مصیبتی از مصائب کربلا

دسته: امام حسین (ع)

۲۰ آبان ۱۳۹۵

مرد پستی از سپاه ابن سعد در حالیکه می گریست، گوشواره فاطمه دختر سیدالشهداء (علیه السلام) را ازگوش او می کشید، تا غارت کند.
دختر امام حسین علیه‌السلام پرسید: چرا گریه می کنی؟
آن مرد گفت: چرا گریه نکنم در حالى که اموال دختر رسول خدا را غارت مى‏‌کنم.
فاطمه بنت الحسین علیه‌السلام گفت: خوب، اگر کار بدى است چرا چنین مى‏‌کنى؟!
آن خبیث گفت: اگر من این کار را نکنم، فرد دیگری گوشواره را می برد.(سیراعلام النبلاء: ۳۰۳/۳، ترجمه الامام الحسین (علیه السلام) من طبقات ابن سعد: ۷۸٫)
***
شاید آن مرد راست می گفت اگر او گوشواره از گوش دختر رسول خدا نمی کشید دیگری این کار را می کرد تنها تفاوتش این است که چنین جنایتی به نام چه کسی ثبت می شود؟ و عجیب از مردمی که نگرانند پستی ها و خبائث به نام دیگری ثبت شود
مردمی حسین را کشتند که در زشتکاری و پستی بر هم سبقت می گرفتند

***
اگر بپرسی چرا رشوه می دهی چرا رشوه می گیری چرا دزدی می کنی چرا چرا چرا تو که به زشتی کار خود آگاهی آن را انجام می دهی؟ با همین استدلال خودش را قانع می کند اگر من نکنم دیگری خواهد کرد!

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

در کربلای زمان خودمان ما در کدامین گروه هستیم؟

ارسال نظر

درباره‌ی این وبلاگ

این پایگاه توسط تبیان گیلان برای واحد مبلغین طراحی و راه اندازی شده است. تمام حقوق آن متعلق به مرکز تحقیقات اینترنتی تبیان گیلان و اداره کل تبلیغات اسلامی استان گیلان است..

تصاویر

دسته‌ها

بایگانی