آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
شرح دعای روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان پيوند ثابت

روز بیست و هفتم
احکام
۱- در یکى از روزهاى ماه رمضان روزه گرفتم ولى دندانهایم را مسواک نزدم، و بدون اینکه باقیمانده غذاهاى لابلاى دندانها را عمداً ببلعم، خودبخود بلعیده شده است. آیا قضاى روزه آن روز بر من واجب است؟ج: اگر علم به وجود باقیمانده غذا در بین دندانهایتان و یا علم به رسیدن آن به حلق نداشته‏اید و فرو رفتن آن هم عمدى و با التفات نبوده، قضاى روزه بر شما واجب نیست.
۲- از لثه شخص روزه‏دارى خون زیادى خارج مى‏شود، آیا روزه‏اش باطل مى‏شود؟ آیا براى او ریختن آب با ظرف بر سرش جایز است؟ج: با خروج خون از لثه تا آن را فرو نبرده است، روزه باطل نمى‏شود. همچنین ریختن آب بر روى سر توسط ظرف و مانند آن به صحت روزه ضرر نمى‏رساند.
۳- داروهاى مخصوصى براى معالجه بعضى از بیمارى‏هاى زنان وجود دارد (شیافهاى روغنى) که در داخل بدن گذاشته مى‏شود، آیا استفاده از آن موجب بطلان روزه مى‏شود؟ج: استفاده از آن داروها به روزه ضرر نمى‏رساند.
حضرت آیت الله خامنه‏ اى (مدظله العالى)
نماز شب بیست و هفتم: چهار رکعت (دو تا دو رکعتی)، در هر رکعت بعد از حمد سوره تبارک، و اگر حفظ ندارد بیست و پنج مرتبه سوره توحید را بخواند. ثواب: حضرت علی فرمود: هر کس بخواند، خدا گناهان او و پدر و مادرش را می‏آمرزد.
شرح دعای روز بیست و هفتم
اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ فَضْلَ لَیْلَهِ الْقَدْرِ وَ صَیِّرْ أُمُورِی فِیهِ مِنَ الْعُسْرِ إِلَى الْیُسْرِ وَ اقْبَلْ مَعَاذِیرِی وَ حُطَّ عَنِّیَ الذَّنْبَ وَ الْوِزْرَ یَا رَءُوفاً بِعِبَادِهِ الصَّالِحِین. ‏اى خدا در این روز فضیلت لیله القدر را نصیب من گردان و تمام‏امور و کارهاى مشکل مرا آسان گردان و عذرهایم را بپذیر و وزر و گناهم را محو و نابود ساز،‏اى رئوف و مهربان در حق صالحان.
شب قدر در حقیقت، زمانی برای راز و نیاز با خداست و از زمانهای پرفضیلتی است که اگر کسی آن لحظات را درک کند، اجر و پاداش بسیاری از خدا دریافت خواهد نمود، شب قدر شب مبارکی است که فرشتگان و روح بر زمین نازل میشوند. یکی از ویژگیهای شب قدر «پنهان» بودن آن است تا بهانهای باشد به این که مردم شبهای بسیاری را با خدای خود خلوت کنند. بسیاری از علما، در طول یک سال، به شبزندهداری میپرداختند تا فضیلت شب قدر را درک کنند. در منابع دینی ما علاوه بر شبهای نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم، شبهای فرد دهه سوم ماه مبارک رمضان به عنوان شبهای قدر معرفی شده است که شب بیست و هفتم و بیست و نهم از جمله آن میباشد.
پاسخ به یک پرسش
در ابتدای بحث، این سؤال پیش میآید که چرا درخواست درک فضیلت شب قدر روز بعد انجام میگیرد؛ یعنی وقتی این دعا را هنگام روز میخوانیم که شب قدر (شب بیست و هفتم) را پشت سر گذاشتهایم، پس چرا از خداوند درخواست میکنیم که فضیلت شب قدر را روزی ما گرداند! این مساله، مثل این است که، در روز جمعه از خداوند بخواهیم فضیلت شب جمعهای که گذشت را به ما عنایت کن! در پاسخ باید گفت که در روایات آمده است که روز بعد از شب قدر یا روز هر شب مقدسی، مانند آن شب مقدس، مقدس است؛ یعنی روز بیست و سوم ماه رمضان، مانند شب بیست و سوم ماه رمضان است یا روز بیست و هفتم ماه رمضان، مثل شب بیست و هفتم میباشد.
اهمیت سوره قدر
سوره قدر به تنهایی دارای جایگاه بسیار بلندی است و در متون روایی به قرائت آن در تمام زمانهای به ویژه ماه مبارک رمضان تأکید بسیاری شده است، ولی ویژگی خاص آن این میباشد که شیعیان میتوانند با استدلال به سوره قدر، تمام مذاهب اسلامی را پیرو مذهب شیعه کنند.
وَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ(ع) قَالَ یَا مَعْشَرَ الشِّیعَهِ خَاصِمُوا بِسُورَهِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ تَفْلُجُوا فَوَ اللَّهِ إِنَّهَا لَحُجَّهُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى عَلَى الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ إِنَّهَا لَسَیِّدَهُ دِینِکُمْ وَ إِنَّهَا لَغَایَهُ عِلْمِنَا یَا مَعْشَرَ الشِّیعَهِ خَاصِمُوا بِ «حم وَ الْکِتابِ الْمُبِینِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهٍ مُبارَکَهٍ إِنَّا کُنَّا مُنْذِرِینَ» فَإِنَّهَا لِوُلَاهِ الْأَمْرِ خَاصَّهً بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ
امام محمد تقى(ع) فرمود: ‏اى شیعه: با سوره «انا انزلناه» (با اهل سنت) مخاصمه و مباحثه کنید تا پیروز شوید، بخدا که آن سوره پس از پیغمبر، حجت خداى تبارک و تعالى است بر مردم و آن سوره سرور دین شماست (بزرگترین دلیل مذهب شماست) و نهایت دانش ماست (زیرا کاشف از شب قدر است و در آن شب مکنونات علمى براى ما هویدا مى‏گردد) ‏اى گروه شیعه با آیات حم وَ الْکِتابِ الْمُبِینِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهٍ مُبارَکَهٍ إِنَّا کُنَّا مُنْذِرِینَ مخاصمه کنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت، بعد از پیغمبر(ص) است. (کافی ج۱ ص۲۴۹)
بر اساس اسنادی که حتی در کتب اهل تسنن وجود دارد، آمده است که در شب قدر، فرشتگان نازل میشوند و قرآن نیز در سوره قدر میفرماید: تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ؛ فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان براى (تقدیر) هر کارى نازل مى‏شوند (قدر ۴) «تنزّل» فعل مضارع است و در فعل مضارع استمرار وجود دارد: «تنزل» یعنی هر سال در شب قدر فرشتگان نازل میشوند. سیدبن طاووس فرموده بود: من شب قدر را میشناسم و فرشتگان را میبینم.
در زمان حیات پیامبر فرشتگان و روح اعظم بر پیامبر نازل میشدند به عقیده شیعه، نزول فرشتگان در زمان امیرالمؤمنین(ع) بر آن حضرت و در حیات ائمه دیگر بر آن بزرگواران نازل میشدند و اکنون نیز، فرشتگان و روح اعظم بر حضرت حجتابن الحسن(عج) که حجت حق هستند، نازل میشوند. حال از اهل تسنن و تمام مذاهب غیر شیعی میپرسیم آیه میفرماید: اکنون که فرشتگان و روح اعظم نازل می‏شوند، بر چه کسی نازل میشوند؟! آیا فرشتگان بدون هدف بر زمین نازل میشوند؟عقیده شیعیان در این مساله بسیار روشن و شفاف است که میگویند بر امام زمان(عج) نازل میشوند. شما (دیگر مذاهب) که عقیده به امام زمان(عج) ندارید یا امام زمان(عج) را زنده نمیدانید! نزول فرشتگان را برای چه کسی میدانید؟!نزول این فرشتگان مثل فرشتگانِ باران نیست که به زمین میآیند و بر میگردند، قرآن میفرماید برای «کل امر» نزول میکنند و باید نزد حجت خدا بیایند. اگر این سوره به صورت صحیح، در دنیا تبیین شود تمام مذاهب غیر شیعی بدون تعصب را میتوان شیعه کرد و یا به حقانیت شیعه آگاه ساخت.
فضائل شب قدر
از فضائل شب قدر نزول قرآن است.
خداوند در قرآن میفرماید: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَهِ الْقَدْرِ. ما آن (قرآن) رادر شب قدر نازل کردیم. (قدر ۱)
«مبارک بودن» از دیگر فضایل شب قدر میباشد.
خداوند در سوره دخان میفرماید: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَهٍ مُبارَکَهٍ. ماآن (قرآن) را درشب پربرکتی نازل کردیم. (آیه ۳)
از این دو آیه فهمیده میشود که لیلهالقدر، همان لیله مبارکه میباشد.
فضیلت دیگر شب قدر، «تقدیر و تدبیر» است که بهتر از هزار ماه است به عبارتی بیشتر از ۸۳ سال و ۴ماه میباشد که فراتر از یک عمر طبیعی بشر است.
فضایل شب قدر
برتری این شب از هزار ماه!
شب قدر
شب قدر از شب‏هاى با عظمت و با اهمیت سال است و دلیل فضیلت این شب بر سایر شب‏ها به اعتبار امورى است که در این شب محقق مى‏گردد وگرنه اجزاى زمان یا مکان، درجه و رتبه وجودى شان یکى است و بین آنها تفاوتى وجود ندارد.
شب آمرزش گناهان است
در منهج الصادقین در تفسیر سوره قدر از پیامبر خدا(ص) روایت شده که فرمودند: هر کس شب قدر را احیا دارد و مومن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامى گناهانش آمرزیده مى‏شود.
قلب ماه رمضان است
در روایتى مى‏خوانیم که امام صادق(ع) فرمود: از کتاب خدا استفاده مى‏شود که شماره ماه‏هاى سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سر آمد ماه ها، رمضان است و قلب ماه رمضان، لیله القدر است. تفسیر نور الثقلین، ج ۵، ص ۹۱۸؛ و نیز رک: مجمع البیان.
پیامبر خاتم(ص) فرمود: لیله القدر سیده اللیالى شب قدر، سرور شبهاست. بحار الانوار، ج ۴۰، ص ۵۴
از هزار ماه بهتر است
از امام زین العابدین(ع) روایت شده که فرمود: خدا به رسول خود محمد(ص) گفت: آیا مى‏دانى براى چه شب قدر از هزار ماه برتر است؟ اظهار داشت: نه. خداوند فرمود: براى این که در این شب، فرشتگان و روح به اذن بارى تعالى هر امرى را فرود مى‏آورند.
به چه سبب شب قدر بهتر از هزار ماه است؟
در خبرى از رسول خدا(ص) نقل شده است: هنگامى که ماه رمضان نزدیک شد در ایامى که سه روز از ماه شعبان باقى بود به بلال گفت: مسلمانان را به مسجد بخوان و چون گرد آمدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: ‏اى مردم! پروردگار این ماه را به شما اختصاص داده است، آن سید ماههاست و در آن شبى است که از هزار ماه نیکوتر است. نور الثقلین، ج ۵، ص ۶۱۸

نظرهاى گوناگونى در خصوص بهتر بودن این شب مبارک از هزار ماه، ابراز شده است. مثلا زمخشرى در کشاف مى‏گوید: ارتقاى فضیلت شب قدر تا این حد، علتش وجود مصالح دینى است، از قبیل نزول ملائکه و روح و تفضیل هر امرى از روى حکمت.
الف) عمل نیک در این شب از هزار ماهى که در آنها شب قدر نباشد بهتر است و در این خصوص، روایت زیر قابل دقت است.
راوى از امام صادق(ع) سوال مى‏کند: چگونه ممکن است شب قدر از هزار ماه بهتر باشد؟امام(ع) فرمودند: العمل فیها خیر من العمل فى الف شهر لیس فیها لیله القدر. یعنى عمل در شب قدر بهتر از عمل در هزار ماهى است که شب قدر در آن نباشد.
ب) از امام زین العابدین(ع) روایت شده که فرمود: خدا به رسول خود محمد(ص) گفت: آیا مى‏دانى براى چه شب قدر از هزار ماه برتر است؟ اظهار داشت: نه. خداوند فرمود: براى این که در این شب، فرشتگان و روح به اذن بارى تعالى هر امرى را فرود مى‏آورند. الکافى، ج ۱، ص ۲۴۸ و بحار الانوار، ج ۲۵، ص ۸۰
ج) نزول قرآن در این شب
طبق روایات موجود، مجموع قرآن که معجزه جاوید رسول خدا(ص) است، در شب قدر دفعتا به صورت یک روح از لوح محفوظ به آسمان دنیا یا بیت المعمور و یا قلب پیامبر اکرم(ص) نازل شده است. این را اصطلاحا نزول دفعى (یکباره) و نزول اجمالى قرآن مى‏گویند، اما قرآن یک نزول تدریجى و تفصیلى هم دارد، که طى ۲۳ سال دوران نبوت پیامبر گرامى اسلام به صورت الفاظ نازل شده است. به همین علت، لغویان بین کلمه نزول از باب افعال و از باب تفعیل فرق گذارده اند؛ از این رو آیاتى که با لفظ انزال و مشتقات آن آمده، ظاهر در نزول دفعى مى‏دانند و آیاتى که با لفظ تنزیل و مشقات آن وارد شده است، ظاهر در نزول تدریجى مى‏دانند.
سوره قدر
نامگذارى یکى از سور قرآن به نام قدرسوره القدر، گویاى فضیلت و اهمیت این شب است.
شب مبارک
شب قدر شبى مبارک و فرخنده است، چون قرآن که بهترین خیرات و برکات است، در این شب نازل شده است: (انا انزلناه فى لیله مبارکه)
درخواست آیتالله کوهستانی چه بود؟
در فراز دیگر این دعا میخوانیم: وَ صَیِّرْ أُمُورِی فِیهِ مِنَ الْعُسْرِ إِلَى الْیُسْرِ؛ تمام امور و کارهای مشکل مرا آسان گردان.
حضرت آیتالله گلپایگانی به آیت الله کوهستانی فرمود: ما به دعای شما نیاز داریم ما را دعا کنید. آیتالله کوهستانی نیز فرمود: من شما را دعا می‏کنم، اما من هم از شما تقاضایی دارم و آن این است که دعا کنید و از خدا بخواهید هر چه سختی و فشار قرار است متوجه من شود در همین دنیا بر من وارد گردد و از سختی قیامت و فشار آخرت مرا نجات دهد. (برقله پارسایی ص۳۳۶)
معنای دقیق لیلهالقدر در کلام امام صادق(ع)
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) أَنَّهُ قَالَ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ اللَّیْلَهُ فَاطِمَهُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَکَ لَیْلَهَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّیَتْ فَاطِمَهَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَ؛ امام صادق(ع) فرمود: معنى کلمه لیله، که در آیه اول سوره مبارکه قدراست، فاطمه و معنى کلمه قدر، خدا است، پس کسى که فاطمه را آن طور که باید و شاید بشناسد لیله القدر را درک نموده است، فاطمه بدین جهت فاطمه، نامیده شده است که خلق نتوانستند اورا بشناسند. (بحار ج ۴۳ – ص۶۵)
از جمله مباحثی که در مورد «لیلهالقدر» در روایات مطرحشده است، این است که شب قدر به حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا(س) تفسیر شده است.
داستان راستان
خواب سید حسن نصر الله از حضرت زهرا
آیت الله خزعلی به نقل از سید حسن نصرالله می‏گویند: در یکی از روزهایی که اسرائیل با ناوگان‏های پیشرفته خود، تا نزدیک مرز لبنان پیش آمده بود و ما با همه توان مبارزه کردیم، خسته شده بودم و نمیدانستم چگونه میتوان، آن ناوگانهای پیشرفته را منهدم کرد! در اتاق فرماندهی از شدت خستگی خوابم برد. در خواب دیدم که به محضر اهل بیت شرفیاب شده ام و به نوبت محضر آن انوار مقدس می‏رسیدم. من هر یک را که زیارت میکردم. پس از هدایت، مرا به امام بعدی ارجاع میدادند تا اینکه به خدمت حضرت فاطمه زهرا(س) رسیدم، به محض دیدن ایشان، درد دل را آغاز کردم، از سختی کار گفتم و از ایشان درخواست کمک کردم. آن حضرت با دست مبارکشان به سمت آسمان اشاره‏ای کرد و و با کلامی از ما دلجویی فرمودند، در همان حال از خواب بیدار شدم. تنها چند ساعت از آن خواب گذشته بود که خبر دادند یکی از ناوگان‏های اسرائیل منهدم شده است. ساعت این اقدام پیروز مندانه را پرسیدم. درست این اتفاق در همان ساعتی که من آن خواب را دیده بودم روی داد. صلی الله علیک ایتها الصدیقه الشهیده
وصَیّرْ أموری فیهِ من العُسْرِ الی الیُسْرِ و بگردان در آن کارهای مرا از سختی به آسانی
خداوند هیچ وقت سختی و زحمت و عسر انسان را نمی‏خواهد، بلکه او یسر و راحتی و آسانی انسان را می‏خواهد: «یُرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر. یعنی: خداوند راحتی شما را می‏خواهد؛ نه زحمت شما را.» (بقره/۱۸۵)
خداوند با شرایطی شدّت را فرج می‏دهد و سختی و مشکل را آسان می‏کند. در قرآن و در سوره مبارکه لیل بعد از چند قسم می‏فرماید که سعی و کوشش و تلاش شما گوناگون است و در شرایطی در مسیر آسانی قرار می‏دهد شما را: «فأَمّا مَن اَعطی و اتّقی؛ و صدّقَ بالحُسنی؛ فسنُیسّره للیُسری. یعنی: امّا آن کس که – در را خدا – انفاق کند و پرهیز کاری پیش گیرد؛ و جزای نیک الهی را تصدیق کند؛ ما او را در مسیر آسانی قرار می‏دهیم.» (لیل/۵- ۶- ۷)
و امّا من بخِلَ و استغنی؛ و کذّب بالحسنی؛ فسنُیسّره للعسری. یعنی: امّا کسی که بخل ورزد و بی نیازی طلبد؛ و پاداش نیک الهی را انکار کند؛ بزودی او را در مسیر دشواری قرار می‏دهیم.» (لیل/۸- ۹- ۱۰)
پس سخاوت آسانی و یسر و فرج الهی را نصیب انسان می‏کند. و بخل و خساست، عسر و سختی و شدّت در زندگی را حاصل می‏کند. حضرت موسی(ع) از خداوند جهت هدایت امّت خویش از خداوند یسر و آسانی در کار را می‏کند، آنجا که به خدا عرض می‏کند: «ربّ اشرح لی صدری؛ و یسّر لی امری. یعنی: موسی گفت: پروردگارا! سینه ام را گشاده کن؛ و کارم را برایم آسان گردان.» (طه/۲۵- ۲۶)
در آیه‏ای دیگر از قرآن، شرط آسانی در کارها را ایمان و عمل صالح بیان می‏فرماید: «و اَمّا مَن ءامن و عمِلَ صالحاً فله جزاءَ الحُسنی و سنقول مِن امرنا یُسراً. یعنی: و امّا کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پاداش نیکوتر خواهد داشت؛ و ما دستور آسانی به او خواهیم داد.» (کهف/۸۸)
تقوای الهی موجب آسانی در امر زندگی
«و مَن یَتّق الله یجعل له مِن امره یُسراً. یعنی: و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند کار را برای او آسان می‏سازد.» (طلاق/۴)
انفاق به اندازه وسع انسان، موجب آسانی است.
«لِیُنفق ذو سَعهٍ مِن سَعهٍ، و مَن قُدِرَ علیه رزقه فلیُنفق ممّا ءاتاهُ الله؛ لا یکلّف الله نفساً الاّ ما ءاتاها؛ سَیجلُ اللهُ بعدَ عسرٍ یُسراً. یعنی: آنان که امکانات وسیعی دارند، باید از امکانات وسیع خود انفاق کنند و آنها که تنگدست اند، از آنچه که خدا به آنها داده انفاق نمایند؛ خداوند هیچ کس را جز به مقدار توانایی که به او داده تکلیف نمی‏کند؛ خداوند بزودی بعد از سختی‏ها آسانی قرار می‏دهد.» (طلاق/۷)
سختی کارها و دشواری آنها خود دلیل آنست که بعد از آن راحتی نسیب انسان می‏کند «فاِنَّ مع العسر یسراً؛ اِنّ مع العسر یسراً. یعنی: به یقین با هر سختی آسانی است؛ مسلّماً با هر سختی آسانی است.» (انشراح/۵- ۶)
و اقبل معاذیری: و عذرهایم را بپذیر
در دعای کمیل هم با خداوند اینگونه راز و نیاز می‏کنیم: «و قد اتیتک یا الهی! بعد تقصیری و اسرافی علی نفسی معتذراً نادماً منکسراً مستقیلاً مستغفراً منیباً مقرّاً مذعناً معترفاً، لا اَجد مفرّاً ممّا کان منّی؛ غیر قبولک عذری، اللّهم فاقبل عذری و ارحم شدّه ضرّی. یعنی: و من آمده ام به سوی تو‏ای پروردگارم! از تقصیر و اسراف بر خودم معذت خواهم و پشیمانم و شکست خورده و عفو خواه و آمرزش کننده و توبه کننده و مقرّ و دل نهاده و اعتراف کننده، جای گریز و فراری نمی‏یابم از آنچه در آن هستم و جز اینکه تو عذرم را قبول کنی، بار الها! پس عذرم را بپذیر و رحم کن بر سختی و شدّت زیانم.»
و حُطَّ عنّی الذّنب و الوزر: و سنگینی گناهم را از دوشم بردار
امام سجاد زین العابدین و العارفین(ع) در مناجات التوابین از مناجات خمسه عشر اینگونه با خدای خویش مناجات می‏کند:
«الهی ان کان النّدم علی الذّنب توبهً فانّی و عزّتک من النّادمین، و اِن کان الاستغفار من الخطیئه حِطهً فانّی لک من المستغفرین. یعنی: خدایا! اگر پشیمانی از گناه توبه است قسم به عزّتت که من از پشیمانانم، و اگر استغفار و طلب آمرزش کردن موجب محو گناهان است من از آمرزش طلبانم.» در دعایهای دیگر هم می‏گوییم: یا الهی اِنَّ ذنبی عظیم فعفوک اَعظم من ذنبی. بار الها! اگر گناه من بزرگ است، عفو و بخشش تو عظیم‏تر و بزرگ‏تر از گناه من است. ان کان قَبُحَ الذّنب من عبدک فالیحسن العفو من عندک. خدایا! اگر گناه از بنده ات زشت و قبیح است، عفو و گذشت در نزد تو نیکو و زیباست.
یا رؤفاً بعباده الصّالحین:‏ای رؤف و مهربان در حق بندگان شایسته و صالح
ما از خداوند این خواسته‏ها را در هر روز از ماه رمضان داریماما ما هم باید این صفات را بشناسیم و خودمان را به آنها نزدیک کنیم
این دعاها توفیق الهی را شامل حال ما می‏کند که در راه هرآنچه از خداوند خواسته ایم قدم برداریم.
ذکرمصیبت
در مازندران فردی به نام ملّا عبّاس چاووش زندگی می‏کرد که هر سال پرچمی بر دوش گرفته و هـمراه عـدّه‏ای از مردم به دنبال این پرچم چاووشیش عازم کربلا می‏شدند. برای او یک سال مشکلی پیش آمد که تصمیم گرفت که به کربلا نرود، حدود سی نفر از جوانان روستا آمدند وگفتند: ملّا عبّاس بیا به کربلا برویم. گفت: من امسال گرفتاری‏ای دارم که نمی‏توانم بیایم، آن جوانان به اوکمک کردند تا گرفتاری اش برطرف گردد. ملّا عبّاس چاووش پرچم را برداشت وگفت: هرکِه دارد هوس کربُبَلا بسم الله. ملّا عبّاس چاووش به راه افتاد، جمعّیتی ازمردم از اطراف هم جمع شدند وشهر به شهر را طی کردند تا اینکه به نزدیکی‏های کربلا رسیدند و درمنزلگاهی توّقف کردند. سرشب ملّا عبّاس گفت: رفقا امشب چـه شبـی است؟گفتند: امشب شب جمعه است. گفت: رفقا آن چراغها را می‏بینید؟ گفتند: آری. گفت: آن چراغهــا، چراغ‏های گلدسته‏های حرم امام حسین(ع) است. یک منزل بیشتر تا کربلا نمانده، می‏دانم خسته اید امّا بیایید چون امشب شب جمعه (شب زیارتی امام حسین(ع) است این منزل را هم بیایید برویم تا شب جمعه، امام حسین(ع) را زیارت کنیم. همه مشرّف صحن امام حسین(ع) شدند، همین که رسیدند جوانان دورش را گرفتند وگفتند: ملّا عبّاس یادت هست شب‏های جمعه که ما در مازندران در ده مان بودیم، دورت جمع می‏شدیم و تـو نـوحه می‏خـواندی، ما هم برای امام حسین(ع) سینه می‏زدیم، امشب هم شب جمعه است که به کربلا، به صحن وسرایش آمدیم. گفت: چَشْم، امشب هم برایتان نوحه می‏خوانم. ملّا عبّـاس می‏گـوید: مــن بـا خــودم گـفتـم بـه حـرم امـام حسین(ع) می‏روم و بــرایـشان زیـارت می‏خوانم، بعـد بالای سـر امـام حسیـن(ع) می‏رویم و دفتـرچـۀ نوحه ام را بـاز می‏کنـم، هـر نوحــه‏ای که آمـد، همـان را می‏خوانم. گفت: بالای سرامام حسین(ع) آمدیم دفترچۀ نوحه ام را درآوردم وقتی بازش کردم دیدم سرصفحه نوحۀ علی اکبر(ع) آمد، فهمیدم این اشارۀ خودِ ابی عبدالله(ع) است. گفت: نوحۀ علی اکبر(ع) را خواندم، حالا شما مناسبت‏ها را ببینید؛ این جوانان، سفر اوّلشان، حرم امام حسین(ع) ، دل شب جمعه و نوحه علی اکبر(ع) ، چه حالی پیداکردیم. بعد به رفقا گفتم بس است، برویم استراحت کنیم. همه به منزلگاه آمدیم، خسته و مانده افتادیم وخوابمان برد. ملّا عبّاس می‏گوید: تا خوابم برد، در عالم رؤیا دیدم کسی درِ اتاق را می‏زنـد، من برخــاستم کـه ببینم کیست. دیـدم غـلام سیـاهی است، به مـن سلام کرد وگفـت: ملّا عبّـاس چـاووش شمـایید؟ گفتم: بله. گفت: آقا فرمودند به رفقا بگوییدآماده شوند، ما می‏خواهیم به دیدن شما بیاییم. گفتم: آقا کیست؟گفت: آقاکیست، آقا هما نی است که این همه راه را به عشق و علاقه او آمده اید. گفتم: آقـا امـام حسین(ع) را می‏گویی. گفت: آری. گفتم: امام حسین(ع) می‏خواهند اینجا بیایند. گفت: آری. گفتم: کجا هستند؟ ما برای پا بوسی شان می‏رویم. گفت: نه آقا فرموده من خودم می‏آیم. ملّا عبّاس می‏گوید: در عـالم رؤیا رفقـایم را خبرکردم، همه مؤدّب نشـستیم کـه الآن آقا می‏آیند. طولی نکشید که دیدم درِاتاق باز شد، مثل اینکه خورشید طلوع کرده بود، نوری ظاهرشد. من و رفقایم آمدیم بلند شویم که آقا اشاره کرده و فرمودند: ملّا عبّاس شما را جان حسین(ع) بنشینید!شماخسته اید، تازه رسیده اید راحت باشید. احوال یک یک ما را پرسیدند. ناگاه فرمودند: ملّا عبّاس. گفتم: بله آقاجان. فرمود: می‏دانی چرا امشب اینجا آمدم؟ گفتم: نه آقـاجـان. فـرمود: من بـا شمـا سه کار داشتم. گفتم: آقا جانم چیست؟
فرمود: اولاً بدانید هرکِه زائر ما باشد، ما هم به دیدنش می‏رویم.
فرمود: ملّا عبّـاس کار دوّم هم این است که شب‏های جمعـه وقتی در مـازندران جلسـه دارید و دور هـم جمع می‏شوید، پیرمردی دمِ در می‏نشیند وکفش‏ها را مرتّب می‏کند، سلام حسین(ع) را به او برسان!
امام(ع) فرمود: ملّا عبّاس کار سوّم هم این است که آمدم به تو بگویم: اگردو مرتبه رفقایت را شب جمعه به حرم آوردی. گفتم: بله آقا. دیدم بغض راه گلویشان را گرفـت. گفتم: آقـا جان چه شد؟ فـرمـود: ملّا عبّـاس اگر دو مرتبه رفقایت را شب جمعه به حرم آوردی و خواستی نوحه بخوانی، دیگر نوحۀ علی اکبر(ع) را نخـوان. گفتـم: چرا نخـوانم، مگر بد خـواندم، غلـط خـواندم؟! فـرمود: نه. گفتم: پس چـرا نخـوانم؟فرمود: ملّا عبّاس، مگر نمی‏دانی شب‏های جمعه مادرم فاطمه زهرا(س) به کربلا می‏آید.
شب‏های جمعه فاطمه(س) ، با اضطراب و واهمه
آیــد بــه دشت کربلا گــوید حسین(ع) من چـه شد؟
گردد به دور خیمـــه گـاه، آیــد میــان قتلگـــاه
گوید حسین(ع) من چه شد، نور دو عین من چه شد؟
منابع: کرامات الحسینیّه(ع) ج۲، ص۱۱٫ (به نقل ازمرحوم کافی
آثار و برکات امام حسین(ع) ، ص ۱۷۷ –
داستان‏های شگفت انگیزی از عزاداری امام حسین(ع) ، ص ۱۱۹٫

دسته: نودمجلس در30 روز (ماه مبارک رمضان ) | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

مهر ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
 12
۳۴۵۶۷۸۹
۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶
۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳
۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰
No Image No Image