اینکه سوره هاى دیگر همه بعنوان سخن خدا است ، اما این سوره از زبان بندگان است ، و به تعبیر دیگر در این سوره خداوند طرز مناجات و سخن گفتن با او را به بندگانش آموخته است .
۲- سوره حمد، اساس قرآن است : در حدیثى از پیامبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) مى خوانیم که ((الحمد ام القرآن )) و این به هنگامى بود که جابر بن عبدالله انصارى خدمت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) رسید، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) به او فرمود: ((الا اعلمک افضل سورة انزلها الله فى کتابه ؟ قال فقال له جابر بلى بابى انت و امى یا رسول الله ! علمنیها ، فعلمه الحمد، ام الکتاب ))((آیا برترین سوره اى را که خدا در کتابش نازل کرده به تو تعلیم کنم ، جابر عرض کرد آرى پدر و مادرم به فدایت باد ، به من تعلیم کن ، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) سوره حمد که ام الکتاب است به او آموخت سپس اضافه فرمود این سوره شفاى هر دردى است مگر مرگ )). و نیز از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نقل شده که فرمود: ((و الذى نفسى بیده ما انزل الله فى التوراة ، و لا فى الزبور، و لا فى القرآن مثلهاهى ام الکتاب )) ((قسم به کسى که جان من به دست او است خداوند نه در تورات و نه در انجیل و نه در زبور ، و نه حتى در قرآن ، مثل این سوره را نازل نکرده است ، و این ام الکتاب است )). ((ابن عباس )) مفسر معروف اسلامى مى گوید: ((ان لکل شىء اساسا… و اساس القرآن الفاتحة )) . ((هر چیزى اساس و شالوده اى دارد… و اساس و زیر بناى قرآن ، سوره حمد است )).
۳- سوره حمد افتخار بزرگ پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ): ((و لقد آتیناک سبعا من المثانى و القرآن العظیم )): ((ما به تو سوره حمد که هفت آیه است و دو بار نازل شده دادیم همچنین قرآن بزرگ بخشیدیم )) (سوره حجر آیه ۸۷).

۴- تاکید بر تلاوت این سوره: به همین دلیل در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم ((رن ابلیس اربع رنات اولهن یوم لعن ، و حین اهبط الى الارض ، و حین بعث محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) على حین فترة من الرسل ، و حین انزلت ام الکتاب )) : ((شیطان چهار بار فریاد کشید و ناله سر داد نخستین بار روزى بود که از درگاه خدا رانده شد سپس هنگامى بود که از بهشت به زمین تنزل یافت ، سومین بار هنگام بعثت محمد (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) بعد از فترت پیامبران بود ، و آخرین بار زمانى بود که سوره حمد نازل شد))!. (تفسیر نمونه ، جلد۱، صفحه ۶)
مقدمه
سوره فاتحه نخستین سوره اى است که به صورت کامل بر پیامبر نازل گردیده است. شهید حاج آقا مصطفی خمینی, سوره حمد را مکّی می داند , به این دلیل که نماز در مکّه واجب بوده , بلکه پیامبر حتّی پیش از بعثت نماز می گزارده و از سویی هم , در احادیث شیعه و سنی آمده که (لاصلوة الاّ بفاتحة الکتاب) بنابراین پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) سوره حمد را در نماز می خوانده , آن گاه که در مکه می زیسته است.
در آغاز بعثت که جبرئیل بر پیامبر فرود آمد و آداب وضو و نماز را برابر مرسوم شریعت اسلام به او آموخت ، این سوره نازل شد. ( سروى مازندرانى، ابن شهرآشوب، المناقب، ۱/ ۴۴)
سوره فاتحه با نامهای فاتحه, حمد, ام الکتاب, سبع المثانی, السبع والمثانی, الواجبه, الکافیه, الاساس, ام القرآن و نامهای غیرمعروفی چون: شفا, شکر, دعا, تعلیم مسئله و صلات خوانده شده است.
در سوره حجر ازاین سوره با نام (سبع مثانى) یاد شده و فرموده است : (ولقد آتیناک سبعاً من المثانى والقرآن العظیم). این نام گذارى از آن روست که این سوره داراى هفت آیه کوتاه و قابل تکرار در تلاوت است، بویژه در نمازهاى روزانه که باید تکرار شود.
در باره شرافت و منزلت این سوره روایات بسیارى رسیده است ، از جمله:
جابربن عبدالله انصارى مى گوید ، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به من فرمود: آیا مى خواهى برترین سوره ها را به تو بشناسانم. عرض کردم: آرى. فرمود: سوره حمد است که (امّ الکتاب) به شمار مى رود. (طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان، ۱/ ۱۷)
یعنى همه اهداف کلى قرآن درآن خلاصه شده است.
این سوره در سه بخش تنظیم شده است:
۱٫ تمجید و ثناى الهى: (الحمدلله رب العالمین. الرحمن الرحیم. مالک یوم الدین).
۲٫ اظهار کمال انقطاع: (ایاک نعبد و ایاک نستعین).
۳٫ عرض نیاز: (اهدنا الصراط المستقیم… ) تا آخر سوره.
امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:
(السورة التى اوّلها تحمید، و أوسطها إخلاص و آخرها دعاء، سورة الحمد.) (مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ۸۹/۲۳۵ حدیث ۲۲)
در واقع این سوره نوعى تربیت عملى است که بندگان شایسته در پیشگاه قدس الهى، چگونه درخواست خود را عرضه کنند. درآغاز، تمجید و ثناگویى شایسته مقام عظمت پروردگار، و سپس اظهار عبودیت و فقر محض در پیشگاه معبود و غنیّ على
الاطلاق، و سرانجام نیاز به درگاه او که تنها درخواست عنایت خاص حضرت حق است. دراین سوره ادب عبودیت را مى آموزد که چگونه بنده در پیشگاه عظمت الهى عرض بندگى کرده، درخواست خود را اظهار بدارد.
اسامی این سوره :

۱- فاتحة الکتاب :
زیرا فاتحه هر چیزى ابتداء آن است چنانچه خاتمه هر چیز پایان و انتهاء آن میباشد بنا بر این اگر مراد از کتاب سوره‏هاى آن باشد اطلاق فاتحه بر این سوره، حقیقى است ولى اگر مراد از کتاب آیات قرآن باشد، فاتحه آیة بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم است و اطلاق آن بر تمام سوره از قبیل اطلاق جزء بر کل میباشد چون سوره مشتمل بر فاتحه است، و همچنین است هر گاه مراد از کتاب کلمات و حروف قرآن باشد و لفظ فاتحة یا مصدر و بمعنى فتح است و یا اسم فاعل است و تاء آن براى نقل از وصفیت باسمیت میباشد و بعضى گفته‏اند باین سوره فاتحة الکتاب گفته شده زیرا اوّلین سوره بوده که بر پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نازل شده، ولى مشهور اینست که سوره علق اوّلین سوره بوده که نازل شده، یا براى اینکه در مصاحف اوّلین سوره‏ایست که نوشته شده.
لکن آنچه بنظر نزدیکتر است اینست که خود پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم دستور این ترتیب را داده‏اند و یا اینکه در مراتب نزول اوّلیّه که در مقدّمه ذکر شد باین ترتیب بوده است.

۲- الحمد :

بواسطه اینکه مشتمل بر آیه الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ است چنان که همه سوره‏هاى قرآن بنام یکى از کلماتى که در ضمن آیات سوره مذکور است نامیده شده.

۳- امّ الکتاب :

زیرا امّ بمعنى اصل و مرجع هر چیزى است و چون این سوره مشتمل بر اصول مقاصد قرآن و رؤس مطالب آن است از اینجهت آن را ام الکتاب نامیدند (چنانچه شرح آن مذکور خواهد شد) همین طور که مکّه را ام القرى و مغز را امّ الرأس گویند و براى امّ الکتاب اطلاقاتى چند است:
الف- لوح محفوظ چنانچه میفرماید یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ(سوره رعد آیه ۳۹) و نیز میفرماید وَ إِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ(سوره زخرف آیه ۴) و میفرماید بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِیدٌ فِی لَوْحٍ مَحْفُوظٍ (سوره بروج آیه ۲۲) که از انضمام دو آیه اخیر بیکدیگر و اخبارى که در ذیل آیه اوّل است استفاده میشود که مراد از امّ الکتاب لوح محفوظ است
ب- محکمات قرآن چنانچه میفرماید مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ(سوره آل عمران آیه ۷)
ج- سوره حمد چنانچه گذشت.

۴- سبع المثانى :

براى اینکه باتفاق همه مسلمین این سوره هفت آیه است(بنا بر مذهب امامیه و شافعیه که بسم اللَّه را آیه مستقل و جزو سوره میدانند، صراط الذین انعمت علیهم تا و لا الضالین یک آیه محسوب میشود و بنا بر مذهب مالک و ابو حنیفه که بسم اللَّه را جزو سوره نمیدانند، صراط الذین انعمت علیهم یک آیه و ما بعد آن آیه دیگر محسوب میگردد) و مثانیش گفته‏اند براى اینکه دو مرتبه نازل شده یک دفعه در مکه و دفعه دیگر در مدینه و یا براى اینکه در نمازها دو بار خوانده میشود و یا براى اینکه کلمات مکرّر در آن میباشد مانند «اللَّه، رحمن، رحیم، ایّاک، صراط، علیهم» و اسامى دیگرى نیز براى این سوره ذکر کرده‏اند مانند الوافیة، الکافیة، الشافیة، الاساس، الصلاة، و ام القرآن فضیلت سوره حمد: در کتاب لآلى الاخبار از امیر المؤمنین علیه السّلام از رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم روایت میکند که فرمود: « انّ اللَّه قال لى یا محمّد و لقد آتیناک سبعا من المثانى و القرآن العظیم فافرد الامتنان علىّ بفاتحة الکتاب و جعلها بازاء القرآن و انّ فاتحة الکتاب اشرف ما فى کنوز العرش الى ان قال: الا فمن قرأها معتقدا لموالاة محمّد و آله منقادا لامرها مؤمنا بظاهرها و باطنها اعطاه اللَّه بکلّ حرف منها حسنة کلّ واحدة منها افضل له من الدنیا بما فیها من اصناف اموالها و خیراتها و من استمع الى قار یقرؤها کان له قدر ثلث ما للقارى»
بدرستى که خداوند بمن فرمود اى محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم هر آینه محققا سبع مثانى و قرآن عظیم را بتو دادیم، پس بدادن فاتحة الکتاب منت جداگانه بر من نهاده و آن را در مقابل قرآن قرار داده، و بدرستى که فاتحة الکتاب شریفترین چیزى است که در گنجهاى عرش الهى میباشد، تا اینکه میفرماید:
آگاه باشید کسى که این سوره را بخواند در حالى که بولایت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و آل او معتقد، و نسبت بامر این سوره تسلیم، و بظاهر و باطن آن مؤمن باشد خداوند در مقابل هر حرفى از آن، حسنه باو عطا کند که بهتر باشد براى او از دنیا و آنچه در آنست از انواع مالها و خوبیها، و کسى که بقرائت قارى این سوره گوش- فرادهد ثلث (یک سوم) ثواب قارى براى او باشد و نیز در لآلى الاخبار (لئالی الاخبار (باب هفتم ص ۳۵۱) از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود: «اسم اللَّه الاعظم مقطّع فى امّ الکتاب» (اسم اعظم الهى در سوره حمد تجزیه شده است) و نیز در لآلى الاخبار(باب هفتم ص ۳۵۱) از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده که فرمود: «لو کتبت معانى فاتحة الکتاب لصار حمل سبعین ابلا» (اگر معانى سوره حمد را بنویسم باندازه بار هفتاد شتر شود) و در کافی باب فضل القرآن حدیث ۲۲ از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمود «من لم یبرئه الحمد لم یبرئه شیئى‏» (کسى را که سوره حمد شفا ندهد چیزى او را شفا نخواهد داد)
و در لآلى الاخبار از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
«من ناله علّة فلیقرء فى جیبه الحمد سبع مرات فان ذهب العلّة و الّا فلیقرءها سبعین مرّة و انا الضامن له العافیة»
(کسى را که مرضى عارض شد سوره حمد را در گریبان خود هفت مرتبه بخواند پس اگر علت مرتفع شد و اگر بهبودى نیافت هفتاد مرتبه بخواند و من ضامن شفاى او هستم) و در کافى(باب فضل القرآن حدیث ۱۶) از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
«لو قرئت الحمد على میّت سبعین مرّة ثمّ ردّت فیه الرّوح ما کان عجبا» (اگر سوره حمد هفتاد مرتبه بر مرده‏اى خوانده شود و او زنده گردد شگفت آور نیست‏.

۵- الشفاء ، الشافیة :

شفاى جمیع دردهاى ظاهرى و باطنى از اخلاق رذیله و صفات نکوهیده و حتى عقائد باطله که بزرگترین امراض باطنى است بوسیله این سوره مبارکه میباشد حتى کسى که بواسطه ابتلاى بضلالت و گمراهى روح ایمان او مرده است اگر هفتاد مرتبه این سوره بر او خوانده شود و هدایت شود مورد تعجب نباشد.
“ونُنَزّل من القران ما هو شفاء ورحمة”( سوره إسراء، آیه ۸۲) ، “وشفاء لما فی الصدور” (سوره یونس، آیه ۵۷)

۶- الاساس :

از ابن عباس نقل شده است که هر چیزی اساسی دارد و اساس قرآن سوره مبارکه حمد است: “إنّ لکلّ شىءٍ أساساً… وأساس القرآن الفاتحة وأساس الفاتحة بسم الله الرحمن الرحیم”. (مجمع البیان، ج۱، ص۸۷)

۷- الکنز :

سوره مبارکه فاتحه در روایات فریقین، “گنج عرشی” نام گرفته است: “… وأعطیت أُمّتک کنزاً من کنوز عرشى؛ فاتحة الکتاب”، “… وإنّ فاتحة الکتاب أشرف ما فى کنوز العرش”، “نزلت فاتحة الکتاب بمکة من کنز تحت العرش”. و…. (نورالثقلین، ج۱، ص۴٫ درّ‌المنثور، ج۱، ص۱۰)
فضائل و مثوبات بسملة :
فضائل و مزایاى این آیه فزون‏تر از اینست که شماره شود و ما ببرخى از احادیث که در فضیلت این آیه وارد شده اشاره میکنیم در کتاب لآلى الاخبار (باب ۷ ص ۳۴۶ در ضمن حدیث خلقت قلم از نور محمد) در ضمن حدیث مطوّلى که از احادیث قدسیه است روایت میکند.
«قال تعالى و عزّتى و جلالى من قال من امّة محمد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بسم اللَّه الرحمن الرحیم اکتب له فى کتاب حسناته عبادة سبعمائة سنة» (خداوند متعال فرمود بعزّت و جلال خودم قسم کسى که از امت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بسم اللَّه الرحمن الرحیم را بگوید در نامه حسناتش ثواب عبادت هفتصد سال بنویسم) و در حدیث طویلى از امیر المؤمنین علیه السّلام از پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم روایت میکند که در ضمن آن میفرماید:
«ثمّ یأتى امّتى یوم القیمة و هم یقولون بسم اللَّه الرحمن الرحیم فاذا وضعت اعمالهم فى المیزان ترجحت حسناتهم» (سپس امّت من در روز قیامت میآیند در حالى که بسم اللَّه الرحمن الرحیم میگویند پس وقتى که اعمال آنان در میزان نهاده میشود حسناتشان مى‏چربد)
و در لآلى از حضرت رضا علیه السّلام روایت میکند که فرمود:
«انّها اقرب الى اسم اللَّه الاعظم من ناظر العین الى بیاضها» (بدرستى که بسم اللَّه، باسم اعظم الهى از سفیدى چشم بچشم نزدیکتر است) خواص بسملة: براى آیه بسم اللَّه الرحمن الرحیم خواص بسیارى در اخبار ذکر شده که بپاره از آنها ذیلا اشاره میشود:
۱- طرد شیطان، گفتن «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» در موقع غذا خوردن موجب طرد شیطان میشود چنانچه در کافى (نقل از لالى باب ۷) و وسائل (و نیز از روضة البهیمة) روایت میکند که‏ «اذا وضعت المائده حفّها اربعة آلاف ملک فاذا قال العبد بسم اللَّه قالت الملائکة بارک اللَّه لکم فى طعامکم ثمّ یقولون للشیطان اخرج یا فاسق لا سلطان لک علیهم الحدیث» (هر گاه سفره نهاده شود چهار هزار فرشته آن را احاطه کند). پس وقتى که بنده بسم اللَّه میگوید ملائکه میگویند خداوند برکت دهد براى شما در طعامتان سپس بشیطان گویند که اى فاسق بیرون شو تسلّطى براى تو بر ایشان نیست تا آخر حدیث)
۲- دفع مضارّ طعام، چنانچه در لآلى از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده که فرمود: «ضمنت لمن سمّى على طعام ان لا یشتکى منه» (ضامن شده ام براى کسى که اسم خدا را بر طعام ببرد اینکه مریض و مبتلاء نشود)
۳- دفع دشمن، در لآلى(باب ۷ ص ۳۴۸) از حضرت صادق روایت کرده که فرمود: «کان رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم اذا دخل منزله و اجتمعت علیه قریش یجهر ببسم اللَّه الرّحمن الرحیم و یرفع بها صوته فتولّى قریش فرارا» (رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم هر گاه داخل منزل میشد و قریش علیه او اجتماع کرده بودند بسم اللَّه الرحمن الرحیم را آشکارا می گفت و صداى خود را بآن بلند مینمود قریش گریزان رو برمیگردانیدند)
۴- جهر ببسم اللَّه در نماز موجب طرد شیطان میشود، چنانچه در لآلى(باب ۸ ص ۳۸۸) از حضرت سجاد علیه السّلام نقل میکند که بابى حمزه ثمالى فرمود: «انّ الصّلاة اذا قیمت جاء الشّیطان الى قرین الامام فیقول هل ذکر ربّه فان قال نعم، ذهب و ان قال لا، رکب کتفیه و دلّى رجلیه فى صدره فکان امام القوم حتى ینصرفوا قال الثمالى فقلت جعلت فداک أ لیس یقرءون القرآن؟ قال بلى لیس حیث تذهب، انّما هو الجهر ببسم اللَّه الرحمن الرحیم»(وقتى نماز بپا شد شیطان قرین امام جماعت میآید و میگوید آیا پروردگار را یاد کرده؟ اگر گوید آرى میرود و اگر گوید نه بر دو شانه امام سوار میشود و دو پایش را بر سینه امام آویزان میکند و امام مردم است تا از نماز برگردند، ثمالى گوید گفتم فداى تو شوم مگر آنان قرآن نمیخوانند؟ فرمود بلى، ولى مقصود از ذکر پروردگار آنچه تو فکر کرده نیست همانا مراد از ذکر جهر ببسم اللَّه الرحمن الرحیم است)
۵- گفتن بسم اللَّه در موقع جماع موجب دفع شیطان میشود و اگر بسم اللَّه نگوید شیطان در جماع و نطفه شرکت میکند چنانچه در لآلى(باب ۷ ص ۳۴۸) روایت میکند که فرمود: «انّ الرجل اذا دنى من المرأة و جلس مجلسه حضره الشیطان فان هو ذکر اسم اللَّه تنحّى الشیطان عنه فان فعل و لم یسمّ ادخل الشیطان ذکره فکان العمل منهما جمیعا و النطفة واحدة»(انسان هر گاه با همسر خودش نزدیکى کند شیطان حاضر میشود پس اگر اسم خدا را یاد کند، شیطان از او دور میگردد ولى اگر عمل را انجام دهد و اسم خدا را نبرد شیطان با او شرکت کند پس عمل بوسیله هر دو «انسان و شیطان» واقع شود در صودتى که نطفه یکى باشد.
۶- در شروع بهر کارى موجب اتمام و اکمال آن میشود چنانچه از رسول‏ (تفسیر روان جاوبد ج۱ ص ۲۱) و نیز بسند خود از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود اگر بمرده‏اى هفتاد مرتبه سوره حمد را قرائت کنند و روح آن بازگردد تعجبى ندارد، و فرمود این سوره از گنج‏هاى عرش پروردگار است (این فرمایش عظمت این سوره را میرساند که هرگاه با توجه کامل بدرگاه حق بر مرده خوانده شود بخواست خداوند زنده گردد پس چطور میشود که از روى خلوص خوانده شود و سختترین دردها را شفا ندهد). ( تفسیر جامع، ج‏۱، ص: ۸۵)
براى این سوره ده نام گفته‏اند: فاتحة الکتاب- ام الکتاب- ام القرآن- سبع المثانى- وافیه- شافیه- اساس- صلاة- الحمد و هر یک از اسامى مذکور را از ائمه روایت نموده‏اند.
اما فاتحة الکتاب میگویند براى آنکه ابتداى قرآنست چون قرآن را باز کنند اول آنسوره را قرائت کنند و اما ام الکتاب و ام القرآن گویند براى آنکه اصل کتاب است و اصل قرآن چنانکه شهر مکه را ام القرى خوانند چون اصل زمین است و مادر را ام گویند چون اصل فرزندان باشد و جهت دیگر هم گفته‏اند که ذکر کلیه آنها بطول انجامد و عمده‏ترین وجهى که آنرا ام خوانند آنست که سوره حمد جامع علوم و فضایل است چنانکه پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود خداى تعالى یکصد و چهار کتاب از آسمان نازل فرموده و چهار کتاب از آنها را برگزید و علوم یکصد کتاب دیگر را در آن چهار کتاب قرار داد و آنها زبور و تورات و انجیل و قرآن میباشند و بعد از آن بار دیگر از میان چهار کتاب یکى را اختیار فرمود و آن قرآنست و تمام علوم و برکات و ثواب تورات و انجیل و زبور را در قرآن قرار داد آنگاه تمام علوم قرآن را در سوره‏هاى مفصل و کلیه علوم سوره‏هاى مفصل را در سوره حمد قرار داد و هر کس سوره حمد را بخواند مانند آنست که یکصد و چهار کتاب آسمانى را قرائت نموده باشد و سبع المثانى بآن گویند براى آنکه این سوره داراى هفت آیه است و مثانى خوانند براى آنکه یا الفاظ آن مانند رحمن و رحیم و ایاک و صراط و علیهم مکرر شده است یا بجهت آنکه در هر نماز دو بار خوانند و یا براى آنکه دو مرتبه یکى در مکه و مرتبه دیگر در مدینه نازل شده، وافیه گویند چون در مذهب هیچ فرقه از مسلمانان جائز نیست که آنرا ناقص خوانند در نماز و حال آنکه سوره‏هاى دیگر جایز است اما کافیه‏اش خوانند براى آنکه هر وقت امام جماعت در نماز بخواند از خواندن مأمومین کفایت کند و نیز سوره حمد کافى باشد از هر سوره‏اى، و سوره‏هاى دیگر کفایت آنرا نمینماید اساس میخوانند چون سوره حمد بمنزله پایه قرآن است و شافیه مینامند چون که شفاى هر دردى است و در خواص سوره بیان میشود.
صلاتش میگویند چون بدون قرائت حمد هیچ نمازى تمام نباشد چنانکه پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود نمازى نیست بدون قرائت سوره حمد.
ادامه دارد …
منابع :
(تفسیرالقرآن الکریم), سید مصطفی خمینی, تصحیح و تحقیق محمد سجادی اصفهانی, ج۲۲۵/۱, وزارت ارشاد اسلامی.
تفسیر سوره مبارکه حمد : تالیف آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری رحمه الله
شمه ای از خواص معجزه آسای سوره مبارک حمد در آینه روایات : سید خلیل – شاکری
ضرب‌المثل‌های قرآنی: «فاتحه الکتاب» در فرهنگ عامیانه : سید محسن موسوی آملی
فصلنامه بشارت ، خرداد و تیر ۱۳۸۴، شماره ۴۷
علل الشرائع، صدوق ، ج ۱
پایگاه حوزه
تفسیر نمونه ج۱
التبیان فى تفسیر القرآن، ج ۱
لطایفی از تفسیر سوره حمد (۲)

خواص حمد :
عیاشى بسند خود از پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم در تفسیرش روایت نموده که فرمود سوره ام الکتاب افضل سوره‏هاى قرآن و بجز مرگ شفاى هر دردى است.
و در کافى بسند خود روایت نموده از حضرت باقر علیه السّلام که فرمود هر کس را سوره حمد شفایش ندهد چیز دیگر او را شفا نمیدهد.
و نیز بسند خود از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود اگر بمرده‏اى هفتاد مرتبه سوره حمد را قرائت کنند و روح آن بازگردد تعجبى ندارد، و فرمود این سوره از گنج‏هاى عرش پروردگار است (این فرمایش عظمت این سوره را میرساند که هرگاه با توجه کامل بدرگاه حق بر مرده خوانده شود بخواست خداوند زنده گردد پس چطور میشود که از روى خلوص خوانده شود و سختترین دردها را شفا ندهد).
و رازى از ابو سعید حذرى روایت کرده گفت پیغمبر اکرم فرمود حمد شفاى هر همى است.
و نیز از ابو سلیمان روایت نموده گفت با رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم در جنگى بودیم مردى بمرض صرع غش کرد یکى از اصحاب سوره حمد بگوش او خواند برخاست و تندرست شد ما چگونگى را حضور پیغمبر عرض کردیم فرمود این سوره شفا دهنده هر دردى است.
و در کافى از حضرت موسى بن جعفر علیه السّلام روایت گرده فرمود هر کس را مرضى عارض شد در گریبان پیراهن او هفت بار سوره حمد را قرائت کنید اگر درد ساکت نشد هفتاد مرتبه بخوانید ساکت شود.
و نیز از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که مردى از دوستانش بر آن حضرت وارد شد دید رنگ چهره‏اش زرد شده فرمود این چه حالتست که دارى عرض کرد فدایت شوم مدت یک ماه است که به تب مبتلا شده و هر چه معالجه نمودم اثرى نبخشید فرمود گریبان پیراهنت را باز کن و سرت را داخل پیراهن نموده اذان و اقامه بگو و هفت مرتبه سوره حمد بخوان آنمرد چنان کرد و شفا یافت.
سوره حمد در فرهنگ عامیانه :
تأثیر پذیری فرهنگواره‌های ایرانی از یکمین سوره قرآن کریم به چند گونه است:
۱٫در پاره‌ای از این عبارت‌ها نام این سوره به صورت «حمد» یا «الحمد» آمده است که یکی از نام‌های مشهورو پرکاربرد این سوره می‌باشد. نام این سوره بر اساس نخستین کلمه از ایه دوم این سوره است.
۲٫در گروهی دیگر از این فرهنگواره‌ها نام دیگر این سوره یعنی «فاتحه» یا «الفاتحه» مورد استفاده است. از آنجا که قاری قرآن با گشایش کتاب با این سوره مواجه می‌شود و در حقیقت گشاینده کتاب قرآن است «الفاتحه» و «فاتحة الکتاب» خوانده می‌شود.
۱٫ حمد و سوره را درست کردن
رسمی است قدیمی به معنای قرائت حمد و سوره را به طور صحیح یادگرفتن. منشأ پیدایش این رسم، حساسیت متدینان به صحّت نمازهاست. معمولاً متدینان کم سواد، حمد و سوره نماز خود را نزد فردی با سواد یا روحانی می‌خوانند تا به درست خواندن و صحیح بودن نماز خود، اطمینان یابند. نمونه‌ای از کاربرد این تعبیر در فرهنگ مردم چنین است:«الآن مسافران روی پشت بام مجاور، حمد و سوره‌شان را درست می‌کنند».
۲٫ الحمدلله
«الحمدلله رب العالمین» به معنای «خدا را شکر» معمولاً در پاسخ از احوالپرسی‌و در مقام تشکر از کسی که احوالپرسی می‌کند، گفته می‌شود. گاهی اوقات نیز در شکرگزاری از خداوند گفته می‌شود، مانند:«باز الحمدلله، به سلامت آمدی، جای شکرش باقی است».
۳٫ صراط المستقیم
به معنای راه راست و مستقیم است.گاه به مجاز به معنای راستی و درستی می‌اید، نیز به هر گونه راهی که راست و مستقیم باشد گفته می‌شود و گاهی در جواب پرسش از آدرس گفته می‌شود:«صراط المستقیم».
۴٫ به هیچ صراطی مستقیم نبودن
به معنای اینکه شخص در هیچ کاری، استواری و پایداری نداشته و پس از مدتی آن را رها می‌کند و در هیچ راهی و صراطی مستقیم نیست. این عبارت کنایه از در هیچ کاری ثابت نبودن و روش ثابتی نداشتن است.
۵٫ فاتحه یا الفاتحه
این کلمه که نام سوره اول قرآن نیز می‌باشد به صورت‌های مختلفی کاربرد دارد.
الف ـ «دیروز به فاتحه فلانی رفتم» به معنای شرکت در مجلس ترحیم و یادبود است.
ب ـ «برای اموات خود فاتحه خواندم»،به مجاز به این سوره و سوره اخلاص گفته می‌شود و وقتی کلمه فاتحه گفته می شود منظور هر دوی این سوره‌ها است.
د ـ کلمه‌ای که در مجالس ترحیم برای اعلان خواندن سوره فاتحه توسط شخص وارد شونده در مجلس یا شخص دیگری که مجلس گردان و پخش کننده جزوات قرآنی است، گفته می‌شود و معمولاً با کشیدگی صدا همراه است.
۶٫ فاتحة مع الصلوات
جمله‌ای است که معمولاً در مجالس ترحیم به همین صورت یا به صورت فاتحه مع الاخلاص و الصلوات و گاهی به صورت دعا:«رحم الله من یقرأ الفاتحة مع الصلوات» به کار می‌رود. این جمله را با صدای بلند بر زبان می‌آورند تا حضّار سوره فاتحه و اخلاص بخوانند و صلوات بفرستند. ۷٫ جابجا کنعبد جابجا کنستعین
به مفهوم هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد به کار می‌رود و همچنین به معنای گاهی این و گاهی آن و هر کاری جای خود دارد،استعمال می‌شود.اصل این مثل از آنجاست که از دانشمندی ظریف ـ به مزاح ـ پرسیدند: سبب چیست که لفظ ایاک در ایه:«ایاک نعبد و ایاک نستعین» تکرار شده است در صورتی که به رعایت ایجاز و اختصار ممکن بود گفته شود:«ایاک نعبد و نستعین». دانشمند جواب داد: برای اینکه اگر«ایاک» تکرار نشده بود،معنی‌اش این بود که عبادت و استعانت همیشه با هم باشد در صورتی که بعضی‌جاها خدا را عبادت می‌کنیم بدون قصد استعانت و بعضی‌اوقات از خدا استعانت می‌کنیم که به عبادت اشتغال نداریم و آنگاه بر سبیل ظرافت گفت:ایاک نعبد و ایاک نستعین؛یعنی جابجا کنعبد و جابجا کنستعین».
۸٫ تا ولا الضالّین چیزی را قبول داشتن (قبول کردن)
کنایه‌ای است از پذیرش کامل و بدون شرط یک مطلب،به معنای این که گوینده تمامی موضوع و مطلب مورد نظر را قبول دارد. گاهی در ابتدای گفتار گفته می شود و از گوینده مطلب می‌خواهند که مطلب را ادامه ندهد، چون من تا ولاالضالینش را می‌پذیرم. تشبیه به اینکه از ابتدای سوره حمد تا پایانش که ولاالضالین باشد را قبول دارم. پس کنایه حاضر به معنای «به همه جزئیات موضوع گردن نهادن است».
۹٫ مثل الحمد از برداشتن
هرگاه بخواهند درستی حفظ بودن مطلبی را به مخاطب گوشزد کنند و به او اطمینان دهند که مطلب مورد نظر را به صورت کامل در حافظه دارند از این عبارت استفاده می‌کنند. چون سوره الحمد را تمامی مسلمانان از بردارند و در بیان آن نیز دچار هیچ لکنت یا فراموشی نمی‌شوند.
۱۰٫ فاتحه کسی (یا چیزی) را خواندن
به معنای از کسی یا چیزی صرف نظر کردن است. در محاورات عامیانه در صورتی به کار می‌رود که بخواهند مفهوم چیزی را نابود شده و از دست رفته و به اتمام رسیده را برسانند. تعبیرات «فاتحه اش را خواندم» و«باید فاتحه‌اش را خواند» به کار می‌برند.
۱۱٫ مثل الحمد توی دهن‌ها(یا سر زبان‌ها) افتادن
از آنجایی که سوره حمد به صورت روزانه و بیش از سوره های دیگر قرآن بر سر زبان مسلمانان جاری می‌شود، بیشتر توی دهن‌ها و سرزبان‌هاست.هر گاه فردی به نیکی بر سر زبان‌ها باشد و همه از او یاد کنند و اصطلاحاً«نُقل هر محفل و نُقل هر مجلسی باشد» می‌گویند فلانی مثل الحمد توی دهن‌ها افتاده است. و نیز بخواهند شهرت خبری یا شایعه شدن مطلبی را بیان دارند از این تعبیر استفاده می‌کنند.
۱۲٫ فاتحه بی حمد برای کسی خواندن
به معنای این است که برای شخص مورد نظر اهمیتی قائل نمی‌شوند؛زیرا ماهیت فاتحه به سوره حمد آن است و اگر فاتحه بی الحمد باشد، معنایی ندارد. فاتحه بی الحمد خواندن برای بیان بی‌ارجی و بی‌حرمتی فرد مورد نظر گفته می‌شود. مانند:«او فکر می‌کند تحویلش می‌گیرند، نمی‌داند که فاتحه بی‌الحمد برایش می‌خوانند».
تفسیر کلمات نورانی
بسم الله الرحمن الرحیم
این جمله مبارکه، آیه ای از آیات قرآنیه است که در صدر این کتاب مبین و در صدر هر یک از سوره های آن (به استثنای سوره برائت) واقع شده; و هر یک از کلمات آن دارای حقایقی است.
اگر مقصود از اسم در این آیه شریفه، آن الفاظی باشد که دلالت بر ذات، یا بر ذات دارای صفات می کند، نزدیک تر به ذهن این است که باء در بسم الله متعلق و مربوط به ابتدایی «مصدر مضاف » یا ابتدء «فعل مضارع » باشد که معنی چنین می شود ابتداء می کنم به ذکر نام خداوندی که رحمن و رحیم است. یا شروع من در نازل کردن این آیات بینات، به اسم خداوند رحمن و رحیم است.
ولی اگر مقصود از اسم، عناوین و حقایقی باشد که به واسطه آن ها خداوند متعال شناخته می شود مانند: رحمن، رحیم، عالم، قادر، رب، حی، مدرک و امثال این ها: مناسب تر این است که حرف باء متعلق به سر تا پای انزال سوره مبارکه یا قرآن کریم باشد.
یعنی: قرآن یا این سوره را به عنوان رحمانیت و رحیمیت خداوند متعال نازل می کنم، برای این که نزول جمیع برکات که اهم آن ها نعمت نزول وحی و فرستادن آیات بینات است، از صفت رحمانیت و رحیمیت سرچشمه می گیرد، و در سایه جلوه رحمت حق صورت تحقق و وجود به خود می گیرد، و علم و قدرت و حکمت و امثال آن، از نام های مقدسه; در رتبه بعد از رحمت، تاثیر در نزول برکت یا چگونگی آن دارد.
و ان شاءالله تعالی ثابت می کنیم که صفت رحمانیت هم بر رحیمیت مقدم است و وجه تقدم کلمه شریفه رحمن بر رحیم در این آیه مبارکه ظاهر می شود.
اسرار حذف متعلق
اهل ادب توجه دارند که لفظ باء و امثال آن که معنی ربطی و ظرفی دارند; چون بر کلمه ای داخل شوند آن را مرتبط و متعلق به ما قبل آن می کنند که یا در کلام ذکر شده و یا محذوف است، و هر گاه در کلام نباشد سری و نکته ای برای آن می باشد.
اهل شعر و ادب در زمان سابق; از ادب قرآن کریم بهره مند بودند و همان طوری که خداوند متعال اول دفتر را به نام نامی خود می گشاید، آنان نیز از این منبع فصاحت و بلاغت و توحید و ادب پیروی می نمودند.
سعدی می گوید:
اول دفتر به نام ایزد دانا
صانع و پروردگار و حی و توانا
نظامی می گوید:
به نام آن که هستی نام از او یافت
فلک جنبش; زمین آرام از او یافت.
این دو سخن پرداز شیرین سخن، هر دو از روش کتاب پرافتخار آسمانی خود بهره گرفته اند، ولی نظامی مانند قرآن کریم متعلق کلمه را ذکر ننموده و سعدی ذکر کرده و گویی تصریح کرده است که: اول و آغاز دفتر به نام ایزد دانا می باشد. اینک ما برای این که بر فارسی زبانان روشن شود که نیاوردن متعلق و خود داری از ذکر آن مزیت و ترجیح دارد; جهاتی را یادآور می شویم:
۱٫ مبالغه در تادب و تعظیم خداوند متعال اقتضا دارد که هیچ کلمه ای بر اسم حضرتش مقدم نباشد گرچه کلمه «ابتدائی » یا «ابتدء» و یا «اول دفتر» و امثال آن باشد. و اما کلمه اسم که بر الله (که معرف حقیقت و ذات حق است) مقدم شده، از روی ناچاری است، زیرا اگر بفرماید: بالله الرحمن الرحیم خلاف مقصود خواهد بود، چون کلمه باء معنی استقلالی ندارد.
۲٫ اگر باء متعلق به «ابتدائی » یا «ابتدء» باشد ذکر آن خالی از حزازت و منقصت نیست، زیرا این که سرآغاز کلام به نام اوست; مشهود و واضح است و نیاز به ذکر ندارد و تصریح به آن مانند کسی است که در ابتدای کلام خود بگوید: سخن می گویم، و شروع به سخن کند.
۳٫ چون در آیه شریفه متعلق کلمه باء معین نشده و مذکور نیست، هر کسی می تواند برای کلام خود یا برای کار خود چه در ابتدا و چه در وسط، از آن استفاده کند و بر وفق مقصود خود این آیه مبارکه را تطبیق کند. خداوند متعال در سوره هود [آیه ۴۱] از حضرت نوح نقل می کند که به قوم خود گفت:
سوار شوید در کشتی به نام خدا از آغاز جریان آن تا هنگام استقرار آن «و قال ارکبوا فیها بسم الله مجریها و مرسیها…»
و اگر کلمه «ابتداء» مثلا ذکر می شد قابل نبود که این جمله هم راجع به ابتدا و هم انتها گفته شود، و اگر متعلق انزل باشد باز قابل تطبیق بر موارد متعدده نیست، و همچنین اگر اقول و مانند آن ها باشد.
خلاصه آن که این آیه شریفه به شهادت آیات و روایات، شعار اولیا و انبیا و اهل ایمان بوده و هست. در ابتدای کلمات و اعمال خارجی و گاهی در وسط، گفته می شود، و گاه مقصود استعانت یا تبرک است بدون این که نظر به ابتدا باشد و این که در ابتدا مذکور می شود برای این است که از اول از نام خداوند متعال استمداد شود و این آیه مبارکه با همین لفظ بر تمام موارد قابل تطبیق است، ولی در صورتی که متعلق ذکر شود قابل تطبیق بر جمیع موارد نیست.
۴٫ گفتیم اگر مقصود از اسم همان لفظ مرادف با نام باشد به نظر می رسد که مثل (ابتدء) محذوف باشد و لفظ (باء) متعلق به آن باشد; و اگر مقصود از آن «عنوان » باشد، مثل این است که متعلق، به مثل «انزل » یا «اقول » باشد، ولی مخفی نماند که این مقدار، یقینی و لازم است، ولی ممکن است که متعلق بیش از آن چه ذکر شده، باشد، مثلا مقصود این باشد که: ابتدا به نام خداست و تبرک به نام او است و تعظیم به نام او است. و از اسم نیز، هم لفظ مراد باشد و هم عنوان، و متعلق محذوف هم مناسب با هر دو معنی باشد.
یعنی مقصود این باشد که: ابتدا می کنم و تبرک می جویم و یاری می طلبم و… به نام خدا و این آیات را نازل می کنم و این کلمات را ایجاد می کنم از جهت جلوه رحمت و رحمانیت او، و احتمال جمیع این معانی برای این است که متعلق محذوف است و می گویند: حذف متعلق قرینه عموم است.
تحقیق در باره کلمه اسم
کلمه اسم به طور مفرد و جمع در عده ای از آیات کریمه قرآن ذکر شده است قوله تعالی « و علم آدم الاسماء کلهاثم عرضهم علی الملائکة (بقره (۲) : ۳۱) » « و اذکر اسم ربک و تبتل الیه تبتیلا (مزمل (۷۳) : 8) » و قوله تعالی «سبح اسم ربک الاعلی (اعلی (۸۷) : ۱) » و قوله تعالی «اقرء باسم ربک الذی خلق (علق (۹۶) : ۱) » و قوله تعالی «فله الاسماء الحسنی (۵) اسراء (۱۷) : ۱۱۰) »
لذا برای روشن شدن حقیقت معنی این کلمه ، با ملاحظه آیات و بعضی اخبار و ادعیه مبارکه، باید تحقیق و رسیدگی شود.
ریشه این کلمه
مرحوم صدوق در کتاب توحید و معانى الاخبار از ابن فضال روایت مى کند که از امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) درباره (بسم الله) پرسیدم، فرمود:
(معنى قول القائل، بسم الله، أى أسم على نفسى بسمة من سمات الله ـ عزّوجلّ ـ وهى العبودیة قال: فقلت: ما السمة؟ قال: العلامة.) ((مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ۸۹ / ۲۳۰، حدیث ۹; صدوق، محمد بن على ابن بابویه، التوحید / ۲۲۹; همو، معانى الاخبار /۳ ـ ۴)
معناى گفتار کسى که مى گوید (بسم الله) این است: نشانه اى از نشانه هاى الهى را برخود مى نهم، که همانا عبودیت باشد. پرسیدم: سمه چیست؟ فرمود: نشانه و علامت است.
میان کوفیان و بصریان درباره اشتقاق (اسم) اختلاف است. بصریان مى گویند: (اسم) از ریشه (سموّ) به معناى علو و بلندى گرفته شده است، زیرا:
ییک: از مشتقات آن همانند: سمّى، سمّیت و مسمّى و اسماء چنین فهمیده مى شود که ریشه آن (سمو) است.
دو. اگر لام الفعل اصلى کلمه (اسماء) واو نباشد، بنابراین همزه آن زائد است و در آن صورت کلمه غیرمنصرف خواهد بود. حال آن که به دلیل تنوین گرفتن آن در آیه زیر، منصرف است و از این فهمیده مى شود که همزه آن زائده نبوده بلکه قلب شده از واو (حرفى اصلى) است. آیه یادشده چنین است:
(إن هى إلاّ أسماء سمّیتموها أنتم و آباؤکم… ) نجم/ ۲۳
زمخشرى نیز مى نویسد: (واشتقاقه من السموّ، تنویه بالمسمّى و إشادة بذکره.) (زمخشرى، محمود بن عمر، الکشاف۱/۵)
نام، مایه گرامیداشت صاحب نام و بلند داشتن یاد اوست.
در برابر بصریان، کوفیان، اسم را همریشه با (وسم) و (سمة) مى دانند، زیرا اسم هر چیز، نشانه و یادآور اوست وهیچ گونه بلندى شأن و گرامیداشتى در نام بردن نهفته نیست.
مکى بن ابى طالب در این زمینه مى نویسد: (اسم، از نگاه کوفیان از (سمة) گرفته شده است، زیرا اسم، نشانه شناخته شدن صاحب آن اسم است و ریشه آن (وسم) است. پس بدین گونه اعلال شده که فاء کلمه حذف شده و عین کلمه برخلاف قیاس و معمول حرکت داده شده است.) (قیسى، مکى بن ابى طالب، مشکل اعراب القرآن۱/۶۶)
بنابرتحقیق شیخ الطایفه شیخ طوسی قدس سره در کتاب تفسیر تبیان، اشتقاق از ماده سمو (به معنی رفعت و علو) می باشد نه از ماده وسم که به معنی علامت و نشان است و این تحقیق مطابق قراین ادبی بسیاری صحیح است.
بنابراین، وجه این که نام اشخاص را به عربی «اسم » می گویند، شاید این باشد که این نام گذاری موجب اشتهار و رفعت مقام آن می شود برای آن که اگر موجودی نام و نشان نداشته باشد، قابل اشتهار نیست. لکن روایتى از امام رضا (علیه السلام) نیز بدان تصریح دارد که مرحوم صدوق در دو کتاب (توحید) و (معانى الاخبار) آورده و مى تواند شاهد معتبرى براى اثبات مطلب باشد.
ادامه دارد …
منابع :
(تفسیرالقرآن الکریم), سید مصطفی خمینی, تصحیح و تحقیق محمد سجادی اصفهانی, ج۲۲۵/۱, وزارت ارشاد اسلامی.
تفسیر سوره مبارکه حمد : تالیف آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری رحمه الله
شمه ای از خواص معجزه آسای سوره مبارک حمد در آینه روایات : سید خلیل – شاکری
ضرب‌المثل‌های قرآنی: «فاتحه الکتاب» در فرهنگ عامیانه : سید محسن موسوی آملی
فصلنامه بشارت ، خرداد و تیر ۱۳۸۴، شماره ۴۷
علل الشرائع، صدوق ، ج ۱
پایگاه حوزه
تفسیر نمونه ج۱
التبیان فى تفسیر القرآن، ج ۱

ارسال نظر

درباره‌ی این وبلاگ

این پایگاه توسط تبیان گیلان برای واحد مبلغین طراحی و راه اندازی شده است. تمام حقوق آن متعلق به مرکز تحقیقات اینترنتی تبیان گیلان و اداره کل تبلیغات اسلامی استان گیلان است..

تصاویر

دسته‌ها

بایگانی

  • admin: علیک سلام نه وطن محسوب نمی شود وهرباکه می آیی قصدده روز [...]
  • admin: علیک سلام نه وطن محسوب نمی شود باید قصدده روز نمایید تو [...]
  • admin: علیک السلام اگربیش ازحدمسافت شرغی باشد مسافرمحسوب مشو [...]
  • admin: علیک السلام اصلا شماجنب نشده وان اب هم منی نیست ونجس هم [...]
  • admin: علیک السلام اصلا شماجنب نشده وان اب هم منی نیست ونجس هم [...]