آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
شرح دعا ی روزهجدهم ماه رمضان پيوند ثابت

روز هجدهم
احکام
۱- این جانب داراى سنگ کلیه مى‏باشم وقبلا نیز هر دو کلیه هایم را عمل جراحى نموده ام و دکتر متخصص گفته است روزه نباید بگیرید و آب و مایعات زیاد بخورید، اگر این جانب فقط آب بخورم و چیز دیگرى نخورم روزه ام درست است یا خیر، وتا کنون نیز حقیر اینگونه عمل نموده ام؟ ج ـ در فرض مسأله که روزه گرفتن براى شما ضرر دارد و باید در اثناء روز از مایعات استفاده نمائید، روزه بر شما واجب نیست و براى هر روز یک مدّ طعام (تقریباً هفتصد و پنجاه گرم) به فقیر غیر سید در رمضان آینده کفاره بدهید.
۲- این جانب داراى سنگ کلیه مى‏باشم وقبلا نیز هر دو کلیه هایم را عمل جراحى نموده ام و دکتر متخصص گفته است روزه نباید بگیرید و آب و مایعات زیاد بخورید، اگر این جانب فقط آب بخورم و چیز دیگرى نخورم روزه ام درست است یا خیر، وتا کنون نیز حقیر اینگونه عمل نموده ام؟ ج ـ در فرض مسأله که روزه گرفتن براى شما ضرر دارد و باید در اثناء روز از مایعات استفاده نمائید، روزه بر شما واجب نیست و براى هر روز یک مدّ طعام (تقریباً هفتصد و پنجاه گرم) به فقیر غیر سید در رمضان آینده کفاره بدهید.
۳ – خانمى از ۲۷ سالگى به بعد بر اثر بیمارى قادر به گرفتن روزه نبوده است حال تکلیف او چیست؟ ج ـ در فرض سؤال، قضاى روزه‏ها لازم نیست لکن براى هر روز یک چارک طعام مانند گندم و آرد به فقیر غیر سیّد بعنوان کفّاره بدهد.
حضرت آیت الله صافى گلپایگانى (مدظله العالى)
چهار رکعت (دو تا دو رکعتی)، در هر رکعت بعد از حمد بیست و پنج مرتبه سوره کوثر.
ثواب: حضرت علی(ع) فرمود: هر کس بخواند، بشارت می‏دهد او را ملک الموت به این که خدای تعالی راضی است.
شرح دعای روز هجدهم
اللّهمّ نَبّهْنی فیهِ لِبَرَکاتِ أسْحارِهِ
خدایا مرا در این روز براى برکات سحرها بیدار و متنبه ساز
ونوّرْ فیهِ قلبی بِضِیاءِ أنْوارِهِ
و دلم را به روشنى انوار سحر، منور گردان
وخُذْ بِکُلّ أعْضائی الی اتّباعِ آثارِهِ
و تمام اعضایم را براى آثار و برکات این روز مسخر فرما
بِنورِکَ یا مُنَوّرَ قُلوبِ العارفین
به حق نور خودت‏اى روشنى بخش دلهاى عارفان
نخستین فراز دعا
خدایا مرا در این روز بر برکات سحرها بیدار و آگاه کن.
نورانیت دل به برکت سحرخیزی و شبزندهداری نصیب انسان میشود، جایگاه مقام محمود واسطه قیام در شب برای او فراهم میگردد و هنگامی که سحرخیزی با استغفار توأم میشود، اثرات بسیار عظیمی در سعادت و نیک ورزی انسان از خود به جای میگذارد. امام حسین از رسول خدا نقل کردکه آن حضرت فرمود: کسى که عمرش با قیام شب و عبادت خدا خاتمه یابد اهل بهشت است.
عارف ربّانى مرحوم ملاّ حسینقلى همدانى علیه مى‏فرمود: کسانى که در مقامات دین به جایى رسیده اند، همه از شب خیزیها بوده اند، از غیر آنها دیده نشده است.
جُنید بغدادى را که از مشایخ عرفان بود در خواب دیدند و از وى پرسیدند: خداوند با تو چگونه رفتار کرد؟گفت: تمام آن اشارات و رموز عرفانى از دست رفت و آن عبارات، در هم ریخت و آن علوم از دل ناپدید گشت و آن رسوم از هم پاشید و جز رکعت کوتاهى که هنگام سحر به جا آوردیم، ما را چیز دیگرى سود نبخشید.
تفاوت فضیلت زمانها
زمان از نظر فضیلت متفاوت است مثلاً فضیلت ساعت ۱۰ صبح با زمان سحر یکی نیست.
کس ندیده است ز مشک ختن و نافه چین آن چه من هر سحر از باد صبا میشنوم
استغفار در سحراز ویژگی مومنان
قرآن در آیه ۱۷ آلعمران میفرماید: الصَّابِرینَ وَ الصَّادِقینَ وَ الْقانِتینَ وَ الْمُنْفِقینَ وَ الْمُسْتَغْفِرینَ بِالْأَسْحار؛ آنها که (در برابر مشکلات، و در مسیر اطاعت و ترک گناه) استقامت مى‏ورزند، راستگو هستند، (در برابر خدا) خضوع، و (در راه او) انفاق مى‏کنندو در سحرگاهان، استغفار مى‏نمایند.
در سوره ذاریات آیه ۱۸ میفرماید: وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُون؛ و در سحرگاهان استغفار مى‏کردند.
سحرها، هنگام جوشیدن رحمت الهی، استجابت دعا و رسیدن به سلوک معنوی میباشد.

هرگنج سعادت که خدا داد به حافظ از یمن دعای شب و ورد سحری بود
در قرآن کریم بیش از ده مورد، این مسأله یاد شده و با عباراتِ گوناگون از سحرخیزان و شب زنده داران، تجلیل و تمجید شده است. که به۲مورداشاره می‏شود.
۱- تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمضاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ، فَلا تَعَلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزاءً بِما کانُوا یَعْلَمُونَ: پهلوهاى آنان از بسترها، تهى مى‏شود و از جایگاه خودشان بر مى‏خیزند و پروردگارشان را از روى بیم و امید مى‏خوانند و از آنچه به آنان داده ایم انفاق مى‏کنند، کسى نمى‏داند که به پاداش اعمال آنها چه چیزهایى که باعث چشم روشنى است، براى آنها ذخیره شده است.

۲- کانُوا قَلیلاً مِنَ الْلّیْلِ ما یَهْجَعُونَ، وَ بِالاَْسْحارِهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ. شبها اندکى مى‏خفتند و سحرگاهان آمرزش مى‏خواستند.
روایات در فضیلت نماز شب و مذمّت و نکوهش تارکان.
امام صادق(ع): (لَیْسَ مِنْ شِیْعَتِنا مَنْ لَمْ یُصَلِّ صَلوه اللّیل). کسى که نماز شب نمى‏خواند، از شیعیان ما نیست.
شب مردان خدا روز جهان افروزست روشنان را به حقیقت شب ظلمانى نیست
امام صادق(ع) فرمود: نماز شب، چراغ خانه قبر، حجابى در میان انسان و آتش دوزخ و گذرنامه صراط و کلید بهشت است.
امام صادق(ع) در وصیّت رسول خدا به على علیهما و آلهما السّلام: یا على وصیّت مى‏کنم تو را در باب نفس خودت به چند خصلت پس حفظ کن آنها را، بعد از آن فرمود: خداوندا یارى کن او را و ذکر فرمود جمله‏اى از خصلتها تا اینکه فرمود: (وَ عَلَیْکَ بِصَلوهِ اللَّیْلِ وَ عَلَیْکَ بِصَلوهِ اللَّیْلِ وَ عَلَیْکَ بِصَلوهِ اللَّیْلِ وَ بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب، سه بار تکرار فرمود.
مرحوم میرزاجواد ملکى مى‏فرماید: استادم ملا حسینقلى همدانى به من فرمود: فقط متهجّدین هستند که به مقاماتى نائل مى‏گردند و غیر آنان به هیچ جایى نخواهند رسید.
علاّمه طباطبائى علیه مى‏فرماید: چون به نجف اشرف براى تحصیل مشرّف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندى و رحمیّت گاهگاهى به محضر مرحوم قاضى شرفیاب مى‏شدم، تا یک روز درِ مدرسه‏اى ایستاده بودم که مرحوم قاضى از آنجا عبور مى‏کردند، چون به من رسیدند دستِ خود را روى شانه من گذاردند و گفتند: (اى فرزند! دنیا مى‏خواهى نماز شب بخوان و آخرت مى‏خواهى نماز شب بخوان). این سخن آنقدر در من اثر کرد که از آن زمان به بعد تا زمانى که به ایران مراجعت کردم، پنج سال تمام، در محضر قاضى روز و شب به سر مى‏بردم و آنى از ادراک فیض ایشان دریغ نمى‏کردم و از آن وقتى که به وطن بازگشتم تا وقت رحلت استاد، پیوسته روابط ما برقرار بود و مرحوم قاضى طبق روابط استاد و شاگردى، دستوراتى مى‏دادند و مکاتبات از طرفین برقرار بود.
خداوند متعال خطاب به رسول گرامى اسلام فرمود: ‏اى محمّد! مقام شفاعت در قیامت مقامى بزرگ است، مقام محمود است و براى تو مسلّم است، امّا راهش آن است که هنگام شب برخیزى و نماز شب بخوانى.‏اى محمّد اگر خشنودى ما را مى‏خواهى در روز به وظایف رسالت عمل کن. و اگر مقام محمود مى‏خواهى شب بیدار باش و نماز شب بخوان. (وَ مِنَ اللّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَهً لَکَ عَسى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً.
و پاسى از شب را (از خواب برخیز، و) قرآن (و نماز) بخوان! این یک وظیفه اضافى براى توست؛ امید است پروردگارت تو را به مقامى در خورِ ستایش بر انگیزد.
امام صادق(ع) (أَبْغَضُ الْخَلْقِ إ لى اللّه جِیْفَهٌ بِاللَّیلِ، بطالٌ بِالنَّهار). مبغوض‏ترین و ناپسندترین مردم نزد خداوند، کسى است که شب را سراسر به خواب وبسان مردارى.بسرآورد
سفارش جبرئیل به نماز شب
رسول خدا(ص) فرمود: برترین نمازها ى (مستحب) نماز نیمه شب است و چه اندک است به جا آورنده آن.
رسول خدا(ص) فرمود: جبرئیل آن قدر مرا به نماز شب سفارش کرد تا این که گمان کردم نیکانِ امّتم شب را نمى‏خوابند مگر اندکى از آن.
رسول خدا(ص) فرمود: خداوند حضرت ابراهیم را دوست خود انتخاب نکرد مگر براى دو کارش:
۱ – اطعام به مستمندان ۲ – نماز شب، هنگامى که مردم در خواب بودند.
در حالات نمازشب رسول خدا(ص) حضرت على(ع) فرمود: هر گاه رسول خدا براى نماز شب بر مى‏خاست، نخست مسواک مى‏کرد، سپس به آسمان مى‏نگریست و این آیات را زمزمه مى‏کرد:
(إِنَّ فِى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ لاَ یاتٍ لاُِوْلِى الاَْلْبابِ…) مسلّماً در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و رفتِ شب و روز، نشانه‏هاى (روشنى) براى خرمندان است (در روایات اهل بیت نیز دستور داده شده که هر کس براى نماز شب بر مى‏خیزد، این آیات را تلاوت کند).
شب زنده داران در قیامت
رسول خدا(ص) فرمود: در قیامت پس از آن که خداوند همه انسانها را جمع کند، منادى ندا مى‏کند و مى‏گوید: پیش آیند کسانى که در نیمه‏هاى شب از بستر خواب دور مى‏شدند و خدا را مى‏خواندند و از خشم و غضبش بیمناک و به رحمتش امیدوار بودند. آن گاه جمعى پیش روند و قبل از دیگران به جایگاههاى خود (در بهشت) وارد شوند و بعد از آنان به حساب مردمِ دیگر رسیدگى نمایند.
رسول اکرم(ص) فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت: ‏اى محمّد!… بدان که شرف مؤمن، نماز شب اوست و عزّتش بى نیازى او از مردم است.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: خداوند رحمت کند مردى را که از خواب شب برخیزد و نماز شب بخواند و همسرش را نیز بیدار کند و او هم نماز بگذارد. و خداوند رحمت کند زنى را که شب هنگام از خواب بیدار شود و نماز بخواند و همسرش را نیز بیدار کند و او هم نماز به جا آورد.
امام صادق(ع) : نماز شب موجب رضاى پروردگار و دوستى فرشتگان و سنّت پیامبران و ریشه ایمان و ناخوشایند شیطان است.
انسان بدون نماز شب به هیچ درجه‏ای از معرفت وکمال نمی‏رسد امام خمینی (قدس الله نفسه الزکیه) می‏فرماید اگر طلبه‏ای در وقت نماز شب بیدار یاشد ولی نماز شب نخواند ازاشرار خواهدشد.
امام حسن عسکرى(ع) رسیدن به لقاى خداوندى سفرى است که تنها مرکب راهوار آن شب زنده دارى است.
امام صادق(ع) فرمود: آثار نماز شب عبارتند از: ۱- چهره را نیکو مى‏کند۲- اخلاق را زیبا مى‏کند۳- انسان را خوشبو مى‏کند۳- روزى را مقدّر مى‏سازد۴- باعث اَداء قرض مى‏شود۵- غم و غصّه را از بین مى‏برد۶- چشم را روشنى مى‏بخشد.
رسول خدا فرمود: هر گاه بنده‏اى شب هنگام از خواب برخیزد و در حالى که هنوز (آثار) سنگینى خواب در چشمان او باقى است، براى خشنودى خداوند نماز شب بخواند، پروردگار متعال به ملائکه اش مباهات مى‏کند و مى‏فرماید: آیا نمى‏بینید بنده مرا که در نیمه شب از بستر خواب برخاست و به خاطر خواندن نمازى که بر او واجب نکرده ام، خواب شیرین را رها کرد؟ پس شاهد باشید که او را آمرزیده ام.
حکایت راستان
روش تربیتی شیخ جعفر کاشفالغطاء
مرحوم آیتالله حاج شیخ جعفر کاشفالغطاء در تربیت فرزندش روشی آموزنده و مؤثر داشت. در حالات وی نوشتهاند که: او میخواست پسر نوجوانش را به سحرخیزی و شبزندهداری عادت بدهد؛ به طوری که تا پایان عمر از روی علاقه و میل قلبی به این کار ادامه بدهد. شبی، پیش از اذان صبح، کنار بستر پسرش آمد و به آرامی او را بیدار کرد و گفت: عزیزم! برخیز تا به حرم مطهر مولای متقیان علی(ع) مشرف گردیم. پسر نوجوان چشمان خوابآلودش را مالید و گفت: بابا جان! شما بروید، من خودم میآیم. پدر گفت: نه، من ایستادهام تا با هم برویم. پسرک برخاست، وضو گرفت و به اتفاق پدر به سوی حرم مطهر روانه شد. جلو حرم امیر مؤمنان(ع) مرد مستمندی نشسته و دستش را پیش مردم دراز کرده بود. پدر از پسرش پرسید: فرزندم! این مرد، برای چه در این جا نشسته است؟ فرزند جواب داد؟ برای گدایی و دریافت کمک از مردم. پدر پرسید؟ تو فکر میکنی چقدر پول از این طریق به دست میآورد؟ فرزند گفت: شاید چند درهمی عایدش گردد. پدر دوباره پرسید آیا مطمئناً این مبلغ را به دست خواهد آورد؟ و فرزند پاسخ داد: البته به طور قطع و یقین نمیتوان آن را پیشبینی کرد، شاید مبلغی عایدش شود، شاید هم دست خالی برگرد. در این جا، پدر دانا و نکتهسنج که زمینه را برای بیان مطلب خود آماده دید، گفت: پسرم! ببین این مرد برای به دستآوردن مبلغی از ثروت دنیا که یقین به آن هم ندارد در این موقع شب آمده این جا و دستش را پیش مردم دراز کرده است. تو که واقعاً به پاداشهایی که خداوند برای سحرخیزی و خواندن نماز شب تعیین فرموده، یقین داری و سخنان امامان معصوم(ع) را باور کردهای، پس چرا در انجام آن سستی به خود راه می‏دهی؟ مطمئن باش که خدای مهربان به تمام وعده هایش عمل میکند و پاداش عمل ما را به طور کامل میپردازد و هیچ کس را محروم نمیسازد! این تمثیل زیبا، در ژرفای دل پسرک جای گرفت و نتیجهاش آن شد که وی، تا آخر عمر، سحرخیزی و تهجد و نماز شب را ترک نکرد.
حکایت راستان
آیت اللهالعظمی بهجت نقل فرمودند: شخصی در زمانی که ما در نجف بودیم، درصدد برآمده بود که ببیند که چه کسانی سحر در حرم حضرت امیر علیهالسلام در نماز وَترشان دعای ابوحمزه را میخوانند، آنگونه که به خاطر دارم، کسانی را که مقید بودند این عمل را هر شب در حرم حضرت انجام بدهند، شمرده بودند و دیده بودند بیش از هفتاد نفر هستند. (نقل از آیتالله مصباح یزدی)
حکایت راستان
آقای شیخالاسلامی میگفتند: که آخوند کاشی یک روز از مدرسه بیرون میآید و یکی از شاگردان ایشان را برای افطار دعوت کردند و با اصرار زیاد سحر را هم نگه داشته بود، آخوند فرموده بودند به شرطی که با من کاری نداشته باشید و دنبال کار خود بروید، ولی من به کرات برای پذیرایی پیش آقا میرفتم که ببینم چه کار میکند، ملتفت این قضیه شدم که ایشان از افطار تا سحر مشغول عبادت بودند و در نماز وتر در قنوتش تمام «دعای ابوحمزه ثمالی» را با صوت حزین و گریه میخواندند.
حکایت راستان
حضرت یعقوب و دعای در سحر
چون خیانت برادران یوسف(ع) آشکار شد، خود را روی دست و پای یعقوب انداختند و گفتند:‏ای پدر! برای ما از پروردگار آمرزش بخواه که ما گنهکاریم. یعقوب(ع) گفت: به زودی برایتان از پروردگارم آمرزش میجویم که خدای من بسیار آمرزنده و مهربان است. در تفسیر منهج مینویسد: زمان استغفار برای آنان را سحر شب جمعه قرار داد و نقل نموده که زیاده از بیست سال در هر شب جمعه هنگام سحر فرزندان را امر میکرد تا در پشت او صف میکشیدند و او دعا و استغفار برایشان میکرد و آنها آمین میگفتند تا پس از بیستسال توبه ایشان پذیرفته شد.
حکایت راستان
آیتالله قاضی طباطبائی درباره استاد خود، مرحوم سید احمد کربلایی، میفرماید: شبی از شبها را در مسجد سهله میگذراندم در نیمه شب یکی وارد شد و بعد از فریضه صبح به تا طلوع خورشید سجده رفت. آنگاه دیدم آقا سیداحمد بکاء است که از شدت گریه، خاک سجدهگاه او گِل شده است و وقتی صبح شد و به حجره رفت.
غیرازبحث تهجدوشب زنده داری بنظرمی رسدیک اشاره ظریفی این دعا به توجه واهتمام دادن مومنین به شب قدردارد چون شب قدراز شب نوزده ام شروع می‏شودکه بطورمختصر به آن اشاره می‏کنیم.
فلسفه شب قدر
براستی فلسفه شبی که از هزار ماه بهتر است، شبی که در آن روزی بندگان و سایر امور آنان در آن مقدر می‏گردد، شبی که قرآن در آن نازل شده است، شبی که به نص قرآن مبارک است، چیست؟ درحدیث شریف و تعلیمی بزرگ از حضرت امام جواد(ع) می‏خوانیم: «خداوند متعال، شب قدر را، در ابتدای آفرینش دنیا آفرید. همچنین در آن شب، نخستین پیامبر و نخستین وصی را آفرید. در قضای الهی در هر سال شبی باشد، که در آن شب، تفصیل امور و مقدرات یک ساله فرود آید …
بی شک پیامبران با شب قدر در ارتباط بوده‏اند. پس از پیامبران نیز، باید حجت خدا وجود داشته باشد. زیرا زمین از نخستین روز خلقت خود تا آخر فنای دنیا، بی حجت نخواهد بود. خداوند در شب قدر، مقدرات را به نزد آن کس که اراده فرموده است (وصی و حجت) فرو می‏فرستد. به خدا سوگند، روح و ملائکه در شب قدر، بر آدم نازل شدند و مقدرات امور را نزد او آوردند و حضرت آدم در نگذشت مگر اینکه برای خود وصی و جانشین تعیین کرد. همه پیامبرانی که پس از آدم آمدند نیز، بر هر کدام، در شب قدر، امر خداوند نازل می‏گشت و هر پیامبری، این مرتبت را، به وصی خویش می‏سپرد…»
با اندک تاملی در این حدیث می‏توان گفت که شب قدر از نخستین هنگام آفرینش این جهان بوده و در امتهای پیش از ما نیز مورد توجه قرار داشته است. در اینجا ذکر نکاتی چند ضروری به نظر می‏آید:
۱- شب قدر با آفرینش جهان در ارتباط بوده و می‏توان گفت که شب قدر ظرف زمانی تقدیر و تنظیم امور در جهان است.
۲- شب قدر با پیامبران خدا و وصی و حجت خدا بر روی زمین در ارتباط است و خداوند در شب قدر مقدرات خود را بر پیامبران و اوصیا خود نازل می‏کند.
۳- شب قدر، ضرورت وجود حجت در تمام عصرها را اثبات می‏کند تا به واسطه حجت مقدرات الهی به اذن خدا اجرا شود.
۴- شب قدر تا هنگام رستاخیز و قیام قیامت ادامه خواهد داشت.
در روایت آمده است که امام باقر(ع) در پاسخ به این پرسش که چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت دیگر فلسفه شب قدر چیست؟ می‏فرمایند: «و لولا ما یضاعف الله للمومنین، لما بلغوا ولکن الله عز و جل یضاعف لهم الحسنات؛ اگر خداوند کارهاى مومنان را چند برابر نکند به سر حد کمال نمى‏رسند، اما از راه لطف کارهاى نیکوى آن‏ها را چند برابر مى‏فرماید تا کاستى هایشان جبران شود.»
با توجه به این روایت می‏توان گفت که یکى از دلایل تفضل شب قدر به امت اسلام، کامل و پر کردن پیمانه اعمال صالح مسلمانان و جبران کمبودهاى آنان است، تا با دستى پر این جهان را ترک کنند. هنگامى که یک عمل صالح معمولى با زمانى پر برکت و مقدس همراه گردد، از ارزشى چند برابر برخوردار مى‏شود و گاه همراه شدن یک عمل صالح با ولایت و اعتقاد و امامت مى‏تواند انسان را به اوج شرافت برساند؛ پس، راز سعادتمند شدن انسان‏ها در شب قدر، عمل اختیارى صالحى است که با عنایت خداوند برکت یافته و چند برابر مى‏شود. با توجه به آیات سوره «قدر» و آیات آغازین سوره «دخان» چنین فهمیده می‏شود که فرشتگان در شب قدر مقدرات یک ساله را به نزد «ولی مطلق زمان» می‏آورند، و بر او عرضه می‏دارند و به او تسلیم می‏کنند. همچنین با توجه به این آیات شریفه، می‏توان فهمید که شب قدر، در هر سال هست و شب قدر تا قیام قیامت باقی است. برای درک این موضوع روایتی را ذکر می‏کنیم: از ابوذر غفاری روایت است که گفت: به پیامبر خدا گفتم:‏ای پیامبر! آیا شب قدر و نزول فرشتگان، در آن شب، تنها در زمان پیامبران وجود دارد، و چون پیامبران از جهان رفتند، دیگر شب قدری نیست. پیامبر فرمود: «نه، بلکه شب قدر، تا قیام قیامت هست.» همچنین در حدیثی از قول امام جعفر صادق(ع) چنین آمده است: «علی(ع) بسیار می‏فرمود، که هر گاه دو تن از اصحاب نزد پیامبر(ص) بودند، و آن حضرت سوره «انا انزلناه» را با خشوع و گریه تلاوت می‏کرد، می‏گفتند: چقدر در برابر این سوره حساسی؟ می‏فرمود: «این حساسیت برای چیزی است که چشمانم دیده است، و جانم نوشیده است. و پس از من، جان این مرد (اشاره به علی) خواهد نوشید.» می‏پرسیدند: تو چه دیده ای، و او چه خواهد دید؟ پیامبر(ص) در پاسخ آنها روی خاک می‏نوشت: «تنزل الملائکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر. در شب قدر فرشتگان و روح، به اذن خدا، هر امری (و تقدیری) را فرود می‏آورند.» آنگاه می‏فرمود: «پس از اینکه خدای متعال فرموده است: «من کل امر» ، (هر امری)، آیا چیز دیگری باقی خواهد ماند؟ می‏گفتند: نه …» در سوره «قدر» خداوند می‏فرماید: که «انا انزلناه فى لیله القدر؛ ما این قرآن عظیم الشان را در شب قدر نازل کردیم». با توجه به این آیه قرآنی می‏توان گفت که حکمت معرفی شب قدر به عنوان شبی که قرآن در نازل شده و مقدرات در آن سامان داده می‏شود، این است که بنده خدا، سرنوشت و مقدرات خویش را به قرآن پیوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فکر و عمل خویش قرار دهد تا به سعادت دنیا و آخرت برسد و رضای خداوندی را کسب نماید.
شب قدر در آینه روایات معصومین
وجه تسمیه شب قدر
نوعاً در ادبیات دینی ما هر یک از آموزه‏های اسلامی دارای وجهی برای نام گذاری است و تسمیه آن برخاسته از یک ویژگی یا یک علقه معنایی است که بین اسم و معنای آن وجود دارد. به عنوان نمونه احادیث نسبتاً زیادی در مورد وجه تسمیه «رمضان» وجود دارد. پیامبر اعظم در حدیثی فرمود: (انما سمی الرمضان لانّه یرمض الذنوب)؛ «رمضان رمضان نامیده شد که گناهان را از بین می‏برد». نیز در جایی دگر فرمود: (سمّی الرمضان لشده الحرّ)؛ «از آن رو رمضان به خاطر شدت گرما رمضان نامیده شد.». در مورد نام گذاری شب قدر نیز امام رضا(ع) فرموده است: «ماه رمضان ماهی است که در آن قرآن نازل گشته است و در این ماه به پیامبر وحی شده و در آن شب قدر است؛ شبی که از هزار ماه بالاتر است. در آن شب هر کاری محکم و برقرار می‏شود و مسائلی که در طول سال از نیکی و بدی، سود و زیان، روزی و زندگی و مرگ وجود دارد رقم زده می‏شود و به همین جهت است که «قدر» نامیده شده است».
برتری بر هزار ماه
آن گونه که به نحو اشاره گذشت و در آیات قرآن نیز بدان اذعان شده است شب قدر از هزار ماه برتر می‏باشد. پیامبر اعظم(ص) دراین زمینه می‏فرماید: (قد جاءکم شهر رمضان مبارک شهر فرض اللّه علیکم صیامه تفتح فیه ابواب الجنان و تُغَلُّ فیه الشیاطین فیه لیله القدر التی خیر من الف شهر من حُرمها فقد حُرم)؛ «ماه رمضان فرا رسیده ماهی با برکت که خدا روزه اش را بر شما واجب گردانید. درهای بهشت در این ماه باز می‏شود و شیاطین در غل و زنجیرند در این ماه شب قدر است که فضیلت آن از هزار ماه بیشتر است. در حقیقت محروم کسی است که از برکات آن شب محروم باشد».

آثار شب قدر

شب قدر بهترین فرصت برای طلب بخشش و آمرزش گناهان از خداوند است و پروزدگار در این شب عنایت ویژه‏ای به بندگان خود دارد و در واقع آن را بهانه‏ای جهت آمرزش بندگان خود قرار داده است. پیامبر اعظم در روایتی وجود شب قدر را غایت لطف خدا به امت خویش برشمرده، می‏فرماید: «به امت من در ماه رمضان پنج چیز داده شده که به امت هیچ پیغمبری پیش از من داده نشده است. اما عطای اول: هر گاه شب اول ماه رمضان فرا رسد خداوند به سوی بندگان نظر می‏کند و کسی که خدا به او نظر کرده تا ابد عذاب نمی‏شود. دوم: بوی بد دهان آنان که در نزد خدا شب زنده داری می‏کنند خوشبوتر از بوی مشک می‏شود. سوم: ملائکه برای ایشان در شب و روز استغفار می‏کنند. چهارم: همانا خداوند عزوجل بهشت خویش را امر می‏کند که استغفار کند و تزیین شود برای بندگان. پس چه نزدیک است که سختیهای دنیا آنها را در خود فرو برد و می‏روند به سوی بهشت و کرامت من. پنجم: پس هر گاه شب آخر فرا رسد خداوند همه بندگان را می‏آمرزد.
مردی گفت: یا رسول اللّه در شب قدر؟ پیامبر(ص) فرمود: مگر نمی‏دانی که کارگران هر گاه کارشان تمام شود، مزد به آنها می‏دهند». هم چنین روزه داران در دعای روز قدر به درگاه خدا دست بلند کرده و می‏خوانند: (اللهم ارزقنی فیه فضل لیله القدر و صیّر اموری فیه من العسر الی الیسر و اقبل معاذیری و حطّ عنّی الذنب و الوزر یا رئوفا بعباده الصالحین)؛ «بار خدایا! فضل شب قدر را در این روز بر من روزی کن و کارهایم را از سختی به آسانی وا گردان و عذرم را بپذیر و گناهانم را بریز‏ای مهربان به بندگان نیکوکار».
علامت شب قدر
اگر چه در مورد شب قدر سؤالهایی وجود دارد و به طور مشخص معلوم نیست که دقیقاً چه شبی از سال می‏باشد اما در بین سه شب قدری که وجود دارد احتمال شب سوم بیشتر است. در مورد نشانه‏های شب قدر و تفاوت آن با دیگر شبهای سال نیز روایاتی وجود دارد. محمد بن مسلم می‏گوید: از امام باقر(ع) درباره علامت شب قدر پرسیدم، فرمود: «علامت شب قدر این است که بوی خوش از آن پخش می‏شود. اگر در سرمای زمستان باشد گرم و ملایم و اگر در گرمای تابستان باشد خنک و معتدل و نیکو خواهد بود». امام صادق(ع) نیز در روایت دیگری روز آن را از نظر لطافت آب و هوایی مانند شبش دانسته و می‏فرماید: (لیله القدر فی کل سنه و یومها مثل لیلتها)؛ «شب قدر در هر سالی هست و روز آن مانند شبش نیکوست».
در خواست‏های شب قدر
در برخی از مواقع هنگامی که فرد مسلمان با یک موقعیت زمانی یا مکانی ویژه جهت استجابت دعا واقع می‏شود زبانش از بیان خواسته‏ها قاصر مانده و نمی‏داند از خالق خویش چه بخواهد. این مسئله دلایل گوناگونی می‏تواند داشته باشد. گاه از فرط نشاط و بساطت روح است، گاه از درک بزرگی توفیقی است که نصیبش شده که حتی در بین انبیا نیز دیده می‏شود. سئوال حضرت موسی(ع) در این شب عزیز از خداوند از این نوع است. او به خدای خود عرضه داشت: «خدایا! می‏خواهم به تو نزدیک شوم. فرمود: قرب من برای کسی است که شب قدر بیدار باشد. گفت: خدایا! رحمتت را می‏خواهم. فرمود: رحمتم از آن کسی است که در شب قدر به مسکینان رحمت کند. گفت: خدایا! جواز گذشتن از پل صراط را می‏خواهم. فرمود: آن از آن کسی است که در شب قدر صدقه‏ای بدهد. گفت: خدایا! از درختان و میوه‏های بهشتی می‏خواهم. فرمود: آنها برای کسی است که در شب قدر مرا به پاکی یاد کند. گفت: خدایا! رهایی از آتش جهنم را می‏خواهم. فرمود: آن برای کسی است که از گناهانش در شب قدر استغفار کند. گفت: خدایا! خشنودی تو را می‏خواهم. فرمود: خشنودی من از آن کسی است که در شب قدر دو رکعت نماز بخواند».
در برخی موارد نیز فرد به راستی نمی‏داند که در این موقعیت بزرگ چه چیز از خدای خود بخواهد. در این زمینه روایتی وجود دارد که پیامبر اعظم صریحاً مشخص فرمود که در شب قدر باید از خدا چه چیزی خواست.
(قیل للنبی انْ اردکت لیله القدر فما اسأل ربی؟ قال: العافیه؛ از پیامبر اکرم(ع) سؤال شد که اگر شب قدر را درک کردیم از خدا چه بخواهم؟فرمود: سلامتی بخواهید».
احیاء و شب قدر در سیره علماء و بزرگان
حاج محمد ابراهیم کلباسی
آورده اند که «حاج محمد ابراهیم کلباسی» که از معاصران «میرزای قمی» و «سید شفتی» و از شاگردان «بحر العلوم» و… بود شب قدر را با عبادت ادراک می‏کرد؛ زیرا مدت یک سال هر شب را تا صبح عبادت می‏کرد و معلوم است که شب قدر از شبهای سال بیرون نیست.
ملا محمد تقی برغانی
در احوال ایشان چنین نوشته اند: «عبادت آن جناب چنان بود که همیشه به خصوص در شبهای ماه مبارک رمضان از نصف شب تا طلوع صبح صادق به مسجد خود می‏رفت و تا صبح به مناجات و ادعیه و تضرع و زاری و تهجد اشتغال داشت و مناجات «خمس عشره» را از حفظ می‏خواند و بر این روش و شیوه پسندیده استمرار داشت تا همان شب که شربت شهادت نوشید. مکرر در فصل زمستان دیده می‏شد که در پشت بام مسجد خود در حالی که برف به شدت می‏بارید در نیمه شب پوستینی بر دوش و عمامه‏ای بر سر داشت و مشغول تضرع و مناجات بود و با حالت ایستاده و دستها را به سوی آسمان بلند کرده تا اینکه برف سراسر قامت مبارکش را از سر تا پا سفیدپوش می‏کرد».
آقا سید صدر الدین عاملی اصفهانی
مرحوم «شیخ عباس قمی» در شرح حال این عالم بزرگوار می‏نویسد: «… این سید جلیل، بَکّاء و کثیرالمناجات بود. نقل شده که شبی از شبهای قدر داخل حرم امیر مؤمنان(ع) شد. بعد از زیارت، نشست پشت سر ضریح مقدس و شروع کرد به خواندن دعای «ابوحمزه ثمالی». همین که شروع کرد به کلمه «الهی لا تؤدبنی بعقوبتک» گریه او را فرا گرفت و پیوسته این کلمه را مکرر کرد و گریه کرد تا غش کرد و او را از حرم مطهر بیرون آوردند».
فراز دیگر دعا
«و نوّر فیه قلبی بیضاء انواره»
نورانیت قلب در اثر دوری از گناهان و انجام واجبات الهی صورت میگیرد، یاد خدا، زنگار دلهار را میشوید و آن را صیقل میدهد و نورانی میکند بزرگان و علما نیز بر این اساس و تهذیب نفس چنان نورانیتی در قلب آنها ایجاد میشود که با قلب خود حقایق را میبینند.
حکایت راستان
آیتالله نجابت گفتند: «من درخدمت آیتاللهقاضی بودم و در ایام طلبگی در نجف و زیر نظر ایشان تحصیل میکردم، روزی که چندان هم به رحلت آن بزرگوار نمانده بود، پرسیدم: آقا! ما بعد از شما به که مراجعه کنیم؟ فرمودند: تنها کسی را که میشناسم مردی است در همدان به نام آیتالله شیخ محمدجواد انصاری. سپس فرمودند: او تنها کسی است که مستقیماً توحید را از خدا گرفته است. سپس فرمودند: وقتی او به نجف آمده بود و میخواست به دیدن من بیاید من همانطور که در اتاق نشسته بودم، دیدم او قصد منزل ما را کرده است و به راه افتاده است و با او شخصی همراه بود که من ملاقات آن شخص همراه را در آن روز کراهت داشتم و گفتم: برگرد، برگرد! و آنها هم برگشتند و دیگر هم او (آیتالله انصاری) را ندیدم. آیتالله نجابت افزودند: وقتی آیتالله قاضی رحلت کردند چند روز بعد، من به عزم دیدار آقای انصاری از نجف به همدان آمدم، وقتی آن بزرگوار را یافتم، ایشان تا مدتی استنکاف میکردند. با اصرار من، ایشان پرده را کنار زدند و فرمودند: تا این تاریخ هیچ کس مرا نمیشناخت، ولی خداوند نخواست که بیش از این پنهان بمانم. آیتالله نجابت فرمودند که من داستان آمدن ایشان را به نجف و علت عدم دیدارشان را با آقای قاضی پرسیدم، فرمودند: من چند روز که در نجف بودم، روزی با فلانی میخواستم به خدمت ایشان بروم، در راه که میرفتم از قلبم صدایی شنیدم که «برگرد، برگرد!» و من هم برگشتم و دیگر هم ایشان را ملاقات نکردم. گفتم: این قصه را آقای قاضی هم به من گفتهاند. آقای انصاری آن روز دانستند که عدم ملاقات مربوط به فرد همراه او بوده است.
ارزش اسحار ماه مبارک رمضان
خدایا متوجه کن من را تا از برکات سحر ماه رمضان استفاده کنم. مردم از برکات سحر غالباً استفاده نمیکنند. در طول سال از سحر باید استفاده کرد به خصوص در ایام ماه رمضان. حافظ میگوید:
آن گنج خداداد که خدا داد به حافظ از ورد شب و روز و دعای سحری بود
سحرهای ماه مبارک رمضان از ارزش والا و ویژهای برخوردار است به طوری که اعمال بسیاری در هنگام سحرهای این ماه تاکید شده است، مثل (دعای ابوحمزه ثمالی، دعای سحر، قرائت قرآن، و…) که از خداوند میخواهیم که ما را در سحرهای این ماه از خواب غفلت بیدار سازد تا بتوانیم از فیوضات و برکات آن بهرهمند گردیم.
از برکات سحر استفاده کنیم و حتی اگر به دلایل شرعی روزه هم نمیگیریم هنگام سحر بیدار شویم و دعا کنیم و از برکات سحر بهره ببریم حال شاید در اینجا این سوال پیش آید که چرا از خداوند، این درخواست را مینماییم؟ که در جواب باید گفته شود که این درخواست ارزشمند از خداوند عزوجل برای این است که انسان در تمام ماههایی که بر او میگذرد از عبادت و اطاعت الهی در وقت سحرها محروم گردیده و به قولی از فیوضاتی که در سحرها میتواند کسب کند، غافل است که همین باعث گردیده که از خداوند بخواهیم که ما را یاری دهد تا از خواب غفلت بیدار گشته و بتوانیم از سحرهای این ماه پربرکت کمال استفاده را نماییم، تا شاید سحرهای این ماه باب فیضی شود برای ماههای دیگر سال، چرا که سحرها نسبت به دیگر اوقات از شبانه روز دارای فضیلت و برتری خاصی میباشند، به طوری که در آن هنگام که اکثر انسانها در خواب غفلت خود فرو رفتهاند، عده قلیلی به عبادت و اطاعت خداوند میپردازند که ما نیز از خداوند در این روز خواستاریم که ما را از خواب غفلت بیدار ساخته و مشمول این آیه شریفه قرار دهد: «وَالصَّادِقِینَ وَالْقَانِتِینَ وَالْمُنفِقِینَ وَالْمُسْتَغْفِرِینَ بِالأَسْحَارِ » (آل عمران، ۱۷) یعنی » (تقوا پیشه گان) صابران و راستگویان و فرمان برداران و انفاق کنندگان و استغفار کنندگان در سحرگاهانند» تا بتوانیم به درجات عالی معنوی دست یابیم…
قلبهای ما زنگ زده و چشم و گوش ما آلوده شده است؛ دیگر مانند گذشته با شور عبادت نمیکنیم. در ماه رمضان از خدا بخواهیم تا قلبمان را نورانی کند.
منظور از نور فیه قلبی بضیاء انواره چیست؟
در این روز قلبم را به انوار سحر نورانی کن» همان نور هدایت است که بر قلب انسان تابیده میشود و او را از ظلمتهای جهل و نادانی و دوری از خداوند نجات میبخشد و به قول خداوند (عزوجل: ) «اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ » (بقره، ۲۵۷) یعنی «خداوند ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آوردهاند که خارج میکند ایشان را از تاریکیهای جهالت (و وارد میکند) به سوی نور و هدایت» که این نور همان هدایتی است که انسان را به مسیر سعادت میکشاند… قلبهای ما زنگ زده و چشم و گوش ما آلوده شده است؛ دیگر مانند گذشته با شور عبادت نمیکنیم. در ماه رمضان از خدا بخواهیم تا قلبمان را نورانی کند.
«وخُذْ بِکُلّ أعْضائی الی اتّباعِ آثارِهِ»

توکل بر ذات اقدس الهی
در این قسمت از دعا از خداوند میخواهیم که تمام اعضا و جوارح ما را مسخر فرماید تا اینکه به انجام اعمال این روز مشغول گردیده و از آثار و برکات آن بهرهمند گردیم، حال میخواهیم بدانیم که منظور از «اعضای مرا مسخر گردان» چیست؟
خدایا کاری کن تا تمام اعضای من از آثار تو پیروی کند. در دعا هر دو دستتان را بلند کنید در اینجا منظور از «اعضای مرا مسخر گردان» به نوعی همان توکل بر ذات اقدس پروردگار است تا اینکه ما را به حسن و نیکوترین ثوابها در این روز موفق بدارد چرا که خداوند متعال عالم به تمام امور است و از هر چیز نهان و آشکار باخبر است » یَعْلَمُ سِرَّکُمْ وَجَهرَکُمْ » (انعام، ۳) یعنی «میداند (اعمال) نهان و آشکارتان را» و او میداند که چگونه بندگان خویش را راهنمایی نموده و آنها را به نور هدایت منور و نورانی گرداند؛ چنانچه رسول خدا فرمودند: «ما منکم احد الا و له الشیطان، قالوا «ولا انت یا رسول الله؟ قال و لا انا الا ان الله عزوجل اعاننی علیه فاسلم»؛ «ابلیس برای هر انسانی شیطانی را گمارده است تا او را بفریبد و یکی از آنان را بر من گمارده است اما خداوند مرا یاری نموده پس از او در امان هستم» که ما نیز در این روز از خداوند به حق نور و جمالش خواستاریم که ما را از شر شیاطین جنی و انسی نجات داده و از آثار و برکات این روز بهرهمند سازد.
خدایا کاری کن تا تمام اعضای من از آثار تو پیروی کند. در دعا هر دو دستتان را بلند کنید و هرچه میتوانید دستان خود را بلند کنید. در این حالت خدا زودتر حاجت میدهد.
بِنورِکَ یا مُنَوّرَ قُلوبِ العارفین
به حق نور خودت‏اى روشنى بخش دلهاى عارفان
روزی شخصی خدمت یکی از حضرات معصومان سخن از شبهای مبارک رمضان و لیالی قدر به میان می‏آورد و از فضیلت آن را از حضرت سؤال می‏کند. حضرت شروع به شمردن خصایص و فضایل شب قدر می‏نماید. شخصی در مجلس حضور داشت و با شنیدن آن آه حسرتی کشید که چرا شب قدر را به غفلت گذرانیده است. حضرت به او رو کرد و فرمود: «پاداش تو از همه آن کسانی که دیشب (شب قدر) را تا صبح بیدار بودند و عبادت کردند بیشتر است؛ زیرا در آن شب تو آب نوشیدی و یاد از لب تشنه ابا عبداللّه کردی و گفتی: سلام بر حسین و لعنت بر قاتلان او. همین مسئله سبب شد که بهترین عبادت را در نامه عملت بنویسند».
ذکر مصیبت ضربت خوردن امیرمؤمنان(ع)

در ماه رمضان سال چهلم هجری قمری، امام علی(ع) بر سرمنبر اعلام کرد که امسال شما به حج خواهید رفت ومن درمیانشما نخواهم بود. درآن ماه، یکشب در خانه امام حسن(ع) ویکشب در خانه امامحسین ویکشب در خانه زینب(س) وشبی هم در خانه امکلثوم(س) افطار می‏فرمودوبیشتر از سه لقمه میل نمیکرد. وقتی علت را سؤال می‏کردند، می فرمود: امرخدا نزدیکشده است!ومی خواهم درحالی خدارا ملاقات کنم که شکمماز غذا پرنباشد. روزی در این ماه، از سرمنبرنگاهی به حسن(ع) کرد وفرمود: ایابامحمد!از این رمضان چقدر گذشته است؟عرضکرد: سیزدهروز! سپس نگاهی به حسین(ع) کرد وفرمود:‏ای ابا عبداللّه!ازاین ماه رمضان چقدر باقی است؟عرضکرد: هفده روز!حضرتدست بر مُحاسن شریف خود زد وفرمود: بخداقسم!اینمحاسن باخون سر بدست شقی‏ترین امت، خضاب می‏شود!امّ کلثوم می‏گوید: شب نوزدهم رمضان سال چهلم هجری، پدرمافطار منزل ما بود. چون بخانه آمد، مشغول نماز شد. منبرای افطار دوعدد نان جو ویک کاسه شیر ومقداری نمک سائیده شده، تهیه کرده بودم. آنهارا دریک سینی، خدمت امامبردم. وقتی حضرت نماز را تمام کرد وچشمش به سفرهافتاد، گریه کرد وفرمود:‏ای دختر!برای من در یک سینی دونانخورش قرار داده ای؟مگر نمی‏دانی که من از برادر وپسرعمویم، حضرت رسول اکرم تبعیت می‏کنم؟ای دختر!هرکه خوراک وپوشاک او در دنیا، بهتر باشد، ایستادنش در قیامت، در مقابل خداوند، طولانی‏تر باشد. ایدختر!درحلال دنیا حساب ودر حرام دنیا عقاب است و… سپس امام فرمود: یکی از دوظرف شیر یا نمک را بردار!خواستم نمک را بردارم. فرمود: ظرف شیر را بردار که میخواهم با شکم خالی خدارا ملاقات نمایم. بعد از صرف افطار، حضرت بلند شد وبه نماز مشغول شدوپیوسته در رکوع وسجود بود وبه درگاه الهی بسیار تضرعّوابتهال (دعا باحالتی خاص) می نمود. درآن شب بسیار از اطاقخود بیرون می‏رفت وبر می‏گشت وبه اطراف آسمان نگاه میکرد وسوره یس تلاوت می‏نمود ومی فرمود: اللّهم بارک لیفی الموت!خدایا مرگم را مبارک قرار بده!وبسیار می‏فرمود: انّا لِلّه وانّا الیه راجعون!وزیاد صلوات میفرستاد واستغفار می‏نمود. امام در تمام آن شب بیدار بود وبرخلاف شبهای قبل، براینمازشب بیرون نرفت. امّ کلثوم عرضکرد:‏ای پدر!این بیداری وحالات خاصّ شما دراین شب، برای چیست؟امام فرمود: در صبح این شب، من شهیدخواهم شد!امّ کلثوم عرضکرد: بفرمائید شخص دیگری بجایشما به مسجد برود وبا مردم نماز بخواند!امام مظلومان فرمود: از قضای الهی نمی‏توان فرار کرد!سپس آماده رفتن به مسجدشد. منتهی الامال وقتی فجرصادق طلوع کرد، ابن نبّاح مؤذن اذان گفت. امام برایرفتن به مسجد، به حیاط منزل رفت. در این موقع، مرغابی‏ها برخلاف روزهای قبل، مقابل امام آمدند وپر می‏زدند وفریادوسر وصدا می‏کردند!یک نفر از اهل منزل خواست آنهارا دورکند، امّا امام فرمود: اینهارا رها کنید!اینها الان سر وصدا میکنند وبعد از این نوحه کنندگانی خواهند بود. آنگاه امام سفارش مرغابی هارابه ام کلثوم نمود وفرمود: ایدخترم!به حقی که بر تودارم، اینهارا رها کن بروند!زیرا پرندهای را نگاه داشتی که هرگاه گرسنه وتشنه می‏شود، قادر برسخن گفتن نیست. یا آنها را غذا بده وسیراب کن ویا آنهارا رهانما تا بروند واز گیاهان زمین بخورند!چون بدرب منزل رسید، قلاب در به کمربند امام گیر کرد. امامکمربند خود را محکم بست وفرمود: «اُشدد حیاضیک للموت فانّ الموت لاقیک ولاتجزع عن الموت اذا حل بنادیک» یعنی‏ای علی!کمرت را برای مرگ محکم نما که مرگ باتوملاقات خواهد کردوهنگام مرگ بی تابی ننما!بعد فرمود: خدایا!مرگ را بر من مبارک گردان ودیدار خودرا برمن خجسته نما!
امّ کلثوم با شنیدن این کلمات، فریاد زد: واابتاه!واغوثاه!امام حسن(ع) خودرا به امام رساند وفرمود: من می‏خواهمهمراه شما باشم. امام فرمود: تورا بحقّی که بر تودارم قسّم میدهم که برگردی!امام حسن(ع) به خانه برگشت وبا امّ کلثوم برحالات وسخنانیکه ازپدربزرگوارشان شنیده بودند، می گریستند. امام به داخل مسجد رفت ودرتاریکی چند رکعت نماز خواند. آنگاه به پشت بام مسجد رفت وانگشتان مبارک بر گوشگذاشت واذان گفت. سپس درحالی که ذکر خدا بر لبداشت، پایین آمد واین چند بیت را بر زبان جاری فرمود: «خلّوا سبیل المؤمن المجاهد فی اللّهلایعبد غیر الواحد ویوقظ الناس الی المساجد» «راه مؤمنی را که در راه خدای واحد جهاد نموده ومردم رابرای رفتن به مسجد بیدار می‏کند، باز کنید!» ابن ملجم درآن شب بیدار بودوبه دمر خوابیده بود وشمشیرشرا در زیر لباسش پنهان نموده بود.. وقتی امام که خفتگان رابیدار می‏کرد، بالای سر اورسید، به او فرمود: برای نماز بلند شوواینطور نخواب که خواب شیاطین است وبرراست بخواب کهخواب مؤمنان است. یا به چب بخواب که خواب حکیماناست. یا بر پشت بخواب که خواب پیغمبران است. سپس فرمود: کاری می‏خواهی انجام دهی که نزدیک است ازآن آسمانها فروریزد وزمین چاک شود وکوهسارها سرنگونگردد واگر بخواهم می‏توانم خبر بدهم که در زیر لباس چهداری!آنوقتامام به طرف محراب رفت وبه نمازنافله ایستاد. وقتی بهسجده اول رفت وسر از سجده برداشت، ابن ملجم ضربتشمشیرش را بر فرق علی(ع) وارد کرد وچون بر محلیکه درجنگ خندق، شکاف بر داشته بود، فرود آمد تا محل پیشانیوسجده گاه را شکافت. امام صدا زد: بسم اللّه وباللّه وعلی ملّهرسول اللّه!فزت وربّ الکعبه!بعد فرمود: فرزند یهودیه، ابنملجم مرا کشت. اورا بگیرید!اهل مسجد، چون صدای حضرت را شنیدند، عده‏ای بدنبالابن ملجم دویدند وعده‏ای هم بطرف محراب رفتند. ناگهانمشاهده کردند، آن حضرت در محراب افتاده وفرق مبارکششکافته شده است!امام از خاکهای محراب بر می‏دارد وبرمحلّ ضربت شمشیر می‏گذارد ومی فرماید: منها خلقناکموفیها نعیدکم ومنها نخرجکم تارهً اخری. «طه۵۵» از خاک شمارا آفریدیم!وبه خاک بر می‏گردانیم!سپس دوبارهشمارا از خاک محشور می‏نمائیم. خون از فرق مبارک حضرت بر محاسن شریفش جاری بودومُحاسن مبارکش رنگین شده ومی فرمود: هذا ما وعدنا اللّهورسوله. این همان وعده‏ای است که خدا ورسولش، فرمودهبودند. دراین موقع جبرئیل درمیان آسمان وزمین می‏گشت وندا میداد: بخدا سوگند!پایه‏های هدایت شکستوستاره‏های علمالهی خاموش شد وریسمان الهی پاره شد!کشته شد پسرعموی پیامبر!کشته شد وصیّ پیامبر!کشته شد علیمرتضی’!کشت اورا شقی‏ترین اشقیاء. همینکه امّ کلثوم این خبر را شنید، فریاد زد: واابتاه!واعلیاه!وامحمداه! حسنین(ع) از خانه بطرف مسجد دویدندومشاهده کردند که مردم گریه می‏کنند وصدا می‏زنند: وااماماه!واامیرالمؤمنین!وقتی داخل مسجد شدند، شنیدند کهمردم می‏گویند: کاش مرده بودیم واین روز را نمی‏دیدیم. سپس پدر بزرگوار خود را دیدند که درمیان محراب افتادهاست. عده‏ای می‏خواهند امام را بلند کننند تا با مردم نمازبخواند، ولی حضرت توانائی بلند شدن نداشت. امام به حسن(ع) فرمود تا بجای او نماز بخواند وخود نمازش را نشستهخواند. درحالیکه از شدّت زهر وزخم، به جانب چپ وراستمتمایل می‏شد. امام حسن(ع) نماز را خواند وبالای سر پدر آمد واورا در بغلگرفت ومی گفت:‏ای پدر!پشت مرا شکستی! چگونه می‏توانمشمارا به این حالت ببینم؟امیرمؤمنان چشم گشود وفرمود: ایفرزند!دیگر بعد از این، پدرت دچار سختی ودردی نخواهدبود. اینک جدّت محمّد مصطفی’ وجدّه ات خدیجهکبری’ ومادرت فاطمه زهراء(س) وحوریان بهشتی، حاضرندومنتظر پدرت هستند. توشادباش واز گریه دست بر دار کهگریه تو، ملائکه آسمان را به گریه انداخته است. منتهی الامال مردم کوفه وقتی خبر ضربت خوردن حضرت را شنیدند، همهبسوی مسجد شتافتند. وقتی وارد مسجد شدند، دیدند که سرامیرمؤمنان در دامن حسن(ع) است. با آنکه محلّ زخم را محکمبسته اند ولی خون جاری است وصورت حضرت به سفیدیمتمایل شده است. علی(ع) به آسمان نگاه می‏کند وزبانمبارکش به تسبیح وتقدیس الهی مشغول است ومی فرماید: «الهی اسئلک مرافقه الانبیاء والاوصیاء واعلی درجاتالمأوی» خدایا از تو مصاحبت با پیامبران واوصیاء آنانودرجات بهشت را می‏خواهم. امام حسن(ع) به گریه افتادوقطرات اشکش بر صورت علی(ع) چکید. امام به هوش آمد وچون گریه حسن(ع) را دید، فرمود:‏ای فرزند!چرا گریه می‏کنی؟همانا بعد ازمن، تورا به زهر ستمشهید می‏کنند وبرادرت حسین را به تیغ شمشیر بشهادت میرسانند وهردو به پدر ومادرتان ملحق می‏شوید. حضرت را به خانه بردند وابن ملجم را حبس نمودند. امامسفارش قاتل خودرا به حسن(ع) کرد وفرمود:‏ای پسر!با اسیر خود مدارا کن وبا ترحم وشفقت با او رفتارنما!حسن(ع) جواب داد: این ملعون شمارا کشته است!وشمادستور می‏دهیدکه با اومدارا کنیمامام مظلومان فرمود:‏ای فرزند!ما اهل بیت رحمت ومغفرتیم. از آنچه خود می‏خوری به او بخوران واز آنچه خود میآشامی به او بیاشام. ۱- منتهی الامال

دسته: نودمجلس در30 روز (ماه مبارک رمضان ) | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

شهریور ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
 12345
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  
No Image No Image