آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
درس اخلاق حضرت آیه اللَّه مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: صفات رذیله پيوند ثابت

درس اخلاق حضرت آیه اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»
موضوع: صفات رذیله
تاریخ: ۱۳/ ۱۲/ ۱۳۷۶
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی درباره اخلاق یعنی صفات رذیله و صفات حسنه از مهمترین مسائل در اسلام است پیش عقل است و در این باره یک مقداری در جلسات قبل صحبت کردم چیزی که باید توجه به آن داشته باشیم این است که اتفاقاً هر چه عقل ما می‏گوید واجب تر. هر چه قرآن و روایات می‏گوید واجب مؤکد معمولاً مردم به آن اهمیت نمی‏دهند و شاید یک در هزار باشد شاید کمتر اینکه در صدد باشد مهذب بشود. راستی اقلاً بیست و چهار ساعت یک ساعت هم درس اخلاق بخوانند مطالعه اخلاقی بکند در صدد باشد رضالت را از فضیلت بشناساند و آنجا که رضالت است در صدد رفع آن باشد کجا پیدا می‏شود الان شما نخبه‏ها آیا در بیست و چهار ساعت وقت حسابی برای این گذاشتید عموم مردم چنین هستند این یک مصیبت است یعنی از یک طرف قرآن ۱۱ تا قسم بخورد بعد از ۱۱ تا قسم بفرماید «قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها» پس از ۱۱ تا قسم با دو سه تا تأکید رستگاری فقط و فقط مال کسی است که مهذب باشد بی بهره است شقی است جهنمی است آن کسی که صفت رضیله‏ای بر دل او حکمفرما باشد این از یک طرف امّا از طرف دیگر اهمیت مسلمانها به این مسئله اهمیت روحانیت به این مسئله بسیار کم است و حالا چه باید کرد چه باید گفت و این جلسات قبل ما هم به خوبی به ما می‏فهماند اینکه اگر صفت رضیله‏ای باشد بالاخره کار خودش را می‏کند حالا ممکن است در مواقع عادی آتش زیر خاکستر باشد امّا یک وضع استثنایی بیاید جلو، کار خودش را می‏کند یعنی مثلاً یک آدم پول پرست ممکن است متقی باشد و وقتی متقی شد آن تقوایش جلو گیر باشد حق مردم را حق مردم بداند حق خودش را حق خودش بداند امّا یک وضع استثنایی بیاید جلو که یک دفعه به شما می‏گفتم ظاهراً می‏گفتم مرحوم حاج آقا حسین قمی آن مرجع تقلید که عالی بوده است انصافاً هم از نظر علم هم از نظر عمل بزرگان نقل می‏کنند ایشان با کمال شهامت می‏گفتند من تا یک میلیون عادل هستم یعنی می‏دانم اطمینان دارم یک میلیون به من بدهند بگوید دینت را به من بده نمی‏دهم اگر بگویند گناه بکن نمی‏کنم امّا حالا بیشترش را، بگویند قم را به شما می‏دهیم بگویند یک غیبت کن یک کسی را زمین بزن می‏فرمودند که نمی‏دانم چه کسی می‏تواند بگوید می‏دانم یک کسی بگوید که «و اللَّه لو اعطیت الا قالیم السبعه و ما تحت افلاکها علی ان اعصی اللَّه فی غله اصلبها جلب شعیره ما فعلته» عالم هستی را به من بدهند بگویند که به یک مورچه ظلم بکن پوست جو را از دهانش بگیر من که علی هستم نمی‏کنم چه کسی می‏تواند حالا امیرالمؤمنین که به جای خود چه کسی می‏تواند این جور بگوید آن کسی که مهذب باشد راستی دنیای حرام پیش او اهون از همه چیز باشد امیرالمؤمنین در نهج البلاغه می‏گوید «دنیاکم» از بادی که از دماغ بز بیرون بیاید عطفه عنس دنیاکم از آن استخوان خوکی که در دست آدم خوره‏ای باشد دنیاکم که از این کفشی که وصله دارد و اصلاً هیچ ارزشی ندارد لذا همان هم بر می‏گردد به این که درخت رضیله این پول پرستی از دل باید کنده شود و در راه شرع در راه عقل بیفتد همان که امیرالمؤمنین می‏فرماید الا اینکه حقی را اثبات کنم باطلی را از بین ببرم و الا اگر صفت رذیله‏ای باشد حالا متقی نماز شب خوان و حسابی مقید به ظواهر شرع امّا کار خودش را می‏کند صفت رذیله کار خودش را می‏کند الا اینکه پروردگار عالم به واسطه تقوایش ترحمی بکند

وضع استثنایی برایش جلو نیاید و الا اگر در امتحان بیفتد حتماً رفوزه می‏شود شما می‏دانید که علم خیلی بالا است «تفکر ساعه خیر من عباده سنه من عباده ستین سنه من عباده سبعین سنه من عباده الف سنه من عباده الوف سنه» تا ببینیم چه عملی از چه کسی و برای چه امّا همین عمل اگر بار دیگری که تهذیب نفس باشد نباشد ممکن است علمش او را نگه بدارد نگه هم می‏دارد مسلم نگاه می‏دارد امّا یک وضع استثنایی بیاید جلو همان علم وسیله می‏شود برای شقاوتش برای جهنمش است می‏گوید هر چه علمش بیشتر شقاوتش بیشتر تا در گوشه مدرسه و در گوشه خانه راستی با تقوا است امّا وقتی که یک ریاست آمد جلو این بتواند خودش را نگه بدارد این کتاب موش و گربه خیلی کتاب خوبی است انصافاً خیلی و ای کاش این طنزها که در این کتابها که قبلاً برای ما نوشته شده بود این جور کتابها و حالا دیگر کتاب موش و گربه رفت و چه به جایش آمد این کتاب موش و گربه خیلی خوب است قضیه گربه را می‏گوید و می‏گوید تا وضع عادی بود حسابی امّا ناگهان وضع استثنایی دو به این چنگ و دو آن به چنگال یک به دندان شد شیر غران چقدر خوب است تا پول ندارد عالی است راستی مقدس است مقید است امّا آن وقتی که پول آمد در تاریخ هم زیاد دیدیم ابی حمزه بطائنی می‏شود یازده هزار دینار برای یازده هزار دینار منکر حضرت امام رضاعلیه‏السلام شد اینها را ما باید در تاریخ مطالعه بکنیم فسیروا فی الارض یازده تا امر دارد در قرآن «فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبت ظالمین عاقبت الفاسقین» این همین‏ها را می‏گوید آقا برو در تاریخ ببین ابو حمزه بطائنی مقدس بود وکیل امام موسی کاظم هم بود خیلی تقید به ظواهر شرع یک وضع استثنایی آمد منکر حضرت رضا شد چرا؟ پول پرست بود یعنی به عبارت دیگر آن رضیله پول غریزه پول بر آن تسلط داشت دیگر بردش به آنجا که خاطر خواه اوست دیگر آن وقت هم این جور که به کم قانع نیست صفت رذیله شیطان و نفس اماره هم همین جور است اگر نفس اماره بر کسی مسلط بشود اگر یک کسی از صفات رضیله این شیطان درون شیطانهای درون بر کسی مسلط بشود از کم شروع می‏کند امّا به کم قانع نیست مخصوصاً توجیه گری‏ها دیگر کار را می‏رساند به آنجا توجیه می‏کند توجیه می‏کند و حرام خدا را حرام مسلّم خدا را حلال مسلم خدا می‏کند دیگر هر چه علمش بیشتر می‏تواند بیشتر توجیه بکند حالا این عالم باشد همین است بلعم باعور، بلعم باعور از نظر روایات دیگر از بس خباثت کرد قرآن قضیه‏اش را آورده و «و اتل علیهم نبا الذی اتیناه من آیاتنا» یعنی بگو شما سیر تاریخ بکنید «و اتل علیهم نبا الذی اتیناه من ایاتنا» مثل اینکه علمش موجب شده علم لدنی هم پیدا کرده بالاخره عالم بود عالم امّا پول امّا ریاست ترغیب و تحریص در ریاست رسید به آنجا که در مقابل حضرت موسی قد علم کرد و چه قد علم کردنی شد آخوند درباری آن هم آن جوری که حضرت موسی را می‏خواست زمین بزند و تا آخر ما شما قطعاً بیش از هزار مورد بلد هستید برای مریدها و برای پای منبریهایتان هم گفتید ولی آنکه الان باید توجه به آن داشته باشید اینکه آن صفت رضیله بیدار است ما خواب باشیم یا بیدار آن کار خودش را می‏کند دنبال فرصت است وقتی فرصتی جلو آمد دیگر کار خودش را می‏کند غریزه جنسی باشد همین است که ممکن است مثلاً جوان باشد جلوی غریزه جنسی را نیروی قوی باشد اراده قوی باشد آن غریزه جنسی را کنترل می‏کند امّا اگر این شهوترانی این هوی و هوس این از بین نرود ممکن است پیر بشود وقتی پیر شد غریزه جنسی هم ندارد امّا آن ریشه‏ها کار بکند کار را برساند به اینجا که سن ظاهراً در سن هشتاد، نود بود این جمله را من از او دیدم که در یک کتاب نوشته بود که چه مانعی دارد که زن قرضی دو سه روز این زن مال رفیقش باشد زن رفیقش مال خودش یک کسی که راستی دنیا روی آن حساب می‏کند از نظر فلسفه حالا فلسفه بلد نبوده است دنیا چیزی سرش نمی‏شود دنیا فلسفه ندارد و الا الفبای ملاصدرا را هم بلد نبود ولی علی کل حال دنیا روی این حساب می‏کرد روی راسل انگلیسی یک آدم فیلسوف پیرمرد برایش مهیا از نظر ارضای غریزه جنسی امّا چون در دل رسوخ کرده بود هوی و هوس دیگر کار را می‏رساند به اینجا که یکی از بزرگان به من می‏گفت البته غیر اهل علم می‏گفت من مبتلا شدم به یک زنی در جوانی از اول شب تا به صبح هر چه این زن گفت و کرد متابعت نکردم توانستم پا بگذارم روی نفس اماره توانستم شهوت را کنترل کنم دیگر تمام شد خدا عاقبتمان را به خیر کند می‏گفت در بیست سال بعد سی سال بعد مبتلا شدم به همین زن از اول شب تا به صبح منتظر بودم آخر نیامد صبح که شد ما با داغش از خانه آمدیم بیرون چرا که اگر صفت رذیله‏ای بر دل حکمفرما باشد چنین خواهد شد بالاخره آنجا که زمینه بیاید کار خودش را می‏کند قابیل می‏شود هابیل را می‏کشد مسلماً کدامیک از ماها قابیل هستیم از نظر معرفت پسر پیغمبر بود هوی و هوس می‏شود پسر نوح می‏شود حرف حضرت نوح را نمی‏شنود بالاخره التماس حضرت نوح در گوش او نمی‏رود و همین طور بیا، حتی بیا در بچه‏های ائمه طاهرین ما جعفر کذاب می‏شود زید النار می‏شود مگر اینها پسر موسی ابن جعفر نیست چرا پسر امام هادی نیست بله پس چرا این؟ «افکلما جاءکم رسول بما لا تهوی انفسکم استکبرتم ففریقاً کذبتم و فریقاً تقتلون» وقتی هوی و هوس بر انسان حکمفرما بشود دیگر دانسته فهمیده پیغمبر کش می‏شود «و ففریقاً کذبتم و فریقاً یقتلو» و این آیه خیلی آیه تکان دهنده‏ای است. چه جور می‏شود با معجزه، معجزه ظاهره دیگر اینها همه معجزه رسا داشتند «ففریقاً کذبتم و فریقاً تقتلون» پیغمبر کش می‏شود وای به صفات رذیله نه حسادت باشد، غرور باشد یک دفعه غرورها راستی می‏رسد به اینجا در مقابل خدا، شیطان عالم‏تر است یا ما .شیطان ملا است دیگر خیلی علم دارد با خدا حرف بزند تا آسمان چهارم رفته است من نمی‏دانم تا چه اندازه درست باشد. آنجا منبر گذاشته بودند برای ملائکه منبر می‏رفت و منبر شکسته شد در برابر آنچه روایت داریم پیغمبر اکرم دیدند در آسمان چهارم بالاخره یک ملای حسابی بود در مقابل خدا بایستد بگوید تو بی خود می‏گویی که من سجده کنم «انا خیر منه» الان دارد قدرت خدا را می‏فهمد درک می‏کند مسلم علمش به اعتقادش بیشتر از ماست دارد با خدا حرف می‏زند امّا می‏گوید «انا خیر منه» بعد هم یک قیاس غلط من این،این هم قیاس غلط است که قرآن نقل می‏کند برای همین است که آقا ملائیات بعضی اوقات جهل مرکب می‏شود و آن جهل مرکب می‏رساندت به آنجا که خود را در مقابل خدا عالم‏تر می‏دانی «خلقتنی من نار و خلقته من طین» در حالی که شما می‏دانید قرآن نمی‏فرماید که سجده کنید به جسم تا این که او بگوید «خلقتنی من نار و خلقته من طین» نگفت که به جسمش. گفت «فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین» آنکه تو نداری او دارد آن وقت سجده نکرد چرا سجده نکرد تکبر خطاب شد که آقا چرا تو سجده نکردی علم در مقابل خدا آورد امّا جهل مرکب گفت که «خلقتنی من نار و خلقته من طین» من از آتش هستم و او از خاک آتش بهتر از خاک حالا یا این درست است یا نه این را من کار ندارم اصلش غلط است قیاسش غلط است امّا این دیگر سرش نمی‏شود یعنی علم او به عبارت دیگر تکبر او، او را کور می‏کند او را کر می‏کند او را جهل مرکب می‏دهد و وقتی جهل مرکب است دیگر در صدد این است از یک راهی یک جوری خودش را بگوید من بهتر از او برتر هستم نژاد برتر فرد برتر نمی‏دانم خوب برتر طائفه برتر این لفظ برتر در ذهنش است در صدد این است این برتری را درست بکند ولو بگوید «خلقتنی من نار و خلقته من طین» چرا؟ یعنی راستی چه جور می‏شود که شیطان چندین جا تشر می‏زند به خدا با خدا حرف می‏زند حالا یک کسی باشد با خدا حرف نزند برایش حق الیقین نباشد تشر می‏زند «فبما اغویتنی لا قعدنّ لهم صراطک المستقیم و لا تجد اکثرهم شاکرین فبعزتک لاغوبنهم اجمعین الا عبادک المخلصین» سه چهار جا تشر زده است به خدا، خدا تو من را رانده درگاهت کردی ببین چه کارت می‏کنم حالا که دسترسی به خودت ندارم پدر بنده هایت را در می‏آورم چرا؟ چرا قرآن این قضایا را نقل می‏کند یعنی چرا حضرت امام می‏فرمایند شما نمی‏توانید یک آیه در قرآن پیدا کنید که رنگ اخلاقی نداشته باشد، چرا قرآن کتاب اخلاق است برای اینکه قصه که نمی‏خواهد بگوید همه اینها این است که این طلبه مواظب باش اگر دوش به دوش علم اخلاق نباشد بالاخره هر چه علم رفت بالاتر یک دفعه آقا شیطان می‏شود تشر می‏زند به خدا می‏گوید خدا دسترسی به خودت که ندارم پدر بنده هایت را در می‏آورم آن فبعزتک چند جا قسم خورده است غرورش همین است و حسودش همین است ریاست‏طلبی پول پرستی همین است بُخلش همین است مخصوصاً آنکه پدر در می‏آورد منیت خودیت خود محوری علم یابی برای خودش علم خود یابیدن خود دیدن دیگران را فراموش کردن همین طور تا آخر این خود محوری‏ها حالا آنکه باید برایش خون گریه کنیم اینجا است اینها را می‏دانیم امّا در صدد رفع این صفات رذیله نیستیم گویا ما خلق شدیم معصوماً این جور است دیگر یعنی اگر ما خلق شده بودیم معصوماً باز هم یک مقدار به فکر بودیم که در حالی الان در این جلسه که خوب جلسه مقدس‏ها است جلسه نخبه‏ها است چه کسی می‏تواند بگوید من صفت رضیله ندارم من آن هستم که درخت رضالت را از دل کندم چه کسی می‏تواند بگوید چهل سال خون جگر آن هم اقلاً هر روزی دو سه ساعت سه چهار ساعت تا انسان بتواند بگوید من صفت رضیله آن هم یک صفت رضیله ندارم که نمی‏شود کجا می‏شود این جمله علامه طباطبایی این استاد بزرگوار ما که بارها به ما می‏گفت و دم مرگ دو سه مرتبه فرمودند و مردند. این را فراموش نکند «توجه توجه توجه» و ما راجع به تقوایمان بیشتر توجه داریم الحمدللَّه آن هم خوب است مسلم است انسان متقی باشد تقوای منفی‏اش خوب است تقوای مثبت اش خوب است خوب‏تر است تقیّد به ظواهر شرع عن ملکه معلوم است خیلی خوب است آن هم کار دارد مگر به این زودیها انسان می‏تواند تقوای مثبت پیدا بکند که به طور نا خود آگاه اهمیت به واجبات بدهد عالی اجتناب از گناه بکند عالی عدالت در اسلام یعنی این. این خیلی مشکل است خوب هم است ولی این را باید بدانید اگر صفت رضیله‏ای بر ما حکمفرما باشد این تقوا را از بین می‏برد از تقوا زور می‏شود آقا، ملا شدن مشکل است به قول مرحوم حاج شیخ مگر انسان می‏تواند به این زودی‏ها ملا بشود انسان آشنا بشود به معارف اسلامی فقه بداند اصول بداند فلسفه بداند عرفان اسلام بداند معارف اسلام بداند اخلاق اسلام بداند اینها خیلی مشکل است راستی مشکل است امّا خیلی‏ها بدست می‏آوردند. این را بگویم اگر صفت رضیله باشد این علم همان است که سعدی می‏گوید البته ممکن است ۵۰ سال هم نتواند ۵۰ سال وضع استثنایی جلو نیاید علم مقدم می‏شود علم کنترل می‏کند امّا یک وضع استثنایی ناگهان علم می‏شود شمشیر دست زندگی مست عالَمی را به بدبختی می‏کشاند اینهایی که ادعای نبوت کرده‏اند ادعای امامت کرده‏اند خیلی از آنها عالم بودند و راستی وارد بودند ابن تیمیه که مصیبت را برای عالم اسلام جلو آورده است که شاید بگویم از همه بدتر این، این یک ملایی است انصافاً یعنی علاوه بر این که مفسر است علاوه بر اینکه وارد روایات است علاوه بر اینکه یک تتبعی دارد یک فهم و شعوری دارد امّا همین ابن تیمیه رسیده به آنجا که بالاخره زیر سر همین خبیثت قبور ائمه طاهرین را خراب کردند آمدند میخ طویله روی قبر مطهر پیغمبر اکرم کوبیدند می‏خواستند قبر پیغمبر را خراب کنند که دول اسلامی نگذاشت ترسیدند حالا هم اگر قدرت پیدا بکنند همین است آخوند اینها (چند وقت قبل من دیدم) آخوند است راستی علم دارد شعور دارد مفتی است مفتی حجاز است نه مفتی فقط یا مدینه یا مکه در مصاحبه‏اش گفته است الحمدللَّه کور هستم و این گنبد سبز را نمی‏بینم آقا صفت رضیله یک وقت انسان را به اینجا می‏رساندها. من و شما دلمان پر می‏زند از اینکه چشممان بیفتد به گنبد مطهر پیغمبر اکرم این در مدینه می‏گوید الحمدللَّه کور هستم چشمم گنبد را نمی‏بیند وای به صفت رضیله وای به جهل مرکب به ریاست‏طلبی. دیگر می‏شود ابن تیمیه خبیث و این حرفها چه جور می‏شود این الازهر مصر صدا کرده است در دنیا یک افتخار برای اسلام است خیلی هم کار کرده است حالا دارد کتاب قدیمی‏ها را تجدید چاپ می‏کند امّا هر روایت مهمی راجع به اهل بیت است حذف می‏کند تجدید چاپ می‏کند دزدی در علم این دزدی بدتر است یا دزدی از دیوار مردم برود بالا یک جفت النگو بدزدد این همین است که اگر یک حمال دزد بشود این کاری که می‏تواند بکند مثلاً برنج بدزدد یک بخاری از مغازه بدزدد برود، یک حمال اگر دزد بشود امّا یک عالم دزد بشود با یک امضا مملکت را به باد می‏دهد ناگهان دین را بر باد می‏دهد بدتر از مملکت دین را بر باد می‏دهد همان که مملکت را بر باد می‏دهد همان که دین را بر باد می‏دهد همان که علیه روحانیت می‏ایستد همان حرفها را می‏زند همان که می‏گوید کور هستم این گنبد را نمی‏بینم الحمدللَّه همین که دزد فرهنگی و دزد علمی است همه‏اش را ریشه یابی کنید بر می‏گردد به صفت رذیله بر می‏گردد به یک صفت رذیله که بر دلش حکمفرما است همان که قرآن می‏گوید «قل کل یعمل علی شاکلته» اگر شیخ انصاری بشود و صاحب جواهر فکر طیب گفتار طیب قلم طیب کردار طیب برای این است که سلامت نفس است اگر هم ابن تمیمه می‏شود و الازهر مصر و بالاخره دزد فرهنگی دزد مملکت دزد کتاب دزد دین «قل کل یعمل علی شاکلته» برای اینکه فکر دیگر خبیث است و این به طور نا خود آگاه هم بعضی اوقات اتفاق می‏افتد این آیه شریفه شاید به طور نا خود آگاهیش را می‏گوید «قل کل یعمل علی شاکلته» یعنی به طور نا خود آگاه دیگر این جور می‏شود «هل انبئکم بالاخسرین اعمالا الذین ضل سعیهم فی الحیاه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا» من بچه بودم یادم نمی‏رود این کیمیای سعادت را مطالعه می‏کردم گریه کردم به حال غزالی دیدم این صفحه تمسک می‏کند به این آیه و می‏گوید بدبخت‏ترین مردم ورشکست‏ترین مردم اخسرین اعمال مردم این «هل انبئکم بالاخسرین اعمالا الذین ضل سعیهم فی الحیاه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا» کار بد می‏کند امّا خیال می‏کند به چه کار خوبی کرده است یک صفحه دو صفحه آن طرف کیمیای سعادت دیدم نوشته است یزید امام حسین (ع)را کشت امّا نمی‏شود لعنش کنید شاید هم توبه کرده باشد گفتم خاک بر سرت با این علم و عرفانت به کجا می‏رسد راستی عارف بود راستی معلم اخلاق بود دیگر راستی که این کیمیای سعادتش فارسی است خوب است احیاء خوب است امّا همین احیاء بعضی اوقات یک دروغ‏های شاخ دار در همین احیاء آمده است می‏شود یک کسی پایش لب گور باشد دروغ بگوید بله شما تعجب نکنید شما چون صفت رضیله ندارید شما دروغ نمی‏گویید تعجب می‏کنید و الا من دیدم پایش لب گور است دروغ می‏گوید اهل علم ریش سفید پایش لب گور دروغ می‏گوید بله می‏شود احیاء العلوم غزالی. احیاء العلوم راستی کتاب خوبی است این محجه البیضاء اگر چه بوی سنی گری می‏دهد امّا بالاخره مرحوم فیض خیلی خدمت کرده است این را بر داشتند یک قدری درستش کردند ولی وای به صفت رضیله وقتی برسد به آنجا که وقتی می‏رسد به آنجا که جهل مرکب خودش می‏گوید یزید را لعن نکنید آقا مخصوصاً جوانها باید خودسازی کرد یعنی همین که ما هیچ کدام به فکرش نیستیم در اصفهان چند تا درس اخلاق هست در قم به قول حضرت آیت اللَّه مشکینی به یکی از شماها گفته بود یکی داشتیم آن هم شماها دزدیدید بردید حالا آن هم که دزدیدید بردید از آن استفاده نمی‏کنید که حالا من که معلم اخلاق نیستم آنها می‏گویند. در زمان مرحوم آقا سید عبد اللَّه شیرازی این مرد بزرگ این آیت اللَّه العظمی که خودش معلم اخلاق بود گفته بودند ۳۰ تا درس اخلاق در نجف است. نبودِ درس اخلاق کار نکردن روی اخلاق مطالعه نکردن روی کتابهای اخلاقی یک چیزی که از همه مشکلتر آدم شدن محال است ما بخواهیم آدم بشویم سرسری، باید خودسازی کرد مبازره کنیم با آن صفات رضیله همه ما داریم چه کسی می‏تواند بگوید من پول پرست نیستم ریاست طلب نیستم به این معنا که اگر دنیا یک طرف و دین یک طرف من دین را می‏گیرم به دنیا پشت می‏زنم چه کسی می‏تواند بگوید من حسود نیستم چه کسی می‏تواند بگوید من بخیل نیستم و بالاخره اینها نیستم خیلی الا جهل مرکب داشته باشد و الا مرد می‏خواهد بگوید نیستم و باید نباشم «یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اعتی اللَّه بقلب سلیم» به اندازه‏ای مشکل است که قرآن تأکید منحصر به فرد می‏گوید که اصلاً معلم اخلاق خداست دیگر تو باید با دعا با راز و نیاز ریاضت ریاضتهای دینی باید از او بخواهید «فلو لا فضل اللَّه علیکم و رحمته ما زکی منکم من احد ابدا ولکن اللَّه یزکی من یشاء» خیلی تأکید است «ما زکی» «فلو لا فضل اللَّه علیکم و رحمته ما زکی منکم من احد ابدا ولکن اللَّه یزکی من یشاء » همین است که یک زنگ خطر که ما باید خودسازی بکنیم باید تضرع زاری بعد از نماز شبتان راستی از خدا، مهمتر از همه چیز خدا یا من را آدم کن یا بچه هایم نسل آینده‏ام را خدایا هم مباحثه هایم را اهل علم خدایا این کسانی که دین فعلاً روی سر اینها می‏گردد روی شانه اینها است خدایا همه آنها را من جمله من را، اقلاً برسانم به آنجا که اگر ریشه کن نمی‏کنم بتوانم کنترل کنم تا این اندازه تا این اندازه که حتماً باید باشد.
خدا را قسمش می‏دهم به فضل خودش به رحمت خودش توفیق تهذیب نفس به همه ما عنایت بفرما.
و السلام علیکم و رحمه اللَّه و برکاته.

دسته: اخلاق اسلامی | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

مهر ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
 12
۳۴۵۶۷۸۹
۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶
۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳
۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰
No Image No Image