احکام بانوان /پنج مرجع

دسته: رسا له احکام مراجع تقلید

۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹

فهرست

شرایط خون قاعدگى (شرایط تحقّق حیض) ۱
شرایط مورد اتّفاق در خون قاعدگى ۱
۱ . بلوغ ۱
۲ . خون دیدن پیش از سنّ یائسگى ۱
چند نکته ۳
۲ . میان دو حیض حدّاقل ده روز فاصله بیفتد ۳
یادسپارى ۳
شرایطِ تحقّقِ حیض ۴
شرایط مورد اتفاق ۴
شرایط مورد اختلاف ۴
اقسام زن هاى حائض ۴
عادت دارد: ۴
عادت ندارد: ۴
معیار پیدایى (تحقّق ) عادت ۵
معیار به هم خوردن عادت ۵
حائض ۵
ملاک تشخیص حیض در ابتدا ۵
عادت ماهانه ۵
ملاک تشخیص حیض در ابتدا ۶
چند نکته ۶
ملاک تمیز حیض در پایان ۷
چیزهایى که بر حائض حرام است ۱۳
نکته ۱۴
چیزهایى که حیض، آنها را باطل مى کند ۱۵
۱ . نماز ۱۵
۲ . روزه ۱۵
۳ . طلاق و ظِهار ۱۶
۴ . غسل هاى واجب و وضوهاى مستحبى… ۱۶
۲)آنچه بر حائض مستحب است ۱۷
۱ . کفّاره ۱۷
۲ . غسل ۱۸
۳- . قضا و جبران بعضى از اعمالى که در حال حیض از او به خاطرحیض بودن فوت شده است ۱۸
مفهوم نفاس و مسایل آن ۱۹
نفاس چیست؟ ۱۹
چند نکته ۲۰
ملاک تشخیص نفاس ۲۰
حکم خونى که زن پس از ایّام نفاس مى بیند ۲۲
الف : در حیض عادتِ معیّن داشته است ۲۲
ب : در حیض عادت معیّن نداشته است ۲۳
وظیفه زنان پس از قطع شدن خون نفاس ۲۴
چیزهایى که بر نُفَسأ حرام، مکروه و مستحب است ۲۴
استحاضه و علایم و موارد آن ۲۵
استحاضه چیست؟ ۲۵
علایم خون استحاضه ۲۵
چند نکته ۲۵
مواردى که در فقه، خونِ زن محکوم به استحاضه گردیده است ۲۶
اقسام استحاضه و راه شناخت آن ۲۶
راه شناختِ اقسام استحاضه ۲۶
وظیفه مستحاضه پیش از هرنماز ۲۷
الف) وظیفه مشترک هر سه قسم ۲۷
ب) وظیفه مستحاضه قلیله ۲۷
یادسپارى ۲۸
ج) وظیفه مستحاضه متوسّط ۲۸
د) وظیفه مستحاضه کثیره ۲۹
ه”) وظایفِ مشترک مستحاضه متوسّطه و کثیره ۳۰
یادسپارى ۳۰
تغییر استحاضه و احکام آن ۳۱
تبدّل (تغییر ) استحاضه ۳۱
بندآمدنِ خونِ استحاضه ۳۲
چیزهایى که بر مستحاضه حرام است ۳۳
اوّل : چیزهایى که بر مستحاضه حرام است ۳۳
چیزهایى که بر مستحاضه واجب است ۳۳
چیزهایى که استحاضه آنها را باطل مى کند ۳۵
مواردى که استحاضه بى اثر است ۳۵
تفاوت هاى حیض، نفاس و استحاضه ۳۶

مقدمه :
اجرای صحیح و گسترش احکام الهی بویژه احکام بانوان مستلزم تدوین درست چگونگی تدریس و تفهیم آن برای مخاطب می باشد.از آنجایکه احکام عمومی بسط بیشتری پیدا کرده است .برای عمومیت بخشیدن و تسریع در اجرای آموزشی احکام خاص بانوان یافتن راهی برای تحقق و گسترش آن اجتناب ناپذیر می باشد.
در همین راستا قسمتی از کتاب احکام بانوان حجت السلام محمد وحیدی بعنوان احکام غسلهای اختصاصی بانوان پایه نگارشی این جزوه مد نظر قرار گرفت .به نظر رسید از حیث جامعیت و عمومیت کاملتر می باشد. ودر انتها عین استفتائات حضرت آیات بهجت،خامنه ای و مکارم شیرازی در زمینه ای احکام غسلهای اختصاصی بانوان پیوست گردید .تا منابع تحقیقی مورد نظر این جزوه با توجه به مقتضیات فعلی تکمیل گردد.

مرضیه صادقی

پیشگفتار ایجاد انگیزش در تدریس احکام :
هزار نکته ی باریک تر ز مو این جاست …
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرفِ کُلَه کج نهاد و تُند نشست کلاه داری و آیین سَروری داند
هزار نکته ی باریک تر زمو این جاست نه هر که سر بتراشد قَلَندری داند(۱)
* * *
چندی پیش یکی از معلّمان دینی با نگارنده ی این سطور تماس گرفت و گفت: «تدریس و آموزش احکام برای دانش آموزان حالتی خشک و خسته کننده و کسل آور به خود گرفته است. به طوری که آنان برای فراگیری احکام و مسائل شرعی، علاقه ی چندانی از خود نشان نمی دهند. می خواستم از شما حوزَویان بپرسم که چه راه هایی برای ایجاد علاقه و انگیزه در دانش آموزان و ایجاد جاذبه در فراگیری درس احکام وجود دارد؟»
در پاسخ به این گونه پرسش ها که گاه برای حوزویانِ مدرّسِ احکام نیز پیش می آید، باید گفت: در آموزش احکام لازم است به امور ذیل توجه بیشتری کنیم:

۱ ـ مواد آموزش.
۲ ـ ابزارها و امکانات آموزش.
۳ ـ اصول آموزش (شامل ۳۰ اصل آموزشی).
۴ ـ روش های آموزش (شامل ۹ روش آموزشی).
۵ ـ قالب های آموزش (شامل ۸ قالب آموزشی).
ما ـ مدرّسان احکام ـ گاه در سه مورد آخرین، کم توجّهیِ فراوانی می کنیم و دقّت چندانی در آن ها به کار نمی بریم، در حالی که:
«دنیای امروزِ آموزش، دنیای اصول، روش ها و قالب های آموزشی است.»
یکی از علّت های پیشرفت و جذابیّت آموزش های غیرمسلمانان این است که آنان در این سه میدان، گوی سبقت را متأسفانه از ما ربوده اند و سرمایه گذاری های کلان برای آن می کنند.
از این رو، برای بالا بردن رشد کیفی و کمّی آموزشِ احکام و موفقیّت بیشتر در آن، به بیان «اصول آموزش احکام» می پردازیم، موارد دیگر را به فرصتی دیگر می سپاریم.
اصل اوّل: ایجاد انگیزه
یکی از اصول مهمّ آموزش و تدریس احکام عبارت است از: ایجاد انگیزه و علاقه در مخاطب.
ممکن است برخی از کسانی که در جلسات احکام شرکت می کنند، دارای انگیزه ای ضعیف و یا حتّی بی انگیزه برای فراگیری احکام باشند. در این صورت، آموزش دهنده ی احکام باید در همان جلسات نخستین به ویژه جلسه ی اوّل، انگیزه و علاقه برای یادگیری احکام را در شنوندگان خود به وجود آورد و یا تقویّت کند. به گونه ای که نسبت به آن «تشنه» شوند.
به قول «مولوی»:
آب کم جو تشنگی آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پَست
تا سقاهُم ربُّهم آید خطاب تشنه باش اَللهُ اَعلَم بِالصَّواب
آنچه در این مقال مهمّ می نماید تبیین راه های ایجاد انگیزه است که به یاری خداوند آن ها را بررسی می کنیم.

راه های ایجاد انگیزه
الف: بیان نکته هایی که شنوندگان نمی دانند ولی مدّعی دانستن آن هستند:
یکی از راه های مهمّ ایجاد یا تقویّت انگیزه و علاقه، بیان «نکته ها»یی است که در احکام اسلامی وجود دارد و بسیاری از شنوندگان، آن ها را نمی دانند و ادعا می کنند که می دانند.
باید گفت: «هزار نکته ی باریک تر زمو این جاست… .»
امید است یاد کردِ این نمونه ها مقبول افتد و در نظر آید!
صالح و طالح متاع خویش نمودند تا که قبول افتد و که در نظر آید(۲)
نکته ی اول
یکی از شرایط صحت وضو را در رساله های توضیح المسائل بدین مضمون می خوانیم:
«در وضو باید شستن صورت و دست ها و مسح سر و پاها را خودِ انسان انجام دهد و اگر شخص دیگری او را وضو دهد یا در رساندن آب به صورت و دست ها و مسح سر و پاها به وی کمک کند، وضویش باطل است.»(۳) برخی با خواندن این مسأله گمان کرده اند که اگر در حال اختیار شخصی با ظرفی داخل مُشت وضو گیرنده آب بریزد، وضوی او باطل می شود. در صورتی که طبق نظر غالب مراجع چنین کمک هایی وضو را باطل نمی کند، بلکه این کار فقط برای وضو گیرنده مکروه است زیرا خودِ عمل شُستن یا مسح را وضو گیرنده انجام می دهد، نه آن شخص.
البته اگر آن شخصِ کمک کننده به تنهایی و در حال غیراضطرار و مثلاً با دست های خودش عمل شستن یا مسح را برای وضوگیرنده انجام و در حقیقت او را وضو دهد، و یا مثلاً، دست وضوگیرنده را در دست خودش بگیرد و با همکاری و مشارکت او عمل شستن یا مسح را برای وضو
آموزش دهنده ی احکام بایددر همان جلسات نخستین به ویژه جلسه ی اوّل،انگیزه و علاقه برای یادگیری احکام رادر شنوندگانخود به وجود آورد و یا تقویّت کند. به گونه ای که نسبت به آن «تشنه» شوند
گیرنده انجام دهد، و در حقیقت در رساندن آب به صورت و دست ها و مسح سر و پاها به وی کمک کند، در این حالت است که وضو باطل می شود.(۴)
نکته ی دوم
گاهی گفته می شود: چنانچه خانم ها در برابر نامَحرَم و در مکان هایی مانند ایستگاه های قطار و یا بین راه وضو بگیرند، وضوی آنان باطل می شود! و حال آن که طبق فتوای غالب مراجع تقلید در چنین مواردی وضوی بانوان باطل نیست و صحیح است. اگر بانوان در برابر مردان نامحرم به طوری وضو بگیرند که حجاب شرعی خود را رعایت نکنند؛ مثلاً، قسمت های مچ دست به بالا یا موها و یا روی پای آنان هنگام شستن و مسح کردن در برابر دید نامحرم باشند، در این صورت فقط به جهت رعایت نکردن حجاب شرعی مرتکب کار حرامی شده اند، ولی وضویشان صحیح است.(۵)
نکته ی سوم
بعضی از مراجع بزرگوار تقلید مانند حضرت امام خمینی قدس سره چگونگی مسح سر را، حتّی در حال اختیار و نه اضطرار، به ده صورت جایز می دانند.
۱ ـ با دست راست.
۲ ـ با دست چپ.
۳ ـ از بالا به پایین.
۴ ـ از پایین به بالا.
۵ ـ با داخل و کف دست.
۶ ـ با بیرون و پشت دست.
۷ ـ با ساعد و فاصله ی میان مچِ دست تا آرنج.
۸ ـ به صورت طولی و عمودی.
۹ ـ به صورت عرضی و افقی.
۱۰ ـ به صورت زیگزاگ.(۶)
نکته ی چهارم
برخی گمان کرده اند اگر هنگام مسح سر، دست وضو گیرنده با رطوبت و تَری پیشانی او تماس پیدا کند و مخلوط شود، وضوی وی باطل می شود.
حال آن که طبق نظر اکثر مراجع معظّم این مسأله دو صورت دارد:
۱ ـ اگر مسح پا با همان قسمت از دست که با آب پیشانی تماس پیدا کرده و مخلوط شده است انجام شود، در این صورت وضو باطل می گردد.
۲ ـ چنانچه مسح پا با قسمت دیگری از دست که با آب پیشانی تماس پیدا نکرده و مخلوط نشده است، انجام شود، وضو صحیح است. مثلاً، انگشتان دست هنگام مسح سر، با رطوبت پیشانی مخلوط نشده باشد و مسح پا نیز با رطوبت باقیمانده در انگشتان دست و نه کف دست انجام گیرد.(۷)
نکته ی پنجم
بسیاری از مراجع معظّم تقلید مانند حضرت امام خمینی قدس سره خواندن دعا به زبان غیر عربی مانند فارسی، ترکی و انگلیسی و خواندن اشعاری را که دارای مضمون دعا و مناجات خداست، در نماز جایز می دانند. بنابراین هر نمازگزاری طبق فتوا و نظر بعضی مراجع و نه همه ی آنان، می تواند مثلاً در قنوت نماز چنین دعاهایی را بخواند:(۸)
إلهی عَبدُکَ العاصی أَتاکا مُقِرّا بِالذُّنوبِ و قَد دَعاکا(۹)
نکته ی ششم
می دانیم که اگر بخواهیم به ثواب کامل
الهی سینه ای ده آتش افروز در آن سینه دلی وان دل همه سوز
کارهای مستحب دست یابیم، باید آن ها را به همان گونه ای که شارع مقدس و از طریق مرجع تقلیدمان دستور داده است، انجام دهیم. یکی از این کارهای مستحب بالا بردن دست ها هنگام گفتن تکبیرة الاحرام و تکبیرهای بین نماز است.
برخی از مراجع بزرگوار تقلید مانند حضرت امام خمینی قدس سره می فرمایند: «برای نمازگزار مستحب است هنگام گفتن تکبیرة الاحرام دست های خویش را تا مقابل صورت و یا تا مقابل گوش ها بالا ببرد به طوری که با آغازِ بالا بردنِ دست ها، گفتنِ اَللّهُ أَکبَر را نیز آغاز کند و با پایانِ بالا بردنِ دست ها، که دست هایش مقابل صورت یا گوش ها می رسد، گفتن اَللّهُ أَکبَر را نیز به پایان رسانَد.(۱۰)
قبله باشد.»(۱۱)
نکته ی هفتم
مسأله ای را در رساله های توضیح المسائل بدین مضمون می خوانیم: «نمازگزار در سجده باید سرِ دو انگشت بزرگ پاهایش را به زمین بگذارد، و اگر انگشت های دیگر پاهایش را به زمین بگذارد، نمازش باطل است.»(۱۲)
می آید.(۱۳)
نکته ی هشتم
بعضی از نمازگزاران و به ویژه بانوان برای بهره مندی از ثواب بیشتر و پس از پایان قنوت نماز، دست های خود را به سر و صورت و سینه می کِشند.
برخی از مراجع معظّم تقلید این کار را در همه ی نمازها، چه واجب و چه مستحب، و برخی دیگر فقط در نمازهای واجب، نه تنها مستحب نمی دانند، بلکه مکروه و ترک آن را دارای ثواب و پاداش می دانند.(۱۴)
نکته ی نهم
بعضی از مراجع معظّم تقلید می فرمایند: «بدن نمازگزار حتّی هنگام گفتن ذکرهای مستحبِ نماز، غیر از بِحَولِ اللّهِ…، باید آرام و بی حرکت باشد، به گونه ای که اگر نمازگزار در حال حرکت بدن ذکر بگوید، مثلاً هنگام رفتن به رکوع یا سجده، تکبیرهای مستحب را به قصد ذکر مخصوصی که در نماز وارد شده است و دستور آن را داده اند بگوید، باید نماز را دوباره بخواند. امّا چنانچه به این قصد که ذکر و یاد خدا در هر جای نماز خوب و پسندیده است، بخواهد ذکری مستحب مانند تکبیر را بگوید، نمازش صحیح است، هرچند بدنش در حال حرکت باشد.»(۱۵)
نکته ی دهم
هنگامی که از مردم پرسیده می شود: اگر بچه ای مُهر نماز را از جلوی نمازگزار بر دارد و برود، و یا کسی مُهر نماز را با پایش از جلوی نمازگزار به فاصله ی دوری پرت کند، وظیفه ی نمازگزار چیست؟ گاه پاسخ می دهند: باید بر پشت دست یا ناخن هایش و به ویژه ناخن شست سجده کند و نماز بخواند. و حال آن که بسیاری از مراجع بزرگوار تقلید مانند حضرت امام خمینی قدس سره می فرمایند که نمازگزار باید به ترتیب ذیل عمل کند:
اول ـ اگر چیزی که سجده بر آن صحیح است داشته باشد، مثلاً تکه ی کاغذی در جیب خود دارد، باید بر آن سجده کند.
دوم ـ چنانچه چیزی که سجده بر آن صحیح است نداشته باشد و وقت نماز نیز تنگ نباشد، باید نماز را بشکند و آن چیز را فراهم کند و دوباره نماز خود را بخواند.
سوم ـ اگر وقت نماز تنگ است به طوری که فراهم کردن آن چیز موجب قضای نمازش می شود، باید نمازگزار بر لباسش چنانچه از «پنبه» یا «کتان» است سجده کند.
چهارم ـ اگر لباسش از جنس دیگری غیر از پنبه و کتان است، باید بر همان چیز سجده کند.
پنجم ـ چنانچه آن هم ممکن نباشد، باید بر پشت دستش سجده کند.
ششم ـ اگر آن هم امکان ندارد، باید بر چیز معدنی مانند انگشتر عقیق سجده کند.
قابل توجّه است در صورتی که وقت نماز وسعت دارد و نمازگزار چیزی را که سجده بر آن صحیح است ندارد، ولی مُهر نماز در فاصله ی نزدیکی؛ مثلاً، حدود یک یا دو قدمی نمازگزار وجود داشته یا پرت شده باشد، باید با رعایت جهت قبله ـ در صورتی که امکان دارد ـ و نگفتن ذکرهای نماز، به طرف مُهر نماز حرکت کند و سپس به نزدیک آن که رسید، ادامه ی نمازش را شروع کند و هنگام سجده ی بر آن سجده کند.(۱۶)
مسائل برایشان بعید و دور از حقیقت ننماید.
امیدواریم با «عنایات خدا» بتوانیم مسائل و نکته های دیگری در زمینه ی احکام فقهی را به رشته ی تحریر در آوریم، و «مولوی» چه خوش گفته است:
این همه گفتیم لیک اندر بسیچ بی عنایات خدا هیچیم هیچ
بی عنایات حق و خاصان حق گر مَلَک باشد سیا هستَش ورق
ای خدا ای فضل تو حاجت روا با تو یاد هیچ کس نَبْوَد روا
* * *
قطره ی دانش که بخشیدی زپیش متصل گردان به دریاهای خویش
قطره ی علم است اندر جان من وا رهانش از هوا وَز خاک تن
دیگر راه های ایجاد انگیزه را در قسمت دوم از این نوشتار توضیح خواهیم داد.

http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4332&id=28377 مهدی فاطمی

احکام اختصاصی غسلهای سه گانه
شرایط خون قاعدگى (شرایط تحقّق حیض)
خونى که زن مى بیند به فتواى بعضى از فقها با هفت شرط خون حیض است که اگر یکى از هفت شرط را نداشته باشد، خون حیض نیست ؛ ولى بعضى از فقها کمتر از هفت شرط قائل شده اند که در زیر شرطهاى مورد اتّفاق و اختلاف را بیان مى داریم:
شرایط مورد اتّفاق در خون قاعدگى
۱ . بلوغ
خونى که دختر مى بیند، در صورتى خون حیض است که بالغ باشد. اما خونى که پیش از رسیدن به حدّ بلوغ مى بیند (اگرچه صفات و علایم خونِ حیض را نیز داشته باشد) حیض نیست.
مسأله: منظور از نُه سال، تمام شدن نُه سال و وارد شدن به ده سالگى است، نه داخل شدن به نه سالگى
۲ . خون دیدن پیش از سنّ یائسگى
خونى که زن بعد از پایان یائسگى مى بیند، حیض نخواهد بود، و استحاضه مى باشد.
چند نکته
* معناى یائسه: یائسه از یأس؛ به معنى ناامیدى است و زنِ یائسه از خون دیدن و آوردن فرزند ناامید است.
* زمان پایان حیض و شروع یائسگى: خونى که زن پس از گذشتن شصت سالِ قمرى مى بیند به اتّفاقِ همه فقها حیض نیست، اگرچه شرایط و صفات حیض را هم دارا باشد. و خونى که قبل از تمام شدنِ پنجاه سال قمرى مى بیند اگر شرایط و علایم حیض را دارا باشد به اتّفاقِ همه فقها حیض است؛ و اما حکم خون هایى که پس از تمام شدن پنجاه سال قمرى تا شصت سال مى بیند:
۱ – زن هاى سیّده، بعد از تمام شدن شصت سال (قمرى) یائسه مى شوند؛ یعنى خونِ حیض نمى بینند و زن هایى که سیّده نیستند، بعد از تمام شدنِ پنجاه سال (قمرى) یائسه مى شوند، و این نظر حضرت امام (ره) و حضرت آیه الله اراکى(ره) و حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) و حضرت آیه الله فاضل لنکرانى است.
۲ – زن هایى که سیّده نیستند بعد از تمام شدن پنجاه سال یائسه مى شوند و زن هاى سیّده بعد از تمام شدن پنجاه سال تا تمام شدن شصت سال چنان چه با نشانه هاى حیض یا در روزهاى عادتِ خود خون ببینند بنابراحتیاط واجب بین تروک حائض و اعمال مستحاضه جمع نمایند. (احتیاط کنند) و این نظر حضرت آیه الله خوئى(ره) مى باشد.
۳ – زن هاى سیّده و غیر سیّده مطلقاً در سن شصت سالگى یائسه مى شوند و احتیاط مستحب آن است که زن هایى که قرشیّه نیستند بعد از تمام شدنِ پنجاه سال تا تمام شدنِ شصت سال چنان چه خون را طورى ببینند که اگر پیش از پنجاه سال مى دیدند قطعاً حکم حیض را داشت میان کارهاى مستحاضه و تروک حائض جمع نمایند و این نظر حضرت آیه الله سیستانى است.
۴ – زنان سیّده و غیر سیّده هر دو بعد از تمام شدن پنجاه سال یائسه مى شوند، یعنى اگر خونى ببینند خونِ حیض نیست، مگر زنانى که از قبیله «قریش» محسوب مى شوند که آن ها بعد از تمام شدن شصت سال یائسه مى شوند و این نظر حضرت آیه الله مکارم است.
مسأله: شصت سال قمرى معادل ۵۸ سال شمسى و ۷۷ روز و ۱۲ ساعت مى شود. و پنجاه سال قمرى معادل ۴۸ سال شمسى و ۱۷۹ روز مى باشد.
مسأله: زنى که شک دارد یائسه است یا نه خود را یائسه به حساب نیاورد.
۳ . از سه روز کمتر نباشد
چنان چه خونى کمتر از سه روز دیده شود، اگر چه «یک ساعت» کم باشد حیض نیست ولى لازم نیست از اوّل روز ببیند، بلکه اگر روز اوّل، از وسطِ روز شروع شود و تا وسطِ روز چهارم خون دیدنِ او ادامه یابد کافى است. و آیا معیار سه «روز» است، یا سه «شبانه روز»، (که اگر سه روز و دوشب ببیند کافى نباشد.)؟ بعضى از فقها سه شبانه روز معتبر دانسته اند مانند حضرت آیه الله زنجانى و بقیه سه روز و دو شب را کافى مى دانند.
۴ . از ده روز بیشتر نباشد
اگر زنى بیشتر از ده روز خون ببیند به مقدار عادتش حیض، و بقیه استحاضه است.
۵ . استمرار آمدنِ خون در هر سه روز
دیدنِ خون باید در سه روز استمرار داشته باشد؛ ولى لازم نیست در تمام سه روز، خون بیرون بیاید، بلکه وجود خون در فرج کافى است، و چنان چه در میان سه روز مختصرى پاک شود و مدّت پاک شدن به قدرى کم باشد که بگویند در تمام سه روز در فرج خون بوده به فتواى بیشتر فقهاباز هم حیض است. و به فتواى حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) بنابراحتیاط لازم باید بین تروک حائض و اعمال مستحاضه جمع کند.

شرایط مورد اختلاف در خونِ قاعدگى
۱ . توالى (پیاپى آمدن خون در سه روزِ اوّل)
زنى که سه روز پشت سرهم خون ببیند، به فتواى همه فقها حائض و احکام حیض بر او جارى است؛ اما اگر در ضمنِ ده روز، سه روز خون ببیند و صفات و علایم حیض را داشته باشد، منتها پشت سر هم نیاید، مثلاً: روزِ اوّل و پنجم و هشتم را خون ببیند، مشهور فقها حیض نمى دانند؛ زیرا توالى (پشت سر هم بودن) را شرط مى دانند ولى حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) فرموده اند: بنا بر احتیاط لازم، در روزهایى که خون مى بیند، باید جمع کند میان کارهاى مستحاضه و تروک حائض و در روزهایى که خون نمى بیند هم کارهایى را که بر حائض حرام است، ترک کند و هم عبادت هاى خود را به جا آورد.
چند نکته
اوّل: مراد از توالى، (به فتواى کسانى که توالى را شرط دانسته اند) در سه روزِ اوّل است واگر در روزهاى بعد توالى نباشد ضررى، به حکم نمى رساند.
دوم: در این که حیض از سه روز کمتر نیست گفته شد که بعضى از فقها سه شبانه روز و بیشتر فقها سه روز را معیار قرار داده اند؛ بنابراین، اگر زنى از طلوع فجر حیضش شروع شود و تا غروب آفتابِ روز سوم ادامه یابد به فتواى بیشتر فقها کافى است با این که سه روز و دوشب شده است ولى به فتواى کسانى که سه شبانه روز را معیار قرارداده اند کافى نیست.
سوم: به فتواى بیشتر فقها که سه روز را معیار قرار داده اند نه سه شبانه روز را، لزوم خون دیدن در شب دوم و سوم به خاطر شرط بودن مسأله استمرار است.
چهارم: به فتواى بیشتر فقها که سه روز را معیار قرار داده اند نه سه شبانه روز را، اگر ابتداى بیرون آمدنِ خون، اوّل شب و یا به صورت تلفیق باشد، هر سه شب حیض محسوب مى شود.
۲ . میان دو حیض حدّاقل ده روز فاصله بیفتد
میان دو حیض باید حدّاقل ده روز فاصله بیفتد (اقلّ طُهر ده روز است)؛ بنابراین اگر از حیضِ اوّل، ده روز نگذشته باشد، خونى که دیده مى شود، حیض نیست؛ و اما اختلاف در این است که اگر به طور مثال: سه روز پشت سر هم خون ببیند و قطع شود (و چند روز پاک باشد) و سپس سه روز یا بیشتر خون ببیند، و مجموعِ دو خون با پاکى وسط از ده روز تجاوز نکند که با این که هر دو خون، حیض است چگونه پاکى وسطِ دو حیض کمتر از ده روز است، بدین جهت بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) و حضرت آیه الله سیستانى و حضرت آیه الله مکارم فرموده اند: جایز است اقلّ طُهر و پاکى، کمتر از ده روز باشد در صورتى که این پاکى میان یک حیض واقع شود. و نسبت به چند روز پاکى وسط مى فرمایند: بنابر احتیاطِ واجب باید احتیاط نموده و بین کارهاى شخص طاهر و زنِ حائض را جمع کند (یعنى نماز بخواند و روزه بگیرد و محرّماتِ بر حائض را انجام ندهد)؛ اما بعضى از فقها مانند حضرت امام(ره) و حضرت آیه الله خوئى (ره) و حضرت آیه الله اراکى(ره) و حضرت آیه الله فاضل فرموده اند: ایام پاکىِ وسط، جز حیض است.
یادسپارى
هرگاه فاصله حداقلّ ده روز بین دو حیض را خون استحاضه ببیند، مانند این است که خون ندیده و پاک است؛ یعنى دو طرف، محکوم به حیض و وسط محکوم به استحاضه است.
* یک بار دیگر شرایط فراهم آمدن خون قاعدگى را مرور مى کنیم.
شرایطِ تحقّقِ حیض
شرایط مورد اتفاق
۱- بلوغ
۲- خون دیدن پیش از سن یائسگى
۳- از سه روز کمتر نباشد.
۴- از ده روز بیشتر نباشد.
۵- استمرار آمدن خون در هر سه روز
شرایط مورد اختلاف
۱٫ توالى (پیاپى آمدنِ خون در سه روزِ اوّل
.۲ میان دو حیض، حداقلّ ده روز فاصله بیفتد
اقسام زن هاى حائض
عادت دارد:
عدد معین (عددیّه)
وقت معین (وقتیّه(
وقت و عدد معین (وقتیّه و عددیّه(
عادت ندارد:
ناسیه
مضطربه
مبتدئه
مبتدئه: زنى است که نخستین بارحیض مى شود.
مضطربه: زنى است که چند ماه خون دیده؛ ولى عادت معینى پیدا نکرده، یا عادتش به هم خورده و عادت منظّم تازه اى پیدا نکرده است
ناسیه: زنى که عادت خود را فراموش کرده، ناسیه نامیده مى شود.
فرض: زنى که به سبب حاملگى و شیردادن به فرزندش، نزدیک دوسال و اندى از عادت پیشین او گذشته، احتمال فراموشى عادتش فراوان است.
وقتیّه و عددیّه: زنى که وقت و عدد عادتش در هرماه یکسان است، «وقتیّه و عددیّه» نامیده مى شود.
وقتیّه: زنى که عادتش در هر ماه در یک زمان معیّن است ولى عددش متفاوت است «وقتیّه» نامیده مى شود.
عددیّه: زنى که عادتش در هر ماه از نظر عددِ روزها یکسان و از نظر زمان متفاوت است «عددیّه» نامیده مى شود.
معیار پیدایى (تحقّق ) عادت
اگر زن دوبار به یک صورت خونِ حیض ببیند، عادتش محقّق مى شود. منتها در وقتیّه و عددیّه مورد اتفاق است؛ ولى در وقتیّه یا عددیّه فقط حضرت امام(ره) فرموده اند: تحقّق عادت با دو بار مشکل است و شایسته است احتیاط را ترک ننماید؛ یعنى هنوز حکم به تحققّ عادت نکند.
معیار به هم خوردن عادت
حائض
۱- یک بار برخلاف عادتِ قبلى دیده است: عادت قبلى زایل نمى شود.
۲ – دو بار دیده است
– هر دو بار به یک شکل بوده است: عادت قبلى زایل مى شود.
– مختلف بوده است:روشن نیست مگر بیش از دو بار باشد که عرفاً صدق که این زن عادت معیّنى ندارد که مضطربه خواهد شد.
ملاک تشخیص حیض در ابتدا
عادت ماهانه
۱- ابتدا(شروع)
۲- انتها(پایان) الف ) تا ده روز قطع شده ب ) از ده روز بگذرد
عادت دارد — وقتیّه وعددیّه
۳ – عددیّه
۴-وقتیّه
۵- عادت ندارد — مبتدئه
۶-مضطربه
۷-ناسیه
ملاک تشخیص حیض در ابتدا
اوّلاً: میزان، رجوع به عادت وقتیّه است، اگر خون در ایّامِ عادت دیده شود، در این جا به مجرّدِ دیدن خون، حیض است گرچه نشانه هاى حیض را نداشته باشد و باید به وظیفه حائض عمل کند.

چند نکته
الف: عادت بانوان بر دو نوع است: یکى عادتى که محدود به زمان خاص است؛ یعنى زمانِ شروع و ختمِ آن دقیق است، و یکى عادتى که ممکن است با کمى تقدیم یا تأخیر اتّفاق بیفتد، و نوع دوم در میان بانوان متعارف تر است؛ زیرا ممکن است گاهى عادتشان جلو، و گاهى عقب بیفتد و تأخیر و عقب افتادن هم گاهى ممکن است از اوّل زمانِ عادت باشد، و گاهى پس ازتمام شدنِ ایّامِ عادت مانند مواردى که باید استظهار کنند که خواهد آمد.
ب: اگر عادتِ زن جلو بیفتد، و صفات و نشانه هاى حیض را داشته باشد حیض قرار مى دهد، و اگر بدون صفات باشد تا دو روز مورد اتّفاق فقهاست که حیض است و اما در بیشتر از دو روز، بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله خوئى(ره) فرموده اند: باید احتیاط کند(یعنى؛ بین تروک حائض و اعمال مستحاضه جمع نماید) و بقیه فقها فرموده اند: اگر عرفاً گفته شود عادتش جلو افتاده بیش از دو روز هم حیض است.
ج: اگر عادت زن عقب بیفتد بیشتر فقها فرموده اند: یک روز یا دو روز یا بیشتر که در عرف گفته شود عادتش عقب افتاده مانعى ندارد و خونِ دیده شده محکوم به حیض است. و بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله خوئى(ره) و حضرت آیه الله سیستانى تفصیل داده اند که اگر تأخیرِ یکى دو روز، از اوّل ایامِ عادت باشد، حیض است؛ و اما اگراز آخر باشد (یعنى پس از تمام شدن ایام عادت و ندیدن خون در ایّام عادت، خونى ببیند که صفات حیض را هم نداشته باشد)، حیض نیست. البته حضرت آیه الله سیستانى فرموده اند: باید در تحت عنوان بانوانى که عادت معین ندارند بررسى شود.
د: اگر خون حیض از بدن خارج شود، هر چند به اندازه سر سوزنى باشد به اتّفاقِ همه فقها، زن حائض است. و احکام حیض جارى است، گرچه نسبت به بقاى حیض خارج شدن شرط نیست بلکه همین مقدار که باطن آلوده به خون حیض باشد کافى است.(یعنى خروجِ خون از بدن براى آغاز حیض است )؛ و اما اگر خون حیض از رحم خارج شود و در فضاى فرج باشد آیا زن حائض است و احکامِ حیض جارى است یا نه؟ بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله مکارم فرموده اند: مانند صورت قبل است (احکام حیض جارى است) و بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله اراکى (ره) و حضرت آیه الله خوئى (ره) و حضرت آیه الله گلپایگانى (ره) و حضرت آیه الله سیستانى و حضرت آیه الله فاضل فرموده اند: احکامِ حیض جارى نیست، و بعضى از فقها مانند حضرت امام (ره) فرموده اند: بنابر احتیاطِ واجب باید میان اعمال شخص طاهر و تروک حائض جمع کند (و علّتِ این اختلاف آن است که آیا معیار، خروج خون از رحم است یا از بدن) البته مى تواند قدرى خون را (گرچه با انگشت یا پنبه باشد) خارج نماید تا محکوم به حیض گردد.
ثانیاً: اگر عادت وقتیّه نداشت یعنى چهار صورت دیگر (عددیّه، مبتدئه، مضطربه و ناسیه) بود در این صورت باید به صفات و علایم رجوع کند، اگر خون صفات حیض را داشت، از اوّل، حیض قرار مى دهد وگرنه باید تا سه روز بین کارهایى که مستحاضه انجام مى دهد و کارهایى که زن حائض باید ترک کند جمع نماید، که اگر جریان خون، تا سه روز یا بیشتر ادامه داشت، حیض خواهد بود مگر آن که از اوّل علم داشته باشد که تا سه روز ادامه دارد که در این صورت آن را حیض قرار مى دهد؛ و اما در صورتى که عادت ندارد و علایم حیض را نیز ندارد، بعضى از فقها فرموده اند احتیاط مستحب آن است که بین وظیفه حائض و مستحاضه جمع کند.
ملاک تمیز حیض در پایان
اگر خون تا ده روز قطع شود، تمام حیض است و در حکم، فرقى میان اقسام شش گانه حائض نیست، مگر این که (در مقام عمل) براى زنانى که عادت معیّن دارند و خون دیدن از ایّامِ عادت آنان تجاوز مى کند، (چون نمى دانند از ده روز تجاوز مى کند یا نه) وظیفه استظهار دارند.
مسأله: استظهار این است که زن، خود را حائض به شمار آورده، به احکام حائض رفتار نموده، عبادت را ترک و از محرّمات حائض اجتناب کند (تا وضعش روشن شود). البته استظهار درباره زنى که عادتش مرتّب است و هیچ از نظر عدد تخلّف ندارد مشروع نیست.
مسأله: در مقدار استظهار اقوالى است که در زیر بیان مى شود:
۱- بعد از ایّام عادت بنابر احتیاطِ واجب یک روز عبادت را ترک کند و بعد از آن مى تواند تا ده روز عبادت را ترک نماید ولى بهتر است تا ده روز بین اعمال مستحاضه و تروک حائض جمع کند و این نظر حضرت امام(ره) و حضرت آیه الله فاضل مى باشد.
۲ بعد از ایّام عادت باید مانندحائض عمل کند تا وضعش مشخص شود و این نظر حضرت آیه الله مکارم است.
۳ بعد از ایّام عادت واجب است یک روز عبادت را ترک کند و چنان چه قطع نشد مستحب است یک روز دیگر عبادت را ترک کند و همین طور تا ده روز و این نظر حضرت آیه الله اراکى(ره) مى باشد.
۴ بعد از ایّام عادت باید بنابر احتیاطِ واجب یک روز یا دو روز عبادت را ترک کند و یا بین اعمال مستحاضه و تروک حائض جمع کند و بعد از دو روز تا روزِ دهم فقط بین اعمال مستحاضه و تروک حائض را جمع کند و این نظر حضرت آیه الله گلپایگانى (ره) است.
۵ بعد از ایّام عادت باید یک روز عبادت را ترک کند و بعد جایز است احکام مستحاضه را جارى کند و احوط این است که تا روز دهم بین تروک حائض و اعمال مستحاضه جمع کند و این حکم مختص زنى است که قبل از عادت، مستمره الدم نبوده و الا بعد از گذشتن عادت جایز نیست عبادت را ترک کند و این نظر حضرت آیه الله خوئى (ره) مى باشد.
۶ احتیاط مستحب آن است که یک روز عبادت را ترک کند و مى تواند تا ده روز ترک عبادت را ادامه دهد و این حکم مختص زنى است که قبل از عادت مستمره الدم نبوده و الا بعد از گذشتن عادت جایز نیست عبادت را ترک کند و این نظر حضرت آیه الله سیستانى است.
ملاک تمیز حیض در پایان (با فرضى که خون از ده روز بگذرد و زن عادت وقتیّه و عددیّه داشته باشد)
اگر زن عادت وقتیّه و عددیّه داشته باشد، و جریانِ خون از ده روز بگذرد، چند صورت پیدا مى کند که در زیر بیان مى شود:
الف: تمام خون صفات حیض را دارد: باید زمان و مقدار عادتش را حیض و بقیّه را استحاضه قرار دهد.
ب: تمام خون صفات حیض را ندارد: مانند صورت «الف» است.
ج: زمانِ عادتش صفات حیض را دارد و بقیّه ندارد: باید همان زمان را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد.
د: زمان عادتش صفات حیض را ندارد و بقیه داراى صفات حیض است: در این مورد بحث در این است که آیا زمان عادت مقدّم است یا صفات؟ بیشتر فقها زمانِ عادت را مقدّم دانسته و فرموده اند: به مقدار و زمانِ عادتش حیض و بقیّه استحاضه است و بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله خوئى(ره) صفات را مقدّم دانسته و فرموده اند: خونى که داراى صفات است باید حیض قرار دهد.
ملاک تمیز حیض در پایان (با فرضى که خون از ده روز بگذرد و زن عادت عددیّه داشته باشد)
اوّلاً: براى تعیین زمانِ حیض باید به صفات رجوع کند؛ مثال: اگر دوازده روز خون دیده و قرار عادتش شش روز بوده و از روز سوم، خون داراى صفات قاعدگى بوده است، باید از روز سوم تا نهم را حیض و سه روز پیش و پس را استحاضه قرار دهد.
ثانیاً: چنانچه صفات حیض را نداشته باشد یا همه روزها داراى صفات حیض باشد، آیا قسمت اوّل را حیض قرار مى دهد یا آخر را؟ تمامى هفت نفر از فقهایى که فتوایشان در این کتاب آورده شده است فرموده اند: باید از روز اوّل حساب کند؛ اما در تعیین عدد روزهاى حیض، باید به روزهاى عادتش رجوع کند، اگر تعداد روزهایى که داراى صفاتِ حیض است، کمتر از تعداد روزهاى عادتش باشد، باید مقدار کم شده را نیز حیض به حساب آورد؛ اگرچه صفاتِ خونِ حیض را ندارد. و اگر از روزهاى عادتِ او بیشتر است، فقط به اندازه روزهاى عادتش حیض و بقیّه، استحاضه است.
ملاک تمیز حیض در پایان (با فرضى که خون از ده روز بگذرد و زن، عادت وقتیّه داشته باشد)
قبل از آن که احکام این قسم بیان شود، لازم به یادآورى است که عادت بر سه قسم است:
الف: عادت شخصى: که هرزنى براى خودش قسمى از اقسام عادت رادارد.
ب: عادت صنفى: یعنى عادت اقارب و بستگانِ هر زن.
ج: عادت نوعى: یعنى عادتى که نوعِ زن ها دارند که یا سه روز و یا شش روز و یا هفت و یا ده روز است.
بنابراین کسى که عادت وقتیّه تنها دارد، در صورتى که جریانِ خون از ده روز بگذرد، باید در «وقت» به عادتش رجوع کند و اما در تعیین عدد باید به وظایف زیر عمل نماید:
اوّلاً: باید به صفات و علایم رجوع کند؛ یعنى هر چند روز که صفات و علایمِ حیض را داشت، حیض قرار مى دهد.
ثانیاً: اگر همه آنها در صفات و علایم یکنواخت بودند؛ مثلاً پانزده روز خون دیده و همه داراى صفات حیض است بعضى از فقها مانند حضرت امام(ره) و حضرت آیه الله مکارم مى فرمایند: باید به عادت اقارب و بستگانش مانند خواهر، مادر، عمّه و خاله رجوع کند و روزهاى عادتِ آنها را معیار، و باقى را استحاضه قرار دهد چه بستگان و اقارب پدرى باشند یا مادرى، زنده باشند یا مرده و اگر اقارب ندارد و یا روزهاى عادت اقارب و بستگانِ او مختلف باشد باید به روایاتى که عادت نوعى زن ها را (سه روز، یا شش روز، یا هفت روز، یا ده روز) معیّن کرده اند مراجعه نماید که حضرت امام(ره) و حضرت آیه الله مکارم فرموده اند: باید روایات هفت روز را معیار قرار دهد و بعضى هم مانند حضرت آیه الله فاضل و حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) فرموده اند: باید در هر ماه از روزى که خون مى بیند سه روز یا شش روز یا هفت روز را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد و در ماه هاى بعد هم همان مقدار را حیض قرار دهد و بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله اراکى(ره) فرموده اند: چنان چه خویش نداشته باشد یا شماره عادت آنان مثل هم نباشد مخیّر است که شش روز یا هفت روز را در هر ماه حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد و یا در یک ماه سه روز و در ماه دیگر ده روز حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد و یا عکس این را عمل نماید؛ یعنى ماه اوّل را ده روز حیض قرار دهد و ماه دوم را سه روز و حضرت آیه الله سیستانى فرموده اند: زنى که عادت وقتیّه دارد اگر در وقت عادتِ خود خون ببیند و مقدار آن خون بیش از ده روز باشد و نتواند مقدار حیض را به واسطه نشانه هاى آن تشخیص دهد باید عادت بعضى از خویشان خود را حیض قرار دهد چه پدرى باشد و چه مادرى، زنده باشد یا مرده، ولى به دو شرط:
اوّل: آن که نداند مقدار عادت او مخالف با مقدار حیض خودش مى باشد، مثل آن که خودش در زمان جوانى و قوتِ مزاج باشد و آن زن نزدیکِ به سنّ یأس باشد که مقدار عادت معمولاً کم مى شود و همچنین بر عکس این صورت.
دوم: آن که نداند مقدار عادت آن زن با مقدار عادتِ دیگر خویشانش که داراى شرط اوّل هستند تفاوت دارد ولى اگر مقدار تفاوت بسیار کم باشد که حساب نشود ضرر ندارد و اما اگر خونش نشانه نداشته باشد یا آن که یکى از دو شرطى که قبل گفته شد نباشد مخیّر است که از سه روز تا ده روز هر شماره اى را که مناسب مقدار حیضش مى بیند حیض قرار دهد در صورتى که او را مثل شش روز و هشت روز مناسب خود ببیند، البته باید شماره اى را که حیض قرار مى دهد موافق با وقت عادتش مى باشد و حضرت آیه الله خوئى(ره) فرموده اند: اگر همه آن ها در صفات و علایم یکنواخت بودند باید به روایات شش یا هفت روز مراجعه کند (یعنى رجوع به اقارب ندارد).
ملاک تمیز حیض در پایان (با فرضى که خون از ده روز بگذرد و زن، مبتدئه باشد)
زنى که «مبتدئه» است، در صورتى که جریانِ خونِ او از ده روز بگذرد، باید به وظایف زیر عمل نماید:
اوّلاً: به صفات و علایم به دو شرط رجوع مى کند: یکى این که خونى که صفات حیض را دارد از سه روز کمتر و از ده روز بیشتر نباشد و دیگر این که خونِ دیگرى که آن هم داراى صفات حیض است با آن معارضه نکند مثل این که پنج روز،خون سیاه و نُه روز خون زرد و دوباره پنج روز خون سیاه ببیند.
ثانیاً: اگر همه خون داراى صفات حیض بود و یا دو شرطِ قبل را دارا نبود اقوال فقها را در زیر بیان مى داریم:
۱ باید از اولى که خون نشانه حیض را دارد، حیض قرار دهد و در عدد به خویشاوندان خود رجوع کند و اگر اقارب و بستگانى نداشت و یا روزهاى عادتشان مختلف بود باید به روایاتى که عادتِ نوعىِ زن ها را (سه روز یا شش روز یا هفت روز یا ده روز) معین کرده اند مراجعه نماید که حضرت امام(ره) و حضرت آیه الله فاضل و حضرت آیه الله مکارم فرموده اند: باید معیار را هفت روز قرار دهد.
۲ و اگر اقارب و بستگانى نداشت و یا روزهاى عادتشان مختلف بود، مخیّر است که شش روز یا هفت روز را در هر ماه حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد و یا در یک ماه سه روز و در ماه دیگر ده روز را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد و یا عکس این را عمل نماید یعنى ماه اوّل را ده روز حیض قرار دهد و ماه دوم را سه روز و این نظر حضرت آیه الله اراکى(ره) مى باشد.
۳ و اگر اقارب و بستگانى نداشت و یا روزهاى عادتشان مختلف بود باید سه روز یا شش روز یا هفت را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد و این نظر حضرت آیه الله گلپایگانى (ره) مى باشد.
۴ و اگر اقارب و بستگانى نداشت و یا روزهاى عادتشان مختلف بود مخیّر است از سه روز تا ده روز هر چند روز را مى خواهد اختیار کند ولى نمى تواند عددى را انتخاب کند که مناسب او نیست و بهتر است که اگر مناسب باشد هفت روز را اخیتار نماید و این نظر حضرت آیه الله سیستانى است.
۵ و اگر اقارب و بستگانى نداشت و یا روزهاى عادتشان مختلف بود ماه اوّل را شش یا هفت روز حیض قرار داده و تا ده روز احتیاط کند و در ماه هاى بعد سه روز حیض قرار داده و تا شش یا هفت روز احتیاط کند و این نظر حضرت آیه الله خوئى(ره) است.
ملاک تمیز حیض در پایان (با فرضى که خون از ده روز بگذرد و زن، مضطربه باشد)
کسى که مضطربه است؛ (یعنى زنى که چند ماه خون دیده ولى عادت معیّنى پیدا نکرده یا عادتش به هم خورده و عادت منظم تازه اى پیدا نکرده است) در صورتى که جریان خونِ او از ده روز بگذرد. بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) و حضرت آیه الله اراکى(ره) فرموده اند: حکمش مانند مبتدئه است و بعضى از فقها مانند حضرت امام(ره) و حضرت آیه الله فاضل و حضرت آیه الله مکارم فرموده اند: مضطربه حکمش مانند مبتدئه است مگر این که بعد از ارجاع به اقارب (در صورتى که اقارب در عدد روزها با هم متفق باشند) در همان جا هم هفت روز را ملاک قرار دهد و اگر عادت متفّق اقارب، از هفت روز کمتر یا بیشتر است، آن چند روزِ کمتر یا چند روزِ زیادتر را بنابر احتیاط واجب باید بین کارهایى که زنِ مستحاضه انجام مى دهد و کارهایى که زن حائض ترک مى کند جمع نماید و حضرت آیه الله خوئى(ره) فرموده اند: مضطربه (دراین صورت) مطلقاً باید شش یا هفت روز را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد (یعنى مضطربه رجوع به اقارب ندارد) و حضرت آیه الله سیستانى فرموده اند:… (مضطربه در این صورت) باید عادتِ بعضى از خویشان خود را حیض قرار دهد و در صورتى که ممکن نباشد عددى بین سه و ده روز را براى خود حیض قرار دهد (به شرحى که قبلاً بیان گردید).
ملاک تمیز حیض در پایان (با فرضى که خون از ده روز بگذرد و زن، ناسیه باشد)
«ناسیه» باید به صفات و علایم رجوع کند؛ یعنى هر چند روز که داراى صفات بود، حیض قرار دهد و اگر همه روزها داراى صفات بودند چون به فتواى تمامى فقهایى که فتاوایشان در این کتاب آمده است به جز حضرت آیه الله سیستانى ناسیه رجوع به اقارب ندارد باید به روایاتى که عادت نوعىِ زن را مشخص کرده است به شرح زیر عمل نماید:
۱- بنابراحتیاط واجب باید هفت روز را معیار قرار دهد و این نظر حضرت امام(ره) و حضرت آیه الله مکارم و حضرت آیه الله فاضل مى باشد.
۲ – باید سه روز یا شش روز یا هفت روزِ اوّل را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد و این نظر حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) مى باشد.
۳ – مخیّر است که شش روز یا هفت روز را در هر ماه حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد و یا یک ماه سه روز و در ماه دیگر ده روز را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد و یا عکس این را عمل نماید؛ یعنى ماه اوّل را ده روز حیض قرار دهد و ماه دوم را سه روز و احتیاط مستحب آن است که هفت روز را حیض و بقیه را استحاضه قرار دهد و این نظر حضرت آیه الله اراکى(ره) مى باشد.
۴- تا هر زمانى که احتمال بقأ عادت را مى دهد حیض قرار داده و بقیه استحاضه است ولى در صورتى که احتمال بقاى عادتش بیشتر از هفت تا ده روز باشد پس از روز هفتم احتیاط کند و این نظر حضرت آیه الله خوئى(ره) است. و اما حضرت آیه الله سیستانى که رجوعِ ناسیه به اقارب را پذیرفته اند فرموده اند: ناسیه حکم مضطربه را دارد منتها با یک فرق و آن این است که نباید مقدارى را که حیض قرار مى دهد کمتر از مقدارى باشد که مى داند شماره حیضِ او کمتر از آن نیست و همچنین نمى شود که بیشتر از مقدارى قرار دهد که مى داند شماره عادتش بیش از آن نیست.

وظیفه زن حائض پس از قطع خون
چون خون حیض پیش از ده روز بند آید، صورى پدید شود که حکم هر یک بیان مى گردد.(۱) و(۲) مسأله: روش آزمایش آن است که پس از قطع شدنِ خون، مقدارى پنبه داخل فرج نموده و پس از کمى صبر و خارج نمودن، اگر تمیز بود حکم به پاک بودن مى نماید.
مسأله: اگر آزمایش را ترک کند ونماز بخواند نمازش باطل است اگرچه بعد هم بفهمد که پاک بوده است مگر با این که به وظیفه اش رفتارنکرده توانسته باشد قصد قربت نماید.
مسأله: اگر آزمایش ممکن نباشد (به خاطر این که زن نابیناست یا آزمایش برایش ضرر دارد یا به علّت دیگر) بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله اراکى(ره) و حضرت آیه الله خوئى(ره) فرموده اند: بنابراحتیاط واجب باید غسل کرده و نماز بخواند تا این که به پاک شدن علم پیدا کند که پس از علم به پاک شدن باید دوباره غسل کرده و روزه هایى که گرفته است قضا کند. و حضرت امام(ره) و حضرت آیه الله فاضل به این عمل اشکال کرده اند و بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله مکارم فرموده اند: بنابراحتیاط واجب باید بین اعمالِ زنِ طاهر و تروک حائض جمع کند و بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) فرموده اند: باید اعمال سابق را انجام دهد واگر بخواهد احتیاط کند بین دو وظیفه را جمع مى کند و بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله سیستانى فرموده اند: باید خود را حائض به حساب آورد تا علم به پاک شدن پیدا کند.
سؤال: گاهى به جهت لکّه بینىِ بى موقع، یعنى در غیر زمانِ عادتِ ماهانه خانم هاى نابینا دچار تردید مى شوند که آیا لکّه مزبور خون است یا خیر؟ و اگرکسى نبود که به او نشان داده شود و یا اگر کسى بود و خجالت کشیدند که بپرسند حکم چگونه است؟
جواب: تا یقین پیدا نکنند که خون است حکم خون ندارد.

چیزهایى که بر حائض حرام است
۱عباداتِ مشروط به طهارت (وضو، غسل، یا تیمم) بر حائض حرام مى باشد مانند: نماز، روزه، طواف، اعتکاف؛ به جز نماز میّت، که زنِ حائض مى تواند آن را به جا آورد.
۲مسّ خطوط قرآن کریم؛ اسم خداوند متعال به هر زبانى نوشته شده باشد؛ صفات خاصّ خداوند متعال، مانند خالق، رازق و … بر حائض حرام است، اما در مورد مسّ اسماى انبیا و امامان معصوم(ع) بعضى از فقها، مانند حضرت امام(ره) و حضرت آیه الله اراکى(ره) و حضرت آیه الله خوئى(ره) و حضرت آیه الله سیستانى بنابر احتیاط واجب به صورت قبل، ملحق دانسته اند و بعضى از فقها، مانند حضرت آیه الله فاضل و حضرت آیه الله مکارم در الحاق، اشکال کرده اند.
سؤال: نوشتن نام خدا، به این صورت که نوشته شده توضیح دهید که آیا مس کردنِ آن حرام است یانه؟
الف) الله، ب) خدا، پ) بسمه تعالى، ت) الله بدون حرکت، ث) نام خدا را در میان شعرى بنویسند و حروف آن جدا باشد، ج) پاره کردن و سوزاندن یا با جوهر از بین بردن چطور؟، چ) ا… ح) اگر قسمتى از آن مسّ شود چطور؟ نوشتن و دورانداختنِ نامِ امامان را که روى اشخاص گذاشته اند چطور؟ آیه قرآنِ بدون حرکت بدون وضو مسّ کردن چگونه است؟
جواب: مّسِ کتابت قرآن و اسماى بارى تعالى، یا جزئى از آنها به هر لغت و کیفیت که باشد، بدون طهارت جایز نیست و از بین بردن آنها به نحوى که موجب هتک (بى احترامى) نشود اشکالى ندارد.
سؤال: آیا مس کردن نقش آرم جمهورى اسلامى ایران، که روى نامه ها وبلیت هاى اتوبوس و… مى باشد حرام است؟
جواب: بدون طهارت جایز نیست على الأحوط.
۳ بعضى از فقها مانند حضرت امام(ره) و حضرت آیه الله اراکى(ره) و حضرت آیه الله فاضل مى فرمایند: خواندن سوره اى که سجده واجب دارد، حتى تلفّظِ یک کلمه آن، برحائض حرام است. و آن چهار سوره عبارتند از:
* سوره ۳۲ (الم تنزیل)
* سوره ۴۱ (حم سجده)
* سوره ۵۳ (والنجم)
* سوره ۹۶ (اقرأ).
و بعضى دیگر از فقها مانند حضرت آیه الله خوئى(ره) و حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) و حضرت آیه الله مکارم و حضرت آیه الله سیستانى فرموده اند: فقط خواندن آیه سجده حرام است.
سؤال: آیا زن حائض مى تواند دعاى کمیل بخواند؟
جواب: (دعا خواندن براى زن حائض مانعى ندارد ولى) در دعاى کمیل چون جمله «اَفَمَنْ کانَ مُؤمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً لایَسْتَووُنَ(۶)» در سوره اى است که آیه سجده واجب دارد، به فتواى فقهایى مانند حضرت امام(ره) و حضرت آیه الله اراکى(ره) و حضرت آیه الله فاضل که خواندنِ تمام سوره را براى حائض حرام مى دانستند، این جمله را در دعاى کمیل، حقِ خواندن ندارد (ولى گوش کردنِ آن اشکالى ندارد) و اما به فتواى فقهایى که فقط خواندنِ آیه سجده را حرام مى دانستند خواندن این جمله در دعاى کمیل جایز است؛ زیرا این جمله آیه سجده نیست.
مسأله: زنِ حائض هرگاه آیه اى را که سجده واجب دارد گوش دهد (استماع) واجب است سجده را به جا آورد. و اما اگر گوش ندهد بلکه به گوشش بخورد (سماع) بعضى از فقها فرموده اند: مانند صورت استماع واجب است سجده کند، و بعضى مانند حضرت آیه الله اراکى (ره) و حضرت آیه الله گلپایگانى (ره) و حضرت آیه الله مکارم و حضرت آیه الله فاضل احتیاط واجب دارند، و بعضى هم مانند حضرت امام(ره) مستحب دانسته اند و بعضى مانند حضرت آیه الله خوئى(ره) و حضرت آیه الله سیستانى واجب ندانسته اند.

نکته
َ زنِ حائض در ماه مبارک رمضان، مى تواند در جلسات قرائت قرآن شرکت کند و زمانى که به سوره اى که سجده واجب دارد رسید، تلفظ نکرده و فقط گوش مى دهد و پس از شنیدنِ آیه سجده مانند بقیّه سجده مى کند.
سؤال: خواندنِ بیش از هفت آیه از قرآنِ کریم براى زن حائض مکروه است باتوجه به این که در ماه مبارک رمضان خواندن قرآن، فضیلت بسیارى دارد آیا حائض بودن مانعِ از خواندن قرآن است؟
جواب: در غیر چهار سوره عزیمه(۹) مانع نیست.
۴ رفتن به مسجدالحرام و مسجد پیغمبر(ص)، اگرچه از یک در داخل و از در دیگر خارج شود.
۵ توقّف در مساجد دیگر حرام است؛ ولى اگر از یک در داخل و از در دیگر خارج شود مانعى ندارد؛ لکن مکروه است و احتیاط واجب آن است که در حرم امامان(ع) هم توقّف نکند.ولى بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) حرم امامان(ع) را بنابراحتیاط واجب به مسجد الحرام و مسجد النّبى(ص) ملحق کرده اند.
سؤال: آیا زنى که در عادت ماهانه به سر مى برد، در زمان ضرورى مى تواند داخل مسجد شود و مدّت طولانى در آن جا بماند (مثلاً در زمان رأى گیرى، پاى صندوق باشد) و چاره اى هم نداشته باشد؟
جواب: در فرض مرقوم جایز نیست.
سؤال: در بعضى از جاها دفترچه ها و کوپن هاى محلى را در مساجد توزیع مى کنند؛ آیا زنانى که در حال حیض یا نفاس هستند مى توانند براى دریافت این چیزها به مسجد بروند؟
جواب: اگر باید در مسجد توقّف کند جایز نیست.(
سؤال: آیا زن حائض غیر از حرم ائمه اطهار(ع) مى تواند به حرم دیگر امام زاده ها برود یا نه؟
جواب: اگر موجب هتک نباشد، اشکال ندارد.
۶ به فتواى تمامى فقهایى که فتوایشان در این کتاب آمده است گذاشتن چیزى در مسجد براى حائض حرام است اگرچه از خارج مسجد باشد به جز حضرت آیه الله اراکى(ره) که فقط توقف را حرام دانسته اند و گذاشتن چیزى را در آن حرام نمى دانند اما در داخل شدن و برداشتن چیزى از مسجد اختلاف است. بعضى از فقهامانند حضرت امام(ره) و حضرت آیه الله اراکى(ره) و حضرت آیه الله فاضل و حضرت آیه الله مکارم جایز مى دانند و بعضى مانند حضرت آیه الله سیستانى و حضرت آیه الله خوئى (ره) جایز نمى دانند.
۷ جماع و همبسترى با همسر.

چیزهایى که حیض، آنها را باطل مى کند
۱ . نماز
هرگاه زن در حال نماز- اگر چه قبل از گفتن سلام نماز- حیض شود، نمازش باطل مى شود و اگر بعد از نماز بفهمد وسط نماز حیض شده نیز نمازش باطل است. و همچنین حیض یکى از مبطلات وضو نیز مى باشد.
۲ . روزه
همان گونه که باقى ماندنِ عمدى بر جنابت تا طلوع صبح (اذان) در ماه مبارک رمضان موجب بطلانِ روزه مى گردد، همچنین باقى ماندنِ عمدى بر حیض هم تا طلوع صبح روزه را باطل مى کند؛ بنابراین، هرگاه زن از حیض، قبل از طلوع صبح پاک شود واجب است غسل نماید و یا اگر وظیفه اش تیمّم است، تیمّم کند و اگر عمداً ترک نماید روزه اش باطل است.
۳ . طلاق و ظِهار
طلاق و ظِهارِ زن در حال حیض باطل است. به ضمیمه شرایط دیگرى که در کتب فقهى موجود است.
مسأله: بطلان طلاق و ظهار مختص به حال حیض است، اما زنى که از حیض پاک شده ولى هنوز غسل نکرده این حکم را ندارد.
یادداشت: مواردى که طلاق زن هرچند در حال حیض باشد صحیح است:
اوّل: دختر یا زنى که عقد شده باشد؛ ولى با شوهرش همبستر نشده اگر در حال حیض طلاق داده شود صحیح است.
دوم: زنى که حامله است، هرچند در حال حیض باشد، طلاقش صحیح است. (البته بسیار کم است که زن حامله حیض ببیند
سوم: آن که بخواهد زنش را در حالى که غایب است طلاق دهد و امکان تحقیق از حال زن را به هیچ وجه نداشته باشد که در این صورت هم اگر طلاق در حال حیض واقع شود صحیح است.
۴ . غسل هاى واجب و وضوهاى مستحبى…
در مورد غسل هاى واجب و وضوهاى مستحبى در حال حیض اقوالى است:
الف: درحال حیض غسل هاى واجب صحیح نیست و اگر هم انجام شود رفع حدث نمى کند. و همچنین وضوهاى مستحبى.
ب: تمام غسل ها در حال حیض صحیح است، اگر چه حدث حیض باقى است، و اما نسبت به وضوها فقط وضوهایى که براى رفع حدث نباشد صحیح است و این نظر تمامى فقهایى است که فتاوایشان در این کتاب آمده است به جز حضرت آیه الله سیستانى که در صحت غسل جمعه اشکال کرده اند و همچنین حضرت امام(ره) که در بند بعدى (ج) نظر مبارک ایشان خواهد آمد.
ج: وضوهایى که براى رفع حدث نباشد صحیح است؛ ولى مشکل است که تمام غسل ها در حال حیض صحیح باشد واین نظر حضرت امام(ره) است.
د: فقط غسل جنابت در حال حیض صحیح است.
۱) آنچه بر حایض مکروه یا مستحب است
۱حضور جنب و حائض نزد انسان محتضر؛ یعنى کسى که درحال جان دادن است مکروه است.
۲خضاب کردن به حنا و مانند آن.
۳رساندن جایى از بدن به حاشیه ها و بین خطهاى قرآن و اما به خطوط قرآن حرام است.
۴همراه داشتن قرآن.
۵براى شخص جنب خواندن قرآن تا هفت آیه – غیر ازسوره هایى که سجده واجب دارند- مانعى ندارد و حتى مکروه هم نیست؛ ولى بیش از هفت آیه کراهت دارد. و از هفتاد آیه بیشتر کراهتش افزون تر مى شود و اما براى زنِ حائض خواندن هفت آیه هم کراهت دارد – به جز وقت نماز- یعنى ثوابش کم است.
۲)آنچه بر حائض مستحب است
مستحب است زن حائض وقت نماز، خود را از خون پاک کند، و لوازم بهداشتى خود را عوض نموده و وضو بگیرد و اگر نمى تواند به جاى وضو تیمم نماید و در جاى نمازِ خود رو به قبله بنشیند و به ذکر و دعا و صلوات بپردازد یا قرآن بخواند اگر چه قرآن خواندن به جز در این زمان کراهت دارد (یعنى، ثوابش کم است) ولى خواندن تسبیحات اربعه بهتراست.

- ۳)چیزهایى که حیض آنهارا بر زن واجب مى کند
۱ . کفّاره
جماع (همبسترى) در حال حیض بر مرد و زن (هر دو) حرام است و علاوه بر حرمت موجب کفّاره بر مرد نیز مى شود. و بعضى از فقها کفّاره را واجب مى دانند. و بعضى از فقها مانند حضرت امام(ره) و حضرت آیه الله اراکى(ره) و حضرت آیه الله فاضل احتیاط واجب و بعضى هم مانند حضرت آیه الله خوئى(ره) و حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) و حضرت آیه الله سیستانى حضرت آیه الله مکارم مستحب مى دانند.
مسأله: اگر شماره روزهاى حیضِ زن به سه قسمت تقسیم شود و مرد در قسمت اوّل آن، با زن خود در قُبُل (جلو) جماع کند، باید یک دینارِ شرعى کفّاره به فقیر بدهد و دینار شرعى حدود ۱۸ نخود است و اگر در قسمت دوم جماع کند باید نیم دینار یعنى حدود ۹ نخود طلاى سکّه دار بدهد و اگر در قسمت سوم جماع کند باید ربع دینار یعنى حدود ۴/۵ نخود طلاى سکّه دار بدهد و اگر در هر سه قسمت جماع کرده باشد باید کفّاره هر سه قسمت را بدهد
مسأله: آمیزش (جماع) در حال حیض، بر زن کفاره اى را واجب نمى کند هر چند به میل و رغبت همبستر شود ( فقط کار حرام انجام داده و گناه کرده است.)
۲ . غسل
پس از قطع شدنِ خون حیض،نسبت به اعمال واجبى که مشروط به طهارت هستند مانند نماز، روزه و طواف، بر زن واجب است غسل کند. و نسبت به کارهایى که مستحب است براى آنها شخص طهارت داشته باشد، غسل کردن مستحب است.و نسبت به کارهاى غیر واجبى که داشتن غسل، شرط آنها است اگر بخواهد عمل صحیح انجام شود باید غسل کند.
مسأله: با غسل جنابت (تا طهارت آن باقى است) براى نماز نباید وضو گرفت و اما غسل حیض به فتواى تمام فقهایى که فتاوایشان در این کتاب آمده است نیاز به وضو دارد که قبلش یا بعدش یا وسطش – اگر ترتیبى انجام شود – باید وضو بگیرد اگرچه بهتر است در تمام غسل هایى که نیاز به وضو دارد، وضو قبل از غسل انجام شود به جز حضرت آیه الله خوئى(ره) و حضرت آیه الله سیستانى و حضرت آیه الله مکارم که وضو را لازم نمى دانند.
مسأله: اگر زنِ حائض، پس از تمام شدن حیض، غسل کند، آنچه بر او حرام بود، حلال خواهد شد و نیازى به وضو نیست؛ و امانسبت به آنچه شرطش داشتن طهارت است مانند نماز و… بعضى از فقها فرموده اند:باید وضو هم بگیرد، و بعضى فرموده اند: همان غسل کافى است که تفصیل آن در مسأله قبل بیان گردید.

۳- . قضا و جبران بعضى از اعمالى که در حال حیض از او به خاطرحیض بودن فوت شده است
الف: نمازهاى یومیّه فوت شده از زن حائض قضا ندارد در صورتى که تمامِ وقتِ نماز را حائض باشد.
ب: روزه هاى ماه مبارک رمضان که از زن حائض فوت شده قضا دارد.
ج: روزه هاى واجبِ غیر ماه مبارک رمضان که از زن حائض فوت شده نیز باید قضا شود.
د:نسبت به نمازهاى واجب غیر یومیّه:
۱نماز طواف بالاتفاق باید تدارک شود.
۲نماز نذر معین تدارکش واجب نیست به جز به فتواى حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) و حضرت آیه الله مکارم.
۳نماز آیات به فتواى بعضى مانند حضرت آیه الله اراکى(ره) و حضرت آیه الله مکارم و حضرت آیه الله فاضل بنابراحتیاط واجب باید قضا شود و به فتواى بعضى مانند حضرت آیه الله خوئى(ره) و حضرت آیه الله سیستانى نیازى به قضا ندارد و به فتواى بعضى مانند حضرت امام (ره) و حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) در بعضى از مواردش نیاز به قضا دارد.
سؤال: قضاى نماز آیات بر زن حائض درچه زمانى واجب است؟ و تفصیلى که حضرت امام (ره) در مسأله (۸) بحث نماز آیات در تحریر الوسیله فرموده اند کدام است؟
جواب: منظور معظّم له از تفصیلِ درغیر مستوعب ظاهراً این است که اگر به مقدارِ درکِ نماز پاک بوده، یا این که بعد از پاک شدن مى توانسته یک رکعتِ آن را درک نماید واجب مى باشد و الاّ واجب نیست.

مفهوم نفاس و مسایل آن
نفاس چیست؟
نفاس در لغت به زایمانِ زن گفته مى شود و زنى که زایمان کرده «نُفَسأ» نامیده مى شود(۲۱۳). و اما در اصطلاحِ فقه، نفاس به خونى گفته مى شود که همراه با خروجِ اوّلین جز بچه از شکم مادر خارج مى شودبه شرطى که قبل از ده روز، یا در پایان ده روز قطع گردد (و بعضى از فقها اضافه کرده اند که باید صدق زایمان و خون ولادت بنماید؛ بنابراین اگر چیزى سقط شود و شک کند که صدق زایمان مى کند یانه و یا این که پس از زایمان با فاصله زیاد خونى خارج شود که صدق خون ولادت نکند حکم به نفاس کردن مشکل است.)
مسأله: خونى که زن پیش از بیرون آمدنِ اوّلین جز بچه مى بیند نفاس نیست.
مسأله: تمامى فقها فرموده اند: ابتداى ده روز را باید بعد از تمام شدنِ ولادت محاسبه نمود، گرچه ولادت طول بکشد نه از زمانِ شروعِ ولادت، و اما احکام نفاس، از همان زمانِ شروعِ ولادت (اگر همراه با خون دیدن باشد) آغاز مى گردد ولى حضرت آیه الله سیستانى فرموده اند: ابتداى ده روز باید از زمان خون دیدن پس از ولادت محاسبه شود؛ زیرا ممکن است خون دیدن با فاصله از ولادت شروع شود.
مسأله: در نفاس آیا لازم است خلقت بچه تمام باشد؟ بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله مکارم فرموده اند: بنابر احتیاطِ واجب باید خلقتش تمام باشد؛ بنابراین اگر خونِ بسته اى از رحم خارج شود و بداند که اگر در رحم مى ماند انسان مى شد باید میان اعمالِ زنى که از خون پاک است و کارهایى که حائض ترک مى کند جمع نماید و بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله خوئى(ره) و حضرت آیه الله سیستانى فرموده اند: بلکه اگر ناتمام نیز باشد در صورتى که زاییدن صدق کند خونى که تا ده روز ببیند خون نفاس است و بقیه فقها فرموده اند: لازم نیست خلقت بچه تمام باشد بلکه اگر خونِ بسته اى هم از رحم خارج شود و خودِ زن بداند یا چهار نفر قابله بگویند که اگر در رحم مى ماند انسان مى شد. خونى که تا ده روز ببیند خون نفاس است.
مسأله: هرگاه شک کند که چیزى سقط شده یا نه، یا چیزى که سقط شده اگر مى ماند انسان مى شد یا نه، لازم نیست وارسى کند، و خونى که از او خارج مى شود شرعاً خون نفاس نیست.
مسأله: ممکن است خونِ نفاس یک آن بیشتر نیاید ولى بیشتر از ده روز نمى شود.
چند نکته
۱ملازمه اى میانِ عددِ روزهاى نفاس و مترتّب شدنِ احکام نفاس نیست؛ زیرا عدد را باید پس از تمام شدنِ ولادت حساب کرد ولى احکام نفاس، از زمان شروعِ ولادت مترتّب است البته گاهى هم یکى مى شوند.
۲ اگر زن روز دهم ولادت را خون ببیند فقط همان یک روز نفاس است و قبلش حکم طاهر را دارد.
۳ اگر زن روز سوم ولادت را خون ببیند و سپس پاک شود و دوباره روز دهم خون ببیند دو روز سوم و دهم به فتواى همه نفاس است. و اما در مورد روزهاى پاکِ وسط (از سوم تا دهم) بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله مکارم و حضرت آیه الله فاضل فرموده اند: آن روزها حکم طاهر را دارد و بعضى از فقها مانند حضرت امام(ره) و حضرت آیه الله خوئى(ره) و حضرت آیه الله اراکى(ره) فرموده اند: حکم نفاس را دارد و بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) و حضرت آیه الله سیستانى فرموده اند: در آن روزهاى پاکِ وسط باید بین اعمال نُفَسأ و اعمال شخص طاهر جمع نماید.
۴ اگر زن فقط روز پنجم را خون ببیند فقط همان روز نفاس است و قبل و بعدش نفاس نیست و اما اگر روز اول ولادت و پنجم و دهم خون ببیند آن روزها قطعاً نفاس است و نسبت به پاکى هاى وسط در صورت قبل (۳) حکمش بیان گردید.
۵ سؤال: از زنى بچه اى سقط شد و تا یک ماه از آلودگى پاک نشد، سپس او را «کورتاژ» کردند و بقیّه اى مثلاً انگشتى را از بقایاى بچّه در آوردند چون بچه در حقیقت الان بتمامه منفصل شده، آیا آلودگى این مدّت به ضمیمه ایّام نفاس تماماً نفاس است یا خیر و تکلیف نماز و روزه هاى او چیست؟
جواب: در فرض سؤال تمام محکوم به نفاس است.
۶ نسبت به زنانى که براى سقط جنین عمل جراحى مى شوند، بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله فاضل فرموده اند: اگر خونى که مى بینند مربوط به ولادت و سقط جنین باشد، احکام نفاس جارى است.
ملاک تشخیص نفاس
۱ حکم خونى که نفسأ از ابتداى خروج بچّه تا بیرون آمدن تمام آن مى بیند:
اگر این خون قطع نشده تمام آن نفاس است هرچند روز طول بکشد، گرچه بیشتر از ده روز باشد (زیرا ممکن است بچه اى در رحم مادر مرده و متلاشى شده و هر دفعه مقدارى از آن خارج شود)؛ و امّا اگر در وسط گاهى خون ریزى نداشته و پاک بوده است، بعضى از فقها فرموده اند: اگر آن پاکىِ وسط ده روز مى شده باید به وظیفه زن طاهر و پاک عمل کند و اگر کمتر از ده روز بوده است در ایّام پاکى باید بین اعمالِ زنِ طاهر و نفسأ جمع کند. و بعضى از فقها فرموده اند: اگر پاکى وسط ده روز مى شده به وظیفه زنِ طاهر و پاک عمل مى کند و اگر کمتر از ده روز بوده نفاس است به شرحى که قبلاً بیان گردید.
۲ حکم خونى که نفسأ پس از خارج شدن تمام بچّه دیده و تا ده روز قطع شده است:
تمام خون نفاس است، چه همه ده روز یا روزهاى اوّل یا وسط یا آخر آن را دیده باشد. و در این قسم فرقى میان اقسام زن ها از جهت داشتن و یا نداشتن عادت و انواع آن نیست. و اگر در وسط، بعضى از روزها را پاک بوده است احکام آن قبلاً بیان گردید.
۳ حکم خونى که نفسأ پس از خارج شدن تمام بچّه دیده و از ده روز تجاوز کرده و در حیض هم عادت دارد: به اندازه روزهاى عادتش نفاس است. (چه عادتش ده روز یا کمتر باشد) و اما حکم بعد از ایّام عادت در بحث بعدى (حکم خونى که زن پس از ایّام نفاس مى بیند) خواهد آمد. اگرچه احتیاط مستحب آن است که از روز بعد از عادت تا روز هجدهمِ زایمان، کارهاى استحاضه را به جا آورد و کارهایى را که بر نفسأ حرام است ترک کند.
دو نکته مهم
اوّل: به فتواى همه فقها رجوع به صفات و علایم در نفاس وجود ندارد (زیرا در نفاس، صفات و علایم مطرح نیست) و همچنین رجوع به عادت نوعیه (یعنى روایاتى که عادتِ نوع زن ها را بیان مى کردند که عبارت بودند: از سه روز، شش روز، هفت روز و…) مطرح نیست و اما نسبت به رجوع به اقارب و بستگان، بیشتر فقها فرموده اند: نفسأ رجوع به اقارب و بستگان ندارد؛ یعنى اگر عادت دارد باید به مقدار عادتش نفاس قرار دهد و اگر عادت ندارد باید ده روزِ پس از زایمان را نفاس قرار دهد ولى بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله خوئى(ره) فرموده اند: اگر عادت دارد به مقدار عادتش را نفاس قرار دهد و اگر عادت ندارد بنابر احتیاطِ واجب باید به عادت اقارب و بستگانش مراجعه کند و بقیّه اش را تا ده روز احتیاط کند.
دوم: در نفاس فقط عادت عددیّه مى آید و اما وقتیّه اثرى ندارد.
مسأله: زنى که عادتِ حیضش کمتر از ده روز است، اگر بیشتر از روزهاى عادتش خونِ نفاس ببیند باید به اندازه روزهاى عادتِ خود نفاس قرار دهد و سپس استظهار کند و درباره استظهار اقوالى است که در زیر بیان مى گردد:
الف: بعد از نفاس قرار دادنِ ایّام عادت، تا روز دهم مى تواند عبادت را ترک نماید یا کارهاى مستحاضه را انجام دهد ولى ترک عبادت یک روز یا دو روز خیلى خوب است که این نظر حضرت امام(ره) و حضرت آیه الله سیستانى مى باشد.
ب: بعد از نفاس قرار دادن ایّام عادت واجب است یک روز عبادت را ترک نماید و بعد جایز است احکام مستحاضه را جارى یا این که عبادت را تا ده روز ترک کند و این نظر حضرت آیه الله خوئى(ره) مى باشد.
ج: بعد از نفاس قرار دادن ایّام عادت بنابر احتیاطِ واجب تا دو روز عبادت را ترک نماید و بعد از دو روز تا روز دهم کارهاى مستحاضه را به جا آورد و کارهایى که بر نفسأ حرام است ترک نماید و این نظر حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) مى باشد.
د: بعد از نفاس قرار دادنِ ایّام عادت، ترک عبادت یک روز واجب، و دو روز تا ده روز خوب است و این نظر حضرت آیه الله اراکى(ره) مى باشد.
ه’ : باید به اندازه روزهاى عادتِ خود نفاس قرار دهد و احتیاط واجب آن است که تا روز دهم زایمان عبادت را ترک کند و این نظر حضرت آیه الله مکارم و حضرت آیه الله فاضل مى باشد.
.۴ حکم خونى که نفسأ پس از خارج شدنِ تمام بچّه دیده و از ده روز تجاوز کرده و در حیض هم عادت ندارد: بیشتر فقها که رجوع به اقارب را در نفاس لازم نمى دانستند فرموده اند: ده روزِ پس از زایمان، نفاس است، ولى بعضى دیگر از فقها مانند حضرت آیه الله خوئى(ره) فرموده اند: بنابر احتیاطِواجب باید به عادت اقارب و بستگانش مراجعه کند و پس از آن تا ده روز احتیاط کند. و اما حکم خونى که پس از ده روزه مى بیند در بحث بعدى (حکم خونى که زن پس از ایّام نفاس مى بیند) خواهد آمد. اگر چه احتیاط مستحب آن است که بعد از روز دهم تا روز هجدهمِ زایمان کارهاى مستحاضه را به جا آورد و کارهایى که بر نفسأ حرام است ترک کند.
حکم خونى که زن پس از ایّام نفاس مى بیند
الف : در حیض عادتِ معیّن داشته است
زنى که در حیض عادت دارد، اگر بعد از زایمان تا یک ماه یا بیشتر پى در پى خون ببیند، به اندازه روزهاى عادت او نفاس است و ده روز از خونى که بعد از نفاس مى بیند اگر چه در روزهاى عادت ماهانه اش باشد استحاضه است. و بعد از گذشتن ده روز، اگر خونى را که مى بیند در روزهاى عادتش باشد، حیض است چه نشانه هاى حیض را داشته باشد یا نداشته باشد و اگر در روزهاى عادتش نباشد باید به صفات و علایم مراجعه کند اگر صفات و علایمِ حیض را دارد، حیض است و اگر همه داراى صفت حیض باشند همان احکامى که در بحث اصلىِ حیض بیان شد در این مسأله هم که حیض است جارى است مانند رجوع به عادت اقارب و بستگان و در صورت معذور بودن، رجوع به روایاتى که عادت نوعىِ زنان را مشخص مى کردند. و امّا اگر پس از گذشتن ده روز از نفاس، خون در زمان عادت نباشد و نشانه ها و علایم حیض را نیز نداشته باشد، بیشتر از فقها فرموده اند: استحاضه است؛ و حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) فرموده اند: باید احتیاطاً تا وقتى که ممکن است آن خون حیض باشد، آنچه را بر حائض حرام است ترک کند و کارهاى مستحاضه را به جا آورد و حضرت آیه الله سیستانى مى فرمایند:… و خونى که بعد از نفاس تا ده روز مى بیند اگر چه در روزهاى عادت ماهانه اش باشد استحاضه است و بعد از گذشتن ده روز اگر خونى را که مى بیند در روزهاى عادتش باشد حیض است چه نشانه هاى حیض را داشته، چه نداشته باشد، و اگر در روزهاى عادتش نباشد باید منتظر روزهاى عادتش شود هرچند که انتظارش یک ماه یا بیشتر طول بکشد، هرچند که خون در این مدت داراى نشانه هاى حیض باشد و اگر صاحب عادت وقتیّه نباشد باید حیض خود را چنان چه ممکن است با نشانه هاى آن تعیین کند، و اگر ممکن نیست مثل این که همه خونى را که ده روز بعد از نفاس مى بیند یکسان باشد و یک ماه یا چند ماه به همین صفت ادامه پیدا کند باید در هر ماه حیضِ بعضى از خویشان خود را براى خویش حیض قرار دهد، و اگر ممکن نیست عددى را که مناسب با خود مى داند اختیار نماید.
مسأله: (یکى از شرایط تحقّقِ حیض این بود که باید بین دو حیض حداقل ده روز فاصله باشد یعنى اقلّ طهر و پاکى ده روز باشد) مشهور علما فرموده اند: این ده روز فاصله میانِ حیضِ قبل از نفاس و همچنین حیضِ بعد از نفاس معتبر است؛ بنابراین اگر کمتر از ده روز فاصله باشد خونِ قبل از ولادت و یا بعد از ولادت، حیض نیست اگر چه صفات حیض را داشته باشد ولى تمامى فقهایى که فتاوایشان در این کتاب آمده است سخن مشهور را در حیض بعد از نفاس قبول کرده اند و اما نسبت به حیض قبل از نفاس نپذیرفته اند به جز حضرت آیه الله مکارم و حضرت آیه الله فاضل که در ردّ کلام مشهور توسط غیر موافقین اشکال کرده اند. و بعضى هم مانند حضرت آیه الله اراکى(ره) و حضرت آیه الله مکارم فرموده اند: بنابر احتیاطِ واجب رعایت احتیاط بشود.

ب : در حیض عادت معیّن نداشته است
زنى که در حیض عادت ندارد، اگر بعد از زایمان تا یک ماه یا بیشتر از یک ماه خون ببیند، به فتواى تمامى فقهایى که فتاوایشان در این کتاب آمده است ده روزِ اوّل آن نفاس است به جز به فتواى حضرت آیه الله خوئى(ره) که باید مقدارِ عادتِ اقارب و بستگانش را نفاس قرار داده و تا ده روز احتیاط کند و ده روز دومِ آن (طبق فتواى همه) استحاضه است و خونى که بعد از آن مى بیند، اگر نشانه هاى حیض را داشته باشد، حیض است و اگر نشانه هاى حیض را نداشته باشد استحاضه است.
وظیفه زنان پس از قطع شدن خون نفاس
بر نفسأ واجب است (مانند حائض) پس از بند آمدن خون، خود را آزمایش کند.
چیزهایى که بر نُفَسأ حرام، مکروه و مستحب است
تمام احکام حرام و همچنین مکروهات و مستحبّاتى که درباره زنِ حائض گفته شد، در مورد زن نُفَسأ نیز جارى است به جز بعضى از موارد که در بحث بعدى (تفاوت هاى حیض و نفاس) خواهد آمد.
تفاوت هاى حیض و نفاس
۱ حیض به فتواى بیشتر فقها یکى از علایم بلوغ است به خلاف نفاس.
۲ حیض داراى صفات و علایم است به خلاف نفاس.
۳ حیض کمتر از سه روز (در ابتدا) نیست به خلاف نفاس که مى تواند یک لحظه باشد.
۴ حیض از نظر روایات و اجماع از ده روز بیشتر نیست، ولى نفاس پس از ولادتِ بچّه اگر چه مشهور است که همان ده روز مى باشد، ولى روایات دیگرى هم در هجده روز، سى روز، بین چهل و پنجاه روز و… موجود است.
۵ بین دو حیض حداقل باید ده روز فاصله باشد؛ ولى بین دو نفاس چنین نیست؛ به طور مثال: در ولادتِ بچّه قطعه قطعه شده در رحم که هر چند روز یک قسمتش از رحم خارج مى شود، در همه آنها نفاس صادق است، گرچه کمتر از ده روز فاصله شده باشد.
۶ به فتواى بیشتر فقها در نفاس، ابتداى ده روز پس از ولادت کاملِ بچه باید حساب شود، نه از زمان خروج خون، و گرنه ممکن است از روز سوم زایمان خون از بدن خارج شده باشد، به خلاف حیض که ابتداى عادت از زمان دیدن خون است.
۷ معروف میان فقها آن است که نفسأ رجوع به تمیز (صفات و علایم) و اقارب و روایات ندارد، و وظیفه اش آن است که اگر عادت دارد به مقدار روزهاى عادتش نفاس قرار دهد، واگر عادت ندارد باید ده روز را نفاس قرار دهد، ولى بعضى از فقها فرموده اند: اگر عادت ندارد باید به مقدار عادت اقاربش نفاس و بقیه را تا ده روز احتیاط کند، و اما در حیض چنین نیست؛ زیرا در آن جا بیشتر فقها رجوع به تمیز واقارب و روایات را براى تعیین مقدار عادت، معیار قرارداده اند، و بعضى از فقها نظر دیگرى دارند.
۸ تمام شدن عدّه با حیض محاسبه مى شود نه با نفاس.
۹ جماع و همبسترى در حال حیض ونفاس حرام است و درحال حیض موجب (وجوب یا استحباب) کفّاره بر مرد نیز مى شود، ولى در حال نفاس اختلافى است.
۱۰ حائض به فتواى همه فقها نمى تواند در مسجد الحرام و مسجد پیغمبر(ص) داخل شود و همچنین نمى تواند آیه سجده (یا به فتواى بعضى از فقها تمام سوره اى که سجده واجب دارد) را بخواند، ولى در نفاس اختلاف است.

استحاضه و علایم و موارد آن
استحاضه چیست؟
هرخونى که از رحم خارج شده است، درصورتى که از زخم نباشد و شرایط حیض و نفاس را نیز نداشته باشد، خون استحاضه است، و اگر قبلا زخم و جراحت نداشته و شک دارد که خونى که دفع شده، خون زخم است یا استحاضه، بنابر احتیاط واجب استحاضه است، و زن را در هنگام دیدنِ خون استحاضه، مستحاضه مى گویند.
علایم خون استحاضه
خون استحاضه در بیشترِ اوقات زردرنگ و سرد است؛ بدون فشار وسوزش بیرون مى آید و غلیظ هم نیست؛ ولى ممکن است گاهى سیاه یا سرخ و گرم و غلیظ باشد و بافشار وسوزش بیرون آید. (البته علایم غالبىِ استحاضه برخلاف علایم غالبىِ حیض است.)
چند نکته
۱ اگر خون استحاضه از فرج خارج شود، زن محکوم به استحاضه است. و همچنین پس از خروج در استمرار آن فقط آلوده بودنِ داخل فرج کافى است؛ و اما بعد از خروجِ خونِ استحاضه از رحم و قبل از خروج از فرج، آیا زن محکوم به استحاضه است یا نه؟ بعضى از فقها مانند حضرت امام(ره) و حضرت آیه الله اراکى(ره) و حضرت آیه الله سیستانى و حضرت آیه الله مکارم و حضرت آیه الله فاضل فرموده اند: بنابر احتیاطِ واجب ابتداى استحاضه را زمانى قرار دهد که خون داخلِ فرج آمده هرچند خارج نشده باشد، و بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) فرموده اند: اگر به قدرى خون در درون باشد که پنبه را آلوده نماید، ابتداى استحاضه آن زمان قرار داده شود گرچه خارج نشده باشد و بعضى هم مانند حضرت آیه الله خوئى(ره) فرموده اند: تا خون خارج نشده زن مستحاضه نیست.
۲ خونِ استحاضه را حدّى در زیادى و کمى نیست؛ یعنى ممکن است از سه روز کمتر یا از ده روز بیشتر باشد.
مواردى که در فقه، خونِ زن محکوم به استحاضه گردیده است
۱ هر خونى که زن قبل از بلوغ ببیند استحاضه است.
۲ هر خونى که زن پس از یائسه شدن مى بیند استحاضه است.
۳ خونى که زن کمتر از سه روز مى بیند استحاضه است.
۴ زنى که در حیض عادت معیّن دارد، خونى که پس از ایّام عادت مى بیند و از ده روز مى گذرد استحاضه است، اگر چه صفات حیض را داشته باشد.
۵ میان دو حیض باید حدّاقل ده روز فاصله باشد که در این مدتِ بین دو حیض، خونى که زن مى بیند استحاضه است.
۶ میان نفاس و حیضِ بعد نیز باید حدّاقل ده روز فاصله باشد و خونى که در این مدت زن مى بیند استحاضه است.
اقسام استحاضه و راه شناخت آن
استحاضه حدثى است که داراى شدّت و ضعف مى باشد که در زیر اقسام آن را بیان مى داریم:(۱)
۱ – ضعیف (قلیله): در حکم حدث اصغر مستمر است که نیاز به وضو دارد.
۲ – متوسّط (متوسّطه): در حکم حدث اکبر است که نیاز به غسل دارد.
۳ – شدید (کثیره): در حکم حدث اکبر مستمر است که براى هر نماز نیاز به غسل دارد که براى نمازهاى پنجگانه باید پنج و یا سه غسل انجام دهد.
راه شناختِ اقسام استحاضه
چون خونِ در پنبه بهداشتى فرو نرفته باشد، «استحاضه قلیله» است.
اگر خون در پنبه فرو رفته و از سوى دیگر ظاهر شود ولى به دستمال بهداشتى یا چیز دیگرى که به طور معمول زن ها براى جلوگیرى از خون استفاده مى کنند سرایت نکند، «استحاضه متوسّطه» است.
اگر خون، در پنبه فرو رفته و از طرف دیگر هم ظاهر شده و به دستمال بهداشتى و یا چیز دیگرى که به طور معمول زن ها براى جلوگیرى از خون استفاده مى کنند هم برسد، «استحاضه کثیره» است.
وظیفه مستحاضه پیش از هرنماز
الف) وظیفه مشترک هر سه قسم
اختبار (آزمایش): مستحاضه بنابر احتیاط واجب باید پیش از انجام هر نماز خود را وارسى کند تا بفهمد که استحاضه وى از کدام قسم است. روش وارسى، آن است که مقدارى پنبه یا مانند آن را داخل فرج نموده،کمى صبر مى کند و پس از آن، وضع خود را درمى یابد؛ البته پس از رسیدنِ وقت نمازش باید چنین کند و پیش از وقت، کفایت نمى کند؛ مگر آن که یقین داشته باشد حالش فرقى نکرده است.
مسأله: کسى که اختبار و آزمایش کردن قبل از نماز برایش امکان نداشته باشد، یا حالت سابقى (یکى از اقسام سه گانه) را داشته، یا حالت سابقش روشن نیست با فرض اوّل، به وظیفه همان حالت سابق رفتار مى کند و با فرض دوم، بعضى از فقها مانند حضرت امام(ره) و حضرت آیه الله اراکى(ره) و حضرت آیه الله خوئى(ره) مى فرمایند: نسبت به آنچه یقین دارد، عمل مى کند. به طور مثال: اگر بین قلیله و متوسّطه مردّد است، به حکم قلیله، و اگر تردید میان متوسّطه و کثیره است، به دستور متوسّطه عمل مى کند؛ اگر چه احتیاطِ مستحب آن است که حکم طرفِ مشکل تر را انجام دهد و بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله سیستانى فرموده اند: باید بنا را بر قلیله بگذارد مگر آن که سابقه یکى معلوم باشد و بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) فرموده اند: طورى عمل کند که به صحّت نمازش یقین پیدا نماید (یعنى در مقام عمل همیشه باید به نحوى عمل کند که یقین به برائت ذمه حاصل کند پس در شک میان قلیله و متوسطه یا متوسطه و کثیره، عمل به وظیفه هر دو نماید و در شک بین هر سه قسم عمل به وظیفه هر سه قسم نماید، ولى اگر بداند سابقاً کدام یک از آن سه قسم بوده، باید به وظیفه همان قسم رفتار کند.)
مسأله: چنان چه پیش از وارسىِ خود، به نماز بایستد و قصد قربت کند (مانند حالت غفلت) و به وظیفه خود عمل کرده باشد؛ مثل این که استحاضه اش قلیله بوده و به وظیفه استحاضه قلیله عمل نموده، نمازش صحیح است و اگر قصد قربت نداشته باشد، یا عمل، مطابق وظیفه اش نباشد، مثل این که استحاضه او متوسّطه بوده و به وظیفه قلیله رفتار کرده، نمازش باطل است.
ب) وظیفه مستحاضه قلیله
.۱ در صورت خون دیدن براى هر نماز، باید وضو بگیرد؛ چه نماز واجب باشد و چه مستحب؛ یعنى براى نماز ظهر یک وضو و براى نماز عصر وضویى دیگر بگیرد.
.۲ براى هر نماز پنبه را عوض کند یا آب بکشد و ظاهر فرج را نیز اگر به آن خون رسیده با آب پاک کند.
مثال: براى نماز ظهر یک دفعه و در صورت خون دیدن، براى نماز عصر هم باید همین عمل را انجام دهد و بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله سیستانى و حضرت آیه الله مکارم عوض کردن پنبه یا تطهیر آن را واجب ندانسته اند و فقط باید از سرایت خون به سایر اعضا جلوگیرى کند.
یادسپارى
مستحاضه قلیله، همان گونه که براى هر نماز باید وضو بگیرد، براى هرکارى که شرط آن طهارت است، مانند طواف ورساندنِ جایى از بدن به خطِّ قرآن (اگر نذر کرده باشد) واجب است وضو بگیرد و یک وضو براى همه آنها کافى نیست؛ بلکه براى هر یک وضویى جداگانه لازم است؛ حتّى براى هر بار رساندن جایى از بدن به خطّ قرآن، بنابر احتیاطِ واجب وضویى جداگانه لازم است.
ج) وظیفه مستحاضه متوسّط
۱ مستحاضه متوسّطه در هر شبانه روز (اگر به همان حال باقى بماند) باید پیش از نمازِ صبح یک غسل کند؛ به عبارتِ دیگر نخستین مرتبه که مستحاضه متوسّطه مى شود، اگر پس از نماز صبح باشد براى اوّلین نماز باید غسل کند؛ یعنى اگر پیش از نماز ظهر و عصر، متوسّطه شد، براى آن دو نماز واگر پیش از نماز مغرب و عشا متوسّطه شد، براى نماز مغرب وعشا غسل مى کند؛ ولى از فرداى آن روز اگر به همان حالتِ متوسّطه باقى ماند، باید پیش از هر نمازِ صبحى غسل کند. خلاصه، استحاضه متوسّطه هر شبانه روز یک غسل بیشتر ندارد و براى نمازهاى بعد – در صورتى که خون قطع نشده باشد – باید کارهاى استحاضه قلیله را انجام دهد.
۲ مستحاضه متوسّطه پیش از هر نماز باید وظایف قلیله را نیز انجام دهد؛ ولى بعضى از فقها فرموده اند: چون مستحاضه پس از غسل باید فورى مشغول نماز شود و گرنه (در صورت خروج خونِ استحاضه) باید دوباره غسل را انجام دهد بدین جهت یا باید وضو را قبل از غسل بگیرد یا درحالى انجام دهد که منافات با فورى مشغول شدنِ به نماز نداشته باشد. به طور مثال: در حال گفتن اذان و اقامه وضو بگیرد و حضرت آیه الله سیستانى فرموده اند: مستحاضه متوسطه که باید وضو بگیرد و غسل کند، باید بنابراحتیاط لازم غسل را اول به جا آورد و بعد وضو بگیرد ولى در مستحاضه کثیره اگر بخواهد وضو بگیرد باید قبل از غسل وضو بگیرد و اما بقیه فقهایى که فتاوایشان در این کتاب آمده است (شش فقیه دیگر) فرموده اند: وضو حتى پس از غسل مانعى ندارد.
د) وظیفه مستحاضه کثیره
۱ پیش از هر نماز باید غسل کند، ولى با یک غسل براى نماز ظهر، مى تواند نماز عصر را هم بخواند؛ به شرطى که میان آن دو فاصله نیفتد. همچنین است نماز مغرب وعشا و چنان چه فاصله افتاد، براى نماز عصر یا عشا دوباره باید غسل کند البته با غسلى که براى نماز واجب کرده است، مى تواند نمازهاى نافله را نیز بخواند؛ ولى باید پیش از هرکدام یک وضو بگیرد و حضرت آیه الله سیستانى فرموده اند: در استحاضه کثیره باید -بنابراحتیاط واجب – زن براى هر نماز پنبه و دستمال را عوض کند یا آب بکشد و لازم است یک غسل براى نماز صبح و یکى براى نماز ظهر و عصر و یکى براى نماز مغرب و عشا به جا آورد، و بین نماز ظهر و عصر فاصله نیندازد و اگر فاصله بیندازد باید براى نماز عصر دوباره غسل کند و نیز اگر بین نماز مغرب و عشا فاصله بیندازد باید براى نماز عشا دوباره غسل نماید. این ها همه در صورتى است که خون پى درپى از پنبه به دستمال برسد، اما چنان چه رسیدن خون از پنبه به دستمال با قدرى فاصله باشد که زن بتواند در آن فاصله یک نماز یا بیشتر بخواند احتیاط لازم آن است که هرگاه خون از پنبه به دستمال برسد پنبه و دستمال را عوض کرده و یا آب بکشد و غسل نماید؛ بنابراین اگر زن غسل کرد و نماز ظهر را مثلاً خواند ولى قبل از نماز عصر یا در میان آن، خون دوباره از پنبه به دستمال رسید باید براى نماز عصر نیز غسل نماید، ولى چنان چه فاصله به مقدارى باشد که زن بتواند در آن میان، دو نماز یا بیشتر بخواند مثل این که بتواند نماز مغرب و عشا را نیز قبل از آن که خون دوباره به دستمال برسد بخواند، ظاهر آن است که براى آن نمازها لازم نیست غسل دیگرى بکند، و در هر صورت اظهر این است که در استحاضه کثیره غسل از وضو کفایت مى کند.
.۲ مستحاضه کثیره پیش از هر نماز باید وظیفه قلیله را نیز انجام دهد؛ بدین جهت فرموده اند: حتى اگر بخواهد نماز ظهر و عصر و یا مغرب و عشا را با یک غسل بخواند باید براى نماز عصر و عشا وضو بگیرد ولى بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) فرموده اند: واجب بودن وضو در مستحاضه کثیره (به طور کلّى) محلّ تأمّل است مگر آن که قبل از غسل رجأً (به امید ثواب) انجام شود نه به قصد این که در دین وارد شده است. و اما وضو میان نماز ظهر و عصر و یا مغرب و عشا در صورتى که بخواهد آنها را با یک غسل پشت سرهم بخواند، خلاف احتیاط است. مگر آن که در حالى که مشغول گفتن اقامه نماز است، وضو بگیرد و نظر حضرت آیه الله سیستانى در شماره (۱) بیان گردید.
ه”) وظایفِ مشترک مستحاضه متوسّطه و کثیره
۱ اگر خونِ استحاضه زن جریان داشته باشد و قطع نشود، چنان چه براى او ضرر ندارد، باید پیش از غسل و بعد از آن به وسیله پنبه از بیرون آمدن خون جلوگیرى کند؛ ولى اگر همیشه جریان ندارد، فقط باید بعد از وضو و غسل، از بیرون آمدن خون جلوگیرى نماید و چنان چه کوتاهى کند و خون بیرون بیاید، باید دوباره غسل کند و وضو هم بگیرد و اگر نماز خوانده، دوباره بخواند، ولى حضرت آیه الله سیستانى فرموده اند: بنابر احتیاط مستحب دوباره غسل کند و حضرت آیه الله مکارم فرموده اند: هرگاه خون به بیرون جریان دارد چنان چه براى او ضرر نداشته باشد باید پیش از غسل و بعد از آن به وسیله پنبه و مانند آن از بیرون آمدن خون جلوگیرى کند ولى اگر این کار مشقت زیاد دارد، لازم نیست.
۲ (غسل را پس از داخل شدن وقت نماز باید انجام داد؛ بنابراین) اگر مستحاضه کثیره یا متوسّطه، پیش از وقت نماز، براى نماز غسل کند، غسل باطل است؛ بلکه اگر نزدیک اذان صبح، براى نماز شب غسل کند و نماز شب بگزارد، احتیاط واجب آن است که پس از داخل شدن صبح دوباره غسل و وضو را به جا آورد.
۳ پس از وضو و غسل باید فورى مشغول نماز شود و اگر نماز را تأخیر بیندازد چند صورت دارد که در زیر بیان مى شود:
اوّل: خون قطع شده است و مى داند دوباره خون نمى بیند: مى تواند نماز را تأخیر بیندازد.
دوم: مى داند تا مدّتى خون بند است: تا همان مدّت مى تواند نماز را تاخیر بیندازد.
سوم: خون قطع نشده است و احتمال قوى دارد پیش از نماز یا در میان نماز خارج شود: باید بى درنگ نماز بخواند که اگر پس از وضو و غسل، نماز را تأخیر بیندازد، نماز باطل است؛ مگر آن که یقین کند از وقتى وضو گرفته، خون خارج نشده و در فضاى فرج نیز خون وجود ندارد، و این مسأله (شتاب در انجام نماز) منافاتى با انجام مستحبّات ندارد. (پس اگر مستحاضه براى نماز اذان و اقامه بگوید و باقى مستحبّات را انجام دهد اشکال ندارد.)
یادسپارى
بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله مکارم(ره) فرموده اند: استحاضه فقط دو قسم است: «قلیله» و «کثیره»: استحاضه قلیله آن است که هرگاه زن پنبه را داخل کند، خون، آن را آلوده نماید ولى از طرف دیگر خارج نشود، خواه خون در پنبه فرو رود یا نه، (که در نتیجه استحاضه متوسّطه هم یکى از مصادیق استحاضه قلیله خواهد بود) و استحاضه کثیره آن است که خون، در پنبه فرو رود و از آن بگذرد وجارى شود. و از نظر احکام هم فرموده اند: استحاضه قلیله غسل ندارد و استحاضه کثیره سه غسل دارد، اگر بین نمازهاى ظهر و عصر و همچنین مغرب و عشا را جمع نماید.
تغییر استحاضه و احکام آن
تبدّل (تغییر ) استحاضه
تبدّل (تغییر) استحاضه صور و احکامى دارد که در زیر بیان مى گردد:
تغییراستحاضه
۱ – به مرحلهء بالاتر
- قلیله به متوسّطه
- قلیله به کثیره
- متوسّطه به کثیره
پیش از نماز است : باید به هر مرحله که فزون کندوظایف آن را انجام دهد و اگر با وضو بوده بایددوباره وضو بگیرد و همچنین اگر در استحاضه ءمتوسّطه پیش از نماز براى نماز صبح غسل کرده ولى نماز نخوانده است واستحاضه تبدیل به کثیره شده , باید دوباره غسل نماید و بالأخره باید مانند کسى رفتار کند که ابتدا چنین خونى را دیده است . ولى حضرت آیةالله مکارم استحاضهء متوسطه را نیز از مصادیق استحاضه ءقلیله مى دانستند.
- در حال نماز است : باید نماز را با رعایت وظایف ِمرحلهء بالاتر دوباره بخواند.
- پس از نماز است : نمازى که گزارده صحیح است ونیازى به اعاده ندارد و نسبت به نمازِ پس از آن باید به وظیفهء مرحلهء بالاتر عمل کند.
۲ – به مرحلهء پایین تر (کثیره به متوسّطه ; کثیره به قلیله ; متوسّطه به قلیله )
براى یک نماز اعمال ِمرحلهء بالاتر را انجام مى دهد و پس از آن به وظیفهء مرحله پایین تر عمل مى کند; بنابراین چنان چه زنى پیش از نمازِ صبح استحاضهء کثیرهء وى تبدیل به قلیله شده و استمرار یافت ;باید براى نماز صبح وظیفهء کثیره را انجام دهد و پس از آن اگراین حالت براى نماز ظهروعصرش نیز استمرار داشت , اعمال قلیله را انجام دهد البته همان گونه که قبلاً بیان گردید به فتواى حضرت آیةالله مکارم استحاضهء متوسطه ملحق به قلیله است و نیاز به غسل ندارد و به فتواى ایشان و حضرت آیةالله سیستانى استحاضهء کثیره نیاز به وضو ندارد.

۱احکام بندآمدنِ خونِ استحاضه
بندآمدنِ خونِ استحاضه
بندآمدنِ خونِ استحاضه پس از وضو و غسل داراى احکامى است که درزیر بیان مى شود:
بندآمدنِ خون (۱)
۱ – پایان خون دیدن اوست
قبل از شروع عمل است : باید وضو گرفته و یا وضو و غسل بسازد وعمل را انجام دهد.
- در حال انجام عمل است : باید دوباره انجام دهد; یعنى دوباره وضو وغسل بسازد و عمل را به جا آورد.
- پس از تمام نمودن عمل است : تمامى فقها فرموده اند: باید عمل رادوباره انجام دهد مگر در صورتى که بداند بندآمدن خون قبل ازشروع در وضو و غسل بوده است ولى بعضى از فقها مانند حضرت امام (ره ) فرموده اند: دوباره انجام دادن عمل لازم نیست و حضرت آیةالله سیستانى فرموده اند: دوباره انجام دادن لازم نیست مگر درصورتى که هنگام انجام عمل امید قطع خون را داشته است .
۲ – مى داند دوباره خون مى بیند و فاصله هم زیاد است
در این صورت هم همان سه صورت (قبل ازانجام عمل و در حال انجام و پس از انجام عمل ) مطرح است و اقوال همان است که در صورت قبل بیان گردید.
۳ – شک دارد که بندآمدنِ خون به خاطر پایانِ خون دیدن است یا دوباره ممکن است خون ببیند
وهمچنین در صورتى که شک دارد فاصله کم خواهد بود یا زیاد: حضرت آیةالله خوئى ۱وحضرت آیةالله سیستانى و حضرت آیةالله فاضل دوباره انجام دادن را لازم دانسته اند ولى بقیه , لازم نمى دانند.

چیزهایى که بر مستحاضه حرام است
احکامى که بر استحاضه مترتّب است عبارتند از:
اوّل: چیزهایى که بر مستحاضه حرام است.
دوم: چیزهایى که بر مستحاضه واجب است.
سوّم: چیزهایى که استحاضه آنها را باطل مى کند.
چهارم: مواردى که استحاضه بى اثر است.
اوّل : چیزهایى که بر مستحاضه حرام است
۱ – بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله اراکى(ره) و حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) حضرت آیه الله فاضل فرموده اند: مستحاضه متوسّطه و کثیره قبل از غسل کردن جایز نیست به مسجد داخل شده و در آن جا توقّف کند، و حضرت آیه الله مکارم و حضرت آیه الله سیستانى در کثیره، غسل را لازم دانسته اند و اما در متوسطه وضو را کافى مى دانند (در آنچه شرطش داشتن وضو است)ولى حضرت امام (ره) و حضرت آیه الله خوئى(ره) فرموده اند: احتیاط مستحب آن است که این کار را انجام ندهد.
۲ – آیا مستحاضه متوسّطه و کثیره قبل از غسل جایز است سوره هاى سجده واجب دار (و به فتواى بعضى آیه سجده واجب) را قرائت کند؟ همان اقوال صورت قبل در این جا نیز جارى است.
۳ – بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) فرموده اند: بنابر احتیاطِواجب، مستحاضه حتّى با وضو و غسل هم خطوط قرآن را مس نکند و حضرت آیه الله مکارم مسّ خطوط قرآن را در غیر اوقات نماز اشکال مى کنند و امام بقیه فقها فرموده اند: با وضو و غسل مى تواند مس کند، ولى احتیاط مستحب آن است که مطلقاً مسح نکنند.
۴ – مستحاضه قبل از انجام غسل، همبسترى با همسر براى اوجایز نیست و بعد از غسل جایزاست و همان غسلى که براى نماز انجام داده کافى است (اگر همبسترى در وقتِ همان نمازباشد)، و اما قبل از وقتِ نماز غسلِ جداگانه مى خواهد.
سؤال: در استحاضه متوسّطه وکثیره اگر زن غسل هاى واجبِ خود را تماماًانجام دهد، و نزدیکى کند، این غسل ها کفایت مى کند یا باید براى آن عمل هم غسل کند؟
جواب: اگر در وقتِ نمازى که براى آن غسل کرده، بعد از نماز نزدیکى شود، لازم نیست، واگر در وقت دیگر باشد؛ بنابراحتیاط باید براى این عمل مستقلاً غسل کند.
چیزهایى که بر مستحاضه واجب است
۱ . وارسى و آزمایش کردن
بنابراحتیاط واجب مستحاضه باید پیش از انجام هرنماز خود را وارسى کند که استحاضه وى از کدام قسم است.
۲ . تطهیرِ خود و تعویض یا تطهیر پنبه بهداشتى براى هر نماز
به فتواى بیشتر فقها مستحاضه بایدبراى هر نماز پنبه را عوض کرده و به فتواى همه فقها، ظاهر فرج را اگر خون به آن رسیده با آب، طاهر نماید ولى به فتواى حضرت حضرت آیه الله سیستانى و حضرت آیه الله مکارم عوض کردن پنبه لازم نیست.
۳ . وضو براى هر نماز و یا هرکارى که نیاز به وضو دارد
براى هر نماز باید – در صورت خون دیدن – وضو بگیرد و همچنین براى هر کارى که باید وضو داشته باشد.
۴ . غسل براى استحاضه متوسّطه و کثیره
براى استحاضه متوسّطه در هر شبانه روز یک غسل قبل از نمازِ صبح و قبل از اوّلین نمازى که خون دیده لازم است به جز فتواى حضرت آیه الله مکارم که استحاضه متوسطه ملحق به قلیله است، و براى استحاضه کثیره قبل از تمامِ نمازها غسل لازم است به جز نماز ظهر و عصر و یا مغرب و عشا که اگر بخواهد آن دو را با هم بخواند یک غسل براى هر دو کافى است، به جز فتواى حضرت آیه الله سیستانى که تفصیل آن گذشت.
۵ . جلوگیرى از خروجِ خون
زنِ مستحاضه باید قبل از وضو وغسل و بعد از آن و در حال نماز و در روزى که روزه است تا حدّى که ضرر نداشته باشد از بیرون آمدن خون جلوگیرى کند و به فتواى حضرت آیه الله مکارم تا حدى که مشقت نداشته باشد.(۵)
۶ . پس از تمام شدن وضو و غسل فورى مشغول نماز شدن
مستحاضه اگر احتمال دهد که قبل از نماز، یا در حال نماز، از او خون خارج خواهد شد، باید پس از وضو و غسل بى درنگ نماز بخواند. البته این مسأله منافات با گفتن اذان و اقامه، خواندن دعاهاى مستحبّى، انجام مستحبّات نماز ندارد؛ بنابراین اگر در اوّل وقت، وضو و غسل بسازد ولى بى درنگ نمازنخواند، نمازش باطل است مگر بداند از وقتى مشغول وضو و غسل شده، خون بندآمده است.
۷ . تأخیر نماز به انتظارِ پاکى
اگر بعد از وضو وغسل، خون در ظاهر قطع شود و مستحاضه بداند که اگرنماز را تأخیر بیندازد، به مقدارى که وضو و غسل و نماز را به جا آورد، به کلّى پاک مى شود، باید نماز را به تأخیر بیندازد و موقعى که به کلّى پاک شد، وضو و غسل را دوباره به جا آورده و نماز بخواند.
۸ . غسل پایانى
مستحاضه کثیره وقتى به کلّى از خون پاک شد باید غسل کند؛ ولى اگربداند از وقتى که براى نمازِ پیش، مشغول غسل شده دیگر خون نیامده لازم نیست دوباره غسل نماید. و امّا مستحاضه متوسّطه، تمامى فقها با کثیره حکمشان را یکى دانسته اند؛ ولى بعضى مانند حضرت آیه الله مکارم که متوسطه را به قلیله ملحق کرده بودند و بعضى مانند حضرت آیه الله سیستانى فرموده اند: مستحاضه متوسّطه پس از پاک شدن لازم نیست غسل کند.(۸)
چیزهایى که استحاضه آنها را باطل مى کند
۱ – خون استحاضه موجبِ بطلان وضو مى شود؛ یعنى یکى از مبطلات وضو است.(۱)
۲ – اگر مستحاضه از خروج خون به خوبى جلوگیرى نکند وخون خارج شود، باید نماز و غسل و وضو را دوباره انجام دهد.
۳ – اگر مستحاضه در انجام غسل هایش کوتاهى کند تکلیف روزه اش چیست؟
بعضى از فقها مانند حضرت آیه الله سیستانى فرموده اند: روزه اش مطلقاً صحیح است، هرچنداحتیاط مستحب آن است که قضاى آن را به جا آورد. و بعضى مانند حضرت آیه الله اراکى(ره) و حضرت آیه الله گلپایگانى(ره) فرموده اند: در صورتى روزه اش صحیح است که تمامى غسل ها را انجام داده باشد، چه غسل هاى روزانه و چه غسل هاى شبِ قبل وچه غسل هاى شبِ بعد، و بعضى مانند حضرت امام(ره) و حضرت آیه الله خوئى(ره) و حضرت آیه الله فاضل و حضرت آیه الله مکارم غسل هاى روزانه را شرط مى دانند و نسبت به غسل هاى شب گذشته احتیاط واجب دارند و غسل هاى شب بعد را شرط نمى دانند. و بعضى مانند صورت قبل قایلند؛ ولى شرط بودنِ غسل را مطلقاً احتیاط واجب دارند. و بعضى هم مانند حضرت آیه الله خوئى(ره) فرموده اند: اگر مستحاضه متوسّطه باشد بعید نیست غسل در صحّتِ روزه آن شرط نباشد و بعضى هم مانند حضرت آیه الله مکارم مستحاضه متوسطه را ملحق به قلیله مى دانستند.
مواردى که استحاضه بى اثر است
۱ – بیشتر فقها فرموده اند: مستحاضه جایز است نمازهاى قضایش را بخواند، واگر بخواهد نماز قضا بخواند باید براى هر نماز کارهایى که براى نماز ادا بر او واجب بود به جا آورد؛ ولى احتیاط مستحب آن است که نماز قضا را در حال استحاضه انجام ندهد و بعضى مانند حضرت آیه الله خوئى(ره) جایز ندانسته اند و بعضى دیگر فقط در صورتى که بترسد اگر قضا نکند فوت شود جایز دانسته اند.
۲ – بر مستحاضه، نماز آیات نیز واجب مى شود، و همان کارهایى که براى نماز یومیّه بر او واجب بود، براى نمازِ آیات نیز باید انجام دهد؛ ولى نمى تواند نماز یومیّه و آیات را با یک غسل بخواند، اگرچه «آیه» در وقت آن نماز اتّفاق افتاده باشد.
۳ – طلاق مستحاضه صحیح است و به غسل کردن نیازى ندارد.
۴ – سؤال: آیا هنگام غسلِ استحاضه، باید نوع استحاضه (متوسّطه، کثیره) را نیز در نیّت مشخص کرد؟ یا تنها نیّت استحاضه کافى است؟
جواب: تنها نیّت استحاضه کافى است.
تفاوت هاى حیض، نفاس و استحاضه
۱ – خون حیض کمتر از سه روز وبیشتر از ده روز نیست. و خون نفاس (پس از زایمان) بیشتر از ده روز نیست ولى کمتر از سه روز اشکال ندارد.و اما خون استحاضه جایز است کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز باشد.
۲ – در خونِ نفاس، صفات و علایم مطرح نیست و اما در حیض و استحاضه علایم غالبى هر یک، غالباً خلاف دیگرى است.
۳ – استحاضه داراى اقسام سه گانه است (و یا به فتواى بعضى دو گانه است) به خلاف حیض و نفاس.
۴ – از مستحاضه نماز و روزه ساقط نیست؛ ولى از حائض و نفسأ نماز مطلقاً ساقط است؛ (چه ادا و چه قضا) و اما روزه در زمان حائض و نفسأ بودن ساقط است؛ ولى پس از پاک شدن باید قضا نماید.
۵ – خواندن قرآن (غیر از سوره هاى سجده واجب دار) براى حائض و نفسأ مکروه (ثوابش کم) است ولى براى مستحاضه مکروه نیست.
۶ – طلاق حائض و نفسأ باطل است به خلاف مستحاضه.
۷ – امکانِ دیدن خون استحاضه در طول عمر براى زن وجود دارد؛ ولى نفاس فقط هنگام زایمان و خون حیض بعد از بلوغ تا یائسه شدن است.

استفتائات
الف) استفتائات آیت الله بهجت
۱ – آیا استبراء در حق زنان ثابت است یا نه
بسمه تعالى
استبراء در حق زنان ثابت نیست ، و سزاوار است که بعد از بول ، فى الجمله آرام گیرند و تنحنح نمایند و فرج خود را به طرف عرض ، فشار دهند و رطوبت مشکوکى که از زنها خارج مى شود پاک است ، مطلقاً و ناقض طهارت نیست . اگرچه رعایت امور مزبوره را ننماید.
۲ – هرگاه خون حیض ، مشتبه به خون بکارت شود، شناختن آن به چه طریق است .
بسمه تعالى
در تشخیص و شناختن آن ، باید قدرى پنبه ، داخل در فرج کند و قدرى صبر نماید، و بهتر آن است وقتى که مى خواهد این عمل را بکند به پشت بخوابد و پاها را بلند کند، و بعد از مدتى پنبه را آهسته بیرون آورد، پس اگر خون در دور آن واقع شده باشد آن خون بکارت است و اگر خون تمام پنبه را گرفته باشد، خون حیض است و شرط است در امتحان مذکور، اینکه قروح یا جروح ، احاطه به فرج مثل بکارت نداشته باشد و همچنین خون بسیار نباشد که نتوان تشخیص ‍ داد. بلکه باید احتمال غیر این دو قسم خون که خون بکارت و خون حیض است ندهد.
۳- اگر زنى سه روز خون دید و قطع شود و در بین ده روز دوباره خون دید و قبل از ده روز قطع شد تکلیف این زن نسبت به این ایام چیست .
بسمه تعالى
تمامى خون و پاکى وسط، یعنى مابین سه تا ده محکوم به حیض است
۴ – آیا زن باردار ممکن است حیض ببیند یا نه :
بسمه تعالى
بلى ممکن است بنابر اقوى ، ولى با تاءخّر از ایام عادت ، بیست روز باید احتیاط کند به جمع بین تروک حائض و افعال ستحاضه .
۵ – قل و اکثر ایام حیض چقدر است .
بسمه تعالى
اکثر زمان حیض ، ده روز است و اقل زمان حیض سه روز است پس هرگاه یک روز یا دو روز خون ببیند حیض نخواهد بود.
۶- در زمان حیض ، و طى نمودن در قُبُل حائض ، چه صورت دارد.
بسمه تعالى
حرام است در زمان حیض وَطْى نمودن در قُبُل حائض با علم به آن ، و درباره هر یک از مرد و زن ، موجب فسق مى شود على المعروف ، اگرچه از کبائر بودن آن معلوم نیست ، بلى حلال شمردن آن ، موجب کفر است با علم به حرمت آن .
۷-اگر وطى کرد مرد، زنش را در زمان حیض ، آیا کفّاره واجب است بر زن یا نه :
بسمه تعالى
واجب است به احتیاط وجوبى در صورت علم و عمل .
۸- کفّاره وطى ، چقدر است
بسمه تعالى
کفّاره عبارت است از یک دینار، یعنى اشرفىِ هیجده نخودى که یک مثقال شرعى است . و این مقدار کفّاره ، در اول حیض ‍ است ، و در وسط آن نصف اشرفى است ، و در آخر آن ربع اشرفى است .
۹- اول ، وسط و آخر حیض را بیان فرمائید.
بسمه تعالى
زنى که مدتش مثلاً شش روز است ، روز اوّل و دوّم آن ، اوّل حیض است و روز سوم و چهارم ، وسط حیض است و روز پنجم و ششم ، آخر حیض است .
۱۰ – آیا غُسل حیض کفایت از وضو مى کند یا نه :
بسمه تعالى
کیفیت غسل حیض ، مانند غسل جنابت است ، لکن غسل حیض ، کفایت از وضو نمى کند و اظهر وجوب وضو است .
۱۱- خانمى بعد از پنج روز ایام عادتش پاک شده و غسل کرده ، روز هشتم یک قطره خون مى بیند، این خون چه حکمى دارد.
بسمه تعالى
با فرض اینکه بین این خون و اوّلین روزى که خون دیده بیش از ده روز فاصله نشده ، تمام این هشت روز به حکم حیض است .
۱۲-زن پس از ایام عادت که معمولاً شش یا هفت روز است پاک شده ولى بعد از آن باز خون زرد رنگى مى بیند و شک دارد که خون حیض است یا نه و نمى داند تا ده روز تمام مى شود یا نه ، وظیفه اش چیست .

بسمه تعالى
صبر مى کند اگر قبل از ده روز قطع نشد تمام آنرا حیض قرار مى دهد و اگر از ده روز تجاوز کرد فقط ایّام عادت را حیض قرار داده و نمازهاى روزهاى غیر آنرا قضا مى کند.
۱۳-زنى پس از شش روز از خون حیض پاک مى شود و هیچ خونى نمى بیند و روز نهم ترشح خونى بسیار کمى مى بیند بعد هم کاملاً پاک مى شود حکم این خون چیست .
بسمه تعالى
با فرض اینکه عرفاً خون بر آن صدق مى کند مثل سؤ ال اوّل است .
۱۴ – زنى جنب بوده و قبل از غسل جنابت حیض شده آیا صحیح است که قبل از پاک شدن از حیض غسل جنابت کند و غسلهاى دیگر چطور.
بسمه تعالى
صحیح است قبل از پاک شدن از حیض غسل جنابت کند به جهت تخفیف قذارت باطنى و هم مى تواند در وقت پاک شدن یک غسل به نیّت هر دو انجام دهد و اگر قبلاً غسل جنابت کرده در آن وقت به نیّت وظیفه فعلیّه غسل کند و بعض ‍ اغسال مثل غسل احرام براى حائض مستحبّ است .
۱۵ – زنى حیض شد، روز دوم حیض رحمش را با عمل جراحى در آوردند، که حیض سه روز نشد آیا غسل حیض واجب است .
بسمه تعالى
غسل حیض بر او واجب نیست بلکه باید غسل استحاضه کند و عبادتهاى ترک شده را قضا کند.
۱۶ – رحم زنى را طى یک عمل جراحى برداشته اند، خونهایى که بعداً مى بیند محکوم به چیست .
سمه تعالى
خون حیض نیست و محکوم به دم قرحه است خصوصاً اگر علامت آن را دارا باشد که خروج از راست است .
۱۷ – در صورتى که استحاضه کثیره است و شخص از نظر جسمى توانایى سه مرتبه غسل در شبانه روز را ندارد (مبتلا به کمر درد و پا درد مى باشد) آیا مى تواند براى نماز بجاى غسل استحاضه ، تیمم بدل از غسل کند و همچنین براى روزه مى تواند تیمم کند؟ و آیا قضاى روزه هاى این چند روز را باید بگیرد.
بسمه تعالى
یکى از مسوّغات تیمّم حرج و مشقّت شدیدة در استعمال آب است ، و اگر بخواهد احتیاط کند در آخر وقت تیمّم کند و نماز و روزه اش صحیح است و قضا ندارد.
۱۸ – در رابطه با استحاضه قلیله اگر شخصى بعد از نماز صبح پاک شده آیا براى نماز ظهر باید یک وضو و براى نماز عصر هم یک وضوى دیگر بگیرد و همچنین براى نماز مغرب و عشا؟
بسمه تعالى
با پاک شدن از استحاضه قلیله براى اوّلین نماز وضو مى گیرد و براى نماز دیگر هم کافى است .
۱۹-زنى ادعا مى کند که هر ماه فقط یک روز یا دو روز خون مى بیند و همیشه اینطور بوده است ؟ آیا این خون استحاضه است یا حکم دیگرى دارد.
بسمه تعالى
استحاضه است .
۲۰ – زنى است که ۵۰ سال او تمام شده است ولى هنوز هر ماه هفت الى ده روز خونى از او خارج مى شود که از نظر ظاهر تفاوتى با خون حیض او ندارد آیا این خون را باید حیض حساب کرد یا استحاضه .
بسمه تعالى
احتیاط در جمع بین تروک حائض و احکام استحاضه کند.
۲۱ – زن حامل در حال حمل گاهى یک لکّه خون مى بیند و ممکن است ده روز بعد هم لکّه اى ببیند تکلیف آن زن چیست .
بسمه تعالى
استحاضه است مگر علم به غیر آن حاصل شود.
۲۲ – اگر زنى که قرص ضدباردارى مى خورد که در ماه مبارک رمضان حائض نشود بر فرض دو یا سه روز خون در باطل باشد و بیرون نیاید حکم روزه او چیست .
بسمه تعالى
احتیاط مى کند به اینکه روزه به رجاء عمل به وظیفه مى گیرد و بعداً هم قضا مى کند با علم به اینکه سه روز ادامه داشته است .
۲۳ – خانمى براى جلوگیرى از عادت ماهانه قرص خورده و در بین آن بر اثر ترک قرص کمى خون دیده ولى پیش از سه روز قطع شده است . آیا این خون که در ایام عادت بوده حکم حیض را دارد.
بسمه تعالى
خیر، مگر با علم به بقاء در باطن که وظیفه احتیاطى آن گذشت .
۲۴ – لطفاً بفرمایید زن تا چند سال حیض مى بیند و به سال شمس یا قمرى چگونه محاسبه مى گردد با توجه به اینکه در شناسنامه ها تاریخ به سال شمسى است .
بسمه تعالى
حدّ یاءس در قرشیه تمام شدن شصت سال قمرى است و در غیر او تمام شدن پنجاه سال قمرى است که ظاهراً به ترتیب ۵۸ سال و ۲ ماه و ۱۸ روز، و ۴۸ سال و ۶ ماه و ۷ روز به سال شمسى مى شود.
۲۵ – خانمى شک دارد که به سن یائسگى رسیده یا نه و خونى مى بیند که نمى تواند یقین به ادامه آن تا سه روز پیدا کند وظیفه او نسبت به نماز و روزه چیست .
بسمه تعالى
وظیفه او مثل سابق استظهار است و ترک عبادت .
۲۶ – زنى حائض است و گردنبند او با نقش اللّه مى باشد و گاهى بى اختیار روى بدنش قرار مى گیرد. آیا جایز است چنین گردنبندى را به گردن آویزان کند.
بسمه تعالى
با علم به تماسّ با بدن حائز نیست .
۲۷- رفتن زن با حالت عادت ماهانه به حرم ائمه معصومین به قصد زیارت جایز است یا نه .
بسمه تعالى
جائز نیست على الاحوط، و این احتیاط در حرم و رواق در مکث و عبور ترک نشود.
۲۸ – رفتن زن به حالت عادت ماهانه به حرم امامزادگان به قصد زیارت جایز است یا نه .
بسمه تعالى
مراعات عدم هتک بنماید و فى نفسه جایز است .
۲۹ – مقاربت زن و شوهر بعد از حیض و قبل از غَسل حیض ، چه حکمى دارد و نوزاد حاصل از این مقاربت چه حکمى دارد.
بسمه تعالى
جائز است على کراهیّة ، و احوط تجنّب از آنست مگر بعد از غُسل فَرْج ، و حکم ولد حکم سائر اولاد است یعنى حلال زاده است .
۳۰ – زنى حائض یا به خاطر جهل به مساءله و یا عمداً حال خود را به شوهر نمى گوید و بعد از جماع براى مرد یقین حاصل مى شود که زن در حال حیض بوده است ، آیا کفاره دارد و اگر دارد بر عهده زن است یا مرد. و یا هر دو.
بسمه تعالى
کفّاره ندارد.
۳۱- خونى که دختر بعد از شب عروسى به مدت یک یا دو روز مشاهده مى کند غسل دارد یا خیر.
بسمه تعالى
دم بکارت موجب غسل نیست .
۳۲ – زنى در اثر ملاعبه با شوهرش ، احساس شهوت مى کند و حالت انزال به او دست مى دهد و فکر مى کند جنب شده است آیا با چنین حالتى غسل بر او واجب مى شود.
بسمه تعالى
با علم به خروج منى به بیرون غسل واجب مى شود ولو حصول علم با علائم باشد که در مسئله ۳۵۰ رساله آمده .(۲)
۳۳- گاهى بانوان و دوشیزگان عقد بسته ، در اثر ملاعبه با شوهر خود ترشحاتى همراه با کمى لذّت و خوشى مى بینند، آیا این ترشحات حکم منى را دارد.
بسمه تعالى
مبنى بر حصول علم است به شرحى که گذشت .
۳۴ – زنى پس از نزدیکى با همسرش ، غسل کرده و پس از آن مقدارى منى خارج شده است ، نمى داند از مرد است یا از خود او، تکلیف او چیست .
بسمه تعالى
هرگاه بعد از غسل ، منى مرد از زن خارج شود غسل واجب نیست و همچنین است اگر شک کند که منى بیرون آمده از خود اوست یا از مرد، اما اگر علم یا اطمینان داشته باشد که منى خارج شده از خود اوست و یا مخلوط با منى مرد است ، غسل بر او واجب است .
۳۵ – زنى حائض بوده و غسل حیض را فراموش کرده و مدتى نماز خوانده البته براى نمازهاى خود وضو گرفته آیا نمازهاى او صحیح است .
بسمه تعالى
صحیح نیست مگر غسل واجبى در بین انجام داده باشد که نمازهاى بعد آن تا عادت ماهانه بعدى صحیح است .
۳۶- زنى جنب بوده و فراموش کرده و مدتى نماز خوانده ولى در این بین غسل حیض انجام داده است و فعلاً متوجه شده ، تکلیف او نسبت به نمازهاى گذشته چیست .

بسمه تعالى
اگر بقصد آنچه بر ذمّه اوست غسل کرده کفایت از غسل جنابت هم نموده است ، و اگر خصوص حیض را قصد کرده و توجّه به جنابت نداشته بعید نیست از غسل جنابت هم کفایت کند لکن احوط خلاف آنست .
۳۷- آیا با غسل استحاصه کثیره ، وضو هم لازم است با غسل متوسطه چطور.
بسمه تعالى
با غسل متوسطه وضو لازم است ، و همچنین با اغسال کثیرة على الاحوط و توضیح در مساءله ۳۸۳و ۳۸۴ رساله آمده است .
۳۸- در صورت شک بین خون نفاس و خون زخم :
الف ) تکلیف زن در این مورد چیست .
ب ) چنانچه لباس بیمار، آغشته به خون باشد حکم خون نفاس دارد یا زخم ؟
بسمه تعالى
الف : اگر همراه با ولد یا پس از آن تا ده روز باشد بلکه خون همراه سقط بنحویکه در مساءله ۴۳۹(۵) رساله بیان شده نفاس است ، مگر اینکه بداند قرحه اى در باطن هست که این خون از آنست .
ب : مبنى بر جواب قبلى است .
۳۹ – زنى براى جلوگیرى از حاملگى از دستگاه ((آى یو دى )) [IUD] استفاده مى کند اگر در این حالت خونریزى رخ دهد تکلیف چیست .

بسمه تعالى
اگر علم دارد که از زخم است فقط تطهیر مى کند و اگر شک دارد به مساءله ۴۰۷(۶) و ۴۰۸(۷) رساله مراجعه کند.
۴۰- زنى را که عمل جرّاحى مى کنند جهت سقط جنین ، خونى که از مجراى عادى او خارج مى شود چه حکمى دارد.
بسمه تعالى
احکام نفاس را دارد.
۴۱ – وقتى براى اوّلین بار عادت ماهانه شدم ، چون در آن زمان رسم نبود که مادرها مساءله زنانه خود، حتى غسل کردن براى حیض را براى دخترانشان بگویند به مدت ۳ سال هر وقت براى غسل کردن به حمام مى رفتم ، زیر دوش آب مى ایستادم و فقط صلوات مى فرستادم و وقتى که عادت بودم نماز و روزه ام را انجام مى دادم و هم به مسجد مى رفتم و بعد که شوهر کردم فهمیدم که زن وقتى که حائض مى شود باید غسل کند حالا تکلیف من نسبت به نماز و روزه هایم در این مدت ۳ سال چیست .
بسمه تعالى
نماز و روزه قضا دارد مگر خصوص روزهاى عادت که نمازهاى آنها قضا ندارد.
۴۲ – زنى عادت وقتیه ندارد، اما در مورد اینکه صاحب عادت عددیه است نیز تردید دارد به این صورت که مدت خون دیدن وى هفت روز است از هفت تا ده روز ترشحاتى به رنگ زرد تیره مى بیند گاهى نیز در فاصله روز هفتم و دهم لکّه خون مى بیند وظیفه وى چیست .
بسمه تعالى
اگر دو ماه پى در پى چنین حالتى براى او پیش نیامد عادت مستقّر شده و با یک مرتبه رؤ یت خلاف ، زائل نمى شود، ولى اگر چندین مرتبه چنین حالت برایش پیش آمد که محکوم به حیض شد و بنحوى بود که در نزد عرف صاحب عادت بحساب نیامد عادت سابق زائل شده و مضطربه بحساب مى آید مگر همین حالت دو ماه پى در پى مثل هم باشد.
ب) استفتائات حضرت آیت الله خامنه ای
استفتائات حضرت آیت الله خامنه ای احکام بانوان‏
س ۲۳۵ : مادرم از ذریّه پیامبر اکرم «صلى الله علیه و آله» است. آیا من نیز از سادات محسوب مى‏شوم؟ آیا مى‏توانم عادت ماهیانه‏ام را تا سن شصت سالگى، حیض قرار دهم و در آن ایام نماز و روزه خود را انجام ندهم؟
ج: زنى که پدرش هاشمى نیست – هر چند مادرش از سادات باشد – اگر بعد از پنجاه سالگى خونى را مشاهده کند، محکوم به استحاضه است.
س ۲۳۶ : اگر زنى که به خاطر نذر روزه روز معینى روزه‏دار است، در حال روزه حیض شود، چه تکلیفى دارد؟
ج: روزه‏اش با عادت شدن ولو در یک جزء از روز باشد باطل مى‏شود و قضاى آن روز بعد از پاک شدن بر او واجب است.
س ۲۳۷ : لکه‏ها یى که زن بعد از یقین به پاک شدن مى‏بیند، با توجه به این که آن لکه‏ها نه اوصاف خون را دارند و نه خون مخلوط با آب را، چه حکمى دارد؟
ج: اگر خون نباشد حکم حیض را ندارد حتى اگر چه پیش از تمام شدن ده روز ببیند و تشخیص این موضوع به عهده زن‏است.
س ۲۳۸ : جلوگیرى از عادت ماهیانه بوسیله دارو به خاطر روزه ماه رمضان چه حکمى دارد؟
ج: اشکال ندارد.
س ۲۳۹ : اگر زنى در ایام باردارى به خون ریزى کمى مبتلا شود ولى باعث سقط حمل او نگردد، آیا غسل بر او واجب مى‏شود یا خیر؟ وظیفه او چیست؟
ج: خونى که زن در ایام باردارى مى‏بیند اگر صفات و شرائط حیض را داشته باشد، خون حیض است والا استحاضه خواهد بود و با عمل به وظیفه مستحاضه روزه او صحیح است.
س ۲۴۰ : زنى داراى عادت ماهیانه معینى مثلا هفت روز است، به علت گذاشتن دستگاه جلوگیرى از حاملگى، هر بار دوازده روز خون مى‏بیند. آیا خونى که از روز هفتم به بعد مى‏بیند خون حیض است یا استحاضه؟
ج: اگر خون تا روز دهم قطع نشود، خونى که در ایام عادت مى‏بیند خون حیض است و باقى استحاضه خواهد بود.
س ۲۴۱ : آیا جایز است زنى که در حال حیض و یا نفاس است داخل حرم امامزادگان «علیهم السلام» شود؟
ج: اگر بى احترامى محسوب نشود جایز است.
س ۲۴۲ : زنى که عمل کورتاژ (سقط جنین) را انجام داده، در حال نفاس است یا خیر؟
ج: بعد از سقط جنین – ولو به صورت علقه باشد – اگر خونى را مشاهده کرد، محکوم به نفاس است.
س ۲۴۳ : خونى که زن در سن یائسگى مى‏بیند، چه حکمى دارد؟ و وظیفه شرعى او چیست؟
ج: محکوم به استحاضه است.
س ۲۴۴ : یکى از راههاى جلوگیرى از حاملگى‏هاى ناخواسته، استفاده از داروهاى ضد حاملگى‏است. زنها یى که از این داروها استفاده مى‏کنند لکه‏هاى خونى را در ایام عادت و غیر آن مشاهده مى‏کنند. این لکه‏ها چه حکمى دارد؟
ج: اگر این لکه‏ها واجد شرایط شرعى حیض نباشد، حکم حیض را ندارد، بلکه محکوم به استحاضه ‏است.

ب) استفتائات حضرت آیت الله مکارم شیرازی

استحاضه
۱- حکم خون دیدن بعد از یائسگی
من حدود ۱۲ سال است که دوران یائسگی را پشت سر گذاشته ام و دچار عادت ماهانه نمیشوم یعنی می توانم به طور کامل نماز بخوانم. اما طی ۲ سال اخیر توسط یک پزشک متخصص زنان دارویی به من تجویز شده که اینک با نظر همان پزشک اقدام به قطع تدریجی دارو کردم که دارو هنوز تمام نشده ولی من دچار عادت ماهانه شدم که هم اکنون حدودا ۱ هفته است که ادامه دارد اکنون خواهشمند است که راهنمایی بفرمائید که ایا نماز خواندن بر من واجب است یا خیر؟ و اگر نماز بر من واجب نیست بعد از چه مدتی باید نماز بخوانم؟ ایا با همین وضع می توانم نماز بخوانم؟
ج :این خون حکم استحاضه را دارد و شما باید اعمال زن مستحاضه را انجام دهید و عباداتتان را بجا آورید.
۲- حکم استحاضه برای خونی که ۳ روز ادامه نیابد
سئوالی داشتم در زمینه حیض که اگر در روزهای اول به مقدار کمی ترشحات دیده شد و تا ۲ یا سه روز طول کشید میتوان تا شروع کامل حیض غسل نمود و نماز را بجا آورد یا خیر؟
ج در صورتی که ۳ روز پشت سر هم ادامه نداشته باشد حکم استحاضه را دارد.
۳- قرآن خواندن زن مستحاضه
آیا زن در ایّام استحاضه مى تواند قران تلاوت نماید؟
ج اگر وظائف مستحاضه را انجام دهد در حکم طاهر است، و همه عبادات را مى تواند انجام دهد

۴- دیدن لکه های خون
تکلیف زنى که چندین ماه است که لکه هاى پى در پى مى بیند چیست؟ لازم به ذکر است که اطبّا احتمال مى دهند که این خونها مربوط به زخمهاى درونى باشد.
ج :مسأله دو صورت دارد، اگر ثابت شود که خون مربوط به زخم یا دمل و رحم است غسل ندارد و طبق معمول باید وضو بگیرد و نماز بخواند و اگر خون مربوط به عوارض رحم بوده باشد استحاضه است، چنانچه کم باشد در حدود دیدن لکه هاى مختصر باید براى هر نماز وضو بگیرد و غسل ندارد و باید بدن را بشوید و نماز بخواند و اگر جریان دارد غسل واجب مى شود (یک غسل براى نماز صبح و غسل دیگر براى ظهر و عصر و غسل سوّم براى مغرب و عشا) و اگر غسل براى او ضرر یا مشقّت شدید دارد مى تواند تیمّم کند.
۵- کم شدن خون مستحاضه در اوقات نماز
اگر خون استحاضه در غیر اوقات نماز؛ مثل فاصله میان طلوع آفتاب تا اذان ظهر- که وقت هیچ نمازی نیست- زیاد شود و دوباره در وقت اذان ظهر کم شود باعث وجوب اعمال استحاضه کثیره میشود ؟
ج :آری، اعمال استحاضه کثیره را باید انجام دهد.
۶- معیار تشخیص مقدار استحاضه
معیار در تشخیص مقدار استحاضه ، پنبه ایست که باید داخل فرج نمود و مقداری صبر کرد، یا نوار بهداشتی که زنان برای جلوگیری از سرایت خون بجای دستمال استفاده میکنند ؟ اگر منظور مورد اول است مقدار صبر کردن باید چقدر باشد ؟
ج :معیار پنبه ای است که داخل می گذارند و چند دقیقه صبر کردن کافی است.
۷- دیدن لکه های پی در پی خون در چندین ماه متوالی
خانمى چند ماه است که لکّه هاى پى در پى مى بیند، و برخى از پزشکان احتمال مى دهند که مربوط به زخم هاى درونى باشد. وظیفه چنین شخصى چیست؟
ج :اگر ثابت شود که خون مربوط به زخم یا دمل و یا رحم است غسل ندارد، بلکه طبق معمول باید وضو بگیرد و نماز بخواند. و اگر خون مربوط به عوارض رحم باشد استحاضه محسوب مى شود; و در این صورت چنانچه کم باشد، در حدّ لکّه هاى مختصر، غسل ندارد، ولى باید براى هر نماز وضو بگیرد و بدن را بشوید و نماز بخواند، و اگر خون جریان دارد غسل واجب مى شود (یک غسل براى نماز صبح، و غسل دیگر براى نماز ظهر و عصر، و غسل سوم براى نماز مغرب و عشا) و اگر غسل برایش ضرر یا مشقّت شدید دارد مى تواند به جاى آن تیمّم کند.
حیض
۱- ورود زن حائض به حرم امامان (علیهم السلام)
آیا داخل شدن زن حائض به رواقهاى اطراف ضریح مطهّر امام رضا(علیه السلام) اشکال دارد گرچه قبر را ببیند و به ضریح نزدیک باشد؟
ج :مانعى ندارد، ولى وارد حرم نشود.
۲- ورود زنان حائض به زیرزمین مسجد
مسجدی در محل ما قرار دارد که فعلا در زیر زمین آن به مدت
ج :اگر به هنگام وقف فقط طبقه همکف وقف مسجد شده باشد زیرزمین و طبقات دیگر حکم مسجد ندارد ولی اگر مقید به طبقه همکف نبوده همه طبقات حکم مسجد دارد.
۳- نزدیکی کردن با همسر در دوران حیض
حکم نزدیکی کردن انسان با همسرش در حال حیض چیست؟ و آیا نیاز به پرداخت کفاره می باشد؟
ج :این کار حرام است و احتیاط آن است کفاره آن را بپردازید.
۴- نزدیکی با همسر در حال عادت ماهیانه
بنا به رساله آیت الله مکارم نزدیکی با همسر در روز دوم و سوم عادت ماهیانه چه حکمی دارد_البته به میزان ختنه گاه_
ج :این عمل حرام است و اگر چنین عملی را مرتکب شد احتیاط آن است کفاره دهد و کفاره آن یک مثقال شرعی طلا معادل ۷۵ صدم مثقال معمولی است.
۵- آمیزش با همسر در روز آخر عادت ماهیانه
آیا نزدیکى در روز آخر عادت ماهیانه در حالى که هنوز خون قطع نشده، حرام است؟ و در صورتى که قطع شده ولى هنوز غسل نکرده چه حکمى دارد؟
ج :اگر خون قطع نشده حرام است و بعد از آن اشکالى ندارد.
۶- خواندن آیات قرآن توسط زن حائض
در زمان حیض آیا تلاوت آیات قرآن بایستی محدود به ۷ آیه شود مثل جنابت یا خیر؟
ج :لازم نیست به هفت آیه قناعت شود بلکه می تواند تمام آیات قرآن به استثنای آیات چهارگانه ای که سجده واجب دارد را تلاوت کند البته باید مواظب باشد جایی از بدنش تماس مستقیم با خط قرآن نداشته باشد.
۷- خواندن ادعیه و سجده بر تربت د رحال عادت ماهانه
کسی که در ایام عادت ماهیانه به سر می برد می تواند زیارت عاشورا یا صحیفه سجادیه یا زیارت فاطمه زهرا (س) را بخواند یا خیر؟
ج :کسی که در ایام عادت ماهیانه به سر می برد می تواند پس از اینکه وضو گرفت وسجاده اش را پهن کرد برمهری که تربت سیدالشهداء است پیشانی اش رابگذارد یا نه؟ آیا گذاشتن پیشانی براین نوع مهر موجب گناه کردن می شود؟
اشکالی ندارد.
نفاس
۱- وظیفه زن هنگام شک بین خون نفاس و خون زخم
در صورت شک بین خون نفاس و خون زخم، تکلیف زن چیست؟
ج :در این مورد احتیاط کند؛ یعنى عبادات را انجام دهد و از آنچه بر حائض حرام است پرهیز کند تا وضع او روشن شود.
۲- حکم خون آبه بعد از زایمان
با سلام.
بسیارى از زنان بعد از وضع حمل یک ماه یا بیشتر خون مى بینند، چنین زنانى اگر درحیض عادت دارند باید به تعداد روزهاى عادتشان نفاس قرار دهند بعد از آن تا ده روز حکم استحاضه دارد، بعد از گذشتن ده روز اگر همزمان با ایّام عادت حیضش باشد باید مطابق احکام حائض عمل کند (خواه نشانه هاى خون حیض را داشته باشد یا نه) و اگر همزمان با ایّام عادتش نباشد حکم استحاضه دارد، مگر این که خون داراى نشانه هاى حیض باشد.

۳- شک بین خون نفاس با خون رخم
در صورت شک بین خون نفاس و خون زخم تکلیف زن چیست؟
ج :در این مورد احتیاط کند، یعنى عبادات را انجام دهد و از آنچه بر حائض حرام است پرهیز کند تا وضع او روشن شود.

منابع و ماخذ:
الف) ویرایش از سایت http://www.tebyan.net تبیان نویسنده محمد وحیدی منابع تحقیقی و نگارش :
۱- تحریرالوسیله، ج ۱، فصل فى غسل الحیض. فى النفاس
۲- توضیح المسائل مراجع،
۳- ۳ – العروه الوثقى، ج ۱، فصل فى الحیض. فصل فى حکم تجاوز الدم عن العشره.، فى احکام النفاس، فى احکام الحائض «احدها»
۴- جامع المسائل، آیه الله فاضل، ج ۱،
۵- استفتاآت امام، ج ۱، غسل حیض
۶- مهذّب الأحکام، ج ۳

ب) Estifta1 نرم افزار استفتائات آیت الله مکارم شیرازی
ج) /http://www.leader.ir/پایگاه اطلاع رسانى دفتر مقام معظم رهبرى (دام ظله الشریف) ‏
د) http://persian.makarem.ir //حضرت آیة الله العظمى مکارم شیرازى
ه) http://bahjat.org/ = سایت حضرت آیة الله العظمی محمد تقی بهجت « رحمة الله علیه »

تحقیق : صادقی

۳ نظر برای احکام بانوان /پنج مرجع

Avatar

راعین

۲ بهمن ۱۳۹۰ در ساعت ۱۰:۵۹ ق.ظ

کاش فتاولای آقای خامنه ای هم در این رساله بود!!!!
با تشکر

Avatar

زهرا

۹ تیر ۱۳۹۲ در ساعت ۳:۴۱ ب.ظ

ممنون از توضیحات جامع.فقط یک سوال: تعیین عادت وقتیه دقیقا چطوراست؟(فاصله روز اول ماه حاضر با آخرماه قبل بایدمعین باشد یااینکه روز اول به اول ویا اینکه حتما میبایست از لحاظ تقویمی دقیقا روزها یکی باشند؟)

Avatar

admin

۳۱ تیر ۱۳۹۲ در ساعت ۴:۴۰ ق.ظ

متشکرم ازسایت مرجع محترم استفاده نمائید

ارسال نظر

درباره‌ی این وبلاگ

این پایگاه توسط تبیان گیلان برای واحد مبلغین طراحی و راه اندازی شده است. تمام حقوق آن متعلق به مرکز تحقیقات اینترنتی تبیان گیلان و اداره کل تبلیغات اسلامی استان گیلان است..

تصاویر

دسته‌ها

بایگانی