آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
درس اخلاق حضرت آیه اللَّه مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: عقل (۱) پيوند ثابت

درس اخلاق حضرت آیه اللَّه مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: عقل (۱)
تاریخ: ۱۸/ ۸/ ۱۳۷۹
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.
هفته گذشته راجع به عقل صحبت کردم و گفتم ما اهل علم باید کارهایمان عاقلانه باشد اول فکر می‏کنیم و بعد کار را انجام می‏دهیم و بی فکری که در روایات ما سفاهت است بعضی اوقات مصیبتهای بزرگ، بزرگ درست می‏کند مصیبت فردی مصیبت اجتماعی بعد هم رسید به آن جمله روانشناسها و آن جمله کوچک‏های بزرگ که معنایش این است یک امر در نظر ما کوچک است امّا برای کوبیدن شخصیت فردی، شخصیت اجتماعی خیلی بزرگ است و همین طور که در روایات آمده در قرآن آمده و عقل چیز خوبی است و چنانچه بی عقلی هم چیز بدی است به قول آن آقا چه خوش گفته است به هر دادی چه ندادی به هر که ندادی چه دادی اگر عالم را به یک کس بدهند سفاهت را بهش می‏دهند ذره‏ای ارزش ندارد آن سفاهت موجب می‏شود همان عالم برایش وزر و بال است امّا اگر عالمی را از او بگیرند و به جای او عقل به آن بدهند این یک سعادت است و می‏تواند دنیایش را تأمین کند می‏تواند به واسطه این عقل آخرتش را تأمین کند «لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر»[۱] اصلاً مثل اینکه در اسلام عقل را به کسی می‏گویند که بتواند آخرتش را تأمین کند و اگر نتواند آخرتش را تأمین بکند از نظر قرآن از نظر روایات این بی عقل است یعنی بی فکر است فکر نکرده آخرتش را فروخته به دنیا که حسرتش را هم در جهنم می‏خورد می‏گوید «لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر» اگر صفت رذیله‏ای بر انسان حکمفرما باشد اگر گناه روی دل انسان را سیاه کرده باشد دیگر معمولاً نمی‏تواند فکر بکند البته فکر دینی همان است که «لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر» و از طرف هم بی فکری بی عقلی به اندازه‏ای در قرآن کوبیده شده که می‏فرماید «ان شر الدواب عنداللَّه الصم البک الذین لایعقلون»[۲] پست از هر میکروبی آن انسان که عقل دارد ولی عقل را به کار نمی‏اندزد و تفکر ندارد آن آدمی که بی فکر است نظیر آدم کور نظیر آدم کر کار می‏کند این در قرآن شریف این قدر یک کسی را بکوبند ظاهراً یا این آیه از برترها است یا خود برتر از همه گوبندگی‏ها است «ان شر الدواب عنداللَّه الصم البکم الذن لایعقلون» بنابراین همه اوّل باید فکر کنند بعد کار بکنند یعنی عقلشان را به کار بیندازند و همین عقل را به کار انداختن هم موجب می‏ شود که عقل تقویت بشود اصلاً تقویت عقل به کار گرفتن عقل است یا هرچه از عقل بیشتر کار بگیریم او تقویت می‏شود یک قاعده کلی و این کار گرفتن از عقل یعنی اوّل فکر کردن بعد کار را انجام دادن این برای همه لازم است واجب است امّا برای ما لازم‏تر است و برای خاطر اینکه معمولاً عسوه هستیم و چون عسوه هستیم بعضی اوقات یک کار بی عقلی یعنی بی فکری این برای ما برای جامعه ما برای روحانیت برای شخصیت خیلی ضرر دارد ما در منبر هایمان یک باید پر محتوا باشد این عقل است نیم ساعت، سه ربع صحبت کردن امّا محتوی نداشتن خوب معلوم است این خیلی بد است و ما نمی‏توانیم اگر این جوری باشیم حکومت بر دل پیدا بکنیم جا باز بکنیم چنانچه اصلاً گفتار ما در خانه با رفیق در اجتماع در مجالس باید پرمحتوا باشد یعنی راستی حرف ما نه معنا دار باشد فقط مفید باشد برای دنیا برای آخرت راجع به غیر هم ما طلبه‏ها روایت داریم که پیغمبر اکرم یک کسی را یک جوانی را مُرد شرکت کردند در کفن و دفن و غسل او بعد مادرش به عنوان تشکر از پیغمبر اکرم به جوابش گفت دیگر برایت گریه نمی‏کنم برای خاطر اینکه می‏دانم سعادت‏مند شدی به دست پیغمبر اکرم به خاک رفتی وقتی مادرش رفت پیغمبر اکرم فرمودند چنان فشار قبری به این داد که استخوانهای سینه‏اش در هم شکسته شد گفتند یا رسول اللَّه آدم خوبی بود معلوم هم هست خیلی خوب بوده بله امّا «ما لا یعنی» زیاد داشت و این اثر وضعیش فشار قبر است و این ما لا یعنی معنایش همین اتس یعنی حرفی نه نتیجه دنیا را دارد نه نتیجه آخرت را و ما از این حرفها زیاد داریم مردم که معمولاً حرفهایشان چنین است اگر العیاذ باللَّه غیبت نباشد، تهمت نباشد، شایعه نباشد، امّا ما لا یعنی است حالا یک اهل علم هم توی مجلس هم یک ساعت صحبت کند و حرفهای این نه نتیجه دنیا را داشته باشد نه نتیجه آخرت را دیگر حالا چه برسد العیاذ باللَّه روی منبر ما در منبر اقلاً مثلاً صد نفر که پای منبر ما نشسته باشند حساب دارد ما باید این حسابها را بکنیم این فکرها را بکنیم نیم ساعت که صحبت بکنیم ۵ ساعت وقت جامعه را گرفته‏ایم و این جواب می‏خواهد همان طور که عمر خودمان تضیع بشود جواب می‏خواهد عمر جامعه هم همین طور است و حق الناس هم هست

«العبد لا یزول قد ماه یوم القیامه حتی یسئل عن شبابه فی ما ابلاه عن عمره فی ما الفناء» یعنی یک بازپرسی قبل از حساب و کتاب در روز قیامت از همه هست و در این بازپرسی سوال می‏کنند از جوانی در چه مصرف شد از عمر در چه از بین رفت این را باید جواب بدهیم حالا این برای خومان برای دیگران حق النالس است حق الناس اخلاقی است و در روز قیامت بگویند این نیم ساعت سخنرانی ۱۰۰ سعادت عمر دیگران را تلف کردی چی تحویل دادی باید بتواند جواب بدهد باید بتواند بگوید که من اخلاق می‏گفتم من اعتقادات می‏گفتم من احکام می‏گفتم که اگر غیر از این سه چیز بشود می‏شود ما لا یعنی یا منبر ما یا باید اخلاق باشد یا باید اعتقادات باشد یا باید احکام باشد و اینها فکر دارد باید تفهیم و تفهم ما خوب باشد مرحوم آقای فلسفی در حالی که یک تسلط حساب روی منبر داشته است نقل می‏کنند از ایشان که گفته من منبری که می‏خواهم دو ساعت روی آن فکر می‏کنم باید ترتیبش را پیدا بکنم باید چی گفتن را فکر بکنم بی خودی که آقای فلسفی که نمی‏شود تفهیم و تفهم ما حضرت آیت اللَّه آقای مشکینی می‏گفتند من منبری که می‏خواهم بروم علاوه بر مطالعه‏ام نیم ساعت فکر می‏کنم که چه جوری بگویم ایشان مدرس فوق العاده‏ای در قم بودنند برای اینکه علاوه بر اینکه بیانش خوب تفهیم و تفهمش هم خوب بود و اینها باید سرمشق بگیریم باید تفهیم و تفهممان خوب باشد هفته گذشته می‏گفتم که فصاحت وبلاغتمان ما باید حرف بزنیم یعنی چه یعنی چه تفهیم و تفهممان خوب باشد؟ زشت است برای ما که تن صدایمان دهاتی باشد از همان تن صدا هنوز باشد ما باید تفهیم و تفهمان خوب باشد مردم از ما برداشت کنند مردم از ما استفاده کنند و بالاخره ما باید خوب حرف بزنیم و باید خوب حرف بزنیم این حرف خوب زدن فکر می‏خواهد این را می‏گوییم فصاحت و بلاغت حرف خوب زدن فصاحت و بلاغت است و لازم است ما در مجلس داشته باشیم در درس و بحثمان داشته باشیم حرف‏های رکیک خوب، ما باید در زبانمان نباشد تسلط بر اعصاب ما باید در حرف ما باشد که معمولاً اینها نیست ما باید در خانه مراعات این حرفها را بکنیم در مباحثه مراعات این حرفها را بکنیم در مجالس مراعات اینها بشود امّا مهمتر از همه در منبرهایمان باشد ما باید در وقتی که می‏خواهیم حرف بزنیم با عقل مردم جور بیاید نگذارید از این جمله پیغمبر اکرم که فرمودند و از زبان همه انبیاء می‏گفتند «نحن معاشر الانبیاء نکلم علی قدر عقول الناس» یعنی هر کسی را جوری با او حرف می‏زدیم و جوری که با عقل مردم جور بیاید بعضی اوقات یک روایت صحیح السند ظاهر الدلاله حتی مورد عمل اصحاب امّا بخوهیم در مجلس بگوییم با عقل مردم جور نمی‏آید خوب نباید بگوییم دیگر حتماً نباید بگوییم اگر دور به ذهن باشد نباید گفته شود این را هم زیاد داریم در مصیبت خواندنمان حتی مسأله گفتنمان چه رسد اخلاق گفتنمان بعضی اوقات این جوری حرف می‏زنیم که اصلاً نه حرف را قبول نمی‏کند مابقی حرفهایمان را هم دیگر قبول نمی‏کنند این صاحب قارات شاهزاده بوده این کتاب قارات کتاب خوبی است انصافاً این می‏گوید من رفتم گلستان آنجا شاهزاده‏ای بود شاهی بود نمی‏دانم حاکمی بود مدتی پیش این بود حسابی هم با هم رفیق بودیم یک دفعه من یک جمله‏ای گفتم به طور کلی شخصیتم از بین رفت و آن یک راست بود مطابق با واقع بود امّا عقل نمی‏پسندید بعید بود و این را من گفتم و این بود که گفتم در شهر ما در یک دهی این زنها می‏روند آب بیاورند از دامن کوه و یک کرمهای سبزی هست توی بیابان این کرمها بعضی اوقات می‏آیند توی راه این زنها پا می‏گذارند روی این کرم و این کرم کشته می‏شود آب روی سر این زن تلخ می‏شود این راست هم بوده امّا حالا این را گفتنش توی مجلس می‏گفت یک حال اشمازی برای این آقا پیدا شد فهمیدم که قبول نکرد و یعنی این دروغ است دروغ گفتی می‏گوید فرستادند آنجا طوماری تهیه کردند و چهل نفر شهادت دادند که اینجا یک چنین چشمه‏ای هست و همچنین زنهایی هستند همچنین کرمهایی هم هست و این آب تلخ شدن هم هست می‏گوید طومار را بردم پیش این آقای پادشاه این نگاهی کرد و یک جمله‏ای گفت که این جمله الان مورد بحث من است که آقا من آن وقت که گفتی تو را راستگو می‏دانستم نمی‏گفتیم دروغ می‏گویی نگفتم دروغ می‏گویی امّا حرفی که باید با چهل شاهد اثباتش بکنی چرا باید بگویی خیلی حرف بالایی است خیلی حرف خوبی است ما اگر بسنجیم قبلاً و حرف نزنیم به اینجاها نمی‏رسد که طومار احتیاج داشته باشیم برای اثبات کردن حرفهایمان این جمله‏ای که در میان ما طلبه‏ها است این جمله خیلی جمله خوبی است و من الان خلجان ذهنی دارم و خیال می‏کنم که روایت باشد «لیس کل ما یعلم یقال» خیلی حرف خوبی است هرچه هست نمی‏شود گفت هرچه هست می‏دانیم که نمی‏شود گفت گفت بعضی اوقات بی فکری به اندازه‏ای است که روی منبر انتقاد می‏کند از روحانیت و خودش دارد عمامه‏اش را می‏کوبد خودش متوجه نیست که دارد چکار می‏کند خوب حالا اگر یک انتقادی به اهل علم باشد خوب خودمان باید با یکدیگر حرف بزنیم امّا بخواهیم این حرف را عمومی بکنیم خوب معلوم است این اگر حرام نباشد بی عقلی است بعضی اوقات در مجلس رفیق خودمان را به عنوان مباحثه کردن خوب اینها که در میامن شما نیست امّا به عنوان حق و حقیقت طرف را خرابش می‏کنیم حُش می‏کنیم حالا خیال می‏کنیم آن خراب شد من آباد شدم مسلم این طور نیست هر دو خراب شدید اگر فکر باشد قبلاً دیگر در منبر این جور چیزها پیش نمی‏آید هر دو خراب شدید اگر فکر باشد قبلاً دیگر مخصوصاً در مجالس ما که نمی‏شود هرچه بلد باشیم به زن خود بگویم بعضی اوقات بعضی از آقایان هرچه دارند زن خود هم می‏داند و نمی‏شود که و دوست داشتن زن باید باشد شکی نیست امّا حرفهای مربوط به علم چه ربطی به خانم دارد حرفهایی که ما باید کتمان بکنیم «استر ذبک و ذهابک و مذهبک» اینها را ما عادل بداند اگر زن ما، ما را عادل نداند ما نقش داریم دیگر بی عقل هستیم بی فکر هستیم زن ما باید ما را عادل بداند بچه‏های ما باید ما را عادل بدانند باید ما حتماً نماز جماعت بخوانیم یا داخل مسجد یا داخل خانه خودمان و زنمان آرزو داشته باشد به ما اقتدا کند حالا بعضی اوقات آدم می‏بیند حالا در میان شما نیست انشاءاللَّه می‏بیند که در خانه رکاکت زبان دارد آن هم با بچه با زن این خیلی ضربه می‏زند همین رکاکت زبان در خانه موجب می‏شود که دیگر ابهت اهل علم از خانه برداشته شود دیگر آن ابهتی که دیگر عمامه داشته دیگر نیست من زیاد سراغ دارم یک افرادی که قبل از ازدواج با یک طلبه، طلبه را خیلی بالا می‏دانست خیلی امّا آمد در خانه طلبه به اندازه‏ای شد که نه شوهر را عادل می‏داند دیگر اهل علم پیش او ارزش ندارد و این یک دفعه به اینجاها برسد گناهش هم خیلی بزرگ است خیلی یعنی ما پسرمان را منحرف بکنیم با گفتارمان کردارمان دخترمان را بدبین به اهل علم کنیم با گفتارمان با کردارمان و دیگران را در خانه پیش زن و بچه هایمان خراب بکنیم این گناهش خیلی بزرگ است گناه عمومی است و گناه عمومی این جواب دادنش در روز قیامت خیلی مشکل است که ما از این راهها عزت بخواهیم حتماً به بی عزتی می‏رویم یک روایت از امام حسین (ع) است روایت، روایتی خیلی خوب است یک عرب آمد خدمت آقا گفت که «اذنی بکلمتین» یک سرمشق مختصری به من بدهید و چه سرمشق خوبی آقا دادند آقا فرمودند «من حاول امراً بمعصیه اللَّه فهو افوت لما یرجوا و اسرع لما یجذر» دید دوان دوان به ضد مطلوب رفتی حتماً امید تو ناامید می‏شود «فهوم غفلت ما یرجوا و اسرع بما یحضر» ما بخواهیم عزت پیدا کنیم از خراب کردن دیگران از غیبت پشت سر دیگران ما بخواهیم ابهت اجتماعی پیدا کنیم از راه کگناه خوب مسلم که نمی‏شود ما باید این روایت را بشینیم فکر کنیم قانون مراقبه و محاسبه که من قبلاً راجع به آن صحبت کردم خیلی قانون خوبی است فقط هم مربوط به گناه و ثواب و سیر و سلوک است نه مربوط به دنیای ما مربوط به آخرت ما این قانون مراقبه معنایش است که راستی بنشینیم اوّل فکر کنیم راجع به گفتار و کردار تصمیم گفتار ما کردار ما صد در صد شرعی باشد، صد در صد عقلانی باشد بعد هم مراقب باشیم پس قانون مراقبه هم می‏گوید برای همین است مراقب زبانمان باشیم مراقب چشم و گوش خود باشیم و تا شب و شب یک حساب جدی از خودمان بگیریم ببینیم چه شد بی فکری چه قدر بود و حواس پرتی چه قدر بود حرفهای(ما لا یعنی( چقدر بود و اینها را معمولاً نداریم و ما اگر بخواهیم عقلمان قوی باشد راهش فقط همین است البته بله اگر صفات رذیله باشد آن صفات رذیله نمی‏گذارد عقلمان کار بکند ممکن است عقل قوی باشد امّا مانع داشته باشد گناه دل را سیاه می‏کند نمی‏تواند فکر دینی بکند و صفت رذیله هم جلوی آن را می‏گیرد نمی‏گذارد فکر دینی بکند ولی اگر عقل ما قوی بشود مثل مطالعه می‏ماند همین طور که مطالعه به ما مثلاً مطالعه در فقه عقل را قوی می‏کند در فقه و ملکه فقاهت پیدا می‏کنیم خوب از اثر مطالعه است دیگر اگر عقل اجتماعی هم بخواهید باید با فکر و با تجربه و از تجربه استفاده کردن از بی ادب ادب آموختن از بی ادبها به واسطه اینها عقل ما قوی می‏شود و می‏توانیم دیگر حسابی عقل ما کاربرد داشته باشد برای خودمان، برای روحانیت، برای اجتماع و این من خیال می‏کنم که دوش به دوش اسلام واجب است همین طور که ما باید ملا باشیم در دین باید عاقل باشیم همین طور که باید متقی باشیم باید عاقل باشیم سنجیده کار کنیم سنجیده در مجالس بگوییم سنجیده حتی در خانمان حرف بزنیم و مهمتر از همه اینها سنجیده روی منبر حرف بزنیم بعضی اوقات می‏بیند طرز نشستن روی منبر تمام حرفها را از بین می‏برد ما باید مؤدب روی منبر بنشینیم بعضی اوقات انسان در رفتن خود روی منبر، نشستنمان، درست نشستن در جلسه طرز نشستن جوری است که ابهت روحانیت را ابهت شخص خودش ار از بین می‏برد آدم می‏بیند و این نشستن ماها خیلی باید مراعات بشود در مجالس معمولاً نمی‏شود طرز گفتن، طرز نشستن، طرز ژست ما روی منبر و بعضی اوقات یک جوری که موجب غیبت هم می‏شود من نمی‏دانم چه اندازه درست باشد ظاهراً درست است حالا ولو روایت ضعیف السند باز هم تصاحم در عدلیه سند می‏گوید درست است که پیغمبر اکرم وقتی می‏خواستند بروند بیرون خودشان را جمع و جور می‏کردند خودشان را جفت و جور می‏کردند آینه که نبود تو آب نگاه می‏کردند و عایشه سر به سر پیغمبر می‏گذاشت همیشه حالا همین جا می‏گفت یا رسول اللَّه مگر زینت برای مرد هم هست بله می‏خواهم آلت غیبت مردم واقع نشوم باید عمامه‏ام درست باشد ریشم درست باشد شسته رفته این جور بروم ژولیده و گولیده اینها که مربوط به طلبه‏ها نیست طلبه بخواهد یقه آن کثیف باشد خوب اگر این حرام نباشد این از کوچکهای بزرگ است خوب می‏دانید همه لباس سفید را مستحب می‏دانندداین معنایش همین است که لباس مشکی باشد کثیف می‏شود کثافتش معلوم نیست خوب آن می‏خواهد لباسش سفید باشد کثافتش معلوم باشد زود زود بشوید آن نمی‏گوید که قیمتش عالی باشد امّا می‏گوید که نظیف باشد جوری که به تو نگاه می‏کنند حظ کنند امّا یقه، قبا کثیف باشد نمی‏دانم سر ژولیده باشد طرز راه رفتن بیچاره‏ها و پژمرده‏ها باشد همه اینها درست نیست «ایّاک الکسل و الفشل فانهما یمنعانک من خیر الدنیا و الاخره» این چه به ما می‏گوید در خانه بی نشاطی حالا غم و غصه داشتن امّا حالا برود روی منبر بنشیند با یک حالی اینها همه از نظر اسلام درست نیست همه اینها را ما باید مراعات بکنیم عرض کردم این بحث من خیال می‏کنم این بحث کوچکهای بزرگ این بحث دو هفته از آن بحث قبلی خیلی مهمتر است برای اینکه شخصیت ما خیلی مهم است برای رونق دادن به شخصیت ما برای آباد کردن شخصیت ما خیلی مهم است خیلی البته افراط گری غلط است، تفریط گری غلط است این حد توسط در لباس پوشیدن ما در نشاط ما در گفتار ما در کردار ما این رکاکت در منبر انسان باید خیلی مواظب باشد عصبانی می‏شود یک دفعه رکاکت پیدا نکند برای اینکه منبر او بگیرد یک شوخی هایی می‏کنند که همه از این منذجر می‏شوند همه با او می‏گویند که ولو می‏خندند پای منبرش امّا همان هم می‏گوید چرا این طوری کردی چرا گفتی و مراعات اینها هم مشکل است هم نه خیال کنید آسان باشد همین طور که ملا شدن مشکل است ملا شدن در عقل و تجربه و اوّل فکر کردن و بعد کار کردن این هم مشکل است و باید مراعات بکنیم همه ما باید از نظر لباس و حسب ظاهر عالی باشد و الا اینکه قیمتش خیلی اهمیت نداشته باشد از نظر نظافت عالی باشد پیغمبر اکرم رسمشان بوده روز جمعه ناخن می‏گرفتند روز جمعه اصلاح می‏کردند رسم بوده رسم ائمه طاهرین هم بوده و اصلاح می‏کردند و حمام می‏رفتند و غسل می‏کردند و عطر می‏زدند ودرست و منظم بیرون می‏آمدند این در آخر این جمله را به شما بگویم و تمام بکنم «اللَّه اللَّه فی نظم امورکم» چقدر عالی است ما باید سر دقیقه کارمان را انجام بدهیم سر دقیقه کارمان منظم و مرتب ما اهل علم خوب وعده کنیم حالا یک ربع هم طوری نیست اینها حرام است اینها به عنوان ثانوی گناهش خیلی بزرگ است و این «اللَّه اللَّه فی نظم امورکم» که امیرالمؤمنین دو مرتبه قسم می‏دهند شما را به خدا شما را به خدا منظم باشید در وقتتان منظم باشید این کسانی که به جایی رسیده‏اند از وقتشان استفاده می‏کردند حتی این طاقدیس یک کتاب شعر خوبی است از مرحوم محقق نراقی صاحب معراج السعاده و این طاقدیس نظیر از نظر شعری نمی‏دانم دیدید یا نه از نظر مثنوی اصلاً برای اینکه مثنوی خرابش بکند طاقدیس را نوشته نظیر همان شعر از اوّل تا آخر نظیر مثنوی می‏بینید ایشان می‏فرمودند من وقت فراغت در مستراح را گذاشته بودم برای شعر گفتن و این طاقدیس را آنجا گفتم نه اینها را نگذرید اینها هست یکی از علمای اصفهان به من می‏گفت که من نهار می‏خوردم می‏رفتم می‏خوابیدم بین خواب و بیداری از آن وقت که می‏خوابیدم تا خوابم ببرد تصمیم گرفتم که ابن الحدید شرح نهج البلاغه را مطالعه بکنم و بیست جلد کتاب را این جوری مطالعه کردم این هفت هشت دقیقه بین خواب خواب و بیداری تا خوابم ببرد می‏رفتم جلو و راستی می‏شود انصافاً این جوری است که همین ذره ذره جمع شود وانگهی دریا شود و ما بی عقلی می‏کنیم یعنی بی فکری می‏کنیم عمرمان را همین جوری تلف می‏کنیم بسیاری از مردم عمرشان را تلف می‏کنند امّا ما اهل علم که نباید عمرمان را تلف بکنیم ما باید از تمام عمر استفاده بکنیم خواب چقدر باید معلوم باشد چقدر استراحت چقدر باید معلوم باشد چقدر نهار و شام و صبحانه چقدر باید معلوم بشود باید وقت داشته باشد مطالعه چند ساعت حقش این است که ۲۴ ساعت باشد باید معلوم باشد نمی‏دانم رفت و آمد چقدر باید معلوم باشد تا اینکه از عمرمان بتوانیم استفاده بکنیم اینها عقل می‏خواهد فکر می‏خواهد و این فکر را این عقل را همه ما باید داشته باشیم هم در کارهای فردی، هم در کارهای خانوادگی، هم در کارهای اجتماعی امّا مهمتر از همه مسجد و منبرمان تقاضا دارم روی این مسجد و منبر خیلی اهمیت بدهید خیلی و بی فکری است که بعضی اوقات به جای برتری می‏رساند من خیلی مثال دارم امّا نمی‏خواهم مثالهای آن را بزنم که بعضی اوقات چه کاری به حسب خودش جزئی امّا چه مفاسدی عجیبی بر او بار شد و اینها را باید مراعات بکنیم.
خدایا این فکر چیز خوبی است عقل چیز خوبی است تو باید توفیق بدهی تو باید عنایت بکنی خدایا به حق عقل کل قسمت می‏دیهم تفکر در همه امور به همه ما عنایت بفرما.
و صلی اللَّه علی محمد و آل محمد.
۱٫ سوره ملک، آیه ۱۰٫
۲٫ سوره انفال، آیه ۲۲٫

دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

آذر ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« آبان    
 12345
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰  
No Image No Image