آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
شرح دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان پيوند ثابت

روزهشتم
احکام
۱- نماز و روزه سربازانى که مى‏دانند بیش از ده روز در مکانى مى‏مانند، ولى از خود اختیارى ندارند، چه حکمى دارد؟ امیدواریم فتواى حضرت امام را هم بیان فرمایید. ج: با اطمینان به اینکه ده روز یا بیشتر در یک مکان خواهند ماند، واجب است که نماز خود را تمام بخوانند و روزه بگیرند. فتواى امام «قدّس سرّه» هم همین است.
حکم دانشجویان و روحانیون‏
۲- دانشجویانى که هر هفته حداقل دو روز براى تحصیل مسافرت مى‏کنند و یا کارمندانى که هر هفته براى کارشان سفر مى‏کنند، چه حکمى دارند؟با توجه به اینکه آنها هر هفته مسافرت مى‏نمایند، ولى امکان دارد به خاطر تعطیلى دانشگاه یا کارشان به مدت یک ماه در وطن اصلى خود بمانند و در خلال آن مدت مسافرتى نمى‏کنند، آیا بعد از گذشت یک ماه که سفر خود را دوباره آغاز مى‏کنند، نمازشان در سفر اول طبق قاعده شکسته و بعد از آن تمام است؟ ج: در سفر براى تحصیل علم، نماز شکسته است و روزه هم صحیح نیست، اعم از اینکه سفرشان هفتگى باشد یا روزانه. ولى کسى که براى کار آزاد یا ادارى، مسافرت مى‏کند، اگر بین وطن یا محل سکونت و محل کارش هر ده روز حداقل یک مرتبه رفت و آمد نماید، باید از سفر دوم به بعد نماز خود را تمام بخواند و روزه او هم صحیح است، و اگر بین دو سفرى که براى کار کردن مى‏رود، ده روز در وطن یا جاى دیگرى بماند، در سفر اولى که بعد از اقامت ده روزه براى کار کردن مى‏رود، نمازش شکسته است و نمى‏تواند روزه بگیرد.
نماز شب هشتم: دو رکعت نماز دارد درهر رکعت بعد از حمد ده بار سورۀ توحید را وهزار بار سبحان الله برایش هشت در بهشت باز گردد که از هر یک خواهد داخل شود.
شرح دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان
َللّهُمَّ ارْزُقْنی فیهِ رَحْمَهَ الاْیتامِ
وَاِطْعامَ اْلطَّعامِ
وَاِفْشآءَ السَّلامِ
وَصُحْبَهَ الْکِرامِ
بِطَوْلِکَ یا مَلْجَاَ الاْمِلینَ
خدایا، ترحم یتیمان، غذا دادن به مردم، افشا کردن سلام، هم‏صحبتی کریمان را در این روز، رزق من قرار بده به فضل خودت‏ای پناه آرزومندان.
دعای این روز مشتمل بر چهار خواسته از خداوند متعال می‏باشد:
۱- خدایا در این روز ترحم بر یتیمان را به من روزی فرما
آنچه می‏توان از جمله دستورات شرع مقدس درباره فرزندان یتیم برشمرد، عبارتست از:
۱ – سرپرستی یتیم
نخستین گام در اصلاح وضع یتیم، آغوشی است که او را در بر گیرد و سینه‏ای است که با گرمی و حرارت محبت آمیز خود، وی را مورد احسان قرار داده و خانه‏ای است که با خوشی و نشاط در آن به سر برد. در صورتی که این سه اصل فراهم گردد می‏توان از این کودک به طور احسن محافظت کرد و از نظر مادی و معنوی او را مورد حمایت قرار داد. قرآن مجید از این کار به لفظ “ایواء” (پناه دادن) تعبیر نموده است. زیرا کودکی که پدر خود را از دست می‏دهد همانند آن است که بزرگترین و یا یگانه پناهگاه خود را از دست داده است. لذا درجه نخست برای یتیم پناهگاهی است که در آن احساس غربت نکند. بدین جهت قرآن کریم نخستین مرحله احتیاجات پیامبر عظیم الشانص) را در زمانی که طفل یتیمی بود یادآور می‏شود و می‏فرماید: أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتیماً فَآوى [ضحی / ۶]‏ (آیا تو را یتیم نیافتیم پس پناهت دادیم.)
در این آیه شریفه اولین عنایت الهی به پیامبر اسلامص) پناه دادن او در زمان یتیمی است و لذا پیامبر اسلام می‏فرماید: خیر بیت فی المسلمین بیت فیه یتیم یحسن إلیه و شر بیت فیه یتیم یساء إلیه. مشکاه الانوار، ابوالفضل على بن حسن طبرسى، کتابخانه حیدریه نجف اشرف، ۱۳۸۵ ق ص۱۶۷ (بهترین خانه خانه‏ای است که یتیمی در آن مورد احسان قرار گیرد و بدترین خانه، خانه‏ای است که با یتیم بدرفتاری شود.) البته آنچه مهم و قابل تامل است سفارش اسلام در پناه دادن به یتیم در آغوش پر مهر خانواده است و مراکز و موسسات نگهداری از ایتام نمی‏توانند آن محیط را فراهم کنند.
یتیم در آغوش خانواده
از مجموع روایات استفاده می‏شود که در مملکت اسلامی لازم است یتیمان، دوش به دوش سایر فرزندان در آغوش خانواده‏ها تربیت شوندو به قدری به آنان محبت شود که احساس تفاوتی بین خود و سایر فرزندان ننمایند. رسول خداص) نیز که پیام آور رحمت و رحمه للعالمین است و خود نیز طعم یتیمی را چشیده است نسبت به این موضوع شدیدا توصیه کرده است و مردم را به سرپرستی یتیمان سفارش می‏کند و می‏فرماید: مَنْ عَالَ یَتِیماً حَتَّى یَسْتَغْنِیَ أَوْجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ بِذَلِکَ الْجَنَّهَ کَمَا أَوْجَبَ لآِکِلِ مَالِ الْیَتِیم الکافی، ثقه الاسلام کلینى، دار الکتب الإسلامیه تهران، ۱۳۶۵، ج۷، ص۵۱ (هر کس یتیمی را سرپرستی کند تا آنکه بی نیاز گردد خداوند به سبب این کار بهشت را بر او واجب می‏سازد، همچنان که آتش دوزخ را بر خورنده مال یتیم واجب ساخت است.)
البته اسلام در رتبه اول بستگان نزدیک را مسئول سرپرستی یتیم دانسته است و در صورت عدم وجود بستگان نزدیک، جامعه و دولت اسلامی است که باید عهده داراین مسئولیت گردد.
ثواب پناه دادن به یتیم
الف: سکونت در بهشت
ائمه معصومین در احادیث متعددی بهشت را برای کسانی که یتیم را پناه دهند و در خانه خود از آنها پذیرایی کنند تضمین کرده‏اند. امام باقرع) می‏فرماید: أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ بَنَى اللَّهُ لَهُ بَیْتاً فِی الْجَنَّهِ مَنْ آوَى الْیَتِیمَ وَ رَحِمَ الضَّعِیفَ وَ أَشْفَقَ عَلَى وَالِدَیْهِ وَ رَفَقَ بِمَمْلُوکِه. وسائل‏الشیعه، شیخ حر عاملى، مؤسسه آل البیت علیهم‏السلام قم، ۱۴۰۹ ق، ج۱۶، ص۳۳۹ (چهار گروهند که خداوند برای آنها خانه‏ای در بهشت بنا نهاده است. کسی که یتیمی را پناه دهد و کسی که به ضعیف ترحم نماید و کسی که با پدر و مادر مهربان باشد و کسی که با زیردستش با ملاطفت و دوستی رفتار کند.)
حکایت
عبدالله مبارک گفت: سالى از حج فارغ شدم به مدینه به زیارت قبر پیغمبرص) رفتم شبى آن حضرت را در خواب دیدم، حضرت فرمود: ‏اى عبدالله! همینکه بکوفه برگشتى سلام مرا به بهرام محبوسى برسان و به او بگو من روز قیامت تو را شفاعت مى‏کنم، همینکه بکوفه برگشتم نزد بهرام محبوسى رفتم، از او سؤال کردم چه عمل خیر و نیکى کرده‏اى که مورد توجه پیامبر ما شده اى، بهرام گفت: در همسایگى ما زن فقیرى بود که چند بچه یتیم داشت، شبى به خانه ما آمد و چراغى روشن کرد و بیرون رفت و دو مرتبه چراغ را خاموش کرد، من از کار او به شک افتادم، برخواستم همراهش رفتم، دیدم همینکه وارد خانه اش شد، بچه هایش گفتند: مادر براى ما چه چیز آوردى، زن گفت: به خانه بهرام رفتم چیزى از او بگیرم، اما حیا کردم که شکایت دوست (خدا) را نزد دشمن ببرم، بهرام گفت: دانستم و فهمیدم که زن محتاج به طعام مى‏باشد، به خانه آمدم و آنچه از خوراکى‏ها موجود بود در طبقى گذاردم و به خانه آن زن فرستادم. عبدالله مى‏گوید: گفتم همین را مى‏خواستم، به تو بشارت دهم که رسول خدا تو سلام رسانیده و وعده داده که روز قیامت تو را شفاعت کند، بهرام گریه کرد و از روى حسرت که عمرش را به گمراهى صرف کرده گفت: یک عمل خیر در دین شما ضایع نمى‏شود اسلام را بر من عرضه بدار، بهرام به برکت کار نیک و عنایت پیامبرص) مسلمان شد.

ب: برطرف شدن عذاب قبر
پیامبر اکرمص) فرمود: مَرَّ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَع) بِقَبْرٍ یُعَذَّبُ صَاحِبُهُ ثُمَّ مَرَّ بِهِ مِنْ قَابِلٍ فَإِذَا هُوَ لَا یُعَذَّبُ فَقَالَ یَا رَبِّ مَرَرْتُ بِهَذَا الْقَبْرِ عَامَ أَوَّلَ فَکَانَ یُعَذَّبُ وَ مَرَرْتُ بِهِ الْعَامَ فَإِذَا هُوَ لَیْسَ یُعَذَّبُ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ أَنَّهُ أَدْرَکَ لَهُ وَلَدٌ صَالِحٌ فَأَصْلَحَ طَرِیقاً وَ آوَى یَتِیماً فَلِهَذَا غَفَرْتُ لَهُ بِمَا فَعَلَ ابْنُهُ [الکافی، ج۶، ص۳] (عیسی بن مریمع) از قبرستانی می‏گذشت که صاحب قبری را عذاب می‏کردند. پس از یک سال بار دیگر از آنجا گذشت و متوجه شد که صاحب آن قبر عذاب نمی‏شود. علت را از خدای متعال سوال کرد؟ وحی شدکه این مرد گنهکار بود و به خاطر گناهانی که انجام داده بود عذاب می‏شد اما فرزند صالحی داشت که وقتی به سن رشد رسید جاده و راهی را اصلاح کرد و یتیمی را منزل داد. به این جهت او را آمرزیدم و به خاطر کار فرزندش عذاب را از او برداشتم.)
دارالایتام
چنانکه گفته شد نظر اسلام این است که ایتام در محیط گرم خانواده‏ها پرورش یابند، چرا که نام و محیط دارالایتام عواطف آنها را جریحه دار و آنها را دچار یاس و ناامیدی می‏کند (و البته این امر با ساختن دارالایتام و حمایت از یتیمان بی سرپرست که ماوی و مسکنی ندارند منافات نداشته بلکه از عبادات بزرگ اسلامی به شمار می‏رود) شاهد این مطلب هم این است که عصر رسول خداص) با این که حکومت اسلامی از نظر بنیه مالی به حدی بود که بتواند در برخی نقاط مکانی برای تربیت ایتام ایجاد کند و از هزینه بیت المال مخارج آن را بپردازد، اما برای پرورش روحی و جسمی آنها اصرار داشت تا یتیمان در محیط خانواده‏ها در کنار کودکان آن خانواده تربیت شوند چرا که اسلام علاقه دارد تا مردان و زنان به جای پدر و مادر از یتیمان نگهداری نمایند. امروزه گر چه در کشورها موسسات خیریه، و دارالایتام‏ها با برنامه های متعدد و متنوع توانسته اند نیازها و حتی وسائل تفریح و تحصیل به موقع ایتام را فراهم کنند و از نظر ظاهری (لباس و غذا و مسکن) نیز آنان را در شرایط خوبی رشد دهند، ولی به خاطر محروم بودن این کودکان از محبت و یا ارضا نشدن محبت در آنها، نتایج نا مطلوبی به بار آورده و خواهد آورد و بقول الکسیس کارل “افراد انسانی را نمی‏توان چون ماشین های یک کارخانه یکسان و یک شکل ساخت. از آنجا که افراد آدمی متفاوتند تربیت دسته جمعی آنان به خوبی ممکن نیست و مدرسه نمی‏تواند جای تربیت فردی پدر و مادر را بگیرد. و در جایی دیگر می‏گوید: «تعلیم و تربیت کودک وقت دائمی را ایجاب می‏کند که جز به وسیله پدر و مادر تامین نمی‏شود زیرا فقط اینان مخصوصا مادر، از آغاز خصایص بدنی و روانی و استعدادهای کودک را که پرورش آنها باید با هدف تعلیم و تربیت قرار گیرد، شناخته‏اند. (انسان موجود ناشناخته، ص ۳۰۴ و ۲۶۰)
نیکی و اکرام یتیم
یکی دیگر از دستورات اسلام در مورد ایتام نیکی و احسان به آنهاست که در آیات و روایات متعددی به آن سفارش شده است. قرآن در سوره مبارکه فجر می‏فرماید: کَلاَّ بَلْ لا تُکْرِمُونَ الْیَتیمَ وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى‏ طَعامِ الْمِسْکین‏ [فجر/۱۷- ۱۸] (چنان نیست که شما می‏پندارید، شما یتیمان راگرامی نمی‏دارید و یکدیگر را بر اطعام مسکینان تشویق نمی‏نمایید).
در این آیه شریفه مسئولیت انسان را در برابر دو گروه را بر می‏شمرد: مسئولیت در قبال مساکین که فقط در اطعام و انفاق آنها خلاصه می‏شود و مسئولیت در قبال ایتام که دیگر سخن از اطعام نیست بلکه نیاز آنها فراتر بوده و به اکرام و احسان نیازمندند. چرا که در مورد یتیم تنها مسئله گرسنگی مطرح نیست و از آن مهمتر جبران کمبودهای عاطفی او است تا هیچ گاه احساس نکند که چون پدرش را از دست داده خوار و ذلیل شده، بلکه باید چنان مورد اکرام قرار گیرد که جای خالی پدر را احساس ننماید. این مسئله به قدری حائز اهمیت است که خداوند متعال نیکی به ایتام را پس از نیکی به پدر و مادر و اقوام ذکر می‏کند و می‏فرماید: بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکین‏ نساء/۳۶ (به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و مساکین نیکی کنید)
مولی الموحدین علیع) به عنوان اسوه و راهبر مسلمانان چنان با ایتام رفتار می‏کند که او را پدر یتیمان لقب داده‏اند. ابوالطفیل می‏گوید: روزی علیع) را دیدم که یتیمان را به حضور خود خواست، سپس چنان به یتیمان تفقد و مهربانی می‏کرد و به آنها عسل می‏خوراند که بعضی از اصحابش آرزو می‏کردند‏ای کاش ما نیز یتیم بودیم. [بحارالانوار، علامه مجلسى، مؤسسه الوفاء بیروت – لبنان، ۱۴۰۴ ق، ج۴۱، ص ۲۹]
رسول خداص) می‏فرماید: کُنْ لِلْیَتِیم کَالْأَبِ الرَّحِیمِ وَ اعْلَمْ أَنَّکَ تَزْرَعُ کَذَلِکَ تَحْصُدُ [بحارالأنوار، ج۷۴، ص۱۷۳]
(برای یتیم چون پدر مهربان باش و بدانکه هر چه بکاری همان را درو می‏کنی)
حکایت
روزی از دوست مهندسم پرسیدم: برای قیامتت چه می‏کنی؟ چیزی گفت که به حال او غبطه خوردم او گفت: هر پانزده روز یک مرتبه ماشینی کرایه می‏کنم و بچّه‏های یتیم را به پارکِ بازی می‏برم و برای شان بستنی می‏خرم و پس از تفریحی چند ساعته بر می‏گردیم، من این کار را به حساب قیامتم گذاشته ام. (داستان معنوی ص ۵۸۸۲- خاطرات قرائتی- بهشتی)
علی بن ابیطالبع) می‏فرماید: لَمَّا احْتُضِرَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى أَنْ قَالَ فَکَانَ آخِرُ شَیْ‏ءٍ سَمِعْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص یَقُولُ إِلَیْکَ إِلَیْکَ ذَا الْعَرْشِ لَا إِلَى الدُّنْیَا أُوصِیکُمْ بِالضَّعِیفَیْنِ‏خَیْراً الْیَتِیمِوَالْمَمْلُوکِمستدرک‏ الوسائل، ج۱۵، ص۴۵۶ (آخرین چیزی که از رسول خداص) شنیدم این بود که فرمود: به سوی خدا و آخرت حرکت کنید نه به سوی دنیا، شما را وصیت می‏کنم به دو ضعیف یتیم و زیردست نیکی کنید.
از دیگر دستورات اسلام بر اکرام ایتام می‏توان به موارد ذیل اشاره کرد:
مدارا با یتیم:
خداوند متعال به پیامبرش دستور می‏دهد که با یتیمان با نرمی و مدارا سخن بگو و به وسیله لبخندی که بر آنان می‏زنی حالت سرخوردگی و اندوه را از آنان دور کن، چنانکه می‏فرماید: فَأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْهَر [ضحی/۹] (قهر به معنی غلبه توام با تحقیر است) و آیه می‏فرماید (یتیم را تحقیر مکن). این درس رسا، نه برای پیامبر که برای امت اوست تا بدانند که باید از قهر با یتیمان و تطاول و تندی (در برخورد با یتیمان) و گاه چهره های عبوس در مقابل آنان خودداری کنند چنانکه قرآن می‏فرماید: أَرَأَیْتَ الَّذی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ فَذلِکَ الَّذی یَدُعُّ الْیَتیم‏ ماعون /۱- ۲ (دع به معنی دفع شدید و راندن توام با خشونت است)‏ای پیامبر آیا ندیدی کسی را که روز جزا را انکار کرد؟ این همان شخص بی رحمی است که یتیم را به قهر از خود می‏راند. آنچه می‏توان از این آیه نتیجه گرفت آن است که از خود راندن یتیم مساوی با تکذیب دین و ترشرویی دربرابر آنان و رد خواسته های آنان، دور سازنده انسان از قرب به خداوند است.
نوازش یتیم
در زندگی انسان‏ها خلاها و کمبودها وجود دارد که جز از طریق محبت و دوستی نمی‏توان آن را جبران کرد. در این میان کودکان یتیم بیشترین نیاز را احساس می‏کنند، زیرا آنها در اثر از دست دادن پدر یا والدین از سرچشمه مهر و محبت دور افتاده اند و بدین خاطر بیش از هر چیز به نوازش محتاجند و برای این احساس عاطفی و روحی خواه ناخواه در انتظار پاسخ هستند.
لذا در آیات و روایات بسیاری بر مسئله یتیم نوازی تاکید شده است.
پیامبر گرامی اسلام می‏فرماید: إِذَا بَکَى الْیَتِیمُ اهْتَزَّ الْعَرْشُ عَلَى بُکَائِهِ (مستدرک‏الوسائل، ج۱۵، ص۱۵۳) هنگامی که یتیم گریه می‏کند عرش خدا به لرزه در می‏آید و امام صادق می‏فرماید: مَا مِنْ عَبْدٍ یَمْسَحُ یَدَهُ عَلَى رَأْسِ یَتِیمٍ تَرَحُّماً لَهُ إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِکُلِّ شَعْرَهٍ نُوراً یَوْمَ الْقِیَامَهِ [.من‏لایحضره‏الفقیه، شیخ صدوق، انتشارات جامعه مدرسین قم، ۱۴۱۳ ق، ج۱، ص۱۸۸هیچ بنده‏ای از روی محبت دست بر سر یتیم نمی‏کشد مگر اینکه خداوند در مقابل هر مو، نوری در روز قیامت به او عنایت می‏کند.
و این درست در مقابل چیزی است که در جوامع دور از ایمان و اخلاص همچون جامعه عصر جاهلیت دیروز و امروز رواج داشته و دارد که نه تنها به انواع حیله‏ها برای تملک اموال یتیمان متوسل می‏شوند بلکه خود او را در جامعه چنان تنها می‏گذارند که درد یتیمی و فقدان پدر را به تلخ ترین صورت احساس می‏کند.
اثرات یتیم نوازی
(الف) داخل شدن در بهشت
امام صادقع) فرمود: مَنْ أَرَادَ أَنْ یُدْخِلَهُ اللَّهُ فِی رَحْمَتِهِ وَ یُسْکِنَهُ جَنَّتَهُ فَلْیُحْسِنْ خُلُقَهُ… وَ لْیَرْحَمِ الْیَتِیمَ. وسائل‏الشیعه، ج۱۲، ص۱۵۶
(هر کسی که بخواهد مشمول رحمت خداوندگردد و وارد بهشت شود باید نسبت به یتیمان دلسوز و مهربان باشد)
(ب) نرم شدن قلب و برآورده شدن حاجت
پیامبر اکرم (ص) فرمود: أ تحبّ أن یلین قلبک و تدرک حاجتک؟ ارحم الیتیم و امسح رأسه و أطعمه من طعامک یلن قلبک و تدرک حاجتک. کنزالعمال، ج۳، ص۱۶۹ (آیا دوست داری دلت نرم و آرزویت برآورده شود؟ بر یتیم ترحم کن و دست محبت بر سر او بکش و از غذای خود به او بخوران تا قلبت نرم و حاجتت روا گردد)
(ج) ترفیع درجات و محو سیئات
رسول خداص) فرمود: سوگند به کسی که جانم در قبضه قدرت اوست هر مسلمانی که سرپرستی یتیمی را بر عهده بگیرد و به خوبی از عهده ولایت و سرپرستی آن یتیم بر آید و دست محبت بر سر او بکشد، به عدد هر مویی که از زیر دستش می‏گذرد خداوند متعال یک درجه مقام او را بالا برده و یک ثواب در نامه عمل وی می‏نویسد و یک گناه از او کم می‏کند. همان، ص ۱۷۵ البته نیکی به یتیم می‏تواند به صورتهای مختلف انجام گیرد ولی هیچ نیکی بالاتر از تربیت و آموزش نیست.
۳- آموزش و پرورش
یکی از مهمترین مسائل در مورد ایتام، بحث تعلیم و تربیت و هدایت آنها به سمت و سویی است که بتوانند در آینده انسان های صالح و ثمربخشی باشند. آنچه به تجربه ثابت شده است این است که هر گاه خداوند متعال نعمتی را از انسان بگیرد، در مقابل ظرفیت های بالایی به او می‏دهد که به عنوان مثال اکثر افراد نابینا یا ناشنوا از حافظه و استعداد بالاتری نسبت به بقیه افراد جامعه و در برخی نسبت به قبل از دست دادن آن نعمت برخوردارند. کودکان یتیم نیز به خاطر از دست دادن پدر، دارای استعداد فوق العاده‏ای می‏باشند که هدایت این استعدادها، آینده جامعه را تضمین می‏کند، چنانکه بسیاری از علما و دانشمندان نیز در بدو تولد یا در زمان کودکی از نعمت پدر محروم شده‏اند. [. مراجعه شود به کتاب یتیمان سرافراز، محمد مهدی فجری، انتشارات مهر امیرالمؤمنینع) که باهدف ارایه الگو به مبلغین و مربیان نوشته شده است، وهمچنین کتاب قطره هایی که دریا شد، علیرضا فجری، که با سبک داستانی به معرفی مشاهیر یتیم برای مخاطبین جوان و نوجوان به رشته تحریر درآمده است.] اما اگر یتیم را به حال خویش واگذارده و به جای آنکه در اثر دلسوزی و مهربانی و مراقبت و تربیت، دلش را سرشار از فضائل و عشق به جامعه ساخته و به ابزار خدمت به اجتماع مسلح سازیم، به او بی توجهی کرده و از جامعه طردش ساختیم، ناخواسته او را ابزار خصومت به اجتماع مسلح کرده ایم و در نتیجه فردی بی بند و بار و خالی از فضایل و پر از کینه نسبت به اجتماع باز آورده ایم و چنین فردی در اولین فرصت ضربه های جبران ناپذیر خود را به پیکر اجتماع وارد می‏کند و انتقام خود را از اجتماع می‏گیرد، همان اجتماعی که در دوران یتیمی، فرزندان خود را در برابر چشم او می‏بوسید و با بهترین لباس و کیف، او را به مدرسه می‏فرستاد ولی او به جرم اینکه فاقد پدر بود، توهین می‏شد!در یکی از تحقیقاتی که درباره کودکان بزهکار در آلمان انجام گرفته، نشان می‏دهد که از ۲۷۰۴ بزهکار جوان، ۱۱۷۱ نفر (یعنی بیش از ۴۳% آنان) یتیم بوده اند و در پژوهشی دیگر در آمریکا ملاحظه می‏کنیم که ۷۰% دخترانی که در دارالتادیب به سر می‏برند، یتیم بودند و نکته قابل تامل آنکه صدام و هیتلر به عنوان دو جنایتکار یتیم بوده اند و این نشان دهنده استعداد سرشاری است که در ایتام وجوددارد که در صورت عدم توجه و حمایت و هدایت، خسارت های جبران ناپذیری را به جامعه وارد می‏کنند، اینجا است که وظیفه دولت وجامعه اسلامی ایجاب می‏کند تا با احداث مدارس غیر انتفاعی برای ایتام (و البته با حضور کودکان غیر یتیم) و ارائه برنامه های آموزشی و پرورشی خاص، موجب شکوفا شدن بیش از پیش استعداد آنها شده که رشد و پرورش ایتام، آینده آنها و جامعه را تضمین خواهند کرد.
حقوق مالی
یکی دیگر از حقوق فرزندان یتیم بر جامعه، حقوق مالی است که به دو بخش تقسیم می‏شود بخش اول مربوط به ایتامی است که از داشتن امکانات مالی و ارث پدر محروم‏اند. بخش دوم مربوط به کودکانی است که دارای اموال بسیاری هستند و نیاز به کمک ندارند. این دو بخش از موضوعات مهمی است که در آیات متعددی از قرآن به آن سفارش و تاکید شده است.
الف: انفاق به یتیم
آنچه پس از ماوی دادن به یتیم و نیکی و اکرام او حائز اهمیت می‏باشد، برطرف کردن نیازهای مادی او است، چنانکه در قرآن و روایات ائمه معصومین نیز تاکید فراوان شده و انفاق به یتیم پس از انفاق به خانواده خاص (والدین و نزدیکان) ذکر شده است. انفاق بر یتیم اعم از نیازهای مالی، خوراکی و پوشاکی است که باید هر یک به نحو احسن تامین شود. قرآن کریم پرداخت مال برای رفع نیازمندی خویشان و یتیمان را از مشخصه ابرار و نیکوکاران بر شمرده [. بقره / ۱۷۷] و در بیت المال و اموال مردم نیز حق و سهمیه‏ای برای ایتام نیازمند مقرر کرده است. درمورد اطعام ایتام نیز دستورات مکرری رسیده است که قرآن کریم سیره اهل بیت پیامبر را به عنوان الگوی همه مسلمانان بیان می‏کند چنانکه می‏فرماید: وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیرا إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ (انسان / ۸و۹)
(غذای خود را با اینکه به آن علاقه ونیاز دارند به مسکین و یتیم و اسیر می‏دهند و می‏گویند ما شما را به خاطر خدا اطعام می‏کنیم و هیچ پاداش و سپاسی نمی‏خواهیم) در این آیه مبارکه خاندان وحی به خاطر اینکه پس از هر روزه، افطاری خود را به مسکین و یتیم و اسیر داده اند مورد تجلیل قرار گرفته‏اند. تاکید اسلام بر رسیدگی بر وضع غذایی یتیمان تا آنجا است که برای سال های قحطی نیز یتیمان مورد سفارش قرار گرفته و قرآن مجید آنان را سزاوارترین قشر جامعه به دریافت کمک های غذایی در سال های قحطی بر می‏شمرد. (بلد/۱۴- ۱۵)
حضرت علیع) در آخرین وصیت هایش پس از ضربت خوردن می‏فرماید: اللَّهَ اللَّهَ فِی الْأَیْتَامِ فَلَا تُغِبُّوا أَفْوَاهَهُمْ وَ لَا یَضِیعُوا بِحَضْرَتِکُمْ خدا را خدا را درباره یتیمان، نکند آنان گاهی سیر و گاهی گرسنه بمانند و حقوقشان ضایع گردد. الکافی، ج۷، ص۵۱
حکایت راستان
مولای پیشوایان جهان که در قول و عمل به فکر یتیمان است هرشب با دست خود غذا به یتیمان می‏رساند تا آنجا که او را ابوالیتامی لقب داده بودند. شخصی می‏گوید در شب تاریکی در میان کوچه های مکه می‏رفتم. زنی را دیدم که چند بچه را اطراف خود نشانده و کنار در خانه نشسته بود. مثل اینکه انتظار کسی را می‏کشید، سبب نشستن او در کنار کوچه در آن دل شب پرسیدم. گفت آقایی است که هر شب می‏آید و به بچه های من مهربانی می‏کند. منتظر اویم که قدری دیر کرده است. در این حال بود که یکی از بچه‏ها گفت: یا اماه جاء ابوالایتام (مادر پدر یتیمان آمد) ناگهان دیدم امیرالمومنین ع) آمد و یکایک بچه‏ها را روی دامنش نشاند. لقمه های نان را در دهان آنها نهاده و آنها را نوازش نمود. لازم به ذکر است که انفاق به ایتام مختص به کسانی است که از داشتن سرپرست محرومند، نیست بلکه شامل یتیمانی که تحت تکفل و سرپرستی فردی از اقوام و خویشاوندان یا رجال صالح قرار دارند نیز می‏شود، زیرا چه بسا قدرت مالی سرپرست به حدی نباشد که بتواند تمام هزینه های کودک را فراهم سازد.
حفظ اموال یتیم
یکی از موضوعات مهم دیگری که در قرآن بر آن تاکید شده اموال یتیمان است. آنچه مسلم است یتیمی همیشه با فقر ملازم نبوده و نیست؛ بلکه ایتامی هستندکه دارای اموال بسیاری بوده و نیازی به کمک دیگران ندارند. شارع مقدس حفظ واحترام مال آنها را مورد تاکید قرارداده و از تصرف در آن مگر به نحوی که مصلحت او رعایت شود منع نموده است. مهمتر آنکه بعید نیست که بتوان جلوگیری از ضایع شدن مال یتیم رانیز به عنوان واجب کفایی مطرح کرد، چنانکه در آیه ۷۷ سوره کهف ضمن بیان داستان حضرت موسی و خضرع) به این مهم پرداخته شده است. در این داستان، این دو اولیای الهی برای حفظ مال یتیم، گرسنگی و بی مهری مردم را تحمل نموده و با حال گرسنگی، دیوار کهنه و در حال سقوط دو طفل یتیم را ترمیم می‏کنند تا فرو نریزد و گنج نهفته در زیر آن نمایان نشود.
آنچه می‏توان از آیات مختلف قرآن به دست آورد آنکه:
۱ – حفظ و نگهداری اموال یتیم واجب است و سرپرست او نیز به شرطی اجازه تصرف در مال او را دارد که منافع ومصالح او را رعایت نماید. چنانکه قرآن می‏فرماید وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْیَتیمِ إِلاَّ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَن ‏به مال یتیم نزدیک مشوید مگر به نیکوترین وجهى که به صلاح او باشد. انعام/۱۵۲
۲ – هیچگاه نباید اموال آنها را با اموال خویش مخلوط ساخت به طوری که نتیجه آن تملک همه آنها باشد ونیز نباید اموال خوب آنها را با اموال بد خود مخلوط ساخت. چرا که نتیجه اش پایمال شدن حق یتیمان است. البته این دستور به معنی آن نیست که غذا و خوراک آنها را از زندگی خود جدا کنیم بلکه به معنی آن است که اگر زندگی آنها با زندگی شما مخلوط شد، بسان یک برادر با آنها رفتارشود و در صورتی که مخلوط شدن اموال و غذای آنها با اموال و غذای شما به صلاح آنها باشد، این عمل بلااشکال است.
۳ – دین مقدس اسلام ولی یا وصی را از دستمزد عملشان در سرپرستی یتیم محروم ننموده ولی در عین حال اغنیا را از گرفتن اجرت این نظارت بر حذر داشته و آنها را اینگونه مورد خطاب قرار می‏دهد: مَنْ کانَ غَنِیًّا فَلْیَسْتَعْفِفْ نساء/۶ (هر کس که بی نیاز است از برداشت حق الزحمه خودداری کند) اما اگر سرپرست فقیر است مجاز است مزد خود را با رعایت عدالت و انصاف حتی المقدور به صورت قرض الحسنه بردارد و پس از توانمندی به یتیم بازگرداند: وَ مَنْ کانَ فَقیراً فَلْیَأْکُلْ بِالْمَعْرُوف‏ نساء/۶ (و آن کس که نیازمند است به طور شایسته و مطابق زحمتی که می‏کشد از آن بخورد.)
۴ – اسلام چند شرط را برای بازگرداندن اموال یتیم به او ذکر کرده و بر آن تاکیده نموده است:
اول: برای برگرداندن اموال، یتیمان را بیازمایید تا زمانی که به حد بلوغ برسند چنانکه می‏فرماید: وَ ابْتَلُوا الْیَتامى‏ حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّکاحَ [نساء/۶] (زمانی که یتیمان به حد بلوغ رسیدند آنها را بیازمایید اگر در آنها رشد (کافی) یافتید اموالشان را به آنها بدهید).
آنچه از کلمه «حتی» در این آیه استفاده می‏شود آن است که باید آزمایش یتیمان، پیش از رسیدن به حد بلوغ و به صورت مکرر و مستمر انجام شود تا هنگامی که در آستان بلوغ قرار گرفتند و وضع آنها کاملا از نظر رشد عقلی برای اداره امور مالی خود روشن گردد.
دوم: منظور از بلوغ ایتام، تنها بلوغ جسمانی نیست، بلکه باید بلوغ فکری و اقتصادی نیز مد نظر قرار گیرد به گونه‏ای که یتیم اموال خود را حفظ و نگهداری کند.
سوم: لازم است تا رشد و بلوغ یتیم کاملا مسلم گردد و سپس اموالشان به آنها سپرده شود که این رشد (به دست آوردن تجربه در معاملات و شناخت سود و زیان) پایان جواز تصرف دیگران در اموال آنان است.
چهارم: پس از طی مراحل گذشته دستور اسلام این است که برای سپردن مال یتیم به او، چند شاهد بگیرد تا جای اتهام و نزاع و گفتگو باقی نماند. قرآن می‏فرماید: فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَیْهِمْ و هنگامى که اموالشان را به آنها بازمى‏گردانید، شاهد بگیرید! نساء/۶
نکوهش تجاوز به مال یتیم
چنانکه گفته شد اسلام موکدا حفظ مال یتیم را مورد سفارش قرار داده و از ضایع کردن و تصرف و تملک مال آنها به شدت نهی کرده است. قرآن می‏فرماید: إِنَّ الَّذینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما یَأْکُلُونَ فی‏ بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعیرا کسانى که اموال یتیمان را به ظلم و ستم مى‏خورند، (در حقیقت،) تنها آتش مى‏خورند و بزودى در شعله‏هاى آتش (دوزخ) مى‏سوزند. نساء/۱۰
در حالیکه متاسفانه بعضی خانواده‏ها پس از فوت پدر، خواهران و برادران بزرگتر بدون توجه به برادر و خواهر نابالغ خود ارث را بین خود تقسیم کرده و یا ارثی برای آنان باقی نمی‏گذارند و یا بدون در نظر گرفتن حکم اسلام، مبلغ ناچیزی از حق او را کنار می‏گذارند در حالی که اسلام برای جنین در رحم مادر که پدرش فوت شده نیز همانند دیگران ارث مقرر فرموده است.
اینجا است که رسول خدا می‏فرماید: یُبْعَثُ نَاسٌ عَنْ قُبُورِهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ تَأَجَّجُ أَفْوَاهُهُمْ نَاراً فَقِیلَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ هَؤُلَاءِ قَالَ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیراً: قیامت عده‏ای از گورهایش بیرون می‏آیند در حالی که از دهان آنها آتش زبانه می‏کشد، عرض شد یا رسول الله آنها چه کسانی هستند فرمود: کسانی که اموال یتیمان را (به ناحق) می‏خورند.. بحارالأنوار، ج۷۲، ص۱۰
و نیز فرمود: شَرُّ الْمَآکِلِ أَکْلُ مَالِ الْیَتِیمِ ظُلْماً (بدترین خوردنی ها، خوردن ظالمانه مال یتیم است). من‏لایحضره‏الفقیه، ج۴، ص۳۷۷
فرازدیگردعا
۲- خدایا در این روز اطعام طعام به دیگران را به من روزی فرما
در ماه مبارک رمضان یکی از چیزهایی که بسیار اهمیت دارد اطعام نمودن و سفره میهمانی پهن کردن برای فقیران و مستمندان در راه رضای خداوند است که از ثواب و منزلت بسیار بالایی برخوردار است. تا آنجایی که نبی مکرم اسلام در خطبه شعبانیه که در روزهای پایانی ماه شعبان در رابطه با فضائل و اعمال ماه مبارک رمضان ایراد فرمودند در ارتباط پاداش افطاری دادن به روزه داران در ماه رمضان فرمودند: هرکس در این ماه مبارک روزه داری را طعام و افطاری دهد، روز قیامت که قدمها بر صراط می‏لغزد قدم او نخواهد لغزید. در این هنگام یکی از مسلمانان سؤال کرد: یا رسول الله اگر چنانچه کسی این توانایی را نداشته باشد که دیگران را مهمان کند و به آنان طعام داده، آنها را سیر کند چه کند؟ حضرت فرمودند: حتی اگر می‏تواند که به نصف خرما یا جرعه آبی دیگران را مهمان کند برای دوری از آتش جهنم، انجام دهد.
اطعام در آموزه‏های قرآن
اطعام که به معنا و مفهوم غذا و طعام دادن است، یکی از دستورهای دینی شریعت اسلام است. شخص به علل مختلف و به انگیزه‏ها و دواعی چندی می‏تواند و یا می‏بایست به دیگران مقداری از خوراک و غذاهای متعارف و معمول را ببخشد در اهمیت و ارزش اطعام مساکین و نیازمندان همین بس که سوره الانسان در وصف اهل بیت به خاطر مساله اطعام ایشان به فقیر و اسیر و مسکین بوده است. خداوند ایشان را به سبب همین اطعام چنان می‏ستاید و مقام ایشان را بزرگ می‏شمارد که نمی‏توان فراتر از آن را تصور و تصویر کرد. برای دانستن ارزش اطعام اگر تنها همین سوره الانسان بود، می‏بایست آن چنان برای انسان تاثیر گذار می‏بود که همواره در جست و جوی نیازمندی بود تا به وی اطعام کند.
در آموزه‏های قرآن ترک اطعام نیازمندان خود به عنوان عامل و سببی جداگانه برای ورود به دوزخ شمرده شده است. به این معنا که در کنار کفر و گناه این مساله خود به تنهایی موجبی است تا شخص گرفتار دوزخ شود؛ زیرا کسی که نیازمند است و انسان توان کمک و یاری او را دارد وظیفه انسانی و فطری حکم می‏کند که دست او را گرفته و دست کم نیازهای غذایی اش را برآورده سازیم. (مدثر آیه ۴۰ و ۴۴) این افراد چنان از چشم خدا و پیامبران می‏افتند که شفاعت نیز شامل آنان نخواهد شد. در حالی که شفاعت از آن کسانی است که در بدترین وضعیت قرار گرفته و تنها راه امید و رهایی ایشان وساطت پیامبر و امامان معصوم و اولیای الهی است. با این حال کسانی که ترک اطعام به نیازمندان می‏کنند و حتی حاضر نیستند لقمه‏ای در دستان ایشان بگذارند تا از گرسنگی و مرگ رهایی یابند در شقاوت و سنگ دلی به جایی رسیده اند که ارزش شفاعت نداشته و پست‏تر از آن هستند که مورد نظر و توجه شفاعت کنندگان قرار گیرند. (مدثر آیه ۴۰ و ۴۸)
اطعام در آموزه‏های قرآنی سنت پیامبران بوده است و در آیات قرآنی به عنوان نمونه از اطعام حضرت ابراهیمع) سخن به میان آورده است که آن حضرت گوشت قربانی را به فقیران بی نوا می‏داد. (حج آیه۲۸) و هم چنین هر گاه مسافری و مهمانی ناشناس (قوم منکرون) به نزدشان در می‏آمد نخستین کاری که پس از سلام و درود انجام می‏داد، فراهم آوری طعام برای ایشان بود. (هود آیه ۶۹) بلکه سعی و تلاش می‏کرد که در پذیرایی از ایشان بهترین غذاها و خوراکی‏ها را فراهم آورد. چنان که قرآن در گزارش خویش از پذیرایی آن حضرتع) می‏فرماید که وی به شتاب رفت تا گوساله‏ای فربه و چاقی را قربانی کند و پیشکش آورد. (ذاریات آیه ۲۴ و ۲۶ و ۲۷)
اطعام به نیازمندان در آیات قرآن صفت ابرار و نیکان دانسته شده است. (انسان آیه ۵ تا ۹) قرآن توضیح می‏دهد که ریشه اطعام به نیازمندان را می‏بایست در خصلت نیکی و انسانی ایشان دید، چنان که بیانگر تقوا و اخلاص کامل کسانی است که از خود می‏گذرند و ایثارگرایانه به اطعام دیگران می‏پردازندریشه اطعام به دیگران در حقیقت دوستی و محبت به خدایی است که این همه نعمت در اختیار بشر قرار داده است و او را بی نیاز ساخته است. یکی از عادات خوب و پسندیده در جامعه اسلامی، اطعام و دعوت دیگران به غذا در مناسبت های مختلف دینی است. هر یک از ما در ماه های محرم و صفر و رمضان و حتی در مناسبت های میلاد و جشن و سرور، بر سر سفره‏ای دعوت شده و یا در روزهای مختلف سال به ویژه شب های جمعه و عصرهای پنج شنبه دست کم به خرمایی و یا شیرینی و نقل و نباتی میهمان شده ایم. محور اصلی این نوشتار بررسی این سنت و فرهنگ در آموزه های قرآنی است. حضرت ابراهیمع) نخستین کسی است که اطعام از گوشت قربانی را به طور رسمی- چنان که قرآن گزارش می‏کند انجام داده است. این مسئله بعدها به عنوان یک سنت پسندیده و نیک اسلام واجب شد و هر کسی که در حج قربانی می‏کرد لازم بود گوشت قربانی را دست کم مقداری از آن را به شکل اطعام به دیگران بخوراند. به نظر می‏رسد که دادن گوشت خام به دیگران مصداق اطعام نباشد و لازم است آن را پخته و به شکل آماده به دیگران بدهد و از آنان پذیرایی کند. این سنت در برخی از مناطق ایران هنوز اجرا می‏شود و مردم گوشت قربانی را به شکل آب گوشت و یا قیمه و مانند آن پخته و از مردم پذیرایی می‏کنند.
سنت و سیره اهل بیت
قرآن گزارش می‏کند که اهل بیت عصمت و طهارت نیز همانند جد بزرگوار خویش حضرت ابراهیمع) همواره در اطعام و پذیرایی از دیگران پیشتاز بوده‏اند. در روایات بسیاری است که حضرت پیامبر همواره کسی را بر سر سفره میهمان می‏کرد و حتی برخی از اصحاب و یاران وی چون ابوهریره برای بهره مندی از اطعام خانه پیامبر در مسیر مسجد تا خانه از وی پرسش می‏کرد. آنان نه تنها همواره در سر سفره آن حضرت می‏نشستند بلکه گاه مدتی پیش از غذا و یا پس از آن در خانه آن حضرت می‏نشستند که موجبات اذیت و آزار حضرت و خانواده را فراهم می‏آوردند ولی آن حضرت به سبب کرامت و بزرگواری و حیای بسیار در این باره سکوت می‏کرد که خداوند مردم را از این عمل نهی کرده و فرموده خداوند از بیان حق حیا نمی‏کند. اگر میهمان خانه آن حضرت شدید پس از غذا برخیزید و از سخن گفتن خودداری کنید. خداوند در سوره انسان (دهر) به سیره و سنت اهل بیت اشاره می‏کند و بیان می‏دارد که آن حضرات برای خشنودی خدا به مسکین و یتیم و اسیر کافر اطعام کرده و از غذای خویش گذشته و به سیر کردن آنان پرداختند. (انسان آیات ۵ تا ۸)
آن چه در اطعام آنان مورد توجه قرآن قرار گرفته آن است که اهل بیت نه برای پاداش و یا تعریف و تمجید و امور دیگر بلکه تنها برای رضا و خشنودی خدا از غذایی که مورد نیاز خود آنان بوده گذشته و آن را به افراد نیازمندی که در میان آن کافر اسیری نیز بوده است داده‏اند. خداوند در بیان نیاز شدید آن حضرات به این غذایی که اطعام کرده بودند واژه «علی حبه» را به کار می‏برد که بیانگر علاقه و محبت واقعی آنان و نیاز شدید ایشان به غذایی بوده است که در راه خدا و وجه الله اطعام کرده بودند. در خبر آمده است که امام حسن ع) و امام حسین ع) بیمار شدند و علی ع) و فاطمه زهراس) و کنیز ایشان فضه، نذر کردند که در صورت شفا و درمان آنان، سه روز روزه بگیرند. پس از شفای آن حضرات، آنان برای عمل به نذر خویش سه روز را روزه می‏گیرند و در هنگام افطار در هر یک از این سه شب، افطاری خویش را به نیازمندان اهدا می‏کنند. به این صورت که یک روز، غذای خویش را به مسکین و روز دیگر به یتیم و روز سوم به اسیر کافری می‏بخشند که در جنگ اسیر شده بود. (کشاف، زمخشری از اهل سنت و مجمع البیان شیخ طبرسی و نورالثقلین در ذیل آیات۵تا۸)
این مطلبی است که بزرگان اهل تفسیر و روایت در کتب تفسیری و روایی خویش از اهل سنت و شیعه آورده اند و گفته اند که شأن نزول این سوره عمل اهل بیت یعنی امام علیع) و فاطمهس) و حسنین  بوده است که خداوند ایشان را به سبب این عمل و اعمال نیک و پسندیده دیگر کسانی دانسته است که در مقام ابرار قرار گرفته‏اند.
اطعام، سنت و سیره اصحاب یمین
هرکسی می‏کوشد تا در جرگه اصحاب یمین قرار گیرد؛ زیرا دست یابی به مقام سابقون به علل چندی که لازم نیست در این جا از آن بحث شود از دسترس بسیاری بیرون است. اصحاب یمین دارای مقامی بلند هستند و در قرآن برای آنان مقامات و بهره مندی های بهشتی خاصی بیان شده است.
اطعام یتیمان
بسیاری از مردم به یتیمان خویشاوند بی توجه هستند و گمان می‏کنند که تنها کمک مالی کفایت می‏کند درحالی خداوند تأکید بر اطعام ایشان و پذیرایی از آنان دارد؛ زیرا قرار دادن یتیم در کنار خود بر سر سفره موجب می‏شود تا آنها کمبود محبت را احساس نکرده و از فقدان پدر و مادر در رنج نیافتند. از این رو از مردم خواسته شده آن یتیمان را اطعام کرده و در سر سفره خویش پذیرایی کنند تا احسان را نسبت به آنها کامل گردانند. از دیگر کسانی که باید مورد توجه ویژه قرار گیرند مساکین خاک نشینان بی نوا و فقیری هستند که در بیغوله‏ها و حلبی آبادها زندگی می‏کنند. کسی که می‏خواهد اهل بهشت و اصحاب یمین باشد می‏بایست به این جماعت به ویژه در روزهای سخت قحطی و خشکسالی و تنگدستی کمک کند. از این رو دعوت آنها برسر سفره اطعام می‏تواند افزون بر سیر کردن آنان در جلب محبت و مهر ایشان مؤثر باشد. در سیره امام سجادع) و دیگران امامان همامعلیهم السلام) داستان های بسیاری از هم نشینی و هم سفره شدن آنان با بینوایان و یتیمان و بردگان بیان شده است. در روایت است که امام سجادع) حتی با جذامیان بر سر یک سفره می‏نشست و با بردگان غذا می‏خورد. این روش بر معاویه و بنی امیه دشوار بود که با موالی و بردگان و طبقات پایین جامعه به ویژه غیر عرب نشست و برخاست کنند و با ایشان هم سفره شوند.
برکات اطعام در روایات اسلامی
۱- افزایش ایمان: قال رسول اللهص) : «من الایمان حسن الخلق و اطعام الطعام». خلق نیکو و اطعام طعام از علائم ایمان است. (وسائل الشیعه، ج ۱۶ ص ۴۳۸ ح ۲)
۲- جلب آمرزش الهی: قال رسول اللهص) : «من موجبات المغفره اطعام الشبعان».. خوراندن غذا حتی به افراد سیر، از موجبات آمرزش خداوند است. وسائل الشیعه، ج ۱۶ ص ۴۴۱ ح ۱۷
۳- کسب محبت الهی: قال رسول اللهص) : «ان الله یحب اطعام الطعام و افشاء السلام». به تحقیق که خداوند خوراندن غذا و آشکار کردن سلام را دوست می‏دارد. وسائل الشیعه، ج۱۶ ص ۴۳۹ ح ۴
۴- نجات به خصوص در آخرت: قال رسول اللهص) : «المنجیات: اطعام الطعام و افشاء السلام و الصلاه باللیل و الناس نیام» نجات دهنده‏ها عبارتند از: خوراندن طعام، آشکار کردن سلام و نماز خواندن در شب در حالی که مردم در خوابند. وسائل الشیعه ج ۱۶ ص ۴۳۹ ح ۵
۵- قدرت بخشی به روح: قال امیرالمؤمنین علیع) : «قُوتُ الأجسادِ الطَّعامُ وَ قُوتُ الأرواحِ الإطعامُ» غذا خوردن موجب تقویت بدن‏ها است و غذا خوراندن موجب تقویت روح هاست. مشکاه الأنوار، ح ۱۸۹۴٫ ۶ – بحار الأنوار: ۷۴/۳۶۲/۷۱٫
۶- افزایش رزق: قال رسولُ اللّهص) : «الرِّزقُ أسرَعُ إلى مَن یُطعِمُ الطَّعامَ، مِن السِّکِّینِ فی السَّنام». روزى کسى که اطعام می‏کند، سـریـعتر از فرو رفتن کارد در کوهان شتر، به سویش می‏آید.
اطعام زمینه هدایت
چه زیباست که انسان مؤمن بتواند در کنار سفره احسان و اطعام به رفع نیازهای معنوی میهمانان نیز توجه کند و به همراه غذای ظاهری به تغذیه روحی و فرهنگی و هدایت معنوی آنان نیز بپردازد؛ چرا که این شیوه پسندیده، طریقه پیامبر اکرم است؛ چنان که آن حضرت رسالت خویش را در روز معین با اطعام آغاز کرد. رسول خداص) چون بر طبق آیه «و انذر عشیر تک الاقربین» مأمور شد که خویشان نزدیک خود را به اسلام دعوت کند، با یاری حضرت علیع) غذایی را آماده و در حدود ۴۰ نفر از خویشان خود را که عموهای او، از جمله: ابوطالب، حمزه، عباس و ابولهب در میان آنان دیده می‏شدند، به میهمانی دعوت کرد و آنان را اطعام نمود و سپس دعوت الهی را علنی ساخت.
اعتدال و پیشگیری از اسراف
از شرایط مهم اطعام، مراعات اعتدال و جلوگیری از اسراف است. رعایت اعتدال و میانه روی در مخارج و درآمدهای زندگی موجب آسایش و رفاه خواهد بود. اسراف و تبذیر، سخت گیری، تنگ نظری، بخل و طمع ورزی موجب اختلال در نظم زندگی می‏شود و چه بسا جایگاه اجتماعی فرد را متزلزل نموده و گاهی آبرو و شخصیت او را از بین می‏برد. به طور معمول افرادی که ولخرجی می‏کنند، دچار تنگدستی و فقر می‏شوند و سپس از گردش ناملایم روزگار شکایت کرده، از شانس بد خود گلایه می‏کنند. امام صادق می‏فرماید: «ان السرف یورث الفقر و ان القصد یورث الغنی» (من لایحضره الفقیه، ج، ۳ ص ۱۷۴) «اسراف موجب فقر و میانه روی سبب توانایی می‏شود.» متاسفانه دربعضی ازسفره‏ها یی که اطعام عمومی برگزارمی شود گاهی سفره‏ها آنچنان پرزرق وبرق است که هم مهمان وهم میزبان درزمره مسرفین قرار می‏گیرد چه غذایی هایی که درسطل زباله‏ها دورریخته می‏شود. روزی غلامان آن حضرت میوه‏ای را نیم خورده بیرون انداخته بودند، امام رضاع) ناراحت شده و به آنان فرمود: «ان کنتم استغنیتم فان اناسا لم یستغنوا، اطعموه من یحتاج الیه» (کافی، ج، ۶ ص ۲۹۸) «اگر شما سیر شده اید و به آن نیازی ندارید، عده‏ای از مردم به این میوه محتاجند آن را به کسانی که نیاز دارند بدهید.»
عدم تبعیض در اطعام
از دیگر آداب اطعام، رعایت مساوات و عدالت در میان افراد خودی وغیر خودی است.
مردی از اهل بلخ می‏گوید: «در سفری که حضرت علی بن موسی الرضاع) به خراسان می‏رفت، من با آن حضرت بودم. روزی در کنار سفره خود همه نوکر‏ها و غلامان سیاه و سفید را برای صرف غذا جمع کرد. عرض کردم: بهتر بود برای غلامان و نوکر‏ها سفره جداگانه‏ای می‏گستردید. فرمود: «مه! ان الرب تبارک وتعالی واحد والام واحده والاب واحد والجزاء بالاعمال؛ آرام باش، خدای همه ما یکی است و مادر و پدر همه یکی است و پاداش و کیفر هر کس به چگونگی رفتار و عمل بستگی دارد». (سفینه البحار، ماده وضع)
فرازسوم دعا
۳- خدایا در این روز افشای سلام کردن به دیگران را به من روزی فرما
افشای سلام، یعنی بلند سلام کردن، سنت است.
سلام در قرآن
ده اسلامی قرآنی، تحیت گفتن به سلام است. هر مسلمانی در دیدار با دیگری بلکه حتی هنگام ورود به خانه و مکانی که کسی در آن نیست به صدای رسا سلام می‏گوید و افشای سلام را مستحب می‏شمارد.
کلمه سلام بیش از ۴۰ (چهل) بار در قرآن کریم بکار رفته است. در روایات برای سلام کردن آثار و برکات بسیار و پاداش‏های بی شماری گفته اند که موجب ترغیب و تشویق مردمان به انجام آن می‏شود. هم چنین برای سلام کردن آدابی را بیان کرده اند که با جزئیات آن خود کتابی پرحجم و واژگان می‏شود. خداوند در آیه ۶۳ سوره فرقان، در بیان شیوه‏های هنجاری عبادالرحمن می‏فرماید: و عبادالرحمان یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما. از صفات و وی ژگی‏های بندگان خداوند رحمان، یکی آن است که سخنان ایشان با دشمنان نیز سالم و ناآلوده است، چه رسد به گفتارشان با دوستان.
سلام نام خداوند
سلام یکی از نام‏های خداوند و صفات اوست. (حشر آیه ۲۳) در حدیث است که هر کسی بتواند نود و نه اسم خداوند را در خود احصا کند به بهشت داخل می‏شود. این احصا کردن به معنای شمارش آن‏ها نیست بلکه تخلق به آن اسما و صبغه گرفتن به آن نام هاست. انسانی می‏تواند به بهشت و دارالسلام در آید که خود را سالم و سلیم سازد و معنای سلام را درهمه ابعاد وجودی خویش تحقق بخشد و از فساد راهی یابد.
جایگاه‏های خطرساز
برای انسان سه جایگاه و موطن است که بسیار خطرناک و خطرساز است. مقام نخست هنگام زاده شدن و تولد است که خانه مصیبت و مشقت و آزمایش است. از این روست که برای رهایی و امنیت بخشی در گوش کودک اذان و اقامه می‏گویند تا شیطان از وی دور شود و از شر بلاهای خطرساز ایمن گردد. خداوند کسانی را که بخواهد مورد رحمت واسعه خویش قرار دهد در نخستین منزل از منازل او را به اسم سلام از شر بلاهای هلاکت کننده دین و دنیا حفظ می‏کند و امان می‏بخشد. از این روست که می‏فرماید: والسلام علی یوم ولدت. (مریم آیه ۳۳)
مرتبه دوم هنگام مرگ است که آخرین منزل دنیا و اولین منزل آخرت است که موطن بس خطرناک است. (قیامت آیات ۲۶ تا ۲۹) در این منزل شدت دنیا و آخرت به هم پیوسته است و شخص در وضعیت بحرانی قرار دارد و هول المطلع وی را می‏هراساند. در این جاست که انسان نیازمند امنیت و سلامت خاص است: والسلام علی یوم اموت (مریم آیه ۳۳) کسانی که در زندگی سلامت بودند و اسمای الهی را به صبغه خویش آراستن و تحقق وجودی بخشیده و احصا نموده اند اینان نیز مخاطب به سلام فرشتگان درهنگام مرگ می‏شوند و امنیت می‏یابند. (احزاب آیه ۴۴ و نحل آیه ۳۲)
مرحله سوم و جایگاه سخت دیگر بشر هنگامه قیامت کبراست که امر بزرگی است (حج آیه۱) و آدمی از خوابگاه خویش بر انگیخته می‏شود. (یس آیه ۵۲) این جاست که امانت و سلامت الهی می‏تواند بسیار مفید باشد. از این روست که خداوند این سه مرحله را تنها برای کسانی اسان و سلامت دانسته است که با کارهای خویش توانسته اند به وی تقرب جویند واز فضل و رحمت واسعه او برخوردار شوند: و السلام علی یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیا. (مریم آیه ۳۳)
بنابراین سلام اسمی مهم از اسمای الهی است که آدمی را از هر گونه فساد و تباهی و هلاکت حفظ می‏کند. کسی که دارای قلب سلیم است می‏تواند این مسیر را به سلامت بگذراند. این که سوره یس را قلب قران گفته اند به سبب این است که آیه مبارکه ” سلام قولا من رب رحیم ” در آن وارده شده است که بیانگر سلامتی بهشتیان است که آسوده باشد که به سلامت به دارالسلام (یونس آیه ۲۵) وارد می‏شوی.
تحیّت دارای انواعی است که سلام بهترین آنها است؛ به همین دلیل، بهشتیان آن را انتخاب می‏کنند. به این ترتیب سلام کننده به کمک سلام، حیات همراه با سلامت (یعنی کمالِ حیاتِ نازل شده از طرف خداوند را برای مخاطب)، درخواست می‏کند و در واقع معنای آن، سلامی از جانب خداوند است؛ چراکه سلام از اسماء حسنای خداوند است و او مبدأ هرگونه سلام و سلامت، است. [جوادی آملی، عبدالله؛ ادب فنای مقربان، قم، اسراء، ۱۳۸۵، چاپ چهارم، ج۱، ص۸۹٫]
اهمیّت و ارزش سلام تا آنجا است که بهشت – که سمبل نعمت، و آسایش و زندگیِ شیرینِ انسان است-، دارالسلام نامیده شده؛ که به نوبه خود، اهمیت سلامت و امنیت را می‏رساند. نخستین، مهمترین و عمومی‏ترین هدف هر نظام سیاسی، تأمین امنیت، سلامت و آرامش افراد یک جامعه است؛ که پس از فراغت از آن، می‏توان برای اهداف دیگر قدم برداشت. مصباح یزدی، محمدتقی؛ اخلاق در قرآن، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۰، چاپ دوم، ج۳، ص۲۵۵٫
سلام کردن به همدیگر و درخواست سلام و سلامت، هنگام برخورد با یکدیگر، یکی از آداب اسلامی است که در روایات نسبت به آن تأکید فراوانی شده، به طوری که خداوند کسی را که از سلام کردن خودداری می‏کند، بخیل شمرده است. امام صادقع) در این باره میفرمایند: «إنّ اللهَ عزَّوجَلّ قالَ: إنّ البَخِیلَ مَن یَبخَلُ بالسَّلام: خداوند می‏فرماید: بخیل کسی است که در سلام کردن بخل کند. کلینی، محمدبن یعقوب؛ کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۳۶۵هش، ج۲، ص۶۴۵
در روایات نقل شده که مردی با امام حسینع) ملاقات کرد و بی مقدمه عرض کرد: چطورید؟ خدا به شما عافیت دهد. امام حسینع) خطاب به آن مرد فرمود: اول سلام بعد کلام، خداوند به تو عافیت دهد و سپس فرمود: تا کسی اول سلام نکرده به او اجازه سخن گفتن ندهید. بحرّانی، ابن‌شعبه؛ تحف‌العقول، احمد جنتی، تهران، مرکز نشر و چاپ بین الملل، ۱۳۸۷، چاپ اول، ص۵۴۶
روزی پیامبر اکرمص) فرمودند: در بهشت، غرفه هایی وجود دارد که از خارج آن می‏توان داخل آن را دید و از داخل آن می‏توان خارج آن را دید. در این اتاق‏ها کسانی از امّت من سکونت پیدا می‏کنند که کلامشان پاکیزه است و به دیگران اطعام می‏کنند و سلام را افشا می‏کنند و در شب، نماز می‏خوانند در حالی‏که مردم خوابیده‏اند. علیع) فرمود: یا رسول الله! چه کسانی از امّت تو توانایی انجام این کار را دارند؟ پیامبر ضمن توضیح هریک از این موارد، در توضیح افشای سلام، فرمودند: مراد از افشای سلام این است که انسان از سلام کردن بر هیچ یک از مسلمانان، بخل نورزد. حر عاملی، محمدبن حسن؛ وسائل‌الشیعه، قم، مؤسسه آل‌البیت، ۱۴۰۹هق، چاپ اول، ج۱۲، ص۶۰
اگر کسی هم در خانه نباشد برخودتان سلام کنید
فاذا دخلتم بیوتا فسلموا علی انفسکم تحیه من عندالله مبارکه طیبه» وارد خانه که می‏شوید سلام کنید «فسلموا علی انفسکم» مفسران فرموده اند که این آیه از مواردی است که همه مؤمنین به منزله یکدیگر حساب شده‏اند. و سلام کردن به دیگران سلام کردن به خود تلقی شده است و بعضی گفته اند که از این آیه استفاده می‏شود که اگر کسی هم در خانه نباشد برخودتان سلام کنید. «تحیه‏ی من عند الله مبارکه‏ی طیبه» این سلام کردن تحیتی است از ناحیه خدا و هم مبارک و پربرکت است و هم طیب و خوش؛ پربرکت است یعنی آثار خیری بر آن مترتب می‏شود و طیب است یعنی نفوس می‏پسندند و خوششان می‏آید و احساس آرامش می‏کنند. از چیزهایی که اهمیت موضوع سلام و سلامتی را اثبات می‏کند همین است که خود اسلام، «سلام» تلقی شده و برنامه‏های اسلام «سبل السلام» نامیده شده است: «یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام» (سوره مائده آیه ۱۶) وقتی قرآن می‏خواهد اهمیت اسلام و قرآن را بیان کند می‏فرماید: خدای متعال به وسیله قرآن راههای سلام را به مردم نشان می‏دهد، و یکی از بزرگترین اوصاف قرآن این است که به سوی راههای سلام هدایت می‏کند. آنچه در این دعا بر آن تأکید شده و از خدا در خواست شده تنها توفیق سلام کردن نیست بلکه افشاء سلام یعنی بلند و آشکار سلام کردن می‏باشد. همچنین در روایتی از امام باقرع) وارد شده که حضرت فرمودند: ان الله عزوجل یحب افشاء السلام خداوند عزوجل آشکارا سلام کردن را دوست می‏دارد. (وسائل الشیعه – ج ۱۲ ص ۵۸)
واین دعا راهمه باهم بخوانیم: اللَهُمَّ أَنْتَ السَّلَامُ، وَ مِنکَ السَّلَامُ، وَ إِلَیْکَ یَعُودُ السَّلَامُ، حَیِّنَا رَبَّنَا مِنکَ بالسَّلَامُ.
یک فقره از دعائی است که: بعد از زیارت حضرت صاحب الزّمان اروحناه فداه در سرداب مطهّر وارد شده است. مجلس رضوان الله علیه در کتاب مزار بحارالانوار، ج ۲۲، از طبع کمپانی ص ۲۵۷ از سیّد بن طاوس اعلی الله مقامه روایت نموده است.
فرازچهارم دعا
۴– خدایا در این روزمصاحبت با کریمان را به من روزی فرما.
خدایا توفیق بده در ماه رمضان با افراد کریم و عالم و دانا و متدین هم‏نشین شوم. خدایا توفیق بده که با نیکان رفیق شوم.
منظور از صحبه الکرام، هم کلام و همنشین شدن با اهل کرم و بخشش است و علت این که این امر از خداوند متعال در این دعا درخواست شده این است که رفاقت و همنشینی با دیگران موجب انتقال خصلت‏ها و خصوصیات دیگران به انسان می‏گردد و به خاطر همین تأثیر پذیری است که اسلام تأکید بسیاری بر دقت در انتخاب همنشین دارد. لذا در این دعا از خداوند عزوجل درخواست توفیق همنشنی با کریمان شده تا بدین واسطه نیز انسان متخلق به کرامت گردد.
طبق بررسیهای به عمل آمده در سنین نوجوانی زمینه برای لغزشها و آلودگیها کاملاً آماده است. از این رو گاه ممکن است زحمات شبانه روزی و چندین ساله پدر و مادر که سعی کرده اند فرزندی پاک و بی آلایش تربیت کنند، به علت قرار گرفتن در محیطهای آلوده و تماس با افراد ناسالم به سرعت از بین برود، بر این اساس مراقبت خانواده در دوران نوجوانی از اهمیتی ویژه برخوردار است. متأسفانه بعضی خانواده‏ها از اهمیت چنین مراقبتهایی غافلند و یا به علت گرفتاریهای دیگر، چندان توجهی به این مسایل حیاتی از خود نشان نمی‏دهند. برخی دیگر از خانواده‏ها به فرزندان نوجوان خود اعتماد بیش از حد دارند و گمان می‏کنند که فرزند آنها از قماش دیگری است و حتی فکر خطا نیز به ذهن او خطور نمی‏کند تا چه رسد به اینکه در عمل لغزشی از او سر بزند! این خوش بینی افراطی ناشی از بی بصیرتی است. انسان هر اندازه که پاک و بی آلایش باشد، در معرض لغزش و خطاست؛ به ویژه در دوران نوجوانی که از تجربه و روشن بینی کافی برخوردار نیست. این خوش بینی سبب می‏شود که پدر و مادر غفلت کنند و به موقع وظایف خود را نسبت به فرزندان انجام ندهند. نقطه مقابل این خوش بینی افراطی، بدبینی نسبت به فرزندان خویش است، برخی خانواده‏ها همواره نسبت به فرزندان و نوجوانان خود برخوردهای بدبینانه دارند و اعمال مراقبت از سوی آنها به صورتی است که حساسیت منفی فرزندانشان را برمی انگیزد و آنها را به لجاجت وا می‏دارد و چه بسا شخصیت اخلاقی آنها را مخدوش یا لگدمال کند. اِعمال نظارت و کنترل از سوی والدین نسبت به فرزندان باید به گونه‏ای باشد که اثرات منفی به دنبال نداشته باشد و آنها احساس نکنند که والدینشان نسبت به آنها بی اعتمادند. در عین حال، پدر و مادر باید به نحوی فرزندان خود را متقاعد سازند که از مراقبت والدین خود بی نیاز نیستندو این مراقبت ناشی از علاقه و مسؤولیتی است که خانواده در برابر فرزندان دارد. بعضی خانواده‏ها کار سخت گیری را به جایی می‏رسانند که فرزندان خود را از داشتن هر نوع دوست، بازمی دارند؛ چنین روشی درست نمی‏باشد؛ زیرا آنها فرزندانشان را از مزایای دوستی و فواید آن محروم می‏سازند. در دوره نوجوانی، نوجوان نه تنها خواهان محبت دیدن از دیگران است بلکه خود را نیازمند به محبت کردن به دیگران نیز می‏بیند. داشتن دوستان شایسته این نیاز عاطفی او را برآورده می‏سازد و او را از تنهایی با تمامی عواقب زیانبارش نجات می‏دهد و موجبات رشد عاطفی و اجتماعی او را فراهم می‏سازد. محروم شدن از دوستان خوب، نوجوان را منزوی، غیر اجتماعی و افسرده بار می‏آورد و برای آینده او زیانبار است. در روایات اسلامی دوست خوب به آب گوارایی تشبیه شده است که تشنگی انسان را برطرف می‏کند؛ بنابراین کافی نیست که ما فرزندان خود را از معاشرت با دوستان ناشایست منع کنیم؛ بلکه باید آنها را در یافتن دوستان خوب یاری دهیم. پدر و مادر آگاه می‏کوشند تا با فراهم کردن شرایطی، امکان انتخاب بهترین دوستان را به فرزندان خود بدهند امام خمینی در باره دوستیهای کودکان و خصوصا نوجوانان حساس بوده و دقت لازم را داشته‏اند. دکتر فاطمه طباطبایی در این راستا چنین می‏گوید: «امام بعد از سن تکلیف بچه ها، بیشتر دقتشان در تعلیم و تربیت آنها بود. همیشه از ما می‏پرسیدند: آیا شما می‏دانید بچه تان کی از خانه بیرون می‏رود و کی می‏آید، با چه کسانی رفت و آمد می‏کند و یا چه صحبتهایی می‏کند.
لذامباحث دوست یابی وهمنشینی با دیگران بسیارحساس وظریف است که متاسفانه درجامعه ما مبتلابه بسیاری از خانواده هامی باشد که دراین زمنینه دچار افراط وتفریط های فراوان شده است لذا باتوجه به اهمیت مسئله رهنمودها ازدیدگاه بعضی ازآیات وروایات بیان می‏شود.
همنشینی با اهل گناه
آدمی موجودی است که فطرتاً دارای زندگی اجتماعی است و از همین روی ناگزیر است در جامعه و در ارتباط با سایر همنوعان خود باشد و بدون زندگی اجتماعی حیات جسمی و روحی او به خطر خواهد افتاد. ولی نکته‏ای که در این میان مورد غفلت واقع می‏شود آن است که گروهی از ما آدمیان می‏پنداریم که اگر زندگی اجتماعی و ارتباط با دیگران امری ضروری است ولی اینطورنیست که با هر کسی می‏توان طرح دوستی ریخت و بساط آمد و شد به هروسیله مثل ارتباط پیامکی یاچت یااینترنت ویا… بپا کرد، هرگز چنین نیست چراکه مثل دوست مثل غذاست که اگرچه از آن گریزی نیست ولی این بدان معنا نمی‏باشد که بواسطه این ضرورت آدمی مجاز است از هر نوع غذایی استفاده کند چرا که بسیاری از غذاها دارای شرایط مطلوب جهت استفاده نمی‏باشند. برخی مسموم، برخی حرام، و برخی دیگر اگرچه نه مسموم و نه حرامند ولی با شرایط جسمی و بدنی ما سازگار نمی‏باشند و به همین دلیل باید در انتخاب غذا دقت کافی را نمود. و مثل دوست هم دقیقاً چنین است. یعنی اگرچه وجود او برای ما امری اجتناب ناپذیر است ولی این مطلب دلیل آن نیست که باید با هرکس طرح دوستی و مراودت ریخت چرا که به قول مولوی:
‏ای بسا ابلیس آدم رو که هست پس به هر دستی نباید داد دست
اهمیت این موضوع آنگاه روشن می‏شود که بدانیم دوزخیان یکی از علل ابتلای خودشان به عذاب الهی را همین عدم توجه کافی در انتخاب دوست و همنشین می‏دانند و در روز رستاخیز با حسرت فراوان ابراز می‏دارند که: (یا ویلتی لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا لقد اضلنی عن الذکر بعد اذ جائنی…:‏ای وای بر من کاش با فلان کس رفیق نمی‏شدم زیرا به تحقیق مرا از یاد خدا گمراه کرد.) (سوره فرقان آیه ۲۸ و ۲۹)
در سوره مبارکه مدثر نیز از قول جهنمیان می‏خوانیم: (و کنا نخوض مع الخائضین: و ما پیوسته با اهل باطل همنشین و همصدا بودیم.)
همنشین خوب
درباره همنشین خوب، پیامبر اکرم معیارهایی را معرفی می‏فرماید: ایشان در پاسخ به این سؤال که همنشین خوب کیست؟ معیارهای زیر را بیان می‏دارند:
۱٫ دیدارش شما را به یاد خدا بیندازد. یعنی دوست خوب کسی است که شما با دیدن او، خدا را به یاد آرید؛ یعنی این که رنگ خدایی داشته باشد. خدا به پیامبرش چنین می‏فرماید: «واصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداوه و العشی یریدون وجهه» یعنی: با کسانی باش که هر صبحگاه و شامگاه، خدا را خالصانه عبادت می‏کنند.
معاشرت با افرادی که انسان با دیدن آنها یاد خدا می‏افتد، مایه پیرایش انسان از زشتی‏ها است. چون انسان در مقابل چنین افرادی، اجازه گناه و معصیت به خود نمی‏دهد.
۲٫ گفتارش بر علم شما بیافزاید.
معاشرت با عالم، از معاشرت‏های بسیار ممدوح، و مورد تأکید اسلام است. معاشرت با عالم، در درجه اول، انسان را از ضررهایی که همنشینی با نادان در بر دارد، مصون می‏دارد، و علاوه بر این مایه آشنایی انسان با علم و ادب است. امام علیع) در نامه‏ای به مالک اشتر می‏نویسد: با دانشمندان زیاد به گفتگو بنشین و با اندیشمندان بسیار به بحث بپرداز.
۳٫ عملش، آخرت را به یاد شما آرد.
سومین معیاری که در حدیث پیامبرص) آمده، این است که، می‏باید با کسی همنشین شد که به واسطه ترس از دوزخ و قیامت، خود را به گناه نمی‏آلاید؛ و همین امر باعث می‏شود که انسان با دیدن او و ترسی که از قیامت در وجودش می‏باشد به یاد آخرت و قیامت افتد. یاد قیامت مهمترین عاملی است که انسان را از گناه باز می‏دارد.
در قرآن مجید می‏فرماید:
«الا یظن اولئک انهم مبعثون لیوم عظیم»؛ آیا (گناهکاران) گمان نمی‏کنند که در روز جزا برانگیخته خواهند شد. دقت در این آیه شریفه به ما می‏فهماند که اگر انسان احتمال هم بدهد که قیامتی هست و در حد احتمال به یاد قیامت باشد، دست به گناه نمی‏زند. پیامبر اکرمص) می‏فرماید: دوست خوب، کسی است که از دیدنش غفلت شما را بزداید و در کار نیک همراهیتان نماید.
توجه به این آیات، حداقل به ما می‏فهماند که مسلمان مجاز نیست با هر کس خواست طرح دوستی و معاشرت بریزد. مع الاسف امروزدشمن بوسیله این ابزار (طرح دوستی) توانسته خطرات جدی را درجامعه برای بچه هاوخانواده های ما دربحث عرفانهای کاذب، فرقه‏ها ضاله، حجاب وعفاف، خانه وخانواده فراهم نمایدامام سجادع) ، (با استناد به آیه ۶۸ سوره انعام) می‏فرماید: چنین نیست که بتوانی با هر کس که دوست داشتی، همنشین باشی.
وظایف والدین نسبت به دوستیهای کودکان و نوجوانان
۱- والدین و مربیان باید اقتضای روحی و روانی دوران جوانی را برای جوانان توضیح داده و تشریح کنند و آنان را به وضع روحی و روانی شان آگاه سازند، اگر بتوانند خطر رفقای ناصالح و ضرر تندروی در رفاقت را به جوانان بفهمانند و با منطقی مستدل و خیرخواهانه آنان را از رفاقت با افراد ناصالح و خلافکار و افراط در دوستی بر حذر دارند، توانسته اند وظیفه خویش را نسبت به آنها در مورد انتخاب دوست انجام دهند و از این راه موجبات خوشبختی و سعادتشان را فراهم سازند.
۲- والدین باید زمینه و بستر مناسبی را برای دوستان خوب فراهم نمایند، مثلاً روابط دوستانه یا خانوادگی یا شغلی والدین با افراد خاص، محله‏ای که برای زندگی خود انتخاب می‏کنند و مدرسه‏ای که فرزندان را در آن نام نویسی می‏نمایند و جاهایی که برای گردش و تفریح و… می‏روند، همه این موارد هدفدار و جهت دار باشد، چون این گونه مجالس در شکل دادن به دوستیهای کودکان و نوجوانان با افراد معین مؤثر است.
۳- والدین به نحوی که فرزندان خود را حساس و بدبین نکنند مراقب نشست و برخاست او باشند و اگر تشخیص دادند که یکی از معاشران او اهلیت تربیتی و اجتماعی ندارد، زمینه قطع ارتباط او را فراهم سازند و در صورت نیاز از همفکری و کمک افرادی که مورد احترام و وثوق فرزند می‏باشند برای تأثیرگذاری بر تصمیم وی استفاده کنند.
۴- والدین به فرزندان خود معیار بدهند و آنان را با خصوصیات و ویژگیهای دوست خوب و بد آشنا سازند و در جلسات خانوادگی و جشنها و مراسم مواظب باشند که فرزندان در دام دوستان ناباب گرفتار نشوند.
۵- والدین وقتی متوجه شدند فرزندشان دوست نابابی دارد سعی نمایند با مشورت با مشاور، برخوردی صحیح، منطقی، مستدل و دوستانه داشته و از برخوردهای لحظه ای، تند و غیر منطقی خودداری نمایند.
۶- والدین زمینه‏ای را فراهم سازند تا نوجوانان آنان با دوستان و معاشران مذهبی و تربیت یافته همدم و مأنوس شوند و زمانی که دارای دوستان خوبی هستند به طور غیر مستقیم زمینه استمرار و ادامه دوستی آنان را فراهم نمایند.
افرادیکه از نظر روایات اسلامی، معاشرت با آنها نهی شده است می‏پردازیم:
الف – نادان و بی خرد و احمق: نادان و بی خرد از جمله افرادی هستند که معاشرت با او نهی شده است. امام صادقع) می‏فرماید: هر چه می‏توانی از شخص پست و بی خرد بگریز.
امام علیع) مسلمان را از دوستی با احمق برحذر می‏دارد و در علت آن می‏فرماید: «احمق ترا به چیزی وا ندارد، و امید نیست که هر چه بکوشد بدی را از تو دور دارد و چه بسا خواهد سودت رساند ولی به زیانت کشاند… دوریش بهتر از نزدیکی است. و باز می‏فرماید: «فساد اخلاق بر اثر معاشرت با بی خردان است و سلامت اخلاق به برکت معاشرت با خردمندان». و باز می‏فرماید: «همنشین احمق مباش، چون کارش را در نظر تو می‏آراید و دوست دارد تو هم چون او باشی».
ب- فاسق و گناهکار
امام صادقع) می‏فرماید: علیع) هر وقت بالای منبر می‏رفت مردم را از همنشینی با فاسق برحذر می‏داشت و در بیان علت می‏فرمود: «او دوست دارد مثل او باشی و ترا در امر دینت کمک نمی‏کند، نزدیک شدن به او جفا، قساوت قلب و ننگ است برای تو».
امام سجادع) ، همنشینی با پنج کس را ناپسند می‏شمارد و یکی از آنها فاسق است. کمترین اثر معاشرت با گناهکار این است که قبح گناه را در نظر انسان می‏شکند و در دام گناه گرفتار می‏آید.
ج- دروغگو و سخن چین
امام علیع) مسلمانان را از دوستی با دروغگو و سخن چین برحذر می‏دارد و می‏فرماید: با دروغگو زندگی بر تو گوارا نیست؛ حدیث تو را به دیگران می‏رساند و داستان دیگری را به تو. تا داستانی را به پایان رساند داستان دیگری به دنبال کشاند؛ میان مردم دشمنی افکند و کینه در سینه‏ها بکارد. از خدا بترسد و در برابر دروغگو مراقب خود باشید.
امام سجادع) پس از نهی معاشرت با دروغگو می‏فرماید: دروغگو مثل سرابست و ترا با دروغهای خود فریب می‏دهد.
د – بخیل
امام صادقع) می‏فرماید: بر تو باد که با شخص بخیل مصابحت ننمائی، زیرا که او مال خود را در شرایط سخت و هنگام نیازمندی، از تو دریغ دارد.
ح – قاطع رحم
یعنی کسی که با اقوام و خویشان خود قطع رابطه کرده است.
امام صادقع) می‏فرماید: «بپرهیز از مصابحت با قاطع رحم، که من او را در سه جای قرآن ملعون یافتم.
و – هوس بازان و هواپرستان
هواپرستی زمینه ساز گناهان بزرگ است و دام شیطان به حساب می‏آید. امام علیع) می‏فرماید: «مجالست با اهل هوا، ایمان را را به فراموشی می‏سپارد و شیطان را به حضور می‏کشاند».
ز- زینت دهندگان گناهدر اجتماع شاید به کسانی برخورد کنیم که علاوه بر گناه کاری، می‏خواهند در مسیر گناه همراهی داشته باشند، لذا گناه خود و دیگران را خوب جلوه می‏می دهند. این جماعت از جمله افرادی هستند که معاشرت با آنها مایه انحطاط نسان است. و اسلام معاشرت با آنها را مذموم می‏داند. امام علیع) در پاسخ به این سؤال که چه همدمی از همه بدتر است؟ می‏فرماید: بدترین همدم کسی است که معصیت خداوند را در نظر تو زینت بدهد.
ح- اهل بدعت
بدعت به معنی سنت و دستور نوینی است که برخلاف دین است و در دین جعا می‏شود. و اهل بدعت کسانی هستند که چنین عملی را انجام می‏دهند. این عمل در اسلام از محرمات بزرگ است و از نظر اسلام همنشین شدن با این افراد مذموم است.
امام صادقع) می‏فرماید: با بدعت گذاران مصاحبت نکنید و با آنها همنشین مباشید؛ چرا که در نظر مردم خود نیز یکی از آنها می‏شوید. و در جای دیگر می‏فرماید: سه گروهند که اجتناب از آنها بر هر کس واجب است. یکی از این سه گروه، اهل بدعت است.
ط – اشرار
امام علیع) درباره علت ذم معاشرت با اشرار می‏فرماید: همنشینی با اشرار مایه بدگمانی خوبان است.
ویژگی‏های دوست خوب و بد در روایات
دوست خوب از نظر روایات معصومین کسی است که ویژگی‏های ذیل را دارا باشد:
۱- عقل و خرد: در روایات بر هم‏نشینی با دوستان خردمند تأکید شده است.
تا توانی می‏گریز از یار بد یار بد بدتر بود از مار بد
مار بد تنها تو را بر جان زند یار بد بر جان و هم ایمان زند
۳ – پای بندی به تعهدات:
دوست خوب کسی است که به آداب دوستی متعهد باشد.
امام صادق‏ع) می‏فرماید: دوستی حد و مرزی دارد. هر کس آن‏ها را مراعات کرد، دوست حقیقی است و گرنه نسبت دوستی به او نده.
حدود دوستی عبارتند از:
۱ – آن که نهان و آشکارش برای تو یکسان باشد.
۲ – زینت تو را زینت خود و عیب تو را عیب خویش شمارد.
۳ – اگر به ریاست و ثروت و پست و مقام برسد، رفتارش عوض نشود.
۴ – اگر تمکن پیدا کرد، از آن چه دارد، نسبت به تو دریغ نورزد.
۵ – تو را در گرفتاری‏‏ها رها نکند و تنها نگذارد. منابع: تصنیف غرر الحکم /غرر الحکم /تصنیف غرر الحکم /اصول کافی
نتیجه اینکه:
۱- نظارت و کنترل والین بر جهت دهی ودوست یابی ومعاشرت کودکان و نوجوانان دراین عصرپرخطر (اَلْمَرءُ عَلی دینِ خلیله و قَرینه).
۲- بررسیهای علمی نشان می‏دهد که در دوره نوجوانی، اثرپذیری نوجوانان از همسالان از هر کس دیگر از قبیل خانواده و معلم بیشتر است. تأثیر دوستان گاهی به حدی است که می‏تواند بر نقش و تأثیر والدین غلبه کند، حتی اگر خانواده کودک سرشار از فضیلت باشد. همچنان که در آیات قرآنی آمده و در ادب فارسی تجلی یافته است که فرزند نوح پیامبر چند صباحی با همنشینان بد نشست و برخاست کرد از بیت نبوت برید و به گمراهان پیوست.
پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد
۳- افرادی که با دوستان نااهل رفت و آمد می‏کنند، هر چند بتوانند مراقب خویش باشند، اما هرگز نخواهند توانست خود را از رسوایی و ننگ و بدنامی اجتماعی محفوظ بدارند.
۴- والدین آگاه بکوشند تا با فراهم کردن شرایطی، امکان انتخاب بهترین دوستان را به فرزندان خود بدهند و به طور مستقیم و غیر. (مستقیم آنها را با معیارهای صحیح انتخاب دوست آشنا سازند؛ خطرات دوستیهای نامناسب را در قالب وقایع و حکایات و تشویق به مطالعه کتاب و غیره به طور مستقیم به او یادآوری و آموزش دهند تا کمبود تجربه او را بدین وسیله تا اندازه‏ای جبران کنند.)
۵- در ارتباط با محدودیت و یا آزادی دادن به نوجوانان نباید افراط و تفریط داشته باشیم، اعتدال در این رابطه بهترین شیوه است.
«بِطَوْلِکَ» به حق انعامت
به حق نعمت‏هایی که به ما دادی این دعاها را درباره ما مستجاب کن.
«یا مَلْجَاَ الاْمِلینَ»
ای کسی که پناه آرزومندانی.
ذکرمصیبت
آیت الله سید علی آقا قاضی
محال است انسانی به جز از راه سیدالشهداع) به مقام توحید برسد. فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهداع) است و پیشکار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباسع) است.
عنایت به یک مسیحی
مثل آنکه نتوانست فورا جواب مرا بدهد حالا یا زبانش ازترس گرفته بود و یا متوجه نشد که من به فارسی به اوچه میگویم زیرا بعدها معلوم شد که او اهل بغداد است وعرب است ولی مرحوم آقای بافقی قبل از اینکه اوچیزی بگوید از داخل اتاق صدا زد: حاج عباس، او یونس ارمنی است و با من کار دارد او را راهنمایی کن که نزدمن بیاید من او را راهنمایی کردم او به اتاق آقای بافقی رفت مرحوم آقای بافقی وقتی چشمش به او افتاد بدون هیچ سوالی به او فرمود: احسنت میخواهی مسلمان شوی؟او هم بدون هیچ گفتگویی به ایشان گفت: بلی برای تشرف به اسلام آمده ام مرحوم آقای بافقی بدون معطلی بلافاصله آداب و شرائط تشرف به اسلام را به ایشان عرضه نمود و او رامشرف به دین مقدس اسلام کردمن که همه‏ی جریانات برایم غیر عادی بود از یونس تازه مسلمان سوال کردم که «جریان تو چه بوده و چرابدون مقدمه به دین اسلام مشرف گردیدی و چرا این موقع شب را برای این عمل انتخاب نمودی؟» او گفت: من اهل بغدادم و ماشین باری دارم و غالبا از شهری به شهری بار میبرم یک روز از بغداد به سوی کربلامی رفتم دیدم در کنار جاده پیرمردی افتاده و ازتشنگی نزدیک به هلاکت است فورا ماشین را نگه داشتم ومقداری آب که در قمقمه داشتم به او دادم سپس او راسوار ماشین کردم و به طرف کربلا بردم او نمی‏دانست که من مسیحی هستم وقتی پیاده شد گفت: برو جوان که حضرت ابوالفضل العباس اجر تو را بدهد» من از اوخداحافظی کردم و جدا شدم پس از چند روز، باری به من دادند که به تهران بیاورم امشب سرشب به تهران رسیدم و چون خسته بودم خوابیدم در عالم رویا دیدم در منزلی هستم و شخصی در آن منزل را میزند پشت دررفتم و در را باز کردم دیدم شخصی سوار اسب است و می‏گوید: «من ابوالفضل العباس هستم آمده ام حقی که به ما پیدا کردی به تو بدهم» گفتم: چه حقی؟فرمود: حق زحمتی که برای آن پیرمرد کشیدی سپس اضافه فرمود و گفت وقتی از خواب بیدار شدی به شهرری می‏روی شخصی تو را بدون آنکه تو سوالی کنی به منزل آقای شیخ محمد تقی بافقی می‏برد وقتی نزدایشان رفتی به دین مقدس اسلام مشرف میگردی من گفتم: چشم قربان و آن حضرت از من خداحافظی کرد و رفت من ازخواب بیدار شدم و شبانه به طرف حضرت عبدالعظیم حرکت کردم در بین راه آقایی را دیدم که با من تشریف می‏آورند و بدون آن که چیزی از ایشان سوال کنم مرا راهنمایی کردند و به اینجا آوردند و من مسلمان شدم وقتی ما از مرحوم آقای حاج شیخ محمد تقی بافقی سوال کردیم که: شما چگونه او را می‏شناختید و میدانستید که او آمده است که مسلمان بشود؟» فرمود: آن کسی که او را به اینجا راهنمایی کرد یعنی حضرت حجه بن الحسن به من هم فرمودند که او می‏آیدو چه نام دارد و چه می‏خواهد. ملاحظه فرمودید که صفت شکر گزاری از اظهار محبت دیگران ولو آنکه خدمتگزار غیر مسلمان باشد چگونه دراولیا خدا وجود دارد و آنها به خاطری که عمل کوچک فردی را که مسلمان نیست موفق به سعادت ابدی یعنی تشرف به دین مقدس اسلام می‏کنند پس اگر می‏خواهید قدم دیگری به سوی خدا و اولیائش به خصوص حضرت ولی عصر بردارید و به آنها نزدیک شوید شاکر باشید فرمودا مـام زمـان(عج) قائم آل محمد در بخشى از سخنان زیباى خود درباره عمویش عباسع) چنین مى‏گوید: (سـلام بـر ابوالفضل، عباس بن امیرالمؤ منین، همدرد بزرگ برادر که جانش را فداى او سـاخـت و از دیـروز بـهره فردایش را برگزید، آنکه فدایى برادر بود و از او حفاظت کـرد و براى رساندن آب به او کوشید و دستانش قطع گشت. خداوند قاتلانش، (یزید بن رقاد) و (حکیم بن طفیل طایى) را لعنت کند…. در زمان مرحوم علامه بحرالعلوم رضوان الله تعالى علیه، قبر مقدس حضرت ابوالفضل العباسع) خراب شد. به علامه بحرالعلوم خبر دادند که قبر مقدّس حضرت عباسع) دارد خراب مى‏شود، علامه بحرالعلوم دستور داد تا قبر شریف ترمیم و تعمیر شود. بنا بر این شد که روز معین به اتفاق استاد بناء به سرداب مقدس بروند و قبر را تجدید عمارت کنند. در روز مقرر علامه همراه استاد بنا وارد سرداب و زیر زمین شدند. معمار نگاهى بقبر و نگاهى به علامه کرد و گفت: آقا اجازه مى‏فرمائید سؤالى بکنم؟فرمود: بپرس؟استاد بناء گفت: ما تا حالا خوانده و شنیده بودیم مولاناالعباسع) اندامى موزون و رشید و قد بلند و چهارشانه داشته، بطورى که وقتى سوار بر اسب مى‏شده زانوهایش برابر گوشهاى اسب قرار مى‏گرفته. پس بنابر این باید قبر مقدس هم بزرگ و طولانى باشد، ولى من مى‏بینم صورت قبر کوچک است؟!آیا شنیده‏هاى من دروغ است، یا کوچکى قبر علت خاصى دارد؟!علامه بحرالعلوم بجاى جواب سر بدیوار گذاشت و سخت گریه کرد. گریه طولانى علامه، معمار را نگران و ناراحت و مضطرب نمود و عرضه داشت: آقاى من چرا گریان و اندوهناک شدید و سرشک غم از دیدگان فرو میریزید؟!مگر من چه گفتم، آیا از سؤ الى که من کردم تاثرى بر شما روى آورده؟علامه فرمود: استاد بناء پرسش تو دل مرا بدرد آورد. چون شنیده‏هاى تو درست و صحیح است، امّا من بیاد مصائب و دردهاى وارده بر عمویم عباسع) افتادم. آرى عباس بن علىع) اندامى رشید و قد و قامتى بلند داشت، و لیکن بقدرى ضربت شمشیر و تبرهاى دلسوز و گرزها و نیزه‏ها بر بدن، نازنین او وارد کردند که بدنش را قطعه قطعه نمودند و آن اندام رشید بقطعات خونین تبدیل شد. آیا انتظار دارى بدن پاره پاره حضرت عباسع) که بوسیله حضرت امام سجادع) جمع آورى و دفن شد قبرى بزرگتر از این قبر داشته باشد؟!

دسته: نودمجلس در30 روز (ماه مبارک رمضان ) | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

آبان ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰  
No Image No Image