آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
شرح دعای روزیازدهم ماه مبارک رمضان پيوند ثابت

روزیازدهم
احکام
۱- در روزه ماه رمضان ریختن قطره در چشم آیا روزه را باطل میکند یا خیر؟جواب: باطل نمیکند.
۲- شستن دهان برای شخص روزه دار چه حکمی دارد؟جواب: مانعی ندارد.
۳- آیا زنان میتوانند برای گرفتن همه روزه‏های ماه رمضان از قرص ضد بارداری استفاده کنند تا حیض نشوند. جواب: مانعی ندارد.
سؤال: اگر کسی در شب ماه رمضان در خواب محتلم شود و بعد بیدار شود و دوباره بخوابد بدون اینکه بداند آیا صبح شده یا حکم آن چه میباشد؟جواب: اگر یقین و یا اطمینان داشته باشد که اگر دوباره بخوابد پیش از اذان صبح بیدار میشود، و تصمیم هم داشته باشد که بعد از بیدار شدن غسل کند چنانچه دوباره بخوابد و تا اذان بیدار نشود روزه او صحیح است و اگر اطمینان نداشته باشد بنابر احتیاط واجب قضا بر او واجب می‏شود.
دعای روزیازدهم
نمازشب یازدهم: دو رکعت در هر رکعت حمد و بیست بار سورۀ کوثر: آنروز به گناهی بر نخورد و اگرچه ابلیس کوشش خود را بکند..
دعای روز یازدهم ماه رمضان
اللهمّ حَبّبْ الیّ فیهِ الإحْسانَ
خدایا دوست گردان به من در این روز نیکی را
وکَرّهْ الیّ فیهِ الفُسوقَ والعِصْیانَ
و نـاپسند بدار در این روز فسق و نافرمانی را
وحَرّمْ علیّ فیهِ السّخَطَ والنّیرانَ
و حرام کن بر من در آن خشم و سوزندگی را
بِعَوْنِکَ یا غیاثَ المُسْتغیثین.
به یاریت‏ای دادرس داد خواهان
نماز شب یازدهم: دو رکعت، در هر رکعت بعد از حمد بیست مرتبه سوره‏ی کوثر.
ثواب: حضرت علی فرمود: کسی که این نماز را بخواند، در آن روز گناه نمی‏کند، اگر چه شیطان کوشش خود را بکند.
فراز اول دعا
خدایا، احسان را در این روز، برای من محبوب گردان.
در کتاب «فرهنگ قرآن برای کسانی که اهل احسان و نیکوکاری هستند، پاداش‏های خاص و عامی را از آیات قرآنی شمارش کرده است که می‏توان به نمونه‏هایی از آن اشاره کرد. از جمله پاداش‏های نیکوکاری در آموزه‏های قرآنی، برخورداری از همسران خوب (احزاب آیه۲۸و ۲۹)، آبرومندی در قیامت (یونس آیه۲۶)، امتنان و منت الهی (یوسف آیه۹۰)، امداد و یاری خاص خدا و پیروزی و نصرت بر دشمنان (صافات آیات ۱۱۴و ۱۱۶و ۱۲۱)، بقای نسل بر روی زمین (صافات آیات۷۵و ۷۷و ۸۰)، بهشت و بهره‏مندی از نعمت‏های مادی و معنوی آن (مرسلات آیات ۴۱و ۴۴)، تحیت الهی (صافات آیات ۷۵و ۱۳۱) حکمت و دانش خاص و نظر درست و صائب (یوسف آیه۲۲و قصص آیه۱۴)، برخورداری از دانش و کتاب الهی (صافات آیات۱۱۴و ۱۱۷و ۱۲۱)، برخورداری از منزلت اجتماعی و قدرت سیاسی (یوسف آیه۵۶) برخورداری از منصب داوری (یوسف آیه۲۲)، موفقیت در آزمون الهی و توفیق او (صافات آیه۱۰۵و ۱۰۶)، برخورداری از نام نیک (صافات آیات ۷۵و ۷۸و ۸۰) و رهایی از اندوه و غم بزرگ و… اشاره کرد.
احسان درعصرجدید
خانواده مناسب‏ترین نظام برای تربیت انسان بسوی کمال است که با وجود تحولات اجتماعی، صنعتی و علمی، مشکلات متعددی برای خانواده در اکثر جوامع از جمله جامعه اسلامی توسط شیطان بزرگ پدید آمده که سرمنشاء اختلافات و ناهنجاریهای خانوادگی و طلاق و فرزندان بی سرپرست و بزه کاری نوجوانان و جوانان می‏باشد بخش عمده‏ای از مشکلات جامعه ریشه در مسایل خانواده دارد و چنان چه محیط خانواده سرد و بی روح باشد، زمینه ساز ناهنجاری‏های مختلف خواهد شد. از آن جایی که رشد و بالندگی. هر انسانی در همین جامعه کوچک (خانواده) آغاز می‏شود، بنابراین آرامش روحی و سلامت افراد در خانواده موجب سلامت جامعه خواهد بود، ومی توان گفت ازمهمترین مصادیق احسان بکارگیری آن درمیان اعضای خانواده نسبت به یک دیگراست که در کلمات معصومین و سیره خانوادگی آن‏ها و روشن گری‏های راهگشای قرآن کریم، در تحکیم پایه‏های خانواده نقش بسزایی دارند. پیامبر اکرم فرموده‏اند: بهترین شما کسی است که نسبت به اعضای خانواده‏اش رفتار بهتری داشته باشد و من بهترین شما هستم، چون رفتارم نسبت به خانواده‏ام بهتر است.
عوامل انس و الفت در خانواده
«و از نشانه‏های قدرت و ربوبیت او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما دوستی و مهربانی قرارداد. یقیناً در این کار شگفت انگیز نشانه هایی است برای مردمی که می‏اندیشند. (روم/۲۱)
بنیان خانواده که مهم‏ترین عامل در ساختار شخصیت افراددرمیسرالی الله است و جلوه‏ای از رحمانیت پروردگار است باید همواره همچون دژی مستحکم در برابر انحرافات، لغزش‏ها و آفات و آسیب‏های مهم اجتماعی تقویت شده و ارتباط اعضای آن براساس رحمت، مودت بویژه رابطه قلبی و عاطفی میان زن و شوهر استحکام یابد. محبت یک پیوند دو طرفه است و اظهار محبت و ابراز آن بنیان زناشویی را استوار می‏سازد. در بسیاری از موارد در مشکلات خانوادگی ابراز محبت می‏تواند راه گشا باشد. خداوند در آیه فوق محبت را از آثار قدرت و نعمت‏های بزرگ و از نشانه‏های عظمت خداوند برشمرده و بر بندگان منت نهاده است. امام رضا در این مورد می‏فرمایند: «بعضی از زنها برای شوهرشان بهترین غنیمت هستند، زنانی که به شوهرشان اظهار محبت و عشق می‏کنند.» (مستدرک الوسایل، ج۲، ص۵۳۲، به نقل از ابراهیم امینی، آیین همسرداری، ص. ۳۴)
و رسول خدا می‏فرمایند: «هر چه ایمان انسان کامل‏تر باشد به همسرش بیشتر اظهار محبت می‏نماید.» (بحار/۱۰۳/۲۲۸)
از محتوای آیات و روایات می‏توان راه کارهای زیر را به منظور ایجاد فضای محبت آمیز به دست آورد:
استفاده از مهمترین لقب ها
هر کسی نام خود را دوست دارد و در فرهنگ اسلام نیز تلاش شده علاوه بر نهادن نام‏های نیک برای افراد از به کاربردن الفاظ نازیبا نسبت به هم پرهیز شود. خداوند در سوره حجرات آیه یازدهم مردم را از به کار بردن القاب زشت برای هم نهی می‏کند و یادآور می‏شود که همدیگر را با القاب مهرانگیز خطاب کنید تا مایه عطوفت و مهربانی گردد. براساس این راهکار قرآنی، زن و شوهر و سایر اعضای خانواده برای تقویت ارتباط خود باید از بهترین و دوست داشتنی‏ترین القاب و اسامی بهره گیرند و صفا و صمیمت را در فضای خانواده حاکم سازند. پیامبر اسلام در این رابطه به خانواده‏های مسلمان یادآور می‏شود: سه چیز دوستی و محبت را در میان دو مسلمان تقویت می‏کند و صفا و صمیمیت را در میان آنان حاکم می‏سازد: هنگام ملاقات با خوشرویی و چهره‏ای گشاده برخورد کند. ۲- برای برادر مسلمان خود جا باز کند و برای نشستن او جایی شایسته نشان دهد. ۳- به بهترین نامی که دوست دارد او را صدا بزند. رسول اکرم هنگامی که همسران خود را مورد خطاب قرار می‏داد از بهترین نام‏ها و دوست داشتنی‏ترین اسامی بهره می‏گرفت.
گفتگوی محبت آمیز
ارتباط کلامی با کلمات مهر آمیز، روابط میان زن و شوهر را تقویت می‏کند و در برآورده شدن خواسته‏های طرفین نقش بسزایی دارد. علاوه بر آن در تربیت فرزندان و نیز زندگی آینده شان مهم است. خداوند متعال در سوره قصص با نقل قصه یک بانوی وارسته به گفتگوی دلنشین و محبت آمیز او با همسرش پرداخته و می‏فرماید؛ «و قالت امرات فرعون قرت عین لی و لک لاتقتلوه عسی آن ینفعنا او نتخذه ولدا (قصص/۹)؛ همسر فرعون در مورد طفلی که از دریا گرفته بودند به همسرش گفت: این نوزاد نور چشم من و توست، او را نکشید، شاید برای ما سودی داشته باشد یا اینکه او را به عنوان فرزند خود بپذیریم.» این بانوی شایسته با گفتگوی دلنشین و استدلال متین خود خانواده اش را از یک بحران نجات داده و همسرش را از قتل یک کودک بی گناه بازداشت. امام علی در این رابطه می‏فرماید: «زیبا و دلنشین سخن بگوئید تا پاسخ‏های زیبا و دلنشین بشنوید.» درمورد زن و شوهر هم که نزدیکترین افراد نسبت به هم هستند این گفتگوهای مهرآمیز نه تنها باید باشد بلکه باید صدچندان گردد؛ رسول گرامی اسلام این حقیقت را این گونه بیان فرمود: مردی که به همسرش بگوید من تو را دوست دارم این سخن هرگز از دل آن زن بیرون نمی‏رود. (حر عاملی، وسایل الشیعه، ج۱۴، ص. ۱۰)
بنابراین کلمات و عباراتی که روزانه در میان زوجین مطرح می‏شود ممکن است تأثیر بسزایی در نقویت و استحکام روابط مشترک آنان داشته باشد و یا خدای ناکرده به فروپاشی ارکان یک خانواده بینجامد.
سلام کردن نیز از موارد گفتگوی مهرآمیز می‏باشد. سلام کردن مسلمین به یکدیگر موجب ایجاد انس و الفت می‏شود و کینه‏ها را می‏زداید. بنابراین زن و شوهری که نیاز به انس و الفت و صفا و صمیمیت دارند، این دستور اسلامی را بیشتر رعایت کنند که این نوعی ابراز محبت به اعضای خانواده بوده و کانون خانه را گرم می‏کند. (بهشت خانواده/ مصطفوی/ ۳۴)
خداوند متعال می‏فرماید: «هرگاه به خانه‏ای وارد می‏شوید اگر کسی هم در آنجا نباشد بر خودتان سلام کنید سلام خوش آمدی است مبارک و پاکیزه از جانب خدا، پروردگار متعال اینگونه آیات خود را بر شما آشکار می‏کند تا درمورد آنان به تفکر و اندیشه بپردازید.» (نور/۶۱) و در سوره ابراهیم می‏فرماید: «تحیتهم فیها سلام؛ (ابراهیم/۲۳) تحیت اهل بهشت با سلام است.» آغاز ارتباط اهل بهشت و خوش آمد و انس شان با همدیگر با سلام و تحیت شروع می‏شود بنابراین هنگامی که شوهر از در وارد می‏شود باید به همسرش سلام کند و هرگاه که از خواب برمی خیزد زن به شوهر سلام کند و بهتر آن است که در سلام کردن هر یک بر دیگری سبقت گیرند. (بهشت خانواده/۱/۱۷)
سلام کردن و خداحافظی کردن و به استقبال هم رفتن و همدیگر را بدرقه کردن هرچند نکات کوچکی هستند ولی موجب ایجاد محبت و تقویت بنیان خانواده می‏شوند. زنی که هنگام وارد شدن همسرش به استقبال وی می‏رود و با خوشرویی به او سلام می‏کند و اگر شوهر چیزی در دست داشته باشد با مهربانی می‏گیرد و با گفتن «خسته نباشید» او را به خانه و صرف چیزی دعوت می‏نماید، علاوه بر این که بزرگ‏ترین ثوابها را نصیب خویش نموده، برای فرزندانش نیز می‏تواند الگوی خوبی باشد.
امام صادق(ع) به نقل از پدر بزرگوارش می‏فرماید: «هرکس زنی بگیرد باید احترامش کند.» (بحار/۱۰۳/۲۲۴) و نیز می‏فرمایند: «هر زنی که به شوهرش احترام بگذارد و آزارش نرساند خوشبخت و سعادت مند خواهد بود.» (همان ص۲۵۳)
اخلاق پسندیده
مقصود از حسن خلق، رفتارها و تعامل‏های مناسب در زندگی، سازگاری و مدارا با افراد است. کسی که خوش اخلاق باشد با مردم خوش رفتاری کند، با چهره‏ای خندان سخن بگوید، بردبار و صبور باشد، محبوب همه است و دوستانش بسیارند و همه از معاشرت و رفت و آمد با او لذت می‏برند. امام صادق «ع» می‏فرماید: «هیچ زندگانی گواراتر از خوش اخلاقی نیست.» (همان/۷۱/۳۸۹)
اساس زندگی زناشویی، سازگاری، تفاهم و همکاری است که این امور فقط در پرتو حسن خلق فراهم می‏شود. حسن خلق نیز به عنوان یک شرط لازم و ملاک مطلق برای همسر مناسب در همه شرایط زمانی و مکانی باید مورد توجه قرار گیرد. بنابراین اگر فردی دارای اخلاق پسندیده‏ای نباشد فاقد شرایط لازم محسوب می‏شود و به همین جهت است که اولیای دین صریحاً ازدواج با چنین فردی را نهی کرده‏اند. کسی که بداخلاق باشد، با صورت درهم کشیده با مردم ملاقات کند و در برابر حوادث و ناملایمات بی تابی کند و تندخو و بدزبان باشد، زندگی تلخ و ناگواری خواهد داشت و اطرافیانش نیز در عذابند و ممکن است به انواع بیماریهای جسمی و روحی مثل ضعف اعصاب و… مبتلا شود و محبوب کسی نیست.
پیامبر اسلام(ص) می‏فرماید: «انسان بداخلاق نفس خود را در رنج و عذاب دایم قرار می‏دهد.» (بحار/۷۳/۲۹۸) بنابراین کسی که به زندگی و همسر خویش علاقه مند است نباید بداخلاقی کند، زیرا اخلاق خوب، پشتوانه زندگی زناشویی است. بیشترین طلاق‏ها در اثر بدرفتاری زن و شوهر و عدم توافق اخلاقی صورت می‏گیرد. آمار طلاق نیز این مطلب را تأیید می‏کند؛ عدم توافق اخلاقی، نخستین علت بروز اختلاف‏های خانوادگی است. به عنوان نمونه آمار سال۸۶ به بعد حاکی از آن است، میزان طلاق حدود ۹/۱۱ افزایش داشته است. به طور کلی در کشور در طی ده سال اخیر طلاق تا مرز ۳۹درصد افزایش داشته است.
قرآن بارها در آیات متعدد از جمله آیه۶ سوره تحریم انسان‏ها را از عواقب بداخلاقی آگاه کرده و هشدار می‏دهد که خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن سنگ و انسان‏ها است حفظ کنند. برای نمونه یکی از آثار سوء خلق در خانواده، فشار قبر است به گونه‏ای که حتی اگر افراد در ابعاد دیگری از زندگی به وظایف خود عمل کنند ولی در خانواده رفتار نامناسب بروز دهند دچار فشار شدید قبر می‏شوند. (بحارالانوار، ج۶، ص۲۲۰،)
روایات فراوانی وجود دارد که از عواقب شوم بداخلاقی و از عاقبت خوش اخلاقی ما را آگاه می‏سازد از جمله: پیامبر اکرم(ص) می‏فرمایند: خوش اخلاقی گناه را محو می‏کند هم چنان که آفتاب یخ را آب می‏کند. (نهج الفصاحه/فرید تنکابنی/ص۱۳۹) همچنین می‏فرمایند: به مردم چیزی بهتر از اخلاق نیک نداده‏اند. (همان/۸۳۵)
عفو و گذشت
توجه به صفات خداوند از قبیل رحمت و مهربانی گسترده (انعام/۵۴) توانایی نامحدود (انعام/۱۴۷) و حمایت و کفایت او (هود/۱۱) از مخلوقات خود از جمله انسان، آثاری مثبت در زندگی فرد و جنبه‏های خانوادگی او دارد. عطوفت و رحمت اعضای خانواده نسبت به هم و عفو و گذشت آن ها، نشان از بهره مند شدن انسان از صفات خالق بی همتایش دارد.
هر زن و شوهری طبعاً در زندگی خود دچار خطاها و لغزش هایی می‏شوند چرا که انسان جایزالخطا است و به غیر از معصومین کسی را نمی‏توان مصون از اشتباه و لغزش دانست. به همین جهت قرآن کریم می‏فرماید: «آنان شایسته است عفو کنند و از لغزش‏های دیگران چشم بپوشند، آیا دوست نمی‏دارید که خداوند نیز شما را عفو کند، البته که خدا آمرزنده و مهربان است.» (نور/۲۲)
امام صادق(ع) فرمود: هر انسان مسلمانی که خشمگین شود و با وجود فوران شعله غضب و توانائی بر اعمال آن، خشم خود را فرو برد، خداوند در روز قیامت دل او را سرشار از رضایت و خشنودی خود خواهد نمود. آری بهترین و زیباترین روش در تقویت بنیان خانواده توسل به عفو و گذشت و بردباری در مقابل خطاهای اعضای خانواده بویژه زن و شوهر نسبت به همدیگر است. رسول خدا فرمود: عفو و گذشت را از عادات روزمره خود قرار دهید؛ زیرا که عفو، موجب عزت و سربلندی هر بنده‏ای است، پس عفو کنید تا خداوند شما را عزیز و بلندمرتبه گرداند.
زنان و مردان مسلمان نه تنها از خطاهای خود نسبت به همدیگر عفو می‏کنند بلکه از ترشروئی و نگاه‏های تند نسبت به همدیگر اجتناب می‏ورزند؛ پیامبر اکرم می‏فرمایند: «خداوند تعالی کسی را که در مقابل برادران خود عبوس باشد دشمن دارد». (نهج الفصاحه/۱۳۹) پس ترشرویی نسبت به دیگران و بخصوص شوهر یا همسر نه تنها آثار بدی در کالبد خانواده دارد بلکه مبغوض حق تعالی و اولیائش نیز می‏باشد. پیامبر فرمود: حق زن بر شوهرش این است که او را گرسنه نگذارد، بدنش را بپوشاند و هرگز با او با بدخلقی و ترشروئی و چهره‏ای گرفته برخورد ننماید.
سپاس گزاری
سپاس گزاری زوجین در خانواده آثار مطلوبی در زندگی آنها و نیز در تربیت فرزندان دارد. از صفات مناسب زنان شکرگزاری در خانواده است (الدرالمنثور/ سیوطی/ ج۱ ص۱۵۲) و در مقابل ناسپاسی زن، پیامدهای نامطلوبی در خانواده به ویژه برای خود او دارد (حر عاملی، وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۱۱۵، به نقل از نظام خانواده در اسلام. ص. ۷۳). مرد نیز باید تلاش‏های همسر خود را در خانواده با گفتار نیکو سپاس گزار باشد که این امر علاوه بر تشویق زن، صمیمیت بین آنها را می‏افزاید؛ امام رضا(ع) فرمود: «من لم یشکر المنعم من المخلوقین لم یشکرالله: کسی که از احسان و نیکی نیکوکار تشکر نکند، نمی‏تواند از خدا هم تشکر کند» (وسایل الشیعه/ ۶/ ۵۴۲)
تأمین معاش کار آسانی نیست و زحمت و دردسرهای فراوان دارد. انسان خواهان رفاه و آسایش خویش است و ذاتاً به آن علاقه مند است و اگر به کسی احسان کرد، انتظار قدردانی دارد و اگر از او سپاس گزاری شد، تشویق می‏شود و به احسان و انفاق، رغبت بیشتری نشان می‏دهد. حق شناسی و شکرگزاری یکی از خصلت‏های پسندیده و بهترین راه جلب احسان است. حتی خداوند بزرگ هم که نیازی به دیگران ندارد، سپاس گزاری از نعمت هایش را شرط تداوم برخورداری از نعمت شمرده می‏فرماید؛ «لئن شکرتم لازیدنکم». (ابراهیم/۷)
همسر نیز یک بشر عادی است و وقتی هزینه خانواده را تأمین می‏کند و این عمل را یک وظیفه اخلاقی و شرعی خود دانسته و از آن لذت می‏برد؛ انتظار دارد که وجودش مغتنم شمرده شده و از کارهایش قدردانی شود. امام صادق «ع» می‏فرماید: «بهترین زن‏های شما زنی است که وقتی شوهرش چیزی می‏آورد سپاس گزاری کند و اگر نیاورد راضی باشد». (بحار/ ۱۰۳/ ۲۳۹) در مقابل، خانه داری هم چندان آسان نیست، اگر با دیده انصاف بنگریم، باید اقرار نمود که دشوار و خسته کننده است. به ویژه کار تربیت فرزند بیشتر به دوش زن است. همه این کارها در طول زندگی تکرار می‏شوند و پیوسته ادامه دارند، پس اگر در مقابل زحمات زن، مرد خانواده علاوه بر حمایت‏های مالی، از او تشکر و قدردانی کند و زحمات او را ارج نهد، این کارهای خسته کننده و طاقت فرسا نه تنها لذت بخش می‏شود، بلکه از حالت یکنواختی و ملالت آور بودن نیز خارج می‏شود. (همسرداری/ ابراهیم امینی).
رفتار پسندیده با خویشان همسر
یکی از عوامل ایجاد انس و الفت میان زن و شوهر رفتار صحیح و محترمانه با خویشان همسر است. براساس تعالیم اسلام، والدین همسر، پدر و مادر او به حساب می‏آیند. (علامه امینی، الغدیر، ج۱، ص۳۶۹،) و رعایت احترام و حقوق آن‏ها لازم است. از طرفی والدین نیز باید رفتار خوبی با داماد یا عروس خود داشته باشند، اگر فرد، داماد خود را مانند پسر خود و عروسش را مانند دختر خویش بداند، روابط عاطفی بین آن‏ها استحکام بیشتری خواهد داشت. اگر انسان در برخورد با همه مخصوصاً با خویشان خود و همسرش، رضایت خدا را در نظر بگیرد، خداوند این کار او را بدون پاداش نخواهد گذاشت. حضرت علی(ع) می‏فرمایند:‏ای مردم انسان هر مقدار که ثروت مند باشد باز از خویشان خود بی نیاز نیست که از او با دست و زبان دفاع کنند. خویشاوندان انسان بزرگترین گروهی هستند که از او حمایت می‏کنند و اضطراب و ناراحتی او را می‏زدایند و در هنگام مصیبت‏ها نسبت به او پرعاطفه‏ترین مردم می‏باشند. آگاه باشید که مبادا از بستگان تهیدست خود روبرگردانید و از آنان چیزی را دریغ ندارید که نگاه داشتن مال دنیا زیادی نیاورد و از بین رفتنش کمبود نیاورد، آن کس که دست دهندأ خود را از بستگانش باز دارد، تنها یک دست را از آن‏ها گرفته ولی دست‏های فراوانی را از خویش دور کرده است و کسی که پر و بال محبت را بگستراند، دوستی خویشاوندانش تداوم خواهد یافت. (نهج البلاغه دشتی/ خ۲۳)

بهترین راه حل مشکل در میان بعضی از عروسها و خانواده شوهرشان و یا میان دامادها و خانواده همسرشان این است که هر دوی آن‏ها به خانواده‏های هم احترام بگذارند، در کارهایشان با آنها مشورت کنند (با رعایت حریم و حفظ اسرار خانوادگی) و با نیکی و محبت آنها را به عنوان دومین خانواده خود بعد از پدر و مادرشان تلقی نمایند. زن و شوهر باید در نظر داشته باشند که مدارا و سازش با خویشان و جلب دوستی آنها، نه تنها حمایت اجتماعی آنها را در پی دارد بلکه از رموز و از لوازم همسرداری به شمار می‏آید.
حکایت
به پیامبر(ص) خبر دادند که سعدبن معاذ درگذشت. با شیندن این خبر پیامبر با اصحاب خویش به خانه سعد رفتند. پیامبر به چار چوب در خانه تکیه داده بود. دستور داد که او را غسل دهند. چون او را خوشبو ساختند و کفن کردند و بر تابوت نهادند؛ پیامبر(ع) با پاى برهنه و بدون عبا در پى جنازه روان گشت، گاه از راست جنازه را مى‏گرفت و گاه از چپ. تا جنازه به گورستان رسید. پیامبر نزدیک قبر آمد و خود سنگ بر آن نهاد و آجر بر آن چید؛ (در هنگام ساختن گور) پیاپى مى‏گفت: آجر بدهید، گل بدهید و با گل‏ها (که در میان آجرها مى‏نهاد) آجرها را محکم مى‏کرد. چون (کار ساختن گور) پایان یافت و خاک بر آن پاشید و قبر را هموار ساخت؛ فرمود: مى‏دانم که این گور فرسوده مى‏گردد و مى‏پوسد؛ لیکن خداوند بنده‏اى را دوست دارد که چون کارى انجام دهد، آن را درست و استوار به انجام برساند. زمانى که خاک روى قبر را صاف کرد، مادر سعد گفت: سعد! بهشت گوارایت باد. پیامبر گفت: مادر سعد ساکت باش، درباره کار خدا این گونه، حتمى میندیش؛ زیرا که گور، سعد را بفشرد. سپس پیامبر(ص) بازگشت و مردم نیز بازگشتند (در راه بازگشت)، به پیامبر گفتند: یا رسول الله دیدیم که با سعد رفتارى کردى که با هیچ کس نکردى، تشییع کردى در حالى که پا برهنه بودى و عبا بر دوش نداشتى؛ رسول خدا(ص) فرمود: ملائکه هم پا برهنه و بدون عبا بودند، و من به آنها تأسى کردم. گفتند: یک بار طرف راست جنازه را مى‏گرفتى و یکبار طرف چپ آن را. پیامبر(ص) فرمود: دست من در دست جبرئیل بود؛ من آن جایى را مى‏گرفتم که او مى‏گفت. گفتند: به غسل او فرمان دادى و بر جنازه اش نماز گزاردى و او را در گور نهادى! سپس فرمودى که قبر او را بفشرد پیامبر فرمود: آرى (چنین است که گفتم)؛ زیرا که سعد با خانواده اش بد اخلاق بود.» (ابوجعفر محمدبن على بن الحسن ابن بابویه القمى، علل الشرایع، ج، ۱ پیشین، ص، ۳۶۰ محمدباقرالمجلسى، بحارالانوار، ج، ۶ پیشین، ص، ۲۲ باب، ۸ روایت۱۴.
از نوع برخورد پیامبر با سعد به خوبى روشن مى‏شود که سعدبن معاذ، فردى درستکار و با ایمان بوده و نیز فرمان بردار و تابع قوانین الهى؛ مسلماً حق و حقوق زن را رعایت مى‏کرد؛ که اگر چنین نمى‏بود پیامبر نیز با او این گونه با احترام رفتار نمى‏کرد. پس این همه احترام پیامبر نسبت به او به دلیل این است که او فردى بوده که حقوق افراد و خانواده و جامعه را کاملاً رعایت مى‏کرده و در این مورد هیچ گونه ظلمى بر کسى روا نمى‏داشته است؛ اما پیامبر مطلبى بالاتر از حق و حقوق زن و شوهرى را مطرح مى‏کند و آن رعایت اصول و ارزش‏هاى اخلاقى است که حسن خلق یکى از این موارد است و لزوم وجود آن در خانواده مورد تأکید است.
عوامل ایجاد محبت در خانواده
۱– ایمان، محور محبت. (من احب لله و ابغض لله و اعطى لله فهو ممن کمل ایمانه.) امام صادق(ع) فرمود: هرکس به خاطر خدا دوست بدارد و به خاطر خدا دشمن بدارد و به خاطر خدا عطا کند، از کسانى است که ایمانش کامل شده است. دارالسلام ج ۳، ص ۳۲۶
اگرکسى شوهر و یا همسر مؤ من و با تقوائى دارد، که خداوند او را دوست می‏دارد، باید همسر خود را دوست بدارد، زیرا ایمان براى مؤمن برترین فضیلتهاست، و هرگز نمى‏تواند هیچ فضیلتى جانشین ایمان گردد.
۲- محبت، محبت مى‏آورد. (بالتودد تتاکد المحبه) بادوستى، محبت محکم مى‏شود، (دارالسلام ج ۳، ص ۳۲۷ و ۳۳۳) یعنى براى پیدا کردن دوست، و دوست کردن همسر و دیگران از خودتان شروع کنید، سعى کنید دوستى کنید تا او هم با شمادوست شود.
۳- احسان و نیکى محبت مى‏آورد. (بالاحسان تملک القلواب.) حضرت على(ع) فرمود: با احسان و خدمت، دلها را مى‏شود مالک شد، و درحدیث دیگرى فرمود: با احسان و نیکى مى‏شود افراد را خرید و بنده کرد. (دارالسلام ج ۳، ص ۳۳۷ و ۳۳۸) آرى فطرت و سرشت انسان به گونه‏اى است که وقتى به او احسان شود، مجذوب می‏شود و انس مى‏گیرد. برای احسان و نیکی چه کسی بهتر از نزدیک‏ترین افراد در زندگی که همان خانواده و بخصوص همسر مان است.
۴- اظهار محبت، محبت مى‏آورد. پیامبر اکرم(ص) فرمود: مرد وقتى به زنش بگوید دوستت دارم، این سخن هرگز از دل او بیرون نمى‏رود. (وسائل ج ۱۴ ص ۱۰)
مردىبه امام باقر(ع) عرض کرد: من فلانى را دوست دارم، حضرت فرمود: او را از ایندوستى آگاه کن، که براى دوام مؤ ثرتر و در الفت بهتر است. (دارالسلام ج ۳، ص ۳۷۳ و ۳۸۰ و ۴۰۲ و ۴۲۷)
۵- صورت گشاده و خندان آتش دشمنى را خاموش مى‏کند (حسن البشر اول العطاء و اسهل السخاء) حضرت على(ع) مى‏فرماید: رخسار نیکو اولین هدیه و راحت‏ترین بخشش است و فرمود: صورت گشاده‏ی تو اول نیکى تو است، و دلالت بر بزرگوارى تو مى‏کند (و فرمود: صورت باز آتش دشمنى را خاموش مى‏کند، و فرمود: صورت باز و گشاده ریسمان محبت است، و فرمود: کار نیک و صورت باز، محبت مى‏آورد و انسان رابه بهشت مى‏رساند. (دارالسلام ج ۳، ص ۳۷۳ و ۳۸۰ و ۴۰۲ و ۴۲۷٫)
۶ – دست دادن، محبت مى‏آورد. (تصافحوا فان المصافحه تزید فى الموده) پیامبر اکرم فرمود: به یکدیگر دست بدهید که محبت را زیاد مى‏کند. (دارالسلام ج ۳، ص ۳۸۶ و ۳۸۷ و ۴۵۵ و ۴۵۶)
حضرت صادق(ع) فرمود: به یکدیگر دست بدهید که کینه را از بین مى‏برد. (دارالسلام ج ۳، ص ۳۸۶ و ۳۸۷ و ۴۵۵ و ۴۵۶٫)
وقتی یکی از همسران وارد خانه می‏شود، حداقل ارتباطی که می‏توان بر قرار کرد، دست دادن با روی باز است.
مرحوم آیت‏الله بهاءالدینی می‏فرمود: دعا کنید خدا مبداء میل ما را عوض کند، یعنی کانون تمایلات ما را عوض کند. یعنی میلها بسوی احسان به یکدیگرتمایل پیداکند.
ماجرای جوانی که عاشق گوهرشاد شد
بانو گوهرشاد، زمانی که مسجد گوهرشاد در مشهد را می‏ساخت، کارگری ساده، عاشق وی شد، عشق کارگر به خانم گوهرشاد، آنقدر شدید بود که او را از آب و غذا خوردن انداخت و در بستر بیماری افتاد، قضیه را به گوهرشاد خبر دادند و او گفت: من حاضرم با او ازدواج کنم به شرطی که او، چهل شبانه‏روز در این مسجد اعتکاف کند، کارگر نیز چهل شبانه‏روز در مسجد اعتکاف کرد، روز چهلم، خانواده‏اش با شادی آمدند تا وی را از مسجد برای خواستگاری گوهرشاد ببرند، ولی او جواب داد، بروید و مزاحم من نشوید من گوهرشاد را نمی‏شناسم. در حقیقت به واسطه انس با خدا و نماز شب، خداوند مبداء میل این جوان را عوض کرده است و از عشق مجازی به عشق حقیقی کشانده است این یکی از بهترین درس‏هاست برای جوانان ما که در روند زندگی خود تأمل و تفکر کنند.
پیشرفت علم وتکنولوژی نباید بشررا ازاحسان کردن به هم خصوصا خانواده دور کند بلکه با تکیه به ارزشهای الهی پیشرفت علم وتکنولوژی را وسیله احسان بهم قراردهند ولذا در دعا امروزاین راازخدا می‏خواهیم اللهمّ حَبّبْ الیّ فیهِ الإحْسانَ خدا در این روز احسان را محبوب من قرار بده.
احسان درهای عظیم رحمت خدا را می‏گشاید
حکایت راستان
سید شفتی و نتیجه احسان او
سید محمد باقر شفتی‏ یکی از علمای بزرگ شیعه بعد از تحصیل در نجف اشرف، در نهایت فقر، به ایران و اصفهان مهاجرت می‏کند، مرحوم آیت‏الله کرباسی از ایشان خواهش می‏کنند در منزل وی بمانند، اما سید شفتی قبول نمی‏کنند و جایی را برای سکونت معین میکنند، بعد از چند روز گرسنگی، پولی فراهم شده و مقداری جگر خریداری میکنند در حال بازگشت، سگی را با بچههایش میبیند که در اثر خشک شدن شیر، تولههای سگ در حال جان دادن هستند، سید شفتی مینشیند و جگر را خرد کرده و به سگ میدهند، تا بخورد وقتی این عمل از سید شفتی انجام داد، خداوند درهای رحمت خود را برای او باز کرد که در حالات ایشان گفتهاند، هیچ عالم شیعی مثل سید شفتی ثروتمند نشد، آیتالله بهجت میگفتند: یک روز عید غدیر، دهها سال بیست هزار تومان عیدی میدهند، به عبارتی پول دویستهزار نفر استاد کار، در آن زمان بوده است ثروت ایشان آنقدر بود شخصی که به حضورشان رفته بود، میگفت: آنقدر طلا و جواهر جلویش ریخته بود که نزدیک بود من ایشان را نبینم، اعلان کردند فقرای اصفهان بیایند و به آنها کمک میکرد. آیتالله بهجت میفرمود: از هندوستان، برای سید شفتی وجوهات و نذورات را با فیل میآوردند در تاریخ نقل شده است که در زمان فتحعلیشاه قاجار زمانی که بین ایران و روس جنگ اتفاق افتاد و خزینه بیتالمال خالی شد گفتند؛ برویم و از سید شفتی برای جنگ با روس پول قرض کنیم، همچنین درهای معنوی را نیز خداوند برای او باز کرد و همه این مسایل نتیجه احسانی بود که سید شفتی انجام داد.
وَ کَرِّهْ إِلَیَّ فِیهِ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیَانَ خدایا من را طوری قرار بده که از فسق و معصیت بیزار بشوم و از گناه کردن بدم بیاید.
فسوق و العصیان چیست؟
درباره معنای فسق گفته اند که فسق، در اصل به معنای خروج هسته خرما از پوست خود می‏باشد. این که به شخصی فاسق می‏گویند به سبب آن است که همانند خرما پوست خویش را می‏اندازد و باطن زشت خویش را آشکار می‏کند. این واژه درباره انسان در حقیقت بیانگر خروج گنهکار از مدار اطاعت و بندگی خداست که با گناه خود حریم و حصار فرمان الهی را شکسته و در نتیجه بدون قلعه و حفاظ مانده است. بررسی‏ها نشان می‏دهد که این واژه و مشتقات آن ۵۴ بار در قرآن به کار رفته است.
فسق، عمل و رفتار نابهنجاری است که زمینه ساز بسیاری از گناهان و اعمال ضداخلاقی و دینی می‏باشد. از این برخی‏ها آن را از دیگر واژگانی که شباهت معنایی به این واژه دارد، جامع‏تر دانسته اند؛ زیرا خروج شخص از مدار اطاعت و بندگی خداوند انسان را به سوی انواع و اقسام نافرمانی‏ها می‏کشاند. در این باره تفسیر نمونه ذیل آیه ۴۹ سوره انعام می‏گوید: فسق، معنای وسیعی دارد و هرگونه نافرمانی و خروج از راه و رسم بندگی خدا حتی کفر را شامل می‏شود. در تمامی کتاب‏ها و فرهنگ نامه‏های عربی، فسق را به معنای خروج از اطاعت، دین و استقامت معنا کرده‏اند. به این معنا که واژه فسق در جایی به کار می‏رود که چیزی از مسیر درست و راستین خود خارج شده و به سوی فساد و تباهی گرایش یافته باشد. بر این اساس خروج از اطاعت خدا، قانون، حقیقت و مانند آن، معنای دقیق فسق می‏باشد. شخص فاسق با رفتار ضداستقامت و راستین خویش، چهره زشت معصیت و تباهکاری خویش را آشکار می‏کند.
فاسق درتفسیرسوره حجرات (حجت الاسلام قرائتی)
فاسق کیست؟ گاهی از نظر فکری انحراف دارد، منحرفان فکری، قرآن میفرماید: (إِنَّهُمْ کانُوا قَوْماً فاسِقینَ) نمل (۱۲) فرعون و فرعونیان فاسق بودند. چون عوض پرستش خدا پرستش فرعون می‏کردند، از نظر فکر عقیده‏شان منحرف بود مثل فرعون « (إِنَّهُمْ کانُوا قَوْماً فاسِقینَ) این درباره انحراف فکری.
گاهی آدمهای دورو، زبان یه چیزی می‏گوید و در دل چیز دیگر منافق دورو قرآن به اینها گفته «فاسقین» (إِنَّ الْمُنافِقینَ هُمُ الْفاسِقُونَ) توبه (۶۷) آدمهای دو چهره فاسقند، نفاق، افرادی که دو چهره هستند گاهی در مورد کسانی قضاوت به ناحق می‏کنندقاضی است به ناحق قضاوت می‏کند که قرآن میفرماید: (مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ) مائده (۴۷) اگر قاضی به قانون الهی قضاوت نکند فاسق است. قضاوت و داوری به ناحق: (مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ) اگر کسی به آنچه خدا حکم کرده قضاوت نکند فاسق است. کسانی که امر به معروف و نهی از منکر نمی‏کنند: رها کردن امر به معروف و نهی از منکر. این هم قرآن می‏گوید: فسق، مثلا انسان می‏بیند این خلاف می‏کند می‏گوید به ما چه آدمهای بی تفاوت، بی تعهد، بی خیال، می‏زننش، به ما چه بزننش، اصلاً غم ندارد یه کسی افتاد بیافتد به ما چه پا خواهدشد فلانی درس نمی‏خواند، خواست بخواند یا نخواند، بابا آبِ نمک می‏ریزد پای درخت این بقّال، این لبنیّاتی آب نمک شور است درخت خشک می‏شود، بما چه، شهرداری بیاید جلویش را بگیرد، آقا دوبله پارک کرده به ما چه، پلیس جلویش را بگیرد، اصلاً هر چی می‏بیند، می‏گوید به ما چه، این هم فاسق است، آدمهای بی خیال، بی سوز، بی تعهد.
حیله گر، خداوند به حیله گر هم گفته فاسق، قرآن به یهودی‏ها گفته بود شنبه ماهی نگیرید آن وقت شنبه ماهی‏ها می‏آمدند احساس آزادی می‏کردند، اینها دهنشان پر از آب می‏شد، آمدند کنار رودخانه حوضچه درست کردند، از این رودخانه سوراخ درست کردند به حوضچه آب با ماهی می‏آمد توی حوضچه درب سوراخ را می‏گرفتند ماهی توی حوضچه گیر می‏کرد یکشنبه می‏گرفتند این قصه توی قرآن هست که ما به اینها گفتیم ماهی نگیرید کلک زدند، الآن هم بعضی افراد که می‏خواهند ربا بخورند، سود و صرفه بخورند یه همچنین کاری می‏کنند: مثلاً می‏گویند یک میلیون می‏دهیم ماهی چهل هزار تومان، پنجاه تومان، کمتر، بیشتر، بعد وقتی می‏خواهد بگیرد می‏گوید: من این قوطی کبریت را به چهل هزار تومان می‏فروشم این کلک است، نه نخیر حلال نمی‏شود من دیروز هم یک مثالهایی زدم با این الفاظ حرام خدا حلال نمی‏شود، البته حالا راههای شرعی هم هست، منتهی کلک هم هست این را از فقها بپرسید از من نپرسید. می‏شود یک راههایی را انجام داد، یعنی ما یه راههایی داریم که آدم گیر کرد، در اسلام بن بست وجود ندارد، راه هست اما فرق است بین راههایی که اسلام گفته با کارهایی که خودمان بهم می‏بافیم.
به انحرافات جنسی هم «فسق» گفته، همجنس بازی، لواط، قوم لوط اهل لواط بودند، خداوند گفته فاسق آیاتش هم هست سوره عنکبوت آیه ۳۴، انحرافات جنسی فسق گفته شده است.
نهی از منکر نکنیم (فسق گفته شده) سوره اعراف آیه ۱۶۵
به تغذیه حرام: قرآن می‏گوید: گوشت مرده نخورید، حرام است بر شما گوشت مرده، خوک حرام است چی حرام است. بعد می‏گوید: تغذیه حرام هم فسق است.
تهمت به زنان پاکدامن: کسی به دختران و زنان پاکدامن تهمت بزند، میفرماید (الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ) نور (۴) «رمی» یعنی پرتاب کردن، تیراندازی را می‏گویند: (یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ) محصن با «صاد» نه محسن با «سین» یعنی حصن، دژ یعنی زن پاکدامن، کسی که به زن پاکدامن تهمت بزند، قرآن به این هم گفته فاسق.
البته اینها نمونههای فسق است که در قرآن گفته، «فسق» حالا. (إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا) اگر یک فاسقی خبری آورد تحقیق کنید نگفته: (إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بخبر) «خبر» با «نبأ» فرق می‏کند، خبر هر خبری، خبر است، خبرهای عادی هم خبر است. ولی «نبأ» به خبرهایی می‏گویند که هم مهم باشد، و هم مفید، خبرهای مهم و مفید را می‏گویند اگر یه خبر مهم و مفیدی را فاسق آورد، البته چون فاسق است نمی‏گوید همیشه دروغ می‏گوید: چون ممکن است انسانهای فاسق راست هم بگویند، منتهی چون سابقه‏شان خراب است، شما تحقیق کنید. حالا: (إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا) فاسق کیست؟ حالا اینجا آقاپسرهاو دخترخانم هادقت کنند در روایات داریم: (إِیَّاکَ وَ مُصَاحَبَهَ الْفَاسِق) الکافی ج۲ ص ۳۷۶ با دختر پسر با زن و مرد با کسی که فاسق است رفیق نشوید آدمهایی که گنه کارند باهاشون رفیق نشوید. (فَإِنَّهُ بَائِعُکَ بِأُکْلَهٍ أَوْ أَقَل) تو را با یک لقمه نان می‏فروشد با فاسق رفیق نشوید، آقا با چه کسی رفیق شویم، یک خط کش برای شما می‏گویم با این آدمها رفیق بشوید، این خط کش هم از من نیست از اسلام است.
اسلام می‏فرماید: با هر کسی که می‏خواهی رفیق بشوی،
۱ – اول ببین نماز می‏خواند یا نه: چون اگر لطف خدا را نادیده بگیرد، در مقابل خدا تشکّر نکند، تو هم هر چه به او خدمت کنی، کسی که تشکّر از خدا نمی‏کند، تشکّر از خدمات تو هم نخواهد کرد.
۲- ببین به پدر و مادرش احترام می‏گیرد یا نه: اگر دختر و پسری زحمات پدر و مادر را نادیده می‏گیرد، خدمات رفاقت تو را هم نادیده خواهد گرفت.
۳- ببین نسبت به رفقای قبلی وفادار است یا جفاکارکسی که به رفقای قبلی جفا کرده به تو هم جفا خواهد کرد.
با کی رفیق شویم؟ اهل نماز، اهل احترام به پدر و مادر، اهل صفا با رفقای قبلی. این خط کش است، آدمی که نماز نمی‏خواند به رفقای قبلیاش هم نارو زده، نسبت به پدر و مادرش هم گردن کلفت است برای چی با او رفیق می‏شوی. تو هر چه به او لطف کنی بیش از خدا و پدر و مادر و رفقای قبلیاش به او لطف نخواهی کرد او که همه را پایمال کرده تو را هم چهارمی پایمال می‏کند. طبیعی هم هست.
امیرالمؤمنین علی فرمود: آدم فاسق اگر گواهی داد گواهیاش را قبول نکنید. اینها برخوردهای اجتماعی است. یعنی تو جامعه با فاسق چه کنیم. ما یه چیزی داریم می‏گویند: بایکوت یعنی این را از گردونه حذف کنید، کسی که دارد گردن کلفتی می‏کند بایکوتش کنید، ۱- با او رفیق نشوید، ۲- امضایش را قبول نکنید و گواهیاش را قبول نکنید، اگر فاسق است نسبت به فاسق غیبت هم جایز است، منتهی در آن کاری که می‏کند. مثلاً یه کسی قمارباز است، قمار هم فسق است، شراب هم فسق است، اگر کسی گناهی می‏کند غیبتش جایز است منتهی در همان گناه، مثلاً اگر یه کسی سیگار می‏کشد، حالا سیگار فسق نیست، حالا نمی‏دونم هست یا نیست، حالا به کسی چه که هست یا نیست، شاید هم باشد. چون یعنی به هر حال، اسراف و تبذیر در آن هست، یه مثال روشنتر بزنم مثلاً شراب، اگر کسی شراب می‏خورد نمی‏توانی بگویی دزد است در همان شراب خوردن می‏توانی شما غیبتش را بکنی آن هم باز به شرط اینکه علنی شراب بخورد. اگر کسی یواشکی گناه کرد شما حق نداری بیرون آبرویش را بریزی، اما اگر کسی علنی گناه می‏کند، طوری نیست بهش بگو فلانی، پس غیبت کسی که روبروی مردم انجام می‏دهد، نسبت به آن گناهی که روبروی مردم انجام می‏دهد غیبتش جایز است.
خوب حالا ما یه کسی را نمی‏دونیم فاسق است یا نیست، نشانه فاسق چیست؟
پیامبر اسلام(ص) فرمود: نشانه و علامت فاسق چهار چیز است.
۱- لغو: چرت و پرت می‏گوید، اصلاً کارهایش همهاش لغو است، کارهای بیهوده.
۲- لهو: یک رگِ عیاشی قوی دارد.
۳- دشمنی: با همه در ستیز است، خروس جنگی است به همه می‏پرد اصلاً ذاتش شرگراست، گرایش به شرّ دارد.
۴- بهتان: این را می‏بینی فلان کاره، فلان کاره است به هر کس می‏رسد یه چیزی می‏گوید، این دزد است مادرش چطور، خواهرش چطور است.
اینها آدمهای فاسقی هستند، پس ۱- دهنش چاک ندارد ۲- دستش چاک ندارد ۳- کارهایش لهو و لعب است. حضرت فرمود: لهو، لغو، دشمنی و تهمت اینها علامت این است که ایشان فاسق است. وقتی فاش شد دیگه رابطهات را قطع کن، و اگر فاسق دعوتت کرد برای مهمانی نرو، ما الآن چقدر دختر و پسر داریم که گول خوردهاند به خاطر مهمانیها، بیا برویم مهمانی، با یک بستنی با یه پارک با یه فیلم بایه چی. حضرت فرمود: اگر می‏خواهید بیمه شوید، دعوت فاسق را قبول نکنید. (حدیثش در من لایحضر است.)
خوب پس برخورد با فاسق چند تا باشد:
۱- حرف که می‏زند تحقیق کنید ۲- دعوت می‏کند نروید ۳- گواهی می‏دهد قبولش نکنید، یعنی باید جامعه اسلامی افراد فاسق را بایکوت کند.
سؤال: ما بایکوت در اسلام داریم؟
جواب: آیات بایکوت در قرآن زیاد است مثلاً می‏گوید: (أَعْرِضْ عَنْهُم) مائده (۴۲) ازش اعراض کن، آقا ما یه گناهکار می‏بینیم حریفش نمی‏شویم، یه دختر و پسر ۱۳ ساله و یک جوان ۱۶ ساله این گناه می‏کند من حریفش نمی‏شوم لااقل وقتی نگاهش می‏کنی عبوس کن که فکر نکند کار خوبی می‏کند؟ اگر یه کسی یه کاری می‏کند هر کس میاید رد شود چهرهاش را درهم می‏کشد این می‏فهمد که توی دلها جایگاهی ندارد دست می‏کشد، اما اگر شما خندیدی، خنده شما، اون را تشویق می‏کند.
(أَعْرِضْ عَنْهُم) داریم اعراض کن، (لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَهً أَبَداً) (الکافی ج۲ص۳۱) گواهیاش را قبول نکن، پشت سرش نماز نخوان، حتی داریم منافقین اگر مردند به جنازهاش نماز نخوان، سَرِ قبرشان نرو، اینها که می‏گویم آیه قرآن است سر قبرش نرو آیهاش این است: (لا تَقُمْ عَلى‏ قَبْرِهِ) توبه (۸۴)‏ای پیامبر سر قبرش هم نرو، اینها را از جامعه پرت کن (لا تَقُمْ عَلى‏ قَبْرِهِ وَ لا تُصَلِّ عَلى‏ أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَدا) توبه (۸۴) (لا تُصَلِّ) یعنی نماز نخوان بر جنازه منافق. پس ما باید برخوردمان جوری باشد که با حرکتمان با برخوردهایمان به عدالت و عدالت خواهان بها بدهیم. و به فسق و به طرفداران فسق برخورد منفی داشته باشیم.
لذا امروز ازخدای متعال می‏خواهیم: خدایا من را طوری قرار بده که از فسق و معصیت بیزار بشوم و از گناه کردن بدم بیاید.
فرازسوم دعا
حَرِّمْ عَلَیَّ فِیهِ السَّخَطَ وَ النِّیرَانَ خدایا غضب و آتش خودت را بر من حرام کن.
ترس از عذاب الهی
خداوند عزوجل در قرآن می‏فرماید: واتقوا الله و اعلموا ان الله شدید العقاب “؛ و از خداوند بترسید (و تقوای او را پیشه کنید) و بدانید به درستی که خداوند سخت عذاب است.
راغب در کتاب مفردات با صراحت مى‏گوید: هنگامى که غضب به عنوان یکى از اوصاف الهى ذکر شود مراد از آن فقط انتقام (و مجازات) است.
لذا مفسران غضب الهى را به معنى کیفر عادلانه او در مورد گنه کاران در دنیا و آخرت تفسیر کرده‏اند.
کسانی از عذاب الهی در امانند و آتش دوزخ بر آنان حرام است که تقوای الهی پیشه نموده و از معاصی و نافرمانی از دستورات او بپرهیزند.
در بسیارى از آیات قرآن سخن از غضب و سخط الهى به میان آمده است، مخصوصاً درباره بنى اسرائیل که در آیات زیادى اشاره به غضب الهى نسبت به آنها، بلکه غضب بعد از غضب آمده است تا آنجا که مغضوب علیهم از سوى جمعى از مفسران، در سوره حمد، به گنهکاران بنى اسرائیل که نه تنها در گذشته، بلکه در عصر و زمان ما نیز چهره تاریخ بشریت را سیاه کرده اند، تفسیر شده است. در احادیث اسلامى نیز به این معنى اشاره شده است، چنانکه در حدیثى از امام باقر(ع) مى‏خوانیم که در برابر این سؤال که غضب خداوند چیست؟ فرمود: «غَضَبَ اللّهُ تَعالى عِقابُهُ. یا عَمرو! مَنْ ظَنَّ اَنَّ اللّهَ یُغَیِّرُهُ شَىْءٌ فَقَدْ کَفَرَ؛ منظور از غضب خداوند متعال، عقاب و کیفر او است.‏اى عمرو! کسى که گمان کند چیزى خداوند را دگرگون مى‏سازد و تغییر حالت مى‏دهدکافر شده است» (بحار الانوار، جلد ۴، صفحه ۶۸)
در حدیث دیگرى از امام صادق(ع) آمده است که خشم خدا کیفر او است در روایت آمده است: اگر شما یک قدم به سوی او بر داری خداوند هروله کنان به سوی تو می‏دود؛ پیام پیامبر، ترجمه فارسی، ص: ۳۰۳ لذا نا امید هم نباشیم. ولی باید یک قدم به سوی او برداریم تا امدادهای الهی را ببینیم
بِعَوْنِکَ خدایا همه این دعاها را از تو خواستم ولی تا خودت کمک نکنی من نمیتوانم به این امور متخلق بشوم و بدون یاری تو این مسائل محقق نمیشوند. یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِین‏ای خدایی که هر کسی که به تو بگوید الهی پناهم بده تو پناهش میدهی.
ذکر مصیبت
معاویه ابن وهب از راویان بسیار معتبر شیعه است، شیخ مفید درامالی از او نقل می‏کند که امام صادق فرمود: (کُلُّ الجَزَعِ وَ البُکاءِ مَکروه) هر ناله و فریادی و هر جزع و فزعی و گریه‏ای مکروه است، (سِوَ الجَزَعِ وَ البُکاءعَلی الحُسین(ع) مگر جزع و گریه‏ی بر حسین. امالی صدوق نقل می‏کند: امام صادق به ابوعمّاره فرمود: در مصیبت حسین برای من شعر بخوان. ابوعمّاره می‏گوید: خواندم، حضرت گریه کرد، ادامه دادم باز حضرت گریه کرد، باز هم ادامه دادم حضرت گریه کرد، تاصدای گریه از میان خانه شنیدم. امام(ع) فرمود: هر کس شعری در مصیبت او بخواند و پنجاه نفر را بگریاند بهشت برای اوست و اگر سی نفر را بگریاند و اگر بیست نفر را و اگر ده نفر را و حتی اگر یک نفر را بگریاند، بهشت برای اوست و هر کس خودش شعری بخواند وگریه کند، یا خودش را به صورت گریه کن در بیاورد، حضرت فرمود باز بهشت برای اوست.
البته باید توجه به این نکته داشت که گریه سبب تام نیست، نماز باید باشد، روزه باید باشد، خمس و زکات باید باشد، حج باید باشد، گریه هم بر حضرت سیدالشهدا ازوسایل بسیار مهم رساندن انسان به بهشت است. امام هشتم(ع) به پسر شبیب فرمود: (یابنَ شَبیبٍ کُنتَ باکیاً لِشَئٍ فَبَکِی لِلحُسین ابنِ علی ابن أبی طالِب) اگر بنا باشد به چیزی گریه کنی، برای حسین ابن علی ابن ابی طالب گریه کن. (شَبیبٍ بَکَیتَ عَلَی الحُسین حِتّی تَثیرُ دُموعِکَ عَلی خَدَّیک) اگر برای حسین گریه کنی تا جایی که اشکت روی صورتت بریزد، (غَفَرَ الله لَک کُلَّ ذَنب أذنَبتَهُ صَغیراً کبیراًقَلیلاً کانوا کَثیراً) خدا همۀ گناهانی که مرتکب شدی می‏آمرزد کوچک یا بزرگ، کم یازیاد.

دسته: نودمجلس در30 روز (ماه مبارک رمضان ) | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

شهریور ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
 12345
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  
No Image No Image