آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
شرح دعای روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان پيوند ثابت

روز بیست و نهم
احکام
۱- نظر شریف جنابعالى درباره تزریق آمپول و سایر تزریقات نسبت به روزه داران در ماه مبارک رمضان، چیست؟
ج: احتیاط واجب آن است که روزه‏دار از آمپول‏هاى مقوّى یا مغذّى و هر آمپولى که در رگ تزریق مى‏شود و نیز انواع سرم‏ها خوددارى کند، لکن آمپول‏هاى دارویى که در عضله تزریق مى‏شود و نیز آمپول‏هایى که براى بى‏حسّ کردن به کار مى‏رود، مانعى ندارد.
۲- آیا خوردن قرص فشار خون در حال روزه جایز است یا خیر؟ج: اگر خوردن آن در ماه رمضان براى درمان فشار خون ضرورى باشد، اشکال ندارد، ولى با خوردن آن روزه باطل مى‏شود.
۳- اگر من و بعضى از مردم بر این عقیده باشیم که بر استفاده از قرصها جهت مداوا عنوان ‏خوردن ‏و آشامیدن‏ صدق ‏نمى‏کند، آیا عمل ‏به آن جایز است و به روزه‏ام ضرر نمى‏زند؟ج: خوردن قرص روزه را باطل مى‏کند.( مقام معظم رهبری)
نماز شب بیست و نهم
دو رکعت در هر رکعت حمد و بیست مرتبه توحید ثواب: حضرت علی(ع)فرمود: هر کس بخواند، از مرحومین حساب شده و نامه‏ی عمل او را به اعلی علّییّن می‏برند.
شرح دعای روز بیست و نهم
اللَّهُمَّ غَشِّنِی فِیهِ بِالرَّحْمَهِ وَ ارْزُقْنِی فِیهِ التَّوْفِیقَ وَ الْعِصْمَهَ وَ طَهِّرْ قَلْبِی مِنْ غَیَاهِبِ التُّهَمَهِ یَا رَحِیماً بِعِبَادِهِ الْمُؤْمِنِین»
خدایا در این روز مرا به رحمت خود بپوشان و توفیق و عصمت را روزى من کن. و قلبم را از تیرگیهای تهمت پاک کن‏اى خدایی که بر اهل ایمان مهربان هستی.
دستیابی به رحمت الهی
چه چیزهایی باعث نزول و فراگیری رحمت الهی میشود؟
منشاء همه رحمتها ائمه طهارین(ع) هستند چه رحمتهای مادی وچه معنوی بهترین سندآن زیارت جامعه کبیره است به دقت به گوشه هایی ازاین زیارت دقت کنید. این زیارت را شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه و عیون اخبار الرضا از موسى بن عبد اللّه نخعى روایت کرده است.
أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ [السَّبِیلُ الْأَعْظَمُ‏] وَ شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ وَ شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاءِ وَ الرَّحْمَهُ، شمایید راه راست‏تر و گواهان (حجتهای) خانه فنا، و شفیعان خانه بقا، و رحمت پیوسته،
وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وِلایَتِکُمْ طِیبا لِخَلْقِنَا [لِخُلُقِنَا] وَ طَهَارَهً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْکِیَهً [بَرَکَهً] لَنَا وَ کَفَّارَهً لِذُنُوبِنَا و آنچه ما را از ولایت شما به آن‏ مخصوص داشت، مایه پاکى براى خلقت ما، و طهارت براى جان ما، و تزکیه براى وجود ما، و کفاره گناهان ماست،
أَنْتُمْ نُورُ الْأَخْیَارِ وَ هُدَاهُ الْأَبْرَارِ وَ حُجَجُ الْجَبَّارِ بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِکُمْ یَخْتِمُ [اللَّهُ‏] وَ بِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ، شما نور خوبان و هادیان نیکان و حجّتهاى خداى جبّارید، خدا با شما آغاز کرد، و با شما ختم مى‏کند، و به خاطر شما باران فرو مى‏ریزد،
وَ ائْتَلَفَتِ الْفُرْقَهُ وَ بِمُوَالاتِکُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَهُ الْمُفْتَرَضَهُ وَ لَکُمُ الْمَوَدَّهُ الْوَاجِبَهُ وَ الدَّرَجَاتُ الرَّفِیعَهُ وَ الْمَقَامُ الْمَحْمُودُ وَ الْمَکَانُ [وَ الْمَقَامُ‏] الْمَعْلُومُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْجَاهُ الْعَظِیمُ وَ الشَّأْنُ الْکَبِیرُ وَ الشَّفَاعَهُ الْمَقْبُولَهُ و جدایى به گردهمایى رسید، و به مولات شما طاعت واجب شده‏ پذیرفته مى‏گردد، و براى شماست موّدت واجب، و درجات بلند، و مقام پسندیده، و جایگاه معلوم‏ نزد خداى عزّ و جلّ، و شرف عظیم، و رتبه کبیر، و شفاعت پذیرفته،
وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلا بِإِذْنِهِ وَ بِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ یَکْشِفُ الضُّرَّ وَ عِنْدَکُمْ مَا نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ وَ هَبَطَتْ بِهِ مَلائِکَتُهُ وَ إِلَى جَدِّکُمْ و تنها براى شما آسمان را از اینکه بر زمین فرو افتد نگاه مى‏دارد، مگر با اجازه خودش، و به وسیله شما اندوه را مى‏زداید، و سختى را برطرف مى‏نماید، و نزد شماست آنچه را بر رسولانش نازل فرموده، و فرشتگانش به زمین فرود آورده‏اند، و به جانب جد شما.
وَ أَکْرَمَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَعْظَمَ شَأْنَکُمْ وَ أَجَلَّ خَطَرَکُمْ وَ أَوْفَى عَهْدَکُمْ [وَ أَصْدَقَ وَعْدَکُمْ‏] کَلامُکُمْ نُورٌ وَ أَمْرُکُمْ رُشْدٌ وَ وَصِیَّتُکُمُ التَّقْوَى وَ فِعْلُکُمُ الْخَیْرُ وَ عَادَتُکُمُ الْإِحْسَانُ، جانهایتان، و بزرگ است مقامتان، و عظیم است مرتبه بلندتان، و با وفاست پیمانتان، و راست است‏ وعده‏تان، سخن شما نور، و دستورتان راهنما، و سفارشتان تقوا، و کارتان، خیر، و روشتان‏ احسان.
اگرچرخ فلک می‏گردد بخاطرآنهاست که فرمود ماخلقت الجن والانس الالیعبدون واین روایت که پیامبر فرمود یا علی لایعرف اللّه تعالی الّا انا و انت و لایعرفنی الّا اللّه و انت و لا یعرفک الّا اللّه و انا؛ محمد تقی مجلسی، روضهالمتقین، ج ۱۳، ص ۲۷۳‏ای علی! خدا را نشناخت جز من و تو، و مرا نشناخت جز خدا و تو و تو را نشناخت مگر خدا و من. تایید کننده مضامین این زیارت است ودیگری این روایت است لولا الحجّه لساخت الارضُ باَهلِها اگر حجت خدا نبود، هر آینه زمین اهلش را میبلعید.» ط کمبانی ج ۷/۳ و۶- ۹
الامام السجاد(ع): لاتَخْلُو الاَرْضُ الی اَنْ تَقُومَ السّاعَهُ مِنْ حُجَّه وَ لَوْلا ذلِکَ لَمْ یُعْبَدِ اللهُ: زمین تا روز قیامت خالی از حجت نیست، و اگر حجت الهی نبود، خدا پرستیده نمیشد: بحارالانوار، بیروت دار احیاء التراث، ج ۵۲، ص ۹۲
زمینی که زیر پای ما گسترده شده است، تحمل معاصی و گناهان ما را ندارد. طبق کلام معصوم(ع) تنها به یُمن وجود امام(ع) است که زمین اهلش را نمیبلعد.
امروزآخرین حجت خدا امام عصر(عج) درغیبت کبری بسرمی برد.
عن ایوب ابن نوح قال: قلتُ لابی الحسن الرضا(ع): انّا نرجُوا اَن تکونَ صاحبَ هذا الامرِ…
ایوب بن نوح گوید: به امام رضا(ع) عرضه داشتم که ما امید داریم شما صاحب الامر باشید و خداوند امر ظهور را به راحتی و بدون جنگ به شما واگذار کند، همانا ما با شما بیعت کرده و درهم‏ها را بنام شما ضرب می‏کنیم، حضرت(ع) فرمودند: از ما اهلبیت احدی نیست که نامه های (فراوانی) برای او بیاید و با انگشتان به او اشاره شود و از مسائل متفاوتی از او سئوال شود و اموالی برایش بیاورند مگر اینکه کشته می‏شود یا می‏میرد تا اینکه خداوند برای این امر پسر بچه‏ای از ما اهل بیت را مبعوث می‏کند… بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۳۷
امام زمان(عج) درآینه روایات
پیامبر(ص) : بِاَبی وَاُمّی سَمیّی وَشَبیهی وَ شَبیهُ مُوسَی بن عِمْرانَ عَلیه… النّورِ…: پدر و مادرم فدایش باد که او همنام من و شبیه من و شبیه موسی بن عمران است که بر او نورهایی احاطه دارد. کفایه الاثر، ص۱۵۶
امام رضا(ع) فرمودند: حجت خدا بر خلقش تمام نشود، مگر به وجود امام تا شناخته شود. (اصول کافی ج۱ص۲۵۰)
پیامبر(ص) :مَهْدیُّ اُمَّتی اَشْبَهُ النّاسِ بی فی شَمائِلِهِ وَاَقْوالِهِ وَاَفْعالِهِ: مهدیِ امت من، شبیه‏ترین مردم نسبت به من در شمایل و سخن و رفتار است. اکمال الدین، ص۲۵۷
پیامبر(ص): لَوْ لَمْ یَبْقِ مِنَ الدُّنْیا اِلاّ یَوْمٌ لَطوّلَ اللّه‏ تَعالی ذلِکَ الْیَوْمَ حَتّی یَبْعَثَ رَجُلاً مِنّی.: اگر از دنیا بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی خواهد کرد تا مردی از خاندان من را برانگیزد. کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص۴۶، ح۳۰
امام علی پیامبر(ص): آگاه باشید (مهدی) جانشین خداوند در زمین و حکم خدا در مخلوقات و امین خداوند در آشکار و نهان است. نجم الثاقب، ص ۱۱۸
پیامبر(ص) : طوبی لمن ادرک قائم اهل بیتی و هو مقتد به قبل قیامه، یتولی ولیه و یتبرا من عدوه و یتولی الائمه الهادیه من قبله، اولئک رفقایی و ذوو ودی و مودتی و اکرم امتی علی‏.: خوشا به حال کسی که به حضور قائم از اهل بیت من برسد و حال آنکه پیش از قیام او نیز، پیرو او باشد، آن که با دوست او دوست و با دشمن او دشمن و با رهبران قبل از او دوست، اینان دوستان و رفقای منند… بحارالانوار، ج‏۵۲، ص‏۱۳۰
پیامبر(ص): اَلْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِ فاطِمهَ: مهدی، از فرزند فاطمه است: سنن ابن ماجه، ج۳، ص۲۴

امام صادق (ع)… اذا ادرکتَ هذا الزمان فادع بهذا الدعاء: اللهمَّ عَرِّفنی نفسَکَ فانَّک اِن لم تُعرِّفْنی نفسَک لم اعرِف نَبیَّکَ، اللهمَّ عرَّفْنی… هر گاه زمان غیبت را درک کردی پس این دعا را بخوان: خداوندا شناخت خودت را به من عطا کن، چرا که اگر تو خود را به من نشناسانی، نبیّت را نخواهم شناخت، خداوندا رسولت را به من بشناسان، چرا که اگر شناخت رسولت را به من عطا نکنی، حجت تو (امام زمان) را نخواهم شناخت، خداوندا حجتت را به من بشناسان، چرا که اگر او را به من نشناسانی از دینم گمراه می‏شوم. «الکافی، ج ۱، ص ۳۳۷»
امام سجاد(ع)…: ان اهل زمان غیبه، القائلون بامامتِه، المنتَظرون لظُهورِهِ افضَلُ اهل کلِ زمانٍ.: همانا مردم زمان غیبت که امامت او را پذیرفته اند و منتظر ظهور اویند، برتر از افراد همه زمانها هستند. «بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۲»
و صدها روایت دیگر
ازجمله چیزهایی که باتکیه واعتقاد به امامت وولایت ازرحمتهای الهی درروایات وآیایات محسوب شده امور ذیل است.
صبر، از جمله چیزهایی است که نزول رحمت الهی را به دنبال دارد. خداوند در آیه ۱۵۵ و ۱۵۶و ۱۵۷ بقره میفرماید: وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ، الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَهٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ، أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ. به صبرکنندگان بشارت بده. آنها که هر گاه مصیبتى به ایشان مى‏رسدمى‏گویند: ما از آنِ خدائیم؛ و به سوى او بازمى‏گردیم است. اینها همانها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده.
دومین مورد از نزول رحمت الهی معانقه کردن دو مومن میباشد.
امام صادق (ع)… میفرماید: إِنَّ الْمُؤْمِنَیْنِ إِذَا اعْتَنَقَا غَمَرَتْهُمَا الرَّحْمَه. وقتی دومومن معانقه می‏کنندرحمت، وجودآنها را میگیرد. بحار الأنوار، ج‏۷۳، ص: ۳۵
تحریف بزرگ!
یک تحریف بزرگ تاریخی در رفتار مسلمانان صورت گرفته است و آن این است که در اسلام به معانقه سفارش شده است (گردن به هم نهادن)، ولی مسلمانان آن را به مواجهه (صورت روی صورت قرار دادن) تغییر دادهاند: در روایات ما به هیچ وجه مواجهه نیامده است. آن چیزی که سنت است معانقه میباشد که باعث فرود رحمت الهی میشود.
عفو و بخشش: «بخشش» ، سومین موضوعی است که باعث نزول رحمت الهی میشود.
مولای متقیان حضرت علی(ع)… فرمود: بِالْعَفْوِ تُسْتَنْزَلُ [تَنْزِلُ‏] الرَّحْمَه. با «بخشیدن» ، رحمت الهی نازل می‏شود. (تصنیف غررالحکم ودررالکلم، ص۲۴۶) چهارمین مورد از نزول رحمت الهی توبه میباشد. امیرالمؤمنین(ع)… میفرماید: التَّوْبَهُ تَسْتَنْزِلُ الرَّحْمَهَ. توبه باعث نزول رحمت خداوند میشود. (تصنیف غررالحکم ودررالکلم، ص۱۹۵).
پنجم، ترحم به دیگران باعث نزول رحمت الهی میشود امیرالمؤمنین(ع)… فرمود: بِبَذْلِ الرَّحْمَهِ تُسْتَنْزَلُ الرَّحْمَه. با عطوفت و ترحم به دیگران رحمت الهی نازل میشود. (تصنیف غررالحکم ودررالکلم، ص۲۴۶)

حکایت راستان
چندین سال قبل در اصفهان قحطی شدیدی رخ داده بود و مردم از گرسنگی یا تلف میشدند و یا مجبور بودند حتی جانوران حرام را مصرف کنند. مرحوم میرزا هاشم قزوینی شنیدند که در بیرون اصفهان شخصی شتری را ذبح کرده است و به هر نفر چند گرم گوشت شتر میدهد. این عالم بزرگوار نیز در صف گیرندگان اندک گوشت شتر قرار میگیرند و سهم خود را دریافت میکنند. در حال بازگشت به اصفهان، زنی مسیحی فقیر به همراه دو بچه که بر روی زانوانش خوابیده بودند را میبیند که دو طفل از شدت گرسنگی توان نفسکشیدن را ندارند و در آستانه مرگ قرار گرفتهاند. زن، نگاه ملتمسانهای به میرزا هاشم قزوینی میکند و میرزا هاشم قزوینی به او میگوید: صبر کن الان به تو کمک خواهم کرد. به حجره خود وارد میشوند و گوشت سهم خود را پخته و برای این زن مسیحی و بچههایش میآورد و آنها را از مرگ نجات میدهند. این عالم متدین با حالت گرسنگی به اتاق خود برمیگردند. در همین حال شخصی یک بقچه بزرگ از نان روغنی کمنظیر را برای او میآورد. میرزا هاشم، از آن شخص سؤال میکند چه کسی این نانها را فرستاده است؟ او جواب میدهد: کسی که چرخ و فلک به دست اوست، به یاد شماست. وقتی به دنبال آورنده نان میرود او را پیدا نمیکند و نانها را بین طلاب تقسیم میکند.
رحمت به ضعیفان، نیز باعث فرود آمدن رحمت الهی میشود. امیر بیان میفرمایند: رَحْمَهُ الضُّعَفَاءِ تَسْتَنْزِلُ الرَّحْمَه. ترحم به ضعیفان باعث فرود رحمت خداوند میشود. (تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص۴۴۹)
درخواست رحمت برای مردم امیرالمؤمنین میفرمایند: درخواست رحمت از خداوند برای مردم، هفتمین مورد از نزول رحمت الهی است أَبْلَغُ مَا تُسْتَدَرُّ بِهِ الرَّحْمَهُ أَنْ تُضْمَرَ لِجَمِیعِ النَّاسِ الرَّحْمَهُ رساترین چیزی که رحمت الهی را فرود می‏آورد این است که در دل خود برای جمیع مردم رحمت بخواهی. (تصنیف غررالحکم ودررالکلم، ص۴۵۰). حتی برای کفار غیر حربی، خداوند طلب کنی تا خداوند آنها را هدایت کند. اگر انسان برای جمیع انسانها خیرخواه شد، حتی برای دشمنان تا آنها تغییر کرده و توبه کنند، این عمل باعث فرودآمدن رحمت الهی میشود.
دوست داشتن حضرت علی(ع)… درهای رحمت الهی را میگشاید. أَلَا وَ مَنْ أَحَبَّ عَلِیّاً أَثْبَتَ اللَّهُ الْحِکْمَهَ فِی قَلْبِهِ وَ أَجْرَى عَلَى لِسَانِهِ الصَّوَابَ وَ فَتَحَ اللَّهُ لَهُ أَبْوَابَ الرَّحْمَهِ آگاه باشید کسی که علی را دوست بدارد، خداوند حکمت را در قلب او ثابت میگرداند و بر زبانش جاری میسازد و درهای رحمت را برای او باز میکند. (بحارالانوار، ج۶۵، ص۱۲۵)
زمان اذان، درهای رحمت الهی باز می‏شود
در حدیثی حضرت علی(ع) می‏فرمایند: وَ إِذَا قَالَ حَیَّ عَلَى الْفَلَاحِ فَإِنَّهُ یَقُولُ یَا أُمَّهَ مُحَمَّدٍ قَدْ فَتَحَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ أَبْوَابَ الرَّحْمَهِ فَقُومُوا وَ خُذُوا نَصِیبَکُمْ مِنَ الرَّحْمَهِ وقتی موذن «حی علی الفلاح» میگوید، یعنی در واقع میگوید:‏ای امت محمد(ع) خداوند درهای رحمت را به روی شما باز کرده است پس به پا خیزید و بهره خود را از رحمت الهی بگیرید. (جامع الاخبار، ص۶۷)
هنگام دعا کردن، در رحمت الهی گشوده میشود. در حدیث دیگری حضرت فرمودند: إِذَا أَذِنَ اللَّهُ لِعَبْدٍ فِی الدُّعَاءِ فَتَحَ لَهُ بَابَ الْإِجَابَهِ بِالرَّحْمَه. زمانی که خداوند به بنده اذن در دعا را میدهد، در اجابت به وسیله رحمت را برای او گشوده است. (ارشادالقلوب الی الصواب، ج۱، ص۱۴۸)
وَ ارْزُقْنِی فِیهِ التَّوْفِیقَ وَ الْعِصْمَهَ، خدایا در این روز توفیق (فراهمآمدن اسباب خیر) و عصمت (زمینه برای پاکدامنماندن) را روزی من کن.
توفیق: اصابت کمال و سعادت
از آن جایی که توفیق درکاربردها و فرهنگ قرآنی، فراهم آمدن اسباب و وسایل و ایجاد موافقت و مطابقت میان عمل و خواسته است، می‏توان گفت که یکی از گام‏های مهم برای رسیدن به سعادت است؛ زیرا خوشبختی هرکسی آن است که به خواسته‏های مشروع و کمالی خود دست یابد.
برای رسیدن به توفیق و یا موفقیت در کار مطلوب تنها نیت خیر کافی نیست. باید توجه داشت که همیشه همه وسائل نیل به آن فراهم نخواهد بود. بلکه باید عوامل و ابزاری چند به هم دیگر دست داده و زمینه توفیق را فراهم سازد. «ما کُلُّ مَنْ نَوی شَیْئاً قَدَرَ عَلَیْهِ وَ لا کُلُّ مَنْ قَدَرَ عَلی شَیءٍ وُفِّقَ لَهُ وَ لا کُلُّ مَنْ وُفِّقَ اَصابَ لَهُ مَوْضِعاً، فَاِذَا اجْتَمَعَتِ النِّیَّهُ وَ الْقُدْرَهُ وَ التَّوْفیقُ وَ الاِصابَهُ فَهُنالِکَ تَمَّتِ السَّعادَهُ». (امام علی(ع) ، نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶) اینطورنیست که هر کس چیزی را نیّت کند به انجامش قادر باشد، چنین نیست که هر کس قدرت کاری را دارد به آن موفق گردد، چنین نیست که هر کس واجد توفیق شود عملش به موضع حق اصابت نموده است، پس وقتی نیت و قدرت و توفیق و اصابت حق به هم پیوست سعادت کامل نصیب گردیده است. از این روی از حضرت امام موسی بن جعفر(ع) . در حدیث این گونه آمده که فرموده است: «اِنَّ رَجُلاً سَألَ الْعالِمَ عَلیه السلام فَقالَ: یَابنَ رَسول الله: اَلَیْسَ اَنَا مُسْتَطیعٌ لِما کُلِّفْتُ؟ فَقالَ لَهُ(ع) ما الأِسْتِطَاعَهُ عِنْدَک؟ قالَ: الْقُوَّهُ عَلَی الْعَمَلِ. قالَ لَهُ(ع): قَدْ اُعْطِیَت الْقُوَّهَ اِنْ اُعطیتَ الْمَعُونَهَ. قالَ لَهُ الرَّجُلُ: فَمَا الْمَعُونَهُ؟ قالَ: التَّوفیقُ. قالَ: فَلِمَ اِعْطاءُ التَّوْفیقِ؟ قالَ: لَوْ کُنْتَ مُوَفَّقاً کُنْتَ عامِلاً وَ قَدْ یَکُونُ الْکافِرُ اَقْوی مِنْکَ وَ لا یُعْطی التَّوْفیقَ فَلا یَکُونُ عامِلاً.» (میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۵۹۱) مردی از امام(ع) سؤال کرد آیا چنین نیست که من به تکالیفم مستطیعم؟ امام فرمود: استطاعت در نظر تو چیست؟ پاسخ داد: نیروی عمل. امام فرمود: قوه عمل به تو عطا شده است اگر یاری و نصرت نیز عطا شده باشد. مرد پرسید: یاری چیست؟ فرمود: توفیق. مرد پرسید: اعطای توفیق برای چیست؟ امام فرمود: اگر موفّق بودی، عامِل عملِ خیر بوده ای، چه بسا گاهی کافر در عمل از تو قویتر است و چون از توفیق برخوردار نشده، عامل عمل خیر نیست.
برای انجام هرکاری نیاز است تا توفیق، رفیق راه شود و آن چه را انسان می‏خواهد، بتواند به انجام رساند؛ زیرا بسیاری از مردم با آن که از بدنی سالم برخوردار هستند و قدرت انجام کارهای نیک و خیر و صالح را دارند، ولی توفیق انجام آن را نمی‏یابند. از این رو خداوند می‏فرماید که حتی توفیق رفتن به جهاد و یا شکرگزاری و حتی ایمان و شرح صدر و صبر و مانند آن نیازمند آن است که خداوند گوشه چشمی به بنده خویش کند و او را به سوی حق وانجام کار نیک و صالح سوق دهد. بسیاری از مردم با آن که دارا و ثروتمند هستند ولی توفیق این را نمی‏یابند که از این سرمایه و ثروت خویش برای کارهای نیک و خیر استفاده کنند و آن را برای وارثان خویش می‏گذارند که اگر آنان کاری خیر با آن پول و ثروت انجام دهند، ثواب و پاداش آن نیز مال آن‏ها می‏باشد و اگر به گناه بیندازند، وزر و وبال آن گریبانگیر شخصی می‏شود که آن را اندوخت و برای کار خیر به کار نگرفت. از این رو همواره انسان باید از خداوند توفیق بخواهد تا خواسته‏ها و کارهای خیر و نیک و شایسته را انجام دهد و از قدرت و ثروت و توش و توانش برای این مقصد بهره گیرد.
توصیه آیت الله العظمی مرعشیره)
آیت الله سید محمود مرعشی می‏گوید: آیت الله العظمی مرعشی نجفی به خویشاوندان و نزدیکان و بویژه فرزندان خود سفارش می‏کرد که در منزل هیچ وقت قرآن را دور از دسترس قرار ندهند، بلکه در جایی بگذارند تا همیشه دیده شود و می‏فرمود: «یادتان نرود که هرگاه چشمتان به آن می‏افتد، چند آیه‏ای از آن تلاوت کنید و کوشش نمایید تا آیاتی را از آن حفظ کنید» و توصیه می‏کردند که حتماً با وضو و طهارت قرآن را تلاوت کنید. اگر می‏خواهید توفیق از شما سلب نشود هر روز یک جزء یا هر مقدار که می‏توانید، قرآن بخوانید؛ زیرا قرآن به شما آرامش خاطر و امنیت می‏بخشد. (بشارت ج۳ ص ۲۷)
توفیق درتفسیر قرآن
آیت الله جوادی آملی می‏گویند: مرحوم علامه طباطبایی هر جا سخن از بحث تفسیر می‏شد، مرتب آیه را می‏خواند و تفسیرش را بیان می‏نمود. اگر گوشه‏ای از قرآن در شخصی ظهور پیدا کرد و آن شخص هم امین وحی خدا و در محضر قرآن بود، مشمول وعده خداوند می‏شود. ایشان تلاش می‏کردند که با ابزار عقل، در محضر قرآن و سنت باشد، مواظب بود که هر غذایی را نخورد، هر کتابی را مطالعه نکند، هر درسی را نگوید و هر حرفی را گوش ندهد. (نشریه بشارت موسسه امام رضا ش ۸ ص ۳۰- ۳۱
توفیق خوددارى از معصیت
حضرت باقر(ع) مى‏فرماید: خداوند به داود وحى فرمود: نزد بنده‏ام دانیال برو و به او بگو: همانا ترک اولى کردى تو را بخشیدم، باز ترک اولى کردى تو را بخشیدم، بار سوم ترک اولى کردى باز هم تو را بخشیدم، اگر به مرحله چهارم برسد تو را نخواهم بخشید. داود نزد دانیال آمد و آنچه را حضرت حق فرموده بود به او گفت. دانیال عرضه داشت: ‏اى داود، برنامه حق را به من ابلاغ کردى، چون وقت سحر آمد، دانیال به عبادت برخاست و به حضرت ربّ العزّه عرضه داشت: خداوندا! داود پیغمبر مسائل تو را به من خبر داد که پس از سه بار ترک اولى مرا نخواهى بخشید، الهى به عزّتت قسم! اگر خود تو مرا از گناه حفظ نکنى، و توفیق خوددارى از معصیت را از من دریغ دارى هر آینه دچار گناه مى‏شوم، هر آینه دچار گناه مى‏شوم، هر آینه دچار گناه مى‏شوم! (۱) آرى، اگر توفیق او رفیق راه نشود، و عصمت او به داد انسان نرسد، و رحمت و لطفش به بدرقه انسان نیاید، پس واى به حال این موجود ضعیف و جرثومه ناتوان در مقابل هجوم این همه خطر و دشمن. (۱) – بحار الأنوار: ۱۴/ ۳۷۶، باب ۲۵، حدیث ۱۹؛ الکافى: ۲/ ۴۳۵، حدیث ۱۱؛ مستدرک الوسائل: ۱۲/ ۱۳۷، باب ۸۸، حدیث ۱۳۷۱۶
عوامل مؤثر در توفیق:
۱٫ تجربه: تجربه از عوامل جذب توفیق و موفقیت است. حضرت علی(ع) فرمودند: «مِنَ التَّوْفیقِ حِفْظُ التَّجْرِبَهِ»؛ نهجالبلاغه، کلمه ۲۱۱ از جمله امور مؤثر در توفیق آدمی ضبط تجربه است.
۲٫ کارهای نیک: ورود به هر کار خیری خود زمینه ساز توفیقات بعدی و سکوی پرش برای رسیدن به توفیق برتری خواهد بود. خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است: «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ» (سوره مبارکه بقره، آیه شریفه ۱۴۸) در کارهای خیر پیشی گیرید، هر جا با خیری مواجه شود فوراً اقدام مینماید و به انجام آن موفق میگردد.
۳٫ احتیاط: توقف و بر مبنای احتیاط گام برداشتن خود از عوامل مؤثر در توفیق و موفقیت براورد شده است. از حضرت علی (ع است که فرمودهاند: «مِنَ التَّوفیقِ الوُقُوفُ عِنْدَ الْحَیْرَهِ»؛ از جمله توفیقها این است که آدمی در مواقع حیرت توقّف کند. میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۵۹۵
۴٫ دوست و همراهی دانا: رفیق دانا و خیرخواه از جمله عوامل موفقیت آدمی است و این مطلب در خلال روایات با تعبیرهای مختلفی آمده است: علی(ع) فرموده باشند: «اَشْفَقُ النّاسِ عَلَیْکَ اَعْوَنُهُمْ لَکَ عَلی صَلاحِ نَفْسِکَ وَ اَنْصَحُهُمْ لَکَ فی دینِکَ»؛ فهرست موضوعی غررالحکم، ص ۳۸۱٫ علاقهمندترین مردم نسبت به تو کسی است که بیش از دیگران در اصلاح نفْست بکوشد و بیش از هر کس به دین تو خیرخواه باشد. از حضرت مولا(ع) نیز به ما رسیده که فرموده اند: لَمْ یُوَفَّقْ مَنِ اسْتَحْسَنَ الْقَبیحَ وَ اَعْرَضَ عَنْ قَوْلِ النَّصیحِ»؛ غررالحکم، ص ۶۰۲٫ حضرت علی(ع) فرموده است: موفّق نمیشود کسی که بدیها را نیکو بشمرد و از گفته دوست خیرخواه و ناصح خود اعراض نماید.
انسان مکلف، وظیفهای در راه خدا دارد و آن کوشش، تلاش و اجتهاد است. از جانب خدا نیز، باید عنایت و اقبالی به ما بشود که به آن «توفیق» میگویند. اجتهاد و کوشش از طرف انسان و توفیق از جانب خدای متعال به وقوع میپیوندد.
امیرالمؤمنین فرمود: لَا یَنْفَعُ اجْتِهَادٌ بِغَیْرِ تَوْفِیقٍ؛ کوشش انسان، بدون توفیق الهی ثمرنمی دهد. (تصنیف غررالحکم ودررالکلم، ص۲۰۳)
همچنین آن حضرت می‏فرمایند: لَا یَنْفَعُ عِلْمٌ بِغَیْرِ تَوْفِیقٍ. علم بدون توفیق فایدهای ندارد. (تصنیف غررالحکم ودررالکلم، ص۲۰۳)
اگر انسان دانش داشته باشد، ولی توفیق الهی شامل حال او نشود، نمیتواند دانش را به کار بگیرد، یا دانش را گسترش دهد و یا دانش را در جامعه اعمال کند. توفیق از جانب خداست و البته کار خداوند بدون حکمت نمیباشد.
امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: التَّوْفِیقُ عِنَایَهُ الرَّحْمَنِ. توفیق عنایت خداوندمتعال است. (تصنیف غررالحکم ودررالکلم، ص۲۰۳)
و یا فرمود: التَّوْفِیقُ رَأْسُ السَّعَادَهِ. بنیاداصلی خوشبختی، توفیق الهی است. (تصنیف غررالحکم ودررالکلم، ص۲۰۳)
در بعضی از مواقع به خاطر أعمال حرام یا مکروه، توفیق از انسان سلب میشود؛ یعنی خداوند متعال وسائل انجام خیر را از انسان میگیرد.
ماجرای «می‏شود» و «نمی‏شود»
شخصی برای رفتن به حج، مدارک خود را خدمت رییس وقت سازمان حج میآورد تا او موافقت کند و به حج برود رییس سازمان حج به خاطر این که مدارک آن شخص ناقص بود، پایین ورقه مینویسند «موافقت نمیشود» ، اما وقتی که رییس سازمان حج به مکه میروند، میبیند همان شخصی که با آمدن او به حج موافقت نکرده بود، در مکه است! با تعجب از او میپرسد تو چطور به حج آمدی؟ در حالی که من، با درخواست شما موافقت نکرده بودم. آن شخص جواب میدهد، خود شما نوشته بودید که «موافقت میشود». رییس سازمان حج ادعای او را قبول نمیکند و بعد از مراجعت به ایران وقتی که مدارک او را بررسی میکند، میبیند نوشته شده است «موافقت نمیشود» ، ولی وقتی که امضا کردند، خط امضاء، روی «نون» نمیشود قرار گرفته است و «نمیشود» را به «میشود» تغییر داده است.
طهارت قلب از تهمت
وَ طَهِّرْ قَلْبِی مِنْ غَیَاهِبِ التُّهَمَهِ خدایا قلبم را از تیرگیهای تهمت، پاک کن.
تهمتهایی که تیرگی می‏آورد دو نوع است، یکی تهمت به خداوند متعال و دیگری تهمت به مردم است.
تهمت به خداوند متعال را قرآن مکرر نقل فرموده است:
مثلا میفرماید: وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَهٌ غُلَّتْ أَیْدیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا. و یهود گفتند: «دست خدا (با زنجیر) بسته است.» دستهایشان بسته باد! و بخاطر این سخن، از رحمت (الهى) دور شوند. (مائده۶۴) یعنی خدای متعال مخلوقات را خلق کرده است و مدیریت، تدبیر و ربوبیت را واگذار کرده است. یا در جای دیگر قرآن میفرماید: وَ قالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ. یهود گفتند: عزیر پسر خداست. (توبه۳۰) یا میفرماید: وَ قالَتِ الْیَهُودُ وَ النَّصارى‏ نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُه یهود و نصارى گفتند: «ما، فرزندان خدا و دوستان (خاصّ) او هستیم. (مائده۱۸) در جای دیگرخداوند میفرماید: وَ قالَتِ النَّصارى‏ الْمَسیحُ ابْنُ اللَّه. و نصارى گفتند: «مسیح پسر خداست (توبه۳۰) این موارد تهمت به خداوند است که تیرگی، تاریکی و شرک را نصیب انسان میکند.
قسم دوم، تهمت به مردم است. تهمت به مردم خود بر دو نوع است که شامل عمومی وشخصی می‏باشد.
تهمت به مردم از حیث عمومی، آن است که انسان یک قوم، نژاد، ملیت و یا باورمندان به یک دین را متهم کند.
این لطیفهها و جوکهایی که در مورد اقوام مختلف در ایران گفته میشود، از مصادیق بارز این تهمتهای عمومی به مردم است.
اما نوع دیگر تهمت به مردم تهمت شخصی میباشد که شخص خاص، در نظر گرفته شود.
همه این تهمتها (تهمت به خداوند و تهمت به مردم، عمومی و شخصی) باعث به وجودآمدن تیرگی و تاریکی میشود و روزهدار در این روز، از خداوند میخواهد قلب او را از تیرگی تهمتها، پاک کند.
تهمت مقدس
البته یک نوع تهمت داریم که مقدس است و تاریکیآور نیست.
امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: مَنِ اتَّهَمَ نَفْسَهُ فَقَدْ غَالَبَ الشَّیْطَانَ (تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص۲۳۹)، کسی که خودش را متهم کند و مقصر بداند بر شیطان، غلبه پیدا میکند.
یَا رَحِیماً بِعِبَادِهِ الْمُؤْمِنِین‏ای خدایی که نسبت به بندههای مؤمنت اهل ترحم و مهربانی هستی این دعاهای من را اجابت کن.
ذکرمصیبت
سیدالشهداء(ع) اقلا در پنج جا، به روایت مقاتل مختلف حضرت به سختی گریه کرده اند:
۱- به میدان رفتن و شهادت حضرت علی اکبر(ع)
۲- وقتی که قاسم پسر برادرشان امام حسن(ع) می خواهد به میدان برود
۳- برای شهادت حضرت ابو الفضل(ع) سخت گریه می‏کنند.
۴- جایی است که به تعبیر بعضی از بزرگان امام حسین(ع) بیشتر از همه جا ،دلش سوخته و و گریه کرده، آن هم وقتی است که حضرت به لشگر عمر سعد نزدیک می‏شوند و می‏فرمایند: وای بر شما برای چه با من می‏جنگید؟آیا حقی را ترک کرده ام؟ یا سنتی را تغییر داده ام؟ یا شریعتی را تبدیل کرده ام؟آن ملعون‏ها یک جوابی می‏دهند که دل سید الشهداء را سخت به درد می‏آورند. می‏گویند: نه بلکه ما به جهت بغض و عنادی که نسبت به پدرت داریم و آنچه او در جنگ بدر و حنین نسبت به پدران ما انجامداده، داریم با تو می‏جنگیم. وقتی حضرت این را شنیدند سخت گریه کردند…
۵- حضرت زینب(س) وقتی متوجه می‏شوند برادرشان به سوی مرگ می‏خواهند بروند به سختی گریه می‏کنند و موهایشان را پریشان کرده و بر صورتشان می‏زنند. آقا سید الشهدا(ع) می فرمایند: آرام باش‏ای دختر علی مرتضی همانا گریه‏ی زیادی در پیش دارید وقتی حضرت از خیمه بیرون می‏آیندتا به سمت میدان بروند خانم صدا زدند یابن الزهراء، مهلأ مهلا. مهلت بده برادرم تا خوب نگاهت کنم و با تو وداع کنم وداعی که بعد از آن دیگر ملاقاتی نیست، بعد گفتند: مادرم یک وصیتی کرده، گلویتان را پایین آورید می‏خواهم جایی را ببوسم که ایشان نبوسیده‏اند. اینجا حضرت به سختی گریه می‏کنند.

دسته: نودمجلس در30 روز (ماه مبارک رمضان ) | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

شهریور ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« مرداد    
 12345
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  
No Image No Image