ولادت حضرت معصومه علیهاالسلام – اصغر عرفان
ضیافت حضور :
از عرش خدا باران سپیده می بارید؛ هلهله فرشتگان شادی آسمانیان را هویدا می کرد؛ ماه با لبخند، بذر نقره می پاشید و ستارگان در بزمِ شادیِ عرشیان، آسمان شهر را با حضورشان چراغانی می کردند. ملائک، شادباش های خداوندی را در سریرهای نور به سرزمین مدینه می فرستادند. شهر غرق در شور، شکفتن گلی از گلستان اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را انتظار می کشید و خانه امام موسی بن جعفر علیه السلام خود را آماده ضیافت تولّدی بزرگ می دید. به ناگاه، فضا از عطر حضور پر شد؛ انتظار به پایان رسید؛ خنده ها شکفت و نوزادی زیبا به ناز دیده باز گشود. پدر که لبخند را هدیه حضور کودک خود کرده بود، نام او را به یادِ مادر خویش فاطمه نهاد.
بانوی آب و آیینه :
میلاد سراسر نور حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام ، گلِ زیبای مهر محمدی، زینت شاخسار ولایت، نجمه آسمان امامت، کریمه اهل بیت، آسیهِ صداقت ها، مریم پاکی ها، خدیجه مهربانی ها و فاطمه خوبی ها، بانوی آب و آیینه و آفتابْ بر شیفتگان و رهروان راهش تهنیت باد.
بوی بهشت برین :
در تنگنای گرمی هوا و در کمبود کیمیای آب، در گوشه ای از کویر بزرگ ایران، قرن هاست که شهری قامت آراسته است. در دامن این شهر، گنبدی طلایی با گلدسته هایی بلند چون نگینی زیبا بر انگشتری شهر خودنمایی می کند. در زیر این بارگاه نورانی، بانویی بزرگ آرمیده است که نامش «فاطمه» و مرقدش زیارتگاهی روح افزاست. مردمان که به پاکی اش ایمان دارند او را «معصومه» می خوانند و چون بارگاهش را سرچشمه کرامت و مهر می دانند «کریمه اهل بیت»اش گفته اند. قرن هاست که آنان بوی بهشت برین را از مرقد پاک او می بویند و جلوه دوباره زهرای اطهر را در حریم حرم او می جویند. بارگاه حضرت معصومه علیهاالسلام زینت شهر قم، پناهگاه پاکان و صالحان و نقطه امید دین باوران است.
حضرت معصومه علیهاالسلام در یک نگاه :
مطابق بسیاری از مدارک تاریخی، حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام در روز اول ماه ذیقعده سال ۱۷۳ ق در شهر مدینه دیده به جهان گشود. پدر آن حضرت امام هفتم شیعیان، حضرت موسی بن جعفر علیه السلام ، است که او را «ابوالحسن اول» نیز نامیده اند. برطبق شواهد تاریخی، مادر حضرت معصومه علیهاالسلام همان مادر حضرت رضا علیه السلام و زنی پاک و باایمان بوده است. برای ایشان نام هایی چون خیزران، ام البنین و نجمه روایت شده است؛ اما پس از آن که امام رضا علیه السلام از ایشان متولد شد، او را «طاهره» نامیدند.(۱)
شکوهمندیِ شرافت :
حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام در شرافتِ دودمان و طهارت نسل، مقامی به بلندای آسمان دارد. او حیات خود را وام دارِ پدری است که سرچشمه فیض الهی و استمرار سلسله نور پیامبری است. او از زلال محبت مادری پاک و باایمان سیراب شده و در جوار شکوه عظمت روح برادری چون امام رضا علیه السلام بالیده و دامن پرمهرش مأمن محبت به فرزند برادری بوده که لیاقت مدال پرافتخار وصایت خداوندی را داشته است. و این شکوهمندی و شرافت چه زیبا در زیارتنامه اش تجلّی یافته: «السلامُ عَلَیکِ یا بِنتَ رسولِ اللّه ،…السلامُ علیکِ یا بنتَ ولیِّ اللّه ، السلام علیکِ یا اُخْتَ ولیِّ اللّه ، السلامُ علیکِ یا عمّه ولیِّ اللّه ».(۲)
ادامه مطلب »

مرد پستی از سپاه ابن سعد در حالیکه می گریست، گوشواره فاطمه دختر سیدالشهداء (علیه السلام) را ازگوش او می کشید، تا غارت کند.
دختر امام حسین علیه‌السلام پرسید: چرا گریه می کنی؟
آن مرد گفت: چرا گریه نکنم در حالى که اموال دختر رسول خدا را غارت مى‏‌کنم.
فاطمه بنت الحسین علیه‌السلام گفت: خوب، اگر کار بدى است چرا چنین مى‏‌کنى؟!
آن خبیث گفت: اگر من این کار را نکنم، فرد دیگری گوشواره را می برد.(سیراعلام النبلاء: ۳۰۳/۳، ترجمه الامام الحسین (علیه السلام) من طبقات ابن سعد: ۷۸٫)
*** ادامه مطلب »

امام حسین و زیارت أربعین
آیت الله جوادی آملی
فَأعذَرَتِ الدُّعاء، یعنی در دعوت کردن راه عذر دیگران را بسته است وَ مَنَحَ النُّصح، نصیحت کرد،‌ موعظه کرد. آنجا که برهان لازم بود دلیل اقامه کرد، آنجا که پند لازم بود موعظت داد لیکن وقتی دید پند و موعظه اثر نمی کند، خون خود را اهدا فرمود
سرّ تکریم سالار شهیدان را در زیارت أربعین آن حضرت از زبان امام صادق (سلام الله علیه) می توان فهمید که چرا همة ما در پیشگاه سالار شهیدان اینقدر عرض ادب می کنیم ، البته باید بیش از این عرض ارادت کنیم.
وجود مبارک امام ششم رئیس مذهب ما فرمود: روز أربعین که شد حسین بن علی بن أبیطالب را زیارت بکنید. هنگامی که‌آفتاب بر‌ آمد دو رکعت نماز زیارت می خوانید ، این زیارتنامه را می خوانید ، بعد دو رکعت نماز زیارت می خوانید و حاجت های خود را از ذات أقدس إله مسئلت می کنید .
در آن زیارت عرض می کنید : خدایا ! حسین بن علی بن أبیطالب وارث همة انبیاء است . اُورَثتَهُ مَوارِیثَ الأنبیاء . یعنی هر چه را که آدم داشت ، نوح داشت ، ابراهیم داشت ، موسی داشت ، عیسی داشت ، انبیاء دیگر (علیهم الصَّلاه و علیهم السَّلام) داشتند ، تو به حسین بن علی به عنوان ارث اعطا کردی . و او هم چون وارث بود ، راه انبیاء را طی کرد . ادامه مطلب »

● اصلاح امور امت اسلام
یکی از مهمترین مستنداتی که می توان در بررسی اهداف قیام امام حسین(ع) به آن مراجعه نمود وصیتنامه حضرت است. در روایت آمده که امام(ع) هنگامیکه می خواستند از مدینه منوره به سوی مکه حرکت کنند، وصیت نامه ای نوشته و آن را به مهر خود ممهور نمودند و سپس آن را به برادر خود محمدبن حنفیه تسلیم کردند، وصیت نامه مذکور چنین است:
«بسم الله الرحمن الرحیم، هذا ما أوصی به الحسین بن علی بن ابی طالب الی اخیه محمد المعروف بابن الحنفیه:… انی لم أخرج أشراً و لابطراً و لامفسداً و لا ظالماً و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی محمد صلی الله علیه وآله، أرید أن آمربالمعروف و أنهی عن المنکر و أسیر بسیره جدی و سیره أبی علی بن ابی طالب علیه السلام.
… این وصیت حسین بن علی بن ابی طالب است به برادرش محمدبن حنفیه:… من خروج (قیام) نکردم از برای هوسرانی و نه از برای استکبار و خودخواهی و سرکشی، و نه از برای فساد و خرابی و نه از برای ظلم و ستم و بیدادگری! بلکه خروج (قیام) من برای اصلاح امت جدم محمد(ص) می باشد. من می خواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم و به سیره و سنت جدم و آئین و روش پدرم علی بن ابی طالب رفتار کنم. پس هر که مرا بپذیرد و قبول کند پس خداوند سزاوارتر است به حق و هر که مرا در این امر رد کند، پس من صبر و شکیبایی پیشه می گیرم تا آنکه خداوند میان من و میان این جماعت حکم به حق فرماید:…»۱۴
آنچنانکه می بینیم حضرت در این وصیت نامه هدف خود را از قیام علیه بنی امیه امر به معروف و نهی از منکر و پیروی از سیره پیامبر و علی(ع) عنوان می دارد، ضمن اینکه اصلاح امور امت اسلامی نیز نخستین مبحثی است که توسط حضرت در این وصیت نامه مطرح شده است. به نظر می رسد می توان گفت اصلاح امور مسلمانان محور اصلی وصیت نامه امام(ع) است، زیرا می توان امر به معروف، نهی از منکر و عمل به سیره پیامبر و امیرالمؤمنین را نیز در گرو اصلاح جامعه دانست.
● احیای سنت نبوی و از بین بردن بدعت ها
پس از پیامبر اسلام(ص) بدعت های بسیاری وارد جامعه اسلامی شد و در مقابل بخش قابل توجهی از سنن نبوی به دست فراموشی سپرده شد.
امام حسین(ع) علاوه بر اینکه در وصیت نامه خود بر مسأله عمل به سنت پیامبر و علی(ع) تأکید دارد، محو و نابودی بدعت های ایجاد شده را نیز امری ضروری می داند، آنجا که پس از ورود به مکه نامه ای به سران قبائل بصره فرستاد و طی آن چنین نوشت:
«… اینک پیک خود را با این نامه به سوی شما می فرستم، شما را به کتاب خدا و سنت پیامبر دعوت می کنم، زیرا در شرایطی قرار گرفته ایم که سنت پیامبر به کلی از بین رفته و بدعت ها زنده شده است، اگر سخن مرا بشنوید، شما را به راه راست هدایت خواهم کرد.»۱۵
● احیای احکام الهی و یاری ستمدیدگان
از دیگر خطبه های چند بعدی امام حسین(ع) در این خصوص، خطبه ای است که در لمعات الحسین علامه طهرانی(ره) از تحف العقول نقل می کند. حضرت در این خطبه علاوه بر اصلاح جامعه (که به آن پرداخته شد) و احیای سنت پیامبر(ص) چند دلیل دیگر را نیز برای قیام خود ذکر می کند.
ادامه مطلب »

امام حسین و زیارت أربعین
آیت الله جوادی آملی
فَأعذَرَتِ الدُّعاء، یعنی در دعوت کردن راه عذر دیگران را بسته است وَ مَنَحَ النُّصح، نصیحت کرد،‌ موعظه کرد. آنجا که برهان لازم بود دلیل اقامه کرد، آنجا که پند لازم بود موعظت داد لیکن وقتی دید پند و موعظه اثر نمی کند، خون خود را اهدا فرمود
سرّ تکریم سالار شهیدان را در زیارت أربعین آن حضرت از زبان امام صادق (سلام الله علیه) می توان فهمید که چرا همة ما در پیشگاه سالار شهیدان اینقدر عرض ادب می کنیم ، البته باید بیش از این عرض ارادت کنیم.
وجود مبارک امام ششم رئیس مذهب ما فرمود: روز أربعین که شد حسین بن علی بن أبیطالب را زیارت بکنید. هنگامی که‌آفتاب بر‌ آمد دو رکعت نماز زیارت می خوانید ، این زیارتنامه را می خوانید ، بعد دو رکعت نماز زیارت می خوانید و حاجت های خود را از ذات أقدس إله مسئلت می کنید .
در آن زیارت عرض می کنید : خدایا ! حسین بن علی بن أبیطالب وارث همة انبیاء است . اُورَثتَهُ مَوارِیثَ الأنبیاء . یعنی هر چه را که آدم داشت ، نوح داشت ، ابراهیم داشت ، موسی داشت ، عیسی داشت ، انبیاء دیگر (علیهم الصَّلاه و علیهم السَّلام) داشتند ، تو به حسین بن علی به عنوان ارث اعطا کردی . و او هم چون وارث بود ، راه انبیاء را طی کرد . ادامه مطلب »

چهار ویژگی انقلاب امام حسین(ع) از دیدگاه نویسنده مسیحی
تاریخ : یکشنبه ۱۳۹۵/۸/۲
آنتوان بارا نویسنده مشهور مسیحی در نوشتاری با بیان چهار ویژگی انقلاب امام حسین (ع) تاکید کرد که حماسه حسینی، انقلاب به تمام معنی کلمه بود چیزی که به هیچ وجه قابل قیاس با دیگر انقلاب ها نیست.
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

آنتوان بارا می نویسد؛ هیچ حماسه انسانی در گذشته و حال به اندازه حماسه شهادت حسین (ع) در کربلا مورد تحسین و توجّه عاطفی قرار نگرفته و جنبه آموزشی نداشته است. این حماسه به عنوان یک رویداد عاطفی و احساسی نقطه عطف مؤثّری در روند عقاید اسلامی شده است.
حماسه ای که اگر نبود اسلام نه تنها نمی توانست به عنوان یک عقیده ریشه دار و ایمان محکم در باطن مسلمانان جای گیر شود، بلکه در حدّ یک مذهب کم فروغ و ضعیف در میان انسان ها معرفی نمی شد.
قیام حسین بن علی (ع) زلزله ای شگرف بود که توانست پایه های امّت اسلامی را تا دورترین نقطه ها به لرزه درآورد، چشم ها را بگشاید و وجدان ها را علیه هیمنه و اقتدار دروغین و شرّ ستم پیشگان بیدار کند، همانان که درصددند ظلم و ستم را در اعماق جان انسان ها مستولی کنند و ارزش های دینی را با عناوین پوشالی از بین ببرند و با تباه کردن حقوق دین داران، انوار ذاتی و جوهری جذّابیت دین را خاموش کنند.
انقلاب امام حسین علیه السلام جاودانه است؛ زیرا یک انقلاب اخلاقی است و قانون جدید اخلاق را پی ریزی کرده است.
حماسه حسینی، انقلاب به تمام معنی کلمه بود چیزی که به هیچ وجه قابل قیاس با دیگر انقلاب ها نیست؛ چرا که عظمت آن فراتر از معنای محدود واژگان و بزرگ تر از معیارهای قابل قیاس بشری است. انقلابی است که به درجاتی بالاتر از حماسه ارتقا یافت و این حقیقتی است که برای شکل گیری حماسه ها معمولاً انسان ها فدا می شوند، امّا در آفرینش این حماسه نه انسان های معمولی که خاندان و اهل بیت پیامبر (ص) شرکت داشتند.
عاشورا، قیامی است که هدفش حفظ کیان امّت محمّد (ص) و مصون داشتن عقاید مسلمانان و حمایت از سنّت مقدّس رسول اکرم (ص) و دور ساختن دست گستاخان از آن است. باید گفت آن کس که انقلاب حسینی را به عنوان حماسه بپذیرد، بزرگ تر از آن نمی یابد؛ زیرا حماسه ها و انقلاب هایی که جهت حرکت تاریخ و امّت ها را تغییر داده اند به نسبت بزرگی اهداف و امکان تبدیل شدن آن ها به یک عقیده یا اصل اعتقادی برای گروه یا گروه هایی قابل سنجشند.
با این معیار، انقلاب حسین (ع) از زمان پیدایش تا ابد در نوع خود هم اوّلین انقلاب تاریخ و هم بی نظیرترین انقلاب ها در تاریخ انسانیّت است، به عبارت دیگر این انقلاب تا جهان باقی است و نوع انسان زنده است جاودانه خواهد ماند؛ زیرا شکل گیری آن به خاطر انسان بوده است.
ادامه مطلب »

درس‌هایی که باید از عاشورا آموخت
درس‏هایى که از عاشورا مى‏توان گرفت، در گفتار و کردار امام حسین علیه السلام و یارانش دیده می‏شود و کسى که ‏به دقت در مجموعه این واقعه بنگرد و آن را فرا راه خود قرار دهد، با این درس‏های انسان‏ساز آشنا مى‏گردد
توکل
امام محمد باقر (ع ) «کسی که به خدا توکّل کند، شکست نمی‏خورد»و قیام خونین عاشورا، سرشار از این آموزه نیک الهی است که فرجامی جز پیروزی حق بر باطل را نوید نبخشید. امام حسین (ع ) گرچه به استناد دعوت‏نامه‏های کوفیان به سمت آنان حرکت کرد، ولی توکّل آن حضرت به خداوند متعال بود. به همین دلیل، وقتی میان راه، خبر بی‏وفایی مردم و شهادت مسلم بن عقیل (ع ) را شنید، تصمیم خویش را تغییر نداد و برای انجام تکلیف، با توکل به خدا راه خود را ادامه داد. نیز بر این اساس بود که صبح عاشورا و با شروع حمله همه‏جانبه و بی‏رحمانه دشمن، در نیایشی به درگاه خدا، اعتماد به پروردگارش را چنین بیان فرمود خداوندا! تو تکیه‏گاه من در هر اندوه، و امید من در هر سختی هستی. تو در هر پیشامدی تکیه‏گاه و مایه پشت‏گرمی منی:
رضا و تسلیم ؛
یکی از آموزه‏های کربلا، راضی بودن به رضای الهی است. هدف امام حسین(ع ) فقط خشنودی خدا و پیامبر او بود. اگر در آن قیام خونین، جان عزیزش را نثار کرد، اگر سخت‏ترین مصیبت‏ها را به جان خرید، و اگر خاندان گرامی‏اش را به دست اسارت سپرد، هدفی جز کسب رضای الهی نداشت. امام حسین (ع ) هنگامی که می‏خواست از مکه به سمت عراق خارج شود، خود در خطبه‏ای به این ویژگی اشاره فرموده است ما اهل بیت به آنچه خدا راضی است، راضی و خشنودیم. در مقابل بلا و امتحان او، صبر و استقامت می‏ورزیم . او اجر صبرکنندگان را به ما عنایت خواهد فرمود.
عمل به تکلیف
از آموزه‏های ارزشمند کربلا، عمل به تکلیف است. هنگامی که دعوت‏نامه‏های پیاپی مردم کوفه به امام حسین (ع ) رسید، ایشان هرچند از سست‏عهدی کوفیان آگاه بود، ولی آن اعلام حمایت‏ها را تکلیف‏آور دانست و به سوی آنان حرکت کرد. امام خمینی رحمه الله که خود سال‏ها بعد با همین انگیزه، قیامی عزّت‏آفرین را پایه ریخت، در سخنانی درباره این آموزه عاشورایی می‏فرماید اینکه حضرت ابی عبداللّه (ع ) قیام کرد با عدد کم، برای اینکه گفتند تکلیف من این است که نهی از منکر کنم حضرت سیدالشهدا علیه السلام تکلیف برای خودشان دانستند که بروند و کشته هم بشوند و محو کنند آثار معاویه و پسرش را لکن تکلیف بود که قیام بکند و خونش را بدهد تا اینکه ملت را اصلاح کند و عَلَم یزید را بخواباند
ادامه مطلب »

مهمترین عبرتهای عاشورا برای امروز ما
قرار نیست عاشورای سال ۶۱ در سال ۶۱ هجری باقی بماند ، عاشورا باید هر سال بجوشد و هر روز در رگ های ما جاری شودعاشورا ست که بر مسلمین فریاد می آرد که هیهات من الذله، عاشوراست که ما را از مبتلا شدن به یزید زمانه حفظ می کند عاشوراست که معیار می دهد یزید زمانه کیست؟اگر بی توجهی کنیم برای او سینه می زنیم و فاسد زمانه کدخدایی می کند و ما…
مهمترین عبرت های عاشورا برای امروز ما چیست؟
چه آفتهایی در ما جامعه را به سمت کوفه شدن می برد؟
این سخنرانی را که خواندم احساس وظیفه کردم آن را به گوش همه برسانند و چه مظلوم است آنکه بیست و دو سال پیش هشدارهایی داد که امروز بیش از پیش اهمیتش روشن می شود انگار برای امروز گفته :
غیراز درس، عاشورا یک صحنه عبرت است.
انسان باید به این صحنه نگاه کند، تا عبرت بگیرد. یعنی چه، عبرت بگیرد؟ یعنی خود رابا آن وضعیت مقایسه کند و بفهمد در چه حال و در چه وضعیتی است؛ چه چیزی او را تهدید میکند؛ چه چیزی برای او لازم است؟ این را میگویند «عبرت». این هم‌نوع دیگری از درس است؛ اما درس از راه عبرت گیری است. این را قدری بررسی کنیم.
اولین عبرت
اوّلین عبرتی که در قضیه عاشورا ما را به خود متوجّه میکند، این است که ببینیم چه شد که پنجاه سال بعد از درگذشت پیغمبر صلوات‌اللَّه و سلامه علیه، جامعه اسلامی به آن حدّی رسید که کسی مثل امام حسین علیه‌السّلام، ناچار شد برای نجات جامعه اسلامی، چنین فداکاری ای بکند؟ این فداکاری حسین بن علی علیه‌السّلام، یک وقت بعد از هزار سال از صدراسلام است؛ یک وقت درقلب کشورها و ملتهای مخالف و معاند بااسلام است؛ این یک حرفی است. اما حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، در مرکزاسلام، در مدینه و مکه – مرکز وحی نبوی – وضعیتی دید که هر چه نگاه کرد چاره‌ای جز فداکاری نداشت؛ آن هم چنین فداکاری خونینِ با عظمتی!
مگر چه وضعی بود که حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، احساس کرد که اسلام فقط با فداکاری او زنده خواهد ماند، والّا از دست رفته است!؟ عبرت این‌جاست.روزگاری رهبر و پیغمبر جامعه اسلامی، از همان مکه و مدینه پرچمها را میبست، به دست مسلمانها میداد و آنها تا اقصی نقاط جزیزةالعرب و تا مرزهای شام میرفتند؛ امپراتوری روم را تهدید میکردند؛ آنها از مقابلشان میگریختند و و لشکریان اسلام پیروزمندانه برمیگشتند؛ که در این خصوص میتوان به ماجرای «تبوک» اشاره کرد. روزگاری در مسجد و معبر جامعه اسلامی، صوت و تلاوت قرآن بلند بود و پیغمبر با آن لحن و آن نَفَس، آیات خدا را بر مردم میخواند و مردم را موعظه میکرد وآنها را در جاده هدایت با سرعت پیش میبرد. ولی چه شد که همین جامعه، همین کشور و همین شهرها، کارشان به جایی رسد و آن‌قدر از اسلام دور شدند که کسی مثل یزید برآنها حکومت میکرد!؟ وضعی پیش آمد که کسی مثل حسین بن‌علی علیه‌السّلام، دید که چاره‌ای جزاین فداکاری عظیم ندارد! این فداکاری، در تاریخ بی نظیراست. چه شد که به چنین مرحله‌ای رسیدند؟
این، آن عبرت است. ما باید این را امروز مورد توجّه دقیق قرار دهیم.
آفتی که در جامعه ی اسلامی یزید را بر سر کار می آورد
ما امروز یک جامعه‌اسلامی هستیم. باید ببینیم آن جامعه‌اسلامی، چه آفتی پیدا کرد که کارش به یزید رسید؟ چه شد که بیست سال بعد از شهادت امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام، در همان شهری که او حکومت میکرد، سرهای پسرانش را بر نیزه کردند و در آن شهر گرداندند!؟کوفه یک نقطه بیگانه از دین نبود! کوفه همان جایی بود که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در بازارهای آن راه میرفت؛ تازیانه بر دوش میانداخت؛ مردم را امر به معروف و نهی از منکر میکرد؛ فریاد تلاوت قرآن در «آناءاللیل و اطراف النهار» ازآن مسجد و آن تشکیلات بلند بود. این، همان شهر بود که پس از گذشت سالهایی نه چندان طولانی در بازارش دختران و حرم امیرالمؤمنین علیه‌السّلام را، با اسارت میگرداندند.در ظرف بیست سال چه شد که به آن‌جا رسیدند؟ اگر بیماری ای وجود دارد که میتواند جامعه‌ای را که در رأسش کسانی مثل پیغمبراسلام و امیرالمؤمنین علیهما السّلام بوده‌اند، در ظرف چند ده سال به آن وضعیت برساند، این بیماری، بیماری خطرناکی است و ما هم باید از آن بترسیم. امام بزرگوارما، اگر خودرا شاگردی از شاگردان پیغمبر اکرم صلوات‌اللَّه و سلامه علیه محسوب میکرد، سرِ فخر به آسمان میسود. امام، افتخارش به این بود که بتواند احکام پیغمبر را درک، عمل و تبلیغ کند. امام ما کجا، پیغمبر کجا!؟ آن جامعه را پیغمبر ساخته بود و بعد از چند سال به آن وضع دچار شد. این جامعه ما خیلی باید مواظب باشد که به آن بیماری دچار نشود. عبرت، این‌جاست! ما باید آن بیماری را بشناسیم؛ آن را یک خطر بزرگ بدانیم و از آن اجتناب کنیم.
به‌نظر من این پیام عاشورا، از درسها و پیامهای دیگر عاشورا برای ما امروز فوریتر است. ما باید بفهمیم چه بلایی بر سر آن جامعه آمد که حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، آقازاده اوّلِ دنیای اسلام و پسر خلیفه مسلمین، پسر علیبن‌ابیطالب علیه‌الصّلاةوالسّلام، در همان شهری که پدر بزرگوارش بر مسند خلافت مینشست، سر بریده‌اش گردانده شد و آب از آب تکان نخورد! از همان شهر آدمهایی به کربلا آمدند، او و اصحاب او را با لب تشنه به شهادت رسانند و حرم امیرالمؤمنین علیه‌السّلام را به اسارت گرفتند!
پاسخ قرآن
حرف دراین زمینه، زیاد است. من یک آیه از قرآن را در پاسخ به این سؤال مطرح میکنم. قرآن جواب ما را داده است. قرآن، آن درد را به مسلمین معرفی میکند. آن آیه این است که میفرماید: «فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصّلاة واتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیّا(مریم: ۵۹).» دو عامل، عامل اصلی این گمراهی و انحراف عمومی است:
ادامه مطلب »

چرا امام حسین(ع) را ثارالله (خون خدا) گفته‌اند؟
برای «ثارالله» معانی و وجوه مختلفی ذکر شده که هر یک تفسیر خاص خود را می‏طلبد. در مجموع به این معنا است که: خداوند، ولیّ دم آن حضرت است و خود او خون آن بزرگوار را از دشمنانش طلب می ‏کند.
________________________________________
خبرگزاری فارس: «ثار» از ریشه «ثَأر» و «ثُؤرة» به معنای انتقام و خونخواهی و نیز به معنای خون آمده است.(۱)

۱٫ برای «ثارالله» معانی و وجوه مختلفی ذکر شده که هر یک تفسیر خاص خود را می‏طلبد. در مجموع به این معنا است که: خداوند، ولیّ دم آن حضرت است و خود او خون آن بزرگوار را از دشمنانش طلب می‏کند؛ چرا که ریختن خون سیدالشهدا در کربلا، تجاوز به حریم و حرمت الهی و طرف شدن با خداوند است. به طور کلی از آن جهت که اهل بیت(ع) «آل الله» هستند، شهادت این امامان، ریخته شدن خونِ متعلق به خداوند است.(۲)

اگر چه این واژه در قرآن نیامده است؛ لیکن می‏توان آن را با آیات قرآنی این گونه توجیه نمود. خداوند می‏فرماید: «من قتل مظلومًا فقد جعلنا لولیه‏سلطَنًا»(۳) «آن کس که مظلوم کشته شده، برای اولی‏اش سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم».

هر کسی (صرف نظر از مسلک و مذهبش)، اگر مظلومانه کشته شود، اولیای دم او، حق خون‏خواهی دارند و از آنجا که اهل بیت(ع) – به ویژه امام حسین(ع) – مظلومانه و در راه ایمان و حق و خداوند کشته شده‏اند و جان به جان آفرین تسلیم کرده‏اند، در واقع «ولیّ دم» و خونخواه آنان، خود خداوند است.

بنابراین «ثارالله» به این معنا است که خون بهای امام حسین(ع)، متعلق به خدا است و او کسی است که خون بهای امام حسین(ع) را خواهد گرفت. این واژه حاکی از شدت همبستگی و پیوند سیدالشهدا(ع) با خداوند است که شهادتش همچون ریخته شدن خونی از قبیله خدا می‏ماند که جز با انتقام‏گیری و خون‏خواهی خدا، تقاص نخواهد شد.ر.ک. فرهنگ عاشورا، واژه «ثار».

۲٫ اگر «ثار» به معنای خون باشد، قطعاً مراد از «ثارالله» معنای حقیقی نیست؛ بلکه یک نوع تشبیه، کنایه و مجاز است. چون مسلّم است که خدا موجودی مادی نیست تا دارای جسم و خون باشد؛ پس این تعبیر از باب تشبیه معقول به محسوس است؛ یعنی، همان گونه که نقش خون در بدن آدمی نقش حیاتی است، وجود مقدس امام حسین(ع) نسبت به دین خدا چنین نقشی دارد و احیای اسلام با نهضت عاشورا بوده است.

۳٫ شاید بتوان در این باره با نگاه عرفانی مستند به روایات نیز به نتیجه‏ای نورانی دست یافت. از امام علی(ع) نیز به «اسدالله الغالب» و «یدالله» تعبیر شده است و در حدیث «قرب نوافل» از پیامبر(ص) روایت شده است که خداوند فرمود«ما تحبب الی عبدی بشی‏ء احب الیّ مما افترضته علیه و انه لیتحبب الیّ بالنافله حتی احبه فاذا احببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به و لسانه الذی ینطق به و یده التی یبطش بها و رجله التی یمشی بها اذا دعانی احببته و اذا سألتنی اعطیته» ؛(۴) «بنده من به چیزی دوست داشتنی تر از واجبات، نزد من اظهار دوستی نمی‏کند و همانا او با نوافل نیز به سوی من اظهار دوستی می‏کند. آن گاه که او را دوست بدارم گوش او می‏شوم که با آن می‏شنود و دیده او می‏شوم که با آن می‏بیند و زبان او می‏شوم که با آن سخن می‏گوید و دست او می‏شوم که با آن ضربه می‏زند و پای او می‏شوم که با آن راه می‏رود. اگر به درگاه من دعا کند، او را دوست خواهم داشت و اگر از من درخواست کند به او عطا می کنم».
ادامه مطلب »

معجزه حضرت زهرا علیهاالسلام در منابع اهل سنت
حضرت زهرا سلام الله علیها در تاریخ صدر اسلام از جایگاه ویژه و بسیار مهمی برخوردار بوده اند. اعترافات بسیار بزرگان دین اعم از اهل سنت و شیعه، گواه این موضوع است.
فرآوری: محمد باعزم- بخش سیره و تاریخ معصومین تبیان

حضرت زهرا سلام الله علیها در تاریخ صدر اسلام از جایگاه ویژه و بسیار مهمی برخوردار بوده اند. اعترافات بسیار بزرگان دین اعم از اهل سنت و شیعه، گواه این موضوع است. در طول تاریخ برخی کوشیده اند تا با مخدوش ساختن این چهره مهم تاریخ اسلام، از جایگاه ویژه ایشان بکاهند. اما روایات و بیان معجزات ایشان در منابع فریقین همواره گویای حقیقت بوده است.
چرخیدن آسیاب حضرت زهرا علیه السلام
ابن حجر عسقلانی چنین نقل می کند:
قال أحمد بن الفضل بن خزیمة حدثنا محمد بن الأزهر الکاتب حدثنی سوید الحدیثی حدثنا محمد بن عمر بن مهجع عن الشعبی عن میمونة بعثنی النبی صلى الله علیه وسلم بقَمح إلى فاطمة لتطحنه ثم ردنی إلیها فوجدتها قائمة والرحى تدور فأخبرت النبی صلى الله علیه وسلم فقال إن الله علم ضعف أمته فأوحى إلى الرحى أن تدور فدارت
میمونه همسر پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم گوید: رسول خدا مقدارى گندم به من داد و مرا نزد حضرت فاطمه علیها السّلام فرستاد تا آن را آرد کند و بعد [براى گرفتن آرد] مرا سوى حضرتش فرستاد. دیدم حضرت ایستاده وآسیاب به خودى خود مى چرخد، قضیّه را به پیامبر اکرم گفتم، فرمود: چون خداوند ضعف کنیزش [فاطمه] را مى دانست به آسیاب دستور داد که بچرخد و او به دستور خداوند مى چرخید.(۱)
لازم به ذکر است که این روایت در منابع شیعه با معارف بسیار بالا با چند طریق نقل شده است که با این روایت قابل مقایسه نیست. در اینجا به عنوان نمونه یکی از نقلهای این روایت را از منابع شیعه امامیه نقل می کنیم :
عن محمد بن علی بن الحسین بن علی ( علیهم السلام ) ، قال : بعث رسول الله (صلى الله علیه وآله) سلمان ( رضی الله عنه ) إلى منزل فاطمة لحاجة . قال سلمان : فوقفت بالباب وقفة حتى سلمت ، فسمعت فاطمة تقرأ القرآن من جوا ، والرحى تدور من برا ، ما عندها أنیس . قال : فعدت إلى رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) فقلت : یا رسول الله ، رأیت أمرا عظیما ! فقال : هیه یا سلمان ، تکلم بما رأیت وسمعت . قال : وقفت بباب ابنتک یا رسول الله ، وسلمت ، فسمعت فاطمة تقرأ القرآن من جوا ، والرحى تدور من برا ما عندها أنیس ! قال : فتبسم رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) وقال : یا سلمان ، إن ابنتی فاطمة ملأ الله قلبها وجوارحها إیمانا إلى مشاشها، فتفرغت لطاعة الله ( عز وجل ) فبعث الله ملکا اسمه ( روفائیل ) – وفی روایة أخرى : ( رحمة ) – فأدار لها الرحى فکفاها الله ( عز وجل ) مؤنة الدنیا مع مؤنة الآخرة.
حضرت زهرا سلام الله علیها در تاریخ صدر اسلام از جایگاه ویژه و بسیار مهمی برخوردار بوده اند. اعترافات بسیار بزرگان دین اعم از اهل سنت و شیعه، گواه این موضوع است. در طول تاریخ برخی کوشیده اند تا با مخدوش ساختن این چهره مهم تاریخ اسلام، از جایگاه ویژه ایشان بکاهند. اما روایات و بیان معجزات ایشان در منابع فریقین همواره گویای حقیقت بوده است.
امام باقر علیه السلام فرمودند : رسول خدا (صلى الله علیه وآله) سلمان را ( که خداوند از او راضی باشد) برای حاجتی به منزل [حضرت] فاطمة (سلام الله علیها) فرستاد. سلمان می گوید : جلوی درب مقداری ایستادم تا اینکه سلام کردم ، در این هنگام شنیدیم که [حضرت] فاطمة (سلام الله علیها) در میان خانه قرآن می خواند و سنگ آسیاب بیرون از خانه خودش می چرخد ، هیچ انیس و همراهی هم نزد حضرت زهرا سلام الله علیها نبود [که سنگ آسیاب را بچرخاند].
سلمان می گوید : به محضر رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) بازگشتم و عرضه داشتم : ای پیامبر خدا واقعه بزرگی را دیدم ! حضرت فرمودند : منتظرم بگو آنچه را دیدی و شنیدی. سلمان گفت : جلوی درب خانه دختر شما ایستادم و سلام کردم ، در این هنگام شنیدیم که [حضرت] فاطمة (سلام الله علیها) در میان خانه قرآن می خواند و سنگ آسیاب بیرون از خانه خودش می چرخد ، هیچ انیس و همراهی هم نزد حضرت زهرا سلام الله علیها نبود [که سنگ آسیاب را بچرخاند]. سلمان می گوید : در این هنگان رسول خدا صلی الله علیه و آله لبخند زدند و فرمودند : ای سلمان خداوند قلب و جوارح و تمام وجود دخترم فاطمه را مملو از ایمان نموده ، دخترم خواست خلوت کند تا به اطاعت خداوند بپردازد ، خداوند ملکی را به نام روفائیل (و در روایت دیگری ملکی به نام رحمت) را مامور نمود که برای دخترم سنگ آسیاب بچرخاند. بنابراین خداوند مؤنه دنیا و آخرت فاطمه را کفایت نمود.(۲)
علاقه مندان می توانند برای مطالعه سندهای متعدد این روایت در منابع شیعه، به آدرس‌های زیر مراجعه کنند :
مناقب آل أبی طالب – ابن شهر آشوب – ج ۳، ص ۱۱۷ ؛ شرح الأخبار – القاضی النعمان المغربی – ج ۳ ص ۶۱٫
________________________________________
پی نوشت ها:
(۱).أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی الوفاة: ۸۵۲ ، لسان المیزان، ج ۵ ، ص ۶۴ ، دار النشر : مؤسسة الأعلمی للمطبوعات – بیروت – ۱۴۰۶ – ۱۹۸۶ ، الطبعة : الثالثة ، تحقیق : دائرة المعرف النظامیة ، الهند.
(۲).محمد بن جریر الطبری ( الشیعی ) ، دلائل الامامة ، ص ۱۳۹ ، چاپ اول، ناشر : مرکز الطباعة والنشر فی مؤسسة البعثة ، سال چاپ : ۱۴۱۳ه .ق.

درباره‌ی این وبلاگ

این پایگاه توسط تبیان گیلان برای واحد مبلغین طراحی و راه اندازی شده است. تمام حقوق آن متعلق به مرکز تحقیقات اینترنتی تبیان گیلان و اداره کل تبلیغات اسلامی استان گیلان است..

تصاویر

دسته‌ها

بایگانی