آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
شرح دعای روزسوم ماه مبارک رمضان پيوند ثابت

روز سوم
احکام
۱- من در روز ماه رمضان به علّت اغواى شیطان تصمیم گرفتم روزه‏ام را باطل کنم لکن قبل از این که عملى که روزه را باطل مى‏کند انجام دهم، از تصمیم خود منصرف شدم حکم روزه‏ام چیست؟ و اگر این امر در روزه غیر ماه رمضان پیش آید چه حکمى دارد؟ج: در روزه ماه رمضان اگر در اثناى روز از نیت روزه گرفتن بر گردد بطورى که قصد ادامه روزه نداشته باشد، روزه‏اش باطل مى‏شود و قصد دوباره او براى ادامه روزه فایده ندارد. امّا اگر دچار تردید شود به این معنى که هنوز تصمیم نگرفته است روزه را باطل کند، یا تصمیم بگیرد کارى را که موجب باطل شدن روزه است صورت دهد و هنوز آن را انجام نداده در این دو صورت صحت روزه او محل اشکال است و احتیاط واجب آن است که روزه را تمام کند و بعداً هم آن را قضا نماید. هر روزه واجب معین دیگر – مانند نذر معین و امثال آن نیز داراى همین حکم است.
۲- آیا اگر از دهان شخص روزه دار خون بیاید، روزه‏اش باطل مى‏شود؟ج: روزه به سبب آن باطل نمى‏شود، ولى واجب است که از رسیدن خون به حلق جلوگیرى کند.
۳- حکم استعمال دخانیات مانند سیگار در حال روزه چیست؟ج: احتیاط واجب آن است که روزه‏دار از دودهاى انواع دخانیات نیز مواد مخدّرى که از راه بینى یا زیر زبان جذب مى‏شود خوددارى کند.
نماز شب سوم: دو رکعت، در هر رکعت، بعد از حمد پنجاه مرتبه سوره‏ی توحید.
ثواب: حضرت علی(ع) فرمود: هر کس این نماز را بخواند، ندا کرده می‏شود در قیامت به این که او آزاد شده‏ی خداست از آتش.
شرح دعای روزسوم
اللّهمَّ ارزُقنی فیهِ الذّهنَ وَ التَّنبیهَ وَ باعِدنی فیهِ مِنَ السَّفاهَهٍ وَالتَّمویهِ واجعَل لی نصیباً مِن کُلِّ خَیرٍ تُنزِلُ فیهِ بِجُودِکَ یا اَجوَدَ الاَجوَدینَ.
خدایا در این روز تیزهوشی و بیداری را نصیب من بفرما و مرا از بی‏خردی و اشتباه‏کاری دور گردان و مرا از هر خیری که در آن نازل می‏کنی بهره‏مند بفرما، به بخشندگیت‏ای بخشنده‏ترین بخشندگان.
تفاوت رزق و مال
معنای لغوی رزق و روزی: روزی واژه‏ای است فارسی که به معنای خورد و خوراک روزانه و آن چه که روز به روز به کسی داده می‏شود و قسمت او می‏گردد و نیز ضروریات زندگی به کار رفته است. رزق واژه‏ای عربی است و معادل روزی می‏باشد که به معنای خوراک روزانه، نصیب و بهره به کار رفته است. در اصطلاح چیزی است که می‏توان از آن بهره برداری کرد. پس رزق چیز‏ی است که قابلیت بهره برداری دارد، در نتیجه رزق هر کس غیراز دارایی و ثروت اوست. پس رزق هر کس به میزان برخورداری او از نعمت است نه میزان دارائی‏اش.
فرق رزق و روزی با مال چیست؟ مال در واقع آن چیزی است که اعتباراً به نام ما می‏باشد. یعنی در دفاتر اسناد ثبت شده است که مثلاً این زمین مال ما است، قبلا به نام کسی دیگری بود، الان به نام ما شده است، اما رزق، آن بهره‏ای است که خود ما از مال می‏بریم، یعنی آن قسمت و سهمی از مال است که مورد استفاده فرد قرار می‏گیرد، مثلا آن را می‏خوریم، می‏پوشیم و ممکن است چیزی، مال ما باشد، ولی رزق ما نباشد و نتوانیم از آن استفاده کنیم، هر رزقی مال است، ولی هر مالی، رزق نیست.

انواع رزق
بر خلاف تصور عموم مردم که روزی را منحصر در مصادیق مادی آن می‏دانند، در روایات، واژۀ رزق و روزی، معنایی گسترده دارد و شامل تمام نعمت‏های خدا می‏شود. خواه آن نعمت مادی یا معنوی باشد؛ از این رو تندرستی، آرامش، توفیق انجام واجباتی؛ چون حج، علم، شهادت، دوست خوب و … تمامشان از موارد روزی محسوب می‏شود. امام صادق(ع) در روایتی از معرفت به معایب کلام و فوائد سکوت، تعبیر به رزق نموده‏اند. [امام صادق(ع) ، مصباح الشریعه، باب۴۶، ص۱۰۲، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۰ ه ق] همین تعبیر در زیارت عاشورا نیز دربارۀ بیزاری از دشمنان اهل بیت، خون خواهی از مظلومان کربلا در رکاب امام زمان(عج) و بهره مندی از شفاعت امام حسین(ع) در روز قیامت ذکر شده است.، شیخ عباس قمی، مفاتیح‏الجنان، الاهی قمشه ای، زیارت عاشورا، ص۸۹۲- ۸۹۷، مؤمنین، چاپ چهارم، قم، ۱۳۸۱ش
صدرالمتألهین در تفسیر خود، غذای هر موجودی را از جنس آن موجود و مشابه آن معرفی می‏کند. پس همان طور که غذای ابدان طعام‏های مادی و مناسب بدن است، غذای عقول انسانی نیز مناسب آن و عبارت است از ادراک علوم عقلی. حیات عقول و تکمیل و ازدیاد آن به علم است، و در مقابل موت و هلاکت آن به جهل است. سپس ایشان رزق در آیه شریفۀ «وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقى» [طه، ۱۳۱] را رزق معنوی علمی معرفی می‏کند. [صدرالمتالهین، محمد بن ابراهیم‏، تفسیر القرآن الکریم، خواجوى‏، محمد، ج‏۱، ص ۲۹۱، بیدار، چاپ دوم‏، قم‏، ۱۳۶۶ ش]
روایتی دیگردرباره رزق معنوی
امام علی(ع) در بارۀ اهمیت علم می‏فرماید: «کمال دین طلب علم و عمل به آن است. آگاه باشید که طلب علم از طلب مال بر شما واجب‏تر است». [کافی ج۱، ص ۷۳] البته مشکلاتی چون امرار معاش و مخارج سنگین زندگی ممکن است فکر طالب علم را مشغول کند، اما در این رابطه نیز روایاتی، بیانگر تضمین روزی اهل علم از جانب خداوند سبحان است. از جملۀ آنها حدیثی است که پیامبر اکرم می‏فرماید: «کسی که صبح گاه به دنبال علم برود ملائکه بر او سایه می‏افکنند و در معیشت او برکت داده می‏شود و از روزی او چیزی کاسته نمی‏شود. [علامه مجلسى‏، بحار الأنوار، ج ۱، ص ۱۸۴، اسلامیه، ‏ تهران]
خاطره
یکی ازطلاب در خاطرات تبلیغی اش می‏گوید برای رفتن به یک مکان تبلیغی استخاره کردم خیلی خوب آمد ان مکان هم یک شهرک توریستی بود نه تنها بامشکلات فراوان در شهرک مستقرشدم بلکه دراخرکارهم هیچ خبری نشد باخودم گفتم این چه استخاره‏ای شد؟ بعدکه کمی فکرکردم دیدم دراین چهل روزی که درآنجا بودم مردم باصدای اذان صبح من برای اقامه نماز بلندمی شدند واین برای من یک رزق معنوی بود. درروایت داریم تاجری آمد نزدامام صادق(ع) عرض کرد استخاره‏ای بفرمایید امام صادق(ع) استخاره کردند فرمودند بداست تاجربه استخاره عمل نکردوبه مسافرت رفت اتفاقا سودکلانی هم کرد آمد نزد امام صادق(ع) وعلت راسوال کرد امام(ع) فرمود آیا یادت هست درفلان روز نمازصبحت قضا شد تمام سودی که بردی نمی‏توانی این ضایعه راجبران نمایی.
شهادت، رزق معنوی
بالاترین ارزش و مقام برای انسان شهادت در راه خدا است؛ زیرا انسان با شهادت به جایگاهی بسیار بلند در نزد خدا می‏رسد. قرآن کریم در این باره می‏فرماید: «گمان نبرید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مردگان اند، آنان زنده اند و در نزد خدا روزی می‏خورند». [آل عمران، ۱۳۹، «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ».]
درتفسیر مجمع البیان آمده است: «یُرْزَقُونَ»؛ یعنی صبح و شام از نعمت‏هاى بهشتى روزى می‏خورند و گفته‏اند یعنى در قبرها روزى می‏خورند. [طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، مترجمان، ج‏۴، ص ۳۳۹، فراهانى‏، چاپ اول، تهران‏، ۱۳۶۰ ش.]
درتفسیر دیگری مراد از رزق شهدا این گونه معرفی شده است: «و رزق ایشان همان رزق معلوم است که در باره مخلصین فرموده‏اند «أُولئِکَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ» [صافات، ۴۱٫] و قتل فى سبیل اللَّه اشاره به همین مرتبه از خلوص است. این دو رزق متحد و یکى است و قرین (کون عند ربهم) ». [بانوى اصفهانى، سیده نصرت امین‏، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج ‏۱۵، ص ۲۱۸ و ۲۱۹، نهضت زنان مسلمان‏، تهران‏، ۱۳۶۱ ش. ‏]
جمع بین این دو تفسیر آن است که هم از روزی‏های ظاهری بهشت بهره مند می‏شوند و هم از روزی‏های معنوی (مانند معارف و حقایق)؛ چون بهشت نیز مراتب دارد. [ابن عربى، ابو عبدالله محیى الدین محمد، تفسیر ابن عربی، رباب، سمیر مصطفى، ج‏۱، ص ۱۳۰،]
در روایات آمده است که شهید، هفت ویژگى اعطایى از جانب خداوند دارد: «اوّلین قطرۀ خونش، موجب آمرزش گناهانش مى‏گردد. سر در دامن حورالعین مى‏نهد. به لباس‏هاى بهشتى آراسته مى‏گردد. معطّر به خوش بوترین عطرها مى‏شود. جایگاه خود را در بهشت مشاهده مى‏کند. اجازۀ سیر و گردش در تمام بهشت به او داده مى‏شود. پرده‏ها کنار رفته و به وجه خدا نظاره مى‏کند». [حرّ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ‌۱۵، ص ۱۶، مؤسسه آل البیت، چاپ اول، قم، ۱۴۰۹ ه‍ ق.]
دعای روزسوم دریک نگاه
۱- رزق در قرآن محدود به رزق مادی نمی‏باشد و هر چیزی که انسان از آن بهره‏مند شود رزقی است که از طرف خداوند به او رسیده و مقدر شده است؛ خواه مواهب مادی مثل مسکن و خوراک وپوشاک و… باشد؛ و خواه امور معنوی، مانند هدایت، امام، معارف و علم و لذات روحی و توفیق عبادات باشد. (تفسیر نمونه، ج ۲۰، ص ۳۷۴)
۲- دراین بخش از دعا، روزى تنها به معناى مواهب مادى نیست. روزى معناى وسیعى دارد که روزی‏هاى معنوى را نیز در بر مى‏گیرد، بلکه رزق اصلى، همین رزق و روزی معنوى است؛ در دعاها تعبیر «رزق» در مورد روزی‏هاى معنوى بسیار به کار رفته است، در مورد حج مى‏گوییم: «اللهم ارزقنى حج بیتک الحرام.» در مورد توفیق اطاعت و دورى از معصیت آمده: «اللهم ارزقنى توفیق الطاعه و بعد المعصیه…» و در دعاى روز پانزدهم ماه رمضان مى‏خوانیم: «اللهم ارزقنى فیه طاعه الخاشعین
۳- – درعصرمدرنیته وتکنولوزی هوشمندی و دوری از سفاهت و کم‏خردی درچیست؟ دراین دوره که شیاطین به کمک علم وفنآوری وسلطه رسانه‏ای سعی دردورکردن مردم ازصراط مستقیم رادارند وما آثارآنرادرکوچه وخیابان وخانه وخانواده و… می‏بینیم ماازخدادراین دعا می‏خواهیم تیزهوشی و دوری از سفاهت و کم‏خردی را به اینکه با تیزهوشی به وسیله علم وخودسازی به کمال مطلق برسیم یک انسان تیزهوش آگاه هدف از خلقت است ومی داند که دنیا باهمه زیبایها وزینتهایی که داده شده محل گذراست و توقف دراین دنیا چندروزه وچند ساله است لذاتمام سعی وتلاش خودرابکار می‏گیرد تاازاین فرصت هرچه می‏تواند استفاده کند واگرگرفتاردامهای پرزرق وبرق وزینت داده شده مثلااگرزندگییش رنگ وبوی غیرالهی گرفته تافرصت باقیست برگردد ودرماه مبارک رمضان زمینه های این بازگشت بیشتر فراهم است.
۴- نتیجه تیزهوشی دوری از سفاهت ووروددرهرخیری می‏باشد.
حکایت
فرار حضرت عیسی از احمق
حضرت عیسی(ع) با شتاب به سوی کوهی می‏گریخت. شخصی او را در آن حال دید، به او گفت: با این سرعت کجا فرار می‏کنی؟ من که پشت سر تو، نه شیری می‏بینیم و نه دشمنی! حضرت عیسی(ع) به او گفت: من از دست آدم‏های احمق فرار می‏کنم. آن شخص کنجکاو می‏پرسید: مگر تو آن همه کور و عاجز و بیمار را شفا نداده‏ای؟ و مگر تو نبودی که آن همه معجزه جاری ساختی که چشم همگان مات و متحیر ماند؟ حال که این همه قدرت داری، پس احمق‏ها را هم عاقل کن. آن حضرت گفت: آری من با دم گرم الهی خود حتی به مردگان روح و حیات بخشیدم، اما با این که بارها و بارها به اندرز آدم‏های احمق پرداخته‏ام، مواعظ من هیچ تأثیری در آنها نبخشیده است.
با اینهمه اندرزها چشم پوشی ازواقعیتهای جهان خلقت وتن دادن به توهمات شیطانی واقعا ازسفاهت است. همانطوریکه افرادی درطول تاریخ ازاین سفاهت استفاده کردند وامامت راکه مهمترین رکن اگاهی بخشی وهدایت بودخانه نشین کردندویا آنانرا به زهرجفا شمشیرکین به شهادت رساندن ونسلهای تشنه بیداری وحقیقت جو رادرعسرورنج قراردادند وازهمین سفاهت بود وقتی که اسرای اهل را وارد شام کردند شام راآذین بستند ومردم به جشن وسرور پرداختند یوم فرحت به فیه ال زیاد وال مروان.
ذکرمصیبت
ازجهالت مردم ولی خدا خانه نشین شد
سلمان فارسی می‏گوید: کار مردم را به علی(ع) در حالیکه پیامبر را غسل می‏داد خبر دادم و گفتم: ابوبکر هم اکنون بر فراز منبر پیامبر(ص) قرار گرفته، و مردم به این راضی نمی‏شوند که با یک دست با او بیعت کنند، بلکه به هر دو دست راست و چپ با او بیعت می‏کنند! علی(ع) فرمود:‏ای سلمان، آیا می‏دانی اول کسی که با او بر منبر پیامبر بیعت کرد که بود؟ عرض کردم: نه، ولی او را در سقیفه بنی ساعده دیدم هنگامی که انصار محکوم شدند، اولین کسانی که با او بیعت کردند مغیره بن شعبه و سپس بشیربن سعید و بعد ابوعبیده جراح و بعد عمربن الخطاب و سپس سالم مولی ابی حذیفه و معاذبن جبل بودند. فرمود: درباره اینان از تو سؤال نکردم آیا دانستی هنگامی که از منبر بالا رفت اول کسی که با او بیعت کرد که بود؟ عرض کردم: نه، ولی پیرمرد سالخورده‏ای که بر عصایش تکیه کرده بود دیدم که بین دو چشمانش جای سجده‏ای بود که پینه آن بسیار بریده شده بود! او بعنوان اولین نفر از منبر بالا رفت و تعظیمی کرد و در حالیکه می‏گریست گفت: سپاس خدایی را که مرا نمیرانید تا تو را در این مکان دیدم! دستت را (برای بیعت) بازکن ابوبکر هم دستش را دراز کرد و با او بیعت کرد سپس گفت: «روزی است مثل روز آدم» و بعد از منبر پائین آمد و از مسجد خارج شد. علی(ع) فرمود:‏ای سلمان، می‏دانی او که بود؟ عرض کردم: نه، ولی گفتارش مرا ناراحت کرد گوئی مرگ پیامبر را با شماتت و مسخره یاد می‏کرد فرمود: او ابلیس بود خدا او را لعنت کند. آری این ابلیس بود که از جهل مردم کمال استفاده را کرد. و از روز غدیر که روز ناامیدی او بود تا امروز لحظه شماری می‏کرد تا سرچشمه حق و حقیقت را از خلافت جدا کند. و به آرزوی خود رسید و هم پیمانان صحیفه ملعونه به وعده خود عمل کردند.
علی(ع) همان شب اسبی آماده کردند حضرت زهرا(س) سوار بر مرکب امام حسن(ع) و امام حسین(ع) از پشت سر و علی(ع) از جلو در حالی که افسار اسب را گرفته بود در خانه تمامی مهاجر و انصار رفت و حق خود را یاد آوری کرد و پیمان گرفت همگی فردا صبح برای بیعت با علی(ع) در مسجد جمع شوند، ولی صبح فردا بجز چهار نفر (سلمان، ابوذر، مقداد، زبیربن عوام) کس دیگری نیامد. علی(ع) این کار را سه شب تکرار کرد، ولی جز این چهار نفر کس دیگری نیامد. علی(ع) با این کار حجت را با همه تمام کرد و جواب کسانی که بعد‏ها حضرت را متهم به کم کاری در حق خود می‏کردند داد حتی حضرت در جمله‏ای فرمودند: اگر چهل نفر یاور داشته باشم در خانه نمی‏نشینم. وقتی حضرت علی(ع) عهد شکنی مردم را دید در خانه نشست، و به جمع آوری قران مشغول شد تا قبل از این قران بصورت پراکنده در اوراق و تکه چوبها و پوستها و کاغذ‏ها نوشته شده بود. و حضرت با خود عهد کرد که تا قران را جمع آوری نکرده عبا بر دوش نیاندازد. بعد از این که علی(ع) قران را جمع آوری کرد، به مسجد آمد، در حالی که ابوبکر بر منبر بود سپس فرمود:‏ای مردم من از روزی که پیامبر از دنیا رفته به غسل آن حضرت و سپس به قران مشغولم تا آن که همه آنرا بصورت یک مجموعه در این پارچه جمع آوری نمودم، و آیه‏ای نیست مگر آن که برای پیامبر(ص) خوانده ام و تأویلش را به من آموخته است سپس فرمود برای آنکه فردا نگوئید: ما از این مطلب بی خبر بودیم! و بعد فرمود و بدین جهت که روز قیامت نگوئید: من شما را به یار‏ی خویش دعوت نکردم و حق خود را برایتان یادآور نشدم و شما را به کتاب خدا از ابتدا تا انتهایش دعوت نکردم!عمر گفت: قرانی که همراه خود داریم ما را از آنچه بدان دعوت می‏کنی بی نیاز می‏نماید. سپس علی(ع) داخل خانه شد.
ابوبکر با مشورت عمر کسی را نزد علی(ع) فرستاد که: خلیفه پیامبر را جواب بده! ولی حضرت در جواب فرمود: چه زود بر پیامبر دروغ بستید. او و آنانیکه اطراف او هستند می‏دانند که خدا و رسولش غیر مرا خلیفه قرار نداده اند فرستاده آمد آنچه حضرت فرموده بود رسانید. ابوبکر گفت: برو به او بگو: امیرالمؤمنین ابوبکر را جواب بده او هم آمد و آنچه گفته بود به حضرت خبر داد علی(ع) فرمود: سبحان الله بخدا قسم زمانی طولانی نگذشته است که فراموش شود بخدا قسم او می‏داند که این نام (امیرالمؤمنین) جز برای من صلاحیت ندارد فرستاده ابوبکر رفت و آنچه حضرت فرموده بود به او خبر داد آن روز هم ابوبکر درباره او سکوت کرد. شب چهارم بعد از وفات پیامبر(ص) حضرت علی(ع) مانند سه شب گذشته سراغ مهاجر و انصار رفت ولی همان شد که در آن سه شب گذشت. این جا بود که حضرت علی(ع) خانه نشینی اختیار کرد.
آیا علی را بحال خود گذاشتند نه والله. درخانه ولی خدا را آتش زدند پهلوی فاطمه شکستند سیلی بصورت فاطمه زهرا زدند‏ای وای ریسمان…

دسته: نودمجلس در30 روز (ماه مبارک رمضان ) | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

مهر ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
 12
۳۴۵۶۷۸۹
۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶
۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳
۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰
No Image No Image