آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
شرح دعای روز بیست و دوم ماه مبارک رمضان پيوند ثابت

روز بیست و دوم
احکام
اگر انسان سر را با چیزى بپوشاند مانند غواصان و زیر آب برود موجب بطلان روزه مى‏شود یا خیر؟ج: بلى، موجب بطلان است.
اگر شخص نذر کند که در روز معین روزه بگیرد و در آن روز مبتلا به مرضى شود که روزه براى آن ضرر داشته باشد آیا نذر او ساقط است و اگر نذر او ساقط نیست تکلیفش چیست؟ج: نذر او ساقط است.
س ۲۴۸ – آیا انسان مى‏تواند در ماه مبارک رمضان براى فرار از روزه عمداً مسافرت کند؟ج: بلى مى‏تواند، ولى کراهت دارد. حضرت آیت‌ الله صافى گلپایگانى (مدظله العالى)
نماز شب بیست هشت رکعت به هر سوره که میسّر شود
اللَّهُمَّ افْتَحْ لِی فِیهِ أَبْوَابَ فَضْلِکَ
در دعاهایمان از خدا بخواهیم با فضل با ما برخورد کند نه با عدل الهی!
وَ أَنْزِلْ عَلَیَّ فِیهِ بَرَکَاتِکَ
‏ای خدا در این روز به روی من درهای فضل و کرمت را بگشا
وَ وَفِّقْنِی فِیهِ لِمُوجِبَاتِ مَرْضَاتِکَ
و بر من برکاتت را نازل فرما
وَ أَسْکِنِّی فِیهِ بُحْبُوحَاتِ جَنَّاتِکَ
و بر موجبات رضا و خوشنودیت موفقم بدار
یَا مُجِیبَ دَعْوَهِ الْمُضْطَرِّین
و در وسط بهشت هایت مرا مسکن ده
اللَّهُمَّ افْتَحْ لِی فِیهِ أَبْوَابَ فَضْلِکَ
‏ای پذیرنده دعای مضطر پریشان.
شرح دعا
معنای فضل
فضل در قرآن و معارف اسلامی به چند معنا به کار رفته است.
یکی به معنای «برتری» و دیگری به معنای «بخشش» آمده است. فضل به معنای بخشش، به بخششی گفته میشود که انجام آن بر بخششکننده لازم و واجب نیست؛ از این رو اگر کسی نفقه فرزندان یا مزد زیردستان را پرداخت کند فضل نکرده و فقط به وظیفه خود عمل نموده و حق آنان را پرداخت نموده است. اما «فضل» به معنای برتری در چند جای قرآن به کار رفته است. قرآن میفرماید: وَ اللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَکُمْ عَلى‏ بَعْضٍ فِی الرِّزقْ. خداوند بعضى از شما را بر بعضى دیگر از نظر روزى برترى داد. (نحل ۷۱) در این آیه ملاک برتری، برتری مادی است.
در آیات دیگر خداوند به برتری معنوی اشاره دارد و میفرماید: وَ لَقَدْ آتَیْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلاً یا جِبالُ أَوِّبی‏ مَعَهُ وَ الطَّیْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدیدَ و ما به داود از سوى خود فضیلتى بزرگ بخشیدیم؛ (ما به کوه‏ها و پرندگان گفتیم: ) ‏اى کوه‏ها و‏اى پرندگان! با او هم‏آواز شوید و همراه او تسبیح خدا گویید! و آهن را براى او نرم کردیم. (سوره سباء ۱۰) همچنین خداوند میفرماید: «وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلى‏ بَعْضٍ وَ آتَیْنا داوُدَ زَبُورا». ما بعضى از پیامبران را بر بعضى دیگر برترى دادیم؛ و به داوود، زبور بخشیدیم. (اسراء ۵۵)
یا میفرماید: وَ لَقَدْ آتَیْنا داوُدَ وَ سُلَیْمانَ عِلْماً وَ قالاَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی فَضَّلَنا عَلى‏ کَثیرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنین؛ و ما به داوود و سلیمان، دانشى عظیم دادیم؛ و آنان گفتند: ستایش از آن خداوندى است که ما را بر بسیارى از بندگان مؤمنش برترى بخشید. (سوره نحل، آیه ۱۵)
اما آنچه در این روز از خداوند طلب میکنیم «اللهم افتح لی فیه ابواب فضلک» مراد روزهدار از فضل، به معنای عطیه و بخشش است؛ یعنی به ما عطیه و بخششی مرحمت فرما که آن بخشش، فراتر از استحقاق اعمال ما باشد. چون انسان استحقاق فضل خدا را ندارد. حتی عارفین، عابدین، ساجدین. به دودلیل اول اینکه اینها کجا وخداشناسی واقعی کجا پیامبر(ص)فرمود یاعلی خدا نشناخت الا من وتودوم هرعبادتی که مومن می‏کند باتوفیق الهی انجام می‏دهد اگرنمازشب، اگرانفاق، اگرجهاد، و…. بجامی آوردهمه اش ازعنایتهای اوست. خداوند درباره فضل خود به بندگان میفرماید: فَلَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَکُنْتُمْ مِنَ الْخاسِرینَ؛ اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، از زیانکاران بودید. (بقره ۶۴) فضل در این آیه و آیات مشابه آن، به معنای بخشش، فراتر از استحقاق فرد میباشد. در دعای قنوت نیز میخوانیم، «اِلهی عَامِلنا بِفَضلِکَ وَ لاَ تُعامِلنا بِعَدلِک» ، یعنی خدا با فضلی که فراتر از استحقاق ما باشد با ما رفتارکن. خلقت انسان بلااستحقاق بود خدا ما را آفرید و همچنین هیچ یک از عبادتهای ما استحقاق بهشتیشدن را ندارد، لذا اگر خدا انسان را به بهشت ببرد با فضل و بخشش خود میبرد. دراحوالات روزقیامت آورده اند که کسی بعد ازمحاسبه اهل بهشت میشوداو را راهی بهشت می‏کنند درراه بهشت می‏گوید ادخلت فی الجنه بعملی خطاب می‏شود اورا نگاه دارید حالاکه اومحاسبه کردما هم محاسبه می‏کنیم نعمت چشم را با اعمال اوحساب می‏کنند کم می‏آورد وهمچنین نعمت های دیگررا. کم می‏آوردجهنمی می‏گردد وقتی اورا بطرف جهنم می‏برند درراه هی برمیگردد ونگاه می‏کند خطاب می‏رسد چراهی نگاه می‏کنی جواب می‏دهد خدایا من به فضل تو امیدوار بودم خطاب می‏رسد او را به بهشت ببرید بنده آنوقت می‏گوید ادخلت فی الجنه بفضلک در برابر عبادت، دو چیز قرار دارد: یکی نعمت و دیگری معصیت، یعنی از طرفی ما غرق نعمتهای خدا می‏باشیم و از سوی دیگر غرق در معصیتهای خویش هستیم. عبادت انسان در برابر نعمت خداوند و نیز در برابر معصیتهایی که انجام دادهایم، ناچیز است و نمیتواند کفاره آن باشد. پس هر چه وجود دارد فضل خداست، نه عدل خدا.
فراز دیگر دعا
و”انزل علی فیه برکاتک «و در این روز بر من برکاتت را نازل فرما
دعا آثار مثبت و گرانقدر برای انسان به ارمغان می‏آورد از جمله نزول برکات. در اول دعا از خداوند درخواست نمودیم که دربهای فضل و رحمتش را بر روی ما بگشاید، زیرا هنگامی که دربهای فضل و رحمت او بر روی بندگان گشوده شود آنگاه است که برکات و رحمات الهی بر سر بندگان فرود می‏آید که اگر بخواهیم به آن برکات اشاره نماییم آنها را به دو دسته تقسیم می‏کنیم: ۱- برکات مادی ۲- برکات معنوی، که برکات مادی شامل جمیع نعمتهایی است که انسان از آنها به عنوان مایحتاج زندگی خود استفاده می‏نماید مثل (رونق در کسب وکاریابدست آوردن شغل و…) و برکات معنوی شامل نعمتهایی است که انسان از آنها به عنوان راه و وسیله‏ای برای تقرب به ذات اقدس الهی استفاده می‏کند مثل (توبه، استغفار، ذکر، دعا و…) که ما نیز از خداوند در این روز می‏خواهیم که برکاتش را بر سر ما بباراند…
اهمیت دعا
از جمله عوامل مؤثر در تهذیب نفس، صفای باطن و رسیدن به کمال و قرب حق، دعا و نیایش به درگاه خدای سبحان است. دعا و نیایش، پیوند انسان را با خدای یکتا، برقرار نموده و موجب پرواز روح به سوی ملکوت و فضای معطر معنوی و عرفانی می‏شود. لذا در فرهنگ اسلامی، از جایگاه و منزلت خاصی برخوردار و مورد تأکید و سفارش قرارگرفته است خدای سبحان می‏فرماید: «قل ما یعبؤا بکم ربی لو لا دعاؤکم»؛ (فرقان ۷۷) بگو اگر دعای شما نباشد، پروردگارم هیچ اعتنایی به شما نمی‏کند.» مفهوم آیه، این است که اگر خداوند به شما عنایت و توجه داشته است به خاطر دعاهای شما بوده است نه چیز دیگر، و در آیه دیگری می‏فرماید: «و قال ربکم ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتی سید خلون جهنم داخرین» (غافر۶۰) «پروردگارتان گفت: بخوانید مرا تا شما را پاسخ دهم، آن هایی که از پرستش من، سرکشی می‏کنند، زود است که با خواری به جهنم در آیند.»
پیامبر خاتم(ص) می‏فرماید: «دعا سلاح مؤمن، ستون دین و نور آسمان‏ها و زمین است.» (الکافی. ۲.. ۴۶۲) درجای دیگر می‏فرماید: «برترین عبادت ها، دعاست، هرگاه خداوند به بنده ای، اذن و توفیق دعا دهد، دررحمت را به روی او بگشاید. بی گمان هیچ کس با دعا کردن، هلاک نمی‏شود.» (تنبیه الخواطر. ۲. ۲۳۷ به نقل از میزان الحکمه۱۶۴۶. ۴. ح. ۵۵۳۷) امام علی در وصیتی به امام حسن(ع) می‏فرماید: «بدان که کسی که ملکوت و خزائن دنیا و آخرت در دست اوست، به تو اجازه داده است تا او را بخوانی و اجابت دعای تو را ضمانت کرده است و به تو فرمان داده است که از او بخواهی تا به تو عطا کند و او مهربان و بخشنده است، میان تو و خودش، حجابی ننهاده و تو را به آوردن واسطه و میانجی، وادار نکرده است… سپس کلید خزائن و گنجینه هایش را که همان دعا و خواستن از اوست، دراختیار تو نهاده است پس هرگاه تو بخواهی، با دعا کردن، در همان گنجینه‏های او را می‏گشایی.» (بحارالانوار.. ۷۴ ۲۰۵ باب ۸ وصیه امیرالمؤمنین الی الحسن)
امام باقر(ع) در این باره این که: بهترین عمل چیست؟ می‏فرماید: «چیزی نزد خدا افضل از این نیست که از او تقاضا کنند و از آنچه نزد اوست. بخواهند، و هیچ کس مبغوض‏تر و منفورتر، نزد خداوند از کسانی که از عبادت او، تکبر ورزند و از مواهب او، تقاضا نمی‏کنند، نیست.» (الکافی. ۲. ۴۶۶ باب فضل الدعاء…)
امام راحل پیرامون اهمیت دعا می‏فرماید: «همه خیرات و برکات از همان دعا خوان هاست حتی آن‏ها که به طور ضعیف دعا می‏خوانند و ذکر الله می‏گویند به همان اندازه که طوطی وار در آن‏ها تاثیر کرده بهتر از آنهایی هستند که ترک دعا کرده‏اند. نماز خوان و لو این که مرتبه نازله‏ای داشته باشد از نماز نخوان، بهتر است، آری همین دعا خوان‏ها و همین کسانی که به ظواهر اسلام، عمل می‏کنند. یا پرونده جنایت ندارند یا پرونده جنایتشان، نسبت به دیگران کمتر است، همین دعا خوان‏ها در نظم این عالم دخالت دارند، دعا را نباید از بین این جمعیت، بیرون برد جوان‏های ما را نباید از دعا منصرف کرد. (آئین نیایش، ص ۲۳ و ۲۴)
آثار دعا و نیایش
دعا و نیایش درزندگی و سرنوشت انسان، آثار ارزشمندی داشته و در معارف دینی، به خصوص عرفان اسلامی از اهمیت ویژه برخوردار است؛ تا بدان جا که عرفا آن را یکی از ابواب کشف و شهود حقایق، برای اولیای الهی دانسته‏اند. میرزا جواد ملکی تبریزی می‏گوید: «بیشتر مردم، قدر نعمت مناجات را نمی‏دانند مناجات، شامل معارف بالایی است که جز اهلش که همان اولیای خدا هستند و از طریق کشف و شهود به آن رسیده اند کسی از آن آگاهی ندارد و رسیدن به این معارف از راه مکاشفه، از بهترین نعمت‏های آخرت است که قابل مقایسه با هیچکدام از نعمت‏های دنیا نیست.» المراقبات، میرزا جواد ملکی تبریزی، ص. ۱۶۸ ۸ بحارالانوار. ۳۰۸. ۹۰ لذا با توجه به آیات و روایات، به چند مورد از آثار دعا و مناجات اشاره می‏شود:
۱) آشنایی با معارف الهی
اولین اثر ارزشمند دعا و نیایش، آشنایی با معارف اسلامی است، ائمه معصوم در آداب دعا و نیایش به ما آموزش داده اند که هنگام دعا، ابتداء اسماء و صفات الهی، قدرت و عظمت او را یادآور شده و بر محمد(ص) و آل محمد(ع) درود بفرستید و بر ضعف، ناتوانی، گناه و کوتاهی خود در رعایت احکام الهی، اعتراف نمایید، آنگاه حاجات خود را از پروردگار جهان بخواهید «السؤال بعد المدح فامدحوا الله ثم سلوا الحوائج.» ۸ یادآوری اسماء صفات و قدرت الهی، و اعتراف به عجز و ناتوانی خود، بهترین درس و منبع برای شناخت خدای سبحان و آشنایی با معارف اسلامی است. امام صادق در بیان آیه: فلیستجیبوا لی و لیؤمنوا بی»؛ می‏فرماید: «مردم بدانند که خداوند قادر است هر آنچه را بخواهند به آنان خواهد داد.» مستدرک الوسائل. ۱۹۰. ۵.
در سوره انفال می‏خوانیم: «انما المؤمنون الذین اذا ذکرالله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا…» (انفال۲) «مؤمنان، کسانی هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دل هایشان، ترسان می‏گردد و هنگامی که آیات او بر آن‏ها خوانده می‏شود، ایمانشان، افزون‏تر می‏گردد.» بنابراین اولین اثر دعا و مناجات با خدای سبحان، شناخت قدرت و عظمت پروردگار، آشنایی با معارف اسلامی و استحکام پایه‏های ایمانی و اعتقادی انسان، خواهد بود.
۲) آرامش درونی
هر انسانی در زندگی، دچار گرفتاری و مشکلاتی شده اضطراب و نگرانی برایش دست می‏دهد و در برخی موارد، نجات و رهایی از آن، خارج از توان انسان است به عبارتی، وارد آمدن فشارهای فراتر از توانمندی آدمی، باعث اضطراب می‏شود که تحمل آن در دراز مدت از توان انسان خارج است لذا بهترین راه برای نجات از اضطراب و نگرانی، دعا و نیایش با خدای سبحان است؛ چرا که دعا، برقراری ارتباط انسان با خداست، خدایی که بر هر کاری توانا بوده و از رگ گردن به بنده اش نزدیک است: نحن أقرب الیه من حبل الورید. (ق۱۶) «و اگر انسان چیزی از او بخواهد به او خواهد داد: اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع» (بقره ۱۸۶) ارتباط با خدایی که بر هر امری قدرت دارد، انسان را امیدوار می‏نماید. لذا در حدیثی می‏خوانیم: «دعا کلید رحمت و نور و چراغی در تاریکی است.» مستدرک الوسائل. ۵. ۱۶۷
انسان به واسطه دعا و توجه به خدا، شایستگی بیشتری برای درک فیض خداوند پیدا می‏کند و در نتیجه تکیه گاهی برای برطرف کردن ناراحتی‏های خود پیدا می‏کند بنابراین دعا چراغ امید را در دل انسان روشن می‏نماید، جامعه و مردمی که دعا و نیایش را فراموش کنند، با عکس العمل‏های نامطلوب روانی و اجتماعی، مواجه خواهند شد و به تعبیر یکی از روانشناسان: «فقدان نیایش در میان ملتی، برابر با سقوط آن ملت است، اجتماعی که احتیاج به نیایش را در خود کشته است معمولا از فساد و زوال، مصون نخواهد بود، البته نباید این مطلب را فراموش کرد که تنها صبح نیایش کردن و بقیه روز را همچون یک وحشی به سربردن بیهوده است باید نیایش را پیوسته انجام داد و در همه حال با توجه بود تا اثر عمیق خود را در انسان از دست ندهد.» «نیایش در همین حال که آرامش را پدید می‏آورد، در فعالیت‏های مغزی انسان یک نوع شکفتگی و انبساط باطنی و گاهی روح قهرمانی و دلاوری را تحریک می‏کند، نیایش خصائص خویش را با علامات بسیار مشخص و منحصر به فردی نشان می‏دهد صفای نگاه، متانت رفتار، انبساط و شادی درونی، چهره پر از یقین، استعداد هدایت، و نیز استقبال از حوادث، اینهاست که از وجود یک گنجینه پنهان در عمق جسم و روح ما حکایت می‏کند.» نیایش الکسیس کارل
بنابراین؛ دعا به انسان اعتماد به نفس داده و از یأس و ناامیدی بازداشته و به تلاش و کوشش بیشتر دعوت می‏نماید، و او را از نگرانی، خارج و آرامش را به او هدیه می‏کند. لذا دعا هنگام حوادث سخت و طاقت فرسا به انسان قدرت، نیرو و امیدواری و آرامش می‏بخشد و از نظر روانی، اثر غیرقابل انکاری دارد.
۳) نجات و رهایی از مشکلات
در سوره انبیاء خدای سبحان، به داستان حضرت یونس(ع) اشاره نموده می‏فرماید: «وذا النون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر علیه فنادی فی الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین فاستجبنا له و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المؤمنین»؛ (انبیاء ۸۷ ۸۸) «و ذاالنون یونس را به یادآور در آن هنگامی که خشمگین از میان قوم خود رفت و چنین می‏پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت اما موقعی که در کام نهنگ فرو رفت در آن ظلمت ها، فریاد زد خداوندا! جز تو معبودی نیست، منزهی تو، من از ستمکاران بودم، ما دعای او را به اجابت رساندیم و از آن اندوه، نجاتش بخشیدیم و همین گونه مؤمنان را نجات می‏دهیم.» آنچه از آیه استفاده می‏شود این است که اگر انسان مؤمن، شرایط و آداب دعا و نیایش را رعایت کند، دعایش به اجابت خواهد رسید. پیامبر خاتم(ص) می‏فرماید: «خداوند هرگاه پیامبری را می‏فرستاد به او می‏فرمود: هرگاه امر ناخوشایندی تو را اندوهگین ساخت، مرا بخوان تا پاسخ دهم. خداوند این نعمت را به امت من نیز ارزانی داشته است آن جا که می‏فرماید مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را.» قرب الاسناد. ۸۴، ح. ۲۷۷
۴) تحصیل نعمت‏های الهی
انسان‏های مؤمن با دعا و نیایش می‏توانند در نعمت‏های وبرکات الهی را به روی خود گشوده و با استفاده از آن، موفقیت‏های فراوانی را به دست آورند، لذا در سوره نساء می‏خوانیم: «ولا تتمنوا ما فضل الله به بعضکم علی بعض للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن و سئلوا الله من فضله ان الله کان بکل شیء علیما»؛ (نساء ۳۲) «برتری هایی را که خداوند نسبت به بعضی از شما بر بعضی دیگر، قرار داده، آرزو نکنید، مردان نصیبی از آنچه به دست می‏آورند، دارند و زنان نصیبی و نباید حقوق هیچ یک پایمال شود و از فضل و رحمت خدا بخواهید و خداوند بر هر چیزی دانا است.» پیامبر اکرم(ص) می‏فرماید: «برای هر حاجتی که دارید حتی اگر بند کفش باشد، دست خواهش به سوی خدای عزوجل دراز کنید زیرا تا او، آن را آسان نگرداند، آسان نشود» بحارالانوار. ۲۹۵. ۹۰. باز می‏فرماید: خداوند به موسی، وحی فرمود: «ای موسی! هر چه نیاز داری از من بخواه حتی علوفه گوسفند و نمک خمیرت را.» بحارالانوار.. ۳۰۳. ۹۰ باید توجه داشت که دعا و نیایش و تقاضای فضل و عنایت پروردگار، به این نیست که انسان به دنبال اسباب و عوامل هرچیزی نرود، بلکه باید فضل و رحمت خدای سبحان را در لابلای اسبابی که او مقرر داشته است جستجو کرد.
۵) منزلت نزد پروردگار
از جمله آثار دعا و نیایش، به دست آوردن ارزش و کسب منزلت، نزد پروردگار عالم خواهد بود در سوره فرقان می‏خوانیم: «قل ما یعبوا بکم ربی لولا دعاوکم»؛ «بگو پروردگارم ارجی برای شما قائل نیست اگر دعای شما نبود» مفهوم آیه این است که اگر جایگاه و منزلتی نزد خداوند دارید به خاطر دعا و نیایش است. امام صادق(ع) نیز می‏فرماید: «نزد خدای متعال، مقام و منزلتی است که کسی به آن مقام نمی‏رسد مگر به درخواست و دعا.» امام صادق(ع) در جمله دیگری می‏فرماید: «نزد خداوند مقامی است که جز با دعا و تقاضا، نمی‏توان به آن رسید و اگر بنده ای، دهان خود را از دعا فرو بندد و چیزی تقاضا نکند، چیزی به او داده نخواهد شد، پس از خدا بخواه تا به تو عطا شود؛ چرا که هر دری را بکوبید و اصرار کنید، سرانجام گشوده خواهد شد.» اعمال عبادی هر کدام به نوبه خود، رابطه انسان با پروردگار جهان را برقرار نموده عبد را به خدای سبحان، نزدیک‏تر می‏نماید و باعث محبوبیت انسان، نزد خداوند می‏شود، دعا و نیایش که بهترین عمل عبادی است باعث می‏شود انسان دعا کننده را، خداوند دوست داشته باشد. امام باقر(ع) می‏فرماید: «به راستی خدای عزوجل از میان بندگان مومن خود، آن بنده را دوست دارد که بسیار اهل دعا و نیایش باشد بر شما باد که هنگام سحر تا طلوع خورشید را برای دعا انتخاب کنید زیرا در این ساعات، درهای آسمان، گشوده می‏شود و روزی بندگان تقسیم می‏گردد و خواسته‏های بزرگ به اجابت می‏رسد.» الکافی. ۲ خدای سبحان نیز به خاطر دعا و نیایش حضرت ابراهیم(ع) از او تجلیل و تمجید می‏نماید آن جا که می‏فرماید: «ان ابراهیم لحلیم اواه منیب» (هود ۷۵) امام باقر(ع) در بیان آیه می‏فرماید: «اواه کسی است که بسیار دعا می‏کند.» (مستدرک الوسائل. ۱۶۷. ۲.) امام علی(ع) نیز می‏فرماید: «محبوب‏ترین عمل نزد خداوند دعا و نیایش است.» (الکافی ۴۶۷ ۲) دوست داشتن عملی، باعث محبوبیت عامل آن، خواهد شد.
۶) شفای درد و بیماری
کم نیستند انسان‏ها و خانواده هایی که خود یا عزیزشان به امراض و بیماری‏های لاعلاج، مواجه شده اند، در چنین مواقعی که دکتر، مریض را، جواب کرده و مریض تمام راه‏ها را بسته می‏بیند، معمولاً به سمت خدا، دعا و نیایش، روی می‏آوردند. خیلی‏ها نیز از این طریق به نتیجه رسیده و جواب گرفته اند، بنابراین یکی دیگر از آثار دعا و نیایش، رفع گرفتاری و شفای بیماران لاعلاج است. امام صادق(ع) می‏فرماید: «دعا کنید که دعا شفا دهنده دردهاست.» (الکافی. ۲. ۴۷۰.) امام کاظم(ع) نیز به این حقیقت اشاره نموده می‏فرماید: «هر دردی دعایی دارد پس اگر دعا به بیمار الهام شد، اجازه شفایش داده شده است.» (مستدرک الوسائل. ۸۴. ۲.)
۷) دفع بلاها
انسان موجودی ضعیف، ناتوان و آسیب پذیر و در عین حال، سطحی نگر است تا زمانی که سختی و مشکلات گریبانش را نگرفته باشد، متوجه ضعف و ناتوانی خود نبوده، مغرور و متکبر، دنیا را به کام خود می‏بیند. هنگامی که سرش به سنگ خورده و با مانع مواجه می‏شود، به خود می‏آید. در آموزه‏های دینی، به انسان آموزش داده اند که غرور و خودخواهی را کنار گذاشته قبل از آن که سختی، مشکلات و بلاها، دامنگیرش شود؛ با دعا و نیایش بلاها را از خود دور سازد. امام علی(ع) می‏فرماید: «امواج بلا را با دعا دفع کنید» (مستدرک الوسائل. ۱۷۹. ۷.) در حدیث دیگری از امام صادق(ع) می‏خوانیم: «قبل از آن که بلا به شما نازل شود، دعا کنید که خداوند به واسطه دعا، بلا را دفع می‏کند» (مستدرک الوسائل ۱۸۱. ۵.، باب استحباب التقدم بالدعاء.) امام سجاد(ع) می‏فرماید: «دعا و بلا، تا روز قیامت با هم هستند و دعا، بلا را دفع می‏کند حتی اگر نزول آن قطعی شده باشد.» الکافی. ۲. ۴۶۹.
دعای فرعون به اجابت رسید
فرعون صورت به خاک گذاشت
در زمان فرعون رود نیل فر و نشست، مردم مصر نزد فرعون آمدند و تقاضا نمودند که آب رود را به جریان اندازد، فرعون گفت: من از شما رازى نیستم. مرتبه دوم آمدند و درخواست آب کردند، باز هم آن جواب را داد، در مرتبه سوم نیز به همان جواب آنها را بر گردانید، براى چهارمین بار مردم گفتند فرعون، حیوانات ما دارند مى‏میرند و زراعتهایمان خشک مى‏شود، اگر رود را به جریان نیندازى خداى دیگرى انتخاب مى‏کنیم. فرعون گفت: همه در بیابان جمع جمع شوید، خودش هم نیز با آنها بیرون شد، ولى در محلى که نه آنها او را مى‏دیند و نه صدایش را مى‏شنیدند، صورت بر روى خاک گذارده، با انگشت شهادت اشاره نمود، شروع به درخواست و دعا کرد و مى‏گفت: پروردگارا مانند بنده‏اى خوار و ذلیل که بسوى آقاى خود بیاید در پیشگاه تو آمده ام، مى‏دانم کسى جز تو قدرت ندارد رود نیل را به جریان آورد. بلطف و کرم خویش آب را به جریان انداز. رود نیل بطورى جارى شد که پیش از آن سا بقه نداشت فرعون به مصر یان گفت من رود نیل را جارى کردم و با این وضع در آوردم همه به سجده افتادند، مراسم پرستش را تجدید نمودند، جبرئیل بصورت مردمى، نزد فرعون آمد، پادشاها بنده‏اى دارم که او را بر سایر بندگان خود امتیاز دادهام، اختیار آنها را به او سپردام، کلید خزائن و اموالم در دست اوست ولى آن بنده با من دشمنى مى‏کند، کسى را که من دوست دارم با او دشمن است هر که را من نمى‏خواهم با دوستى مى‏نماید، کیفر چنین بنده‏اى چیست؟ فرعون گفت: بسیار بنده نا پسند و بدى است اگر در اختیار من باشد او را در دریا غرق مى‏کنم، گفت اگر باید چنین کیفر شود، تقاضا دارم، قضاوت خود را برایم بنویسید، فرعون نوشت، سزاى بنده هایى که با آقاى خود مخالفت کند، دوستانش را دشمن بدارد و با دوشمنانش دوست باشد فقط غرق نمودن است در دریااست، بدست او داد جبرئیل گفت: خوبست این نامه را با مهر خود مهر کنید، فرعون نوشته را گرفت و مهر زد. آن رئز که خداوند اراده کرد فرعون و فرعونیان را غرق نماید، جبرئیل همان نامه را به دستش داد و گفت: اینک قضاوتى که در باره خود کردى انجام مى‏شود باید غرق شوى.
یارب جه کنم اگر پناهم ندهى
از درگه تو نمى‏روم دست تهى
تا مرحمتى به اشک و اهم ندهى
دعا غیر از استجابت فوائد دیگرى هم دارد:
۱- آنکه دعا لذیذترین لذتهاست و براى نوع انسان لذتش بى نظیر است.
در احادیث قدسى آمده که مردى به موسى بن عمران(ع) گفت: به خدا بگو من شخصى گرفتارى هستم، پس چرا مرا عذاب نمى‏کنى؟ خداوند فرمود: به او بگو بدترین بلاها بر سر تو آورده ام و آن این است که شیرینى و حلاوت یاد مرا نمى‏چشى.
۲- بریدن از هر چیز است و تنها به خداوند متعال پیوستن.
۳- گرفتارى، اندوه، نگرانى، ترس و عقده را بر طرف مى‏کند.
۴- جبران کننده نارسائیها و کمبودهاى وجود انسان است.
۵- موجب شرح صدر، یعنى دریا دلى مى‏شود بوسیله آن مى‏توان در بلا یا پایمردى پیشه کرد مشکلات را تحمل نمود.
۶- باعث مى‏شود که انسان، گمشده اش را پیدا کند یعنى خدا تعالى را.
خوشا آن کس که بندد با تو پیوند خوشا آن دل که دارد با تو راهى
مران از آستانت بینوارا که دیگر در بساطم نیست آهى
نهاده سر به خاک آستانت گدائى، درمندى عذر خواهى
گرفتم دامن بخشنده‏اى را که بخشد از کرم کوهى به کاهى
ظریفه
بهترین دعا براى حجاج
حجاج بن یوسف استاندار خونخوار عبدالملک پنجمین خلیفه اموى در عراق از جنایت کاران بزرگ تاریخ مانند چنگیز و هیتلر و صدام بود. او شنید که در بغداد، درویشى زندگى مى‏کند که مستجاب الدعوه است، یعنى دعایش به استجابت مى‏رسد. او را به حضور طلبید و گفت: براى من دعاى خیر کن. درویش چنان دعا کرد: خدایا جان حجاج را بگیر. حجاج با ناراحتى گفت: این چه دعاى خیرى است؟! درویش گفت: این دعا، هم براى تو و هم براى همه مسلمین خیر است.
دست‏هاى پر از گناه به سوى تو گشودم
میثم تمار گفت: شبى از شبها مولاى من امیر المؤمنین(ع) مرا با خود از کوفه بیرون برد و به سوى صحرا مى‏رفتیم، تا آنکه چون به مسجد جعفى رسید، رو به قبله نمود و چهار رکعت نماز گذارد، و چون سلام داد و تسبیح گفت، دست‏هاى خود را براى دعا گشود و چنین گفت: الهى کیف ادعوک و قد عصیتک و کیف لا ادعوک و قد عرفتک و حبک فى قلبى مکین مددت الیک یدا با لذنوب مملوه و عینا بالرجاء ممدود (خداى من! چگونه تورا بخوانم در حالى که معصیت تورا کردم؟ و چگونه تورا بخوانم در حالیکه تو را شناختم و محبت تو در دل من جاى گرفته است؟ من دست‏هاى پر گناهان خود را به سوى تو کشوده ام و چشمان پر از امید به سوى تو دوخته ام) الهى انت مالک العطایا و انا اسیر الخطایا و من کرم العظماء الرفق بالاسراء و انا اءسیر بجرمى مرتهن بعلمى، الهى ما اضیق الطرق على من لم کن دلیله و اوحش المسک على من لم تکن اءنیسه (پروردگارمن! تو مالک بخشش‏ها هستى، ومن اسیر لغزشها و از اخلاق کریمانه بزرگانست که با اسیران مدارا مى‏کند و من اسیر جرم و جنایت خود هستم، و گروگان عمل، خداى من! چقدر تنگ است آن راههائى که تو راهبرش نباشى و چقدر ترسناک است آن طریقه که تو درآن مونس نباشى! میثم تمار مى‏گوید: پس صداى خودرا کوتاه کردند و به حال اخفات (آهسته دعائى کردند، و پس سجده نمودند، و چهره خود را به خاک مالیدند و بعد برخواستند، و صد مرتبه درآن حال العفو العفو گفتند، و بعد برخواستند، و از مسجد جعفى بیرون آمدند و راه صحرا را در پیش گرفتند و من به دنبالش مى‏رفتم. در این حال به جائى رسیدم که حضرت خطى بر روى زمین کشیدند و فرمودند: مبادا از این خط تجاوز کنى! من توقف کردم، و آن حضرت به تنهائى رهسپار شدند، و آن شب تاریک و ظلمانى بود. میثم مى‏گوید: من با خود گفتم: آقاى خودت و مو لاى خودت را با وجود این دشمنان بسیارى که دارد، تنها به دست بلا سپردى چه عذرى در نزد خدا خواهى داشت ودر نزد رسول خدا چه خواهى گفت؟ سو گند به خدا هم اینک به دنبال هو روان مى‏گردم، واز حال او جویا مى‏شوم، گرچه مستلزم مخالفت امر او شده باشد. من به دنبال او رفتم، تا رسیدم به جائى که دیدم آن حضرت تا نصف بدن خودرا در چاهى سرازیر کرد، و مشغول گفتگو با چاه است، او با چاه سخن مى‏گفت و چاه با آن حضرت. حضرت احساس کرد که من آمده ام، و ملتفت به من شد و فرمود: کیستى؟ عرض کردم؟ من میثم! مگر من به تو امر نکردم که از آن خط تجاوز ننمائى؟!فرمود: آیا از آنچه من در اینجا گفته ام چیزى شنیده اى؟عرض کردم: نه،‏اى مولاى من، چیزى نشنیده ام. حضرت فرمود: ‏اى میثم! (در سینه من حاجتها و خواهشهائیست که چون سینه من به جهت آنها تنگى کند و خسته شود، با دست خود زمین را مى‏کاوم و مى‏کنم و آن راز و سر درون خود را براى زمین ظاهر مى‏کنم و بازگو مى‏کنم پس هروقتى که زمین سبز شود، و از آن دانه بروید، آن دانه از آن کشت اسرارى است که من در زمین نموده ام.) باید دانست که مراد از کندن زمین با کف دست، و پنهان کردن سر در آن و انبات زمین از آن به سر، یا کنایه و استعار از نداشتن همسر است که انسان در دل خود را به او بگوید، مى‏باشد و یا واقعا اراده حضرت این بوده است که با نفس قدیسه خود آن اسرار را در درون خاک و روح ملکوت زمین بسپارند، تا آنکه بعد از آن زمین اسرار نباتى چون اولیاى خدا که صاحب سر حضرت باشند پدیدار گردد.
ماه مبارک ماه دعا است
و ارفعوا ایدکم بالدعا فى اوقات صلواتکم فانها افضل الساعات اقسم الله بعز ته ان لا یعذب المصلین و الساجدین.
مى فرماید: مسلمانان در این ماه رمضان، شریفترین، با فضیلت ترین وقتها بعد از نماز واجب است که افضل ساعت است.
درآن ساعتها دستتان را به در خانه دراز کنید از خدا بخواهید، زیرا قسم یاد کرده، بعزت و جلالش که نماز گزاران، سجده گذاران را عذاب نفرماید، و نیز در این ماه مبارک یلبیهم اذ نادو، و یجیبهم اذا دعوه هر وقت روز دار بعد از نماز بگوید یا الله، لبیک همراه اوست، وقتى مى‏گوید یارب لبیکها بلند است، زیر هر یارب تو لبیک مااست، حالا چنین است وقتى بخوانید لبیک مى‏گوید حاجت بطلبید و اجابت مى‏فرماید.
دعاى روزه دار مستجاب است
یا الله، خدایا حاجت ما به درگاه تو آن است هر گناهى که سبب مى‏شود ما گرسنه و تشنه از دنیا برویم، گرسنه و تشنه وارد محشر بشویم، گرسنه وتشنه وارد قیامت بشویم، یا الله این گناهان را تو پاک فرما. در جهنم به قدرى گرسنگى فشار مى‏آورد که راضى مى‏شود حمیم جهنم بخورد. به حرمت ماه رمضان، خدایا این دلها را تو از حوض کوثر خنک فرما، یا الله هر گناهى که حجاب است بین ما و حوض کوثر قلم عفو بر آن گناهان بکش و شستشو بده، ما را پاک و پاکیزه کن، ماه پاکیزه کردن است این ماه ماهى است که در ماه خدا پاک و تزکیه مى‏کند آنچه که از تو مى‏آید صیقل زدن، العفو گفتن است.
امشب شب قدرواحیاءاست مناجات سحر یا دتان نرود. در تنهائى درد دلت را بخدا بگو. گرفتاریهایت را به پروردگارت عرضه بدار. از دست شیطان ناله کن. از وسوهاى ابلیس فریاد بزن یا صریح المستصرخین خدا هم آنقدر بتو خواهد داد که چشمت روشن شود.
در دل توئى، درد جان توئى،‏اى مونس دیرینه ام
در سینه بریان توئى،‏اى مونس دیرینه ام
اى تو روان اندر بدن،‏اى هم تو جان و هم تو تن
اى تو حسن و هم حسن،‏اى مونس دیرینه ام
هم دل تو و هم سینه تو، گوهر تو و گنجینه تو
دینه تو و دیرینه تو،‏اى مونس دیرینه ام
راهم دهى ایم برت ورنه بمانم بر درت
اى لم یزل من چاکرت‏اى مونس دیرینه ام
خواهى بخوان خواهى بران، در جان من دارى مکان
دت را انیسى جاودان،‏اى مونس دیرینه ام
اما چگونه است که بسیاری خدا را میخوانند و در طلب و دعا هستند، ولی اجابت را نمییابند و گاهی دچار افسردگی و نا امیدی میشوند.
۱ ـ بسیاری از دعاها اصولاً دعا نیستند؛ یعنی بنده چیزی از خدا میخواهد که به ضررش است و خود نمیداند و خداوند در این موقع صلاح بنده را در نظر میگیرد. پس نمیتوان منتظر پاسخ و اجابت بود.
۲ ـ شرایط اجابت را ندارند.
۳ ـ وقت اجابت آن فرا نرسیده و بنده خدا به گمان آن که زمان از دست میرود، به اصرار روی آورده، و یا اگر دعایی به اجابت نمیرسد، به خاطر مصلحتی است که خداوند عالَم اگاه است، اما دعای بندهاش را رها و بیهوده نمیگذارد و آن را به نحو شایسته‏ای در دنیا و یا آخرت جبران میکند، به شرط آن که بندهاش در مقام تسلیم و رضا باشد و به هرچه او مصلحت دید قانع شود. گاهی خداوند چیزی بهتر از آن که خود انسان میخواهد، به او میدهد گاهی خداوند خواسته بنده را به تأخیر میاندازد و تا بنده با خداوند بیشتر ارتباط داشته باشد و این از هر پاداشی بالاتر است و لطف خاص خدا به بنده است، چون انسان پس از بر آورده شدن حاجت دو باره خدا را فراموش میکند.
دعاهائی که شرایط ذکر شده را دارند امّا به استجابت نمیرسند، علت اصلی عدم استجابت را باید در وجود گناهان دانست.
گناهکار نمیتواند در انتظار استجابت دعا به سر برد. “در کتاب کافی آمده است: از امام صادق(ع) سؤال شد: خدای تعالی فرمود: «مرا بخوانید تا شما را استجابت کنم” ما به پیشگاه خدا دعا میکنیم، ولی آثار اجابت را نمی‏بنیم “امام(ع) فرمود: «آیا هیچ دیده شده یا فکر آن میکنی که خدا خلاف وعده کند؟” گفت: نه، فرمود: «پس مستجاب نشدن برای چیست؟” عرض شد: نمیدانم. امام(ع) فرمود: «لیکن من به تو خبر میدهم و آگاهت میسازم. هرکس که اطاعت امر خدا کند و سپس از جهت و راه دعا او را بخواند، اجابتش فرماید” و عرض شد: جهت و راه دعا چیست؟ فرمود: «پیش از دعا حمد و ستایش خدا کنی. نعمت هایی را که به توبخشیده است، به یاد آوری، سپس شکر و سپاس گویی، آن گاه درود بر پیغمبر و آل او بفرستی، پس از آن یاد گناهت کرده، اقرار بدان نمای و از آسیب آن به خدا پناه بری. این است جهت وراه دعا». [آثار الصادقین‌ ج‌۶ ص‌۵۴ و۵۷، حدیث‌ دوم‌ به‌ نقل‌ از تفسیر صافی‌.]
یکی از مشکلات اساسی در اجابت نشدن دعا، حبس دعا است، به این معنا که اصلاً دعا از خود انسان تجاوز نمیکند به سوی خدا بالا نمیرود و یکی از علتهای اساسی آن، گناهان است. گناهان موجب حبس دعا می‏شود و باعث میگردد که دعای انسان اجابت نشود. در دعای کمیل حضرت علی از خداوند استغفار از گناهانی را طلب میکند که موجب حبس و در بند شدن دعا میشوند. بنده‏ای که در طریق هدایت باشد و سعی کند در مسیر حق گام بردارد، احتیاج واقعی خود را میشناسد، آن گاه مطلوب را درخواست میکند. گام برداشتن در چنین راهی، مستلزم داشتن تقوا و پرهیز از شهوات است. پیامبر گرامی اسلام دعا کرد خدایا! به اندازه یک چشم بر هم زدن مرا به خودم و امگذار و آن بخششهای شایستهای را که به من بخشیدهای، از من مگیر». کنز العمّال‌، ج‌۲، ص‌۱۸۶٫

شرایط اجابت دعا
۱ ـ شتاب نکردن اگر بندهای در رسیدن به حاجت شتاب کند، ممکن است نتیجهای نگیرد. امام صادق(ع) فرمود: «بنده چون دعا کند، خدا در رسیدن به حاجتش توجه خواهد کرد. به شرطی که بنده شتاب نکند». محجه‌ البیضاء، ج‌۲، ص‌۲۹۵
اسحاق بن عمار میگوید: به حضرت صادق سلام اللّه علیه عرض کردم: ممکن است دعای مردی مستجاب شده باشد و لی به تأخیر افتد و اثر استجابت آن، همان زمان ظاهر نشود؟ فرمود: آری تابیست سال (ممکن است به تأخیر افتد). اصول کافی، ج ۴، ص۲۴۵٫ نیز حضرت فرمود: «میان گفته خدا وند متعال که به موسی و هارون، در مقابل تقاضای نابودی فرعون و پیروانش فرمود هر آینه دعای شما به اجابت رسید” [یونس () آیه‌ ۸۹٫] و نابودی فرعون چهل سال طول کشید». [اصول کافی، ج ۴، ص ۲۴۵٫]
۲ ـ دعا به شکل دیگری اجابت میشود. پیامبر گرامی(ص) فرمود: «هیچ مسلمانی نیست که خدا را بخواند و دعایی کند که در آن قطع رحم (قطع ارتباط با فامیل) و یا جلب گناهی نباشد مگر آن که خدا به عوض آن دعا سه خصلت به او عطا کند: یا دعایش را فوراً مستجاب کند، یا پاداشش را در آخرت (برای او) پس انداز فرماید، یا همانند آن، بدی را از او بر طرف کند” سفینه البحار، ج۱، ص۴۴۶٫
امام زین العابدین(ع) فرمود: «دعای مؤمن یکی از سه فایده را دارد: یا برای او ذخیره و پس انداز میشود، یا در دنیا بر آورده میشود، یا بلایی را که میخواست به او برسد، از او برمی گرداند». تحف العقول، ص۲۰۲٫
۳ ـ اصرار بر حاجت و نیاز: پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: «دعا سپر مؤمن است. و هنگامی که در را بسیار کو بیدی، به روی تو باز میشود». اصول‌ کافی‌، ج‌۴، ص‌۲۱۴٫
البته موانع دیگری برای تأخیر و یا عدم اسجابت دعا وجود دارد، اصل دعا و راز و نیاز با معبود است. عابد وقتی با معبود راز و نیاز میکند، یعنی به او متصل شده، پس برایش فرقی نمیکند که نتیجه حاصل شود یا نشود.
حافظ وظیفه تو دعا گفتن است و بس در فکر آن مباش که نشنید یا شنید
احمد بن محمد بن ابی نصر میگوید به حضرت رضا(ع) عرض کردم: قربانت شوم! من چند سال است که از خدا حاجتی در خواست کردهام و از تأخیر اجابتش در دلم، شبهه و نگرانی به وجود آمده است. حضرت فرمود: «ای احمد! مبادا شیطان بردل تو راهی بازکند تا تورانا امید کند. امام باقر(ع) فرمود: «مؤمن حاجتی از خدا بخواهد و اجابت آن به تأخیر افتد، که به خاطر محبوبیتش و شنیدن صدای گریه و ناله او نزد خداوند است، سپس فرمود: به خدا سوگند! آن چه خداوند عزوجل برای مؤمنین از آن چه میخواهند و می‏طلبند، پس انداز کند، بهتر است برای ایشان از آن چه که زود به آنها عطا کند. دنیا چیست!. مقصود امام باقر از این که دنیا چیست یعنی دنیا چیزی نیست که بتوان در آن ارزش ماند گاری یافت.
ولی میتوان چیزی در آن به دست آورد که باقی و جاودانی باشد: آن چه به شما داده شده، متاع زندگی دنیا و زینت آن است و آن چه نزد خدا است، بهتر و پایدارتر است، آیا اندیشه نمیکنید؟. سوره قصص (۲۸)، آیه ۶۰
فرازدیگردعا
«ووفقنی فیه لموجبات مرضاتک»؛ در این روز به من توفیق بده تا موجبات خشنودی تو را فراهم کنم.
دوستی و دشمنی برای رضای خدا
امام سجّاد(ع) فرمود: وقتی که اوّلین و آخرین انسانها جمع می‏شوند و قیامت برپا می‏گرددمأموری ندا می‏دهد که کجایند آنان که یکدیگر را برای خدا دوست می‏داشتند؟ افرادی برمیخیزند، به آن‏ها گفته می‏شود که به سوی بهشت بروید که حسابی بر شما نیست و نباید در صحرای محشر معطل بشوید. آن‏ها حرکت می‏کنند، در بین راه عده‏ای ملائکه آن‏ها را می‏بینند و از آنان می‏پرسند: به کجا می‏روید؟ آن‏ها می‏گویند: بدون حساب وارد بهشت می‏شویم! ملائکه می‏پرسند: شما جزء کدام حزب و گروهی هستید؟ پاسخ می‏دهند ما یکدیگر را به خاطر خدا و نه به جهت امور دنیوی دوست می‏داشتیم! می‏پرسند: عمل شما چه بود؟ می‏گویند: دوستی و دشمنی ما با افراد برای خدا بود، به خاطر خدا با کسی دوست و به خاطر او با دیگری که دشمن خدا بود دشمن بودیم! ملائکه می‏گویند: اجر و پاداش نیکوکاران خوب است به بهشت بروید. (شنیدنی‏های تاریخ ص ۶۳- ۶۴)
«واسکنّی فیه بحبوحات جناتک» ، و در وسط بهشتهایت مرا ساکن کن.
امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: لَیْسَ لِأَنْفُسِکُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّهُ فَلَا تَبِیعُوهَا إِلَّا بِهاَ. برای نفس شما، بهایی غیر از بهشت نیست، پس نفس خود را به غیر از بهشت نفروشید. (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۲۳۲)
همنشین داود در بهشت
روزی حضرت «داود» در مناجاتش از خداوند خواست، همنشین او را در بهشت به وی معرفی کند. از جانب خداوند ندا رسید که «فردا از دروازه شهر بیرون برو. اوّلین کسی که با او برخورد نمایی، همنشین تو در بهشت می‏باشد.» روز بعد، حضرت داود به اتّفاق پسرش «سلیمان» از شهر خارج شد. پیرمردی را دید که پشته هیزمی از کوه پائین میآورد، تا بفروشد. پیرمرد که «متّی» نام داشت، کنار دروازه فریاد زد: «کیست که هیزم بخواهد؟» یک نفر پیدا شد و هیزمش را خرید. حضرت داود پیش او رفت و سلام کرد و گفت: «آیا ممکن است، امروز ما را مهمان کنی؟» پیرمرد پاسخ داد: «مهمان حبیب خداست، بفرمایید.» سپس پیرمرد با پولی که از فروش هیزم بدست آورده بود مقداری گندم خرید. وقتی آن‏ها به خانه رسیدند، پیرمرد گندم را آرد کرد و سه عدد نان پخت و نان‏ها را جلویِ مهمانانش گذاشت. وقتی شروع به خوردن کردند، پیرمرد، هر لقمه‏ای را که به دهان می‏برد، ابتدا «بسم الله» و در انتها «الحمدُ لله» می‏گفت. وقتی ناهارِ مختصر آنها به پایان رسید، دستش را به طرف آسمان بلند کرد و گفت: «خداوندا، هیزمی را که فروختم، درختش را تو کاشتی. آن را تو خشک کردی، نیرویِ کندنِ هیزم را تو به من دادی. مشتری را تو فرستادی که هیزم‏ها را بخرد و گندمی را که خوردیم، بذرش را تو کاشتی. وسایل آرد کردن و نان پختن را نیز تو به من دادی. در برابر این همه نعمت من چه کرده ام؟» پیرمرد این حرف‏ها را می‏زد و گریه می‏کرد. داود نگاهِ معنی داری به پسرش کرد؛ یعنی همین است علّت این که او با پیامبران محشور می‏شود. (داستان‏های شهید دستغیب ص ۳۰- ۳۱)
حضرت مولیالموحدین فرمود: تَرْکُ الذَّنْبِ شَدِیدٌ وَ أَشَدُّ مِنْهُ تَرْکُ الْجَنَّهِ. ترک کردن گناه سخت، وسخت تراز آن، ترک کردن بهشت است. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۸۷
حکایت راستان
سید بن طاوس گفت: خلیفه می‏خواست منصب قضاوت را به من واگذارد. به او گفتم: میان عقل و هوای نفس من، جنگ و جدال سختی در گرفته است. عقل گوید: من می‏خواهم تو را به سوی بهشت هدایت کنم و سعادت همیشگی تو را تأمین نمایم. هوای نفس میگوید: بهشت و آخرت نسیه است. من می‏خواهم تو را از لذّتهای دنیوی که نقد است برخوردار نمایم و درهای خوشبختی را بر روی تو بگشایم. این نزاع در بین عقل و هوای نفس بالا گرفت و قضاوت را به عهده من نهادند و من گاهی عقل و گاهی نفس را محکوم کردم وهنوزهم نزاع ادامه دارد. اکنون مدت پنجاه سال است که از عمرم می‏گذرد و نتوانسته ام این نزاع را خاتمه دهم، پس کسی که دراین سنّ طولانی؛ نتواند یک قضیّه را فیصله دهد، چگونه می‏تواند در پیش آمدهای گوناگون، بین مردم قضاوت نماید. برای قضاوت و داوری بین مردم، کسی را برگزینید که بین عقل و هوای نفس او توافقی حکم فرما باشد تا بتواند در این کار خطیر، دخالت نماید. (ماهنامه پاسدار اسلام –سال دهم- شماره۱۱۰)
تو زاهد تری
روزی خلیفه به بهلول گفت؛ تو انسان زاهدی هستی که توانستی از دنیا و مقام دنیوی بگذری، بهلول پاسخ داد؛ ولی تو زاهدتر هستی؛ زیرا از آخرت خود به خاطر دنیا گذشته ای!
فرازدیگردعا
وَ أَسْکِنِّی فِیهِ بُحْبُوحَاتِ جَنَّاتِکَ
خدایا من را در وسط بهشت ساکن کن، شاید وسط بهشت محل سکونت اولیاء الهی است که آن را از خدا درخواست می‏کنیم
همان طور که می‏دانیم خداوند در قرآن می‏فرماید: «إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ…» (بقره/۱۸۶) یعنی «هنگامی که بندگان من از تو در مورد من سئوال می‏کنند، بگو که من نزدیک (آنها هستم) و اجابت می‏کنم دعای کسانی را که مرا می‏خوانند و از من درخواست می‏کنند.» پس ما نیز در این روز از خداوند خواستاریم که ما را از خشم و غضب خود دور ساخته و به بهشت برینش که سرچشمه رضایت اوست، داخل سازد.
یَا مُجِیبَ دَعْوَهِ الْمُضْطَرِّین‏ ای خدایی که دعای مضطرین را اجابت می‏کنی، دعاهای امروز را در حق من مستجاب کن.
با توجه به اینکه امشب شب قدر است باید التماس کرد باید سجده کرد. باید صورت روی خاک گذاشت امشب شب دعاست آیاکسی هست بگوید من گناهکارنیستم همه باید توبه کنیم باید استغاثه کنیم.
خدای گنهکاران
روزی حضرت موسی(ع) در کوه طور، هنگام مناجات عرض کرد: ‏ای پروردگار جهانیان!جواب آمد: لبیک!سپس عرض کرد:‏ای خدای اطاعت کنندگان!جواب آمد: لبیک!سپس عرض کرد:‏ای پروردگار گناه کاران! موسی(ع) شنید: لبیک، لبیک، لبیک!
حضرت موسی(ع) عرض کرد: خدایا! حکمتش چیست که تو را به بهترین اسامی صدا زدم، یک بار جواب دادی؛ اما تا گفتم‏ای خدای گنهکاران، سه مرتبه جواب دادی؟خداوند فرمود:‏ای موسی! عارفان، به معرفت خود و نیکوکاران به کار نیک خود و مطیعان به اطاعت خود اعتماد دارند؛ اما گنهکاران جز فضل من پناهی ندارند. اگر من هم آن‏ها را از درگاه خود ناامید کنم، به درگاه چه کسی پناهنده شوند.
خدای قارون
قارون از بس گناه کرد هرچی موسی نصیحتش کرد فایده‏ای نداشت. خدا به موسی گفت عذابمو در اختیارت گذاشتم
به زمین فرمان بده قارون تو خودش با مالش فرو ببره. موسی گفت زمین قارون را بگیر. یه مقدار از پاهای قارون فرو رفت تو زمین. قارون فهمید دیگه کارش تمومه بنا کرد گریه کردن. گفت موسی غلط کردم. موسی گفت نه زمین قارون را بگیر.
نصفی از بدنش فرو رفت تو زمین. بار دوم بنا کرد به التماس کردن. موسی به خدا دیگه گناه نمیکنم من تسلیم تو میشم.
موسی گفت نه زمین قارون را بگیر. تا سینش فرو رفت تو زمین. بار آخر گفت موسی غلط کردم. موسی گفت زمین قارون را بگیر بار سوم نفرین کرد. قارون و تمام ثروتش تو زمین فرو رفتن موسی خوشحال شد. فردا اومد کوه طور مناجات کرد هرچی خدا را صدا زد دید خدا جوابشو نمیده. خدایا چرا جواب منو نمیدی من موسی هستم پیامبر تو. خطاب شد موسی چقدر بنده‏ی من قارون دیروز تو را صدا زد تو جوابشو ندادی. موسی به عزت و جلالم اگه یه بار میگفت خدا من اونو نجاتش میدادم من اونو می‏بخشیدم.
ذکرمصیبت
ذکر مصیبت حضرت علی(ع) ازلسان مقام معظم رهبری (مدظله العالی)
من دو سه جمله از روایات نقل شده را به عنوان ذکر مصیبت بیان می‏کنم. لوط بن یحیی ابی مخنف می‏گوید: «فلما احسّ الأمام بالضّرب لم یتأوّه» یعنی وقتی در محراب بر فرق آن بزرگوار ضربه وارد شد و پیشانی حضرت را شکافت، هیچ آه و ناله یی نکردند. «وصبر واحتسب»؛ خودشان را حفظ کردند و صبر کردند. «ووقع علی وجه و لیس عنده احد»؛ حضرت با صورت روی زمین افتادند و اطراف ایشان کسی نبود؛ چون هنوز نماز شروع نشده بود، مسجد هم تاریک بود و مردم به طور متفرق در مسجد مشغول خواندن نافله بودند؛ بنابراین اولِ کار کسی نفهمید چه اتفاقی افتاده است. «قائلاً بسم الله و بالله و علی ملّه رسول الله». اولین جملاتی که حضرت بعد از ضربت خوردن بر زبان جاری کردند، جملاتی بود که در موارد دیگر هم به گوشمان رسیده است. بعد از این که سیدالشهداء ضربت خوردند و بر زمین افتادند، همین جملات از قول ایشان نقل شده است: «بسم الله و بالله و علی ملّۀ رسول الله»؛ به نام خدا و برای خدا و بر طریقه‏ی رسول خدا، حاصل زندگی را تقدیم این راه کردند. در ادامه، این جمله هم از امیرالمؤمنین نقل شده است که فرمود: «فزت و رب الکعبه»؛ به خدای کعبه رستگار شدم. در روایت دیگری آمده است که حضرت فرمود: «لمثل هذا فلیعمل العاملون»؛ یعنی انسان برای رسیدن به چنین سرانجامی هر چه عمل کند، زیادی عمل نکرده است؛ بنابراین برای چنین سرانجامی باید عمل کرد. این نشان می‏دهد که این روح مطهر و پاکیزه چطور متصل به عوالم ملکوت بوده است؛ حتی در همان وقتی که هنوز جسم او در این دنیا زنده بوده است. «ثم صاح و قال قتلنی اللعین»؛ بعد از آن که حضرت این مناجات را کردند، فریاد کشیدند تا مردم متوجه باشند و نگذارند قاتل بگریزد. «فلما سمع النّاس الضّجّه»؛ مردم وقتی صدای امیرالمؤمنین را شنیدند، «ثار الیه کل من کان فی المسجد»؛ همه به طرف محراب مسجد ریختند، اما نمی‏دانستند چه اتفاقی افتاده است و باید چه کار کنند. «ثم احاطوا بأمیرالمؤمنین»؛ بعد آمدند اطراف امیرالمؤمنین جمع شدند. «و هم یشید رأسه بمئزره والدّم یجری علی وجهه ولحیته»؛ وقتی مردم جمع شدند، دیدند حضرت در همان حال ضعف و در حالی که فرقشان شکافته است، دارند با دستمالی زخم خود را می‏بندند و خون بر صورت و محاسن آن بزرگوار جاری است. «وقد خضبت بدمائه»؛ محاسن آن حضرت که سفید بود، با خون آن بزرگوار رنگین شده بود. «و هو یقول هذا ما وعد الله و رسوله و صدق الله و رسوله»؛ این همان وعده‏ی خدای متعال و پیغمبر اوست، و خدای متعال و پیغمبرش راست گفتند و وعده‏ی آنها تحقق پیدا کرد.
مستحب است میت وقتی در قبر می‏گذارند بند کفن را باز کنند وصورت را روی خاک بگذارند علی راداخل قبرگذاشتند لایوم کیومک یا اباعبدالله وقتی امام سجاد بدن بی کفن پاره پاره پدر درقبر گذاشت دید پدر سرکه در بدن ندارد سرگذاشت به رگهای بریده شده پدرای وای‏ای وای…

دسته: نودمجلس در30 روز (ماه مبارک رمضان ) | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

تیر ۱۳۹۷
د س چ پ ج ش ی
« خرداد    
 123
۴۵۶۷۸۹۱۰
۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷
۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴
۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱
No Image No Image