آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
شرح دعای روز شانزدهم ماه مبارک رمضان پيوند ثابت

روز شانزدهم
احکام
۱- طلبه‏ها براى تبلیغ به شهرستان و روستاها اعزام که مى‏شوند، آیا مى‏توانند در طول ماه مبارک رمضان هر روز به شهر بروند که فاصله آن کمتر از چهار فرسخ است و برگردند ولى نماز و روزه‏هاشان را تمام بخوانند و بگیرند؟ج: بعد از قصد اقامه در یک نقطه و خواندن یک نماز چهار رکعتى و یا اصلاً بعد از اقامه ده روز جریانى پیش آمد که هر روز کمتر از چهار فرسخ رفت و آمد مى‏کند نمازش تمام و روزه‏اش صحیح است.
۲- بنده قصد داشتم در هر هفته پنجشنبه در یک روستا بمانم و شب جمعه در یک روستاى دیگر و بقیّه هفته را در قم زندگى کنم، آیا نماز اینجانب در این دو شب تمام است یا قصر، جواب مرقوم فرمایید؟ج: اگر شغل جنابعالى اقتضا مى‏کند که هفته‏اى یک دو شب در سفر باشید و شغل را در مسافرت انجام بدهید، نماز و روزه جنابعالى در سفر اول قصر و در سفر دوّم به بعد تمام است.
۳- تکلیف نماز و روزه کسانى که در مکانى غیر از وطن خود سکونت دارند و مشخّص نباشد چند روز در آنجا مى‏مانند چیست و چنانچه یک یا دوبار قبل از اتمام عشره از حدّ ترخّص خارج شوند چه وظیفه داند؟ج: این افراد اگر قصد اقامه ده روز نکنند نماز و روزه آنها قصر است و در صورتى که از اوّل قصد خروج از حدّ ترخّص در ده روز را نداشته یا فقط یک دفعه قصد خروج در ظرف دو سه ساعته داشته و قصد اقامه کرد ولى بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتى قصد کرد که از حدّ ترخّص خارج و به مسافت کمتر از چهار فرسخ شرعى که ۲۲/۵ کیلومتر است برود و برگردد به این ترتیب به قصد اقامه ضرر نمى‏رسد و نماز و روزه او تمام است هرچند مکرّر نماز شب شانزدهم ماه رمضان
حضرت آیت الله صافى گلپایگانى (مدظله العالى)
دوازده رکعت در هر رکعت حمد و دوازده مرتبه اَلْهیکُمُ التَّکاثُرُ. ثواب: حضرت علی فرمود: هرکس بخواند، از قبر خارج می‏شود در حالی که خوشحال است ندا می‏کند به شهادت ” اَنْ لا اِلهَ اِلا الله ” تا این که وارد قیامت شود پس امر می‏شود او را به بهشت برند.
شرح دعای روز شانزدهم
قرآن کریم ماه رمضان
اللَّهُمَّ وَفِّقْنِی فِیهِ لِمُوَافَقَهِ الْأَبْرَارِ وَ جَنِّبْنِی فِیهِ مُرَافَقَهَ الْأَشْرَارِ وَ آوِنِی فِیهِ بِرَحْمَتِکَ إِلَى دَارِ الْقَرَارِ بِإِلَهِیَّتِکَ یَا إِلَهَ الْعَالَمِین.
خدایا در این روز مرا بر موافقت و همراهی نیکان موفق فرما و از رفاقت اشرار جهان دورگردان و مرا در بهشت (دارالقرار) به رحمتت منزل ده، به حق الهیّت و معبودیّتت‏ای خدای عالمیان.
نخستین فراز دعا

در جمله اول دعا، از خداوند می‏خواهیم ما را با نیکان رفیق و همراه بگردان.
کلمه ابرار در قرآن مجید، ۶ بار تکرار شده است جمع کلمه بر به فتحه باء است و کلمه بر صفت مشبهه از مصدر بر به کسره باء است، که به معنای احسان است، و این معنا در مورد کسی صادق است که عمل خود را نیکو بسازد و در نیکو ساختن آن هیچ نفعی که عاید خودش شود، در نظر نگرفته باشد نه جزایی که در مقابل عملش به او بدهند و نه حتی تشکری را. و خلاصه کلمه بر به فتحه باء به معنای کسی است که خیر را بدان جهت که خیر است می‏خواهد نه بدان جهت که اگر انجام دهد نفعی عایدش می‏شود. حال با در نظر گرفتن اینکه هیچ خیر و صلاحی در هیچ عملی نیست مگر با ایمان به خدا و رسولش، و ایمان به روز جزا، لذا ابرار کسانی هستند که عمل خیر را به خاطر ایمان به خدا و رسولش و روز جزا انجام می‏دهند. و مراد از «ابرار» در آیه ۵ سوره انسان (۷۶) طبق روایات معتبر (حضرت علی و فاطمه و حسن و حسین) و شیعیان آنها می‏باشد. (تفسیر المیزان، ترجمه فارسی، ج ۲۰، ص۱۹۹ به بعد، ذیل آیات سوره انسان)
ابرار و نیکوکاران در قرآن
خداوند (عزوجل) در قرآن کریم در مورد ابرار و نیکوکاران پانزده صفت به کار برده است که به آن اشاره می‏نماییم:
۱- ایمان به خداوند یگانه ۲- ایمان به روز قیامت ۳- ایمان به فرشتگان ۴- ایمان به قرآن ۵- ایمان به پیامبران ۶- نیت خالص برای رضای خداوند ۷- بخشیدن بخشی از اموال به خویشان ۸- کمک به یتیمان ۹- کمک به فقیران ۱۰- کمک به نیازمندان ۱۱- آزاد نمودن بنده ۱۲- اقامه و برپاداری نماز ۱۳- زکات به مستحقان دادن ۱۴- وفای به عهد ۱۵- صبر در برابر شدائد و سختیها.
که اگر بخواهیم هر یک از این صفات را شرح دهیم آنگاه است که رابطه متقابل هر یک از این صفات را نسبت به یکدیگر در مییابیم که به نوعی هر یک از این صفات مکمل یکدیگرند، به طور مثال، کسی که به خداوند عزوجل ایمان آورده است نمیتواند بگوید که من به قرآن ایمان ندارم چرا که قرآن است که انسانها را به سوی ایمان به خدا و تعبد و بندگی ذات اقدس هدایت مینماید و کسی که به قرآن ایمان آورده است نمیتواند منکر نماز و زکات گردد چرا که اگر چنین کند دستورات صریح قرآن را در این باره زیر پا گذاشته است مفهوم بِرّ در فرهنگ قرآن، عامترین مفهوم در زمینه افعال اخلاقى و ویژه «افعال اختیارى» است. اخلاق در قرآن، ج۱، ص۶۷ مفهوم قرآنى بِرّ و به تعبیر دقیقتر، اَبرار در آیه ۱۷۷ بقره /۲ به تفصیل بیان شده است. اوصاف ابرار در این آیه، در بر دارنده مراتب سه گانه اعتقاد، اخلاق و عمل است. المیزان، ج۱، ص۴۲۸
بِرّ همان احسان، وتحقّق آن چنین است که آدمى کار خودرا نیکو کند و کار نیک را براى نیک بودن آن یا از این رو که خیر دیگران در آن است، انجامدهد، نه براى پاداش یا تشکّر، ودر این راه، بر تلخى مخالفتِ با نفس، صبور باشد. المیزان، ج۲۰، ص۱۲۴
مقام ابرار در قیامت:
۱- از هول و هراس قیامت در امان‏ خواهند بود. فوقیهم الله شر ذلک الیوم (دهر ۱۱)
۲- جایگاه (یا نامهء عمل آنان) در”علیین‏”است: ان الابرار لفی علیین (مطففین/۱۸)
۳- در بهشت بر تختهائی نشسته‏ و نعمتهای الهی را نظاره می‏کنند: ان الابرار لفی نعیم، علی‏ الارائک ینظرون (مطففین/۲۳- ۲۲)
۴- نشاط و شادمانی در رخسارشان‏ نمایان است: تعرف فی وجوههم نظره النعیم (مطففین/۲۴)
۵- شرابهای ناب و خوش بو می‏نوشند: یسقون من رحیق مختوم، ختامه‏ مسک (مطففین/۲۶- ۲۵)
۶- ان الابرار یشربون من کاس کان‏ مزاجها کافورا (دهر/۵)
۷- و یسقون فیها کاسا کان مزاجها زنجبیلا (دهر/۱۷)
۸- و سقاهم ربهم شرابا طهورا (دهر/۲۱)
۹- درختان بهشتی بر بالای سر آنان سایه افکنده، نه از گرما رنج می‏برند و نه از سرما: لا یرون فیها شمسا و لا زمهریرا، دانیه علیهم ظلالها” (دهر۱۴- ۱۳)
۱۰- هر میوه‏ای که بخواهند بدون‏ تحمل هیچ رنج و زحمتی برای آنان فراهم‏ و آماده است.
بر پایه حدیثی از امام باقر(ع) نضرهَ (شادابی) در چهره، و سرور در دل آنان است. مجمع البیان، ج ۲، ص ۷۹۲؛ الکشّاف، ج ۱، ص ۳۸۴] آیه ۲۴ مطففین /۸۳ از اثر آشکار نعمت‏ها و شادابی و خرّمی آن بر چهره ابرار بهشتی سخن می‏گوید: – تَعرِفُ فی وُجُوهِهم نَضْرهَ النّعیمِ-. آلوسی به نقل از ابن عبّاس می‏گوید: هنگامی که بهشتیان در بهشت به سر می‏برند، ناگهان نوری همانند آفتاب می‏بینند که صحنه بهشت را روشن می‏کند. آنان به رضوان (فرشته مأمور بهشتی) می‏گویند: این نور چیست؛ با این که خداوند فرمود: در بهشت، آفتاب و سرمایی نمی‏بینند؟ (انسان/۷۶، ۱۳) وی پاسخ می‏دهد: این نورِ خورشید و ماه نیست؛ بلکه علی(ع) و فاطمه(س) که از برترین مصادیق ابرارند]خندان شده اند و بهشت، از نور دندان آنان روشن شده است. مجمع البیان، ج ۹، ص ۴۰۸
یکی از چیزهایی که در اسلام مورد توجه قرار گرفته است دوستی با نیکان و گریز از اشرار است.
امیرالمؤمینن(ع) فرمودند: «سَلِ الرفیق قبل الطریق» ،؛ قبل از مسافرت و عبور از کسی که میخواهی در این مسیر با او همراه شوی سؤال کن. تصنیف غرر الحکم و دررالکلم ص۴۱۴
خواص معاشرت با نیکان
اولین خاصیت این است که باعث رشد و تکامل انسان خواهد شد.
اعرابی به خدمت فخر کاینات آمد و عرض کرد، یا رسول الله «متی الساعه» قیامت چه وقت برپا می‏شود؟ حضرت فرمود؛ برای قیامت چه مهیّا کرده‏ای؟ عرض کرد: نماز و روزه نیندوخته ام ولی خدا و رسول او را دوست دارم؛ حضرت فرمود: «المرءُ مع مَن اَحَبَّ» هر کسی با آن که دوست دارد محشور خواهد شد. معراج السعاده ج۳- ص۵۴۰
نیک نامی
دومین مورد این است که دوست خوب باعث نیک نامی انسان می‏شود. حضرت علی(ع) فرمودند: مُجَالَسَهُ الْأَبْرَارِ تُوجِبُ الشَّرَفَ، مجالست با نیکان باعث شرف انسان می‏شود. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص:۴۳۰
شفاعت در آخرت
سومین خاصیت این است که دوست نیک باعث شفاعت انسان در آخرت می‏شود.
چهارمین مورد، باعث حیات و زندگی روحی انسان است، همانگونه که امیرالمؤمنین فرمودند: «صُحْبَهُ الْوَلِیِّ اللَّبِیبِ حَیَاهُ الرُّوح» ، همنشینی با دوست عاقل، حیات روح انسان است. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۴۳۰
فرازدوم دعا
«وجنّبنی فیه مرافقه الاشرار» خدایا در این روز مرا از رفاقت با اشرار دور نگه دار
این شیطان است که به شما دستور بدکاری و زشتی میدهد و طوری عمل مینماید که سخنانی از روی جهل و نادانی (مانند شرک و ظلم و افترا) به خداوند نسبت دهید» که شیطان دشمنی آشکارا برای انسان است.
شیطان سر دسته اشرار
هر انسانی اگر در انجام عملی از شیطان پیروی نماید به یقین شر آن عمل گریبان گیر او خواهد شد، چرا که شیطان انسانها را امر به کارهای زشت و ناپسند مینماید “إِنَّمَا یَأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ (بقره، ۱۶۹) یعنی این شیطان است که به شما دستور بدکاری و زشتی میدهد و طوری عمل مینماید که سخنانی از روی جهل و نادانی (مانند شرک و ظلم و افترا) به خداوند نسبت دهید” که شیطان دشمنی آشکارا برای انسان است “إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ ” (بقره، ۱۶۸) یعنی “محققا شیطان از برای شما دشمنی واضح و آشکار است و میخواهد انسان را به ضلالت و گمراهی بکشاند و به همین دلیل است که خداوند بلندمرتبه میفرماید: وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ یعنی وسوسههای شیطان را پیروی نکنیدکه شیطان عامل هر شری است، پس کسانی که از شیطان و وسوسههای او که همه نافرمانی از دستورات ذات اقدس پروردگار میباشد پیروی کنند جزو اشرار میگردند زیرا آنان هر عملی را که انجام میدهند به دستور شیطان است و شیطان جز شر و فساد انسان را به چه چیز دیگری دعوت نمینماید که ما نیز در این روز از خداوند میخواهیم که ما را از دوستی و رفاقت با شیطان و پیروان و یارانش که عامل هر شر و فتنهای میباشند دور سازد.
آثار رفاقت با اشرار
سقوط و تباهی
اولین اثر رفاقت با افراد شرور، سقوط و تباهی است. حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «مُصَاحَبَهُ الْأَشْرَارِ تُوجِبُ التَّلفَ، دوستی با اشرار موجب تلف و نابودی انسان خواهد شد. (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۴۳۲) در متون دینی ما در دوری از صحبت بد بسیار تأکید شده است.
حکایت راستان
همنشینی با افراد ناشایست و رفتن لطف الهی
روزی از روزهای گرم تابستان، «مرحوم آقاجمال گلپایگانی» عبا را بر سر انداخته و به طرف وادی السّلام می‏رود: آقایی از اهل فضل، ایشان را می‏بیند و با او راه می‏افتد. از شهر که خارج می‏شوند، احساس می‏کند، در عمودی از هوای خنک و لطیف و معطر قرار گرفته‏اند. مرحوم آقا جمال، برنامه اش این بود که وقتی به «وادی السلام» نجف می‏رسیده، سر قبر بزرگان علم و تقوا، از جمله «مرحوم قاضی» ، می‏رفته و بعد می‏آمده در مکانی که هیچ اثری از قبر نبود، می‏نشسته و فاتحه و دعا می‏خوانده است (که آن مکان که بعد مقبره‏ی خود ایشان می‏شود). خلاصه، از «وادی السلام» که برمی گردند، باز همان هوای خنک و لطیف با ایشان بوده تا اینکه به شهر می‏رسند و با شخصی برخورد می‏کنند. بعد از سلام و علیک و احوالپرسی بسیار کوتاه و زودگذر، احساس می‏کنند که اثری از آن هوای خنک و لطیف نیست. مرحوم آقا جمال رو می‏کند به آن آقایی که همراهش بوده، می‏گوید: دیدی، چگونه تماسهای نامناسب، اثر خودش را می‏گذارد. داستانهایی از مردان خدا– میرخلف زاده ص۱۰۳- ۱۰۴
بنابراین معاشرت و تماس افراد، برای شخص سالک نقش مهمی دارد، چه با خوبان باشد و چه با بدان. در استادی که انتخاب می‏کنید دقیق باشید زیرا همنشین و رفیق غافل و مجالست با فسّاق و فجّار و اهل غفلت، سریع اثر سوء می‏گذارد،

دومین اثر رفاقت با اشرار، بدنامی را به دنبال خواهد داشت.
سومین اثر، باعث آزردگی انسان میشود. امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: صُحْبَهُ الْأَحْمَقِ عَذَابُ الرُّوحِ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۴۳۳
چهارمین اثر رفاقت با اشرار، باعث بیدینی انسان میشود که حضرت علی(ع) میفرمایند: «خُلْطَهُ أَبْنَاءِ الدُّنْیَا رَأْسُ الْبَلْوَى وَ فَسَادُ التَّقْوَى» ، دوستی با دنیاپرستان، ریشه بلاها و فساد تقوی است. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۳۸
پنجمین اثر، باعث بدگمانشدن به انسان نیک میشود. حضرت علی(ع) میفرمایند: «مصاحبهالأشرار توجب سوءالظن باالاخیار» ، دوستی با اشرار باعث سوءظن و بدگمانی به نیکان میشود.
درگیری و دعوا، ششمین اثر همنشینی با اشرار است. امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «مَنْ جَالَسَ الْجَاهِلَ فَلْیَسْتَعِدَّ لِقِیلٍ وقال، بحار الأنوار، ج‏۷۴، ص: ۲۸۸» ، کسی که با جاهل و نادان همنشینی کند باید آماده قیل و قال و درگیری باشد.
و اونی برحمتک الی دارالقرار بالهیتک یا اله العالمین
برای آنکه انسان بتواند به دارالقرار (محل آرامش) یعنی بهشت برین دست یابد لازمه آن این است که صفاتی را که برای ابرار ذکر گردید را دارا باشد و خود را از صفات و حرکات و رذیله اشرار که همه آنها نشأت گرفته از شیطان رجیم و رانده شده از درگاه حق میباشد دور سازد و به قول خداوند تعالی “وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ (مائده، ۲) یعنی “و یکدیگر را در نیکوکاری و تقوا یاری نمایید نه بر گناه و دشمنی و ستمکاری” که آن هنگام است که خداوند به نیکوکاران و تقواپیشگان اینگونه بشارت میدهد
قُلْ أَؤُنَبِّئُکُم بِخَیْرٍ مِّن ذَلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَهٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ (آل عمران، ۱۵) یعنی (ای پیامبر) به امت بگو: میخواهید شما را آگاه گردانم به بهتر از اینها، که بر آنان تقوا پیشه کنند نزد خداوند باغهای بهشتی است که از زیر درختان آن نهرها جاری است و در آن جاوید هستند و زنان پاکیزه و آراستهای و (بهتر از همه آنها خشنودی خداوند است) و خداوند به حال بندگان بینا است” که ما نیز در این روز از خداوند به حق خداوندیش درخواست مینماییم که ما را در دارالقرار یعنی بهشت برینش جای دهد و ما را از عذاب و آتش دوزخ در امان بدارد.
ذکرمصیبت
همه معصومین از پیامبر تا امام زمان(عج) بر مصیبت امام حسین گریستهاند، تا آنجا که دیدار روی آنحضرت و شنیدن نام مبارکش سیلاب اشک از دیدگان مبارکشان جاری نموده و از آن بعنوان بزرگترین مصیبت اهل بیت یاد کردهاند. که به چندنمونه اشاره می‏شود.
۱ـ حضرت رسول در روز ولادت امام حسین(ع) بعد از قرائت اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ آنجناب، فرزند را در دامنش نهاد و گریست. بحارالانوار: ج ۴۳، ص ۲۳۸، ج ۱۸، ص ۱۲۵، ج ۴۴، ص ۲۵۰، ۲۵۱.
۲ـ یکی از گریههای رسول خدا زمانی بود که جبرئیل بعد از خبر شهادت، خاک سرخی را خدمت حضرت آورد و گفت: حسین(ع) در این زمین به شهادت میرسد. اشرف مخلوقات گریه کرد. جبرئیل عرض کرد: گریه نفرمایید یا رسول الله. خداوند متعال به زودی به وسیله قائم شما اهل بیت انتقام او را خواهد گرفت. بحارالانوار: ج ۳۶، ص ۳۴۹.
۳ـ گریستن حضرت امیر(ع) در صفین بر سید الشهداء هنگامی که حضرت سید الشهداء آب را باز کردند و مسلمین از تشنگی نجات یافتند. در آنجا حضرت امیر(ع) گریه کردند و ماجرای کربلا و اسب آن حضرت را بیان فرمودند. بحارالانوار: ج ۴۴، ص ۲۶۶.
۴- روزی که سید الشهداء وارد بر حضرت مجتبی(ع) شد و گریه نمود. امام مجتبی(ع) سؤال کرد:‏ای اباعبدالله چرا گریه میکنی؟ فرمودند: بر آنچه بر تو روا میدارند؟ امام حسن(ع) فرمودند: مرا سمی دهند و کشته شوم ولی «لا یوم کیومک یا ابا عبدالله» ! هیچ روزی مانند روز تو نیست. و سپس ماجرای کربلا را فرمودند و اینکه آسمان و زمین بر تو گریه خواهد کرد. بحارالانوار: ج ۴۵، ص ۲۱۸ در روایتی یکدیگر را در آغوش گرفتند و گریستند. الخصائص الحسینیه: ص ۱۹۱
۵ـ گریه حضرت رسول زمانی که داخل کوچه به حضرت امیر(ع) فرمودند: حسین را بگیر، و آنحضرت او را گرفت. رسول خدا(ص) مواضع مختلف بدن او از جمله زیر گلو، پیشانی، زیر قلب، و لبها و دندانهای او را بوسید و گریست. امام حسین(ع) فرمودند: چرا گریه میکنید؟ فرمود: جای شمشیرها را می‏بوسم. بحارالانوار: ج ۴۴، ص ۲۶۱.
۶ـ گریستن امیرالمؤمنین(ع) زمانی که از صفین باز میگشتند و به کربلا رسیدند. راوی میگوید: آنقدر گریستند که اشک به سینه مبارک جاری شد و ما با آن حضرت گریستیم و ماجرای کربلا را فرمودند و محل شهادت حضرت ابا عبدالله(ع) را نشان دادند. بحارالانوار: ج ۴۴، ص ۲۵۲
۷ـ امام صادق(ع) به زراره فرمود: جدم علی بن الحسین(ع) هرگاه حسین بن علی را به یاد میآورد آنقدر اشک میریخت که محاسن شریفش پر از اشک میشد و بر گریه او حاضرین گریه می‏کردند. بحارالانوار: ج ۴۵، ص ۲۰۷ کسی عرض کرد: آقای من، وقت آن نرسیده که گریه شما تمام شود؟ فرمودند: وای بر تو! یعقوب نبی(ع) دوازده پسر داشت و خداوند یکی از آنها رااز او پنهان نمود. موی سر آنحضرت سفید شد و چشمان حضرت از گریه نابینا شد و کمر مبارکش خم شد، و حال آنکه میدانست پسرش زنده است؛ ولی من در یک روز پدر و عمو و هفده نفر از خاندانم را دیدم که با بدنهای مجروح و سرهای جدا روی زمین گرم افتاده بودند. چگونه حزن من تمام شود و اشک من پایان پذیرد؟! لهوف: ص ۲۱۰
۸ـ فردای قیامت حضرت فاطمه(س) به محشر میآیند و پیراهن خون آلود حسین(ع) را به دست میگیرند و میفرمایند: خدایا، بین من و قاتلین پسرم حکم کن. مناقب ابن شهر آشوب: ج ۳، ص ۳۲۷.
۹- ـ گریه امام رضا(ع) در حدی بود که فرمودند: «همانا روز مصیبت امام حسین(ع) پلک چشمان ما را مجروح نموده و اشک ما را جاری ساخته است» نفس المهموم: ص ۴۴
۱۰- علاقه امام عصر(عج) به اجداد معصومین خویش بیش از اندازه است و مصائب آن بزرگواران مخصوصا حضرت سید الشهداء همیشه در منظر حضرت است. آن حضرت خطاب به ابا عبدالله در زیارت ناحیه مقدسه میفرمایند: «مجالس ماتم برای شما در اعلی علییین بر پا شد و حوریان بهشتی در عزای شما بر سر و صورت زدند و آسمان و ساکنانش گریستند.» بحارالانوار

دسته: نودمجلس در30 روز (ماه مبارک رمضان ) | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

آذر ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« آبان    
 12345
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰  
No Image No Image