آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
درس اخلاق حضرت آیه اللَّه مظاهری «مدّظله العالی» نبوت و ولایت پيوند ثابت

موضوع: نبوت و ولایت
تاریخ: ۹/ ۴/ ۱۳۷۸
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.
امشب شب عید نبوت و ولایت است و این نظر امشب و فردا کم نظیر در اسلام است هم عید نبوت است هم عید ولایت مولود پر برکت پیامبر گرامی معلوم است که سعادت خیلی بالا است و از نظر روزی بهتر از امشب و فردا نداریم و ولادت پر برکت امام صادق علیه‏السلام بر عالم تشیع بر عالم اسلام مخصوصاً بر ما طلبه‏ها این هم افزوده به افتخار امشب و فردا می‏کند لذا من این عید بزرگ را یا این دو عید بزرگ را به همه شما تبریک می‏گویم و از طرف شما هم این دو عید بزرگ را به ساحت مقدس حضرت ولی عصر و مقام معظم رهبری تبریک می‏گویم و از طرف شما از حضرت زهراعلیهاالسلام می‏خواهم که یک نظر لطفی به جامعه اسلامی به جامعه تشیع امشب و فردا بفرماید یک نظر لطفی به جلسه ما بفرمایند و ان شاء اللَّه امشب و فردا مورد لطف حضرت زهراعلیهاالسلام باشیم این جلسه الان مورد لطف حضرت زهرا علیهاالسلام باشد و من به همین تناسب یک اشاره‏ای راجع به کار حضرت رسول و کار امام صادق می‏کنم و از آن نتیجه می‏گیریم ان شاء اللَّه نتیجه اخلاقی برای خود شما می‏دانید که حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم برای اسلام عزیزش خیلی زحمت کشید بعضی از بزرگان این سوره انشراح را این جور معنی کرده‏اند که «الم نشرح لک صدرک و وضعنا انک وزرک الذی انقض ظهرک» گفتند که معنایش این است که منت گذاشتند بر سر پیغمبر با رسول اللَّه مگر مصیبتهای کمر شکن مکه را از روی کمرت بر نداشتیم؟ برداشتیم در حالی که هشتاد و چهار جنگ در ده سال برای پیغمبر در مدینه جلو آوردند و دائماً پیغمبر اکرم در جبهه بودند در جنگ بودند هشتاد و چهار جنگ در ده سال نبود امکانات جرجی زیدان می‏گوید که در بعضی جنگها که به جنگ موته مثال می‏زند یک دانه خرما را یک نظامی آبش را خورد و سفلش را می‏داد به نظامی‏های دیگر حالا این قضیه درست باشد یا نباشد همه می‏دانیم که هشتاد و چهار جنگ و نبود امکانات بوده به قول همین جرجی زیدان می‏گوید اسب و شتر نداشت سوار بشود کفش نداشت پا بکند و پا برهنه جنگ می‏رفتند پاها زخم می‏شد کهنه به پا می‏بستند جنگ ذات الرقاء همین است جنگ ذات الرقاء را ذات الرقاء گفتند برای بود که همه مسلمانها پاهایشان زخم شد و کهنه بستند به پاهایشان یا غالب افراد در حالیکه هشتاد و چهار جنگ جلو آمد در مدینه با نبود امکانات امّا ببینید آن مصیبتهای کمر شکن مگه چی بوده که پروردگار عالم می‏فرماید ما مصیبتهای کمر شکن مکه را از کمر تو برداشتیم انصافاً این بیست و سه سال پیغمبر خیلی صدمه خوردند صدمه جنسی مخصوصاً صدمات روحی، مو مو جلو رفتند موانع به اندازه‏ای که هر چه یک مو جلو می‏رفتند یک وجب برمی گشتند امّا این پشتکار حضرت این فعالیتها با نبود امکانات به عبارت دیگر این فعالیتها در آن زمین سنگلاخ پیغمبر اکرم توانست درخت اسلام را علاوه بر اینکه ریشه دار بکند بارور هم بکند «مثلاً کلمتهً طیّبه کشجره طیّبه أَصلُها ثابتً و فرعها فی السّماء»[۱] مصداق کاملش وقتی پیغمبر از دنیا رفتند راجع به اسلام چه در همین سوره انشراح همین را می‏فرماید «و رفعنا لک ذکرک» پیغمبر بله صدمه خیلی بود مصیبتهای کمر شکن مکه بود مصیبتهای کمر شکن مدینه بود امّا بالاخره «و رفعنا لک ذکرک» بعدش هم وعده داد آن هم مکرر سند داد آن هم سند قرآنی که این درخت جهانی خواهد شد «هو الذی الرسل رسوله بالهدی و دین الحقّ لیظهره علی الدّین کلّ ولو کره المشرکون»[۲] مانع هم هر چه بالا بالاخره درخت اسلام جهانی می‏شود پرچم اسلام روی کره زمین افراشته می‏شود که در آیات دیگر می‏گوید به دست ما به دست مستضعفین به دست افراد صالح و شایسته به دست کسی که به یک دستش قرآن به دست دیگرش ولایت یعنی ما شیعه‏ها امیدواریم همین نسل باشد به رهبری حضرت ولی عصر پرچم اسلام روی کره زمین افراشته می‏شود این وعده الهی است که سند قرآن دارد این راجع به حضرت رسول که صدمه کمر شکن صدمه فوق العاده از نظر روحی از نظر جسمی امّا فعالیت استقامت بالاخره آنکه حضرت رسول می‏خواستند البته اگر مانع نبود آن کاری که حضرت ولی عصر می‏خواهند بکنند حضرت رسول می‏کردند این همه ائمه طاهرین همین است در روایات هم داریم که اگر مانع نبود این کارها را امیرالمؤمنین می‏کردند یا اینکه غیبتی در کار نبود این غیبت در کار آمد برای خاطر موانع است موانع این انسانها جلو آوردند تا کار رسیده به اینجا که هنوز جهانی نشده این راجع به حضرت رسول، راجع به امام صادق هم همین است امام صادق علیه‏السلام از نظر عمر بیش از همه عمر کردند از نظر حکومت و امامت هم بیش از همه حکومت و امامت ایشان بوده تقریباً سی و پنج سال بوده تقریباً سی سالگی به امامت رسیده‏اند و عمر مبارک ایشان تقریباً شصت و پنج سال بوده لذا تقریباً سی و پنج سال امامت ایشان بوده و امامت ایشان در یک بحرانهای عجیبی بوده است اولاً انتقال حکومت از بنی امیه به بنی العباس و بعد هم شدت عمل از بنی العباس نسبت به همه مردم مخصوصاً راجع به شیعه بحران بوده همیشه بحران بوده یک وقت بحران نباشد نبوده فرصتها بوده یک فرصتهایی برای امام صادق جلو می‏آمده امّا بحران همیشه بوده تنش همیشه در این سی و پنج سال بالا بوده خیلی بالا بوده و در این تنش‏ها در این بحرانها هر وقت فرصتی جلو می‏آمده امام صادق کارشان را می‏کردند. امّا این را هم طلبه‏ها باید توجه کنیم که فقط امام صادق نبوده طلبه‏های زمان امام صادق آن هم فرصت شناس فرصت یاب وظیفه شناس وظیفه یاب بودند آن وقت که فرصت نبود به حسب ظاهر ساکت بودند حوزه‏ای توی کار نبود بعضی اوقات تنش بحران به اندازه‏ای بود که راوی می‏گوید من رفتم خدمت امام صادق در حیره تبعیدگاه حضرت بوده بین بصره و کوفه یک جای ییلاقی است که اینها می‏رفتند حضرت را آنجا تبعید کرده بودند می‏گوید من رفتم خدمت ایشان دیدم که «و الباب علیه نعلق و الستر علیه المرخا» به اندازه‏ای برای حضرت سخت بود که علاوه بر اینکه درب بسته بود پرده هم انداخته شده بود که می‏گوید من بغض کردم حضرت تسلی دادند بعضی اوقات این جور بود که خیلی محدود می‏شدند هم شاگردها هم خود حضرت اینها منتظر فرصت بودند همان جا یعنی حیره وقتی که منع این جوری برداشته می‏شد ناگهان می‏دیدم که امام درس را شروع می‏کردند با صد نفر، دویست نفر، اگر کوفه بودند چنین بود اگر حیره بودند چنین بود اگر مکه بودند چنین بود راوی در مکه می‏گوید که یک فرصت دیدم که هزار و دویست نفر در مسجد الحرام می‏گویند قال الصادق و قال الباقر اگر هم در مسجد رسول اللَّه بود که دیگر آنجا جلسه درس و سه چهار هزار نفر من نمی‏دانم چه جوری اداره می‏شده راستی سه چهار هزار نفر از سنی و شیعه قال الصادق و قال الباقر شاید اگر شما این فرصتها را از این سی و پنج سال بیرون بکشید حتماً ده سال نمی‏شود مابقی شکنجه بوده تبعید بوده مابقی تحریم درسی بوده که بعضی اوقات هم این جوری که می‏گفتند درس باشد امّا هر کسی می‏خواهد درس برود یک دینار بدهد که قضیه آن کسی که می‏گفت می‏خواستم بروم درس ابو حنیفه بعد که مغازه باز شد برم درس ابو حنیفه یک دینار بگیرم بیام بروم درس امام صادق آن دینار را بدهم که این کار را نکردم بالاخره بعضی اوقات این جوری است دکان باز بود در مقابل حقیقت امام صادق در مقابل فقه امام صادق ابو خنیفه تراشیدند قُتاده تراشیدند می‏دیدند نمی‏تواند جلوی درس را بگیرند دکان باز می‏کرد در مقابل معارف امام صادق صوفی گری تراشیدند سوفیانهای صوفی تعیین هم می‏کردند پول می‏دادند حسابی ابو حنیفه درس می‏گفت هر کسی که می‏رفت آنجا روزی یک دینار می‏دادند و در مقابل حقیقت امام صادق‏علیه‏السلام در مقابل واقعیتها دکانهای این جوری باز شده بود حق رسید کار به آنجا که مرتدین که نباید رد مسجد الحرام وارد بشوند نباید حرف بزنند به نام آزادی جلویشان را باز کرده بودند آزاد حرف می‏زدند آزاد علیه اسلام چیز می‏گفتند اینها برای امام صادق خیلی مشکل بود امّا حالا چرا آزادی را آورده بودند به خاطر همین که امام صادق علیه‏السلام را کنترل بکنند یا حتی مثلاً اینها جلسه می‏گرفتند برای اینکه شاید می‏دانستند هم که نمی‏شود امّا وقتی انسان در حال غرق باشد. جلسه می‏گرفتند به ابو حنیفه به ابو قتاده می‏گفتند که مسئله تهیه کنید و آن جمله روانشناسی زشت را به افراد می‏گفتند عمل کنید که قتاده حرف می‏زند گوش کنید اگر قتاده حرف می‏زند تأیید کنید امام صادق علیه‏السلام می‏خواهند حرف بزنند تبسم کنید با هم حرف بزنید گوش به حرفشان ندهید تا هو بشود یعنی حاضر بودند به اینکه امام صادق علیه‏السلام را در یک جلسه هو بکنند که بعضی اوقات امام صادق علیه‏السلام تصرف ولایی می‏کردند می‏دیدند که اگر العیاذ باللَّه هو بشوند آنجا گیر که نمی‏افتند ولی هر کسی باشد از میدان در می‏رود در وقتی که بخواهد حرف بزند بیایند من، من کنند تبسم کنند غوغا سالاری، غوغا سالاری که الان هست یا بوده از نظر روانی خیلی بالا است غوغا سالاری کنند لذا این قضیه قتاده قرار بود که کسی پیش پای امام صادق پا نشود قتاده را آوردند پهلوی امام صادق نشاندند چند مسئله تهیه کرده بود از امام صادق بپرسد امام صادق را هو بکنند و وقتی امام صادق وارد شد خود منصور اول کسی بود که پا شد و آمد دم درب و همه پا شدند ابهت امام صادق جلسه را گرفت خیال می‏کنم تصرف ولایی بود ابهت امام صادق جلسه را گرفت بعد خود امام صادق نطق در آوردند گفتند که به منصور که برای چه چیزی من را آوردی اینجا گفت که می‏خواهیم مسئله بپرسیم به قتاده گفتند که چه می‏گویی: بگو گفت یابن رسول اللَّه پنیر خوردن چه جور است آقا تبسم کردند گفتند چهل تا مسئله این است پنیر خوردن طوری نیست «کل شی‏ء لک حلال حتی تعلم» آن وقت گفت که نه یابن رسول اللَّه چهل تا مسئله قامض تهیه کرده بودم همه یادم رفت امام صادق علیه‏السلام فرمودند می‏دانی کجا نشتی می‏دانی چرا یادت رفت «فی البوت اذن اللَّه ان ترفع»[۳] گفت یا ابن رسول اللَّه به خدا قسم این بیوت خانه نیست خشت و گل نیست شمائید اهل بیت هستند. این کارها را می‏کردند امّا بالاخره در همان بی تنش‏ها در همان بحرانها امام صادق‏علیه‏السلام از یک فرصت استفاده می‏کرد و افتخار امام صادق علیه‏السلام نظیر افتخار پیغمبر است او قرآن این عترت «انی تارکم فیکم الثقلین کتاب اللَّه و عترتی» قرآن مال پیغمبر است با زحمات بیست و سه ساله و عترت مال امام صادق علیه‏السلام است با زحمات سی و پنج ساله الحمدللَّه شیعه فقهی دارد که یک افتخار برای عالم اسلام می‏دانید سنی فقه ندارد استاد بزرگور ما حضرت آیت اللَّه بروجردی بعضی اوقات تأسف می‏خوردند تأسف هم بالا است انصافاً که انسان چقدر نامرد می‏شود بعضی اوقات یک افراد سیاستمدار هستند امّا مرد هستند دزدند امّا مرد هستند این تعریف دارد به من می‏گفت که من رفتم دزدی و وقتی وارد خانه شدم دیدم که زن نیم عریان روی تخت خوابیده و هیچ کس هم نیست من اول رفتم یک چادر پیدا کردم اول انداختم روی آن زن رفتم دزدی کردم و رفتم این دزد است امّا مرد است خیلی خوب است راستی تعریف دارد یا می‏گفت که یکی دیگر گفته بود رفتم دزدی برخورد کردم به یک کیسه اشرفی دیدم کاغذی رویش قرآن نوشته گذاشته روی اشرفی‏ها من کیسه را بر نداشتم و اگر کیسه را بر می‏داشتم این عقیده‏اش راجع به قرآن کم می‏شد و من نخواستم عقیده این راجع به قرآن متزلزل بشود از کیسه اشرفی گذشتم این دزد است امّا مرد است مثل این دزدهای امروز نامرد نیستند این نامردی خیلی بد است این خیلی زشت است که انسان دزد دین باشد امّا نامرد هم باشد در زمان امام صادق‏علیه‏السلام این جوری این جمله آقای بروجردی، آقای بروجردی ناراحت بودند خیلی می‏گفتند این سنی‏ها در فقه ششصد روایت بیشتر ندارند می‏گفتند که یک ثلث از آن مال عیاشه است ایشان می‏گفتند عایشه خانم یک تبسم هم رویش می‏کردند دو ثلث هم مال کعب الاحبارها مال ابی قریرهها می‏گفتند که روایت صحیح سند از نظر خودشان خیلی کم داریم آن وقت یک آه می‏کشیدند می‏گفتند بعضی از روایات نسبت داده شده به امیرالمؤمنین علیه‏السلام بعد می‏فرمودند به تجربه برای من اثبات شده هر روایتی رکاکت داشته باشد از نظر لفظ یا از نظر معنی این را نسبت به امیرالمؤمنین دادند روایت فقهی و رکاکت لفظی یا رکاکت معنوی این مال امیرالمؤمنین یک سنی یک مذهب ششصد روایت امام صادق علیه‏السلام چه کرد کمش این وسایل الشیعه یک فقه از نظر مدرک به تمام معنی استغنا بعد هم سنی قبول دارد که این عترت پیغمبر اکرم است سنی قبول دارد این مال امام صادق‏علیه‏السلام نیست برای اینکه وقتی به امام صادق علیه‏السلام به امام باقر علیه‏السلام می‏گفتند این را از کجا آوردی می‏گفت من از پدرم، پدرم از پدرش، پدرش از پدرش، پدر از رسول اللَّه و رسول اللَّه از خدا و این مسلم است پیش همه است که عترت قرآن عترتی که بیش از هزار روایت از سنی و شیعه رویش است «انی تارکم فیکم الثقلین کتاب اللَّه و عترتی» این را امام صادق آوردند قرآن تلو عترت عترت تلو قرآن این مال امام صادق است فقهی که تا روز قیامت علم هر چه پیشرفتش بیشتر این فقه سعیش بیشتر درخشندگی بیشتر و بالاخره فقه شیعه اثبات می‏کند خاتمین را فقه شیعه اثبات می‏کند اینکه می‏تواند این انسان به فقه اداره بشود هر چه علم بالا برود بهتر می‏تواند این فقه شیعه انسان را اداره بکند خیلی زحمت کشید امام صادق خیلی کشته داد حوزه امام صادق دسته جمعی این طلبه‏ها را در زندان می‏کردند از گرسنگی می‏مردند و وقتی می‏مردند دفن نمی‏شدند اینها می‏گندیدند در مقابل یکدیگر و بالاخره هم سقف سرد آب را خراب می‏کردند روی اینها و گور دسته جمعی زحمت خیلی زحمت خیلی کشیده شد. طلبه‏های امام صادق همین زراره من نمی‏دانم ما در روز قیامت چه جور جواب زراره را می‏دهیم یعنی همین شما طلبه‏ها نمی‏دانم چه جور می‏دهید همین زراره در حالتهایش می‏خوانیم که یک تاجر بود شش ماه تجارت در کوفه می‏کرد بزاز بود بعد به عنوان حج می‏آمد مکه امّا نمی‏خواست حج بجا بیاورد به عنوان زیارت رسول گرامی می‏آمد مدینه نمی‏شد خدمت امام صادق نرود وحشت و ترس بود ایشان محدود بودند نصف شب می‏آمد خدمت امام صادق دیگه از نصف شب تا می‏شد صبح این دفتر چه را یک یک می‏پرسید مسائل کوفه یادداشت کرده بود جوابش بعضی اوقات می‏رسید به اینجا همان جا هم تقیّه بود امام صادق علیه‏السلام جواب نمی‏داد تا جواب نمی‏داد بارک اللَّه به این عقیده‏ها تسلیم را ببین می‏گفت یابن رسول اللَّه وظیفه من این است که من مسئله یادداشت بکنم در این اوضاع خفقان بیایند پیش شما از شما بپرسند شما هم یک وظیفه دارید اگر وظیفه شما این است که جواب بدهید بده جواب نمی‏دهید هیچی من جواب مسئله را نمی‏نویسم بالاخره بعضی اوقات جواب هم داده نمی‏شد امّا بالاخره بعضی اوقات جواب هم داده نمی‏شد امّا بالاخره یک دفترچه می‏شد در این شبها همین که مسائل است، این جوری صاف می‏خوانیم می‏رویم جلو می‏رویم و هیچ نمی‏گویم رحمه اللَّه علی زراره این جوری جمع شده زحمت کشیدند طلبه‏ها، خود امام صادق حوزه امام صادق حوزه پرباری بود خوب نداشتیم دیگر امیرالمؤمنین نتوانستند امام حسن و امام حسین نتوانستند نگذاشتند، نگذاشتند به اندازه‏ای که در تاریخ می‏خوانیم یک کسی آمد یک مسئله پرسید از ابن عباس در مقابل امام حسن و امام حسین علیه‏السلام ابن عباس خجالت کشید جواب بدهد آقا امام حسن جواب داد با این یک بی اعتنایی از مسئله گذشت قبول نکرد جواب نکرد امام حسن مجتبی را منتظر که ابن عباس جواب بدهد که ابن عباس هم عصبانی شد گفت فرزند پیغمبر دارد جواب تو را می‏دهد و تو بی اعتنایی می‏کنی وای به این بعضی این مردم که چه مصیبتها بار می‏آورند بالاخره نگذاشتند امام سجادعلیه‏السلام ۲۵ سال حکومت ایشان بود امّا سالها ایشان رفتند و بادیه نشین شدند یعنی رفتند توی بیابانها و آنجا عبادت می‏کردند نمی‏پذیرفتند نمی‏گذاشتند نمی‏شد یک مقدار کمی امام باقر زمینه درست کردند بعد حوزه که امام باقر هم حوزه نداشتند حوزه شد مال امام صادق تشکیل حوزه لذا حوزه علمیه کی تشکیل شد حوزه علمیه طلبگی زمان امام صادق تا الحمدللَّه تا اینجا آمده امّا زحمت خیلی بود مشقت خیلی بود می‏خواستند یک نتیجه بگیرند مزاحم نشوند و خلاصه اینکه یک ما باید قدردانی از نبوت و ولایت را با عمل مان با گفتارمان فهماندن به مردم که این قرآن و عترت همین جوری به دست ما نیامده است و «و وضعنا عنک وزرک الذی انقض ظهرک» روی آن بوده تا به دست ما رسیده این یکی و یک دیگر هم این که بی رنج گنج میسر نمی‏شود این سنت اللَّه است «فلن تجد لسنّت اللَّه تبدیلاً فلن لسنّت اللَّه تحویلاً»[۴] ما بخواهیم همین جوری ملا شویم خوب نمی‏شود اگر می‏شد امام صادق بدون دردسر پیغمبر اکرم هم قرآن درست می‏کرد هم عترت بدون دردسر امّا نمی‏شود سنت اللَّه این است که علم رنج می‏خواهد گنج علم رنجها می‏خواهد رسیدن به معشوق صدمه‏ها می‏خواهد و اگر ما بخواهیم ملا بشویم ملا شدن خیلی مشکل است خیلی مشکل است و باید هم ملا بشویم اگر در این وقت الان در زمان ما همین حوزه علمیه اصفهان اگر کسی استعداد ملا شدن داشته باشد و نشود مسئول است من خیال می‏کنم برای بسیاری از درس خواندن واجب عینی باشد نه واجب کفایی واجب عینی این حوزه اصفهان را باید یک حوزه نمونه کنید شما نمی‏کنید شما دیگر روز قیامت هم حتماً باید جواب دهید جواب هم ندارید الا ان شاء اللَّه با شفاعت بهشت رفتن و الا مگر می‏شود جواب بدهیم مگر می‏توانید جواب دهید به خدا نمی‏توانید جواب دهید مسئول هستید این حوزه اگر نمونه نشود همه شما مسئولید من اباب الی محراب مسئولید امام صادق می‏گوید من با آن همه زحمتها با آن همه مشقتها من حوزه درست کردم شما با این حوزه چه کردید. خدایا یه حق پیغمبر اکرم و امام صادق علیه‏السلام با آن همه مشقتها با آن همه زحمتها ما را قدردان این اسلام عزیز قدردان این تشیع عزیز بفرما.
و السلام علیکم و رحمه اللَّه و برکاته.
________________________________________
۱٫ سوره ابراهیم، آیه ۲۴٫
۲٫ سوره توبه، آیه ۳۲٫
۳٫ سوره نور، آیه ۲۶٫
۴٫ سوره فاطر، آیه ۴۳٫

دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

آبان ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰  
No Image No Image