آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
درس اخلاق حضرت آیه اللّه مظاهری مدّظله‏ العالی شرح صدر (۵) پيوند ثابت

درس اخلاق حضرت آیه اللّه مظاهری مدّظله‏العالی
موضوع: شرح صدر (۵)
جلسه: چهل و پنجم
تاریخ: ۲۷/ ۷/ ۱۳۷۹

اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.

بحث ما در مورد سعه صدر بود که یکی از نعمت‏های بزرگ خدا همین شرح صدر است که هر کسی به هر مقداری داشته باشد نعمت بزرگی دارد در این باره چند جلسه‏ای صحبت کردم و نتایجی بار بر این سعه صدر کردم از نظر قرآن یکی از نتایجش اینکه می‏تواند مشکلات را پشت سر بگذارد اگر قابل حل است گره کوریها را حل بکند اگر قابل حل نیست از کنار، اگر می‏شود بگذرد، بگذرد و الا تحمل کند و جلو برود مشکل سد راه او نشود که این را از قرآن استفاده کردیم «رب اشرح لی صدری و یسرلی امری» از قرآن استفاده کردیم که «الم نشرح لک صدرک و وضعنا عنک وزرک» بعدش «فان مع العسر یسراً انّ مع العسر یسراً» کم در قرآن است اینجوی تأکید «فان مع العسر یسراً ان مع العسر یسراً» نتیجه‏گیری که بار بر این سعه صدر کردیم اینکه تقویت اراده تسلط بر نفس ضبط نفس و اینکه اگر انسان سعه صدر داشته باشد می‏تواند در مقابل خشم خودش عرض اندام بکند می‏تواند حرف خودش را بزند می‏تواند تفهیمش عالی بشود این هم از قرآن استفاده کردیم «رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقده من لسانی» که این جمله را معنا کردم یعنی تفهیم و تفهم حرفش را خوب می‏تواند بزند یعنی می‏تواند تسلط بر نفس داشته باشد به عبارت دیگر تقوت اراده قوی سعه صدر به ما اراده قوی می‏دهد.

نتیجه دیگری که بار بر این مسئله کردیم قبول حقّ انسان اگر سعه صدر داشته باشد پذیرای حقّ است دنبال حقّ است سعه صدر است انسان وقتی که حقّ را ببیند گریه شوق برای حقّ بکند به قول قرآن درباره بعضی می‏فرماید که و اذا سمعوا از تو ذکرها این گریه شوق می‏کند و اینجور می‏گویند که چرا نپذیرم حقّ را ما که دنبال حقّ بودیم و این را هم از قرآن استفاده کردیم «و من یرد اللَّه ان یهدیه، شرح صدره لا اسلام و یران یضل له بجعل صدره ضیغه کانما یصعد من السماء» و بعد هم می‏فرماید «کذلک یجعل اللَّه رجس علی الذین لا یومنون» که این جمله آخر همه جمله‏ای تکان دهنده است برای کسانی که سعه صدر نداشته باشند «کذلک یجعل اللَّه رجس علی الذین لا یومنون» این قبول حقّ البته این مراتب دارد مرتبه اوّلش وقتی که حقّ را ببنید پذیرای حقّ است آن مرتبه آخرش هم می‏رسد به آنجا قضیه حضرت ابراهیم و اسماعیل «انّی اری فی المنام انّی اذبحک فانظر ماذاتری قال یا ابت افعل ما تومر ستجدونی ان شاء اللَّه من الصابرین»[۱] می‏رسد به آنجا که حضرت زینب در مقابل ابن زیاد می‏گوید «ما رأیت الا جمیلاً» تسلیم اصلاً اسلام همین باب است و همین است که مسلّم از این نظر مقدم بر مؤمن است از نظر درجه «الهم اغفر للمؤمنین و المؤمنات والمسلمین و المسلمات» این یک معنای خاصّی است تسلیم در مقابل اسلام و معمولاً انسانها ندارند یعنی اسلام برایشان سنگین است نماز خواندن، روزه گرفتن، خمس دادن الا اینکه مشتهیات نفس در او کار بکند مثل مکه رفتن حالا بر ایشان آسان است اما همین مکه رفتن که آسان است خمس دادنش برایشان خیلی سخت است آن مشتهیات نفس کار می‏کند این مشتهیات کار نمی‏کند سعه صدر ندارند لذا «و انها لکبیره الّا علی الخاشعین» سعه صدر انسان را می‏رساند به آنجا که در مقابل تعبدیات صد در صد متواضع است یک دفعه تواضع این قدر است که برایش مشکل نیست یک دفعه نه لذت بخش است نماز برایش بالاترین لذتها است مشکل‏ها چون از طرف خدا است بالاترین لذتها است این هم از قرآن استفاده کردیم و معلوم است هر کدام اینها به دنیا و هر چه در دنیا است ارزش دارد و اینها همه نتیجه سعه صدر است نتیجه شرح صدر است و اگر نبود یکی از اینها بس بود اینکه ما کوشا باشیم کار بکنیم از خدا بخواهیم که پروردگار عالم این سعه صدر را به ما عنایت بکند.

بحث امروز یک بحث فوق العاده مهمی است که یک نتیجه از سعه صدر است و آن انتقاد کردن امر به معروف و نهی از منکر کردن این سعه صدر می‏خواهد که انسان انتقاد بکند عیب دیگران را بگوید این معنای رو در وایستی، یعنی عیب دیگران بگوید، نمی‏گوید باید امر به معروف و نهی از منکر بکند، نمی‏کند و اگر سعه صدر باشد امر به معروف و نهی از منکر که می‏کند، می‏کند بلکه عیوبات اجتماعی را یعنی آداب و رسوم اجتماعی را آنها را وا نمی‏گذارد که بهش می‏گوییم انتفاد مثل آئینه می‏شود آئینه می‏نمایاند، عیب ما را «المؤمن مرأت المؤمن» ما باید بنمایانیم عیب دیگران را اگر از معروف باشد و منفی باشد امر به معروف و نهی از منکر می‏آید واجبش می‏کند لازمش می‏کند و اگر عیوب اجتماعی باشد آن موارد فرق می‏کند ارشاد است گاهی لازم است گاهی مستحب است و بالاخره ارشاد طرف است و این ارشاد لازم است و ما معمولاً این طور نیستیم حتّی می‏رسد به آنجا زن و شوهر هم به هم انتقاد نمی‏کند اگر مثلاً رفیق شما بد چیزی می‏خورد رفیق شما بد راه می‏رود رفیق شما بد صحبت می‏کند دهنش بو می‏دهد عرقش بو می‏دهد لباسش کثیف است این را حتماً باید تذکر بدهیم این لازم است، واجب است، واجب عقلی اینکه امر به معروف و نهی از منکرش واجب است ببینیم که رفیق شما غیبت می‏کند، خوب حتماً باید به او بگویم نمی‏شود که ساکت بمانیم این سکوت ما در مقابل گناه این سکوت در مقابل عیوب اجتماعی یعنی سعه صدر نداریم به عبارت دیگر یعنی رو در وایستی داریم و این رو در وایستی بعضی اوقات انسان را به جاهای بدی می‏رساند بعضی اوقات این واجب الهی موجب می‏شود که ترک بشود و معمولاً همین نماز خوان‏ها، روزه بگیرها، خمس بده‏ها، اما توی امر به معروف و نهی از منکر مانده‏اند چنانچه توی انتقادت مانده‏اند ما انتقادات نداریم اسلام انتقاد دارد غیبت ندارد تعبیر هم ندارد اسلام می‏گوید غیبت کردن موقوف و گناهش هم خیلی بزرگ است یک روایتی از امام حسین و امام سجاد هر دو هست که هر دو فرمودند «الغیبت ادام کلاب اهل النار» غیبت کردن نان خورشت سگهای اهل جهنم است استاد بزرگوار ما حضرت اما روایت را معنا می‏کردند اینکه اگر کسی این غیبت ملکه او بشود بصورت سگ درمی‏اید در جهنم صورت سگی دارد آن غیبت‏ها عالم برزخی به صورت گوشتهای گندیده چرک و خون این را می‏برند در جهنم به این می‏گویند بخور معنایش این است و راستی غیبت خیل گناهش بزرگ است همه شما شنیدید که ربا خوردن خیلی گناه بزرگ است که حتّی در بعضی روایات آمده است که ۳۶ مرتبه زنا حتّی در روایات دارد با محارم و در روایت صحیح سند داریم «اربی الربا الغیبه» گناه بالاتر از ربا خوری غیبت کردن است این را همه‏مان داریم توی خانه داریم توی مباحثه داریم به هم می‏رسیم داریم این غیبت خیلی گناه بزرگ است اسلام می‏گوید نه تعییر هم اسلام می‏گوید نه سرزنش یک چیزی بگوییم بدش بیاید ناراحت بشود سرزنش بکنیم عرب اسمش را می‏گذاره لمزه و در قرآن دارد «ویل لکل همزه لمزه» این وای خیلی عذاب بالا است امام صادق‏علیه‏السلام می‏فرمایند اصلاً وادی است در جهنم حالا یا وادی در جهنم یا همین وای که ما می‏گوییم او می‏گوید وای به آن کسی که سرزنشت بکند وای به آن کسی که غیبت بکند حتّی مرحوم کلینی در کافی یک اثر وضعی هم برایش درست می‏کند «من عیّر مؤمناً و لو فی معصیه اتی اللَّه به» به یک کسی سرزنش کنند در گناهش به همان گناه انسان مبتلا می‏شود به تجربه اثبا شده همین جورها است که اگر کسی را بکوبیم شخصیتش را هر روز که اسمش را می‏گذارند لمزه یک دفعه می‏کوبیم شخصیت را پشت سر می‏شود، می‏شود غیبت یک دفعه می‏کوبیم شخصیت را توی رو می‏شود تعییر سرزنش اسلام می‏گوید هر دو گناه خیلی بزرگ اما بجای این دو می‏گوید انتقاد آری یعنی انسان برادر وار به قول روایت آئینه وار عیب دیگران را بگوید نه سرزنش نه کوبیدن شخصیتش نه پیش دیگران توی روزنامه نوشتن نه در رو خیلی برادر وار مثل آئینه این باید باشد به جای غیبت اسلام می‏گوید غیبت نه انتقاد آری اسلام می‏گوید تعییر و سرزنش نه، اما انتقاد آری امر به معروف و نهی از منکر آری و افراد ضعیف النفس افراد بی عرضه به قول روایت افراد عَجَز اینها به جای اینکه انتقاد بکنند غیبت می‏کنند بجای اینکه انتقاد بکنند دیگر بعضی اوقات تعییر سرزنش و کوبیدن شخصیت‏ها معلوم است اینها غلط است عجز غیبت می‏کند اگر خیی پُر رو باشند سرزنشت می‏کنند مؤمن چه می‏کند مرات است انتقاد می‏کند امر به معروف می‏کند برادر وار جوری که شخصیت او هم کوبیده نشود این واجب است لازم است این نتیجه سعه صدر است هر که سعه صدرش بیشتر این انتقادش بیشتر این امر به معروف و نهی از منکرش بیشتر اما یک چیز دیگری که مهم‏تر از این حرف است و این دیگر جایش خالی است خیلی و آن این است که انسان باید انتقادپذیر باشد بگو «رحم اللَّه امرءً اهدی الیّ عیوبی» هدیه حساب بکند انتقادپذیر وقتی که بهش بگویند این عیب را داری بدش نیاید و قبول بکند و این انتقاد جایش خالی است که انتقادپذیر است آن که سعه صدر دارد آنکه دریا دل است می‏تواند وقتی که انتقاد را می‏شنود روی او فکر بکند ببیند او اشتباه می‏کند، اشتباه نمی‏کند اگر اشتباه می‏کند هیچ اگر اشتباه نمی‏کند عیبش را رفع بکند قرآن می‏فرماید به این بشارت بده قرآن می‏فرماید این عاقل است قرآن می‏فرماید این دست عنایت خدا روی سرش است «فبشّر عباد الّذین یستمعون القول فَیتّبعوُن احسنه اولئک الّذین هدئهم اللَّه و اولئک هم الواالالباب»[۲] نظیرش در قرآن خیلی کم است اوّل بشارت بعد هدایت عنائیه دست خدا بعدش هم عقل قرآن تصدیق بکند این عاقل است یعنی اگر ما از انتقاد بدمان بیاید درصدد دفعش باشیم از آن آقا ناراحت بشویم چرا گفتی قرآن می‏گوید تو دیوانه هستی برای اینکه آئینه وار به تو یک چیزی گفته تو آئینه را بزنی زمین و بشکنی معلوم است دیوانه هستی دست عنایت خدا روی سرت نیست دیگر بشارت نیست و متأسفانه الان در همین جلسه مقدّس خیال نمی‏کنم کسی باشد که بگوید من انتقادپذیر هستم وقتی عیب من را بگویند خوشحال بشوم بقول این روایت که خواندم من آن هستم که هدیه سنگینی بهش بدهد خوشحال می‏شوید بدتان نمی‏آید اگر عیب شما را هم بگویند باید این طور باشد از طرف سنی‏ها نقل شده من از طرف شیعه‏ها ندیدم اینکه مسلمانها زمان پیغمبر بعد از نماز صبح پا می‏شد می‏گفت «رحم اللَّه امرءً اهدی الیّ عیوبی» و اگر چیزی به نظر کسی می‏رسید می‏آمد می‏گفت و از او تشکر می‏کرد عالی بود با هم برادر وار صحبت می‏کردند با هم برادر وار عیب یکدیگر را رفع می‏کردند ولی الان جایش خالی است انتقاد جای او خالی است بدتر از او انتقاد پذیری جای او خالی‏تر است و این از کجا سرچشمه می‏گیرد، سعه صدر ندارد وقتی دریا دل نباشیم نمی‏توانیم اینها را حل بکنیم رو در وایستی می‏شود امر به معروف و نهی از منکر نکنیم موجب می‏شود که رفیق ما بیست سال عیبی دارد خودش نمی‏داند به او هم نمی‏گویند به این جاها می‏رسیم آن وقت هم که کسی عیبی بگوید ناراحت می‏شویم در مقام دفع هستیم در مقام اینکه تو اشتباه می‏کنی من ندارم چرا گفتی اصلاً این حرفها به تو چه، معمولاً این جوری هستیم من معمولاً دیدم در انتقادها دیگری بدش می‏آید ناراحت می‏شود چرا گفتی جرا هدیه به من می‏دهی و اگر سعه صدر باشد این حالت از انسان گرفته می‏شود خودش انتقاد که می‏کند، می‏کند در آداب و رسوم اجتماعی خودش امر به معروف می‏کند که می‏کند انتقادپذیر هم هست اگر امر به معروف و نهی از منکر ازش کردند می‏پذیرد تشکر می‏کند اگر هم انتقاد کردند باز تشکر می‏کند الان جامعه ما نه امر به معروف و نهی از منکر می‏کند کسی هم که امر به معروف و نهی از منکر می‏کند مطرود جامعه است مطرود همه اینکه حالا وا مصیبتها است این بدتر از گناه است از قرآن استفاده می‏کنیم که بدتر از گناه بی تفاوتی مردم در قضیه اصحاب صف که قرآن این را تکرار کرده این یهودی‏های در ساحل دریا تقلب با خدا کردند و بالاخره عذاب آمد به صوت قرده و خنازیر درآمدند بعد هم نابود شدند بعد قرآن می‏گوید اینها سه دسته بودند یک دسته کسانی که گناه می‏کردند، یک دسته کسانی که نهی از منکر می‏کردند که اینها هم کم بودند اما مابقی که زیاد بودند مردم بی تفاوت آنها تقلب می‏کردند اینها نمی‏گفتند چرا تقلب می‏کنید اینها گناه می‏کردند نمی‏گفتند چرا برای همین بی تفاوتی عذاب خدا آمد و ما نباید این آیات را فراموش بکنیم حتّی از روایات، از آیات به خوبی استفاده می‏کنیم که گناه یک حرف است و بی تفاوتی مردم یک حرف دیگر و از گناه مردم بالاتر ما باید امر به معروف و نهی از منکر داشته باشیم کی می‏تواند داشته باشد کسی که رو در وایستی نداشته باشد یعنی کسی که سعه صدر داشته باشد ما باید انتقاد داشته باشیم جامعه را باید بسازیم و این جامعه ساختن افراد ار ساختن یکی از راههای بزرگ همین انتقاد است من عیب شما را بگویم شما عیب من را بگویی من درصدد رفع باشم شما درصدد رفع باشید عیوب آداب و رسوم اجتماعی از بین برود جامعه مؤدب اسلامی پیدا بکنیم راهش همین است اما بد این است که روحیه انتقاد پذیری نداریم و اگر کسی به ما بگوید بدمان می‏آید درصدد رفع آن نقص نیستیم درصدد رفع گفته این آقا هستیم و این خیلی ننگ بزرگ است و اگر برای سعه صدر ما چیزی نداشتیم جز همین بس بود اینکه بگوییم این سعه صدر خیلی خوب است خیلی عالی است مخصوصاً برای ما طلبه ‏ها روی منبرمان باید تُنِ صدایمان معمولی باشد باید طرز حرف زدنمان معمولی باشد تُنِ صدا بعضی اوقات دیدیم پیر مرد است اما تُنِ صدایش همان دهی است که آنجا زاییده شده است بزرگ شده منبر می‏رود درس می‏گوید هنوز اینجور است معلوم است این غلط است اگر از روز اوّل هم مباحثه‏ای تلقین می‏کرد او می‏پذیرفت کم کم یک ماه، دو ماه رفع می‏شد طرز نشستم ما روی منبر بعضی اوقات خیلی بد است اگر او می‏گفت او می‏پذیرفت طرز صحبتهای ما بعضی اوقات زشت است بد است اگر او می‏گفت او هم می‏پذیرفت کم کم این نواقص رفع می‏شد نمی‏گوییم اگر هم بگوییم نمی‏پذیریم این نواقص پیدا می‏شود که زیاد هم هست عیوب پیدا می‏شود که زیاد هم هست لذا من از همه تقاضا دارم اوّلاً انتقاد بکنید از رفیقتان، از بچه‏تان، از خانمتان مهم‏تر از این انتقادپذیر باشید از خانمتان، از بچه‏تان بعضی اوقات می‏بینیم بچه حرفهای خوب خوب می‏زند از رفیقان، از جامعه و جامعه ما مؤدب می‏شود بواسطه انتقاد و انتقاد پذیری و انتقاد و انتقاد پذیری از آثار سعه صدر است اگر سعه صدر داشته باشیم هم انتقاد می‏کنیم هم انتقادپذیر هستیم.

والسلام علیکم و رحمه اللَّه و برکاته.

دسته: اخلاق اسلامی, حادیث تفکر | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

شهریور ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
 12345
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  
No Image No Image