آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
درس اخلاق حضرت آیه اللَّه مظاهری «مدّظله العالی»موضوع: شرح صدر پيوند ثابت

درس اخلاق حضرت آیه اللَّه مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: شرح صدر
تاریخ: ۲۳/ ۷/ ۱۳۷۶
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.
بحث درباره دستور العملی بود که خداوند متعال به پیغمبر اکرم داده بود برای اینکه بار سنگین نبوت را به منزل برساند و بحث در این جمله آخر این دستور العمل بود که می‏فرماید «واصبر علی ما یقولون واهجرهم هجرا جمیلا»[۱] راجع به جمله و اصبر علی ما یقولون یک مقداری صحبت کردم و بالاخره نتیجه گرفتم ای ام الفضائل یعنی صبر را همه باید داشته باشند و هر فضیلتی مرهون این صبر است اگر کسی بخواهد متقی بشود مسلم است صبر در معصیت می‏خواهد صبر در اطاعت می‏خواهد تا کمکم برای او ملکه صبر پیدا بشود اگر هم می‏خواهد استکمال سیر و سلوک پیدا بکند معلوم است در مشکلات باید صبر داشته باشد بتواند از کنار مشکلها بگذرددر جذر و مدها متوقف نشود تا این راه خار دار را بتوتند حل بکند این راهی که بقول بزرگان با دست چاه کندن،نه با مژه چاه کندن تا انسان بتواند از منزلی به منزلی تا بالاخره برسد به منزل لقاو با دست چاه کندن میدانید مشکل است با مژه چاه کندن میدانید تا سر حد محال است وآدم شدن راستی مشکل است اما ممکن . واین توقف بر صبر است و معمولا ما طلبه‏ها این صفت صبر را باید پررنگ داشته باشیم تااولاً ملکه تقوا برای ما پیدا بشود و بعد هم در رسیدن سیر و سلوکمان در تحمل این بار بزرگمان به منزل ان شاء اللَّه برسیم.
بحث امروز در آن جمله آخر است «و اهجرهم هجراًجمیلاً» یعنی یا رسول اللَّه اگر بخواهی این بار نبوت را به منزل برسانی سعه صدر میخواهد شرح صدر می‏خواهد انسان باید دریا دل باشد با بتواند در جامعه زندگی بکند تا بتواند بارهای سنگین را به منزل برساند وبالاخره تابتوانداگر مشکل است و قابل حل، حل کند اگر قابل حل نیست تحمل کند و معنای سعه صدر همین است اگر با مشکل با گره‏های کوری دست و پنجه نرم کند آنجا که می‏شود آن مشکل را آن گره کوری را با صبر با حوصله باز کند و اگر نشد آن گره کوری آن مشکل را حل کرد آن مشکل را تحمل بکند اگر می شود از کنار مشکل بگذرد اگر نمی‏شود از کنار مشکل بگذرد آن مشکل را تحمل کند با تحمل مشکل راه بپیماید قرآن شریف روی این سعه صدر خیلی پا فشاری دارد و آیات فراوانی راجع به این شرح صدر دریا دل بودن نازل شده است سوره الم نشرح به ما یک جمله بالای را می‏گوید و میفرماید که این سعه صدر بهترین نعمتهای خدا است و علاوه بر اینکه بهترین نعمتها ی خدا است انسان را به مطلوب انسان را به مقصود می‏رساند «بسم اللَّه الرحمن الرحیم الم نشرح لک صدرک» می‏دانید که خدا به پیغمبر گرامیش خیلی نعمت داده است نعمت علم، علم پیغمبر اکرم به اندازه یک ممکن علم دارد دیگر فرق بین علم او و علم خدا همن است که پیغمبر علم به ذات ربوبی نداردو الا «لافرق بینهم و بین اللَّه الا عنهم العباده» از نظر علمی یعنی علم ما کان و ما یکون و ما هو کائن به نحو علم حضوری پیغمبر اکرم دارند اما نمی‏گوید آیا علم به تو ندادم قدرتش هم همین است «ید اللَّه فوق ایدیهم» یعنی پیغمبر اکرم یعنی علی ابن ابیطالب این ید اللَّه است به اندازه‏ای که بشود به یک ممکن قدرت بدهند پیغمبر اکرم قدرت داد یعنی تمام قدرت‏ها درمقابل پیغمبر اکرم یک قطره از دریا بله با خدا تفاوت داشت قدرت او ذاتی است قدرت او عرضی این قدرت به ذات پروردگار دیگر درآن محیط قدرت ندارداما از آن ذات بیاید پایین دیگر آن قدرت الی ما رسول اللَّه اما نمی‏گوید یا رسول اللَّه آیا قدرت به تو ندادم و همچنین تا آخر به عبارت دیگر به قول حضرت امام «رضوان اللَّه تعالی علیه» به احدی نگفته جز ایشان بارک اللَّه خدا رحمتشان کند درجاتشان عالی است عالی‏تر ایشان می‏فرمایند که خداوند عالم دو تجلی داشت یکی تجلی با تمام اسماء و صفات حتی اسماء و صفات مستعسره چهارده معصوم پیدا شد یک تجلی با تمام اسماء و صفات حتی اسماء و صفات مستعسره قرآن پیدا شد ثقلین کم و بیش دیگران گفته‏اند اما نه اینجور آن هم گفته که «علّم ادم الاسماء کلها» یعنی اینکه پیغمبر اکرم متجلی خدا اما نه با تمام اسماء و صفات و ایشان می‏فرمایند ما از عقل استفاده می‏کنیم از کشف استفاده می‏کنیم ایشان ادعای شهود هم می‏کند از شهود استفاده می‏کنیم

از روایات و قرآن استفاده می‏کنیم اینکه تجلی خدا با تمام اسماء وصفات حتی اسماء و صفات مستعسره پیغمبر اکرم پیدا شد خوب این «الم نشرح لک صدرک» مثل اینکه برای اینکه بار نبوت را به منزل برساند شرح صدر از تمام اسماء و صفات حق تعالی بالاتر است «الم نشرح لک صدرک» بعد این «و وضعنا عنک وزرک و رفعنا لک ذکرک»این جملاتی که نتیجه بار بر شرح صدر یعنی یا رسول اللَّه چون شرح صدر داشتی توانستی آن مصیبت‏های کمر شکن مکه را از کمرت برداشته بشود آن مصیت‏های کمر شکن مکه مگر ساده بود که یک کسی بتواند تحمل کند شرح صدر پیغمبر اکرم و از این آیه فهمیده می‏شود در حالی که در مدینه ۷۴ جنگ بنابر مشهور ۸۳ جنگ بنابر قول غیر مشهور حتی بعضیها۱۲۰ جنگ را هم آورده‏اند پیغمبر اکرم پشت سر گذاشت صد جنگ تحمیلی در ده سال پشت سر گذاشته است اما قرآن می‏گوید مصیبت‏های کمرشکن مکه یعنی از مدینه مصیبت بالاتر ان سیزده سال در مکه اینها را پشت سر گذاشت ای ایه شریفه می‏فرماید این سوره می گوید برای شرح صدر پیغمبر «ورفعنا لک ذکرک»یا رسول اللَّه آن شرح موجب شد که دنیا تکان بخورد همان بیست و سه ساله زمینه پیدا شد برای این آیه شریفه «هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون»[۲] قرآن می‏گوید این برای شرح صدر است بعدش همین را تکرار می‏کند «فان مع العسر یسرا انّ مع العسر یسرا» یا رسول اللَّه مسام است که اگر انسان شرح صدر داشته باشد تحمل مشکل بکند آسانی بعدش است دودفعه تکرار می‏کند مفسرین می‏گویند دیگر این جور می‏شود که درهر عسری دو یسراست «فان مع العسر یسرا ان مع العسر یسراً»می‏گویداین الف لام یعنی هر عسری دو سیر دارد برای عسر الف ولام آورده برای عسر نیاورده، می‏خواهد به ما بگوید که سعه صدر دو یسر دارد شاید هم این را مفسرین نگغته باشند دو تا یسرش هم همین باشد که یک امسان به کمال برسد دو انسان به مطلوب میرسد اگر راستی شرح صدر باشد قطعا انسان به مطلوب می‏رسد لذا بزرگان علمای علم اخلاق اسم اینها را می‏گویند الطاف خفیه، الطاف خفیه بهتر است یا الطاف جلیه‏این راهم می‏گویند الطاف خفیه یعنی انسان مثلاً یک اولاد پیدا میکند این اولاد بزرگ می‏شود قرهعین دنیا و آخرت می‏شود حسابی دنیا را می‏گیرد فضائلش دنیا را میگیرد این لطف جلی یک دفعه نه بچه‏ای پیدا می‏کند این بچه بزرگ می‏شود این بچه میرود این را می‏گویند لطف خفی می‏گویند برای سازندگی کدام بهتر است می‏گویند لطف خفی لذا پیش بزرگان الطاف خفیه بهتر است از الطاف جلیه البته ما که نمی‏توانیم اینها را هضم کنیم ما نمی‏توانیم اینها را درک بکنیم امام (ره )بله درک می‏کند آن که کسی که گفتند مصطفی مرد گفت اناللَّه و انا الیه راجعون مرگ مصطفی از الطاف خفیه خدا ولی اگر انسان درک بکند جداًاینجور است الطاف خفیه خدا بهتر از الطاف جلیه خدا از نظر خود سازی از نظر اینکه بتواند انسان از منزلی به منزل دیگر برود بتواند انسان حالت تجلیه بگیرد بعد هم می‏فرماید «فاذا فرغت فانصب و الی ربک فرغب»دیگر حالا که چنین است پس بنابراین توقف ممنوع «فاذا فرغت فانصب»توقف ممنوع، باید انسان جلو برود از کم شروع کند به کم قانع نشود از مو شروع کند مومو هم جلو برود اما قانع نباشد هرچه رفت جلو معمولاً جا دارد این انسان حد یقف ندارد از همین جهت هم خلیفه اللَّه است خلیفه اللَّه چونکه حد یقف ندارد بقول اینها یک وجود نامتناهی ِعده، ُعده، شده” بما لا یتناها این هم دارد یسر می‏کند به سوی او«الا الی اللَّه تصیر الامور»«یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کد ح فملاقیه»اینها میگویند وقتی رسید به مقام لقاء تازه اول کار است اینها مقدمه بوده است انسان طی بکند مقام توبه و مقام یقظه و مقام تقوا و تخلیه و تجیله و تحلیه برسد به مقام لقاء تازه مقدمات است او کار حالا است که اسمش را می‏گذارند سیر فی اللَّه، سیر الی اللَّه این سیرفی اللَّه تازه شروع می‏شودتازه اول کار است این «فاذا فرغت فانصب» همین را می‏گوید که آقا توقف ممنوع انسان یک جا برسد و بگوید که بس است این دیگر معلوم است که یک خزلان است بس است دیگر در انسان نیست راجع به العیاذ باللَّه در مادیات هم باشد همین است یک پول پرست حد یقف ندارد شما ببینید بعضی اوقات برای اینها باید گریه کرد که در جمهوری اسلامی یک کسی برسد مثلاً صد میلیارد پول بیت المال را بخورد باز هم حد یقف ندارد این انسان اینجوری است حد یقف ندارد ریاست حالا حد یقف دارد نه شهوت جنسی حرمسرا درست میکند باز هم دنبال ناموس مردم است آن هم زن شوهر دار این راجع به مادیات است راجع به معنویات حد یقف نیست لذا «فاذا فرغت فانصب»تو که توی راه هستی شرح صدر حد یقف نه از کم شروع کن مومو جلو برو با حوصله باید جلو رفت اما این با حوصله جلو رفتن بدان یک وقت هم می‏رسد دیگر نه هزار هزار فرسخ انسان جلو می‏رودیک وقت هم میرسد به آنجا که راه صد ساله را یک آن می‏پیماید «فاذا فرغت فانصب و الی ربک فرغب» که این را درباب صبر هم گفتم صبر فقط، شرح صدر فقط نمی‏تواند انسان را به جای برساند باید رابطه با خدا «استعینوا باصبر و الصلوه» باید با نماز رفت جلو رابطه با خدا کمک گرفتن از خدا این سوره مبارکه به ما می‏گوید که شرح صدر واجب است لازم است هر که می‏خواهد به مطلوب برسد هر که می‏خواهد سیر و سلوک داشته باشد و ما که میخواهیم به مطلوب برسیم باید هم برسیم خود سازی باید بکنیم و شرح صدر برای ما لازم ست واجب است انسان باید دریا دل باشد بتواند مشکلات راهضم بکند بتواند در مقابل مشکلات در مقابل حرف‏ها در مقابل سنگ اندازی‏ها بتواند مثل کوه ما دو تا روایت داریم بعضی‏ها گفته‏اند تناقض است اتفاقاً یکی می‏گوید عالی است یکی می‏گوید «المومن کاسنبله» یکی می‏گوید «المومن کلالجبل الراسخ لا تحرکه العواصف»معنای مومن کاسنبله همین است یعنی قابل انعطاف است اینجور نیست که یک بادی بیاید و او را بشکند نه در وقتیکه باد بیاید این از همان طرف خم می‏شود اگر هم باد آنطرف بیایید آنطرف خم می‏شود در مشکلات می‏رود جلو و مشکلات نمی‏تواند این‏را زمین بزند هر چه مشکل بیاید این مشکل می‏سازد بلکه مشکل را نابود می‏کند کاجبل الراسخ معنایش همین است که کمر مومن را مشکل نمی‏تواند بشکند مثل کوه در مقابل مشکل ایستادگی می‏کند طوفانها می‏آید بادها می‏آید باران‏ها، سیل‏ها، برف‏ها می‏آید اگر برای کوه مفید نباشد مضر نیست تمام اینها را در خود هضم می‏کند از همان باران‏ها از همان برفها استفاده می‏کند و بالاخره همه بارانها همه برفها را نابود می‏کند اما خود پا بر جا می‏ماند ما طلبه‏ها جداً باید چنین باشیم المومن کاسنبله المومن کاجبل الراسخ لا تحرک العواصف در آیه دیگر آن آیه هم خیلی همه است قضیه حضرت موسی می‏دانید حضرت موسی در یک وضع خاصی پیغمبر شد اینطور که تاریخ، روایت به ما می‏گوید اینکه اولاً آمد پیش حضرت شعیب و آنجا ده سال خود سازی کرد در حالیکه پیغمبر خدا بود اصلاً ساخته شده بود اما بالاخره کلاسهای مخصوص را انسان باید ببیند واو پیغمبر اکرم باشد پیغمبر اکرم باید چهل سال در میان این مردم مشکلات ببیند کوه حرا آن رابطه‏ها ببیند تا بالاخره زمینه صد در صد بشود بعد که بنا شد بیاید نمی‏دانم چرا تاریخ ننوشته است بنا شد که از پیش حضرت شعیب از بادیه بیاید به شهر بیاید به فلسطین خانمش بود بچه هایش بودند یک مقدار گوسفند داشت یک شبان آمد وسط راه برف گرفت هوا سرد برف هم گرفت حسابی گوسفندها متفرق شدند می‏گویند زنش هم درد زائیدن گرفت حالا چه بکند کوه می‏خواهد البته اگر کسی بخواهد به جای برسد باید کوه باشد همه اش به ما می‏گویند و الا مگر خداوند نمی‏توانست حضرت موسی را نجات بدهد یا نه این صحنه‏ها برایش جلو نیایید نه این «دنیا ابا اللَّه ان یجری الامورالا به اسبابها»راهیچ کدام فراموش نکنید باید چنین باشد باید ما پیماییم راه را ما به منزل برسیم بله خدا می‏تواند اما بنا نیست پیغمبر اکرم هم بنا نبود اینجور بشود لذا یک آتشی از دور دید دیگر اینجا قرآن است به زن و بچه‏اش گفت صبر کنید بروم آتش بیاورم آمد کوه طور وقتی آمد آنجا دید که آتش نیست نور است معلم است هرکه باشد چنین است در دل آن وضع زن وبچه لذا خطاب شد «فخلع نعلیک انک بالواد المقدس الطوی» دیگر حالا فکر زن وبچه نه دیگر بگو «ومن یتوکل علی اللَّه» آن هم توکل موسی دیگر همه کارها درست می‏شود معلوم است درست می‏شود فخلع نعلیک یعنی آنکه در دل است آنکه دیگر باید تمام بشود باید برسد به جاییکه هیچ چیزی هیچ کسی در دل نباشد جز خدا مقام لقاء آنهم لقاء حضرت موسی خطاب شد پیغمبر هستی بعد خطاب شد «اذهب الی فرعون انه طغی» بعد بنا شد حضرت هارون را هم به او بدهند و دو نفر بیایند تبلیغ فرعون چوپان بیاید در مقابل یک مملکت مصر آنهم دیگر آن فرعون به اندازهای آدم متقلبی بود که تا پادشاهی می‏کرد مردم پذیرفته بودند ادعای خدای می‏کرد مردم هم پذیرفته بودند مرید زیاد داشت توی مصر این می‏گفت «انا ربکم اعلی» آنها می‏گفتند بله و سجده می‏کردند حالا خطاب شد «اذهب الی فرعون انه طغی» باید بروی آنجا بعد هم سفارش کرد که همین شرح صدر است دیگر «وقولا له قولاً لینا لعله یتذکراو یغشی» با سعه صدر عصبانی شدن که کسی به جای نمی‏رسد به جز بدبختی دادو فریاد کردن به زور بخواهیم بار بر مردم بشویم اینها که نمی‏شود باید حکومت بر دل پیدا کنیم ما طلبه‏ها لذا با زور و با عصبانیت و با حقه بازی و مردم داری و اینها که با اینها نمی‏شود چی «فقو لا له قولاً لینا» باز با زبان خوش تکرار با اصرار با جانم عزیزم «یا بنی لا تشرک با اللَّه ان الشرک لظلم عظیم» با استدلال بنا شد برئد حضرت موسی نگفت که یک لشکر مجهز مه من بده نگفت خدایا یک علم فراوان، قدرت فراوان خدایا امکانات اینها را نگفت «رب اشرح لی صدری» از هر امکاناتی مخصوصاً برای ما طلبه‏ها مهمتر از هر چیزی از هر قدرتی از هر امکاناتی بهتر «رب اشرح لی صدری» بعد این هم مثل سوره الم نشرح باز ترتیب دارد «ویسر لی امری» یعنی خدایا اگر شرح صدر پیدا کنم کار آسان می‏شود آسان هم شد اما چه جوری کار آسان شد می‏گویند می‏آمد یک سال درب خانه فرعون راهش نمی‏دادند اینها را تعجب نکنید بنا اینجور است بنا این است که با مبارزه با ریاضت با مومو جلو رفتن تا اینکه حضرت موسی مسلط بشود بر فرعون تا بالاخره اسلام عزیز به دست شما به رهبری امام زمان پرچم اسلام را روی کره زمین بر افراشته بکند بنا این است لذا می‏گویند یک سال آنجا ایستاد و راهش نمی‏دادند در و دربان هم آن زمان همیشه بوده است در و دربان خدا معلو م است چقدر مهم است بالاخره دلقک به فریاد حضرت موسی رسید این هر روز می‏آمد یک مجلس لهو و لعبی داشت و فکر می‏کرد که امروز چی بگویم چیزی نداشت رسید دید دو تا چوپان اینجا ایستاده‏اند دوتا چوب دستی دستشان است چه خبر است چی است گفتند ایها می‏خواهند بروند پیش فرعون به فرعون بگویند دست از خدای بردار و ادعای پیغمبری دارند از این حرفها این چیز خوبی به دست آمد همان لباسها را پوشید و همان چوبک را به دست گرفت و وارد که شد ابهتش فرعون را زمین زد رنگش تغیر کرد ابهت لباس حضرت موسی «من اراد عزاً بلا عشیره و هیبه بلا سلطنه فلیخرج من ظل معصیت اللَّه الی عز طاعه»دیگر لباسش هم کار می‏کند لباس ما آوندها کار میکند از اول تا الان کار کرده است لذا این متحد الشکلی که درست می‏کردند این چادر ما کار می‏کند اینکه الان چادر ضد ارزش شده است خدا لعنت کند آن کسانیکه دامن به این آتش‏ها می‏زنند اینها اشتباه بزرگ می‏کنند همین چادر الان یک حربه در مقابل آمریکا این لباس ما لذا رضا شاه با این دوتا چیز خیلی کار داشت مسجد یعنی آخوند، محراب،منبر یعنی آخوند چادر خانم‏ها معلوم میشود این ابهت چادر زهرا این ابهت عمامه‏ها خیلی کار می‏کند و یک چیز هم داریم که باید اینرا رفع بکنیم این طلبه‏های که عمامه سرشان نمی‏گذارند اشتباه می‏کنند و این اشتباه بزرگ است آقا درس خارج می‏خو اند ولی لباس پیغمبر را نمی‏خواهد بپوشد وعلی کل حال این عمامه این عمامه ما فرعون را از تخت کشید پایین گفت این چی است گفتند چی است آن دلقک را نگذاشتند دلقک بازی کند دیگر گفت برو کنار و موسی را خواست و از آنجا شروع شد لذا «ویسر لی امری» شرح صدر «یسر لی امری‏واحلل عقده من لسانی»انسان وقتیکه شرح صدر داشته باشد عالی می‏تواند حرف بزند حرف خودش را روی کرسی نشاندن شرح صدر می‏خواهد بسیاری از افراد را دیدیم عالم است مجتهد است اما نمی‏تواند حرف بزند، نمی‏تواند منبر برود، نمی‏تواند درس بگوید خیلی بداست این شرح صدر است که انسان «واحلل عقده من لسانی» وقتی که شرح صدر باشد انسان می‏تواند خوب حرفش را بزند خوب می‏توتند حرفش را به کرسی بنشاند «واحلل عقده من لسانی یفقهواقولی» آدم شرح صدر نداشته باشد لکنت زبان پیدا می‏کند نمی‏تواند بفهماند اول را آخر می‏گوید آخر را اول اما تسلط بر اعصا ب هم خوب حرف می‏زند هم حرف خوب می‏زند اصلاًمعنای فصاحت و بلاغت همین است یک دفعه انسان حرف خوب می‏زند اما نمی‏توتند خوب حرف بزند خوبش بر این است هم حرف خوب بزند هم خوب حرف بزند این آیه شریفه همین را می‏خواهد بگوید «واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی» من بتوانم حرفم را بفهمانم این قرآن می‏گوید اینها همه شرح صدر می‏خواهد یعنی ما آخوندها که می‏خواهیم کار آسان بشود می‏خواهیم حرفمان خریدار داشته باشد حرفمان را به کرسی بنشانیم می‏خواهیم حرفمان را به دیگران بفهمانیم قرآن می‏گوید این شرح صدر می‏خواهد حضرت موسی شرح صدر خواست یسر لی امری شد وحلل عقده من لسانی شد یفقهوا قولی شد و بالاخره آن استکبار جهانی آن روز را به خاک مذلت نشاند.
خدایا به شرح صدر پیغمبر اکرم و امیرالمومنین علیه‏السلام قسمت می‏دهیم شرح صدر به همه ما عنایت بفرما.
«والسلام علیکم و رحمه اللَّه و برکاته»
۱٫سوره مزمل، آیه ۱۰٫
۲٫سوره توبه، آیه ۳۲٫

دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

شهریور ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
 12345
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  
No Image No Image