● اصلاح امور امت اسلام
یکی از مهمترین مستنداتی که می توان در بررسی اهداف قیام امام حسین(ع) به آن مراجعه نمود وصیتنامه حضرت است. در روایت آمده که امام(ع) هنگامیکه می خواستند از مدینه منوره به سوی مکه حرکت کنند، وصیت نامه ای نوشته و آن را به مهر خود ممهور نمودند و سپس آن را به برادر خود محمدبن حنفیه تسلیم کردند، وصیت نامه مذکور چنین است:
«بسم الله الرحمن الرحیم، هذا ما أوصی به الحسین بن علی بن ابی طالب الی اخیه محمد المعروف بابن الحنفیه:… انی لم أخرج أشراً و لابطراً و لامفسداً و لا ظالماً و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی محمد صلی الله علیه وآله، أرید أن آمربالمعروف و أنهی عن المنکر و أسیر بسیره جدی و سیره أبی علی بن ابی طالب علیه السلام.
… این وصیت حسین بن علی بن ابی طالب است به برادرش محمدبن حنفیه:… من خروج (قیام) نکردم از برای هوسرانی و نه از برای استکبار و خودخواهی و سرکشی، و نه از برای فساد و خرابی و نه از برای ظلم و ستم و بیدادگری! بلکه خروج (قیام) من برای اصلاح امت جدم محمد(ص) می باشد. من می خواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم و به سیره و سنت جدم و آئین و روش پدرم علی بن ابی طالب رفتار کنم. پس هر که مرا بپذیرد و قبول کند پس خداوند سزاوارتر است به حق و هر که مرا در این امر رد کند، پس من صبر و شکیبایی پیشه می گیرم تا آنکه خداوند میان من و میان این جماعت حکم به حق فرماید:…»۱۴
آنچنانکه می بینیم حضرت در این وصیت نامه هدف خود را از قیام علیه بنی امیه امر به معروف و نهی از منکر و پیروی از سیره پیامبر و علی(ع) عنوان می دارد، ضمن اینکه اصلاح امور امت اسلامی نیز نخستین مبحثی است که توسط حضرت در این وصیت نامه مطرح شده است. به نظر می رسد می توان گفت اصلاح امور مسلمانان محور اصلی وصیت نامه امام(ع) است، زیرا می توان امر به معروف، نهی از منکر و عمل به سیره پیامبر و امیرالمؤمنین را نیز در گرو اصلاح جامعه دانست.
● احیای سنت نبوی و از بین بردن بدعت ها
پس از پیامبر اسلام(ص) بدعت های بسیاری وارد جامعه اسلامی شد و در مقابل بخش قابل توجهی از سنن نبوی به دست فراموشی سپرده شد.
امام حسین(ع) علاوه بر اینکه در وصیت نامه خود بر مسأله عمل به سنت پیامبر و علی(ع) تأکید دارد، محو و نابودی بدعت های ایجاد شده را نیز امری ضروری می داند، آنجا که پس از ورود به مکه نامه ای به سران قبائل بصره فرستاد و طی آن چنین نوشت:
«… اینک پیک خود را با این نامه به سوی شما می فرستم، شما را به کتاب خدا و سنت پیامبر دعوت می کنم، زیرا در شرایطی قرار گرفته ایم که سنت پیامبر به کلی از بین رفته و بدعت ها زنده شده است، اگر سخن مرا بشنوید، شما را به راه راست هدایت خواهم کرد.»۱۵
● احیای احکام الهی و یاری ستمدیدگان
از دیگر خطبه های چند بعدی امام حسین(ع) در این خصوص، خطبه ای است که در لمعات الحسین علامه طهرانی(ره) از تحف العقول نقل می کند. حضرت در این خطبه علاوه بر اصلاح جامعه (که به آن پرداخته شد) و احیای سنت پیامبر(ص) چند دلیل دیگر را نیز برای قیام خود ذکر می کند.
ادامه مطلب »

امام حسین و زیارت أربعین
آیت الله جوادی آملی
فَأعذَرَتِ الدُّعاء، یعنی در دعوت کردن راه عذر دیگران را بسته است وَ مَنَحَ النُّصح، نصیحت کرد،‌ موعظه کرد. آنجا که برهان لازم بود دلیل اقامه کرد، آنجا که پند لازم بود موعظت داد لیکن وقتی دید پند و موعظه اثر نمی کند، خون خود را اهدا فرمود
سرّ تکریم سالار شهیدان را در زیارت أربعین آن حضرت از زبان امام صادق (سلام الله علیه) می توان فهمید که چرا همة ما در پیشگاه سالار شهیدان اینقدر عرض ادب می کنیم ، البته باید بیش از این عرض ارادت کنیم.
وجود مبارک امام ششم رئیس مذهب ما فرمود: روز أربعین که شد حسین بن علی بن أبیطالب را زیارت بکنید. هنگامی که‌آفتاب بر‌ آمد دو رکعت نماز زیارت می خوانید ، این زیارتنامه را می خوانید ، بعد دو رکعت نماز زیارت می خوانید و حاجت های خود را از ذات أقدس إله مسئلت می کنید .
در آن زیارت عرض می کنید : خدایا ! حسین بن علی بن أبیطالب وارث همة انبیاء است . اُورَثتَهُ مَوارِیثَ الأنبیاء . یعنی هر چه را که آدم داشت ، نوح داشت ، ابراهیم داشت ، موسی داشت ، عیسی داشت ، انبیاء دیگر (علیهم الصَّلاه و علیهم السَّلام) داشتند ، تو به حسین بن علی به عنوان ارث اعطا کردی . و او هم چون وارث بود ، راه انبیاء را طی کرد . ادامه مطلب »

چهار ویژگی انقلاب امام حسین(ع) از دیدگاه نویسنده مسیحی
تاریخ : یکشنبه ۱۳۹۵/۸/۲
آنتوان بارا نویسنده مشهور مسیحی در نوشتاری با بیان چهار ویژگی انقلاب امام حسین (ع) تاکید کرد که حماسه حسینی، انقلاب به تمام معنی کلمه بود چیزی که به هیچ وجه قابل قیاس با دیگر انقلاب ها نیست.
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

آنتوان بارا می نویسد؛ هیچ حماسه انسانی در گذشته و حال به اندازه حماسه شهادت حسین (ع) در کربلا مورد تحسین و توجّه عاطفی قرار نگرفته و جنبه آموزشی نداشته است. این حماسه به عنوان یک رویداد عاطفی و احساسی نقطه عطف مؤثّری در روند عقاید اسلامی شده است.
حماسه ای که اگر نبود اسلام نه تنها نمی توانست به عنوان یک عقیده ریشه دار و ایمان محکم در باطن مسلمانان جای گیر شود، بلکه در حدّ یک مذهب کم فروغ و ضعیف در میان انسان ها معرفی نمی شد.
قیام حسین بن علی (ع) زلزله ای شگرف بود که توانست پایه های امّت اسلامی را تا دورترین نقطه ها به لرزه درآورد، چشم ها را بگشاید و وجدان ها را علیه هیمنه و اقتدار دروغین و شرّ ستم پیشگان بیدار کند، همانان که درصددند ظلم و ستم را در اعماق جان انسان ها مستولی کنند و ارزش های دینی را با عناوین پوشالی از بین ببرند و با تباه کردن حقوق دین داران، انوار ذاتی و جوهری جذّابیت دین را خاموش کنند.
انقلاب امام حسین علیه السلام جاودانه است؛ زیرا یک انقلاب اخلاقی است و قانون جدید اخلاق را پی ریزی کرده است.
حماسه حسینی، انقلاب به تمام معنی کلمه بود چیزی که به هیچ وجه قابل قیاس با دیگر انقلاب ها نیست؛ چرا که عظمت آن فراتر از معنای محدود واژگان و بزرگ تر از معیارهای قابل قیاس بشری است. انقلابی است که به درجاتی بالاتر از حماسه ارتقا یافت و این حقیقتی است که برای شکل گیری حماسه ها معمولاً انسان ها فدا می شوند، امّا در آفرینش این حماسه نه انسان های معمولی که خاندان و اهل بیت پیامبر (ص) شرکت داشتند.
عاشورا، قیامی است که هدفش حفظ کیان امّت محمّد (ص) و مصون داشتن عقاید مسلمانان و حمایت از سنّت مقدّس رسول اکرم (ص) و دور ساختن دست گستاخان از آن است. باید گفت آن کس که انقلاب حسینی را به عنوان حماسه بپذیرد، بزرگ تر از آن نمی یابد؛ زیرا حماسه ها و انقلاب هایی که جهت حرکت تاریخ و امّت ها را تغییر داده اند به نسبت بزرگی اهداف و امکان تبدیل شدن آن ها به یک عقیده یا اصل اعتقادی برای گروه یا گروه هایی قابل سنجشند.
با این معیار، انقلاب حسین (ع) از زمان پیدایش تا ابد در نوع خود هم اوّلین انقلاب تاریخ و هم بی نظیرترین انقلاب ها در تاریخ انسانیّت است، به عبارت دیگر این انقلاب تا جهان باقی است و نوع انسان زنده است جاودانه خواهد ماند؛ زیرا شکل گیری آن به خاطر انسان بوده است.
ادامه مطلب »

درس‌هایی که باید از عاشورا آموخت
درس‏هایى که از عاشورا مى‏توان گرفت، در گفتار و کردار امام حسین علیه السلام و یارانش دیده می‏شود و کسى که ‏به دقت در مجموعه این واقعه بنگرد و آن را فرا راه خود قرار دهد، با این درس‏های انسان‏ساز آشنا مى‏گردد
توکل
امام محمد باقر (ع ) «کسی که به خدا توکّل کند، شکست نمی‏خورد»و قیام خونین عاشورا، سرشار از این آموزه نیک الهی است که فرجامی جز پیروزی حق بر باطل را نوید نبخشید. امام حسین (ع ) گرچه به استناد دعوت‏نامه‏های کوفیان به سمت آنان حرکت کرد، ولی توکّل آن حضرت به خداوند متعال بود. به همین دلیل، وقتی میان راه، خبر بی‏وفایی مردم و شهادت مسلم بن عقیل (ع ) را شنید، تصمیم خویش را تغییر نداد و برای انجام تکلیف، با توکل به خدا راه خود را ادامه داد. نیز بر این اساس بود که صبح عاشورا و با شروع حمله همه‏جانبه و بی‏رحمانه دشمن، در نیایشی به درگاه خدا، اعتماد به پروردگارش را چنین بیان فرمود خداوندا! تو تکیه‏گاه من در هر اندوه، و امید من در هر سختی هستی. تو در هر پیشامدی تکیه‏گاه و مایه پشت‏گرمی منی:
رضا و تسلیم ؛
یکی از آموزه‏های کربلا، راضی بودن به رضای الهی است. هدف امام حسین(ع ) فقط خشنودی خدا و پیامبر او بود. اگر در آن قیام خونین، جان عزیزش را نثار کرد، اگر سخت‏ترین مصیبت‏ها را به جان خرید، و اگر خاندان گرامی‏اش را به دست اسارت سپرد، هدفی جز کسب رضای الهی نداشت. امام حسین (ع ) هنگامی که می‏خواست از مکه به سمت عراق خارج شود، خود در خطبه‏ای به این ویژگی اشاره فرموده است ما اهل بیت به آنچه خدا راضی است، راضی و خشنودیم. در مقابل بلا و امتحان او، صبر و استقامت می‏ورزیم . او اجر صبرکنندگان را به ما عنایت خواهد فرمود.
عمل به تکلیف
از آموزه‏های ارزشمند کربلا، عمل به تکلیف است. هنگامی که دعوت‏نامه‏های پیاپی مردم کوفه به امام حسین (ع ) رسید، ایشان هرچند از سست‏عهدی کوفیان آگاه بود، ولی آن اعلام حمایت‏ها را تکلیف‏آور دانست و به سوی آنان حرکت کرد. امام خمینی رحمه الله که خود سال‏ها بعد با همین انگیزه، قیامی عزّت‏آفرین را پایه ریخت، در سخنانی درباره این آموزه عاشورایی می‏فرماید اینکه حضرت ابی عبداللّه (ع ) قیام کرد با عدد کم، برای اینکه گفتند تکلیف من این است که نهی از منکر کنم حضرت سیدالشهدا علیه السلام تکلیف برای خودشان دانستند که بروند و کشته هم بشوند و محو کنند آثار معاویه و پسرش را لکن تکلیف بود که قیام بکند و خونش را بدهد تا اینکه ملت را اصلاح کند و عَلَم یزید را بخواباند
ادامه مطلب »

مهمترین عبرتهای عاشورا برای امروز ما
قرار نیست عاشورای سال ۶۱ در سال ۶۱ هجری باقی بماند ، عاشورا باید هر سال بجوشد و هر روز در رگ های ما جاری شودعاشورا ست که بر مسلمین فریاد می آرد که هیهات من الذله، عاشوراست که ما را از مبتلا شدن به یزید زمانه حفظ می کند عاشوراست که معیار می دهد یزید زمانه کیست؟اگر بی توجهی کنیم برای او سینه می زنیم و فاسد زمانه کدخدایی می کند و ما…
مهمترین عبرت های عاشورا برای امروز ما چیست؟
چه آفتهایی در ما جامعه را به سمت کوفه شدن می برد؟
این سخنرانی را که خواندم احساس وظیفه کردم آن را به گوش همه برسانند و چه مظلوم است آنکه بیست و دو سال پیش هشدارهایی داد که امروز بیش از پیش اهمیتش روشن می شود انگار برای امروز گفته :
غیراز درس، عاشورا یک صحنه عبرت است.
انسان باید به این صحنه نگاه کند، تا عبرت بگیرد. یعنی چه، عبرت بگیرد؟ یعنی خود رابا آن وضعیت مقایسه کند و بفهمد در چه حال و در چه وضعیتی است؛ چه چیزی او را تهدید میکند؛ چه چیزی برای او لازم است؟ این را میگویند «عبرت». این هم‌نوع دیگری از درس است؛ اما درس از راه عبرت گیری است. این را قدری بررسی کنیم.
اولین عبرت
اوّلین عبرتی که در قضیه عاشورا ما را به خود متوجّه میکند، این است که ببینیم چه شد که پنجاه سال بعد از درگذشت پیغمبر صلوات‌اللَّه و سلامه علیه، جامعه اسلامی به آن حدّی رسید که کسی مثل امام حسین علیه‌السّلام، ناچار شد برای نجات جامعه اسلامی، چنین فداکاری ای بکند؟ این فداکاری حسین بن علی علیه‌السّلام، یک وقت بعد از هزار سال از صدراسلام است؛ یک وقت درقلب کشورها و ملتهای مخالف و معاند بااسلام است؛ این یک حرفی است. اما حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، در مرکزاسلام، در مدینه و مکه – مرکز وحی نبوی – وضعیتی دید که هر چه نگاه کرد چاره‌ای جز فداکاری نداشت؛ آن هم چنین فداکاری خونینِ با عظمتی!
مگر چه وضعی بود که حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، احساس کرد که اسلام فقط با فداکاری او زنده خواهد ماند، والّا از دست رفته است!؟ عبرت این‌جاست.روزگاری رهبر و پیغمبر جامعه اسلامی، از همان مکه و مدینه پرچمها را میبست، به دست مسلمانها میداد و آنها تا اقصی نقاط جزیزةالعرب و تا مرزهای شام میرفتند؛ امپراتوری روم را تهدید میکردند؛ آنها از مقابلشان میگریختند و و لشکریان اسلام پیروزمندانه برمیگشتند؛ که در این خصوص میتوان به ماجرای «تبوک» اشاره کرد. روزگاری در مسجد و معبر جامعه اسلامی، صوت و تلاوت قرآن بلند بود و پیغمبر با آن لحن و آن نَفَس، آیات خدا را بر مردم میخواند و مردم را موعظه میکرد وآنها را در جاده هدایت با سرعت پیش میبرد. ولی چه شد که همین جامعه، همین کشور و همین شهرها، کارشان به جایی رسد و آن‌قدر از اسلام دور شدند که کسی مثل یزید برآنها حکومت میکرد!؟ وضعی پیش آمد که کسی مثل حسین بن‌علی علیه‌السّلام، دید که چاره‌ای جزاین فداکاری عظیم ندارد! این فداکاری، در تاریخ بی نظیراست. چه شد که به چنین مرحله‌ای رسیدند؟
این، آن عبرت است. ما باید این را امروز مورد توجّه دقیق قرار دهیم.
آفتی که در جامعه ی اسلامی یزید را بر سر کار می آورد
ما امروز یک جامعه‌اسلامی هستیم. باید ببینیم آن جامعه‌اسلامی، چه آفتی پیدا کرد که کارش به یزید رسید؟ چه شد که بیست سال بعد از شهادت امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام، در همان شهری که او حکومت میکرد، سرهای پسرانش را بر نیزه کردند و در آن شهر گرداندند!؟کوفه یک نقطه بیگانه از دین نبود! کوفه همان جایی بود که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در بازارهای آن راه میرفت؛ تازیانه بر دوش میانداخت؛ مردم را امر به معروف و نهی از منکر میکرد؛ فریاد تلاوت قرآن در «آناءاللیل و اطراف النهار» ازآن مسجد و آن تشکیلات بلند بود. این، همان شهر بود که پس از گذشت سالهایی نه چندان طولانی در بازارش دختران و حرم امیرالمؤمنین علیه‌السّلام را، با اسارت میگرداندند.در ظرف بیست سال چه شد که به آن‌جا رسیدند؟ اگر بیماری ای وجود دارد که میتواند جامعه‌ای را که در رأسش کسانی مثل پیغمبراسلام و امیرالمؤمنین علیهما السّلام بوده‌اند، در ظرف چند ده سال به آن وضعیت برساند، این بیماری، بیماری خطرناکی است و ما هم باید از آن بترسیم. امام بزرگوارما، اگر خودرا شاگردی از شاگردان پیغمبر اکرم صلوات‌اللَّه و سلامه علیه محسوب میکرد، سرِ فخر به آسمان میسود. امام، افتخارش به این بود که بتواند احکام پیغمبر را درک، عمل و تبلیغ کند. امام ما کجا، پیغمبر کجا!؟ آن جامعه را پیغمبر ساخته بود و بعد از چند سال به آن وضع دچار شد. این جامعه ما خیلی باید مواظب باشد که به آن بیماری دچار نشود. عبرت، این‌جاست! ما باید آن بیماری را بشناسیم؛ آن را یک خطر بزرگ بدانیم و از آن اجتناب کنیم.
به‌نظر من این پیام عاشورا، از درسها و پیامهای دیگر عاشورا برای ما امروز فوریتر است. ما باید بفهمیم چه بلایی بر سر آن جامعه آمد که حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام، آقازاده اوّلِ دنیای اسلام و پسر خلیفه مسلمین، پسر علیبن‌ابیطالب علیه‌الصّلاةوالسّلام، در همان شهری که پدر بزرگوارش بر مسند خلافت مینشست، سر بریده‌اش گردانده شد و آب از آب تکان نخورد! از همان شهر آدمهایی به کربلا آمدند، او و اصحاب او را با لب تشنه به شهادت رسانند و حرم امیرالمؤمنین علیه‌السّلام را به اسارت گرفتند!
پاسخ قرآن
حرف دراین زمینه، زیاد است. من یک آیه از قرآن را در پاسخ به این سؤال مطرح میکنم. قرآن جواب ما را داده است. قرآن، آن درد را به مسلمین معرفی میکند. آن آیه این است که میفرماید: «فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصّلاة واتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیّا(مریم: ۵۹).» دو عامل، عامل اصلی این گمراهی و انحراف عمومی است:
ادامه مطلب »

چرا امام حسین(ع) را ثارالله (خون خدا) گفته‌اند؟
برای «ثارالله» معانی و وجوه مختلفی ذکر شده که هر یک تفسیر خاص خود را می‏طلبد. در مجموع به این معنا است که: خداوند، ولیّ دم آن حضرت است و خود او خون آن بزرگوار را از دشمنانش طلب می ‏کند.
________________________________________
خبرگزاری فارس: «ثار» از ریشه «ثَأر» و «ثُؤرة» به معنای انتقام و خونخواهی و نیز به معنای خون آمده است.(۱)

۱٫ برای «ثارالله» معانی و وجوه مختلفی ذکر شده که هر یک تفسیر خاص خود را می‏طلبد. در مجموع به این معنا است که: خداوند، ولیّ دم آن حضرت است و خود او خون آن بزرگوار را از دشمنانش طلب می‏کند؛ چرا که ریختن خون سیدالشهدا در کربلا، تجاوز به حریم و حرمت الهی و طرف شدن با خداوند است. به طور کلی از آن جهت که اهل بیت(ع) «آل الله» هستند، شهادت این امامان، ریخته شدن خونِ متعلق به خداوند است.(۲)

اگر چه این واژه در قرآن نیامده است؛ لیکن می‏توان آن را با آیات قرآنی این گونه توجیه نمود. خداوند می‏فرماید: «من قتل مظلومًا فقد جعلنا لولیه‏سلطَنًا»(۳) «آن کس که مظلوم کشته شده، برای اولی‏اش سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم».

هر کسی (صرف نظر از مسلک و مذهبش)، اگر مظلومانه کشته شود، اولیای دم او، حق خون‏خواهی دارند و از آنجا که اهل بیت(ع) – به ویژه امام حسین(ع) – مظلومانه و در راه ایمان و حق و خداوند کشته شده‏اند و جان به جان آفرین تسلیم کرده‏اند، در واقع «ولیّ دم» و خونخواه آنان، خود خداوند است.

بنابراین «ثارالله» به این معنا است که خون بهای امام حسین(ع)، متعلق به خدا است و او کسی است که خون بهای امام حسین(ع) را خواهد گرفت. این واژه حاکی از شدت همبستگی و پیوند سیدالشهدا(ع) با خداوند است که شهادتش همچون ریخته شدن خونی از قبیله خدا می‏ماند که جز با انتقام‏گیری و خون‏خواهی خدا، تقاص نخواهد شد.ر.ک. فرهنگ عاشورا، واژه «ثار».

۲٫ اگر «ثار» به معنای خون باشد، قطعاً مراد از «ثارالله» معنای حقیقی نیست؛ بلکه یک نوع تشبیه، کنایه و مجاز است. چون مسلّم است که خدا موجودی مادی نیست تا دارای جسم و خون باشد؛ پس این تعبیر از باب تشبیه معقول به محسوس است؛ یعنی، همان گونه که نقش خون در بدن آدمی نقش حیاتی است، وجود مقدس امام حسین(ع) نسبت به دین خدا چنین نقشی دارد و احیای اسلام با نهضت عاشورا بوده است.

۳٫ شاید بتوان در این باره با نگاه عرفانی مستند به روایات نیز به نتیجه‏ای نورانی دست یافت. از امام علی(ع) نیز به «اسدالله الغالب» و «یدالله» تعبیر شده است و در حدیث «قرب نوافل» از پیامبر(ص) روایت شده است که خداوند فرمود«ما تحبب الی عبدی بشی‏ء احب الیّ مما افترضته علیه و انه لیتحبب الیّ بالنافله حتی احبه فاذا احببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به و لسانه الذی ینطق به و یده التی یبطش بها و رجله التی یمشی بها اذا دعانی احببته و اذا سألتنی اعطیته» ؛(۴) «بنده من به چیزی دوست داشتنی تر از واجبات، نزد من اظهار دوستی نمی‏کند و همانا او با نوافل نیز به سوی من اظهار دوستی می‏کند. آن گاه که او را دوست بدارم گوش او می‏شوم که با آن می‏شنود و دیده او می‏شوم که با آن می‏بیند و زبان او می‏شوم که با آن سخن می‏گوید و دست او می‏شوم که با آن ضربه می‏زند و پای او می‏شوم که با آن راه می‏رود. اگر به درگاه من دعا کند، او را دوست خواهم داشت و اگر از من درخواست کند به او عطا می کنم».
ادامه مطلب »

معجزه حضرت زهرا علیهاالسلام در منابع اهل سنت
حضرت زهرا سلام الله علیها در تاریخ صدر اسلام از جایگاه ویژه و بسیار مهمی برخوردار بوده اند. اعترافات بسیار بزرگان دین اعم از اهل سنت و شیعه، گواه این موضوع است.
فرآوری: محمد باعزم- بخش سیره و تاریخ معصومین تبیان

حضرت زهرا سلام الله علیها در تاریخ صدر اسلام از جایگاه ویژه و بسیار مهمی برخوردار بوده اند. اعترافات بسیار بزرگان دین اعم از اهل سنت و شیعه، گواه این موضوع است. در طول تاریخ برخی کوشیده اند تا با مخدوش ساختن این چهره مهم تاریخ اسلام، از جایگاه ویژه ایشان بکاهند. اما روایات و بیان معجزات ایشان در منابع فریقین همواره گویای حقیقت بوده است.
چرخیدن آسیاب حضرت زهرا علیه السلام
ابن حجر عسقلانی چنین نقل می کند:
قال أحمد بن الفضل بن خزیمة حدثنا محمد بن الأزهر الکاتب حدثنی سوید الحدیثی حدثنا محمد بن عمر بن مهجع عن الشعبی عن میمونة بعثنی النبی صلى الله علیه وسلم بقَمح إلى فاطمة لتطحنه ثم ردنی إلیها فوجدتها قائمة والرحى تدور فأخبرت النبی صلى الله علیه وسلم فقال إن الله علم ضعف أمته فأوحى إلى الرحى أن تدور فدارت
میمونه همسر پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم گوید: رسول خدا مقدارى گندم به من داد و مرا نزد حضرت فاطمه علیها السّلام فرستاد تا آن را آرد کند و بعد [براى گرفتن آرد] مرا سوى حضرتش فرستاد. دیدم حضرت ایستاده وآسیاب به خودى خود مى چرخد، قضیّه را به پیامبر اکرم گفتم، فرمود: چون خداوند ضعف کنیزش [فاطمه] را مى دانست به آسیاب دستور داد که بچرخد و او به دستور خداوند مى چرخید.(۱)
لازم به ذکر است که این روایت در منابع شیعه با معارف بسیار بالا با چند طریق نقل شده است که با این روایت قابل مقایسه نیست. در اینجا به عنوان نمونه یکی از نقلهای این روایت را از منابع شیعه امامیه نقل می کنیم :
عن محمد بن علی بن الحسین بن علی ( علیهم السلام ) ، قال : بعث رسول الله (صلى الله علیه وآله) سلمان ( رضی الله عنه ) إلى منزل فاطمة لحاجة . قال سلمان : فوقفت بالباب وقفة حتى سلمت ، فسمعت فاطمة تقرأ القرآن من جوا ، والرحى تدور من برا ، ما عندها أنیس . قال : فعدت إلى رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) فقلت : یا رسول الله ، رأیت أمرا عظیما ! فقال : هیه یا سلمان ، تکلم بما رأیت وسمعت . قال : وقفت بباب ابنتک یا رسول الله ، وسلمت ، فسمعت فاطمة تقرأ القرآن من جوا ، والرحى تدور من برا ما عندها أنیس ! قال : فتبسم رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) وقال : یا سلمان ، إن ابنتی فاطمة ملأ الله قلبها وجوارحها إیمانا إلى مشاشها، فتفرغت لطاعة الله ( عز وجل ) فبعث الله ملکا اسمه ( روفائیل ) – وفی روایة أخرى : ( رحمة ) – فأدار لها الرحى فکفاها الله ( عز وجل ) مؤنة الدنیا مع مؤنة الآخرة.
حضرت زهرا سلام الله علیها در تاریخ صدر اسلام از جایگاه ویژه و بسیار مهمی برخوردار بوده اند. اعترافات بسیار بزرگان دین اعم از اهل سنت و شیعه، گواه این موضوع است. در طول تاریخ برخی کوشیده اند تا با مخدوش ساختن این چهره مهم تاریخ اسلام، از جایگاه ویژه ایشان بکاهند. اما روایات و بیان معجزات ایشان در منابع فریقین همواره گویای حقیقت بوده است.
امام باقر علیه السلام فرمودند : رسول خدا (صلى الله علیه وآله) سلمان را ( که خداوند از او راضی باشد) برای حاجتی به منزل [حضرت] فاطمة (سلام الله علیها) فرستاد. سلمان می گوید : جلوی درب مقداری ایستادم تا اینکه سلام کردم ، در این هنگام شنیدیم که [حضرت] فاطمة (سلام الله علیها) در میان خانه قرآن می خواند و سنگ آسیاب بیرون از خانه خودش می چرخد ، هیچ انیس و همراهی هم نزد حضرت زهرا سلام الله علیها نبود [که سنگ آسیاب را بچرخاند].
سلمان می گوید : به محضر رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) بازگشتم و عرضه داشتم : ای پیامبر خدا واقعه بزرگی را دیدم ! حضرت فرمودند : منتظرم بگو آنچه را دیدی و شنیدی. سلمان گفت : جلوی درب خانه دختر شما ایستادم و سلام کردم ، در این هنگام شنیدیم که [حضرت] فاطمة (سلام الله علیها) در میان خانه قرآن می خواند و سنگ آسیاب بیرون از خانه خودش می چرخد ، هیچ انیس و همراهی هم نزد حضرت زهرا سلام الله علیها نبود [که سنگ آسیاب را بچرخاند]. سلمان می گوید : در این هنگان رسول خدا صلی الله علیه و آله لبخند زدند و فرمودند : ای سلمان خداوند قلب و جوارح و تمام وجود دخترم فاطمه را مملو از ایمان نموده ، دخترم خواست خلوت کند تا به اطاعت خداوند بپردازد ، خداوند ملکی را به نام روفائیل (و در روایت دیگری ملکی به نام رحمت) را مامور نمود که برای دخترم سنگ آسیاب بچرخاند. بنابراین خداوند مؤنه دنیا و آخرت فاطمه را کفایت نمود.(۲)
علاقه مندان می توانند برای مطالعه سندهای متعدد این روایت در منابع شیعه، به آدرس‌های زیر مراجعه کنند :
مناقب آل أبی طالب – ابن شهر آشوب – ج ۳، ص ۱۱۷ ؛ شرح الأخبار – القاضی النعمان المغربی – ج ۳ ص ۶۱٫
________________________________________
پی نوشت ها:
(۱).أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی الوفاة: ۸۵۲ ، لسان المیزان، ج ۵ ، ص ۶۴ ، دار النشر : مؤسسة الأعلمی للمطبوعات – بیروت – ۱۴۰۶ – ۱۹۸۶ ، الطبعة : الثالثة ، تحقیق : دائرة المعرف النظامیة ، الهند.
(۲).محمد بن جریر الطبری ( الشیعی ) ، دلائل الامامة ، ص ۱۳۹ ، چاپ اول، ناشر : مرکز الطباعة والنشر فی مؤسسة البعثة ، سال چاپ : ۱۴۱۳ه .ق.

محسن اراکی
حقیقت ادراک و مراحل آن در فلسفه ملاّصدرا
مبحث ادراک و معرفت از مسائل بسیار مهم فلسفی است که بخش قابل توجهی از مباحث فلسفه اسلامی….بحث ادراک و معرفت از مسائل بسیار مهم فلسفی است که بخش قابل توجهی از مباحث فلسفه اسلامی، به ویژه فلسفه ملاّصدرا را به خود اختصاص داده است. در این بررسی کوتاه، نظریه ملاّصدرا را در زمینه حقیقت ادراک و مراحل آن، به گونه‌‌ای مختصر و روشن بیان می‌‌کنیم:
به همین منظور، نخست به مقدّمه‌‌ای کوتاه پیرامون تاریخچه مبحث معرفت در فلسفه اسلامی پرداخته، سپس بحث را در سه بخش پی می‌‌گیریم:
۱٫ اشاره‌‌ای به نوآوری‌‌های ملاّصدرا در فلسفه معرفت؛
۲٫ حقیقت ادراک در فلسفه ملاّصدرا؛
۳٫ مراحل و مراتب ادراک در فلسفه ملاّصدرا.
کلید واژه‌‌ها
ادراک، معرفت، حقیقت، ادراک حسی، ادراک خیالی، ادراک عقلی، ملاصدرا، فلسفه معرفت
مقدّمه
مباحثی که در زمینه «معرفت» در فلسفه ماقبل اسلامی اعم از فلسفه یونانی، فلسفه اسکندرانی، نوافلاطونی، و غیر آن مطرح بوده و پس از ترجمه متون فلسفی به دست فلاسفه مسلمان رسیده، بسیار محدود و اندک است. والد کولپه در کتاب «Einleitung in die philosophie» که با عنوان «مقدّمه‌‌ای بر فلسفه» به فارسی ترجمه شده است، می‌‌گوید:در نظر پیشینیان علم خاصی بدین نام علم معرفت ـ وجود نداشته است. افلاطون تحقیقات درباره معرفت را در بخشی از مباحث خویش وارد کرده است که آنها را به نام «دیالکتیک» (جدل یا احتجاج) نامیده است (۵/۳و۱) و همین نوع تحقیقات ارسطو در متافیزیک این فیلسوف مشاهده می‌‌شود. (۱، ۵/۴) ولی خط فاصل روشنی میان آنچه مربوط به معرفت است و آنچه به منطق یا متافیزیک خالص ارتباط دارد، یافت نمی‌‌شود. مهمترین مسائل معرفت که در فلسفه قدما دیده می‌‌شود، مسائلی است که در اطراف صدق و صحت کلی معرفت دور می‌‌زند و شاید کمتر بتوان در آثار آنان نشانه‌‌ای از آن بخش مسائل معرفت مشاهده کرد که در عصر جدید حالت وضوح و صراحت پیدا کرده است. از این قبیل است مسئله علاقه میان دو عامل ذاتی(Subjective) و موضوعی (Objective) در معرفت و نقشی که موضوع درک شده و ذات درک‌‌کننده در عمل ادراک یا معرفت دارند، و مسئله تحدید حدود و معرفت بشری، و تعریف ماهیت و حقیقت تجریه خالص.۱
مسائلی چون نحوه پیدایش معرفت، میزان صحّت معرفت، تجرّد نفس و دسته‌‌بندی قوای آن به مدرکه یا ذهن و غیر آن، دسته‌‌بندی‌‌های معلومات ذهنی به جزئی و کلی، و کلی به بدیهی و نظری، عمده‌‌ترین مسائل فلسفی معرفت است که همراه با ابهام و اجمال بسیاری در دوره ماقبل اسلامی مطرح بوده و به دست فلاسفه اسلامی رسیده است.
فلاسفه اسلامی دوره پیش از ملاّصدرا (۱۰۵۰ـ۹۷۹ق./۱۶۴۰ـ۱۵۷۱م.) تحقیق و کاوش در مسائل فوق را ادامه دادند و علاوه بر تبیین بسیاری از ابهامات به جامانده و حل بسیاری از مشکلات حل ناشده، مطالب جدید فراوانی بر مباحث معرفت افزودند.
از گام‌‌های نخستین و بسیار مهمی که در فلسفه اسلامی در زمینه مباحث معرفت برداشته شد، ابتکار ابونصر محمدبن محمد بن طرخان فارابی (۳۳۹ـ۲۵۹ق./ ۹۵۰ـ۸۷۲م.) در تقسیم معرفت به معرفت تصوری و معرفت تصدیقی بود. این تقسیم که برای نخستین بار به دست این فیلسوف مسلمان صورت گرفت، منشأ تحولی بزرگ در فلسفه معرفت و نیز در منطق گردید.۲
یکی دیگر از مسائل مهم معرفت‌‌شناسی فلسفی، که برای نخستین بار در فلسفه اسلامی مطرح شد، مسئله وجود ذهنی بود. برای نخستین بار فخرالدین محمدبن عمر رازی (۶۰۶ـ۵۴۳ ق).۳ در کتاب المباحث المشرقیة، فصلی تحت عنوان «فی اثبات الوجود الذهنی» گشود.۴ این بحث به وسیله خواجه نصیرالدین طوسی (۶۷۲ـ۵۹۷ق./ ۱۲۷۴ـ۱۲۰۱م.) گسترش یافت و به تعریف جدیدی از علم و ادراک انجامید.
در دوره پیش از نصیرالدین طوسی معمولا در تعریف حقیقت علم و ادراک می‌‌گفتند: «هوالصورة الحاصلة من الشی‌‌ء لدی العقل.» این تعریف از دوره ماقبل اسلامی به ارث رسیده بود و فارابی و بوعلی سینا و دیگر فلاسفه نخستین دوره اسلامی نیز کمابیش همین تعریف را به کار می‌‌بردند، ولی از زمان نصیرالدین طوسی به بعد، علم و ادراک به «وجود حقیقت و ماهیت شی‌‌ء معلوم نزد عالم» تعریف شد و بدین‌‌سان، علم و ادراک معنای دیگری پیدا کرد و به عنوان نوعی از وجود شی‌‌ء معلوم نزد عالم شناخته شد.۵
ادامه مطلب »

روز سی ام
احکام زکات فطره
۱- کسی که مخارج سال خود و عیالاتش را ندارد و کسى هم ندارد که بتواند مخارج سال خود و عیالاتش را بگذراند فقیر است و دادن زکات فطره بر او واجب نیست.
۲- انسان باید فطره کسانى را که در غروب شب عید فطر نان‏خور او حساب مى‏شوند بدهد: کوچک باشند یا بزرگ، مسلمان باشند یا کافر، دادن خرج آنان بر او واجب باشد یا نه، در شهر خود باشند یا شهر دیگر.
۳- اگر کسى را که نان‏خور او است و در شهر دیگر است وکیل کند که از مال او فطره خود را بدهد، چنانچه اطمینان داشته باشد که فطره را مى‏دهد، لازم نیست ‏خودش فطره او را بدهد. حضرت امام خمینی ره)
نماز شب سی ام
دوازده رکعت (شش تا دو رکعتی)، در هر رکعت بعد از حمد بیست مرتبه سوره توحید و بعد از سلام صد مرتبه صلوات.
ثواب: حضرت علی(ع) فرمود: ختم می‏کند خدای تعالی از برای وی به رحمت.
شرح دعا
اللهم اجعل صیامی فیه بالشکر و القبول علی ما ترضاه و یرضاه الرسول محکمه فروعه بالاصول بحق سیدنا محمد و اله الطاهرین و الحمد لله رب العالمین.
خداوندا در این روز روزه مرا با جزای خیر ومقبول حضرتت آن گونه قرار ده که مورد پسند خود ورسولت واقع گردد وفروع آن را به واسطه اصول آن که ایمان وتوجه به توست محکم اساس گردان به حق سید ما محمد وآل اطهارش وستایش خدای را که پروردگار عالمیان است.
دراولین روزاین ماه مبارک ازخدا درخواست کردیم اللهمَ اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ خداوندا روزهام را در این ماه روزه ازروزه داران واقعی قرار ده ودرآخرین روزاز خدا می‏خواهیم اللهم اجعل صیامی فیه بالشکر و القبول علی ما ترضاه و یرضاه الرسول محکمه فروعه بالاصول بحق سیدنا محمد و اله الطاهرین و الحمد لله رب العالمین.
سپاس گزاری از خدا با ترک گناه!
از روایات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) استفاده می‏شود که شکرگزاری واقعی آن است که انسان از نعمت‏های الهی در مسیر عبادت و بندگی پروردگار عالم استفاده نموده و از گناهان و ارتکاب کارهای ناشایست به شدّت پرهیز کند.
امام صادق(ع) در این باره میفرماید: «شکرالنعمة اجتناب المحارم» شکر نعمت پرهیز از محرمات است. نورالثقلین، ج۲، ص۵۲۹
حال اگر انسان در زندگی دور کارهای ناشایست را خط قرمز کشیده و از انواع گناهان چه کوچک و چه بزرگ پرهیز نماید در مقابل خداوند بی همتا به پاس چنین اقدام شایستهای آغوش رحمت خویش را به روی او گشوده و او را از چشمه جوشان فیوضات خود بهره مند خواهد ساخت. آن یگانه خالق هستی در بخشی از کلام نورانی خویش در برابر شکری که بنده انجام میدهد وعده فزونی نعمت را داده و در این باره فرموده است: «و لئن شکرتم لَاَزیدنکم ولئن کفرتم اِنّ عذابی لشدید» سوره ابراهیم، آیه ۷ اگر واقعا سپاس گزاری کنید البته نعمت شما را افزون خواهم کرد و اگر ناسپاسی کنید عذاب من بسیار سخت است. بنابراین میان شکر و زیاد شدن نعمت رابطه تنگاتنگی وجود دارد به گونه‏ای که انسان در اثر شکر میتواند نظر رحمت الهی را به سوی خود جلب نموده و از موهبت‏های ارزنده خداوند بی همتا بهرهمند شود. در حقیقت انسانی که از نعمت‏های خدا در راه معاصی و گناهان استفاده میکند به زبان حال فریاد میکشد: «که خدایا من لایق این نعمت نیستم و کسی که آن را در مسیر بندگی استفاده میکند به زبان حال میگوید: «پروردگارا شایستهام، سپس افزون کن»
بسته شدن درهای رحمت!
پیشوایان معصوم همواره در طول حیات ارزشمند خویش ما را نسبت به گناه و ارتکاب معاصی هشدار داده‏اند.
بی تردید چنین هشداری از ناحیه آنها، به جهت آثار ویرانگری است که گناه بر پیکره دین و عقیده ما وارد میسازد.
در حقیقت گناه خانه قلب آدمی را تخریب و فضای روح و روان آدمی را آلوده میسازد.
در حدیثی امام صادق(ع) از قول پدر بزرگوار خویش نقل میکند که ایشان فرمود: «ما مِن شیءٍ أفَسَدَ للقلب مِن خطیئةٍ اِنَّ القلب لیواقع الخطیئة، فما تزال به حتّی تغلب علیه فیصیر اعلاهُ أسفَلَهُ» هیچ چیزی مانند گناه قلب را تباه نمیکند زیرا قلب پیوسته به گناه تن در می‏دهد تا جایی که گناه بر قلب چیره و غالب میشود و آنگاه قلب را دگرگون میسازد. وسائل الشیعه، کتاب جهاد النفس، ح۳۶۲
در اثر گناه رشته محبّت بین خدا و بنده پاره شده که نتیجه چنین اوضاعی بسته شدن درهای رحمت الهی و محروم شدن بنده از فیوضات خالق هستی است. بنابراین باز و بسته شدن درهای رحمت الهی بستگی به عملکرد خود انسان دارد، اگر سر تسلیم در مقابل پروردگار عالم فرود آورده و به دستورات او عمل نماید، خداوند نیز در مقابل، درهای رحمت را به روی او می‏گشاید و اگر به عکس، به جای بندگی خدا به بندگی شیطان روی آورد و تحت فرمان اوامر گمراه کنندهاش قرا بگیرد، خداوند بی همتا درهای رحمت خویش را به روی او بسته و به جای آن درهای خشم و غضب را به رویش باز خواهد نمود. در روایتی امام رضا(ع) پیرامون این امر فرموده است: «اوحی الله عزوجل إلی نبی من الأنبیاء إذا أُطِعتُ رَضیتُ و اذا رُضِیتُ بارکتُ ولیس لبرکتی نهایةٌ واذا عُصِیتُ غَضِبتُ و اذا غَضِبتُ لَعَنتُ تَبلُغُ السابِعَ من الوری» خدای عزوجل به پیامبری از پیامبران وحی فرمود: هرگاه اطاعت شوم خشنود میشوم و چون خشنود گردم برکت بخشم و برکت من بی پایان است و هنگامی که از من نافرمانی شود خشم گیرم و چون خشم گیرم، لعنت کنم و لعنت من تا هفت پشت را شامل میشود. کافی، ج۲، ص۲۷۵
مواظب دام‏ها و شکارگاههاى شیطان باشید
امام صادق(ع) به دوستان خود هشدار مى‏دهد و آن‏ها را از خطر دام‏هاى شیطان آگاه مى‏سازد: (یاعبدالله! لقد نصب ابلیس حبأله فى دارالغرور فما یقصد فیها الااولیأنا)؛ اى عبدالله! ابلیس دام هایش را در دنیاى فریبنده فقط به قصد شکار دوستان ما پهن کرده است. یابن جندب! ان للشیطان مصأد یصطادبها فتحاموا شباکه ومصأده.) اى پسر جندب! شیطان مکان هایى براى شکار دارد. مواظب دام‏ها و شکارگاههاى او باشید!عبدالله بن جندب مى‏پرسد: یابن رسول الله و ماهى؟اى پسرفرستاده خدا! آنها چیستند؟ (اما مصائده فصد عن برالاخوان، و اما شباکه فنوم عن قضإ الصلوات التى فرض الله.) اما از ابزارهای شکار اوجلوگیری از محبت ونیکى دوستان به یکدیگر و از دام‏هاى شیطان خواب درهنگام نماز تا جائی که قضا گردد. کلمه شیطان در قرآن هفتاد بار به صورت مفرد و هیجده بار به صورت جمع به کار رفته است که روى هم ۸۸ مرتبه مى‏شود. بعدازتمام شدن ماه شیاطین ازغل وزنجیرباز می‏شوند.
حربه شیطان به خودش برگشت
روزى حضرت امیرالمؤمنین(ع) براى انجام کارى، یکى از غلامان خود را صدا زد. شیطان او را وسوسه کرد که جواب آن حضرت را ندهد. چندین بار او را صدا کرد، جواب نیامد! حضرت به جست و جو پرداخت. دید آن غلام پشت دیوارى دراز کشیده و مشغول خرما خوردن است آن حضرت فرمود: ‏اى غلام! مگر صداى مرا نمى‏شنیدى که جواب نمى‏دادى؟ غلام عرض کرد: چرا. فرمود: چرا جواب نمى‏دادى؟ عرض کرد: یا على! مى‏خواستم تو را به غضب آورم؟ حضرت على فرمود: من هم کسى را که به تو دستور داد مرا به غضب آورى، به خشم مى‏آورم. من شیطانى را که به نام (ابیض) است و تو را وسوسه کرد تا جوابم را ندهى و من هم از سر خشم تو را مجازات کنم به غضب مى‏آورم سپس فرمود: (انت حر لوحه الله) من تو را آزاد کردم، تو را براى رضایت خداوند متعال در راه او آزاد نمودم. (شیطان نه این که نتوانست آن حضرت را به غضب آورد بلکه ایشان شیطان را به غضب آورد و بر آن ملعون مسلط شد.
کمین گاه شیطان
دشمن وقتى نتوانست از راه‏هاى ساده و عادى بر حریف خود غالب شود و او را به زمین زند، دنبال کمین گاهى مى‏گردد، تا در پناه آن و در وقت مناسب، بر حریف خود حمله کند و ناگهان او را در جاى خود از پاى در آورد و این شگرد خوبى است.
حیوانات براى این که طعمه خود را به آسانى به دست آورند، کمین مى‏کنند، انسان براى نابودى دشمن خود کمین مى‏نماید، کمین گاه جاى امنى براى دشمن است، نزدیک ترین راهى است که انسان و هر حیوانى را به مقصود مى‏رساند. شیطان هم از این حربه استفاده مى‏کند و اگر نتوانست از راه عادى و ساده بر انسان غالب شود، باید کمین کند و از این راه به مقصود برسد. گاهی کمین گاه شیطان، مال و ثروت است.
غیاث بن ابراهیم از امام صادق(ع) نقل مى‏کند که آن حضرت فرمود: شیطان، فرزند آدم(ع) را در هر چیز مى‏چرخاند و به هر راهى مى‏بردو هر گناهى را به او پیشنهاد مى‏کند همین که او را خسته و ناتوان دید، نیرو و توانش را از او گرفته، در کنار مال و ثروت کمین مى‏کند و چون انسان به آن جا رسد که آخرین مرحله شانس شیطان است ناگهان گریبانش را مى‏گیرد که دیگر راه فرارى براى او نیست مقصود این است که مال و ثروت بزرگ ترین کمین گاه شیطان است؛ زیرا بسیار کم اتفاق مى‏افتد که انسان به مال و ثروت برسد و او را نفریبد و منحرف نکند. قرآن در این باره مى‏فرماید: کلا ان الانسان لیطغى ان راه استغنى چنین نیست که نعمت‏هاى الهى و مال و ثروت شکرگزارى را براى همیشه در انسان زنده کند، بلکه او مسلما طغیان مى‏کند، چون خود را مستغنى و بى نیاز مى‏بیند.
طغیان کردن طبیعت غالب انسان‏ها است، طبیعت کسانى که در مکتب عقل و وحى پرورش نیافته اند، آنان وقتى خود را مستغنى مى‏پندارند، شروع به سرکشى و طغیان مى‏کنند از همین جهت است که پیشواى ششم امام صادق(ع) فرمود: سر هر خطاکارى دوستى (و علاقه) به دنیا است چون دنیا انسان را از کسب کمالات و تحصیل آخرت باز مى‏دارد، او را به پرت گاه مى‏برد. دوستى مال و ثروت باعث فراموشى خدا و آخرت، دشمنى با خدا و پیامبران الهى و اولیاى او و مؤمنان مى‏شود حضرت یوسف(ع) وقتى گرفتار آن همه بلا و فتنه مى‏شود و در چنگال زیباترین زنان آن زمان گرفتار مى‏گردد نمى‏گوید: خدایا! مرا مسلمان بمیران، اما وقتى به ریاست و حکومت مى‏رسد از خدا مى‏خواهد که حکومت و ریاست و مال و منال، او را منحرف نکند و بر خداشناسى ثابت قدم بدارد و هنگام مردن مسلمان بمیرد.
خانه شیطان
احمد حرب که یکى از زهاد و اهل حال و کشف بوده بامدادى از بازارى در نیشابور مى‏گذشت. دید شیطان، پرچمى بر افراشته و دور او شیاطین صف بسته اند گفت: ‏اى بیچاره! به چه طمع این جا آمده‏اى؟ پاسخ داد: بازار دنیا، خانه من است؛ به خانه خود آمده ام، تو از مردم بپرس که چرا به خانه من آمده اند؟ احمد گفت: آنان آمده اند تا کسبى کنند و نانى براى رفاه زن و فرزند و زندگى خود به دست آورند شیطان گفت: من نیز مى‏کوشم تا یکى را به جهنم ببرم؟ آنان به مال من دست مى‏زنند، من نیز در سینه آنان دست مى‏زنم و وسوسه مى‏کنم. به آنها بگو از خانه من بیرون روند و آن را به من واگذارند تا من هم از سینه آنها بیرون روم حضرت رسول فرمود: شیطان بار اول کسى که داخل بازار مى‏شود، داخل و با آخرین کسى که بر مى‏گردد، او هم بر مى‏گردد.
و نیز حضرت رسول(ص) فرمود: بدترین بقعه ‏هاى زمین بازار است و آن میدان میدان و محل جولان دادن شیطان مى‏باشد. اول صبح با پرچم خود مى‏آید و آن را نصب مى‏کند، تخت خود را در بازار مى‏گذارد و فرزندان خود را در آن پراکنده مى‏کند، به هر کدام از آنها دستور مى‏دهد که مردم بازار را وسوسه کنند. در متر کردن پارچه خیانت و از آن کم نمایند. به عده‏اى دیگر مى‏گوید: وسوسه کنید که اهل بازار در تعریف جنس خود قسم دروغ بخورند و با قسم، جنس پست خود را خوب جلوه دهند و بفروشند بعد از آن به فرزندان خود خطاب مى‏کند و مى‏گوید: بر شما باد مردمى که پدر آنها مرده (مراد حضرت آدم(ع) است ولى پدر شما هنوز زنده مى‏باشد. کوشش کنید که با اول کس داخل بازار شوید و با آخرین کس خارج شوید از حضرت رسول صلى الله علیه و آله نقل شده که فرمود: بازار خانه سهو و غفلت و بى خبر شدن از خداست. کسى که در بازار تسبیح بگوید، خداوند براى هر تسبیح او هزار هزار حسنه مى‏نویسد. و در قیامت او را مى‏بخشد. بخشیدنى که به قلب احدى خطور نکرده باشد. و حضرت على(ع) فرمود: اگر مى‏خواهى شیطان را دور کنى یاد خدا کن. چون خدا را یاد کردن باعث راندن و فرار شیطان مى‏شود.
نماز شیطان
شیطان، براى گمراه کردن انسان از یک شیوه ثابت استفاده نمى‏کند، بلکه براى هر کسى شیوه مخصوص به خود آن را به کار مى‏برد تا موفق شود. براى هر کسى راه و روشى جداگانه دارد. یکى از راههاى مؤ ثر و موفق آن ملعون، عبادت نمودن و نماز خواندن او است. براى منحرف کردن نمازگزاران از حربه نماز استفاده مى‏کند؛ زیرا اگر کسى که راضى نیست خود را به هر گناهى بیالاید و نمازهایش پشتوانه معنوى او است، هیچ گاه به فرمان او در نمى‏آید که شراب بخورد یا آدم بکشد تا دزدى کند. مسلما به فرمان او گردن نمى‏نهد ناگزیر، باید راهى بیابد که بتواند آرام آرام او را منحرف کند و به مقصود خویش راهنمایى نماید و آن، هم دردى و هم راهى با او در لباس نماز خوان و عابد است.
ادامه مطلب »

روز بیست و نهم
احکام
۱- نظر شریف جنابعالى درباره تزریق آمپول و سایر تزریقات نسبت به روزه داران در ماه مبارک رمضان، چیست؟
ج: احتیاط واجب آن است که روزه‏دار از آمپول‏هاى مقوّى یا مغذّى و هر آمپولى که در رگ تزریق مى‏شود و نیز انواع سرم‏ها خوددارى کند، لکن آمپول‏هاى دارویى که در عضله تزریق مى‏شود و نیز آمپول‏هایى که براى بى‏حسّ کردن به کار مى‏رود، مانعى ندارد.
۲- آیا خوردن قرص فشار خون در حال روزه جایز است یا خیر؟ج: اگر خوردن آن در ماه رمضان براى درمان فشار خون ضرورى باشد، اشکال ندارد، ولى با خوردن آن روزه باطل مى‏شود.
۳- اگر من و بعضى از مردم بر این عقیده باشیم که بر استفاده از قرصها جهت مداوا عنوان ‏خوردن ‏و آشامیدن‏ صدق ‏نمى‏کند، آیا عمل ‏به آن جایز است و به روزه‏ام ضرر نمى‏زند؟ج: خوردن قرص روزه را باطل مى‏کند.( مقام معظم رهبری)
نماز شب بیست و نهم
دو رکعت در هر رکعت حمد و بیست مرتبه توحید ثواب: حضرت علی(ع)فرمود: هر کس بخواند، از مرحومین حساب شده و نامه‏ی عمل او را به اعلی علّییّن می‏برند.
شرح دعای روز بیست و نهم
اللَّهُمَّ غَشِّنِی فِیهِ بِالرَّحْمَةِ وَ ارْزُقْنِی فِیهِ التَّوْفِیقَ وَ الْعِصْمَةَ وَ طَهِّرْ قَلْبِی مِنْ غَیَاهِبِ التُّهَمَةِ یَا رَحِیماً بِعِبَادِهِ الْمُؤْمِنِین»
خدایا در این روز مرا به رحمت خود بپوشان و توفیق و عصمت را روزى من کن. و قلبم را از تیرگیهای تهمت پاک کن‏اى خدایی که بر اهل ایمان مهربان هستی.
دستیابی به رحمت الهی
چه چیزهایی باعث نزول و فراگیری رحمت الهی میشود؟
منشاء همه رحمتها ائمه طهارین(ع) هستند چه رحمتهای مادی وچه معنوی بهترین سندآن زیارت جامعه کبیره است به دقت به گوشه هایی ازاین زیارت دقت کنید. این زیارت را شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه و عیون اخبار الرضا از موسى بن عبد اللّه نخعى روایت کرده است.
أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ [السَّبِیلُ الْأَعْظَمُ‏] وَ شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ وَ شُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاءِ وَ الرَّحْمَةُ، شمایید راه راست‏تر و گواهان (حجتهای) خانه فنا، و شفیعان خانه بقا، و رحمت پیوسته،
وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وِلایَتِکُمْ طِیبا لِخَلْقِنَا [لِخُلُقِنَا] وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْکِیَةً [بَرَکَةً] لَنَا وَ کَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا و آنچه ما را از ولایت شما به آن‏ مخصوص داشت، مایه پاکى براى خلقت ما، و طهارت براى جان ما، و تزکیه براى وجود ما، و کفاره گناهان ماست،
أَنْتُمْ نُورُ الْأَخْیَارِ وَ هُدَاةُ الْأَبْرَارِ وَ حُجَجُ الْجَبَّارِ بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِکُمْ یَخْتِمُ [اللَّهُ‏] وَ بِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ، شما نور خوبان و هادیان نیکان و حجّتهاى خداى جبّارید، خدا با شما آغاز کرد، و با شما ختم مى‏کند، و به خاطر شما باران فرو مى‏ریزد،
وَ ائْتَلَفَتِ الْفُرْقَةُ وَ بِمُوَالاتِکُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ وَ لَکُمُ الْمَوَدَّةُ الْوَاجِبَةُ وَ الدَّرَجَاتُ الرَّفِیعَةُ وَ الْمَقَامُ الْمَحْمُودُ وَ الْمَکَانُ [وَ الْمَقَامُ‏] الْمَعْلُومُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْجَاهُ الْعَظِیمُ وَ الشَّأْنُ الْکَبِیرُ وَ الشَّفَاعَةُ الْمَقْبُولَةُ و جدایى به گردهمایى رسید، و به مولات شما طاعت واجب شده‏ پذیرفته مى‏گردد، و براى شماست موّدت واجب، و درجات بلند، و مقام پسندیده، و جایگاه معلوم‏ نزد خداى عزّ و جلّ، و شرف عظیم، و رتبه کبیر، و شفاعت پذیرفته،
وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلا بِإِذْنِهِ وَ بِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ یَکْشِفُ الضُّرَّ وَ عِنْدَکُمْ مَا نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ وَ هَبَطَتْ بِهِ مَلائِکَتُهُ وَ إِلَى جَدِّکُمْ و تنها براى شما آسمان را از اینکه بر زمین فرو افتد نگاه مى‏دارد، مگر با اجازه خودش، و به وسیله شما اندوه را مى‏زداید، و سختى را برطرف مى‏نماید، و نزد شماست آنچه را بر رسولانش نازل فرموده، و فرشتگانش به زمین فرود آورده‏اند، و به جانب جد شما.
وَ أَکْرَمَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَعْظَمَ شَأْنَکُمْ وَ أَجَلَّ خَطَرَکُمْ وَ أَوْفَى عَهْدَکُمْ [وَ أَصْدَقَ وَعْدَکُمْ‏] کَلامُکُمْ نُورٌ وَ أَمْرُکُمْ رُشْدٌ وَ وَصِیَّتُکُمُ التَّقْوَى وَ فِعْلُکُمُ الْخَیْرُ وَ عَادَتُکُمُ الْإِحْسَانُ، جانهایتان، و بزرگ است مقامتان، و عظیم است مرتبه بلندتان، و با وفاست پیمانتان، و راست است‏ وعده‏تان، سخن شما نور، و دستورتان راهنما، و سفارشتان تقوا، و کارتان، خیر، و روشتان‏ احسان.
اگرچرخ فلک می‏گردد بخاطرآنهاست که فرمود ماخلقت الجن والانس الالیعبدون واین روایت که پیامبر فرمود یا علی لایعرف اللّه تعالی الّا انا و انت و لایعرفنی الّا اللّه و انت و لا یعرفک الّا اللّه و انا؛ محمد تقی مجلسی، روضةالمتقین، ج ۱۳، ص ۲۷۳‏ای علی! خدا را نشناخت جز من و تو، و مرا نشناخت جز خدا و تو و تو را نشناخت مگر خدا و من. تایید کننده مضامین این زیارت است ودیگری این روایت است لولا الحجّة لساخت الارضُ باَهلِها اگر حجت خدا نبود، هر آینه زمین اهلش را میبلعید.» ط کمبانی ج ۷/۳ و۶- ۹
الامام السجاد(ع): لاتَخْلُو الاَرْضُ الی اَنْ تَقُومَ السّاعَةُ مِنْ حُجَّة وَ لَوْلا ذلِکَ لَمْ یُعْبَدِ اللهُ: زمین تا روز قیامت خالی از حجت نیست، و اگر حجت الهی نبود، خدا پرستیده نمیشد: بحارالانوار، بیروت دار احیاء التراث، ج ۵۲، ص ۹۲
زمینی که زیر پای ما گسترده شده است، تحمل معاصی و گناهان ما را ندارد. طبق کلام معصوم(ع) تنها به یُمن وجود امام(ع) است که زمین اهلش را نمیبلعد.
امروزآخرین حجت خدا امام عصر(عج) درغیبت کبری بسرمی برد.
عن ایوب ابن نوح قال: قلتُ لابی الحسن الرضا(ع): انّا نرجُوا اَن تکونَ صاحبَ هذا الامرِ…
ایوب بن نوح گوید: به امام رضا(ع) عرضه داشتم که ما امید داریم شما صاحب الامر باشید و خداوند امر ظهور را به راحتی و بدون جنگ به شما واگذار کند، همانا ما با شما بیعت کرده و درهم‏ها را بنام شما ضرب می‏کنیم، حضرت(ع) فرمودند: از ما اهلبیت احدی نیست که نامه های (فراوانی) برای او بیاید و با انگشتان به او اشاره شود و از مسائل متفاوتی از او سئوال شود و اموالی برایش بیاورند مگر اینکه کشته می‏شود یا می‏میرد تا اینکه خداوند برای این امر پسر بچه‏ای از ما اهل بیت را مبعوث می‏کند… بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۳۷
امام زمان(عج) درآینه روایات
پیامبر(ص) : بِاَبی وَاُمّی سَمیّی وَشَبیهی وَ شَبیهُ مُوسَی بن عِمْرانَ عَلیه… النّورِ…: پدر و مادرم فدایش باد که او همنام من و شبیه من و شبیه موسی بن عمران است که بر او نورهایی احاطه دارد. کفایة الاثر، ص۱۵۶
امام رضا(ع) فرمودند: حجت خدا بر خلقش تمام نشود، مگر به وجود امام تا شناخته شود. (اصول کافی ج۱ص۲۵۰)
پیامبر(ص) :مَهْدیُّ اُمَّتی اَشْبَهُ النّاسِ بی فی شَمائِلِهِ وَاَقْوالِهِ وَاَفْعالِهِ: مهدیِ امت من، شبیه‏ترین مردم نسبت به من در شمایل و سخن و رفتار است. اکمال الدین، ص۲۵۷
پیامبر(ص): لَوْ لَمْ یَبْقِ مِنَ الدُّنْیا اِلاّ یَوْمٌ لَطوّلَ اللّه‏ تَعالی ذلِکَ الْیَوْمَ حَتّی یَبْعَثَ رَجُلاً مِنّی.: اگر از دنیا بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی خواهد کرد تا مردی از خاندان من را برانگیزد. کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص۴۶، ح۳۰
امام علی پیامبر(ص): آگاه باشید (مهدی) جانشین خداوند در زمین و حکم خدا در مخلوقات و امین خداوند در آشکار و نهان است. نجم الثاقب، ص ۱۱۸
پیامبر(ص) : طوبی لمن ادرک قائم اهل بیتی و هو مقتد به قبل قیامه، یتولی ولیه و یتبرا من عدوه و یتولی الائمة الهادیة من قبله، اولئک رفقایی و ذوو ودی و مودتی و اکرم امتی علی‏.: خوشا به حال کسی که به حضور قائم از اهل بیت من برسد و حال آنکه پیش از قیام او نیز، پیرو او باشد، آن که با دوست او دوست و با دشمن او دشمن و با رهبران قبل از او دوست، اینان دوستان و رفقای منند… بحارالانوار، ج‏۵۲، ص‏۱۳۰
پیامبر(ص): اَلْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِ فاطِمةَ: مهدی، از فرزند فاطمه است: سنن ابن ماجه، ج۳، ص۲۴

امام صادق (ع)… اذا ادرکتَ هذا الزمان فادع بهذا الدعاء: اللهمَّ عَرِّفنی نفسَکَ فانَّک اِن لم تُعرِّفْنی نفسَک لم اعرِف نَبیَّکَ، اللهمَّ عرَّفْنی… هر گاه زمان غیبت را درک کردی پس این دعا را بخوان: خداوندا شناخت خودت را به من عطا کن، چرا که اگر تو خود را به من نشناسانی، نبیّت را نخواهم شناخت، خداوندا رسولت را به من بشناسان، چرا که اگر شناخت رسولت را به من عطا نکنی، حجت تو (امام زمان) را نخواهم شناخت، خداوندا حجتت را به من بشناسان، چرا که اگر او را به من نشناسانی از دینم گمراه می‏شوم. «الکافی، ج ۱، ص ۳۳۷»
امام سجاد(ع)…: ان اهل زمان غیبة، القائلون بامامتِه، المنتَظرون لظُهورِهِ افضَلُ اهل کلِ زمانٍ.: همانا مردم زمان غیبت که امامت او را پذیرفته اند و منتظر ظهور اویند، برتر از افراد همه زمانها هستند. «بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۲»
و صدها روایت دیگر
ازجمله چیزهایی که باتکیه واعتقاد به امامت وولایت ازرحمتهای الهی درروایات وآیایات محسوب شده امور ذیل است.
صبر، از جمله چیزهایی است که نزول رحمت الهی را به دنبال دارد. خداوند در آیه ۱۵۵ و ۱۵۶و ۱۵۷ بقره میفرماید: وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ، الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ، أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ. به صبرکنندگان بشارت بده. آنها که هر گاه مصیبتى به ایشان مى‏رسدمى‏گویند: ما از آنِ خدائیم؛ و به سوى او بازمى‏گردیم است. اینها همانها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده.
دومین مورد از نزول رحمت الهی معانقه کردن دو مومن میباشد.
امام صادق (ع)… میفرماید: إِنَّ الْمُؤْمِنَیْنِ إِذَا اعْتَنَقَا غَمَرَتْهُمَا الرَّحْمَة. وقتی دومومن معانقه می‏کنندرحمت، وجودآنها را میگیرد. بحار الأنوار، ج‏۷۳، ص: ۳۵
تحریف بزرگ!
یک تحریف بزرگ تاریخی در رفتار مسلمانان صورت گرفته است و آن این است که در اسلام به معانقه سفارش شده است (گردن به هم نهادن)، ولی مسلمانان آن را به مواجهه (صورت روی صورت قرار دادن) تغییر دادهاند: در روایات ما به هیچ وجه مواجهه نیامده است. آن چیزی که سنت است معانقه میباشد که باعث فرود رحمت الهی میشود.
عفو و بخشش: «بخشش» ، سومین موضوعی است که باعث نزول رحمت الهی میشود.
مولای متقیان حضرت علی(ع)… فرمود: بِالْعَفْوِ تُسْتَنْزَلُ [تَنْزِلُ‏] الرَّحْمَة. با «بخشیدن» ، رحمت الهی نازل می‏شود. (تصنیف غررالحکم ودررالکلم، ص۲۴۶) چهارمین مورد از نزول رحمت الهی توبه میباشد. امیرالمؤمنین(ع)… میفرماید: التَّوْبَةُ تَسْتَنْزِلُ الرَّحْمَةَ. توبه باعث نزول رحمت خداوند میشود. (تصنیف غررالحکم ودررالکلم، ص۱۹۵).
پنجم، ترحم به دیگران باعث نزول رحمت الهی میشود امیرالمؤمنین(ع)… فرمود: بِبَذْلِ الرَّحْمَةِ تُسْتَنْزَلُ الرَّحْمَة. با عطوفت و ترحم به دیگران رحمت الهی نازل میشود. (تصنیف غررالحکم ودررالکلم، ص۲۴۶)
ادامه مطلب »

درباره‌ی این وبلاگ

این پایگاه توسط تبیان گیلان برای واحد مبلغین طراحی و راه اندازی شده است. تمام حقوق آن متعلق به مرکز تحقیقات اینترنتی تبیان گیلان و اداره کل تبلیغات اسلامی استان گیلان است..

تصاویر

دسته‌ها

بایگانی