آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
شرح دعاروز دوم ماه مبارک رمضان پيوند ثابت

روز دوم
احکام
۱- زن وقتى شوهر نمود تابع اوست اگر شوهر در شهرى دور از زادگاه زن اقامت نمود و در طول سال گاهى یک بار به زادگاه زن مى‏روند نماز آن زن چگونه است؟ج: مادامى که زن از وطن اصلى و زادگاه خویش اعراض نکرده باشد هر وقتى که به آنجا سفر کند نمازش تمام و روزه‏اش صحیح است، و تنها شوهر کردن زن دلیل اعراض نیست.
۲- زنى اهل شیراز با شخصى اصفهانى ازدواج کرده است و در اصفهان ساکن شد آیا این به معناى اعراض قهرى زن از وطن اصلى است؟ج: ازدواج به معناى اعراض از وطن اصلى نیست و تا اعراض قلبى و عملى نکرده است نماز او در وطن اصلى خود در هر موقع که آنجا برود تمام و روزه‏اش صحیح است.
۳- شخصى در ماه رمضان مریض بوده روزه نگرفته ـ بعد از ماه رمضان هم مریض بوده ـ و اوّل ذى القعده فوت کرد و در حیات خود کفاره ماه رمضان را که روزى ۷۵۰ گرم باشد اطعام نداده، حالا کفّاره بر عهده کیست آیا از اصل مال برداشت شود یا نه ویا اینکه بر پسر بزرگ قضا واجب است یانه؟ ج ـ در فرض سؤال، اگر از اوّل ماه رمضان تا وقت فوت مریض بوده قضا و کفّاره ندارد و اگر در ماه رمضان مریض نبوده و عمداً روزه نگرفته و بعد از ماه رمضان مریض شده باید کفاره عمد از اصل مال برداشته شود و قضا هم دارد و اگر در ماه رمضان مسافر بوده وباین جهت روزه نگرفته و بعد از ماه هم مریض شده تا فوت کرده کفاره ندارد ولى قضاء دارد و در تمام صور قضاء بعهده پسر بزرگ است.
حضرت آیت الله صافى گلپایگانى (مدظله العالى)
نمازشب دوم: چهار رکعت دارد در هر رکعت بعد از حمد ۲۰ بارسورۀ قدر بخواند خداوند برایش جمیع گناهانش را آمرزد و روزی او را وسعت دهد و بدی سال او را کفایت نماید.
شرح دعا
اللَّهُمَّ قَرِّبْنِی فِیهِ إِلَى مَرْضَاتِکَ وَ جَنِّبْنِی فِیهِ مِنْ سَخَطِکَ وَ نَقِمَاتِکَ وَ وَفِّقْنِی فِیهِ لِقِرَاءَهِ آیَاتِکَ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین، کلیات مفاتیح الجنان، خدایا در این روز مرا به خشنودی‏هایت نزدیک گردان، و از خشم و عقوبت‏های خود دور کن و به قرائت آیات خود موفق بدار به رحمتت‏ای مهربانترین مهربانان
خدایا در این روز مرا به خوشنودی هایت نزدیک کن، یعنی مرا به اموری نزدیک کن که باعث خشنودیت می‏شود.
خشنودی خالق یا مخلوق؟
در یک تقسیم، تاریخ دو فرایند را طی کرده است. عده‏ای دنبال خشنودی خالق و عده‏ای دنبال خشنودی مخلوق بودند. آن عده از افرادی که دنبال خشنودی خالق بودند، قرآن از آنها تمجید کرده است و تعبیراتى از قبیل «وجه الله» و «ابتغاء مرضات الله» وقربه الی الله به کار برده است. مثلا می‏فرماید: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ (سوره بقره، آیه ۲۰۷)؛ از میان مردم کسانی هستند که جان خود را در را ه خدا می‏فروشند. که این آیه در وصف حضرت امیرالمؤمنین در شب لیله المبیت نازل شده و آن حضرت، در بستر پیامبر(ص) خوابیدند، تا خطر کشته شدن رسول خدا با جان و دل بخرند تفسیر جالبی اندیشمندان سنی مذهب در مورد این آیه دارند. مفسر معروف اهل سنت، ثعلبی می‏گویدهنگامی که پیامبر اسلام(ص) تصمیم بر هجرت از مکه به مدینه گرفت، برای تحویل امانت‏های مردم و پرداخت پول‏های آنان، علی(ع) را به جای خود قرار داد و شبانه به سوی «غار ثور» حرکت کرد. و فرمان داد علی(ع) در بستر او خوابیده و پارچه‏ی سبز رنگی (برد خضرمی) که مخصوص خود پیامبر(ص) بود، روی خویش بکشد. مشرکان، در همان شب، اطراف خانه‏ی پیامبر(ص) را محاصره کردنددر این هنگام خدا، به «جبرئیل» و «میکائیل» وحی فرستاد: «من، بین شما برادری ایجاد کردم و عمر یکی از شما را طولانی‏تر کردم، کدام یک از شما حاضر است ایثار به نفس کند و زندگی دیگری را بر خود ترجیح دهد؟» هیچکدام حاضر نشدند. به آنان وحی کرد: «اکنون علی ددر بستر خوابیده است و آماده‏ی فدای جان خود خواهد بود به زمین روید و حافظ و نگاهبانان او باشیدهنگامی که جبرئیل بالای سر و میکائیل پایین پای علی(ع ) نشسته بودند، جبرئیل می‏گفت: «به به! آفرین بر تو‏ای علی! خدا، به واسطه‏ی تو، بر فرشته گان افتخار می‏کند.» ناگاه آیه‏ی «ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله والله رؤوف بالعباد» نازل شد.
ابن ابی الحدید معتزلی که ازاهل سنت است – درباره‏ی تفسیر این آیه معتقد است که حماسه‏ی علی(ع) در لیله المبیت شب خوابیدن به جای رسول الله(ص) مورد تایید همه است جز کسانی که مسلمان نیستند و افراد سبک مغز…، آن را انکار نمی‏کنند.
هدف ما جلب رضایت خداست
همه فروشندگان و صنعت‏گران در تبلیغات تولیدی خود می‏نویسند: «هدف ما جلب رضایت شماست» ، ولی آیا کسی دیده است که درمغازه‏ها وشرکتها نوشته باشند هدف ما جلب رضایت خداست گاهی رضایت مردم در طول رضایت خداوند قرار دارد. چه زیباست که انسان هم رضایت خدا و هم رضایت خلق خدا را به دست آورد. مثلاً پدر و مادر به فرزند خود توصیه مشروع می‏کنند. انجام این امر هم رضایت خدا و هم رضایت خلق خدا را به دنبال دارد.
مرحوم شیخ شوشتری دربالای منبر می‏گفت مردم تا الان می‏گفتند شرک نورزید ولی اکنون می‏گویم به خدا شرک بورزید یعنی خدا را نیز درکارها وارد کنید. ولی گاهی رضایت خلق با رضایت خداوند در تضاد است. امیرالمؤمنین(ع) می‏فرماید: لا طَاعَهَ لِمَخْلُوقٍ فِی مَعْصِیَهِ الْخَالِقِ، أمالی الصدوق، ص۳۷۰، در جایی که معصیت خداوند را به دنبال داشته باشد طاعتی برای مخلوق نیست در صورتی که اطاعت کردن مخلوق با اطاعت خالق در تضاد باشد باید رضایت خدا در نظر گرفته شود چون خدادرقرآن درآیه ۶۲ سوره توبه می‏فرماید: «والله ورسوله احق ان یرضوه ان کانوامومنین
پیامبر اسلام(ص) می‏فرماید: رضایت خداوند، در رضایت والدین است.
باشکوفایی علم وتکنولوژی متاسفانه امروزه دربررسیهای بعمل آمده عقوق والدین نسل نوجوان وجوان ماراتهدید می‏کند. یکی ازمصادیق رضایت الهی احترام به والدین ورعایت حقوق آنهاست.
خاطره تبلیغی
مهمان یکی از اهالی محل تبلیغی بودم ناگهان متوجه شدم پسربزرگ منزل بلند شد داخل یکی از اتاقها شد بعداز خوابیدن سروصداان پسرامد نشست گفت حاج آقا درستش کردم گفتم قضیه چیه؟ گفت من به دختری علاقه هستم مادرم مخالفت می‏کرد الان یک کتک مفصلی ازمن خورد وگفت باشه پسرم من مخالفتی ندارم.
خدانکند والدین دل شکسته ازفرزندان شوند به گواهی قرآن وروایات وتاریخ این فرزندان خوشبخت نخواهند شد وعاقبت بخیرشدنشان مشکل است. راوی می‏گوید خدمت امام صادق رسیدم (شب هنگام، میان من و مادرم گفتگویى واقع شد، و من شدت به خرج دادم. وقتى صبح شد، نماز صبح را خواندم و به حضور امام صادق شرفیاب شدم. قبل از این که سخنى بگویم، حضرت بدون هیچ مقدمه‏اى فرمودند: ‏اى مهزم! چرا شب نسبت به مادرت خشونت به خرج دادى؟ آیا توجه ندارى که شکم مادر منزلگاه تو بود و تو در آن جا ساکن بودى و آرامش داشتى؟ آیا فراموش کردى و نمى‏دانى دامن مادر گاهواره امن تو بود؟ آیا غفلت دارى که سینه مادر ظرفى بود که تو از آن مى‏نوشیدى؟ عرض کردم: آرى این چنین بوده است؛ فرمودند: با او غضب مکن.
تندى نسبت به مادر ممنوع است؛ چون وجود مادر سرشار از عاطفه و مهر و محبت است و طبیعتا انسان هایى که دلى رئوف و قلبى مهربان دارند، شکنندگى آنها بیشتر است. اگر در مقابل دیگران نسبت به فرزند شدت و غلظتى داشته باشد ممکن است فرزند مقاومت داشته باشد؛ اما به حکم این که او مادر است، شکننده است و به تعبیر ساده و عامیانه، انتظار ندارد فرزندش نازک‏تر از گل به او بگوید و از سوى وى سخنى سخت و تند بشنود.
اکرام به والدین از دیدگاه قرآن
در سوره مبارکه اسراء مى‏فرماید:
و قضى ربُّکَ الا تعبدوا الا اءِیَّاهُ و بالوالدین اءِحسانا اءِمَّا یَبلُغَنَّ عندک الکِبَرَ اءَحدُهُما اءَو کِلاهُما فلا تقُل لَهُما اءُفّ و لا تَنهَرهُما و قل لهما قولا کریما * واخفَض لهما جَناحَ الذُّلِّ منَ الرَّحمَهِ و قل ربِّ ارحَمهُمَا کما رَبَّیانى صَغیرا. سوره اسراء، آیه ۲۳ و ۲۴
پروردگارت فرمان داده که جز او را نپرستید؛ و به پدر و مادر نیکى کنید؛ هرگاه یکى از آن دو، یا هر دوى آنها، نزد تو به سن پیرى برسند، کمترین اهانتى به آنها روا مدار؛ و بر آنها فریاد نزن؛ و با رعایت کامل احترام و اکرام با آنها سخن گوى؛ و بال‏هاى تواضع و فروتنى خویش را از روى محبت و فروتنى، در برابر آنها فرود آور؛ و بگو پروردگارا! همان گونه که در کوچکى به من لطف و مرحمت کردند، آنها را مورد لطف و مرحمت قرار بده.
نکته اول؛ نیکى به پدر و مادر
نکته دوم؛ تاکید به ضرورت این نیکوکارى به خصوص در دوران کهولت
روابط صمیمانه و عاطفى فرزندان با پدر و مادر در حال عادى و شرایط جسمانى و اقتصادى مساعد امرى طبیعى است اما مهم وقتى است که به دوران کهولت پاى مى‏گذارند و به طور طبیعى سطح توقعشان بالا مى‏رود؛ به خصوص از نظر اقتصادى و مالى هم نیازمند باشند و از فرزند خواسته‏ها و تقاضاهاى خارج از قدرت او و یا خارج از حد معمولى داشته باشند؛ این امر خود به خود باعث مى‏شود که انسان در مقابل این خواسته‏ها و خواهش‏ها موضع گیرى کند. این جا است که آیه کریمه توصیه مى‏کند که انسان‏ها توجه داشته باشند؛ وقتى پدر و مادر یا یکى از آنها به دوران پیرى و کهولت پاى گذاشتند، باید نسبت به آنها بیشتر رسیدگى و پرستارى شود.
نکته سوم؛ مبادا کوچکترین سخنى که معنایش انزجار و تاءلّم است و موجب رنجش آنها مى‏شود، از زبان فرزند خارج شود فلا تَقُل لهما اُفّ (به آنها اف نگو) یکى از معانى اف، این است که من خسته شده ام؛ من از این مطالبى که مى‏شنوم و از این حرکاتى که مى‏بینم بیزارم؛ یعنى کمترین اظهار ناراحتى فرزند حتى حقّ ندارد کوچک ترین نارضایتى در زبان و چهره اش ظاهر شود؛ و یا آنها را از خود براند.
نکته چهارم؛ وقتى مى‏خواهد با والدین سخن بگوید، با اکرام و رعایت کامل احترام سخن بگوید و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما (بر آنها فریاد مزن؛ و لطیف و سنجیده و بزرگوارانه با آنها سخن بگو.)
نکته پنجم؛ که مهمتر از همه در برخورد با پدر و مادر است.
واخفض لهما جناح الذّل من الرحمه (بال‏هاى تواضع خویش را از محبت و لطف، در برابر آنان فرود آور).
با تواضع و فروتنى رفتار کند؛ یعنى آنها را بسیار برتر، بالاتر و والاتر از خود ببیند و با ایشان در کمال تواضع و تذلل روبرو شود.
نکته ششم؛ هم در دوران حیات و هم بعد از وفات، براى آنها دعا کند و ایشان از درگاه الهى، رحمت و آمرزش طلب کند و قل رب ارحمهما کما ربَّیانى صغیرا (بگو: پروردگارا! همان گونه که آنها مرا در کوچکى تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده.
طلب آمرزش براى والدین
طلب رحمت و آمرزش کردن در زندگى و بعد از وفات سنت و سیره‏اى بوده که در میان انبیا، اولیا، بزرگان و ادیان الهى متعارف بوده است؛ مثلا قرآن درباره حضرت یحیى مى‏فرماید و بَرّا بوالدیه و لکم یکن جبّارا عَصیَّا (او به پدر و مادرش نیکوکار بود؛ زیرا ستمگر و اهل طغیان و عصیان نبود) این تعبیر قابل توجهى است که قرآن درباره حضرت یحیى(ع) دارد. اصلا روش و منش یحیى(ع) نیکوکارى و حرمت گزارى به والدین بود از این تعبیر معلوم مى‏شود که نیکوکارى نکردن، ظلم است و نقطه مقابل نیکوکارى؛ ستمگرى است. قرآن درباره حضرت عیسى(ع) مى‏فرماید: وقتى در گاهواره به سخن در آمد گفت من بنده خدا هستم؛ به من کتاب آسمانى داده، و مرا پیامبر قرار داده است خداوند به حضرت عیسى(ع) توصیه‏اى مى‏کند و او مامور است به آن عمل نموده، آن را ابلاغ نماید و در پایان مى‏گوید که خدا به من دستور داده است و برا بوالدتى و لم یجعلنى جبارا شقیا (من مامور شده ام که به مادرم مریم نیکوکارى کنم؛ چون جبار و بدکار نیستم.)
به تشابه این دو آیه خوب عنایت فرمایید؛ در آیه قبل، حضرت یحیى ماءمور به نیکوکارى به پدر و مادر است و مى‏گوید: من جبار و عاصى نیستم؛ در این آیه حضرت عیسى نیز مامور به نیکوکارى است و مى‏گوید: جبار و شقى نیستم قرآن از زبان حضرت ابراهیم(ع) مى‏فرماید ربّنا اغفرلى و لوالدىَّ و للمؤ منین یوم یقوم الحساب پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤ منان را، در آن روز که حساب برپا مى‏شود، ببخش و بیامرز.
همچنین قرآن از زبان حضرت نوح(ع) مى‏فرماید ربِّ اغفِرلى و لوالدىَّ و لمَن دَخَل بیتى مؤ منا و للمؤ منین و المؤ منات پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و همه کسانى که با ایمان وارد خانه من شدند، و جمیع مردان و زنان باایمان را بیامرز. از این آیات که حضرت ابراهیم(ع) و حضرت نوح(ع) براى پدر و مادرشان طلب بخشش مى‏کنند، به خوبى استفاده مى‏شود که انسان در قبال والدین وظایف سنگینى دارد؛ زیرا هم از نظر عقلى مورد پذیرش، توصیه و تاءکید است، هم از نظر عاطفى و احساسى قابل درک است، و هم شرع مقدس به آن توصیه کرده است؛ چون مبناى شارع مقدس تنظیم روابط صحیح انسان‏ها است.
مقام مادر در فرهنگ اسلام
از منظر معارف ما، مادر ویژگى خاصى دارد؛ در سوره مبارکه احقاف بعد از این که مى‏فرماید و وصَّینا الانسان بوالدیه احسانا) و ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکى کند بلافاصله مى‏فرماید حملته اءُمُّهُ کَرها و وَضَعَتهُ کرها انسان یاد کند که مادر چگونه با رنج و زحمت بار حمل کشید و با درد و مشقت وضع حمل نمود در این آیات؛ نسبت به مادر توصیه اکید شده است و این تخصیص به ذکر مادر؛ یقینا در کلام وحى، لغو و بیهوده نیست و دلالت بر این دارد که حقّ مادر به سبب تحمل مشقات جسمانى بیشتر، نسبت به دیگر صاحبان حقوق و حتى پدر؛ والاتر و مهم‏تر است که امام سجاد هم فرمودند اءَن تعلم انَّها حَمَلَتکَ حیث لا یَحمل اءَحد اءَحدا و اءَطعَمَتکَ من ثمرهِ قلبها ما لا یه طعِمُ اءَحد اءَحدا باید بدانى که مادر، تو را در جایى نگهدارى کرد که هیچ کس دیگر کسى را در آن جا نگه نمى‏دارد. از شیره جانش به تو داد که کسى به دیگرى نمى‏دهد نتیجه این که در کلمات وحى و سخنان اهل بیت درباره حقوق مادر تاءکید بیشترى شده است و در سلسله مباحث حقوق نیز امام سجاد(ع) حقّ ارحام و بستگان را با حقّ مادر آغاز فرموده انداز امام سجاد(ع) روایت شده است که شخصى به حضور رسول اکرم(ص) شرفیاب شده، عرض کرد یا رسول اللَّه ما من عمل قبیح الا قد عملته فهل لى من توبَه فقال رسول اللَّه فهل من والدیک اءَحد حىّ قال اءَبى قال فاذهَب فبرِّهِ قال فلمَّا وَلّى قال رسول اللَّه(ص) لو کانت اُمُّهُیا رسول اللَّه! در طول عمرم کار زشتى نیست که انجام نداده باشم؛ آیا راه بازگشت و توبه دارم؟ حضرت فرمودند: آیا از پدر و مادرت هیچ یک زنده هستند، گفت: بله، پدرم زنده است. فرمود: برو به پدرت نیکى کن. راوى مى‏گوید: وقتى او رفت، پیامبر(ص) فرمودند: اگر مادرش زنده بود، تاثیر بیشترى داشت.
از این روایت معلوم مى‏شود که قرب ارج، و منزلت مادر، در درگاه الهى بیشتر از پدر است؛ و در فقه الرضا این مطلب نقل شده است که حضرت فرمودند واعلم ان حقّ الاُمِّ اءَلزِمُ الحقوق و اءَوجَبُ لانَّها حمَلَت حیث لا یَحمِل اءَحد اءَحدا و وَقَت بالسمع والبصر و جمیع الجوارح مسرورَه مستبشره بذلک فحمَلَتهُ بمَا فیه من المکروهِ الَّذى لا یَصبِرُ علیه اءَحد و رَضِیَت باءَن تَجُوع و یَشبَعَ و تَظمَاءَ و یَروَى و تَعرَى و یَکتَسِى و تُظِلَّهُ و تَضحَى فلیکن الشُّکرُ لها و البرُّ و الرِّفق بها على قدر ذلک و ان کنتم لا تُطیقون باءَدنى حقِّها الا بعون اللَّه حقّ مادر نسبت به سایر حقوق، لازم ترین و واجب ترین حقوق است؛ چرا که او را در جایى حمل کرده که کسى، دیگرى را حمل نمى‏کند و یا گوش و چشم و همه اعضا از او نگهدارى کرد. در عین این که نگهدارى در رحم و شکم براى او مشقت داشت، اما با سرور و شادمانى این رنج را تحمل کرد، مشقتى که هیچ کس جز مادر حاضر نیست آن را تحمل کندمادر راضى بود که گرسنه بماند، اما فرزندش را سیر کند. تشنه بماند، فرزند را سیراب کند. خود برهنه بماند، فرزند را بپوشاند و خود در آفتاب باشد تا بر او سایه بیفکند. به آن مقدارى که او رنج و مشقت تحمل کرده، تو باید به او نیکى کنى و با او مدارا کنى، باید شکر خدمات و زحمت‏هاى او را به جاى آورى؛ هر چند شما توان جبران کوچک ترین زحمت او را ندارید مگر با یارى خداوند.
روایت معروفى در افواه و عامه مردم هست که مرحوم قطب الدین راوندى از رسول اکرم(ص) روایت کرده است که فرمودند: بهشت زیر پاى مادران است الجنَّهُ تحتَ اَقدامِ الامَّهات
روایت مشابه دیگرى مى‏فرماید: تحت اَقدامِ الامَّهات روضه من ریاض الجنَّه (باغى از باغهاى بهشت، زیر پاى مادر است) شاید معناى روایت این باشد که بهشت در دسترس است. و براى به دست آوردن آن جایگاه خلود و سعادت ابدى، نیاز به تهیه وسایل و ابزار دور از دسترس نیست؛ نیاز به مسافرت نیست؛ نیاز به رنج و مشقت فوق العاده نیست؛ بلکه خدمات به مادر بهشت را به ارمغان مى‏آوردشاید به تعبیر دیگرى هم بتوانیم این روایت را توجیه کنیم که وقتى مى‏فرماید بهشت زیر پاى مادران است، یعنى اگر خود را مقابل مادر به خاک افکنى و خود را در مقابل او کوچک بشمارى، بهشت را به دست آورده‏اى؛ و این تاءکید همان آیه شریفه است که مى‏فرماید واخفض لهما جناح الذلّ من الرحمه و بال‏هاى تواضع خویش را از محبت و لطف، در برابر آنان فرود آور.
مقام و منزلت مادر نزد پروردگار
منزلت و مرتبه مادر، نزد پروردگار متعال آنقدر بلند و رفیع است که فقها بر اساس آن روایات، فتواهاى جالبى دارند؛ مثلا روایتى به رسول اکرم نسبت داده شده است که حضرت فرمودند اذا کنتَ فى صلاهِ التَّطَوُّعِ فان دَعَاک وَالِدُک فلا تَقطَعهَا و ان دَعَتکَ والِدَتُکَ فاقطَعهَا اگر مشغول خواندن نماز مستحبى هستى و پدرت تو را صدا بزند، حقّ ندارى نمازت را قطع کنى؛ اما اگر مادرت تو را صدا مى‏زند، موظفى نماز مستحبى را شکسته و او را اجابت کنى در فتواها آمده است که اگر سفر مباح و یا حتى زیارت مستحبى براى انسان پیش آید و یکى از والدین اظهار نارضایتى کند، و آن سفر را منع کند، سفر حرام مى‏شود و انسان حقّ ندارد به آن سفر برود.
شبیه روایتى که درباره نماز بود درباره روزه هم وارد شده است که امام باقر(ع) مى‏فرمایند: وَ اَمَّا حقّ پدرت آن است که بدانى او اصل تو است و تو شاخه و فرع او. اگر او نمى‏بود تو نیز نبودى، پس هرگاه در خود چیزى دیدى که تو را شادمان ساخت، بدان که اصل آن نعمت را از پدر دارى و خداى را بر آن سپاس گو و به همان میزان او را شاکر باش.
نمونه‏اى از احترام به پدر
این مطلب بسیار مهم است که تربیت صحیح مى‏تواند به آموخته‏هاى فطرى جهت صحیح بدهد و آنها را تقویت کند؛ یا تربیت غلط مى‏تواند آنها را تضعیف کند و نهایتا به فراموشى بسپارد؛ امروز مى‏بینیم روابط خانوادگى که در مشرق زمین و به خصوص در کشورهاى اسلامى، بین خانواده ها، پدر و مادر، فرزند و پدر، فرزند و مادر، خواهر و برادر و سایر ارحام حاکم است، به هیچ وجه در جوامع غرب وجود ندارد گاهى عمق روابط شرقى‏ها موجب تعجب غربى‏ها مى‏شود و ناباورانه به این روابط نگاه مى‏کنند.
حکایت
فرزند یکى از علماى اهل فضل و ادب کشور، در یکى از کشورهناى غربى ساکن بود. پدر وى که براى مداوا به آن کشور سفر کرده بود نقل مى‏کند که در رستورانى مشغول غذا خوردن بودیم. پسر من مدت‏ها بود مرا ندیده بود و چون به عنوان مهمان او و براى مداوا به آن کشور رفته بودم، خیلى به من احترام مى‏گذاشت و خدمت مى‏کرد. مثلا غذا تهیه مى‏کرد، یا چیزهاى دیگرى را براى من از روى دیگر میزها فراهم مى‏کرد. پس از خوردن غذا پسرم مدتى با چند نفر که سر میز دیگرى بودند، مشغول گفتگو شد. وقتى برگشت، سوال کردم چه مى‏گفتند؟ گفت: تعجب کرده و تصور مى‏کردند که من مستخدم شما هستم و در مقابل خدماتم حقوقى دریافت مى‏کنم. من به آنها گفتم که بین ما رابطه خادم و ارباب نیست؛ رابطه صاحب کار و اجیر نیست؛ من فرزند او هستم و او پدر من. آنها بسیار تعجب کرده بودند که چطور یک فرزند مى‏تواند چنین رابطه خاضعانه‏اى با پدر خود داشته باشد. این رفتار عاطفى براى آنها غیرقابل باور بود؛ چرا که در غرب از این نوع رابطه‏ها خبرى نیست و این دقیقا خلاف فطرت انسانى است.
البته این موردیکی ازمصادیق این دعا ست اللَّهُمَّ قَرِّبْنِی فِیهِ إِلَى مَرْضَاتِکَ
واما فرازدیگراین دعا وَ جَنِّبْنِی فِیهِ مِنْ سَخَطِکَ وَ نَقِمَاتِکَ
خدایا در این روز مرا از خشم و عقوبتهای خود دور کن.
آزار پدر و مادرموجب خشم و عقوبت پرورگار
آزار پدر و مادر وکوتاهی عمر
یکی دیگر از گناهانی که به ویژه در کوتاه شدن عمر انسان تأثیر دارد نافرمانی و آزردن پدر و مادر و به اصطلاح «عقوق والدین» است امام صادق(ع) فرموده است که پدرم می‏گفت: پناه میبرم به خدا از گناهانی که در نابودی شتاب می‏کنند و مرگ‏ها را نزدیک می‏سازند و خانه‏ها را بی خانمان می‏کنند و آنها عبارتند از: قطع رحم، آزردن پدر و مادر و دست کشیدن از احسان و نیکی.
امام رضا(ع) نگاه محبت آمیز به صورت پدر و مادرثواب یک حج می‏نویسند. عرض کرد اگر ۷۰ بار نگاه کنم امام رضا(ع) فرمود خدا بزرگتر از آن است که (فکر می‏کنی). به حضرت سجاد(ع) عرض شد با اینکه مادرتان را دوست دارید ندیدیم با مادرتان هم کاسه شوید. فرمود می‏ترسم با مادرم بنشینم مادرم قطعه‏ای از غذا را انتخاب کرده باشد و من دستم را دراز کنم همان قطعه را بردارم و به همین اندازه عاق مادرم شوم.
یا على! مَن اَحزَنَ والدیه فَقَد عقَّهُمَا ‏اى على! هر که موجبات ناراحتى پدر و مادر خود را فراهم کند، با آنان بدرفتارى کرده و آنها را آزرده است.
پاداش اطاعت از پدر
مرحوم آیت الله العظمی بروجردی در احوالات خود گفته است: در اصفهان تحصیل می‏کردم، اساتید آن روز اصفهان کم‏نظیر بودند، ‏مانند آیت‏الله العظمی کلباسی، ‏مرحوم آقا سید باقر درچه‏ای، حکیم بزرگ قشقایی، و حکیم بزرگ ملا محمد کاشانی. آیت الله العظمی بروجردی نقل می‏کنند: من گرم تحصیل در محضر ایشان و عاشق این اساتید بودم. همواره مایه‏های علمی من بالا می‏رفت که نامه‏ای از پدر دریافت کردم. “پدر ایشان (که از علما بود) در بروجرد، معاش زندگی را از راه کشاورزی تامین می‏کرد”، در نامه آمده بود: ‏حسین عزیزم ‏به بروجرد بیا، ‏من وسائل عروسی تو را فراهم کرده‏ام. نامه‏ای به پدر نوشتم که مرا از ازدواج معاف کنید و اجازه بدهید درس بخوانم، پدر در جواب نوشت: فکر نمی‏کنی اگر به سخن پدر گوش ندهی، این مانع تو باشد؟ خدا در قرآن فرموده‏است: «و بِالوالدین احساناً». بلافاصله به بروجرد رفتم. عروسی که تمام شد، پدرم گفت: ‏حالا می‏خواهی بروی برو. آیت‏الله العظمی بروجردی می‏گفتند؛ بروجردی شدن یعنی (به جایگاه مرجعیت و رسیدن به قله‏های بلند علمی) در مرهون این خانم بود که پدر من برای من گرفت.
تا این مرتبه که اگر کسى موجب حزن و اندوه پدر و مادر شود، مرتکب قطع رحم شده است که در معارف ما به شدت از آن نهى شده است از عجایب سنن الهى و قوانین نظام هستى این است که هر طور فرزند با والدین رفتار کند فرزندان او همان طور با او رفتار خواهند کرد. در روایتى از رسول اکرم(ص) نقل شده است که فرمودند:
ثلاث مِن الذُّنوب تُعَجِّل عقوبَتِها و لا تؤَخِّرَ الى الاخرهِ عُقوقُ الوالدین والبَغىُ على النَّاس و کُفرُ الاحسان) سه دسته از گناهان است که آثارش در همین دنیا براى انسان ظاهر مى‏شود و تا آخرت، به تاخیر نمى‏افتد: یکى عاق والدین، قطع رحم و هتک حرمت آنهاست؛ دوم ظلم به دیگران است و سوم، ناسپاسى به کسى که به انسان خدمتى کرده است این سه گناه و لغزش زشت اخلاقى است که آثارش در همین دنیا دامن گیر انسان مى‏شود.
حقّ پدر فر فرزند
در روایتى از امام موسى بن جعفر(ع) نقل شده است که فرمودند ساءل رجل رسول اللَّه ما حقّ الوالد على ولده قال لا یُسَمِّیَه باسمه و لا یَمشى بین یدیه و لا یَجلسُ قبلَهُ و لا یَستَسِبُّ له کسى از رسول اکرم(ص) سوال کرد که حقّ پدر بر فرزند چیست؟ حضرت فرمودند: اول این که فرزند حقّ ندارد پدر را با نامش صدا بزند یعنى اسم او را به زبان جارى کند دوم این که به هنگام راه رفتن از پدر سبقت نگیرد و سوم مادامى که پدر ایستاده است او ننشیند و حقّ چهارم این است که کارى نکند که موجبات دشنام و سبّ وى را فراهم کند یعنى رفتار و منش اجتماعى او به طورى باشد که دیگران زبان به دشنام و سب پدر او باز نکنند. بلکه باید کارى کند که همواره موجبات طلب مغفرت و یاد کردن به عظمت و بزرگى او را فراهم کند.
امام صادق(ع) فرمودند: لا تُمِل عینیک من النِّظِر الیها الا برحمه و رقَّه و لا تَرفَع صوتک فوق اصواتِهِما و لا یدک فوق اَیدیهما و لا تَقَدَّم قُدَّامَهُما: تو حقّ ندارى جز با نظر رحمت، محبت و علاقه به پدر و مادر نگاه کنى. دیگر این که حقّ ندارى صدایت را از صداى پدر و مادر بلندتر کنى یعنى نباید بر سر آنها فریاد بکشى. سوم این که مبادا نسبت به آنها دست درازى و تعدى کنى و چهارم این که مبادا جلوتر از پدر و مادر حرکت کنى.
روایتى را مرحوم صدوق نقل مى‏کند که امام صادق(ع) فرمودند النظر الى الوالدین عباده: نگاه همراه با رافت و محبت به پدر و مادر عبادت است روایت دیگرى را یکى از اصحاب امام صادق(ع) به نام عمار بن حیان نقل مى‏کند که خدمت امام صادق(ع) شرف یاب شدم و ضمن گفتگو به اطلاع حضرت رساندم که فرزندم اسماعیل به من نیکى مى‏کند. امام فرمودند: من قبلا هم اسماعیل را دوست داشتم، اما الان که خبر دادى او به تو نیکى مى‏کند، محبت من به او بیشتر شده است. بعد فرمودند: یکى از خواهران رضاعى پیغمبر(ص) به حضور حضرت شرفیاب شد، حضرت براى خواهرشان فرشى گستردند و او را بر آن نشانیدند، با او شروع به گفتگو کردند و به چهره او لبخند زدند. بعد از مدتى خواهر برخاست و رفت. سپس برادر همان زن آمد و پیامبر(ص) آن گونه که از خواهر استقبال کردند از برادش استقبال نکردند، عده‏اى به حضرت عرض کردند که: شما با خواهرش رفتارى کردید که با این مرد انجام ندادید، در حالى که این مرد است و او یک زن! حضرت فرمودند: آن زن نسبت به پدر و مادرش نیکوکارتر از برادرش بود.
از این روایت استفاده مى‏شود که هم امام به کسى که به پدر و مادر نیکوکارتر است، علاقه بیشترى ابراز مى‏کند و هم رسول اللَّه(ص) . یعنى علاوه بر دستورات و تاءکید ات شفاهى و قولى، سیره آن حضرات چنین بوده که به دارندگان صفات کمال بیشتر اظهارعلاقه مى‏فرمودند و این روش ارزنده معصومین است که مى‏تواند براى همه رهبران و معلمان جامعه الگو واقع شود تا اگر مى‏خواهند موضوع و مطلبى به صورت یک فرهنگ و سنت اخلاقى در جامعه رایج شود، علاوه بر این که خود عمل مى‏کنند، باید کسانى را که بدان عمل مى‏کنند را گرامى بدارند.
احترام تا کجا؟
در آیه شریفه و بولدیه حسنا، بعد از امر احسان به والدین بلافاصله مى‏فرماید: و ان جاهداک لتشرک بى ما لیس لک به علم فلا تطعهما: اگر آن دو (مشرک باشند و) تلاش کنند که براى من همتایى قائل شوى که به آن علم ندارى، از آنها پیروى مکن.
الان هستند بعضی ازوالدینی که فرزندان غفیف وبا حجابشان را مسخره می‏کنند یا انان ازعبادت وپاکدامنی منع می‏کنند دراینجا اطاعت ازآنان جایزنیست.
اهمیت احترام به پدر
وقتى از رسول اکرم(ص) سوال شد که چگونه انسان مى‏تواند حقّ پدر را رعایت کند؟ حضرت فرمودند: اءن تُطیعَهُ ما عاش (مادامى که پدرت زنده است، او را اطاعت کن.)
همان طور که قبلا اشاره کردیم؛ انسان مجاز نیست پدر خود را با نامش صدا بزند و یا در راه رفتن بر او پیشى بگیرد و یا هنگامى که او ایستاده است، بنشیند و حتى در نگاه کردن هم باید حرمت او را نگاه دارد علاوه بر این، روایت‏هاى دیگرى نیز در این باره نقل شده است که به تناسب به برخى از آنها اشاره مى‏کنیم: در روایتى از امام باقر نقل شده است که فرمودند: انَّ ابى نَظَرَ الى رجل و مَعَه ابنَه یَمشى و الاِبنُ مُتَّکى على ذِرَاع الاب قال فما کَلَّمَه ابى(ع) مَقتا له حتى فارَقَ الدُّنیا: روزى پدرم امام سجاد(ع) پدر و پسرى را در حال حرکت دیدند که پسر سرش را به کتف پدر تکیه داده بود. تا زمانى که پدرم، زنده بود، به خاطر خشمى که از این عمل بى ادبانه او پیدا کردند، با این پسر سخن نگفتند.
امام صادق(ع) فرمودند: من نظر الى والدیه نظر ماقِت و هما ظالمان له لم تُقبَل له صلاه): اگر کسى به پدر و مادرش با خشم نگاه کند، خدا نماز او را نخواهد پذیرفت؛ اگرچه پدر و مادر در حقّ وى ظلم هم کرده باشند با این که پدر و مادر ظالمند، اما فرزند حقّ نگاه خشمناک به آنها ندارد. در روایت دیگرى از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند: اذا کان یوم القیامهِ کُشِفَ غِطَاء مِن اغطِیَهِ الجَنَّهِ فوَجَد رِیحَها مَن کانت له رُوح مِن مَسیرَه خَمسَمِائَه عام الا صِنف واحد قُلتُ مَن هُم قال العاقُّ لوالدیه) در روز قیامت خداوند پرده‏اى از پرده‏هاى بهشت را کنار مى‏زند و وقتى این پرده کنار رفت، همه افرادى که در صحنه محشر حاضرند، عطر بهشت را از مسیر پانصد سال راه استشمام مى‏کنند؛ مگر یک گروه، که از استشمام این عطر محروم مى‏ماند. سوال شد آن عده چه کسانى هستند؟ حضرت فرمودند: کسانى که حرمت پدر و مادر را رعایت نکرده اند و با والدین قطع رابطه کرده‏اند.
در حدیث قدسى نقل شده است که خداوند متعال مى‏فرماید: بعزَّتى و جَلالى و ارتفاعِ مکانى، لو انَّ العاقَّ لوالدیه یَعمل باعمال الانبیاء جمیعا لم اقبلها منه): قسم به عزت، جلال و جایگاه وحدانیتم اگر کسى احترام پدر و مادر را نگه ندارد، عاق والدین مى‏شود؛ اگرچه همه اعمال انبیاى گذشته در پرونده او ثبت شده باشد؛ یعنى همه خیرات و حسنات را از آدم ابوالبشر تا خاتم پیامبران انجام داده باشد اعمالش را نخواهم پذیرفت.
روایت دیگرى هست که مى‏فرماید: انَّ اوّل ما کتب اللَّه فى اللّوح المحفوظ انِّى اَنا لله لا اله الا اَنا: اولین چیزى که در لوح محفوظ الهى ثبت شده، شهادت به توحید است بعد از شهادت به توحید این مطلب ثبت شده است: مَن رَضِى عنه والداهُ فانا منه راض، و مَن سَخِط علیه والداهُ فانا علیه ساخط کسى که پدر و مادرش از او راضى باشند، من از او راضى هستم و کسى که پدر و مادرش بر او خشمگین و غضبناک باشند، من بر او خشم مى‏گیرم در مجموع این روایت‏ها تاکید فراوانى به حرمت پدر و مادر و همچنین رعایت نیازها و خواسته‏هاى آنها شده است؛ تا حدى که اگر پدر و مادر از نظر مالى در مضیقه قرار بگیرند و احتیاج به کمک و یارى داشته باشند، واجب النفقه فرزند مى‏شوند؛ و این فتواى همه فقها است که انسان باید هزینه پدر و مادرى را که توان تامین زندگى خود را ندارند، تقبل کند.
آثار احترام به والدین و پیامدهاى بى احترامى
روایتى را که مرحوم شیخ طبرسى صاحب تفسیر مجمع البیان در ذیل آیه ۹۹ سوره مبارکه یوسف نقل کرده است که به آن اشاره مى‏کنیم. آیه شریفه چنین است: فلمّا دخلوا على یوسف آوَى الیه اءَبویه و قال ادخُلوا مصر ان شاء اللَّه آمنین.

هنگامى که بر یوسف وارد شدند، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت و گفت: همگى داخل مصر شوید که ان شاء اللَّه در امن و اَمان خواهید بود امام صادق نقل مى‏کند که حضرت فرمودند: وقتى که یعقوب به شهر مصر رسید، یوسف براى استقبال او از دروازه شهر خارج شد وقتى که چشم یوسف به پدر افتاد، تصمیم گرفت به احترام پدر از مرکب پیاده شود، منتها توجه به این نکته که او سلطان و حاکم است و این مقدار خضوع شایسته مقام سلطنت او نیست او را از انجام وظیفه بازداشت. همان لحظه که نسبت به پدر احترام کرد و سلام کرد جبرئیل(ع) نازل شد و گفت خداوند مى‏فرماید: جایگاهى که تو به دست آوردى، باعث شد که تو این بنده صالح خدا پدرت یعقوب را تکریم نکنى، اکنون دستت را باز کن! دستش را گشود از میان انگشتان او نورى خارج شد! سؤ ال کرد این چه اتفاقى بود؟ جبرئیل(ع) گفت: سزاى قصور و بى احترامى تو به پدر این بود که تقدیر و سرنوشت تو عوض شد و بعد از این دیگر از فرزندان تو پیغمبرى ظهور نخواهد کرد و سعادت دوام نبوت، از تو گرفته شد دلالت این روایت بر نکته مورد بحث ما بسیار واضح و روشن است. کم احترامى، حتى از روى تقصیر و قصور و از روى کوتاهى و غفلت، اثر وضعى خود را داردبنابراین، یکى از آثار بدیهى و روشن بى احترامى به والدین که از روایت‏ها استفاه مى‏شود تغییر مقدرات و سرنوشت انسان است. مرحوم صاحب مستدرک الوسایل از کتاب قطب راوندى روایتى نقل مى‏کند که رسول اکرم(ص) فرمودند مَن اَحبَّ ان یکون اَطول النَّاس عُمرا فلیبَرَّ والدیه: اگر کسى میل دارد که در دنیا عمر طولانى داشته باشد، نسبت به پدر و مادرش نیکوکار باشد در این روایت براى پدر و مادر هیچ قیدى ذکر نشده است که مؤ من باشند، مسلمان باشند، نیکوکار باشند، صالح باشند یا فاجر.
منتصر عباسى فرزند متوکل
مرحوم شیخ طوسى در (امالى) روایتى را درباره منتصر عباسى فرزند متوکل نقل مى‏کند که منتصر شنید که پدرش به فاطمه زهرا دشنام مى‏دهد از کسى بنابر برخى نقل‏ها از امام هادى(ع) پرسید که تکلیف من چیست؟ پاسخ شنید که قتل او واجب است ولى هر کس پدرش را بکشد عمرش کوتاه خواهد شد. منتصر گفت: اگر با کشتن او فرمان الهى را اطاعت کنم باکى از کوتاهى عمر ندارم. پس پدرش را کشت و هفت ماه بیشتر زنده نماند.
در روایتى از رسول اکرم(ص) نقل شده است که حضرت فرمودند: مَن یَضمَن لى برَّ الوالدین و صِلَهَ الرَّحِم اضمَن له کثرهَ المال و زیادهَ العُمُر و المحبَّهَ فى العشیرهِ: کسى که تضمین کند نیکوکارى و خدمت به پدر و مادر و صله رحم را انجام دهد، من براى او چند چیز را تضمین مى‏کنم: یکى مال، ثروت و مکنت زیاد؛ دوم عمر طولانى و سوم محبوبیت در میان اقوام و خویشان.
در روایت دیگرى شخصى از اصحاب به نام عبدالرحمان بن سمره چنین نقل مى‏کند:
رسول اکرم (ص) مى‏فرمایند که احسان به والدین به صورت مجسم و در قالب یک موجود، مانع قبض روح آن شخص شد و ملک الموت را از قبض روح او بازداشت. این مباحث بیانگر آثار وضعى دنیوى احسان به والدین است که عبارت بود از: طول عمر، فراوانى مال و ثروت و محبوبیت در میان عشیره و فامیل.
رسول اکرم(ص) مى‏فرمایند: بَرّوا آباَکم یَبَرَّکم اَبناءُکم: اگر کسى به پدر و مادر خود نیکى کند، فرزندانش در آینده به او نیکى خواهند کرد.
آثار اخروى احترام به والدین
آنچه گفته شد آثار دنیوى احسان به پدر و مادر بود، اما آثار اخروى این احسان بسیار زیاد است. روایت هایى درباره حقوق مادر و پدر وجود داشت که به بعضى از آنها اشاره شد؛ مانند این روایت که رسول اکرم فرمودند مَن اءَصبَح مَرضیّا لابویه اءَصبَحَ له بابان مفتوحَانِ الى الجَنَّهِ و ان کان واحد منهما فباب واحد.
اگر انسانى شب را در حالى به صبح آورد که پدر و مادرش از او راضى باشند، خداوند دو در از درهاى بهشت را به روى او مى‏گشاید و اگر یکى از آنها از او راضى باشند یکى از درهاى بهشت به رویش گشوده مى‏شود.
در روایت دیگرى از رسول اکرم نقل شده است که فرمودند: انَّ العبدَ لَیُرفَعُ له درجه فى الجَنَّهِ لا یَعرِفُها من اءَعمالِه فیقول ربِّ اَنِّى لى هذه فیقول باستغفار والدیکَ لکَ من بعدِکَ: وقتى بنده‏اى به بهشت مى‏رود، او را درجاتى مى‏دهند که وى هر چه در اعمال خود مى‏اندیشد عمل قابل توجهى که او را در آن جایگاه قرار بدهد، نمى‏بیند، سوال مى‏کند خدایا! این مقام و مرتبه از کجا براى من فراهم شده است؟ جواب مى‏شنود با طلب مغفرت والدین تو در مقابل جسارت به والدین، عاق والدین را به دنبال دارد و همه اعمال و رفتار خوب را حبط و نابود مى‏کند.
امام سجاد(ع) می‏فرماید: اللَّهم اجعلنى اهابُهُما هیبهَ السلطان العَسُوف، وابَرُّهما برَّ الاُمِّ الروف، و اجعل طاعتى لوالدى و برّى بهما اَقَرَّ لعینى مِن رَقدَهِ الوَسنَان، و اَثلَجَ لِصدرى مِن شربَهِ الظَّمآن حتى اُوثِر على هواى هواهُمَا، و اقَدِّمَ على رضاى رضاهُما واستَکثَرَ برَّهُما بى و ان قَلَّ، واستَقِلَّ برِّى بهما و ان کَثُر: خداوندا! مرا چنان قرار ده تا از پدر و مادرم بترسم، مانند ترسیدن از پادشاهى ستمکار و با آنان خوشرفتارى کنم، مانند خوشرفتارى مادرى مهربان فرمانبردارى و خوشرفتارى با آنان را در نظرم از خواب براى خواب آلوده، خوش تر؛ و از نوشیدن آب براى تشنه گواراتر گردان تا آرزوى آنان را بر آرزوى خود برگزینم و خوشنودى ایشان بر خوشنودى خویش مقدم دارم و نیکوییشان را درباره خودم، هر چند اندک باشد، بسیار شمارم و نیکویى خویش را درباره ایشان، هر چند بسیار باشد اندک شمارم حضرت در ادامه مى‏فرمایند: اللَّهم خَفِّض لهما صوتى، و اطِب لهما کَلامى، و اَلِن لهما عَریکَتى، و اَعطف علیهما قَلبى، و صَیِّرنى بهما رفیقا، و علیهما شَفیقا پروردگارا! صدایم را در برابرشان آهسته و سخنم را خوشایند و خویم را نرم نما و دلم را بر آنان مهربان کن و مرا با ایشان سازگار و بر آنان رحیم گردان پروردگارا! آنچه پدر و مادر در گفتار با من تعدى نموده اند، یا در کردار با من بى جا رفتار کرده اند، یا حقّ مرا تباه ساخته اند، یا از آنچه درباره من کوتاهى کرده اند، من آن را به آنان بخشیدم، و آن را وسیله احسان برایشان گردانیدم، و از تو خواهانم که وبال و گرفتارى آن را از ایشان بردارى؛ زیرا من درباره خود به ایشان گمان بد نمى‏برم؛ و آنان را در مهربانى به خویش سهل انگار نمى‏دانم؛ و از آنچه درباره ام نموده اند، دلگیر نیستم،‏اى پروردگارم.
در این بخش از سخنان امام، آموزش‏هاى قابل توجه دیگرى نهفته است.
همان طور که والدین بر فرزند حقوقى دارند، فرزند هم بر والدین حقوقى دارد؛ اما اگر آنها در اداى فرایض و حقوق واجب خود نسبت به فرزند؛ چه در گفتار، رفتار یا تربیت کوتاهى کرده باشند، یا از مرز عدالت در گفتار و رفتار قول و فعل خارج شده باشند، حضرت درباره آنها چنین مى‏فرمایند: خدایا! من همه آن حقوق را بر آنها بخشیدم و تو هم این کوتاهى را بر آنها ببخشاى.
فراز سوم دعا
و وفقنی فیه لقرائه آیاتک
خدایا ما را موفق کن به قرائت آیات قرآن خود. یکی از شاخصه‏هایی که در زندگی خداجویان به وضوح دیده می‏شود، قرائت وتدبردر قرآن است در روایات و منابع دینی نیز بر ارزش قرائت و تدبر در قرآن کریم توصیه شده است و آن را مسیر رستگاری و سعادت دنیوی فرد، قلمداد نموده است.
قرائت قرآن ازمنظر روایات
امام حسین(ع) : هر کس بشنود (تلاوت) قرآن را، خداوند برای او به ازای هر حرفی حسنه‏ای می‏نویسد.
پیامبر اکرم(ص) : خداوند از شنونده قرآن سختی های دنیا را بر می‏دارد و از قاری آن گرفتاری های آخرت را
امام رضا(ع) در هر سه روز یک ختم قرآن می‏کردند.
احادیث تدبر در قرآن و عمل به آن
رسول خدا(ص) فرمودند: کسی که قرآن را یاد بگیرد و بدان عمل نکند و دوستی دنیا و زینت آن را بر قرآن برگزیند مستحق خشم خداست و با یهودیان و مسیحیان، که کتاب خدا را پشت سر می‏اندازند، در یک درجه خواهد بود.
رسول خدا(ص) فرمودند: کسی که قرآن را یاد بگیرد و بدان عمل نکند و دوستی دنیا و زینت آن را بر قرآن برگزیند مستحق خشم خداست و با یهودیان و مسیحیان، که کتاب خدا را پشت سر می‏اندازند، در یک درجه خواهد بود.
خاطره
آیت الله کشمیری فرمودند: در خانه قبلی (کوچه آبشار قم)، یک نفر از کسانی که تدریس علوم دینی می‏کرد نزدم آمد. او گرفتاری داشت و از زنش ناراحت بود. از من دوائی برای رفع این گرفتاری خواست. گفتم: شما قرآن بخوانید قضیه حل می‏شود. آن اهل دانش گفت: دو سال است لای قرآن را باز نکرده بودم.
پیامبر اکرم(ص) کسی که قرآن را بیاموزد و به آن عمل نکند، خدا او را در روز قیامت کور محشور می‏کند، پس می‏گوید خدایا به خاطر چه مرا کور محشور کردی در حالی که من بینا بودم. خداوند متعال می‏فرماید: چگونه تو آیات ما را خواندی و آنها را به فراموشی سپردی (به آنها عمل نکردی.)
امام صادق(ع) فرمود:‏ای مفضل، اگر شیعیان ما در قرآن تدبر کنند و بیندیشند، هر آینه شک نمی‏کردند در بزرگی و فضل ما.
پیامبر اکرم(ص) وای بر کسی که قرآن را در بین لبهای خود لقلقه کند و در آن تدبر و تفکر نکند.
امام علی(ع) فرمود: بدانید که در قرآن خواندنى که با تدبّر همراه نباشد، خیرى نیست؛ بدانید که در عبادتى که با فهم و اندیشه توأم نباشد، خیرى نیست.
امام علی تَدَبَّرُوا آیاتِ القُرآنِ وَ اعتَبِرُوا بِهِ فَإنَّهُ أبلَغُ العِبَرِ؛ در آیات قرآن تدبّر کنید و از آن عبرت بگیرید، که رساترین عبرت‏هاست.
امام حسن مجتبی(ع) : همانا در قرآن چراغ های روشنائی بخش و شفا بخش دردها و گرفتاری های درونی وجود دارد، پس کسی که (خود را) با قرآن جلی دهد چشمانش قوی و روشن می‏گرددو قلب و درون خویش را صفا خواهد داد، چون که تفکّر و اندیشه (در قرآن سبب) حیات قلبِ آگاه می‏باشد، همچنان که شخص روشن دل در تاریکی‏ها به وسیله نور چراغ حرکت می‏نماید و راه می‏رود.
اما ازهمه مهمتر
امام صادق(ع) فرمودند: من لم یعرف الحق من القرآن لم یتنکب الفتن؛ هرکس حقیقت را از طریق قرآن نشناسد، از فتنه‏ها بر کنار نمی‏ماند.
امام علی(ع) فرمودند: ان القرآن ظاهره انیق و باطنه عمیق لا تفنی عجائبه و لا تنقضی غرائبه و لاتکشف الظلمات الا به؛ براستی که قرآن ظاهرش زیباست و باطنش عمیق، عجایبش پایان ندارد، اسرار نهفته آن پایان نمی‏پذیرد و تاریکی‏های جهل جز بوسیله آن رفع نخواهد شد. نهج البلاغه خطبه ۱۸
امام علی(ع) فرمودند: الا ان فیه علم مایأتی و الحدیث عن الماضی و دواء دائکم و نظم ما بینکم؛
آگاه باشید که دانش آینده، اخبار گذشته و درمان دردهایتان و نظم میان شما در قرآن است. نهج البلاغه خطبه ۱۵۷
امام علی(ع)
و سُئِلَ فَقیلَ: إنَّ فِی القُرآنِ کُلَّ عِلمٍ إلاَّ الطِّبَّ؟: أما إنَّ فِی القُرآنِ لاَیَهً تَجمَعُ الطِّبَّ کُلَّهُ: «وَکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ.
امام على(ع) در پاسخ این پرسش که: «آیا در قرآن، همه دانش‏ها بجز دانش طب هست؟» زنهار! در قرآن، آیه‏اى هست که همه طب را یکجا در خود گرد آورده است: بخورید و بیاشامید؛ ولى زیاده‏روى نکنید. بحار الأنوار، جلد ۶۲، صفحه ۲۶۷، حدیث ۴۲
امام رضا(ع) : فی القرآن شفاءٌ من کل داءٍ و قال داووا مرضاکم بالصدقه و استشفوا بالقرآن فمن لم یشفِهِ القرآن فلا شفاء له: در قرآن دوای هر دردی است، و (سپس) فرمود: مرض های خود را با صدقه مداوا و آنها را با قرآن شفا دهید، پس کسی را که قرآن شفا ندهد، پس هیچ شفایی برای او نیست. مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۹۸
امام کاظم(ع) فرمودند: هر که به یک آیه قرآن اکتفا کند از شرق تا غرب عالم این آیه کفایت می‏کند او را اگر همراه با یقین باشد. الکافی، ج ۲، ص ۶۲۳
امام سجاد(ع) فرمودند: اگر همه مردمی که ما بین مشرق و مغرب هستند بمیرند من از تنهایی هراس نکنم بعد از آن که قرآن با من باشد. الکافی، ج ۲، ص ۶۰۲
امام صادق(ع) فرمودند: بر شما باد به تلاوت قرآن، به درستی که درجات بهشت به تعداد آیات قرآن کریم است، پس زمانی که قیامت برپا شود، به قاری قرآن گفته می‏شود که قرآن بخوان و بالا برو. بحار الأنوار، ج ۶۲، ص ۳۷۰
امام سجاد(ع) فرمودند: آیات قرآن خزائن و مخزنهایی هستند برای علم، پس هر زمان که باز شدند، سزاوار است بر تو تا بنگری که در آن چیست و از آن علم گیری. الکافی، ج ۲، ص ۴۴۶
دراین فراز ازدعا
درک حقییقت هستیی شناسی درخودشناسی وجهانشناسی نهفته شده است وتنها راه وصول به این حقیقت قرآن است که البته آنهم شرطی دارد لایمسه الاالمطهرون. قرآن نوریست که گمشده بشر است حتی بااین اوضای کشورهای اسلامی می‏توان باقاطعیت این سخن راگفت که قرآن که گمشده کشورهای اسلامی است آیا براستی وجود ناهنجاریهای فردی واجتماعی ازقبیل آماربالای طلاق بدحجابی وگرایشهای فرقه‏ای افسردگیها بی تفاوتیها و... بخاطردوری ازفهم ودرک قران نیست؟ لذا دراین فراز ازدعا ازحضرت جل واعلای درخواست می‏کنیم توفیق قرائت آیات قرآن را که به حقیقت درمان کننده دردهای بشراست.
ذکرمصیبت
سرمقدس حضرت سیدالشهدا قرآن خواند: ابن‏حبیش می‏گوید: ان أول رأس رفع علی رأس خشبه رأس الحسین»(ع) ؛ اولین سری که بر سر چوب کردند، سر مقدس حسین(ع) بود که بر سر چوب زدند و در دور کوفه گردانیدند آن سر مطهر را دیدم که بر نیزه زده بودند و آن سر مطهر قرآن تلاوت می‏نمود، چون گوش دادم، می‏گفت: (فسیکفیکهم الله و هو السمیع العلیم). سوره‏ی بقره: آیه‏ی ۱۷
ابن‏جوزی در «مرآت‏الزمان» روایت کرده از سلمه بن کهیل که می‏گوید:
چون آن سر مبارک را به نزدیکی غرفه‏ی من آوردند، شنیدم این آیه را می‏خواند: أم حسبت أن أصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا). سوره‏ی کهف: آیه‏ی ۹
چون این آیه و معجزه را دیدم، موهای بدنم راست شد، گفتم: یابن رسول‏الله! سرت را که بر نیزه زده‏اند، از قصه‏ی اصحاب کهف و رقیم عجیب‏تر است. الارشاد: ۱۱۷/۲، بحارالانوار: ۱۲۱/۴۵
ابن طاووس می‏فرماید: در اینجا سزاوار است که به مثل این اشعار تمثل جسته و آنها را بیان کنم. بعضی ذکر کرده‏اند: هاتفی در بالای سر، به این اشعار ندا داد:
رأس ابن بنت محمد و وصیه للناظرین علی قنات یرفع
و المسلمون بمنظر و بمسمع لا ضارع منهم و لا متفجع‏
در مصدر و بحارالانوار آمده: «لا منکر»
سر فرزند پیغمبر حضرت محمد(ص) و وصی را بر نیزه می‏زنند به جهت این که مردم بر او نظر کنند و جماعتی که می‏گویند: مسلمانیم می‏بینند و می‏شنوند، نه کسی بر او جزع می‏کند و نه کسی دلش از این بلیه به درد می‏آید.

دسته: نودمجلس در30 روز (ماه مبارک رمضان ) | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

آذر ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« آبان    
 12345
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰  
No Image No Image