آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
درس اخلاق حضرت آیت اللَّه العظمی مظاهری«مدظله العالی»موضوع: توصیه به مبلغین در ماه پيوند ثابت

درس اخلاق حضرت آیت اللَّه مظاهری«مدظله العالی»
موضوع: توصیه به مبلغین در ماه محرم
تاریخ:۲۶/ ۲/ ۱۳۷۵
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح‏لی صدری و یسّرلی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.
بحث ما گرچه در کلمه مقدس خلوص و اخلاص بود ولی باشد ان‏شاءاللَّه برای چهارشنبه بعد از عاشورا.
بحث امروزمان راجع به دهه محرّم است که دهه مبارکی است و ما طلبه‏ها در دهه محرم می‏توانیم کار بکنیم و باید به این دهه محرم اهمیت زیاد بدهیم چنانچه اهمیت دادیم الحمدللَّه و همانطور که موج در کربلا، ظلم را ریشه‏کن کرد و اسلام را تا اینجا آورد، آن ادامه موج را روحانیت ایجاد می‏کند مخصوصاً در دهه محرم لذا در دهه محرم ما خیلی می‏توانیم کار بکنیم. امّا یک تذکراتی باید داده شود و در ذهن ما باشد.
تذکر اوّل اینکه ما اگر بخواهیم حرفهایمان تأثیر داشته باشد و بخواهیم آن موج را ادامه بدهیم و راستی آن یک ساعتی که وقت مردم را می‏گیریم به همان اندازه به مردم استفاده بدهیم. مثلاً اگر هزار نفر پای منبر ما باشند و ما یکساعت صحبت کنیم هزار ساعت وقت جامعه را گرفته‏ایم و ما باید جوابگوی این باشیم. هزار ساعت وقت جامعه را گرفتن، در مقابلش باید به اندازه هزار ساعت برای مردم نتیجه داشته باشد. لذا این منبرهای ما مطالعه می‏خواهد. مثلاً کسی سال گذشته ده تا منبر داشته نوشته و حالا دو مرتبه همین ده تا منبر را برود و سال دیگر هم همین طور و سینه‏اش تکرار مکرراتی باشد، منبرهایش تکرار مکرراتی باشد خوب معلوم است علاوه بر اینکه توهین برای خودش است، حرف را دیگر نمی‏خرند، حرف خوبش را هم دیگر نمی‏خرند و علاوه بر اینها توهین به روحانیت هم هست. باید ما مطالعه کنیم. برداشتِ از کلمات دیگران خوب است امّا شرط دارد. بعضی اوقات یک حرفهایی یک بزرگی می‏زند در یک جای خاصی، در یک مکان خاصی، حالا آنحرف از یک طلبه مبتدی بخواهد گفته شود، در یک دهی گفته شود؛ خوب این خیلی وقت‏ها خلاف فصاحت و بلاغت می‏شود.
در میان ما طلبه‏ های قم مشهور بود اینکه یکی از منبری‏های مهمّ قم بعضی اوقات اشاره می‏کرده به قبر حضرت معصومه(س) و می‏گفته معصومه مکرّمه شاهد باش. می‏گویند یک طلبه رفت در یک دهی و وسط منبر گفت معصومه مکرمه شاهد باش و برایش دردسر ایجاد شد.!!

حالا بعضی اوقات می‏بینیم این چنین می‏شود. یعنی یک جمله‏ای از یک بزرگی است که مختص به اوست نه یک طلبه مبتدی، این جمله مختص به یک جلسه اهل علم است نه به یک مجلسی که تعدادی زن یا مرد عوام در آن هست جمله مربوط به یک مکان خاص و در یک زمان خاصّی است و زیاد شده که می‏بینیم نمی‏تواند مراعات این خصوصیات را بکند حرف را نقل می‏کند و بجای اینکه نتیجه بگیرد ضرر دارد.
لذا اگر بخواهید حرف را از دیگران نقل کنید باید فصاحت و بلاغتش را مراعات کنید باید مواظب باشید یک دفعه حضرت معصومه شاهد باش نشود. ولی بهتر از همه این‏ها این است که برای منبر رفتن باید مطالعه داشته باشیم. یکی از بزرگان به من می‏گفتند برای یک منبر رفتن حداقل چهار ساعت مطالعه دارند. در حالی که یک منبری فوق‏العاده مشهوری بود می‏توانست قطعاً بدون مطالعه یک ماه منبر برود امّا این جمله‏ای که من عرض کردم اگر همه‏تان توجّه داشته باشید که اگر هزار نفر پای منبر باشند شما می‏خواهید هزار ساعت وقت اجتماع را بگیرید و در این شرایط چه می‏خواهید بگوئید و اتفاقاً روایت داریم و روایت تکان دهنده هم هست: العبد لایزول قدماه یوم القیامه حتی یُسئل عن عمره فیما افناه و عَن شبابه فیما ابلاه.
یعنی یک بازپرسی قبل از حساب و کتاب در روز قیامت هست. که این بازپرسی خیلی مهم است و می‏دانید بازپرسی دخالت زیادی در محاکمه دارد. در روز قیامت هم این بازپرسی دخالت زیادی در حساب و کتاب دارد. قدم از قدم برنمی‏دارد وقتی وارد صف محشر می‏شود بلافاصله یک بازپرسی می‏شود: عمرت را در چه راهی فنا کردی؟ جوانی‏ات را در چه راهی کهنه کردی؟ خوب این با القاء خصوصیت ما طلبه‏ها، مسلّم به اولویت است و دیگران را هم شامل می‏شود، عمر خودمان را می‏گیرد عمر دیگران را هم می‏گیرد.
سر یک کلاس آن هم در دانشگاه می‏خواهم یک ساعت صحبت کنم. باید اولاً بدانم چه می‏گویم؟ بدانم او چه می‏خواهد؟ تبعاتش را ببینم، مطالعه اقلاً دوسه ساعته داشته باشم تا عمر این جوانها از بین نرود، وقت این جوانها از بین نرود. اینطور نمی‏شود که یک ممبر داشته باشیم و از این جلسه به آن جلسه همین طور آنرا تکرار کنم. این العبد لایزول قدما مسلماً می‏گیرد. هم عمر دیگران را هم عمر خودم را. بنابراین ما برای درسمان که مطالعه داریم باید برای منبرمان مطالعه خیلی بیشتر و بهتر داشته باشیم و روی آن وقت بگذاریم. یعنی اگر می‏خواهیم شب منبر برویم باید عصرش را برای مطالعه قرار دهیم. این مطلب اوّل که حتماً ما باید در درسمان و برای منبرمان مطالعه داشته باشیم نمی‏شود انسان درس خارج بخواند ولی شب مطالعه نکند، اینکه خارج خواندن نیست. قبلاً به شما گفتم که یک مرتبه حضرت امام رضوان‏اللَّه‏تعالی‏علیه یک وقتی به یک تناسب به من می‏فرمودند که من دیشب هشت ساعت مطالعه روی این مسأله کردم. خوب اینهایی که راستی به جایی رسیدند اوّل سینه‏شان زخم شد از اثر اینکه از بس دوزانو نشستند خسته شدند چهارزانو نشستند خسته شدند خوابیدند کتاب را گذاشتند روی سینه‏شان و مطالعه کردند سینه‏شان زخم شد. مرحوم صاحب عقبات را نقل می‏کنند صاحب جواهر را نقل می‏کنند، دیگران را هم نقل می‏کنند. فقه مطالعه می‏خواهد اصول مطالعه می‏خواهد. مهمتر از اینها منبر مطالعه می‏خواهد. تقاضا دارم مطالعه زیاد داشته باشید. چه چیز مطالعه کنیم؟ ممبری مرضی اهل‏بیت(ع) است و اهمیت زیادی هم دارد که بنایش قرآن و روایات اهل‏بیت(ع) باشد. خیلی قرآن مطالعه کنید. یکی از مدرسین عالی قم به من گفت که من از حضرت امام(ره) پرسیدم آقا شما در فقه چی مطالعه می‏کنید؟ فرمودند من وسائل. خوب این از باب تأکید است. یعنی مهمتر از جواهر؛ وسائل مهم‏تر از هر کتابی روایات اهل‏بیت(ع) مخصوصاً در منبر. این جمله که در زیارت جامعه می‏خوانیم کلامکم نور و امرکم رشد و وصیتکم التقوی و فعلکم الخیر.
این را فراموش نکنید. هفته گذشته گفتم که حضرت آیت‏اللَّه آقای مروارید در مشهد به من گفتند که یکی از ازکیاء گفت اوّل اذان صبح می‏رفتم حرم دیدم آشیخ عباس قمی – اینکه پرورش یافته در روایات اهل‏بیت(ع) است – دارد می‏آید نفس می‏کشد امّا نور از دهان مبارک ایشان بیرون می‏آید. راستی چنین است. بعد یکی از بزرگان که کنار آقای مروارید نشسته بود گفت آقا تعجب ندارد. من در تاریخ خوانده‏ام فضل بن شاذان پا شد برای نماز شبش و دیدند وقتی دارد مسواک می‏کند از ته مسواک او نور بیرون می‏آید. منبر ما باید نور باشد. اگر بخواهیم منبر ما نور باشد قدجاءکم من اللَّه نور قرآن نور است.
این مرحوم کربلایی کاظم اراکی، خوب همه ما که قم بودیم ایشان را دیدیم. ایشان نور قرآن را می‏دید شاید در جلسه ما افرادی باشند که چشم بصیرت داشته باشند نور قرآن را ببینند. قرآن نور است. روایات اهل‏بیت(ع) هم نور است. کلامکم نور.
در قرآن مطالعه کنید در روایات اهل‏بیت(ع) مطالعه کنید و منبر شما روی قرآن و روایات اهل‏بیت(ع) بگردد. خیلی می‏گیرد. راستی نفوذ پیدا می‏کند تأثیر خوب پیدا می‏کند و دیگر احتیاجی به چیز دیگر ندارد. ولی خوب است یک تاریخ صحیح ضمیمه‏اش کنیم. به قول ما طلبه‏ها یک جمله تاریخی بعنوان چاشنی بکار بریم ولی نه هر تاریخی و از هر کسی و از هر کتابی. بلکه از یک کتاب مؤثقی استفاده کنیم که بتوانیم آنرا نشان بدهیم. اگر بپرسند این روایت کجا بوده بتوانیم جواب دهیم. این تاریخ کجا بوده؟ بتوانیم نشان دهیم.
امّا در مورد مصیبت که همیشه باید مصیبت اهل‏بیت(ع) خوانده شود اصلاً نمک منبر مصیبت است. منبری که مصیبت نداشته باشد مثل آشی است که نمک نداشته باشد. اصلاً مسئول هم هست. قطعاً اگر کسی اصلاً مصیبت نخواند این مسئول است. حتماً امام حسین(ع) از او راضی نیست. باید مصیبت بخوانیم. خوب مصیبت را از کجا باید گرفت؟ از یک کتابی که در جامعه بتوان آنرا نشان داد. مثل نفس المهموم آشیخ عباس قمی. این مورد تأیید همه است. من نمی‏گویم همه‏اش صحیح است. نمی‏خواهم صحیح باشد امّا می‏خواهم به قول مرحوم محدث قمی سنددار باشد من نمی‏گویم روایات اخلاقی شما تماماً سند صحیح داشته باشد مثل قرآن که قطعی السند است. نه! امّا اگر از شما بپرسند این روایت کجاست یک مدرکی که علم‏پسند و حوزه‏پسند باشد بتوانید نشان دهید. این مصائبی که این از او می‏گیرد او از این می‏گیرد بعضی‏ها از مداح‏ها می‏گیرند مداح‏ها از کس دیگر می‏گیرند اینها نه! راستی یک مصیبتی که با آن بشود گریه هم گرفت. این دیگر شاهکار است.
خدا رحمت کند حضرت آیت‏اللَّه العظمی مرحوم آقای درچه‏ای، ایشان خیلی سخت‏گیر بودند پای منبر و مرتب پای منبر اگر به ذهنشان می‏رسید که مطلب درست نیست اعتراض می‏کردند. مرادم اینجاست. خانه خودشان منبر بود یک کسی رفت منبر متن عبارت‏ها را بنا کرد بخواند خوب هیچ کسی گریه نکرد. این آقای درچه‏ای لجش گرفت گفت یک قدری از این زهرماری‏ها غاطی‏اش کن تا مردم گریه کنند. اینطور نه، اگر شاهکار داشته باشیم یعنی یک منبری خوب، یک منبری مخلص یک منبری که واقعاً دلش برای امام حسین(ع) بسوزد این قطعاً می‏تواند با همین بدون زهرماری‏ها از مردم گریه بگیرد خوب هم می‏تواند گریه بگیرد.
شما که الحمدللَّه خلوص دارید یک مقداری به کارش بزنید بگوئید فقط برای خدا هیچ چیزی، هیچ کسی در نظر شما نباشد جز خدا، ببینید چطور منبر شما می‏گیرد. ببینید چطور پای منبر شما گریه می‏کنند. ببینید چطور نفوذ پیدا می‏کنید. قرآن‏اش هم حتّی یک نفوذ عجیبی پیدا می‏کند. زیاد ما تجربه کردیم که قرآنِ مخلص، غیرِ قرآن غیر مخلص است قرآن شیعه غیرِ قرآن سنی است. اینها تجربه شده، اینها دیده شده، شماها می‏دانید یا خیلی‏هایتان بهتر از من می‏دانید. اینها تجربه شده است.
علی کل حالٍ باید مصیبتی که می‏خوانید مدرک داشته باشد. مصیبت را باید بخوانید نمی‏شود نخوانید امّا حتماً باید مصیبت با مدرک بخوانید لذا قرآن، روایات اهل‏بیت(ع)، مصیبت، اگر صدای خوبی داشته باشید، شعر با مدرک و شعر گرفته شده از مصائب بخوانید. امّا به شرطی که از ذیّ طلبگی هم بیرون نرود. یعنی بر فرض هم که صدایتان خوب باشد این را مواظب باشید این عمامه ما، این طلبگی ما یک تَنَزُّه خاصی دارد و از این تَنَزُّه خاص هم نباید بیرون برویم. مداح خوب یک طور دیگر می‏خواند باید بخواند ولی ما طلبه‏ها از ذیّ طلبگی نباید بیرون برویم. این مطلب اوّل بود.
منبر چیز خوبی است. الذین یبلغون رسالات اللَّه این کار انبیاء است و لایخشون احداً إلّا اللَّه که مسلماً همه‏تان دارید. لذا کار انبیاء است. منبر کار خوبی است امّا این شرط اوّلش است.
شرط دوّم که شما مراعات می‏کنید و تقاضا دارم بیشتر مراعات کنید. این است که یک وظیفه مردم دارند اینکه باید به ما پول خیلی بدهند. این وظیفه آنها و به همان اندازه‏ای که بعضی این کارهای تجمّل‏گرایی را می‏کنند، بعضی این نهار و شام‏های بیجا را می‏دهند، بعضی پولهای بیجا را می‏دهند، باید چندین برابرش را بدهند به یک منبری، این وظیفه آنها. امّا وظیفه ما چیست؟ اینجا کار مشکلی است.ما باید اولاً اهل طی کردن و چک و چک کردن و امثال اینها نباشیم – که البته اینها در شماها نیست – ولی علاوه بر این چشم‏داشت هم نباید داشته باشیم. مشکل است ولی باید کم‏کم به سمتی برویم که بجای مخلِص بشیوم مخلَص. نمی‏شود قرآن یک چیزی بگوید و ما به آن نرسیم. باید کم‏کم رسید به آنجا که واقعاً مخلِص شویم مراتب اخلاص را هم بالا برویم برسیم به مرحله مخلَص و فقط پروردگار عالم بر دل ما حکومت کند.
ولی علی کل حالٍ این چشم‏داشتِ به مردم، چشم‏داشتِ به بانی، بعضی اوقات منجر می‏شود به اینکه آنچه او دلش می‏خواهد من بگویم و این خیلی ضرر دارد. من باید روی منبر ببینم امام زمان(عج) چه می‏خواهد و علی کل حالٍ این هم مطلب خاصی است و صحبت کردن درباره‏اش هم کار خیلی مشکلی است ولی آنها یک وظیفه دارند ما هم یک وظیفه داریم و این وظیفه سنگین هم هست و باید به این وظیفه عمل بشود.
سوّم اینکه الآن یک سری مفاسد اجتماعی وجود دارد شکی نیست و این مفاسد اجتماعی را باید تذکر دارد امّا در چارچوبی باید تذکر داد که تضعیف دولت و نظام نباشد.
اگر ما در گفتارمان نظام را تضعیف بکنیم این گناهش خیلی بزرگ است. ذنب لایُغفر است. برمی‏گردد در ردیف آن کسانی که نظام را الان تضعیف می‏کنند. یعنی رسانه‏های گروهی، خوب آن تضعیف می‏کند با تهمت‏ها، حالا اگر شما تضعیف بکنید با یک حقّی تضعیف بکنید با یک برخوردی، که راستی مردم که پای منبر ما نشسته‏اند، آن تنزّه نظام، آن تنزّه ولایت فقیه، آن تنزه جمهوری اسلامی از دلشان برود یا کمرنگ شود. خوب گناه خیلی بزرگ است. می‏شویم در ردیف همان‏ها.
باید ما راجع به چادر صحبت کنیم باید راجع به این اشاعه فحشا صحبت کنیم. باید راجع به موسیقی‏های شهوت‏انگیز صحبت کنیم. باید راجع به ربا و رشوه صحبت کنیم. باید ما راجع به مفاسد اجتماعی صحبت کنیم امّا نباید تضعیف نظام کنیم. باید تا آن اندازه که در فراخور قدرتمان هست نظام را تقویت کنیم. بی‏تفاوتی راجع به نظام جمهوری اسلامی برای یک طلبه جایز نیست دیگر چه برسد اینکه نیش‏هایی هم داشته باشیم. این نیش‏ها به خودمان می‏خورد. خیال هم نکنیم اگر ما نیش زدیم چهار نفر هم به ما بارک‏اللَّه گفتند، بعد که از منبر پایین آمدیم چهار تا ضد انقلاب هم گفتند بَه چه خوب گفتی، بارک‏اللَّه، و یک چهار تا مرید اینطوری پیدا کردیم… نه نباید اینگونه باشیم. یک قضیه مشهوری هست و بایداین قضیه همیشه در ذهن ما باشد. من نمی‏دانم واقعیت دارد یا نه امّا مثال خوبی است. می‏گویند دو تا طلبه رفتند در یک دهی، منزل کدخدای آن ده، آن کدخدا آدم فهمیده‏ای بود. می‏خواست امتحان کند دو نفر چگونه‏اند. لذا خیلی به آنها احترام کرد. قبل شام یکی از آنها رفت تطهیر کند، از دیگری که نشسته بود پرسید این رفیق شما چطور آدمی است. گفت یک الاغی است هیچی سرش نمی‏شود. مثل حالا بعضی اوقات – البته در شما که نیست – امّا بعضی‏ها غیبت، حرف رکیک… دارند. – آن آمد نشست و مدتی بعد همین طلبه برای تطهیر رفت. کدخدا دوباره همین سؤال را از طلبه دیگر کرد و طلبه دومی هم گفت: یک گاوی است هیچی سرش نمی‏شود. موقع شام که شد این کدخدا سه تا بشقاب تهیه کرد. یکی برنج و خورشت عالی، یکی بشقاب پنبه‏دانه، یک بشقاب جو، بشقاب جو را گذاشت در مقابل آن الاغ، بشقاب پنبه‏دانه را هم گذاشت در مقابل آن گاو، و بشقاب برنج را جلوی خودش گذاشت. اینها عصبانی شدند و صدایشان درآمد. کدخدا گفت من که شما دو تا را نمی‏شناختم. آن گفت دیگری الاغ است خوب بهترین غذاها برای الاغ جو است. آن گفت دیگری گاو است خوب بهترین غذاها برای گاو پنبه‏دانه است. این واقعیت داشته باشد یا نداشته باشد این حرف خیلی عالی است. یعنی اگر من شما طلبه را خراب کنم اوّل خودم را خراب کرده‏ام. بعد شما را. اگر من یک آقا را خراب کنم اوّل خودم را خراب کرده‏ام بعد آن آقا را. بارها و بارها و بلکه همیشه وقتی مباحثه‏ها می‏خواست تعطیل شود حضرت امام(ره) یک ربع برایمان صحبت می‏کردند می‏فرمودند که حرفهای ما، گفتار ما، کردار ما مربوط به شخص نیست مربوط به نوع است. اگر یک طلبه در یک دهی اعمالش بد از کار درآید نمی‏گویند فلان شیخ بد است می‏گویند این هم آخوندها!! اگر هم خوب از کار دربیاید می‏گویند بارک‏اللَّه به حوزه، بارک‏اللَّه به آخوندها. چه چیزهای خوبی دارند. ایشان (حضرت امام‏ره) بارها و بارها اینجا با یک عصبانی‏منشی می‏گفتند این ذنب لایُغفر است. یعنی دیگر معلوم نیست موفق به توبه شود آن کسی که توهین به روحانیت بکند. این فرمایش حضرت امام(ره) را تقاضا دارم همیشه مدّنظر داشته باشید. گفتار ما، کردار ما، روش ما، منش ما در خانه، در اجتماع، مخصوصاً در منبر و تبلیغ مربوط به نوع می‏شود نه مربوط به شخص. مواظب باشید. اگر شما نظام را خراب بکنید، خوب همه می‏گویند نظام آخوندی، دشمن می‏گوید نظام آخوندی، دوست هم می‏گوید نظام آخوندی، بالاخره این نظام مال ماست. ما آوردیم آنرا و باید آنرا باقی نگه داریم. حالا اگر شما العیاذباللَّه بی‏تفاوت باشید یا علیه نظام صحبت بکنید ولو نیش زدن ولو برای امر حقّی، خوب این اوّل نیش را به خودتان زده‏اید و متوجه نیستید. نیش را به روحانیت زده‏اید ولو توجّه ندارید. بعد هم نیش به نظام زده‏اید. نیش زدن به نظام یعنی در ردیف آن رسانه‏های گروهی که دارند مرتب این کار را می‏کنند. بی‏تفاوت راجع به نظام نباشید. اصل نظام مقدس جمهوری اسلامی خیلی بالاست.
باید اصل نظام را، اصل ولایت فقیه را قبول داشته باشیم و کارهای مثبتی که در کشور شده را بازگو کنیم و آن جایی که بارک‏اللَّه دارد خیلی بارک‏اللَّه بگوئیم. نمی‏گویم اسم کسی را بیاورید الّا مقام معظم رهبری، ولی علی کل حالٍ باید تشویق کنید.
اگر کسی ولایت فقیه را، نظام را، قبول نداشته باشد، به چه عنوان می‏تواند از سوبسیدهایی که هست استفاده کند؟ چگونه می‏تواند از نانی که قیمت واقعی آن چند برابر است و دولت برای آن سوبسید می‏دهد استفاده کند؟ روی اینها باید فکر کرد، تمام خوراک ما سوبسید دارد. تمام زندگی ما سوبسید دارد. این بنزینی که شما مصرف می‏کنید سوبسید دارد. اگر نظام را قبول نداشته باشید، اگر ولایت فقیه را قبول نداشته باشید نمی‏توانید از این سوبسید استفاده کنید. از چه راهی این مسأله را درست می‏کنید؟
تقاضا دارم در منبرهایتان راجع به اصل نظام، آنکه امام زمان(عج) دوست دارد راجع به ولایت فقیه صحبت کنید. خوب صحبت کنید. در یک چهارچوب مؤدبی صحبت کنید و مواظب باشید بی‏تفاوت نباشید. یعنی درست نیست ما ده روز در یک دهی برویم بی‏تفاوت و فقط مسأله بگوئیم. این نمی‏شود بله باید مسأله گفت. مسأله خیلی خوب است بهترین چیزها در ده‏ها مسأله گفتن است. در دانشگاه هم بهترین چیزها مسأله گفتن است نمی‏شود مسأله گفت!!! آنجا که بشود گفت بهترین چیزها مسأله است امّا مسئله منهای ولایت فقیه، مسأله منهای نظامی که ما داریم، نمی‏شود آقا. ده روز یک کسی برود یک جا بی‏تفاوت – حالا نیش هم نزند – بی‏تفاوت. این هم مطلب سوّم که این مطلب‏سوّم را هم باید خیلی اهمیتش دهید.
دیگر دیر شد و بعد هم که جلسه داریم؛ شما را خسته کردم خیلی مطالب داشتم می‏خواستم تذکر بدهم امّا نشد یک مسأله دیگر هم که ربطی به شما ندارد امّا تذکرش خیلی خوب است و آن این است که بسیاری دیده شده که یک آدم مقدّس عالمی، بخاطر شکم به اندازه‏ای زمین خورده که اگر دشمن پشت به پشت یکدیگر می‏کردند نمی‏توانستند این قدر ضربه به او بزنند نمی‏توانستند این قدر او را زمین بزنند. سر سفره در میان مردم مواظب خوراکتان باشید. مردم روی خوراک ما، روی نحوه خوراک ما، روی راه رفتن ما،… دقّت دارند.
یک آقایی به من می‏گفت که یک کسی رسید به من گفت من فهمیدم که چرا این نخ‏ها را در قسمت بالایی عبا می‏دوزند. گفتم چرا می‏دوزند. گفت دیروز دیدم شما با آن دارید بازی می‏کنید و من فهمیدم این «بازی‏کُنی طلبه‏هاست.»!!
روی خانه ما حساب می‏کنند روی زن و بچّه ما حساب می‏کنند، روی پسر، دختر ما، روی روگرفتن دختر ما، روی روش پسر ما، روی خوراک ما، طرز خوراک ما، حساب می‏کنند. دستمان را دراز کنیم اینجا و آنجا و غذا اینطرف کشیدن و امثال اینها!؟ شاید من اگر بخواهم اینگونه برای شما صحبت کنم. نزدیک به ده تا قضیه خیلی تلخی، خنده‏دار تلخی برای شما داشته باشم. لذا در مجالس مواظب نشستن‏تان باشید چگونه می‏نشینید.
مواظب حرف زدنتان باشید. این سکوت چیز خوبی است. جلسه را باید شما کنترل کنید. جلسه را دست مردم ندهید که غیبت و تهمت و شایعه و حرف‏های مالایُعنی بزنند. معمولاً ما نشسته‏ایم آن آقا کدخدای ده یا فلان کار شهر می‏آید می‏نشیند و همین طور می‏گوید و ما طلبه‏ها همین جور نشسته‏ایم. آقا جلسه را کنترل کن. اگر نمی‏شود با یک روایت، با یک آیه قرآن جلسه را کنترل کنید. به یک جوان بگو حمد و سوره‏ات را بخوان ببینم چطور می‏خوانی؟ تیمّم کن ببینم چطور تیمم می‏کنی؟ غالبشان بلد نیستند. جلسه را کنترل کنید امّا نه با حرف‏هایی که با مقام شامخ روحانیت سازگار نیست. روی حرفهای ما حساب می‏شود، روی خوراک ما حساب می‏شود، روی دست دراز کردن ما در سفره حساب می‏شود و من تقاضا دارم روی همه این‏ها با عصای احتیاط راه برویم و این روایتی که راجع به چهل ساله‏ها هست عقل ما می‏گوید راجع به ما طلبه‏هاست: «من بلغ اربعین و لم یتعصأ فقد عصی» خوب این معنایش این نیست که یک طلبه چهل ساله عصایی دست بگیرد، نعلین زردی بپوشد، شال سبزی، سفیدی ببندد در کوچه برود. این مال یک آیت‏اللَّه العظمی است. مال ما نیست.
شیخٌ یَتَصَبّی صَبیٌّ یَتَشَیَّخ که دیگر نمی‏شود باشد. راستی معنایش چیست؟ یعنی کسی که چهل ساله شد دیگر باید با عصای احتیاط راه برود. چنانچه نهج‏البلاغه می‏گوید زن باید با عصای احتیاط راه برود. مقام شامخ روحانیت به ما می‏گوید باید با عصای احتیاط راه بروی، در گفتارت، در کردارت، در ازدواجت، در خانه‏ات در روش‏ات، در منش‏ات، از نظر شکم‏ات، از نظر ارضای غریزه جنسی تا آخر…. حتی در خانه، پیش زن و بچه‏هایت، چه برسد پیش میهمان، چه رسد پیش مردم. عذرخوانی می‏کنم از شما از اینکه دیر شد. و السلام علیکم و رحمهاللَّه و برکاته.
________________________________________

دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

آذر ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« آبان    
 12345
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰  
No Image No Image