آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
شرح دعای روز هفتم ماه رمضان پيوند ثابت

روز هفتم
احکام روزه
۱- آیا قبیله‏هایى که یک یا دو ماه از قشلاق به ییلاق یا بر عکس منتقل مى‏شوند، ولى بقیه سال را در ییلاق یا قشلاق به سر مى‏برند، داراى دو وطن هستند؟ مسافرتهائى که در ایام اقامت خود در یکى از این دو مکان به مکان دیگر انجام مى‏دهند، از جهت قصر یا تمام بودن نماز چه حکمى دارد؟ج: اگر قصد نقل و انتقال همیشگى از ییلاق به قشلاق و بر عکس را دارند تا روزهایى از سال را در یکى و روزهائى را در دیگرى بگذرانند و هر دو مکان را براى زندگى دائمى خود انتخاب کرده باشند، هر یک از آن دو مکان وطن آنان محسوب مى‏شود و بر آنان در آن دو مکان حکم وطن جارى مى‏گردد، و اگر فاصله بین آن دو به مقدار مسافت شرعى باشد، در راه سفر از یکى به دیگرى، حکم سایر مسافرین را دارند.
۲- من کارمند یکى از ادارات دولتى شهر هستم. فاصله بین محل کار و محل سکونتم حدود سى و پنج کیلومتر است که هر روز این مسیر را براى رسیدن به محل کارم طى مى‏کنم. اگر براى کار خاصى قصد کنم چند شب در شهر بمانم، نمازم چه حکمى دارد، آیا واجب است نماز را تمام بخوانم یا خیر؟ به عنوان مثال هنگامى که در روز جمعه براى زیارت اقوام به شهر سمنان مسافرت مى‏کنم، آیا واجب است نمازم را تمام بخوانم یا خیر؟ج: اگر مسافرت به خاطر کارى که هر روز براى آن سفر مى‏کنید، نباشد، حکم سفر شغلى را ندارد، ولى اگر سفر بخاطر شغلى که در محل کار دارید، باشد و در ضمنِ آن، اعمال خاصى از قبیل دیدن اقوام و دوستان را هم انجام مى‏دهید و گاهى یک یا چند شب هم در آنجا مى‏مانید، باعث تغییر حکم سفر شغلى نمى‏شود و نماز تمام و روزه صحیح‏است.
۳- اگر من در محل کارم پس از پایان وقت ادارى و انجام کارهاى ادارى که به خاطر آن مسافرت کرده‏ام، به انجام کارهاى شخصى بپردازم. مثلاً از ساعت هفت صبح تا دو بعد از ظهر کارهاى ادارى را انجام دهم و از آن به بعد مشغول انجام کارهاى شخصى شوم، نماز و روزه‏ام چه حکمى دارد؟ج: انجام‏ کارهاى خصوصى در سفر شغلى ادارى بعد از پایان کار ادارى، حکم سفر شغلى را تغییر نمى‏دهد.
نماز شب هفتم: چهار رکعت نماز دارد در هر رکعت بعد از حمد سیزده بار سورۀ قدر را بخواند خداوند برایش در بهشت عدن قصری از طلا بنا کند ودر امان خدای تعالی باشد تا ماه رمضان آینده.
اللهمّ اعنّی فیهِ علی صِیامِهِ وقیامِهِ
خدایا یاری کن مرا در این روز بر روزه گرفتن و عبـادت
وجَنّبنی فیهِ من هَفَواتِهِ وآثامِهِ
و برکنارم دار در آن از بیهودگی و گناهان
وارْزُقْنی فیهِ ذِکْرَکَ بِدوامِهِ
و روزیم کن در آن یادت را برای همیشه
بتوفیقِکَ یا هادیَ المُضِلّین.
به توفیق خودت‏ای راهنمای گمراهان
نماز شب هفتم
چهار رکعت (دو تا دو رکعتی)، در هر رکعت بعد از حمد سیزده مرتبه سوره قدر.
ثواب: حضرت علی(ع) فرمود: خداوند بنا کند از برای او در بهشت عدن قصری از طلا، و در امان خدا باشد تا ماه مبارک رمضان مثل همین ماه (یعنی سال آینده).
شرح دعای روز هفتم ماه مبارک رمضان
اى خدا مرا در این روز بر روزه و اقامه نماز یارى کن و از لغزشها و گناهان دور ساز و ذکر دایم نصیبم فرما، به حق توفیق بخشى خود،‏اى رهنماى گمراهان عالم.
«اَللّهُمَّ اَعِنّی فیهِ عَلی صِیامِهِ وَقِیامِهِ»
خدایا کمک کن در این ماه روزه بگیریم و شب زنده داری کنیم. امروزکه شش روزازروزه داری گذشته وواردروزهفتم شده ایم کمااینکه درروزاول ازخداخواستیم که اللهمَ اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ خداوندا روزه‏ام را در این ماه روزه ازروزه داران واقعی قرار ده و قیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ و شب زنده داری‏ام رادراین شب از شب زنده داران واقعی داری قرار ده دراین روزازخداطلب یاری می‏کنیم برای ادامه وپایداری واستقامت درمیسر. چون خیلی‏ها دراول راهند بعضیها اولین سال روزه اشان هست و بعضیها کشاورزند و بعضیها وقتتها ماه مبارک درتابستان وگرمای ۴۰ درجه گرمای آن واقع می‏شوند و…. ازطرفی برای رسیدن کمال مطلق ازاین گذرگاه باید باشرایط خواسته شده عبورکرد که بدون کمک الهی ممکن نیست انسان این مسیررابسلامت طی کند.
برای روزه فواید و آثاردنیوی آخرتی زیادی ذکر گردیده است که به بعضی از آن‏ها اشاره می‏گردد:
۱- یکی از فوائد روزه در اسلام تندرستی است. چنانچه پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: «روزه بگیرید تا سالم بمانید.» (بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۲۵۵) و هرچه که علم بیشتر پیشرفت می‏کند، ابعاد مختلفی از فواید روزه‏داری معلوم می‏گردد.
۲- سپر در برابر آتش جهنم است. حضرت رسول اکرم(ص) می‏فرمایند: «الصوم جنه من النار»؛ روزه سپری در مقابل آتش جهنم است. (وسائل، ج ۷، ص ۲۸۵)
۳- مایه اجابت دعا. رسول خدا(ص): «لا ترد دعوه الصائم؛ دعای روزه‏دار رد نمی‏شود» (بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۲۵۶)
۴- باعث بخشیده شدن گناهان. رسول خدا(ص) می‏فرمایند: هرکس ماه رمضان را برای خدا روزه بدارد، تمام گناهانش آمرزیده می‏شود. (تفسیر مراغی، ج۲، ص ۶۹)
۵- باعث می‏شود فرشتگان برایش دعا کنند. رسول گرامی اسلام دراین‏باره می‏فرمایند: خداوند فرشتگان خود را موظف کرده است که برای روزه‏داران دعا کنند. (بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۲۸۵)
۶- باعث رهایی انسان ازدام شیطان درطول سال می‏شود البته بستگی به این دارد که چقدر او از ماه مبارک رمضان استفاده کرده باشد به این حکایت توجه کنید.
حکایت
سید محمد اشرف علوی می‏نویسد: در سفری به مصر، آهنگری را دیدم که با دست خود آهن گداخته را از کوره آهنگری بیرون می‏آورد و روی سندان می‏گذاشت و حرارت آهن به دست وی اثر نمی‏کرد. با خود گفتم این شخص، مردی صالح است که آتش به دست او کارگر نیست. ازاین‏رو، نزد آن مرد رفتم، سلام کردم و گفتم: «تو را به آن خدایی که این کرامت را به تو لطف کرده است، در حق من دعایی کن.» مرد آهنگر که سخن مرا شنید، گفت: «ای برادر! من آن‏گونه نیستم که تو گمان کرده‏ای.» گفتم:‏ای برادر! این کاری که تو می‏کنی، جز از مردمان صالح سر نمی‏زند.» گفت: «گوش کن تا داستان عجیبی را دراین‏باره برای تو شرح دهم. روزی در همین دکان نشسته بودم که ناگاه زنی بسیار زیبا که تا آن روز کسی را به زیبایی او ندیده بودم، نزد من آمد و گفت: برادر! چیزی داری که در راه خدا به من بدهی؟» من که شیفته رخسارش شده بودم، گفتم: «اگر حاضر باشی با من به خانه‏ام بیایی و خواسته مرا اجابت کنی، هرچه بخواهی به تو خواهم داد.» زن با ناراحتی گفت: «به خدا سوگند، من زنی نیستم که تن به این کارها بدهم.» گفتم: «پس برخیز و از پیش من برو.» زن برخاست و رفت تا اینکه از چشم ناپدید شد. پس از چندی دوباره نزد من آمد و گفت: «نیاز و تنگ‏دستی، مرا به تن دادن به خواسته تو وادار کرد.» من برخاستم و دکان را بستم و وی را به خانه بردم. چون به خانه رسیدیم، گفت: «ای مرد! من کودکانی خردسال دارم که آنها را گرسنه در خانه گذاشته‏ام و بدینجا آمده‏ام. اگر چیزی به من بدهی تا برای آنها ببرم و دوباره نزد تو باز گردم، به من محبت کرده‏ای.» من از او پیمان گرفتم که باز گردد. سپس چند درهم به وی دادم. آن زن بیرون رفت و پس از ساعتی بازگشت. من برخاستم و در خانه را بستم و بر آن قفل زدم. زن گفت: «چرا چنین می‏کنی؟» گفتم: «از ترس مردم.» زن گفت: «پس چرا از خدای مردم نمی‏ترسی؟» گفتم: «خداوند، آمرزنده و مهربان است.» این سخن را گفتم و به طرف او رفتم. دیدم که وی چون شاخه بیدی می‏لرزد و سیلاب اشک بر رخسارش روان است. به او گفتم: «از چه وحشت داری و چرا این‏گونه می‏لرزی؟» زن گفت: «از ترس خدای عزوجل.» سپس ادامه داد: «ای مرد! اگر به خاطر خدا از من دست برداری و رهایم کنی، ضمانت می‏کنم که خداوند تو را در دنیا و آخرت به آتش نسوزاند.» من که وی را با آن حال دیدم و سخنانش را شنیدم، برخاستم و هرچه داشتم به او دادم و گفتم: «ای زن! این اموال را بردار و به دنبال کار خود برو که من تو را به خاطر خداوند متعال رها کردم.» زن برخاست و رفت. اندکی بعد به خواب رفتم و در خواب بانوی محترمی که تاجی از یاقوت بر سر داشت، نزد من آمد و گفت: «ای مرد! خدا از جانب ما جزای خیرت دهد.» پرسیدم: شما کیستید؟ فرمود: «من مادر همان زنی هستم که نزد تو آمد و تو به خاطر خدا از او گذشتی. خدا در دنیا و آخرت تو را به آتش نسوزاند.» پرسیدم: «آن زن از کدام خاندان بود؟» فرمود: «از ذریه و نسل رسول خدا(ص) » من که این سخن را شنیدم، خدای تعالی را شکر کردم که مرا موفق داشت و از گناه حفظم کردسپس از خواب بیدار شدم و از آن روز تاکنون آتش دنیا مرا نمی‏سوزاند و امیدوارم آتش آخرت نیز مرا نسوزاند». نک: فضائل‏السادات، صص ۲۴۰ و ۲۴۱٫
وامروزکه شیطان بزرگ دامهای زیادی رابرای فرزندان ما بوسیله ماهوارها وسایتها و…. پهن کرده چه زیبا وبجاست نسل نوجوان وجوان ما ازاین سفره الهی به اندازه نیازشان بسوی کمال ونشاط بی انتها با فضایی که دراین ماه مبارک فراهم شده بردارند که این راه درعصرغیبت امام عصر(عج) راه پرخطر و دشواریست
لذا اگر این میسر را انسان با معرفت و مراقبه بپماید مهمان واقعی حضرت حق جل واعلی خواهد شد ونشانه آن اشتیاق به عبودیت وعبادتهای طولانیست.
دعای ابوحمزه را در قنوت می‏خواندند
سال‏ها قبل در قم واعظی بود به نام میرزا محمد تقی اشراقی؛ ایشان به قدری در فن خطابه قوی بودند که تا زنده بود، مرحوم آقای فلسفی به قم دعوت نمی‏شد، آدم ملائی بود و صدای رسایی هم داشت؛ طوری که بدون بلندگو در صحن حرم همه صدای او را می‏شنیدند. مرقد ایشان هم در حرم حضرت معصومه پایین پای مرحوم موسس حوزه، آیت الله حائری یزدی است. مرحوم اشراقی از قول پدر (مرحوم ارباب) این طور نقل می‏کردند: سحر ماه رمضان به حرم امیر المؤمنین(ع) مشرف شدم و مشاهده کردم؛ عده‏ای در قنوت نماز وتر دعای ابوحمزه ثمالی را از حفظ می‏خوانند و اشک می‏ریزند؛ وقتی تعداد ایشان را شمردم دیدم هفتاد نفر هستند!
وَ جَنِّبْنِی فِیهِ مِنْ هَفَوَاتِهِ وَ آثَامِهِ
خدایا در ماه رمضان از لغزش گناه حفظم کن؛ توفیق بده در ماه رمضان گناه نکنم؛ اعضاء و جوارحم هم روزه داشته باشد در حدیث وارد شده است: «اِذَا صُمْتَ فَلْیَصُمْ سَمْعُکَ وَ بَصَرُکَ وَ شَعْرُکَ وَ جِلْدُکَ….» باید گوش و چشم و.. اعضاء و جوارحت روزه دار باشند. کافی ج ۴ ص ۸۷
در روایت وارد شده است که اگر حیوانات هم یاد خدا نکنند به دام صیادان خواهند افتاد؛ هیچ پرنده‏ای به دام صیاد نمی‏افتد، مگر زمانی که از یاد خدا غافل شود (گزیده کافى ج‏۳ ص ۱۳)؛ حیوانات هم ذکر دارند «وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ» و هیچ چیز نیست مگر اینکه در حال ستایش، تسبیح او مى‏گوید، ولى شما تسبیح آنها را درنمى‏یابید. سوره اسراء آیه ۴۴
حتی در و دیوار هم ذکر دارند؛ حتی در روایت آمده است که هنگام سحر که خروس بانگ می‏زند و تو را برای نماز بیدار می‏کند لذا به خروس دشنام ندهید. (من‏لایحضره‏الفقیه ج: ۴ ص: ۵)
کم ز خروسی مباش مشت پری بیش نیست از سر شب تا به سحر ذکر خدا می‏کند
رابطه هفواته و اثامه
هفواته (لغزش) را می‏توان همان وسوسه های شیطانی و نفسانی تعبیر نمود که انسان را دو دل نموده تا بین طاعت و بندگی خداوند و یا فرمانبرداری از شیطان را انتخاب کند، که اگر فرمانبرداری از شیطان و نفس را انتخاب کند، آنگاه است که لغزش او منجر به گناه و معصیت پروردگار گردیده و آنگاه است که آن انسان مستحق عقوبت و عذاب الهی می‏گردد و اگر طاعت و بندگی خداوند را انتخاب کند آنگاه است که رحمت خداوند شامل حالش شده و از لغزش نجات می‏یابد، که ما نیز از خداوند می‏خواهیم که ما را از لغزشها و گناهانی که در این روز گریبان گیرمان می‏شود دور سازد…
وارزقنی فیه ذکرک بدوامه» ، «خدایا یاد خودت را پیوسته، روزی من کن» ، همه انسان‏ها، گاه گاه، به یاد خدا می‏افتند ولی باباطاهر چه خوب گفته است که «خوشا آنان که الله یارشان بی به حمد و قل هوالله کارشان بی».
منظور از ذکر در قرآن و روایات چیست؟
ذکر از دیدگاه واژه‏شناسان عبارت از یاد کردن و به یاد آوردن است. این یادکردن‏ و یادآوری ممکن است به راه و روش‏های مختلفی صورت گیرد. بی‏تردید چیزی که باید در یاد باشد و ذکر او صورت پذیرد، از تقدس و ارزشی برخوردار است که یاد‏کننده گاه نام او را بر زبان جاری می‏کند وگاه در ذهنش به او فکر کرده و همواره به یاد او می‏افتد و زمانی دیگر نام و یاد او را در عملش جلوه‏گر می‏سازد. البته ذکر خداوند که از دیدگاه قرآن مایۀ آرامش دلها (رعد، ۲۸) و از نگاه حدیث مایۀ لذت دوستداران خدا و در حقیقت همنشینی با اوست (غررالحکم و دررالکلم، ح۳۲۲)، بیشتر به عباراتی مانند: سبحان‏الله، الحمدلله، لااله الاالله و…. گفته می‏شود.
چه کسانی دائم به ذکر خداوند مشغولند؟
در قرآن در مورد کسانی که دائما به ذکر خداوند مشغول می‏باشند اینگونه آمده است که «الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار» (آیه ۱۹۱ آل عمران) «کسانی که یاد می‏کنند خداوند را (به صورت) ایستاده و نشسته و (خوابیده) به پهلوهایشان و در خلقت آسمان و زمین تفکر می‏کنند (و می‏گویند) خدایا خلق نکرده‏ای (این موجودات را) باطل و بیهود (به طوری که) تو پاک و منزهی پس ما را از عذاب آتش (دوزخ) در امان بدار پس کسانی دائما به ذکر خداوند مشغولند در هر حالتی که باشند (چه نشسته و ایستاده و خوابیده) از یاد خداوند غافل نشوند به طوری که این یاد نمودن همراه با تفکر در خلقت زمین و آسمانها می‏باشد به طوری که خداوند نیز در قرآن می‏فرماید: کذلک یبین الله لکم الایات لعلکم تتفکرون (آیه ۲۱۹ بقره) «خداوند آیاتش را برای شما بیان می‏نماید تا شاید تفکر کنید و ما نیز از خداوند می‏خواهیم که در این روز ما را به حق بخشندگی اش توفیق دهد تا دائما به ذکر او مشغول شویم.
مراتب ذکر
ذکر سه مرتبه دارد که باید به ترتیب این مراحل را طی نمود
ذکر لفظی
مرحله اول ذکر لفظی است. قرآن نوعی ذکر است. آیات زیادی وجود دارد که قرآن را ذکر معرفی نموده و می‏فرماید که این ذکر قرآن، نتایج بسیار خوبی دارد. یادخدا مایه آرامش است خداوند می‏فرماید: «الابذکر الله تطمئن القلوب» آگاه باشید که با یاد خدا قلبها ارامش پیدا می‏کند» (رعد/۲۹)
انسان باید علاوه بر قرآن که ذکر است، اذکار دیگری نیز برای خود در نظر داشته باشد. مانند اذکار شریف «صلوات» و «لا اله الا لله». پیامبر اعظم(ص) تا سه سال فقط می‏فرمودند: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» و شرط رستگاری را همان گفتن ذکر «لا اله الا الله» می‏دانستند. ذکر دیگری که برای معمول مردم در این مرحله وارد شده، ذکر شریف یونسیه است. خواندن این ذکر برای رفع مشکلات و جذب نظر لطف خداوند موثر است. موقعی که حضرت یونس در امتحان الهی سر فراز و موفق نشد و در شکم ماهی زندانی شد، مرتباً ذکر شریف: «لا اله الا انت، سبحانک انی کنت من الظالمین» را تکرار کرد تا اینکه خداوند رحمان و رحیم او را نجات بخشید. «فاستجبنا له و نجّیناه من الغم و کذللک ننجی المومنین» (انبیاء/۸۸) خداوند متعال می‏فرماید: «فلو لا انه کان من المسبّحین، للبث فی بطنه الی یوم یبعثون» (صافات/۱۴۳و۱۴۴) «و اگر یونس بسیار تسبیح نمی‏گفت تا روز قیامت در شکم ماهی می‏ماند.
لذا از طرف علمای علم اخلاق بسیار تاکید شده که این ذکر شریف را بسیار بخوانید. در هر حالی که هستید، در سجده، در حالت نشسته، اگر در نماز نشد بعد نماز، یا حتی در هنگام راه رفتن و نظایر آن. ذکرهای شریف «یا حی یا قیوم» و «لا حول و لا قوه الا بالله» نیز بسیار خوب است. مخصوصاً هنگامی که با لفظ شریف «بسم الله الرحمن الرحیم» همراه باشد. در روایت داریم که پیغمبر اکرم(ص) به حضرت زهرا(س) فرمودند: دخترم در وقت خواب یک ختم قرآن بخوان، یک حج و عمره به جا بیاور و مومنین و ملائکه و انبیاء را نیز از خود راضی کن. حضرت فاطمه زهرا(س) به پدر گفتند: پدر جان فرموده خویش را تفسیر کنید. ایشان فرمودند: اگر در موقع خواب سه مرتبه سوره توحید را بخوانی یک ختم قرآن خوانده ای، ذکر شریف «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر» هم ثواب یک حج و عمره را دارد. گفتن ذکر «اللهم اغفر للمومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات الاحیاء منهم و الاموات» رضایت مومنین و مومنات را در بر دارد و ذکر شریف «اللهم صل علی محمد و ال محمد و علی جمیع الانبیاء و المرسلین و الاملائکه المقربین» با رضایت انبیاء و ملائکه همراه است. خداوند تبارک و تعالی در سوره مبارکه زخرف آیه ۳۶ چنین می‏فرماید: «وَ مَن یَعشُ عن ذکر الرحمن یقیّض له شیطاناً فهو له قرین» «هرکه از یاد خدا رخ بر تابد شیطان را بر انگیزانیم تا یار و همنشین دائم او باشد»
اگر کسی متوجه یاد خدا نباشد، اگر کسی دائم الذکر نباشد، شیطان جنی و انسی همنشین او می‏شود و در نهایت به یک انسان بی هویت و غربزده تبدیل می‏شود و به عنوان یک عضو زائد در جامعه شناخته می‏شود. نکته مهم اینکه ذکر و توجهی که دائمی نباشد کفایت نمی‏کند و بهتر است انسان دائم الذکر باشد. ولذادردعای امروز از خدا میخواهیم: «وارزقنی ذکرک بدوامک» یعنی خدایا یک ذکر دائمی روزی من گردان. علی کل حالٍ دین مبین اسلام به ذکر، خیلی اهمیت داده است. حتی هنگام قضای حاجت هم اذکار و مستحباتی وارد شده است. از جمله اینکه با پای چپ انسان وارد دستشویی شود و برای بیرون آمدن اول پای راست را بیرون بگذارد و «آیهالکرسی» را بخواند و دشمنان اهل بیت را لعنت کند. هنگام وضو انسان می‏تواند دعای وضو را به عنوان ذکر بخواند و حتی در هنگام غسل کردن هم دعاها و اذکاری وارد شده است که خواندن آنها استحباب دارد. مستحب است وقتی که به دیدار همدیگر می‏رویم از اهل بیت صحبت کنیم و ذکر خدا را بگوییم. ولی متاسفانه بعضی افراد در جلساتی که گرد هم می‏آیند، غیبت و تهمت و دروغ گویی را رواج می‏دهند.
ذکر قلبی
مرحله دوم ذکر قلبی است که دو معنی دارد: معنای اول اینکه اذکاری که گفته شد با توجه باشد به عبارت دیگر وقتی می‏گوییم «لا اله الا الله» دل ما هم بگوید «لا اله الا لله» لقلقه لسان نباشد. هم دل بگوید هم زبان. زبان از دل سرچشمه بگیرد و دل از زبان. یعنی اینکه واقعاً بداند هیچ معبودی جز خداوند یگانه نیست و این لفظ شریف بیان کننده اصل توحید است. به بیان روشنتر این ذکر شریف در بر گیرنده ابعاد توحید یعنی توحید ذاتی، توحید عبادی، توحید صفاتی وتوحید افعالی می‏باشد. یعنی واجب الوجودی در جهان نیست جز خداوند متعال. موثری در این جهان نیست مگر خدای یگانه، فضیلتی در جهان نیست مگر از طرف خداوند رحمان و رحیم. و معبودی نیست جز خداوند تبارک وتعالی. در مورد ذکر شریف صلوات وارد شده است که دارای اصول توحید، نبوت، ولایت ومعاد می‏باشد. با بیان این ذکر انسان اقرار می‏کند که خدایا تو را وکیل خودم قرار می‏دهم (توحید) و از تو می‏خواهم که بر پیغمبر اکرم (نبوت) و همچنین بر آل ایشان (ولایت) درود بفرستی و آنان را در روز قیامت (معاد) شفیع من قرار دهی. همه این اصول در صلوات نهفته است، اگر در طول شبانه روز کمی دقت کنیم می‏توانیم بیشتر از هزار مرتبه «صلوات» بفرستیم و بیشتر از سه هزار مرتبه نیز ذکر «لا اله الا الله» را بیان کنیم. اگر کسی مداومت بر ذکر شریف «لا اله الا الله» داشته باشد واین ذکر را ورد زبان خود قرار دهد، اگر به کما هم برود، می‏تواند این ذکر را بیان کند تا از دنیا برود.

معنای دوم برای ذکر قلبی این است که دل در برابر خدا خاشع باشد. قرآن کریم می‏فرماید: «الم یأن للّذین امنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله فما نزل من الحق» (حدید/۱۴) آیا وقت آن نرسیده که دل شما بواسطه ذکر خداوند خاشع شود؟ذکر قلبی یعنی خشوع دل در برابر خداوند متعال و این خشوع با خواندن قرآن و اذکار دیگر حاصل می‏شود. اگر این نوع ذکر قلبی واین خشوع همراه انسان نباشد، نمی‏تواند از منزل اول سیر وسلوک بگذرد. بعضی افراد بیان کرده اند که ذکر قلبی به این معناست که انسان در قلب خود ذکر بگوید و در ظاهر کسی متوجه نشود. در اسلام این نوع ذکر وارد نشده است وجوانهای ما باید خیلی مواظب باشند که دردام شیاطینی که بنیان گذار عرفانها ی کاذب وانحرافی هستند گرفتارنشوند چون صراط الهی بسیاردقیق وظریف وباریک است که هرلحظه انسان در خطر سقوط قراردارد از قرآن شریف استفاده می‏شود که راه بهشت از جهنم می‏گذرد وهمه مردم باید آن راه را طی کنند. اگر بهشتی باشند از روی جهنم می‏گذرند و سپس به بهشت می‏رسند و اگر جهنّمی باشند همانجا می‏مانند و نمی‏توانند از جهنم خارج شوند. «و ان منکم الا واردها کان علی ربک حتماً مقضیّا» «ثم ننجّی الذین تقوا و نذر الظّّالمین فیها حثیّا (مریم آیه ۷۱و۷۲) و همه شما وارد جهنم می‏شوید. این امری است حتمی و قطعی بر پروردگارت. سپس آنها را که تقوی پیشه کردند از آن رهایی بخشیم و ستمگران را که به زانو در آمده اند، در آن رهامی سازیم. به همین جهت صراط را پل صراط نامیده‏اند. گویی پلی است که از روی جهنم می‏گذرد و از آنجا که آخرت باطن همین دنیاست. صراط آخرت نیز در حقیقت باطن صراط دنیاست و از این رو صراطِ در قیامت، در دنیا نیز وجود دارد و آن همان صراط مستقیم است. بنابراین صراط در این دنیا نیز مثل صراط در آخرت دقیق و باریک و برّنده و سوزنده است. و برای همین باید برای گذشتن از آن، توجه کامل داشته باشیم.
ذکر عملی
مرحله سوم ذکر، ذکر عملی است. ومعنای آن این است که ذکری که گفته می‏شود درعمق جان رسوخ کرده باشد. کسی که ذکر عملی دارد بنده واقعی خداوند است. به عبارت دیگر کلیه اعضای بدن چنین انسانی یک کلید اتصال به خدا دارد و به طور ناخودآگاه کاری انجام نمی‏دهد و سخنی نمی‏گوید، مگر سخن و عملی که رضای خداوند تبارک وتعالی را به همراه داشته باشد. سالک برای رسیدن به این مرتبه از ذکر باید علاوه بر اینکه دائماً در حال توجه و بیداری است، حالت مراقبه را نیز در خود حفظ و تقویت نماید. امام کاظم می‏فرمایند: «لیس منّا من لا یحاسب نفسه فی کل یوم» یعنی از ما نیست کسی که در هر روز به حسابرسی اعمالش نپردازد. قانون مراقبه به این صورت است که انسان اول صبح با خودش شرط کند که امروز گناه نمی‏کنم مخصوصا اگر گناه خاصی را قبلاً انجام می‏داده است. سعی کند آن روز آن گناه را ترک کند. از نفس اماره و از چشم و گوش خود مواظبت کند. اما مشارطه به تنهایی سودمند نیست. نفس اماره نظیر فلزی می‏ماند که مرتباً باید چکش بخورد و گرنه شکل مورد نظر را پیدا نمی‏کند. لذا باید همراه مشارطه، مراقبه هم داشته باشد، توجه هم داشته باشد و اگر خدای نکرده زمین خورد و گناه انجام داد، فوراً توبه کند، به نفس خود بگوید مگر شرط نکرده بودی که گناه نکنی؟باید به نفس خود نهیب بزند و به همین صورت مراقبت کند تا شب که به حساب اعمال خود رسیدگی می‏نماید. از امام صادق روایت شده است که «حاسبوا قبل ان تحاسبوا» به حساب خود برسید قبل از اینکه به حساب شما رسیدگی شود. البته در این حسابرسی انسان نباید خودش را گول بزند و برای خود توجیه درست کند. مثلا وقتی غیبت می‏کند بعداً نباید بگوید غیبت نبود و وصف او بود و از این قبیل توجیهات. اگر انسان قبل از خوابیدن اعمال روز خود را محاسبه کرد و این اعمال باعث خشنودی خداوند متعال و اهل بیت بود شکر خدا را به جا آورد و اگر غیر از این بود توبه کند و از فردا مراقبه را دوباره شروع کند. برای انجام ذکر عملی مهم این است که عالم را محضر خدا بدانیم و دائما به یاد خداوند و قرآن کریم باشیم. دائما خود را در محضر مقدس امام زمان «عجل لله تعالی فرجه الشریف» بدانیم. در زندگی روزمره خود باید از ائمه طاهرین کمک بطلبیم. حضرت امام خمینی «قدس سره الشریف» می فرماید: خداوند یک تجلّی با همه اسماء و صفاتش کرد، حتی اسماء و صفات مستأصره اش، قرآن پیدا شد و تجلّی دیگری کرد، با همه اسماء و صفاتش، اهل بیت موجود شدند. رحمت الهی مثل باران بر سر انسان‏ها می‏بارد و بستگی به همت خود انسان دارد که چگونه از این باران رحمت خداوند استفاده کند. تعالی انسان بستگی به این دارد که چقدر قرآن بخواند و به تعالیم آن عمل نماید. چقدر متوجه ائمه اطهار باشد و آن ذوات مقدس را برای خود اسوه قراردهد. اهل بیت درعالم وجود واسطه فیض هستند. «بیمنه رزق الوراء و بوجوده ثبتت الارض و السماء». یعنی همه عالم به واسطه وجود حضرات معصومین پا بر جاست. باید زیارت شریف «جامعه کبیره» را حتماً در متن زندگی قرار دهیم. علامه مجلسی می فرماید: در سامراء خدمت امام زمان «ارواحناله الفداء» رسیدم. آن حضرت فرمودند: بیا جلو و من قبل از آنکه بروم جلو مداح وار زیارت جامعه را در حالی که با دستم به سوی ایشان اشاره می‏کردم، خواندم. آن حضرت هم توجه به زیارت جامعه داشتند وبرافروخته می‏شدند. زیارت که تمام شد، رفتم در مقابل امام زمان «عج» وآن دست گذاشتند روی شانه من و فرمودند: «نعم الزیارۀ هذه»: این زیارت خوب زیارتی است. علامه مجلسی می‏فرماید که به امام زمان عرض کردم این زیارت از طرف جدتان است؟یعنی از امام هادی(ع) است؟و امام زمان «عج» فرمودند: بله و تائید کردند. پس اگر کسی می‏خواهد منازل سیر و سلوک را با موفقیت طی کند حتماً باید به عنوان یک ذکر از زیارت جامعه بهره مند شود. بالاخره ذکر عملی، ذکر و یادی از حق تعالی است که در عمل آدمی بروز و ظهور پیدا کند. در کلامی از امام صادق(ع) آمده است: منظور من از یاد خدا، گفتن، سبحان الله، الحمدلله، لااله الا الله و الله اکبر نیست، گرچه اینها هم ذکر است، بلکه به یاد خدا بودن در هنگام روبه رو شدن با طاعت یا معصیت خداست. مثلاامروزداشتن حجاب وعفت برای هرزن ومرد ودختروپسرذکراست یا اقامه نمازاول وقت ویا حتی تربیت درست فرزندان براساس آموزه های دینی و…. ذکراست امروزهمه دنبال نشاط هستند وشیاطین نشاط کاذب وزودگذررازینت می‏دهند وکسانی ازنشاط واقعی وپایداراطلاعی ندارند بسرعت فریفته آنان می‏گردند لذا درروایات یاد خداوند در طاعت او به معنای فرمانبری و عملی کردن خواسته‏های پروردگار جهانیان، و یاد او در هنگام معصیت پرهیز از گناه و نافرمانی ذات احدیت است، چنان که امام علی(ع) می‏فرماید: یاد خدا در هنگام روبه‏رو شدن با حرامها این است که تو را از ارتکاب حرام باز دارد. (بحارالانوار، ج۷۸، ص۵۵).
منظور از ذکر کثیر که در قرآن و روایات به آن سفارش شده است، چیست؟
آیه‏ای که مورد پرسش است، چنین است: یا أیهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکروا الله ذِکراً کثیراً وسَبِّحُوهُ بُکرَهً وأَصیلاً؛‏ای کسانی که ایمان آورده‏اید! خدا را فراوان یاد کنید و هر بامداد و شامگاه تسبیحش گویید (احزاب، آیۀ ۴۱ و ۴۲) بسیار ذکر خدا گفتن، زیاد و همیشه به یاد خدا بودن، فراوان نام و یاد او را بر زبان و دل آوردن و در عمل و رفتار، جلوه‏گر ساختن، همان ذکر کثیری است که ایمان آورندگان، به آن سفارش شده‏اند. از مجموع سخنان معصومان بر می‏آید که منظور از ذکر کثیر همان فراوانی یاد خداست. چنان‏که امام صادق(ع) فرموده است: تا آنجا که می‏توانید، در تمام لحظات و ساعاتِ شب و روز، خدا را بسیار یاد کنید؛ زیرا خداوند به بسیار یاد کردنِ خود، فرمان داده است. در حقیقت مراد اساسی قرآن و حدیث از سفارش به ذکر فراوان، مداومت مؤمنان به یاد خدا و دوام و پایندگی حالت ذکر و یاد، در وجود انسان است. از این‏رو است که از صفات مؤمنان بر شمرده‏اند که: اَلمُؤمِنُ دائِمُ الذِّکرِ، کثیرُ الْفِکرِ؛ مؤمن پیوسته به یاد خدا است و بسیار اندیشه می‏کند. بسیاری یاد خدا، دارای آثار و برکات فراوانی است که اگر انسان مؤمن در پی دستیابی به آنها باشد، سعی می‏کند در همه حال، همه جا و در هر زمان به یاد خدا باشد و اثر یاد خدا را در اعمال و رفتارش جلوه‏گر سازد. ذکرِ بسیار برای انسان در آسمان‏ها، خوشنامی و پرآوازگی و در زمین نورانیت به ارمغان می‏آورد. انسان را از گرامی‏ترین بندگان نزد خداوند می‏گرداند. پایان کلام اینکه رسول گرامی اسلام فرموده است: ما مِن ساعَهٍ تَمُرُّ بابْنِ آدمَ لَم یذکرِ الله فِیها إِلاّ حَسِرَ عَلَیها یومَ الْقِیامَهِ؛ هر لحظه‏ای که بر آدمی بگذرد و در آن به یاد خدا نباشد، در روز رستاخیز بر آن لحظه افسوس خواهد خورد.
آثار ذکر
ذکر خدا آثار زیادی دارد که به ۱۱ مورد آن اشاره می‏شود
«آرامش»: اولین اثر ذکر خدا است «اَلا بِذِکرالله تَطمَئِنُ القُلوب» سوره رعد آیه ۲۸٫ آگاه باشید تنها با یاد خدا، دل‏ها آرامش می‏یابد.
حکایت راستان
آیت‏الله کوهستانی‏ را برای مداوا به تهران آورند، آزمایش‏های زیادی ا نجام دادند، چیز عجیبی مشاهده کردند آزمایش‏ها نشان می‏داد که همه اعضای ایشان پیر است، ولی قلب او جوان می‏شد و این در اثر ذکر و یاد خدا است، حتی اثر خود را در وجود ظاهری و قلب او نیز می‏گذارد.
لذت
دومین اثر ذکر خدا، «لذت» است، امیرالمؤمنین می‏فرمایند: «الذِّکرُ لَذَّهُ المُحِبّینَ» (تضنیف غررالحکم و دررالکلم ص۱۸۹)، فردی که خدا را با زبان و قلب خود ذکر می‏کند، به مرور زمان حلاوت و شیرینی آن را در کام خود احساس می‏کند.
ذاکر تشنه نمی‏میرد
سومین اثر ذکر، این است که، ذاکر خداوند، به طور طبیعی تشنه نمی‏میرند، در حالی که همه انسان‏ها به غیر از، ذاکرین، تشنه جان می‏دهند. «قَالَ النَّبِیُّ کُلُّ أَحَدٍ یَمُوتُ عَطْشَانَ إِلَّا ذَاکِرَ اللَّهِ، مستدرک‏الوسائل ج: ۲ ص: ۱۵۶» ، هر کسی، تشنه می‏میرد مگر کسانی که ذاکر خدا هستند.
دیگران به یاد او هستند
چهارمین اثر، ذکر خدا، این است که اگر کسی ذاکر خدا شد، خداوند ذکر او را در بین مردم قرار می‏دهد.
مَنِ اشْتَغَلَ بِذِکْرِ اللَّهِ طَیَّبَ اللَّهُ ذِکْرَهُ، (تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص۱۸۸)، یکی از بهترین حالت‏های انسان این است که دیگران از او به خوبی یاد کنند، از مهمترین آثار ذکر خدا این است که خداوند کاری می‏کند که دیگران به خوبی این فرد را یاد کنند، دیگران نام او را به پاکی می‏رند.
دچار بلا مثل صاعقه نمی‏شود
پنجمین مورد اثر ذکر، این است که، ذاکر خدا، گرفتار بعضی از بلاها مثل صاعقه نمی‏شود بعضی از بلاها، عجیب و شگفت‏آور است و خداوند آن بلا را نصیب ذاکرین نمی‏کند مثل صاعقه. در روایت نقل شده است: امام صادق می‏فرماید: «الصَّاعِقَهُ تُصِیبُ الْمُؤْمِنَ وَ الْکَافِرَ وَ لَا تُصِیبُ ذَاکِراً» ، (بحار ج۵۶ ص۳۷۶)، صاعقه نصیب مومن و کافر می‏شود، اما به ذاکر خدا اصابت نمی‏کند.
نگاه خداوند به ذکر
نگاه متقابل خداوند به ذاکر، ششمین اثر ذکر خدا می‏باشد، خداوند می‏فرماید: «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَاشْکُرُوا لِی وَلَا تَکْفُرُونِ» (بقره ۱۵۲) پس به یاد من باشید تا به یاد شما باشم. در دعای جوشن کبیر نیز آمده است: «یا خیر ذاکر و مذکور» خداوند هم ذاکر است (یاد کننده) و هم مذکور است، وقتی ما خدا را یاد می‏کنیم، ما ذاکریم و خداوند مذکور. وقتی خداوند ما را یاد کرد، خداوند ذاکر و ما مذکور می‏شویم، وقتی خدا ما را یاد کرد، در حقیقت بالاترین جایگاه انسانیت نصیب ما می‏شود.
زنده دل کیست
زنده دل شدن، هفتمین اثر ذکر است امیرالمؤمنین می‏فرماید: «فِی الذِکر حَیاهالقلوب» (تصنیف غررالحکم و دررالحکم ص۱۸۹)
در ذکر گفتن، قلب‏ها زنده می‏شوند، همانگونه که آب، باعث حیات و زنده بودن طبیعت است، ذکر نیز سبب حیات روحی و معنوی انسان می‏شود، کسانی که از ذکر خدا غافل می‏شوند، وجود معنوی و قلبی آنها همچون کویر تشته و سوزان است.
درمان دردها
درمان دردها، هشتمین اثر ذکر را تشکیل داده است.
قرآن می‏فرماید: «فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا کَانُوا یَکْذِبُونَ» (بقره آیه ۱۰) همان‏طوری که جسم مریض می‏شود، قلب نیز مریض می‏شود. گناه باعث می‏شود که دل ما مریض شود و زنگار آن را بگیرد، در این حالت به خدا، جامعه خانواده و … بی‏توجه می‏شویم. دوای بیماری دل‏ها، ذکر خدا است حضرت می‏فرماید: «ذکر الله شفاءُالقلوب» ذکر خدا، قلب‏ها را شفا می‏دهد، ذکر و یاد خدا سبب می‏شود که دل‏ها صیقل پیدا کنند و شفاف شوند. ذکر خدا همچون آبی زلال، ناپاکی‏ها را از قلب و روح می‏زداید و به انسان برای درک درست هستی کمک می‏کند.
دوری از شیطان
نهمین اثر ذکر، دور کردن شیطان از انسان ذاکر است، قرآن می‏فرماید: «إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ» (سوره اعراف آیه ۲۰۱)، پرهیزکاران هنگامی که گرفتار وسوسه‏های شیطان شوند، به یاد خدا می‏افتند و در پرتو حق، ناگهان بینا می‏شوند. این وسوسه‏ها شامل وسوسه‏های شیاطین جن و انس می‏شود، کسی که به یاد خدا باشد، به حرف هر کسی گوش نمی‏کند، در هنگام عصبانیت، تصمیم نمی‏گیرد و…، شیاطین به شیوه‏های مختلف تلاش می‏کنند تا انسان را از مسیر مستقیم الهی منحرف کنند، ولی ذکر و یاد خدا وسیله‏ای است برای ماندن انسان در مسیر مستقیم.
محبوب خداوند
دهمین مورد اثر ذکر خدا، این است که محبوب خداوند قرار می‏گیرد، امام صادق می‏فرماید: مَن اَکثَرَ ذِکراللهِ اَحبه. (بحار ج۶۶ ص۳۴۹) یعنی کسی که ذکر زیاد خدا را بگوید، متقابلا خدا هم او را دوست خواهد داشت.
یازدهمین اثرذکر: به انسان قدرت درک وفهم پدیده های ورای دید ظاهری را می‏دهد که البته این بنسبت افراد به میزان کیفیت وصول الی الحق می‏باشد.
حکایت
حاج شیخ رجبعلی
شبهایی که آقای حاج شیخ رجبعلی جلسه میرفته، مأمور بردن و آوردن ایشان، مرحوم صنوبری بوده است… یک روز آماده می‏شود که حاج شیخ را ببرد به جلسه، خانم ایشان از بچه اش ناراحت شده، گویا بچه کاری می‏کرده، اذیت می‏کرده، یک دفعه به صورتی که بجه غافل بوده می‏زند به پشت او؛ تا این ضربه را می‏زند، کمر خودش خمیده شده و به شدت شروع می‏کند به درد گرفتن!آقای صنوبری وقتی خانمش را در این وضع می‏بیند، می‏گوید: من می‏خواهم بروم دنبال آقا شیخ رجبعلی، تو هم بیا توی ماشین؛ سر راه تو را به درمانگاهی می‏برم… رفتیم آقا شیخ رجبعلی را سوار کردیم…. همینطور که داشتیم می‏رفتیم گفتم: آقای حاج شیخ! ایشان که عقب ماشین نشسته، خانم من است، می‏خواهم ببرم دکتر؛ ایشان را دعا بفرمایید!آقا شیخ رجبعلی گفت: دکتر نمی‏خواهد؛ بچه را آنطور نمی‏زنند!گفتم: آقا چکار کنیم؟!فرمود: خوشحالش کنید… یک چیزی بخرید تا خوشحال شود! گفت: رفتیم یک چیزی، اسباب بازی یا خوردنی گرفتیم و دادیم دست بچه؛ همینکه خوشحال شد، کمر این خانم که از شدت درد خمیده شده بود، مثل فنر باز شد و کاملاً خوب شد!
حکایت
از دست دادن فیوضات معنوی (شیخ رجبعلی خیاط)
مرحوم آقا شیخ رجبعلی خیاط با عده‏ای به کربلا مشرف شده بودند. در میان آنان یک زن و شوهری بودند. یک روز که از حرم پس از انجام زیارت بیرون آمده و بر می‏گشتند، این زن و شوهر با فاصله قابل ملاحظه‏ای از شیخ و در پشت سر ایشان راه می‏رفتند… در میان راه در ضمن صحبتی که بین آنها می‏شود، آن خانم یک نیشی به شوهرش زده و سخنی آزار دهنده به وی می‏گوید. هنگامی که همه وارد منزل و آن محل استراحت می‏شوند و آقا شیخ رجبعلی به افراد (به اصطلاح) زیارت قبولی می‏گوید؛ به آن خانم که می‏رسد، می‏فرماید: تو که هیچ، همه را ریختی زمین!آن خانم می‏گوید:‏ای آقا! چطور؟! من این همه راه آمده ام کربلا؛ مگر من چکار کرده ام؟!فرمود: از حرم آمدیم بیرون، نیشی که زدی، همه اش رفت!یعنی همه نور معنوی و فیوضاتی که از زیارت کسب کرده بودی، با این عملت از بین بردی!
«بِتَوْفیقِکَ یاهادِی الْمُضِلّینَ» اما به توفیق خودت‏ای راهنمای گمراهان.‏ای خدایی که گمراهان را راهنمایی می‏کنی، توفیق بده این دعاهای روز هفتم درباره ما مستجاب شود.
ذکرمصیبت
امام صادق(ع) فرمود: (مَن ذِکِرَ الحُسَینِ عِندَک) کسی که حسین(ع) را نزداو اسم ببرند، یاد کنند، (فَخَرَجَ مِن عَینَیهِ مِنََ الدُّموع) اشک از دو چشمش جاری شود به اندازه‏ی پر یک مگس، (کانَ ثَوابُهُ عَلَی الله عَزَّ وَ جَلّ) اجرش برعهدۀ خداست، (وَ لَم یَرضی لَهُ بِدونِ ا لجَنَّه) خدا چیزی را بدون بهشت برای اورضایت نمی‏دهد.. گریۀ بر ابی عبدالله در حقیقت هماهنگی با همۀ انبیا و امامان و اولیاء الهی است. امام صادق(ع) می‏فرماید: (أنَّ زینَ العابِدین بَکی عَلی أبیه) حضرت زین العابدین برای پدرش گریه کرد، در حالی که روز روزه بود و شب را به نماز شب ایستاده بود. هنگامی که وقت افطار می‏شد، (جی ءَ لَهُ بِطَعامٍ وَ شَراب) برایش غذا و آب می‏آوردند، آشامیدنی می‏آوردند، دائم این جمله را می‏گفت: (قُتِلَ أبی جائِعاً) پدرم گرسنه کشته شد. (قُتِلَ أبی عَطشاناً) پدرم تشنه شهید شد. و چند بار آب و غذا راعوض می‏کردند، تا می‏توانستند میل کنند. و گاهی دارند که، (أخَذَ عِناعاً لِیَشرِب) ظرف آبی را می‏گرفتند بخورند، (یَبکی حَتِّ یَملَأهُ دَماع) این قدر گریه می‏کردندکه این اشک صورتشان را خراش می‏داد، زخم می‏کرد، علی لعنه الله علی القوم الظالمین.

دسته: نودمجلس در30 روز (ماه مبارک رمضان ) | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

شهریور ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
 12345
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  
No Image No Image