آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
دعای روز اول ماه مبارک رمضان پيوند ثابت

روز اول
احکام روزه
معنای لغوی صیام و صوم: کلمه (صیام) و کلمه (صوم) در لغت مصدر، و به معنای خودداری از عمل است، مثلا صوم از خوردن، و صوم از نوشیدن، و از جماع و از سخن گفتن و راه رفتن و امثال آن به معنای خودداری از آنها است، و چه بسا در معنای آن این قید را اضافه کرده باشند، که به معنای خودداری از خصوص کارهائی است که دل آدمی مشتاق آن باشد، و اشتهای آن را داشته باشد. صاحب این گفتار گفته: معنای صوم در اصل لغت‏خودداری از خصوص چنین کارهائی بوده، و لیکن بعدها در شرع در خصوص خودداری از کارهای معینی استعمال شده، و آن هم خودداری از طلوع فجر تا مغرب و توام با نیت است.
۱ – دخترى که خانه شوهر مى‏رود اگر خارج از مسافت شرعى باشد در شب اول که خانه شوهر وارد مى‏شود و قبل از ۱۰ روز بر مى‏گردد نماز او چه حکمى دارد؟ آیا دختر به مجرد ورود به خانه شوهر وطن او حساب مى‏شود یا خیر؟ ج ـ در فرض سؤال به مجرد ورود به خانه شوهر وطن محسوب نمى‏شود، بنابر این در مدت توقف کمتر از ده روز، نماز شکسته است. والله العالم.
۲ – زنى که ازدواج مى‏کند و از وطن اصلى خود به شهر دیگرى مى‏رود و در عرض سال چند مرتبه براى دیدن ارحام به وطن اصلیش باز مى‏گردد نماز و روزه او چه حکمى دارد؟ ج ـ در فرض سؤال که زن بنا دارد در وطن شوهر همراه با شوهر زندگى کند اعراض قهرى از وطن خود اوست در بازگشت به وطن جهت صله ارحام حکم مسافر را دارد.
۳ ـ دخترى را پس از ازدواج بشهر دیگرى میبرند و در آنجا ساکن مى‏شود و اگر با شوهرش بشهر خودش (یعنى زادگاه پیش پدر و مادرش) مى‏آید با توجه باینکه تابع شوهر است مثل شوهرش حکم مسافر دارد یا نه؟
ج ـ در مورد سؤال چنانچه زوجه بنا دارد با شوهر خود در شهر شوهرش زندگى نماید معنى این اعراض قهرى از زادگاه خود مى‏باشد. بنابراین زوجه مذکوره در زادگاه خود حکم مسافر دارد مگر اینکه قصد اقامه ده روز بنماید یا متردّداً یکماه در آنجا مانده باشد. آیت‏الله صافى گلپایگانى
نقش روزه دررسیدن به کمال
لو یعلم العبد ما فی رمضان لود ان یکون رمضان السنه رسول خدا فرمود: اگر بنده «خدا» می‏دانست که در ماه رمضان چیست [چه برکتی وجود دارد] دوست می‏داشت که تمام سال، رمضان باشد. بحار الانوار، ج ۹۳، ص ۳۴۶
قران کریم هدف از خلقت انسان را بندگی می‏دا ند وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون منتها عبودیت زادوتوشه می‏خواهد وآن معرفت است دردایره بندگی اول خداشناسی است بعد خدا پرستی است وراه عرفان را با یدازسرمنشا آن که قرآن کریم وسنت وسیره اهل بیت عصمت و (طهارت ) است بهره جست قران کریم رسیدن به معرفتی که تنبجه آن عبودیت است را تذکیه نفس می‏داند باتاکیدی که درسوره‏های مبارکه شمس واعلی بعدازقسمهای متعددی بیان فرموده است قد افلح من زکیها ودرسوره اعلی فرموده قدافلح من تذکی یعنی تنها کسانی رستگارند که تذکیه نفس کرده باشند عبودیت با این زادوتوشه مورد انتظار است نه ان عبودیتی که ساخته وپرداخته بشراست یکی ازمصادیق وراههای تذکیه روزه است قران کریم می‏فرماید شَهْرُ رَمَضَانَ الذی أَنْزَلْ فِیهِ الْقُرْآنَ هُدًی لِلنَّاسِ وَ بَیِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَی وَ الْفُرْقَان فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ باگرفتن روزه واقعی نیرویی درانسان بوجود می‏آید که بوسیله آن حق از باطل شناخته می‏شود وانسا ن راه هدایت وبندگی را پیدامی کند وهرچه انسان دراین ماه پر خیر وبرکت بتواند ازفضایی که در این ماه ایجاد شده استفاده کند خودرا بسوی کمال مطلق و رستگاری نزدیک کرده است که راهیست بسیار طولانی وزادو توشه بایدمتناسب با طول مسیرباهمه پستی وبلندیهاوسختی آن تهیه شود که مولای عارفان حضرت علی فرمودند آه من قله الزاد وبعدالسفر.
اکنون به زمینه‏ها وفضاهایی که دراینماه برای همه استعدادها فراهم شده می‏پردازیم.
پیامبرعظیم الشان اسلام چند ویژگی رادر فضیلت ماه مبارک رمضان بیان فرموده:
۱- اَیُّها النَّاس بدرستى‏که رو کرده است به سوى شما ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش.
۲- ماهى است که نزد خدا بهترین ماهها است و روزهایش بهترین روزها است و شبهایش بهترین شبها است و ساعتهایش بهترین ساعتها است.
۳- آن ماهیست که خوانده‏اند شما را در آن بسوى ضیافت خدا و گردیده‏اید در آن از اهل کرامت خدا.
۴- نَفَسهاى شما در آنماه ثواب تسبیح دارد و خواب شما ثواب عبادت دارد.
۵- عملهاى شما در آن مقبولست و دعاهاى شما در آن مستجابست.
۶- بخواهید از پروردگار خود به نیّتهاى درست و دلهاى پاکیزه از گناهان و صفات ذمیمه که توفیق دهد شما را براى روزه داشتن آن و تلاوت کردن قرآن در آن بدرستى‏که شقى و بد عاقبت کسى است که محروم گردد از آمرزش خدا در این ماه عظیم.
۷- هر که نماز سنتى (نمازمستحبی) در این ماه بجا آورد خدا براى او برات بیزارى از آتش جهنم بنویسد و هر که در این ماه نماز واجبى را ادا کند خدا عطا کند به او ثواب هفتاد نماز واجب که در ماههاى دیگر بجا آورده می‏شود.
۸- هر که در این ماه بسیار بر من صلوات فرستد خدا سنگین گرداند ترازوى عمل او را در روزى که ترازوهاى اعمال سبک باشد
۹- کسى‏که یک آیه از قرآن در این ماه بخواند ثواب کسى دارد که در ماههاى دیگر ختم قرآن کرده باشد.
۱۰- اَیُّها النَّاسُ بدرستى‏که درهاى بهشت در این ماه باز است پس بخواهید از پروردگار خود که بروى شما نه‏بندد و درهاى جهنّم در این ماه بسته است پس بخواهید از پروردگار خود که بر روى شما نگشاید و شیاطین را در این ماه غُلّ کرده‏اند پس بخواهید از خدا که ایشان را بر شما مسلط نگرداند.
۱۱- ماه رمضان ماه خداوند عالمیان است و شریفترین ماهها است و ماهیست که درهاى آسمان و درهاى بهشت و رحمت گشوده مى‏شود و درهاى جهنّم بسته مى‏شود و در آن شبى است که عبادت در آن بهتر است از عبادت هزار ماه ‏پس‏ تأمّل ‏نما که ‏چگونه ‏خواهى ‏بود در شب‏ و روز خود و چگونه ‏نگاه ‏مى‏دارى ‏اعضاء و جواح خود را از معصیتهاى پروردگار خود و مبادا شبها در خواب باشى و روزها غافل از یاد خدا.
۱۲- در آخر هر روز از روزهاى ماه‏ رمضان‏ در وقت ‏افطار حق ‏تعالى ‏هزار هزار کس‏ را ازآتش‏جهنّم آزاد مى‏کند و چون شب جمعه و روز جمعه مى‏شود در هر ساعتى هزار هزار کس را از آتش جهنم آزاد مى‏کند که هر یک مستوجب عذاب شده باشند و در شب و روز آخر ماه به عدد آنچه در تمام ماه آزاد کرده است آزاد مى‏کند
۱۳- وجود شب قدر در این ماه: شب قدر از شب هایی که برتر از هزار ماه است و فرشتگان در این شب به اذن خدا فرود می‏آیند و جمیع مقدرات بندگان را در طول سال تعیین می‏کنند.
نماز شب اول ماه رمضان
نمازشب اول: حارث همدانی از علی ابن ابی طالب از فضایل رمضان و فضایل نماز در آن پرسید فرمود هر کس در شب اول رمضان چهار رکعت نماز کند در هر رکعت بعد از حمد ۱۵بار توحید بخواند خدای تعالی به او ثواب صدیقین وشهدا بخشد و تمام گناهانش را بیامرزد و روز رستاخیز از فائزین باشد.
دعای روز اول ماه مبارک رمضان
اللهمَ اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ
خداوندا روزه‏ام را در این ماه روزه ازروزه داران واقعی قرار ده
و قیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ
و شب زنده داری‏ام رادراین شب از شب زنده داران واقعی داری قرار ده
ونَبّهْنی فیهِ عن نَومَهِ الغافِلینَ
و بیدارم کن در این شب از خواب غافلین (بی خبران)
و هَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ
و ببخش گناهم را در این شب‏ای معبود جهانیان
واعْفُ عنّی یا عافیاً عنِ المجْرمینَ.
و از من درگذر،‏ای در گذرنده از گنه‏کاران.
شرح دعای روز اول ماه رمضان
اگرانسان بخواهد به کمال ونشاط مطلق برسد روزه وشب زنده داری او باید صادق وواقعی باشد امام علی(ع) می‏فرماید: چه بسا روزه داری که از روزه اش جز گرسنگی و تشنگی بهره‏ای ندارد و چه بسا شب زنده داری که از نمازش جز بیخوابی و سختی سودی نمی‏برد. نهج البلاغه، حکمت ۱۴۵
در حدیثی گران‏قدر از پیامبر اعظم نیز داریم که فرمودند: «‏اذاغتاب الصائم افطر‏ یعنی ‏هرگاه روزه دار غیبت کند روزه‏اش را خورده است لذا درخواست چنین است: اللهمَ اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ: خداوندا روزه‏ام را در این ماه روزه ازروزه داران واقعی قرار ده.
دعای روزاول دریک نگاه
۱- غیرازفواید اجتماعی که در روایات ما آمده ازقبیل اینکه امام رضا درباره علت وجوب روزه می‏فرماید: «تا مردم رنج گرسنگی و تشنگی را بچشند و به نیازمندی خود در آخرت پی ببرند و روزه دار بر اثر گرسنگی و تشنگی خاشع، متواضع و فروتن، مأجور، طالب رضا و ثواب خدا و عارف و صابر باشد و بدین سبب مستحق ثواب شود، … روزه موجب خودداری از شهوات است، نیز تا روزه در دنیا نصیحت گر آنان باشد و ایشان را در راه انجام تکالیفشان رام و ورزیده کند و راهنمای آنان در رسیدن به اجر باشد و به اندازه سختی، تشنگی و گرسنگی که نیازمندان و مستمندان در دنیا می‏چشند پی ببرند و در نتیجه، حقوقی که خداوند در دارایی هایشان واجب فرموده است، به ایشان بپردازند… فواید منحصربفرددیگری ازقبیل راهیابی انسان به مقام منیع معرفت، یقین، عبودیت وبندگی رادارد وذکراین همه فضایل بخاطراین ویژگی می‏باشد که وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون.
۲- ورود به ضیافت الله که همان رسیدن به منشاء عظمت، قدرت وخلقت است.
۳- روزه صحیح شرعی: روزه‏ای که صرفا از نظر ظاهر با فقه منطبق باشد و شخص روزه دار از مبطلات روزه اجتناب کند و از ماکولات و مشروبات امساک نماید. روزه صحیح است ولی این روزه روزه مقبول نیست چون بالارفتن عمل و مقبولیت آن با صحت شرعی تفاوت دارد تا از محرمات دوری نکنیم نمی‏توانیم خود را دوست دار و عاشق میزبان ماه مبارک رمضان معرفی نماییم. چنین روزه‏ای است که جزایش خود خداوند است: (الصوم لی و انا اجزی به) چیزی دیگر نمی‏تواند پاداش این روزه باشد. ولی اگر انسان دهان از مطعومات ببندد و به غیبت مردم باز کند و به تهمت و اهانت به مسلمانان بپردازد. به نامحرم نگاه کند؛ حجابش را مراعات نمی‏کند این روزه دار آداب مجلس مهمانی حق را رعایت نکرده و حق ولی نعمت خود را ضایع کرده است. با آلودگی‏های روحی رذایل اخلاقی معاصی قلبیه و قالبیه چگونه می‏توان در محضر ربوبی حضور یافت و در مهمانسرای رب الا رباب وارد شد.
۴- روزه مقبول: معنای روزه فقط خودداری از خوردن و آشامیدن نیست. از معاصی هم باید خودداری کرد این از آداب اولیه روزه است. چشم و گوش و زبان هم باید از معاصی بازداشته شود باید کینه حدود دیگر صفات زشت شیطانی را از دل بیرون کرد. اعمال را خالص و بی ریا انجام داد تا بتوان به ضیافت الله وارد شد اگر تغییری در راه و روش آدمی رخ نداد. معلوم می‏شود روزه او حیوانی بوده و مقبول نبوده است رسول خدا از زنی روزه دار شنید که به کنیزش فحش می‏داد پس دستور داد طعامی حاضر نمودند و به آن زن فرمود: بخور، پاسخ داد:‏ای رسول خدا(ص) من روزه‏ام، آنگاه پیامبر(ص) فرمودند: یعنی «تو چه روزه داری که به کنیزت فحش دادی؟ به راستی که روزه، خودداری از خوردن و آشامیدن نمی‏باشد، فقط و فقط خداوند آن را (روزه را) به عنوان مانعی از سایر زشتی‏های گفتاری قرار داده است، زشتی‏هایی که روزه روزه دار را می‏شکند (باطل می‏کند) چقدر روزه داران (حقیقی) اندک و گرسنگان فراوانند.»
۵- کمال الانقطاع مقامی که ائمه و انبیای بزرگ الهی همیشه دنبال معرفت بیشتر و شناخت کامل آن بوده اند و آرزو داشتند که به چنین معدن نور و عظمتی دست یابند.
ثمره روزه واقعی:
۱- عقل انسان رالطیف وشفاف وموجب درک وفهم حقایق هستی می‏گردد.
۲- زمینه عبودیت واقعی را فراهم می‏سازد وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون
۳- موجب نشاط فردوجامعه درعرصه های متنوع ومختلف زندگی می‏گردد.
۳- درانسانها‏ی اهل طریقت باعث توسعه در عقل ودرک می‏گردد.
وَ قِیَامِی فِیهِ قِیَامَ الْقَائِمِینَ
خدایا در ماه رمضان قیام مرا قیام قائمین قرار بده ویژه گیهای قِیَامَ الْقَائِمِینَ عبارتنداز:
۱- عبودیت پرورگاربراساس یافته‏های عقلی وقلبی (اَلْعَقْلُ مَا عُبِدَ بِهِ الَّرحْمَانُ وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجَنَانَ.)
۲- برهمین اساس رفتارفردی واجتماعی انسان تنظیم می‏گردد. ومیزان رفتاررضایت خالق می‏شود.
حکایاتی ازْقَائِمِینَ واقعی درشب
مرحوم امام(ره) از اوّل تکلیف، مراقب نماز شب بودند. امام (ره )در بیمارى، در صحّت، در زندان، در خلاصى، در تبعید، حتّى بر روى تخت بیمارستان قلب هم، نماز شب مى‏خواندند. امام در قم بیمار شدند و به دستور اطبّاء مى‏بایست به تهران منتقل شوند، هوا بسیار سرد بود و برف مى‏بارید و یخبندان عجیبى در جادّه‏ها وجود داشت، امام چندین ساعت در آمبولانس بودند، و پس از انتقال به بیمارستان قلب باز نماز شب خواندند. شبى که از پاریس به سوى تهران مى‏ آمدند تمام افراد در هواپیما خوابیده بودند و امام تنها در طبقه بالاى هواپیما نماز شب مى ‏خواندند. و شما اگر امام را از نزدیک دیده باشید آثار اشک بر گونه ‏هاى مبارک امام، حکایت از شب زنده دارى و گریه ‏هاى نیمه شب وى دارد.
کرامتى از امام راحل(ره) شهید محراب مرحوم صدوقى مى‏گوید:
ما مسافرتهایى با امام کرده ایم، در مسافرت مشهد یک اخلاق پدرانه نسبت به ما مبذول داشتند. وقتى از ارض اقدس بر مى ‏گشتیم در بین راه روسها براى بازرسى جلوى ماشین ما را گرفتند (در آن زمان قسمتهایى از ایران زیر نظر دولتهاى شوروى و آمریکا و انگلستان بود) همگى پیاده شدیم و چون امام از اوّل تکلیف، مراقب نماز شب بودند و این عمل، صد در صد از ایشان ترک نشده، بعد از پیاده شدن خواستند که نماز شب بخوانند. آن جا که وسط بیابان بود آبى وجود نداشت. یک وقت نگاه کردیم آبى جارى شده ایشان آستین بالا زد و وضو گرفت. بعداً نفهمیدیم که تا ایشان نمازش تمام شد آب بود یا نبود. به هر حال ما در آن سفر یک چنین کرامتى از ایشان دیدیم.
یکى از دوستان و نزدیکانِ مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکى تبریزى، مى‏گوید:
مرحوم ملکى شبها که براى تهجّد و نماز شب به پا مى‏خاست، ابتدا در بسترش مدّتى صدا به گریه بلند مى‏کرد؛ سپس بیرون مى‏آمد و نگاه به آسمان مى ‏کرد و آیات (إ نَّ فى خَلْق السَّمواتِ وَالارض …) را مى‏ خواند و سر به دیوار مى‏ گذاشت و مدّتى گریه مى‏ کرد و پس از تطهیر نیز کنار حوض مدّتى پیش از وضو مى‏ نشست و مى‏ گریست. وخلاصه از هنگام بیدار شدن، تا آمدن به محلّ نماز و خواندن نماز شب، چند جا مى ‏نشست و بر مى ‏خاست و گریه سر مى ‏داد و چون به مصلاّیش مى‏ رسید، دیگر حالش قابل وصف نبود.
آقا احمد نواده وحید بهبهانى در کتاب (مرآت الاحوال) مى‏ نویسد: از بعضى ثقات شنیدم که آخوند ملا محمّد تقى نقل کرده که در شبى از شبها بعد از نماز و تهجّد و گریه و زارى به درگاه قادر متعال، خود را به حالتى دیدم که دانستم هر چه از درگاه احدیّت مسأ لت کنم، البته به اجابت مقرون، و عنایت خواهد شد و فکر مى‏کردم که چه از خدا بخواهم؟ امر دنیوى یا اُخروى؟ که ناگاه صداى گریه محمّد باقر [مجلسى دوّم] از گهواره بلند شد، من گفتم؛ الهى به حق محمّد و آل محمّد این طفل را مروّج دین و ناشر احکام سیّدالمرسلین گردان و موفّق کن او را به توفیقات بى نهایت خود.
دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند
باده از جام تجلّى صفاتم دادند

چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبى
آن شب قدر که این تازه براتم دادند

بعد از این روى من و آینه وصف جمال
که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند

من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند

هاتف آن روز به من مژده این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

این همه شهد و شکر کز سخنم مى‏ریزد
اجر صبرى است کز آن شاخ نباتم دادند

همّت (حافظ) و انفاسِ سحرخیزان بود
که ز بند غم ایّام نجاتم دادند

ملاّ محمّد اشرفى
آورده اند که مرحوم ملاّ محمّد اشرفى که از شاگردان سعیدالعلماست، از نیمه شب تا صبح مشغول تضرّع و زارى و مناجات با حضرت بارى (جلّ و علا) بود، و آنقدر بر سر و سینه مى‏زد که هنگامى که صبح مى‏شد در نهایت ضعف و نقاهت بود به گونه‏اى که هر کس او را مى‏دید چنین مى‏پنداشت که تازه از بستر بیمارى، برخاسته است.
آرى، به قول مولا امیر المؤمنین: (قَدْ بَر اهُمُ الْخَوْفُ بَرْىَ الْقِداحِ، یَنْظر إ لَیْهِمُ النّاظِرُ فَیَحْسَبُهُمْ مَرْضى، وَ ما بِالْقَوْمِ مِنْ مَرَضٍ، وَ یَقُولُ: لَقَدْ خُوْلطُوا…) بیم خداوند متعال، آنان را به سان پیکانهاى باریکى که تراشیده شده لاغر و نحیف کرده است. کسى که آنان را مى‏بیند، خیال مى‏کند که بیمارند. در حالى که بیمارى ندارند و ترس از جهنّم آنان را لاغر کرده است، و مى‏گوید: اینان دیوانه شده‏اند. در صورتى که مجنون نیستند…
آخوند ملاّ محمّد کاشى
در شرح احوال آخوند ملا محمّد کاشانى، استاد آقا نجفى قوچانى و حاج آقا رحیم ارباب اصفهانى و بسیارى از دیگر اعاظم، آورده اند: (هر نیم شب، نمازى چنان به سوز و گداز مى‏خواند و بدنش به لرزه مى‏افتاد که از بیرون حجره صداى حرکت استخوانهایش احساس مى‏شد). روزى پس از ختم درس، یکى از طلاّب به مَدْرس آن بزرگوار آمد و گفت: آقا، این آقا شیخ مى‏گوید که دیشب به وقت سحر دیدم که از در و دیوار صداى (سبّوحٌ قدّوس، ربّنا و ربّ الملائکه و الرّوح) بر مى‏آید و چون نگریستم دیدم که آقاى آخوند در سجده، این ذکر را مى‏گوید. آخوند فرمود: این که در و دیوار به ذکر من متذکّر باشند امرى نیست؛ مهمّ آن است که او از کجا محرم این راز گشته است.
تا به حاصل برسد کشت امیدى که تراست
چاره کار به جز دیده بارانى نیست

کنون باید‏اى خفته بیدار بود
چو مرگ اندر آرد ز خوابت چه سود؟

مرحوم ملاّ زین العابدین سلماسى که از ملازمین و خواصّ علاّمه بحرالعلوم است، اظهار مى‏دارد که:
(بحرالعلوم هر شب در کوچه‏ هاى نجف گردش مى‏کرد و براى بینوایان غذا مى‏برد. اتفاقاً، چند روزى درس را تعطیل کرد، طلاّب مرا شفیع کردند که علّت این امر را سؤ ال کنم؛ وقتى از ایشان خواستم درس را شروع بفرمایند و درباره سبب ترک تدریس سؤ ال کردم. پاسخ دادند: درس نمى‏گویم! پس از چند روز، دوباره ماجرا تکرار شد و من انگیزه ترک تدریس را سؤ ال کردم، علاّمه فرمود: در نیمه‏هاى شب، هرگز نشنیدم که این طلاّب با خداوند متعال مناجات کنند و به تضرّع و زارى مشغول باشند، با اینکه من شبها در کوچه‏هاى نجف گردش مى‏کنم و این گونه طلبه ها، سزاوار نیستند که آنان را آموزش دهم!وقتى طلاّب از گفته علاّمه، آگاه شدند همه مشغول تضرّع و زارى شدند و شبها صداى گریه و مناجات آنان از هر سو بلند شد و ایشان مجدّداً تدریس را آغاز کردند.)
فرزند استاد شهید مطهّرى ضمن تشریح وقایع شب شهادت استاد چنین مى‏گوید:
آن شبى که خبر ترور را شنیدیم، همگى تاصبح بیدار بودیم. ساعت ۵/۲ بعد از نیمه شب بود که زنگ ساعتى که ایشان را مطابق معمول براى نماز شب بیدار مى‏کرد، به صدا در آمد ولى دیگر او در قید حیات نبود. او نماز شبش را در میان خون مطهرّش، زودتر از موعد نماز شب در تاریکى خیابان خوانده بود یکى از نویسندگان معاصر در این باره مى‏گوید: در یکى از سخنرانیها از او شنیدم که این دو بیت را که حاکى از توجّه به مراحل سیروسلوک است مى‏خواند:
ترسم بروم، عالم جان، نادیده بیرون روم از جهان، جهان نادیده
در عالم جان، چون روم از عالم تن در عالم تن، عالم جان نادیده؟
مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکى مى‏نویسد: من استادى داشتم بزرگوار، عارف، عامل و کامل [مراد آخوند ملاّحسینقلى همدانى است] که نظیر او را ندیده ام. از او درباره عملى که مجرب و در اصلاح قلب و تحصیل معارف مؤثّر باشد، سؤ ال کردم. در پاسخ فرمود: براى این امر، هیچ کارى مانند مداومت بر یک سجده طولانى در هر شبانه روزى یک مرتبه که در آن (لا إِلهَ اِلاّ أَنْتَ سُبْحانکَ إِنَّى کُنْتُ مِنَ الظّالِمینَ) گفته شود، نیست. انسان این ذکر را بگوید در حالى که خود را در زندانِ طبیعت زندانى و مقیّد به قید و بندهاى این اخلاق رذیله ببیند و اقرار داشته باشد که خدایا، تو مرا گرفتار این پستیها نکردى و در حق من ظلم روا نداشتى، و تنها من به خویشتن ستم کردم. ملکى ادامه مى‏دهد: اصحاب و شاگردان او به این دستور، عمل مى‏کردند و بعضى از آنها این ذکر را سه هزار مرتبه در سجده مى‏گفتند و خلاصه این سجده و برکاتش نزد عاملانِ به آن، معروف است ولى به شرط آنکه بر آن مداومت شود. استادم به خواندن صد مرتبه سوره قدر [اِنّا أَنْزَلْنا] در شب و عصر جمعه نیز امر فرمود:
حضرت آیت اللّه العظمى مرعشى نجفى به فرزندش وصیت کرد:
سجّاده‏اى که ۷۰ سال بر روى آن نماز شب به جا آورده ام، و تسبیحى از تربت امام حسین که با آن در سحرها به عدد دانه هایش استغفار کرده ام با من دفن شود.
حجت الاسلام على محدّث زاده درباره پدرش مرحوم حاج شیخ عبّاس قمى مى‏گوید: یک روز صبح پدرم برخاست و شروع به گریه کردن نمود، از او پرسیدم: چرا اشک مى‏ریزید؟فرمود: براى این که دیشب نماز شب نخواندم!گفتم: پدر جان! نماز شب که مستحب است و واجب نیست، شما که ترک واجب نکرده اید و حرامى به جا نیاورده اید، چرا این طور نگرانید؟فرمود: فرزندم! نگرانى من از این است که من چه کرده ام که باید توفیق نماز شب خواندن از من سلب شود؟
رهبر معظّم انقلاب اسلامى حضرت آیت اللّه خامنه‏ اى درباره شهید مطهرى فرمود: این مرد نیمه شب تهجّد با آه و ناله داشت. یعنى نماز شب مى‏خواند و گریه مى‏کرد به طورى که صداى گریه و مناجات او افراد را از خواب بیدار مى‏کرد…
یک شب ایشان منزل ما بودند. نصف شب از صداى گریه ایشان خانواده ما از خواب پریده بودند. البته اوّل ملتفت نشده بودند صداى کیست، اما بعد فهمیدند که صداى آقاى مطهرى است. بله ایشان نصف شب نماز شب مى‏خواند همراه با گریه، با صدایى که از آن اتاق مى‏شد آن را شنید.
(آیت اللّه امینى) فرمودند: آسید باقر سدهى که استاد ما بود و ایشان هم شاگرد مرحوم (آیت اللّه آمیرزا رحیم ارباب) بود فرمود که: ما سر درس مرحوم ارباب بودیم و ایشان لمعه درس مى‏دادند یک روز در درس لمعه فرمود: یک شب من از اتاقم به قصد وضو به سوى صحن مدرسه آمدم که نماز شبم را بخوانم وقتى از اتاق بیرون آمدم دیدم صداى همهمه‏اى مى‏آید هرچه نگاه کردم دیدم همه جا خاموش است، صدا از درخت و همه جا مى‏آید مثل یک ذکرى بود. رفتم وضوخانه دیدم آنجا هم صدا مى‏آید، تعجّب کردم این صداى ذکر از کجاست. آمدم داخل ایوان نماز بخوانم، امّا همینطور در فکر بودم که این صدا از کجا مى‏آید؟ قدرى که رفتم، دیدم مرحوم آخوند کاشى مشغول نماز شب هستند و در قنوت وِتْرشان همینطور ذکر مى‏خواند و گریه مى‏کند و در و دیوار هم ذکر مى‏گویند. من همینطور ایستادم و به او نگاه کردم، تا نماز صبح شد، دیدم سر و صدا تمام شد. فردا رفتم درس و گفتم: آقا من یک حاجتى به شما دارم. فرمود: بفرمائید؟! گفتم: من چنین چیزى از شما دیدم و ذکر در و دیوار.
آخوند فرمود: خودتان شنیدید؟ گفتم: بله. فرمودند: خداوند به تو عنایتى کرده است که شنیده اى.
(چون قرآن کریم مى‏فرماید: در و دیوار تسبیح خدا را مى‏کنند اگر کسى درک کند و بفهمد ذکر موجودات را معلوم است که خداوند التفاتى به او کرده است.)
ما سمیعیم و بصیریم و هُوشیم از شما نامحرمان ما خامُوشی
ونَبّهْنی فیهِ عن نَومَهِ الغافِلین
غفلت به چه معناست
غفلت از ماده «غفل» به معنای فراموشی و رها کردن است ضدّ توجه و تفکر است. از نظر اخلاق، هر چه «توجه و تفکر» عالی و بالا باشد و موجب رشدوشکوفایی بسوی خالق انسان می‏شود، لذادرروایات داربم یک ساعت تفکردرآیات الهی بالاترازهفتادسال عبادت بدون توجه است وروزه باعث می‏شودانسان به فقرخودآگاه شودوبفهمدبه اینکه انسان نیازمنداست نیازمند به خوردوخوراک. چون زندگی معمولی عادی ومتعارف ازاطعمه واشربه این فقرونیازاورابه فراموشی سپرده واورادچارغفلت نموده وباروزه گرفتن انسان بیدارمی شود وبه خالق هستی توجه پیدا می‏کند ولی کسانیکه درغفلت بسرمی برند به این حقایق دست پیدانمی کند و به قول قرآن شریف، کسی گرفتار غفلت شد تا سرحدّ حیوان، بلکه پست‏تر تنزّل پیدامی کند: وَلَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْأنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ اَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَلَهُمْ اذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها اوُلئِکَ کالأَنْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ اوُلئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ»؛ تحقیقاً وحتما (گروه) کثیری از جنّ و انس را (گویا) برای جهنم آفریدیم؛ (زیرا) اینان قلب دارند، ولی (حقایق را) نمی‏فهمند؛ و چشم دارند، ولی نمی‏بینند (که سرانجام نافرمانی خدا چیست؛ ) و گوش دارند ولی نمی‏شنوند؛ (و خود را به کری می‏زنند) اینان همچون چهارپایان بلکه گمراه‏ترند؛ آنها غافلند. (و غفلت‏شان از شنیدن و دیدن انسانی و تفکر محرومشان کرده است).» امام علی(ع) فرمود: از غفلت بپرهیزید، چون غفلت باعث فساد حواس می‏شود.
آینه شوجمال پری طلعتان طلب جاروب کن توخانه رازپس مهمان طلب
در این آیه شریفه «قلب» و «چشم» و «گوش» به عنوان ابزارهای شناخت انسان مطرح هستند اگراین ابزارها آلوده به گناه باشند همچون پرده ایستکه روی آینه بکشند ایا این آینه تصویرمقابل را نشان می‏دهد آینه هرچه تمیزترباشد تصویرراواقعی‏تر نشان می‏دهدو کسانی که از این ابزارها در جهت رسیدن به حقایق استفاده نمی‏کنند مثل چهارپایان بوده و حتی از آنها هم بدتر هستند. زیرا حیوان اگر به شناخت حقیقت نایل نمی‏آید، دلیلش آن است که ابزارهای لازم برای چنین شناختی را در اختیار ندارند. اما انسان گمراه با وجود آن که این ابزارها را دارد عمداً چشم و گوش و فهمش را به روی حقیقت می‏بندند. نکته اصلی در جمله آخر آیه است که می­فرمایند: «أولئک هم الغفلون» اینها به مصیبتی بزرگ گرفتار می‏شوند و تا آنجا سقوط می‏کنند که از حیوان هم پست ترمی شود، بدان سبب است که عمری را در «غفلت» به سر برده‏اند. افرادی که غفلت بر دلشان حکم فرماست چشم دارند اما نمی‏بینند؛ گوش دارند اما نمی‏شنوند؛ دل دارند اما نمی‏فهمند؛ و اینها حیوانند، از حیوان هم پست‏ترند؛ و اگر درباره‏ی غفلت جز این آیه‏ی شریفه چیزی نداشتیم، بس بود تا بگوئیم که صفت غفلت، صفت مذمومی است. در آیه‏ دیگر می‏فرماید: «غفلت دل را مهر می‏کند؛ چشم و گوش را مهر می‏کند؛ (قدرت درک حقایق هستی را پیدانمی کنند.) دلی که بفهمد، گوشی که حق را بشنود و چشمی که حق را ببیند ندارند، و بالأخره مُهرِ غفلت اینها را تا سرحدّ حیوانیت رسانده است زیراحیوان قدرت اندیشه وتفکرنداردوچون ندارد کاری به هدف از خلقت ندارد وجز به خوردوخوراک توجه‏ای به چیز دیگری ندارد.
اقسام غفلت
۱ـ غفلت از دشمن
دشمن اول: شیطان: ما باید بدانیم دشمن‏هایی سرسخت و قسم خورده، مثل شیطان داریم، قرآن شریف می‏فرماید: «قالَ فَبِعزَّتِکَ لأُغْوِیَنَّهُمْ اَجْمَعینَ اِلاّ عِبادَکَ مِِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ» [سوره ص، آیات ۸۲ و ۸۳] « (شیطان به خداوند) گفت: به عزّتت قسم که غیر از بندگان خالص شده‏ات همه‏ آنها را گول می‏زنم.» ما چنین دشمن قسم خورده‏ای داریم؛ و غفلت از آن رسوائی‏ها به بار می‏آورد؛ دنیا و آخرت و آبروی ما را از بین می‏برد. این دشمن قسم خورده از کم شروع می‏کند اما به کم اکتفا نمی‏کند به هر اندازه که بتواند جلو می‏رود؛ و قرآن شریف می‏فرماید از یک راه هم جلو نمی‏آید؛ بلکه از هر راهی که بتواند وارد می‏شود. «فَبِما اَغْوَیْتَنی لَاَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیمَ، ثُمَّ لَاتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ اَیْدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ اَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمآئِلِهِمْ وَلا تَجِدُ اَکْثَرَهُمْ شاکِرینَ؛ [سوره اعراف، آیات ۱۶ و ۱۷٫] یعنی خدایا، حالا که من برای این بنی آدم گمراه شدم جلوی راه سعادت اینها را می‏گیرم؛ از جلو، از عقب، از راست و از چپ می‏آیم و نمی‏گذارم اینها رستگار شوند؛ امام باقر می‏فرماید: معنای آیه‏ی شریفه این است که شیطان می‏گوید: من آخرت را در مقابل اینها کوچک و دنیا را در چشم‏شان بزرگ جلوه می‏دهم. هم از راه گناه می‏آیم و هم از راه دین. از راه دین برای مقدس‏ها می‏آیم؛ یعنی از راه ریا، از راه تظاهر،. برای مقدس‏ها از راه وسواس عمل را فاسد می‏کند. بالأخره از راهی که بتواند برای اغوای انسان می‏آید؛ و غفلت از این دشمن معلوم است چه‏ها به سر انسان می‏آورد.
حکایت
کسی شیطان را درخواب دید گفت ملعون فلان عالم بانوشتن کتابی مکرونقشه هایت را بر ملانموده است شیطان خنده‏ای کرد وگفت می‏دانم چون خودم بهش گفته ام توآدم ملاودانشمندی هستی کتابی برعلیه من بنویس؟

دشمن دوم: هوای نفس
«وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ کانَ أَمْرُهُ فُرُطا» (الکهف ۲۸)؛ «و از کسانى که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مکن! همانها که از هواى نفس پیروى کردند، و کارهایشان افراطى است. (تفسیر آسان، ج‏۱۰، ص: ۲۸۲)
به قول مولوی:
نفس اژدهاست او کی مرده است از غم بی‏آلتی افسرده است.
اگر جایی، یا وقتی کاری به انسان نداشته باشد برای این است که آب ندارد شنا کند و زمینه ندارد که کار کند.
حکایت
مرحوم مقدس اردبیلی مرجع تقلیدی که بارها خدمت امام زمان رسید سؤال کردند: آقا! اگر شما در خانه‏ ای باشید، کسی نباشد جز یک زن نامحرم، زنا می‏کنی یا نه؟ مرحوم مقدس نفرمود: نه؛ فرمود: پناه می‏برم به خدا که چنین صحنه‏ ای برای من جلو بیاید. از این جمله استفاده می‏کنیم که نفس اماره پیر و جوان ندارد؛ زن و مرد و مقدس و غیر مقدس ندارد؛ همه و همه باید از او بترسند؛ زیرا دائماً با ما در جنگ است. متاسفا نه امروزجای پای شیطان رامی توان براحتی درکوچه وبازارومحافل فرهنگی دید. آیا کم رنگ شدن چادربعنوان حجاب برتردرعرصه‏های مختلف فردی واجتماعی جای پاونفوذ شیطان نیست؟ آیا استفاده گسترده ازآلات لهوولعب موسیقی بنام هنرجای پاونفوذ شیطان نیست؟ آیا… از حضرت موسی بن جعفر(ع) روایتی است که پیامبر اکرم(ص) عده‏ ای را به جنگی فرستاد. وقتی برگشتند آن حضرت به آنها فرمود: «مرحبا به گروهی که جهاد اصغر را گذراندند و جهاد اکبر بر ایشان باقی مانده. گفتند: جهاد اکبر چیست؟ فرمود: «جهاد با نفس» سپس فرمود: «اَفْضَلُ الْجِهادِ مَنْ جاهَدَ نَفْسَهُ الَّتی بَیْن جَنْبَیْهِ؛ یعنی بالاترین جهاد، جهاد با نفس است.» [. بحارالانوار، ج۷۰، ص۶۵٫] راستی که جنگ با نفس امّاره، جنگ بزرگی است؛ و این جنگ در درون ما همیشه هست، بعد ملکوتی ما با بُعد ناسوتی ما همیشه در جنگ است. معمولاً هم در انسان‏ها این نفس امّاره این هوی و هوس غلبه دارد. غفلت از نفس امّاره و یک آن هوسرانی، یک عمر پشیمانی به دنبال دارد. نیم ساعت و یک ربع و یک ساعت خلوت کردن یک زن با یک مرد در یک خانه، یک عمر رسوائی، یک عمر پشیمانی، یک عمر بدبختی در پی دارد. خوشابحال زنانیکه درعصرمدرنیته باهمه تبلیغاتی که دشمن برعلیه حجاب نموده درهمه حال حتی درگرمای شدید تابستان دست ازچادربرنمی دارند وبه حریمهای الهی سخت پایبندندخوشابحال مردان وجوانانیکه درعصرتهاجم فرهنگی باتکیه به اعتقادات حقه خودبه جهاد اکبربه جنگ با نفس امّاره می‏روند وفریفته جاذبه‏های کاذب دشمن نمی‏گردندوالحق باب جهاد بانفس تا آخرین نفس برای انسان آگاه وهوشیاربازاست.
دشمن سوم: دنیا
قرآن شریف در آیات فراوانی تذکّر می‏دهد که انسان! مواظب باش زرق و برق دنیا تو را گول نزند «یا اَیُّهاَ النّاسُ اِنَّ وَعْدَ اللهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیوهُ الدُّنْیا وَلا یَغُرَّنَّکُمْ بِاللهِ الغَرُورُ؛ [سوره فاطر، آیه ۵]‏ای مردم! به درستی که وعده‏ی خدا حق است پس مواظب باشید که زندگی دنیا شما را نفریبد و نیز آن فریب دهنده شیطان شما را نسبت به الطاف خدا مغرور نکند.»
ای مردم! از دو دشمن سرسخت بپرهیزید؛ ۱- دنیا ۲- شیطان. دنیای حرام با آخرت جمع نمی‏گردد.
قال الصادق(ع): «رأس کلّ خطیئه حبُّ الدنیا» (کافی، ج۲، باب حب الدنیا، ص۳۱۵) ریشه همه بدی‏ها و خطاها، حبّ و دلبستگی به دنیا است. البته درحقیقت برای انسان دو دنیا است: دنیای ممدوح و دنیای مذموم، دنیای ممدوح دنیایی است که بودن در آن موجب کسب فضائل انسانی و تهیه زندگی سعادتمند ابدی شود. در مقابل دنیای مذموم، دنیای خود انسان است به این معنی که انسان دلبسته و فریفته دنیا شود که منشأ تمام مفاسد و خطاهای انسان است. بنابراین خود دنیا و نعمتهای آن به عنوان مخلوق خداوند، نمی‏تواند شر بوده و مورد مذمت قرار گیرد بلکه عکس العمل انسان در قبال دنیاست که می‏تواند خوب و ممدوح یا بد و مذموم باشد. حضرت علی در نهج البلاغه چنین می‏فرماید «الدنیا خلقت لغیرها و لم تخلق لنفس؛ دنیا برای رسیدن به آخرت آفریده شد، نه برای رسیدن به خود دنیا. (نهج البلاغه، محمد دشتی، نشر لقمان، چاپ سوم، ۱۳۷۹هش، حکمت ۴۶۳)
دلبستگی انسان به دنیا چون باعث دور نگه داشتن از قرب الهی می‏شود، دنیای مذموم است و هر چه این دلبستگی بیشتر باشد، حجاب بین انسان و خداوند بیشتر و ضخیم‏تر می‏شود. (ا مام خمینی، چهل حدیث، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ بیست دوم، ۱۳۷۹هش، ص۱۲۱)
بنابراین آنچه در قرآن و روایات مورد نکوهش واقع شده، دلبستگی به دنیا است. هدف اصلی آخرت است نه دنیا، دنیا وسیله و محلی است برای رسیدن به آخرت و کسب فضائل انسانی، و مسلماً چنین دنیایی مذموم و مورد نکوهش نیست.
یکی از کارهای بهلول این بود که در وسط راه یک تیر بزرگی افتاده بود این طرف را می‏گرفت بلند می‏کرد آن طرف زمین می‏ماند؛ طرف دیگر را می‏گرفت این طرف زمین می‏ماند؛ وسط را می‏گرفت نمی‏توانستد بلند کند. به او می‏گفتند: بهلول! چکار می‏کنی؟ می‏گفت این دنیا و آخرت است دنیا را بگیرم آخرت زمین می‏ماند؛ آخرت را بگیرم دنیا زمین می‏ماند؛ هر دو تا را بخواهم با هم جمع کنم نمی‏شود. یعنی دنیای حرام و آلوده با آخرت جمع نمی‏شود.
«تِلْکَ الدّارُ الاخِرَهُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لایُریدُونَ عُلُوّاً فِ الْاَرْضِ وَلا فَساداً وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقینَ؛ (سوره قصص، آیه ۸۳٫) ما سرای آخرت (و بهشت) را برای کسانی قرار دادیم که در زمین اراده‏ی علوّ و فساد (و سرکشی) ندارند و (حسن) عاقبت مخصوص پرهیزکاران است.» خانه‏ی آخرت مختصّ آن افرادی است که ریاست طلبی که ازمصادیق دنیا پرستی نباشند.
حکایت راستان
قضیّه‏ای درباره‏ی بزرگ مرجع تقلید، مرحوم آقا سیخ محمد تقی شیرازی نقل می‏کنند: وی مردی است بسیار محقق و از نظر عمل و تقوی و خودسازی بسیار بالاست. وقتی مرحوم میرزای بزرگ از دنیا رفت، مسلّم بود که مرجعیّت برای اوست. اما وقتی می‏خواستند به جنازه‏ی میرزای بزرگ نماز بخوانند، ‏آقا نبود. این طرف، آن طرف، بالأخره آقا را در سرداب مطهر پیدا کردند. از بس گریه کرده بود چشم‏های مبارکش ورم کرده بود. بعد قضیّه را نقل کرده و فرموده بود: وقتی خبر مرگ میرزای بزرگ به من رسید با خود گفتم: «رئیس شدی» و از این موضوع خوشم آمد؛ فهمیدم که من لیاقت مرجعیت را ندارم. فهمیدم این مرجعیت برای من دنیاست. لذا آمدم خدمت آقا امام زمان(عج) ایشان را قسم دادم به مادرشان زهرا که من مرجع نشوم برای اینکه لیاقت ندارم. سوره اعراف، آیه ۱۷۹٫
دستوراتی از آقا مرحوم سید علی قاضی
تمام این خرابی‏ها که از جمله است وسواس و عدم طمأنینه، از غفلت است؛ و غفلت کمتر مرتبه اش، غفلت از اوامر الهیه است و مراتب دیگر دارد که به آنها إن شاء الله نمی‏رسید و سبب تمام غفلات، غفلت از مرگ است و تخیل ماندن در دنیا؛
پس اگر می‏خواهید از جمیع ترس و هراس و وسواس ایمن باشید دائماً در فکر مرگ و استعداد لقاء الله تعالی باشید و این است جوهر گرانبها و مفتاح سعادت دنیا و آخرت؛ پس فکر و ملاحظه نمائید چه چیز شما را از او مانع و مشغول می‏کند، اگر عاقلی!
راهکارها
۱- بعد از تصحیح تقلید یا اجتهاد مواظبت تامه به فرائض خمسه و سائر فرائض در بهترین اوقات؛
۲- سعی کردن که روز به روز خشوع و خضوع بیشتر گردد؛
۳- تسبیح صدیقه طاهره ـ صلوات الله علیها ـ بعد از هر نماز؛
۴- خواندن آیه الکرسی ـ بعد از هر نماز
۵- سجده شکر و خواندن سوره یس بعد از نماز صبح و واقعه در شبها؛
۶- مواظبت برنافله شب و قرائت مسبّحات در هر شب قبل از خواب و خواندن معوذات در شفع و وتر و استغفار هفتاد مرتبه در آن و ایضاً بعد از صلاه عصر
۷- این ذکر را بعد از صلوات صبح و مغرب یا در صباح و عشاء ده دفعه بخوانید:
لا إله إلا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی أن یحضرون إن الله هو السمیع العلیم.
مدتی به این مداومت نمائید بلکه حالی رخ دهد که طالب استقامت شوید إن شاء الله تعالی.
لذا امام سجاد دردعا عرضه می‏دارد خدایا خواب مرا از خواب غافاین قرار نده امیر مؤمنان فرمود: از غفلت بپرهیزید، چون غفلت باعث فساد حس می‏شود.
ذکرمصیبت
امام حسین در روز عاشورا هنگام آخرین وداع با اهل بیت خطاب به خواهرش زینب فرمود: خواهرم! مرا در نماز نافله شب فراموش مکن.
حضرت زینب در شب یازدهم محرّم
در شب عاشورا حضرت زینب (س) بود و امام حسین(ع)، زینب بود و همه کس و همه چیز. در شب یازدهم زینب بود و زینب، در این شب زینب قافله سالار اسیران بود و نقطه اتکاء یتیمان!مصائب هر چند بسیار سنگین بود و گران، ولى حضرت زینب همچون کوهى استوار در برابر مصائب ایستاد و خم به ابرو نیاورد!به نگهبانى اسیران پرداخت، به گرد آوردن زنان و کودکان پرداخت، روان بخش پیکرهاى بى روح گردید، نواى بینوایان بود و رمق بى رمقان. از این سو به آن سو مى ‏دوید و گمشدگان را مى‏جست، از ضرب تازیانه پیکرش مى‏سوخت، خارهاى بیابان به پایش فرو مى‏رفت، و جگرش مى‏سوخت ولى یتیمان را مى‏جست این پیکر رنجدیده ناتوان، معجزه گر بود، حضرت زینب در عبادت شبیه حضرت زهرا بود، تمام شب‏ها را به عبادت، تهجّد و تلاوت قرآن سپرى مى‏کرد. در طول عمر تهجّد و شب زنده دارى‏اش ترک نشد حتّى در شب یازدهم محرّم. امام زین‏العابدین مى‏فرماید: در شب یازدهم محرم دیدم (حضرت زینب) نشسته نماز مى‏خواند. همچنین فرمود: با این همه مصیبت و اندوهى که به ما روى آورده اما در مسیرى که به شام مى‏رفتیم نافله‏هاى شب عمه‏ام اصلًا ترک نشد. امام حسین در آخرین وداع با خواهرش زینب به او فرمود: «یا اختاه لاتنسینى فى نافله اللّیل» خواهرم مرا در نماز شب فراموش نکن. همچنین از فاطمه دختر امام حسین چنین نقل شده که: عمّه‏ام زینب در شب دهم محرم در محراب عبادت مشغول مناجات بود و با خدا راز و نیاز مى‏کرد در حالى که چشمى از ما به خواب نرفته و ضجّه‏هاى‏مان آرام نشده بود. نیز از امام سجاد نقل شده: هنگامى که ما را از کوفه به سوى شام حرکت مى‏دادند عمه‏ام زینب مرتب نمازهاى واجب و مستحب خویش را انجام مى‏داد و در بعضى از منازل نمازش را نشسته مى‏خواند، وقتى سبب را پرسیدم؟ گفت: به خاطر گرسنگى و ضعف؛ زیرا سه شبانه روز غذا نخورده بود و سهم غذایش را در میان کودکان تقسیم کرده بود.

دسته: نودمجلس در30 روز (ماه مبارک رمضان ) | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

آبان ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰  
No Image No Image