آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
درس اخلاق حضرت آیه اللَّه مظاهری «مدّظله العالی»موضوع: توحید افعالی پيوند ثابت

درس اخلاق حضرت آیه اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: توحید افعالی
تاریخ: ۱۲/ ۶/ ۱۳۷۶
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.
بحث گذشته ما درباره دستورالعملی بود که پروردگار عالم به پیغمبر اکرم داده بود و فرموده بود که بار سنگینی به دوش شما آمده است و اگر بخواهی این بار سنگین را به منزل برسانی به این دستورالعمل باید عمل کنید و این دستورالعمل بلافاصله همان وقتی که رسول اکرم مبعوث به رسالت شد و تشریف آوردند خانه و دراز کشیده بودند باز جبرئیل آمد و این آیات اوّل سوره مزمل را آورد «یا ایها المزمل قم اللیل الا قلیلاً انا سنقلی علیک قولاً ثقیلاً» ای کسیکه عبای نبوت به دوش تو بار سنگینی به دوش تو آمده است که این دستورالعمل برای همه خوب است برای اینکه انسان توفیق پیدا کند در کارهایش، برای اینکه بتواند دینش را ببرد، برای حفظ دین، برای حفظ آبرو این دستورالعمل به تجربه اثبات شده است امّا معلوم است برای ما طلبه‏ها خوب‏تر است برای اینکه بار سنگین روحانیت را بخواهیم به منزل برسانیم به این دستورالعمل باید عمل کنیم این دستورالعمل را یک مقداری در موردش صحبت کرده‏ام و رسید به آیه شریفه «رب المشرق و المغرب لااله الا هو حق فاتخذه وکیلاً» پروردگار عالم، پروردگار جهان است پروردگار همه جا که این از باب مثال است یعنی پروردگار همه و همه مؤثری هم در جهان نیست جزا و وقتی چنین باشد باید وکیل تو و او باشد یعنی مقام توکل برای اینکه این آیه یک مقدار واضح بشود این «لا اله الا هو» یعنی «لا اله الا اللَّه» یعنی چه؟ مشهور است در میان متکلمین، در میان بزرگان که این «لا اله الا اللَّه» می‏خواهد توحید عبادی را بگوید یعنی لا معبود الا اللَّه که د مقابل بت آنهایی که می‏پرستند آیه آمد آیه اسلام «لا اله الا اللَّه» لا معبود الا اللَّه یک مقداری هم از قرآن استفاده کنیم، از روایات استفاده کنیم بگوییم که این لا معبود الا اللَّه یعنی نه فقط عبادت مطابعت لذا اگر کسی مطابعت هوی و هوس بکند این توحید عبادی ندارد اگر کسی مطابعت از نفس اماره، مطابعت از شیطان بکند این توحید عبادی ندارد برای اینکه قرآن می‏گوید توحید عبادی ندارد «افرأیت من اتخذ الهه هوه واضله اللَّه علی علم» یعنی پیغمبر نمی‏بینی بعضی‏ها هوی می‏پرستند نه خدا هوی پرست که نداریم همین قدر که مطابعت از هوی بشود این آیه می‏گوید توحید عبادی ندارد وقتی می‏تواند بگوید معبود من فقط خدا، وقتی که هوی و هوس را مطابعت نکند یا در سوره یاسین می‏فرماید «الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لاتعبد الشیطان انه لکم عدو مبین» ما در ازل، در عالم با هم معامله کردیم تو شیطان پرست نباشی چرا شیطان پرست شدی؟ مراد این است که هر دو مطابعت از شیطان بکند توحید عبادی ندارد خواه نا خواه از این دو آیه استفاده می‏کنیم که هر دو مطابعت از غیر خدا بکند این توحید عبادی ندارد آنکه از هوی و هوس، از نفس اماره، صفات رذیله از دشمن‏های خدا مطابعت بکند این توحید عبادی ندارد لذا «لا اله الا اللَّه» را مشهور است در میان بزرگان که این توحید عبادی است

و نه چیز دیگری و می‏گویند برای اینکه وقتی پیغمبر اکرم آمدند و محیط اطرافشان بت پرستان بود پیغمبر اکرم برای اینکه بت پرستی، خدا پرستی شود می‏فرمودند «قولو لا اله الا اللَّه تفلحوا» پس «لا اله الا اللَّه» یعنی توحید عبادی شما فضلاء یک مقدار اضافه کنید و بگویید توحید عبادی نه، کزنش، متبعت از غیر خدا «لا اله الا اللَّه» می‏خواهد بگوید مطابعت از غیر خدا نکن حالا آن هوی و هوس باشد متابعت نکن، شیطان باشد متابعت نکن، صفات رذیله باشد مطابعت نکن، غرور باشد، نفس اماره باشد، دشمنان خدا باشد مطابعت نکن این جور معنی کردن این آیه که الان خواندیم جور نمی‏آید با این آیه‏ای که در سوره طه است و زیاد هم هست با این آیات جور می‏آید «اننی انا اللَّه لا اله الا اللَّه فاعبدنی» «لا اله الا اللَّه» آنجا توحید عبادی «اننی انا اللَّه لا اله الا انا فاعبدنی و اقم الصلوه لذکری» آنجا را اگر معنی کنیم توحید عبادی خوب است امّا اینجا توحید عبادی در کار نیست «رب المشرق و المغرب لا اله الا هو فاتخذه وکیلاً» لذا اینجاها را باید توحید افعالی معنی کنیم یعنی «لا اله الا اللَّه» یعنی توحید افعالی و مراد از توحید افعالی این است که انسان مؤثری ربی در این جهان غیر از خدا بداند چنانچه مثلاً هستند کسانی که قائلند به اینکه تربیت این زمین را بعضی از ستارگان می‏کنند که از نظر علمی هم گفتار دارند، حرفها دارند، از نظر فلسفه هم ردها دارند یعنی ربی غیر از خدا در این جهان قائل باشند این کم است در آن توحید عبادی که بت پرست باشد زیاد بود امّا ربی غیر از خدا باشد کم بود امّا الان به عکس است یعنی بت پرست هست روی کرده زمین ژاپن، هندوستان و امّا عدم توحید افعالی زیاد است از نظر علمی مؤثر غیر خدا خیلی چیزها را می‏داند علم امروز را بگوییم که لا اله الا هم یعنی ربی در این جهان نیست غیر خدا مؤثر در این جهان نیست جز خدا این از نظر علم کلامی یک مقدار هم اضافه کنید از نظر علم اخلاق که معنی کنیم لا اله الا هو آن کسی است که عقل خودش را شعور خودش را علم خودش را مؤثر در زندگی‏اش بداند این هم مشرک است یعنی توحید افعالی ندارد آن کسی که دیگران را مؤثر در زندگی بداند این توحید افعالی ندارد و در روایات هم داریم اگر کسی این جوری باشد پروردگار عالم به خودش وا می‏گذارد همین روایت که مرحوم شیخ انصاری رضوان اللَّه تعالی علیه در آخر مکاسب نقل می‏کند یک کسی قرض داشت از این شهر رفت به شهر دیگری برای اینکه قرض او ادا بشود در وسط راه برخورد کرد به رفیقش هر دو شاگردهای امام صادق (ع) بودند گفت که کجا می‏روی؟ گفت قرض دارم، بدبخت هستم گفت امید به چه کسی داری؟ گفت من امید به رفیقم دارم فلانی قرضم را ادا بکند گفت حتماً به تو بگویم امیدت ناامید می‏شود برای اینکه امام صادق (ع) فرمودند هر کسی که امید داشته باشد به غیر از خدا از همان راه امیدش ناامیید می‏شود خدا هم قسم خورده است به عزت و جلالم امیدش را ناامید می‏کنم اگر کسی دیگران را مؤثر در زندگی بداند نه خودش را، علمش را، کسبش را نمی‏دانم، شعورش را، زندگی‏اش را، مؤثر در زندگی بداند این توحید افعالی ندارد توحید افعالی کسی دارد که به هیچ چیزی، به هیچ کسی دلبستگی نداشته باشد، امید نداشته باشد جز خدا به این می‏گوییم توحید افعالی توحید عبادی را از نظر اخلاقی به دست آوردن کار مشکلی است انصافاً از نظر کلامی بله آدم باشعور ولو خیلی کم دیگر گاو نمی‏پرستند، بت نمی‏پرستند آدم خیلی بی شعوری می‏خواهد که گاو بپرستد یا بت پرستند امّا از آن طرف توحید عبادی به آن معنی که انسان هوی و هوس، شیطان بپرستد او زیاد است حالا میان من و شما نیست امّا زیاد است لذا توحید عبادی به دست آوردند یعنی عادل یک کسی عادل باشد توحید عبادی دارد امّا مشکل‏تر از این توحید عبادی به دست آوردن توحید افعالی است مرد می‏خواهد که بگوید که من از نظر توحید افعالی موحد هستم خیال نمی‏کنم در جلسه ما در حالی که شما نخبه‏ها هستید بتوانید یک کدامتان بگویید من توحید افعالی دارم یعنی دل ما وابستگی به هیچ چیزی هیچ کسی ندارد جز خدا، عقلم، شعورم، زرنگیم و علم خودم وابستگی ندارم من امیدی به احدی به چیزی ندارم جز خدا اینکه ما در روایات داریم اگر موحد دعا بکند مستجاب الدعوه است همین معنی را دارد اگر موحد دو رکعت نمازش قبول بشود دیگر مسلم است آتش جهنم برایش حرام است بهشت برایش واجب است همین معنی است توحید افعالی به دست آوردن کار است بسیار مشکل، امّا کاری است بسیار لازم ما اگر بخواهیم این بار سنگین طلبگی را به منزل برسانیم «رب المشرق و المغرب لا اله الا هو فأتخذه وکیلاً» باید توجه داشته باشیم، باید کم‏کم مبارزه کنیم به اندازه‏ای که ممکن است از خدا بخواهیم توسل به اهل بیت مخصوصاً به آقامان حضرت ولی عصر داشته باشیم تا برسیم به آنجایی که مؤثری در جهان نبینیم جز خدا لا اله الا اللَّه، لا اله الا هو، بعضی هم گفته‏اند این لا اله الا اللَّه توحید ذاتی را می‏خواهد بگوید یعنی می‏خواهد بگوید که خدای در این جهان نیست جز اللَّه که همان خدا یک است و دو نیست لا اله الا اللَّه هم این را می‏خواهد بگوید این هم در آیات زیادی آمده است مخصوصاً آیات آخر سوره حج آیات اوّل سوره حدید اینها همه توحید ذاتی می‏گویند یعنی این آیاتی که زیاد سفارش شده که ما بخوانیم سوره اخلاص این قدر روی او سفارش شده توحید ذاتی می‏گوید اوّل سوره حدید توحید افعالی می‏گوید آخر سوره حدید که لا اله الا هو که مکرر تکرار می‏شود توحید ذاتی می‏گوید و انسان قائل بشود که این به جهان مؤثر نیست جز خدا یعنی خدا یعنی ذات واجب الوجوبی نیست جز خدا به دست آوردن این خیلی مشکل نیست آنکه باید نتیجه می‏گیریم الان یک: اینکه لا اله الا اللَّه می‏خواهد فقط توحید عبادی بگوید غلط است نه لا اله الا اللَّه یک معنی عامی دارد ان اله یک معنی عامی دارد هم توحید ذاتی را می‏گیرد هم توحید افعالی ار می‏گیرد هم توحید عبادی دلیلش هم این است که قرآن گاهی لا اله الا اللَّه گفته توحید ذاتی اراده شده گاهی لا اله الا اللَّه گفته توحید افعالی اراده شده گاهی لا اله الا اللَّه گفته توحید افعالی اراده شده گاهی لا اله الا اللَّه گفته توحید عبادی اراده شده پس معلوم است که این لا اله الا اللَّه یک معنای عام است که در قرآن شریف منطبق شده بر توحید ذاتی گاهی منطبق شده بر توحید افعالی گاهی منطبق شده بر توحید عبادی پس اینکه بعضی گفته‏اند لا اله الا اللَّه یعنی توحید افعالی این غلط است این هم بعضی گفتند لا اله الا اللَّه توحید ذاتی این هم درست نیست بلکه لا اله الا اللَّه هر سه تقسیم توحید ذاتی از آن طرف هم پایه اسلام است وقتی پایه اسلام شد معنی ندارد فقط توحید عبادی را بگوید برای بت پرست‏ها فقط توحید افعالی را بگوید برای منجم‏ها فقط توحید ذاتی را بگوید صرف نظر از توحید عبادی اینکه معلوم نیست که اصلاً کسی را از زمان حضرت آدم تا به الان داشته باشیم که هر دو خدا را در عالم قائل باشد معلوم نیست کسی لذا لا اله الا اللَّه فقط توحید عبادی در حالی که پایه اسلام است نمی‏شود فقط توحید افعالی نمی‏شود فقط توحید ذاتی نمی‏شود امّا آنکه می‏شود و عالی به لا اله الا اللَّه می‏خورد اینکه لا اله الا اللَّه هم توحید ذاتی هم توحید عبادی و هم توحید افعالی حالا الان مورد بحث ما است توحید افعالی است یعنی آقا اگر می‏خواهد پروردگرا عالم دست عنایتش روی سر شما باشد موفق در کارهاشان بشوید موفق در دینتان، در علمتان و در دنیاتان این را هضم کن یعنی بیاب نه بدان همه می‏دانیم بیاب «رب المشرق و المغرب لا اله الا هو» وقتی ای را یابیدی مترتب می‏شود بر او «فأتخذوه وکیلاً» دیگر توکل که بهترین حالات است برای بنده که اگر انسان بتواند در زندگی خدا را وکیل قرار بدهد یک دفعه می‏گوید معلوم است این گفتنی است این وکالتی است یک دفعه می‏داند آن هم عقیده است وکالتی نیست شما اگر کسی را بخواهید وکیل خودتان بکنید باید علمتان که می‏دانید این وکیل نمی‏شود با گفتن آن هم وکیل نمی‏شود پس چه جور وکیل می‏شود؟ با اینکه جداً از نظر دل بگوئی تو وکیل من اینجا هم این است اگر انسان بیابد «رب المشرق و المغرب» بیابد لا اله الا هو یعنی لا مؤثر فی الوجود الا هو بیابد دیگر خواه نا خواه خدا می‏شود وکیل او و وقتی خدا شد وکیل او دیگر دست عنایت آن خدا روی سر تو در همه کارها فریادرس تو کارها اصلاح می‏شود صد در صد «و من یتق اللَّه یجعل له مخرجا و یرزفه من حیث لایحتسب و من یتوکل علی اللَّه فهو حسبه» و این آیه فهو حسبه دیگر در قرآن زیاد است انساند بتواند خدا را وکیل خود قرار بدهد فهو حسبه دیگر احتیاج به چیزی و کسی نیست در باب توکل می‏دانید علمای علم اخلاق خیلی حرف زدند اینکه شما باید عقل مقدماتش را فراهم کنید شما باشد فعالیت خودتان را بکنید شما باید عقل خودتان را به کار بیندازید آن وقت توکل کنید به خدا اینها یک حرفهای علمی است یک حرفهای طلبگی خوب است امّا اگر بروید در سیر و سلوک یک کسی بیابان گرد بود آمده بود نزد بعضی از علما آن عالم از او سوال کرد تو همیشه در بیابانها گرگ و شیر و مار و… می‏بینی گفت خیلی گفت چه می‏کنی؟ گفت من تا می‏رسم به این می‏گویم «ان ضررتنی فحسبک علی ابن ابی طالب» فرار می‏کند و این جور چیزها زیاد است وقتی خدا وکیل بشود خواه نا خواه این حرفهای طلبگی دیگر کنار می‏رود دیگر پایه استدلالی چوبی می‏شود و با «ان صررتنی فحسبک علی ابن ابی طالب» دیگر کار درست می‏شود دیگر مطابعت از او می‏کند اگر شما شنیدید که بعضی‏ها رتبه خار پشت شیر سوار بر او ماری و بر دستشان بود این همه‏اش درویشی نیست اینها یک واقعیتهاست برای اینکه دانستن‏ها غیر از یابیدن‏ها است اگر انسان با دل رسوخ داشته باشد همان طوری که امام صادق (ع) روی منبر گفت گوشت من، پوست من می‏گوید لا اله الا اللَّه سر امام حسین (ع) جوری نقش بست نمی‏دانم برای اینکه نبود تاریخ نویسی امّا اگر رسوخ کند در دل یعنی عاطفی بشود ایمان قلبی این ایمان قلبی می‏شود فأتخذه وکیلاً خدا می‏شود وکیل این کارها «یرزقه من حیث لایحتسب همین‏ها است که مار و شیر از او فرار می‏کنند نه مار و نه شیر اطاعت از او می‏کند یعنی عالم وجود مطابعت از او بکند و روایات فراوانی داریم که اگر کسی بترسد از خدا همه جنبنده‏ها از او می‏ترسند و اگر نترسد از خدا از همه چیز از همه کس می‏ترسد و اگر توحید افعالی رسوخ در دل بکند یک ترتب قهری هم هست ترتب علت و معلولی هم هست یعنی اگر راستی رسوخ بکند لا اله الا اللَّه در دل ما به خیلی جاها می‏رسیم پدر ما می‏گفتند که با یک قافله می‏رویم برای کربلا خانه‏ای منزل کردیم نهار آماده شد دیدیم یک کسی آن دور نشسته بود گفتیم که این تنها است برویم و به او بگوییم بیاید نهار بخورد رفتیم و به او گفتیم آقا نهار خورده‏اید گفت نه گفتیم نهار آماده است تشریف بیاورید گفت نهار چلو و مرغ هم دارید این هم پلو و مرغ آن آقا در آمد و گفت این آقا دیوانه است برای اینکه می‏گوید پلو مرغ دارید آن هم پلو و مرغ در بیابان گفت ما نهار می‏خوریم رکن الملک رسید با این خدمه هایش همان رکن الملک که خدمات زیادی هم در اصفهان کرده است گفت سفره پهن کردند به ما تعارف کردند ما به رکن الملک گفتیم که ما نهار خوردیم امّا این آقا آنجا ما رفتیم به او می‏گوییم بیا نهار بخور می‏گوید که پلو مرغ هم دارید برود به این آقا بگویید که پلو مرغ هم بخورد یک رفت پیش آقا تشریف بیاورید پلو مرغ بخورید گفت پلو مرغ هم دارید گفت بله آقا آمد نشست و یک پلو مرغ سیر خورد بعد رکن الملک برای اینکه شوخی بکند با این بخندند گفت آقا آخه توی این بیابان پلو مرغ گرسنه‏ای بیا نهار بخور این یعنی چه؟ گفت منم قضیه دارم و قضیه این بود که در نجف اشرف سر قبر یک هندی آنجا قرآن خو اندم و شب به شب اولیاء میت برای من یک قدری پلو مرغ می‏آوردند در ماه هم به من صد لیره هم می‏دادند وضعم خیلی خوب بود اینها رفتند و بالاخره این میت بی صاحب ماند ما دیدیم نه پول مرغ هست و نه آن پول رفتیم خدمت امیرالمؤمنین (ع) و گفتیم که با حضرت ما این قرآنی را که برای هندی‏ها می‏خواندیم برای تو می‏خوانیم اون صد لیره هم نمی‏خواهم امّا این پلو مرغ را عادت کردم و ما شدیم قاری خوان امیرالمؤمنین و مرتب پلو مرغ رسیده اون آقا نتونه توی این بیابان می‏دانم پلو مرغ می‏رسد این را می‏گویند وکالت امیرالمؤمنین در کارها اگر دیگر وکالت خدا بشود حالا فرقی نمی‏کند بین امیرالمؤمنین و خدا وکالت خدا چه بسیار دیدم بن بست‏ها استاد بزرگوارمان حضرت امام نقل می‏کردند از شفای بوعلی و بعد می‏دیدم در شفای بوعلی یک دوره شفا پیش استاد بزرگوار علامه طباطبایی دیدم اتفاقاً رسیدیم به همین جا که مرحوم شیخ الرئیس می‏گویند که من در هر علمی دو سه روزی شاگردی کردم بعد شاگرد شد استاد و استاد شد شاگرد امّا در علوم الهی بعضی اوقات چهل مرتبه مطالعه می‏کرد مسأله حل نمی‏شد دو رکعت نماز می‏خواند متوسل به عالم ملکوت می‏شدم و مسأله برایم حل می‏شد یعنی خدا می‏تواند مسأله فلسفی حل کند بله امّا آن عقیده شیخ الرئیس آن وکالت شیخ الرئیسی مسلم می‏شود بسیار تجربه شده که آدم گیر است توی یک مسأله با یک راز و نیاز با یک توسل بغرنج فقهی اصولی حل می‏شود شاید خود شما در آن بن بست‏ها که دیگر هیچ دست رسی ندارد جز خدا «فاذا رکبوا فی الفلک دعوا اللَّه مخلصین له الدین» براتون پیدا شده است امّا متأسفانه چون رسوخ در دلمان نکرده «فاذا نجاهم البر اذا هم یشرکون» این همان توحید افعالی برای ما طلبه‏ها خیلی لازم است چشممان به پول کسی، چشممان به کمک کسی، به یاری کسی به قدرت بالاخره چشممان به غیر خدا به هیچ چیز و و هیچ کسی نباشد اگر چنین شد خدا دنیامان را اصلاح می‏کند عالی آخرتمان را اصلاح می‏کند عالی بالاخره وقتی خدا وکیل ما شد دیگر او رب المشرق و المغرب برای او حل کردن مشکلات مسائل اون گره کوری برای او باز کردن کاری ندارد.
و السلام علیکم و رحمه اللَّه و برکاته.
________________________________________

دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

آبان ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰  
No Image No Image