ورود امام حسین به میعادگاه عاشقان، کربلا‏

دسته: امام حسین (ع)

۲۱ آذر ۱۳۸۹

ورود امام حسین به میعادگاه عاشقان، کربلا‏
حسین در روز پـنجشنبه دوم محرم الحرام سال ۶۱ وارد کربلا شد که پس ‍از شنیدن نام کربلا حسین عـلیه ‏السلام دانست که به مـیعادگاه عاشقان رسیده است دستور داد تا اهل بیت فـرود آیند و خیمه ها را برافرازند و ‏فرمود: این زمینى است که در آن کشته مى شوم و در آن مـدفـون مـى گـردم و اضافه فرمود: همراه پدرم ‏امیرالمؤمنین از اینجا عبور کردیم ، در این نقـطه مـتـوقـف شد و از نام این زمـین پـرسید و پس از شنیدن پاسخ ‏فـرمـود« اینجاست مـحل فـرود آمـدن کاروان آنها و اینجا است محل ریختن خون آنان»
حضار عرض کردند یا امیرالمؤمنین این فرمایش شما درباره چه کسانى است ؟
امـام فـرمـود: جماعتى از خاندان محمد صلى الله علیه و آله و سلم در این زمین به شهادت مى رسند.‏
‏« آرى این سرزمـین مـحل محنت و بلا است ، اینجا میعادگاه عاشقان حق است اینجا وعده گاه مـلاقـات دوست ‏است ، در اینجا عـاشقـان بیقـرار و شوریده حال به وصال مـحبوب مـى رسند، اینجا لب تـشنگـان مـجروح و ‏داغـدار از جام وصال دوست سیراب مى گردند اینجا وعده گاه عشاق راه حق و حرّیت و آزادى و عدالت است .» ‏‏۱

دعا و شکوه حسین علیه السلام
پـس از آنکه خـیمـه برافـراشتـه شد حسین عـلیه السلام اهل بیت و افـراد خـانواده و یارانش را جمع کرد و تصور ‏قطعه قطعه شدنشان را از ذهن گـذرانید، اشک چشمان مبارکش را فرا گرفت و دست به دعا برداشت و با خداى ‏خود به راز و نیاز پرداخت و از گرفتاریها شکوه کرد و فرمود: ‏« بار خدایا مائیم عترت پیامبرت محمد که ما را از خانه و کاشانه مان بیرون کردند و از حرم جدمان رانده شدیم ، ‏بنى امیه بر ما ستم کردند، خدایا تو خود حق ما را بستان و ما را بر مردم ستمکار پیروز گردان .»
و نیز براى اینکه یاران ابى عبدالله موقعیت خود را بدانند و در تعیین سرنوشت خود تصمیم بگیرند. به یاران و انصارش خطاب کرد و فرمود: ‏‏« مردم بنده و برده دنیایند و دین لقلقه زبان آنها است از هر سو که زندگیشان تامین شود به همـان سو مـى ‏چـرخـند هرگـاه به گـرفـتـاریها مـبتـلا شوند دینداران تقلیل خواهند یافت .»۲
‏« بار خدایا مائیم عترت پیامبرت محمد که ما را از خانه و کاشانه مان بیرون کردند و از حرم جدمان رانده شدیم ، ‏بنى امیه بر ما ستم کردند، خدایا تو خود حق ما را بستان و ما را بر مردم ستمکار پیروز گردان»
اولین سخنرانى امام در کربلا
پـس از آنکه حسین علیه السلام و یارانش در کربلا مستقر شدند اولین سخنرانى خود را به این ترتیب ایراد کرد: ‏«پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود: بطوریکه مى بینید کار ما به اینجا رسیده و دنیا تـغـییر یافـتـه بدیهایش به ما ‏روى آورده و نیکى هایش به ما پشت کرده و از حیات و زندگـى مـا باقـى نمانده است مگر جرعه کمى همانند ‏رطوبتى که در ته کاسه بعد از تـخـلیه مـى مـاند و زندگـى پـستـى مـانند چـراگـاه خـشک آیا نمـى بینید که به ‏حق عـمـل نمـى شود و از باطل جلوگیرى بعمل نمى آید، در چنین حالتى مؤمن حقا باید مشتاق لقاى پروردگار ‏باشد (یعنى مرگ را آرزو مى کند.)
پـس بدرستى که من مرگ را جز سعادت و رستگارى نمى دانم و زندگى با ستمکاران را جز محنت و رنج و ‏ملالت و ذلت نمى یابم . »۳
نکتـه : هدف امام حسین علیه السلام از این سخنرانى این بود که یاران را به مسئولیتى که بر عهده دارند توجه ‏دهد تا در انجام آن بکوشند.
پاسخ دلنشین یاران حسین
یاران حسین حقـا هدف امـام را درک کردند و هر یک پـاسخ مـثـبت دادند قـبل از همـه زهیر بن قـین برخـاست و ‏گـفـت : خـدا تـرا هدایت کند اى فـرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم سخنانت را شنیدیم ، اگر دنیا ‏براى ما الى الابد باقى بود و ما در آن زندگى جاودانه و همیشگى داشتیم جنگ و کشته شدن در رکاب تو را بر ‏زندگى همیشگى در این جهان ترجیح مى دادیم .
سپـس نافـع بن هلال بجلى برخـاست و عـرض کرد: یابن رسول الله (شمـا از رو گـرداندن مـردم ناراحت نباشید) ‏که جدتـان رسول خدا نتوانست محبتش را در دل همه مردم جاى دهد که گروهى منافق به او وعده نصرت مى ‏دادند ولى در باطن با او مکر و حیله کردند، در برخورد با پیامبر بسیار گرم و جذاب بودند ولى در خفاء سخت ترین ‏دشمنى را انجام مى دادند تا آنکه خدا او را به جوار رحمت خویش خواند، و نیز پدر شما در یک چنین موقعیتى ‏قرار داشت یک گروه و جمعیت تصمیم بر یاریش گـرفـتند و در کنار او با دشمنانش جنگیدند و سه گروه دیگر با او ‏جنگیدند تا اجلش ‍فرا رسید و امروز شما هم در چنین موقعیتى قرار دارید، هر که عهدشکنى کند و بیعت خود را ‏نقض نماید جز به خودش لطمه نمى زند و خداوند از بندگانش بى نیاز است ما در اطاعـت شمائیم ما را به هر ‏سو مى خواهى اعزام فرما به شرق یا به غرب ، بخدا قسم از مـقـدرات الهى ناراضى نیستیم و از لقاء پروردگار ‏هم خوشحالیم نیت و عقیده ما آن است که دوست بداریم هر که را که شما دوست دارید و دشمن بداریم هر ‏که را که شما دشمن دارید.
بیشتـر یاران حسین عـلیه السلام همانند نافع سخن گفتند و امام علیه السلام از آنان تقدیر و تشکر کرد.۴‏

منبع: آنچه در کربلا گذشت، آیت الله محمد على عالمى
تهیه و تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
پی نوشت ها:‏
‏۱- الحسین فـى طریقه ص ۱۴۳ کامل ج ۳ / ص ۳۷۹ – اعیان الشیعه ج ۱ / ص ۵۹۸٫
‏۲- حیاة الحسین ج ۳/ص ۹۷ – بلاغة الحسین ص ۳۵٫
‏۳- بلاغة الحسین ص ۳۴ – اعیان الشیعه ج ۱/ص ۵۹۸ – ابصارالعین ص ۷ – حیاة الحسین ج ۳/ص ۹۸٫
‏۴- حیاة الحسین ج ۳/ص ۹۸ – اعیان الشیعه ج ۳/ص ۵۹۸ – بلاغة الحسین ص ۳۴ – ابصارالعین ص ۷ و عقدالفرید ‏ج ۴/ص ۳۸۰٫

ارسال نظر

درباره‌ی این وبلاگ

این پایگاه توسط تبیان گیلان برای واحد مبلغین طراحی و راه اندازی شده است. تمام حقوق آن متعلق به مرکز تحقیقات اینترنتی تبیان گیلان و اداره کل تبلیغات اسلامی استان گیلان است..

تصاویر

دسته‌ها

بایگانی