آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
شرح دعای روز چهارم ماه رمضان پيوند ثابت

روز چهارم
احکام
۱- حکم نماز و روزه در سفرى که براى شرکت در یک مسابقه ورزشى انجام مى‏شود، چیست؟ ج ـ اگر سفر حرام باشد مثل اینکه براى مسابقه بکس یا مسابقه در شطرنج باشد سفر معصیت است و نماز در آن تمام است و روزه را باید بگیرد و الاّ تکلیفش قصر نماز و افطار روزه است.
۲- آیا با محاسبات منجمین، ماه ثابت مى‏شود مخصوصاً وقتیکه آنها امروز نسبت به زمان گذشته امکانات خیلى دقیق و مجهّز در اختیار دارند و اصرار می‏ورزند که نتائج دستگاه‏هاى علمى امروز قابل انکار نمى‏باشد. ج ـ پیشگوئى منجمّین بنفسه حجّت شرعیّه نیست، بلى اگر براى هر کس موجب علم به صحّت محاسبه شود، باید به علمى که از گفته منجّم حاصل شده عمل نماید.
۳ـ آیا تطوق و بلند بودن هلال را، دلیل بر شب دوم مى‏دانید؟ ج ـ بلند بودن ماه و تطوق آن، دلیل شرعى بر شب دوم نیست.
آیت‏ الله صافى گلپایگانى
نمازشب چهارم: هشت رکعت نماز دارد در هر رکعت بعد از حمد بیست سورۀ قدر.
ثواب: حضرت علی (ع) فرمود: کسی که این نماز را بخواند، بلند می‏گردد عمل او در این شب به عمل هفت پیغمبر از کسانی که رسانیده اند رسالات پروردگار متعال را.
شرح دعای روز چهارم ماه رمضان
اللهمّ قوّنی فیهِ علی إقامَهِ أمْرِکَ
خدایا نیرومندم نما در آن روز به‏پاداشتن دستور فرمانت
واذِقْنی فیهِ حَلاوَهَ ذِکْرِکَ
و بچشان در آن شیرینی یادت را
وأوْزِعْنی فیهِ لأداءِ شُکْرَکَ بِکَرَمِکَ
و مهیا کن مرا در آن روز برای انجام سپاسگزاریت به کـرم خودت
واحْفَظنی فیهِ بِحِفظْکَ وسِتْرِکَ
و مهیا کن مرا در ن روز برای انجام سپاسگزاریت به کـرم خودت
یـا أبْصَرَ النّاظرین
ای بیناترین بینایان
خدایا مرا در این روز، براى اقامه و انجام فرمانت قوت بخش و حلاوت و شیرینى ذکرت را به من بچشان و به لطف خود مرا براى اداى شکر خودت مهیا ساز و در این روز مرا به حفظ و پرده پوشى از گناه محفوظ بدار،‏اى بصیرترین بینایان عالم.
در بخش اول دعای روز چهارم این گونه است که خدایا مرا در این روز، بر اقامه کردن و برپا داشتن امر خودت قوی گردان.
شرح فرازهای دعا
«اللهمّ قوّنی فیهِ علی إقامَهِ أمْرِکَ»: خدایا به من قوه بده تا در ماه رمضان بتوانم به خوبی عبادت و امر تو را اطاعت کنم. عبادت قوه می‏خواهد و قوه عبادت غیر از قوه جسمانی است. در این فراز از دعا از خداوند نیروی انجام دستورات و اطاعت از فرامین الهی را می‏طلبیم؛ یعنی توفیق خواستن از خداوند متعال. امام علی (ع) می‏فرماید: التوفیق من جذبات الرب یعنی: توفیق از کشش‏های پروردگار است؛ پس: توفیق توجه خاصه‏ی پروردگار به مومن است جهت با میل و رغبت انجام دادن دستورات و فرامین الهی و اعمال صالحه؛ و ترک محرمات الهی؛ با توفیق الهی انجام دستورات الهی و ترک محرمات آسان می‏گردد. امام باقر (ع) در پاسخ به سوال از معنای جمله: لا حول و لا قوه الا بالله حضرت فرمودند: معناه لا حول لنا عن معصیه الله إلا بعون الله، و لا قوه لنا علی طاعه الله إلا بتوفیق الله عز وجل بنابراین اللَّهُمَّ قَوِّنِی فِیهِ عَلَی إِقَامَهِ أَمْرِکَ: یعنی معنایش این است که ما حول و قدرت روی گرداندن از معصیت خدا نداریم، مگر به یاری خدا، و قوت و توانایی بر طاعت و انجام دستورات خدا نداریم، مگر با توفیق خداوند عز و جل. پس خدایا به من قوه بده تا در ماه رمضان بتوانم به خوبی عبادت و امر تو را اطاعت کنم.
خداوند در سوره آل عمران آیه ۱۶۰ می‏فرماید: إن ینصرکم الله فلا غالب لکم و إن یخذلکم فمن ذا الذی ینصرکم من بعده و علی الله فلیتوکل المومنون یعنی: اگر خدا شما را یاری کند هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد و اگر وا گذاردتان چه کسی بعد از او شما را یاری خواهد کرد؟ و مومنان باید به خدا توکل کنند. حضرت جواد الائمه (ع) می‏فرماید: الثقه بالله تعالی ثمن لکل غال و سلم إلی کل عال یعنی: تکیه و اعتماد به خدا بهاء و ارزش و قیمت هر چیز گران بهایی است و نردبان هر بلند پایه گی هست. توفیق و توکل و تکیه به قدرت خدا فقط؛ کلید‏های سعادت دنیوی و اخروی هستند. و یکی از اوامر الهی روزه هست که از خداوند تبارک و تعالی می‏خواهیم که به ما توفیق انجام روزه واقعی را عنایت بفرماید و قوت و توانایی بر اطاعت همه‏ی دستورات الهی و قدرت روی گرداندن از معاصی الهی را عنایت بفرمایدخدایا به من قوت بده که در ماه رمضان خوب عبادت کنم و امر تو را اطاعت کنم؛ نباید فراموش کرد قوّت عبادت غیر از قوّت بازو است.
امام زین العابدین (ع) در دعای ۴۴ صحیفه سجادیه چنین با خداوند مناجات می‏فرمایند؛ «واعنا علی صیامه» ‏یعنی «خدایا مرا برای روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان یاری فرما» که اگر به مفهوم آن توجه نماییم می‏بینیم اولاً به پا داشتن روزه در ماه مبارک رمضان همان اقامه امر خداوند در این ماه می‏باشد، آن هم روزه واقعی که در دعای روز اول مختصراً در مورد آن شرحی داده شد، که مجدداً برای فهم بیشتر، اشاره می‏نماییم به ادامه دعا که آن حضرت می‏فرمایند: «بکف الجوارح عن معاصیک» یعنی «ما را یاری کن تا بتوانیم اعضای بدن خود را از آلوده شدن به گناه و آنچه مورد پسند تو نیست بازداریم» که این قسمت از دعا نیز نشان دهنده این است که روزه واقعی تنها پرهیز از خوردن و آشامیدن نمی‏باشد بلکه تمام اعضا و جوارح انسان باید روزه دار باشد و امر به روزه نیز از طرف خداوند امر به روزه واقعی می‏باشد، ثانیاً برای انجام دادن هر امری نیاز به نیرو و قوه الهی داریم چرا که لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم”‏نیست نیرو و قوتی مگراز طرف خداوند بلند مرتبه و بزرگ و اگر خداوند در این امر ما را یاری نکند به واقع ما در انجام اعمال (چه عبادی و غیر عبادی) با شکست مواجه خواهیم شد. پس در این روز از خداوند می‏خواهیم که ما را در انجام اوامرش نیرو و قوت بخشیده و یاریمان نماید.
سال‏ها پیش در مشهد پیرمردی بود بالای صد سال عمر داشت ولی نمازهایش را ایستاده می‏خواند! همان پیرمرد یک بار سبک را به زور بر می‏داشت بنابراین قوت عبادت غیر از قوت بدن است.
توان امیرالمؤمنین الهی بود
امیر المومنین نان خشک را نمی‏توانست بشکند، ولی قلعه خیبر را فتح کردند و آن رشادت‏ها را آفریدند و یاران ایشان گفتند: شما با این شجاعت و… چطور نان خشک را نمی‏توانید بشکنید، حضرت فرمودند: آن به قوه روحانی بود و این به قوه جسمانی است. بحارالانوار ج: ۲۱ ص: ۲۶
لذا این دو قوه با هم دیگر تفاوت دارد، پس ممکن است شخصی شصت ساله باشد، ولی قوت عبادت او از جوانان بیشتر باشد لذا در ماه رمضان از خدا درخواست کنید که قوه عبادت به شما بدهد. در دعای کمیل هم این دعا از خدا خواسته می‏شود که «قَوّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارحی» اقبال الاعمال، ص ۷۰۹؛ مفاتیح الجنان؛ دعای کمیل
چرا خیر و برکت کم شده است
در قدیم پدران ما دو ساعت به اذان برای عبادت در اتاقی خلوت می‏کردند و یک ساعت بعد از آفتاب از خلوت گاه خود بیرون می‏آمدند و دنبال کسب و کار می‏رفتند؛ تاجرهای ما هم این طوری بودند! دعا می‏خواندند؛ زیارت عاشورا می‏خواندند و… بعد به محل کسب می‏رفتند ولی الآن چه…؟! لذا خیر و برکت هم کم شده است.
وَ أَذِقْنِی فِیهِ حَلاَوَهَ ذِکْرِکَ
خدایا در این ماه رمضان یک درخواست دیگر هم از تو دارم و آن این است که حلاوت و شیرینی یاد خودت را به من بچشانی؛ که اگر این‏طور شد؛ حلاوت و شیرینی یاد پرورگارراهم باید خود اوعنایت کند مثل شناخت خوداواللهم عرفنی نفسک خدایا خودت خودت رابه من بشناسان. دلیل این مطلب در خطبه اول نهج البلاغه در توصیف خداوند مى‏فرماید: «همان خدایى که افکار بلند و ژرف اندیش، کنه ذاتش را درک نکنند، و غوّاصان هوشمند دریاى علوم و دانش ها، دسترسى به کمال هستیش پیدا ننمایند» (اَلَّذِى لایُدْرِکُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَلا یَنالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ). تعبیر به «بُعْدُ الْهِمَمِ وَ غَوْصُ الْفِطَنِ» گویا اشاره به این حقیقت است که اگر افکار بلند در قوس صعودى و اندیشه‏هاى قوى در قوس نزولى حرکت کنند، هیچ یک به جایى نمى‏رسند و از درک کنه ذاتش عاجز و ناتوانند. سپس در ادامه این سخن، خود امام (ع) به دلیل آن پرداخته که چرا انسانها از درک کنه ذاتش عاجز و ناتوانند؟ مى‏فرماید: او کسى است که براى صفاتش حدّى نیست و توصیفى براى بیان اوصافش وجود ندارد، و نه وقت معیّنى و نه سرآمد مشخّصى براى ذات پاک اوست! (اَلَّذى لَیْسَ لِصِفَتِهِ حَدّ مَحْدُود، وَ لا نَعْتٌ مَوْجُود، و لا وَقْتٌ مَعْدُود وَ لا اَجَلٌ مَمْدُودٌ). یعنى چگونه ما مى‏توانیم به کنه ذاتش برسیم در حالى که فکر ما بلکه تمام هستى ما محدود است و جز اشیاى محدود را درک نمى‏کند حال آن که ذات خدا از هر نظر نامحدود و صفات بى پایانش از ازل تا ابد را گرفته، نه حدّى دارد، نه توصیف قابل درکى و نه آغاز و نه پایانی. نه تنها ذات او که صفات او نیز نامحدود است. علمش نامحدود است و قدرتش بى پایان، چرا که همه اینها عین ذات نامحدود اوست لذا اگرما اذکار نماز دقت کنیم همین پیام رامی رساند وقتی الله اکبر می‏گویم یعنی الله اکبر ان یوصف نکند حالاکه می‏خواهیم عبادت کنیم براساس برهانهای عقلی درفضای ذهن چیزی بنظرانسان بیاید. مرحوم شهید مطهری درپاسخ یکی از عرفا ازایشان سوال کرده بودند شما در نماز چگونه حضورقلب پیدا می‏کنید شهید مطهری درپاسخ می‏گویند معنای نمازرادرنظرمی گیرم وتوجه به مضامین آن پیدا می‏کنم آن عارف بزرگ (مرحوم حداد) فرموده بودند پس توکی نماز می‏خوانی.
یکی ازعرفا درپاسخ به اینکه توحید چیست؟ فرموده بودند توحید این است که هرچه درباره خدادرذهنت هست دور بریزی. لذاذکرحقیقی انستکه بعدازتمام شدن برهانهای عقلی. اوالهام می‏کند. دراین صورت است که دعاهای طولانی مثل دعای جوشن کبیروصغیرویا دعا ی عرفه حضرت سید الشهدا (ع)برای شخصی که به این مقام دست پیدا کرده است نه تنها خسته کننده نیست بلکه انسان به کمال رسیده هرچه جلومی روداشتیاق وصف ناپذیری تری پیدا می‏کند. دراحوالات عبادت حضرت صدیقه شهیده فاطمه آورده اند که آنقدر ایشان عبادت کرد تا پاهای مبارک ورم کرد وحضرت امیرالمومنین (ع) شبی هزار رکعت نمازمی خواندند.
حکایت راستان
خادم حرم امام رضا (ع) نقل می‏کند یک شب برفی مرحوم نخودکی اصفهانی هماهنگ کرد برای عبادت بالابام حرم عبادت کند ایشان سرشب واردشدند وما بعداز۱۰شب بدون اینکه متوجه شیخ باشیم درب بستم به منز ل رفتیم سحر که بیدارشدم بروم برای بازکردن حرم یادم امد که‏ای وای شیخ را در بالای بام در این شب سردوبرفی جا گذاشتم باخودم گفتم شیخ ازدنیا وقتی با عجله رفتم وقفل را باز کردو دیدم شیخ درر کوع است ومقداری برف روی پشت شیخ جمع شده معلوم می‏شود ازشب تا سحردررکوع بوده است. کجایند اویس قرنها که می‏گفت امشب شب رکوع است وتمام شب رادر رکوع بود می‏گفت امشب شب سجده است وتمام شب رادرسجده بود

در روایت وارد شده است اگر عالمی به علمش عمل نکند کم‏ترین عذابی که خدا برای او در نظر می‏گیرد این است که حلاوت و شیرینی مناجات با خدا از او گرفته می‏شود «إِنَّ أَدْنَی مَا أَنَا صَانِعٌ بِهِمْ أَنْ أَنْزِعَ حَلَاوَهَ مُنَاجَاتِی عَنْ قُلُوبِهِمْ» (کافی ج ۱، ص ۴۶)
حکایت راستان
یکى از مجتهدین مى‏فرمود: در نماز جماعتى که من در صف دوم ایستاده بودم، دیدم که آقاى بهجت سوره مبارکه قدر را تلاوت مى‏کنند در یک لحظه متوجه شدم که براى آقا حالت تجرد روح ایجاد شده و روح او در جلو سوره قدر را مى‏خواند و جسم خود آقا نیز به او اقتدا کرده است و ما هم به جسم آقا اقتدا کرده ایم. کتاب داستان‏های عارفانه.
حکایت راستان
مرحوم علاّمه طباطبائی رضوان الله تعالی علیه برایم تعریف کرد که من در مسجد سهله در مقام ادریس نماز می‏خواندم، در نماز وتیره سوره مبارکه را قرائت می‏کردم که ناگهان دیدم از جای خود حرکت کردم ولی بدنم در زمین است، بقدری با بدنم فاصله گرفتم که او را از دورترین نقطه مشاهده می‏کردم، تا پس از چندی به حال اوّل خود برگشتم و بار دیگر نهر آب دیدم که در روایت آمده است: هزار و یک نکته – علاّمه حسن زاده آملی
حکایت راستان
به نقل از کتاب لاله‏ای از ملکوت، عارف بالله شیخ جعفر مجتهدی برای عمل جراحی پروستات در یکی از بیمارستانهای تهران بستری می‏شوند و برای انجام عمل دو پیش شرط می‏گذارند: ۱- عدم بیهوشی؛ ۲-عدم تزریق خون؛
هیأت پزشکی ابتدا از پذیرفتن این دو شرط خودداری می‏کنند و به ایشان می‏گویند انجام عمل جراحی بدون بیهوشی امکان ندارد و به خاطر خونریزی‏های ناشی از جراحی در طول عمل ناگزیر از تزریق خون خواهیم بود، ولی وقتی به آنان گفته شد که حساب ایشان از دیگر بیماران جداست و انسان فوق العاده‏ای هستند، با اخذ امضاء از همراهان آقای مجتهدی مبنی بر این که اگر در حین عمل یا بعد از آن خطری متوجه ایشان شود کادر پزشکی بیمارستان و پزشک جراح مسؤلیتی نخواهند داشت، حاضر می‏شوند که بدون بیهوشی و تزریق خون این عمل جراحی را انجام دهند. یکی از پزشکان حاضر در اتاق عمل که اعتقاد چندانی به کرامت مردان خدا نداشت و قبلاً از این و آن جریان‏هایی را در مورد آقای مجتهدی شنیده بوده ولی باور نکرده! مدتها در جستجوی آن ولی خدا بوده تا به چشم خود امر خارق‏العاده‏ای را از ایشان ببیند! و ایشان را با نام (جعفر آقا) می‏شناخته نه آقای مجتهدی. هنگامی که تیم پزشکی در اتاق عمل آمادگی خود را برای شروع عمل جراحی اعلام می‏کند آقای مجتهدی همان پزشک را به کنار خود خوانده و دست او را در دست می‏گیرند و با گفتن چند ذکر نادعلی ازخود بیخودمی شود و اسباب حیرت آن پزشک و دوستان او می‏شوند. هیأت پزشکی برای حصول اطمینان، محل عمل را با تیغ جراحی خراش مختصری می‏دهند تا عکس العمل آن مرد خدا را ببینند ولی مشاهده می‏کنند که ایشان اصلاً احساس درد نمی‏کنند و هیچ عکس‏العملی از خود نشان نمی‏دهند!عمل جراحی حدود دو ساعت به طول انجامید بی آن که به خاطر افت فشار خون ناگزیر از تزریق خون شوند!هنگامی که آقای مجتهدی پس از انتقال به اتاق چشمان خود را باز می‏کنند، همان دکتر را در کنار تخت خود مشاهده می‏کنند که سرگرم گرفتن فشار خون می‏باشد و صحنه شگرف اتاق عمل را مرتباً در ذهن خود مرور می‏کند ولی پاسخی برای پرسش‏های خود نمی‏یابد!هنگامی که یکی از همراهان آقای مجتهدی به او می‏گویند: دیدید نیازی به بیهوشی و تزریق خون نبود؟! جعفر آقا انسان خارق‏العاده‏ای است! حساب مردان خدا از مردان عادی جداست! دکتر پی به اشتباه خود می‏برد و از این که آن روز و به چشم خود در اتاق عمل آن صحنه عجیب عمل جراحی را دیده ولی آقای مجتهدی را نشناخته معذرت‏خواهی می‏کند و می‏گوید: حالا می‏فهمم که چرا آقای مجتهدی دست مرا در دست خود گرفتند و با گفتن چند ذکر «نادعلی» بدون بیهوشی آماده عمل جراحی شدند و در طول عمل جراحی پروستات با آن که طبعاً بسیار درد آور است از خود عکس‏العملی نشان ندادند که هیچ، الآن هم از خوردن دارو و تزریق آمپول برای تسکین درد ناشی از عمل جراحی خودداری می‏کنند! با این کار خواستند پرده‏ای از کرامات وجودی مردان خدا را به من نشان بدهند تا در مورد آنان دچار تردید نشوم!
حکایت راستان
یکی از یاران و نزدیکان مرحوم ملکی چنین گفته است: روزی پس از پایان درس، مرحوم ملکی به حجره‏ی یکی از طلبه‏ها به مدرسه دارالشفاء رفت و از آن طلبه قدردانی و سپاس گزاری کرد و اندکی در حجره‏ی او نشست و سپس بیرون آمد من که همراه ایشان بودم؛ علت را پرسیدم: فرمودند: دیشب هنگام سحر فیوضاتی بر من وارد آمد که فهمیدم از سوی خودم نیست چون توجه کردم دریافتم که این آقای طلبه مشغول تهجد و نماز شب است و مرا دعا می‏کند و این فیوضات اثر دعای اوست از این رو به دیدارش رفتم تا عنایتش را سپاس گزارم.
بی هوشی امام صادق (ع) در حال نماز
سیّد بن طاووس در فلاح السّائل مى‏گوید: امام صادق (ع) در نماز بود که از هوش رفت. چون به هوش آمد پرسیدند که سبب آن حال چه بود؟سخنی به این مضمون فرمود: آیات قرآن را تکرار می‏کردم تا به حالی رسیدم که گویی آنها را از زبان آن کسی که آیات را به کشف و عیان نازل فرموده است، شنیدم. پس قوّه بشری، تحمّل مکاشفه‏ی جلالت و شکوه الهی را نیاورد.
وَ أَوْزِعْنِی فِیهِ لِأَدَاءِ شُکْرِکَ بِکَرَمِکَ: خدایا به کرمت به من توفیق اداء شکرت را بده.
شکر به چه معنا است آیا صرف گفتن «الهی شکر» گفتن است؟تشکر از خداوند است؟
بقول شهید مطهری شکراً لله صیغه شکراست نه خود شکر: شکر یعنی اینکه نعمت‏هایی که خداوند تبارک و تعالی به من داده است را درست و بجا مصرف کنم؛ در مسیر طاعت و بندگی‏اش استفاده کنیم نه در راه معصیت و نافرمانی.
اینکه چشم به نامحرم نگاه نکند شکر چشم است؛ اگر گوش از آواز حرام و غیبت دوری بکند، شکر گوش سالم است؛ زبان هم اگر غیبت وبدزبانی نکند شکر زبان کرده‏ام. وشکرزیبایی وجمال زن درپوشاندن آن از نامحرم است و….
شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند
هر اندازه نعمت بیشتر و بهتر و بالاتر باشد به همان اندازه (شکر) و سپاس در مقابل آن، از اهمیت و لزوم بیشتری برخوردار خواهد شد، خداوند متعال، به انسانها نعمت هایش را ارزانی داشته، و در مقابل نعمت‏ها چیزی که از انسانها خواسته است شکر و قدردان از این نعمت‏ها می‏باشد. واین یک قاعده عقلی است
و إن تعدوا نعمت اللّه لا تحصوها» (ابراهیم/۳۴): اگر بخواهید نعمتهای خدا را برشمرید باید بدانید آنقدر زیاد است که نمی‏توانید آماری از آنها به دست آورید.
مواردیکه در قرآن امر به شکر شده است
در قرآن مجید به این موضوع، بحدی اهمیت داده شده استکه خداوند متعال در ۷۵ آیه‏ی قرآن از کلمه (شکر) و ماده‏ی آن به الفاظ مختلف نام برده است
به چند مورد اشاره می‏شود
(یا ایها الذین آمنو کلو من طیبات ما رزقناکم و اشکرو لله ان کنتم ایاه تعبدون) بقره آیه ۱۷۱
(فکلو مما رزقکم الله حلالا طیبا و اشکرو نعمت الله ان کنتم ایاه تعبدون) نحل آیه ۱۱۴
(فاذکرونی اذکرکم و اشکرولی ولا تکفرون) بقره آیه ۱۵۲
(ووصینا الانسان بوالدیه حملته امه وهنا علی وهن و فصاله فی عامین ان اشکرلی و لوالدیک الی المصیر) لقمان آیه ۱۲
(ولقد آتینا لقمان الحکمه ان اشکرلله و من یشکر فانما یشکر لنفسه و من کفر فان الله غنی حمید.) ) لقمان آیه ۱۳
(لقد کان لسبا فی مسکنهم آیه جنتان عن یمین و شمال کلو من رزق ربکم و اشکرو له بلده طیبهه و رب غفور) سباء آیه ۱۵
امر به شکر در نهج البلاغه
علی (ع) در نهج البلاغه، بیش از سی مورد از (شکر) نام میبرد که به چند مورد اشاره می‏شود.
۱- (الله مستادیکم شکره) (خداوند از شما می‏خواهد، در مقابل نعمت هایش شکر نمایید.) نهج البلاغه ص ۸۳۳
۲- (قد کفاکم مئونته دنیاکم وحثکم علی الشکرو افترض من السنتکم الذکر)
(خداوند تحصیل روزی زندگی تان را برای شما ضمانت می‏کند و شما را بر شکر و سپاس ترغیب فرموده و بر شما واجب نمونده که بزبانها بیاد او باشید.) نهج البلاغه ص ۶۰۲
۴- (فان سبحانه قد اصطنع عندنا و عندکم ان تشکرو بجهدنا) (خداوند از ما و شما خواسته که در برابر نیکویی او، با کوشش خود او را سپاس و شکر گذاریم.) نهج البلاغه ص ۹۸۵ فیض الاسلام
بعضی ازروایاتی که در اهمّیّت سجده شکر وارد شده است.
۱ـ به سند معتبر از امام باقر (ع) روایت شده است که آن حضرت فرمود: «پدرم، علی بن الحسین (ع)هیچ گاه نعمتی را از خدا یاد نکرد، مگر آن که به شکرانه آن سجده کرد، و هیچ آیه‏ای را نخواند که در آن سجده باشد، مگر آن که سجده کرد؛ و خداوند هیچ بلایی را که از آن می‏ترسید، از او دفع نکرد، مگر آن که به خاطر آن سجده کرد؛ و از هر نماز واجب که فارغ می‏شد، پس از آن سجده می‏کرد، هر وقت توفیق می‏یافت که میان دو نفر اصلاح کند، برای شکر آن، سجده می‏کرد» ، و در تمامی مواضع سجده آن حضرت، اثر سجود بود و به این سبب آن حضرت را «سجّاد» می‏نامیدند. (علل الشرایع، ج ۱، ص ۲۳۲، حدیث ۱ و بحارالانوار، ج ۸۳، ص ۲۰۱، حدیث ۱۱)
۲ـ به سند صحیح از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: «هر مؤمنی که برای شکر نعمتی در غیر نماز برای خدا سجده شکر به جای آورد، خداوند، برای او ده حسنه بنویسد و ده گناه را از او محو و پاک گرداند و در بهشت ده درجه وی را بالا می‏برد». (ثواب الاعمال، ص ۳۵ و بحارالانوار، ج ۸۳، ص ۲۰۱، حدیث ۱۲)
۳ـ به سند موثّق از امام رضا (ع) روایت شده است که: «سجده بعد از نماز واجب، در واقع شکرِ خداوند است، از این که این توفیق را به بنده داد، تا فریضه‏اش را به جای آورد، و کمترین چیزی که در این سجده گفته می‏شود، سه مرتبه «شُکْراً لِلّهِ» است…». (عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۲۸۱، حدیث ۲۷ و بحارالانوار، ج ۸۳، ص ۱۹۸، حدیث ۵)
شکر بجوارح که خود نعمتی است از طرف خداوند ممکن نیست مگر بتوفیق او پس شکر جوارح خود نعمتی است که موجب شکری دیگری می‏باشد، پس ناچاریم که اعتراف بعاجز بودن از شکر او همانطوریکه آخرین مرتبه شکر اعتراف بعجز از شکر خداوند است، همانگونه که معرفت خداوند و ثناء او بر آخرین مرتبه اقرار به عجز است.
رسول اکرم (ص) فرموده: چگونه می‏توانم حق شکر تو را بجا آورم در حالیکه همین شکر من نیاز به شکر دیگری دارد و هر زمانی که بگویم لک الحمد بر من لازم است که بخاطر همین توفیق شکر گزاری بگویم الحمد لله. و باز فرمود: مرا توانایی مدح و ثنای تو نیست تو خود باید ثناگوی ذات اقدس خود باشی. و همچنین حضرت فرموده اند: بندگی نکردیم تو را حق بندگیت و نشناختیم تو را حق شناختن.
از حضرت صادق (ع) نقل شده است که خداوند عزوجل وحی کرد به موسی یا موسی مرا شکر کن حق شکر کردنم را عرض کرد پروردگارا چگونه شکر کنم تو را و هر شکر که بجا بیاورم این شکر را نعمتی جدید است که تو بمن دادی. خطاب شد‏ای موسی حال که دانستی که شکرگزاری از نعمت هم نعمتی دیگری از طرف حق است شکر مرا بجای آوردی. اصول کافی جلد ۲ ص ۹۸
بنابراین اداشکرهم نیاز به توفیق الهی ودرخواست این توفیق دارد
ای خدایی که از همه کسانی که نظر می‏کنند، تو بصیرتر هستی؛‏ای خدایی که از همه بیناتر هستی به ما توفیق بده که ما در ماه رمضان گناه نکنیم به حف۰خودت و به ستر خودت.
وَ احْفَظْنِی فِیهِ بِحِفْظِکَ وَ سِتْرِکَ
خدایا در روز چهارم ماه رمضان من را از گناه حفظ۰کن و توفیق ترک گناه بده تو ستارالعیوب هستی من را حفظم کن تا کسی از گناهان من با خبر نشود.
یَا أَبْصَرَ النَّاظِرِین
ای خدایی که از همه کسانی که نظر می‏کنند، تو بصیرتر هستی؛‏ای خدایی که از همه بیناتر هستی به ما توفیق بده که ما در ماه رمضان گناه نکنیم به حفظ خودت و به ستر خودت.
هنگامی که انسان به خداوند توکل نموده و امور خود را به خداوند بسپارد آنگاه است که خداوند او را از تسلط یافتن شیطان بر او حفظ می‏نماید و هنگامی که انسان از وسوسه‏های شیطانی محفوظ بماند دیگر گناهی از او سر نخواهد زد و دیگر آن که خداوند ستارالعیوب است یعنی عیوب انسان‏ها را که سرچشمه از خطا و گناهان آنان دارد، می‏پوشاند مگر اینکه انسان خود پرده دری نموده و بر اثر اصرار بر گناه و خطا، عیوب خود را برای دیگران آشکار سازد، پس در این روز از خداوندی که بیناترین بینایان است و بر اعمال ما نظارت دارد می‏خواهیم که ما را از انجام گناهان و پرده دری گناهان محفوظ بدارد.
روضه
نماز و یاد خدا در شب عاشورا
امام حسین (ع) بنده خالص خداوند بود، شیفته نیایش بود، عاشق ذکر و یاد خدا بود، نماز را دوست مى‏داشت، استغفار و تلاوت قرآن را دوست مى‏داشت، با مهلتى که از دشمن گرفته بود، مى‏خواست آخرین نیایش و دعا، استغفار و تلاوت قرآن را در صحراى نینوا با خالق یکتا خالصانه در دل شب داشته باشد. غروب غمناک تاسوعا به پایان رسید. شام عاشورا فرارسید. ظلمت و تاریکى بر همه جا دامن گسترد. پیشواى شهیدان بخشى از آن شب را با یاران فداکارش گذرانید و بخشى را به عبادت و نماز و دعا و نیایش و تلاوت قرآن اختصاص داد و بخش دیگرى از شب را براى آماده شدن براى رزم نابرابر فردا!امام پس از صحبتهاى تاریخى شب عاشورا و آموختن تاکتیک و نقشه جنگ فردا به یاران، به خیمه خویش برگشت و به عبادت و نماز، ذکر و دعا و نیایش و تلاوت قرآن پرداخت. شب را به استغفار و آه و زارى در برابر درگاه خداوند بى نیاز بگذرانید. یاران از جان گذشته اش که در مکتب او تربیت یافته بودند، نیز چنین کردند، شب را با نماز و ذکر و دعا و نیایش و تلاوت قرآن صبح کردند به گونه‏اى که در آن شب گروهى در حال دعا بودند و گروهى نماز مى‏خواندند. یکى در رکوع بود و دیگرى در سجود. یکى در قیام بود و یکى در قعود. و همه با آفریدگار خویش راز و نیاز داشتند. و به تعبیر ابن طاووس: «وبات الحسین (ع) وأصحابه تلک اللیله ولهم دوى کدوى النحل ما بین راکع وساجد وقائم وقاعد» در شبى که فرداى آن پدرم به شهادت رسید، نشسته بودم و عمه ام زینب از من پرستارى مى‏کرد. پدرم در خیمه اش بود. جون غلام ابوذر شمشیر او را اصلاح مى‏کرد. پدرم این اشعار را مى‏خواند: «یا دهر افّ لک من خلیل، کم لک بالاشراق والاصیل» ، او دوبار و سه بار این اشعار را خواند، مقصود پدر را فهمیدم و گریه ام گرفت، سعى کردم آرام باشم… ولى عمه ام زینب تا زمزمه پدرم را شنید بى اختیار شد، بى تابى کرد و گفت: کاش از دنیا رفته بودم، چنین روزى را نمى‏دیدم، امروز مادرم فاطمه را از دست دادم، امروز پدرم على را از دست دادم و…‏اى حسینم!‏اى یادگار گذشتگانم!
امام نگاهى به خواهر انداخت و فرمود: شیطان حلم و صبرت را نبرد… اشک دیدگان امام را فراگرفت و فرمود: اگر مرغ سنگخوار آسایشى یافته بود مى‏خوابید. بانوى بانوان از شنیدن این حرف پریشان‏تر گردید… بى هوش شده بر زمین افتاد. حسین آب بر چهره خواهر زد، و به هوشش آورد… به خواهر فرمود: ترا به خدا سوگند مى‏دهم صبر پیشه کن! در مرگم گریبان چاک مزن! چهره مخراش! وقتى که کشته شدم واى واى مگو!… مپدرم دست خواهر را گرفت در نزدم آورد، سپس در نزد اصحاب فداکارش رفت، به آنان دستور داد که خیمه‏ها را به یکدیگر نزدیک سازند، طناب خیمه‏ها را درون یکى دیگر بکوبند، تا دشمن نتوانند از هر طرف بر خیمه‏ها بتازند، و فقط از یک سمت در برابر دشمن به مقاومت بر خیزند… سپس امام به خیمه مخصوصش برگشت. تمام شب را سراسر در حال نماز و استغفار بود. دعا و تضرّع مى‏کرد. همچنین اصحاب و یاران امام تمام شب را نماز خواندند و دعا و استغفار کردند». امام زین العابدین فرمودند: «فقام اللّیل کلّه یصلّى، ویستغفر ویدعوه ویتضرع وقام اصحابه کذلک یصلون ویدعون ویستغفرون.»

دسته: نودمجلس در30 روز (ماه مبارک رمضان ) | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

مهر ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
 12
۳۴۵۶۷۸۹
۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶
۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳
۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰
No Image No Image