آخرین مطالب

 
No Image
خوش آمديد!
علامه حلى رحمه اللّه در خدمت امام زمان علیه السلام پيوند ثابت

علامه حلى رحمه اللّه در خدمت امام زمان علیه السلام :
پیش از آنکه ملاقات عجیب عالم و محقق بزرگ جهان تشیع علامه حلى رحمه اللّه با امام زمان علیه السلام را شرح دهم ، اجازه دهید مختصرى از شرح حال این مرد خدا را به نظرتان برسانم :
جمال الدین حسن بن یوسف بن مطهر حلى رحمه اللّه معروف به “علامه حلى “ از علماى برجسته قرن هشتم هجرى است که در سال ۷۲۶ ه‍ ق از دنیا رفت و در نجف اشرف به خاک سپرده شد، این مرجع تقلید عالیقدر، سلطان محمد خدا بنده پادشان مغول را شیعه کرد و در این مسیر خدمت بسیار بزرگى به مذهب جعفرى نمود. (۳۲۹) او در تمام علوم اسلامى ، استاد ماهرى بود و تاءلیفات او را بیش از ۵۰۰ جلد کتاب تخمین زده اند.
اینک توجه کنید که این مرد دینى چگونه مورد عنایت امام عصر(علیه السلام) قرار مى گیرد:
او در حله یکى از شهرهاى عراق سکونت داشت ، هر شب جمعه از حله با وسائل آن زمان به کربلا مى رفت . (با اینکه بین این دو شهر بیش از ۱۰ فرسخ است ) با این کیفیت که پنجشنبه سوار بر الاغ خود به راه مى افتاد و شب جمعه در حرم مطهر امام حسین علیه السلام مى ماند و بعد از ظهر روز جمعه به “حله “ مراجعت مى کرد.
در یکى از روزها که به طرف کربلا رهسپار بود، در راه شخصى به او رسید و همراه علامه با هم کربلا مى رفتند علامه با رفیق تازه اش شروع به صحبت کرد و مسائلى را بیان نمود از آنجا که به فرموده امام على علیه السلام :
“ المرء مخبوء تحت لسانه ؛”
“شخصیت مرد در زیر زبانش نهفته است .”
علامه درک کرد که با مردى بزرگ و عالمى سترگ ، هم صحبت شده است ، هر مسئله مشکلى مى پرسید، رفیق راهش جواب مى داد به طورى که علامه که خود را یگانه دهر مى دانست ، از علم رفیق راهش متحیر ماند گرم صحبت بودند تا آنکه در مسئله اى ، آن شخص بر خلاف فتواى علامه فتوا داد علامه گفت : این فتواى شما بر خلاف اصل و قاعده است دلیل هم که این قاعده را از بین ببرد نداریم .

آن شخص گفت :
“چرا دلیل موثقى داریم که شیخ طوسى رحمه اللّه در کتاب تهذیب در وسط فلان صفحه ، آن را نقل کرده است .”
علامه گفت : چنین حدیثى را در کتاب تهذیب ندیده ام .
آن شخص گفت :
“کتاب تهذیبى که پیش تو هست در فلان صفحه و سطر این حدیث مذکور است !!”
علامه در دنیایى از حیرت فرو رفت از این رو که این شخص ناشناس به تمام علائم و خصوصیات نسخه منحصر به فرد کتاب تهذیب آگاهى داشت .
علامه درک کرد که در برابر استاد علامه ها قرار گرفته ، لذا شروع کرد به ذکر مسائل مشکله اى که براى خودش حل نشده بود، در این موقع تازیانه اى را که دست داشت به زمین افتاد، در همین حین این مسئله را از آن شخص ‍ پرسید که آیا در زمان غیبت کبرى ، امکان ملاقات با امام زمان علیه السلام هست ؟
آن شخص تازیانه را برداشته بود و به علامه مى داد و دستش به دست علامه رسید فرمود:
“چگونه نمى توان امام زمان را دید در صورتى که اینک او در دست توست .”
علامه چون متوجه شد، خود را به دست و پاى امام زمان علیه السلام انداخت و آنچنان محو عشق آن حضرت شد که مدتى چیزى نفهمید، پس ‍ از آنکه به حال خود آمد کسى را ندید، به خانه مراجعت کرد و فورى کتاب تهذیب خود را باز نمود و دید آن حدیث با همان علائم از صفحه و سطر، تطبیق مى کند، در حاشیه این کتاب در همان صفحه نوشت : این حدیثى است که مولایم امام زمان علیه السلام مرا به آن خبر داده است .
عده اى از علماء همان خط را در حاشیه همان کتاب دیده اند. (۳۳۰)
همین علامه شنید یکى از علماى بزرگ اهل تسنن کتابى در رد شیعه نوشته که عده اى را با آن گمراه نموده ولى آن کتاب را در دسترس قرار نمى دهد، علامه مدتها به طور ناشناس در پیش آن عالم سنى ، شاگردى کرد تا بلکه آن کتاب را به دست بیاورد و به حمایت از تشیع بر آن رد بنویسد تا آنکه از آن عالم تقاضا کرد که چند روزى آن کتاب را در دسترسش قرار دهد، آن عالم ، کتاب را در اختیار علامه نمى گذارد، سپس حاضر شد که آن کتاب را یک شب به علامه بدهد و گفت من نذر کرده ام که این کتاب را بیش از یک شب به کسى ندهم .
علامه با اشتیاق تمام آن کتاب را به خانه آورد و تصمیم گرفت همان شب از تمام آن کتاب نسخه بردارى کند (تا بعدا به رد آن بپردازد)
مشغول نوشت آن کتاب شد، چند صفحه اى نوشت ، خسته شد و خواب او را گرفت در همین حال ناگاه دید مرد عربى وارد اتاق شد و گفت :
“اى علامه ! تو کاغذها را خطکشى کن ، من برایت مى نویسم .”
علامه بى درنگ مشغول خطکشى شد ولى در همین حال خوابش برد وقتى که بیدار شد دید تمام کتاب را آن مرد عرب نوشته و در آخر آن این جمله به چشم مى خورد: “کتبه الحجه ؛ این کتاب را حجت (علیه السلام) نوشته است .!”
العجل اى صاحب محراب و منبر العجل
العجل اى حامى دین پیمبر العجل
العجل اى باعث ایجاد عالم العجل
العجل اى وارث شمشیر حیدر العجل
شهسوارا زودتر بشتاب که از انبوه کفر
کشور ایمان شده یک سر مسخر العجل
تا بکى ما را بماند بر سر راه وصال
چشم حسرت روز و شب چون حلقه بر در العجل
مهدى آخر زمان ، اى پادشاه انس و جان
خیز و میکن دفع دجال بداختر العجل
از پى خونخواهى آل محمد از نیام
برکش آن صمصام و بنشین بر تکاور العجل

۳۲۹- چگونگى شیعه شدن شاه خدابنده به دست علامه را در کتاب بندهایى از تاریخ تاءلیف نگارند، ص ۳۳۴ بخوانید.
۳۳۰- دارالسلام عراق رحمه اللّه ، ص ۱۷۱٫

دسته: امام مهدی (عج) | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

بایگانی شمسی

تقویم شمسی

اردیبهشت ۱۳۹۷
د س چ پ ج ش ی
« فروردین    
 12
۳۴۵۶۷۸۹
۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶
۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳
۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰
۳۱  
No Image No Image